سيماى فاطمه(سلام الله عليها) در روز قيامت

بسم الله الرحمن الرحيم

چهره مقدس و ملكوتى فاطمه زهرا(س) در تاريخ اسلام آنقدر تابناك و روشن است كه چندان به تحقيق و بررسى نياز ندارد; اما با توجه به ايام شهادت آن بزرگوار شايسته است اندكى درباره فضايل حضرتش گفتگوكنيم. براين اساس، به سراغ روايات نورانى معصومان عليهم السلام مى‏رويم تا بامقام و جايگاه آن حضرت در قيامت آشنا شويم.

كيفيت بر انگيخته شدن

برانگيخته شدن و رستاخيز از لحظات بسيار سخت و وحشتناك آينده بشر است; زمانى كه معصومان عليهم السلام همواره بدان مى‏انديشند و گاه از خوف آن بيهوش مى‏شدند. فاطمه(س) نيز چنين بود و بيشتر بدين زمان مى‏انديشيد. فكر زنده شدن، عريان بودن انسانها در قيامت، عرضه شدن به محضر عدل الهى و... او را در اندوه فرو مى‏برد. اميرمؤمنان على(ع) مى‏فرمايد:

«روزى پيامبرخدا(ص) بر فاطمه(س) وارد شد و او را اندوهناك يافت. فرمود: دخترم! چرا اندوهگينى؟

فاطمه پاسخ داد: پدرجان! ياد قيامت و برهنه محشور شدن مردم در آن روز رنجم مى‏دهد.

پيامبر فرمود: آرى دخترم! آن روز، روز بزرگى است; اما جبرئيل از سوى خداوند برايم خبر آورد من اولين كسى هستم كه برانگيخته مى‏شوم; سپس ابراهيم و آنگاه همسرت على‏بن ابى‏طالب(ع). پس از آن، خداوند جبرئيل را همراه هفتاد هزار فرشته به سوى تو مى‏فرستد. وى هفت گنبد از نور بر فراز آرامگاهت‏برقرار مى‏سازد. آنگاه اسرافيل لباسهاى بهشتى برايت مى‏آورد و تو آنها را مى‏پوشى. فرشته ديگرى به نام زوقائيل مركبى از نور برايت مى‏آورد كه مهارش از مرواريد درخشان و جهازش از طلاست. تو بر آن مركب سوار مى‏شوى و زوقائيل آن را هدايت مى‏كند. در اين حال هفتاد هزار فرشته با پرچمهاى تسبيح پيشاپيش تو راه مى‏سپارند. اندكى كه رفتى، هفتاد هزار حورالعين در حالى كه شادمانند و ديدارت را به يكديگر بشارت مى‏دهند، به استقبالت مى‏شتابند. به دست هريك از حوريان منقلى از نور است كه بوى عود از آن بر مى‏خيزد... آنها در طرف راستت قرار گرفته، همراهت‏حركت مى‏كنند. هنگامى كه به همان اندازه از آرامگاهت دور شدى، مريم دختر عمران همراه هفتاد هزار حورالعين به استقبال مى‏آيد و برتو سلام مى‏گويد. آنها سمت چپت قرار مى‏گيرند و همراهت‏حركت مى‏كنند. آنگاه مادرت خديجه، اولين زنى كه به خدا و رسول او ايمان آورد، همراه هفتاد هزار فرشته كه پرچمهاى تكبير در دست دارند، به استقبالت مى‏آيند. وقتى به جمع انسانها نزديك شدى، حواء با هفتاد هزار حورالعين به همراه آسيه دختر مزاحم نزدت مى‏آيد و با تو رهسپار مى‏شود.

حضور فاطمه در ميان مردم

فاطمه جان، هنگامى‏كه به وسط جمعيت‏  حاضر در قيامت مى‏رسى، كسى از زير عرش پروردگار به گونه‏اى كه تمام مردم صدايش را بشنوند، فرياد مى‏زند: چشمها را فرو پوشانيد و نظرها را پايين افكنيد تا صديقه فاطمه، دخت پيامبر(ص) و همراهانش عبور كنند.

پس در آن هنگام هيچ كس جز ابراهيم خليل‏الرحمان و على‏بن ابى‏طالب(ع) و... به تو نگاه نمى‏كنند. (1)

جابربن عبدالله انصارى نيز در حديثى از پيامبرخدا(ص) اين حضور را چنين توصيف مى‏كند:

روز قيامت دخترم فاطمه بر مركبى از مركبهاى بهشت وارد عرصه محشر مى‏شود. مهار آن مركب از مرواريد درخشان، چهار پايش از زمرد سبز، دنباله‏اش از مشك بهشتى و چشمانش از ياقوت سرخ است و بر آن گنبدى از نور قرار دارد كه بيرون آن از درونش و درون آن از بيرونش نمايان است. فضاى داخل آن گنبد انوار عفو الهى و خارج آن پرتو رحمت‏خدايى است. بر فرازش تاجى از نور ديده مى‏شود كه هفتاد پايه از در و ياقوت دارد كه همانند ستارگان درخشان نور مى‏افشانند.

در هريك از دو سمت راست و چپ آن مركب هفتاد هزار فرشته به چشم مى‏خورد.

جبرئيل مهار آن را در دست دارد و با صداى بلند ندا مى‏كند: نگاه خود فراسوى خويش گيريد و نظرها پايين افكنيد. اين فاطمه دختر محمد است كه عبور مى‏كند.

در اين هنگام، حتى پيامبران و انبيا و صديقين و شهدا همگى از ادب ديده فرو مى‏گيرند تا فاطمه(س) عبور مى‏كند و در مقابل عرش پروردگارش قرار مى‏گيرد. (2)

منبرى از نور براى فاطمه(س)

در ادامه گفتگوى پيامبر با دختر گرامى‏اش درباره چگونگى حضور وى در عرصه قيامت، چنين مى‏خوانيم: سپس منبرى از نور برايت‏برقرار مى‏سازند كه هفت پله دارد و بين هر پله‏اى تا پله ديگر صفهايى از فرشتگان قرار گرفته‏اند كه در دستشان پرچمهاى نور است. همچنين در طرف چپ و راست منبر حورالعين صف مى‏كشند... آنگاه كه بر بالاى منبرقرار مى‏گيرى، جبرئيل مى‏آيد و مى‏گويد: اى فاطمه! آنچه مايلى از خدا بخواه... (3)

شكايت در دادگاه عدل الهى

اولين در خواست فاطمه در روز قيامت، پس از عبور از برابر خلق، شكايت از ستمگران است.

جابرابن عبدالله انصارى از پيامبر(ص) چنين نقل مى‏كند: هنگامى‏كه فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار مى‏گيرد، خود را از مركب به زير انداخته، اظهار مى‏دارد: الهى و سيدى، ميان من و كسى كه مرا آزرده و بر من ستم روا داشته، داورى كن. خدايا! بين من و قاتل فرزندم، حكم كن... (4)

براساس روايتى ديگر، پيامبر اكرم(ص) فرمود: دخترم فاطمه در حالى كه پيراهنهاى خونين در دست دارد، وارد محشر مى‏شود; پايه‏اى از پايه‏هاى عرش را در دست مى‏گيرد و مى‏گويد:

«يا عدل يا جبار احكم بينى و بين قاتل ولدى‏»

اى خداى عادل و غالب، بين من و قاتل فرزندم داورى كن.

قال:«فيحكم لابنتي و رب الكعبة‏»

به خداى كعبه سوگند، به شكايت دخترم رسيدگى مى‏شود و حكم الهى صادر مى‏گردد. (5)

ديدار حسن و حسين عليهما السلام

دومين خواسته فاطمه در روز قيامت از خداوند چنين است: خدايا! حسن و حسين را به من بنمايان.

در اين لحظه، امام حسن و امام حسين عليهما السلام به سوى فاطمه مى‏روند، در حالى‏كه از رگهاى بريده حسين خون فوران مى‏كند. (6)

پيامبر خدا(ص) مى‏فرمايد: هنگامى‏كه به فاطمه گفته مى‏شود وارد بهشت‏شو، مى‏گويد: هرگز وارد نمى‏شوم تا بدانم پس از من با فرزندانم چه كردند؟

به وى گفته مى‏شود: به وسط قيامت نگاه كن.

پس بدان سمت مى‏نگرد و فرزندش حسين را مى‏بيند كه ايستاده و سر در بدن ندارد. دخت پيامبر(ص) ناله و فرياد سر مى‏دهد. فرشتگان نيز (باديدن اين منظره) ناله و فرياد بر مى‏آورند. (7)

امام صادق(ع) مى‏فرمايد: حسين بن على(ع) در حالى كه سر مقدسش را در دست دارد، مى‏آيد. فاطمه با ديدن اين منظره ناله‏اى جانسوز سر مى‏دهد. در اين لحظه، هيچ فرشته مقرب و پيامبر مرسل و بنده مؤمنى نيست مگر آنكه به حال او مى‏گريد. (8)

در اين موقعيت، خداوند به خشم آمده، به آتشى به نام «هبهب‏» كه هزار سال در آن دميده شده تا سياه گشته و هيچ آسودگى در آن راه نمى‏يابد و هيچ اندوهى از آنجا بيرون نمى‏رود، دستور مى‏دهد كشندگان حسين بن‏على را برگير و جمع كن... آتش به فرمان پروردگار عمل كرده، همه آنها را بر مى‏چيند... (9)

شفاعت‏براى دوستان اهل‏بيت عليهم السلام

سومين درخواست فاطمه در روز قيامت از پروردگار، شفاعت از دوستان و پيروان اهل‏بيت عليهم السلام است كه مورد قبول حق قرار مى‏گيرد و دوستان و پيروانش را مورد شفاعت قرار مى‏دهد.

امام باقر(ع) مى‏فرمايد: هنگامى‏كه فاطمه به در بهشت مى‏رسد، به پشت‏سرش مى‏نگرد. ندا مى‏رسد: اى دختر حبيب! اينك كه دستور داده‏ام به بهشت‏بروى، نگران چه هستى؟

فاطمه(س) جواب مى‏دهد: اى پروردگار! دوست دارم در چنين روزى با پذيرش شفاعتم، مقام و منزلتم معلوم شود.

ندا مى‏رسد: اى دختر حبيبم! برگرد و در مردم بنگر و هر كه در قلبش دوستى تو يا يكى از فرزندانت نهفته است داخل بهشت گردان. (10)

امام باقر(ع) در روايتى ديگر مى‏فرمايد: در روز قيامت‏بر پيشانى هر فردى، مؤمن يا كافر نوشته شده است. پس به يكى از محبان اهل‏بيت عليهم السلام كه گناهانش زياد است دستور داده مى‏شود به جهنم برده شود. در آن هنگام، فاطمه(س) ميان دو چشمش را مى‏خواند كه نوشته شده است: دوستدار اهل‏بيت. پس به خدا عرضه مى‏دارد:

الهى و سيدى! تو مرا فاطمه ناميدى و دوستان و فرزندانم را به وسيله من از آتش دور ساختى و وعده تو حق است و هرگز وعده‏ات را زير پا نمى‏نهى.

ندا مى‏رسد: فاطمه! راست گفتى; من تو را فاطمه ناميدم و به وسيله تو، دوستان و پيروانت و دوستان فرزندانت و پيروانشان را از آتش دور گردانيدم. وعده من حق است و هرگز تخلف نمى‏كنم.

اينكه مى‏بينى دستور دادم بنده‏ام را به دوزخ برند، بدين جهت‏بود كه درباره‏اش شفاعت كنى و شفاعتت را بپذيرم تا فرشتگان، پيامبران، رسولان و همه مردم از منزلت و مقامت آگاهى يابند. حال بنگر، دست هركه بر پيشانى‏اش «مؤمن‏» نوشته شده، بگير و به بهشت‏ببر. (11)

شفاعت دوستان فاطمه از ديگران

عظمت و مقام حضرت فاطمه در روز قيامت چنان است كه خداوند به خاطر فاطمه به دوستان آن حضرت نيز مقام شفاعت مى‏دهد. امام باقر(ع) به جابر فرمود: جابر! به خدا سوگند، فاطمه(س) با شفاعت‏خود در آن روز شيعيان و دوستانش را از ميان اهل محشر جدا مى‏سازد. چنانكه كبوتر دانه خوب را از دانه بد جدا مى‏كند.

هنگامى‏كه شيعيان فاطمه همراه وى به در بهشت مى‏رسند، خداوند در دلشان مى‏افكند كه به پشت‏سر بنگرند. وقتى چنين كنند، ندا مى‏رسد: دوستان من!

اكنون كه شفاعت فاطمه را در حق شما پذيرفتم، نگران چه هستيد؟

آنان عرضه مى‏دارند: پروردگارا! ما نيز دوست داريم در چنين روزى مقام و منزلت ما براى ديگران آشكار شود.

ندا مى‏رسد: دوستانم! بر گرديد و بنگريد و هر كه به خاطر دوستى فاطمه شما را دوست داشت و نيز هر كه به خاطر محبت فاطمه به شما غذا، لباس يا آب داده و يا غيبتى را از شما دور گردانيده همراه خود وارد بهشت كنيد. (12)

به سوى بهشت

فاطمه(س)، پس از شفاعت از دوستان خود و فرزندانش و رسيدگى به شكايتش در دادگاه عدل الهى به فرمان خدا، با جلال و شكوه خاصى وارد بهشت مى‏شود. پيامبراكرم(ص) مى‏فرمايد: روز قيامت دخترم فاطمه در حالى كه لباسهاى اهدايى خداوند را كه با آب حيات آميخته شده، پوشيده، محشور مى‏شود و همه مردم از مشاهده اين كرامت تعجب مى‏كنند. آنگاه لباسى از لباسهاى بهشت‏بر وى پوشانده مى‏شود. بر هزار حله بهشتى براى او با خط سبز چنين نوشته شده است: دختر پيامبر را به بهترين شكل ممكن و كامل‏ترين هيبت و تمامترين كرامت و بيشترين بهره وارد هشت‏سازيد. پس، فاطمه(س) را به فرمان پروردگار در كمال عظمت و شكوه، در حالى‏كه پيرامونش هفتاد هزار كنيز قرار گرفته، به بهشت مى‏برند. (13)

استقبال حوريان بهشتى

رسول خدا(ص) به فاطمه(س) فرمود: هنگامى‏كه به در بهشت مى‏رسى، دوازده هزار حوريه، كه تاكنون به ملاقات كسى نرفته و نخواهند رفت در حالى‏كه مشعل‏هاى نورانى به دست دارند و بر شترانى از نور كه جهازهايشان از طلاى زرد و ياقوت سرخ و مهارهايشان از لؤلؤ و مرواريد درخشان است‏سوارند، به استقبالت مى‏شتابند. پس وقتى داخل بهشت‏شدى، بهشتيان به يكديگر ورودت را بشارت خواهند داد و براى شيعيانت‏سفره‏هايى از گوهر، (14) كه بر پايه‏هايى از نور برقرار ساخته‏اند، آماده مى‏سازند و در حالى كه هنوز ساير مردم گرفتار حسابرسى‏اند، آنان از غذاهاى بهشتى مى‏خورند. (15)

اولين سخن فاطمه در بهشت

سلمان فارسى از پيامبر اسلام(ص) چنين روايت كرده است: هنگامى‏كه فاطمه داخل بهشت مى‏شود و آنچه خداوند برايش مهيا كرده مى‏بيند، اين آيه را تلاوت مى‏كند:

(بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله الذى اذهب عناالحزن ان ربنا لغفور شكور الذى احلنا دارالمقامة من فضله لايمسنا فيها نصب و لا يمسنا فيها لغوب) (16)

ستايش و سپاس ويژه خدايى است كه اندوهمان را زدود. بدرستى‏كه پروردگار ما آمرزنده و پاداش دهنده است; پروردگارى كه در سايه بخشش خود ما را به بهشت و اقامتگاه هميشگى‏مان فرود آورد. ما در آن جا با رنج و ملالى رو به رو نمى‏شويم.

نورانى شدن بهشت از نور فاطمه(س)

ابن شهرآشوب مى‏نويسد: در بسيارى از كتابها، از جمله كشف ثعلبى و فضائل ابوالسعادات، در معناى اين آيه (لايرون فيها شمسا و لازمهريرا) (17)

(ونمى‏بينند در بهشت نه آفتاب و نه سرمايى را.)

آورده‏اند كه ابن عباس گفت: چنانكه بهشتيان در بهشت هستند، ناگاه نورى مى‏بينند كه باغهاى بهشت را نورانى كرد. اهل بهشت اظهار مى‏دارند: خدايا! تو در كتابى كه بر پيامبرت فرستادى، فرمودى: (لايرون فيها شمسا) (بهشتيان در بهشت‏خورشيدى نخواهند ديد.) ندا مى‏رسد: اين، نور آفتاب و ماه نيست، بلكه على و فاطمه از چيزى تعجب كرده و خنديدند و از نور آن دو، بهشت روشن گرديد. (18)

زيارت انبيا از فاطمه در بهشت

آنگاه كه همه انبيا و اولياى خدا وارد بهشت‏شدند، آهنگ ديدار دختر پيامبر خدا مى‏كنند. رسول خدا(ص) به فاطمه فرمود: هرگاه اولياى خدا در بهشت مستقر گرديدند، از آدم گرفته تا ساير انبيا همه به ديدارت مى‏شتابند. (19)

عنايات خداوند به فاطمه در بهشت

پروردگار منان به فاطمه زهرا(س) در بهشت عناياتى ويژه خواهد داشت. بخشى از آن عنايات چنين است:

1 - خانه ‏هاى بهشتى

پيامبرخدا(ص) فرمود: هنگامى‏كه مرا به معراج بردند و داخل بهشت‏شدم، به قصر فاطمه رسيدم; درون آن هفتاد قصر بود كه تمام در و ديوار و تاقهايش از دانه‏هاى مرواريد سرخ ساخته شده، همه آنها به يك شكل زينت داده شده بود. (20)

2 - همنشينى با پيامبر(ص)

پيامبر اكرم(ص) به على(ع) فرمود:

ياعلى! تو و دخترم فاطمه در بهشت در قصر من همنشين من هستيد. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: (برادران بر تختهاى بهشتى رو به روى هم مى‏نشينند.) (21)

3 - درجه وسيله

رسول خدا(ص) فرمود: فى‏الجنة درجة تدعى الوسيلة فاذا سالتم الله فاسالوا لي الوسيلة قالوا يا رسول‏الله من يسكن معك فيها؟ قال على و فاطمة و الحسن و الحسين (22)

در بهشت درجه‏اى به نام «وسيله‏» است. هرگاه خواستيد، هنگام دعا، چيزى برايم بخواهيد، مقام وسيله را از خداوند خواستار شويد.

گفتند: يا رسول‏الله! چه كسانى دراين درجه (مخصوص) با شما همنشين خواهند بود؟

فرمود: على، فاطمه، حسن و حسين.

علامه امينى در منقبت‏بيست و ششم مى‏نويسد:

از مناقب حضرت زهرا (ص) همراه بودن او با پدر و همسر و فرندانش در درجة الوسيله است. آنجا پايتخت ظمت‏حضرت حق تبارك و تعالى است و جز پنج تن عليهم السلام هيچ يك از انبيا و اوليا و مرسلين و صالحان و فرشتگان مقرب كسى بدان راه نمى‏يابد. (23)

4 - سكونت در حظيرة القدس

سيوطى در مسند مى‏نويسد:

«ان فاطمة و عليا و الحسن و الحسين فى‏حظيرة القدس فى‏قبة بيضاء سقفها عرش الرحمن.» (24)

فاطمه و على و حسن و حسين در جايگاهى بهشتى به نام «حظيرة‏القدس‏» در زير گنبدى سفيد به سرمى‏برند كه سقف آن عرش پروردگار است.

پيامبرخدا(ص) فرمود: در قيامت، جايگاه من و على و فاطمه و حسن و حسين سرايى زير عرش پروردگار است. (25)

نويسنده خصايص فاطمه، ضمن بيانى مفصل درباره حظيرة‏القدس، مى‏نويسد: والاترين جايگاه‏ها در هشت‏حظيرة‏القدس است. (26)

5 - بخشيدن چشمه تسنيم به فاطمه(س)

طبرى از همام بن‏ابى‏على چنين نقل مى‏كند: به كعب الحبر گفتم: نظرت درباره شيعيان على‏بن‏ابى‏طالب چيست؟

گفت: اى همام! من اوصافشان را در كتاب خدا مى‏يابم. اينان پيروان خدا و پيامبرش و ياران دين او و پيروان ولى‏اش شمرده مى‏شوند. اينان بندگان ويژه خدا و برگزيدگان اويند. خدا آنها را براى دينش برگزيد و براى بهشت‏خويش آفريد.

جايگاهشان در فردوس اعلاى بهشت است; در خيمه‏اى كه اتاقهايى از مرواريد درخشان دارد، زندگى مى‏كنند. آنان از مقربين ابرارند و سرانجام از جام «رحيق مختوم‏» مى‏نوشند.

رحيق مختوم چشمه‏اى است كه به آن «تسنيم‏» گفته مى‏شود و هيچ كس جز آنها از آن چشمه استفاده نخواهدكرد. تسنيم، چشمه‏اى است كه خداوند آن را به فاطمه(س) دختر پيامبر(ص) و همسر على‏ابن ابى‏طالب(ع) بخشيد و از پاى ستون خيمه فاطمه جارى مى‏شود. آب آن چشمه چنان گواراست كه به سردى كافور و طعم زنجفيل و عطرمشك شباهت دارد... (27)


پى‏نوشتها:

1 - بحار الانوار، ج‏43، ص 225.

2 - فاطمة الزهراء، علامه امينى، ص 74; امالى صدوق، ص‏16.

3 - بحارالانوار، ج‏43، ص 225.

4 - امالى صدوق، ص‏16.

5 - مناقب على بن ابى‏طالب، ص‏63.

6 - بحارالانوار، ج‏43، ص 220.

8 -7 - همان، ص 221.

9 - همان، ص 222.

10 - تفسير فرات كوفى، ص 114.

11 - بحارالانوار، ج‏43، ص 15.

12 - تفسير فرات كوفى، ص 114.

13 - ذخائرالعقبى، ص 48.

14 - كنايه از غذاهايى بسيار خوب است.

15 - بحارالانوار، ج‏43، ص‏227.

16 - القطره، ص 192; سوره فاطر، آيه 34.

17 - انسان، آيه‏13.

18 - مناقب آل‏ابى‏طالب، ج‏3، ص‏329.

19 - بحارالانوار، ج‏43، ص‏227.

20 - همان، ص‏76.

22 - 21 - فاطمة الزهراء، ص‏99.

23 - همان، ص‏113.

24 - مسندفاطمه،ص 45; كفاية‏الطالب، ص 311; بشارة‏المصطفى، ص 48.

25 - فاطمه الزهراء، ص 100.

26 - خصايص فاطمه، ص 341.

27 - بشارة المصطفى، ص 50.

صرع

صرع

فهرست مطالب

مقدمه ناشر

مقدمه

تعریف حملات صرع

تشخیص صرع

درمان صرع

داروهای مورد استفاده دردرمان صرع

مواردخاص

مشکلات اجتماعی

دیدگاه کلی

مقدمه

وجه مشترک ژولیوس سزار ،حواری مقدس پل ؛داستا یوسکی ،ونسان ون گوک ،ژاندارک،بودا،ادوارد لیر،گوستا ،وفلوبرواسکندرکبیر چیست؟شاید جواب این باشد که همه ی آن ها به صرع مبتلا بوده اند.

امروزه ازهمه طبقات مردم  افرادی هستند که ازصرع رنج می برند وبنابراین تعجب انگیز است که هنوز تعابیر غلطی از بیماری وجود دارد.درواقع ترس از ننگ احتمالی یا تنفر بی جهت موجب شده است تا مردم صرعشان را از دوستان خود ،کارفرماها وحتی گاهی ازاعضا خانواده ی خود پنهان کنند .

بدون شک صرع به خاطر اثرات غیرقابل پیش بینی  دراماتیک وگاهی هولناک خود ،تصویرذهنی ناخوشایندی درذهن مردم ایجاد کرده است  . گرچه حملات دارای انواع مختلفی هستند ،اما وقتی صحبت از صرع به میان می آید  درذهن اکثرمردم تشنج – یعنی افتادن روی زمین ،کف کردن دهان ولرزش شدید اندام ها – تداعی می شود.این همان رویداد دراماتیک است که همیشه تخیلات مردم را برانگیخته است.

چه تعدادی ازمردم ازصرع رنج می برند ؟

ازبیش از 50میلیون نفر جمعیت تقریبی انگلستان :

·         1- 5/2میلیون نفر درزندگی خود دچار صرع می شوند.

·         250 – 500 هزارنفر دارای صرع فعال هستند.

·         10 – 35 هزار نفرهرسال به صرع دچار می شوند.

تعریف حملات صرع

انواع زیادی از حملات وغش وجود دارد آن ها ازمغز نشات می گیرند وانواع مختلف حملات ازبخش ها ی مختلف مغزبه وجود می آیند.

مغز درشکل دهی به احساسات ،افکار ، حافظه ، کنترل حرکات ودرک رویداد های مهم ،صدا ها،بوها ،مزه ها،وبینایی نقش دارد.

مغز دارای دو نیمه است که دروسط به یک دیگرمتصل می باشند نیمه ی راست ان کنترل سمت چپ بدن ونیمه ی چپ مغز کنترل نیمه ی راست بدن را به عهده دارد.

دراغلب ما نیمه ی چپ غالب است . به عبارت دیگر این نیمه کنترل نحوه ی شکل دهی زبان وفهم زبان رابه عهده دارد.هرنیمه نیزبه 4 لب دیگرتقسیم شده است.

آسیب یک بخش از مغز باعث ازبین رفتن عملکرد آن بخش می شود .مثلا آسیب لب پس سری طرف چپ باعث خواهد شد که شخص اشیاءطرف راستش را نتواندببیند وآسیب لب پیشانی طرف راست سبب فلج شدن طرف چپ بدن می شود.

انواع حملات

حملات موضعی

·         حملات موضعی ساده:این نوع حملات به یک بخش کوچک مغز محدود می شود که طی آن هرگزهوشیاری ازبین نمی رود .این حملات بسته به ان که ازکجا شروع شده باشند به حملات لب گیجگاهی ،حملات لب پیشانی ،حملات لب آهیانه ای و حملات لب پس سری تقسیم می شوند.

درحملات لب گیجگاهی ممکن است بیمار احساس ترس شدید ،زنده شدن بعضی خاطرات ،آشنا پنداری واحساس بو یا مزه های بسیارنامطبوع داشته باشد.همه ی ما ممکن است برخی ازاین احساس ها را گاهی تجربه کرده باشیم والبته آن ها معمولا حمله به حساب نمی آیند .مثلا آشنا پنداری احساسی معمول و رایج است وفرق عمده این است که درصرع این وقایع به طورمنظم وبدون دلیل اتفاق می افتند.طول مدت آن ها کوتا ه است وبا شدتی اتفاق می افتند که درزندگی روزمره نادراست.

درحملات لب پیشانی ممکن است تکان شدید وغیرقابل کنترل دست یاپا یا سروجودداشته باشدوممکن است چشم ها به یک سمت برگردند.

درحملات لب آهیانه ای ،احساس مورمورشدن دربخش پایین یک طرف بدن وجود دارد.

درحملات لب پس سری ممکن است بیمار درنیمه ای ازدید خود نورهای برق زننده ای را احساس کند. معمولا این حمله چند ثانیه ای طول می کشد.

·         حملات موضعی مرکب:این حملات درواقع مرحله ی بعدی حملات موضعی ساده به حساب می آیند ،ونکته ی اصلی درواژه ی مرکب قرار دارد.دراین حملات ،حمله بخش وسیع تری ازمغز را دربرمی گیرد وتا جایی درمغز انتشارمی یا بد که بیمار هوشیاری خود را از محیط اطراف رااز دست می دهد.سرعت انتشار حمله ممکن است آن قدرتند باشد که بیمار حمله ی موضعی ساده را احساس نکند یا ممکن است آن قدرکند باشد که بیمار ،به عنوان مثال ،احساس آشنا پنداری ،طعم عجیب ونامطبوع داشته باشدویا دقایقی قبل ازبی هوش شدن انواربرق زننده ی رنگی را چند ثانیه احساس کند.

انجام اعمال پیچیده ،عجیب یانادرست درزمان وقوع حمله امری کاملا عادی است .مثلا ممکن است فرد هنگام پوشیدن لباس خطا کند یا حرکاتی مانند جویدن نشان دهد.

·         حملات عمومی ثانویه:این حملات دراثر انتشارحمله دردو نیم کره ی مغز به وجود می آیند ؛عمل انتشارممکن است آن قدر آهسته باشد که به بیمارهشداربدهد ویا آن قدر سریع انجام شود که بیمار بدون هیچ پیش درآمدی هوشیاری خودراازدست بدهد به این نوع انتشار «انتشارثانویه»می گویند وحمله ی شکل حمله ی عمومی تونیک کلونیک رابه خود می گیرد.دراین حمله بیمار مانند جنازه بدنش سفت می شود (فازتونیک)وفریاد جیغ مانند ی می کشد.پس از آن که روی زمین افتاد ،ممکن است کبود شود ودست وپایش به نحوی هماهنگ منقبض شود(به این حمله فاز کلونیک گفته می شود)،ممکن است  خِرخِرکند وازدهانش کف بیرون بریزد

ممکن است هنگام حمله بیمارزبانش را گاز بگیرد یا خودش را خیس کند ؛این حمله معمولا چند دقیقه ای طول می کشد و پس از آن بیمار اغلب گیج ومنگ شده و ممکن است نداند کجا هست وبیش تر به خواب می رود .پیامد ها بعدی (فاز پس از ضربه)دقایق یا ساعت ها به طول می انجامد.این حمله که قبلا آن را گرندمال می نامیدند ،هم اکنون به حمله ی «تونیک – کلونیک »معروف است ونیز گاهی اوقات آن را تشنج می دانند.

حملات عمومی

این ها حملاتی هستند که درهردونیم کره ی مغز به یک باره شروع می شوند و هیچ گونه هشداری نمی دهند وبیمار به سرعت بیهوش می شود .این حمله اغلب حمله ی تونیک – کلونیک است اما ممکن است کلونیک نیز باشد (بدون فاز انقباض)یا حمله ای تونیک باشد (بدون مرحله ی تکان شدید ،دقیقا مثل تخته روی زمین می افتد).

هم چنین نوع نادری ازحمله وجود دارد که بیمار فقط روی زمین می افتد اما خیلی سریع بهبود می یابد(حمله ی آتونیک).

دونوع دیگرازحمله ی عمومی وجود دارند :تکان های شدیدمیو کلونیک وحمله ی خاموش .

·         حمله ی خاموش:قبلا به این حمله «پتی مال »می گفتند .این حملات درکودکان معمولا به شکل حالت ماتی (مدت کوتاهی )دیده می شوند که فقط چند ثانیه ای به طول می انجامد وممکن است با کم توجهی وفقدان تمرکز حواس اشتباه شود .کودک مبتلابه صرع خاموش ممکن است درطول روز صد ها باراین حالت را داشته باشد واغلب نه کودک ونه مشاهده کننده ازاکثراین حملا ت مطلع نمی شوند ،زیرا این حملات بسیارخفیف وگذرا هستند .آن ها با یک الگوی خاصی ازنوارمغزی درارتباط هستند .

تعریف صرع

صرع نوعی بیماری است که شخص مبتلا به ان مستعد حملات تکراری ناشی ازصرع می باشد وبنابراین تشخیص بیماری عبارتست از سنجش احتمال بروز حملات بیماری.اگرفردی به دلیل آن که الکل بیش از حد می نوشیده است وسپس آن را ترک کرده است ،یک باره دچار حمله شود ،احتمال بروز حملات بعدی دروی خیلی کم است و او مطابق با تشخیص پزشکی مبتلا صرع نیست.ازطرف دیگر،اگرفردی به دلیل بخش آسیب دید ه ای ازمغزش چندین بار دچارحمله شود ،احتمال بروز حمله ی بعدی دراو بسیاربالا است ومطابق با تشخیص پزشکی به صرع مبتلا می باشد.

همیشه با قاطعیت نمی توان گفت که آیا شخص  مبتلا به صرع است یا خیر.احتمال بروز حمله درطول زندگی همه ی ما 1در30 می باشدوشخص ممکن است به نحوی قابل توجه بانوشیدن الکل زیاد یا مصرف بعضی داروها احتمال بروز حملات را درخود بالا ببرد .اغلب پزشکان ،بیماری فردی راکه دریک سال دو بار دچارصرع شده باشد،صرع تشخیص می دهند .زیرا دراین وضعیت احتمال بروز حمله ی سوم احتمالا بیش از80%است .

مشکل تشخیص درافرادی دیده می شود که فقط یک حمله ی صرعی داشته اند ودراین گونه موارد پزشک به کمک آزمایشات مختلف وبا استفاده ازمعلومات مربوط به نوع حمله ودلیل احتمالی آن  احتمال بروز حمله ی بعدی را ارزیابی می کند.

اغلب پزشکان بریتانیایی  وایرلند شمالی یک حمله ی تک رامعمولا به دلیل احتمال ضعیف حمله ی بعدی  واحتمالا اثرات جانبی دارویی مورد معالجه قرا رنمی دهند

دومین مشکل این است که چنان چه بیماری فردی صرع تشخیص داده شود  چند سا ل باید بگذرد واوبه حمله دچارنشودتابپذیریم دیگر به صرع دچارنمی شود ؟متاسفانه پاسخ این سوال آسان نیست اما به طورقطع  حملات افرا دمبتلا به صرع بالاخره پایا ن می یابد .پس بنابراین نباید آن ها راجز افرا دمبتلا به صرع به حساب بیاوریم .

باید این واقعیت مهم را به خاطربسپاریم که صرع یک بیماری نیست بلکه علامتی از یک بیماری به حساب می آید.علامت بیماری چیزی است که بیمار آن را بروز می دهدونشان گروجود بیماری درفرد است . درمورد صرع نیز همین گونه است که باید صرع را به عنوان نشانه ای از اختلالا ت مغزی مورد توجه قرار داد.طیف وسیعی ازبیماری های مغزی ممکن است باعث بروزصرع شوند.

تشخیص صرع

شناخت صرع

بسیاری ازبیماریها ممکن است باصرع اشتباه گرفته شوند.رایج ترین این بیماری ها دربزرگ سالان ،سنکوپ،میگرن،هیپرونتیلاسیون،حملات پانیک وحملات کاذب هستند.هم چنین درکودکان بند آمدن نفس ووحشت های شبانه بیماری ها ی دیگری هستند که با صرع اشتباه می شوند.

سنکوپ

سنکوپ اصطلاحی پزشکی برای بیان حالت ضعف وازحال رفتگی است و هنگامی که خون کافی به مغز نرسد ،بروز می کند .رایج ترین مکانیسم سنکوپ غش کلاسیک یامعمولی (حمله ی وازوواگال)است که به عنوان مثال درواکنش به مشاهده ی صحنه ای ناخوشایند،احساس درد شدید یا ماندن درمحیط بسیارگرم وبسته به مدت طولانی ،بروز می کند.سنکوپ گاهی دراثرناراحتی قلبی بروز می کند وممکن است به دلیل حوادثی چون سرفه یا ادرار کردن نیز به وجود آید.

میگرن

همان طورکه همه ی مردم می دانند ،میگرن بیش تر بااختلال بینایی آغاز می شود وممکن است با مورمورشدن دست وصورت مرتبط با شد وبه ندرت بااختلال گفتاری ارتباط دارد.مشکل می توان این بیماری را از حمله ی صرع موضعی ساده باز شناخت،به ویژه به خاطراین که سردرد شدید بعد ازحمله رایج است .درعین حال ،درمیگرن هوشیاری فرد عملا ازبین نمی رود .هم چنین اختلال بینایی درمیگرن با اختلال بینایی درصرع فرق دارد .درمیگرن این اختلال شکل ساده ای داردومعمولا بیش از چند دقیقه طول می کشد تا کامل می شود ؛اختلال بینایی درصرع ظرف چند ثانیه کامل می شود ومعمولا پیچیده تر است(مثلا شخصی اشکال رنگارنگ ،گاهی صحنه ها وچهره ها را می بیند.علاوه براین درصورت احساس مورمور شدن ،این حالت درمیگرن اغلب به آهستگی به بالای بازو گسترش می یابد . اما درحملات به سرعت گسترش می یابد . دربیش ترموارد درتشخیص این که حمله دراثرمیگرن ایجادشده یا صرع ،تردید کمی وجود دارد.اما گاهی ممکن است درتشخیص دچارابهام وسردرگمی شویم.

هیپرونتیلاسیون (نفس نفس زدن )وحملات یاپانیک

نفس زدن زیاد  خصوصا درافرادی که دارای فشارروحی شدید هستند یا کسانی که اغلب دچار اضطراب ونگرانی بی مورد می شوند ،شایع می باشد معمولا اولین احساس این افراد مشکل درنفس کشید ن واحساس ترس ونگرانی است .

هنگام نفس زدن زیاد فرد دی اکسید کربن  زیادی به بیرون می فرستد ودرنتیجه ی آن اسیدیته خون تغییر می کند واین تغییر برفعالیت اعصاب اثرگذاشته ومی تواند موجب احساس مورمور شدن ،انقباض دست ها ،منگی وحتی فقدان موقتی هوشیاری فرد شود.این حملات با استراحت وتمرین های تنفسی به بهترین وجه قابل درمان هستند .تنفس به درون پاکت کاغذی  به هنگام حمله باعث می شود که فرد بتواند دی اکسید کربن بیرون داده را دوباره تنفس کند ودرنتیجه ازاثرات ناخوشایند هیپرونتیلاسیون جلوگیری ویاآن را ازبین ببرد.

حملات کاذب

شناخت این حملات ازحملات صرع ازهمه مشکل تر است.گرچه این حملات معمولا بی اختیار وبدون انگیزه ی عمدی صورت می گیرند ،روی هم رفته ازروی خواست وتصمیم هستند.این حملات گاهی تظاهر می باشند اما دربیش تر موارد بیمار کم تر می تواند خود را کنترل کند واین حملات رامی توان به طغیا ن روانی شبیه دانست . بیما ر ممکن است روی زمین بیافتد  ظاهرا هوشیاری  اش را ازدست بدهد وپس از آن دست وپابزند یا بی حرکت روی زمین دراز بکشد .اغلب این حملات ریشه ی عمیق روحی وروانی دارند وممکن است نیاز به معالجه روان پزشکی داشته باشند .این حملات به داروی صرع جواب  نمی دهند .درصورت وجود مشکل درباز شناختن این بیماری ازحمله ی صرع بیماربرای معاینات دقیق دربیمارستا ن بستری می شود.

حملاتی که بانگه داشتن نفس ایجاد می شوند

متاسفانه ،بعضی کودکان نوپا اگرنتوانند آن چه را که می خواهند انجام بدهند  قادرند نفس خود را حبس کنند وتاجایی که کبود شوند به این کار متوسل می شوند . معمولا حمله دراین جا متوقف می شود .اما گاهی کودکان سرسخت می توانند آن قدر نفس خود را حبس کنند تا ازحال بروند .این حالت نیازی به درمان دارویی ندارد ومعمولا خود به خود متوقف می شود.

وحشت شبانه

معمولا کودکان زیر5سال به این حملات مبتلا می شوند . ساعات کوتاهی پس از شروع خواب به نظر می آید که کودک بیدارشده واحساس ترس شدیدوبی قراری می کند.معمولا به هنگام صبح  کودک ازحوادث شب هیچ چیزی به خاطر نمی آورد به رغم نگرانی های موجود  این حملات کاملا بی خطر هستند ونیازی به درمان ندارند.

علل ایجاد صرع

صرع علامت یک بیماری است نه خود بیماری .علل زیادی مانند عفونت ،ضربات وارده به سر،تومورها ی مغزی ،صدمات مغزی به هنگام تولدو بیماری های ارثی وجود دارندکه باعث بروز صرع می شوند .گاهی صرع سال های زیادی پس از این که ضربه وارد شده است ،خودش رانشان می دهد .مثلا این غیرعادی نیست که افرادی درکودکی دچارضربه ی مغزی شد ه باشند درسن 20سالگی علائم صرع را بروز دهند.

برای صرع تعداد زیادی ازبیماران هیچ گونه عامل شناخته شده ای کشف نشده است .درصرع عمومی احتمالا عوامل ژنتیکی نقش دارندوبرخی ازصرع ها ارثی هستند اما دراغلب موارد این گونه نیست .به استثنای چند بیماری ارثی ژنتیکی که ممکن است علتی برای صرع باشند ،خطر سرایت صرع ازوالدین به فرزندان واقعا پایین است.

داروی مناسب برای بیماران

اغلب داروهای ضد صرع برانواع متفاوتی ازصرع تاثیر می گذارند وبیش تر اوقات تنها موضوع مهم  انتخاب مناسب ترین دارو برای بیماراست . جالب است که بدانید که ممکن است دارویی برای بیماری بسیارموثر ولی برای بیماری دیگر بی فاید ه باشد.با این حال برخی از داروها ی ضدصرع فقط برانواع خاصی ازصرع تاثیرمی گذارند .

عوارض جانبی

سه نوع اصلی عوارض جانبی داروهای ضد صرع عبارتند از:عوارض جانبی مربوط به دوز دارو،عوارض جانبی فردی وعوارض جانبی مزمن

·         عوارض جانبی مربوط به دوز دارو:درصورتی که دز دارو بالا باشد این عوارض را می تواندرکلیه ی بیماران مشاهده کرد.مقداردارویی که بیمار می تواند تحمل کند ازبیماری به بیماردیگرفرق می کند. با مصرف اکثر داروهای ضد صرع ،سرگیجه،دوبینی،بی قراری وسردرد به وجود می آید که از رایج ترین عوارض جانبی مربوط به دوز دارو می باشند.این عوارض با کاهش دوز دارو برطرف می شوند ولی درمورد داروهایی که به آرامی از بدن دفع می شوند ممکن است چند روزطول بکشد تاتاثیربهبودی احساس شود.مطلب مهم این است که بعضی افراد مدت کمی پس از مصرف دارو به عوارض جانبی خفیف دارو حدود یک ماه قبل از ترک دارو آن را بااحتیاط مصرف کرد.اکثر داروهای ضد صرع ممکن است برتمرکز حواس وقابلیت هوشی تاثیر بگذارند.

·         عوارض جانبی فردی:عوارضی هستند که فقط دربرخی ازافراد بروز می کنند واساسا آلرژی می باشند .این عوارض به شکل خارش وتحریکات پوستی یا اختلالات خونی مختلف بروز می کند.ازآن جایی که این اختلالات به دوز دارویی مربوط نمی شوند تنها را ه غلبه براین عوارض ترک دارو است.

·         عوارض جانبی مزمن :عوارضی هستند که پس از سال های زیاد استعمال دارو بروز می کنند.بنابراین عوارض جانبی داروهای جدیدتر به اندازه ی عوارض جانبی مزمن داروهای قدیمی تر ورایج ترشناخته شده نیستند.

 

مصرف منظم دارو

استعمال دارومطابق با دستورالعمل های داده شده به کمپلیانس دارو معروف است.کمپلیانس بد دارو عامل اصلی عدم تاثیر داروی ضد صرع است.ازآن جایی که معمولا مدتی طول می کشد تا داروی ضد صرع تاثیر خود رابگذارد وقوع حملات غیرقابل پیش بینی می باشد  استعمال منظم دارو برای جلوگیری ازحملات الزامی است.موقعی که بیماران دچارحملات نمی شوند ،احساس بهبودی کامل می کنند  پس بنابراین جا ی تعجب نیست اگرآن ها آگاهانه یا ناآگاهانه دوز مربوطه رامصرف نکنند.

قطع ناگهانی دارو

گاهی بیماران تصمیم می گیرند به طورناگهانی دارویشان را قطع کنند .قطع دارو بالقوه خطرناک است زیرا ممکن است به حملات مکرر وطولانی مدت منجرشود .هم چنین ممکن است قرص ها  هنگام اسهال واستفراغ جذب نشوند ودراین مواقع باید قرص ها را دوباره مصرف کرد یا داروی ضد استفراغ استفاده کرد . دربعضی مواقع نیاز به بستری شدن  دربیمارستان ها پیدا می شود.

جراحی صرع

درکشورانگلستان برطبق برآوردی 12500بیمار مبتلابه صرع توانسته اند ازجراحی صرع بهره مند شوند .قابلیت استفاده از جراحی وموفقیت آن با پیشرفت MRIوشناسایی عامل صرع دربیش تر افراد مبتلا به صرع افزایش یافته است.

جراحی صرع تعهد وکاری بزرگ محسوب می شود زیرا درآن بخشی ازمغز که حمله از آن جا شروع شده است برداشته می شود وواضح است که این جراحی بدون خطرنیست.بنابراین جراحی صرع را برای بیمارانی که حملاتشان درمقابل درمان دارویی مقاوم است  وشانس بهبود حملات درآن ها بسیار کم می باشد ،مناسب می دادند.

داروهای مورد استفاده دردرمان صرع

داروهای رایج

کاربامازپین

این دارو دردهه ی 1950ساخته شده وبرای صرع موضعی وحملات تونیک – کلونیک موثر وبدون خطر شناخته شده است.بااین حال این دارو حملات خاموش ولرزش های میو کلونیک راتشدید می کند . گاهی راش های پوستی یا اختلالاتی درشمارش سلول های خون به وجود می آید که ممکن است به ناچاردارو را قطع کنند .دوز بسیاربالای داروممکن است منجربه دوبینی ،تهوع،سردردوخواب آلودگی شود.کاربامازپین هم چنین به صورت فرآورده ی آهسته رهش وجود دارد که به دفعات کم تراز آن استفاده می شود وعوارض جانبی آن کم تراست.

کلونازپام

داروی کلونازپام ازگروه دارو های بنزودیازپین است که به دلیل خاصیت ضد اضطرابی آن ونیز به عنوان قرص خواب آور بیش ترشناخته شده است .این دارو دردرمان صرع خاموشی ودیگرانواع صرع موثراست اما پس ازمدتی دیگرتاثیری ندارد.به این پدیده تولرانس گفته می شود.عوارض جانبی عمده ی این دارو ها همانند همه ی بنزودیازپین ها خواب آلودگی وتغییررفتاری می باشد.

فنوباربیتون

فنوباربیتون ازقدیمی ترین داروهای مرسوم ضد صرع است که  از سال1912مورد استفاده قرار گرفته است .این دارو ارزان ودراکثر انواع صرع سودمند می باشد  اما د ر سال های اخیربه دلیل عوارض جانبی آن محبوبیت خود را از دست داده است .فنوباربیتون دراصل به عنوان قرص خواب آور استفاده می شد بنابراین ایجاد خواب آلودگی دربرخی افراد عجیب نبودهرچند این خواب آلودگی جزئی بوده وپس از مدتی بهبود می یابد.برعکس این دارو میتواند برکودکان اثرگذاشته وآن ها راشرور وپرتحرک سازد.فنوباربیتون دربرخی افراد باعث دانه های پوستی وتاول می شود.مصرف دوز بالای این دارومنجربه خواب آلودگی ،ناتوانی جنسی ،افسردگی وکم حافظگی می شود. مصرف دراز مدت فنوباربیتون باعث حالت های زمخت شدگی پوست صورت وکاهش ذخیره ی ویتامین های خاصی مانند فولیک اسید وویتامین Dدربدن شود.

فنی توئین

کاربرد این دارو ازسال 1938مرسوم شده است .این دارو ازهمان ابتدا پیشرفت داشت زیرا مانند فنوباربیتون موثربود اما خواب آلودگی کمتری ایجاد می کرد.فنی توئین دردرمان حملات موضعی وحملات تونیک – کلونیک موثر است.برخی ازبیماران به راش های پوستی مبتلامی شوند که دراین صورت بایستی مصرف داروقطع شود  دوز بالای دارومنجربه سرگیجه ،افزایش حملات،خواب آلودگی ،بی قراری ودو بینی شود.مصرف دراز مدت دارو ممکن است به تورم لثه ها ،زمخت شدگی چهره،جوش صورت ،رویش موهای زائد صورت وکاهش ذخیره ی برخی ویتامین ها دربدن منجرشود.

پریمیدون

این دارو دربدن به فنو باربیتون تبدیل می شود بنابراین عوارض جانبی مانند فنو باربیتون داشته ومثل فنوباربیتون مصرف می شود.

والپرات

سودمندی این دارو دردهه ی 1960درفرانسه به طورکاملا اتفاقی کشف شد.این دارو هم اکنون دارویی برگزیده درزمان صرع حساس به نور وحملات میوکلونیک وصرع خاموش به شمار می رود وبا این وجود برای تمام انواع صرع موثراست به دلیل آن که این دارو گاهی سبب ایجاد آسیب های شدید ی به کبد می شود باید این دارو را درکودکان زیر3سال با احتیاط مصرف کرد .برخی ازافرادممکن است دچارکاهش پلاکت خون شوند.رایج ترین عارضه جانبی این دارو ناراحتی معده ،ریزش مو،لرزش،تورم مچ پا ،اضافه وزن وخواب آلودگی می باشد.

تغذیه باشیرمادر

زنان مبتلا به صرع که تحت درمان باداروهای ضد صرع هستند معمولا می توانند بدون هیچ خطری کودک خود را شیردهند زیرا اغلب داروهای ضد صرع به مقداری ناچیز درشیرمادر وارد می شوند .موارداستثناءدوز بالای داروی اتوسوکسیمید یا فنوباربیتون است که به مقداربسیارچشم گیربه همراه شیرمادرخارج می شود ؛فنوباربیتون موجود درشیرمادرباعث خواب آلودگی نوزاد می شود.

دیدگاه کلی

اکثرافراد مبتلا به صرع می توانند با مراقبت صحیح به داشتن یک زندگی عادی وسعادتمند وعمری طولانی امید وارباشند.

پیامد احتمالی

دیدگاه یاپیش شناخت یک بیماری پیش بینی آن بیماری محسوب می شود .این پیش بینی مارا ازحوادثی که درآیند پیش می آید با خبرمی کند.دراکثرافراد صرع بهبودمی یابد بنابراین می توان گفت که آینده خوبی درباره ی صرع وجود دارد.حدود80درصد ازافرادی که تحت درمان ضد صرع هستندازصرع نجات می یابند پس بنابراین باید تصمیمات لازم درخصوص زمان توقف درمان گرفته شود.معمولا برای قطع دارو حدود 2سال باید صبرکرد ودرصورت عدم بروز حمله دراین2 سال درمان را می توان قطع کرد.عواملی هستند که درتعیین شانس موفقیت وشکست ناشی ازقطع داروموثر می باشند .عامل ایجاد صرع یکی ازاین عوامل است بااین حال به طور کلی حدود 60درصد ازبیمارانی که تا2سال دچارحمله نشده اند درمان دارویی رابا موفقیت  پشت سرگذاشته وبه پایان رسانده اند.شانس ترک موفقیت آمیز دارو در جوانان وافرادی که یک داروی ضد صرع استفاده می کنند بیش تراست.

برخی اشخاص نمی خواهند خطرات ناشی از ترک موفقیت آمیزدارو رابه جان بخرند زیرا پیامد های ناشی از بروز یک حمله ممکن است بسیار شدید باشد.

یکی از مسائلی که سال ها موردبحث بوده است این است که آیا داروهای ضد صرع خود می تواند علاوه برقطع حملات  خود درمعالجه ی این بیماری نقش داشته باشد .پاسخ به این سوال مشخص نیست .با این حال مطالعات اخیرنشان داده است که حتی درمان با داروی ضد صرع جدید ممکن است آیند ه ای خوب همانند درمان دارویی قدیم داشته باشد.

تیروئید

فهرست مطالب

مقدمه

پرکاری تیروئید

کم کاری تیروئید

بیماری تیروئید وحاملگی

گواتر

سرطان غده ی تیروئید

آزمایش های خونی ازغده ی تیروئید

پرسش ها وپاسخ ها

واژه نامه

 محل قرارگرفتن غده ی تیروئید درگردن

 این غده شبیه پروانه است وازدوبخش یا لب درقسمت زیرین گردن ودردوطرف نای تشکیل شده است که به وسیله ی یک لایه ازبافت تیروئید به هم متصل شده اند.

علایم پرکاری تیروئید

·         کاهش وزن

·         عدم تحمل گرما

·         زود رنجی

·         ضربان تند قلب

·         لرزش

·         ضعف عضلانی

·         افزایش حرکات روده

·         قاعده گی نامنظم

·         خارش پوست وریزش مو

·         شکنندگی ناخن ها

·         چشمان پراز اشک

·         گواتر

پرکاری تیروئید چگونه ظاهر می شود؟

بیش تر بیماران شش ماه قبل از این که به پزشک مراجعه کنند دارای نشانه هایی خواهند بود؛اما دربرخی از آن ها  به خصوص درنوجوانان ،شروع بیماری بسیارسریع بوده وبا علایمی هم راه است که درمدت کوتاهی ظهور می یابند . همه ی بیماران دچارپرکاری تیروئید ،تمام نشانه های ذکر شده را ندارند.در افراد مسن ،علاوه بر کاهش وزن دراغلب موارد علایم عمده ای نظیر :کاهش اشتها ،ضعف عضلانی وبی حوصلگی نیز مشاهده  می شود.

به عبارت دیگر یک زن جوان ممکن است درظاهر پرانرژی به نظر آید ولی قادر نیست برای چند ثانیه بی حرکت روی زمین بنشیند.

علایم پرکاری تیروئید

پرکاری غده ی تیروئید باعث سریع شدن واکنش های شیمیایی بدن شده وعلاوه برعلایم فیزیکی ،علایم روحی نیز دربیمارپدیدار می شود.

کاهش وزن

کاهش وزن  تقریبا درهمه ی بیماران رخ می دهد ودلیل آن بالا بودن هورمون های تیروئید است که باعث سوختن کالری های بدن می شوند. شما ممکن است همیشه گرسنه باشید وحتی نیمه شب برای خوردن غذا ازخواب بیدار شوید .کاهش وزن از3-2 کیلو گرم تا 35 کیلوگرم یا بیش ترمتغیر می باشد،اما دراین میان ممکن است افرادی باشند که به دلیل بالا رفتن زیاد اشتهای شان وزن شان نیز اندکی بالا رود.ممکن است شما درابتدای این بیماری به شدت چاق باشید وبا مشاهده ی کاهش وزن تان خوش حال شوید ؛اما متاسفانه بایدگفت که بعد از درمان این بیماری وزن شما به حالت قبلی باز خواهدگشت.

تحمل ناپذیری گرما وعرق کردن

همان گونه که سوخت وساز بدن بالا می رود ،بدن شما گرمای زیادی تولید می کند که به وسیله ی عرق کردن گرمای اضافی دفع می شود. دراین حال شما ازهوای گرم  ویا درکل ا ز محیط گریزان هستنید وممکن است دریک روز سرد زمستانی با بد ن نیمه عریا ن،احساس خوشایندی به شما دست بدهد.درمواردوخیم تر عدم تحمل شما نسبت به گرما شاید منجربه مخالفت شما با دوستان یا هم کاران گردد به این معنی که شما درجه حرارت بخاری را پایین می آورید پنجره های اداره یاخانه راباز می کنید یاردررختخواب لحاف را ازروی خود کنار می زنید.

زود رنجی

این حالت اغلب درمیان زنان جوان رخ می دهد شما ممکن است به شدت درتامین نیازها ومراقبت ازکودکان عاجز شوید مرتب ازکوره درمی روید ومتوجه می شوید که به طور غیرطبیعی دربرابر انتقادات حساس شده اید وبدون هیچ دلیل واضحی شروع به گریه کردن کنید.هم چنین ممکن است تمرکز خود را از دست بدهیدکه این امر تاثیر منفی درانجام امور مربوط به مدرسه دانشگاه یا محل کار شما خواهد داشت.

ضربان شدید قلب

بسیاری ازبیماران دچارضربان شدید قلب می شوند.شما ممکن است احساس کنید که قلب شما تند تراز حالت طبیعی می زند  درصورتی که پرکاری تیروئید شدید بوده  ومداوا نشود  ضربان قلب دچار نوعی بی نظمی می شودکه به آن فیبریلاسیون دهلیزی می گویند یا حتی دربرخی مواقع قلب توانایی خود را از دست می دهد.

تنگی نفس

این حالت بیش تر زمانی مشخص می شودکه شما دو سه پله به بالا بروید.کسانی که قبل از ابتلا به پرکاری تیروئید ازبیماری آسم رنج می برند ممکن است متوجه بد تر شدن برخی علایم درخود شوند.

لرزش

بسیاری از بیماران ازوجود رعشه دردستان خود رنج می برند وممکن است ازسوی دوستان یا خویشاوندان این عارضه ناشی ازخوردن الکل تلقی شود.دراین حالت ممکن است نگه داشتن یک فنجان  یا قرار دادن یک کلید درقفل برای شما بسیارمشکل باشد ودست خط شما بسیارخراب شود.

ضعف عضلانی

به طور معمول عضلات ماهیچه ای ران ضعیف می شوند به گونه ای که بالا رفتن از پله هایا بلند شدن اززمین درحالت چمباته یا بلند شدن ازیک صندلی کوتاه بدون استفاده ازدست ها بسیار مشکل می شود.

تغییر حرکت روده

دفعا ت حرکت روده ها افزایش می یابد به گونه ای که باعث می شود روزانه دویا سه بار مدفوع نرم ترا ز حالت نرمال از شما دفع شود .درمواردی بیمار دچاراسهال هم می شود.

قاعدگی نامنظم

دوره های قاعدگی ممکن است نامنظم یا خفیف باشد یا حتی امکان دارد متوقف شود .تازمانی که پرکاری تیروئید به درستی درمان نشود حاملگی ممکن است مشکل باشد.

مشکلات مربوط به پوست ،مو وناخن

شما ممکن است احساس کنید تمام بدن تان می خارد درافرادی که دچاربیماری گریوز هستند همان گونه که درقبل نیز اشاره شد بخش هایی از قسمت های پایین پا قرمز شده وخارش پیدا می کند.ممکن است موهای شمانازک ترونرم ترازحالت معمول شده وبه خوبی حالت نگیرد.ناخن های شما ممکن است شکننده شده وتا اندازه ای زشت شوند.

مشکلات چشمی

بیماران مبتلا به گریوز اغلب دچار مشکلات چشمی می شوند .ازجمله ی این مشکلات وجود آب اضافی درچشم می باشد که به وسیله ی باد ونورشدید بد تر می شود ونیز احساس درد درچشم به گونه ای که بیماراحساس می کند که سنگ ریزه ای درچمشمش فرو رفته است ونیز ممکن است که بیمار دچاردوبینی یاتاری دید شود.بسیاری ازبیماران ازبیرون زدگی غیرطبیعی چشمانشان دچاراضطراب وناراحتی می شوند.

گواتر

گرچه درصورت ابتلا به گواترشما به راحتی می توانید آن راببنید اما به جز این حس که چیزی درگلوی شما هست که نباید درآن جا باشد هیچ چیز قابل درکی درگلو احساس نمی شود.

نحوه ی درمان پرکاری تیروئید

درمان دارویی به طورمعمول داروهای ضد تیروئید به بیماران جوانی داده می شودکه اولین دوره ی پرکاری تیروئید راتجربه می کنند .رایج ترین دارویی که درانگلستان از آن استفاده می شود کاربی مازول(Carbimazole)است که مقدار هورمون تولید شده به وسیله ی غده ی تیروئید راکاهش می دهد.این دارو به صورت قرص های 5 و20میلی گرمی موجود می باشد.درابتدا ازمقدارهای بالا(روزانه 45-40میلی گرم)استفاده می شود وعلایم بیماری شما معمولا بعد از 10تا14روز شروع به بهبود می کند. درمان به این روش بایدبه طور نرمال 6تا18ماه طول بکشد بعد از این مدت بیش از 50%بیماران درمان می شوند  وسالم باقی می مانند.

دراین روش پزشک متخصص هرچهارتا شش هفته درمان شما راکنترل خواهد کردومقدار کاربی مازول مصرفی به صورت مرحله به مرحله باتوجه به نتایج اندازه گیری های میزان T3وT4ونیزTSHدرخون شما  کاهش می یا بد تااین که به مقدار 5تا 15میلی گرم درروز برسد.برخی از متخصصان ترجیح می دهند درطی درمان  مقدار بالایی کا ربی مازول راکه روزانه 40میلی گرم وبه صورت دو قرص 20میلی گرمی است برای مریض تجویز کنند.اگراستفاده ازمقدارزیاد این دارو برای چندین هفته طول کشید  ممکن است غده ی تیروئید شروع به کم کاری کند  بنابراین همین که میزان هورمون تیروئیددرشما به حالت نرمال رسید به این دارو تیروکسین اضافه می شود . امتیاز این روش درمانی این است که لازم نیست بیمار به طور مرتب مورد بررسی وکنترل قرار گیرد ونیز این روش ،به ویژه برای بیمارانی که دچار ناراحتی های چشمی هستند مفید می باشد .

جراحی

متاسفانه علی رغم استفاده از کاربی مازول وپروپیل تیو اوراسیل به تنهایی یا به همراه تیروکسین برای مدت حدود هیجده ماه  تقریبا نیمی ازبیماران دوباره پس از گذشت حدود دو سال ازترک این داروها دوباره دچارپرکاری تیروئید می شوند.اگرسن شما زیر 45سال باشدزمانی که حالت دوم پرکاری تیروئید درشما به وجود آمد ممکن است به وسیله ی عمل جراحی وبا برداشتن حدود سه چهارم ازغده ی تیروئید درمان شوید.

درمان به وسیله ی ید رادیو اکتیو

به طورمعمول این شکل ازدرمان درمورد بیماران بالای 40تا 45سال وبعد اززمان باروری یا برروی اشخاص جوانی که عقیم شده اند مورد استفاده قرار می گیرد.

درابتدا نگاهی محافظه کارانه درمورد این روش وجود داشت چرا که این نگرانی بود که بعد ازدرمان کودکانی که به دنیا می آیند ممکن است درطی حاملگی دچار ناهنجاری هایی بشوند. درواقع هیچ سندی دراین مورد وجود ندارد وحتی دربرخی بیمارستان از این روش به دلیل ارزانی وانجام اسان درمورد بیماران جوان نیز استفاده می شود.ید رادیواکتیو به صورت یک قرص یا نوشیدنی که مزه ای شبیه آب دارد به بیمار داده می شود واین کاربه طورمعمول دربخش فیزیک پزشکی بیمارستان انجام می گیرد . قبل از انجام درمان ممکن است ازشما بخواهند تا رضایت نامه ای را امضا کرده ونکاتی را درمورد دوری ازمکان های تفریحی و خودداری از برخوردنزدیک با هم کاران وکودکان برای یک دوره ی چند روزه پس  ازدرما ن رارعایت نمایید.درمان به وسیله ی ید رادیواکتیو هرگز به زنان حامله توصیه نمی شود  چرا که ممکن است تاثیرات منفی برروی غده ی تیروئید جنین داشته باشد ونیز به خانم ها توصیه می شود تا چهار ماه پس ازدرمان ازحاملگی جلوگیری کنند .

ید رادیو اکتیو اقدام به نابودی برخی ازسلول های تیروئید می نماید وازتقسیم برخی دیگر جلوگیری می کند.درمان شش تا هشت هفته طول می کشد ودراین مدت ممکن است برای تسکین علایم بیماری بسته به شد ت کم کاری تیروئید به شما پروپرا نالول یا کاربی مازول داده شود.ازشما خواسته می شود دویا سه ماه بعد برای کنترل به بیمارستا ن مراجعه کنید.اگرشما ازجمله افراد معدودی هستید که هنوز دچارپرکاری تیروئید می باشید دوباره به شما ید رادیواکتیو داده می شود.

کدام روش درمان می تواندبرای شما مناسب باشد

پرکاری تیروئید ممکن است با دارو ،ید رادیو اکتیو یا جراحی معالجه شود ؛انتخاب نوع درمان بستگی به تصمیم بیماردارد ودرهمه ی انتخاب ها باید با یک متخصص مشورت کرد .

ü      هیچ درمانی کامل نیست ولازم است شما درمورد نوع درمان خود باپزشک متخصص مشورت کنید.بعضی از بیماران حتی باوجود این که یک دوره از داروهای ضد تیروئید استفاده کرده اند ونتیجه ی منفی گرفته اند باز هم تمایلی به جراحی ندارند.

ü      چرانباید شما برای برای دومین بار ویا حتی سومین بارتحت درمان قراربگیرید وباید به همیشه به این امید باشیدکه بیماری ازبین خواهد رفت . درواقع قبل از این که هیچ گونه درمانی برای پرکاری تیروئید ناشی ا ز بیماری گریوز وجودداشته باشد شماری ازبیماران پس ازماه ها وسال ها خودبه خود بهبود می یافتند وسپس کم کاری تیروئید درآن ها به وجود می آمد.

ü      برخی از بیماران تمایلی به درمان با ید رادیو اکتیو را ندارند وبرخی ازپزشکان متخصص بهترین نوع درمان برای یک بیمار جوان مبتلا به پرکاری تیروئید ویک گواتربزرگ را جراحی می دانند.

ü      هرنوع درمان راکه شما برای پرکاری تیروئیددرنظر داشته باشید لازم است مراحل آن را به طور منظم دنبال کنید ،به طورمعمول لازم است سالانه آزمایش خونی را درمرکزبهداشتی یا مطب پزشک انجام دهید.

گواترندولر

این بیماری رامی توان هم باجراحی وهم توسط ید رایواکتیو درمان کرد برخلاف بیماری گریوز احتمال بروز کم کاری تیروئید دراین بیماری کم است.تجویز تیروکسین بعد ازعمل جراحی برای جلوگیری ازرشد دوباره ی گواتر سابقا متداول بود وحدود بیست سال این کار ادامه داشته است.اما درواقع این کار تا زمانی که شما دچارکم کاری تیروئید نشوید ضروری نمی باشد.

نکات کلیدی

·         75%ازپرکاری های تیروئیدازطریق بیماری گریوز ایجاد می شود.

·         بیماری گریوزدرزنان بین 40تا 50ساله رایج ترمی باشد.

·         بیش تر بیماران مبتلا به گریوز دچاربرخی ازمشکلات چشمی می شوندهرچند ممکن است این مشکلات جزئی باشند.

 

کم کاری تیروئید

نشانه های کم کاری تیروئید کدامند؟

کم کاری تیروئید واکنش های شیمیایی بدن راکاهش داده وباعث ایجاد ناراحتی های زیر می شود:

Ø      اضافه شدن وزن

Ø      حساسیت نسبت به سرما

Ø      مشکلات روانی

Ø      جویده جویده صحبت کردن

Ø      مشکلات قلبی

Ø      یبوست

Ø      قاعدگی شدید

Ø      مشکلات مربوط به پوست ومو

Ø      اختلالات سیستم عصبی

درمان کم کاری تیروئید

درمان کم کاری تیروئید به وسیله ی تیروکسین است که دربرخی کشورها نظیر انگلستان به صورت قرص های حاوی 25،50و100میکروگرمی تیروکسین می باشد.به طورمعمول درمان باتیروکسین به آهستگی وبا تجویز روزانه پنجاه میکرو گرم به مدت سه تا چهارهفته شروع شده وبرای سه تا چهار هفته ی بعدی به 100میکروگرم درروز افزایش یافته ودرنهایت به 150میکروگرم درروز می رسد.بعد از حدود سه ماه ازشروع درمان ،آزمایش خون دیگری ازشما به عمل می آید تا مشخص شود که آیا تغییر جزئی دیگری درمقدار داروی مصرفی لازم است یا خیر.هدف ازاین کار بازگرداندن میزان  T4وTHSدرخون به حالت طبیعی است.

بعد ازگذشت حدود دوتا سه هفته می بایستی احساس بهبودی کنید دراین هنگام وزن شما کاهش می یا بد واطراف چشم شما پف کرده می شود که این حالت موقتی بوده وبه زودی برطرف می شود ولی سه تا شش ماه طول خواهد کشید تا پوست وموهای شما به طورکامل به حالت طبیعی باز گردند . معمولا درمان کم کاری تیروئید باید درتمام عمرادامه پیدا کند.

نکات کلیدی

·         درمان کم کاری تیروئید به وسیله ی قرص هایی است که شاید نیاز باشد تاپایان عمر مورد استفاده قرار گیرند.

·         چنان چه آزمایش خون تیروئیدی اختلال اندکی رانشان دهد ممکن است درمان پیش گیرانه با تیروکسین به شما داده شود.

·         درطی حاملگی شما تحت نظرپزشک خواهید بود ،ولی درمان شما صدمه ای به جنین نخواهد زد.

سرطان غده ی تیروئید

تومورهای بد خیم غده ی تیروئید بسیار کم هستند .برای مثال ازهر50تا100نفری که به علت پرکاری تیروئیدناشی از بیماری گریوز به پزشک متخصص مراجعه می کنند  یک نفر دارای سرطان تیروئید است.

دونوع سرطان رایج تیروئید عبارتند از:

o       سرطان پاپیلر ،که اغلب زنان جوان وکودکان رامبتلا می سازد.

o       سرطان فولیکولر،که درسن زیر30سال بسیارنادراست.

دلیل نام گذاری این دوسرطان به علت شکل ظاهری آن ها درزیر میکروسکوپ است.

با این حال این دو سرطان درهرسنی می توانند برو ز کنند .تشخیص ودرمان درمراحل اولیه می تواند کارسازبوده وشخص می تواند دارای یک زندگی طبیعی باشد ؛به عبارت دیگر،احتمال مرگ به وسیله ی سکته ی مغزی یا حمله ی قلبی درسن بالا دراین افراد درمقایسه با سرطان تیروئید ،بسیار بالاتر است.

نحوه ی تشخیص سرطان تیروئید

اکثربیماران با یک غده درگردن و یابه خاطر رشد سریع گواتر که سال های طولانی با آن هابوده است به پزشک خود مراجعه می کنند .تشخیص سرطان تیروئید دربیمارستان به وسیله ی نمونه برداری به طریق FNAویا به وسیله ی جراحی بعدی صورت می گیرد.

درمواردی ،بیماربه دلیل بزرگ شده غدد لنفاوی درگردن به پزشک مراجعه می کند .این درحالتی است که نمونه برداری یا بیوپسی نشان خواهد داد که درواقع بیماربه سرطان نوع پاپیلرکه ازغده ی لنفاوی انتشار پیدا کرده است دچا ر شده است.

روش درمانی

سرطان تیروئید به طور معمول به وسیله برداشتن قسمتی یا تما م غده ی تیروئید درمان می شود. از ید رادیو اکتیومعمولا پس ازعمل ،برای کشتن سایر سلول های سرطانی باقی مانده استفاده می شود.

جراحی سرطان تیروئید

سرطان پاپیلر معمولا بابرداشتن حداکثر غده ی تیروئید معالجه می شودبه این دلیل که این سرطان می تواند درجاهای مختلف غده ی تیروئید انتشار یابد ؛هرکدام ازغده های لنفاوی بزرگ که سرطانی باشند نیز دراین مرحله برداشته می شود سرطان فولیکولر برخلاف سرطان پاپیلر به طورمعمول فقط دریک بخش ازغده ی تیروئید رشد می کند و برداشتن نیمی ازغده ی تیروئید درکل ممکن است لازم باشد.هیچ درمان ویژه ای قبل از عمل جراحی نیاز نبوده و پس ازسه روز بیمارمرخص می شود.

سرطان های نادرتیروئید

انواع نادر سرطان های تیروئید شامل موارد زیر است:

o       سرطان مدولری تیروئید که می تواند هم ارثی باشد و هم غیرارثی وهمراه با ناهنجاری های سایرغدد درون ریز یا اسکلتی باشد.

o       لنفوم تیروئید که معمولا درافراد سال خورده دیده می شود وممکن است همراه با نشانه ی بیماری درسایرنقاط بدن باشد.

o       سرطان آناپلاستیک که این سرطان نیز درافراد سال خورده دیده می شود .

عوارض آتی این نوع سرطان ها بدترازسرطان های پاپیلر و فولیکولرمی باشدودرمان آن ها بسیارمشکل تربوده و ممکن است مستلزم شیمی درمانی وپرتودرمانی باشد.

نکات کلیدی

·         سرطان پاپیلرو فولیکولر دونوع متداول ازسرطان های تیروئید می باشند که معمولا چنان چه درمراحل اولیه ی شناسایی شوند باموفقیت قابل درمان هستند.

·         پس ازدرمان برای اطمینان ازنابودی کامل سلول های سرطانی وانتشار نیافتن آن ها ممکن است نیازبه یک آزمایش خون باشد.

·         برخی ازبیماری ها می توانند درنتایج آزمایش خون مربوط به هورمون ها ی تیروئید تاثیر گذاشته وبه اشتباه پرکاری یا کم کاری تیروئید رانشان دهند.

هشدار

نتایج آزمایش های خون مربوط به هورمون های تیروئید نباید به صورت مجزا تجزیه وتحلیل شوند،بلکه باید بعد از بررسی هم زمان نتایج معاینات پزشکی تصمیم به درمان گرفته شود.

مهاجرتMIGRATION

مهاجرت عبارت از جابجایی انسان از یک سرزمین به سرزمین دیگر است، به بیان دیگر مهاجرت ترک سرزمین ، خویشاوندان و دوستان و اقامت در محلی دیگر است و مهاجر کسی است که از جایی به جای دیگر برود و یا از سرزمینی به سرزمین دیگر هجرت کند. مهاجرت روستائیان به شهر تنها موجب تغییر مکان جغرافیایی نیست، بلکه همواره با تغییر شغل مهاجر و تحرک اجتماعی همراه خواهدبود.

یک روستایی که اجتماع ده را ترک می‌کند و به شهر می‌آید، در بسیاری موارد شغل کشاورزی را رها می‌کند و به جای آن به شغل و حرفه‌ای که در شهر وجود دارد مشغول می‌شود. از آنجا که مهاجرت روستائیان به شهر همواره با ترک زمین ، گریز از روستا و رها کردن شغل کشاورزی همراه بوده و آسیب‌های فراوانی برای جامعه به بار آورده است، مصلحان اجتماعی و علمای اخلاق پدیده مهاجرت روستائیان به شهر را ناپسند ، مخرب اخلاق و سلامت جامعه می‌شمارند.

بی‌شبهه پدیده مهاجرت روستائیان به شهر که امری اجتماعی است، تنها با روش علمی و بطورعینی قابل بررسی و با کمک پدیده اجتماعی دیگر قابل تبیین است. مهاجرت روستائیان به شهر ممکن است به دوگونه انجام پذیرد. نخست اینکه خانواده با همه اعضای خود بطور کلی ده را ترک می‌کنند و در مکان دیگری سکونت می‌گزینند، دیگر اینکه خانواده در ده ساکن است، ولی یک یا چند نفر از افراد آن به صورت فصلی یا دائمی مهاجرت می‌کنند و در خارج از ده به سر می‌برند.

عوامل موثر درمهاجرت

سواد

آموزش سواد در ایجاد مهاجرت روستائیان به شهر به حدی است که برخی از مصلحان اجتماعی آموزش سواد را برای روستائیان لازم نمی‌دانند، اینها عقیده دارند که روستایی با سواد کار کشاورزی را رها خواهد کرد، برخی می‌گویند سواد برای روستایی تاحدی که کمی خواندن و نوشتن بداند کافی است، اگر از این حد بیشتر فراگیرند به شهرها هجوم می‌آورند. در ذهن جوانان روستایی که تا مدت‌ها جز این تصوری نداشتند که مجبورند کار پدران خود را دنبال کنند، با آموزش سواد و کسب آگاهی اجتماعی درباره ارزش‌های موجود جامعه و پائین بودن پایگاه اجتماعی خود سعی دارند از ده بگریزند، زمین را ترک کنند و به شغلی غیراز کشاورزی اشتغال ورزند.

 

بیکاری

در برخی دیگر از مناطق روستایی ایران نیز عامل بیکاری از عوامل اساسی مهاجرت بوده است. در سبزوار 73.4 درصد ، اراک 84.2 درصد ، بندرعباس 72 درصد ، کاشمر 90.9 درصد و خلخال 88 درصد مهاجران به علت بیکاری در محل سکونت خود را ترک کرده و درجای دیگر ساکن شده‌اند. بنابراین براثر کاربرد ماشین در زراعت و پیدایش بیکاری در روستاها ، گروه زیادی از جوانان روستایی برای یافتن کار و تامین درآمد بیشتر به شهرها مهاجرت می‌کنند. بنابراین بررسی‌های انجام شده ، مهمترین عامل مهاجرت روستائیان بیکاری و عدم درآمد کافی است.

 

سرابي به نام توسعه روستايي ؛هيچكس جوابگوي تخليه روستاها نيست مهاجرت روستاييان به شهرها، پديده اي است كه روز به روز روند آن سرعت بيشتري پيدا مي كند.پديده اي سخت و مشكل زا؛ اتفاقي كه تبعات بي شماري به دنبال آن ظهور و بروز مي كند.

سؤال كهنه اي كه در اذهان بسياري بي پاسخ مانده، اين است كه چرا روستاييان تن به مهاجرت مي دهند و خود را از كانون تعلقات خود جدا ساخته و زندگي خود را بر امواج بي پايان مشكلات مهاجرت سوار مي كنند.

آيا كوچ پديده اي است كه روستاييان، خواسته و از سر ميل به سراغ آن مي روند يا "جبري" آنان را به اين سمت مي كشاند؟
در بين علل فراوان و انگيزه هاي ترك روستا، محروم ماندن روستاها از برخورداريهاي مورد انتظار، مهمترين دليل به شمار مي آيد.
"توسعه روستايي عنواني مبتني بر درك مهمترين علت مهاجرت روستاييان است، اما اين عنوان به طور پراكنده در برخي اقدامات مشاهده و اغلب در حد حرف باقي مي ماند."توسعه روستايي" به طور مشخص متولي ندارد و امور مربوط به روستا همچنان فاقد سازماندهي مناسب و اثربخش است.
روستاييان: ما فقط اسم توسعه روستايي را شنيده ايم (!)
محمد عبداللهي كه از روستاي "ولي آباد" همدان به تهران آمده است، به خبرنگار ما مي گويد: سالهاست كه درباره توسعه روستاها و بهبود وضعيت معيشتي روستاييان شنيده ايم، اما تأثير آن را در زندگي خود نديده ايم.

وي كه يكسال است از روستا به شهر آمده ادامه مي دهد: در روستاي ما كار نيست و همه جوانان براي تأمين هزينه هاي زندگي خود به تهران و ساير شهرها رفته و كارگري مي كنند. اين در حالي است كه درآمد كارگري در تهران حتي جوابگوي هزينه هاي اوليه زندگي نيز نمي شود، اما چاره اي نيست بايد با همين وضعيت بد بسازيم.

وي اضافه مي كند: در روستاها دهياري تشكيل شده، اما اين تشكيلات عريض و طويل نيز نتوانسته اند مشكلات روستاييان را حل كنند؛ زيرا اقدامات مؤثري براي تقويت بنيه اقتصادي روستانشين ها صورت نگرفته و همچنان شاهديم كه روستايي، با كار و زحمت فراوان سهم اندكي از درآمد مي برد.

مراد جهاني نيز كه براي دريافت مجوز تأسيس كارگاه به وزارت جهاد كشاورزي آمده است، مي گويد: از سال گذشته كه وزارتخانه جهاد كشاورزي اعلام كرد از سرمايه گذاران صنايع تبديلي در روستاها حمايت مي كند، تاكنون در تلاشيم كه يك مجوز براي پرورش شترمرغ بگيريم، اما با وجود دوندگيهاي فراوان موفق نشده ايم.وي مي افزايد: اين وزارتخانه با در نظر گرفتن زمينهايي در خارج از روستا انتظار دارد سرمايه گذاران به اين مناطق رفته و صنايع كوچك تبديلي را راه بيندازند. اين در حالي است كه هيچ حمايت مالي در اين زمينه نمي كنند و حمايتهاي خود را شامل حمايتهاي معنوي و كارشناسي مي دانند در حالي كه هيچ روستايي قادر به سرمايه گذاريهاي كلان نيست از طرف ديگر دولت حاضر نيست بخشي از اين سرمايه گذاري را برعهده گيرد.

عقب ماندگي روستاهاعيان است دكتر احمدي با اشاره به رشد پرشتاب صنعت و فناوري در جهان مي گويد: با اين رشد عقب ماندگي مناطق روستايي بيشتر عيان شده و از آنجايي كه عموماً روستاييان نسبت به شهرنشينان داراي درآمد كمتري هستند و از خدمات اجتماعي ناچيزي برخوردارند، اقشار روستايي فقيرتر و آسيب پذيرتر محسوب مي شوند كه بعضاً به مهاجرت آنان به سمت شهرها نيز منجر مي شود.

وي علل مهاجرت روستاييان به شهرها را برمي شمرد و مي افزايد: پراكندگي جغرافيايي روستاها، نبود صرفه اقتصادي براي ارايه خدمات اجتماعي، حرفه اي و تخصصي نبودن كار كشاورزي، محدوديت منابع ارضي و نبود مديريت صحيح مسؤولان باعث شده تا روستاييان براي رفع فقر شديد و ارتقاي سطح زندگي، به شهرها مهاجرت كنند. اين در حالي است كه روستاييان در بيشتر مواقع با مهاجرت به اهداف خود دست نمي يابند.

اين استاد دانشگاه اضافه مي كند: برنامه هاي توسعه روستايي جزيي از برنامه هاي توسعه كشور محسوب مي شود كه براي دگرگون سازي ساخت اجتماعي - اقتصادي جامعه روستايي به كار مي روند.

دكتر احمدي توسعه روستايي را عامل بهبودي زندگي افراد كم درآمد روستاها و خودكفا سازي آنان در روند توسعه كلان كشور برشمرده و اظهار مي دارد: در گذشته بعضي مديران و سياستگذاران امر توسعه، صرفاً بر توسعه كشاورزي متمركز مي شدند، اما امروز نتايج نشان مي دهد كه توسعه روستايي صرفاً از اين طريق محقق نمي شود؛ زيرا روستا جامعه اي است كه داراي ابعاد اجتماعي مختلف است و نيازمند توسعه همه جانبه مي باشد.
وي مي افزايد: از طريق توسعه كشاورزي موفق نيز الزاماً توسعه روستايي محقق نمي شود؛ زيرا فوايد توسعه كشاورزي عايد همه روستاييان نمي شود.

وي مي گويد: از سوي ديگر افزايش بهره وري كشاورزي بدون توسعه صنايع وابسته در روستاها باعث كاهش نياز به نيروي انساني مي شود و اين مسأله باعث كاهش اشتغال روستاييان و فقر روز افزون آنان و مهاجرت بيشتر به سمت شهرها مي شود. اين كارشناس ادامه مي دهد: كشورها و مناطق مختلف جهان، متناسب با شرايط و اولويتها، رويكردها و استراتژيهاي توسعه روستايي متفاوتي را در پيش گرفته اند كه نمي توان بدون درنظرگرفتن تجربيات جهاني دراين زمينه و با تمركز صرف بر اشتغالزايي در روستاها توفيق چنداني بدست آورد. وي زيرساختهاي روستايي را سرمايه هاي عمومي و اجتماعي روستاها دانسته و اظهار مي دارد: توسعه اين زيرساختهاي اجتماعي، فيزيكي و نهادي باعث بهبود شرايط و كيفيت زندگي و معيشت مردم محلي و ارتقاي كارايي زندگي اجتماعي و اقتصادي آنان خواهد شد.

به عنوان مثال، توسعه زيرساختهاي اجتماعي همچون تسهيلات و خدمات بهداشتي آموزشي، باعث بهبود كيفيت منابع انساني و افزايش توانايي هاي آنان در جايگاه فردي و اجتماعي خواهد شد.
دكتر احمدي مي افزايد: منظور از ايجاد، توسعه و نگهداري زيرساختهاي روستايي، صرفاً تزريق نهاده هاي سرمايه اي به يك جامعه با توليد سنتي نيست، بلكه هدف ايجاد سازوكارها، نهادها و مديريت جديدي است كه در عمل نيازمند مشاركت وسيع روستاييان است كه با همكاري مردم مي تواند به طور آگاهانه و موفقيت آميز از دوران طراحي، برنامه ريزي و سرمايه گذاري گذر كرده و به شرايط مطلوب پايدار وارد گردد.

اين كارشناس اضافه مي كند: توسعه كشاورزي در فرايند توسعه روستايي حايز اهميت است، اما در عين حال بايد با توسعه فعاليتهاي صنعتي همراه شود؛ زيرا صرفاً زراعت نمي تواند اشتغال كافي و بهره وري ايجاد كند؛ چرا كه ظرفيت زمين محدود است به همين خاطر بايد به ايجاد اشتغال سودآور غير زراعي نيز پرداخت تا تفاوت درآمد شهرنشينان و روستانشينان افزايش نيافته و مهاجرت روستاييان به شهر كاهش يابد. براي اين كار نيز بايد مشاغل غير زراعي و فعاليتهاي درآمدزا ايجاد گردد.
دكتر احمدي با اشاره به اين كه بيشتر صنايع روستايي پيرامون كسب و كارهاي خرد شكل مي گيرد كه بخش عمده اي از آن را صنايع دستي تشكيل مي دهد، اضافه مي كند: اين صنايع مي توانند از ابزارهاي پيشرفته تر براي كار خود بهره برده و به دليل سادگي و مقبوليت بيشتر در جوامع روستايي و امكانات اشتغالزايي بيشتر، به بهبود وضعيت روستاييان كمك كنند.
اين استاد دانشگاه رفع نيازهاي اساسي روستاييان را عامل مهمي براي توسعه روستايي برشمرده و مي گويد: نيازهاي اساسي شامل درآمد و خدمات مورد نياز زندگي است كه بايد بصورتي باشد كه فقيرترين بخش از جمعيت روستايي از آن بهره مند گردد.

وي به مشاركت مردمي در جهت توسعه روستايي اشاره مي كند و مي گويد: به لحاظ ماهيت طرحها و به خاطر محدوديت امكانات و منابع دولتي، نيازمند مشاركت مردم در ابعاد وسيع خواهيم بود كه بايد به گونه اي انجام شود كه در تمامي مراحل مختلف تصميم گيري، اجرا، تقسيم منافع و ارزيابي حضور مردم مشهود باشد. يك مقام دولتي: سرمايه گذاري زيادي شده
دكتر جان علي بهزادنسب، مديركل دفتر برنامه ريزي توسعه روستايي وزارت جهاد كشاورزي نيز مي گويد: با وجود سرمايه گذاريهاي گسترده دولتي، همچنان مهاجرت روستاييان به شهرها ادامه دارد، بايد اين نكته را درنظرداشت كه نسبت جمعيت روستايي به شهري در سالهاي گذشته كاهش يافته است، اما بخشي از اين كاهش از تبديل جمعيت روستايي به شهري ناشي مي شود.
وي مي گويد: براساس بررسيهاي انجام شده در اين دفتر 15درصد از تغيير درصد جمعيت روستايي ناشي از اين مسأله است، به عبارت ديگر اگر هم اكنون ما 33درصد جمعيت روستانشين داريم، بايد اين 15درصد را به آن اضافه كرد؛ چرا كه جمعيت جابه جا نشده است. مديركل دفتر برنامه ريزي توسعه روستايي از مهاجرت به عنوان يك امر طبيعي كه براي تكامل جامعه ضروري به نظر مي رسد ياد كرد و گفت: مهاجرت علل مختلف دارد كه مهاجرت از روستاها تاكنون به صورت لجام گسيخته انجام شده و دولت سرمايه گذاري زيادي را در روستاها انجام داده است.

وي اضافه مي كند: سرمايه گذاريها فقط در موارد عمراني از قبيل احداث جاده روستايي، تأمين آب شرب و برق رساني بوده و كمتر به اقتصاد و توليد متناسب با عمران روستايي توجه شده است.
به همين دليل علت اصلي مهاجرت روستايي را بايد در ضعف بنيانهاي اقتصادي و توليد و درآمد در روستاها جستجو كرد.
وي با اشاره به اين كه يك مرجع كارآمد، دلسوز و مسؤول در زمينه توسعه روستايي نداشتيم و نداريم مي گويد: همه دستگاه هاي اجرايي سعي مي كنند وظايف خود را در قبال روستاها انجام دهند، اما هيچ كس نسبت به تخليه يك روستا پاسخگو نيست. مديركل دفتر برنامه ريزي توسعه روستايي اضافه مي كند: اگر چنين دستگاهي وجود داشت بين فعاليتهاي اقتصادي، عمراني و خدمات رساني در روستاها تناسب برقرار مي كرد و تا زماني كه اين هماهنگي در روستاها انجام نشود، شاهد مهاجرت بيشتر روستاييان به شهرها خواهيم بود.

دكتر بهزادنسب با اشاره به صنايع كوچك تبديلي مي افزايد: صنعت در روستاها يك موضوع چند وجهي است كه همه مؤلفه هاي مربوط به فعاليتهاي تبديل كننده مواد و يا حتي فعاليتهايي كه باعث توليد كالايي كه با استفاده از مواد بيروني در فضاي روستايي مي شود، شامل مي گردد.

يكي از مشكلات اساسي كه وجود داشت عدم شفافيت متولي اين بخش بود كه اخيراً اين مسؤوليت به وزارت جهاد كشاورزي سپرده شده است. در مجموعه وزارت جهاد ميزهاي محصول ايجاد شده تا صنايع تبديلي درخصوص محصولات مختلف را برنامه ريزي كند و دولت هم بستر لازم را براي مردم فراهم مي كند و تسهيلات بانكي و كمكهاي فني و اعتباري را به اين بخش مي دهد كه مي تواند تأثير بسزايي در حضور روستاييان و انتقال سرمايه به روستاها صورت دهد.

وي به برنامه هاي توسعه روستايي اشاره مي كند و مي گويد: توسعه روستايي يك موضوع فرابخشي است كه داراي ابعاد اقتصادي، اجتماعي، زيربنايي و خدماتي است تحولات روستايي بايد با تحولات ملي و جهاني متناسب باشد. از سوي ديگر پرداختن به توسعه روستايي نيازمند يك عزم ملي است به همين خاطر در برنامه چهارم جايگاه توسعه روستايي به قوت ديده مي شود.

وي مي گويد: اقدام ديگر مأمور كردن يك متولي قوي براي توسعه روستاهاست كه با مصوبه مجلس به سرانجام مي رسد.دكتر بهزادنسب دو مانع اصلي در توسعه روستايي را عدم تناسب ميان فعاليت بخشهاي مختلف و نبود يك مرجع سياستگذار، برنامه ريز و نظارت كننده بر توسعه روستاها مي داند.
وي به سؤال خبرنگار ما كه از رقمهاي هزينه شده در روستاها مي پرسد، پاسخي نمي دهد.

وي مي گويد: نمي توان در اين مورد پاسخ روشني داد؛ زيرا كه زمينه هاي مختلفي شامل سرمايه گذاري براي انجام خدمات زيربنايي و پرداخت تسهيلات بانكها به روستاييان و حمايتهاي مختلف دولت را در برمي گيرد، اما آنچه كه مسلم است سرمايه گذاري هاي دولت در روستاها كافي نبوده است.

مدير كل دفتر برنامه ريزي توسعه روستايي به راهكارهاي مختلف براي جذب سرمايه هاي خصوصي به روستاها اشاره مي كند و مي گويد: بايد توسعه درون زاي روستا مورد توجه قرار گيرد تا ارزش افزوده در روستاها بوجود آيد كه اگر اين اتفاق بيفتد جامعه روستايي اين توانايي را دارد تا با حمايت مالي، تشكيلاتي، نهادي و فني دولت، دست به سرمايه گذاري هاي بيشتري بزند.
وي از مسؤولان خواست تا اگر تسهيلاتي را به سرمايه گذاران خارج از روستا مي دهند، مراقب باشند كه گردش ارزش افزوده ناشي از سرمايه گذاري در همان مكان روستا محقق شود و از نيروهاي انساني و منابع روستايي استفاده گردد.

دكتر بهزادنسب مي افزايد: زماني مي توانيم سرمايه را در روستاها جذب كنيم كه توليد در اين مكانها اقتصادي باشد و از طرفي بايد سرمايه گذاري در حاشيه شهرها را حذف كرد.

 
فرمهاي اوليه براي توسعه روستايي
در همين رابطه مدير دفتر مناطق محروم نيز با اشاره به اين كه مقوله توسعه روستايي متولي مشخصي در نهادهاي برنامه ريزي و دستگاه هاي اجرايي ندارد، مي گويد: نداشتن نگرش ملي همه جانبه، سازماندهي مشخص در تدوين، اجرا، نظارت و ارزشيابي برنامه ها موجب كندي توسعه روستايي شده است.

عبدالعلي كيخا فرزانه مي افزايد: جامعه روستايي در مقايسه با جامعه شهري همواره سهم اندكي در نظام تصميم گيري و تخصيص منابع در سطح ملي داشته است و نبود تشكيلاتي و چانه زني متناسب با جمعيت، ظرفيتها و شرايط اقتصادي از عوامل عقب ماندن روستاها از فرآيند توسعه ملي است.
وي اظهار مي دارد: توسعه روستا از طريق نگرش همه جانبه به بخشهاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي محقق مي شود و سازماندهي روند توسعه روستايي بايد با در برگرفتن عوامل مختلفي همچون نظام توليد و بهره برداري، بهداشت، آموزش، گسترش روابط با نهادهاي مختلف اجتماعي و دولتي و مديريت محله همراه باشد.مدير دفتر مناطق محروم با تأكيد بر ضرورت كاهش شكاف بين جوامع شهري و روستايي، توسعه روستايي را مقوله اي فرابخشي و مبتني بر سه عنصر انسان، توليد و محيط روستا عنوان مي كند و مي گويد: نظام برنامه ريزي متمركز و غفلت برنامه ريزان از نيازها، امكانات و منابع، محدوديتهايي را در پي داشته و امكانپذيري فني، اجتماعي و فرهنگي سياستها را بشدت كاهش داده است.

وي مي افزايد: نبود نهادهاي برنامه ريزي منطقه اي و محلي موجب قطع ارتباط سطوح محلي و روستايي جامعه با نظام برنامه ريزي ملي مي شود.

كيخا فرزانه بر ضرورت توجه بيشتر بر فعاليتهاي مكمل بخش كشاورزي به ويژه صنايع تبديلي روستايي، ظرفيت بالاي زيربخشهاي شيلات، دامپروري و ساير فعاليتهاي توليدي روستايي تأكيد كرده، ادامه مي دهد: اين بخشها مي تواند در ايجاد اشتغال و توسعه همه جانبه روستاها بويژه در مناطق محروم مؤثر باشد.

وي توسعه روستاها را بدون مشاركت روستاييان غيرممكن عنوان مي كند و اضافه مي كند: سازماندهي توسعه روستايي بر مبناي نهادها و تشكيلات مردمي و محلي موجب تقويت روابط بين دولت و مردم و افزايش سطح انسجام اجتماعي مي شود.

مدير كل دفتر مناطق محروم، مقوله تأمين امنيت غذايي را كاركرد اصلي جامعه روستايي مي داند و برنامه ريزي همه جانبه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، عمران روستاها و اعمال هماهنگي بين بخشي را در امر توسعه روستايي ضروري عنوان مي كند.وي از بررسي راهكارهاي برنامه ريزي فرابخشي و منطقه اي، برنامه ريزي هاي عملياتي، تقويت برنامه ها و سياستهاي پژوهشي و آموزشي، توزيع منابع و سرمايه گذاري هاي مربوط به امر توسعه روستايي، تلاش براي نهادينه كردن فرهنگ عمران و توسعه روستايي، نهادينه كردن نقش مشاركت روستاييان در فرايند توسعه، بررسي زمينه هاي ايجاد فرصتهاي شغلي، نظارت بر اجراي طرحها و بررسي زمينه هاي افزايش درآمد روستاييان را به عنوان مهمترين اقدامات انجام شده براي توسعه روستاها ياد مي كند و مي افزايد: اين اقدامات قدمهاي اوليه براي توسعه روستايي است.

منبع دانشنامه رشد

بهداشت دوران بارداري

1- اهداف مراقبتهاي دوران بارداري را توضيح دهيد؟

هدف از مراقبتهاي دوران حاملگي، تأمين و حفظ سلامت مادر و جنين اوست. در طي اين مراقبتها مادران براي زايماني طبيعي آماده مي  شوند. آموزشهاي لازم را در زمينه خطرات، عوارض و مسايل طبيعي همراه حاملگي فرامي گيرند که نتيجه آن حفظ سلامت جسمي و روحي مادر و کاهش مرگ و مير مادران به دليل عوارض بارداري مي شود.

2- بهترين سن حاملگي چه سني است؟

بهترين سن براي بارداري بين 35-18 سالگي است.

3- حاملگيهاي زودرس و ديررس چه عوارضي را به همراه دارند؟

حاملگيهاي زودرس به دليل عدم بلوغ فيزيولوژيک، نداشتن آمادگي و اطلاعات لازم، مشکلاتي را ايجاد مي کند. حاملگيهاي سنين پايين که لگن هنوز به رشد کافي و کامل خود نرسيده است مي تواند براي مادر باردار خطراتي را به دنبال داشته باشد. حاملگي در سنين بالا باعث نقايص مادرزادي مي شود.

4- علائم حاملگي را توضيح دهيد؟

اولين و معمولترين علامت حاملگي در خانمها قطع قاعدگي (عادت ماهانه) است. علايم ديگري نظير بزرگ و حساس شدن پستانها، تهوع و استفراغ صبحگاهي و تکرّر ادرار نيز در بعضي از خانمهاي باردار ديده مي شود.

5- اولين مرحله مراقبتهاي دوران بارداري چه مرحله اي است؟

معمولاً در اولين معاينه، شرح حال دقيقي از مادر گرفته مي شود که در طي آن درباره سابقه بيماري مادر (مثلاً بيماري قلبي يا کليوي) سابقه حاملگيهاي قبلي، سابقه جراحي نيز سؤال مي شود و تاريخ احتمالي زايمان با توجه به تاريخ آخرين قاعدگي محاسبه مي شود.

6- آزمايشهايي که از زن باردار درخواست مي شود را نام ببريد؟

1. اندازه گيري هموگلوبين – هماتوکريت و شمارش پلاکتها.

2. تعيين گروه خوني و RH

3. بررسي از نظر ديابت

4. آزمايش ادرار از نظر وجود عفونت

5. آزمايش VDRL براي تشخيص سفليس

6. تست پاپ اسمير

7- تغييرات طبيعي دوران بارداري در سه ماهه اول را نام ببريد؟

- خواب آلودگي

- احساس سنگيني در پستانها

- احساس سنگيني و پرشدن در لگن

- تکرّر ادرار

- افزايش ترشحات تناسلي

- تهوع صبحگاهي

- اختلالات گوارشي

8- علائم خطر دوران بارداري را نام ببريد؟

- احساس درد، درد زايماني يا هر نوع درد لگني و شکمي

- خونريزي و يا خروج هر نوع مايع

- ورم دستها و صورت

- سردرد شديد يا مداوم

- تاري ديد

- تب و لرز

- سوزش ادرار

- استفراغ مداوم

- احساس کاهش حرکات جنين

9- مواردي که در دوران بارداري مورد تأکيد قرار مي گيرد را نام ببريد؟

1. تغذيه زن باردار

2. استراحت

3. استحمام

4. مراقبت از دندانها

5. لباس زن باردار

6. ورزش

7. مسافرت

8. مراقبت از پستانها

9. واکسيناسيون

10- چرا مادران در دوران بارداري واکسينه مي شوند؟

همه مادران در دوران بارداري عليه بيماري کزاز واکسينه مي شوند. اين کار باعث ايمن شدن آنها و نوزادشان درمقابل بيماري کزاز خواهد شد.

11- آيا مادران باردار مي توانند به مسافرت بروند؟

بارداري، مانعي براي مسافرت مادران نيست به شرطي که در هر حال دسترسي به امکانات پزشکي داشته باشند. چنانچه مادران مسيرهاي طولاني را با اتومبيل طي مي کنند بهتر است هر 2 ساعت يک بار از ماشين پياده شوند و چند قدم راه بروند. در اواخر دوره حاملگي، مسافرتهاي طولاني توصيه نمي شود و لازم است مادران، قبل از مسافرت با پزشک خود مشورت نمايند.

12- از چه مواردي در حاملگي بايد پرهيز شود؟

1. مصرف هرگونه دارو و مواد شيميايي

2.عکسبرداري

3. مصرف دخانيات

13- چه عواملي باعث مي شود دندانهاي زنان باردار مستعد پوسيدگي شود؟

مادران باردار به علل مختلف در معرض پوسيدگي دندانها قرار دارند. کم شدن بزاق، تغييرات هورموني و نوع تغذيه از آن جمله اند. لازم است خانمها به محض اطمينان از حامله بودن به دندانپزشک مراجعه نمايند تا لثه ها و دندانهاي آنها معاينه شود.

14- حاملگيهاي پر خطر را نام ببريد؟

1. حاملگي قبل از سن 18 و بعد از 35 سالگي؛

2. فاصله بارداري کمتر از 2 سال؛

3. حاملگي چهارم به بعد؛

4. مادري که قدش از 45 سانتيمتر کمتر باشد؛

5. مادري که وزن او قبل از بارداري کمتر از 38 کليوگرم باشد؛

6. حاملگيهاي چند قلو؛

7. سوء تغذيه مادر؛

8. سابقه سقط  و زايمان مشکل در مادر؛

15- چه عواملي باعث تغييرات روحي و رواني در مادر باردار مي شود و وظيفه اطرافيان در کمک به بهداشت رواني مادر باردار چيست؟

احساسات مادر نسبت به بارداري، همسر و نوزادش در اين تغييرات مؤثرند. مسايل خانوادگي، وضعيت اقتصادي خانواده، روابط حاکم بر خانواده نيز در اين تغييرات، تأثير دارند. تغييرات هورموني دوران بارداري نيز به بروز اين حالات کمک مي کنند. تمام اين عوامل دست به دست هم داده، ممکن است مادر باردار را زودرنج، کم حوصله و عصبي نمايند.

در اين حال وظيفه اطرافيان و مخصوصاً شوهر، بسيار مهم و کمک کننده است. آنها با ايجاد جوي عاطفي و صميمي مي توانند باعث ايجاد اعتماد به نفس در زن باردار شده، فضا و محيطي آرامش بخش در خانواده ايجاد کنند تا مادر، اين دوران را با سلامتي و اطمينان طي نمايد.

بهداشت زايمان و پس از زايمان

 

1-    زايمان را تعريف کنيد؟

به مجموعه مراحلي گفته مي شود که در طي آن نوزاد، جفت و پرده هاي جنيني از کانال زايماني خارج مي شوند. زايمان با دردهاي زايماني شروع مي شود، با ولادت نوزاد ادامه مي يابد و با خروج جفت پايان مي پذيرد.

2-    مرحله اول زايمان را توضيح دهيد؟

مرحله اول، بازشدن رحم است که ممکن است از چند ساعت تا دو روز طول بکشد. علت بازشدن دهانه رحم انقباضات رحمي است. اين انقباضات سبب دردهاي زايماني مي شوند. در آغاز مرحله اول، فاصله دردهاي زايماني در حدود 15 دقيقه و مدت هر درد چند ثانيه است. در اين مرحله  کيسه جنيني که محتواي مايع آبکي است خود به خود با دست پزشک يا ماما پاره مي شود و مايعي که جنين در آن شناور است جاري مي گردد.

3- مرحله دوم زايمان را توضيح دهيد؟

مرحله دوم زايمان، جريان واقعي تولد است که ممکن است از ده دقيقه تا يک ساعت و نيم طول بکشد. در اين مرحله است که نوزاد از بدن مادر خارج مي شود و زندگي مستقل خود را آغاز مي کند.

4- اپي زيوتومي به چه منظور صورت مي گيرد؟

در بعضي از زايمانها، به علت اينکه عضلات اطراف مهبل سفت هستند، مرحله دوم زايمان طولاني مي شود؛ در اين صورت پزشک براي جلوگيري از وارد آمدن فشار بر سر جنين و تسريع زايمان، مجراي زايمان را با قيچي مي برد تا مجراي زايماني وسيعتر شده، سر کودک به راحتي خارج شود. اين عمل را اپي زيوتومي مي گويند. با خروج نوزاد، محل بريده شده را با نخي که خود به خود جذب مي شود، مي دوزند.

5- مرحله سوم زايمان را توضيح دهيد؟

پس از به دنيا آمدن نوزاد، در مرحله دوم، انقباضات رحمي خفيفتر مي شود و مادر احساس کاهش درد و آرامش مي کند. اين انقباضات خفيف تا خروج جفت ادامه مي يابد. جفت، معمولاً به طور خود به خود از جدار رحم جدا شده تا نيم ساعت بعد از تولد نوزاد، خارج مي شود. گاه لازم است جفت را با مالش روي شکم يا به کمک دست، خارج کرد.

6- سزارين چيست؟ در چه مواقعي سزارين بر زايمان طبيعي برتري دارد؟

نوعي عمل جراحي است که طي آن با بريدن جدار شکم و رحم، نوزاد بيرون آورده مي شود. هنگامي که اندازه سر نوزاد با لگن مادر هماهنگ نباشد يا لگن مادر در قسمتي بيش از حد تنگ باشد همچنين در مواقعي که جنين وضعيت غيرطبيعي داشته باشد، لازم است زايمان با روش سزارين انجام شود.

7- دوران نقاعت بعد از زايمان چه دوراني است و چه قدر به طول مي انجامد؟

دوران نقاهت پس از زايمان به6 تا 8 هفته اول بعد از زايمان گفته مي شود که در طي آن تغييرات فيزيکي و فيزيولوژيک ايجاد شده بر اثر بارداري برگشت مي کند.

8- تغييرات طبيعي بعد از زايمان چيست؟

- کاهش حجم رحم

- کاهش وزن به ميزان تقريباً 8 کيلو

- ترشح شير از پستانها که در ابتدا به صورت آغوز بوده. با گذشت سه تا چهار روز ترشح شير آغاز مي شود.

- ترشحات رحم که در ابتدا به صورت خوني است ولي به زودي از قرمزي آن کاسته مي شود و به صورت ترشحات بعد از زايمان درمي آيد.

9- مادر چه زماني بعد از زايمان مي تواند غذا بخورد؟

مادر هر زمان که ميل به غذا داشته باشد مي تواند غذاي مايع يا جامد مصرف کند. رژيم غذايي وي همان رژيم دوران بارداري است و خانمهاي شيرده بايد حداقل يک ليتر شير اضافه بخورند.

10- فايده ورزشهاي پس از زايمان چيست؟

براي اينکه عضلات شکم، پشت و لگن و ساير اعضاي بدن که در دوران حاملگي و زايمان دچار تغييراتي شده اند هر چه زودتر به حالت طبيعي برگردند. پس از هفته دوم زايمان، ورزش توصيه مي شود.

11- معمولاً چه مدت پس از زايمان، قاعدگي برمي گردد؟

برگشت قاعدگي در زنان مختلف، متفاوت است. اين زمان ممکن است از 6 هفته تا يک سال پس از زايمان متغيير باشد. مادراني که نوزاد خود را شير مي دهند ديرتر قاعده مي شوند ولي اکثر مادران در ماه پنجم يا ششم بعد از زايمان قاعده خواهند شد.

دستورالعمل تفكيك، جمع آوري، حمل و دفع پسماندهاي پزشكي

ماده1- تعاريف:

الف- مركز بهداشتي و درماني: عبارتند از كليه بيمارستانها، درمانگاهها، مراكز بهداشت، آزمايشگاهها، مراكز تزريق يا پانسمان مطبها ، راديولوژيها، دندانپزشكي و فيزيوتراپي ، مراكز تحقيقات پزشكي و ساير مراكز مشابه كه به نوعي خدمات بهداشتي و درماني ارايه مي نمايند.

ب- پسماندهاي پزشكي عبارتند از: پسماندهاي حاصل از فعاليت كليه مراكز بهداشتي و درماني مورد اشاره در بند الف كه داراي دسته بندي هاي ذيل مي باشند:

1- پسماندهاي معمولي يا شبه خانگي: شامل پسماندهاي قسمتهاي اداري و مالي، ،آشپزخانه، آبدارخانه، استراحتگاه كاركنان كه از نظر تركيب و نوع مواد مشابه پسماندهاي خانگي مي باشد.

2- پسماندهاي ويژه كه خود داراي سه نوع زباله مي باشد:

2-1- زباله تيز و برنده: شامل انواع تيغها، كليه سوزنهاي تزريقي و غير تزريقي، قيچي، پنس، چاقو، ظروف فلزي و شيشه اي داروها، مواد شيميايي سموم و گندزداها و نظاير آن كه به واسطه  نوك يا لبه هاي تيز قابليت ايجاد جراحت در بدن انسان و انتقال عوامل بيماري زا را دارا مي باشند.

2-2- پسماندهاي عفوني و شيميايي از قبيل: پسماندهاي اتاق عمل، اطاق زايمان، بخش اورژانس، اطاق درمان، ايستگاه پرستاري، بخش آي- سي- يو، بخش تزريقات ، بخش پاتولوژي، آزمايشگاهها، بخش عفوني، بخش اتوپسي، اطاق پانسمان، بخش دياليز ، اطاق ايزوله، بانك خون، بخش سوانح سوختگي، داروهاي تاريخ گذشته ، ته مانده داروها و مواد شيميايي، سموم و گندزداها، كليه پارچه ها و البسه آلوده به خون، گاز و پنبه مصرف شده براي پانسمان، نمونه هاي آزمايشگاهي محيطهاي كشت، اقلام پلاستيكي مانند سوند، دستكش، كيسه ادرار، سرنگ فيلترهاي دياليز، كليه ظروف يك بار مصرف مورد استفاده بيماران و پسماندهاي غذايي بيماران و ساير لوازمي كه به نوعي با عوامل بيماري زا در ارتباط بوده و عمل پخش يا انتقال عوامل بيماري زا در محيط مي باشند.

ماده2- جدا سازي و نگهداري موقت پسماندهاي پزشكي در مراكز توليد

كليه مراكز درماني موظفند كه پسماندهاي معمولي و پسماندهاي ويژه خود را به ترتيب ذيل از يكديگر تفكيك و به طور جداگانه نگهداري نمايند:

1-   پسماندهاي معمولي يا شبه خانگي بايستي در كيسه زباله مقاوم مشكي رنگ جمع آوري و در مخزن آبي رنگ قابل شستشو نگهداري گردد.

2-   پسماندهاي برنده در محفظه قرمز رنگ مقاوم با علامت مخصوص به طوري كه مانع تماس مستقيم اين پسماندها با بدن اشخاص گردد، جمع آوري گردد. اين محفظه ها بايستي پس از پر شدن در محفظه هاي فلزي مشبك قرمز رنگ و قابل شستشو نگهداري شود.

3-   پسماندهاي عفوني و شيميايي بايد در كيسه زباله مقاوم و زرد رنگ جمع آوري و در محفظه پلاستيكي درب دار زرد رنگ داراي علامت مخصوص قابل شستشو و ضد عفوني نگهداري شود.

4-   پسماندهاي پرتوزا و راديو اكتيو بر اساس دستورالعملهاي سازمان انرژي اتمي و زير نظر مسئول بهداشت پرتوها ( فيزيك بهداشت) بخش مربوطه جمع آوري نگهداري و دفع گردند.

ماده3- شرايط محل نگهداري موقت پسماندهاي ويژه تفكيك شده

1-   مكان انتخابي قابل دسترس براي همه بخش هاي مختلف و مناسب براي حمل و نقل باشد.

2-   درب دار غير قابل نفوذ و عاري از آلودگي باشد.

3-   حتي الامكان از بخشهاي مختلف و آشپزخانه دور باشد.

4-   قابل شستشو و ضدعفوني كردن باشد.

5-   تحت نظارت بهداشتي و ايمني كامل قرار داشته باشد.

6-   محل مورد نظر بايد محصور و مسقف بوده و به وسيله علامت با تابلوي مخصوص هشدار دهنده مشخص شده باشد.

ماده4- كليه مراكز بهداشتي و درماني موظفند آمار ميزان توليد انواع پسماندهاي پزشكي خود را به صورت تفكيك شده بر مبناي دسته بندي موضوع ماده(1) به طور روزانه جمع آوري و در دفاتر ساليانه ثبت نمايند.

ماده6- كليه مراكز بهداشتي درماني موظفند پسماندهاي ويژه خود را با يك يا تركيبي از روشهاي ذيل دفع نمايند:

1-   زباله سوزي: تا زمان تعيين استانداردهاي خروجي توسط سازمان حفاظت محيط سزيست رعايت استانداردهاي سازمان بهداشت جهاني براي كشورهاي شرق مديترانه                  الزامي است.

2-   روشهاي تصفيه و بي خطر سازي: با رعايت ضوابط بهداشتي و زيست محيطي

3-    دفن بهداشتي: بر اساس رعايت مفاد اين دستورالعمل ( مواد9 و 11 )

ماده7 خاكستر حاصل از زباله سوزي ( موضوع بند 1 ماده6 ) و پسماندهاي تصفيه و بي خطر شده (وفق بند 2 ماده6 ) بايد از سوي مراكز بهداشتي و درماني در كيسه هاي مربوط به پسماندهاي معمولي نگهداري شوند.

ماده8 به بيمارستانهاي داراي سيستم زباله سوزي فعال يا هر سيستم تصفيه و بي خطر سازي ( موضوع بندهاي 1 و 2 ماده6 ) اجازه داده مي شود بسته به ظرفيت روزانه سيستم مورد اشاره و در صورت عدم استفاده از حداكثر ظرفيت ممكن پسماندهاي عفوني و شيميايي ساير مراكز بهداشتي و درماني فاقد هر سيستم امحاي ديگر را مورد قرار دادي كه بين دو مركز منعقد مي گردد. با دريافت هزينه توافقي امحاء نمايند. براي مراكز بهداشتي و درماني كه بدين روش اقدام به امحاي پسماندهاي عفوني و شيميايي خود مي نمايند. ارائه نسخه اي از قراداد ياد شده به مركز بهداشت شهرستانها ضروري است و بيمارستانهاي دريافت كننده پسماندهاي عفوني و شيميايي ساير مراكز بهداشتي و درماني موظفند آمار مربوط به اين گونه پسماندها را در دفاتر جداگانه اي كه در آن تاريخ دريافت، زمان امحاء، ميزان پسماند دريافتي و نام مركز بهداشتي و درماني تحويل دهنده پسماند قيد مي گردد، ثبت نمايد. همچنين طرفين قراداد موظفند ذر صورت فسخ يا عدم تمديد قرار داد مراتب را ظرف 3 روز به مركز بهداشت مربوطه اطلاع دهند.

توضيح: قرارداد تنظيمي بايد داراي حداقل موارد مذكور در پيوست 2 باشد.

ماده 9- مراكز بهداشتي و درماني در اجراي بند 3 ماده 6 موظفند پسماندهاي ويژه خود را در جهت پردازش و دفع بهداشتي بر اساس قرار دادي كه بين مركز بهداشتي و درماني و شهرداري يا متوليان مديريت پسماندهاي شهري منعقد گرددبا پرداخت هزينه هاي مصوب جمع آوري حمل و دفع به مامورين مربوطه تحويل نمايند. كليه شرايط و موارد ذكر شده در خصوص قرارداد پيوست 2 اين دستورالعمل در مورد اين ماده لازم الاجرا است.

ماده10 خودروهاي جمع آوري و حمل كننده پسماندهاي ويژه پزشكي بايد داراي علامت مخصوص ( با هماهنگي ادارات راهنمايي و رانندگي )‌(پيوست 1 ) تانكر جمع آوري شيرابه و آب بندي شده به گونه اي كه از ريزش پسماند و شيرابه در سطح معابر جلوگيري شود، بوده و براي مقاصد ديگر استفاده نگردد.

ماده11-  شهرداريها يا متوليان مديريت پسماندهاي شهري با توجه به قرارداد موضوع ماده 9 اين دستورالعمل موظفند پسماندهاي ويژه پزشكي را در مكانهايي مجزا از مكان دفن پسماندهاي خانگي و غير خطرناك با رعايت اصول كامل بهداشتي دفن نمايند.

تبصره: خاكستر حاصل از زباله سوزي هاي بيمارستاني يا پسماندهاي عفوني و شيميايي تصفيه و بي خطر سازي شده در محل دفن پسماندهاي خانگي و غير خطرناك قابل دفن مي باشند.

ماده12- اعضاء و اندامهاي قطع شده بدن يا جنين سقط شده بايستي مجزا توسط مراكز بهداشتي درماني جمع آوري و به گورستانهاي محل حمل شده خاص خود دفن گردد.

ماده13- كليه سيستم امحاء و پردازش پسماندهاي عفوني و شيميايي پزشكي از قبيل زباله سوزها يا هر تصفيه و بي خطر سازي ( موضوع بند 1و2 ماده 6 ) بايد داراي مجوز فعاليت و كنترل كيفيت از كميته نظارت كه متشكل از نمايندگان مركز بهداشت اداره كل حفاظت محيط زيست سازمان صنايع و معادن و شهرداري ( يا متوليان مديريت پسماندهاي شهري) هستند، مي باشند.

ماده14- وظيفه نظارت بر حسن انجام اين دستورالعمل و مسئوليت تشكيل كميته موضوع ماده 13 بر عهده مراكز بهداشت مي باشد.  

اهميت خانواده


خانواده

  اهميت خانواده

نگاه اجمالي خانواده به عنوان اولين کانوني که فرد در آن قرار مي‌گيرد داراي اهميت شايان توجهي است. اولين تأثيرات محيطي که فرد دريافت مي‌کند از محيط خانواده است و حتي تأثيرپذيري فرد از ساير محيطها مي‌تواند نشأت گرفته از همين محيط خانواده باشد. خانواده پايه گذار بخش مهمي از سرنوشت انسان است و در تعيين سبک و خط مشي زندگي آينده ، اخلاق ، سلامت و عملکرد فرد در آينده نقش بزرگي بر عهده دارد. عواملي چون شخصيت والدين ، سلامت رواني و جسماني آنها ، شيوه‌هاي تربيتي اعمال شده در داخل خانواده ، شغل و تحصيلات والدين به وضعيت اقتصادي و فرهنگي خانواده ، محل سکونت خانواده ، حجم و جمعيت خانواده ، روابط اجتماعي خانواده و بي‌نهايت متغير ديگر در خانواده وجود دارند، شخصيت فرزند ، سلامت رواني و جسماني او ، آينده شغلي ، تحصيلي ، اقتصادي ، سازگاري اجتماعي و فرهنگي ، تشکيل خانواده او و غيره را تحت تاثير قرار مي‌دهند. خانواده و اهميت آن در دوره کودکي نوزاد در خانواده به دنيا مي‌آيد و اولين تعاملات خود را با محيط آغاز مي‌کند. در اين کانون اوليه اولين تأثير و تأثرات متقابل آغاز مي‌شود و کودک کم کم در فرآيند رشد و اجتماعي قرار مي‌گيرد. همانطور که روان شناسان معتقدند سالهاي اوليه کودکي نقش بسزايي در رشد شخصيت و آينده او دارد. بيشتر طرحواره‌ها و شناختهاي کودک از خود ، اطرافيان و محيط در اين دوران شکل مي‌گيرد. ميزان سلامت جسماني و رواني کودک بسته به ارتباطي است که خانواده با وي دارد و تا چه حد تلاش مي‌کند نيازهاي او را برآورده سازد. کودکاني که در اين سنين از لحاظ عاطفي و امنيتي در خانواده تأمين نمي‌شوند به انواع مشکلات مبتلا مي‌شوند. مشکلات اين کودکان اغلب با شيطنتها ، دروغگوييها و حرف نشنيدنهاي ساده شروع مي‌شود و با توجه به وضع نابسامان خانواده به بزهکاريها و جنايات بزرگسالي منتهي مي‌شود. سخت گيري زياد والدين يا بي‌توجهي آنها ، يا ننر و لوس بار آوردن کودک و برآورده ساختن کليه نيازهاي منطقي و غير منطقي او ، شخصيت سالمي را به بار نخواهد آورد. سلامت خود خانواده ، تعادل شخصيتي والدين و آشنايي آنها به اصولي که مي‌تواند محيط خانواده را سالمتر سازد، بسيار حائز اهميت است. اهميت خانواده در دوران نوجواني  نيازهاي مرحله نوجواني دوران حساس است. بطوري که در کنار ساير تحولات و تغييراتي که از جنبه‌هاي جسماني و رواني در فرد اتفاق مي‌افتد، ويژگي مشترک و مهم ديگر آن دوران ، استقلال طلبي نوجوان در خانواده است. نوجوان مي‌خواهد به طريقي رشد استقلال خود را به خانواده ثابت کند و بر اين اساس شروع به ايجاد فاصله بين خود و خانواده مي‌کند و به گروه همسالان نزديک مي‌شود. در صورتي که خانواده در اين دوران به کارکردهاي اساسي خود آشنايي نداشته باشد و همچنين با ويژگيهاي دوران نوجواني آشنا نباشد، نخواهد توانست عملکرد تربيتي خود را به نحو احسن ايفا نمايد. و چه بسا که اقدامات نادرست از سوي خانواده ، فضاي نامناسب موجود در خانواده و غيره ، بيشتر و بيشتر نوجوان را از محيط خانواده دور ساخته و در صورتي که خانواده در گذشته نيز کارکرد تربيتي خود را به شيوه درست اعمال نکرده باشد و فرد از پختگي فکري کاملي برخوردار نباشد با گرايش به زمينه‌هاي ناسازگارانه مثل عضويت در گروههاي افراطي و ساير زمينه‌ها مشکلات فردي و اجتماعي زيادي را به بار خواهد آورد. سخت گيري زياد والدين و خانواده در اين دوران و همچنين سهل‌ گيري و آزاد گذاري آنها فرزند را موجودي سرکش ، طغيانگر و متزلزل بار خواهند آورد. از اين گذشته اين دوران ، دوران الگو گيري و همانند سازي و لازم است خانواده الگوهاي مناسبي را براي نوجوان خود فراهم سازند. ميزان حضور خانواده در اجتماع نيز در اين اهميت بسزايي دارد. هابز معتقد است که بسياري از نوجوانان پريشان حال و آشفته به خانواده‌هايي تعلق دارند که از زندگي اجتماعي مجزا و بيگانه‌اند. خانواده در عين حال که کوچکترين واحد اجتماعي است، مبنا و پايه هر اجتماع بزرگ است. افراد سالم جامعه ، افراد موفق و افراد فعال اجتماعي از داخل خانواده‌هاي سالم بيرون آمده‌اند و افراد ناسالم پرورش يافته خانواده‌هاي ناسالم هستند.   اهميت خانواده = سلامت خانواده   انحرافات خانواده ، عدم سلامت رواني خانواده ، مشکلات اقتصادي و اجتماعي خانواده از لحاظ تأثيري که روي اعضاء خود دارد جامعه را تحت تأثير قرار مي‌دهد. افراد پيوند ميان خانواده و اجتماع هستند. افراد پرورش يافته در خانواده وارد اجتماع مي‌شوند و ويژگيهاي سالم يا ناسالم خود را که در خانواده دريافت کرده وارد اجتماع مي‌کنند. از اين لحاظ سلامت يک جامعه به سلامت خانواده‌هاي آن وابسته است. لامارک و لوپله و ديگران ، خانواده را مهمترين کانوني مي‌دانند که جامعه از آن تغذيه مي‌کنند. به اين ترتيب فرد در کنار تأثيري که از اجتماع خود مي‌پذيرد با توشه‌اي که از خانواده خود دريافت کرده است محيط پيرامون خود را تحت تأثير قرار مي‌دهد. چنين تأثيراتي علاوه بر مسائل پيراموني جزئي بلکه بر مسائل کلان اقتصادي - اجتماعي و سياسي يک جامعه نيز نقش دارند. به اين ترتيب به نظر مي‌رسد که اصلاح يک جامعه ، پيشرفت و ترقي آن از جنبه‌هاي مختلف تأثير اصلاح خانواده ، توجه افراد به اهميت خانواده و آموزش آنهاست.  خانواده درماني تاريخچه خانواده درماني تخصص و حرفه خانواده درماني نسبتا جديد است و ظهور رسمي آن به دهه‌هاي 1940 ، 1950 و 1960 برمي‌گردد. در سال 1938 شوراي ملي روابط خانوادگي شروع بکار کرد. در سال 1948 اولين اثر درباره زناشوئي درماني توسط « بلامتيل من » منتشر شد و مطالعه خانواده‌هاي اسکيزوفرنيک توسط « لايمن » صورت گرفت. در خلال سالهاي 1950 تا 1959 « ناتان آکرمن » رويکرد روان تحليلي را براي کار کردن با خانواده‌ها مطرح کرد و « بيتسون » مطالعه الگوهاي ارتباط را در خانواده آغاز کرد و « کارل ويته » اولين کنفرانس را درباره خانواده درماني در سي ايسلند ايالت جورجيا برگزار کرد. اولين نشريه در خانواده درماني در سال 1961 منتشر شد و شبکه ساز خانواده درماني در سال 1976 و انجمن خانواده درماني (AFTA) در سال 1977 شروع به کار کرد. در خلال سالهاي 1980 تا 1989 شيوه‌هاي تحقيق در خانواده درماني متداول شد و رهبران جديدي در خانواده درماني ظهور کردند که بسياري از آنان زن بودند. از سال 1990 به بعد رشد عضويت متخصصان در انجمنهاي خانواده درماني چشمگير شد. خانواده درماني‌هاي متمرکز بر راه حل فراگير شدند و بطور کلي جايگاه عميق‌تري بين فنون درماني حوزه روان شناسي پيدا کرد.   انواع نظريه‌هاي خانواده درماني رويکردهاي نظري اصلي در حيطه خانواده درماني عبارتند از: خانواده درماني روان تحليلي ، خانواده درماني تجربياتي ، خانواده درماني شناختي رفتاري ، خانواده درماني ساختي ، خانواده درماني استراتژيک و خانواده درماني متمرکز بر راه حل.   خانواده درماني مبتني بر روان تحليلي صاحبنظران اصلي آن ناتان آکرمن ، ويليامسون ، لايمن واين و تئودور کيدز هستند که شيوه درمان آنها ريشه در نظريه فرويد دارد. در اين شيوه فرايندهاي ناهشيار اعضاي خانواده به يکديگر مرتبط دانسته مي‌شوند و اعتقاد بر اين است که بايستي روي نيروهاي ناهشيار که آسيب را بوجود آورده‌اند، کار کرد. نقش درمانگر يک معلم يا والد يا مفسر تجربه است. فنون درماني عبارتند از: تحليل رويا ، انتقال ، رويارويي ، تاريخچه زندگي ، تمرکز بر نقاط قوت. خانواده درماني تجربياتي   نظريه پردازان عمده آن ويرجينيا سيتر ، کارل ويته کر ، فرد دوهل و ... هستند که معتقدند مشکلات خانواده از سرکوب احساسات ، خشکي و انعطاف ناپديري ، فقدان آگاهي ، مرگ عاطفي و استفاده بيش از حد از مکانيزمهاي دفاعي ريشه مي‌گيرد. در اين رويکرد خانواده درمانگر تلاش مي‌کند انعطاف پذيري ، صميميت ، عزت نفس ، پتانسيل براي تجربه را در خانواده افزايش دهد و از فنون مجسمه سازي ، صحنه آرايي خانوادگي ، شوخي ، مصاحبه با عروسکهاي خانواده ، هنردرماني خانواده ، بازي نقش ، بازسازي خانواده و ... استفاده مي‌شود.   خانواده درماني‌هاي رفتاري و شناختي _ رفتاري نظريه پردازان عمده آن ويليام مسترز ، ويرجنيا جانسون ، جوزف ولپه ، بندورا و ... هستند. اين شيوه درماني بر اساس نظريه‌هاي رفتاري و شناختي معتقد است، رفتار از طريق پيامدها ابقا يا حذف مي‌شود. رفتارهاي نامناسب را مي‌توان اصلاح کرد. همينطور شناختهاي غير منطقي را مي‌توان اصلاح کرده و در نتيجه در تعامدات و رفتارهاي زوجي يا خانوادگي تغيير ايجاد کرد. درمانگر نقش يک معلم و متخصص تقويت کننده رفتارهاي مناسب را بازي مي‌کند. در اين رويکرد از فنون درماني تقويت منفي ، تعميم ، خاموش سازي ، اقتصاد پته‌اي ، گريز ذهني ، عبارات مقابله‌اي منطقي ، سرمشق دهي و ... استفاده مي‌شود. خانواده درماني ساختي   سالوادور مينوچين ، مونتالوو ، فيشمن ، روزمن و ... نظريه پردازان اصلي اين شيوه از خانواده درماني هستند که کارکرد خانواده را متضمن ساخت خانواده ، زير منظومه‌ها و مرزها مي‌دانند. درمانگران نقشه خانواده را بطور ذهني ترسيم مي‌کنند و در پياده کردن ساخت مناسب خانواده تلاش مي‌کنند و در واقع همچون کارگردان تئاتر عمل مي‌کنند. فنون درماني عبارتند از: بازسازي ، الحاق ، تشديد پيامها ، مرزسازي و ... .   خانواده درماني‌هاي استراتژيک ، سيستمي و متمرکز بر راه حل   اين سه رويکرد روش‌مدار و کوتاه مدت هستند که هر سه مرهون کار ميلتون اريکسون مي‌باشند و از ميراث مشترکي برخوردارند. هدف ، شيوه کار و فنون مورد استفاده در اين سه رويکرد مشابه يکديگر است و از فنوني چون باز تعبير ، کمرنگ کردن تعبير و تفسير ، تعيين تکاليف شاق ، تکيه بر فرايند سوالات حلقوي ، تمرکز روي راه حلهاي فرضي ، تعيين کردن تشريفات و ... استفاده مي‌شود. از نظريه پردازان استراتژيک جي هي لي ، ريچارد فيش و از نظريه پردازان سيستمي بوسکلو ، کارل تام و از نظريه پردازان متمرکز بر راه حل ايمسوبرگ و ديويس را مي‌توان نام برد. خانواده‌هاي نيازمند خانواده درماني خانواده‌هايي که از فرايند خانواده درماني بهره مي‌برند، عبارتند از: خانواده‌هاي داراي عضو معتاد يا بيمار رواني و همچنين خانواده‌هاي داراي عضو مبتلا به اختلالات جسمي که به نحوي روي کارکرد خانواده تاثير گذاشته است ، خانواده‌هاي طلاق گرفته ، ازدواج مجدد کرده ، فوت يکي از اعضا ، خانواده‌هاي داراي مشکلات اقتصادي ، فرهنگي و ... . خانواده‌هاي داراي مشکل اغلب به صورت غير مستقيم مثلا مشکلات تربيتي کودکان ، ناراحتي‌هاي روحي يکي از اعضا و يا تصميم گيريها و کمک براي حل مشکلات سطحي‌تر به متخصصان مشاوره و روان شناسي مراجعه مي‌کنند و در طول مشاوره‌هاي فردي نياز به توجه به نقش خانواده در بروز مشکل شکل مي‌گيرد و برحسب رويکرد درمانگر ، روند درمان تداوم مي‌يابد.     کارکردهاي خانواده مقدمه خانواده با وجود اينکه به عنوان اولين واحد اجتماعي شناخته مي‌شود، ولي داراي پيچيدگيهاي فراواني است. بطوري که شناخت آن ، اهميت آن و تأثيرات و کارکردهاي آن بسيار مورد توجه صاحب‌نظران مختلف بوده است. بر اين اساس همچنان که تعاريف متعددي از آن ارائه شده است و به اهميت آن در زمينه‌هاي مختلف فردي ، اجتماعي و غيره تأکيد شده است، کارکردهاي متفاوتي نيز براي آن ارائه شده است. بطوري که بسيار ساده انگارانه خواهد بود، تنها يک يا دو کارکرد براي آن معرفي مي‌شود.   کارکرد زيستي و توليد مثل خانواده وجود فرزندان در خانواده موجب استحکام خانواده مي‌شود. شايد اين کارکرد از جمله کارکردهايي است که تمام افراد چه صاحب‌نظر و غيره با آن آشنايي دارند. زن و شوهري که ازدواج مي‌کنند، دير يا زود منتظر تولد فرزند خواهند بود. هر چند ممکن است تفاوتهايي بين افراد مختلف ، فرهنگها و جوامع مختلف از لحاظ زمان بچه‌دار شدن و تعداد فرزندان و فاصله سني آنها تفاوتهايي وجود داشته باشد. اما تولد فرزند بطور مشترک در تمامي فرهنگها ، جوامع ، طبقات مختلف اقتصادي و اجتماعي مورد توجه است. امروزه در برخي جوامع به دلايل متعدد از جمله تعليم و تربيت ، اقتصاد ، بهداشت و ... محدود کردن تعداد افراد خانواده را مورد تأکيد قرار مي‌دهند. در جامعه ما موضوع کنترل مواليد و تنظيم خانواده مورد توجه قرار گرفته و وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکي به کمک وزارتخانه‌ها و سازمانهاي مختلف به تهيه و اجراي طرحهاي مناسب در اين راستا اقدام کرده‌اند.   کارکردهاي تربيتي و آموزشي خانواده   يکي از وظايف اساسي خانواده علاوه بر دنيا آوردن فرزندان ، توجه به مسائل تربيتي آنهاست. خانواده با فراهم کردن محيط مساعد ، امکانات و شرايط مناسب و نظارت بر تربيت و آموزش فرزندان چنين کارکردي را مهيا مي‌سازد. در گذشته و قبل از تأسيس مکاتب و مدارس تمام وظايف تعليمي و تربيتي و ايجاد مهارتهاي شغلي بر عهده خانواده بوده است. و کودکان و نوجوانان از طريق آموزشهاي غير رسمي و نزد پدران و مادران و افراد بزرگسال خانواده با آداب اخلاقي اجتماعي و همچنين حرف و مشاغل مختلف جامعه ، آشنا مي‌شدند. با توجه به شرايط فعلي زندگي بخصوص در جوامع پيشرفته و پيچيده مقداري از اين کارکرد بر عهده مهد کودکها ، مدارس و ديگر مؤسسات آموزشي و تربيتي گذاشته شده است. با اينحال توجه به اين نکته ضروريست که هيچ يک از اين مؤسسات قادر نخواهند بود تأثيرات خانواده را به صورتي کامل داشته باشند. بر اين اساس ضروريست خانواده‌ها سهم خود را در اين وظيفه بخوبي رعايت نموده و بر اهميت آن ازعان داشته باشند. ارضاء و اقناع نيازهاي جنسي به عنوان کارکرد خانواده در هر جامعه‌اي تلاش مي‌شود که مسائل و احتياجات جنسي به علت نيروي کششي زيادي که دارند به صورتي تحت نظارت قرار گيرند، هر چند شيوه‌هاي متفاوتي را مي‌توان از بين جوامع مختلف براي چنين کنترلي مي‌توان مشاهده کرد. در هر حال در تمامي جوامع نقش اساسي و عميق تشکيل خانواده در تأمين نيازهاي جنسي به شيوه‌اي سالم مورد تأييد است. خانواده با تأمين محيط سالم و مساعد و روابط مناسب ، چنين نقشي را ايفا مي‌کند و از بروز مشکلات مرتبط با نياز طبيعي جنسي جلوگيري مي‌نمايد.   کارکرد خانواده به عنوان تأمين کننده سلامت جسمي و رواني اعضاء از وظايف مهم خانواده تأمين امنيت جسمي و روحي براي هر يک از اعضاء خانواده است. تا از اين طريق سلامت و روحي آنها تضمين کند. تأمين غذا ، بهداشت و جو مناسب عاطفي و رواني شرايط را بر رشد و شکوفايي افراد فراهم مي‌سازد. بديهي است در خانوادهايي که اين کارکرد با مشکل روبروست، عدم تأمين نيازهاي تغذيه‌اي ، عدم رسيدگي به وضعيت بهداشتي و جسمي ، زمينه را براي ابتلا به انواع بيماريها فراهم مي‌سازد. از سوي ديگر عدم توجه به مسائل عاطفي افراد خانواده ، از جمله تأمين نيازهاي رواني آنها ، اعمال شيوه‌هاي ارتباطي مناسب ، آموزش شيوه‌هاي مواجهه با مشکلات افرادي که از لحاظ رواني در وضع نامناسبي قرار گرفته‌اند، تحويل جامعه خواهد داد. به اين جهت لازم است تک تک افراد ابتدا در زمان تشکيل خانواده و بعد از آن در طول زندگي مشترک به نيازهاي عاطفي رواني خود و بقيه افراد خانواده توجه داشته و به آموزش و کسب اطلاعات لازم در اين زمينه‌ها رغبت نشان دهند. تحقيقات نشان مي‌دهد زوجهايي که سلامت رواني کافي ندارند، اغلب فرزنداني ناسازگار و ناسالم پرورش مي‌دهند. مادران افسرده اغلب فرزندان افسرده دارند و افراد افسرده چه از لحاظ فردي و چه از لحاظ اجتماعي مواجه با مشکلات زيادي هستند. اين مسأله تنها به افسردگي ختم نمي‌شود، کليه ناراحتيهاي روحي چه ضعيف و چه خفيف در جو عاطفي خانواده انعکاس نامطلوبي دارد. خانواده مشکل‌دار در علت شناسي آسيبهاي اجتماعي بسيار حائز اهميت است.   کارکردهاي اقتصادي و اجتماعي خانواده در اجتماعات سنتي خانواده اين کارکرد خود را با کار و فعاليت اقتصادي مستقيم و آموزش و انتقال مستقيم مشاغل از والدين به فرزندان انجام مي‌داد. امروزه با صنعتي شدن جوامع ، وضع به گونه‌اي تغيير يافته است و عمدتا چنين کارکردي به صورت غير مستقيم اعمال مي‌شود. امروزه ديگر کمتر به چشم مي‌خورد که مشاغل به صورت موروثي منتقل شوند، اما خانواده از لحاظ تأمين شرايط و امکانات لازم براي جوانان خود به شيوه فعاليت اقتصادي آنها و گزينش شغل آنها را تحت تأثير قرار مي‌دهد. همچنين خانواده با آموزشهاي مستقيم و غير مستقيم فرآيند اجتماعي شدن فرزندان را فراهم ساخته ، ميزان موفقيت در امور اجتماعي را تحت تأثير قرار مي‌دهد. خانواده‌هاي سالم معمولا فرزنداني دارند که روابط اجتماعي مناسب‌تري دارند، فعاليتهاي مختلف اجتماعي دارند.      قانون حمايت خانواده ماده 1 : به كليه اختلافات مدني ناشي از امر زناشويي و دعاوي خانوادگي و امور مربوط به صغار از قبيل نصب و عزل قيم و ضم و امين در دادگاههاي شهرستان و در نقاطي كه دادگاه شهرستان نباشد در دادگاه بخش رسيدگي مي شود رسيدگي به امور مذكور در تمام مراحل دادرسي بدون رعايت تشريفات آيين دادرسي مدني خواهد بود. ماده 2 :  منظور از دعاوي خانوادگي دعاوي مدني بين هر يك از زن و شوهر و فرزندان وجد پدري و وصي و قيم است كه از حقوق و تكاليف مقرر در كتاب هفتم در نكاح و طلاق (منجمله دعاوي مربوط به جهيزيه و مهر زن ) و كتاب هشتم در اولاد و كتاب نهم در خانواده و كتاب دهم در حجر و قيمومت قانوني مدني همچنين از مواد 1005 و 1006 و 1028 و 1029 و 1030 قانون مذكور و مواد مربوط در قانون امور حسبي ناشي شده باشد. ماده 3 :  دادگاه مي تواند هر نوع تحقيق و اقدامي را كه براي روشن شدن استمداد از مددكاران اجتماعي و غيره به هر طريق كه مقتضي باشد انجام دهد. ماده 4 : دادگاه هر يك از طرفين را كه بي بضاعت تشخيص دهد از پرداخت هزينه دادرسي و حق كارشناسي و حق داوري و ساير هزينه ها معاف مي نمايد همچنين در صورت لزوم راسا وكيل معاضدتي براي او تعيين خواهد كرد. در صورتي كه طرف بي بضاعت محكوم له شود محكوم عليه اگر بضاعت داشته باشد به موجب راي دادگاه ملزم به پرداخت هزينه هاي مذكور و حق الوكاله وكيل معاضدتي خواهد گرديد. وكلا و كارشناسان مذكور مكلف به انجام دستور دادگاه مي باشند. ماده 5 :  دادگاه در صورت تقاضاي هر يك از طرفين مكلف است موضوع دعوي را به استناد رسيدگي به اصل نكاح و طلاق به يك تا سه داور ارجاع نمايد همچنين دادگاه در صورتي كه مقتضي بداند راسا نيز دعوي را به داور ارجاع خواهد كرد. داوري در اين قانون تابع شرايط داوري مندرج در قانون آيين نامه دادرسي نمي باشد. مدت اعلام نظر داوران از طرف دادگاه تعيين خواهد شد. در صورت عدم وصول نظر مذكور تا پايان مدت مقرر دادگاه راسا رسيدگي خواهد كرد مگر اين كه طرفين به تمديد مدت تراضي نمايند يا دادگاه تمديد مدت را مقتضي تشخيص دهد. تبصره : در صورتي كه طرفين به تعيين داور تراضي نكرده يا داور خود را معرفي ننمايند دادگاه داور يا داوران را به ترتيب از اقربا يا دوستان يا آشنايان آنان انتخاب خواهد كرد هرگاه اشخاص مذكور از قبول داوري امتناع كرده يا انتخاب آنان از جهت عدم حضور در محل يا جهات ديگر ميسر نباشد افراد ديگري به داوري انتخاب مي شوند. ماده 6 :  داور يا داوران سعي در سازش بين طرفين خواهند كرد و در صورتي كه موفق به اصلاح نشوند نظر خود را در ماهيت دعوي ظرف مدت مقرر كتبا به دادگاه اعلام مي نمايند. اين نظر به طرفين ابلاغ مي شود تا ظرف مدت ده روز نظر خود را به دادگاه اعلام نمايند در صورتي كه طرفين با نظر داور موافق باشند دادگاه دستور اجراي نظر داور را صادر مي نمايد مگر اين كه راي داور مغاير قوانين موجد حق باشد كه در اين صورت ملغي الاثر مي شود. هرگاه يكي از طرفين به نظر داور معترض بوده يا در موعد مقرر جوابي ندهد يا راي داور مغاير قوانين موجد حق باشد دادگاه به موضوع رسيدگي نموده حسب مورد راي مقتضي يا گواهي عدم امكان سازش صادر خواهد كرد. ماده 7 :  هرگاه زن و شوهر دعاوي ناشي از اختلاف خانوادگي را عليه يكديگر طرح نمايند دادگاهي كه دادخواست مقدم به آن داده شده صلاحيت رسيدگي خواهد داشت و هرگاه دو يا چند دادخواست در يك روز به دادگاه تسليم شده باشد دادگاه حوزه محل اقامت زن صالح به رسيدگي خواهد بود. در صورتي كه يكي از زوجين مقيم خارج از كشور باشد دادگاه محل اقامت طرفي كه در ايران مقيم خارج از كشور باشد دادگاه محل اقامت طرفي را كه در ايران است صلاحيت رسيدگي دارد و اگر طرفين مقيم خارج باشند دادگاه شهرستان تهران صلاحيت رسيدگي خواهد داشت . تبصره : در مورد مذكور در اين قانون اگر طرفين اختلاف ، مقيم خارج از كشور باشند مي توانند به دادگاه يا مرجع صلاحيتدار محل اقامت خود نيز مراجعه نمايند. در اين مورد هرگاه ذينفع نسبت به احكام و تصميمات دادگاهها و مراجع خارجي معترض و مدعي عدم رعايت مقررات و قوانين ايران باشد مي تواند ظرف يك ماه از تاريخ ابلاغ حكم يا تصميم قطعي اعتراض خود را با ذكر دلايل و پيوست نمودن مدارك و مستندات آن از طريق كنسولگري ايران در كشور محل توقف به دادگاه شهرستان تهران ارسال نمايد دادگاه به موضوع رسيدگي كرده و راي مقتضي صادر مي كند و به دستور دادگاه رونوشت راي براي اقدام قانوني به كنسولگري مربوط ارسال مي گردد. ثبت احكام و تصميمات دادگاهها و مراجع خارجي در مواردي كه قانونا بايد در اسناد سهلي يا دفتر كنسولگري ثبت شود و در صورت توافق طرفين يا در صورت عدم وصول اعتراض در مهلت مقرر بلااشكال است والا موكول به اعلام راي قطعي دادگاه شهرستان تهران خواهد بود. ماده 8 :  در موارد زير زن يا شوهر حسب مورد مي تواند از دادگاه تقاضاي صدور گواهي عدم امكان سازش نمايد و دادگاه در صورت احراز آن موارد گواهي عدم امكان سازش صادر خواهد كرد. 1 - توافق زوجين براي طلاق . 2 - استنكاف شوهر از دادن نفقه زن و عدم امكان الزام او به تاديه نفقه همچنين در موردي كه شوهر ساير حقوق واجبه زن را وفا نكند و اجبار او به ايفا هم ممكن نباشد. 3 - عدم تمكين زن از شوهر. 4 - سو رفتار و يا سو معاشرت هر يك از زوجين به حدي كه ادامه زندگي را براي طرف ديگر غير قابل تحمل نمايد. 5 - ابتلا هر يك از زوجين به امراض صعب العلاج به نحوي كه دوام زناشويي براي طرف ديگر در مخاطره باشد. 6 - جنون هر يك از زوجين در مواردي كه فسخ نكاح ممكن نباشد. 7 - عدم رعايت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال به كار يا حرفه اي كه منافي با مصالح خانوادگي يا حيثيات شوهر يا زن باشد. 8 - محكوميت زن يا شوهر به حكم قطعي به مجازات پنج سال حبس يا بيشتر يا به جزاي نقدي كه بر اثر عجز از پرداخت منجر به پنج سال بازداشت شود يا به حبس و جزاي نقدي كه مجموعا منتهي به پنج سال يا بيشتر و بازداشت شود و حكم مجازات در حال اجرا باشد.  9 - ابتلا به هر گونه اعتياد مضري كه به تشخيص دادگاه به اساس زندگي خانوادگي خلل وارد آورد و ادامه زندگي زناشويي را غير ممكن سازد. 10 - هرگاه زوج همسر ديگري اختيار كند يا تشخيص دادگاه نسبت به همسران خود اجراي عدالت ننمايد. 11 - هر يك از زوجين زندگي خانوادگي را ترك كند. تشخيص ترك زندگي با دادگاه است . 12 - محكوميت قطعي هر يك از زوجين در اثر ارتكاب جرمي كه مغاير با حيثيت خانوادگي و شئون طرف ديگر باشد. تشخيص اين كه جرمي مغاير با حيثيت و شئون خانوادگي است با توجه به وضع و موقع طرفين و عرف و موازين ديگر با دادگاه است . 13 - در صورت عقيم بودن يكي از زوجين به تقاضاي طرف ديگر همچنين در صورتي كه زوجين از جهت عوارض و خصوصيات جسمي نتوانند از يكديگر صاحب اولاد شوند. 14 - در مورد غايب مفقودالاثر با رعايت مقررات ماده 1029 قانون مدني . تبصره : طلاقي كه به موجب اين قانون و بر اساس گواهي عدم امكان سازش واقع مي شود فقط در صورت توافق كتبي طرفين در زمان عده قابل رجوع است . ماده 9 :  در مورد ماده 4 قانون ازدواج هرگاه يكي از طرفين عقد بخواهد از وكالت خود در طلاق استفاده نمايد بايد طبق ماده قبل به دادگاه مراجعه كند و دادگاه در صورت احراز تخلف از شرط گواهي عدم امكان سازش صادر خواهد كرد. ماده 10 :  اجراي صيغه طلاق و ثبت آن پس از رسيدگي دادگاه و صدور گواهي عدم امكان سازش صورت خواهد گرفت . متقاضي گواهي عدم امكان سازش بايد تقاضانامه اي به دادگاه تسليم نمايد كه در آن علل تقاضا به طور موجه قيد گردد. پس از وصول تقاضانامه دادگاه راسا يا به وسيله داور يا داوران سعي در اصلاح بين زن و شوهر و جلوگيري از وقوع طلاق خواهد كرد. هرگاه مساعي دادگاه براي حصول سازش نتيجه نرسد با توجه به ماده 8 اين قانون گواهي عدم امكان سازش صادر خواهد كرد. دفتر طلاق پس از دريافت گواهي مذكور به اجراي صيغه طلاق و ثبت آن اقدام خواهد نمود. هر يك از طرفين عقد بدون تحصيل گواهي عدم امكان سازش مبادرت به طلاق نمايد به حبس جنحه اي از شش ماه تا يك سال محكوم خواهد شد. همين مجازات مقرر است براي سردفتري كه طلاق را ثبت نمايد. ماده 11 :  دادگاه مي تواند به تقاضاي هر يك از طرفين در صورتي كه صدور گواهي عدم امكان سازش مستند به سو رفتار و قصور طرف ديگر باشد او را با توجه به وضع و سن طرفين و مدت زناشويي به پرداخت مقرري ماهانه متناسبي در حق طرف ديگر محكوم نمايد مشروط به اين كه عدم بضاعت متقاضي و استطاعت طرف ديگر محرز باشد. پرداخت مقرري مذكور در صورت ازدواج مجدد محكوم له يا ايجاد درآمد كافي براي او كاهش درآمد يا عسرت محكوم عليه يا فوت محكوم له به حكم همان دادگاه حسب مورد تقليل يافته يا قطع خواهد شد. در موردي كه گواهي عدم امكان سازش به جهات مندرج در بندهاي 5 و 6 ماده 8 صادر شده باشد مقرري ماهانه با رعايت شرايط مذكور به مريض يا مجنون نيز تعلق خواهد گرفت مشروط به اين كه مرض يا جنون بعد از عقد ازدواج حادث شده باشد و در صورت اعاده سلامت به حكم دادگاه قطع خواهد شد.     ماده 12 :  در كليه مواردي كه گواهي عدم امكان سازش صادر مي شود دادگاه ترتيب نگاهداري اطفال و ميزان نفقه ايام عده را با توجه به وضع اخلاقي و مالي طرفين و مصلحت اطفال و معين مي كند و اگر قرار شود فرزندان نزد مادر يا شخص ديگري بمانند ترتيب نگاهداري و ميزان هزينه آنان را مشخص مي نمايد و نفقه زوجه از عوايد و دارايي مرد و نفقه اولاد و مبلغ ماهانه مقرر در ماده 11 از نفقه زوجه از عوايد و دارايي مرد يا زن يا هر دو و حتي از حقوق بازنشستگي استيفا خواهد گرديد. دادگاه مبلغي را كه بايد از عوايد يا دارايي مرد يا زن يا هر دو براي هر فرزند استيفا گردد تعيين وطريقه اطمينان بخشي براي پرداخت آن مقررمي كنددادگاه همچنين ترتيب ملاقات اطفال را براي طرفين معين مي كند حق ملاقات با طفل در صورت غيبت يا فوت پدر يا مادر به تشخيص دادگاه با ساير اقربا خواهد بود. تبصره 1 : اطفالي كه والدين آنان قبل از تصويب اين قانون از يكديگر جدا شده اند در صورتي كه به طريق اطمينان بخشي ترتيب هزينه و نگاهداري و حضانت آنان داده نشده باشد مشمول مقررات اين قانون خواهند بود. تبصره 2 : پرداخت نفقه قانوني زوجه و اولاد بر ساير ديون مقدم است .     ماده 13 :  در هر مورد حسب اعلام يكي از والدين يا اقرباي طفل يا دادستان يا اشخاص ديگر تشخيص شود كه تغيير در وضع حضانت طفل ضرورت دارد (اعم از اين كه قبلا تصميمي در اين مورد اتخاذ شده يا نشده باشد) و يا به طريق اطمينان بخشي ترتيب نگاهداري و حضانت طفل داده نشده باشد دادگاه پس از رسيدگي حضانت طفل به هر كسي كه مقتضي بداند محول مي كند و هزينه حضانت به عهده كسي است كه به موجب تصميم دادگاه به پرداخت آن مي شود. ماده 14 :  هرگاه دادگاه خانواده تشخيص دهد كسي كه حضانت طفل به او محول شده از انجام تكاليف مربوط به حضانت خودداري كرده يا مانع ملاقات طفل با اشخاص ذيحق شود او را براي هر بار تخلف به پرداخت مبلغي از هزار ريال تا ده هزار ريال و در صورت تكرار به حداكثر مبلغ مذكور محكوم خواهد كرد. دادگاه در صورت اقتضا مي تواند علاوه بر محكوميت مزبور حضانت طفل را به شخص ديگري واگذار نمايد. در هر صورت حكم اين ماده مانع از تعقيب متهم چنانچه عمل او طبق قوانين جزايي جرم شناخته شده باشد نخواهد بود.

تبصره 1 : پدر يا مادر يا كساني كه حضانت طفل به آنها واگذار شده نمي توانند طفل را به شهرستاني غير از محل اقامت مقرر در بين طرفين و يا غير از محل اقامت قبل از وقوع طلاق و يا به خارج از كشور بدون رضايت والدين به فرستند مگر در صورت ضرورت با كسب اجازه از دادگاه . تبصره 2 : وجوه موضوع اين ماده و ماده 11 به صندوق حمايت خانواده كه از طرح دولت تاسيس مي شود پرداخت خواهد شد. نحوه پرداخت وجوه مذكور به اشخاص ذينفع طبق آيين نامه اي است كه به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.

ماده 15 :  طفل صغير تحت ولايت قهري پدر خود مي باشد در صورت ثبوت حجر يا خيانت يا عدم و لياقت او در اداره امور صغير يا فوت پدر به تقاضاي دادستان و تصويب دادگاه شهرستان حق ولايت به هر يك از جد پدري يا مادر تعلق مي گيرد مگر اين كه عدم صلاحيت آنان احراز شود كه در اين صورت حسب مقررات اقدام به نصب قيم يا ضم امين خواهد شد. دادگاه در صورت اقتضا اداره امور صغير را از طرف جد پدري يا مادر تحت نظارت دادستان قرار خواهد داد. در صورتي كه مادر صغير شوهر اختيار كند حق ولايت او ساقط خواهد شد در اين صورت اگر صغير جد پدري نداشته يا جد پدري صالح براي اداره امور صغير نباشد دادگاه به پيشنهاد دادستان حسب مورد مادر صغير يا شخص صالح ديگري را به عنوان امين يا قيم تعيين خواهد كرد. امين به تشخيص دادگاه مستقلا يا تحت نظر دادستان امور صغير را اداره خواهد كرد. ماده 16 :  مرد نمي تواند با داشتن زن همسر دوم اختيار كند مگر در موارد زير :

1 - رضايت همسر اول. 2 - عدم قدرت همسر اول به ايفاي وظايف زناشويي. 3 - عدم تمكين زن از شوهر. 4 - ابتلا زن به جنون يا امراض صعب العلاج موضوع بندهاي 5 و 6 ماده 8. 5 - محكوميت زن وفق بند 8 ماده 8. 6 - ابتلا زن به هر گونه اعتياد مضر برابر بند 9 ماده 8. 7 - ترك زندگي خانوادگي از طرف زن. 8 - عقيم بودن زن. 9 - غايب مفقودالاثر شدن زن برابر بند 14 ماده 8.

ماده 17 :  متقاضي بايد تقاضانامه اي در دو نسخه به دادگاه تسليم و علل و دلايل تقاضاي خود را در آن قيد نمايد. يك نسخه از تقاضانامه ضمن تعيين وقت رسيدگي به همسر او ابلاغ خواهد شد. دادگاه با انجام اقدامات ضروري و در صورت امكان تحقيق از زن فعلي و احراز توانايي مالي مرد و اجراي عدالت در مورد بند يك ماده 16 اجازه اختيار همسر جديد خواهد داد. به هر حال در تمام موارد مذكور اين حق براي همسر اول باقي است كه اگر به خواهد گواهي عدم امكان سازش از دادگاه به نمايد. هرگاه مردي با داشتن همسر بدون تحصيل اجازه از دادگاه مبادرت به ازدواج نمايد به حبس جنحه اي از شش ماه تا يك سال محكوم خواهد شد همين مجازات مقرر است براي عاقد و سردفتر ازدواج و زن جديد كه عالم به ازدواج سابق مرد باشند. در صورت گذشت همسر اولي تعقيب كيفري يا اجراي مجازات فقط درباره مرد و زن جديد موقوف خواهد شد. ماده 18 :  شوهر مي تواند با تاييد دادگاه زن خود را از اشتغال به هر شغلي كه منافي مصالح خانوادگي يا حيثيت خود با زن باشد منع كند. زن نيز مي تواند از دادگاه چنين تقاضايي را به نمايد. دادگاه در صورتي كه اختلالي در امر معيشت خانواده ايجاد نشود مرد را از اشتغال به شغل مذكور منع مي كند. ماده 19 : تصميم دادگاه در موارد زير قطعي است و در ساير موارد فقط پژوهش پذير مي باشد. 1 - صدور گواهي عدم امكان سازش . 2 - تعيين نفقه ايام عده و هزينه نگاهداري اطفال . 3 - حضانت اطفال . 4 - حق ملاقات با اطفال . 5 - اجازه مقرر در ماده 16 . تبصره : در مورد بندهاي 2 و 3 و 4 اين ماده هرگاه در وضع طفل يا والدين يا سرپرستي كه از طرف دادگاه معين شده تغييري حاصل شود كه تجديد نظر در ميزان نفقه يا هزينه نگاهداري يا حضانت يا حق ملاقات با اطفال را ايجاب كند دادگاه مي تواند در تصميم قبلي خود تجديد نظر نمايد. ماده 20 :  طرفين دعوي يا هر يك از آنها مي توانند از دادگاه تقاضا كنند قبل از ورود به ماهيت دعوي مسئله حضانت و هزينه نگاهداري اطفال يا نفقه زن را مورد رسيدگي فوري قرار دهد و قراري در اين باره صادر كند دستور موقت دادگاه فورا به مورد اجرا گذاشته مي شود. ماده 21 :  مدت اعتبار گواهي عدم امكان سازش سه ماه از تاريخ صدور است در صورتي كه ظرف مدت گواهي مذكور به دفتر طلاق تسليم نشود از درجه اعتبار ساقط مي گردد. دفاتر طلاق پس از ارائه گواهي عدم امكان سازش از ناحيه هر يك از زوجين به طرف ديگر اخطار مي نمايد ظرف مهلتي كه از يك ماه تجاوز ننمايد براي اجراي صيغه طلاق و ثبت آن حاضر شود. در صورتي كه ظرف مهلت مقرر حاضر نشود دفتر طلاق مكلف است حسب تقاضاي يكي از طرفين طلاق را جاري و ثبت نمايد. ماده 22 :  هر كس با داشتن استطاعت نفقه زن خود را در صورت تمكين او ندهد يا از تاديه نفقه ساير اشخاص واجب النفقه امتناع نمايد به حبس جنحه اي از سه ماه تا يك سال محكوم خواهد شد. تعقيب كيفري منوط به شكايت شاكي خصوصي است و در صورت استرداد شكايت يا وقوع طلاق در مورد زوجه تعقيب جزايي يا اجراي مجازات موقوف خواهد شد. ماده 23 :  ازدواج زن قبل از رسيدن به سن 18 سال تمام و مرد قبل از رسيدن به سن 20 سال تمام ممنوع است معذلك در مواردي كه مصالحي اقتضا كند استثنائا در مورد زني كه سن او از 15 سال تمام كمتر نباشد و براي زندگي زناشويي استعداد جسمي و رواني داشته باشد به پيشنهاد دادستان و تصويب دادگاه شهرستان ممكن است معافيت از شرط سن اعطا شود. زن يا مردي كه بر خلاف مقررات اين ماده با كسي كه هنوز به سن قانوني براي ازدواج نرسيده مزاوجت كند حسب مورد به مجازاتهاي مقرر در ماده 3 قانون ازدواج مصوب 1316 محكوم خواهد شد. تبصره : در نقاطي كه وزارت دادگستري اعلام مي كند دفاتر ازدواج مكلفند علاوه بر مطالبه گواهينامه مذكور در ماده 2 قانون گواهينامه ازدواج مصوب سال 1317 گواهي صحت مزاج نسبت به عوامل يا بيماريهاي ديگري كه موجب بروز بيماري يا عوارض سو در اولاد و يا زوجين خواهد شد نيز مطالبه نمايد. نوع عوامل و بيماري هاي مذكور را وزارت بهداري و وزارت دادگستري تعيين خواهند نمود. ماده 24 :  رسيدگي به امور خانوادگي در دادگاه بدون حضور تماشاچي انجام خواهد گرفت .   ماده 25 : اجراي احكام دادگاه به موجب آيين نامه اي است كه از طرف وزارت دادگستري تهيه خواهد شد. تبصره : در مورد وجوهي كه به موجب حكم دادگاه بايد ماهانه و مستمرا از محكوميت عليه وصول شود يك بار تقاضاي صدور اجراييه كافي است و مامورين اجرا مكلفند عمليات اجرايي را مادام كه دستور ديگري از دادگاه صادر نشده است ادامه دهند. ماده 26 :  مقررات اين ماده در مورد پرونده هايي كه تا كنون منتهي به صدور حكم نهايي نشده است قابل اجرا خواهد بود. ماده 27 :  آيين نامه اجرايي اين قانون را وزارت دادگستري تهيه و پس از تصويب هيات وزيران به مورد اجرا خواهد گذاشت . ماده 28 :  قانون حمايت خانواده مصوب سال 1346 و ساير مقرراتي كه مغاير با اين قانون است همچنين ماده 214 قانون مجازات عمومي از تاريخ اجرا اين قانون ملغي است .   چگونه در خانواده احساسات خود را ابراز كنيم   انسان هاي زيادي در اين دنيا وجود دارند كه مشتاق آن هستند كه به شما عشق بورزند و عشق شما را نيز به نوبه خود دريافت كنند. چرا كسي را انتخاب كنيم كه به سادگي نمي تواند عواطف خود را بروز دهد و چرا وقتمان را روي كسي تلف كنيم كه مدام مجبور باشيم به زور قلب او را باز كنيم و احساسات و عواطفش را از زير زبانش بيرون بكشيم؟ غيرقابل دسترس بودن از لحاظ روحي، درجات متفاوتي دارد. همهٌ ما ديوارهايي دور خود بنا كرده ايم كه ازنشان دادن قسمت هايي از وجودمان جلوگيري مي كند. بخشي از ماموريت و هدف يك رابطه سالم نيز اين است كه بياموزيم چگونه هر چه بيشتر از نظر روحي و احساسي باز و گشاده باشيم و بيشتر نيز اعتماد كنيم؛ اما واقعيتي كه وجود دارد، اين است كه برخي از مردم آمادگي اين را كه با كسي ارتباط داشته باشند ندارند؛ زيرا از لحاظ روحي بيش از حد بسته اند. اين دسته از مردم مي بايستي به طورجدي التيام يابند؛ قبل از آن كه توانايي و قابليت آن را داشته باشند كه عشق بورزند و عشق نيز دريافت كنند. اين نشانه هاي هشدار را در شناسايي فردي كه از لحاظ روحي غيرقابل دسترس است، مدنظر داشته باشيد. 1. نامزد يا همسرتان نمي تواند احساسات و عواطف خود رانشان دهد. فايده رابطه با كسي كه اصولاً نمي تواند احساسات خود را نشان دهد، چيست؟ چرا اصلاً آدم تنها نماند؟ اصولاً بر طبق تعريف، رابطه به معناي تاثير و رفتار متقابلي است كه بين دو انسان وجود دارد نه سعي و تلاش ازجانب يك فرد به منظور كنش متقابل با ديگري و كم كاري يا بي تفاوتي و عدم همكاري از جانب فرد ديگر. اگر نامزد يا همسرتان نمي تواند احساساتش را با شما در ميان بگذارد، رابطه تان سطحي و در نهايت مايوس كننده خواهد بود و شما ناگزير يك كنسروبازكن انسان خواهيد شد كه همواره سعي درباز كردن احساسات نامزد يا همسر خود داريد! اين كار، وظيفه شما نيست بلكه وظيفه خود اوست. اين حق مسلم شماست كه از نامزد يا همسر خود توقع داشته باشيد كه بتواند احساسات و عواطف پايه اي و زيربنايي نظير: خوشحالي، غم، ياس، هيجان و عشق را از خود بروزدهد. چنان چه او اين قابليت را نداشته باشد، بنابراين آمادگي برقراري رابطه با هيچ كس را ندارد. به خاطر داشته باشيد كه: چيزي به نام فرد غيراحساسي وجود ندارد. همگي ما روزي كودكاني احساسي بوديم. آيا تا به حال كودكي را ديده ايد كه نتواند احساسات خود را بروزدهد؟ اين امكان وجود دارد كه فردي در كودكي از لحاظ احساسي تخريب شده باشد و قابليت حس كردن و بروز عواطفش را از دست داده باشد؛ اما فرد غيرعاطفي اصولاً وجود ندارد. 2. نامزد يا همسرتان نمي تواند يا نمي خواهد كه درباره احساساتش صحبت كند. منظور از يك رابطه، فقط مجاورت با يك فرد نيست، بلكه مصاحبت و برقراري ارتباط نيز هست و اين به معناي در ميان گذاشتن احساسات، نظرات و نگرش هاي مختلف با نامزد يا همسرتان است و براي اين مهم بايد بتوانيد با يكديگر صحبت كنيد. هيچ چيز برايم غم انگيزتر از اين نيست كه از كسي بشنوم: شوهرم نمي تواند احساسات خود را بيان كند. معمولاً دوست دارم در پاسخ به چنين افرادي بگويم كه: پس چرا وانمود مي كني كه رابطه اي دركار است. تنها واقعيتي كه وجود دارد، اين است كه شما در يك خانه مشترك زندگي مي كنيد. اما هيچگونه ارتباطي با يكديگر نداريد. وقتي نامزد يا همسرتان از احساساتش با شما گفتگو نمي كند، به اين معنا است كه هيچ رابطه اي بين شما وجودندارد. تنها واقعيتي كه وجود دارد، اين است كه شما فقط يك قرارداد زندگي مشترك داريد نه يك ارتباط. همگي بارها شاهد بوده ايم كه براي بسياري ازمردم صحبت از احساسات، امري مشكل است. به خصوص اگر در كودكي به آنان آموزش داده شده باشد كه احساسات خود را بروز ندهند؛ اما اگر نامزد يا همسرتان از اين كه حتي بياموزد چگونه احساسات خود رابيان كند، امتناع مي ورزد و يا اصولاً بسته است، رابطه تان دردناك خواهد بود. تنها با گفتگو و ارتباط است كه زن و شوهر مي توانند رابطه خود را به راستي متحول كنند. كتاب خواندن، كلاس رفتن، دوره ديدن ومشاوره ازدواج همه و همه روش هاي موثري هستند جهت آموختن اين كه چگونه با يكديگر گفتگو كنيم. نكته اي كه در اين جا حايز اهميت است، اين است كه مي بايستي زن و شوهر هر دو روي اين مشكل كار كنند. 3. نامزد يا همسرتان نمي تواند خود را رها كرده و به راحتي اعتماد كند. برخي از مردم آمادگي و قابليت داشتن يك رابطه سالم را ندارند، زيرا احساسات و عواطفشان كرخت است. اين دسته از افراد ممكن است حتي سعي كنند تا اين حالتشان را كنار بگذارند، اما نمي دانند چطور بايد اين كار را بكنند، ممكن است اين قبيل افراد قبل از آن كه شما را به درونشان راه دهند، لازم باشد كه عميقاً التيام يابند. هنگامي كه صحبت از رابطه اي پردوام مي رود، حسن نيت به تنهايي كاري از پيش خواهد برد. به اين معني كه شما مي بايست كسي را پيدا كنيد كه آمادگي و از همه مهم تر، تمايل همكاري جهت فروريختن ديوارها و حصارهاي دفاعي خود را داشته باشد. در غير اين صورت، به يك مسابقه طناب كشي روحي كشيده خواهيد شد كه درآن همواره نامزد يا همسرتان را به سمت خود مي كشيد و او نيز شما را مدام پس مي زند. http://www.ettelaat.com/     پارادوکسهاي سنت ومدرنيزم :          ۲. ازديدگاه اچتماعي نهاد خانواده ، سازوکار عيني پايش وزايش مرد سالاري وهژموني مرد بر زن مي باشد .تنفيذ وراهبري کارکردهاي مردخواهانه اي همچون شوهرداري ، کودک آوري وکودک پروري ، وخانه داري از مهمترين وجوه تقسيم کارسه گانه خانوادگي است که همواره از سوي مردان مسلط بر جامعه وخانواده دنبال شده است .الگوهاي مرد خواهانه اي نظير تعداد وجنسيت فرزند خواهي، نوع پوشش کامل سر وروي زنان، نوع آموزش زنان وفرزندان، نحوه انتخاب همسر براي قرزندان دختر وپسر ، نحوه صرف اوقات فراغت ، احترام به بزرگان وشيوخ خانواده وعشيره .جامعه وانتخاب طرز تفکر ديني وشدت وحدت رعايت سلوک ديني و... از زمره خدماتي بود که تقدس خانواده را دوچندان ميساخت .    3 . از ديدگاه اقتصادي نيز کميت وتعداد خانواده از يکسو وکيفيت يا پسرزايي آنم از سوي ديگر دراقتصاد معيشتي وبسته داراي کارکردهاي مطلوبي بود .ميل به ازدواج زودهنگام وهمزمان با ورود به سن بلوغ اولين زمينه تشکيل خانواده وبهره گيري از حداکثر توان باروري وقرزند زايي است که موجبات قوام نسل واصل عشيره، افزايش نيروي کارجديد وتقويت قدرت اقتصادي واجتماعي در زيست بوم هاي کوچک عشيره اي وروستايي را فراهم مي آورد .بر همين اساس مردان يا زنان نازا يا باصطلاح اجاق کورفاقد ارج وقرب لازم بوده وبر خلاف آن افراد داراي فرزند بويژه پسرزا  ازقرب و اقتدارو تقدس بيشتري برخورداربودند .   4. از منظر ديني نيز خانواده علاوه بر اهميت کمي در ايجاد فرصت افزايش تعداد لشکر مسلمين درمقابل کفار فرضي دردفاع از کيان وبيضه اسلام ، داراي اهميت کيفي درافرايش فرصت براي تکثير وگسترش انديشه اسلامي نيز بود .به عبارت ديگرتضمين نمايش اقتدار ديني روحانيت ومتوليان ديني موکول به حفظ وگسترش خانواده بوده و در عين حال وجود آن زمينه عيني لازم براي پيشبرد هژموني ديني وضرورت وجودي صاحبان دين واقتدار ديني بوده است .   خانواده نيمه مدرن: خانواده پاردوکسيکال!    با ظهور پديده مدرنيزم وارداتي درکشور که از سالهاي واپسين حکومت قاجار ودر دوران زايمان خود درعصر مشروطه ودر اوج آن با روي کار آمدن پهلوي اول رو به توسعه گذارد، بسياري از نهادها ونماد هاي مدرنيزم بتدريج با نهادهاي سنتي وديني جامعه به چالش نشست ويکي ،ديگري را بر نمي تابيد . با شکل گيري تاسيسات مدني نويني همچون مدارس ( که در تعقيب نخستين الگوي مدرسه نوين رشديه بود) ، دانشگاهها ، دادگاههاي مدني و تصويب قوانين کيفري وجزايي نوين، سازمان هاي اداري وبروکراسي ، شناسنايي هويت هاي فردي با صدور شناسنامه ها وثبت ازدواج وطلاق بيرون از يد اقتدار سنتي دين و متوليان ديني، نهاد خانواده نيز دستخوش تغييرات اساسي گرديد. بطوريکه وظايفي همچون آموزش، اشتغال ، تربيت ، همسر گزيني، هويت يابي و جامعه پذيري افراد خانواده از زير سيطره پدر خارج وبه ساير نهاد هاي اجتماعي واگذار شد .در اين شرايط به دليل مقاومت متوليان سنت ودين از يکسو وناتواني متوليان نوگرايي در پيشبرد موفق اين فرايند ودرنتيجه فرسايشي شدن اين روند ،يسياري از نهادها وکارکردهاي آن با شرايط پارادوکسيکالي روبرو گرديد که بيشترين ناهنجاري هارا ميتوان در نهاد خانواده رديابي کرد .   1. الگوي ازدواج بعنوان خاستگاه اصلي تشکيل خانواده دستخوش تغييرات مهمي شده است .اولين تغيير مربوط به الگوي همسر گزيني است. امروزه ميان ارزشهاي والدين وفرزندان براي انتخاب همسر تفاوت وگاه تضاد هاي آشتي ناپذيري بروز کرده است .بطوريکه جوانان ديگر تن به ازدواج هاي فاميلي نمي دهند واز درون همسري يا ازدواج با خويشاوندان وعشيره مشترک سرباز ميزنند . متغيير سن نيز اشکال متفاوتي بخود گرفته است .از طرفي جوانان در سنين جواني (از نظر روانشناختي تا 24) به ازدواج روي نمي آورندومتوسط سن ازدواج به حدود 27 سال رسيده است واز طرف ديگر با افرادي ازدواج مي کنند که کمترين فاصله سني را با او دارند .عامل سن وفزوني سن شوهر نسبت به زن در ساختار سنتي مبين ومقوم اطاعت پذيري زنان واستحکام نسبي خانواده بوده است . علاوه بر اين هويت فردي نيز در انتخاب همسر نقش تعيين کننده اي بدست آورده است چنانکه همسر گزيني به اقتداي هويت خانوادگي افراد صورت نمي گيرد .عواملي نظير تحصيل، شغل، ثروت ودارايي، زيبايي وقابليتهاي فردي نسبت به عواملي چون آبروي خانوادگي، اسم ورسم ، تبار ومنزلت اجتماعي، تدين واخلاق ديني وسنتي از اهميت بيشتري برخوردار گرديده است . امروزه بخصوص در اجتماعات نيمه سنتي- مدرن وشهرهاي بزرگ، موضوع تعيين مهريه وچگونگي احقاق حقوق زن درصورت جدايي از شوهر از مهمترين مراحل فرايند همسر گزيني بشمار ميرود .شکل افراطي ومرض گونه اين فاکتور چنان است که همچون الگوي کليدي اقتصاد سياسي نظام سرمايه داري " پول- کالا- پول " زن همچنان بعنوان کالا در معادله" جهيزيه- دختر- مهريه " قرار گرفته وسنجيده ميشود.   2. همسرگزيني سنتي با همه محدوديت هايش، در ساختار بسته مناسبات دختروپسر داراي کارکردي بود که درشکل نيمه مدرن آن ، فاقداين کارکرد شده وبه دليل عدم شناخت کافي ولازم دختر وپسر از يکديگر از يکسو واهميت عوامل اقتصادي در سنجش وگزينش همسر از سوي ديگر نرخ طلاق وگسيختگي پيمان ازدواج بطورروزافزونيزياد شده است . شناخت سطحي وبسنده کردن بسياري از الگوهاي ازدواج به زيبايي، پول وامکانات رفاهي همسر وهمچنين نبود امکان همنشيني هنجارمند وفارغ از انگها وتهمت هاي اجتماعي در ايجاد رابطه آشنايي ومراوده آزاد ميان دختروپسر به صورتي آشکار وقانونمند به دليل مقاومت ساختارهاي ديني وسنتي در اين نوع از مناسبات انساني، منجر به تشکيل خانواده هايي مي گردد که تنها تضمين پايداري آن گاه مهريه سنگين و ترس از عواقب اجتماعي واقتصادي براي زن ويا فرزندان حاصل طلاق ميباشد .   3. همسرگزيني از عروسي تا گور با شکل نمادين لباس سفيد عروسي در شروع وتن پوش سفيد مرگ در پايان که بازمانده از ساختار کهنه وسنتي خانواده ايراني است ، با مذموم شمردن واحتراز فراگير از طلاق، چنان به انسداد وبن بست هاي خانواده اي به عنوان يک سيستم باز منجر شده است که ديگر کمتر خانواده اي در ايران امروز ميتوان يافت که درمعرض نابساماني، تشتت وستيز وستيزه جويي نباشد .شواهد مربوط به نرخ بالاي طلاق در بين مهاجران ايراني در ساير کشورها که زمينه هاي امنيت اقتصادي واجتماعي زنان را قراهم مي آورند، گوياي اين مهم است که درصورتيکه امنيت اقتصادي واجتماعي زنان متاهل افزايش يابد، ميل به جدايي در بين زنان وحتي مردان متاهل نيزبيشتر ميشود .   4. ناهمساني هاي ببار آمده در ميان زن وشوهر در ساختار سنتي، راه بديلي نيز پيش بيني کرده بود تادر صورت وقوع هر اشکالي در کارآمدي زن در خانواده براي حفظ منزلت وتقدس آن بجاي طلاق ، همزمان با حفظ خانواده نخست ، باازدواج مجدد مرد وبه اصطلاح آوردن "هوو" کارکردهاي خانواده قبلي زمينه تحقق مي يافت . در اينجا اصل حفظ کيان وتقدس خانواده است که مجري آن مردان بوده اند. اين الگوي جايگزين باوجوديکه ديگر امکان بروز ندارد وبه دلايل اقتصادي وفرهنگي بسياري از مردان توان بهره گيري از آن را ندارند، در عين حال زمينه ذهني وعيني حل بحرانهاي دامنگير وچاره ناپذير خانواده هاي امروزين را نيز بدست نياورده وبه دليل اينکه هنوز به لحاظ فرهنگي، اقتصادي واجتماعي امکان طلاق براي همه خانواده هاي بحران زده وجود ندارد، امروزه خانواده ايراني با مسايل عديده اي روبرو است . 4.1. تقاضاي روسپيگران در ميان مردان متاهل رو به تزايد استوحداکثر مجازات اين کار براي آنان انگ هاي اجتماعي نه چندان پر رنگ ولعابي است که بسياري آنرا تجورز هم ميکنند! 4.2. برخي از زنان ناراضي از شوهرانشان به اشکال مختلف به تامين نيازهاي جنسي خود روي آورده واغلب به دليل حکم سنگين مجازات آن بصورت سنگسار،به شکل پنهاني چنين مي کنند . 4.3. فضاي نامساعد تعامل وارتباط انساني وعاطفي ضعيف ميان اين قسم ازهمسران، منجر به گسيخته شدن اهرم نظارتي خانواده ووالدين بر فرزندان شده وبسياري از پديده ها وآسيب هاي اجتماعي از قبيل  فرارازخانواده، افت تحصيلي، کارکودکان، استعمال دخانيات در سنين نوجواني، افسردگي هاي مزمن مادران ونوجوانان وجوانان اين دست از خانواده هاو.. محصول عدم تناسب  کارکردهاي نوين مورد نياز جامعه در ساختارهاي سنتي خانواده ايراني است .    5. خانواده امروزين ايران ديگر به الگوهاي نسل پيش از خود وفادار نبوده وفرايند جامعه پذيري راعمدتا درميان همسالان خود، رسانه هاي نويني چون ماهواره ، اينترنت والگوهاي زيست جوان امروزي در گستره جهاني جستجو کرده وبي تدبير مسوولان امور آموزشي وتربيتي با نگاه گذشته گرا، با نگاهي به آينده بدنبال فروپاشي ساختارهاي کهن اجتماعي، فرهنگي،فکري وسياسي هستند .       بي سبب نيست که امروزه ميتوان چنين ادعا کرد که نهاد خانواده ديگر نمي تواند کارکرد پاسداري از ساختارهاي کهنه را ايفا کرده وياريگر وفاداري براي متوليان دين وسنت باشد . از همين روست که بسياري از صاحبنظران امور اجتماعي نيز که درصد د توجيه وحفظ ساختارهاي سنتي هستند  به دنبال احياي ساختار کهن وکارکردهاي مالوف خانواده بوده وخانواده امروزين جامعه ايران را " مقدس" نمي شمارند . والبته به همين دليل نيز بايد اذعان کرد که "خانواده مقدس" مورد نظر متوليان دين وسنت در ايران در کوران گذار از سنت به مدرنيزم به يکي از بحراني ترين نهاد هاي اجتماعي مبدل شده است .!    از اينرو به نظر ميرسد تاتشکيل يک دولت مدرن با دو خصيصه مهم دولت رفاه وسکولار براي تضمين مناسبات آزادانه پسران ودختران وتامين حقوق انساني برابر فارغ ازارزشگذاري هاي ديني وسنتي ازيکسووتضمين امنيت فردي؛ اجتماعي واقتصادي با ايجاد نظام تامين اجتماعي فراگير ازسوي ديگر خانواده مقدس ايراني درصدر مهمترين چالشهاي سنت گرايان ونو گرايان کشور قرار گيرد . خانواده ايراني،                  خانواده مقدس!؟                                                                                         خانواده سنتي:از ضرورت تا تقدس!  به روايت تاريخ اجتماعي انسان نهاد خانواده اولين نهاد اجتماعي است که برخي از جامعه شناسان ريشه پيدايش آن را همزمان با ظهورمالکيت فردي مي دانند (مورگان ومارکس) .درجامعه ايران نيز ازديربازنهاد خانواده اولين ومهمترين بستراجتماعي شدن فرد و فراگيري آموزه ها ، ارزشها و هنجارهاي اجتماعي بوده  وهست . اين ساختار بازمانده از سده هاي گذشته همواره داراي کارکردهاي بسياري بوده که منجربه قوام ودوام آن درايران نيز گرديده وبه آن سيماو کارکردي " مقدس " داده است . بطوريکه مي توان اززواياي مختلفي به اين کارکردها پرداخت .    1. ازديدگاه سياسي ،نهاد خانواده مهمترين ابزار نگهداشت وتوسعه ساختار پاتريمونياليزم يا سلطه موروثي سلطان در جامعه و حفظ دولت مطلقه مردسالار و پدرسالارانه است . بطوريکه "ولي" کوچک درسطح خانواده (پدر) داراي همان اقتدار بي حد وحصري است  که" ولي" کبير درسطح جامعه با عناويني همچون والي ده يا شهر، سلطان و ولي فقيه داراست . ازاينرو خانواده براي نه تنها مردان مسلط برزنان ، بلکه براي مردان سياسي ود يني مسلط بر جامعه نيز داراي تقد س وارزش ويژه اي است که بدون آن ضمانتي بر پايداري ساختارهاي پيش گفته وجود نخواهد داشت . اطاعت وتسليم پذيري ، ترس وتقليد ازرهبران سياسي وديني وتبعيت وفرمانپرستي کورکورانه از صاحبان حوزه قدرت وسياست از گذشته تا کنون همواره آويز گردن ودستاويز بردگي مردم بوده است .بن مايه اين زور آشکاروپنهان چنان با سياست يگانه شده است که در ادبيات ايراني سياسيت به معناي تنبيه وادب کردن مردمان نااهل تعبير شده است . http://daneshnameh.roshd.ir

راه های جلوگیری از بارداری

جلوگیری از بارداری شامل وسایل و روش های متعددی است که فرد می تواند برای پیشگیری از حاملگی از آنها استفاده کند. پزشکان، مأمورین بهداشت و سلامت، ماماها، و پرستاران می توانند اطلاعات مفیدی را راجع به جلوگیری از بارداری در اختیار شما قرار دهند. کلیه افرادی که در مطب پزشکان، درمانگاه های عمومی، یا بیمارستان ها کار می کنند موظف به حفظ اسرار مراجعین هستند.     

  • کاندوم
  • دیافراگم/سر پوش
  • اسپرم کش ها      
  • قرص های ضد بارداری فاقد استروژن
  • قرص های ضد بارداری
  • حلقه های ضد بارداری
  • چسب های ضد بارداری
  • قرص های کوچک
  • حلقه های هورمونی
  • کپسول های ضد بارداری قابل کاشت
  • حلقه های مسی
  • نابارور سازی
  • ضدبارداری اضطراری
  • روش های ضد بارداری نامطمئن

کاندوم

کاندوم یک پوشش لاستیکی نازک است که روی آلت در حال نعوظ کشیده می شود. کاندوم باید طی کل مدتی که مقاربت جنسی انجام می شود مورد استفاده قرار گیرد. چنانچه همراه کاندوم از یک کرم یا کف اسپرم کش استفاده شود، اطمینان آن افزایش می یابد. همچنین کاندوم در برابر بیماری های مقاربتی و عفونت HIV مصونیت ایجاد می کند. کاندوم همه جا به فروش می رسد: فروشگاه های مواد غذایی، داروخانه ها، پمپ بنزین ها، و غیره. چنانچه از کاندوم درست استفاده شود، می تواند وسیله بسیاری مطمئنی برای جلوگیری از بارداری باشد.  

دیافراگم/سرپوش

دیافراگم/سرپوش، پوششی از جنس لاستیک و با خاصیت کشسانی است که زن آن را در مهبل خود قرار می دهد تا گردن رحم، دهانه رحم/زهدان، او را بپوشاند. دیافراگم/سرپوش در اندازه های مختلف عرضه می شود و اندازه آن باید توسط پزشک تعیین شود. دیافراگم/سرپوش باید به همراه کرم اسپرم کش مورد استفاده قرار گیرد. دیافراگم/سرپوش را می توان هر زمان قبل از انجام مقاربت جنسی در مهبل قرار داد و باید حداقل شش ساعت بعد از انجام مقاربت در مهبل بماند. اکثر خانم ها می توانند از دیافراگم/سرپوش استفاده کنند. چنانچه دیافراگم/سرپوش و کرم اسپرم کش به نحو صحیح در مهبل قرار داده شود، می تواند وسیله بسیاری مطمئنی برای جلوگیری از بارداری باشد.

اسپرم کش ها

اسپرم کش ها به همراه کاندوم یا دافراگم/سرپوش مورد استفاده قرار می گیرند و به خودی خود وسیله مناسبی برای جلوگیری از بارداری نیستند. آنها به شکل کرم، کف، ژل، یا شیاف تولید و عرضه می شوند. اسپرم کش ها را می توان بدون نسخه پزشک از داروخانه ها تهیه نمود. آنها عوارض جانبی بسیار کمی دارند.

قرص های ضد بارداری فاقد استروژن

فقط یک نوع قرص ضد بارداری فاقد استروژن در بازار نروژ وجود دارد. این قرص مانع از تخمک گذاری (تولید تخمک توسط زن) می گردد. برای اینکه این قرص مؤثر باشد، لازم است هر روز رأس ساعت معین مصرف گردد. همچنین خانم های شیرده نیز می توانند از این قرص استفاده کنند. چنانچه از قرص درست استفاده شود، تقریباً ٪١٠٠ قابل اطمینان است. برای خرید قرص های ضدبارداری فاقد استروژن نسخه پزشک لازم است.

قرص های ضد بارداری

قرص های ضد بارداری معمولی بیش از ٣٠ سال است که به بازار عرضه شده اند. آنها حاوی دو نوع هورمون ترکیبی مختلف می باشند: استروژن و پروژستوژن. این دو هورمون انسانی از هورمون هایی که توسط تخمدان ساخته می شود تقلید می کنند. قرص های ضد بارداری مختلف ترکیبات گوناگونی دارند. پزشک شما در انتخاب نوع مناسب قرص ضد بارداری شما را راهنمایی و برای شما نسخه ای تجویز می کند. قرص های ضد بارداری مانع از تخمک گذاری و چسبیدن تخمک به بافت سطحی رحم می شوند. چنانچه از قرص های ضد بارداری به نحو صحیح استفاده گردد، می توانند وسیله ای مطمئن برای جلوگیری از بارداری باشند. برای خرید قرص های ضدبارداری نسخه پزشک لازم است.

زنان سیگاری بالای ٣٥ سال نباید قرص های ضد بارداری مصرف کنند. این توصیه شامل زنان مبتلا به لخته خون، سرطان سینه، حمله قلبی یا سایر بیماری های قلبی، یا بیماری های کبدی شدید نیز می گردد.

حلقه های ضد بارداری

حلقه ضد بارداری یک حلقه نرم و انعطاف پذیر است که توسط خود زن در مهبل قرار می گیرد. حلقه حاوی استروژن و پروژستوژن، البته در دوزهای کمتری نسبت به قرص های ضد بارداری، است. حلقه این هورمون ها را به تدریج آزاد می کند. حلقه های ضد بارداری باید به مدت سه هفته در مهبل باقی بمانند. سپس حلقه بیرون آورده می شود و یک حلقه نو بعد از یک هفته در مهبل قرار داده می شود. حلقه مانع از تخمک گذاری می گردد و استفاده از آن آسان است. حلقه های ضد بارداری را می توان با تجویز پزشک از داروخانه ها خریداری کرد. آنها بسیار مطمئن هستند. زنانی که مجاز به استفاده از قرص های ضد بارداری نیستند، نمی توانند از حلقه ضد بارداری نیز استفاده کنند.

چسب های ضد بارداری

چسب ضد بارداری حاوی همان مقدار استروژن و پروژستوژن است که در قرص های ضد بارداری با دوز پایین موجود می باشد. هورمون ها از طریق پوست وارد بدن می شوند. چسب ها طی سه هفته متوالی همان روز هفته تعویض می شود. بعد از آنکه طی سه هفته متوالی از سه وصله استفاده کردید، قبل از استفاده از یک چسب جدید در همان روز هفته، یک هفته وقفه بیاندازید. وصله مانع از تخمک گذاری می شود و می توان آن را با تجویز پزشک از داروخانه ها خریداری کرد. آنها درست به اندازه قرص های ضد بارداری قابل اطمینان هستند.

قرص های کوچک

قرص های کوچک فقط حاوی یک نوع هورمون ترکیبی است. پروژستوژنها. قرص های کوچک را باید هر روز رأس ساعت معین مصرف کرد. اگر فراموش کنید که قرص را مصرف کنید و بیش از ٢٧ساعت از زمان مصرف قرص قبلی گذشته باشد، در آن صورت باید طی ١٤ روز آینده از روش های ضد بارداری مضاعف استفاده کنید. قرص باید به صورت عادی مصرف شود. برای خرید قرص های کوچک نسخه پزشک لازم است.

حلقه های هورمونی

حلقه هورمونی (که به سیستم درون رحمی (IUS) یا دستگاه درون رحمی (IUD) نیز معروف است) شیء کوچکی است که توسط پزشک در رحم زن قرار داده می شود. قرار دادن حلقه ممکن است کمی ناراحت کننده باشد، اما ناراحتی معمولاً زود تسکین می یابد. چنانچه درد و ناراحتی ناشی از آن ادامه یابد، باید با پزشک خود مشورت کنید. حلقه هورمونی مانع از رشد بافت فوقانی رحم و نفوذ اسپرم به آن می گردد. همچنین مانع از حرکت اسپرم در رحم می گردد. حلقه هورمونی به مدت چندین سال مؤثر است و وسیله ای بسیار مطمئن برای جلوگیری از بارداری می باشد.

کپسول های ضد بارداری قابل کاشت

دو نوع کپسول ضدبارداری قابل کاشت در بازار نروژ وجود دارد. این نوع کپسول ها تقریباً اندازه چوب کبریت و حاوی هورمون پروژستوژن ترکیبی هستند. آنها زیر پوست بازوی زن کاشته می شوند و بسته به نوع کپسول بین سه الی پنج سال باقی می مانند. این کار در مطب پزشک انجام می گیرد. کپسول های کاشته شده مانع از تخمک گذاری می شوند و با تأثیر بر مخاط گردن رحم از رسیدن اسپرم به لوله های فالوپ (مجاری عبور تخم) جلوگیری می کنند. کپسول های ضد بارداری قابل کاشت وسیله مطمئنی برای جلوگیری از بارداری می باشند.

حلقه های مسی

حلقه مسی (که به سیستم درون رحمی (IUS) یا دستگاه درون رحمی (IUD) نیز معروف است) مانند حلقه هورمونی در رحم زن قرار داده می شود. حلقه مانع از چسبیدن اسپرم به رحم می گردد. همچنین مانع از حرکت اسپرم در رحم می گردد. حلقه هورمونی به مدت پنج تا ده سال مؤثر است و وسیله ای بسیار مطمئن برای جلوگیری از بارداری می باشد. حلقه های مسی ممکن است به پریود های شدیدتر و بعضاً توأم با درد منجر شوند.

نابارور سازی

نابارور سازی آخرین وسیله جلوگیری از بارداری است. مرد یا زنی که نابارور شده است دیگر نمی تواند بچه دار شود. این عمل به ندرت برگشت پذیر است. بنابراین قبل از اقدام به نابارور سازی، لازم است کاملاً در مورد آن فکر کنید.

ضد بارداری اضطراری

اگر مقاربت تقریباً زمانی صورت گیرد که زن در دوره تخمک گذاری باشد، احتمال بارداری ٪٢٠ است. اگر در چنین زمانی بدون استفاده از وسایل ضد بارداری اقدام به مقاربت کرده باشید، می توانید قرص های ضد بارداری اضطراری را بدون نسخه پزشک از داروخانه تهیه کنید. این قرص ها حاوی دوزهای بالایی از هورمون های مخصوص هستند که باید ظرف ٧٢ ساعت از زمان مقاربت مصرف شوند. لازم است سه یا چهار هفته بعد به پزشک خود مراجعه و از بارداری یا عدم بارداری خود اطمینان حاصل کنید. اگر بارداری ادامه یابد، مصرف این قرص ها می تواند برای جنین مضر باشد. همچنین می توان با قرار دادن یک حلقه ظرف پنج روز بعد از مقاربت جنسی، از بارداری جلوگیری نمود.

روش های ضد بارداری نامطمئن

دوره های ایمن تر

اصولاً با اجتناب از مقاربت طی دورانی که زن تخمک گذاری می کند، می توان از بارداری جلوگیری کرد. این روش بسیار نامطمئن است زیرا هم طول چرخه و هم زمان تخمک گذاری از زنی به زن دیگر بسیار متفاوت است.

روش بیرون ریختن اسپرم

اگر مقاربت جنسی قبل از آنکه انزال صورت گیرد قطع شود، ممکن است از بارداری جلوگیری شود. اما، این روش بسیار نامطمئن است. بعضی از اسپرم ها می توانند قبل از آنکه انزال صورت گیرد وارد مهبل شوند و اسپرم موجود روی پوست اطراف مهبل می تواند وارد مهبل شود. انتخاب روشهای پیشگیری از بارداری بستگی به عواملی مانند سلامتی فرد، تواتر فعالیت جنسی، تعداد شرکای جنسی و میل به فرزند دار شدن در آینده دارد. میزان اثربخشی بر اساس تخمین های آماری، نکته کلیدی دیگری است.

روشـــهای ایجاد کننده مانــــع :

کاندوم مردانه

          کاندوم مردانه غلافی است که روی آلت نعوظ یافته پیش از دخول قرار می گیرد. و به وسیله ایجاد مانع در برابر عبور اسپرم از حاملگی پیشگیری می کند.

          کاندوم فقط می تواند یکبار استفاده شود. به بعضی از انواع آن ماده شیمیایی برای از بین بردن اسپرم اضافه شده است. اضافه نمودن این ماده اسپرم کش، از نظر علمی نشان نداده است که می تواند اثر مضاعفی در جلوگیری از بارداری نسبت به کاندوم تنها داشته باشد. از آنجا که این وسیله به عنوان یک مانع مکانیکی عمل می کند از تماس مستقیم با اسپرم، ترشحات تناسلی، عفونی و چرک و زخمهای تناسلی جلوگیری می کند.

          بیشتر کاندومها از سمغ لاتکس و درصد کمی از آنها از روده گوسفند (که به نام پوست گوسفندی خطاب می شوند) ساخته شده اند. کاندومهای ساخته شده از پلاستیکی به نام پلی اورتان از سال ۱۹۹۴ در آمریکا به فروش می رسند.

          کاندومهای لاتکسی از موثرترین روشها برای کاهش خطر عفونت ناشی از ویروسهایی که باعث ایجاد ایدز، سایر بیماریهای وابسته به ایدز و دیگر بیماریهای منتقله از راه جنسی می شوند، هستند.برای افرادی که به لاتکس حساس هستند کاندومهای پلس اورتان جایگزین مناسبی هستند.

          بعضی کاندومها لغزنده شده هستند. این مواد لغزنده حفاظت علیه بارداری یا بیماریهای منتقله از راه جنسی را افزایش نمی دهند. مواد لغزنده بدون چربی مانند ژل آبکی یا ژل K-Y، می توانند در همراهی با کاندومهای لاتکسی یا پوست گوسفندی استفاده شوند. اما مواد لغزنده چرب مانند ژل پترولیوم (وازلین) لوسیونها یا روغن بچه یا روغن ماساژ نباید استفاده شوند چرا که باعث ضعیف شدن و پاره شدن کاندوم می گردند.

کاندوم زنانه

          کاندوم زنانه که در سال ۱۹۹۳ توسط اداره دارو و غذا تأیید شد، حاوی یک غلاف لغزنده پلی اورتان که از نظر ظاهری کاملاً مشابه کاندوم مردانه است می باشد. انتهای بسته آن که یک حلقه انعطاف پذیر دارد در داخل مهبل قرار داده می شود در حالیکه انتهای باز آن بیرون قرار داده می شود و تا اندازه ای لب ها را می پوشاند. 

          کاندوم زنانه هم مانند کاندوم مردانه بدون نسخه در دسترس است و فقط برای یکبار مصرف می باشد و نباید در همراهی با کاندوم مردانه استفاده شود چرا که باعث لغزیدن و خروج از محل می شود.

دیافراگم

          این روش فقط با نسخه در دسترس است و توسط یک کارشناس برای آنکه اندازه مناسب داشته باشد، اندازه گیری می شود. دیافراگم یک صفحه سمغی گنبدی شکل است که یک حاشیه انعطاف پذیر دارد که از دو طریق از بارداری جلوگیری می کند. دیافراگم دهانه رحم ار می پوشاند وبنابراین اسپرم نمی تواند به رحم دست یابد در حالیکه کرم یا ژل اسپرم کشی که پیش از کارگذاری در دیافراگم به کار رفته است اسپرم ها را می کشد.

          دیافراگم تا ۶ ساعت پس از کارگزاری حفاظت کننده است. برای ارتباط جنسی پس از ۶ ساعت یا برای ارتباط مکرر در طی این ۶ ساعت باید اسپرم کش تازه در داخل مهبل در حالیکه دیافراگم هنوز در جای خود باقی است به کار برود. دیافراگم حداقل ۶ ساعت پس از آخرین ارتباط جنسی باید، در مکان خود باقی بماند. اما این زمان نباید بیش از ۲۴ ساعت طول بکشد چرا که خطر سندرم شوک توکسیک  که یک عفونت نادر اما بالقوه کشنده است را افزایش می دهد. علائم و نشانه های سندرم شوک توکسیک شامل تب ناگهانی، ناراحتی معده، دانه های خورشیدی شکل و افت فشار خون است.

روشهای هورمونی

قرصهای خوراکی پیشگیری از بارداری ترکیبی

          قرصهای خوراکی پیشگیری از بارداری ترکیبی که به صورت خاص به آن قرص گفته می شود ۴۰ سال در بازار به فروش می رسیده است و یکی از عمومی ترین روشهای پیشگیری از بارداری بر گشت پذیر در آمریکا هستند. این شکل از روشهای جلوگیری تخمک گذاری ( آزاد شدن ماهیانه یک تخمک از تخمدانها) را به وسیله اثر مرکب هورمونهای استروژن و پروژسترون مهار می کند. 

          اگر زنی به یاد آورد که هر روز دقیقاً در یک ساعت معین قرص را مصرف کند، شانس بسیار کمی برای باردار شدن دارد. اما اگر این زن بعضی داروها مانند آنتی بیوتیکهای خاصی را مصرف کند اثر بخشی قرصها کم می شود.

          در کنار پیشگیری از بارداری قرصها مزایای دیگری نیز دارند. همانگونه که در ابتدا توضیح داده شد، قرص می تواند عادت ماهانه را منظم تر و سبکتر کند. در ضمن اثر حفاظتی علیه بیماریهای التهابی لگن (عفونت لوله های فالوپی  یا رحم که علت عمده ناباروری در زنان است) و علیه سرطانهای تخمدان و لایه داخلی رحم دارد.

          تصمیم به استفاده از قرص باید با مشاوره با یک کارشناس بهداشتی گرفته شود. قرصهای پیشگیری از بارداری برای بسیاری زنان ایمن است حتی بسیار کم خطر تر از به دنیا آوردن کودک، اما در عین حال برخی خطرات را نیز به همراه دارند.

          قرصهای کم هورمون فعلی خطرات کمتری نسبت به انواع ابتدایی تر دارند. اما زنان بالای ۳۵ سال سیگاری و زنانی که وضعیتهای پزشکی خاص مثل سابقه ایجاد لخته خونی یا سرطان رحم یا سرطان لایه داخلی رحم دارند، ممکن است توصیه به عدم دریافت این قرصها شوند. قرص ممکن است با بیماری قلبی عروقی شامل فشار خون بالا و انسداد رگها مربوط باشد.

          یکی از بزرگترین سوالات این است که آیا قرص خطر سرطان سینه را در مصرف کنندگان قدیم و جدید قرص افزایش می دهد یا خیر. یک مطالعه بین المللی که در سپتامبر ۱۹۹۶ در مجله پیشگیری از بارداری به چاپ رسید استنتاج کرد که خطر سرطان سینه در زنان ۱۰ سال پس از قطع مصرف قرص بیشتر از زنانی که هرگز قرص استفاده کرده اند نیست. در طی مصرف قرص و ۱۰ سال پس از توقف استفاده از قرص خطر سرطان سینه درزنان فقط کمی بیش از زنانی است که از قرص استفاده نمی کنند.  زنانی که سرطان سینه داشته یا دارند، نباید از قرص استفاده کنند چرا که استروژن درون قرص ممکن است وضعیت آنها را بدتر کند.

          عوارض قرص که معمولاً چند ماه پس از مصرف قرص از بین می روند شامل تهوع، سردرد، درد پستانها، اضافه وزن، خونریزی نامنظم و افسردگی است.

مینی پیل (قرص شیر دهی)

          گرچه مینی پیل هم مانند قرصهای ترکیبی خوراکی به صورت روزانه مصرف می شود، فقط حاوی هورمون پروژسترون بوده و استروژن ندارد. این قرصها از طریق افزایش ضخامت مخاط ناحیه دهانه رحم از رسیدن اسپرم به تخمک جلوگیری می کنند. در ضمن این قرصها لایه داخلی رحم را از ضخامت محافظت می کنند که باعث می شود، تخمک بارور شده نتواند در رحم جایگزین شود. این قرصها مختصری کم اثرتر از قرصهای ترکیبی خوراکی هستند.

          قرص شیردهی نیز مانند قرص های ترکیبی می تواند، خونریزی قاعدگی و گرفتگی های ماهیچه ها را کم کند و خطر سرطان تخمدان و رحم و نیز بیماریهای التهابی لگن را کاهش دهد. از آنجا که این قرصها حاوی استروژن نیستند خطر ایجاد لخته خونی که در همراهی با قرصهای ترکیبی اتفاق می افتد، را ندارند.  این قرصها انتخابهای خوبی برای تازه مادرانی است که به کودک خود شیر می دهند چرا که قرصهای ترکیبی خوراکی ممکن است کیفیت و کیت شیر مادر را کاهش دهند. در ضمن این قرصها انتخابهای خوبی برای افرادی هستند که با قرصهای ترکیبی خوراکی دچار سردرد شدید و فشار خون بالا می شوند.

          عوارض جانبی قرصهای شیردهی شامل تغییر چرخه قاعدگی، اضافه وزن و دردهای پستانی است.

روش اورژانس پیشگیری از بارداری

          دو نوع قرص پیشگیری ازبارداری اورژانس توسط اداره دارو و غذا برای پیشگیری از بارداری پس از ارتباط جنسی، زمانی که روش پیشگیری از بارداری استانداردی استفاده نمی شده یا دچار شکست شده است، به تأیید رسیده.یکی از این محصولات حاوی ترکیب استروژن و پروژسترون و دیگری فقط پروژسترون است.

          هر دو نوع محصول که فقط با نسخه پزشک در دسترس هستند، از طریق به تآخیر نداختن یا مهار تخمک گذاری یا جلوگیری از لانه گزینی تخمک بارور شده در رحم عمل می کنند. این قرصها در صورتی که تخمک بارور شده جایگزین شده باشد دیگر اثری ندارند.

          روشهای اورژانس حدود ۷۵ درصد موثر هستند که به معنای این است که تعداد زنانی که انتظار می رود پس از ارتباط جنسی حفاظت نشده، حامله شدند از ۸ به ۲ در زنانی که از این روش استفاده می کنند، کاهش می یابند.

          عوارض جانبی شامل تهوع و استفراغ است که هر دو مورد در زنانی که فقط از قرصهای پروژسترونی استفاده کرده اند کمتر گزارش شده است.

پروژسترون تزریقی

          آمپول دپوورا که در سال ۱۹۹۲ توسط اداره دارو و غذا تأیید شد به وسیله یک کارشناس بهداشتی هر دو ماه یکبار در بازو یا باسن تزریق می شود.  دپو ورا از سه طریق از بارداری پیشگیری می کند: تخمک گذاری را مهار میکند، مخاط دهانه رحم را برای جلوگیری از دستیابی اسپرم به تخمک تغییر داده و آستر رحم را برای جلوگیری از لانه گزینی تخمک بارور شده، تغییر میدهد. تزریق پروژسترون در جلوگیری از بارداری بسیار مؤثر است، چرا که نیاز به تلاش بسیار کمی از سوی زن برای جلوگیری از حاملگی را بردارد. « زنی که از این روش استفاده می کند به راحتی هر سه ماه یکبار یک تزریق توسط پزشک دریافت می کند».

          مزایای این روش مشابه مینی پیل و دیگر روش پروژسترونی پیشگیری از بارداری (نورپلانت) است. عوارض جانبی هم مشابه است و شامل قاعدگی های نامنظم یا فقدان قاعدگی (که آسیب زننده نبوده و به معنای این نیست که این روش درست عمل نمی کند)، اضافه وزن و دردهای پستانی می باشد.

پروژسترون کاشتنی

          نورپلانت که در سال ۱۹۹۰ و نوع جدیدتر آن نورپلانت ۲ در سال ۱۹۹۶ به وسیله اداره دارو و غذا تأیید شدند نوع سوم روشهای پیشگیری از بارداری پروژسترونی هستند. این روش پیشگیری از بارداری که به شکل استفاده از استوانه ها ی رزینی در اندازه چوب کبریت است، به روش جراحی در زیر پوست بازو جایی که به طور مداوم هورمون استروییدی لوونورژسترل را آزاد می کند، کار گذاشته می شود.

          ۶ استوانه نورپلانت به مدت ۵ سال (یا تا زمانی که برداشته شوند) در برابر حاملگی ایجاد حفاظت می کنند.  در حالیکه دو استوانه نورپلانت ۲ به مدت سه سال از حاملگی پیشگیری می کنند. شکست نورپلانت بسیار نادر است اما با افزایش وزن این احتمال بیشتر می شود.

          بعضی زنان ممکن است دچار عفونت یا التهاب در محل کاشته شدن نورپلانت شوند. سایر عوارض جانبی آن شامل تغییرات چرخه قاعدگی، اضافه وزن و درد پستانی است.

وسایل داخل رحمی

          IUD وسیله ای مکانیکی است که توسط یک کارشناس بهداشتی در داخل رحم جاگذاری می شود. دو نوع آی یو دی در آمریکا در دسترس هستند. آی یو دی مسی و آی یو دی پروژسترونی. آی یو دی مسی می تواند به مدت ۱۰ سال باقی بماند. در حالیکه آی یو دی پروژسترونی هر سال باید جایگزین شود.

          به طور کامل مشخص نیست که آی یو دی چطور از حاملگی پیشگیری می کند. به نظر می رسد که این وسایل از طریق بی حرکت کردن اسپرم در مسیرش به سمت لوله های فالوپی از ملاقات اسپرم و تخمک جلوگیری می کنند یا با تغییر لایه داخلی رحم از لانه گزینی تخمک بارور شده جلوگیری می نمایند.

          آی یو دی ها یکی از کمترین میزانهای شکست را در بین روشهای پیشگیری از بارداری دارند. وقتی آی یو دی برای فرد مناسب باشد (وقتی هر دو زوج دارای یک شریک جنسی باشند و ارتباطات آنها با ثبات باشد که در خطر عفونت نباشند) آی یو دی یک روش پیشگیری از بارداری بسیار امن و موثر است.

روشهای سنتی

آگاهی از باروری

          به این روش، روش طبیعی پیشگیری از بارداری یا پرهیز دوره ای هم گفته می شود. آگاهی از باروی مستلزم پرهیز از ارتباط جنسی یا استفاده از روشهای سد کننده پیشگیری از بارداری در روزهایی از چرخه قاعدگی زن است که احتمال بیشتری برای حاملگی اش وجود دارد.

          از آنجا که اسپرم تا حدود ۷ روز می تواند در راههای تناسلی زنانه باقی بماند و تخمک تا ۲۴ ساعت پس از آزاد شدن قابل بارور شدن است، یک زن می توند از رابطه جنسی ۷ روز پیش از تخمک گذاری تا ۲۴ ساعت پس از آن باردار شود. روشهایی که تخمین می زنند چه زمانی یک زن بارور است بستگی به چرخه قاعدگی، تغییرات مخاط دهانه رحم یا تغییر در درجه حرارت بدن دارد. این روش می تواند اثر بخش باشد ولی احتیاج به یک زوج بسیار با انگیزه و هوشمند برای اثر بخشی این روش است.

روش صرفنظر کردن (withdrawal)

در این روش که قطع رابطه جنسی هم خوانده می شود، مرد آلت تناسلی خود را قبل از انزال از مهبل خارج می کند. در صورتیکه اسپرم وارد مهبل نشود از بارداری پیشگیری می شود.

اثر بخشی این روش بستگی به توانایی مرد برای صرفنظر کردن پیش از انزال دارد. این روش هیچ حفاظتی علیه عفونتهای منتقله از راه جنسی مانند ایدز ندارد. بیماریهای عفونی به وسیله تماس مستقیم با ضایعات سطحی و مایع پیش انزالی قابل انتقال است.

عقیم سازی به روش جراحی

عقیم سازی به روش جراحی برای افرادی به کار گرفته می شود که تصمیم ندارند در آینده بچه دار شوند. این روش دائمی تلقی می شود، چرا که برگشت پذیری آن منوط به جراحی بزرگی است که اغلب نیز ناموفق است.

عقیم سازی زنان

در روش عقیم سازی زنان لوله های فالوپی بسته می شوند و بنابراین تخمک نمی تواند به درون رحم مهاجرت کند. عقیم سازی با تکنیکهای مختلف جراحی و معمولاً زیر بیهوشی عمومی انجام می گیرد.

عوارض این جراحی ها نادر است و شامل عفونت، حاملگی خارج رحمی، خونریزی و مشکلات مربوط به استفاده از بیهوشی عمومی است.

عقیم سازی مردان

این روش که وازکتومی هم نامیده می شود از طریق دوختن، گره زدن یا بریدن مجاری انتقال دهنده اسپرم که اسپرم را از بیضه ها به آلت تناسلی منتقل می کند عمل می کند.

وازکتومی یک جراحی سریع است که معمولاً کمتر از ۳۰ دقیقه طول می کشد و عوارض پس از جراحی اندکی مانند خونریزی یا عفونت دارد.

تحقیقات بر روی روشهای پیشگیری از بارداری که عوارض را کمتر می کنند ادامه دارد.

تقسيم بندي قرصهاي ضد حاملگي   

۱- پروژسترون(ميني پيل): در ايـن قـرصها تنها هورمون پـروژستـرون وجـود دارد- ويژه خانمهاي شيرده و يا مبتلا به فشار خون بالا مي باشد. خانمهاي شيرده مي بايست ۶ هفته پس از زايمان شروع بمصرف اين قرصها كنند. بـسـته اين قرصها ۲۸ عددي مي بـاشد. نحوه مصرف آنها روزي يك قــرص سر ساعت معين  از روز نخست قاعدگي ميباشـد و پـس از اتـمـام بسـتـه مـصرف قرص بسته جديد بدون وقفه آغـاز ميــگردد. در صورتي كه مصرف قرص كمتر از ۳ ساعت از زمان مقرر فراموش گردد بلافاصله پس از يادآوري آن قرص مصرف و مابقي قرصها نيز طبق روال مصرف ميگردد اما هرگاه مصرف قرص بيش از ۳ ساعت به تاخير افتاد بلافاصله پس از يادآوري قرص فراموش شده مصرف گرديده و تا يك هفته ميبايد از يك روش ضد بارداري ديگر استفاده نمود. اثر اين قرصها از قرصهاي تركيبي پايين تر ميباشد.

۲- تركيبي: اين قرصها تركيبي از دو هورمون استروژن و پروژسترون ميباشد. اين قرصها خود به سه دسته تقسيم بندي ميگردند: *

منو فازيك(تك مرحله اي): ميزان هورمونهاي استروژن و پروژسترون در تمام قرصها يكسان ميباشد.ق رصهاي LD وHD در اين گروه قرار دارند.

 * دي فازيك(دو مرحله اي): ميزان هورمونهاي استروژن و پروژسترون در دو مرحله تغيير ميكند.

* تري فازيك(سه مرحله اي): ميزان هورمونهاي استروژن و پروژسترون در سه مرحله به تدريج افزايش مي يابد. بسته بندي قرصهاي تركيبي نيز دو گونه ميباشد: ۱- بسته هاي ۲۱ عددي: اين بسته ها حاوي ۲۱ عدد قرص موثر ميباشد. ۲- بسته هاي ۲۸ عددي: اين بسته ها حاوي ۲۸ عدد قرص بوده كه ۲۱ عدد آن موثر بوده و ۷ عدد آن را قرصهاي خنثي تشكيل ميدهند. ۷ قرص آخر تنها براي كمك به حافظه مصرف كننده ميباشد.

 نحوه مصرف قرصهاي LD و HD

ــقرصهاي LD كرم رنگ بوده و دوز پايين دارند. قرصهاي HD سفيد رنگ بوده و دوز بالا دارند. نحوه مصرف: از روز ۵ قاعدگي مصرف قرصها آغاز ميگردد (خواه خونريزي قطع و يا ادامه داشته باشد). ۲۱ روز قرصها سر ساعت معين مصرف گرديده و پس از اتمام بسته يك هفته (۷ روز) مصرف قرص قطع گرديده و از روز هشتم مصرف بسته جديد قرص آغاز ميگردد. (خواه خونريزي قطع و يا ادامه داشته باشد) در صورت فراموشي مصرف قرص: ۱- هرگاه مصرف يك قرص فراموش گردد: به محض يادآوري قرص را مصرف كرده و قرصهاي بعدي را نيز در زمان مقرر مصرف كنيد. ۲- هرگاه مصرف دو قرص متوالي فراموش گردد: به محض يادآوري ۲ قرص را همزمان مصرف كرده و ۲ قرص ديگر را همزمان روز بعد مصرف كنيد.مابقي قرصها را در زمان مقرر مصرف كنيد.تا يك هفته نيز از يك روش ديگر پيشگيري از بارداري استفاده كنيد. ۳- هرگاه مصرف ۳ قرص متوالي فراموش گردد: در اين صورت مابقي بسته قرص را بدور انداخته و همان روز مصرف قرصهاي بسته جديدي را آغاز كنيد. تا يك هفته نيز از يك روش ديگر پيشگيري از بارداري استفاده كنيد. * معمولا پس از دو هفته از مصرف قرصهاي LD وHD ديگر حاملگي صورت نخواهد گرفت اما بهتر است ماه نخست مصرف اينگونه قرصها از يك روش ديگر پيشگيري از بارداري استفاده كنيد.

 

مهريه و جهيزيه

با وجود يک عمر تلاش و مبارزه و پس از گذشت قرن ها هنوز هم زنان در چنگال سنت و قوانين اسلامي سنتي ، عشيره و مرد سالاراسير اند.در بسياري از کشور ها قانون خانواده ومناسبات زن و مرد همواره تا کنون تحت تاثير شريعت و سنت قرار دارد . گر چه بسياري از  قوانين بدلايل ضروريات و نياز هاي جديد اجتماعي تغييرنموده اند ولي قانون مربوط به خانواده و حقوق مدني زنا ن هم چنان دست نخورده و ابتدائي باقي مانده است.     

 معاملات خريد و فروش با لاي جسم انسان زير نام مهريه يا شير بها و جهيز يه از تبارزات جامعه مرد سالار بوده که توسط سنت ،عرف و مذ هب مهر تائيد خورده و در داخل خانواده هاي سنتي در معرض ا جرا قرار مي گيرد.

گر چه اين سنت شوم از قبل در درون جامعه انساني شکل گرفته است بدين تر تيب که اگر مردي ميخواست با زني ازدواج کند بايد يک مدت را در خدمت ما لک يا دارنده زن يا دختر مذکور مي گذشتاند که اين خدمت به شکل کار هاي جسمي يا شعباني ويا خدمت در مز رعه وغيره بود،که بعدآ با انکشاف جامعه و شنا خت ارزش ها و کالا ها به عوض خدمت کردن و عمر قيد کردن آن را با پر دا خت کا لا يا ارزش تبرئه مي کردند که بعدآ اين سنت  به شکل ملايمتري در آمد بد ين منعي که دادن تحفه ها به صورت سمبوليک به والدين دختران وزنان تغيرنمود. ولي امروز اين وجه شکل يک تجارت را در بين جوامع عقب مانده گرفته است.چنا نچه در اکثر کشور هاي خاور ميا نه چون پا کستان،هند،بنگلديش سريلانکا، افغانستان ،ايران،و هم کشور هاي افريقائي چون سوماليا ،اوگاندا،تانزانيا وغيره اين معاملات قربا ني هاي زيادي را بهمر اه داشته  است.

 

طبق آماري در سال 2001 که به صورت رسمي منتشر گرديده تعداد قتل هاي جهيز يه را در هندوستان به  7000 نفر اعلام داشت در حا ليکه ارقام اصلي آن به بيشتر از 25000نفر تخمين زده شده است.

در کشور هاي افريقائي نيز خريد زنان در مقابل شيربها يک رسم است که بعدآ مردان خودشان را ما لک مطلق زنان شان ميدانند.ا ين مهريه يا شير بهاوسيله استثمار زنان و مانع در مقابل دستيابي به برابري ميباشد.

شير بها و جهيز يه هر د وپد يده ايست که ريشه در سنت و مذهب دارد.

از نظر مذهب اسلام مهر را چنين تعريف مي کنند: «به نقل از کتاب ازدواج مکتب انسان سازي صفحه253فصل مهريه»

ًمهر يک کلمه انتخابي قران است که آنرا صدقه ياصدق نيز تعبيرميکنند واين کلمه رابيشتر چنين تفسيرمي کنند که مردان بخاطر جلب رضايت زنان حالت فرو تني اختيار نموده و اين امريست بر صداقت مرد، که بر زنان صدق يا مهر را پيشنهاد ميکند ً

در جاي ديگري چنين تبصره شده که«به نقل از کتاب ازدواج مکتب انسان سازي صفحه253فصل مهريه»  

 ً اين مهر يکنوع پشتوانه ائست براي زن و بهتر بگوئيم نوع بيمه کردن براي زن است و بدين دليل اگر دختري خودش بدون دخالت ولي اش  عاشق  مي شود و ازدواج  مي کند و  مهر را نا ديده مي گيرد پس از بر داشت هاي تمتعي از همسرش و به خاموشي گرائيدن غرائز جنسي و بر گشتن عقل از دستگاه تناسلي به مغزش! مي فهمد که اشتباه کرده است.ً

بنا بر همين قوانين اسلامي است که هزاران دختر جوان که در خانواده هاي مسلمان بدنيا مي آيند با مصيبت ازدواج اجباري از جانب خانواده هاي شان دست وپنجه نرم مکنند. اين ازدواج ها اکثرآ در مقابل گرفتن پول،مال وجايداد از جانب به اصطلاح ولي ايشان که  عبارتند از پدر،پدر کلان، برادر، کا کا،ماما.... صورت ميگيرد.دخترانيکه قرباني اينگونه ازدواج ها ميگردد به صورت يک کالا به ملکيت مرد درآمده و معرض

 معاملات غير انساني قرار ميگيرند.

            مردان کالا وار در بدل دادن پول به والدين زنان را به تملک خود در آورده و در حقيقت براي حفظ اين مالکيت زنان بايد مطيع ،پاکدامن،با حيا، امين و خد متگذار شو هر باشد و اين صفات از مشخصات زن مسلمان و مومن ميباشدو از جانب جامعه مرد سالار هم قبول شده است.مطيع بودن زن بدين معني که نبايد زن سر کش باشد ،زيرا زن سر کش نمي تواند يک ملکيت خوب باشد و پاکدامني هم تضمين اين ملکيت است که مبادااين ملکيت مرد، دست مردديگري بفتد .

 در تمام جوامعيکه اين نوع   جنايات درمقابل زنان صورت ميگيرد ، مجازات نا پذيري اين جنايات هم واقعيت مبرم است. در تمام قوانين اين کشور ها به نحوي دست مردان را براي اعمال اينگونه جنا يات باز گذاشته اند و قوانين با تمام آن سنت ها که تشويق کننده اين رفتار هاست کنار ميايد.

چنانچه «به نقل از مجله تاس چاپ آلمان» آنه موند زن دهقان و مادر 4 فرزند از شرق اوگاندا با چنگک دروگري بطور وحشتناکي از شوهرش لت و کوب خورده ومورد تجاوز قرارگرفته که دو هفته به حالت کوما در شفاخانه بستري شد . شوهرش بعد از دستگيري و باز جوئي کوتاه آزاد شد، زيرابا پرداخت مهر يه خودش را مالک همسرش دانسته و خواسته او را تجديد تربيت کند قانون و پوليس هم درين امر با اوهمنوا بوده و آن را يک امر خصوصي قلمداد کرد.

امروزدر جوامع عقب مانده و سنتي ازجمله افغانستان مردان کهن سال با پرداخت مهريه وپول گزاف به والدين با دختران جوان وحتي دختران خورد سال ازدواج مي کنند.واين باعث ايجاد خشونت هاي شديد خانوادگي ميگردد.اين خشونت ها به شکلي است که مردان بعد از پرداخت شيربهاي گزاف زنان را در ملکيت شان در آورده و بعدآ به ايشان ديکته ميکنند که چه بپوشند ،چگونه بااطرافيانش بر خورد داشته باشد،باکي ها در تماس باشد و با لا خره تمام حرکاتش زير کنترول  گرفته شده وهرگاه زني دست از پا خطا کند خشونت خانوادگي آغاز شده و آن مردانيکه بيرون از محدوده خانه افراد آزاد ليبرال و محترمي هستند در داخل خانه بيک زندانبان وحشي در مقابل همسران شان تبديل ميگردند.

اين سنت عقب مانده نه تنها زنان راذليل و تهي دست ميسازد بلکه مردان جوانيکه خواهان ازدواج هستند و توانائي پرداخت شيربهاي گزاف را ندارند واداربه کار هاي شاقه و غير انساني سا خته ودر صورت عدم داشتن امکانات براي براي پرداخت شيربها دست به اعمال جنون آميز زده که در نتيجه آمار تجوزات جنسي بالا رفته و دختران و زنان يکبار ديگر به شکل مضاعف دچار خشونت جنسي چه درداخل خانواده و ياچه در اجتماع شده که در نتيجه اين عمل سبب خود سوزي ها،خود کشي ها،قتل هاي ناموسي و سنگسار شدن ها ميگردد.

به ازهمين مجله «تاس»مشکل بزرگ ديگريکه زنان جوامع کشورهاي افريقائي را بيشتر تحت  شعاع قرار داده اينست که  مهريه دخترانيکه ختنه شده اندو مکتب نرفته اند بيشتر ازدخترانيست که مکتب ميروند و ختنه نشده ان،بدينترتيب اين امر  باعث بيسوادي و عقب ماندگي زنان و دختران گرديده و  از سوي    ديگر باعث ناقص سازي جنسي و صدمات فاجعه آميز روحي و جسمي آنها ميگردد.

در جامعه هندوستان و پاکستان د ختران ز يادي سالانه بخاطر ندادن جهيزيه از جانب فاميل هاي شوهرانشان  سوختانده ميشوند لت و کوب ميخورند و به قتل ميرسند ،زيرادر صورت طلاق بايستي تمام جهيزيه دوباره به خانواده عروس مسترد گردد بنابرين در صورت بروز اختلافات و طرح مسله طلاق مردان زنان شان را به قتل ميرسانند و اکثرآ قتل هارا تصادفي جلوه ميدهند.زيادي زنان و ددختران هندي وپاکستا ني بين مدرنيته و سنت در گير ما نده اند.

                    

            گر چه اين رسم قانونآ از سال1961 ممنوع گرديده است ولي پوليس و قانون نمي خواهند درين مسله دخالت کنند وبنام مشکلات خصوصي داخل فاميلي احترام ميگذارند.

به صورت خلاصه چنين استنباط ميگرددکه: زن ستيزي مذاهب و سنت هاي عقب مانده زن ر ا در تملک مرد و کم ارزش ،ضعيف و قابل ستم کرده است . زنان دراخل خانه، خانواده، مکتب، کارخانه، دادگاه،قانون ، خدا ، کليسا ، مسجد  و پوليس بطور سيستماتيک بي ارزش شمرده شده و قرباني جنايات ميشوند.بنآ بدون يک تحول اساسي در ساختار اجتماعي هيچگونه حمايتي ولو به عنوان حافظ امنيت آنها هم باشد کافي نيست.و قانون در صورتي در وضعيت و موقعيت زنان تحول جدي ايجاد ميکند که با رفاه اجتماعي و اقتصادي براي تعداد وسيع از زنان همراه باشد.لذا چنن ميتوان گفت که تامين دراز مدت امنيت جاني و رواني در عرصه زندگي خصوصي براي زنان نيز نميتواند جدا از تغيرات مادي و تحولات اقتصادي باشد.

تمام آمار گرفته شده درين بحث:

    _  کتاب ازدواج مکتب آدم سازي فصل مهريه از دکتر سيد رضا پاکنژاد

                   _  مجله تاس چاپ آلمان7جولاي 2001و20 ماي 2003

http://www.mashal.org/home/main/hejtemahi.php?id=00047

 

عوامل مستعد كننده اعتياد

اعتياد يك بيماري زيست شناختي، روانشناختي و اجتماعي است عوامل متعددي در اتيولوژي سوء مصرف و اعتياد موثر هستند كه در تعامل با يكديگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتياد مي شوند. عوامل موثر بر فرد، محيط فرد و كليه علل و عوامل درهم بافته اي هستند كه بر يكديگر تاثير مي گذارند. درك كليه علل و عوامل زمينه اي موجب مي شود تا روند پيشگيري، شناسايي، درمان و پيگيري به طور هدفمند طرح ريزي شود. بنابراين، آشنايي با عوامل زمينه ساز مستعد كننده در مقابل آن از دو جهت ضرورت دارد: 1- شناسايي افراد در معرض خطر اعتياد و اقدامهاي پيشگيرانه لازم براي آنان؛ 2- انتخاب نوع درمان و اقدامهاي خدماتي، حمايتي و مشاوره اي لازم براي معتادان. عوامل مخاطره آميز عوامل مخاطره آميز مصرف مواد شامل عوامل فردي، عوامل بين فردي و محيطي و عوامل اجتماعي است. عوامل مخاطره آميز فردي □ دوره نوجواني       □ استعداد ارثي       □ صفات شخصيتي:       ● صفات ضد اجتماعي   ● پرخاشگري     ● اعتماد به نفس پايين     □ اختلالهاي رواني: ● افسردگي اساسي      ● فوبي □ نگرش مثبت به مواد □ موقعيتهاي مخاطره آميز: ● ترك تحصيل     ● بي سرپرستي □ تاثير مثبت مواد بر فرد در اينجا به شرح هر يك از عوامل فوق مي پردازيم: دوره نوجواني مخاطره آميز ترين دوران زندگي از نظر شروع به مصرف مواد دوره نوجواني است. نوجواني دوره انتقال از كودكي به بزرگسالي و كسب هويت فردي و اجتماعي است. در اين دوره، ميل به استقلال و مخالفت با والدين به اوج مي رسد و نوجوان براي اثبات بلوغ و فرديت خود ارزشهاي خانواده را زير سوال مي برد و سعي در ايجاد و تحليل ارزشهاي جديد خود دارد. مجموعه اين عوامل، علاوه بر حس كنجكاوي و نياز به تحرك، تنوع و هيجان، فرد را مستعد مصرف مواد مي نمايد. ژنتيك شواهد مختلفي از استعداد ارثي اعتياد به الكل و مواد وجود دارد. تاثير مستقيم عوامل ژنتيكي عمدتاً از طريق اثرات فارماكوكينتيك و فاركوديناميك مواد در بدن مي باشد كه تعيين كننده تاثير ماده بر فرد است. برخي از عوامل مخاطره آميز ديگر نيز تحت نفوذ عوامل ژنتيكي هستند مانند برخي اختلالهاي شخصيتي و رواني و عملكرد نامناسب تحصيلي ناشي از اختلالهاي يادگيري.   صفات شخصيتي عوامل مختلف شخصيتي با مصرف مواد ارتباط دارند. از اين ميان، برخي از صفات بيشتر پيش بيني كننده احتمال اعتياد هستند و به طور كلي فردي را تصوير مي كنند كه با ارزشها يا ساختارهاي اجتماعي مانند خانواده، مدرسه و مذهب پيوندي ندارد و يا از عهده انطباق، كنترل يا ابراز احساسهاي دردناكي مثل احساس گناه، خشم و اضطراب بر نمي آيد. اين صفات عبارتند از: عدم پذيرش ارزشهاي سنتي و رايج، مقاومت در مقابل منابع قدرت، نياز شديد، احساس فقدان كنترل بر زندگي خود، اعتماد به نفس پايين، فقدان مهارت در برابر پيشنهادهاي خلاف ديگران، فقدان مهارتهاي اجتماعي و انطباقي. از آنجا كه اولين مصرف مواد، معمولاً از محيطهاي اجتماعي شروع مي شود هر قدر فرد قدرت تصميم گيري و مهارت ارتباطي بيشتري داشته باشد، بهتر مي تواند در مقابل فشار همسالان مقاومت كند. اختلالهاي رواني در حدود 70 درصد موارد، همراه با اعتياد اختلالهاي ديگر روانپزشكي نيز وجود دارد. شايع ترين تشخيصها عبارتند از: افسردگي اساسي، اختلال شخصيت ضد اجتماعي، فوبي، ديس تايمي، اختلال وسواسي- جبري، اختلال پانيك، مانيا، اسكيزوفرني. نگرش مثبت به مواد افرادي كه نگرشها و باورهاي مثبت و يا خنثي به مواد مخدر دارند، احتمال مصرف و اعتيادشان بيش از كساني است كه نگرشهاي منفي دارند. اين نگرشهاي مثبت معمولاً عبارتند از: كسب بزرگي و تشخص، رفع دردهاي جسمي و خستگي، كسب آرامش رواني، توانايي مصرف مواد بدون ابتلا به اعتياد. موقعيتهاي مخاطره آميز فردي بعضي از نوجوانان و جوانان در موقعيتها يا شرايطي قرار دارند كه آنان را در معرض خطر مصرف مواد قرار مي دهد. مهمترين اين موقعيتها عبارتند از: در معرض خشونت قرار گرفتن در دوران كودكي و نوجواني، ترك تحصيل، بي سرپرستي يا بي خانماني، فرار از خانه، معلوليت جسمي، ابتلا به بيماريها يا دردهاي مزمن. حوادثي مانند از دست دادن نزديكان يا بلاياي طبيعي ناگهاني نيز ممكن است منجر به واكنشهاي حاد رواني شوند. در اين حالت فرد براي كاهش درد و رنج و انطباق با آن از مواد استفاده مي كند. تاثير مواد بر فرد اين متغير وقتي وارد عمل مي شود كه ماده حداقل يك بار مصرف شده باشد. چگونگي تاثير يك ماده بر فرد، تابع خواص ذاتي ماده مصرفي و تعامل آن با فرد و موقعيت فرد مصرف كننده است. تاثير مواد بر فرد مصرف كننده، به ميزان قابل توجهي، به مشخصات او بستگي دارد. اين مشخصات عبارتند از: شرايط جسمي فرد، انتظار فرد از مواد، تجربيات قبلي تاثير مواد و مواد ديگري كه هم زمان مصرف شده اند. مواد مختلف نيز تاثيرهاي متفاوتي بر وضعيت فيزيولوژيك و رواني فرد دارند، مثلاً: هروئين و كوكائين سرخوشي شديد، الكل آرامش و نيكوتين مختصري هشياري و آرامش ايجاد مي كند. عوامل مخاطره آميز بين فردي و محيطي □ عوامل مربوط به خانواده: ● غفلت از فرزندان    ● وجود الگوي نامناسب در خانواده    ● خانواده آشفته     □ عوامل مربوط به دوستان: ● دوستان مصرف كننده مواد □ عوامل مربوط به مدرسه: ● فقدان محدوديت    ● فقدان حمايت     □ عوامل مربوط به محل سكونت: ● شيوع خشونت و اعمال خلاف عوامل مربوط به خانواده خانواده اولين مكان رشد شخصيت، باورها و الگوهاي رفتاري فرد است. خانواده علاوه بر اينكه، محل حفظ و رشد افراد و كمك به حل استرس و پاتولوژي است، منبعي براي تنش، شكل و اختلال نيز مي باشد. نا آگاهي والدين، ارتباط ضعيف والدين و كودك، فقدان انضباط در خانواده، خانواده متشنج يا آشفته و از هم گسيخته، احتمال ارتكاب به انواع بزهكاريها مانند سوء مصرف مواد را افزايش مي دهد. همچنين والديني كه مصرف كننده مواد هستند باعث مي شوند فرزندان با الگوبرداري از رفتار آنان مصرف مواد را يك رفتار بهنجار تلقي و رفتار مشابهي پيشه كنند. تاثير دوستان تقريباً در 60 درصد موارد، اولين مصرف مواد به دنبال تعارف دوستان رخ مي دهد. ارتباط و دوستي با همسالان مبتلا به سوء مصرف مواد، عامل مستعد كننده قوي براي ابتلاي نوجوانان به اعتياد است. مصرف كنندگان مواد، براي گرفتن تاييد رفتار خود از دوستان، سعي مي كنند آنان را وادار به همراهي با خود نمايند. گروه«همسالان» به خصوص، در شروع شروع مصرف سيگار و حشيش بسيار موثر هستند. بعضي از دوستيها، صرفاً حول محور مصرف مواد شكل مي گيرد. نوجوانان به تعلق به يك گروه نيازمندند و اغلب پيوستن به گروههايي كه مواد مصرف مي كنند، بسيار آسان است. هر چند پيوند فرد با خانواده، مدرسه و اجتماعات سالم كمتر باشد، احتمال پيوند او با اين قبيل گروهها بيشتر مي شود. عوامل مربوط به مدرسه از آنجا كه مدرسه بعد از خانواده، مهم ترين نهاد آموزشي و تربيتي است، مي تواند از راههايي زير زمينه ساز مصرف مواد در نوجوانان باشد: بي توجهي به مصرف مواد و فقدان محدوديت يا مقررات جدي منع مصرف در مدرسه، استرسهاي شديد تحصيلي و محيطي، فقدان حمايت معلمان و مسئولان از نيازهاي عاطفي و رواني به خصوص به هنگام بروز مشكلات و طرد شدن از طرف آنان. عوامل مربوط به محل سكونت عوامل متعددي در محيط مسكوني مي تواند موجب گرايش افراد به مصرف مواد شود: فقدان ارزشهاي مذهبي و اخلاقي، شيوع خشونت و اعمال خلاف، وفور مشاغل كاذب، آشفتگي و ضعف همبستگي بين افراد محل و حاشيه نشيني از جمله اين عوامل هستند. عوامل مخاطره آميز اجتماعي □ فقدان قوانين و مقررات جدي ضد مواد مخدر □ بازار مواد □ مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعي □ كمبود فعاليتهاي جايگزين □ كمبود امكانات حمايتي، مشاوره اي و درماني □ توسعه صنعتي، محروميت اجتماعي- اقتصادي مشخصات فردي و عوامل محيطي بخشي از علل اعتياد هستند و بخش ديگر را بازارهاي بين المللي مواد و عوامل اجتماعي- اقتصادي حاكم بر جامعه تشكيل مي دهند. اين عوامل عبارتند از: قوانين فقدان قوانين جدي منع توليد، خريد و فروش، حمل و مصرف مواد، موجب وفور و ارزاني آن مي شود. بازار مواد ميزان مصرف مواد، با قيمت آن نسبت معكوس دارد. هر چه قيمت مواد كاهش يابد، تعداد افرادي كه بتوانند آن را تهيه كنند افزايش مي يابد. همچنين سهل الوصول بودن مواد به تعداد مصرف كنندگان آن مي افزايد. مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعي در جوامعي كه مصرف مواد نه تنها ضد ارزش تلقي نمي شود، بلكه جزيي از آداب و سنن جامعه و يا نشان تمدن و تشخيص و وسيله احترام و پذيرايي است، مقاومتي براي مصرف مواد وجود ندارد و سوء مصرف و اعتياد شيوع بيشتري دارد.   كمبود امكانات فرهنگي، ورزشي، تفريحي كمبود امكانات لازم براي ارضاي نيازهاي طبيعي رواني و اجتماعي نوجوانان و جوانان از قبيل كنجكاوي، تنوع طلبي، هيجان، ماجراجويي، مورد تاييد و پذيرش قرار گرفتن و كسب موفقيت بين همسالان، موجب گرايش آنان به كسب لذت و تفنن از طريق مصرف مواد و عضويت در گروههاي غير سالم مي شود. عدم دسترسي به سيستمهاي خدماتي، حمايتي، مشاوره اي و درماني در زندگي افراد، موقعيتها و مشكلاتي پيش مي آيد كه آنان را از جهات مختلف در معرض خطر قرار مي دهد. فقدان امكانات لازم يا عدم دسترسي به خدماتي كه در چنين مواقعي بتواند فرد را از نظر رواني، مالي، شعلي، بهداشتي، اجتماعي حمايت نمايد، فرد را تنها و بي پناه، بدون وجود سطح مقاومت اجتماعي رها مي كند. توسعه صنعتي جامعه، مهاجرت، كمبود فرصتهاي شغلي و محروميت اقتصادي- اجتماعي توسعه صنعتي، جوامع را به سمت شهري شدن و مهاجرت از روستاها به شهرها سوق مي دهد. مهاجرت باعث مي شود تا فرد، براي اولين بار، با موانع جديدي برخورد نمايد. جدايي از خانواده، ارزشهاي سنتي و ساختار حمايتي قبلي به تنهايي، به انزوا و نااميدي فرد مي انجامد. كم سوادي، فقدان مهارتهاي شغلي، عدم دسترسي به مشاغل مناسب و به دنبال آن محدوديت در تامين نيازهاي حياتي و اساسي زندگي و تلاش براي بقا، فرد را به مشاغل كاذب يا خريد و فروش مواد مي كشاند و يا براي انطباق با زندگي سخت روزمره و شيوه جديد زندگي به استفاده از شيوه هاي مصنوعي مانند مصرف مواد سوق مي دهد( رحيمي موقر، آفرين؛ و همكاران، 1376). انواع مواد مخدر :اين مواد كند كننده فعاليتهاي سيستم اعصاب مركزي، جزو گروه مواد سستي زا، مسكن درد و شديدا اعتياد آور مي باشند. معمولا ايجاد حالت سرخوشي و نشاط مي كنند. برخي از اين مواد به صورت طبيعي وجود دارند، مانند ترياك كه از بوته خشخاش بدست مي آيد. بقيه به طور مصنوعي و شيميايي در آزمايشگاهها ساخته مي شود. برخي از مخدرها مانند كديين ارزش استفاده پزشكي و درماني دارند، ولي مصرف بي رويه و نابجاي آنها بدون تجويز پزشك، خطراتي را به دنبال دارد. به علت اينكه مصرف اين گونه مواد مشكلات جدي فردي و اجتماعي را موجب مي گردد، اين داروها تحت كنترل شديد قانوني مي باشند. مواد مخدر افيوني و تركيبات آن عبارتند از: الف- تريـــاك  ب- كديين  پ- مرفين  ت- هروئين   ث- متادون  ج- پتيدين (دمرول)    چ- پيركدان  ح- ديلاوديد   خ- دارون   د- ديفن اكسيلات (لوموتيل)   ذ- هيدرو مرفين ر- هيدرو كديين و كليه داروهايي كه هيدرو كديين دارند هروئين هروئين كه نام شيميايي آن "دي استيل ـ مورفين" است و در سال 1900 به عنوان وسيله‌اي براي درمان مؤثر اعتياد به مورفين ارائه شد. اما افسوس كه اين اميد واهي خيلي زود به يأس مبدل گشت. زيرا متوجه شدند، گرچه هروئين خواب‌آوري كمتري دارد، اما قدرت مسموم كنندگي آن پنج برابر مورفين است. هروئين با عمل تقطير از مرفين استخراج مي‌شود. هروئين پودر كريستالي سفيد رنگي است كه در سال 1874 توسط دانشمند انگليسي در بيمارستان سنت مري كشف شد. دانشمند قوي اين ماده را تترااستيل مرفين خواند تا اينكه در حدود سال 1890 دانشمند آلماني بنام درسر و چند دانشمند ديگر مطالعات بيشتري روي آن انجام دادند و دريافتند كه اين مشتق دي استيله است و آن را براي معالجه اشخاص مبتلا به سل و ساير بيماريهاي جهاز تنفسي و همچنين براي ترك اعتياد به مرفين پيشنهاد و عمل كردند. كارخانه باير آلمان دست به تهيه تجارتي آن زد و به آن نام هروئين داد شايد باير كلمه هروئين را از كلمه كه در زبان آلماني به معني‌ عامل بسيار قوي و بسيار موثر كه مقدار كم آن اثر زياد دارد، اقتباس كرده است. از طرفي شايد چون مصرف هروئين مي‌تواند اثر اعتياد مرفين را از بين ببرد (چون يك مخدر قوي‌تر مي‌تواند اثرارت فيزيولوژيكي داروي مخدر قبلي را از بين ببرد و خود جانشين آن بشود)در ضمن چون پس از مصرف هروئين البته فقط در شروع و اوايل مصرف آن اعمال رواني و جسماني به شدت تقويت مي‌شود و شخص مي‌تواند كار چند روزه را در يك روز تمام كند به اين ماده نام هروئين مشتق از كلمه به معني قهرمان دادند. پودر هروئين در رنگ سفيد                                                                             پودر هروئين در رنگ قهوه اي هروئين اعتياد شديد فيزيكي را در كمتر از 21 روز در 97 درصد اشخاصي كه آن را مورد مصرف قرار داده بودند، به وجود آورد. هروئين ماده مخدري قوي است، كه آخرين پله نردبان اعتياد را در مصرف مواد مخدر به خود اختصاص داده است و شخص را به سفري مي برد كه كمتر كسي از آن به سلامت بازگشته است! فردي كه پس از سير در مصرف انواع مواد مخدر به هروئين روي مي‌آورد. ابتدا آن را استنشاق مي‌كند، اما كمي بعد جهت تأثير فوري و افزايش دادن اثر آن، به سرنگ روي مي‌آورد و در رگ تزريق مي‌كند. هروئين تزريق شده احساس لذت عمومي و سريع و شديد را توليد مي‌كند. متخصصان اين حالت را شبيه اوج در جماع توصيف نموده ولي در اصطلاح، معتادان آنرا فلش (Flash) يعني چيزي شديد و آني همانند نور فلش دوربين عكاسي مي‌نامند. فلش عكس‌العملي است ناگهاني، زنده و عميق كه ارگانيسم نسبت به ورود ماده نشان مي‌دهد. اين حالت كه حداكثر در حدود 10 ثانيه طول مي‌كشد براي معتاد هميشه عالي است. هروئين كه قدرت خواب‌آوري كمتري دارد، توليد برانگيختگي‌هاي شديد و خشني مي‌كند، ليكن سهولت تفكر و تصور ترياك را توليد نمي‌نمايد،شايد به همين علت است که مصرف اين ماده بيشتر در بين مردها متداول است. بررسي‌هاي آماري نشان مي‌دهد كه در برابر هر 5 مرد معتاد فقط يك زن معتاد وجود دارد. هروئين از مورفين مستبدتر است و كمبود آن زودتر احساس مي شود. به طوريكه معتاد را مجبور مي‌سازد در فواصل زماني مشخص ( 3 تا 5 ساعت براي هروئين و 8 تا 12 ساعت براي ترياك) از اين ماده استفاده كند، تا اضطراب غيرقابل تحمل ناشي از كمبود را از بين ببرد. مضافا اينكه پس از مدتي، مصرف هروئين به جز رفع احتياج، اثر ديگري ندارد و مكانيسم وابستگي، ريتم تزريق و مقدار مصرف را رفته رفته افزايش مي‌دهد و زوال و نابودي فرد را سرعت مي‌بخشد. اعتياد به هروئين بندگي مطلق است و معتاد فقط براي هروئين و توسط آن زنده است. شخص معتاد به علت آگاهي از اعتياد خود رنج فراوان مي‌برد، اما ظاهرا كاري از دستش بر نمي‌آيد. بايد دانست هروئين برخلاف الكل كه بعضي از رفتارهاي سركوب شده را آزاد مي‌سازد، تعدادي از رفتارهاي پايه، مانند رفتارهاي جنسي، خشونتي و تهاجمي و حتي رفتارهاي رفع گرسنگي را سركوب كرده و از قدرت اصلي آن مي‌كاهد. ايجاد حالت كرخي در معتاد باعث مي گردد كه فشار مختلف و دردهاي جسماني خصوصا دلواپسي و اضطراب وي بهبود يابد. وابستگي فيزيكي بسيار شديد است، معتاد مي‌بايست حداقل هر 8 تا 12 ساعت يكبار از اين ماده مصرف كند تا از بروز علائم كمبود جلوگيري نمايد. تجربيات حاصله نشان مي‌دهد كه مصرف روزانه 60 ميلي‌گرم هروئين مي‌تواند در مدت دو هفته فرد را كاملا معتاد سازد. زيرا در اين مدت ارگانيسم بدن خود را با ماده مخدر وفق داده و با آن سازگار مي‌گردد، و وقتي شخص از نظر فيزيكي كاملا معتاد شد، كمبود مصرف يا عدم دستيابي باعث بروز علائمي ‌مي‌شود. تقريبا 12 ساعت بعد از آخرين مصرف، معتاد خود را بدحال حس مي‌كند، احساس ضعفي به او دست داده و خميازه مي‌كشد، مي‌لرزد و عرق مي‌كند، از بيني و چشمهايش ترشحات زيادي خارج مي‌شود. اين علائم توام با حالت آشفتگي به مدت چند ساعت ادامه يافته و پس از آن معتاد به خوبي ناآرام فرو مي‌رود. در موقع بيداري يعني 18 تا 24 ساعت بعد از آخرين تزريق فرد معتاد وارد عمق جهنم زندگيش مي‌شود. خميازه ها آنچنان شديد مي گردد كه مي‌توانند فكهايش را از هم جدا سازند. ترشحات بيني همچنان ادامه مي‌يابد، موهاي بدن سيخ مي‌شود و انقباضات شديدي در معده و روده‌ها پديد مي‌آيد، كه باعث ايجاد اسهال و استفراغ شديد مي‌شود. حدود 36 ساعت بعد از آخرين تزريق، معتاد خود را با پتوهاي متعدد مي‌پوشاند. زيرا بدنش به شدت مي‌لرزد و پاهايش بي‌اختياد دچار لرزشهاي شديدي مي گردد. به طوري كه قادر به خوابيدن نيست، بلند مي‌شود، راه مي‌رود، روي زمين دراز مي‌كشد و فرياد مي‌زند. ريزش ترشحات از بيني همچنان ادامه مي‌يابد و سرعت و ميزان آن باور نكردني است، زيرا فقط تعريق او باعث خيس شدن دائم لباسها و رختخوابش مي‌شود. در اين مرحله ضعف جسماني به حدي است كه فرد قادر به بلند كردن سر از روي بالش نمي‌باشد و گاهي متخصصان از بيم جان بيمار به هراس مي‌افتد و مقداري هروئين به وي تزريق مي‌كنند. تزريق مقدار كمي هروئين تقريبا تمام علائم را به سرعت از بين مي‌برد. هاريس ايزبل در اين مورد مي‌نويسد "منظره شگفت انگيزي است، زيرا شخصي كه به شدت مريض است، نيم ساعت پس از تزريق به صورت آدمي سالم، خنده رو، خوشحال و مرتب در مي‌آيد." البته اگر تزريق انجام نگيرد تمام علائم فوق پس از 6 تا 7 روز از بين مي‌رود، زيرا بدن پس از اين مدت دوباره قابليت عدم نياز به هروئين را باز مي‌يابد. حشيش چيست؟ حشيش صمغ چسبناك از بوته كانابيس است كه معمولا به صورت تكه هاي جامد مكعبي شكل فروخته مي شود و در رنگهاي مختلف از قهوه اي كم رنگ تا سياه ديده شده، در ساختمان تركيبي اش به صورت انواع مختلف از خشك و سخت گرفته تا نرم و شكننده ديده مي شود. معمولا آن را خرد و ريز كرده و در پيپ و يا سيگارهايي كه با دست درست مي كنند، مي پيچند و با ماري جوانا يا توتون مصرف مي كنند. حشيش به صورت خشت پخته مي شود. نامهاي خياباني آن (Pot, Smoke, grass, Hash) مي باشد. از نظر طبقه بندي فارماكولوژي، تضعيف كننده يا محرك سيستم اعصاب مركزي است. مصرف پزشكي: حشيش به عنوان مسكن و ماده رفع بي خوابي كه ايجاد آرامش مي كند و THC و ديگر مشتقات براي درمان برخي از بيماريها از جمله آسم و صرع مي تواند مورد استفاده قرار گيرد، ولي در حال حاضر فقط در درمان حالت تهوع و استفراغ ناشي از شيمي تراپي در درمان سرطان، استفاده مي شود. اثرات كوتاه مدت: بايد دانست كه اثرات حشيش با توجه به مقدار و نوع استفاده (كشيدن يا خوردن) متفاوت است. وضعيت جسمي و سلامت فرد از جمله وزن، اندازه، خلق و خوي فرد، درجه تحمل و ... فرق مي كند. اثرات كشيدن حشيش در عرض چند دقيقه پس از مصرف ظاهر مي شود و 2 تا 4 ساعت باقي مي ماند. در صورت خوردن هضم آن به طور بطي و كند صورت مي گيرد. لذا اثر آن به تدريج و طولاني تر مي گردد، معمولا فرد پس از مصرف حشيش احساس آرامش و راحتي مي كند، قوه درك و احساس او افزايش مي يابد، رنگها به نظرش شفاف تر و روشن تر مي آيند، صدها به نظر از فاصله دورتر به گوش مي رسد. به هر حال در ادراكات حسي به خصوص بينايي و شنوايي تحريف به وجود مي آيد، اشتها افزايش مي يابد، مخصوصا در مورد غذاهاي شيرين. حشيش                                           روغن حشيش:        از اثرات كوتاه مدت ديگر مصرف حشيش عبارتند از: خواب آلودگي ، قرمز شدن چشمها، افزايش ضربان قلب، خشكي دهان و گلو، گشادگي مردمك چشم، مختل شدن قوه حافظه و تمركز فكري به طور موقت، اختلال درك زمان و مكان، اضطراب، افسردگي، هيجان، تحرك زياد، تحريك پذيري، تند مزاجي، بي قراري، پر حرفي، خنده هاي بي دليل، احساس طرد شدگي، ترس و وحشت، دگرگوني و تغيير شكل فضا و زمان – اختلال در هماهنگي و تعادل در راه رفتن، احتمالا اوهام كه اغلب توام با حالت پارانويايي به خصوص در مصرف مقدار زياد آن همراه است. دوز معمولي آن، مهارتهاي كاربردهاي ماشيني را لطمه مي زند، از اين رو به خصوص رانندگي در حين مصرف حشيش بسيار خطرناك است ، ماده T. H. C. كه تركيب فعال حشيش است در بدن افرادي كه تصادفات شديد رانندگي داشته اند و منجر به جراحات سختي گرديده، ديده شده است. اثرات عمده بلند مدت: تحقيقات نشان مي دهد كه اثرات سوء مصرف حشيش به خصوص در بين جوانان و بزرگسالان حتمي است از جمله: از دست دادن انگيزه و علايق، آسيب به حافظه و تمركز فكر، عدم قابليت رانندگي، كاهش قواي دفاعي بدن در برابر عفونتها و بيماريها، گيجي و سردرگمي، فقدان انرژي و ... در اثر استفاده مرتب و مداوم حشيش پيش مي آيد. هم چنين خطر ابتلا به برونشيت مزمن، سرطان ريه و بيماريهاي دستگاه تنفسي در مصرف كنندگان منظم حشيش بيش از ديگر گروههاست. كشيدن سيگار ماري جوانا و حشيش آسيب شديدي به دستگاه تنفسي مي زند، زيرا تار موجود در آن، دو برابر قوي تر از تار موجود در سيگار معمولي است. هم جنين عوامل ايجاد كننده سرطان در تار موجود در حشيش خيلي بيش از سيگارهاي معمولي است. مطالعات و تحقيقات نشان مي دهد كه رشد طبيعي بك نوزاد به وسيله مصرف مرتب حشيش يا ماري جوانا به وسيله مادر، در دوران بارداري مي تواند به طور جدي آسيب ببيند. آزمايشات بر روي حيوانات نشان داد كه نوزادان حيوانات آزمايشگاهي كه در دوران بارداري تحت مصرف اين ماده قرار گرفته بودند، داراي برخي از ناهنجاريها و رفتار غير عادي بودند، در اثر مصرف مداوم وابستگي رواني و تحمل ايجاد مي شود، نشانه هاي ترك شامل اضطراب، عصبانيت، از دست دادن اشتها و بي خواب و بد خوابي است. روغــــن غليظ سبزه تيره يا قهوه اي مايـــــل به قرمز است كه از تصفيه حشيش با يك ماده محلل ارگانيك بدست مي آيد و معمولا آن را به توتون داخــــل سيگار ماليده و به صورت دود كردني مصرف مي شود. تي. اچ. سي. (T. H. C.) يك تركيب حلال در حشيش است و به طور خالص، يك تركيب شيميايي است. THC به ندرت در خيابان قابل دسترسي و خريد و فروش است و آنچه كه به نام THC فروخته مي شود، معمولا پي. سي. پي يا ال. اس. دي است. THC مخفف (Tetra Hydro Cannabinol) يكي از عناصر فعال شاهدانه است. THC يك ماده قوي توهم زاست، و اثرات شيميايي آن شباهتهايي به L. S. D. دارد كه عبارتند از تغييرات در رفتار، اختلال در حس زمان و حواس بينايي و شنوايي، از خود بي خود شدن. با اين همه شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد احتمالا اين دو دارو از طريق مكانيسم هاي بيوشيميايي مختلفي عمل مي كنند و اثرات آنها روي عملكرد مغز متفاوت است.     آيا تا بحال نام اکستاسي را شنيده ايد؟ آيا تا به حال در ميهمانيهائي موسوم به اکس پارتي شرکت کرده ايد؟ احتمالاً در بين دوستان شما کساني هستند که اسم اين ماده را شنيده اند يا آنرا مصرف کرده اند ؟! اکستاسي در قالب قرص هاي شادي بخش به طاعون خفتۀ عصر ما تبديل مي شود. ايدۀ ابتدائي نوشتار اين مطالب نگراني جمعي از دانشجويان پزشکي است که با توجه به شيوع مصرف اين ماده در بين جوانان بر آن شدند تا تحقيقي جامع در اين زمينه از بررسي عوارض مصرف تا بررسي ميزان مصرف انجام دهند. آنچه در اين نوشتار مشاهده مي کنيد نتيجۀ تحقيقات اين جمع است که به منظور اطلاع رساني عمومي خدمتتان عرضه مي شود. ● آيا مي دانيد در صورت دستگيري فرد مصرف کننده يا توزيع کننده قرصهاي اکس اين فرد به دادگاه انقلاب ارجاع مي شود و در اين موارد حکم تعزيري صادر مي شود ؟ قرص اكس اکستاسي چيست ؟ تركيب MDMA يا 3 و 4 متيلن دي اكسي مت امفتامين كه به نامهاي اكستاسي، اكستازي، XTC ، E (اي) ،X (اکس) هم معروف است. در ايران به نام قرص شادي هم شناخته مي‌شود. اين ماده در 1914 در آلمان به عنوان كم كننده اشتها مورد استفاده قرار گرفت كه به علت اثرات آن از رده مصرف خارج شد. در دهه 70 ميلادي اين دارو كاربرد مجدد يافت و در روان درماني براي كمك به بيان احساسات بيماران استفاده شد كه در 1984 با اثبات اثرات آن روي مغز حيوانات آزمايشگاهي، از رده خارج شد. در 1985 در آمريكا، مصرف آن ممنوع اعلام شد. در سالهاي اخير مصرف آن در آمريكا، در پارتي‌هاي شبانه موسوم به Raves به شدت افزايش يافته است كه باعث نگراني دولت امريكا شده است. در دوره زماني خاصي در اروپا، مصرف اين مواد انرژي زا و شادي‌بخش براي كاهش مصرف ساير مواد مخدر مثل هروئين تشويق شده است بطوري كه مصرف آن در اروپا در 1995 از 500 هزار قرص در سال به 30 ميليون قرص در دو سال بعد رسيده است. 2 درصد مردم امريكا حداقل يكبار اين تركيب را مصرف كرده‌اند. حداقل يازده و هفت دهم درصد دانش‌اموزان كلاس آخر دبيرستان در آمريكا يكبار “اكس” مصرف كرده‌اند مصرف اين قرصها در ايران به خصوص در يكسال اخير در پارتي‌هاي شبانه به شدت افزايش يافته است. جوانان تحصيل كرده و مرفه مصرفكنندگان اصلي اين داروها هستند. لازم است عموم مردم و پزشكان با اثرات سوء مصرف اين دارو آشنا شوند ميزان مراجعه به اورژانس‌ها در امريكا در اثر سوء مصرف اين دارو به شدت افزايش يافته است. (از 1143 مورد در 1998 به 4511 مورد در سال 2000) همچنانكه ذكر خواهد شد مشكل اصلي در مصرف اين مواد عوارض مزمن آن مي‌باشد. عوارض حاد مصرف بيشتر در مرتبه اول مصرف و در صورت تداخل با بعضي داروهاي ضدافسردگي پيش مي‌آيد. ترکيب شيميائي 3 , 4 MethylendioxyMethAmphetamine يا N, Alpha, DiMethyl 1,3 Benzodiazoxide 5 Ethamine با فرمول C11H15N2O که بنامهاي MDMA يا اکستاسي معروف است. اشکال رايج داروئي دارو در امريكا بصورت قرصهاي خوراكي و جويدني، كپسول و مواد تدخيني و تزريقي موجود است. قيمت هر قرص بين 10 تا 30 دلار است در ايران قيمت قرص بين 4 تا 20 هزار تومان (متوسط 10 هزار تومان) است كه با ماركهاي مرسدس بنز و ميستوبيشي، $ ، KO ، صليب، موجود است و به علت قابليت ساخت آن كه براحتي انجام مي‌شود در لابراتورهاي داخلي هم ساخته مي‌شود كه خطر وجود مواد اضافي در آن و عوارض آن است. هر قرص خوراكي حاوي 80 تا 160 ميليگرم MDMA است. پس از بلعيدن اثرات قرص پس از 20 تا 90 دقيقه بعد ظاهر شده و حدود 2 تا 3 ساعت اثرات آن در يك حد حفظ شده و بعد افت مي کند و از 3 تا 24 ساعت اثرات آن باقيست. اپيدميولوژي ميزان مصرف اين قرص‌ها در آمريكا به شدت ميان جوانان و نوجوانان در حال افزايش است طبق آخرين آمار تعداد كساني كه براي حداقل يكبار از اين ماده استفاده كرده‌اند بين دانش‌آموزان كلاس آخر دبيرستان در آمريکا از نه درصد به دوازده درصد افزايش يافته است. دو درصد از کل حمعيت ايالات متحده حداقل يکبار اکستاسي مصرف کرده اند. نحوۀ اثر در مغز آمين‌هاي مغز – بويژه نوراپي نفرين و سرتونين نوروترانسيمترهاي مسيرهايي هستند كه كارشان بروز خلق است. با توجه به فرضيه آميني، كاهش عملكرد اين آمين‌ها باعث افسردگي خواهد شد و افزايش فعاليت‌ آنها باعث بالا رفتن خلق مي‌شود. MDMA از طرقي كه ذكر خواهد شد باعث افزايش خلق و احساس نشاط مي‌شود. فرضيه تاثير MDMA (اکستاسي) بر مغز: 1 - افزايش آزادسازي سروتونين در سيناپس‌هاي مغزي       2 - بلوك بازجذب سروتونين 3 - افت ميزان سروتونين مغز         4 - اثرات غيرمستقيم بر ميزان دوپاين مغز عوارض پس از مصرف اكستاسي: ●● اثرات مثبت: ● افزايش شديد احساس خوب بودن در فرد   ● افزايش انرژي در فرد ● احساس تمايل براي ارتباط با ديگران و احساس تعلق و نزديكي به ديگران ● احساس عشق و سرخوشي   ● دست و دلبازي   ● افزايش هوشياري و درك موسيقي ● افزايش حسهاي بويايي و چشايي   ● احساس تجربيات و حالات روحي جديد در زندگي ● احساس روشنايي   ● تمايل براي آغوش گرفتن و بوسيدن ديگران ● به علت افزايش انرژي در افراد مصرف كنندگان تمايل براي فعاليت شديد و رقصهاي طولاني دارند. ● يك تجربه: الكساندر شوگيلين بيوشيميت آمريكايي كه براي اولين بار روي عوارض اين دارو كار مي‌كرد پس از يكبار مصرف اكستاسي مينويسد كوهي كه نزديك منزلم بود و هر روز آنرا مي‌ديدم پس از مصرف اكستاسي طوري به نظرم مي‌آمد كه دوست داشتم ساعتها آنرا تماشا كنم؟! ●● اثرات منفي: ● كاهش اشتها     ● تغييرات بينايي ● گشاد شدن مردمكها (ميدرياز) افراد مصرف كننده در محل‌هاي مصرف مثل پارتي‌ها با وجود كم بودن نور مجبور به استفاده از عينكهاي آفتابي در شب هستند كه علت آن تحريك‌پذيري با نور است. ● حركات غيرطبيعي چشم (نيستاگموس) ● توهم بينايي (هالوسيناسيون) ● افزايش ضربان قلب و فشار خون (تاكي‌كاردي و هيپرتانسيون) ● تغيير در نظم حفظ دماي بدن ● فك زدنهاي طولاني (افراد مصرف كننده براي جلوگيري از حالت قفل شدن فك مجبور به مصرف آدامس هستند، تا ساعتها پس از مصرف اين حالت فك زدنهاي غير طبيعي موجود است). ● لرزيدن، عصبي شدن، عدم تمايل براي استراحت ● تمايل شديد براي مصرف مجدد اين ماده پس از افت تاثير اوليه ●● اثرات منفي شديد: ● اثرات شديد احساسي، اختلال خواب، كابوسهاي شبانه حملات ناگهاني اضطراب (Panic Attack)، ديوانگي (Psychosis) ● انقباض شديد فك و پارگي زبان در اثر فك زدنهاي طولاني (Trisma){در صورت بروز اين حالت بايد از آمپول ديازپام و يا قرصهاي خوراکي آن استفاده کرد. ● عدم تمركز، فراموشي، اختلال در يادگيري (Confusion) ● افزايش دماي بدن و كاهش آب بدن (در پارتي‌هايي كه اين دارو مصرف مي‌شود افراد مجبور به مصرف آب فراوان و مكرر هستند و اين مساله خطرات خاص خود را به دنبال دارد). ● اختلال در مكانيسم نعوظ و نرسيدن به اوج لذت جنسي (ارگاسم) ● تهوع و استفراغ      ● كاهش سديم خون در اثر مصرف زياد مايعات (هيپوناترمي) ● سردرد و سرگيجه و تشنج    ● آنمي آپلاستيک (سرکوب شديد خونسازي مغز استخوان) ● افت شديد خلق در روزهاي پس از مصرف   ● خستگي و افسردگي شديد تا يك هفته پس از مصرف ● احتمال اعتياد جسمي كم است ولي احتمال اعتياد رواني بسيار زياد است. ● احتمال سميت كبدي   ● صدمه به اعصاب مغزي ● بزرگ شدن پستان در آقايان (ژنيكوماستي)    ● احتباس ادراري (Retension) ● تخريب عضلات مخطط (رابدوميوليز) که در نتيجۀ افزايش دماي بدن رخ مي دهد و مي تواند بعلت رسوب مواد حاصل از اين تخريب در کليه باعث آسيب به اين ارگان شود. ● ميزان بروز مرگ در اثر مصرف اكستاسي 2 در 100000 مصرف كننده است. ●● دختران جوان بعلت اثرات هورمونهاي جنسي زنانه، در صورت مصرف اكستاسي در معرض خطر بيشتري براي ابتلا به افت سديم خون و بدنبال آن تشنج هستند. (ميزان بروز SIADH در ارتباط با استروژن خون افزايش مي‌يابد). ●● موارد منع مصرف: با توجه به اثرات اكستاسي در افزايش فشار خون و تعداد نبض و با توجه به اينكه گروهي از مردم پاسخ و واكنش بيشتري نسبت به اين ماده نشان مي‌دهند افراد با سابقه فشار خون بالا، مشكلات قلبي (اختلالات ضربان قلب و…) يا افراد با سابقه سكته قلبي نبايد از اين ماده استفاده كنند. افراد با سابقه مشكل كبدي و كليوي نيز منع مصرف قطعي دارند. كساني كه از داروهاي ضد افسردگي مثل فنلزين، ترانيل سيپرومين و ضد افسردگي‌هايي مثل پروزاك و زولوفت (Zoloft) هم استفاده مي‌كنند به هيچ‌وجه نبايد از اكستاسي استفاده كننده موارد مرگ ناشي از مصرف همزمان اين داروها با اكستاسي گزارش شده است. علائم مسموميت با اكستاسي (مربوط به بالا رفتن بيش از حد غلظت دارو در خون) به شكل افزايش شديد ضربان قلب، فشارخون، خستگي، گرفتگي عضلاني يا حملات حاد ترس (Panic Attack) مي‌باشد. در صورت بروز علائم فوق شخص بايد فعاليت را كنار گذاشته، بنشيند و مايعات (آب و آب ميوه) به ميزان كافي مصرف كند. در صورت بروز علائم مثل تشنج، كاهش سطح هوشياري و … هرچه سريعتر به مراكز درماني مراجعه شود. در صورت مصرف همزمان قرص‌هاي اكستاسي با الكل عوارض ناشي از دهيدراتاسيون و كاهش آب بدن تشديد مي‌‌شود و در عين حال عوارض اكستاسي بر خلق كاهش مي‌يابد ●● نتايج آخرين تحقيقات: در يك بررسي انجام شده يا كمك اسكن(PET (Positron Emission Tomography كه روي 2 گروه 14 نفري از مصرف كنندگان اكستاسي (حداقل 3 هفته مصرف) كه هيچ داروي روان‌گردان ديگري مصرف نكرده‌اند و 15 نفر كه هيچ دارويي مصرف نمي‌كنند نشان داده شد كه ميزان سروتونين در مغز بشدت كاهش يافته است و سلولهاي عصبي حاوي سروتونين آسيب ديده‌اند. لازم به ذكر است كه افراد مورد مطالعه از لحاظ سن و تعداد زن و مرد مشابه بوده‌اند. ●●  در مقاله اي که در مجله نوروساينس در 15 ژوئن 1999 به چاپ رسيد، نتايج يك تحقيق بر روي ميمونها به چاپ رسيد. در بررسي اين ميمونها كه براي مدت 4 روز و روزي 2 بار قرص Ecstasy محلول در مايعي را مصرف كرده بودند و ميمونهاي كه فقط همين مايع را استفاده كرده بودند و پس از 7 سال كالبد شكافي شده بودند مشاهده شد كه تغييراتي در سلولهاي سروتونيني مغز ايجاد شده است كه در لوب فرونتال و نواحي مربوط به فكر كردن، ناحيه هيپوكامپ و نقاط عمقي مغز مربوط به حافظه بوده است. پس مشاهده مي‌شود كه مصرف اكستاسي در دراز مدت باعث ايجاد اختلال در قوه تفكر و حافظه و قابليت يادگيري در فرد مي‌شود. در تحقيقي ديگر مشاهده شد كه پس از مصرف دارو، ميزان سروتونين در مغز به ميزان بيست تا شصت درصد كاهش مي‌يابد و مشاهده شد كه اثرات مخرب مغزي غيرقابل بازگشت است و تغييراتي در نورونهاي دوپامينرژيك مشاهده شد. درمان اعتياد: شامل پرهيز از مصرف و حمايت رواني فرد مي‌باشد.از داروهاي ضد اضطراب و ضدافسردگي نيز استفاده مي‌شود. کوکائين و کراک چيستند؟ كوكايين، آلكالوئيد اصلي برگ كوكا است كه از برگهاي بوته اي به نام (Ergthroxglom Coca) بدست مي آيد، كه مركز اصلي رويش آن آمريكاي جنوبي است. كوكايين به عنوان ماده موثر در سالهاي 60- 1859 م. از برگ كوكا (تصوير 1) مجزا و استحصال شد. كراك را نيز از كوكايين تهيه و در اواخر تابستان و اوايل پاييز سال 1985 م. به بازار شهر نيويورك عرضه كردند. كراك خطرناكترين ماده اعتياد آوري است كه تا كنون به بازار آمده و به حدي وابستگي آور است كه يك بار مصرف آن، فرد را معتاد مي كند. از نظر طبقه بندي فارماكولوژي، محرك سيستم اعصاب مركزي است. كوكايين پودر سفيد نرم شفاف كريستالي با طعمي تلخ است كه اغلب با پودر تالك، يا ملين ها يا شكر مخلوط مي شود و معمولا به صورت استنشاق، تزريقي، خوراكي يا دود كردن و گاهي هم به طريق پاشيدن روي دستگاه تناسلي مصرف مي كنند. دود معمولي آن براي انفيه و استنشاق 30 تا 100 ميلي گرم است و 10 تا 25 ميلي گرم آن براي تزريق استفاده مي گردد. كوكايين بي حس كننده موضعي است و به ندرت براي برخي از اعمال جراحي استفاده مي شود. نامهاي خياباني آن Coke مخفف كلمه كوكايين (Cocaine)، Candy (شيريني) ، Nose (بيني) ،Snow (برف) ، Happy (خوشحال، خوشبخت) و Dust (مواد گردي، گرد و خاك) مي باشد.                                                         تصوير1- گياه کوکا استعمال كوكا قرنها است در كشورهاي هند، پرو و بوليوي معمول بوده، برگهاي رنگ كوكا را براي لذت و خوش بودن مي جوند، مردم اين كشورها براي قادر شدن به انجام كارهاي سخت و جدي و راه رفتن و تحمل گرسنگي و تشنگي از جويدن كوكا ياري مي گيرند. تا آنجا كه به تاريخچه كوكا مربوط مي شود، اين عادت در ميان ساكنان كوه هاي آند رايج بوده است. در تابوت هاي (Huacas) باستاني پرو، مجسمه هاي در حال استعمال كوكا كشف شده اند. روشن ترين علامتي كه بر چهره معتادان كوكا ديده مي شود فرو رفتگي گونه هاست كه در اثر مكيدن برگ كوكا به وجود مي آيد. پودر کوکائين                                                                                         کراک اثرات كوتاه مدت: اثرات كوتاه مدت آن مشابه آمفتامين است ولي با مدت زمان كوتاهتر، احساس افزايش انرژي، چابكي و سرخوشي زياد مي كند، از جمله اثرات آن پس از مصرف عبارت است از: افزايش ضربان قلب، نبض، تنفس، درجه حرارت بدن، فشار خون، گشادگي مردمك چشم، پريدگي رنگ، كاهش اشتها، تعرق شديد، تحريك و هيجان، بي قراري، لرزش به خصوص در دستها، توهمات شديد حسي، عدم هماهنگي حركات، اغتشاش دماغي، گيجي، درد پا، فشار قفسه سينه، تهوع، تيرگي بينايي، تب، اسپاسم عضله، تشنج و مرگ. در حالت قطع ماده نيز افسردگي شديد حادث مي شود. ناخالصي كوكايين خيابان اغلب موجب حساسيت و آلرژي شديد مي شود كه معمولا با آب ريزش بيني و بي خوابي شديد همراه است. در مسموميت حاد با كوكايين، فرد مصرف كننده دچار بي قراري و تشويش، هيجان، شوريدگي فكر و اختلال تنفسي مي گردد. ضربان، تنفس و فشار خون فرد افزايش مي يابد. اثرات دراز مدت: از جمله اثرات بلند مدت آن از دست دادن وزن بدن، يبوست، بي خواب، ضعف جنسي، دپرسيون تنفسي، اشكال در ادرار كردن، تهوع، كم خوني، رنگ پريدگي، تعرق شديد، دردهاي شكمي و اسهال، اختلالات در هضم و دستگاه گوارشي، سردرد، لرزش دست ها، لرزش و تشنج، پريدن عضلات و سفتي آنها، هپاتيت، آب ريزش دائمي بيني، ايجاد زخم، آماس و جوشهاي پوستي به خصوص اطراف مخاط گوش و بيني، زخم مخاط بيني (در مصرف به صورت انفيه)، اضطراب، بي قراري، تشنج پذيري شديد، سوء ظن، گيجي، اختلالات درك زمان و مكان، رفتار تهاجمي، تحريك پذيري شديد، افسردگي، پرخاشگري، تمايل به خود كشي، توهمات و اختلال در حواس (به خصوص بينايي، شنوايي، و لامسه)، افكار هذياني، و گاهي اشتهاي كاذب و سرانجام ناراحتي جدي دماغي و رواني به نام سايكوز و كوكايين. تحمل و ايجاد وابستگي كوكايين مشابه آمفتامين است وابستگي شديد رواني ايجاد مي كند كه اين وابستگي در عصاره كوكايين يعني كراك شديدتر مي باشد. در آزمايشاتي كه براي تحقيق پيرامون اثر كوكايين بر روي موش و ميمون انجام شده، پس از قطع مصرف آن، نشانه هاي ترك از جمله ضعف شديد، بد خوابي، افسردگي، تحريك پذيري، گرسنگي زياد ديده شده است. مصرف كننده، كراك را چه به طريق استنشاق يا پاشيدن روي توتون و ماري جوانا و چه از راه كشيدن با پيپ استعمال كند، ديگر نمي تواند از مصرف آن خودداري كند و بايد پي در پي آن را استعمال نمايد. خيلي سريع جذب ريه گشته و به مغز مي رسد و حالت تهاجمي به مصرف كننده دست داده، باعث بزرگ شدن قلب، افزايش فشار خون مي شود، به گونه اي شديدتر از كراك پديدار مي گردد. اصولا فردي كه كراك مصرف مي كند، ديگر بر خود تسلط ندارد و گويا خودي خود را گم كرده است.

طلاق و عوامل موثر بر آن

  اهداف پژوهش:

تحقيق مورد نظر طلاق و بررسي علل و عوامل مؤثر در امر طلاق است كه روي 30 نفر از افراد مطلقه در دادگاه شهيد بهشتي صورت گرفته است و اهداف اين پژوهش بررسي علل و عوامل مؤثر در امر طلاق و افزايش روز افزون آن در كشور ماست. 1- آيا سن افراد در ميزان تمايل آنها به طلاق مؤثر است؟ 2- آيا تحصيلات فرد درميزان طلاق مؤثر است؟ 3- آبا درآمد فرد در ميزان طلاق مؤثر است؟ 4- آيا وضعيت اقتصادي خانواده در امر طلاق مؤثر است؟ 5- آيا شاغل بودن زنان در امر طلاق تأثيري دارد؟ 6- آيا ميزان عاطفه در محيط خانوادگي در ايجاد انگيزه طلاق مؤثر است؟ 7- آيا عدم شناخت كافي در امر تأثيري دارد؟ 8- آيا ميزان تقوا و ايمان در امر طلاق مؤثر است؟ 9-  آيا عدم آشنايي قبل از ازدواج در امر طلاق مؤثر است؟فصل پنجم محدوديتهاي پژوهش در اين پژوهش من با محدوديتهايي رو به رو بودم كه چند مورد را بيان مي كنم: كمبود وقت: به علت عدم آگاهي به حجم كار اين پژوهش در اين ترم تحصيلي دچار كمبود وقت شديم و نتوانستيم با وجود زمان محدود حجم زياد كار را به صورت جامع تري ارائه دهيم. عدم همكاري دادگاه خانواده: براي پر كردن پرسش نامه ها به دادگاه خانواده شهيد بهشتي شعبه رضائيه مراجعه نموديم امام به اين دليل كه پرونده هاي خانوادگي در دادگاه غير علني رسيدگي مي شد از پذيرفتن و حضور ما در دادگاه جلوگيري به عمل آمد و خيلي از افراد مايل به پاسخگويي و بيان مسائل خانوادگي خود نبودند. پيشنهاد و كاربردهاي پژوهش: اين واحد درسي در چند مرحله انجام مي شود تا كيفيت كار بهبود يابد و بهتر شود به عنوان مثال مي توان اين واحد عملي را در دو ترم گذراند. دانشگاه بايد با اين ارگان ها و مراكز همكاري نمايد و اين فرصت را براي دانشجويان فراهم آورد كه در اين مراكز حضور يه عمل آورند و استفاده هاي لازم را در اين مراكز ببرند.   فصل سوم: تعريف جامعه آماري: جامعه آماري اين پژوهش بني زنان و مردان در سنين 14 تا 33 سال كه در طي 6 ماه دوم سال به دادگاه براي درخواست طلاق مراجعه نمودند. نمونه آماري و روش نمونه گيري: نمونه آماري اين پژوهش زنان و مرداني كه براي امر طلاق به دادگاه خانواده شعبه شهيد بهشتي مراجعه نمودند و جامعه آماري به تعداد 300 نفر نمونه گيري به صورت تصادفي ساده و به تعداد 30 نفر گزينش شد. روش و محاسبه حجم نمونه: طبق فرمول گرجسي و مورگان در برآورد حجم نمونه داريم:       طبق محاسبات حجم نمونه 300 نفر برآورد گرديد كه با مشورت استاد به 30 نفر به عنوان نمونه برگزيده شده. ابزار اندازه گيري در پژوهش: ابزار اين پژوهش مطالعات كتابخانه اي و اينترنتي پايان نامه پرسشنامه و روش پژوهشي پيمايشي مي باشد. طرح پژوهش و روش تجزيه و تحليل: طرح پژوهش پيمايشي و تجزيه و تحليل در اين تحقيق تحليلي مي باشد.   فرضيه ها 1- بيكار بودن مردان ميزان و درصد طلاق را بالا مي برد.  با توجه به جدول شماره 1 مشاهده مي شود كه 7/76% از افراد كه اقدام به جدايي نمودند بيكار بودند و مابقي شاغل بودند و به اين نتيجه مي رسيم كه فرضيه ي شماره 2 قابل قبول است. 2-  نزديكي شغل پدر و همسر به ميزان كاهش طلاق كمك مي كند. با توجه به جدول شماره 5 و 3 مشاهده مي شود كه 50% از افراد شغل پدرشان آزاد و 60% شغل همسرشان نيز آزاد بوده است و 40% افراد شغل پدرشان دولتي و شغل همسرشان نيز دولتي بوده است پس نتيجه مي گيريم فرضيه ي شماره 2 قابل قبول نيست. 3- فاصله زيادي اقتصادي بين خانواده ي قبلي فرد كه در آن زندگي مي كرده و خانواده ي كنوني فرد باعث تفاوت در سطح توقعات شده و مي تواند عامل مؤثري در امر طلاق باشد.  با توجه به جدول شماره 4 و 6 مشاهده مي شود كه 50% از افرادي كه درآمد پدرشان خوب بوده و 3/33% درآمد همسرشان خوب بوده  و از 7/16% از كساني كه درآمد پدرشان عالي بوده تنها 10% درآمد همسرشان عالي بوده و بنابراين فرضيه شماره 3 قابل قبول است. 4-ظاهر شدن مشكلات مالي باعث افزايش ميزان طلاق مي شود. با توجه به جدول شماره 7 مشاهده مي شود كه 6/36 % افراد به تأثير مشكلات مالي روي امر طلاق تأكيد مي كنند پس نتيجه مي گيريم فرضيه ي شماره ي 4 قابل قبول نيست. 5-شاغل بودن زنان در افزايش ميزان طلاق مؤثر است. با توجه به جدول شماره 8 مشاهده مي شود 4/60% افراد شاغل بودن زنان را عامل مؤثري در امر طلاق نمي دانند پس نتيجه مي گيريم فرضيه 5 قابل قبول نيست. 6-هر چه تحصيلات كمتر ميزان طلاق بيشتر. با توجه به جدول شماره 9 و 10 و 11 مشاهده مي شود كه 3/36% افراد تأثير عامل سن را نسبي دانسته اما تحصيلات زير ديپلم حدود درصد بالايي را در جدول هاي شماره 9 و 10 به خود اختصاص داده است كه به ترتيب تحصيلات افراد زير ديپلم 60/16 % تحصيلات همسران آنها كه زير ديپلم است 3/43 % را به خود اختصاص داده است. پس نتيجه مي گيريم كه فرضيه شماره 6 قابل قبول است. 7-عـدم تفـاهم زن و شوهر نسبت به ايفاي نقشها و وظايف خود و همسرشان ميزان طلاق را بالا مي برد. با توجه به جدول شماره 12 مشاهده مي شود كه 3/33% از پاسخگويان عدم تفاهم خودشان را نسبت به ايفاي نقشها و وظايف مربوط به امور خانواده را علت اين امر مي دانستند و 3/33% پاسخگويان هيچكدام از گزينه هاي ذكر شده علت امر طلاق خود نمي دانستند و اين نشان دهنده ي اين است كه عدم تفاهم زوجين نسبت به ايفاي نقشها عامل مؤثر در امر طلاق آنها نبوده است. به اين نتيجه مي رسيم كه فرضيه شماره 7 قابل قبول نيست. 8-عدم تأييد ازدواج توسط خانواده، خويشاوندان و دوستان باعث افزايش طلاق مي شود. با توجه به جدول شماره 13 مشاهده مي شود كه 7/76% از پاسخگويان با رضايت خانواده اقدام به ازدواج نموده وليكن اين امر درصد طلاق را در اين افراد كاهش نداده است و 7/16% از افراد بدون رضايت خانواده اقدام به ازدواج نموده اند پس به اين نتيجه مي رسيم كه فرضيه ي شماره 8 قابل قبول نيست. 9-كوتاه بودن مدت آشنايي قبل از ازدواج احتمال طلاق را بالا مي برد. با توجه به جدول شماره 14 مشاهده مي شود كه 7/26% از افراد هيچگونه آشنايي قبل از ازدواج نـداشتند و بقيه ي پاسخگويان آشنايي قبل از ازدواج داشته اند پس به اين نتيجه مي رسيم كه فرضيه ي شماره 9 قابل قبول نيست. 10-اگر آشنايي قبل از ازدواج با نظارت خانواده نباشد ميزان طلاق افزايش مي يابد. با توجه به جدول شماره 15 مشاهده مي شود كه 40% از پاسخگويان كه با نظارت خانواده ازدواج كردند اقدام به طلاق نموده اند و 60% از افراد كه خارج از نظارت خانواده ازدواج كردند اقدام به طلاق نمودند پس نتيجه مي گيريم فرضيه ي شماره 10 قابل قبول است. 11-هر چه ازدواج در سنين پايين تر در مناطق شهري بيشتر باشد ميزان طلاق بيشتر مي شود. با توجه به جدول شماره 16 و 17 مشاهده مي شود كه 6/56% از افراد كه در گروه هاي سني 19 تا 23 سال قرار داشتند اقدام به جدايي نمودند و همسران آنها نيز در همين گروه سني با آمار 7/46% قرار داشتند. پس مي توان نتيجه گرفت كه فرضيه شماره 11 قابل قبول است. 12-تقابل عقايد و ديدگاهها از نظر مذهبي نسبت به (نماز، روزه و مراسم آييني و ديني) ميزان طلاق را بالا مي برد. با توجه به جدول شماره 18 مشاهده مي شود كه 7/46% از افراد اعتقاد دارند كه تقابل ديدگاهها تأثير نسبي در امر افزايش طلاق دارد و همچنين 3/43% از افراد موافق با تأثير تقابل ديدگاهها با امر طلاق هستند پس يه اين نتيجه مي رسيم كه فرضيه ي شماره 12 قابل قبول است. بيان مسأله پژوهش: ازدواج يكي از اركان مهم بهبود نسل و به طور كلي تربيت انسانهاست، وسيله اي براي تحقق پاكدامني و زندگي شرافتمندانه زيرا زناشويي رابطه اي است كه طرفين را از بي بند و باري و روابط نامشروع باز مي دارد و از انحرافات اخلاقي و جنسي مصون مي دارد. با توجه به اين كه خانواده هسته ي اوليه تشكيل جامعه و تمدن كوچكي است كه با پيوند دو نفر شكل مي گيرد و اولين گام براي خروج از فرديت و خود محوري و حركت به سوي توجه به ديگران مي باشد طلاق مهمترين عامل از هم گسيختگي ساختار بنيادي ترين بخش جامعه يعني خانواده است و با بيان اين مسأله كه درصد طلاق در سال هاي اخير در جامعه ي ما افزايش پيدا كرده و اين عاملي شد براي گسترش انحـرافات اجـتماعي و نابسـاماني هاي موجود در جامعه به پايه و اساس جامعه آسيب مي رساند. اگر به بحث انتخاب درست در ازدواج و مشكلات اصلي موجود در خانواده ها توجه بيشتري شود و ارزش و قداست اين نهاد مهم اجتماعي به همگان شناسانده شود ديگر شاهد از هم پاشيدگي خانواده ها و نابهنجاري ها و نابساماني هاي ناشي از امر طلاق نخواهيم بود. اهميت و ضرورت يكي از مسائل پيچيده و ناراحت كننده فعلي كه توجه بسياري از جامعه شناسان خانواده و روانشناسان و متخصصين اين امر را به خود معطوف داشته موضوع طلاق است كه روز به روز در حال گسترش است و مخصوصاً در كشور اسلامي ايران كه دين اسلام طلاق را به عنوان يكي از منفورترين اعمال شمرده مي شود. بنابراين عقايد متفاوت و حتي متضادي درباره ي آن وجود دارد و در هر حال چون مقررات طلاق در ايران از حقوق فرنگي مقتبس نيست و طبقه اي كه خود را منورالفكر مي داند چاره همه دردها را ايجاد مؤسسات اجتماعي غرب مي انگارد، گرچه از آنها نيز به درستي مطلع نباشد در اين مورد هم مشتاق اقتباس مقرران فرنگي شده است. در ايران نيز مانند ديگر جهان طلاق سابقه اي طولاني دارد و مي توان گفت كه سابقه ي اين امر به تخستين روزهاي تشكيل خانواده و ايجاد جوامع انساني باز مي گردد اسلام بيش از هر آئيني براي حفظ خانواده ها از «تزلزل» اهميت فوق العاده قائل شده و راههاي مختلفي براي جلوگيري از توسعه ي آن پيشنهاد كرده، دستورهاي اكيدي براي تحقق آنها داده است. انسن ها بر اساس مصالح رابطه برقرار مي كنند و در تغيير آن نيز درنگ نمي نمايند. در چنين جامعه اي، ازدواج پيوندي مقدس نيست رابطه اي است مانند همه ي روابط ديگر اجتماعي و قطع آن نيز به سادگي صورت پذير است زماني كه جامعه اي طلاق را زشت نمي پندارد باز به يقين دربهاي خروجي خانواده را باز مي سازد. انسانها به سادگي پيوند زوجيت برقرار مي كنند و به سادگي نيز آن را قطع مي كنند. بسياري را عقيده بر اين است كه جامعه جديد صنعتي از نظر ساخت طلاق زا، است در چنين جامعه اي تحرك جغرافيايي به اوج خود مي رسد، ثبات روابط رو به كاستي مي گذارد و ارتباطات انساني آسيب پذير مي شود.   تعاريف و مفاهيم: تعريف ازدواج: ازدواج عملي است كه پيوند دو جنس مخالف را بر پايه ي روابط پاياي جنسي، موجب مي شود. بنابراين رابطه ي دو فرد از يك جنس چه به طور دائم و چه به طور موقت ازدواج خوانده مي شود. (باقر ساروخاني – 1381- ص 23) تعريف خانواده: از ديد ملك آيور از خانواده: خانواده گروهي است داراي روابط جنسي چنان پايا و مشخصي كه به توليد مثل و تربيت فرزندان منجر مي شود. (R.M.M acIver 1937.196) طلاق در لغت به معني رها شدن از عقد نكاح و مشخص كردن عقد نكاح بوده و پديده اي است قراردادي كه به زن و مرد امكان مي دهد تا تحت شرايطي پيوند زناشويي خود را گسيخته و از يكديگر جدا شوند. (هدايت الله ستوده- 1376- ص 1) طلاق در لغت جدا شدن زن از مرد، رها شدن از قيد نكاح رهائي از زناشويي است (فرهنگ عميد) و به بيان برخي رها شدن از قيد نكاح است (باقر ساروخاني – 1372- ص 15) مشكل: كار سخت و دشوار و درهم (عميد- 1371) افسردگي: بيماري است كه با علايمي مانند گريه و غم و اندوه همراه است و بيماران مبتلا به افسردگي شديد مي توانند به دليل قطع رابطه با محيط شرايطي براي بروز حادثه و نهايتاً مرگ بيمار را فراهم آورد. (شايان- مهر 1377) مطلق: طلاق دهنده (محقق داماد – 1374- ص 38) مطلقه: طلاق داده شده (محقق داماد- 1374- ص 38) اشهاد: حضور دو شاهد عادل در مجلس طلاق (محقق داماد- 1374- ص 38) صيغه طلاق: الفاظ و كلماتي كه دلالت بر جدايي كند مثل انت طلاقُ و يا معني فراق و جدايي دهد. عده: زمان خاصي است كه زن در خلال آن حق ازدواج با مرد ديگر را ندارد عده طلاق سه ماه و ده روز و عده وفات يا مفقودالاثر بودن شوهر 4 ماه و ده روز است. (رساله نوين- جلد 3- 1364) طلاق رجعي: آن است كه بعد از طلاق و قبل آن كه مدت عده سرآيد مرد بتواند بدون عقد به زن خود رجوع كند. طلاق بائن: طلاقي است كه مرد بعد از طلاق حق رجوع به زن خود بدون عقد مجدد را ندارد. طلاق خلع: به طلاقي گويند كه زن به شوهرش مايل نيست و با گرفتن مال يا بخشيدن كابين خود از شوهر مي خواهد تا او را طلاق بدهد. طلاق مبارات: آن است كه زن و شوهر از يكديگر بيزار شده اند و در نتيجه قرار مي گذارند كه زن قسمتي از مهر و كابين خود را به مرد ببخشد و طلاق بگيرد. (هدايت الله ستوده- 1376- ص 209) كابين و مهريه: مالي است كه مرد به زن به علت بستن عقد ازدواج به عنوان هديه مي دهد. چكيده مطالب: امروزه طلاق به عنوان يك معضل اجتماعي و خانوادگي و فردي مطرح است و طلاق داراي ابعاد چند گانه اي است همچون عوامل فردي و فرهنگي، اجتماعي، خانوادگي، اقتصادي و … كه در بروز طلاق  تأثير مي گذارد. تحقيقي را كه در پيش روي داريد بررسي علل و عوامل طلاق است و هدف آن بـررسي زنان و مـرداني است كه قصـد طلاق و جدايي دارند و يا طلاق گرفته و جدا شده اند.   جامعه آماري اين تحقيق: زنان و مرداني كه در 6 ماهه دوم سال دادخواست طلاق به شعبه شهيد بهشتي ارائه كرده بودند در گروه هاي سني 19 تا 23 سال بيشترين درصد را به خود اختصاص داده بودند. تحقيق حاضر با استفاده از ابزار مطالعات كتابخانه اي و مصاحبه و پرسشنامه و منابع اينترنتي و پايان نامه است و طرح پژوهش پيمايشي و تجزيه و تحليل اين تحقيق توصيفي است. در اين تحقيق به اين نتايج رسيديم كه ميزان طلاق در گروه هاي سني           بيشتر است و عواملي از قبيل تحصيلات، سن، تقابل ديدگاه ها، مشكلات مالي، نابرابري و شكاف فرهنگي بين زوجين و شغل پدر و عدم مشورت با خانواده و رضايت آنها و عدم مشورت زوجها با ديگران از عوامل مؤثر در امر طلاق بوده است و البه مسائل ديگري همچون شاغل بودن زنان و عدم توجه به نيازهاي خانواده و هزاران دليل ديگر كه فرصت و امكانات محدود ما امكان بررسي همه ي عوامل را به ما نمي داد در امر طلاق مؤثر است، در اين تحقيق متوجه شديم از علل و عوامل مؤثر و مهم در امر طلاق مي توان: 1- مسائل اقتصادي      2- ناسازگاري هاي جنسي زوجين 3- دخالت ديگران به ويژه خانواده 4- عدم علاقه و احتمالاً كراهت طرفين از يكديگر بعد از مدتي كه علت اصلي آن عدم شناخت و ناكافي بودن شناخت بوده است. 5- سوء ظن، عدم تمكين،‌عدم پايبندي به مذهب و اعتياد و زياده طلبي و زياده خواهي و ناآگاهي، ازدواج مجدد و بيكاري، نداشتن مسكن و هزاران دليل ديگر كه اين تحقيق گنجايش مطرح كردن همه ي اين مفصلات و امكان بررسي دقيق و آماري همه ي آنها را نداشته است. معرفي انواع متغيرهاي پژوهش متغير وابسته: طلاق در اين پژوهش متغير وابسته طلاق زوجين است. متغير مستقل: علل و عوامل مؤثر در طلاق از علل فردي و اجتماعي تشكيل مي شود و عبارتند از: علل فردي: سن، تحصيلات، درآمد فرد، عدم شناخت طرفين، شغل علل اجتماعي: خانواده، مذهب و ديدگاهها، عدم آگاهي فرضيه ها: 1- بيكار بودن مردان ميزان و درصد طلاق را بالا مي برد 2- نزديكي شغل پدر و همسر به ميزان كاهش طلاق كمك مي كند. 3- فاصله زياد اقتصادي بين خانواده ي قبلي فرد كه در آن زندگي مي كرده و خانواده كنوني فرد باعث تفاوت در سطح توقعات شده و مي تواند عامل مؤثري در امر طلاق باشد. 4- ظاهر شدن مشكلات مالي باعث افزايش ميزان طلاق مي شود. 5- شاغل بودن زنان در افزايش ميزان طلاق مؤثر است. 6- هر چه تحصيلات كمتر ميزان طلاق بيشتر 7- عدم تفاهم زن و شوهر نسبت به ايفاي نقش ها و وظايف خود و همسرشان ميزان طلاق را بالا مي برد. 8- عدم تأييد ازدواج توسط خانواده، خويشاوندان و دوستان باعث افزايش طلاق مي شود. 9- كوتاه بودن مدت آشنايي قبل از ازدواج احتمال طلاق را بالا مي برد 10-  اگر آشنايي قبل از ازدواج با نظارت خانواده نباشد ميزان طلاق كاهش مي يابد. 11-  هر چه ازدواج در سنين پايين تر در مناطق شهري بيشتر باشد ميزان طلاق بيشتر مي شود. 12-  تقابل عقايد و ديدگاه ها از نظر مذهبي نسبت به (نماز، روزه و مراسم آييني و ديني) ميزان طلاق را بالا مي برد.   جدول شماره 1  توزيع فراواني درصدي جنس   جنسيت فراواني درصد فراواني مرد 6 20% زن 24 80% جمع 30 100%     تفسير جدول شماره 1: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 20% از پاسخگويان جنس مرد و 80% از آنان جنس زن هستند.    جدول شماره 2  توزيع فراواني درصدي وضعيت اشتغال   اشتغال فراواني درصد فراواني شاغل 7 3/23% بيكار 23 7/76% جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 2: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 3/23% از پاسخگويان شاغل و 6/76% بيكار هستند.جدول شماره 3  توزيع فراواني درصدي شغل همسر   شغل همسر فراواني درصد فراواني آزاد 18 60% دولتي 12 40% جمع 30 100%     تفسير جدول شماره 3: هـمانطور كه در جـدول فـوق مـشاهده مي شـود 60% از افراد شغل همسرانشان آزاد و 40%‌دولتي مي باشد.جدول شماره 4  توزيع فراواني درصدي درآمد همسر   درآمد همسر فراواني درصد فراواني عالي 3 10% خوب 10 3/33% متوسط 12 40% ضعيف 2 7/6% بي جواب 3 10% جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 4: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 3/43 % از پاسخگويان درآمد همسرشان را خوب يا عالي بوده و 40% از افراد درآمد همسرشان معمولي و 7/6% از افراد ضعيف است و 10% به اين سؤال پاسخي نداده اند.   جدول شماره 5  توزيع فراواني درصدي وضعيت شغل پدر   شغل پدر فراواني درصد فراواني آزاد 15 50% دولتي 12 40% بي جواب 3 10% جمع 30 100%  تفسير جدول شماره 5: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 50% از پاسخگويان پدرشان داراي مشاغل آزاد و 40% از افراد داراي مشاغل دولتي مي باشد و 10% از افراد به اين سؤال جواب نداده اند.    جدول شماره 6  توزيع فراواني درصدي درآمد پدر   درآمد پدر فراواني درصد فراواني عالي 5 7/16% خوب 15 50% متوسط 9 30% ضعيف 1 3/3% جمع 30 100%     تفسير جدول شماره 6: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 7/66% از پاسخگويان درآمد پدرشان خوب يا عالي بوده و 30% از افراد متوسط و 3/3% ضعيف است.  جدول شماره 7  توزيع فراواني درصدي ميزان درآمد بر طلاق   ميزان درآمد فراواني درصد فراواني كاملاً موافقم 4 3/13% موافقم 7 3/23% متوسط 9 30% مخالفم 8 7/26% كاملاً مخالفم 2 7/6% جمع 30 100%     تفسير جدول شماره 7: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 6/36% از پاسخگويان موافق تأثير ميزان درآمد پايين بر طلاق مي دانند و 30% از افراد به طور نسبي آن را مؤثر مي دانند  4/33% از افراد با اين مسأله مخالف هستند.     جدول شماره 8  توزيع فراواني درصدي تأثير شاغل بودن زنان در امر طلاق   شاغل بودن زنان فراواني درصد فراواني كاملاً موافقم 1 4/3% موافقم 1 2/3% متوسط 10 33% مخالفم 18 4/60% كاملاً مخالفم - - جمع 30 100%  تفسير جدول شماره 8: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 6/9% از افراد پاسخگو شاغل بودن زنان را در امر طلاق مؤثر مي دانند و 33% از افراد اين امر را به طور نسبي مؤثر مي دانند و 4/60% از افراد با اين مسأله مخالفند.   جدول شماره 9  توزيع فراواني درصدي تحصيلات فرد   تحصيلات فرد فراواني درصد فراواني بيسواد - - ابتدايي 1 3/3% راهنمايي 4 3/13% ديپلم 6 20% تحصيلات عالي 19 3/63% جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 9: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 6/16% از افراد پاسخگو تحصيلاتشان در مقطع راهنمايي يا ابتدايي بوده است و 20% از افراد مقطع ديپلم بوده اند و 3/63% از افراد پاسخگو در هنگام طلاق تحصيلات عالي داشته اند.     جدول شماره 10  توزيع فراواني درصدي تحصيلات همسر   تحصيلات همسر فراواني درصد فراواني بيسواد - - ابتدايي - - راهنمايي 5 6/16% ديپلم 8 7/26% تحصيلات عالي 14 7/46% بي جواب 3 10% جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 10: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 3/43% از افراد تحصيلات همسرشان در هنگام طلاق ديپلم يا در سطح راهنمايي بوده و 7/46% از افراد پاسخگو تحصيلات عالي داشته اند و 10% از افراد به اين سؤال پاسخي ندادند. جدول شماره 11  توزيع فراواني درصدي تأثير تفاوت تحصيلات زوجين در امر طلاق     تفاوت تحصيلات فراواني درصد فراواني كاملاً موافقم 5 7/16% موافقم 9 30% متوسط 11 6/36% مخالفم 5 7/16% كاملاً مخالفم - - جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 11: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 7/46 % از افراد پاسخگو با تأثير تفاوت تحصيلات زوجين در امر طلاق موافق هستند و 6/36% از افراد اين مسأله را به طور نسبي مؤثر مي دانند و 7/16% از افراد تحصيلات زوجين را در امر طلاق مؤثر نمي دانند و مخالف هستند.   جدول شماره 12  توزيع فراواني درصدي تأثير عدم تفاهم نسبت به ايفاي نقشها   عدم تفاهم فراواني درصد فراواني كوتاهي در انجام نقشهاي همسر 5 7/16% عدم تفاهم ما نسبت به ايفاي وظايف 10 3/33% كوتاهي در انجام نقشها از جانب خودم - - هيچكدام 10 3/33% بي جواب 5 7/16% جمع 30 100% تفسير جدول شماره 12: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 7/16% از افراد پاسخگو كوتاهي در انجام نقشهاي همسر را در طلاق مؤثر و 3/33% از افراد عدم تفاهم نسبت به ايفاي وظايف را مؤثر مي دانند و 3/33% از افراد هيچكدام از اين دو مسأله بيان شده را مؤثر نمي دانند و 7/16% از افراد به اين سؤال پاسخي ندادند. جدول شماره 13  توزيع فراواني درصدي تأثير مخالفت والدين در امر ازدواج   تأثير والدين فراواني درصد فراواني بلي 5 7/16% خير 23 7/76% بي جواب 2 6/6% جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 13: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 7/16% از افراد مخالفت والدين يا يكي از خويشان درجه يك و نزديك را با ازدواج مؤثر در امر طلاق مي دانند و 7/76% از افراد پاسخگو با اين مسأله مخالف هستند و 6/6% از افراد به اين سؤال پاسخي ندادند.    جدول شماره 14  توزيع فراواني درصدي تأثير مدت آشنايي   مدت آشنايي فراواني درصد فراواني كمتر از 6 ماه 6 20% بين 6 ماه تا 1 سال 8 7/26% بين 1 تا 2 سال 2 6/6% بيش از 2 سال 6 20% هيچكدام 8 7/26% جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 14: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 20% از افراد پاسخگو در هنگام طلاق مدت آشناييشان كمتر از 6 ماه و 7/26% از افراد بين 6 ماه تا يك سال بوده و 6/6% از افراد بين 1 تا 2 سال و 20% از افراد بيش از 2 سال و 7/26% از افراد قبل از ازدواج هيچگونه آشنايي نداشتند.   جدول شماره 15  توزيع فراواني درصدي تأثير نظارت خانواده بر آشنايي افراد   نظارت خانواده فراواني درصد فراواني بلي 12 40% خير 18 60% جمع 30 100%     تفسير جدول شماره 15: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 40% از افراد پاسخگو با نظارت خانواده ها اقدام به ازدواج نموده اند و 60% از آنها بدون نظارت خانواده ها اقدام به ازدواج نموده اند كه منجر به طلاق شده است.جدول شماره 16  توزيع فراواني درصدي سن فرد   عامل سن فرد فراواني درصد فراواني 14 تا 18 سالگي 7 3/23% 19 تا 23 سال 17 6/56% 24 تا 28 سال 5 6/16% 29 سال به بالا 1 3/3% جمع 30 100% تفسير جدول شماره 16: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 3/23% از افراد هنگام طلاق بين 14 تا 18 سال و 6/56% از افراد بين 19 تا 23 سال و 6/16% از افراد 24 تا 28 سال مي باشند و 3/3% از افراد در هنگام طلاق 29 سال به بالا داشتند.  جدول شماره 17  توزيع فراواني درصدي سن همسر   سن همسر فراواني درصد فراواني 14 تا 18 سالگي 3 10% 19 تا 23 سال 14 7/46% 24 تا 28 سال 12 40% 29 سال به بالا 1 3/3% جمع 30 100%  تفسير جدول شماره 17: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 7/56% از افراد پاسخگو سن همسرشان در هنگام ازدواج 14 تا 23 سال بوده و 40% از افراد 24 تا 28 سال و 3/3% از افراد سن همسرشان در هنگام ازدواج 29 سال به بالا بوده است.  جدول شماره 18  توزيع فراواني درصدي تقابل ديدگاههاي   تقابل ديدگاه هاي فراواني درصد فراواني كاملاً موافقم 3 10% موافقم 10 3/33% متوسط 14 7/46% مخالفم 3 10% كاملاً مخالفم - - جمع 30 100%  تفسير جدول شماره 18: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 3/43% از افراد پاسخگو تقابل ديدگاه هاي مذهبي را عامل مؤثري در امر طلاق مي دانند و موافق هستند و 7/46 % از افراد آن را به طور نسبي مؤثر مي دانند و 10% از افراد پاسخگو مخالف با اين مسأله هستند. انگيزه هاي طلاق شايد مهمترين عاملي كه باعث افزايش ميزان طلاق در قرن بيستم شده است، پذيرش اجتماعي روز افزون وقوع طلاق است. اين تحمل فزاينده در نتيجه كاهش نگرش هاي منفي نسبت به طلاق در كشورهاي مختلف است. اگر چه طلاق همچنان به صورت يك امر نامطلوب و غير خوشايند به نظر مي رسد اما در بين بيشتر اخلاقيون ديگر گناهي غير قابل بخشش جلوه داده نمي شود. در ضمن، شرايط نامساعد ازدواج و تشكيل زندگي مشترك بر اساس موارد غير معقول و غير منطقي از آغاز طلاق «را در بطن خود دارد» كه به نحوي وقوع آن از همان ابتدا قابل پيش بيني است و حتي اگر به عللي زندگي زناشوئي تداوم يابد و به انحلال خانواده منجر نشود مصداق «سوختن و ساختن» را دربردارد. به طور كلي علل افزايش طلاق را مي توان به شرح زير خلاصه كرد: 1- ظاهر شدن تدريجي مشكلات مالي كه ممكن است قسمتي از آن هزينه هاي جشن و مراسم ازدواج باشد. 2-  عدم توافق اخلاقي و ناسازگاري هاي جنسي. 3- عدم علاقه و احتمالاً كراهت طرفين از همديگر، مثل ازدواج هاي فاميلي، مصلحتي و تحميلي كه به تدريج ظاهر مي شود. 4- دخالت ديگران به ويژه خانواده ها كه هر چند معمولاً نوعي مصلحت انديشي است، زيرا نسل مسنتر به دليل نگرش ها و ارزش هاي خود ناچار از راهنمايي نسل جوان تر است اما معمولاً برچسب هاي «مادر زن»، «مادر شوهر»، «پدر زن»، «پدر شوهر» و مانند آن اين راهنمايي ها را به لباس مبدل نشان مي دهد و مايه بخشش زن و شوهرهاي جوان مي شود كه گاه طلاق از پيامدهاي آن است. 5- سوء ظن، عدم تمكين، عدم پايبندي به مذهب، اعتياد، زياده طلبي و فزون خواهي، انتخاب نادرست اوليه، كمي سن ازدواج، ناآگاهي و بيسوادي، تفاوت فرهنگي، ازدواج مجدد، بيكاري، نداشتن مسكن، اختلاف در تعيين محل زندگي نيز ممكن است و در افزايش طلاق مؤثر مي باشد. عواقب و پيامدهاي ناشي از طلاق، به ويژه اثرات شديد رواني آن بر كودكان اين نكته را هشدار مي دهد كه ازدواج ها با بصيرت، شناسايي و آگاهي عميق تر از ويژگي هاي اخلاقي و رواني طرفين صورت مي گيرد. در غير اين صورت بايد ناظر جدايي و از هم گسيختگي خانواده يود. (هدايت الله ستوده- 1376- ص 212 و 213)

تنظیم خانواده

تنظيم خانواده 

1-    لزوم رعايت تنظيم خانواده را تشريح کنيد؟ الف) جمعيت و تأمين غذا ب ) رشد بي رويه جمعيت و نظام آموزشي ج ) رشد بي رويه جمعيت و نظام اقتصادي د ) رشد جمعيت و مسکن ه) رشد جمعيت و بهداشت و ) رشد جمعيت و محيط زيست ز ) رشد جمعيت و خدمات عمومي ح ) رشد جمعيت و مسؤوليتهاي اجتماعي بانوان 2- تنظيم خانواده را تعريف کنيد؟ فاصله گذاري مناسب بين بارداريها و کنترل تعداد فرزندان با استفاه از روشهاي پيشگيري از بارداري با توجه به امکانات اقتصادي، قدرت جسمي و رواني والدين را تنظيم خانواده گويند. 3- اهداف تنظيم خانواده را بنويسيد؟ 1. کاهش مرگ و مير مادران و نوزادان؛ کاهش معلوليت و ناتوانيهاي ناشي از حاملگيهاي ناخواسته 2. کاهش بيماريهاي مادر زادي با جلوگيري از زايمانهاي ديرهنگام 3. جلوگيري از حاملگيهاي ناخواسته و سقطهاي غيرقانوني 4. جلوگيري از سوء تغذيه مادران و کودکان با فاصله گذاري مناسب بين فرزندان 5. تأمين سلامت جسماني و رواني مادران 6. کمک به خانواده ها در جهت داشتن تعداد فرزندان دلخواه و متناسب با امکانات اقتصادي جسماني و رواني آنها. 4- روشهاي متداول پيشگيري از حاملگي را نام ببريد؟ 1. روشهاي مکانيکي شامل: الف) پوشش براي مرد (کاندوم) ب ) دستگاه داخل رحمي (IUD) 2. روشهاي شيميايي شامل: الف) قرصهاي خوراکي ضد بارداري ب ) هورمونهاي تزريقي ج ) کپسولهاي کاشتني 3. روشهاي جراحي شامل: الف) بستن لوله در مردان (وازکتومي) ب ) بستن لوله در زنان (توبکتومي) 5- مزاياي استفاده از قرصهاي ضد بارداري را بنويسيد؟ 1. مصرف قرصهاي پيشگيري از بارداري نه تنها منجر به سرطان نمي شود، بلکه از برخي انواع سرطان پيشگيري مي کند. 2. استفاده از قرصهاي ضد بارداري منجر به نازايي نمي شود بلکه پس از قطع مصرف قرص در ظرف چند ماه، قدرت باروري بازمي گردد. 3.استفاده از قرصهاي ضد بارداري منجر به تولد نوزادان ناهنجار نمي شود و اگر در زمان حاملگي مصرف نشده باشد نوزادان سالم متولد خواهند شد. 4. قرصها براي اينکه مؤثر واقع شوند بايد به طور مرتب و صحيح مورد استفاده قرار گيرند. هميشه زنان، از اين پس مردان! گروهي از زوج‌ها از لحاظ جنسي فعال و بارور هستند، ولي تمايلي به بچه‌دار شدن ندارند. اين گروه بايد از روش‌هاي مؤثر پيشگيري از بارداري استفاده كنند. تحقيقات نشان داده است كه اگر زوجين از هيچ‌گونه روش پيشگيري از بارداري استفاده نكنند، حدود 90 درصد زنان در طي مدت يك سال حامله مي‌شوند. در كشور ما نيز، با وجود دسترسي آسان به وسايل پيشگيري از بارداري، سالانه حدود 400 تا 500 هزار حاملگي ناخواسته اتفاق مي‌افتد كه به‌طور عمده ناشي از استفاده نكردن از وسايل پيشگيري از حاملگي است. در اينجا تمام كارها در امتداد خطي سبز1 انجام مي‌شود. خواه ناخواه توجهت به افراد حاضر جلب مي‌شود. مردان و زنان در كنار يكديگر خط سبز را دنبال مي‌كنند. صحبت‌هايي مي‌شنوي. آنها از مسائلي حرف مي‌زنند كه هرگز بيرون از اين خط نمي‌توان به آساني بيانشان كرد. ـ شما چند فرزند داريد؟ ـ يك پسر. ـ پس چرا وازكتومي؟ ـ من و همسرم دخترعمو، پسرعمو هستيم، متأسفانه پسر ما تالاسمي دارد. متخصصان توصيه كرده‌اند كه ديگر بچه‌دار نشويم. ما هم آمده‌ايم اينجا. پسر كوچك و رنگ پريده‌اي را مي‌بينم كه به گردن مادرش آويزان است. چشمان گودافتاده و جثة نحيفي دارد. او هم به خط سبز خيره شده است. ـ همسر من مدت‌ها بود كه قرص مي‌خورد. اما هر روز مشكل داشتيم. يا استفراغ مي‌كرد يا خوردن قرص فراموشش مي‌شد. از آي يو دي هم نمي‌توانست استفاده كند تا اين‌كه يكي از همسايه‌ها بخش وازكتومي اين مركز را به ما معرفي كرد. مردان و زنان زيادي اينجا هستند، جوان و پير. آنها آگاهانه تصميم مي‌گيرند روش مناسب‌تري را براي كنترل جمعيت خانوادة خود انتخاب كنند. شايد خط سبز بهترين مسير براي بسياري از اين زوج‌هاي آگاه باشد. اهميت تنظيم خانواده در ايران جمعيت دنيا در سال 1987 به پنج ميليارد نفر رسيد و تنها در طي 157 سال، پنج برابر جمعيت سال 1830 شد. در مقابل، جمعيت ايران فقط در مدت 50 سال (از سال 1320 تا 1370) از دوازده ميليون به شصت ميليون نفر رسيده است. اين افزايش سريع جمعيت، مشكلات و كمبودهاي روزافزوني را در ابعاد مختلف اقتصادي، فرهنگي و تربيتي به دنبال داشته و در آينده مواجهه با معضلات پيچيده‌تري پيش‌بيني مي‌شود. همچنين رشد سريع جمعيت باعث افزايش نابرابري ميان درآمد كشورهاي در حال توسعه و كشورهاي پيشرفته مي‌شود و پديدة مهاجرت را تشديد مي‌كند. آثار منفي افزايش مواليد و بعد خانوار، تنها محدود به خانواده نيست. افزايش بعد خانواده منجر به افزايش جمعيت جوانان، كاهش درآمد سرانه، تورم، بيكاري، نزول سطح آموزش و تخريب منابع محيط زيست خواهد شد. مطالعات انجام‌شده در ايران در سال 1371 نشان مي‌دهد كه در حدود 6/1 درصد از حاملگي‌ها در جمعيت شهري و 1/39 درصد در جمعيت روستايي كشور ما ناخواسته هستند. بررسي ديگري در شهر قزوين بيانگر آن بود كه از هر پنج نفر زن، يك نفر از هيچ وسيلة پيشگيري استفاده نمي‌كند. بر طبق آمار انجمن تنظيم خانوادة جمهوري اسلامي ايران، حاملگي‌هاي بدون برنامه و ناخواسته، در 16 درصد موارد، به سقط‌هاي عمدي منجر مي‌شوند. همچنين روزانه دست كم 80 زن به دليل سقط غيرقانوني جان خود را از دست مي‌دهند. به علاوه، نوزادان حاصل از حاملگي‌هاي ناخواسته غالباً نارس و كم وزن متولد مي‌شوند و دچار اختلالات جسمي و رواني‌اند. از سوي ديگر، زايمان‌هاي مكرر موجب تحليل قواي جسمي مادر مي‌شود و فاصلة زماني كافي براي ترميم ذخاير غذايي از دست رفته در بدن او فراهم نمي‌گردد. حاملگي‌هاي مكرر با فواصل كم، خطر مرگ و مير مادران را افزايش مي‌دهد. اين خطر، بخصوص پس از زايمان سوم، به شدت افزايش مي‌يابد. كدام روش بهترين است؟ دكتر مهدي صدق‌آذر، مربي ارشد كشوري وازكتومي بدون تيغ جراحي و سرپرست مركز آموزشي، بهداشتي و تحقيقاتي شهيد جعفري، مي‌گويد: «براي انتخاب روش پيشگيري از بارداري، هميشه زوجين بايد مشاورة خانوادگي بگيرند. زيرا روش مطلوب پيشگيري از بارداري براي زوج‌هاي مختلف، متفاوت است. هدف از مشاوره، انتخاب و استفادة صحيح از روش پيشگيري از بارداري در افراد مختلف متناسب با شرايط خاص آنان است. بدين منظور، قبل از پيشنهاد يك روش پيشگيري به هر فرد، بايد شرايط خاص وي، نياز او، وضعيت فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي‌اش در نظر گرفته شود. در مشاوره براي پيشنهاد يك يا چند روش پيشگيري از بارداري، بهتر است كه با زوج صحبت شود يا اگر با يكي از آنان صحبت شد، به او فرصت داده شود تا با همسر خود مشورت كند. قبل از شروع مشاوره، بايد نحوة عمل روش‌هاي جلوگيري، ميزان اثربخشي آنها، موارد منع مصرف، عوارض جانبي و نحوة برخورد با آنها و علائم خطري كه نياز به پيگيري دارند به تفصيل بيان شود.» ستاره مددي، كارشناس بهداشت و مسئول بخش تنظيم خانواده در يك پايگاه بهداشتي واقع در غرب تهران، نيز بر اهميت مشاوره قبل از انتخاب تأكيد مي‌كند و مي‌افزايد: «در مشاوره، به فرد آگاهي مي‌دهيم تا خودش شيوة مناسب را انتخاب كند و به دنبال دو هدف عمده هستيم: يكي اصلاح باورهاي غلط عاميانه و ديگري آشنا كردن مردم با عوارض و مشكلات وسايل پيشگيري. در پايگاه بهداشتي، با استفاده از پوسترهاي آموزشي، مزايا و معايب هر روش را به‌طور مجزا بيان مي‌كنيم. موفقيت زماني به دست مي‌آيد كه فرد بتواند به دلخواه شيوة مناسب براي خود را انتخاب كند. به داوطلباني كه روش مورد نظرشان به سلامت آنها لطمه مي‌زند روش ديگري پيشنهاد مي‌كنيم.» علي نيك‌دل، معلم دبيرستان پسرانه‌اي در تهران، به همراه همسر خود به پايگاه بهداشتي مراجعه كرده است. وي در صف انتظار عمل وازكتومي مي‌گويد: «ما دو بچه داريم و ديگر بچه نمي‌خواهيم. مشكل ما هزينة زندگي نيست، بلكه ديگر وقتي براي اختصاص دادن به بچة ديگري نداريم.» كبري امامي، خانه‌دار و ديپلمه، مشكل اصلي را تمايل مردان به داشتن فرزند بيشتر مي‌داند. وي در تأييد گفتة خود شرح مي‌دهد: «مردها، براي زياد كردن نسل خود، تا جايي كه مادر جان دارد بچه مي‌خواهند. مادر تا وقتي كه يائسه نشده، بايد به فكر بچه باشد.» مشاركت مردان در تنظيم خانواده يكي از عوامل مؤثر در موفقيت برنامه‌هاي تنظيم خانواده جلب مشاركت مردان است. مشاركت مردان در برنامه‌هاي تنظيم خانواده به معناي استفادة آنها از روش‌هاي مخصوص مردان نيست. اين مشاركت شامل درك درست مردان از محدوديت‌ها و نيازهايي است كه با استفاده از روش‌هاي پيشگيري از بارداري براي همسرانشان پيش مي‌آيد. دكتر صدق‌آذر زن و مرد را به يك ميزان مسئول جلوگيري از بارداري مي‌داند. وي معتقد است: «اگر عارضه‌اي در نتيجة استفاده از شيوه‌هاي جلوگيري از بارداري در يكي از زوجين مشاهده شود، همسر وي بايد از او حمايت كند. در نظام‌هاي تأمين بهداشت تنظيم ، به جنبة حمايتي مردان توجه بيشتري مي‌شود. در مجموع، مردان علاوه بر استفادة شخصي از روش پيشگيري، نقش‌هاي ديگري را نيز شامل مشورت با همسر در انتخاب و استفاده از يك روش، مشاركت در تعيين بعد خانوار و نيز حمايت از همسر در هنگام استفاده از وسايل پيشگيري برعهده دارند.» تنوع وسايل پيشگيري از بارداري براي زنان، محدود بودن روش‌هاي مخصوص مردان و وجود برخي نگرش‌هاي نادرست، كه تنظيم خانواده را تنها وظيفة زنان مي‌دانند، سبب شده تا مردان مشاركت كمتري در برنامه‌هاي تنظيم خانواده داشته باشند. بر طبق آمار اعلام‌شدة وزارت بهداشت در سال 1376، ميزان مشاركت مردان در استفاده از روش‌هاي تنظيم خانوادة مخصوص آنان 3/7 درصد از كل مردان واجد شرايط را شامل مي‌شود. دكتر صدق‌آذر مشاركت كم مردان را در برنامه‌هاي تنظيم خانواده ناشي از مسائل متعددي مي‌داند. وي معتقد است: «تأثير نگرش منفي افراد جامعه، تأثير برخورد منفي اعضاي خانواده ، ناآگاهي زنان از حقوقشان كه باعث مي‌شود تنها خود را مسئول پيشگيري از بارداري بدانند، كم‌رويي مردان براي مراجعه به مراكز بهداشتي و درماني و درخواست خدمات تنظيم خانواده ، رواج فرهنگ شفاهي بين مردان، غرور مردانه و باورهاي غلط فرهنگي و اعتقادي از جملة مشكلات مردان براي شركت در برنامه‌هاي تنظيم خانواده است. از لحاظ شغلي، عواملي همچون تطبيق نداشتن ساعت كار مراكز بهداشتي تنظيم خانواده با وقت آزاد مردان، مشغلة زياد مردان، اتلاف وقت آنان هنگام مراجعه به مراكز دولتي و محدود بودن خدمات مشاوره‌اي غيرحضوري را بايد در نظر گرفت.» وازكتومي چيست؟ دكتر سيدحبيب‌الله جعفري، جراح و متخصص بيماري‌هاي كليه و مجاري ادرار و عقيمي مردان، با ذكر اين نكته كه سابقة استفاده از روش وازكتومي به يك قرن پيش بازمي‌گردد، در معرفي اين روش مي‌گويد: «بيش از پنجاه سال تحقيقات گسترده‌اي دربارة وازكتومي صورت گرفت. از 1974 تا 1985، يعني به مدت يازده سال، عمل وازكتومي در ايالت سي‌چوان چين انجام شد و در سال 1985، انجمن جلوگيري داوطلبانه از بارداري از طريق جراحي، بي‌عارضه بودن اين روش را اعلام كرد و در سال 1986، وازكتومي به تمام نقاط دنيا معرفي شد. در اوايل ارديبهشت 1372 نيز پروفسور ليسون چان به ايران آمد و اين روش را به محافل علمي ما معرفي كرد.» سازمان بهداشت جهاني وازكتومي را به‌عنوان بهترين، مطمئن‌ترين و راحت‌ترين روش جراحي براي جلوگيري دائمي از باروري تأييد كرده است. وازكتومي را نخستين‌بار در ايران دكتر فريدون فروهري، مدير پلي‌كلينيك شهيد جعفري مركز بهداشت شرق تهران، انجام داد. وي كه پدر وازكتومي ايران شناخته شده است، شاگردان متعددي تربيت كرد و براي ترويج اين روش به تمام نقاط ايران فرستاد. به گفتة دكتر صدق‌آذر، سرپرست كنوني اين پلي‌كلينيك، از آن زمان تاكنون، 775 پزشك دوره‌هاي آموزشي وازكتومي را طي كرده‌اند و در نقاط مختلف كشور در حال خدمت هستند. وي شمار موارد موفق وازكتومي انجام‌شده در مركز مذكور را در حدود 29 هزار مورد ذكر مي‌كند. وازكتومي به دو روش انجام مي‌شود: روش قبلي يا كلاسيك كه جراحي با تيغ بوده است و روش جراحي بدون تيغ. دكتر جعفري در توضيح وازكتومي مي‌گويد: «وازكتومي عبارت است از قطع لولة مني‌بر در مرد كه با عمل جراحي ساده و مطمئني در مدتي كوتاه انجام مي‌شود. اين روش آسان‌ترين و مؤثرترين روش پيشگيري از بارداري است كه به‌تازگي با عملي بسيار ساده و بدون استفاده از تيغ جراحي صورت مي‌گيرد و نيازي به بخيه‌زدن ندارد.» وازكتومي براي چه افرادي مناسب است؟ دكتر صدق‌آذر استفاده از اين روش را توصيه مي‌كند براي افرادي كه: 1. مايلند روشي را انتخاب كنند كه با فعاليت جنسي آنها تداخلي نداشته باشد؛ 2. تصميم به بچه‌دار شدن مجدد ندارند؛ 3. به دلايل پزشكي نمي‌خواهند بچه‌دار شوند؛ 4. احتمال بروز بيماري‌هاي ژنتيكي در فرزند آنها وجود دارد؛ 5. وازكتومي را، به دليل سهولت و نداشتن عوارض، بر لولـه بستن همسرشان ترجيح مي‌دهند. وازكتومي چگونه از حاملگي جلوگيري مي‌كند؟ سلول‌هاي جنسي كه در بيضه ساخته مي‌شوند، از طريق لوله‌هاي مني‌بر راست و چپ، وارد مايع ‌مني مي‌شوند. در وازكتومي، اين دو لولـه را مسدود مي‌كنند و در نتيجه سلول‌هاي جنسي قادر به عبور نيستند. در وازكتومي بدون تيغ جراحي، كه با بي‌حسي موضعي انجام مي‌شود، شكاف كوچكي به طول 2 تا 3 ميلي‌متر بر روي پوست ايجاد مي‌كنند. سپس با وسايل مخصوصي لايه‌هاي سحطي را كنار مي‌زنند و از همين فضاي كوچك لولـه‌هاي مني‌بر را خارج مي‌سازند. پس از انجام عمل، كه بي‌نياز از بخيه است، محل را پانسمان مي‌كنند. سوراخ باقي‌مانده حداكثر ظرف 48 ساعت ترميم و محو مي‌شود. دكتر صدق‌آذر تأكيد مي‌كند: «داوطلب تنها زماني درد مختصري احساس مي‌كند كه مادة بي‌حس‌كننده به او تزريق مي‌شود و پس از تزريق، هيچ دردي احساس نخواهد كرد.» اين عمل، به‌طور متوسط، در مدت 10 الي 12 دقيقه خاتمه مي‌يابد. داوطلب بايد تا مدت 24 ساعت پس از عمل استراحت كند و از انجام دادن كارهاي سنگين تا يك هفته بپرهيزد. اما اگر كار روزمرة او سنگين نباشد، زودتر از اين مدت مي‌تواند به سر كار خود بازگردد. دكتر جعفري در مورد احتمال وقوع بارداري بلافاصله پس از انجام عمل وازكتومي هشدار مي‌دهد و مي‌گويد: «به علت باقي‌ماندن تعدادي از سلول‌هاي جنسي يا اسپرم در لولـه‌هاي تناسلي، خطر حاملگي بلافاصله پس از وازكتومي از ميان نمي‌رود. زوج‌ها بايد به مدت سه تا شش ماه از يك روش مطمئن ديگر پيشگيري از بارداري استفاده كنند. براي حصول اطمينان از حذف سلول‌هاي جنسي از ترشحات دستگاه تناسلي مرد، متقاضي بايد آزمايش شمارش اسپرم انجام دهد. اولين آزمايش دو ماه پس از عمل درخواست مي‌شود. البته براي حصول اطمينان كامل، تكرار آزمايش در چهار و شش ماه پس از عمل نيز ضروري است.» مزايا و معايب وازكتومي وازكتومي يك عمل جراحي ساده است، در حالي‌كه بستن لوله‌هاي زنان نياز به بيهوشي عمومي و دسترسي به حفرة شكم دارد. بنابراين، بستن لولـه‌هاي زنان يك عمل جراحي وسيع محسوب مي‌شود با كلية عوارض بيهوشي عمومي. به علاوه، حاملگي خارج رحمي مرگ‌آورترين عارضة بستن لوله‌ها در زنان محسوب مي‌شود. اما وازكتومي هيچ عارضة ناخواسته‌اي به همراه ندارد. برخلاف باور بسياري از افراد ناآگاه، اين روش نه‌تنها فعاليت جنسي را محدود نمي‌كند بلكه، با حفظ تمام مراحل طبيعي رابطة جنسي، قواي زوجين را افزايش نيز مي‌دهد. دكتر صدق‌آذر مي‌گويد: «افرادي هستند كه چند ماه پس از وازكتومي به مركز مراجعه و از افزايش قواي جنسي خود شكايت مي‌كنند. رفتارهاي جنسي از افكار و عواطف انسان‌ها تأثير مي‌پذيرند. ترس از حاملگي ناخواسته عامل سردمزاجي و بي‌ميلي در روابط زناشويي بسياري از زوج‌هاست. آنچه اهميت دارد اين است كه بايد براي عموم مرز ميان وازكتومي و اخته كردن مردان را روشن كرد. در اخته كردن، بيضه‌ها به‌طور كامل از بين مي‌روند و دو وظيفة طبيعي آنها، يعني توليد هورمون‌هاي جنسي مردانه و ساخت اسپرم، ديگر به انجام نمي‌رسد. با تخريب بيضه‌ها، خصوصيات ظاهري مردانه نيز همزمان با توقف توليد اسپرم از بين مي‌روند. اما در فرد وازكتومي شده، هورمون‌هاي مردانه از راه عروق به بدن مي‌رسد و بيضه سالم است. زوج‌هاي متقاضي وازكتومي بايد بدانند كه پس از اين عمل، مقدار مايع مني مرد همانند پيش از انجام وازكتومي است و از لحاظ خصوصيات ظاهري، يعني رنگ، بو و حجم آب نيز تغييري نخواهد كرد. در طي عمل وازكتومي، دستگاه ادراري آسيبي نخواهد ديد و احتمال ابتلا به سرطان پروستات در داوطلبان افزايش نخواهد يافت.» برخي از مردان پس از وازكتومي دچار ناراحتي و تورم محل عمل مي‌شوند. عده‌اي نيز ممكن است دچار خونريزي، كبودشدگي يا عفونت بشوند. اما به‌ندرت مسئلة جدي و مشكل‌سازي به‌وجود مي‌آيد. توصيه مي‌شود كه داوطلبان در صورت تب در چهار هفتة اول پس از عمل، بخصوص يك هفتة اول، خونريزي يا خروج چرك از محل زخم، درد و تورمي كه قطع نشود يا تصور باردار شدن همسر به پزشك مراجعه كنند. دكتر جعفري رعايت نكاتي را در بهبود سريع‌تر محل جراحي مفيد مي‌داند: «حداقل تا دو روز از بيضه‌بند استفاده شود. محل جراحي در حين جوش خوردن زخم به‌هيچ‌وجه دست‌كاري نشود. در صورتي كه وازكتومي به روش كلاسيك يا قديمي انجام شده است، بايد يك هفته پس از عمل براي كشيدن بخيه‌ها به مركز انجام وازكتومي مراجعه كرد. در روش وازكتومي بدون تيغ جراحي، نيازي به كشيدن بخيه نيست و متقاضي مي‌تواند سه روز بعد از عمل، پانسمان روي زخم را بردارد و پانسمان مجدد هم ضرورتي ندارد.» وازكتومي برگشت‌پذير است مصطفي كاشاني 37 ساله است و همسر و پسر بزرگش را در سانحة رانندگي از دست داده است. او كه به علت اشتغال در كارخانة نساجي قادر به نگهداري دختر كوچكش نيست قصد ازدواج دارد. وي متقاضي عمل بازگشت وازكتومي است. كاشاني در مورد علت درخواست خود چنين توضيح مي‌دهد: «اولين آرزوي هر زن جوان در ‌آغوش گرفتن فرزندش است. اگر اين زن حس مادري را تجربه نكند، هرگز دختر مرا متعلق به خود نخواهد دانست.» دكتر جعفري احتمال باروري دوباره را در چنين مواردي زياد مي‌داند. وي مي‌گويد: «دلايل مختلفي براي تقاضاي برگشت وازكتومي وجود دارد. ميزان بالاي طلاق، ازدواج‌هاي مكرر و مرگ همسر يا فرزند از شايع‌ترين اين علت‌ها هستند. بر طبق مطالعات انجام‌شده، در نهايت، 2 تا 6 درصد از مردان وازكتومي‌شده تقاضاي عمل برگشت را خواهند داشت. هشت سال پس از انجام عمل وازكتومي، احتمال موفقيت در عمل برگشت، يعني وجود مجدد اسپرم در مايع مني، 80 تا 90 درصد و ميزان وقوع بارداري 50 تا 60 درصد است. پيش از پيشرفت تكنيك‌هاي جراحي ميكروسكوپي، احتمال بارداري مجدد بين 15 تا 50 درصد بود. اما امروزه، با استفاده از جراحي ميكروسكوپي، اين احتمال افزايش قابل توجهي يافته است. شكست عمل برگشت به متغيرهاي مختلفي بستگي دارد، مانند وجود آنتي‌بادي ضد اسپرم و تنگي محل عبور. تجربة جراح نيز عامل بسيار مهمي در تعيين نتيجة عمل برگشت است.» در مراكز مشاوره، هرگاه زن يا شوهر تمايل خود را به بچه‌دار شدن در آينده ابراز كند يا ازدواج در شرايط مساعد و ثابتي صورت نگرفته و متزلزل باشد، استفاده از اين روش جلوگيري از بارداري پيشنهاد نمي‌شود. به‌طور كلي، انتخاب وازكتومي از جانب مراجعان به شرايط هر يك از آنها بستگي دارد. به همين دليل استانداردي براي سن و تعداد فرزند متقاضيان تعيين نمي‌شود. اما به شرايطي مانند داشتن حداقل دو فرزند و سن بالاتر از دو سال براي فرزند دوم در مراكز بهداشتي توجه مي‌شود. ممنوعيت انجام وازكتومي به اعتقاد دكتر صدق‌آذر، براي روش وازكتومي بدون تيغ جراحي، هيچ ممنوعيتي وجود ندارد. وي مراجعه‌كنندگان را به چهار گروه تقسيم مي‌كند: «گروه اول مشكلي را ذكر نمي‌كنند و به‌راحتي عمل وازكتومي مي‌شوند. گروه دوم در پروندة پزشكي خود سابقة جراحي دارند، مثلاً براي رفع يك نقص آناتوميكي كوچك. اين افراد را با احتياط وازكتومي مي‌كنيم. گروه سوم دچار عفونت يا يك بيماري مردانه هستند. در مورد اين گروه نيز، پس از درمان كامل، عمل وازكتومي با فاصلة زماني مناسب انجام مي‌شود. گروه چهارم به دليل ابتلا به يك بيماري زمينه‌اي بايد در بيمارستان مجهز و در اتاق عمل وازكتومي شوند. مبتلايان به بيماري هموفيلي در اين گروه طبقه‌بندي مي‌شوند.» جراحي ساده و بي‌خطر وازكتومي، در بسياري از كشورها، شيوه‌اي رايگان و مناسب براي تعداد زيادي از زوج‌هاي ميانسال است. تشخيص شرايط مناسب اقتصادي و خانوادگي براي بچه‌دار شدن و كسب آمادگي رواني ـ عاطفي لازم، تنها از عهدة دو شريك زندگي ساخته است. ترديدي نيست كه كودكانِ ناخواستة امروز مطرودان فرداي جامعة ما هستند حاشيه نشيني و تنظيم خانواده دكتر رضا رسولي[1] چكيده             جمعيت ايران طي چند دهه گذشته، رشد شتاباني داشته است، به طوري كه در طول كمتر از دو دهه به طور باور نكردني جمعيت ايران بيش از دو برابر شد. انفجار جمعيت در ايران همراه با مسائلي همچون افزايش سريع شهرها، افزايش فقر، مشكل مسكن و مهاجرت بي رويه روستاييان به شهرها بوده است.             يكي از پيامدهاي اصلي رشد جمعيت، مهاجرت روستاييان به شهرها و سكونت در حاشيه شهرها در نهايت حاشيه نشيني و زاغه نشيني است و راه اصلي مقابله با رشد بي رويه جمعيت اجراي برنامه هاي تنظيم خانواده مي باشد.             هدف اصلي اين مقاله بررسي رابطه بين حاشيه نشين و تنظيم خانواده است و از آنجا كه بعد از سرشماري سال 1365 و مشاهده رشد 9/3 درصد جمعيت توسط مسئولين، برنامه هاي تنظيم خانواده به اجرا درآمد ولي اين مساله در روستاها و مناطق حاشيه نشين كــه تفكر سنتي در مورد باروري داشتند (هنوز هــم در بعضــي مـناطق مشاهده مي شود) به سختي قابل پذيرش بود. بنابراين هنوز شاهد باروري بالا در ميان حاشيه نشينان هستيم كه دلايل اصلي اين پديده را مي توان در موارد زير حستجو كرد:  ترجيح جنسي: معمولاً فرزند پسر براي خانواده بيشتر قابل قبول است كه اين مساله مي تواند بر تعداد فرزندان خانواده ها بيفزايد.             احترام اجتماعي: معمولاً در مناطق حاشيه نشين مردان از احترام بيشتري برخوردارند ولي زماني كه زني حامله باشد به خاطر فرزندي كه مي خواهد به دنيا بياورد به او احترام مي گذارند، بنابراين زنان از اين مساله به خاطر احترامي كه برايشان در پي دارد استقبالمي كنند.             تأمين اجتماعي در دوران سالخوردگي نيز يكي ديگر از عوامل اصلي افزايش رشد جمعيت و عدم اجراي برنامه هاي تنظيم خانواده در بين خانواده هاي حاشيه نشين به خاطر مسائل اقتصادي مي باشد.             مرگ و مير فرزندان و پايين بودن سطح بهداشت باروري نيز از ديگر دلايل عدم استفاده از روش هاي تنظيم خانواده در بين حاشيه نشينان مي باشد.             از ديگر دلايل مي توان به رابطه بين تحصيلات و باروري اشاره كرد كه معمولاً با بالا رفتن تحصيلات، تعداد فرزندان كاهش مي يابد، ميزان تحصيلات زنان حاشيه نشين معمولاً در سطح پايين مي باشد، همچنين عدم دسترسي به مراكز بهداشتي نيز مي تواند از ديگر دلايل استفاده اندك از روش هاي جلوگيري از بارداري در ميان حاشيه نشينان باشد.             در مجموع، عوامل فوق الذكر باعث مي شود اجراي برنامه هاي تنظيم خانواده در حاشيه نشينان با استقبال كمي روبرو شود و در نتيجه باروري در سطح بالا قرار گيرد.   واژگان كليدي       انفجار جمعيت، افزايش شهرها، مشكل مسكن، مهاجرت روستائيان، مرگ و مير فرزندان   مقدمه جمعيت ايران در طي هشت دهه اخير افزايش يافته، كه در نتيجه آن مسائل و مشكلاتي از قبيل رشد سريع جمعيت شهري، افزايش فقر در شهرها، دسترسي ناكافي به مسكن و خدمات اصلي شهري، شكاف عظيم ميان طبقات اجتماعي، بيگانگي شهروندان از هم توأم با انبوه مهاجرت از مناطق روستايي به مناطق شهري و سكونت در حاشيه شهرها باعث گسترش و تشديد بي رويه شهرنشيني و نهايتا ايجاد زاغه و مسكن غيرقانوني و نارسايي امكانات اصلي شهري در شهرها شده است. طبق مندرجات نشريه جنبه هاي جمعيتي توسعه اجتماعي سازمان ملل متحد » Population aspects of social development«ايران طي سه دهه 60، 50، 40 ميلادي بدليل نرخ رشد 3 درصدي سالانه نيازمند حدود 6 در هزار جمعيت، ساخت و ساز مسكن بوده است در حاليكه طي مدت مذكور در حدود نصف اين تعداد (3/3 در هزار تا 6/3 در هزار) ساخته شده است بدين ترتيب تفاوت بارز بين عرضه و تقاضاي واحدهاي مسكوني موجب بروز مجموعه هاي نامتناسب در حاشيه شهرها گرديد كه حلبي آبادهاو حصيرآبادها نتيجه اين عدم توازن در توليد واحدهاي مسكوني بوده است. مهاجرت از مناطق روستايي به مناطق شهري در ايران تقريبا به صورت مهاجرت درجه اي (مهاجرت از روستا به شهرهاي كوچك يا متوسط و حومه شهرهاي بزرگ و سپس به مراكز شهري بزرگتر) بوده است. بدين طريق كه مهاجرين روستايي در اثر عوامل دافعه مناطق روستائي و جاذبه مناطق شهري به شهرها و سپس شهرهاي بزرگتر و قطب هاي صنعتي و اقتصادي مهاجرت مي نمايند. در نتيجه شهرنشيني به سرعت گسترش مي يابد. نتايج سرشماري هاي انجام يافته در ايران نشان مي دهد كه در سال 1335 جمعيت شهري 4/31 درصد، در سال 1345 به ميزان 7/38 درصد، در سال 1355 به ميزان 47 درصد، در سال 1365 به ميزان 3/54 درصد و در سال 1375 به ميزان 65/61 درصد بوده است. نتايج سرشماري هاي فوق نشانگر آن است كه در طي 40 سال اخير نسبت جمعيت شهري ايران در مقايسه با سال 1335 به طور كلي وارونه شده است. با توجه به هم ارز نبودن حدود تاثير عوامل گوناگون در افزايش جمعيت و گسترش شهرنشيني  مشاهدات علمي حاكي است كه در مناطق شهري به ويژه در شهرهاي بزرگ حاشيه نشينان نقش بسزايي در افزايش جمعيت و مسائل و مشكلات شهري دارند. به عنوان مثال خانم هما آقا در تحقيقي تحت عنوان بررسي باروري در ايران،[2] و رابطه آن با شاخص هاي جمعيتي، اقتصادي و اجتماعي نتيجه گرفت كه مهاجرت روستاييان به شهرها باعث شده كه مناطق شهري ايران نيز از ميزان نسبتاً بالاي باروري برخوردار باشد. به عبارتي ديگر بالا بودن باروري در شهرها پيش از آنكه به خانواده هاي شهري مربوط شود در ارتباط با مهاجرين روستايي است. از طرفي ديگر مهاجرين روستايي به دليل پايين بودن درآمد در شهرها و گراني قيمت زمين حاشيه نشيني را در شهرها گسترش مي دهند. لذا در مقاله سعي شده كه به برخي مسائل و مشكلات تنظيم خانواده در مناطق حاشيه نشين با تاكيد بر برخي متغيرهاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي پرداخته شود.   تعريف مفاهيم حاشيه نشين: شامل تمام كساني است كه در محدوده فضايي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي شهر حضور و سكونت دارند ولي نحوه اسكان ومعيشت آنها از جامعه شهري كاملاً متمايز است و در نتيجه با جامعه  شهري هماهنگ نشده اند. تنظيم خانواده: عبارت از روشهايي است كه به افراد يا زوجها كمك مي كند تا از طريق بكارگيري آنها از حاملگي هاي ناخواسته جلوگيري كنند و فرزندان را در زمان دلخواه بدنيا آورند و فاصله بين حاملگي را تنظيم كنند و تعداد فرزندان خود را به دلخواه تعيين نمايند. باروري طبيعي: عبارت از تعداد فرزنداني است كه زنان در طول دوران بارداريشان به طور بالقوه بتوانند بدنيا بياورند.   ترجيح جنسي  تولد پسر در ايران، بويژه در مناطق روستايي، به دليل تأثير و تأثر خانواده از فرهنگ سنتي، نسبــــت به فرزند دختر مرجح است. نتايج طرح زاد و ولد اجرا شد ه توسط سازمان ثبت احوال كشور نشان داد كه تمايل به داشتن فرزند بيشتر در بين مادراني كه تمام فرزندانشان دختر بوده 92 درصد بوده است در حاليكه اين نسبت در بين مادران داراي فرزند پسر به هفتاد درصد پاسخگويان ذيربط تقليل يافته است. جالب توجه است اگر اضافه كنيم كه طبق نتايج همين بررسي تمايل به داشتن فرزند بيشتر در بين مادراني كه داراي 4 فرزند پسر   بوده اند به 9/22 درصد آنها بالغ شده است در حاليكه در بين مادران داراي 4 فرزند دختر اين رقم 3/49 درصد بالغ شده است و نشان ميدهد كه حدود نصف اين گروه از زنان به اميد داشتن فرزند پسر عليرغم داشتن 4 فرزند باز هم مايل به بچه دار شدن و حاملگي بوده اند. اين بررسي نشان داد كه در عمق گرايش خانواده ها تحسين و رضايت از تولد فرزند پسر وجود دارد. با افزايش شهرنشيني شدت اين امر هر چند كاهش يافته ولي هنوز هم تفاوت هايي قانوني، عملي و نظائر اين ها چون ارث، ديه، گواهي، شهادت و هويت فرزند پسر از مزاياي بيشتري برخوردار است. اين تفاوت هاي اجتماعي به تقويت مباني ترجيح جنسيت در انتخاب فرزند كمك مي كند. بديهي است درمواردي كه والدين داراي فرزند دختر باشند تمايل به افزايش حاملگي وجود خواهد داشت همچنين هنگاميكه افزايش تعداد فرزندان پسر موجب مباهات است اين پديده تقويت مي شود.    احترام اجتماعي  همچنانكه گفته شد عليرغم تلاش ها و مساعي قابل توجهي كه براي حقوق زن و ارتقاء آن به سطح مرد در كشور صورت گرفته است، هنوز هم عدم تعادل بين زن و مرد وجود دارد. اما در مناطق حاشيه نشين به دليل تاثيرپذيري اكثر خانواده ها از مرد سالاري، زنان در هنگام بارداري بطور سنتي از نوعي احترام اجتماعي اطرافيان برخوردار مي باشند آيا اين وضعيت خود مشوق افزايش حاملگي است؟   تامين اجتماعي در دوران سالخوردگي  در مناطق حاشيه نشين به دليل فقر اقتصادي و پايين بودن آگاهي خانواده ها از مشكلات افزايش جمعيت، خانواده ها گرايش و تمايل زيادي به كثرت اولاد به عنوان پشتوانه مالــــي در هنگام پيري والدين و به اصطلاح عصاي دست دوران پيري دارند تا بدينوسيله زمينه تامين اجتماعي دوران سالخوردگي را بزعم خود فراهم آورده باشند. بر اساس نتايج آمار سالمندان[3] هنوز هم بخش قابل ملاحظه اي از مردم كشور فاقد پوشش تامين ايام سالخوردگي هستند (بيش از 47 درصد). اين در حاليست كه برخورداري از مزاياي فعلي تامين ايام سالخوردگي هم در سطحي نيست كه موجب بي نيازي سالمند از تكيه بر اعضاء جوانتر خانواده باشد. نسبت مذكور قطعاً تغيير كرده است ولي بطور حتم باز هم تعداد افراد محروم از حمايت هاي اجتماعي قابل توجه است.   مرگ و مير و حاشيه نشيني در مناطق حاشيه نشين عوامل گوناگوني از قبيل جاري بودن فاضلاب در سطح زمين، بهداشتي نبودن توالت و عدم استفاده از صابون، رطوبت شديد خانه ها، پايين بودن سطح بهداشت، تغذيه نامناسب مادران و كودكان، ازدواج هاي فاميلي، عدم رعايت نكات بهداشتي در دوران بارداري باعث مي گردد كه نسبت مرگ و مير كودكان در قياس با مناطق ديگر بيشتر باشد و مادران براي خنثي كردن اثر عوامل فوق اسلحه بارداري را برگزيده اند تا جاي مرگ و مير كودكان را با زاد و ولد بيشتر پر نمايند. تحقيقات انجام شده به نوعي موارد فوق را تاييد مي نمايد. به عنوان مثال خانم هما آقا در تحقيق خود به اين نتيجه دست يافت كه بالا بودن مرگ و مير در مناطق شهري كه داراي خصوصيات و ساختار روستايي هستند خود عامل موثري براي افزايش بارداري مي باشد چه عدم اطمينان به زنده ماندن بچه ها سبب ميشود كه خانواده ها طالب فرزندان بيشتر به علت مرگ و مير كودكان باشند.   تحصيلات و باروري در مناطق حاشيه نشين به دليل اينكه اكثر زنان از سطح سواد پايين تري نسبت به زنان ساير مناطق شهري برخوردار هستند، لذا پايين بودن آگاهي و دانش نقش مؤثري در افزايش بارداري و مرگ و مير كودكان دارد. از طرفي ديگر در اين مناطق بدليل پايين بودن سطح آگاهي، تنظيم خانواده از شيوع و تداوم برنامه ريزي شده برخوردار نيست، در مقابل زنان تحصيل كرده به صورت انديشيده شده و عقلاني به امر تنظيم خانواده توجه مي كنند. و همين وضعيت موجب بروز تفاوت در سطح باروري آنها مي گردد. جهت بررسي وجود همبستگي بين افزايش سطح تحصيلات مادران و كاهش تعداد فرزندان او ضريب همبستگي بين اين دو متغير در سه مقطع بين سالهاي 1370 و 1373 و 1380 محاسبه گرديد آمار سالهاي 1370 و 1373 به ترتيب  از نتايج طرح زاد و ولد و طرح باروري سازمان ثبت احوال كشور و آمار سال 1380 از نتايج طرح اندازه گيري رشد جمعيت مركز آمار ايران اخذ گرديد. جدول شماره 1: ميانگين تعداد فرزند برحسب سطح سواد مادر در آمارگيري مختلف تحصيلات مادر ميانگين تعداد فرزندان زنده كل كشور ـ 1370 كل كشور ـ 1373 كل كشور ـ 1380 استان تهران ـ 1370 بي سواد (0) 2/5 7/4 4/5 4/4 چهارم ابتدايي (4) 8/3 4/3 ـ 4/3 پنجم ابتدايي (5) 8/2 5/2 8/2 3/2 سيكل (8) 3/2 2/2 0/2 ½ ديپلم (12) 2/1 9/1 6/1 7/1 بالاتر از ديپلم (14) 8/1 7/1 5/1 6/1 ضريب همبستگي 922/0- 919/0- 932/0- 918/0-    در جدول شماره 1 تفاوت ميانگين تعداد فرزندان بر حسب رده تحصيلي مادر در سال 1370 تهران برآورد شده است. مرور اين جدول و نمودارهاي مربوطه (نمودارهاي شماره 1 تا 4) به وضوح وجود ارتباط بين تحصيلات و كاهش تعداد فرزند را نشان مي دهد.   (نمودار شماره 1 تا 4) آزمون وجود همبستگي بين اين دو متغير در مقاطع ياد شده همبستگي منفي بين تحصيلات و تعداد فرزندان را نشان داد كه به ترتيب زير بوده است.     نام طرح آماري   دستگاه مجري   سال اجرا ضريب همبستگي طرح زاد و ولد كل كشور سازمان ثبت احوال كشور 1370 7/91     طرح آمارگيري از خصوصيات اجتماعي خانوارها   سازمان ثبت احوال كشور   1373   0/92 طرح زاد و ولد كل كشور  مركز آمار ايران 1380 2/93 طرح زاد وولد كل كشور تهران سازمان ثبت احوال كشور 1370 9/91   همچنين آزمون T انجام شده در هر مورد معني دار بودن همبستگي را تائيد نمود. اگر مناطقي چون، شهريار، دماوند، ساوجبلاغ و ورامين و نظائر اين ها را در رده مناطق حاشيه اي تهران بزرگ و محل رسوب اصلي حاشيه نشينان در نظر گيريم بر اساس نتايج طرح زاد و ولد سال 1370 سازمان ثبت احوال ميانگين تعداد فرزندان در شهرستان شهريار فعلي يا همان عليشاه و عوض (ال شهباز) قبلي به حدود 43 درصد بالغ مي گردد. به عبارت ديگر زنان شهرياري در مقايسه با زنان تهراني 43 درصد زاد و ولد بيشتر دارند اين در حاليست كه خود تهران نيز يك جامعه همگن محسوب نميشود و سطح باروري در مناطق حاشيه اي آن مانند مناطق 18 و 20 بالاتر از مناطق 1 و 2 است.   عدم دسترسي به مراكز بهداشتي و تنظيم خانواده در مناطق حاشيه نشين به دليل اينكه مناطق حاشيه نشين در شهرهاي بزرگ معمولاً بر روي تپه ها، زمين هاي باتلاقي و نامناسب، ارزان قيمت، كه از لحاظ سكونت انساني مناسب نيستند گسترش يافته اند و همچنين به دليل محقر بودن منازل حاشيه نشينان و قرار گرفتن بر روي تپه، امكان ارائه خدمات آموزشي و بهداشتي بطور عام و تنظيم خانواده را بطور اخص با مشكلاتي مواجه نموده است. از طرفي ديگر در پاره اي موارد زنان حاشيه نشين به دليل محدوديت هاي خانوادگي و حاكميت مردان در خانواده ها، دسترسي زنان را به اين مراكز، تا حدودي با مشكل مواجه نموده است.  همچنين به دليل تفاوت فرهنگي كه بين زنان حاشيه نشين و كاركنان و بهورزان بهداشتي وجود دارد در پاره اي موارد پذيرش وسايل و روشهاي جلوگيري از بارداري در اين مناطق به كندي صورت مي گيرد. در اين مناطق اكثر زنان از قرص استفاده مي نمايند و استفاده از وسايلي مانند بستن لوله زن (توبكتومي) در حد پايين مي باشد.   فاصله گذاري بين مواليد در جمعيت شناسي و مبحث مربوط به جمعيت هر چقدر فاصله بين مواليد طولاني تر باشد تعداد اولاد در خانواده كمتر خواهد بود، در نهايت جامعه با افزايش جمعيت و مشكلات ناشي از آن روبرو نخواهد شد. در مناطق حاشيه اي شهرها بدليل تبعيت از زاد و ولد سنتي فاصله حاملگي ها  كوتاه مي باشد. اين وضعيت در مواردي حتي به فواصل شش ماهه تقليل مي يابد كه در اصطلاح عوام به آن حاملگي شير به شير گفته مي شود بدين معني كه مادر قبل از اينكه فرصت اتمام دوره شيردهي به يك فرزند را پيدا كند حامله ميشود در اين قبيل حاملگي ها بحث تنظيم خانواده بهيچ وجه مطرح نمي شود و زنان از تمام پتانسيل طبيعي باروري خود استفاده مي كنند. پيامدهاي منفي اين رويه  براي مادر و فرزند واضح است و در مواردي تا حد بروز خطر مرگ براي يكي يا هر دو آنها تشديد ميشود، اغلب اين قبيل مادران دچار كم خوني مزمن هستند و خانواده كلاً منكر دخالت و برنامه ريزي خود در تنظيم تعداد عائله است.   آشنايي با وسايل و روشهاي جلوگيري از بارداري در مناطق حاشيه نشين كه غالباً از مهاجرين روستايي تشكيل ميشود، زنان شناخت و آگاهي خود را نسبت به وسايل و روشهاي جلوگيري از بارداري را در وهله اول از طريق همسايگان و خويشاوندان نزديك كسب مي كنند. بر اساس نتايج طرح زاد و ولد از مجموع 19969 فقره زن مشمول نمونه گيري در جامعه روستائي حدود 7714 نفر كه به 6/38 درصد آنها بالغ مي گردد، كه با هيچ يك از روش هاي پيش گيري آشنائي نداشته اند. در ساير موارد نيز اين امر باعث مي شود كه در پاره اي موارد زنان نسبت به وسايل و روشهاي جلوگيري از بارداري شناخت ناقص داشته باشند و شناخت ناقص باعث مي شود كه زنان اين مناطق در صورت بروز يك عارضه خاص ناشي از استفاده از يك وسيله معين پيش گيري از باروري،  از وسايل ديگر استفاده نكند و در نتيجه بارداري زنان در اين مناطق بيشتر مي باشد.   نتيجه گيري مناطق حاشيه نشين در شهرها هر چند كه به صورت بي رويه، كنترل و سازماندهي نشده بوجود آمده است ولي از ديد اجتماعي ضروري است كه با شناخت مسايل و مشكلات حاشيه نشينان به طور عام و كنترل و تنظيم خانواده به طور خاص راه حل اساسي در ارتباط با رفع نيازهاي بهداشتي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي اين قشر عظيم كه بصورت بيمارگونه در شهرها بوجود آمده است جستجو و اعمال گردد. تا ضمن رفع مسايل و مشكلات فردي و خانوادگي به حل مسايل و مشكلات شهري هم تا حدودي مساعدت شود. از طرفي ديگر امروزه هر چند مسئولين به امر تنظيم خانواده دقت و توجه خاصي دارند، اما درمناطق حاشيه نشين به دلايل ساختار فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي هنوز سطح باروري زنان در مقايسه با ساير زنان شهري از ميزان بالاتري برخوردار مي باشد كه اين امر در بلند مدت در گسترش حاشيه نشيني و افزايش مشكلات شهري نقش موثري خواهد داشت. با توجه به موارد فوق ضروري است كه در صورت لزوم جهت حل مشكلات اجرايي تنظيم خانواده در اين مناطق از زنان با تجربه در وهله اول استفاده نمود و ديگر اينكه با كاهش دادن فاصله طبقاتي بين حاشيه نشينان و ساير طبقات شهري از لحاظ اقتصادي، و فرهنگي، اجتماعي بتوان گام موثري در زمينه جذب حاشيه نشينان در جامعه شهري برداشته شود.   پيشنهادات 1ـ تلاش مستمر براي تغيير نگرش والدين نسبت به فرزند دختر از طريق بالا بردن آگاهي و شناخت والدين و كاهش اهميت فرزند پسر در محيط هاي اجتماعي و خانوادگي 2ـ برقراري تساوي و برابري حقوق زن و مرد و حمايت  اساسي و منطقي، قانوني از حقوق زنان 3ـ فعال نمودن خدمات سازمان هاي رفاهي چون سازمان تامين اجتماعي، بهزيستي و كميته امداد امام خميني (ره) براي حمايت از سالمندان و كاهش نقش احتمالي فرزند در برقراري تامين واقعي 4ـ ارائه جدي خدمات شهري و فعال نمودن نقش شهرداري ها در ساماندهي مناطق حاشيه نشين 5ـ فعال نمودن مراكز بهداشتي نسبت به بالا بردن آگاهي حاشيه نشينان به مضرات جاري بودن آب فاضلاب در سطح زمين و انجام اقدامات اساسي براي فاضلاب كشي در مناطق حاشيه نشين. و افزايش تلاش شهرداري ها و سازمان هاي آب وفاضلاب جهت گردآوري و تصفيه فاضلاب. 6ـ آگاه نمودن زنان از طريق رسانه هاي جمعي و بهورزان و كاركنان بهداشت و تنظيم خانواده به اينكه فاصله كوتاه بين حاملگي و بارداري، سلامت كودكان و مادران را به خطر مي اندازد. 7ـ بالا بردن آگاهي  خانواده ها  در مورد خطرات ازدواج و بارداري در سنين زير 18 سال 8ـ شناخت بيشتر عوامل موثر بر باروري (نظير تحصيلات) و استفاده از آن ها در تنظيم خانواده  

مقاله ای درخصوص لزوم رعایت حجاب

 

 آیا طرز لباس پوشیدن باعث پیشرفت می شود ؟

رابطه لباس و فرهنگ آن قدر قوی است که ما یک فرد خارجی و یک فرد ایرانی را از سبک لباس پوشیدنشان تشخیص می دهیم و آن فرد با لباسی که بر تن دارد می گوید:
من کیستم و از کجا آمده ام و به کدام فرهنگ تعلق دارم
کمی به لباس ایرانیان از جمله روستائیان عشایر و طوایف مختلف آنها از جمله کردها  لرها  بختیاری ها و قشقائی ها و  الالخصوص لباس زنان آنان  دقت کنید .لباس هائی که کاملا دور مانده از فرهنگ غربی بوده اند .با کمی دقت در نوع لباس این افراد می فهمیم که یک نقطه اشتراک در تمام این لباس ها به چشم می خورد و آنهم بلند بودن و گشاد بودن و در اکثر جاها ساده بودن است.حتی اگر به پوشش مردم ایران و خیلی از کشورها قبل از ورود اسلام هم بنگریم می بینیم که لباس های آنان بلند و گشاد بوده است .

حال نگاهی می اندازیم به کشورهای اروپائی و آمریکائی و نوع لباس آنان . به نظر شما چه می بینیم ؟نقطه اشتراک در لباس این جوامع چیست؟تنگ و چسبان و کوتاه بودن مثل :
جوراب کوتاه ،مانتوی کوتاه ،روسری کوتاه ،شال کوتاه ،شلوار کوتاه ،بلوز کوتاه و غیره.

براستی علت چیست؟
چرا کشور هائی که تحت تاثیر فرهنگ غرب قرار نگرفته اندنقطه اشتراک آنان گشادی و بلندی و سادگی است، اما کشورهائی که تحت تاثیر فرهنگ غرب قرار گرفته اندنقطه اشتراکشان تنگی و کوتاهی است ؟از خیلی از این افراد که این سوال پرسیده می شود می گویند:

 همان طور که غرب پیشتاز در پیشرفت و تکنولوژِی هست در این مورد هم غرب پیشتاز بوده و کشورهائی که لباس بلند و گشاد می پوشند از فرهنگ و تکنولوژی عقب مانده اند.آیا این سخن درست است که شرقیانی که لباس بلند و گشاد تولید می کنند نمی توانند لباس کوتاه و تنگ تولید کنند ؟ آیا این کار سخت تر است ؟  آیا فکرشان نمیرسید ؟آیا درست است تنگی و کوتاهی را نشانه پیشرفت و تکنولوژی دانست ؟

علت را باید در جای دیگر بررسی کرد.

 

اعتراض فمينيست ها به اظهارات اوباما در باره حجاب

 فمينيست هاي فرانسوي با اشاره به سخنراني باراک اوباما رييس جمهور آمريکا در مصر در خصوص روابط جديد با دنياي اسلام، سخنان وي در باره حجاب را به شدت محکوم کردند

بر اساس اين گزارش، اوباما در سخناني در قاهره با اشاره به برقراري روابط جديد با دنياي اسلام اظهار داشت: کشورهاي غربي نبايد زنان مسلمان را به پوشيدن لباس خاصي ملزم کنند چرا که در غير اينصورت اين امر نشان دهنده وجود نابرابري در جامعه خواهدبود.

اين در حالي است که اظهارات روز گذشته اوباما در رسانه هاي جهان بازتاب گسترده اي داشت و واکنشهاي متفاوتي را موجب شد. در عين حال اين سخنان خشم برخي محافل غربي از جمله فمينيست ها  و بسياري از گروه هاي فعال زنان را به همراه داشت. 

گفتني است براساس قانون اساسي فرانسه داشتن حجاب و نشانه يا پوششي که نمايانگر وابستگي مذهبي باشد در مراکز آموزشي ممنوع بوده و فمينيست هاي فرانسوي نيز با حمايت از اين قانون، حجاب را به عنوان ابزاري براي فشار بر زن تلقي مي کنند.

دختر جوان و پوشش

اسلام تنها دینی است که اهمییت و احترام زیادی به بانوان میگذارد من هم میخواهم به چند نکته اشاره کنم.

دخـتـران جـوان اگـر بـه سعادت خویش علاقه مند باشند باید از خودآرایی و خودنمایی در برابر مردان نامحرم خودداری کنند.

به تجربه , دیده شده که دختران ناآگاه و ضعیف النفس بیشتر به خودآرایی و خودنمایی می پردازند و سعی دارند که ظاهری دلفریب از خود نشان دهند و از توجه به شخصیت واقعی و باطنی خود و کمالات روحی غفلت ورزند.

غفلت از یاد خدا و ورود به گناه کم کم زمینه را برای انحطاط و ابتذال آنها فراهم می سازد.

حـجـاب ارزشـی اسـت که رعایت آن به دختر, پاکی و سلامتی می بخشد, او را همچون گوهری درون صدف از شر آفتها, وسوسه ها و آلودگیهامصون نگاه می دارد و به خدا نزدیک می گرداند.

کسانی که به بی حجابی و بدحجابی دست می زنند, اکثرا نمی اندیشند و تعقل نمی کنند و تنها آلت دست وسوسه های نفسانی خود قرارمی گیرند.

خودنمایی و خودآرایی در صحنه اجتماع به شخصیت عفیف زن لطمه وارد می سازد.

بـا وقـار بـودن دخـتـر و رعایت نمودن حریم بین محرم و نامحرم به او اصالت می بخشد و او را در دیدگان همه قابل تعظیم و احترام می گرداند.

حجاب در واقع , مصونیتی است برای دختر جوان که او را از فروریختن شخصیت , نجات می بخشد و از طرفی پسران جوان را از خطر انحراف باز می دارد.

در جـوامـعـی کـه بـی حـجابی را ترویج می کنند, دختران بازیچه دست قدرتهای استعمارگران می شوند, بطوری که از استواری شخصیت و تقدس وعفتی که شایسته یک دختر پاکدامن و عفیف است تهی می شوند.

تـجربه نشان داده است که مراعات حجاب در میان دختران موجب حراست و سلامت روحی و نیز موفقیت آنان در زندگی آینده است .

عـفـت و حیا در زندگی انسان به قدری اهمیت دارد که پیامبررمی فرمایند: الحیا هو الدین کله , حیا تمام دین است .

وامام صادق (ع ) می فرمایند: لا ایمان لمن لا حیا له , کسی که حیاندارد, ایمان ندارد.

استفاده از لباسهای تنگ و عریان نمودن بخشی از بدن و در معرض دید نامحرم قرار دادن , علاوه بر مضرات بهداشتی آن , عفت و حیای دختر راخدشه دار می سازد و مقدمات دوری از مبدا آفرینش را فراهم می آورد.

دخـتـر جـوان بـا رعایت حجاب , خود را به خدا نزدیک می کند, زیرا به کمک آن , امنیت و آرامش می یابد و افراد هرزه و لاابالی و منحرف را ازنگاههای آلوده محروم می سازد.

دخـتـرعفیف و پاکدامن , فطرتا از این که به دیده شهوت آلود و هوس انگیز به او نگریسته شود در رنج و ناراحتی است و اگر دختری این خصوصیت و حالت را نداشته باشد و حاضر باشد که بخشی از مـوی خـودرا نـامـحـرم بـبـیـنـدو هـمـچـنین از آن که مورد بهره برداری چشمهای آلوده و هوس انگیزقرار گیرد, رنج و نفرتی احساس نکند, باید بداند که از فطرت سالم خود فاصله گرفته اسـت و با آلودگی نگاههای بیگانه , خو پیدا کرده و به سراشیبی سقوط و فساد نزدیک گردیده و ارزشهای انسانی را از دست داده است .

از طـرفـی دخـتری که حریم حجاب را رعایت کند و خود را از دسترس نامحرمان دور نگاه دارد, همچون گوهری با ارزش در درون صدف , ارزش و احترام خود را در نزد همگان افزایش داده و از ابتذال در امان مانده است .

پـسـران جوان نیز هر چند لاابالی و بی بندوبار باشند, باز در عمق روح خود برای دخترانی , ارزش قـائلند که در دسترس و پیش پا افتاده و بی بندوبارو بزک کرده نباشند و در درون خود این گونه دختران را می ستایند.

عـفـت و حیا از خصوصیات فطری آدمی است , چرا که نظام آفرینش برای پاسداری و نگهداری از ایـن گـوهـر گـرانبها و ارزشمند و همچنین برای حفظ مقام و موقعیت زن , زیبایی اش را در این می بیند که او, همچون گوهری قیمتی درون صدفی از هر گرد و غبار و آفات و آلایشی و به دور ازدسـتـرس این و آن باشد, چرا که شئ قیمتی را معمولا دور از دسترس همگان در یک جای امن نگهداری می کنند, ولی وسائل کم ارزش همیشه جلو دست و پا است .

بـیـشـتـر بـانوان به تجربه دریافته اند: زمانی که زن از درون این صدف قیمتی خارج شده , لطمه بـزرگی به شخصیت والای خویش و جامعه وارد ساخته و همواره در اجتماع , موجب سؤ استفاده مردان پست و هرزه و نیز مایه لعن و طعن و تحقیر اکثر مردم واقع شده اند.

دختری که زیور خود را تنها در کانون گرم خانواده بپوشد ودر بیرون از خانه و اجتماع با متانت و وقـار و پـوشـیـدگـی ظاهر شود, هم در بین اعضای خانواده عزیز و گرامی است و هم در چشم دیگران ارزشمند.

اگـر دخـتـری پـا را از حـریـم عـفـت و حـجاب بیرون بگذارد نه تنها اولین ضربه را به زندگی خـانـوادگـی خود فرود آورده , بلکه گناه بزرگی را مرتکب شده است و نسل جوان پسر را که در آیـنـده بـه حـال خـود و اجـتماع مفید خواهند بود, در معرض تباهی و سقوط قرار داده است و با انحراف آنان , ضربه ای مهلک به آینده جامعه خود خواهد زد.

تـجـربه های تاریخی گذشته به ما نشان داده که دشمنان ملتها هرگاه که خواسته اند نسلی را از درون تـهی کنند و سرمایه کشوری را غارت نمایند وذخیره ها و گنجینه های آن کشور را به یغما ببرند, از این راه وارد شده اند.

وقـتـی رضاخان توسط انگلیس بر ایران مسلط شد, یکی از ماموریتهایش این بود که کشف حجاب کند.

آتاترک هم که عامل بیگانه در ترکیه بود همین سیاست را در پیش گرفت .

در الجزایر نیز به همین حیله متوسل شدند.

البته باید هوشیار بود که در هر زمان , شکل این توطئه فرق می کند.

در این زمان ممکن است از طریق زور و قلدری وارد نشوند, بلکه با حیله ها و فریفتن نسل نو, تحت عـنـوان تجدد و تمدن و علم و عناوین ظاهرفریب دیگر, کاری کنند که نسل جوان با رضا و رغبت پذیرای این بدحجابی شود .

سارکوزي سخنان اوباما را در مورد آزادي حجاب اسلامي تاييد کرد    

پايگاه اطلاع رساني روزنامه "لو موند" نوشت، نيکلا سارکوزي رييس جمهوري فرانسه اعلام کرد که با اظهارات باراک اوباما همتاي آمريکايي خود در خصوص آزادي حجاب اسلامي، موافق است.

لوموند روز يکشنبه در گزارشي به قلم "آرنود لوپارمانتيه" افزود: اوباما در سخنان خود در مورد اسلام در "الازهر" مصر، اعلام کرده بود: "مهم است که کشورهاي غربي مثلا با ديکته کردن نوع لباسي که مسلمانان بايد بپوشند، از پرداختن آنان به امور ديني شان همانطور که مي خواهند، جلوگيري مي کنند."

گزارشگر لو موند اين اظهارات را حمله به قوانين برخي از کشورهاي اروپايي و بخصوص قانون سال 2004 فرانسه مبني بر ممنوعيت داشتن روسري (حجاب اسلامي) در مدارس دولتي فرانسه، خواند.

بر پايه اين گزارش، سارکوزي با بيان وجود دو محدوديت براي داشتن حجاب اسلامي با توجه به "لائيک" بودن دولت فرانسه، ادعا کرد: "در فرانسه يک دختر جوان مي تواند در صورت تمايل حجاب داشته باشد، اما دو محدوديت وجود دارد: نخست آنکه در بخش دولتي کارمندان نبايد نشانه مشهودي از دين خود بهمراه داشته باشند و ديگر آنکه داشتن حجاب بايد خواست و انتخاب خود دختران جوان باشد و توسط خانواده و اطرافيان به آنان تحميل نشده باشد."

سارکوزي همچنين با اشاره به "احترام گذاشتن به زنان در فرانسه"، افزود در زماني که وزارت کشور فرانسه را در اختيار داشته است، اقدامات زيادي انجام داده تا مسلمانان بتوانند دين خود را مانند همه اديان ديگر، حفظ کنند."

وي همچنين تاکيد کرد: "روشن است که رييس جمهوري موافق داشتن حجاب در مدارس نيست، چرا که قانون آن را تحميل مي کند."

برپايه اين گزارش، سارکوزي سخنان اوباما را در "قاهره" قابل توجه خواند و افزود: " زماني طولاني منتظر بوديم که آمريکا بعنوان نخستين قدرت جهان، به مسئوليت هاي خود براي جلوگيري از برخورد فرهنگها ميان غرب و شرق، عمل کند."

اوباما همچنين در تشريح اهداف خود در سخنراني در قاهره، آن را "تلاشي براي گشايش راه گفتگو ميان کشورهاي مسلمان و کشورهاي غيرمسلمان" خواند و افزود: " نبايد 2 هنجار متفاوت در مورد آزادي بيان مذهبي در کشورهاي مسلمان و کشورهاي غيرمسلمان داشته باشيم."

منبع:www.Irna.ir

حجاب هویتی ملی

در ميان اقوام و تمدن‏هاي عهد كهن، پوشش زن ايراني در مقايسه با پوشش تمدن‏هاي ديگر، كامل‏تر بوده است. از اين‏رو، در هيچ كتيبه و نقش برجسته‏اي نمي‏توان زن ايراني را حتي با سر برهنه مشاهده كرد. روت ترنر در كتاب تاريخ لباس، به پرده‏نشين بودن زن ايراني در عهد باستان چنين اشاره مي‏كند:

از زنان (ايرانيان باستان) شما اندكي تنديس به جاي مانده است؛ زيرا زنان در زندگي اجتماعي شركت چنداني نداشتند.

ماريا برسيوس نيز به پوشش كامل زن ايراني در نقش‏هاي برجسته دوران هخامنشي چنين اشاره مي‏كند:

يك سوزن دوزي كشف شده در پهنه هخامنشي كه چهار زن را در دو طرف عودسوزي نشان مي‏دهد، بسيار چشم‏گير است. اين ديوار آويز كه در گوري مدفون در زير يخ در پازيريك پيدا شده، متعلق به دوره هخامنشي شناخته شده و تاريخ آن قرن چهارم قبل از ميلاد است (رودنكو 1970: 296 و 1977 P.Iو منير 1960) همين، در هر يك از چهار گوشه تصوير شده است. زنان لباس بلند و تزيين شده به تن دارند. هر چهار زن توري به سر دارند كه از پشت سر آويزان است. دو زني كه نزديك‏تر به عودسوز ايستاده‏اند، تاج بر سر دارند.

در كتاب تاريخ پوشاك ايرانيان از ابتداي اسلام تا حمله مغول به استفاده زن ايراني از پوششي در دوره اشكانيان و ساسانيان اشاره شده است:

لباس زنان در دوران ساساني را عموماً پيراهني يك‏دست و بلند و پرچين تشكيل مي‏داد كه گاهي آن را با نواري در زير سينه يا كمي پايين‏تر جمع مي‏كردند و مي‏بستند. گاهي نيز قسمت انتهاي دامن را به وسيله پارچه‏اي اضافي وپرچين پرچين‏تر مي‏دوختند. هر دو اين پيراهن‏ها آستين‏هاي بلند تا مچ دست‏ها و يقه‏اي گرد و ساده داشتند... هم‏چنين زنان ساساني از نوعي چادر استفاده مي‏كردند كه در دوران قبل از آن نيز استفاده مي‏شد.

متون كهن و اشعار راويان ايرانيان باستان هم از پرده‏نشيني و پوشش كامل زن ايراني حكايت دارند تا آن‏جا كه فردوستي در خصوص زنان دربار پادشاهي مي‏گويد:

همه دخت شاهان پوشيده روي

كسي كو نيامد ز پرده به كوي

پسر هست و پوشيده رويان بسي

چنين خسته و بسته هر كسي

با روي آوري ايرانيان به اسلام، پوشش زن ايراني كامل‏تر شد.

لباس زنان ديلمي تفاوتي با لباس زنان ايراني همان دوره در نواحي خراسان و سيستان، با عراق و بغداد نداشت. چادر زنان ديلمي سياه بود و با پارچه نازك ابريشمي (قعب) روي چهره خود را مي‏پوشاندند.

برادران شرلي در سفرنامه خود، حجاب زن ايراني را در عصر صفويه چنين به تصوير مي‏كشند:

چادر و روبند بر سر دارند، به طوري كه آفتاب هيچ‏وقت بر صورت آنها نمي‏تابد. زن‏ها هم مانند مردها شلوار و جوراب‏هاي مخملي گلي مي‏پوشند.

يوشيدا مساهارو، سفير ژاپن در دربار ناصرالدين شاه، در مورد حجاب زن در دوره قاجار مي‏نويسد:

زن‏ها چادر بر سر مي‏كردند كه از سر تا به پايشان را مي‏پوشاند و فقط چشم‏ها از پشت روبند توري كه زير چادر به صورت انداخته بودند، پنجره‏اي به بيرون داشت. در خيابان كه به زن‏هاي ايراني مي‏رسيديم، آنها چشم از ما برمي‏گردانند و رويشان را سخت مي‏گرفتند. در چند ماهي كه ما اينجا بوديم، هرگز زني رويش را به ما ننمود و نتوانستيم صورت زنان را بي‏حجاب و چادر ببينيم. در اين وضع، زشت و زيبا، جوان يا پيربودن زن‏ها را از روي رنگ و حالت دست‏هايشان كه شاداب يا چروكيده است، قياس و ارزيابي مي‏كرديم.

به اعتراف تمام جهان‏گرداني كه در ادوار گوناگون به ايران سفر كرده‏اند، تا قبل از مسئله كشف حجاب رضاخاني، حتي بي‏حجابي در بين زنان اقليت‏هاي ديني ايران اعم از مسيحي، يهودي و زرتشتي هم مشاهده نشده و فرهنگ حجاب و عفاف، بر جامعه ايران حاكم بوده است.

پژوهشي در مباني فقهي حجاب

كندوكاو در آيات حجاب، آن هم يك جا و همه سونگرانه، براى اهل نظر و فقه‏پژوهان، مى‏تواند ره‏گشا و پرفايده باشد و آنان را در دستيابى به زواياى گوناگون اين گزاره مهم اجتماعى، رهنمون سازد.

كنار هم گذاردن آيات حجاب و درنگ بر روى آنها و توجه به آغاز و پايان نشانه‏هاى پيوسته و ناپيوسته هر يك از آيات، بسيار روشن‏گر خواهد بود و ره‏گشا،كه در ضمن بحث،به اين نكته اشاره خواهد شد.

نكته شايان توجه اين كه:در كنار هم و به ترتيب نزول آوردن آيات و دقت و درنگ روى آنها، نشان خواهد داد كه حكم حجاب،يك باره اعلام نشده،بلكه كم‏كم و با گذشت زمان و آماده شدن زمينه و... بر قلب مبارك پيامبر(ص) نازل شده است.

ابتدا، در روزهاى پايانى سال پنجم هجرى، در جريان وليمه ازدواج پيامبر(ص) با زينب بنت جحش(همسر طلاق داده شده زيدابن‏حارثه) آيه حجاب همسران پيامبر(ص) بر آن حضرت نازل شد

حجاب زنان سالمند

قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.

وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60)


علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.

حجاب رفتاری

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند

وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.


از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.
بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛

حجاب چشم و حجاب در گفتار

حجاب چشم

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

 

قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.


 

حجاب در گفتار

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند.

آیه ای از حجاب در قرآن

 در آیه ای از قران آمده:

و لا یبدن زینتهن الا ما ظهر منها.

زنان می بایست زیبای ها و خوشایندی های خود را آشکار نسازند.جز مقداری(مانند دست ها تا مچ).

و در جای دیگری می فرماید:

و لا یبدین زینتهن ال..........

زنان باید  زینت های خودشان را جز بر افرادی که محرمشان هستند به طور عمد ظاهر نسازند

حجاب در قرآن

در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم

وجود دارد. یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است:« یا ایهاالنبی

 قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن

 ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای

پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا

شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان

است.)

جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه

 اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان

مصون و محفوظ باشد.

در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان

سخن به میان آمده است.

احادیث حجاب

از حدیث امام باقر استفاده می‌شود که محارم زن مانند برادر، پدر و ... حق ندارند به همه جای زن بنگرند و زن نیز نباید بگذارد پایین‌تر از جای گردنبد و بالاتر از مچ دست آشکار گردد. چنین نیست که زن نزد محرمها، هر لباسی بپوشد و با هر آرایشی بیرون آید واندام خود را بنمایاند.

 يكي از اصحاب پيامبر مي‌گويد روزي نشسته بودم و لباسم كنار رفت و ران پايم پيدا شد. پيامبر كه در حال عبور بودند، به من گفتند: ران خود را بپوشان كه جزء عورت است.( مسند احمد )(قابل توجه برخی آقایان)

 حضرت موسي(علیه السلام) آن‌قدر بر پوشيدگي خود محافظت مي‌كرد كه مردم مي‌پنداشتند وي بيماري جسماني دارد. رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌وآله) درباره‌ي او مي‌فرمود: همانا موسي مردي باحيا و پوشيده بود كه به دليل حيايش، هيچ نقطه از بدن وي ديده نشد و لذا هنگامي كه مي‌خواست وارد آب شود تا بدنش وارد آب نمي‌شد، لباس خود را بيرون نمي‌آورد؛ در حالي كه بني‌اسرائيل حيا نمي‌كردند و در برابر هم براي شستشو برهنه مي‌شدند و به يكديگر نگاه مي‌كردند.

 پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌وآله) هم هرگاه مي‌خواستند غسل كنند، كسي به‌وسيله‌ي پرده ايشان را مستور مي‌ساخت.

 امام صادق(ع) پوشيدگي شديد لقمان را از علل حكيم شدن وي مي‌دانند. (قابل توجه کسانی که می گویند پوشش فقط برای زن است)

پيامبرصلی الله علیه و آله و سلم روزي يكي از كارگران خود را ديد كه در فضاي باز غسل مي‌كند. به وي فرمود: نمي‌بينم از خدايت شرم كرده باشي! مزدت را بگير ما نيازي به تو نداريم.( المصنف )

احادیث حجاب

نمایان ساختن تمام بدن برای زوج رواست و سر و گردن را می توان در برابر پسر و برادر آشكار كرد، اما در برابر نا محرم باید از چهار پوشش استفاده كرد: پیراهن (درع)، روسری (خمار)، پوششی وسیع تر از روسری كه بر روی سینه می افتد (جلباب) و چادر (ازار).(مجمع البحرین).

  عبداللّه‏ بن‏عباس، مفسّر و شاگرد سرشناس اميرالمؤمنين علي(علیه السلام) گفته است:زن (بايد) مو و سينه و دور گردن و زير گلوي خود را بپوشاند.»( مجمع البيان، ج7)

 حضرت على علیه السلام فرموده اند : پوشيده و محفوظ داشتن زن مايه آسايش بيشتر و دوام زيبايى اوست . غرر الحكم(5820)

احادیث حجاب

امام صادق(ع) به یکی ازخواهران محمدبن ابی‌عمیر فرمود : وقتی که به دیدار برادرت رفتی لباسهای رنگارنگ و تحریک‌آمیز برتن نکن.

 رسول حق (صلی الله علیه وآله) به حولا فرمود :روسرى خود را كه جلب نظر مى كند نشان مده اگر چنين كني دينتان را تباه و خدا را به خشم آورده اي.

 امام رضا (ع):هر کس لباس بپوشد تا مباهات و جلوه گری کند خدا رحمتش را از او باز می دارد .(همراه با نماز)

 پيامبرصلی الله علیه وآله فرمود: لباسی بپوش که انگشت نمای مردم نشوی و عزت واحترامت هم محفوظ بماند.

 فضيل بن يسار مي گويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم كه آيا ساعد های زن از قسمتهائي است كه بايد از غير محارم بپوشاند ؟ فرمود بلي و آنچه زير روسري قرار مي گيرد بايد پوشيده شود همچنين از محل دستبند به بالا بايد پوشيده شود . (كافي جلد 5 )

رسول خدا(صلی الله علییه و آله و سلم) وضعيت دوران ما را از قبل پيش ‌بيني مي‌كنند: در آخر امت من، مرد نماهايي هستند كه سوار بر وسايل نقليه خود، بر در مساجد پياده مي‌شوند. زنان اينان، پوشيده‌هايي برهنه‌اند كه موهايشان برآمده است. اين‌ها زنان نفرين‌شده‌اند.( المحاسن، ج1)

رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلم)  می‌فرماید: برای زن جایز نیست مچ پایش را برای مرد نامحرم آشکار سازد و اگر مرتکب چنین عملی شد اول اینکه: خداوند سبحان همیشه او را لعنت می‌کند. دوم اینکه: دچار خشم و غضب خداوند بزرگ می‌شود. سوم اینکه: فرشتگان الهی هم او را لعنت می‌کنند. چهارم: عذاب دردناکی برای او در روز قیامت آماده شده است.هر زنی که به خداوند سبحان و روز قیامت ایمان دارد زینتش را برای غیر شوهرش آشکار نمی‌کند و همچنین موی سر و مچ پای خود را نمایان نمی‌سازد و هر زنی که این کارها را برای غیرشوهرش انجام دهد دین خود را فاسد کرده و خداوند را نسیت به خود خشمگین کرده است.

 رسول خدا (صلی الله علیه واله و سلم) فرمودند:1- زر و زيور خود را در منظر و ديدگاه غيرشوهر مگذار و در غياب شوهر خود را خوشبو مكن و مچ پا را نشان مده اگر چنين كنيد دينتان را تباه و خدا را به خشم آورده ايد.

 پيامبر اکرم(صلی الله علیه واله و سلم)زنان را از پوشيدن لباس‌هاي توجه برانگيز بر حذر مي‌داشتند.

احادیث حجاب

 رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌وآله)فرمودند: خداوند شما را از عريان شدن بازداشته است؛(بحار الانوار ج. 56) لذا از عريان شدن بپرهيزيد.( سنن الترمذي )

 حضرت علي(علیه السلام) مي فرمايند: وقتي كسي عريان شود، شيطان به او نظر مي‌اندازد و در او طمع مي كند؛ پس خود را بپوشانيد.( تهذيب )

 پيامبر فرمود: صيانت زن او را شادابتر و زيبايى‏اش را پايدارتر مى‏كند

 پيامبر فرمود: غذائی بخور که خود می پسندی ولی لباسی بپوش که مردم می پسندند

 در روایت است که برای پیامبر چند قواره پارچه آوردند پیامبر قواره ای را به یكی از یاران خود داد و به او فرمود كه این را دو قسمت كن: قسمتی را برای خود جامه كن و قسمت دیگر آن را به همسرت بده تا برای خود روسری كند. بعد به وی فرمود: به همسرت بگو برای این پارچه آستری فراهم كند تا بدن وی از زیر آن نمایان نباشد.( سنن أبی داود، ج 2)

 رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هلاكت زنان امت من در دو چيز است: «طلا و لباس نازك‌‌».( شيخ مفيد، امالي).

 حضرت علیه السلام فرمودند: بر شما باد بر پوشيدن لباس ضخيم؛ چرا كه هركس لباسش نازك باشد، دينش نازك است.

احادیث زیبا

حضرت امیر المو منین علیه السلام :اختلاط و گفتگو مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شدو دلها را منحرف می سازد (بحار الانوار جلد 74 صفحه 291)

رسول خدا صلی الله علیه والله وسلم: بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند زیرا هنگامیکه آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و اآمد داشتند جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت(بهشت جوانان صفحه 468)

حضرت علی علیه السلام می فرماید: بهترین لباس ؛ لباسی است که تو را از خدا به خود مشغول نسازد.

 رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌وآله)فرمودند: خداوند شما را از عريان شدن بازداشته است؛(بحار الانوار ج. 56) لذا از عريان شدن بپرهيزيد.( سنن الترمذي )

 حضرت علی علیه السلام مي فرمايند: وقتي كسي عريان شود، شيطان به او نظر مي‌اندازد و در او طمع مي كند؛ پس خود را بپوشانيد.( تهذيب )

 رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هلاكت زنان امت من در دو چيز است: «طلا و لباس نازك‌‌».( شيخ مفيد، امالي).

 حضرت علي علیه السلام فرمودند: بر شما باد بر پوشيدن لباس ضخيم؛ چرا كه هركس لباسش نازك باشد، دينش نازك است

حضرت علی علیه السلام فرمودند:

من و فاطمه به محضر رسول خداصلی الله علیه و سلم وارد شديم.من مشاهده كردم آن حضرت به شدت ميگريند.عرض كردم اي رسول خدا ،چرا گريه ميكنيد؟ رسول خداصلی الله عیه واله و سلم فرمود: يا علي آن شب كه مرا به آسمان بردند زنهايي از امتم را مشاهده كردم كه در عذاب سختي به سر مي برند.وضع آنان براي من ناخوشايند بود و من از شدت عذاب آنها گريستم.آنگاه رسول خداصلی الله علیه واله وسلم وضع آنان را بيان فرمود.......فاطمه علیها سلام فرمود:اي حبيب من و نور چشمانم بفرماييد آنها چه كرده بودند؟ رسول خداصلی الله علیه آله وسلم فرمود: آنها كه به موهايشان آويخته بودند،زناني بودندكه موي خود را از مردها نمي پوشاندند ....وآنان كه از دو پا آويزان بودند زنهايي بودند كه بدون اجازه شوهر از خانه خارج مي شدند؛ آنان كه گوشت بدن خود را مي خوردند زناني بودند كه خويشتن را براي مردم مي آراستند....وآنها كه گوشت بدن خود را با قيچي مي بريدند،زناني بودند كه خود را بر مردان عرضه مي كردند....

پيامبر گرامي اسلام صلی الله علیه واله و سلم فرمودند: هر زني كه خود را خوشبو سازد و از خانه اش بيرون رود تاهنگامي كه باز گردداین زن زنا می کند.

حضرت اميرالمومنين(ع) فرمودند:

 آيا حيا نمي كنيد و غيرت نمي ورزيد؟ زنان شما به بازار مي روند و بدن آنها به مردان بي مبالات برخورد مي كند.

 پيامبر گرامي اسلام(ص) به حضرت فاطمه(س) فرمودند:چه چيز براي زن بهتر است؟ ايشان فرمودند: اين كه هيچ مردي را نبيند و هيچ مردي هم او را نبيند.بحارالانوار

 به مؤمنان بگو چشمهاي خود را از(نگاه به نامحرمان)فرو گيرند،وعفاف خود را حفظ كنند؛اين براي آنان پاكيزه تر است؛خداوند از آنچه انجام ميدهند آگاه است.وبه زنان با ايمان بگو چشمهاي خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند،و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را-جز آن مقدار كه نمايان است-آشكار ننمايند و(اطراف) روسري هاي خود را بر سينه ي خود افكنند(تا كردن و سينه آن پوشانده شود) و زينت خود را آشكار نسازند مگر براي شوهرانشان يا پدرانشان،........و هنگام راه رفتن پاهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود(و صداي خلخال كه بر پا دارند به گوش رسد)..سوره ي نور آيه ي 30-31

آیه ی ۳۱سوره نور میفرماید:

و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن(.......)

معنی:

و به زنان با ایمان بگو که چشمان خود را (از نگاه به عورت غیر وبدن مرد اجنبی)فروببندد و عورت های خود را (تمام بدن را غیر از صورت و دست ها،از اینکه در معرض دید اجنبی قرار گیرد)

بررسی قرائت‌های نوين آيات حجاب

آن‌چه قرائت‌گران نوين از آيات حجاب به عنوان علت حكم معرفی می‌كنند، پشتوانه قرآنی و روايی ندارد و اسباب نزول مستند و در خور اعتمادی برای رسيدن به علت حكم نيست.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، متن فوق بخشی از مقاله «قرائت‌های نو از آيه حجاب»، نوشته «محمد بهرامی» است كه در آخرين شماره فصل‌نامه پژوهش‌های قرآنی (شماره 50 و 51، پاييز و زمستان 86) آمده است.

از قرآن چگونه لزوم و حد پوشش به دست مي‌آيد؟

تقريباً چهارآيه درقرآن، به صراحت به مباحث پوشش پرداخته برخي ازآيات هم به بحث عفاف پرداخته است كه در واقع اين دو از هم متفاوتند. عفاف درواقع، يك خلق است، يك حالت دروني است و يكي از مظاهرش مي‌تواند پوشش باشد. در آياتي كه درباره پوشش است و ما به آنها آيات حجاب مي گوييم، در اصل اينكه نوعي از پوشش را براي زنها مطرح مي‌كند ترديدي نيست، مثلاً آيه 30 و 31 سوره نور، ابتدا با مردان شروع مي‌شودكه مردها و زنها، درنگاه كردن، ازنگاه خاص بپرهيزند، خيره نشوند و درواقع نگاه جنسيتي به يكديگر نداشته باشند و بعد وارد دستوراتي درباره زنها مي‌شود. ، در اينجا دو دستور خاص به زنها مي‌دهد: يكي اينكه شان (شنل يا پارچه بلند و بازي كه روي سر مي‌انداختند) را برسينه افكنند تاگردن و سينه با آن پوشانده شود و زينت‌شان را، جز زينت ظاهر، آشكار نكنند. ادامه آيه درباره نحوه روابطشان سخن مي گويد: ؛ يعني به گونه‌اي راه نرويدكه ديگران متوجه زيورآلات شما شوند.

دکتر علی شریعتی:                                   

آنچه در همه پدر و مادر ها مشترک است ، این است که مذهب را طوری تعریف می کنند که انگار شیپور را از طرف دیگرش باد می کنند !

توصیه هایی که به نسل جوان می کنند اینطوری است .

درست مثل این است که طبیبی - یا به هر حال آدمی - دائم به کسی که لبش زخم شده یا صورتش جوش زده بگوید که « جوش نزن » و « زخم نشو » ؛ و بعد هم بگوید که به طور مثال «زخم شدن دهن فلان بدی را دارد ؛ جوش صورت فلان قدر بد است» !

این - اگر چه درست است – اصولا" چه تاثیری دارد ؟ چه می خواهد بشود و بعد چه نتیجه ای می خواهد بگیرد ؟

به جای این صحبتها باید فهمید چه عواملی باعث شده که این جوشها در زندگی روحی این بچه و این نسل بوجود آمده ؛ آن ریشه ها را باید یافت.

تجربه نشان می دهد که به عنوان اینکه دین فلان چیز را می گوید ، نمی شود حجاب را بر زن تحمیل کرد ، و عبادت را بر پسر تحمیل کرد ، مگر اینکه یک آگاهی انسانی پیدا کند ، و این ها نماینده یک طرز فکر باشد.

آیا در عوام ما پوشش اسلامی به عنوان یک طرز تفکر خاص است؟

نه ، طرز تفکر خاص نیست ، بلکه به عنوان تیپ خاص است ، که در آن مومن دارد ، فاسق دارد ، بد اندیش دارد ، خوش اندیش دارد ، خلاصه همه جور آدمی دارد !

البته حجاب غیر از چادر است ؛ چادر فرم است.

اصل قضیه این است که ، این دختری که الان می خواهد پوشش را انتخاب کند ، انگیزه اش چیست؟

معمولا انگیزه این است که « مادرم همینطور بوده ، خاله ام همینطور است ، محیطمان همینطور است ».این ، یک لباس سنتی است ؛ نشانه طبقه عقب مانده در حال مرگ است. جلویش را هم نمی توان گرفت ؛ بخواهی ده سال دیگر هم ادامه اش بدهی ، بعد از سال یازدهم تمام می شود  ؛ رشد و تکاملش به سمت ریختن این حجاب است ، یعنی تکامل جامعه به سمت تَرک آن سمبل های سنتی اُمّلی.

بنابر این شما طرز فکر بچه ها را عوض کنید ، آنها خودشان پوشش را انتخاب خواهند کرد ؛ شما نمی خواهد مدلش را بدوزید و تنش کنید ! او خودش انتخاب می کند. شما را بطه عاشقانه بین او و این عالم وجود برقرار کنید ؛ او خودش به نماز می ایستد . هی به زور بیدارش نکنید !

نظر رهبر انقلاب

من مي‌گويم چادر، هم بهترين نوع حجاب است و هم يک نشانه ملي ماست که هيچ منافاتي با هيچ نوع تحرکي از زن ندارد. اگر واقعا کار اجتماعي وکار سياسي و کار فکري به معناي تحرک باشد، لباس رسمي زن مي‌تواند چادر باشد که بهترين نوع حجاب است. البته مي‌توان محجبه بود ولي چادر نداشت منتها همين‌جا هم بايد آن مرز را پيدا کرد.
عده‌اي از چادر فرار مي‌کنند به خاطر اينکه هجوم تبليغاتي غرب دامن گيرشان نشود. اما از چادر فرار مي‌کنند به آن حجاب واقعي بدون چادر هم رو نمي‌آ‌ورندچون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار مي‌دهد.
تصور نکنيد اگر مافرضاً چادر را کنار گذاشتيم آن مقنعه کذايي را.. درست کرديم دست از سر ما بر مي‌دارند، آنها به اين چيزهاي قانع نيستند بلکه مي‌خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان را در اينجا مثل زمان شاه که زن اصلاً حجاب و پوشش نداشت عمل شود.

رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون                

از کوزه همان برون تراود که در اوست

جمله ای از سهیلا آرین(زن امریکایی تازه مسلمان شده) : حجاب تاج بندگی منه

«و تو اى خواهر دينى‏ام: چادر سياهى که تو را احاطه کرده است ازخون سرخ من کوبنده تر است.»


(شهيد عبدالله محمودى)
«خواهرم: محجوب باش و باتقوا، که شماييد که دشمن را با چادرسياهتان و تقوايتان مىکشيد.» «حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را مى بينى و دشمن تو را نمى بيند.»


(سردار شهيد رحيم آنجفى)
حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست


(شهيد محمد کريم غفرانى)
خواهرم: از بى حجابى است اگر عمر گل کم است نهفته باش و هميشه گل باش.»


(شهيد حميد رضا نظام)
«از تمامى خواهرانم مى‏خواهم که حجاب اين لباس رزم را حافظ باشند.»


(شهيد سيد محمد تقى ميرغفوريان )
«يک دختر نجيب بايد باحجاب باشد.»


(شهيد صادق مهدى پور)
«خواهرم: حجاب تو مشت محکمى بر دهان منافقين و دشمنان اسلام مى زند.»


(شهيد بهرام يادگارى)
«تو اى خواهرم... حجاب تو کوبنده تر از خون سرخ من است.»


(شهيدابوالفضل سنگ راشان)
به پهلوى شکسته فاطمه زهرا(س) قسمتان مى‏دهم که، حجاب را حجاب‏را، حجاب را، رعايت کنيد.»


(شهيد حميد رستمى)

زني که با وضع تحريک آميز از خانه خارج مي‌شود و نظر صدها مرد نامحرم و جوان هرزه را به سوي خود جلب مي‌کند در حقيقت رفتار او ترويج فساد است، نه آزادي.

سخن چارلی چاپلین پیرامون حجاب

     شايد تا به حال شنيده و يا خوانده باشيد که چارلي چاپلين در نامه اي به دخترش در مورد پوشش او چه مي گويد. او پس از آنکه به دخترش اجازه می دهد " فقط به خاطر هنر مي‏توان لخت‏ و عريان به رو صحنه رفت " و تأکيد مي‏کند که اين لختي منحصرا در روي‏ صحنه و براي ضرورت هنر باشد ، مي‏نويسد: " . . . برهنگ بيماري عصر ما است . من پيرمردم و شايد حرفهاي‏ خنده‏آور بزنم . اما به گمان من تن عريان تو بايد از آن کسي باشد که روح‏ عريانش را دوست مي‏داري . بد نيست اگر انديشه تو در اين باره مال ده‏ سال پيش باشد ، مال دوران پوشيدگي . نترس اين ده سال ترا پيرتر نخواهد کرد . به هر حال اميدوارم تو آخرين کسي باش که تبعه جزيره لختي‏ها بشوي . . . " .

پوشش زن در اديان الهى

پوشش و عفاف از آن جهت كه يك امر فطرى است و براى حيات اجتماعى انسان ضرورت دارد، در اديان و مذاهب الاهى داراى جايگاه خاصى است. تمام اديان آسمانى، حجاب و پوشش را بر زن واجب و لازم شمرده‏اند و جامعه بشرى را به سوى آن فراخوانده‏اند؛ زيرا حيا و لزوم پوشش به طور طبيعى در نهاد زنان به وديعت نهاده شده و احكام و دستورهاى اديان الاهى هماهنگ و همسو با فطرت انسانى تشريع شده است.

بر اساس اصل لزوم هماهنگى و تناسب آفرينش و قانونگذارى،1 خداوند لباس و پوشاك را در لابلاى نعمت‏هاى بيكرانش به بشر ارزانى داشت‏2 و اشتياق درونى زنان به «حجاب» را با تشريع قانون پوشش مستحكم ساخت تا گوهرِ هستى «زن» در صدفِ پوشش صيانت گردد و جامعه از فرو افتادن در گرداب فساد و تباهى نجات يابد. بدون ترديد جهان بينى و انسان شناسى هر فرهنگ و مكتب، نقش اساسى و مهمّى در انتخاب نوع و كيفيت پوشش دارد.3 بر اساس جهان‏بينى اديان الاهى كه انسان خليفه خداوند و مركز و محور جهان هستى است و رسالت كسب معرفت و تهذيب نفس و اصلاح جامعه را بر دوش دارد و حياتش در جهان آخرت نيز ادامه دارد، بايد جسم زن و چشم مرد پوشيده گردد تا غرايز شهوانى مهار و كنترل شود و استعدادهاى معنوى و عقلانى بشر در پرتو رهيافت‏هاى فطرى و هدايت‏هاى وحيانى شكوفا گردد. گرچه انتخاب لباس و پوشاك برآيند انديشه و اراده آدمى است، ولى بر بينش و اراده انسانى نيز تأثير مى‏گذارد و مى‏تواند به عنوان زمينه‏ساز تعالى يا انحطاط فردى و اجتماعى نقش آفرينى نمايد.

در آيين زرتشت، يهود، مسيحيت و اسلام - كه اين مقاله به بررسى آنها مى‏پردازد - حجاب بر زنان امرى لازم بوده است. كتاب‏هاى مقدس مذهبى، دستورات و احكام دينى، آداب و مراسم و سيره عملى پيروان اين اديان چهارگانه، بهترين شاهد و عالى‏ترين گواه بر اثبات اين مدعاست.

مقاومت دختران مسلمان آلماني در دفاع از حجاب

دانش آموزان مسلمان هامبورگي با تکيه بر ارزشهاي اخلاقي دين اسلام از شرکت در کلاسهاي ورزشي مختلط خودداري مي کنند .

شمار دختران دانش آموز ، که به دليل تقيد به مباني اسلام از حضور در کلاسهاي مختلط ورزشي در هامبورگ خودداري مي کنند ، هر سال رو به افزايش است . اين امر موجب بروز بحثهايي در سطوح بالاي آموزشي در اين ايالت آلمان شده است .

به گفته ي نماينده ي امور آموزش هامبورگ در مجلس ايالتي ، در سال جاري تحصيلي شمار دختران مسلماني ، که به دلايل اعتقادي حاضر به شرکت در کلاسهاي مختلط ورزشي مانند شنا نشده اند ، به 154 تن رسيده است . اين در حالي است که اين ميزان در سال پيش تنها 74 نفر اعلام شده بود .

در همين حال نوع برخورد با دانش آموزاني ، که به دلايل مذهبي حاضر به شرکت در کلاسهاي مختلط نيستند ، به بحث مهم مسئولان آموزشي در هامبورگ تبديل شده است . به اعتقاد برخي کارشناسان ، خواسته ي دختران مسلمان براي عدم شرکت در کلاسهايي با حضور پسران ، به دليل پذيرش اصل آزادي عقيده در جامعه بايد مورد احترام قرار گرفته و به اين افراد اجازه داده شود کلاس ورزشي شان را خود انتخاب کنند .

اين در حالي است که اين اقدام دختران مسلمان مورد انتقاد شمار ديگري از مسئولان قرار گرفته و مخالفتهايي را موجب شده است . در برخي مدارس به دليل وجود معلمان ورزش مرد براي دختران ، جهت انجام خواسته ي دانش آموزان مسلمان بايد دبيران نيز تغيير کنند و اين مساله مخالفت مديران مدارس را در پي داشته است .

گفتني است اين رويكرد اسلام گرايانه در كشور آلمان و ساير كشورهاي غربي در شرايطي صورت مي پذيرد كه برخي افراد داخل ايران اسلامي ، با توجه به نزدكي شدن به زمان انتخابات رياست جمهوري و در جهت بازگشت مجدد به قدرت ، مدتي است در تلاشند تا هجمه هاي برنامه ريزي شده اي را بر عليه حجاب و مساله ي آزادي زنان به راه اندازند تا شايد آراء برخي افراد جاهل را به سوي خود سرازير نمايند .

حجاب در ملل و اقوام گذشته

کتيبه ها، سکّه ها، تنديس ها، نقاشي ها، فرش ها، ظروف نقره اي و نقش هاي برجسته تاريخي حاکي از آن هستند که انسان ها از روزي که پا بر اين کره خاکي نهاده اند، پوشش را مراعات مي کرده اند.

طبق قراين و شواهد موجود در ايران باستان و در ميان يهود و احتمالاً در هند ، حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده، به مراتب سخت تر بوده است.

 از کتاب مقدّس برمي آيد که در عهد حضرت سليمان عليه السلام زنان علاوه بر پوشش بدن، روبند بر صورت مي انداختند.(1) و بر طبق گفته ي قرآن در عهد حضرت سليمان عليه السلام حتي ملکه سبا، که خورشيدپرست بود، پوشش کامل داشت؛ زيرا از آيات مربوط به داستان ملکه سبا چنين به دست مي آيد که وقتي او وارد قصر حضرت سليمان عليه السلام شد و خواست به نزديک تخت او برود، چون حضرت سليمان عليه السلام دستور داده بود کاخ را از سنگي آبگينه فرش نمايند، بلقيس دامنش را بالا کشيد تا هنگام رد شدن خيس نشود.

در زمان حضرت ابراهيم عليه السلام نيز حجاب رايج بود. نامزد اسحاق وقتي او را ديد ، برقع بر صورت انداخت.(2)

زنان ايراني در دوره هاي گوناگون، از مادها، هخامنشيان، اشکانيان و سامانيان داراي پوشش بودند

 

گسترش حجاب در ميان زنان صهيونيستي

منابع آگاه از سرزمين هاي اشغالي اعلام كردند به تازگي در پديده اي عجيب اين رژيم شاهد افزايش زنان محجبه و گسترش حجاب به سبك عربي شده است.

به گزارش شيعه آنلاين، اين زنان محجبه شده صهيونيستي كه برخي اوقات به دليل شباهت به اعراب مورد آزار و اذيت جوانان صهيونيستي قرار مي گيرند، در مورد علت پوشيدن حجاب مي گويند: خداوند از ما مي خواهد اين گونه بپوشم!

منابع آگاه از سرزمين هاي اشغالي در ادامه مي افزايند: آنچه كه بيشتر از همه تعجب انسان را برمي انگيزد، وجود اين زنان يهودي است كه از فرق سر تا ناخن پاي خود را مي پوشانند! تعداد اين زنان صهيونيست كه يهوديان متدين و مذهبي به حساب مي آيند، روز به روز روبه افزايش است.

اين منابع آگاه در ادامه افزودند: در شهرك صهيونيستي 68 هزار نفري "بيت شمش" در نزديكي "بيت المقدس" اشغالي قلعه زنان متعصب يهودي شناخته مي شود، تعداد زناني مانند اعراب حجاب بر سر مي گذارند، به 100 تن رسيده است. حتي برخي اوقات مي توان اين زنان محجبه يهودي را پشت ديوار ندبه در حال خواندن تورات نيز مشاهده كرد.
يكي از اين زنان محجبه يهودي كه خود را با نام مستعار "سارا" معرفي مي كند، از تجربه خودش در اين باره مي گويد: هنگاميكه از خيابان رد مي شوم، خودروها سرعتشان را كم مي كنند و رانندگان به خيال آنكه من عرب هستم به فضولي و آزار و اذيت مي پردازند. وي كه از سر تا پاي خود را با پارچه اي پر رنگ پوشانده است مي افزايد: به اين حجاب نگوييد. اين "سال" است.

"سارا" در ادامه مي افزايد: هموطنان يهودي من كه از زنان بمبگذار انتحاري ترس و تجربه هاي ناخوشايندي دارند، فكر مي كنند من عرب هستم به همين دليل برخي از آنان فحش مي دهند. با اين وجود اين اذيت و آزارها من به پوشيدن "سال" ادامه خواهم داد.
شايان ذكر است "سال" به نوعي حجاب زنان يهودي گفته مي شود كه در طول تاريخ مورد استفاده قرار مي گرفت. 

حجاب در اديان الهى

فطرى بودن پوشش

حجاب و پوشش در تمام اديان و مذاهب، داراى جايگاه خاصّى است، و يكى از دلايل اساسى آن اين است كه حجاب و عفاف، يك امر فطرى است.

داستان حضرت آدم و حوّا نيز فطرى بودن پوشش را اثبات مى كند. در تورات (كتاب مقدس يهوديان كه براى مسيحيان نيز مقدّس است)، مى خوانيم:

«و چون زن ديد كه آن درخت براى خوراك نيكوست و به نظر، خوش نما و درختى دلپذير و دانش افزا، پس، از ميوه اش گرفته بخورْد و به شوهر خود نيز داد و او خورد*آن گاه چشمان هر دوى ايشان باز شد و فهميدند كه عريان اند؛ پس برگ هاى انجير به هم دوخته، سترها براى خويشتن ساختند..»..

بعد ادامه مى دهد:

«و آدم، زن خود را حوّا نام نهاد؛ زيرا كه او مادر جميع زندگان است * و خداوندْ خدا رخت ها براى آدم و زنش از پوست بساخت و ايشان را پوشانيد».(1)

بر طبق اين متن، آدم و حوّا لباسى نداشتند و بعد از خوردن شجره ممنوعه چشمشان باز شد و فهميدند كه عريان اند كه بلافاصله با برگ درختان خود را پوشاندند و بعداً خداوند لباسى از پوست بديشان ارزانى داشت

حجاب در ادیان

 

لزوم پوشیدگی زن در مقابل مرد، یکی از مسایل مهم اسلامی است که قرآن کریم نیز به آن اشاره کرده است. البته حجاب، قبل از اسلام در میان اقوام دیگر چون یهود، هندو، ایرانی و ... وجود داشته و اختصاص به اسلام ندارد. این دین مبین، تنها برای آن مرز معین کرده است. اقوام گوناگون از گذشته های دور نظرات مختلفی پیرامون مساله حجاب داشته اند. گروهی زن را به شدت محصور کرده و بعضی نیز، حجاب را مایه اسارتش دانسته اند. کتاب تاریخ تمدن در این باره می گوید: «اگر زنی با هر گروه از مردان سخن می گفت و درددل می کرد؛ یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه سخن می گفت همسایگان می شنیدند؛ شوهرش حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد». 
شاید در اینجا این سؤال مطرح شود که پوشش و حجاب از کجا آمده؟ آیا مردان آن را بر زنان تحمیل کرده اند یا اینکه زنان با میل خودشان انتخاب کرده اند؟ نظر دوم منطقی تر است. زیرا زنان با وجود اینکه خود را در مقابل مردان ضعیف می دیدند؛ اما جمال و زنانگی، قوت و قدرت دیگری به آنها بخشید. لذا فهمیدند اگر بدون حجاب باشند طعمه اقویا خواهند شد و تنها با حجاب است که می توانند از چنگال ایشان رهایی یابند و تنها آنها را عاشق خود نموده اما نگذارند به راحتی به عشق خود برسند؛ مگر با رسوم خاص و این خود باعث عزت بیشتر زن و محدود نگه داشتن قدرت مرد بود. پس با حجاب خود را از مهلکه شهوترانی مردان دور نگه داشتند.

تاریخچه حجاب در اسلام

حجاب به معناى پوشاندن بدن زن در برابر نامحرم از احكام ضرورى دين اسلام است. در اديان الهى ديگر از جمله آئين زرتشت، يهود و مسيحيت نيز اين حكم با تفاوتهايى وجود دارد. در سرزمينى كه اسلام در آن ظهور كرد زنان با صورتى گشاده و گريبانى چاك در معابر آمد و شد مى كردند. برخى نويسندگان چنين اظهار نظر كرده اند كه پوشش اسلامى نتيجه تعامل فرهنگى بين اعراب و ايرانيان و روميان است و در نتيجه، اسلام نسبت به چگونگى حضور زن در برابر نامحرم قانونى خاص ندارد و آن چه امروز به صورت دستورى شرعى در آمده، مستندى شرعى ندارد. اين متن به تحقيق درباره صحت و سقم اين نظر مى پردازد.

احادیث حجاب

 حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیر المونین  علیه السلام نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.  رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند

 رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم از حضرت جبرئیل علیه السلام سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ جبرئیل فرمود: بله. (یکی از آنجاهایی که فرشتگان می‌خندند) زمانی است که زن بی‌حجابی و بدحجابی می‌میرد، و بستگان او را در قبر می‌گذارند و روی آن زن را با خشت و خاک می‌پوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان می‌خندند و می‌گویند: تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک می‌کرد و به گناه می‌انداخت(پدر و برادر و شوهرش و...از خود غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می‌پوشانند.

 در يك روز باراني حضرت علي(علیه السلام) با پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌وآله) در بقيع بودند كه زني سوار بر الاغ از آن‌جا عبور مي‌كرد. ناگهان پاي الاغ در چاله‌اي فرو رفت و زن از بالاي آن به زير افتاد. رسول خدا به سرعت روي خود را برگرداند. حاضران به رسول خدا گفتند اين زن شلوار به تن دارد. حضرت سه بار فرمود: خداوند زنان شلوار پوش را رحمت كند. سپس فرمودند: اي مردم! شلوار را به عنوان پوشش برگزينيد؛ چرا كه از پوشاننده‌ترين لباس‌هاي شماست‌. و به‌وسيله‌ي آن از زنان خود به هنگام خروج آنان از منزل محافظت كنيد. (البته بايد توجه داشت كه پيامبر، شلوار را به عنوان مكمل پوشش مطرح كردند، نه جايگزين پوشش!)

 رسول خدا صلی اله علیه وآله وسلم:خدا مردانی را كه شبیه زن می‏شوند و زنانی را كه خود را شبیه مرد قرارمی‏دهند ، نفرین كرده است.

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:سه گروه، هرگز داخل بهشت نمی‌شوند :1- زنی که خود را درلباس وحرکات وامور دیگر شبیه مرد سازد  و...

حضرت علی علیه السلام می فرماید: بهترین لباس ؛ لباسی است که تو را از خدا به خود مشغول نسازد.

  در حدیث قدسی آمده است :به بندگانم بگوئیدبه لباس دشمنانم در نیایند و خود را شبیه دشمنان من نکنند که در این صورت آنها هم دشمنان من خواهند بود

منبع:http://hijabs.blogfa.com

زندگی نامه امام حسین علیه السلام

ولادت

در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت  دومين فرزند برومند حضرت على وفاطمه , كه درود خدا بر ايشان باد, در خانه وحى و ولايت چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پيامبر گرامى اسلام (ص ) رسيد, به خانه حضرت على (ع و فاطمه (س ) آمد و اسما را فرمود تا كودك را بياورد.اسما او را در پارچه اى سپيد پيچيد و خدمت رسول اكرم (ص ) برد, آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت
به روزهاى اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش , امين وحى الهى , جبرئيل  فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا, اين نوزاد را به نام پسر كوچك هارون (شبير) كه به عربى (حسين ) خوانده مي شود نام بگذار. چون على براى تو به سان هارون براى موسى بن عمران است , جز آن كه تو خاتم پيغمبران هستى .و به اين ترتيب نام پرعظمت حسين از جانب پروردگار, براى دومين فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد.
به روز هفتم ولادتش , فاطمه زهرا كه سلام خداوند بر او باد, گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقيقه  كشت , و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد.

حسين (ع ) و پيامبر (ص)

از ولادت حسين بن على (ع ) كه در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) كه شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد, مردم از اظهار محبت و لطفى كه پيامبر راستين اسلام (ص ) درباره حسين (ع ) ابراز ميداشت , به بزرگوارى و مقام شامخ پيشواى سوم آگاه شدند.
سلمان فارسى مي گويد: ديدم كه رسول خدا (ص ) حسين (ع ) را بر زانوى خويش نهاده او را مي بوسيد و مي فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى , تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى , تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهاى خدايى كه نُه نفرند و خاتم ايشان ,قائم ايشان (امام زمان عج ) مي باشد.
انس بن مالك روايت مي كند: وقتى از پيامبر پرسيدند كدام يك از اهل بيت خود را بيشتر دوست مي دارى , فرمود: حسن و حسين را, بارها رسول گرامى حسن (ع ) و حسين (ع ) را به سينه مي فشرد وآنان را مي بوييد و مي بوسيد.
ابوهريره كه از مزدوران معاويه و از دشمنان خاندان امامت است , در عين حال اعتراف مي كند كه : رسول اكرم را ديدم كه حسن و حسين را بر شانه هاى خويش نشانده بود و به سوى مامي آمد, وقتى به ما رسيد فرمود هر كس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته , و هر كه با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است. عالي ترين, صميمي ترين و گوياترين رابطه معنوى و ملكوتى بين پيامبر و حسين را ميتوان در اين جمله رسول گرامى اسلام(ص )خواند كه فرمود:حسين از من و من ازحسينم

حسين (ع ) با پدر

شش سال از عمرش با پيامبر بزرگوار سپرى شد, و آن گاه كه رسول خدا (ص ) چشم از جهان فروبست و به لقاى پروردگار شتافت , مدت سى سال با پدر زيست . پدرى كه جز به انصاف حكم نكرد , و جز به طهارت و بندگى نگذرانيد , جز خدا نديد و جز خدا نخواست و جز خدا نيافت . پدرى كه در زمان حكومتش لحظه اى او را آرام نگذاشتند ,همچنان كه به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند...
در تمام اين مدت , با دل و جان از اوامر پدر اطاعت مي كرد, و در چند سالى كه حضرت على (ع  متصدى خلافت ظاهرى شد, حضرت حسين (ع ) در راه پيشبرد اهداف اسلامى , مانند يك سرباز فداكار، همچون برادر بزرگوارش مي كوشيد, و در جنگهاى جمل , صفين و نهروان شركت داشت.
به اين ترتيب , از پدرش اميرالمؤمنين(ع ) و دين خدا حمايت كرد و حتى گاهى در حضور جمعيت به غاصبين خلافت اعتراض مي كرد. در زمان حكومت عمر, امام حسين (ع ) وارد مسجد شد, خليفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده كرد كه سخن ميگفت. بی درنگ از منبر بالا رفت و فرياد زد: از منبرپدرم فرود آى ....

امام حسين (ع ) با برادر

پس از شهادت حضرت على (ع ), به فرموده رسول خدا (ص) و وصيت اميرالمؤمنين (ع ) امامت و رهبرى شيعيان به حسن بن على (ع ), فرزند بزرگ اميرالمؤمنين (ع ), منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد كه به فرامين پيشوايشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسين (ع ) كه دست پرورد وحى محمدى و ولايت علوى بود, همراه و همكار و همفكر برادرش بود. چنان كه وقتى بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ , امام حسن (ع ) مجبور شد كه با معاويه صلح كند و آن همه ناراحتي ها را تحمل نمايد, امام حسين (ع ) شريك رنج هاى برادر بود و چون مي دانست كه اين صلح به صلاح اسلام و مسلمين است , هرگز اعتراض به برادر نداشت .
حتى يك روز كه معاويه , در حضور امام حسن (ع ) وامام حسين (ع) دهان آلوده اش را به بدگويى نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان اميرمؤمنان (ع ) گشود, امام حسين (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوى معاويه بشكند و سزاى ناهنجاريش را به كنارش بگذارد, ولى امام حسن (ع ) او را به سكوت و خاموشى فراخواند, امام حسين (ع ) پذيرا شد و به جايش بازگشت , آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاويه برآمد, و با بيانى رسا و كوبنده خاموشش ساخت .

امام حسين (ع ) در زمان معاويه

چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنيا رحلت فرمود, به گفته رسول خدا (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و وصيت حسن بن على (ع ) امامت و رهبرى شيعيان به امام حسين (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبرى جامعه گرديد. امام حسين (ع ) مي ديد كه معاويه با اتكا به قدرت اسلام , بر اريكه حكومت اسلام به ناحق تكيه زده , سخت مشغول تخريب اساس جامعه اسلامى و قوانين خداوند است و از اين حكومت پوشالى مخرب به سختى رنج مي برد, ولى نمي توانست دستى فراز آورد وقدرتى فراهم كند تا او را از جايگاه حكومت اسلامى پايين بكشد, چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نيز وضعى مشابه او داشت.
امام حسين (ع ) مي دانست اگر تصميمش را آشكار سازد و به سازندگى قدرت بپردازد, پيش از هر جنبش و حركت مفيدى به قتلش مي رسانند, ناچار دندان بر جگر نهاد و صبررا پيشه ساخت كه اگر بر مي خاست , پيش از اقدام به دسيسه كشته مي شد, از اين كشته شدن هيچ نتيجه اى گرفته نمي شد. بنابراين تا معاويه زنده بود, چون برادر زيست و علم مخالفت هاى بزرگ نيفراخت , جز آن كه گاهى محيط و حركات و اعمال معاويه را به باد انتقاد مي گرفت و مردم رابه آينده نزديك اميدوار مي ساخت كه اقدام مؤثرى خواهد نمود.
در تمام طول مدتى كه معاويه از مردم براى ولايتعهدى يزيد, بيعت مي گرفت , امام حسين به شدت با اومخالفت كرد, و هرگز تن به بيعت يزيد نداد و وليعهدى او را نپذيرفت و حتى گاهى سخنانى تند به معاويه گفت و يا نامه اى كوبنده براى او نوشت . معاويه هم در بيعت گرفتن براى يزيد, به او اصرارى نكرد و امام (ع ) همچنين بود و ماند تا معاويه درگذشت ...

قيام حسينى

يزيد پس از معاويه بر تخت حكومت اسلامى تكيه زد و خود را اميرالمؤمنين خواند و براى اين كه سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبيت كند, مصمم شد براى نامداران و شخصيتهاى اسلامى پيامى بفرستد و آنان را به بيعت با خويش بخواند. به همين منظور, نامه اى به حاكم مدينه نوشت و در آن يادآور شد كه براى من از حسين (ع )بيعت بگير و اگر مخالفت نمود به قتلش برسان .
حاكم اين خبر را به امام حسين (ع )رسانيد و جواب مطالبه نمود. امام حسين (ع ) چنين فرمود: انا لله و انا اليه راجعون و على الاسلام السلام اذا بليت الامة براع مثل يزيد.آن گاه كه افرادى چون يزيد, (شرابخوار و قمارباز و بي ايمان و ناپاك كه حتى ظاهر اسلام را هم مراعات نمي كند) بر مسند حكومت اسلامى بنشيند, بايد فاتحه اسلام را خواند.(زيرا اين گونه زمامدارها با نيروى اسلام و به نام اسلام , اسلام را از بين ميبرند.)
امام حسين (ع ) مي دانست اينك كه حكومت يزيد را به رسميت نشناخته است , اگر در مدينه بماند به قتلش مي رسانندش, لذا به امر پروردگار, شبانه و مخفى از مدينه به سوى مكه حركت كرد. آمدن آن حضرت به مكه , همراه با سرباز زدن او از بيعت يزيد, در بين مردم مكه و مدينه انتشار يافت , و اين خبر تا به كوفه هم رسيد. كوفيان ازامام حسين (ع)  كه در مكه به سر مي برد دعوت كردند تا به سوى آنان آيد و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقيل , پسر عموى خويش را به كوفه فرستاد تا حركت و واكنش اجتماع كوفى را از نزديك ببيند و برايش بنويسد. مسلم به كوفه رسيد و با استقبال گرم و بي سابقه اى روبرو شد, هزاران نفر به عنوان نايب امام (ع ) با او بيعت كردند, و مسلم هم نامه اى به امام حسين (ع ) نگاشت و حركت فورى امام (ع ) را لازم گزارش داد.
هر چند امام حسين (ع ) كوفيان را به خوبى مي شناخت , و بي وفايى و بي دينيشان را در زمان حكومت پدر و برادر ديده بود و مي دانست به گفته ها و بيعتشان با مسلم نمي توان اعتماد كرد, و ليكن براى اتمام حجت و اجراى اوامر پروردگار تصميم گرفت كه به سوى كوفه حركت كند.با اين حال تا هشتم ذيحجه , يعنى روزى كه همه مردم مكه عازم رفتن به منى بودند  و هر كس در راه مكه جا مانده بود با عجله تمام مي خواست خود را به مكه برساند, آن حضرت در مكه ماند و در چنين روزى با اهل بيت و ياران خود, از مكه به طرف عراق خارج شد و با اين كار هم به وظيفه خويش عمل كرد و هم به مسلمانان جهان فهماند كه پسر پيغمبر امت , يزيد را به رسميت نشناخته و با او بيعت نكرده ,بلكه عليه او قيام كرده است.
يزيد كه حركت مسلم را به سوى كوفه دريافته و از بيعت كوفيان با او آگاه شده بود, ابن زياد را (كه از پليدترين ياران يزيد و از كثيف ترين طرفداران حكومت بنى اميه بود) به كوفه فرستاد.ابن زياد از ضعف ايمان و دورويى و ترس مردم كوفه استفاده نمود و با تهديد وارعاب , آنان را از دور و بر مسلم پراكنده ساخت , و مسلم به تنهايى با عمال ابن زياد به نبرد پرداخت , و پس از جنگى دلاورانه و شگفت , با شجاعت شهيد شد.(سلام خدا بر او باد).و ابن زياد جامعه دورو و خيانتكار و بي ايمان كوفه را عليه امام حسين (ع ) برانگيخت , و كار به جايى رسيد كه عده اى از همان كسانى كه براى امام (ع ) دعوتنامه نوشته بودند, سلاح جنگ پوشيدند و منتظر ماندند تا امام حسين (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.
امام حسين (ع )از همان شبى كه از مدينه بيرون آمد, و در تمام مدتى كه در مكه اقامت گزيد, و در طول راه مكه به كربلا, تا هنگام شهادت , گاهى به اشاره , گاهى به صراحت , اعلان ميداشت كه : مقصود من از حركت , رسوا ساختن حكومت ضد اسلامى يزيد وبرپاداشتن امر به معروف و نهى از منكر و ايستادگى در برابر ظلم و ستمگرى است وجز حمايت قرآن و زنده داشتن دين محمدى هدفى ندارم . و اين مأموريتى بود كه خداوند به او واگذار نموده بود, حتى اگر به كشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسيرى خانواده اش اتمام پذيرد.
رسول گرامى (ص ) و اميرمؤمنان (ع ) و حسن بن على (ع ) پيشوايان پيشين اسلام , شهادت امام حسين (ع ) را بارها بيان فرموده بودند. حتى در هنگام ولادت امام حسين (ع )رسول گرانمايه اسلام (ص ) شهادتش را تذكر داده بود. و خود امام حسين (ع ) به علم امامت مي دانست كه آخر اين سفر به شهادتش مي انجامد, ولى او كسى نبود كه در برابر دستور آسمانى و فرمان خدا براى جان خود ارزشى قائل باشد, يا از اسارت خانواده اش واهمه اى به دل راه دهد. او آن كس بود كه بلا را و شهادت را سعادت مي پنداشت . (سلام ابدى خدا بر او باد)
خبر شهادت حسين (ع ) در كربلا به قدرى در اجتماع اسلامى مورد گفتگو واقع شده بود كه عامه مردم از پايان اين سفر مطلع بودند. چون جسته و گريخته , از رسول الله (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و امام حسن بن على (ع ) و ديگر بزرگان صدر اسلام شنيده بودند. بدين سان حركت امام حسين (ع ) با آن درگيري ها و ناراحتي ها احتمال كشته شدنش را در اذهان عامه تشديد كرد. به ويژه كه خود در طول راه مي فرمود: "من كان باذلا فينا مهجته و موطنا على لقاء الله نفسه فليرحل معنا"هر كس حاضر است در راه ما از جان خويش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد,همراه ما بيايد. و لذا در بعضى از دوستان اين توهم پيش آمد كه حضرتش را از اين سفر منصرف سازند، غافل از اين كه فرزند على بن ابى طالب (ع ) امام و جانشين پيامبر, و از ديگران به وظيفه خويش آگاه تر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده، دست نخواهد كشيد.
بارى امام حسين (ع ) با همه اين افكار و نظريه ها كه اطرافش را گرفته بود به راه خويش ادامه داد, و كوچكترين خللى در تصميمش راه نيافت .سرانجام  رفت , و شهادت را دريافت . نه خود تنها, بلكه با اصحاب و فرزندان كه هر يك ستاره اى درخشان در افق اسلام بودند, رفتند و كشته شدند, و خون هايشان شن هاى گرم دشت كربلا را لاله باران كرد تا جامعه مسلمانان بفهمد يزيد (باقيمانده بسترهاى گناه آلود خاندان اميه ) جانشين رسول خدا نيست , و اساسا اسلام از بنى اميه و بنى اميه از اسلام جداست .
راستى هرگز انديشيده ايد اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرين حسين (ع ) به وقوع نمي پيوست و مردم يزيد را خليفه پيغمبر (ص ) مي دانستند, و آن گاه اخبار دربار يزيد و شهوت راني هاى او و عمالش را مي شنيدند, چقدر از اسلام متنفر مي شدند, زيرا اسلامى كه خليفه پيغمبرش يزيد باشد, به راستى نيز تنفرآور است ... و خاندان پاك حضرت امام حسين (ع ) نيز اسير شدند تا آخرين رسالت اين شهادت رابه گوش مردم برسانند.و شنيديم و خوانديم كه در شهرها, در بازارها, در مسجدها, در بارگاه متعفن پسر زياد و دربار نكبت بار يزيد, هماره و همه جا دهان گشودند وفرياد زدند, و پرده زيباى فريب را از چهره زشت و جنايتكار جيره خواران بنى اميه برداشتند و ثابت كردند كه يزيد سگباز وشرابخوار است , هرگز لياقت خلافت ندارد و اين اريكه اى كه او بر آن تكيه زده جايگاه او نيست . سخنانشان رسالت شهادت حسينى را تكميل كرد, طوفانى در جانها برانگيختند, چنان كه نام يزيد تا هميشه مترادف با هر پستى و رذالت و دنائت گرديد و همه آرزوهاى طلايى و شيطانيش چون نقش بر آب گشت .
نگرشى ژرف مي خواهد تا بتوان بر همه ابعاد اين شهادت عظيم و پرنتيجه دست يافت . از همان اوان شهادتش تا كنون , دوستان و شيعيانش , و همه آنان كه به شرافت و عظمت انسان ارج مي گذارند, همه ساله سالروز به خون غلتيدنش را, سالروز قيام و شهادتش را با سياهپوشى و عزادارى محترم مي شمارند, و خلوص خويش را با گريه بر مصايب آن بزرگوار ابراز ميدارند. پيشوايان معصوم ما, هماره به واقعه كربلا و به زنده داشتن آن عنايتى خاص داشتند. غير از اين كه خود به زيارت مرقدش مي شتافتند و عزايش را بر پا مي داشتند, در فضيلت عزادارى و محزون بودن براى آن بزرگوار, گفتارهاى متعددى ايراد فرموده اند.
ابوعماره گويد: روزى به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسيدم , فرمود اشعارى درسوگوارى حسين براى ما بخوان . وقتى شروع به خواندن نمودم صداى گريه حضرت برخاست , من مي خواندم و آن عزيز مي گريست , چندان كه صداى گريه از خانه برخاست . بعد از آن كه اشعار را تمام كردم , امام (ع ) در فضليت و ثواب مرثيه و گرياندن مردم بر امام حسين (ع ) مطالبى بيان فرمود.
نيز از آن جناب است كه فرمود: گريستن و بي تابى كردن در هيچ مصيبتى شايسته نيست مگر در مصيبت حسين بن على , كه ثواب و جزايى گرانمايه دارد. باقرالعلوم , امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم كه يكى از اصحاب بزرگ او است فرمود: به شيعيان ما بگوييد كه به زيارت مرقد حسين بروند, زيرا بر هر شخص باايمانى كه به امامت ما معترف است , زيارت قبر اباعبدالله لازم ميباشد.
امام صادق (ع ) مي فرمايد: ان زيارة الحسين عليه السلام افضل ما يكون من الاعمال . همانا زيارت حسين (ع ) از هر عمل پسنديده اى ارزش و فضيلتش بيشتر است زيرا كه اين زيارت در حقيقت مدرسه بزرگ و عظيم است كه به جهانيان درس ايمان و عمل صالح مي دهد و گويى روح را به سوى ملكوت خوبي ها و پاكدامني ها و فداكاري ها پرواز مي دهد. هر چند عزادارى و گريه بر مصايب حسين بن على (ع ), و مشرف شدن به زيارت قبرش و بازنماياندن تاريخ پرشكوه و حماسه ساز كربلايش ارزش و معيارى والا دارد, لكن بايد دانست كه نبايد تنها به اين زيارت ها و گريه ها و غم گساريدن اكتفا كرد, بلكه همه اين تظاهرات , فلسفه ديندارى , فداكارى و حمايت از قوانين آسمانى را به ما گوشزدمي نمايد, و هدف هم جز اين نيست , و نياز بزرگ ما از درگاه حسينى آموختن انسانيت و خالى بودن دل از هر چه غير از خداست ميباشد, و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضيه بپردازيم , هدف مقدس حسينى به فراموشى مي گرايد.

بهداشت صنعتي چيست ؟

بهداشت صنعتي چيست ؟

 

 بهداشت صنعتي شاخه اي از علم بهداشت حرفه اي است كه از بروز بيماريهايي كه در محل كار توسط عوامل شيميايي ، فيزيكي ، و بيولوژيكي بوجود مي آيد ، جلوگيري ميكند . پزشك فقط تشخيص و درمان بيماريها و آسيب ديدگي ها را انجام ميدهد ، ولي يك متخصص  بهداشت صنعتي، تشخيص ، ارزيابي و كنترل وضعيت كار را كه ممكنه باعث بيماريهاي شغلي در ميان كارگران شود را بر عهده دارد . به عنوان يك كوشش واضح بهداشتي ، بهداشت صنعتي سعي ميكند مشكلات را قبل از اينكه وضعيت به بيماري منجر شود ، حل كند . بيشتر از چندين سال است كه محل اصلي بهداشت صنعتي فراتر از كارخانجات و معادن بلكه به بخشهاي خدماتي و اداري نيز توسعه يافته است . بنابراين واژه صنعتي و حرفه اي به جاي هم ، همراه كلمه بهداشت بكار ميروند .

2-اصول بهداشت صنعتي چيست ؟

ابتدا پزشكان بودند كه رابطه بيماري و وضعيت كار را تشخيص دادند. در طي قرن بيستم دكتر آ ليس هميليتون از اولين پزشكان در امريكا بود كه مشغول معالجه كارهاي پر خطر در كارخانه ها بود كه علل مسلم مريضها را از ريشه رسيدگي ميكرد. او كارخانجاتي را كه مستقيماَ وضعيتشان مرتبط با ناراحتيهاي بيماري خطرناك همراه با مسموميت با سرب بود را بازديد كرد .او بر اين مطلب صحه گذاشت  كه انتشار كنترل نشده گرد و غبار به هواي محل كار و تنفس آنها بوسيله كارگران ، اين عوارض را  باعث شده بود . پس از تشخيص دادن مشكل، او بعنوان يك پزشك مرحله بعدي را يافت ، كه آن درمان بود . او مطمئن بود كه ميتوان از مسموميت با سرب جلوگيري كرد ، اگر حجم گرد و غبار منتشره در محل كار كاهش يابد . او بعنوان يك متخصص بهداشت صنعتي فكر كرد و فرايند كار را فهميد و منابع و مقدار تماس و راه حل مساله را شناسايي كرد . بهداشت صنعتي كه با اين نام در اواخر قرن بيستم شناخته شده ، واقعاً تا سالهاي 1930و 1940 شروع نشده بود تا زمانيكه كار پيشگاماني چون آليس هميلتون با مهندسي و شيمي كامل گرديد .

بالاخره بهداشت صنعتي در بخشهاي صنايع سنگين از قبيل معادن ، ريخته گري ، فلزات ، فولاد و كارخانجات اتوماتيك  و هر جايي كه خطر جدي براي سلامتي وجود داشت ، بكار گرفته شد . زمينه ترقي به آرامي فراهم ميشد . بين سالهاي 1910 و 1940   واحدهاي بهداشت صنعتي كوچك شخصي در دپارتمان كاري ( اداره كار ) توسعه يافت . مجمعهاي حرفه اي بهداشت صنعتي در سال1939 تاًسيس شدند .در سال1940 يك درجه مهم دانشگاهي براي بهداشت صنعتي يا مباحث مرتبط  اعطا شد. اگر چه تا سال 1970 كاربرد بهداشت صنعتي محدود بود و در پائينترين سطح مديريتي باقي ماند و فقط در دولت بعنوان ثانويه در بخش سرويس خدمات بهداشت عمومي فدرال بود. در طي اواخر سالهاي 1960 و آغاز 1970پيوند ميان اجتماع، سياست، دانش و اقتصاد بوجود آمد كه براي بهداشت صنعتي و حرفه اي يك جهش بزرگ به جلو بوجود آمد .

 3- چه اجبارهاي قانوني و سياسي اجتماعي بهداشت صنعتي را به پيش برد. ؟

سا لهاي 1960 سالهايي بود كه تغييرات اجتماعي سريعي بوجود آمد. يكي از نتايج اين تحولات حركاتي در جهت تشكيل حقوق بشر و ضد جنگ ويتنام بود و رشد آگاهي هاي بهداشتي محيطي و حرفه اي كارها سازمان يافته شد .محيط زيست بهداشت عمومي سازمان يافتن جوامع و مبارزه براي استاندارهايي براي پيشگيري محيطي و كاري .

در سال 1969 ، EPA  و در سال 1970 ويليامز استجر  OSHA تاسيس شد .OSHA محلي امن و بي خطر را براي كارگران ضمانت ميكند . با تصويب OSHAزمينه شكوفايي بهداشت صنعتي فراهم شد . در پاسخ به تهديد تصويب قانونهايي براي خشونت در محل كار بهداشت و استانداردهاي ايمني كمپانيهاي بزرگ شروع به استخدام متخصصين بهداشتي صنعتي بمنظور مراقبت از كارخانجاتشان كردند . در مجموع گروههاي مشاوره اي ، با افزايش تقاضا براي بازرسي كارگاهها و آموزش كارگران پيشرفت كرد . همچنين OSHA در رده مراكزي براي كنترل بيماريها قرار گرفت (دپارتمان بهداشت و خدمات انساني ) . NIOSH مختص تحقيق درباره علل بيماريهاي شغلي و منابعي كه منجر به افزايش آنها ميشوند ، افزايش يافت و حيطه وظائف بهداشت صنعتي فراتر از كارخانجات و معادن به مراكز خدمات صنعتي و همكاري جهاني گسترش يافت . بهداشت صنعتي يا حرفه اي امروزه بصورت منظم در دانشگاهها و مراكز آموزشي سراسر ايالات متحده آموزش داده ميشود .

4- تحصيلات مورد نياز براي يك متخصص بهداشت صنعتي چيست ؟

درجه ليسانس مورد نياز است كه بهتر است دز يكي از رشته هاي علوم پايه باشد . عموماً بيشتر متخصصين بهداشت صنعتي درجه ليسانس يا مهندسي دارند . و يا  استاد بهداشت صنعتي يا استاد بهداشت عمومي دروس مشترك براي اين درجات شامل آمار حياتي اپيدميولوژي سم شناسي اصول بهداشت صنعتي فرايند تو ليد تهويه صنعتي و خطرات فيزيكي ميباشد . در مجموع  متخصصين بهداشت صنعتي ممكنه گواهينامه بهداشت صنعتي CTH را از  بورد بهداشت صنعتي امريكا ABIH دريافت كنند. شرايط مورد نياز براي آزمون اين گواهينامه اين است كه داوطلب بايستي درجه ليسانس با 60 واحد درسي و 5 سال تجربه بعنوان متخصص بهداشت صنعتي داشته باشد . آزمون تشريحي 2 روز طول ميكشد و آزمون تستي دانش داوطلب در 10 ناحيه علمي بهداشت صنعتي مي سنجد .

چون شغل بهداشت صنعتي بوسيله دولت و فدرال كنترل نمي شد ABIH سازماني خصوصي هيچ شخصي از طرحهايي كه افراد حرفه اي بعنوان متخصص بهداشت صنعتي طراحي كرده اند جلو گيري نمي كند . اگر چه طرحهاي CTH در اين زمينه بطور قانوني نمي تواند استفاده شود .

5-متخصصين بهداشت صنعتي كجا و به چه كاري مشغول ميشوند ؟

كار عمده بهداشت صنعتي در صنايع خصوصي و براي شركتهاي مشاوره اي است . در صنايع خصوصي متخصصين بهداشت صنعتي برنامه هاي ايمني و بهداشتي را مديريت مي كنند ، تماس كار گران را با عوامل زبان آور ارزيابي مي كنند ، پيشنهادات كنترلي ميدهند ،  كار گران را در مورد مسايل ايمني و بهداشتي مستمر آموزش ميدهند و مقداري هم كار براي بيمه كارخانجات دولت محلي ، اتحاديه هاي تجاري ، آكادميها و دانشگاهها و مراكز آموزشي . ميزان فعاليت متخصصين بهداشت صنعتي بستگي به اداره اي كه براي آنها كار مي كنند و عملكرد شان در اين ادارات دارد . ميزان فعاليتشان از مديريت برنامه هاي بهداشتي و ايمني كه هدف است تا پيشگيري كاركنان و تحقيق در باره امكان بيماريهاي مرتبط با كار باشد . البته تعداد زيادي از متخصصين در دولتها بوسيلهOSHA  استخدام ميشوند و براي تراضي صاحب منصبان ( كارفرمايان ) همچنين اتحاديه هاي تجاري براي بيمه اعضايشان توسعه آموزش اعضاي شركت در مذاكرات قرار دادها و نماينده اتحاديه در دادرسي و روشهاي مرتبط با بهداشت و ايمني استخدام ميشوند. متخصصين بهداشت صنعتي بطور آكادميك آموزش ميدهند و تحقيقات را هدايت مي كنند .

6-استاندارهاي ايمني و بهداشتي چه هستند و چطور بوسيله متخصصين بهداشت صنعتي بكار ميروند؟

عموماً استانداردهاي بهداشتي براي عوامل فيزيكي و شيميايي (صدا ، ارتعاش ، گرما ، تشعشع) ميزان آلودگي است كه معتقدند بيشترين كارگر ممكنه هر روز در معرض آن باشد (حتي بيشتر از زمان كار ) بدون اينكه صدمات بهداشتي و بيماري بر فرد عارض شود . اصولاً اين سطوح بوسيله سازمانهاي خصوصي بهداشتي و ايمني حرفه اي و گروههايي كه اهميت استانداردهايي را كه در صنايع داوطلبانه موافقت ميكنند ، تشخيص ميدهد . استانداردها بيشتر بر اصول تجربيات انساني و آزمايش روي حيوانات توسعه يافته است . يكي از سازمانهاي مهم كه استانداردها را توسعه داده است ACGIH ميباشد (متخصصين دولتي بهداشت صنعتي آمريكا). استانداردهاي ACGIH حد آستانه مجاز TLV  را نشان ميدهد كه در تمام كشورها قابل قبول است . در حقيقت زمانيكه OSHA در سال 1971 شروع بكار كرد با تمام TLV هاي موجود خود را تطبيق داد ، TLV هاي پيشنهاد شده سپس حدود تماس قابل قبول را به عنوان حدود قانوني كه قابل اجرا بوسيله قانون فدرال بود را تعيين كرد . در مجموع PEL غلضت تماس را با واحد   بيان ميكرد .

برخي از استانداردها جامع ترند مانند استاندارد براي موادي مانند سرب ، آزبست و كلرووينيل كلرايد . برخي استانداردها شامل جزئياتي براي روشهاي پيشگيري كارگران با استفاده از لباس مخصوص ، ماسكهاي تنفسي ، تستهاي پزشكي و آموزش ميباشد . با توجه ويژه نسبت به ناكافي بودن پيشگيري از بيماريهاي مزمن بحث زيادي بر روي سطوحي است كه بعنوان TLV يا  PEL مطرح است . خيلي از متخصصين در جوامع بهداشت عمومي معتقدند كه TLV يا PEL نماينده توافق ميان دانش علمي و سياستهاي اقتصادي است . چون PEL  ها اغلب بعنوان خطوطي كه سلامتي و بيماري را از هم جدا ميكند ، تفسير ميشوند آنها نقش فرمانده را در بهداشت صنعتي بازي ميكنند اگرچه بيشتر متخصصين بهداشت صنعتي اين عقيده را توضيح ميدهند كه تماس بايستي در پائينترين سطح ممكن نگه داشته شود .« پائينترين سطح ممكن » ممكنه اغلب توسط كارفرمايان (يعني از ديد اقتصادي ) تعريف شود .

از آنجائيكه PEL ها به كميتهاي قابل اندازه گيري آلودگي بازميگردند يك بخش بزرگي از كار متخصصين بهداشت صنعتي مرتبط با اندازه گيري ميزان تماس كارگران است . در چندين دهه گذشته در نمونه برداري و روشهاي تجزيه اي پيشرفت حاصل شده كه براي بهداشت صنعتي ابزاري با حساسيت بالا براي ارزيابي تماس شغلي فراهم نموده است .

7- توضيح دهيد چطور اطلاعات برگه هاي ايمني (MSDS ) و بررسيها ميتواند به شناخت منابع تماس توسط متخصصين بهداشت صنعتي كمك كند ؟

  اگر هنوز مشكل شناخته ، يا مشاهده نشده (مثل نشت لوله ها) بررسي گام به گام اولين مرحله تشخيص خطر است . ابزار اصلي بررسي گام به گام ، محل كار است . در طي يك بازرسي دقيق از تمام نقاط محل كار متخصص بهداشت صنعتي براي فرايندي كه ممكنه منجر به تماس با آسيابها ، ماشينهاي سند بلاست .اسپري سازي يا چربي زدايي شود .تحقيق ميكند و مشاهدات بهداشتي خود را روي كارگران با تمركز بر روي سوالات زير انجام ميدهد

       ü         آيا تماس متناوب است يا منقطع؟

       ü         آيا كارگرانيكه در محيط بسته قرار دارند در آن محل تهويه كافي وجود دارد؟

       ü         آيا كارگران از وسايل حفاظتي (ماسكها) استفاده ميكنند؟

  ü  آيا محل كار علائم آشكارز خطر زا بودن دارد ؟ (از قبيل ماشينهاي گردوغبارزا)

شايد مهمتر اين باشد كه متخصص بهداشت صنعتي بايستي با كارگران و ديگر پرسنل محل كار به منظور تشخيص مسائل ويژه منطقه عملياتي كه فوراً ظاهر نميشود ، صحبت كند . بهيار بايستي سعي كند تا موارد ويژه كه ممكنه داراي خطرات شيميايي يا فيزيكي باشند و افراد با آن در تماس هستند را تعيين مقدار كند مثل صدا ، تششع يا تماسهاي بيولوژيكي . براي ارزيابي خطرات شيميايي، بهداشتي اطلاعاتي را بوسيله خواندن برچسب و برگه هاي اطلاعات ايمني جمع آوري ميكند . تمام كارخانجات به داشتن برگه هاي ايمني مواد روي هر توليد كه عرضه ميشود ، احتياج دارند و كارفرمايان بوسيله OSHA اين اطلاعات را بدست مي آورند و در محل كار خود بايگاني ميكنند . اگرچه برگه هاي لطلاعات ايمني اطلاعات مفيدي را فراهم ميكند شامل اثرات شيميايي آن روي سلامتي و معيار حفاظتي كه براي حمل آن لازم است اطلاعات جمع آوري شده از برگه هاي اطلاعات ايمني در شناخت خطرات مهم است .  

8- پس از اينكه منبع خطر شناخته شد ، چطور شدت مشكل ارزيابي و سطح تماس اندازه گيري ميشود؟

تعيين مقدار ، بوسيله ارزيابي سطح تماس انجام ميشود. راههاي زيادي براي ارزيابي تماس وجود دارد و انواع مختلف تماس ارزيابي ميشود . بيشتر متداول است متخصصين بهداشت صنعتي علاقمندند تماس كارگر را تا زمانيكه او در حال انجام كار روزانه اش در طول كل زمان كاري يا انجام يك كار مشخص است ، اندازه گيري كنند . به منظور اندازه گيري تماس ، منطقه تنفسي كارگر (دهان و بيني) ارزيابي ميشود . اين طريق ارزيابي به ارزيابي شخصي معروف است . بررسي با استفاده از چندين وسيله نمونه گير انجام ميشود . كمربندي كه روي آن پمپ نمونه برداري كوچك قرار ميگيرد و به كارگر وصل ميشود به طور مداوم دبي جريان هوا را نشان ميدهد . نمونه برداري متوسط كه بوسيله پمپ و لوله هاي مخصوص انجام ميشود . نمونه برداري ثانويه ، نوعاً جذب براي گازها و بخارات با وسايلي از  قبيل زغال فعال و فيلتر براي گردوغبار استفاده ميكنيد و براي آناليز ، ذرات آلوده به آزمايشگاه فرستاده ميشوند . بيشتر از چندين دهه است كه  وسائليكه در آناليز شيميايي بكار ميرود  بسيار بهبود پيدا كرده ، و امكان اندازه گيري غلظت آلودگي تا قسمت در ميليون (PPM ) ممكن شده است. همچنين متخصصين بهداشت صنعتي توانايي بسياري در ارائه ابزارهايي كه هم تجزيه و نمونه برداري حجمي از هوا براي آلودگي انجام ميدهد ، پيدا كردند . ابزارهاي قرائت مستقيم عموماً بر اساس خاصيت شيميايي يا فيزيكي آلودگي ، براي تعيين مقدار غلظت آن در هوا استفاده ميشوند . مانند توانايي ورود به حلال ، جذب اشعه با طيف مشخص يا تغيير رنگ در اثر فعل و انفعال شيميايي .برخي از وسائل قرائت مستقيم براي تعيين سريع و تقريبي ميزان تماس كارگران در طي بررسي گام به گام استفاده ميشوند.به منظور تعيين مقدار آن نمونه برداري طولاني مدت لازم است.

برخي ديگر از وسائل قرائت مستقيم ممكنه به وسائل هشدار دهنده (اخطارها) وصل شوند كه كارگران را از وضعيت خطرناك آگاه سازد . اين وسائل ممكنه براي تست يك يا چند ماده شيميايي طراحي شوند .برخي ديگر از اين وسائل آنقدر كوچك هستند كه در كف دست جاي ميگيرند . متخصصين بهداشت صنعتي ممكنه انواع ديگري از نمونه ها را بگيرند كه ممكنه منابع بالقوه خطرزا را آشكار كند براي مثال wipe sample  براي ارزيابي آلودگي روي سطوح كار يا پوست استفاده ميشوند . كارگران ممكنه آلودگي را اگر دستهايشان كمك ميكند . حدود تماس شغلي فقط به غلظت مواد در هوا باز ميگردد و به قدرت جذب پوست توجه نميكند ، بنابراين به منظور ارزشيابي كامل تماس كارگران ميزان مواد شيميايي كه ممكنه روي پوست قرار گيرد يك مشخصه مهم است . در مجموع براي آزمودن آلودگي هوا ، تماس يا دقت بيشتر ، ميزان جذب شده ممكنه بوسيله ميزان آلودگي (يكي از آنها متابوليسمشان ) در بدن اندازه گيري شود . بيشتر ميزان مواد شيميايي در خون ، ادرار يا هواي بازدمي اندازه گيري ميشود . براي مثال تماس با منوكسيد كربن ممكنه بوسيله ميزان مونوكسيد كربن در هواي بازدمي يا اندازه گيري كربوكسي هموگلوبين در نمونه خون سياهرگي اندازه گيري شود . تماس با جيوه ممكنه در ادرار و تماس با بنزن بوسيله فنل در ادرار ارزيابي ميشود . اندازه گيريهاي بيولوژيكي براي ارزيابي سطح تماس سودمند است مواد شيميايي كمي در عموم صنايع به عنوان شاخص تماس بيولوژيك استفاده ميشود كه در حال توسعه يافتن است .

9- پس از اينكه ميزان تماس اندازه گيري شد براي جلوگيري از تماس كارگران چه كاري انجام ميشود؟

كنترل مهندسي شامل تهويه ، تغيير فرايند يا تجهيزات ، جانشيني يك ماده ايمن تر شيميايي ، تكنيك هاي كاهش گردوغبار ، نظافت و كارهاي بهداشتي ، كنترل مديريتي براي كاهش تعداد كارگران مواجه با خطر يا تعيين طول مدت زمان در مواجه شخصي استفاده ميشود اگرچه آنها ميزان خطر در محيط كار را حذف نميكنند و كاهش نميدهند . كنترلهاي مديريتي شامل دوره هاي استراحت ، تغيير شيفت كاري يا محلي كه افراد كمتري در آن كار ميكنند . يا چرخش كاري ، تجهيزات حفاظت فردي (ماسكها،دستكشهاو عينكهاي ايمني) تماس با خطر را براي كارگران كاهش ميدهد . اگرچه از سه روش كنترلي ذكر شده ، آنهايي كمتر مطلوبند كه راحت نيستند،اغلب اوقات غير اختصاصي استفاده ميشوند و ممكنه ضعيف تنظيم شوند . هنگاميكه تجهيزات حفاظت فردي بايستي در محل كار استفاده شود اين مهم است كه تاثير برنامه حفاظت فردي را كارگران باور داشته باشند.و كارگران بطور اختصاصي استفاده از اين تجهيزات را آموزش ببينند . اگر اينطور نيست در اين وضعيت هيچ برنامه ايمني و بهداشتي نبايد كلاً وابسته به تجهيزات حفاظت فردي باشد

 

 

تست روانشناسي(اعتماد به نفس)

-

 آیا تصور می‌كنید كه‌ اطرافیان‌ ، شما را شخصی‌ بسیار مثبت‌ تلقی‌ می‌كنند؟
 

2-

 آیا دوست‌ دارید در یك‌ اتوبان‌ خلوت‌ با نهایت‌ سرعت‌ برانید؟
 

3-

در تصمیم ‌گیری‌ هایتان‌ تا چه‌ حد اعتماد به ‌نفس‌ دارید؟ آیا به‌ تصمیمی‌ كه‌ می‌ گیرید، اطمینان ‌دارید؟
 

4-

 اگر از شما بخواهند که در مراسم جشن فارغ التحصیلی دانشگاه ( یا مدرسه ) برای همکلاسانتان سخنرانی کنید، تا چه حد احساس نگرانی می کنید؟
 

5-

 تاکنون چند بار در یك‌ جلسه‌ و نشست ‌اظهار تشكر كرده‌اید؟
 

6-

 در اجتماعات‌ و گردهمایی‌های‌ اجتماعی ‌، ترجیح‌ می‌دهید كه‌ چرخی‌ در اطراف‌ بزنید و با غریبه‌ها صحبت‌ كنید ، یا این که مایلید در كانون‌ دوستان‌ و آشنایان‌ خودتان‌ باقی‌ بمانید؟
 

7-

 آیا از تصور ملاقات‌ و دیدار با افراد سرشناس‌عصبی‌ می‌شوید؟
 

8-

 چند وقت‌ یك‌ بار در مورد سر و وضع ‌ظاهریتان‌ احساس‌ نگرانی‌ به‌ شما دست‌ می‌دهد؟
 

9-

 اگر به‌ شما پیشنهاد كنند كه‌ در مورد مسئله‌ای‌ كه‌ در موردش‌ اطلاعات‌ زیادی‌ دارید، با مؤسسه‌ ذیربط صحبتی‌ داشته‌ باشید، چه‌ احساسی ‌پیدا می‌كنید؟
 

10-

 معمولاً برای‌ پیروزی‌ و برنده‌ شدن‌ به‌ ورزش‌ می‌پردازید و یا صرفاً برای‌ تفریح‌ و سرگرمی‌؟
 

11-

 آیا تا به‌ حال‌ برای‌ شركت‌ در یك‌ مسابقه ‌اطلاعات‌ عمومی‌ فرم‌ پر كرده‌اید؟
 

12-

 آیا مایلید در هر فرصت‌ به‌ دست‌ آمده‌ ، گفتگویی‌ با افراد با نفوذ داشته‌ باشید؟
 

13-

 آیا به‌ قدرت‌ مثبت‌ اندیشی‌ معتقد هستید؟
 

14-

 آیا تا به‌ حال‌ برای‌ شركت‌ كردن‌ در یك ‌مباحثه‌ در مورد موضوع‌ روز با یك‌ ایستگاه‌ رادیویی‌ یا تلویزیونی‌ تماس‌ حاصل‌ كرده‌اید؟
 

15-

 تا به‌ حال‌ چند مرتبه‌ به‌ رئیس‌ تان‌ گفته‌اید كه‌ با شیوه‌ كاری‌ او موافق‌ نیستید؟
 

16-

 از این‌ كه‌ دیگران‌ شما را با لباس‌ های ‌نامناسب‌ مشاهده‌ كنند، تا چه‌ حد عصبی‌ می‌شوید؟
 

17-

 آیا شیرین‌ كاری‌ یا هنر نمایی‌ را بلد هستید كه‌ بتوانید آن‌ را در تجمعات‌ خانوادگی‌ انجام‌ دهید؟
 

18-

 زمانی‌ كه‌ بلیط بخت‌ آزمایی‌ می‌خرید و یا در یك‌ قرعه‌ كشی‌ شركت‌ می‌كنید، تا چه‌ حد به‌ برنده‌شدن‌ امیدوار هستید؟
 

19-

 فرض‌ كنید كه‌ در بحثی‌ با افراد مختلفی ‌درگیر شده‌اید كه‌ همگی‌ نقطه‌ نظراتی‌ كاملاً متفاوت‌ با عقاید شما دارند. اگر حتم‌ داشته‌ باشید كه‌ حق‌ با شماست‌، چه‌ واكنشی‌ از خود نشان‌ می‌دهید؟
 

20-

 آیا حاضرید، به‌ نفع‌ امور خیریه‌ دست‌ به‌ كارهای‌ خطرناك‌ بزنید؟
 

21 -

 فرض‌ كنید مدت‌ یك‌ ساعت‌ برای‌ خریدن‌ بلیط قطار در صف‌ ایستاده‌اید و زمانی‌ كه ‌مقابل‌ باجه‌ می‌رسید، متوجه‌ می‌شوید كه‌ متصدی، ‌شخصی‌ فوق‌ العاده‌ منفی‌ و فاقد حس‌ همكاری‌ است‌. چه‌ واكنشی‌ از خود نشان‌ می‌دهید؟
 

22-

 تاكنون چند بار در بحث‌ و مذاكره‌ای ‌مغلوب‌ شده‌اید؟
 

23-

 آیا از هم‌ صحبتی‌ با دیگران‌ خشنود می‌شوید؟
 

24-

 آیا به‌ نظر شما سفر با هواپیما نگران‌ كننده‌ است‌؟
 

25-

 اگر به‌ شما بگویند كه‌ قرار است‌ در محل‌ كارتان‌ تغییر و تحولات‌ و تجدید سازمانی‌ صورت‌ بگیرد، چه‌ احساسی‌ پیدا می‌كنید؟
 

 

تست افسردگی

تست افسردگی


افسردگی دارای جلوه های گوناگونی است که افراد به آسانی از تشخیص آن غافل می شوند. این اختلال دارای طیف وسیعی از نشانه ها از قبیل سردرد، یبوست، کم شدن اشتها، کمر درد، یا فقط خستگی مزمن است. این تست به شما در رسیدن به این مهم کمک می کند. در این پرسشنامه 21 سوال مطرح شده و هر سوال از چهار عبارت تشکیل شده است. هر یک از این عبارت ها در هر سوال بیان کننده حالتی از شخص است. شما باید عبارت های هر گروه را به ترتیب و با دقت بخوانید. سپس در هر گروه عبارتی را انتخاب کنید که بهتر از همه، طرز احساس کنونی شما را بیان می کند. یعنی آنچه را که درست هم اکنون احساس می کنید. پس از انتخاب داخل دایره را تیک بزنید. ا گر در هر سوال بیش از یک عبارت را وصف خود می دانید، سعی کنید عبارتی را که ممکن است بیشتر درباره شما صادق باشد را انتخاب کنید. اگر از بین دو یا چند عبارت مربوطه به یک گروه نتوانستید انتخابی را به عمل آورید به حدس و گمان متوسل شوید در هر صورت هیچ سوالی را بدون پاسخ نگذارید. این آزمون مخصوص افراد بالای 16 سال هست .
 

1.
غمگين نيستم
غمگين هستم
غم دست بردار نيست
تحملم را از دست داده ام


2.
به آينده اميدوارم
به آينده اميدي ندارم
احساس مي‎كنم آينده اميد بخشي در انتظارم نيست
كمترين روزنه اميدي ندارم.


3.
ناكام نيستم
ناكام تر از ديگرانم
به زندگي گذشته‌ام كه نگاه مي‎كنم هرچه مي‎بينم شكست و ناكامي است
آدم كاملاً شكست خورده‎اي هستم


4.
مثل گذشته از زندگيم راضي هستم
مثل سابق از زندگي لذت نمي‎برم
از زندگي رضايت واقعي ندارم
از هر كس و هر چيز كه بگويي ناراضي هستم


5.
احساس تقصير نمي‎كنم
گاهي اوقات احساس تقصير مي‎كنم
اغلب احساس تقصير مي‎كنم
هميشه احساس تقصير مي‎كنم


6.
انتظار مجازات ندارم
احساس مي‎كنم ممكن است مجازات شوم
انتظار مجازات دارم
احساس مي‎كنم مجازات مي‎شوم


7.
از خود راضي هستم
از خود ناراضي هستم
از خودم بدم مي‎آيد
از خودم متنفرم


8.
بدتر از سايرين نيستم
از خودم به خاطر خطاهايم انتقاد مي‎كنم
هميشه خودم را به خاطر خطاهايم سرزنش مي‎كنم
براي هر اتفاق بدي خود را سرزنش مي‎كنم


9.
هرگز به فكر خودكشي نمي‎افتم
فكر خودكشي به سرم زده اما اقدامي نكرده‎ام
به فكر خودكشي هستم
اگر بتوانم خودكشي مي‎كنم


10.
بيش از حد معمول گريه نمي‎كنم
بيش از گذشته گريه مي‎كنم
هميشه گريانم
قبلاً گريه مي‎كردم اما حالا با اينكه دلم هم مي‎خواهد نمي‎توانم گريه كنم


11.
كم حوصله‎تر از گذشته نيستم
كم حوصله‎تر از گذشته هستم
اغلب كم حوصله هستم
هميشه كم حوصله هستم


12.
مثل هميشه مردم را دوست دارم
به نسبت گذشته كمتر از مردم خوشم مي‎آيد
تا حدود زيادي علاقه‎ام را به مردم از دست داده‎ام
از مردم قطع اميد كرده‎ام، به آنها علاقه‎اي ندارم


13.
مانند گذشته تصميم مي‎گيرم
كمتر از گذشته تصميم مي‎گيرم
نسبت به گذشته تصميم‎گيري برايم دشوارتر شده است
قدرت تصميم گيريم را از دست داده‎ام


14.
جذابيت گذشته‎ها را ندارم
نگران هستم كه جذابيتم را از دست بدهم
احساس مي‎كنم هر روز كه مي‎گذرد جذابيتم را بيشتر از دست مي‎دهم
زشت هستم


15.
به خوبي گذشته كار مي‎كنم
به خوبي گذشته كار نمي‎كنم
براي اينكه كاري بكنم به خودم فشار زيادي مي‎آورم
دستم به هيچ كاري نمي‎رود


16.
مثل هميشه خوب مي‎خوابم
مثل گذشته خوابم نمي‎برد
يكي دوساعتي زودتر از معمول از خواب بيدار مي‎شوم خوابيدن دوباره برايم مشكل است
چند ساعت زودتر از معمول از خواب بيدار مي‎شوم و ديگر خوابم نمي‎برد


17.
بيشتر از گذشته خسته نمي‎شوم
بيش از گذشته خسته مي‎شوم
انجام هر كاري خسته‎ام مي‎كند
از شدت خستگي هيچ كاري از عهده‎ام ساخته نيست


18.
اشتهايم تغييري نكرده است
اشتهايم به خوبي گذشته نيست
اشتهايم خيلي كم شده است
به هيچ چيز اشتها ندارم


19.
اخيراً وزن كم نكرده‎ام
بيش از دو كيلو و نيم وزن كم نكرده‎ام
بيش از پنج كيلو از وزن بدنم كم شده است
بيش از هفت كيلو وزن كم كرده‎ام


20.
بيش از گذشته بيمار نمي‎شوم
از سر درد و دل درد و يبوست كمي ناراحتم
به شدت نگران سلامتي خود هستم
آنقدر نگران سلامتي خود هستم كه دستم به هيچ كاري نمي‎رود


21.
ميل جنسي‎ام تغيييري نكرده است
ميل جنسي‎ام كمتر شده است
ميل جنسي‎ام خيلي كم شده است
كمترين ميل جنسي در من نيست

 

 

فوري !!! فرم استخدام آموزش وپرورش

قابل توجه متقاضیان ثبت نام استخدام پیمانی ) استفاده از مرورگر )

1- برای ثبت نام حتما از مرور گر ***««« Internet Explorer »»»*** استفاده فرمایید . 2- برای ثبت نام و یا اصلاحات از گزینه «« ثبت نام آزمون استخدام پیمانی-و ویرایش مجدد »» استفاده فرمایید . 3- حتما مراحل ثبت نام را تا مرحله دریافت کد رهگیری کامل فرمایید. 4- به هر دلیلی اعم از قطعی و غیره موفق به دریافت کد رهگیری نشدید مجددا از گزینه «« ثبت نام آزمون استخدام پیمانی-و ویرایش مجدد »» وارد شده و ثبت نام را کامل نمایید . 5- بعد از ثبت نام از گزینه «« نمایش و چاپ فرم تکمیل شده داوطلب »» حتما مجدد اطلاعات را کنترل فرمایید . 6- به هیچ وجه کارت ثبت نامی و کد و رمز آن را در اختیار دیگران قرار ندهید. 7- کارت ثبت نام را تا پایان کلیه مراحل آزمون اعم از دریافت کارت شرکت در آزمون و غیره نزد خود نگهداری فرمایید . 8- **افرادی که در کافی نت ها و یا جاهای شلوغ اقدام به ثبت نام می نمایند مراقبت نمایند کارت شرکت در آزمون آنها با کارت دیگران تعویض نشده باشد .**

عدم جذب و استخدام پیمانی نیروی انسانی در شهر تهران و « تحویل کارت رمز ثبت به نام فرزندان شهید و جانباز 25% و بالاتر 1- رییس مرکز سنجش آموزش و پرورش اعلام کرد با عنایت به برنامه راهبردی دولت محترم در بخش نیروی انسانی شهر تهران ، وزارت آموزش و پرورش در آزمون استخدام پیمانی سال جاری ، برنامه ای برای جذب و استخدام نیروی انسانی در شهر تهران ندارد

 . 2- بر اساس بخشنامه شماره 22/9653/710 مورخ 13/12/89 معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش خطاب به مدیران استانها تاکید شده است ، در اجرای بند «ج» شرایط اگهی استخدام و به استناد مصوبه شماره 262756/41459-27/12/88 هیات وزیران ، ادارات کل آموزش و پرورش استانها مکلف می باشند در قبال اخذ فهرست فرزندان شهید و جانباز 25% و بالاتر، از بنیاد شهید و امور ایثار گران واحد استانی ، کارت رمز ثبت نام استخدام را در اختیار این عزیزان قرار دهند .

خبر مهم (جدول توزیع ظرفیت استخدام بر اساس محل خدمت / رشته شغلی / جنس) تاریخ اطلاعیه :  12/02/89 محمد تقی صابری رییس مرکز سنجش آموزش و پرورش از کلیه داوطلبان آزمون استخدام پیمانی خواست قبل از هر گونه اقدام برای ثبت نام در آزمون مذکور حتما جدول توزیع استخدام پیمانی که بر اساس

استان محل خدمت / رشته شغلی / جنس (فایل ضمیمه ذیل) می باشد مطالعه و در صورت وجود ظرفیت بر اساس رشته شغلی در استان مورد تقاضا و دارا بودن کلیه شرایط عمومی و اختصاصی و شرایط احراز داوطلب از نظر مدرک تحصیلی نسبت به واریز وجه ، ثبت نام نمایند .

      صابری تاکید کرد : با توجه به تنوع رشته های شغلی فنی  وحرفه ای و کاردانش جدول توزیع ظرفیت به تفکیک رشته و جنس ( فایل ضمیمه ذیل) اعلام شده است که داوطلبان علاقمند در آزمون این رشته های باید حتما آن را مطالعه کنند

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA

        فایل ضمیمه

.

فمنيسم و سياست

فمنيسم و سياست 

 فاطمه متوليان
 
 مقدمه
 انديشه فمنيسم در واقع همان جنبش زنان است و ريشه‏هاى آن به دوران روشنگرى اروپا و بيدارى اين قاره از خواب قرون وسطايى مى‏رسد، اما ايده‏هاى انقلاب كبير فرانسه (1) زمينه‏ساز جدى و واقعى شكل‏گيرى نخستين نطفه‏هاى جنبش فمنيستى است; آنجا كه ايده حقوق بشر براى نخستين بار به شكل مدون و البته بيشتر در رابطه با حقوق مردان فرمول بندى شده بود. آنچه كه فرانسه در دهه 90 قرن هجدهم به صورت شركت فعال زنان در جنبش انقلابى و سپس تاسيس انجمن‏هاى سياسى ويژه زنان شاهد آن بوده، به مرور ريشه‏هاى خود را به سراسر اروپا گستراند. (2)
 
 «جنبش آزادى زنان‏» مهمترين روايت فمنيستى در جامعه معاصر غرب است. البته خود اين عنوان نيز نشان دهنده زمينه سياسى ظهور آن و كليدى براى درك بعضى از تفاوت‏هاى آن با اشكال پيشين فمنيسم است. فمنيست‏هاى اوليه از «حقوق‏» و «برابرى‏» زن سخن مى‏گفتند، اما در دهه 60 ميلادى «ستم‏» و «آزادى‏» در فعاليت‏هاى سياسى چپ‏نو، (3) كلماتى كليدى به شمار مى‏رفت. با افزايش جنبش‏هاى آزادى بخش; از قبيل جنبش آزادى بخش سپاهان، جهان سوم و...، فمنيسم جديد، به ناگزير عنوان «جنبش آزادى بخش زنان‏» را براى خود برگزيد كه اين تغيير نام بازتاب تحولى مهم در دورنماى سياسى فمنيسم معاصر، ايجاد كرد. (4)
 
 تعريف فمنيسم
 فمنيسم لغتى فرانسوى است كه به آنچه در قرن 19 در امريكا، تحت عنوان «جنبش زنان‏» معروف بود، اطلاق مى‏شد. جنبش زنان مجموعه متنوعى از گروه‏هايى بود كه هر يك به نحوى در «پيش برد» موقعيت زنان تلاش مى‏كردند. (5)
 
 فرهنگ علوم سياسى فمنيسم را اين گونه معرفى مى‏كند:
 
 «دفاع و جانبدارى از حقوق زنان و عقيده به برابرى زن و مرد در زمينه‏هاى فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى، سياسى و مبارزه در راه وصول به اين برابرى.» (6)
 
 از نظر تاريخى، در دهه 1980 ميلادى فمنيسم به عنوان يك لغت، معانى متفاوتى را پيدا كرد. در اين دوره حاميان نقش اجتماعى زنان كه از حقوق آنان به عنوان يك موجود مستقل نيز دفاع مى‏كردند «فمنيست‏» نام گرفتند. اما طى سال‏هاى گذشته با تحول در نقش‏هاى اجتماعى و فردى زنان، تحولاتى نيز در بيان و معرفى فمنيسم ايجاد شده است، تا اندازه‏اى كه نمى‏توان قالب واحدى را از اين تعاريف استخراج نمود. از جمله اين تعاريف عبارتند از:
 
 - «آرين ايچ‏» نويسنده امريكايى معتقد است: فمنيسم از يك سو يك لقب پوچ و سبكسرانه به نظر مى‏رسد و از سوى ديگر به منزله نوعى اخلاق - روش‏شناسى و يا يك طريقه پيچيده تفكر و عمل درباره شرايط زندگى‏هاست.
 
 -«كريس ونيرون‏» جامعه شناس انگليسى، در بيان خود از فمنيسم آن را واژه‏اى سياسى معرفى مى‏كند كه در جهت تغيير روابط موجود قدرت ميان زن و مرد حركت مى‏كند.
 
 - از ديد «بل هوكس‏» فمنيسم محصول يك تعهد سياسى - اقتصادى و اجتماعى است كه سعى دارد تسلط جنسى، سياسى و نژادى را نابود كرده و جامعه‏اى را بازسازى كند كه در آن رشد شخصى فرد به منافع امپرياليسم، توسعه‏طلبى اقتصادى و تمايلات مادى از جمعيت‏بستگى دارد .
 
 با نگرشى دقيق به اين تعاريف، به اين نكته واقف خواهيم شد كه فمنيسم تنها يك رويكرد عملى يا اجتماعى واحد نيست و به همين دليل است كه امروزه فمنيسم به شاخه‏هاى متعددى از جمله ليبرال، ماركسيست، سوسيال، راديكال، روانكاو، و فرامدرن تقسيم مى‏شود. (7)
 
 با اين بيان پس از گذرى كوتاه بر ديدگاه‏هاى فمنيستى به دنبال پاسخ به اين سؤال هستيم كه آيا بين فمنيسم، انديشه سياسى، رويكرد سياسى و سياست، ارتباطى وجود دارد يا خير؟
 
 ليبرال فمنيسم: فلسفه ليبرالى (8) با رشد سرمايه دارى ظهور كرد و با اعتقاد به تساوى ذاتى انسان‏ها، خواستار دموكراسى و آزادى‏هاى سياسى شد. اين نوع تفكر، شرايط زندگى را براى زنان و مردان دچار تغييراتى كرد كه زن بورژوا (9) عليه سلطنت‏سنتى مردان در خانه به‏پاخاست همانطور كه مردان ساختار سياسى موجود را رد كردند .
 
 از اين رو در سال 1700 مرى آستل اين سؤال‏ها را مطرح مى‏كند:
 
 «اگر حاكميت مطلق در يك كشور ضرورى نيست، پس چرا در خانواده لازم است؟ و اگر در خانواده ضرورى است، چرا در كشور نباشد؟ اگر همه انسان‏ها آزاد به دنيا مى‏آيند، پس چرا همه زنان بايد برده به دنيا بيايند و هستى آنها در شرايط بردگى كامل، تابع اراده نامعلوم و دلخواه مردان باشد؟»
 
 ليبرال فمنيست‏ها در قرن هجدهم - براى اثبات برابرى حقوق زن و مرد تلاش زيادى كردند. در قرن نوزدهم خواستار برابرى حقوق زنان تحت لواى قانون شدند و سرانجام در قرن بيستم، خواهان انجام اصلاحات گوناگون اجتماعى جهت تضمين و امكانات برابر براى زنان شدند. (10)
 
 همانطور كه در ابتدا ذكر شد، اين نحوه نگرش، پايه‏هاى تفكر خود را بر اساس تساوى انسان‏ها(مردان و زنان) استوار كرده است. اين نحوه تفكر سعى كرد تا سايه اصلى خود را بر قوانين و حقوق بيفكند تا در نتيجه آن و در سايه قوانين، موارد تبعيض نسبت‏به زنان كاهش يافته و زنان نيز از حقوقى مشابه مردان برخوردار شوند. اين برخوردارى از حقوق و قوانين، اثرات عينى خود را در سطح جامعه كما بيش نشان داد كه در نتيجه آن زنان همانند مردان، واجد شرايط شناخته شده و در عرصه اشتغال، حرفه و... به فرصت‏هاى برابر همانند مردان دست‏يافتند.
 
 در اين بخش از فمنيسم، مى‏توان ليبراليسم را پايه اصلى معرفى نمود، به لحاظ آن كه ليبراليسم در قرون 16 و 17 كه به ليبراليسم كلاسيك شهرت دارد، دو نوع آزادى را براى هر فرد قائل است: آزادى مثبت و آزادى منفى. در آزادى مثبت انسان صاحب امتياز شد و در آزادى منفى به نفى هر گونه سلطه مى‏پردازد كه البته بايستى به شكل منفى تحقق يابد; يعنى فرد ابتدا بايد از سلطه حاكم رها شود و يا از يك موجود و تابع به موجود مستقل تبديل گردد و در مرحله بعدى است كه اجازه، حق تعيين سرنوشت مى‏يابد. (11)
 
 به عبارت ديگر مى‏توان گفت: فمنيسم ليبرال زاييده شرايطى است كه بر جامعه حاكم است، همانطور كه در سخنان مرى آستل آمده است. سايه افكندن ليبراليسم بر جامعه و نفى سلطه حاكم در تعامل بين مردم و حاكم در نهايت‏به زندگى فردى، شخصى و خانوادگى افراد آن جامعه تسرى يافته و در نهايت اين ندا سر برآورده‏است كه:
 
 اولا: انسان‏ها با يكديگر برابر بوده و هيچ جنبه برترى بر يكديگر ندارد;
 
 ثانيا: نفى سلطه و امتيازى به نام آزادى بر اساس اصول ليبراليسم براى انسان‏ها پذيرفته مى‏شود;
 
 ثالثا: در نتيجه، اين امتياز براى زنان نيز پذيرفته مى‏شود.
 
 و اين نتيجه يكى از پايه‏هاى اساسى شكل‏گيرى فمنيسم ليبرال است. در واقع مى‏توان گفت: ليبراليسم نحوه نگرش انسان‏ها به پديده‏ها و معرفت او را نسبت‏به جهان هستى تغيير مى‏دهد كه اين تغيير لاجرم نيمى از قشر موجود در جامعه - زنان - را در بر خواهد گرفت.
 
 پى‏نوشت‏ها:
 
 1) سال 1789 ميلادى.
 
 2) شباهنگ، ملاحظاتى پيرامون جنبش فمنيسم، بولتن فمنيسم.
 
 3) چپ نو (
New Left) جنبشى با گرايش‏هاى نئوماركسيستى، سنديكاليستى، آنارشيستى، اگزيستانسياليستى كه عمدتا در مراكز دانشگاهى متمركز است و در انگلستان از سال 1956 توسط گروه روشنفكرانى كه گرد مجله بررسى چپ نو جمع شده بودند، آغاز شد و در امريكا در اواخر دهه 1950 ضمن مباحث آزاد سياسى «درباره تبعيض نژادى، جنگ ويتنام، مجتمع نظامى - صنعتى كه در دانشگاه كاليفرنياى بركلن برگزار مى‏شد، ظهور كرد و در فرانسه با الهام از فلسفه سارتر جريان يافت. دامنه جنبش چپ نو در دهه 1960 بالا گرفت و با حوادث ماه مه 1968 به اوج خود رسيد. چپ‏نو به خلاف چپ كهن (سوسياليسم، كمونيسم، ماركسيسم‏» فاقد نظم، رهبرى و هدف‏هاى مشخص است و تاكيدش بيشتر به اعتراض، اقدام مستقيم، اصلاح‏طلبى، فرد گرايى و آزادى است و ضمن به مبارزه طلبيدن نظم اقتصادى، اجتماعى و سياسى مستقر، خواستار جامعه‏اى با اين مشخصات است: (دموكراسى مبتنى بر مشاركت، سازماندهى جامعه از طريق ايجاد بازارهاى كوچك، مالكيت عمومى بر كليه صنايع بزرگ، كاهش توليد كالاهاى غير ضرورى، برقرارى ازدواج بر مبناى انتخاب آزاد و تعليم و تربيت كودكان درون كانونهاى زندگى اشتراكى .
 
 4) آليسون، جك ; چهار تلقى از فمنيسم. مجله زنان، شماره 28.
 
 5) همان.
 
 6) آقا بخشى، على ; فرهنگ علوم سياسى، ص 123.
 
 7) مطيع، ناهيد ; فمنيسم در ايران، در جستجوى يك رهيافت‏بومى، مجله زنان، شماره 40.
 
 8) ليبرال در اصل; يعنى كسى كه در دوره مبارزه بورژوازى صنعتى عليه اشرافيت فئودالى، در جناح معتدل بورژوازى قرار داشت و طرفدار آزادى از قيد و بندهاى اقتصادى و اجتماعى عصر فئوداليسم، آزادى اقتصادى و آزادى‏هاى فردى بود. اكنون معمولا به كسى ليبرال مى‏گويند كه از نظر اقتصادى، موافق عدم دخالت‏يا كاهش نظارت دولت در فعاليت‏هاى اقتصادى و به بيان ديگر، طرفدار اقتصاد اجتماعى مبتنى بر بازار و محدود كردن قدرت انحصارات اقتصادى است و از نظر سياسى موافق حكومت پارلمانى و آزادى‏هاى فردى است.
 
 9) بورژوا يا بورژوازى: اين واژه در اصل و در فرانسه به طبقه‏ى متوسط سوداگر و كاسبكار و يا شهر نشينانى كه بر ملاك دارايى از حقوق سياسى برخوردار بودند، اطلاق مى‏شد و در اصطلاح ماركسيستى به معناى سرمايه‏داران، سوداگران، كاسبكاران و دارندگان مشاغل آزاد است.
 
 10) آليسون، جك ; چهار تلقى از فمنيسم، ترجمه: س، اميرى، مجله زنان، ش 28.
 
 11) آيزايا برلين; چهار مقاله درباب آزادى; ترجمه: محمد على موحد;(انتشارات خوارزمى، تهران، 1368)، ص 237.

 

پوست

با پوست خود بيشتر آشنا شويم

درست است که کتاب را از روي جلد آن نبايد قضاوت کرد، اما انصافاً کتاب هايي که جلد زيباتري دارند، لااقل در نظر اول، توجه انسان را بيشتر به خود جلب مي کنند!!

اين موضوع خيلي هم بي دليل نيست، پوست چيزهاي زيادي درباره شکل ظاهري و سلامتي انسان مشخص مي کند و تا حد زيادي هم نشان دهنده سن و سال شخص است.

داشتن پوستي سالم، شفاف و زيبا کار سختي نيست، اما از آنجا که ما انسان ها فقط به دنبال راحت ترين راه هستيم، نه مؤثرترين راه، دستيابي به پوستي با اين مشخصات، تبديل به آرزويي دست نيافتني براي بسياري از افراد، بخصوص بانوان شده است.

همه ساله ميليون ها تومان، فقط در ايران، صرف انواع و اقسام کرم ها، لوسيون ها و ماسک هاي آرايشي، تقويتي و بهداشتي مي شود، بدون اين که فکر کنيم پوست ما واقعاً بهاين مواد احتياج دارد؟ يا به عبارت بهتر، آيا نيازهاي پوست ما فقط همين کرم ها و لوسيون ها هستند؟

جالب اينجاست که انجام کارهاي واقعاً مؤثر و رفع نيازهاي واقعي پوست نه تنها دشوار نيست، بلکه هزينه زيادي هم ندارد.

بعضي از نيازهاي پوست که به آنها بي توجهي مي شود آن قدر ساده و کم هزينه هستند که باور آن براي خود افراد هم مشکل است.

در برخورد با مراجعيني که از پوست خشک و چروک هاي زودرس گله مند بودند، افرادي را ديده ام که کم آبي و بي توجهي به نوشيدن مقادير کافي آب در طول روز مشکل اصلي شان بود، حال آن که مبالغ هنگفتي صرف کرم هاي مرطوب کننده و چرب کننده کرده بودند.

مشکل اصلي بسياري از آنان اين است که شناخت کافي از پوست، ساختمان آن، نيازهاي اصلي و تقويت کننده هايش ندارند.

براي اين که بتوانيم پوستي زيبا داشته باشيم و پوست مان شاداب بماند يا شاداب تر شود، ابتدا بايد شناخت بهتري از ساختمان و عملکرد گسترده ترين عضو بدن پيدا کنيم، سپس نيازها، دوستان و دشمنانش را بشناسيم و در نهايت کارهاي مؤثري براي تقويت آن انجام دهيم.

 

انواع پوست

بر حسب مقدار چربي پوست، چهار نوع پوست داريم:

پوست چرب

افرادي که پوست چرب دارند، پوست شان هميشه براق و درخشان به نظر مي رسد و همواره داراي لايه  اي از چربي روي پوست شان هستند.

علت هاي چربي زياد پوست عبارتند از: زمينه ارثي، فعاليت غدد داخلي، تغذيه (چربي و شيريني زياد)، تنش، مصرف بعضي از داروها.

اين افراد بايد از کرم هاي مرطوب کننده که پايه آنها آب است و براي جلوگيري از اشعه آفتاب از کرم هاي ضد آفتاب بر پايه الکل استفاده کنند.

پوست خشک

اين نوع پوست معمولاً نازک و کشيده است؛ زبر است، گاهي پوسته پوسته مي شود و ضمناً مستعد چروک هاي زودرس است. اين پوست به اشعه آفتاب و باد حساس است.

استفاده از صابون هاي معمولي براي اين نوع پوست توصيه نمي شود زيرا خشکي آن را تشديد مي کند و بهتر است از انواع صابون هاي نرم کننده براي شستشوي اين پوست استفاده کرد.

بي توجهي به اين پوست، باعث چين و چروک هاي زودرس مي شود و از آنجا که اين نوع پوست رطوبت و چربي کافي ندارد، بايد به مرطوب کردن و چرب کردن آن توجهي ويژه داشت؛ نوشيدن آب کافي، استفاده مرتب از کرم هاي مرطوب کننده و چرب کننده؛ به طوري که پوست هميشه لطافت، رطوبت و چربي کافي داشته باشد؛ توصيه مي شود.

افرادي که داراي پوست خشک هستند نياز به کرم مرطوب کننده باپايه روغن و براي جلوگيري از نفوذ اشعه آفتاب نياز به کرم هاي ضد آفتاب با پايه کرم دارند.

پوست معمولي

پوست خوش اخلاق!! حالتي مابين خشک و چرب که دردسري براي صاحب خود ايجاد نمي کند و با مراقبت هاي معمول و کمي توجه سلامت و شادابي آن حفظ مي شود.

پوست مختلط

بيشتر منظور پوست صورت است زيرا مثلاً پيشاني و بيني پر چربي هستند و گونه ها و اطراف چشم خشک است.

 

بهداشت پوست

هدف اساسي بهداشت پوست، زيبايي و تميزي آن است. پوست اگر کثيف هم نباشد استحمام روزانه به پاک کردن مواد زائد روي آن کمک مي کند.

در عين حال آب نيمه گرم باعث تسکين و آرامش اعصاب مي شود؛ صابون اثر آب را زياد مي کند و چربي پوست بدن را به خوبي از بين مي برد. چربي اي روي پوست اغلب با گرد و غبار مخلوط مي شود و به صورت چرک در مي آيد   و منافذ روي پوست را مي پوشاند و در نتيجه بدن نمي تواند از راه پوست تنفس کند و دفع عرق و نمک را انجام دهد.

هنگام استحمام بايد از حوله و لوازم اختصاصي استفاده کرد زيرا تعدادي از بيماري ها واگيردار هستند و از اين طريق منتقل مي شوند؛ پس از حمام اين لوازم و حوله را در مقابل تابش نور خورشيد قرار دهيد.

 

تعذيه و پوست زيبا

پوست انسان بافتي زنده است و همانند ديگر ارگان هاي زنده بدن براي حفظ حيات و سلامت خود نياز به مواد غذايي و اکسيژن دارد.

غذايي که ما مي خوريم، پس از هضم و جذب در دستگاه گوارش از طريق گردش خون به قسمت هاي مختلف بدن و از جمله به پوست مي رسد.

با آن که انواع لوسيون ها و داروها از جمله عوامل خارجي زيباسازي پوست هستند، اما بدون برنامه غذايي سالم، تلاش در اصلاح ظاهر آن، چون از درون رسيدگي کافي به آن نشده است، نتيجه مطلوب نخواهد داد، زيرا مواد غذايي پوست از راه گردش خون تأمين مي شود.

اين که آيا ويتامين ها و موادي که در ماسک هاي مختلف وجود دارند از راه پوست جذب مي شوند و مفيدند، هنوز ثابت نشده است.

شما نيز حتماً در تبليغ بسياري از کرم ها يا ماسک ها ديده ايد که اين مواد باعث تغذيه پوست مي شوند؛ ولي آن چه بايد دانست اين است که پوست نسبت به بيشتر مواد همانندسدي نفوذ ناپذير عمل مي کند و به طور کلي تغذيه پوست از سطح خارجي آن از نظر عملي فعلاً ثابت نشده است.

البته بعضي از داروها مي توانند از اين سد دفاعي بگذرند و بر روي بافت هاي عمقي تر اثر کنند ولي اين گونه مواد نقشي در تغذيه پوست از سطح خارجي آن از نظر علمي فعلاً ثابت نشده است.

البته بعضي از داروها مي توانند از اين سد دفاعي بگذرند و بر روي بافت هاي عمقي تر اثر کنند ولي اين گونه مواد نقشي در تغذيه پوست ندارند.

بيشتر اين تبليغات فقط براي سوء استفاده از ناآگاهي مردم است. به طور مثال آگهي ايي که با عنوان ويتامينه کردن پوست با کرم هاي حاوي ويتامين و... هر روز در روزنامه ها، مجلات و سالن هاي آرايش با آن برخورد مي کنيد.

اصولاً ويتامينه کردن پوست از سطح خارجي آن به هيچ وجه از نظر علمي صحت ندارد و ويتاميني که به صورت موضعي بر پوست ماليده شود فايده اي بيشتر از آن چه کرم خود به تنهايي به پوست مي بخشد، ندارد و اين کار در بسياري از مواقع براي خالي کردن جيب مشتري است.

به عبارت ديگر نرم و لطيف شدن پوست پس از مصرف کم مرطوب کننده حاوي ويتامين هاي متعدد ناشي از وجود ويتامين هاي موجود در آن نيست، بلکه به دليل مواد ديگري است که با افزايش ميزان آب موجود در لايه شاخي (سطحي ترين لايه پوست) و جلوگيري از تبخير آب سطح پوست، باعث نرم شدن پوست مي شوند و اين موضوع ربطي به تغذيه شدن پوست يا ويتامينه شدن آن از سطح خارجي ندارد.

بنابراين شکي نيست که داشتن تغذيه صحيح، مناسب وکافي براي حفظ طراوت و شادابي پوست ضروري است و هرگونه نقصي در اين نظام غذا رساني وجود داشته باشد، بر روي پوست اثر مي گذارد و باعث خراب شدن پوست مي شود.

کمبود مواد غذايي هميشه به دليل فقر مواد غذايي نيست و گاهي اوقات بيماري هايي باعث عدم هضم و جذب غذا و سوخت و ساز صحيح آن در  اعضايي نظير کبد مي شوند، يا اشکالاتي که در عروق تغذيه کننده آن به وجود مي آيد، مي توانند اين مشکل را ايجاد کنند.

 

مواد غذايي موردنياز پوست

 پوست نيز همانند اعضاي ديگر بدن به تمامي مواد غذايي از جمله پروتئين چربي، قند و ويتامين ها و املاح نيازمند است.

اگر وضعيت تغذيه طوري باشدکه نيازهاي اساسي بدن تأمين شود، پوست نيز حالت طبيعي خود را حفظ مي کند ولي اين بدان معني نيست که مصرف زياد و بيشتر از حد مورد نياز واقعي آنها، باعث بهتر شدن پوست مي شود.

در برخي موارد زياده روي در مصرف ويتامين ها، مثل ويتامين A، خود باعث ايجاد بيماري پوستي مي شود.

بنابراين فردي که در حد معمول در طي روز از انواع مواد غذايي، مانند سبزي ها، ميوه، حبوبات، لبنيات و غلات استفاده مي کند، نيازي به مصرف مکمل هاي ويتاميني ندارد، مگر اين که در حال رعايت يک رژيم غذايي جهت کاهش وزن باشد، يا تغذيه مناسبي نداشته باشد.

متأسفانه امروزه بسياري از کتاب ها و مجلات مملو از توصيه هايي در مورد پوست و زيبايي هستند؛ توصيه هايي بي فايده از افرادي که بدون داشتن اطلاعات علمي صحيح اقدام به رواج چنين شايعاتي مي کنند.

مثلاً مصرف زياد فلان ميوه يا ماده غذايي باعث نرمي و لطفت پوست مي  شود يا پوست را به طور معجزه آسايي شاداب مي کند، در صورتي که اگر شما روزانه حتي چند کيلو از آن ميوه بخوريد حتي ذره اي حالت پوست را تغيير نمي دهد.

 

آب

مهم ترين عنصر ضروري بدن آب است، براي ادامه حيات بعد از اکسيژن، آب اهميت دارد و بدن در برابر بي آبي مقاومت کمي دارد.

هر چند نوشيدني هاي گرم نيز مي توانند نياز بدن به آب را رفع کنند، اما موادي مانند کافئين که در بعضي از آنها موجود است، مي توانند موجب دفع آب و کم آبي شديدتر شوند. هيچ چيز خود آب نمي شود!

آب در تمامي سلول هاي بدن وجود دارد و دو سوم وزن بدن را تشکيل مي دهد و براي جابه جايي آسان مواد غذايي و هورمون ها و رسيدن آنها به سلول هاي گرسنه و منتظر و همچنين براي کمک به کليه ها در دفع فضولات بدن و مواد مازاد و پاک کردن خون، ضرورت اساسي دارد.

آب هم چنين از طريق مکانيزم خنک کننده، حرارت بدن را تنظيم مي کند و پوست و بافت هاي مخاطي را مرطوب نگه مي دارد و اثر زيادي بر بافت هاي پيوندي و مفاصل دارد.

اغلب افراد دچار بي حالي و سستي مي شوند ولي نمي دانند آب بدن شان کم شده است و فقط يک ليوان آب کافي است تا بدن دوباره انرژي از دست رفته را باز يابد.

اکثر اين افراد در حين خستگي مي گويند، نياز به يک ليوان چاي يا قهوه دارند و بعد با نوشيدن يک ليوان چاي يا قهوه، سر حال شدن «موقت» خود را به اثرات آن مواد نسبت مي دهند در صورتي که در حقيقت وارد شدن آب به جريان خون و بهبود کارکرد دستگاه قلبي عروقي است که موجب سرحال شدن آنها مي شود.

از اين نظر گفتيم سر حال شدن موقت، چون موادي مانند قهوه و چاي در حقيقت ادرارآور هستند و باعث دفع بيشتر آب از بدن مي شوند.

پيشنهاد من اين است اگر احساس نياز به يک ليوان قهوه يا چاي داشتيد، اول يک ليوان آب بنوشيد. اگر بعد از چند دقيقه خستگي شما رفع نشد، آن وقت است که واقعاً نياز به کافئين داريد. اگرچه آب در غذاهايي که مي خوريم، وجود دارد، اما روزانه بايد حداقل هشت ليوان آب نوشيد تا واقعاً نياز بدن به آب برطرف شود.

ما معمولاً آن قدر صبر مي کنيم، تا کاملاً تشنه شويم و آن وقت به فکر نوشيدن آب مي افتيم و در اين موقع ممکن است که مقدار زيادي از آب بدن از طريق تعرق، گرگرفتگي (در بانوان يائسه) يا گرماي روز و غيره از بدن خارج شده باشد.

خشکي و چروک پوست بسياري از افراد، به دليل کم آبي بدن است؛ فرد دائماً سعي مي کند با کرم هاي مرطوب کننده اين مشکل را برطرف کند، حال آن که خانه از پاي بست ويران است!

اين افراد با نوشيدن منظم چند ليوان آب در طول روز در مدت کوتاهي مي توانند پوستي شاداب، شفاف و لطيف داشته باشند.

در عين حال با بالا رفتن سن، آب سلول هاي بدن کم مي شود. در سنين بالاي شصت سال حتي تا 15 درصد آب سلول ها از دست رفته است.

دليل بعضي افراد براي ننوشيدن آب، نگراني از چاقي است؛ مطمئن باشيد، آب موجب چاقي نمي شود؛ در روزهاي گرم تابستان، شايد بيش از اين هم بدن به آب نياز داشته باشد.

 

ويتامين ها و املاح

ويتامين A براي رشد و ترميم بافت پوست لازم است و کمبود آن موجب خشکي، خارش و از بين رفتن انعطاف پذيري پوست مي شود. غذاهايي که سرشار از اين ويتامين هستند عبارتند از: جگر، ماهي، شير، کره و مارگارين، تخم مرغ، روغن ماهي، هويج، سبزي ها و ميوه هاي زرد. افرادي که پوست چرب يا اضافه وزن دارند بهتر است از منابع گياهي براي تأمين ويتامين A استفاده کنند.

مصرف مقدار زيادي از اين ويتامين به کبد و پوست آسيب مي زند و در حقيقت ضرب المثل «هر چه بيشتر بهتر» لااقل در مورد اين ويتامين صدق نمي کند و نبايد براي بهبود وضعيت پوست، مقدار زيادي از آن مصرف کرد.

ويتامين C آنتي اکسيداني قوي است و در ساخت کلاژن هم نقش دارد و به اين ترتيب به طور چند جانبه اي از پوست محافظت مي کند. اولاً موجب خنثي شدن موادي مي شود که به پوست آسيب مي رسانند، دوماً جذب مواد مورد نياز پوست را تسهيل مي کند، سوماً با دخالت در ساخت کلاژن، به حفظ استحکام و انعطاف پذيري آن کمک مي کند. توت فرنگي، مرکبات و سبزي ها سرشار از اين ويتامين  هستند. مصرف بيش از حد آن، حتي تا 10 برابر حد مجاز، در روز نيز براي افرادي که از هر نظر طبيعي هستند، ضرري ندارد و مقادير اضافي از ادرار دفع مي شود.

ويتامين E نيز آنتي اکسيداني قوي است و باعث خنثي شدن راديکال هاي آزاد و جذب بيشتر ويتامين ها و املاح ديگر مي شود. به علاوه کارکرد صحيح غشاي تمام سلول هاي بدن ما به اين ويتامين بستگي دارد.

منابع غذايي آن عبارتند از جوانه گندم، روغن غلات و دانه هاي نباتي، فندق، گردو، تخم مرغ، لبنيات.

روي نيز به همراه ويتامين A در توليد کلاژن و الاستين نقش دارد و متأسفانه تحقيقات جديد نشان دهنده اين است که کمبود آن فعلاً بيش از آنچه تصور مي شد، درکشور ما زياد است.

 

پوست را از نور آفتاب حفظ کنيد

اشعه ماوراء بنفش خورشدي اثرات ثابت شده اي بر روي افزايش انواعي از سرطان هاي پوست، تسريع و تشديد پيري و چروک پوست و بدتر شدن برخي از بيماري هاي پوستي و ايجاد و تشديد لک صورت و کک و مک دارد.

در حقيقت يکي ازمهم ترين علت چين و چروک پوست، نور آفتاب است و از همه مهم تر اين که يکي از دلايل بروز سرطان پوست، قرار گرفتن بيش از حد در معرض اشعه آفتاب است.

اشعه ماوراء بنفش آفتاب صدمه هايي عميق به پوست وارد مي آورد و شدت آن بين ساعت يازده صبح تا سه بعدازظهر به حداکثر خود مي رسد.

همه بايد هر روز از .کرم ضد آفتاب استفاده کنند، چه در تابستان و چه در زمستان، چه مرد، چه زن. برخلاف تصور عامه مردم، پرتوهاي زيان آور آفتاب نه تنها در روزهاي گرم تابستان، بلکه در ماه هاي سرد زمستان نيز خطرناکند.

مصرف کرم ضد آفتاب پوست را از پيري زودرس، آفتاب سوختگي و سرطان محافظت مي کند. افرادي که پوست روشن دارند بيشترين صدمه را از اشعه آفتاب مي بينند و لازم است اين افراد بيشتر مراقب باشند.

بر روي تمام نقاطي که در معرض اشعه آفتاب هستند، بايد لايه اي از اين کرم هاي محافظ قرار دارد: دست ها و صورت معمولاً در معرض آفتاب هستند.

در تابستان زماني که پيراهن آستين کوتاه مي پوشيد، يا در کنار ساحل و استخر رو باز بايد تمامي نواحي در معرض خورشيد با لايه ي از اين کرم ها محافظت شوند.

اگر پوست شما چرب است يا دائماً جوش مي زنيد، بايد از ضد آفتاب هاي مايع استفاده کنيد که الکل هم دارند.

اگر پوست شما خشک است ضد آفتابي تهيه کنيد که داراي کرم و مواد مرطوب کننده است.

در هر صورت ضد آفتاب را حتماً روي بيني، لب ها و پشت دست ها بماليد زيرا اين نواحي بيش از قسمت هاي ديگر بدن در معرض آفتاب قرار دارند و اشعه آن را جذب مي کنند.

 

ضد آفتاب

به موادي که بتوانند از نفوذ اشعه فرابنفش به قسمت هاي عمقي اپيدرم و درم جلوگيري کنند، محافظ يا ضد آفتاب مي گويند.

نحوه اثر اين ضدآفتاب ها جذب يا انعکاس اشعه، از رسيدن آن به پوست جلوگيري مي کنند؛ هر مانع فيزيکي که اين عمل را انجام دهد از اين گروه است؛ مانند پمادهاي حاوي اکسيد روي که از نفوذ اشعه به روش انعکاس آن جلوگيري مي کند يا استفاده از کلاه لبه دار و حتي نقاب که مانع رسيدن اشعه به پوست مي شوند را جزء اين گروه به حساب مي آورند.

2. ضد آفتاب هاي شيميايي: اين گروه از ضد آفتاب ها از طريق جذب اشعه از رسيد‌ن آن به لايه هاي عمقي پوست جلوگيري مي کنند.

 

يار محافظتي ضد آفتاب ها SPF

اين واژه  مخفف اصطلاح Sun Protection Factor است، يعني ضريب محافظت در برابر آفتاب.

هر چه فرآورده ضد آفتاب SPF بالاتري داشته باشد، حفاظت کنندگي آن در برابر پرتوهاي زيانبار فرابنفش بيشتر خواهدبود، اما عملاً در عيارهاي بالاتر را انتخاب کنيم، به طور مثال در مناطق جنوبي ايران.

هر نوع ضد آفتاب با هر عياري بيشتر از سه ساعت  روي پوست مؤثر نيست و بايد بعد از سه ساعت تکرار شود. بيشترين مقدار اشعه در فاصله زماني ده صبح تا سه بعدازظهر به زمين مي رسد. بهتر است در اين فاصله زماني از قرار گرفتن به طور مستقيم در برابر اشعه آفتاب خودداري کنيد.

توصيه شده در ورزش هايي مانند کوهنوردي، شنا، اسکي، فوتبال و... از ضد آفتاب استفاده شود.

با توجه به اين که بعضي از ضد آفتاب ها در آب محلول هستند و با شستشو، شنا، يا تعريق پاک مي شوند يا از انواع ضد آب آن استفاده شود يا مصرف آن تکرار شود.

در کودکان از سن شش ماهگي به بعد به راحتي مي توان از ضد آفتاب هاي شيمايي استفاده کرد.

ترکيبات موجود در ضد آفتاب در بعضي افراد حساسيت ايجاد مي کندو بايد نوع ضد آفتاب در اين مواقع عوض شود. افرادي که جوش صورت دارند بايد از ضد آفتاب هاي محلول يا لوسيون استفاده کنند چون کرم ها و پمادهاي چرب مي توانند باعث بدتر شدن جوش صورت شوند.

نکته مهم: استفاده از ضد آفتاب ها به معني ايمني 100 درصد نيست و بايد ساير موارد محافظتي را نيز رعايت کرد.

 

پوست را مرطوب نگه داريد

همواره با استفاده منظم از کرم هاي مرطوب کننده، رطوبت لازم را به پوست خود برسانيد، به هر ميزاني که به آن احتياج دارد.

اگر پوست شما مرطوب و چرب است، ممکن است يک يا دوبار در روز مرطوب کردن آن به وسيله کرم، کافي باشد، اما براي پوست خشک خود، محدوديتي قائل نباشيد و به ميزان موردنياز به آن برسيد، اما پوست را خفه نکنيد، يعني همواره لايه اي نازک از کرم را روي پوست خود بماليد تا سريع جذب شود و امکان تنفس از پوست گرفته نشود.

 

 

کساني که داراي پوست چرب هستند بايد کرم هاي مرطوب کننده اي تهيه کنند که پايه آنها آب است و پوست هاي خشک نياز به کرم مرطوب کننده با پايه روغن دارند.

بهترين زمان براي استفاده از کرم هاي مرطوب کننده، زماني است که فرد از حمام بيرون مي آيد؛ سه تا پنج دقيقه اول بعد از حمام کرم هاي مرطوب کننده بيشترين تأثير خود را خواهند داشت به طوري که اثر آنها در اين زمان چندين برابر زمان هاي معمول ديگر است.

مراقب هواي بد باشيد، هواي بسيار سرد يا گرم، بخصوص اگر خشک باشد، موجب از دست رفتن رطوبت مورد نياز پوست، خشکي و آسيب به آن مي شود. به همين سبب در آب و هواي بد، پوست رابه طور منظم مرطوب نگه داريد.

ضمناً بدانيد که اگر در طول روز به مقدار کافي آب ننوشيد، هر چه سعي در مرطوب کردن پوست، با کرم هاي مختلف داشته باشيد، فايده اي نخواهد داشت؛ حتماً روزانه 5 تا 8 ليوان بنوشيد.

 

آکنه يا جوش صورت

آکنه يا جوش يک اختلال پوستي است که در سنين نوجواني شروع مي شود و تا آخر جواني همراه فرد مبتلا است و شدت و مدت آن در ميان افراد متفاوت است.

اين بيماري ممکن است جزئي باشد و فقط با تعداد کمي جوش سر سياه يا چرکي همراه باشد يااين که به صورت جوش هاي چرکي شديداً ملتهب که حفراتي بر روي پوست ايجاد مي کنند، رخ دهد.

شديدترين انواع آکنه بيشتر در مردان ديده مي شود، اما اين بيماري معمولاً در زنان، که ممکن است پيش از هر دوره قاعدگي با عود آن مواجه شوند، ديرپاتر است و ممکن است تا هنگام يائسگي تداوم يابد.

بعضي از ضايعات پوستي شباهتي زيادي به جوش دارند و بايد مطمئن شد که آنچه واقعاً مي  بينيم واقعاً جوش است يا نه.

جوش بيشتر در نواحي اي از بدن که داراي غدد چربي فراوان هستند، ديده مي شود.

غدد چربي مسئوليت چرب نگه داشتن سطح پوست هستند و در عين حال به علت دارا بودن بعضي مواد داراي خاصيت ضد ميکروبي و قارچي هستند.

اين غدد در کف دست و پا و لب وجود ندارند و بيشترين تراکم آنها در صورت، سر، سينه و قسمت بالاي پشت است.

آکنه بيشتر در صورت ديده مي شود و اشکال گوناگوني دارد، مانند، کومدون (جوش هاي ريزي که به صورت سر سياه و سر سفيد ديده مي شوند)، پاپول (جوش هاي برجسته و قرمز رنگ)، پاسچول (جوش هاي چرکي) و بالاخره ناجول و کيست (جوش هاي بزرگ و داراي عمق و مواد داخل آنها).

از بسته شدن دهانه خروجي غدد چربي به علت هاي گوناگون جوش به وجود مي آيد.

علل بسته شدن اين منافذ و ايجاد آکنه به طور خلاصه عبارتند از توليد و ترشح زيادي چربي، مسدود شدن دهانه اين غدد و رشد ميکروب در دهانه آنها.

افزايش توليد و ترشح چربي مي تواند به علت ارثي بودن يا عدم تنظيم هورموني باشد. البته گاهي سطح هورمون در سطح طبيعي است ولي پوست به اين مقدار طبيعي حساسيت بيشتري دارد.

 

با ديدن چند جوش ساده هم حتماً به متخصص مراجعه کنيد

اغلب اوقات جوش هاي صورت را نمي توان به طور کامل از بين برد اما مي توان آنها را تحت کنترل درآورد.

درمان اين جوش ها بستگي به نوع آن انجام مي گيرد. نکته مهم اينجاست که به هيچ عنوان نبايد بروز آنها را دست کم گرفت و شروع به خوددرماني کرد. گاهي اوقات در شروع ايجاد آکنه تعداد آنها کم است و به خوبي هم قابل کنترل هستند.

اما اگر اينها به حال خود رها شوند، مي توانند به جوش هاي بزرگي که اثرات نامطلوب از خود برجاي مي گذارند، تبديل شوند.

اين حرف پوسيده را که مي گويد: «اگر جوش را به حال خود بگذاري، خود به خود خوب مي شود» فراموش کنيد.

اولاً که اين طور نمي شود، دوماً گر نشد چي؟ چه کسي پاسخگوي اثرات نامطلوب آن روي پوست صورت خواهد بود، اثراتي که نمي توان پنهان شان کرد، از اثرات نامطلوب رواني و ذهني صرف نظر مي کنيم!

اغلب خانواده ها توصيه به شستشوي مکرر يا تهيه صابون هاي گوگرددار و... مي کنند، اما اين کارها معمولاً بي فايده هستند و بعضاً عوارض ناگوار و ماندگار از خود بر جاي مي گذارند.

 

براي درمان حتماً به متخصص پوست مراجعه کنيد، حتماً!

در صورت عدم مراجعه به موقع به متخصص پوست، جوش ها مي توانند گسترش پيدا کنند و اِسکارها يا به عبارت ساده تر چاله هاي ماندگاري روي پوست بر جاي بگذارند که نه تنها بر زيبايي اثر نامطلوب مي گذارند، بلکه اثرات ذهني و رواني بدي نيز بر جاي مي گذارند. بخصوص در ميان بعضي از جوانان مبتلا به آکنه، افسردگي و حتي ميل به خودکشي به دليل احساس زشت بودن، ديده مي شود.

از نظر علمي و آن چه در کتب علمي و تحقيقات پزشکي موجود است هيچ نوع غذا و خوراکي در ايجاد و تشديد جوش صورت دخيل نيست ولي بر اساس طب قديم و گفته افرادي که جوش مي شود.

از جمله غذا و خوراکي هايي که به عنوان علل آکنه از آنها نام برده شده است، مي توان به آجيل و خشکبار، شکلات، چيپس، غذاهاي چرب، خرما، کشمش، موز، خرمالو، نارگيل و گاهي اوقات محصولات دريايي اشاره کرد.

بهتر است اگر فرد احساس مي کند با خوردن غذا يا ميوه خاصي جوش مي زند، از خوردن آن پرهيز کند.

يکي از عوارض مصرف مواد آرايشي هم ايجاد آکنه است و اين نوع آکنه را به اسم آکنه آرايشي يا آکنه کاسميک نام گذاري کرده اند.

پس استعمال مواد آرايشي در نوجواناني که در حوالي سن بلوغ هستند و خودبه خود استعداد ابتلا به آکنه را دارند موجب مضاعف شدن گرفتاري آنها مي شود.

اين خاصيت مواد آرايشي به آکنه زايي يا قدرت توليد آکنه يا به عبارت بهتر قدرت توليد جوش هاي سرسياه و سر سفيد معروف است. آکنه يعني جوش هاي قرمز و چرکي در عرض چند روز و کمدون يعني جوش هاي سرسياه و سرسفيد ديرتر و در عرض چند هفته پديد مي آيند.

روي اين اصل کارخانه هاي بزرگ مواد آرايشي محصولات خود را از اين بابت آزمايش مي کنند، در صورتي که مواد مصرفي آنها اين عيب را نداشته باشد، روي آنها برچسب غير آکنه زا يا به اصطلاح noncomedogenic مي چسبانند.

با وجود اين صرف داشتن برچسب غير آکنه زا هميشه کفايت نمي کند و در صورت بروز يا تشديد آکنه در هنگام مصرف مواد آرايشي بايد از استعمال آنها خودداري کرد.

بنابراين بهتر است نوجوانان و افرادي که مستعد جوش زدن هستند، از مصرف مواد آرايشي حتي الامکان خودداري کنند و درصورت تمايل، از مواد آرايشي کم ضررتر که داراي برچسب غير آکنه زا باشد مصرف کنند و در صورت ايجاد آکنه يا تشديد آن در حين مصرف اين مواد، به طور کلي آن را کنار بگذارند.

تعدادي از کارخانه هاي مواد آرايشي محصولات خود را تحت عنوان مواد طبيعي، گياهي و... به بازار عرضه و تبليغ مي کنند، اما خوش بيني زياد به اين محصولات هم جايز نيست و نبايد جانب احتياط را از دست داد.

علت ايجاد آکنه در اثر مواد آرايشي يکي انسداد مجاري غدد چربي است و ديگري افزايش چربي پوست است که اکثر مواد آرايشي به درجات مختلف باعث انسداد مجاري چربي و افزايش چربي پوست مي شوند.

 

ميخچه

مالش يا فشار طولاني مدت باعث تحريک پوست و تکثير بيش از حد سلول هاي پوستي مي شود. محل شايع ميخچه و پينه در پاها و به طور عمده روي برجستگي استخواني است.

 

تفاوت ميخچه و پينه

در مرکزِ ميخچه هسته سفتي وجود دارد و نوک تيز آن در اثر فشار درد مي گيرد. اما پينه عموماً دردناک نيست.

 

درمان

درمان موفقيت آميز و قطعي ميخچه و پينه با از بين بردن عامل مالش و فشار امکان پذير است. براي اين کار بايد از کفش با اندازه مناسب استفاده کرد.

محلول ها و برچسب هايي که باعث از بين رفتن ميخچه مي شوند نيز وجود دارند، اما گاهي اوقات بعضي از ميخچه ا به آنها پاسخ نمي دهند يا تعداد آنها آن قدر زياد و دردناک است که تنها راه باقي مانده، انجام يک جراحي کوچک با بي حسي وضعي است که پزشک آن را انجام مي دهد.

 

توصيه هاي کلي به خانم هاي خانه دار

1.              سعي کنيد در طول روز دست هاي تان کمتر به طور مستقيم با آب و صابون تماس داشته باشد. هر چند اين کار سختي است، بخصوص براي خانم هاي ايراني که تا حدي وسواس شستن دارند، اما با کمي تمرين، اين مسئله جا مي افتد.

2.              استفاده از کرم هاي مرطوب کننده بسيار کمک کننده است، اما در مورد نوع و مارک مصرف بايد با متخصص پوست مشورت کرد و هيچ گاه نبايد سر خود آن را از داروخانه خريد؛ علت اين است شما مي خواهيد اين کرم را مرتب و مکرراً استفاده کنيد و اگر اين کرم به هر دليل مناسب پوست شما نباشد.

بسيار مضر است و چه بسا مشکل دست تان را بدتر کند. بلافاصله بعد از شستشو يا حمام، با يک حوله نرم پوست را به آرامي خشک کنيد و فوراً کرم نرم کنند يا مرطوب کننده بماليد. از همين کرم درطول ساعات بيداري هم بايد به دفعات و مکرراً استفاده شود.

3.              ارتباط خوردن برخي مواد  غذايي با اگزماي تماسي دست دقيقاً مشخص نيست. اگر فکر مي کنيد رابطه اي بين بيماري شما و ماده غذايي خاصي وجود دارد بهتر است حداقل براي سه ماه آن ماده غذايي خاص را از رژيم خود حذف کنيد.

البته گاهي تماس دست با آن ماده غذايي در حين خوردن موجب بروز اگزما مي شود يعني ورود آنها به دستگاه گوارش نقشي ندارد. به طور کلي بهتر است که از خوردن نوشيدني هاي حاوي رنگ هاي خوراکي و مواد شيميايي افزودني، قهوه، کاکائو، شکلات، تنقلات مثل پفک نمکي، سوسيس و کالباس، کنسرو و بخصوص کنسروهاي مانده، سس، ادويه و فلفل پرهيز کنيد.

4.              داشتن آرمش فکري و پرهيز از تنش در کليه مراحل زندگي و براي هر کس 0(بيمار يا سالم) مفيد است.

5.              از مصرف مواد آرايشي، عطرها، اسپري هاي خوشبو کننده و سيگار حتي الامکان پرهيز کنيد.

6.              جهت کارهاي منزل حتماً از دستکش استفاده کنيد. دستکش پوشش محافظي است که پوست شما را از گزند مواد آسيب رسان خارجي حفظ مي کند. بهانه هايي مانند اين که با دستکش نمي توان کارهاي منزل را انجام داد يا ظرف ها خوب تميز نمي شوند و غيره، حتي اگر هم صحيح باشند، فايده اي براي پوست ندارند.

بايد به فکر پوست دست خود باشيد و اين وسواس ها را از خود دور کنيد اگر دستکش به طور منظم و مرتب استفاده نشود دير يا زود پوست خراب مي شود و هيچ وقت به حال اول (حتي با درمان) بر نمي  گردد، پس تا دير نشده به فکر باشيد.

7.              صابون مصرفي بايد ملايم، خنثي يا چرب باشد.

8.              از خاراندن موضع تا حد امکان خودداري کنيد و در عوض داروهاي ضد خارش را کهبراي شما تجويز شده مصرف کنيد. اگر داروها مؤثر نبود يا عوارضي (مانند خواب آلودگي) داشتند، با متخصص پوست خود مشورت کنيد. داروها بايد منظم و طبق دستور استفاده شوند و مراجعات به متخصص پوست مطابق برنامه باشد.

9.              غالباً بيماران به محض اندکي بهبودي از مصرف داروها خودداري مي کنند يا اين که داروها را به صورت نامنظم استفاده مي کنند. اين کار بسيار غلط است. بدون دستور متخصص پوست، هيچگاه درمان خود را تغيير ندهيد يا قطع نکنيد.

از به کاربردن نصايح درماني ديگران جداً پرهيز کنيد، به پزشک خود اعتماد کنيد و مشکلات درماني خود را فقط با ايشان (نه با افراد خانواده، کوچه و محله) در ميان بگذاريد. براي درمان صحيح منحصراً به متخصص پوست مراجعه کنيد.

10.          بهترين جنس لباس براي اشخاص داراي اگزما، لباس هاي نخي خالصي (کتان) است و بايد از پوشش هاي پشمي، نايلوني، پلاستيکي و کلاً موادمصنوعي تا حد امکان پرهيز کنند. در ضمن لباس بايد نرم و لطيف يا حداقل پرز و نسبتاً آزاد (نه تنگ نه گشاد) باشد.

11.          دما و رطوبت محل کار و منزل شما بايد متعادل و سيستم تهويه منزل به خصوص آشپزخانه مناسب باشد. از هر موقعيت و مکاني که ذرات معلق در هوا باشد پرهيز کنيد (عدم استفاده از گياهان گل دار در منزل، استفاده از موکت کم پرز به جاي قالي و جارو برقي به جاي جاروي دستي و...).

 

پيسي يا برص

بيماري شايعي نيست، اما آزارنده و تا حدي لاعلاج است: بيماري است که تمام نژادها را گرفتار مي کند. علت آن ناشناخته است ولي به نظر مي رسد که اختلالي در سيستم ايمني و دفاعي بدن است که بر عليه سلول هاي سازنده رنگدانه هاي پوست پادتن ساخته مي شود يا بر اساس فرضيه ديگري آنها خود را تخريب مي کنند، اما متأسفانه فعلاً درمان قطعي ندارد.

ايجاد لکه هاي سفيد بر روي سر، صورت، دست و پا و قسمت هاي در معرض ديد از علائم بارز اين بيماري است.

در هر سني ديده مي شود ولي در نيمي از موارد قبل از بيست سالگي است و به تدريج پيشرفت مي کند.

در پوست مبتلا، سلول هاي رنگدانه اي و رنگدانه وجود ندارد. در بعضي از نقاط پوست يا مو، رنگدانه از بين مي رود و در تشکيل آن نقصاني رخ مي دهد. برعکس گاهي اوقات در مرز اين لکه، پوست تيره تر از معمول است.

ضايعات پيسي به صورت مناطق سفيد يا کمرنگ هستند که کناره محدب دارند و به طور نامنظم بزرگ مي شوند.

نوشتن یکی از راه های بر قراری رابطه

 مقدمه

نوشتن یکی از راه های بر قراری رابطه میان انسان هاست که به وسیله مجموعه ای از شکل ها ، نمادها، علامت ها و خطوط مرتبط یکدیگر که هم قرار دادی هستند ، انجام می گیرد. آمادگی نوشتن به توانایی کودک برای استفاده از هر نوع آموزش نوشتن اطلاق می شود . اگر چه مقداری از فعالیت های تشخیص و تمیز بینایی و شنوایی توسط خود کودکان و به طور طبیعی شکل می گیرد ، ولی باید تمرکز نظامدار بیشتری روی فعالیت های ویژه برای آمادگی نوشتن صورت گیرد . پس ازآن که کودک مداری را به دست گیرد وبا آن بنویسید ، باید تمرینات زیادی را در زمینه ی چگونگی به دست گرفتن و کنترل مداد و هماهنگی دست و چشم انجام داده باشد. با ارائه بازیهاوفعالیت های ساده- ای می توانیم به او کمک کنیم که چنین کنترلی را کسب کند. این نکته نیز حائز اهمیت است که اگر چه خواندن و نوشتن رامی توان دوش به دوش آموزش داد ، اما نوشتن به علل مختلف مهارت بسیار پیچیده تری است. با این حساب توانایی کودک در نوشتن بسیار ضعیفتر از توانایی او در خواندن می باشد. اگر می خواهیم کودک عادات نادرستی در نوشتن پیدا نکند ، باید از همان ابتدا عادات صحیح درست نوشتن شکل حروف را در او به وجود آوریم . عادات نا صحیح درنوشتن حروف ، پیشرفت کودک را در سنین بالاتر کند می سازد. برای کودک نوشتن حروف چه به صورت درست وچه نادرست کار ساده ای است.

این مقاله که کار پژوهشی کتابخانه ای است، شامل تعدادی بازی وفعالیت مختلف است که هدف از نوشتن آن ایجاد بازی هایی سر گرم کننده برای کودکان می باشد تا کودک قادر شود مهارتها ومفاهمیی را که فراگیری نوشتن کمک می کند را فراگیرد.

خداوند منان را بسی سپاس گویم که در سایه ی لطف و عنایت خود ، چنین امکانی را فراهم آورد تا بتوانیم مجموعه ای اندک وناچیز را در اختیار دست اندار کاران نظام تعلیم وتربیت قرار دهم.

 رشد آمادگی نوشتن:

فعا لیتهای آمادگی نوشتن مستلزم موارد زیر است:

     رشد ماهیچه کوچک                          -                           هماهنگی چشم راست.

کار با مواد نوشتاری  . کودکان قبل از عمل نوشتن ، نیاز به تجربه هایی با مواد مختلف از جمله فعالیت رنگ آمیزی ، استفاده از مداد باید آخرین وسیله ای باشد که یاد گیری کار با آن به کودکان توصیه می شود ؛ زیرا با مداد نوشتن دشوارتر است ونیاز به تسلط ماهیچه ای بیشتری دارد.

 

درک حروف کودکان باید شکل را تشخیص دهند، حرکات مورد نیاز در تولید اشکال و فرمها را درک کنن، وسپس بتوانند حروف را به صورت کلامی توصیف کنند.

هدفهای رفتاری : باید بتوانند مهارتهای مربوط به کشیدن خطوط افقی ، عمودی، مورب ونیز از رو کشیدن اشکال را کسب کنند.

مهارتهای پیش از نوشتن:

از بسیاری کودکان نمی توانند از مهارتهای نوشتن با دست بهره بگیرند زیرا چندین مهارت پیش از نوشتن را فرا گرفته اند درک رابطه های بدن ، مانند بالا و پایین ، رووزیر، بازشناسیی ومدل برداری از اندازه ها و شکل های گوناگون درست گرفتن مداد، درست قراردادن کاغذ و طرز قرار گرفتن و..... ازجمله مواردی هستند که قبلا به آنها اشاره شد از این رو کار کردن با مداد یا ماژیک برای این کودکان نومید کننده ودشوار است. برخی مداد را بیش از حد محکم به دست می گیرند در حالی که بعضی بچه ها آن را بسیار شل و برخی دیگر با دو دست می گیرند . بسیاری ازاین کودکان باید چگونگی صحیح به دست گرفتن مداد با ماژیک را گام به گام آموزش ببینند ناتوانی نسخه برداری از شکل های هندسی واحد ، کاستی دیگر در این زمینه است . برای مثال یکی از کاستی هایی که اغلب هنگام نسخه برداری از اجسام دراین کودکان مشاهده می شود تمایل به رسم گوش هایی در گوشه دایره یا مربع یا مثلث است سایر کودکان در هنگام مدل برداری به غلط بخشی را حذف می کنند  یا بخشی به آن می افزایند . امکان دارد برخی شکل ها بیش از حد کوچک یا بیش از حد بزرگ نسخه برداری شود. همچنین ممکن است برخی رفتارهای غیر عادی مثل کشیدن خطوط از راست به چپ در کودکان در برخورد با حروف وکلمه ها مشکلات نوشتاری داشته باشد. از میان عوامل دیگری که امکان دارد درنارسایی های نوشتن با دست مهم داشته باشد ، نحوه قرار گرفتن بدن است طرز قرار گرفتن بدن برخی کودکان به گونه ای است که سر آنان تقریباً به کاغذ چسبیده است به دلیل چنین

ا.ر.ک: فرخنده مفیدی ، برنامه آموزش وپرورشدر دوره پیش دبستان ، ( محل: تهران، ناشر: نشر فرهنگ اسلامی، چاپ پنجم 1380 ) برداشت از ص 177و179

 وضعی کاغذ هم در وضعیت نامناسبی قرار می گیرد برخی کودکان کاغذ را با زاویه بسیار زیاد ، اوریب

  می گذارند در حالی که برخی دیگر آن را به حد کافی کج نمی گذارند. استفاده از میز وصندلی بزرگتر یا

  کوچکتر از اندازه نیز در مشکلات گوناگون نوشتن با دست موثر پیشنهاد می شود تمام این مسائل پیش از شروع به نوشتن وقبل ازآن که کودک اقدام به رونویسی ونوشتن بکند اصلاح شود!

 (خطاهای متداول در نوشتن با دست )

ا.ر.ک : رشد آموزش ابتدای .اردیبهشت 79 شماره مسلسل 42 . برادشت از ص 16 و 17

 

نقص

دلایل فیزیکی

 

 

1 - کج نویسی بیش از حد

الف) بسیار نزدیک بودن بازو به بدن

                ب) بسیار سفت گرفتن شست

         ج) دور بودن خیلی زیاد نوک قلم از انگشتان

              ت) صحیح نبودن جهت کاغذ

             ث) درست نبودن جهت حرکت قلم

 

2-راست نویسی بیش از حد

          الف) بسیار دور بودن بازو از بدن

ب) بسیار نزدیک بودن انگشتان به سر قلم

پ) هدایت قلم به تنهایی با انگشت برابر

         ت) نا صحیح بودن جهت کاغذ

 

3- پر فشار نوشتن

الف) فشار دادن بیش از حد انگشت سبابه

          ب) استفاده از قلم نامناسب

          پ) نازک بودن بیش از حد قلم

 

4- کم رنگ نویسی بیش از حد

الف) بیش از حد اریب یا راست نگهداشتن قلم

       ب) چرخش نوک قلم به یک سمت

       پ) قطر بیش از حد قلم

 

5- زاویه دار نویسی

     الف) سفت بودن بیش از حد شست

       ب) بیش از حد شل نگهداشتن قلم

      پ) حرکت بیش از حد کند قلم

 

6- نامرتب نویسی

     الف) نبودن آزادی حرکت

       ب) حرکت بیش از حد کند دست

       پ) محکم گرفتن قلم

        ت) نادرست یا ناراحت بودن وضعیت

 (مهارت های پیش نیاز برای کسب توانایی در نوشتن)

 برخی از دانش آموزان ممکن است در یکی از زمینه های فوق (کنترل حرکتی، ادراک بینایی ، نقص درحافظه دیداری و.....) از خود ناتوانی نشان دهند. در واقع دانش آموزان باید قبل از کسب هر یک از مهارت های مربوط به بیان نوشتاری ، کفایت لازم را در پیش نیازهای آن مهارت ها کسب کند، چرا که بدون یادگیری این دسته از پیش نیازها، کسب مهارت های سطوح بالاتر مشکل است . در اینجا به مجموعه ای از مهارتهای پیش نیازبرای کسب توانایی بیان نوشتاری اشاره می شود.

پیش نیاز برای مهارت نوشتن یا دست:

-         توانایی لمس کردن ، گرفتن ، ورها کردن

-         توانایی در تشخیص شباهتها وتفاوتها

-         توانایی در مهارت های مربوط به انگشتان

-         حرکت دادن قلم به سمت چپ و راست

-         گرفتن قلم با دست ، میان انگشتان

-         حرکت دادن قلم به سمت با لا وپایین  

-         حرکت دادن قلم به شکل دایره وار

-         کپی کردن اسم خود از روی پیش نویس

-         کپی کردن حروف

-         کپی کردن اسم خود ازروی پیش نویس

-         کپی کردن از روی الگوی نقطه چین

 

فعالیت های پیش نیاز در آموزش نوشتن

پیش از این به مهارت های اساس برای آموزش نوشتن اشاره کردیم دراین مقاله نمونه فعالیت های توجه به چند نکته ضروری است:

1) فعالیت هایی که معرفی می شوند به صورت نمونه مطرح گردیده اند و می توان آنها را راهنمایی برای انتخاب یک سلسه فعالیت های مشابه در نظر گرفت

2) فعالیت ها اداری مراحل متفاوتی هستند .بنابراین آنها را با توجه به سن وتوانایی کودک تا مرحله ای که آمادگی رشدی کودک اجازه می دهد ارائه دهید واز ارائه اجباری یک فعالیت به کودکی که هنوز توانایی انجام دادن آن را ندارد ، اجتناب کنید.

3) علایق کودک را درانتخاب وانجام دادن فعالیت در نظر بگیرید. گاه کودک فعالیت را آن طورتوصیف شده است انجام نمی دهد اجازه دهید او نظریات خود را اعمال کند زیرا این بازی نیز اهداف مهمی دارد.

4) فعالیت های رو زمره زندگی را فراموش نکنید. جدا از فعالیت هایی که در اوقات فراغت و هنگام بازی یا به صورت فعالیت های هنری یا آموزش خاص معرفی می گردند، کودکان در طول زندگی ، بسته به سن و میزان توانایی ، همیشه در انجام دادن فعالیت های گوناگون موقعیت هایی به دست می آورند. غذا خوردن با قاشق وچنگال ، استفاده از ظروف گوناگون ،لباس پوشیدن ،مراقبت از خود، مسواک زدن دندانها، شانه کردن موها استفاده از ابزار هایی مثل چکش ،پیچ گوشتی واهرم های گوناگون ، دکمه وبند کفش ، پوشیدن جوراب ولباس و دراوردن آنها ، شتشو ، شتشوی اسباب بازی ها وکمک به نظافت وجابه جایی وسایل بازی ، از فعالیت های زندگی روزانه کودک به حساب می آید. والدین مربیان باید فرصت کافی دراختیارکودکان قرار دهند تاآنان با راحتی خیال وآسودگی خاطر به کسب تجربه بپردازند. چنین تجربیاتی زمینه کسب سایر مهارت ها وتوانایی ها ی لازم سال های آتی ، از جمله نوشتن را فراهم می آورد.

5) ابتکارت خود را نادیده نگیرید وبا استفاده  از دانش واطلاعات خود به طرح فعالیت های جدید و متنوع بپردازید.

6) اگر کودک خسته است فعالیت را عوض یا آن را ساده تر کنید با فرصت دیگری در نظر بگیرید. اگر کودک گرسنه است یک خوراکی مختصر به او بدهید یا فعالیت را به بعد از ناهار موکول کنید. گاهی اوقات حواس پرتی را می توان با هیجانی کردن آهنگین یا ریتمیک کردن یا مسابقه ای کردن فعالیت بر طرف وتوجه کودک را به فعالیت جلب کرد.

 وضعیت های انتخابی برای انجام دادن فعالیت ها

الف) وضعیت دَمَر یا درازکش روی شکم: در این وضعیت کل بدن بچه ، آرنج ها ،ساعدها و مچ ها در حال حمایت شده قرار می گیرند.

ب) وضعیت نشسته: اگر کودک روی نیمکت ومیز تحریر مدرسه می نشیند. باید پاهایش روی زمین یا روی یک جا پایی مخصوص باشد.

پ) ایستادن: ایستادن یک وضعیت بسیار مناسب برای آموزش پیش نوشتاری است از این وضعیت برای نوشتن با گچ روی تخته یا رسم روی سه پایه نقاشی استفاده می شود.

ت) وضعیت دوزانو: بچه ها می توانند جلو یک سه پایه کوتاه نقاشی با یک میز با ارتفاع متوسط دو زانو بنشیند

ث) وضعیت چهار دست وپا: یک وضعیت عالی برای انجام دادن فعالیت های گروهی کودکان است دراین وضعیت چند بچه اطراف یک ورق کاغذ بزرگ قرار می گیرند وبه نقاشی با رنگ آمیزی می پردازند.

ج) درازکش به پهلو: یکی دیگر از وضعیت هایی است که کودک می  تواند برخی فعالیت ها را درآن حالت انجام دهد.

چ) وضعیت زانو زدن روی یک پا: وضعیت کودک به نحوی است که زانوی یک پا کف پای دیگر روی زمین قرار می گیرد.خوب است که کودک تمام وضعیت ها را تجربه کند و در آنها به انجام دادن  فعالیت یا بازی بپردازد . اما انجام دادن کارهایی مثل کپی کردن اشکال مخصوص یا رسم خطوط ظریف باید در وضعیتی انجام شود که ثبات بیشتری برای او فراهم آورد.

نمونه فعالیت ها:الف) فعالیت های فراهم آورنده تجارب حسی 1)بافت ها: کودک اشیا را لمس وباآنها بازی می کند  - کودک آنها را لمس وتوصیف می کند  -   کودک با چشم های بسته پس  از لمس ، آنها را شناسایی می کند    2) خمیر و پودر نان خشک: با استفاده از نوع خمیر ، شکا های ترکیبی بسازد مثلا آدمی درست کند که صورت ودست وپا یش از خمیر ساده ولباس وکلاهش از خمیر مخلوط باشد.

3) نقاشی با انگشت ودست ها : کار به صورت گروهی وکودکان می توانند از تمام انگشت ها ودست خود را برای نقاشی ورنگ آمیزی استفاده کنند.

 4) کاربا کاغذ آلومینیم : صفحه را کمی چروک کنید و در اختیار کودک قرار دهید . کودک با خود کارهای رنگی روی آن را نقاشی ویا رنگ آمیزی می کند. سپس از کودک بخواهید کاغذ را برگرداند ودرآن طرف خطوط بر جسته ای را که مربوط به نقاشی خودش است، بیابدوبا خودکار دنبال کند وروی آن خط بکشد.

ب) کاغذ آلومینیم را به شکل ها واندازه های متفاوت ببرید سپس سطح آن را چروک کنید وبه کودک ارائه دهید تا با استفاده از نوک انگشت یا تنه خودکار ، بدون این که کاغذ پاره شود ، آن را صاف کند.

پ) اشیای گوناگون واسباب بازی های کوچکی دراختیار کودک قرار دهید تا آنها را با کاغذ آلومینیومی بپوشاند. بهتر است این اشیا دارای اشکال ساده مثل مکعب ، توپ ولوله باشد . همچنین می توانید از خوراکی هایی مثل میوه یا بیسکوئیت استفاده کنید.

5) نقاشی روی کاغذ سمباده نرم: قطعه ای کاغذ سمباده تهیه کنید. وکودک با مداد شمعی ومداد رنگی نقاشی کند

6) نقاشی و کارروی گل نرم: مقداری گل نرم سفال گری تهیه کنید:

الف) کودک باید با آن اشکال گوناگونی درست کند.

ب) کودک باید با اشیایی مانند نوک مداد ، سنجاق سر ، مهرهایی با طرح برجسته یا دانه غلات، نقوش گوناگونی روی کاغذ ایجاد کند.

پ) با نوک مداد، روی آن نقوشی ایجاد کند.

7) وزنه ها: برای کار با وزنه ها می توانید از استوانه های کوچک یک اندازه با وزن های متفاوت استفاده کنید. مثلا یک استوانه چوبی ، یک استوانه پلاستکی ، یک استوانه شیشه ای ویک استوانه آهنی تهیه کنید وظاهر آنها را با پارچه یا کاغذ های یکسان بپوشانید تا تنها تفاوت محسوسی برای کودک وزن آنها باشد

8) سوراخ ها: کاغذ نازکی را روی سطح نرمی مانند تکه ای موکت یا ابر قرار دهید : الف) کودک با نوک تیز مداد در آن سوراخ هایی ایجاد می کند وپشت سوراخ ها را که به صورت بر جسته است، لمس کند.

ب) روی کاغذ خطوط افقی یا عمودی رسم کنید واز کودک بخواهید مسیر آن را با سوراخ کردن در امتداد خطوط دنبال وسپس از پشت آن را لمس کند.

پ) خطوط منحنی واشکال هندسی رسم کنید و از کودک بخواهید روی خطوط را با سوراخ کردن دنبال وپشت آن را لمس کند.

9) خارپشت: دراین فعالیت از خمیر بازی وتعدادی خلال دندان استفاده می شود. کودک با مقداری خمیر گلوله ای درست می کند. سپس با چشم بسته واز طریق لمس ، سروانتهای خلا ل دندان ها را تشخیص می دهدوآنها را از انتها وارد خمیر می کند. به نحوی که سطح خمیر پوشیده از خلال دندان ها شود وآن را لمس کند.

10) رنگ واسفنج : کودک مقداری گواش یا رنگ ها ی متفاوت را باقاشق یا انگشتان روی کاغذ مقوایی قرار می دهد. سپس اسفنج کوچکی را خیس می کند وبه خوبی فشار می دهد تا نمناک شود .سپس آن را روی مقوا می کشد تا رنگ ها به خوبی آمیخته شود ونقش جدیدی به دست آید.

تقلید وکپی کردن:

هنگامی که کودکان توانایی خط خطی کردن را در جهات افقی وعمودی ودایره ای  به دست می آورند وبر آن تسلط  یافتند. آماده می شوند که تقلید را شروع کنند. این جا مهم است که تمایزی بین تقلید وکپی کردن قایل شویم. در تقلید عمل خط خطی کردن آموزش دهنده در حالی که کودک به دست او وحرکاتهای آن توجه می کند ، علایمی به وجود می آورد. سپس کودک علایم ایجاد شده را در همان جهت تقلید می کند اما در کپی کردن آموزش دهنده کاغذی را که روی آن علامت یا خطی کشیده شده است به کودک نشان می دهد و از او می خواهد مثل آن بکشد در این جا کودک نشانه ها یا خطوط را از طریق بینایی دریافت می کند درواقع دیدن خطوط باید حرکات لازم جهت ایجاد آن خطوط را برای کودک تداعی کند و سپس کودک همانند آن کار انجام دهد . بنابراین نباید از کودکی که قادر به تقلید علایم نیست خواست که کپی کند .

ج) خط خطی کردن : کودک خط خطی کردن را در جهت افقی تقلید می کند جهت افقی اولین جهتی است که در خط خطی کردن تقلید می شود . به خاطر داشته باشید که تمرین این جهت افقی در این مرحله هنوز به صورت تقلید خط خطی کردن تصادفی است و کودک قادر به ایجاد یک خط افقی منفرد ثابت نیست .

پ) کودک تقلید خط خطی کردن تصادفی را در یک جهت عمودی انجام می دهد.

ت) کودک تقلید خط خطی کردن تصادفی را در یک جهت دایره ای انجام می دهد.

ث) کودک ازیک خط منفرد عمودی تقلید می کند .

چ) کودک از یک خط مدوّر تقلید می کند.

ح) کودک یک خط افقی را کپی می کند.

(خ-1) کودک یک دایره کپی می کند. اولین رقابت در میان کودکان گذر از توالی (تقلید-کپی کردن) یا گذاشتن از مرحله خط خطی کردن به خطوط منفرد است . سپس کودک با یک خط منحنی رسم کند و به مرور دو سر آن را به هم ارتباط دهد تا در نهایت دایره درست شود تعدادی از کودکان برای کشیدن دایره با شکل روبه رو می شود.

خ-2 ) کودک از دو خط متقاطع به شکل بعلاوه تقلید می کند . عبور از مرحله ایجاد یک خط افقی و عمودی به طور جداگانه به مرحله ارتباط این دو خط به صورت دو خط عمود بر هم کاری پیچیده است . عده ای از کودکان هنگام طی کردن این مرحله خط عمودی را پهلوی خط افقی قرار می- دهند، ولی قادر به تقاطع دادن آنها نیستند. اما با گذشت زمان به تدریج آنها را به هم ارتباط واز هم عبور می دهند وشکل بعلاوه ایجاد می کنند بنابراین در مرحله ای که قادر به کپی کردن دایره هستند یاد می گیرند که از شکل یک بعلاوه تقلید کنند.

د-الف) کودک دو خط متقاطع با شکل بعلاوه کپی می کند . کودکان دراین مرحله می توانند از طریق بینایی دو خط متقاطع به شکل بعلاوه به یک خط افقی ویک خط عمودی تجزیه وتحلیل کنند .

د-2) کودک یک خط مایل از راست به چپ را تقلید می کند . ایجاد یک خط مایل یا اریب ، نیاز

ا.ر.ک : رشد آموزش ابتدایی سال پنجم اسفند 1380. شماره م 40 . برداشت از ص 43تا 45

به مهارت درکی وکنترل حرکتی بیشتری دارد. کودک باید در این مرحله توانایی تشخیص موقعیت

 خود و مداد را در فضا بدست آورده باشد .

ذ-1) کودک یک خط مایل یا اریب ، از راست به چپ کپی  می کند.

ز-1) کودک یک خط اریب را از چپ کپی می کند.

ز-2) کودک ازیک مربع تقلید می کند مربع از ارتباط خطوط لفقی وعمودی ایجاد می گردد برای رسم مربع بچه باید خطوط عمودی وافقی را از طریق بینایی تجزیه وتحلیل کنند.  

ر-1) کودک یک مربع کپی می کند .

ر-2) کودک یک خط اریب را ازچپ به راست تقلید می کند .

ز-1) کودک یک خط اریب را از چپ به راست کپی می کند .

ز-2) کودک از دو خط متقاطع به شکل ضربدر تقلید می کند .

ژ-1) کودک یک شکل ضرب در کپی می کند .

ژ-2) کودک از یک مثلث تقلید می کند.

س-1) کودک از یک لوزی تقلید می کند.

س-2) کودک از یک مثلث کپی می کند.

ش) کودک یک لوزی کپی می کند . کودکان یاد می گیرند که علایم تصادفی را در حدود هجده ماه اول ایجاد کنند.آن ها هماهنگی حرکتی وآگاهی درکی – حرکتی رابرای ایجاد سایر تقلید کردن ها وکپی کردن ها بین 5/3 تا5/4 سالگی توسعه می دهند سپس می توانند مثلث و لوزی رسم کنند و می توان از آن ها انتظار داشت که تعدادی حروف ساده را تقلید وکپی کنند . این روند رشد طولانی وتسریع آن مشکل است این که کودکی به مرحله رسم دایره رسیده است به این معنی نیست که بتواند به علاوه یا یک خط مایل را در هفته آینده بکشد وبعد به دنبال آن یک مربع رسم کند. برای برداشتن هر قدم کودک نیاز به تمرین و تجربه کامل دارد وباید از لحاظ ادراکی قبل از برداشتن گام بعدی آماده باشد.

ح- رنگ کردن: رشد مهارت های مورد نیاز قبل از نوشتن وپیشرفت درآن ها که شامل کنترل مداد وتوانایی تقلید و کپی کردن خطوط است مستقیماً به علاقه کودکان به زمینه رنگ کردن تصاویر وتوانایی آن ها در انجام دادن آن بستگی دارد. بهبود و کنترلی که کودکان به زمینه رنگ کردن اشکال به دست می آورند. به نحوی که از محدوده معین شده خارج نشوند، مستلزم رشد و توسعه مهارت های پیش نوشتاری است که قبلا به تعدادی از آنها اشاره شده است وقتی کودک بتواند خطوط منحنی ، افقی و عمودی را تقلید یا کپی کند، به رنگ کردن تصاویر می پردازد. پوشش تصویر: مرحله 1- کودک یک صفحه بزرگ را با رنگ می پوشاند. در این مرحله کودک مدادرنگی را با سطح بزرگی از کاغذ تماس می دهد. اوقادر نیست مداد رنگی را در محدوده تصاویر موجود در کاغذ حرکت دهد. بلکه کل محیط کاغذ را رنگ می کند. حتی رنگ را بیرون از کاغذ هم می زند ومیز زیر کاغذ را هم رنگ می کند

مرحله2- کودک یک تکه کاغذ5/8 ×11 اینچی را با رنگ می پوشاند. در این مرحله ، کودکان روی دست وبازوو شانه خود کنترل بیشتری دارند . هم زمان شروع به فهم این مطلب می کنند که کاغذ برای رنگ کردن است، نه میز .این توجه را به مرور ، معلم یا والدین در بچه ها تقویت می کنند.

مرحله3- کودک یک محدوده مشخص یا تصویر دایره مربع یا سایر اشکال هندسی را در اندازه 6 اینچی رنگ می کند وازآن حدود خارج نمی شود در این مرحله کنترل دست وبازو را گسترش می دهد وتوانایی رنگ کردن یاابزار های متفاوت را کسب می کند همچنین در می یابد که تصاویر  یا محدوده های محصور شده با خطوط ، برای رنگ کردن هستند ورنگ کردن را در خارج از خطوط محیطی کشیده شده ، متوقف می کند.

مرحله 4- کودک یک محدوده کوچک (دایره با یک شکل هندسی 2 اینچ) را رنگ می کند و می- تواند این محدوده کوچک را بدون خروج ازآن رنگ کند.

مرحله5- کودک یک طرح (غیر هندسی) یا نقاشی را در اندازه متوسط رنگ می کند به نظر می رسد که این مرحله تقریبا هم زمان یک مرحله قبلی باشد

مرحله 6-  کودک یک طرح (غیر هندسی )یا تصویر کوچک را با توجه دقیق به جزئیات آن رنگ می کند. در این مرحله ، کودک قادر است هر طرح یا تصویر کوچکی را که به وی ارائه می گردد، بدون خروج از محدوده آن رنگ کند.

مراحل کنترل مداد یا ابزار کردن واستفاده از رنگ: وقتی کودکان از نظر توانایی حرکتی و هماهنگی چشم ودست در رنگ کردن یک تصویر کوچک پیش رفت می کنند، هم زمان در زمینه کنترل وسیله مورد استفاده نیز توانا تر می شوند. کنترل مداد یا وسیله مورد استفاده برای رنگ آمیزی طی یک مرحله متفاوت از رشد شکل می گیرد.

مرحله1- زمانی که کودک شکل را با خطوط تصادفی رنگ می کند توانایی کنترل وسیله را ندارد. او گرفتن مداد را یاد می گیرد و خطوطی تصادفی می کشد وهنوز برای رنگ کردن محدوده یک شکل معین وحتی کاغذ توجه وتمرکز ندارد. بیشتر کودکان در این مرحله یک مداد رنگی را به طور تصادفی به کار می گیرند ئ توجه ای به نوع رنگ آن ندارند و ممکن است تمام صفحه وتصویر روی آن را با رنگ نارنجی  خط خطی کنند.

ا.ر.ک : رشد اموزش ابتدای ، دی 79 . شماره مسلسل 29 . برداشت از ص 60 تا 62

مرحله2- وقتی کودک به هماهنگی چشم و دست می رسد وبه تدریج هماهنگی حرکتی لازم را برای رنگ آمیزی درون محدوده یک شکل با اندازه متوسط به دست آورد، در واقع کنترل مداد را توسعه می دهد وتوانایی ادامه رسم خطوط را در یک جهت مشخص وخاص کسب می کند. کودک در این مرحله غالباً رنگ دوم یا سوم را در نقاشی وارد می کند وممکن است رنگ آمیزی او با قلم زنی های درشت وبه کارگیری چند رنگ بدون تناسب لازم به  اتمام رسد.

مرحله 3- کودک کاغذ رابرای ترسیم با دست دیگر ثابت می کند وآن را برای رسم کردن در یک جهت خاص تطبیق می دهد . برای هماهنگ کردن دست  ومشخص کردن مسیر رسم به جای چرخاندن مچ، کاغذ را می چرخاند ومسیر حرکتی را با دست خود هماهنگ می کند ممکن است دراین مرحله رنگ را عوض کند وبه انتخاب برخی رنگ ها متناسب دست بزند.

مرحله4- در این مرحله کودک طرز قلم زنی خود را با طرح روی کاغذ متناسب می کند حال او می تواند کاغذ را یک دست نگه دارد وجهت قلم زنی خود را با استفاده از حرکات انگشتان ومچ ، به طور مناسب تغییر دهد.

(چگونه به کودکان پیش دبستانی خواندن ، نوشتن وحساب بیاموزیم)

ساختن تخته سیاه: به کودک سوزنی کُند همراه با نخ پشمی بدهید و از او بخواهید تا اطراف تصویر از وسط سوراخها نخ بکشد. به جای خرید یک تخته سیاه گرانبها وخیلی کوچک می توانیم خود چنین چیزی را بسازیم. ساده ترین راه این است که یک قوطی رنگ مخصوص  تخته سیاه را از رنگ فروشی بخریم، ویکی از دیورهای اتاق کودک را باآن رنگ کنیم. فایده رنگ کردن دیوارها این است که اولا  تخته ای که می توانیم این کار را انجام دهیم از همه مهمتر چنین تخته ای خطر افتادن مکرر را ندارد اگر مایل به رنگ کردن دیوار نمی باشید می توانید  تخته صافی را رنگ کنید وآن را در اتاق کودک نصب کنید. برای نوشتن چند قطعه گچ به رنگ های متفاوت ونیز یک تخته پاک کن فراهم کنید. گرفتن گچ برای دستهای کوچک ساده تر است بنابراین کودکان ساده تر می توانند ار تخته استفاده کنند علاوه بر این کارو نوشتن با گچ روی تخته برای کودک بسیار جالبتر ولذتبخشتر است. تخته سیاه باعث ابداع بازیهایی خلاق می گردد. قدرت تصور کودکان را به صورتی که اغلب در بازیهای دبستانی انجام می شود، توسعه می دهد .در مراحل بعد می توان از تخته سیاه برای تمرین نوشتن واقعی نیز استفاده نمود.

چه کسی ماهی را گرفت؟ 1) در بالای ورق کاغذ تصویر 5تا 6 آدمک را بکشید وبه هر کدام یک قلاب ماهیگیری بدهید. در پایین کاغذ شکل ماهی را رسم کنید.2) خطهای در هم وبر هم بار ها همدیگر را قطع کنند بکشید وآنها را از قلابها به طرف ماهی امتداد دهید، اما سعی کنید که  

فقط یکی ازآنها به ماهی برسد. از کودک بخواهید تا از طریق تعقیب خطوط بامداد ویا انگشت بگوید که کدام یک از آدمکها ماهی را گرفته است؟

بازی نقطه به نقطه: 1) با مداد تصویر ساده یک حیوان ویا شیء را روی کاغذ بکشید.2) به وسیله خود کار نقطه هایی در اطراف شکل به فواصل یک سانتی متری ایجاد کنید. با مداد پاک کن خطوط مدادی را پاک کنید .به این ترتیب تصویر باقی مانده به صورت شکلی نقطه چین نمایان خواهد شد. از کودک بخواهید تا نقطه ها را با مداد به هم وصل کند.

رد گیری :1) با خودکار چند تصویر ساده را روی ورقه های کاغذ بکشید.2) هر تصویر را با یک ورق کاغذ ضد چربی بپوشانید وآن را با گیره به ورقه تصاویر وصل کنید. دقت کنید که گیره روی خطوط تصویر را بپوشاند. از کودک بخواهید تا با مداد تصویر را رد گیری کند. او باید سعی کند تامداد را روی خطوط کشیده شده با خود کار نگه دارد. پس از تکمیل عمل ردگیری با مداد های رنگی تصویر را رنگ کنند.

موثرترین چیزی که در آموزش ویادگیری دانش آموزان تاثیر بسزای دارد.

 -  دانش آموزان دفتر را چگونه باید جلو خود قرار دهند؟ باید مواظب بود که در هنگام نوشتن دفتر با انحنا جلو کودک نباشد. کودک چه راست دست باشد وچه چپ دست هنگام نوشتن دفتر باید به طور عمود جلواو قرار  بگیرد وشانه دستی که قلم را گرفته است تقریباً وسط کاغذ باشد.

-  طرز نشستن کودک برای نوشتن باید چگونه باشد؟ میز ونیمکتی که کودک روی آن می نشیند باید با قد او متناسب باشد تا در هنگام نوشتن با اشکال توجه نشود .در ضمن او باید هنگام نوشتن طوری بنشیند که ستون فقراتش انحان نداشته باشد وفاصله چشم او تا صفحه کاغذ در حدود 20تا 25 سانتی متر باشد. نور کافی باید از سمت چپ بتابد.

(چگونه به کودکان پیش دبستانی خواندن ونوشتن وحساب بیاموزیم)

بازیها وفعالیت های پیش از نوشتن :

ط- کشیدن تصاویر روی کف صابون : مقدارکف صابون غلیظ شده را در سطح میز بریزید. بعنوان یک سر گرمی کودک را تشویق کنید تا با دستان خود کف را در روی میز پراکنده سازد. با انگشت خود روی کف تصاویر بکشید. اگر سطح میز تیره باشد، منظره تصاویر جا لبتر به نظر می رسد پس از رسم یک تصویر کودک می تواند دو باره کف را پهن کند وتصویر دیگری را بکشد. پراکنده ساختن رنگ برای کودک جالب و تمیز کردن آن کاری ساده است.

 ظ- نخ کشی: نخ کشیدن یک فعالیت جالب در مرحله پیش از نوشتن است زیرا که باعث هماهنگی

 چشم ودست و نیز افزایش تمرکز فکر می شود. برای شروع کودک می تواند چند قرقره خالی نخ یا حلقه های مقوایی را که از یک لوله طویل مقوا جدا می شوند با یک بند پوتین نخ بکشد. برای این که بند پوتین در قرقره ها گیر کند بهتر است یک چوب کبریت را به انتها آن با نوار بچسبانیم .در مراحل بعد کودک می تواند با استفاده از یک سوزن کُند دکمه های بزرگ ویا سر شیشه های بیشترتمیز شده را نخ بکشد.

ع- ظرف شن مرطوب : شاید همه در کنار دریا تصاویری روی شن کشیده باشیم این فعالیت کودک را قادر می سازد که چنین تفریحی را برای خود در خانه نیز به وجود آورد .ظرف بزرگ وکم عمقی رابا شن مرطوب پر کنید وکودک را تشویق تا با انگشتانش روی شن نقاشی کند. شن نقره ای برای این منظور مناسبتر است زیرا شنهای مورد استفاده در بناّی لباس کودک را کثیف می سازد. وقتی یک تصویر کامل شد شن را با دست صاف کنید واز کودک بخواهید تا تصویر دیگری را بکشد.

غ- سینی پر از نمک: دریک سینی ویا ظرفی کم عمق لایه ای از نمک را پهن کنید . از کودک بخواهید تا با انگشت روی آن تصویری بکشد . اگر کف سینی رنگ تیره ای داشته باشد، تصاویر مشهودتر خواهند شد. برای از بین بردن تصویر سینی را به آرامی تکان دهید ودوباره شروع کنید. قبل از این که شروع کنید مطمئن شوید که زخمی در دست کودک وجود نداشته باشد.

س- صورت را تکمیل کنید: چند دایره بزرگ روی کاغذ بکشید . روی دایره اول چهره یک آدمک کامل رارسم کنید. این تصویر برای کودک عنوان یک مدل را داشته باشد. بقیه دوایر را به صورت ناقص نقاشی کنید. از کودک بخواهید تا با مداد هر چهره را کامل کند.

ش- از جاده برو : یک راه پر پیچ وخم وطولانی روی کاغذ بکشید برای جالبتر ساختن تصویر در انتهای آن تصویر چیزی که کودک دوست دارد، را رسم کنید. دقت کنید که جاده باریک نباشد ، فاصله 2 سانتی متری ایده آل است. از کودک بخواهید تا به وسیله مداد خطی رااز ابتداتا مغازه شیرنیی فروشی رسم کند . از او بخواهید که مداد  را همواره در داخل کادر نگهدارد و از برخورد آن با لبه های جاده خود داری کند.

ص- نیم دیگر را رسم کن: شکل ساده یک شیء را که همه روزه می بینید بکشید اما از رسم نیمی ازآن خودداری کنید. برای کودکان خردسال همه شکل را رسم کنید اما نیمی ازآن را به صورت نقطه چین نمایش دهید. از کودک بخواهید تا شکل را تکمیل کند ویا نقطه ها را به هم وصل کند.

ض- مازها: یک ماز مربع شکل ساده را روی کاغذ بکشید. در ابتدای مازیک پیکان ودر انتهای آن تصویر یک شیء مورد علاقه کودک را رسم کنید. از کودک بخواهید تا از پیکان تا مرکز مازبی آنکه به خطی بر خورد کرده یا ازآن عبور کند، خط بکشد. برای ایجاد انگیزه می توانید یک جایزه کوچک مثل خرما یا موزی را به کودک بدهید.

(آمادگی نکات مورد توجه در آموزش وپرورش )

-  کودک باید قبل از شروع به نوشتن چه نکته ای را بیاموزد ؟ چون خط فارسی از سمت راست شروع می شود باید نخست شناخت سمت راست وچپ را به کودک آموزش داد. آموزگار باید به منظور تبثیت این امر با ترفندهای گوناگون به آموزش وتکرار وتمرین دراین زمینه اقدام کند. این عمل باید در دفتر و روی تخته کلاس صورت بگیرد .مثلا مربی برای مدتی سمت راست دفتر کودکان یا تخته کلاس را با نشان مشخص کند تا کودکان بدانند از این سمت باید شروع به نوشتن کنند انجام این امر در روستاها ضروری تر است.

-  دانش آموز باید مداد را با چه دستی بگیرد ؟ برای گرفتن مداد مسئله راست دستی وچپ دستی مطرح است آموزگار با انجام دادن آزمایشهای ساده ای از قبیل بریدن کاغذ با قیچی ، گرفتن قاشق ، زدن توپ با پا، نخ کردن سوزن ، سوال از والدینو....... می تواند راست دستی یا چپ دستی کودک را معین ومشخص کند. نباید کودک چپ دست را واداشت که مداد را با دست راست بگیرد .زیرا انجام این کار برای کودک بدون اشکال نخواهد بود . هر کودک باید مداد را با دستی بگیرد که قادر است وتوانایی آن را دارد. کودک چپ دست را باید در محلّی نشاند که برای خودش وبرای دیگران مشکل ایجاد نکند.

-  آیا آموزش نوشتاری خط، نیاز به آمادگی سنی وجسمی کودک دارد؟ یکی از شرایط ضروری برای کسب مهارت خط نویسی این است که کودک بتواند برخی ازحرکات هماهنگ بین دست و چشم رابه خوبی انجام دهد. قبل از یادگیری نوشتن حروف لازم است کودکان در گرفتن مداد ونوشتن قوت دست پیدا کرده باشندیعنی توانایی تقلید شکلها وصورتهای مختلف حروف را کسب کند وعلاقه خود را به نوشتن نشان دهد.

-  آیا می توان از کودکان چپ دست را وادار به نوشتن با دست راست نمود؟ کودکان به طور طبیعی یا راست دست ویا چپ دست هستند بنابراین وادارکردن کودک چپ دست به نوشتن با دست راست درآنها ایجاد عدم تعادل می کند اجبار ممکن است . الف) به بی علاقگی دانش آموزبه نوشتن ودرس خواندن منجر شود. ب) در پیشرفت تحصیل او وقفه ایجاد شود پ) عارضه لکنت زبان در کودکان به وجود می آید.

-  آیا افرادی هستند که می توانند با هر دو دستشان بنویسند؟ افرادی وجود دارند که در اثر تمرین و مهارت با توانایی طبیعی می توانند با هر دو دست خود بنویسند ولی این کارآسان نیست و نمی تواند مجوزی باشد که کودکان چپ دست را آموزگار یا والدین وارد کنند با

ا.ر.ک : مجتبی جوادیان ، چگونه به کودکان پیش دبستانی خواندن و نوشتن و حساب بیاموزیم.( مشهد: موسسه چاپ وانتشارات آستان قدس رضوی ، مشهد، چاپ اول 1374 ) از صفحه 133 تا 145

 دست راست هم بنویسند.

-  آموزگار در کلاس نسبت به کودکان چپ دست چه نکانی را باید مورد توجه قرارداد؟ آموزگار هر پایه بخصوص پایه اول دانش آموزان را باید مورد شناسایی قراردهد وکودکان چپ دست را بشناسد ونسبت به آنها نکات زیر را اعمال کند

 الف) کودکان چپ دست در کلاس باید دارای  صندلی ومحل خاصی باشند که راحت بتوانند بنویسند و مزاحم دیگران نباشند

ب) همان گونه که قبلا گفته شد حالت دست کودکان چپ دست در موقع صدا خوانی کلمه ها و نوشتن انها مورد توجه باشد

پ) هر گزآنان را وادار به نوشتن با دست راست نکنند

 – شروع نوشتن در پایه اول چه زمانی است ؟ زیر نویس لوحه ها در کتاب فارسی پایه اول به منظور شروع کار نوشتن تهیه و تدوین شده اند و از زیر نویس لوحه دوم این کار شروع می شود

-  برای آمادگی دست کودکان به منظور آموزش مهارتهای نوشتاری به چه نکته ای باید توجه کرد ؟ تمرین زیر نویس لوحه ها اولین فعالیت برای توانمند کردن دست دانش آموزان برای آمادگی و شروع یادگیری مهارتهای نوشتاری حروف است ضمن توجه دقیق به کاربرد آنها رعایت خط زمینه روی دفتر وتخته کلاس از اصول قابل دقت و اجراست و باید به عوامل فیزیکی مربوط به این مرحله توجه نشود.

-  عوامل فیزیکی مربوط به آمادکی دست کودک برای نوشتن چه هستند ؟ عوامل فیزیکی مربوط به این مرحله عبارتند از : کودک بایستی در جائی راحتی بنشیند واگر روی میز می نشیند دو پایش با زمین تماس داشته باشد . نور از سمت چپ به اندازه کافی به روی دفتر ودست راست کودک بتابد . انگشت اشاره دست راست کودک حدود دو سانتی متر از نوک مداد فاصله داشته باشد و بایستی به سر قلم نزدیکتر باشد تا انگشت شست راست او. حرکت دست کودک هنگام نوشتن فعالیتی آرام و هماهنگ از بازو ، ساعد ، مچ ودست و انگشتان همراه چشم او داشته باشد . در هنگام نوشتن کودک از دست دیگر خود برای گرفتن دفترش کمک لازم را بگیرد . ضوابط هم شکل ، هم اندازه، هم فاصله و تمیز نویسی در نوشتن شکلهای مورد تمرین رعایت شوند . کودک حتماً متوجه باشد از سمت راست باید بنویسد . به کودک باید یاد داد از نظر  اقتصادی نباید کاغذ ، مداد، گچ را مورد حیف ومیل واسراف قرار داد . مربی در فرصتهای مناسب علاوه بر طرحهای زیر نویس لوحه ها نکات دیگر مورد نیاز نوشتن را به کودکان آموزش دهد . حرکت دست برای نوشتن تمرین ها به طور صحیح انجام گیرد. و اشتباهات و سهل انگاریهای کودک گوش زد شوند واقدام به اصلاح آنهاگرد.در تمرین لوحه ها اسمی از حروف الفبا برده نمی شود . کودک چپ دست باید در محلی نشانده شود که به آرامی وسادگی و راحتی بتواند بنویسد برای کودک چپ دست باید صندلی ومحل خاصی در نظر گرفته شود تا راحت بنویسد ومزاحم دیگران نباشد.

-  طرز قرار گرفتن مداد در دست چگونه است؟ بعد از مشخص شدن راست دستی یا چپ دستی کودک طرز گرفتن مداد بین انگشتان اهمیت بسیار دارد .

-  برای شروع به نوشتن از سمت راست کاغذ چگونه باید آموزش داده شود؟ کودکان چه راست دست وچه چپ دست باید خط فارسی را از سمت راست بنویسند . آموزگار برای رسیدن به این منظور باید با توجه به مطالب بند الف تا مدتی برای تثبیت این حالت سمت راست دفتر کودک وتخته کلاس را علامت بزند و به کودکان توصیه کند که ازآن سمتی بنویسند که در دفتر نشانه گذاری شده .

-  چه اقدامی برای راست نویسی کودک باید انجام داد؟ کودک از اولین لحظه ای که برای نوشتن اماده می شود باید با خط زمینه دفتر و تخته کلاس وزیر نویس لوحه های کتاب آشنا شود وبداند که منظور از کشیدن و نوشتن روی این خط راست ومستقیم نویسی است.

مداد در اختیارش بگذارید . 1) کلمه ای را با خط نسخ به صورتی روشن وبزرگ روی کارتی بنویسید وتصویری مناسب بالای کلمه بکشید . 2) کارتها را با طلق مخصوص بپوشانید وبه وسیله کیره ها آنها را به کاغذ وصل کنید: سعی کنید گیره ها روی تصویررا نپوشاند. برای اینکه کودک شکل درست کلمه را بنویسد ، می توانید در شروع هر کلمه نقطه ای بگذارید.

نوشتن کلمات از روی نقطه چین : 1) با مداد چند کلمه را که کودک در حال حاضر مشغول فراگیری آن است، روی کاغذ ها بکشید . سعی کنید، حروف بزرگ روشن وبا خط نسخ باشد. می توانید تصویری مناسب بالای هر کلمه رسم کنید .

2) به وسیله خودکار دور هر تصویر نقطه بگذارید وسپس با مداد پاک کن ، خطوط مدادی را پاک کنید .

3) در محل آغازین هر کلمه روی حرف نقطه ی رنگین بگذارید . این عمل به کودک کمک می کند که شکل حروف را درست بنویسد . تعداد زیادی از کلمه ها وتصاویر ونقطه چین را همیشه در اختیار داشته باشید . کودک را تشویق کنید که هر وقت مایل است روی این کلمات کار کند

حروف گیاهی : 1) از کودک بخواهید تا نام خود و یا هر کلمه دیگری را که مشغول فراگیری آن است روی کاغذ خشک کن بنویسد . این کلمات تا آنجا که ممکن است باید بزرگ باشند .

ا.ر.ک : عبد الرحمان صفار پور ، آموزش مهارتهای زبانی . (تهران . چاپ اول 1376 )از صفحه 93 تا 101

 

 2) کاغذ را روی بشقاب بگذارید وآن را به خوبی خیس کنید.

 

3) تخم خردل یا شاهی را به دقت روی حرف بپاشید . کاغذ خشک کن را همواره خیس کنید واین

کار را آنقدر ادامه دهید که کلمه سبز شود

پاره ای از فعالیت های پیشنهادی

- کودکان را به صورت نیمدایره بنشانید .از آنها بخواهید تا چشمان خود رابرای لحظاتی کوتاه ببندند وبه صداهای مختلف گوش فرادهند. بعد از چند لحظه از آنها بخواهید تا چشمان خود را باز کنند،صداهای شنیده شده را توصیف کنند.

.کودکان میتوانند قافیه های مختلفی را که با صدای حیوانات مرتبط است ، یاد گرفته ،بخوانند .

-قوطی ها یا جعبه های کوچکی تهیه کنید و آنها را با شن ، سنگ ریزه،حبوبات،تیله ها و غیره پر کنید و قوطی صدا درست کنید.از هر نوع دو تا درست کنید .از کودکان بخواهید تا قوطی ها را بر اساس صداهایشان مطابقت داده ، مرتب کنند.

به کودکان فرصت دهید تا به صورت نیم دایره بشینند و چشمهای خود را ببندند.یک صدای آشنا به گوش آنها برسانید ، برای مثال ، ریختن آب از لیوان ، یا دست زدن یا زنگوله ای را به صدا درآوردن ویا صدای پای کوبیدن به زمین پس از آنها بخواهید تا صداهای تولید شده را شناسایی کنند.در مرحله اول از هر یک  بخواهید تا به نوبت صداهای شنیده شده را ایجاد کنند .

-  یک بازی نام زی-زی-زی را با کودکان انجام دهید . از آنها بخواهید دایره ای تشکیل دهند . به کودکان آموزش دهید تا معلم را ببینند و هر چه او میگوید عمل کنند نه آنچه انجام میدهد . پس معلم میگوید : زی-زی-زی –گوش ! و در همین حال گوش خود را لمس میکند از کودکان ، انتظار میرود که محرکات بینایی و آنچه  را مشاهده کنند ، یعنی به عمل لمس کردن بینی توسط معلم توجه نکنند و به جای آن بر محرکات شنوایی یعنی فرمان لمس کردن بینی فرمان لمس کردن چشم تمرکز کنند .

 

 

 

-  قوطیهای صدای کوچکی بای کودکان درست کنید که صداهای مختلفی را تولید کنند. سپس از کودکان بخواهید تا آنها را برحسب صدا یعنی آهسته ترین صدا مرتب کنند.

-  برای شناسایی صدای اول کلمات، ابتدا با نامیدن اسامی کودکان آغاز کنید .به کودکان فرصت دهید تا هر یک صدای اول نام خود را شناسایی کنند. سپس بازی طبقه بندی کردن را با آنها انجام دهید ، برای مثال ، از همه کودکان بپرسید چه کسانی نا مشان با حرف آ شروع می شود . همه آنها یی که نامشان آ شروع می شود کنار دیوار بایستند.

-  به همین ترتیب ، معلم می تواند بازی دیگری را با کودکان انجام دهد که در آن از کودکان خواسته می شود تا دوباره اشیایی که در کلاس یا اتاق می بینند، فکر کنند وآنهایی را که مثلا نامشان با حرف ب شروع می شود ، نام ببرند ، برای مثال ، بادبادک ، بوق وغیره.

-  در اوخر سال ، می توان برگه های کار عملی را که حاوی تصاویر اشیای آشنا با صدای اول حروف الفبا ست ، به کودکان داد. در این صورت از آنها بخواهید تا تصاویری را که حرف اول آنها مشابه است وبا یک صدای همانند آغاز می شود، بایک رنگ یکسان ، رنگ آمیزی کنند.

-  از کودکان بخواهید تا بازی شناخت صدای اول کلمه ها را با هم بازی کنند ویک کلمه سازی در کودکان کمک می کند.

-  بازی قافیه سازی را با کودکان انجام دهید. به این ترتیب که ازآنها بخواهید تا به صورت نیمدایره بنشیند معلم می تواند بازی را با معرفی یک کلمه دو بخش شروع کند، مثلا دارا یا بابا وپس از هر یک از کودکان می خواهد تا به نوبت کلمه همه قافیه با آن را بیان کنند . برای کودکان 4و5 ساله، لازم نیست کلماتی که معرفی می شوند، لزوماً معنی دار باشد ؛ زیرا آنها هنوز کلمات کافی در گنجینه لغات خود ندارند . نکته مهم در اینجا این است که کودک باید نسبت به صدای کلمات ، حساسیت لازم را پیدا کند.

-         فعالیتها برای این گروه از کودکان مشابه کودکان 4و5 ساله است.

-  بازی کلمه سازی با صدای آخر کلمات را با کودکان انجام دهید. به این ترتیب که یک کودک می تواند با گفتن کلمه ای برای مثال آب بازی را آغاز کند. سپس کودک بعدی باید با صدای آخر کلمه شنیده شده یعنی ب کلمه ای دیگربسازد . بازی به همین ترتیب ادامه پیدا می کند. 

-  دو گروه از کودکان تشکیل دهید . یک گروه از آنها باید کلمه ای بگوید وفقط اول وآخر آن را به کودکان دیگر متذکر شود. در این حال ، گروه دیگر با پرسشهای راهنمایی کننده ، باید کلمه مورد نظر را حدس بزنند، اگر حدس آنها درست باشد، یک امتیاز کسب می کنند وبازی را نیز ادامه می دهند .

-  دیگر بخواهند تا جملات را کامل کنند ویا بسط دهند ، برای مثال : من به خانه رفتم ویک ...... را دیدم.

ا.ر.گ: فرخنده مفیدی ، برنامه آموزش در دوره پیش از دبستان ، (  تهران: نشر فرهنگ اسلامی ، چاپ پنجم 1380 ) برداشت از ص 167 تا 171

 

حقوق عقد رهن

حقوق عقد رهن

درباره ماده فوق ، نكات زير قابل ذكر است:

الف – در عقد رهن ، قبض شرط تحقق عقد است نه شرط صحت . يعني اگر عين مرهونه به قبض مرتهن داده نشود ، عقد رهن به وجود آمده است ولي بدون اثر خواهد بود. زيرا شرط صحت معاملات همان است كه در ماده 190 قانون مدني ذكر گرديده است.

جهت احتراز از اطاله كلام از تشريح ماده 190 (شرايط اساسي صحت معاملات ) خودداري مي شود . اينكه چه تفاوتي ميان شرط صحت و شرط تحقق يك عقد است ، مي توانيد به كتاب حقوق مدني 6 كه در مورد عقد قرض بحث كرده است مراجعه نمائيم .

ب – قبض در عقد رهن مي تواند يك معنا يا مفهوم اعتباري داشته باشد و يا برعكس قبض مي تواند شكلي مادي داشته باشد.[1]

كسي كه مثلاً پنج ميليون تومان از بانك وام ساختماني مي گيرد، علي القاعده بانك، خانه يا زمين وام گيرنده (مرتهن) را به رهن مي گيرد. بانك خانه يا زمين مرتقض را عملاً به قبض (= قبض مادي) نمي گيرد، بلكه نماينده بانك هنگام حضور در دفترخانه و امضاي اسناد رهن، مي نويسد كه عين مرهونه به قبض اينجانب رسيد. اين امر مانع از آن نيست كه مرتهن بتواند عين مرهونه را قبض مادي نمايد. چنانچه بخواهيد از يك نفر از بانك رهني مثلاً يك ميليون تومان قرض نمائيد، بانك رهني يا بانك كارگشايي مي تواند يكي از قالي هاي شما را عملاً به قبض خود بگيرد.


استمرار قبض در عقد رهن شرط نيست:

بدين معنا كه مرتهن مي تواند، عين مرهونه را به قبض گرفته (قبض اعتباري) و يك ثانيه بعد آن را به راهن مسترد دارد. همان اندازه كه مرتهن تصديق و تأييد نمايد كه عين مرهونه را به قبض گرفته، براي تحقق عقد رهن كافي است. بدين ترتيب مرتهن قادر خواهد بود كه عندالزوم براي وصول طلب خود، برابر مقررات، تقاضاي فروش عين مرهونه را نمايد گرچه مورد رهن در يد وي نيست. (به ماده 772 قانون مدني مراجعه نمائيد).

گرچه عين مرهونه مال معيني است، ولي مرتهن حق ندارد بدون اذن راهن آن را به قبض مادي خود درآورد. چنانچه عين مرهونه قبل از انعقاد عقد رهن در تصرف مرتهن بوده (مثلاً ماشين راهن را مرتهن به عاريه گرفته تا با ان چند روزي به مسافرت برود) و سپس ميان طرفين رابطه استقراضي ايجاد گردد، قبض مجدد لازم نيست. همين اندازه كه طرفين اعلام نمايند كه اتومبيل موصوف به عنوان وثيقه نزد مرتهن باشد براي تحقق عقد رهن كافي است و احتياج به قبض مجدد ندارد.

بايد توجه داشته باشيم كه روابط حقوقي، مفاهيمي اعتباري هستند. همين اندازه كه طرفين نسبت به وجود يك رابطه حقوقي (اعم از بيع يا رهن يا اجازه و غيره) ميان خود اذعان و اقوار داشته باشند و اراده خود را به نحوي بيان نمايند حقوق آن را به رسميت مي شناسد. اين رابطه حقوقي فقط نبايستي غيرمشروع (برخلاف قوانين و مقررات موضوعه) باشد.

با استناد به ماده 772 قانون مدني، چنانچه راهن مايل نباشد كه عين مرهونه را به قبض مرتهن دهد (بيم آن رود كه مرتهن آن را مورد بهره برداري قرار دهد. مثلاً عين مرهونه يك اتومبيل باشد) مي تواند آن را به قبض شخص ثالثي دهد كه مورد قبول طرفين باشد. بديهي است كه شخص ثالث چون به عنوان امين طرفين انتخاب شده است، او نيز نمي تواند مرتكب تعدي و تفريط شده، عين مرهونه را مورد بهره برداري يا انتفاع قرار دهد. مثلاً چنانچه عين مرهونه يك قطعه فرش زيبا باشد آن را هنگام مهماني در اطاق پذيرايي بگسترانند يا چنانچه عين مرهونه يك سرويس غذاخوري 12 نفره باشد، در مهماني هاي خود از آن استفاده نمايد. قاعده اهليت طرفين، فوت يا حجر هر يك از طرفين (راهن و مرتهن) قبل از قبض عين مرهونه، باعث منحل شدن عقد رهن نمي شود. گفتيم كه قبض شرط تحقق است. فوت يا حجر هر يك از طرفين باعث مي شود كه راهن نتواند عين مرهونه را به قبض دهد و يا مرتهن نتواند آن را به قبض گيرد و لذا عقد بلااثر و منحل مي شود. در مورد رهن، چون عين مرهونه بايد به قبض مرتهن داده شود و قبض ممكن است بنابر تقاضاي مرتهن، عملي و شكل مادي داشته باشد، لذا هر شريك پس از انعقاد و عقد رهن با مرتهن، بايد اذن شريك يا شركاء خود را براي قبض مرتهن تحصيل نمايد در غير اين صورت رهن بدون قبض بلااثر است. در صورت عدم موافقت شركاء، راهن مي تواند به دادگاه مراجعه و اذن شركاء را براي به قبض دادن عين مرهونه به مرتهن يا شخص ثالث ديگري به عنوان امين بگيرد.

ذيل ماده 774 قانون مدني مي گويد: «رهن دين و منفعت جايز نيست» علت آن است كه دين و منفعت چون مفاهيمي اعتباري يا تدريجي الحصول هستند نمي توان پس از انعقاد عقد رهن به قبض مرتهن داد. دين چنانچه از مديون گرفته شود و به قبض مرتهن داده شود، ديگر دين نيست و منفعت نيز چنانچه تحصيل گردد تبديل به عين مي شود. مانند چيدن ميوه درخت كه هرگاه ميوه ها به قبض مرتهن داده شود، عين است يا به مفهومي دقيق تر عين كلي است.

مشكلي كه در رهن مكرر ظهور مي كند مسئله قبض عين مرهونه به مرتهن است. چنانچه عين مرهونه در قبض مرتهن اول باشد مانند قالي يا اتومبيل يا خانه، چگونه مي توان عين مرهونه را در رهن دوم به قبض مرتهن دوم داد؟ خصوصاً كه اگر عين مرهونه منقول باشد و امكان مخالفت مرتهن اول نيز وجود داشته باشد. البته قبض مي تواند به صورت اعتباري باشد، ولي چنانچه مرتهن دوم خواهان قبض مادي باشد، عقد رهن دوم عملاً بلااثر است زيرا رهن بدون قبض تحقق نمي يابد.

قبض در فقه اماميه نسبت به اثر قبض در وقوع عقد رهن يا لزوم آن، سه نظر مختلف وجود دارد:

1- عقد رهن با ايجاب و قبول واقع شده و اجراي مفاد آن براي راهن لازم است و قبض هيچ نقشي در صحت و لزوم آن ندارد.

2- قبض در كتار ايجاب و قبول شرط صحت و انعقاد عقد رهن است و تا قبض حاصل نشود، رهن واقع نمي شود؛ يعني در واقع رهن همانند وقف و هبه بدون قبض محقق نمي شود.

3- قبض در اصل تحقق رهن، دخالت ندارد، لكن تا هنگامي كه قبض واقع نشود جايز و متزلزل است و راهن مي تواند آن را به هم بزند. بنابراين، قبض شرط لزوم عقد رهن است نه شرط صحت آن. 1

قانون مدني، قبض را شرط صحت عقد رهن دانسته است؛ چنانكه در ماده 772 مي گويد: «مال مرهون بايد به قبض مرتهن يا به تصرف كسي كه بين طرفين معين مي گردد داده شود، ولي استمرار قبض شرط صحت معامله نيست».

طبق اين ماده، صرف ايجاب و قبول براي تحقق عقد رهن كافي نيست، بلكه محتاج به قبض نيز هست و طبق ذيل ماده، استمرار قبض شرط صحت رهن نيست 2، بلكه براي صحت آن كافي است لحظه اي عين مرهونه به قبض مرتهن داده شود و سپس با اجازه و يا حتي بدون اجازه او از دستش گرفته شود. بنابراين، خروج مال مرهون از يد مرتهن خللي بر صحت رهن وارد نمي كند و همچنين موجب زوال حق رهن نمي گردد.

فرع 1: طبق ماده 772 ق.م، لازم نيست قبض توسط شخص مرتهن تحقق پيدا كند بلكه با رضايت طرفين عقد، شخص ثالثي هم مي تواند عين مرهونه را از طرف مرتهن قبض كند.

فرع 2: در صورتي كه عين مرهونه به هر سببي از اسباب مانند وديعه، عاريه، اجاره و يا حتي غصب، در تصرف مرتهن باشد و عقد رهن منعقد گردد، احتياج به قبض جديد نيست، لكن نياز به اذن جديد دارد تا عنوان متصرف از غاصب يا مستأجر و يا مستعير به مرتهن تغيير يابد.

فرع 3: قبض بايد به اذن راهن انجام گيرد، لذا اگر بدون اذن راهن از ناحيه مرتهن قبض واقع شود، رهن منعقد نمي گردد؛ زيرا وقتي گفته شد قبض در رديف ايجاب و قبول شرط صحت و تماميت عقد رهن است، قهراً تنها به صرف ايجاب و قبول، مرتهن حق استيلا و تصرف عين مرهونه را پيدا نمي كند، بلكه بايد قبض به اذن راهن انجام گيرد و الا تصرف در مال غير بوده و عملي حرام خواهد بود و با عمل حرام عقد منعقد نمي گردد.

-  شرط صحت رهن آن است كه عين مرهونه به قبض مرتهن درآيد؛ خواه راهن آن را به او تسليم كند و يا خود، آن را به اذن راهن به دست آورد، بلكه اگر به عنوان وديعه يا عاريه يا غصب مالي نزد او بوده سپس آن مال وثيقه دين شود حاجت به قبض جديدي نخواهد بود.

-  اگر شخص سهم خود از مال مشاع را رهن گذارد تسليم آن به مرتهن بدون اذن شريك جايز نيست معذلك قبض كه شرط صحت رهن است حاصل خواهد شد.

-  در قبض مرتهن، استدايه شرط نيست، پس اگر عين مرهونه پس از قبض از دست مرتهن خارج شود خواه به دست راهن افتد يا به دست ديگري، خروج آن ضرري نداشته و موجب بطلان رهن نخواهد شد چنانچه ماده 772 ق.م مقرر داشته

 

 

آيا قبض دادن عين مرهون در اين فرض نيز الزام آور است يا راهن مي توان از آن خودداري كند؟

درباره نخستين پرسش مي توان گفت ، چون ايجاب و قبول بدون قبض نيز وجود دارد و جزئي از سبب رهن است، شرط نتيجه را نبايد لغو پنداشت. تداخل طرفين ، هرگاه با قبض مال مرهون همراه شود ، آثار حقوقي موردنظر و مطلوب را پيدا مي كند. پس، هيچ مانعي ندارد كه تداخلي به موجب شرط نتيجه و قبض با اعمال خارجي انجام پذيرد و مجموع آن دو باعث تحقق رهن شود. ولي نسبت به پاسخ پرسش دوم ، اختلاف است: بعضي قبض مال مرهون را در اين حالت الزامي مي دانند [2]. و بعضي ديگر قبض را مانند ساير موارد اختياري قلمداد مي كنند.[3]

نظر دوم با عقايد كساني تناسب دارد كه قبض را از اركان انعقاد رهن نمي دانند . زيرا بر مبناي اين نظر ، قبض امر اضافي است و وثيقه با ايجاب و قبول ايجاد مي شود و عقد از جانب راهن لازم است . پس ، اگر رهن مالي به صورت شرط نتيجه در عقد لازمي بيايد ، مفاد شرط ناظر به ايجاب و قبول (توافق) است و امر اضافي را شامل نمي شود، مگر اينكه تصريح گردد. ولي ، هرگاه مساله بر اين مبنا كه رهن پيش از قبض واقع نمي شود قرار گيرد ، بايد پذيرفت كه مقصود از شرط رهن اين است كه فراهم آوردن تمام آركان آن واجب باشد.پس ، در فرض ما ، كه نتيجه ايجاب و قبول با شرط تحقق مي يابد، قبض نيز بايد در عالم خارج انجام شود و احتراز ناپذير است. در صورتي كه مورد رهن به مرتهن تسليم شود، عقد رهن تمام مي گردد. هر چند كه از نظر تجاوز به حقوق ساير شريكان كار ممنوعي انجام شده است زيرا اين منع تنها بخاطر حقوق آنان است و قبض با اذن راهن انجام مي شود.[4]

در مورد اموال منقول ، براي قبض مال مشاع اذن شريكان ديگر ضرورت دارد، ليكن ، در مورد غير منقول (اراضي ) ، چون قبض آن با تخليه يد راهن انجام مي شود و مستلزم تصرف در مال ديگران نيست، قبض مورد رهن نيازي به اذن شريك ندارد.[5]

در رهن ، قبض به منظور تسلط بر توقيف فروش مال و استيفاء طلب است و ضرورتي ندارد كه عين مال بطور مادي مورد استعمال قرار گيرد. پس ، در بسياري موارد سلطه مرتهن بر فروش و تثبيت حق عيني او بر مال مشاع با تصرف در حق ديگران ملازمه ندارد . بنابراين ، چگونه مي توان ادعا كرد كه قاعده حاكم بر اجاره و قبض مال مشاع در رهن نيز ، بديل وحدت ملاك ، اجرا مي شود. براي مثال ، هرگاه سهم مشاع از زميني به رهن داده شود تسليم زمين با ثبت ؟؟؟ در دفتر املاك و تخيله راهن انجام مي پذيرد و اين اقدام به معني تصرف در سهم ديگران نيست تا نياز به اذن آنان باشد . در حالي كه تسليم سهم مشاع از يك قطعه فرش بدون قبض تمام آن امكان ندارد.

در انتقاد از نظر دوم ، بايد گفت چگونه ممكن است امري نامشروع اثر حقوقي بوجود آورد و مقدمه انتقاد قراردادي شود. قبض مال مرهون ، جزئي از يك عمل حقوقي و ارادي است كه اعتبار و اثر آن از حكم قانونگذار ناشي مي شود و نبايد آن را بسان پديده هاي طبيعي پنداشت و ادعا كرد كه چون قبض رخ داده است ، عقد رهن نيز با آن كامل مي شود. 1 در قبض مال موهوب مشاع از عقيده پيشين عدول كرده و اذن شركاء را در جايي كه در حق آنان تصرف مي شود براي اعتبار و نفوذ قبض لازم دانسته اند (نقل از: سيد محمد جواد عاملي، مفتاح الكرامه، ج 5، ص 156- شيخ محمد حسن نجفي، جواهر الكلام، ج 25، ص 116).

به نظر مي رسد كه فتواي اين محققان در مورد رهن بدين منظور باشد كه در هر حال مرتهن بتواند اقرار به تصرف كند و رهن، بر مبناي اين اقرار و بي آنكه اذن ساير شركاء ضروري شود، محقق گردد. به بيان ديگر، اعتقاد به اثر اين قبض، تمهيدي است براي تأمين آزادي اراده طرفين و برداشتن موانع و اشكال هاي ناشي از قبض. و اين نكته انتقادي را كه از حكم قانون مدني درباره قبض شد تأييد مي كند. با وجود اين، بعضي از فقيهان متأخر در تأييد اثر قبض گفته اند، آنچه در اين فرض ممنوع شده تسليم حصه شريك همراه با سهم راهن است، وگرنه، درباره تسليم حصه ويژه راهن هيچ منعي وجود ندارد.

به بيان ديگر، در اين اقدام راهني، هر چند كه با يك عمل انجام مي شود، در واقع دو كار متمايز به چشم مي خورد. تسليم موضوع رهن كه جايز است و تسليم سهم ديگران كه حرام و ممنوع است (ميرزا حسن بجنوردي، القواعد فقهيه، ج 6، ص 17).

اگر چنين است، بايد قبض بدون اذن راهن نيز مؤثر باشد، در حالي كه هيچ يك از نويسندگاني كه قبض را از اركان عقد مي شمرد، اين نتيجه را تأييد نمي كند. وانگهي، هدف از قبض ايجاد اطمينان در امكان استيفاي طلب از مال مورد رهن است. به اين هدف در صورتي مي توان دست يافت كه مرتهن بتواند آنچه را به قبض او داده شده است نگاه دارد، هر چند كه به ميل خود از آن بگذرد و به سلطه خويش ادامه ندهد. ولي، قبضي كه بدون اذن شركاي آن انجام پذيرد، چنين وضعي را ندارد و مرتهن ناچار است كه آن را از دست بدهد و دستي كه بر مال پيدا مي كند غاصبانه است. پس چگونه مي توان گفت كه اين قبض مادي و صوري اعتبار دارد؟

تفاوت ميان قبض اموال منقول و غير منقول بر مبناي غلبه است: بدين معني كه در غالب اراضي و اموال غير منقول قبض حصه مشاع به معني تصرف در حقوق ديگران نيست و در غالب اموال منقول اين اقسام با قبض سهام ديگران همراه است. ولي، بايد دانست كه معيار اصلي پرهيز از تصرف در حق شريكان ديگر است كه هرجا ممكن شود قبض نياز به اذن آنان ندارد؛ براي مثال، در رهن كاميوني كه در اجاره ديگران است، قبض سهم مشاع آن مستلزم خلع يد مستأجر نيست و كافي است آن سهم به گونه اي از انتقال مصون باشد و حق مرتهن محفوظ بماند. به همين جهت، با اينكه كاميون در زمره اموال منقول است، قبض سهم مشاع آن نياز به اذن شركاي ديگر ندارد، برعكس، قبض سهم مشاع از تابلويي كه به ديوار الصاق شده است (غير منقول تبعي) با تابلويي كه آزاد است تفاوت نمي كند. بايد افزود كه، هرگاه سهم مشاع به اذن شريكان آن به قبض مرتهن داده شود سپس بين او و ساير شريكان اختلاف افتد، مسأله مانند موردي است كه چند شريك نتوانند در تصرف مال مشاع تراضي كنند: ناچار هيچ كدام حق تصرف ندارند و حاكم بايد مال را به اميني بسپارد. 1 هدف از رهن اين است كه طلبكار براي وصول حق خود وثيقه عيني پيدا كند و بتواند از راه فروش آن به طلب خود برسد. قبض نيز به منظور اطمينان يافتن طلبكار به تحقق همين هدف است و بيش از آنكه نبايد حق مالكيت راهن را محدود سازد.

آيا راهن حق دارد عين مرهون را بدون اذن مرتهن به قبض طلبكار جديد بدهد يا تسليم مال و در نتيجه وقوع رهن موكول به اذن او است؟ پاسخ اين پرسش بستگي به نوع مال و كيفيت قبض دارد كه آيا زياني به مرتهن مي رساند يا صدمه اي به حق او نمي زند؟ بيگمان، تسليم مال مرهون به ديگري حق مرتهن را از بين نمي برد، زيرا اين حق در برابر همه قابل استناد است و بر ساير حقوق رجحان دارد. ولي، همين اندازه كه خطر تلف و پنهان كردن مورد رهن را افزايش دهد، بايد از آن پرهيز كرد. پس، در جايي كه مرتهن تنها اقرار به تصرف مي كند و مورد رهن را در اختيار مالك قرار مي دهد، جاي هيچ نگراني و اعتراضي نيست.

همچنين، در موردي كه قبض عذفي با ثبت در دفتر املاك صورت مي پذيرد و به ويژه احتمال تلف يا پنهان كردن ملك مورد رهن در صورت قبض مادي نيز نمي رود، اذن نخستين مرتهن براي رهن مكرر ضرورتي ندارد. بايد افزود كه به طور معمول رهن مكرر در مورد املاك صورت مي گيرد و به همين جهت لزوم اذن طلبكار نخست مانعي در راه انجام آن به وجود نمي آورد. هدف از قبض در معاملات استيلاي عرض بر مورد آن و در رهن محفوظ ماندن وثيقه براي فروش احتمالي از سوي مرتهن است. اين مفهوم با ستليم سند و توقيف آن نزد بدهكار تحقق مي پذيرد و نيازي به قبض مصداق كلي نيز ندارد. وانگهي، اگر دين مورد وثيقه بر عهده مرتهن باشد، آيا باز هم مي توان در قبض چنين وثيقه اي ترديد كرد؟ بدين ترتيب، ماده 774 ق.م، نهادي است مزاحم و زيانبار كه بايد از پيكر نظام حقوقي كنوني زدوده شود.


لزوم عيني بودن مورد رهن:

مقصود از عيني در رهن، هنگامي كه گفته مي شود موضوع آن بايد عين باشد، مقصود عين معين است (ماده 774 ق.م.) زيرا، همان گونه كه گفته شد (ش 327)، عقد با قبض مورد رهن تمام مي شود. پس، بايد عين وجود خارجي داشته باشد و تنها در برابر منفعت قرار نمي گيرد. كلي در معين (مقدار معين به طور كلي از شيئي متساوي الاجزاء) نيز در حكم معين است و مي تواند موضوع رهن قرار گيرد و قبض آن به يكي از دو صورت انجام مي پذيرد:

1- تسليم تمام مالي كه بخشي از آن وثيقه قرار گرفته است.

2- انتخاب مقدار معين به وسيله راهن و تسليم آن به مرتهن.

لزومي ندارد كه عين معين مفروز باشد. مال مشاع نيز مورد رهن قرار مي گيرد و قبض آن با تسليم تمام عين و گاه با تخليه راهن و برداشتن منع از سلطه مرتهن است و در هر حال نسبت به درستي آن ترديد نبايد كرد.

 

بطلان رهن منفعت:

ماده 774 ق.م، به پيروي از شهرت عظيم بين فقهاء، رهن منفعت را باطل دانسته است. در حالي كه هدف از رهن اين است كه در صورت پرداخته نشدن طلب از آن محل استيفاء شود. وانگهي، اگر قبض شرط صحت رهن باشد، چگونه مي توان موجودي را كه قبض و تلف آن همراه است، به قبض طلبكار داد. اين استدلال، با همه شهرتي كه ميان نويسندگان دارد، مصرف از انتقاد نمانده است. در رهن اعيان، لزومي ندارد كه كه حق طلبكار از عين مال استيفاء شود. به طور طبيعي، دين از محل فروش عين موهون يا بدل آن پرداخته مي شود و اين كار در مورد منافع نيز قابل اجراست. زيرا، چه مانعي دارد كه منافع به ديگران يا مرتهن واگذار شود و بهاي آن وثيقه طلب باقي بماند. قبض منفعت نيز با تسليم عين به مرتهن امكان دارد. زيرا، مقصود از قبض استيلاي شخص بر عين و در اختيار گرفتن صلاحيت انتفاع است كه با تسليم عين انجام مي پذيرد، چنانكه در اجاره نيز با تسليم عين مورد اجاره، منافع نيز تسليم شده محسوب است و بر همين مبنا موجر مي تواند اجاره بهاي تمام مدت را از مستأجر بگيرد.

در پاسخ اين انتقادها گفته شده است كه، قبض منفعت با تسليم عين كامل نمي شود. مفهوم عرفي تسليم منفعت با قبض عين تحقق مي پذيرد و لزومي ندارد كه منافع استيفاء و تلف شود.

 

بطلان رهن دين:

در فقه اماميه بطلان رهن دين از سوي بسياري از محققان پذيرفته نشده است: جز معدودي از نويسندگان، كساني رهن دين را درست نديده اند كه قبض را شرط صحت رهن مي دانند. گروهي از محققان نيز قبض دين را ممكن شمرده اند و بهاين ترتيب رهن دين و عين كلي را درست دانسته اند.

بعضي از فقيهان نيز رهن دين را نزد مديون به دليل اينكه در قبض مرتهن است درست دانسته اند. در تأييد بطلان رهن اين گفته شده است كه: هدف از رهن اين است كه طلبكار به وصول حق خود مطمئن شود و اگر نتواند آن را از بدهكار بگيرد از محل وثيقه استيفاء كند، پس چگونه مي توان ديني را كه وصول آن مورد ترديد است وثيقه دين ديگر قرار داد؟ وانگهي، در صورتي كه قبض شرط صحت رهن باشد، ديگر رهن دين امكان ندارد. زيرا، دين يك امر كلي است كه در عالم خارج وجود ندارد و آنچه مديون تعيين مي كند و به طلبكار مي پردازد، در واقع مصداقي از آن مفهوم كلي است. از سوي ديگر، قبض نيز تنها در مورد اموال مادي و خارجي قابل اجرا است. بنابراين، عقد رهن، به دليل منوط بودن آن به قبض وثيقه، هيچگاه در مورد عين كلي و ديون تحقق نمي پذيرد و ويژه اعيان خارجي است.

اشكال مربوط به قبض مال كلي نيز وارد نيست. زيرا، چنانكه بارها اشاره شد، قبض عقد رهن را كامل مي كند. ولي پيش از آن تراضي طرفين در حدود طبيعت ويژه خود آثاري دارد (مواد 59 و 60 ق.م). پس، هيچ لزومي ندارد كه قبض مورد رهن بيدرنگ انجام پذيرد. مديون بايستي مصداق دين را معين سازد و همان مصداق مي تواند به عنوان مظهر دين به قبض داده شود. درست است كه عين كلي تنها وجود ذهني دارد و در جهان خارج نيست تا به قبض داده شود، ولي اين را نيز بايد دانست كه در داد و ستد ها نيز موجودي هاي ذهني مورد معامله قرار نمي گيرد و نظر به مصداق هاي خارجي است و مفهوم كلي تنها به عنوان نشانه و معيار تعيين آن مصداق ها به كار مي رود. براي مثال، هنگامي كه گفته مي شود پنج خروار گندم ورامين مديون هستم، مقصود مصداق خارجي گندم است كه بدين وسيله از ابهام خارج مي شود و هيچ عاقلي در دنياي معاني و مفاهيم معامله نمي كند. بنابراين، چگونه ممكن است ادعا شود كه قبض مصداق كلي نمي تواند به منزله تسليم مورد رهن باشد.

هدف از قبض در معاملات استيلاي عرفي بر مورد آن و در رهن محفوظ ماندن وثيقه براي فروش احتمالي از سوي مرتهن است. اين مفهوم با تسليم سند طلب و توقيف آن نزد بدهكار تحقق مي پذيرد و نيازي به قبض مصداق كلي نيز ندارد. وانگهي، اگر دين مورد وثيقه به عهده مرتهن باشد، آيا باز هم مي توان در قبض چنين وثقه اي ترديد كرد؟

 


قبض:

قول قوي تر اين است كه رهن با قبض كامل مي شود، به دليل آيه و روايتي كه وارد شده است. معناي كامل نشدن رهن بدون قبض اين است كه قبض، جزء ؟؟ لزوم عقد نسبت به راهن است، مانند قبض هبه در ارتباط با متهب.

اما در مقابل، گفته شده است كه رهن، بدون قبض محقق مي شود؛ زيرا اصل، عدم لزوم قبض است  و سند روايت مزبور ضعيف مي باشد و در آيه نيز به مفهوم وصف استناد شده است كه استدلال ضعيفي است و اينكه در آيه ياد شده، «قبض» به سفر و نيافتن كاتب مشروط گرديده است، مي رساند كه حكم به قبض، جنبه ارشادي دارد. مؤيد اين برداشت آن است كه استمرار قبض، شرط نيست؛ بلكه از ابتدا قبض كردن مشخص مرتهن نيز الزامي نيست و مي تواند راهن را وكيل در قبض نمايد كه نظر برتو نيز همين است.

در صورت شرط دانستن قبض، چنانچه راهن پيش از قبض دادن عين مرهونه، ديوانه شود يا بيهوش گردد يا از رهن منصرف شود، رهن باطل مي شود، همان طور كه اقتضاي عقود جايز در فرض پيش آمدن حالات فوق همين است.

در مقابل، گفته شده است: عقد باطل نمي شود؛ زيرا رهن نسبت به راهن  لازم است؛ در نتيجه مانند عقدي است كه از هر دو طرف لازم باشد. بنابراين در موارد فوق، وليّ راهن جانشين او خواهد بود البته وليّ ديوانه بايد مصلحت ديوانه را مراعات نمايد و اگر نفع وي در لازم ساختن عقد است، مورد رهن را به قبض مرتهن بدهد در غير اين صورت، هقد را باطل مي سازد. ايراد اين گفته آن است كه لزوم رهن بنابراين كه لزوم آن پذيرفته شود مشروط به قبض است و عقد، پيش از آن جايز است و در موارد مزبور، مانند هبه قبل از قبض، رهن باطل مي شود.

استمرار قبض، شرط نمي باشد: زيرا پس از تحقق قبض، اصل، عدم لزوم استمرار آن است. بنابراين اگر مرتهن عين مرهونه را به راهن برگرداند، ايرادي ندارد و اين حكم، مورد اتفاق فقها است. و اقرار راهن مبني بر به قبض دادن عين مرهونه پذيرفته مي شود؛ زيرا عموم «اقرار العقلاء علي انفسهم جايز؛ اقرار افراد عاقل عليه خودشان نافذ است» شامل اين مورد نيز مي شود، مگر اينكه دروغ بودن آن معلوم گردد. حال اگر راهن پس از اقرار به قبض ادعاي تباني كند، مبني بر اينكه اقرار به قبض و شاهد گرفتن بر آن، در اثر تباني و جهت رسميت يافتن وثيقه بوده است، زيرا بيم رسميت نيافتن وثيقه در صورت به تأخير افتادن آن تا زمان تحقق قبض مي رفته است، ادعاي وي پذيرفته مي شود؛ زيرا از نظر عرف چنين توافقي صورت مي گيرد؛ بنابراين راهن مي تواند مرتهن را بر عدم تباني و اينكه اقرار به طور صحيح واقع شده است سوگند دهد. حكم فوق در صورتي است كه شهود، به اقرار راهن مبني بر قبض شهادت داده باشند؛ اما اگر به خود قبض دادن عين مرهونه شهادت بدهند، ادعاي فوق از راهن پذيرفته نمي شود؛ زيرا تكذيب شهود به شمار مي آيد. اگر عين مرهونه پيش از عقد در دست مرتهن باشد، همان قبض محسوب است؛ زيرا عنوان «رهن قبض شده» در اينجا صادق است و دليلي بر اينكه حتماً قبض بايد پس از عقد تحقق يابد وجود ندارد.

همچنين اطلاق عبارت مصنف اقتضا دارد ميان عين مرهونه اي كه با اذن راهن قبض شده و آنچه بدون اذن راهن قبض شده است، مانند شيء مغصوب، تفاوت نباشد اگرچه از قبض در فرض اخير نهي شده است؛ زيرا نهي در غير عبادات، مفصد عمل نيست و به اذن جديد براي قبض و سپري شدن مقداري از زمان كه تجديد قبض در آن امكان دارد نيازي نيست؛ زيرا قبلاً قبض صورت پذيرفته است؛ بنابراين لازم دانستن امري ديگر، تحصيل حاصل است و اصل نيز عدم وجوب اذن جديد است. البته اگر قبض مرتهن بدون اذن راهن باشد. مناسب است اذن جديد و سپري شدن مدت، معتبر دانسته شود و بنابراين فرض، قول قوي تر آن است كه تا وقتي كه از جانب راهن امري كه ضمان را مرتهن بردارد تحقق نيافته باشد، مرتهن ضامن خواهد بود.

اگر عين مرهونه مشاع باشد، در قبض دادن، اذن شريك يا رضايت وي پس از قبض لازم است؛ خواه مورد رهن، منقول باشد يا غير منقول، زيرا قبض مال مشاع، تصرف در حال شريك محسوب مي شود و بدون اذن وي ممنوع است، بنابراين از نظر شرعي چنين قبضي اعتبار ندارد.

بيان فوق در مواردي كه تنها تخليه كردن مال موهون براي قبض دادن آن كافي است با ايراد مواجه مي شود؛ زيرا تخليه كردن، موجب تصرف در مال شريك نمي شود؛ بلكه تنها موجب رفع سلطه راهن از مال و متكن ساختن مرتهن بر مال مي شود.

 

شرايط رهن:

موارد رهن بايد: 1- از اعيان باشد؛ 2- مملوك باشد؛ 3- قبض آن ممكن باشد؛ 4- بيع آن صحيح باشد.

بنابراين، رهن منفعت، مانند رهن دادن سكونيت در منزل باطل است؛ زيرا قبض آن ممكن نمي باشد؛ چه آنكه قبض منفعت تنها با از بين بردن منافع ممكن است. همچنين مقصود از رهن كه استيفاي دين است، از طريق منفعت نمي تواند حاصل گردد؛ زيرا منفعت، فقط به نحو تدريجي استيفا مي شود، به گونه اي كه هرگاه چيزي از منفعت حاصل گردد، آنچه قبل از آن است از بين مي رود.

رهن دين نيز صحيح نيست، البته بنابراين كه قبض، شرط رهن باشد كه مبناي مصنف نيز همين است؛ زيرا دين، امري كلي است كه در خارج، وجودي كه بتوان آن را قبض كرد ندارد و آنچه كه پس از وجود خارجي قبض مي شود، خود دين نيست، اگرچه دين در ضمن آن است. ممكن است بتوان حتي بنابر شرط دانستن قبض، رهن دين را صحيح دانست و به قبض آنچه كه مديون (به عنوان مصداق دين كلي) تعيين مي كند بسنده كرد؛ زيرا عرفاً بر اين مورد، قبض دين صدق مي كند؛ مانند هبه كردن آنچه بر ذمه است. در هر حال اگر قبض، شرط رهن نباشد، رهن دين مي تواند صحيح باشد.

تفسير قانون مدني:

ماده 772 ق.م:

1- ا.د، 36، 83، 85 و -4162/7-29/9/1360: (شرط تحقق عقد وثيقه خروج مال از تصرف مالك آن نيست، لذا در صورتي كه بودن مال منقول در يد وثيقه گذار به نظر وي و بازپرس، مخل به حقوق دولت نباشد تحويل آن به مالك و استفاده او از مال مورد وثيقه بالا اشكال است.

2- در اثر قبض مال مرهون اختلاف نظر وجود دارد، برخي آن را شرط صحت و برخي شرط لزوم مي دانند و گروهي تأثيري براي آن قايل نيستند. (ر.ك: جواهر الكلام، ج 25، ص 99)، در برخي روايات مانند «لا رهن الا مقبوضاً» (وسايل الشيعه، ج 13، باب 3، از احكام رهن) حمل به شرط صحت بودن قبض شده است؛ ولي استمرار قبض شرط نيست، زيرا بعد از تحقق امتثال با قبض، اصل بر عدم استمرار است. (شرح لمعه، ج 4، ص 59).


منابع مورد استفاده:

1- حقوق مدني 6 و 7، (حجه الاسلام والمسلمين حبيب الله طاهري)، ج 4، چاپ اول پاييز 1375

2- حقوق مدني 7، عقود معين 2، دكتر پرويز نوين، ص 520 تا ص 549.

3- حقوق مدني، محمد عبده بروجردي، محمدرضا بندرچي، ص 359 شماره 93 تا ص 366.

4- حقوق مدني، دكتر سيد حسن امامي، جلد دوم، ص 331 تا ص 372.

5- قانون مدني در قواعد ديوانعالي كشور، مهدي نيكفر با مقدمه دكتر ناصر كاتوزيان، ص 156 تا ص 160.

6- حقوق مدني مصطفي عدل (منصور السلطنه)، ص 348 تا ص 354.

7- حقوق مدني، تأليف دكتر محمد جعفر، جعفري لنگرودي، ج 10، ص 1 تا ص 131.

8- آراء ديوانعالي كشور، در امور حقوقي 2، يدالله بازيگر، ص 425 تا 438.

9- شرح قانون مدني تأليف سيد علي حائري، شاه باغ، جلد دوم، ص 674 تا ص 696.

10- شرح لمعه، قواعد فقهي رهن، جلد 4.

11- قانون مدني، در آيينه آراء ديوانعالي كشور، يدالله بازيگر، ص 1 تا ص 153.

12- حقوق مدني، دكتر مهدي شهيدي، تشكيل قراردادها و تعهدات، ج 1.

13- عقود معين، ج 4، دكتر ناصر كاتوزيان، از ش 325 به بعد.

14- دوره مقدماتي حقوق مدني، درس هايي از عقود معين، ج 2، دكتر ناصر كاتوزيان.

15- تفسير قانون مدني، اسناد، آراء و انديشه ها، حقوقي، دكتر سيدمرتضي قاسم زاده، دكتر حسن ره پيك، دكتر عبداله كيايي، تهران، چاپ اول، زمستان 82.

 



[1] حقوق مدني (7) ع . م . (2) دكتر پرويز نوين – عقد رهن ش 1540

1 – براي آگاهي بيشتر از نظرات فقهاء ر.ك. جواهر الكلام، ج 25، ص 99 به بعد. شرح لمعه، كتاب الرهن. حقوق مدني، عقود معين، دكتر كاتوزيانة ج 3

2 – جواهر الكلام، ج 25، ص 108

[2] شهيد ثاني ، شرح لعمه ، ج 4 ، ص 58 – و از نويسدنگان حقوق مدني ، دكتر جعفري ؟؟ رهن و صلح ، ص 15 ، ش 22.

[3] علامه حلي، تذكر ، ج 2 ، ص 25 – براي ديدن نظرهاي گوناگون در اين باره رجوع شود به : سيد محمد جواد عاملي، مفتاح الكرامة ، ج 5 ، ص 141 ببعد.

[4] علامه حلي ، قواعد ، كتاب رهن – محقق ثاني ، جامع المقاصد ، ج 1 ، ص 283 – فخر المحققين ، ايضاح ، ج 2 ، ص 29 – شهيد ثاني ، مسالك ، ج 1 ، ص 227؛ شرح لمعه ، ج 4، ص 14  - بجنوردي . القواعد الفقيحه ، ج 6، ص 17- همچنين ، در تاييد اين نظر در حقوق مدني : دكتر امامي ، همان كتاب – دكتر جعفري لنگرودي ، صلح – رهن ، ش 17.

 

[5] شهيد ثاني ، همان كتاب ها – سيد علي طباطبائي ، رياض ، ج 1 ، كتاب رهن – علامه حلي ، تذكره ، ج 2 ، ص 46 – ابن قدامه ، المغني ، ج 4 ، ص 205 ، ش ُ3239

1 – محقق ثاني(جامع المقاصد) و شهيد ثاني (مسالك) نيز كه اين نظر را در رهن تأييد كرده اند

1 – جواهر الكلام، ج 25، ص 356.

كتاب عدل الهي استاد شهيد مرتضي مطهري

روشها و مشربها:

موضوعِ عدل الهي وقتي مورد بحث قرار مي گيرد كه مباحث توحيد و نبوت و معاد اثبات شده باشد در اينصورت وجود و يگانيگي باري تعالي و رسالت پيامبران به خصوص رسالت و پيامبري خاتم‌الانبياء محمد رسول الله (ص) را قبول مي كنيم و به روز رستاخيز نيز ايمان مي آوريم آنگاه مي توانيم شبهات و سؤالاتي كه در مورد عدل الهي وجود دارد را جوابگو باشيم، انشاء ا . . .

در ابتدايِ بحثِ عدل الهي دو گروه از متكلمين و دانشمندان اسلامي قرار دارند كه عقايدي مخالف يكديگر بيان مي كنند اولي اشاعره كه طرفدار جبر و اضطرار هستند و ديگري معتزله كه طرفدار عدل و اختيار. اشاعره مي گويند. خداوند حكيم است و هر كاري انجام مي دهد از روي حكمت است ما اصلاً اختياري نداريم هر چه مي كنيم آنرا خداوند خواسته كه ما انجام مي‌دهيم و هر چه هم پيش آيد از طرف خداوند است وظيفه ما فقط سازگاري با تمام حوادث و شكر باري تعالي و تسليم در برابر خواسته‌هاي او مي باشد.

معتزله مي گويند اگر هر چه را خداوند بخواهد همان اتفاق بيفتد و ما اختيار نداشته با شيم دگر روز قيامتي لازم نيست خداوند بعضي ها را گمراه قرار داده است و بعضي ها را به راه راست هدايت نموده، بعضي انسانها ظالم هستند چون خداوند آنها را ظالم خواسته است و بعضي ديگر مظلوم در حقيقت جزا و عقابي نبايد در كار باشد ولي چون معاد و روز قيامتي وجود دارد پس بايد انسانها اختيار داشته باشند تا اگر كاري شايسته انجام دادند پاداش بگيرند و اگر در مسير دزدي و چپاول و غارتگري افتادند غذاب آخرت نسيب آنها گردد.

اشاعره مي گويند علم خداوند ابدي و ازلي است از گذشته و آينده اطلاع دارد پس خداوند از كارهاي ما خبر داشته است. او مي داند كه ما انسان صالح و با وجدان خواهيم شد با يك انسان ستمكار و گناهكار پس اوست كه ما را به اين راه مي كشاند و ما هيچ اختيار نداريم.

معتزله مي گويند علم خداوند اختيار ما را از بين نمي برد مثلا ما مي دانيم كه اگر كسي از ارتفاع 10 يا 15 متري بپرد مجروح مي شود حال اگر كسي خودش را از ارتفاع بلند بيندازد و مجروح شود آيا مي تواند از شما شكايت كند و بگويد چون شما مي دانستيد، من مجروح شدم و پايم شكست و اگر شما نمي دانستيد من مجروح نمي شدم! پس علم خداوند نمي تواند اختيار را از انسان بگيرد.

اشاعره مي گويند اگر بگوئيم انسان از خودش اختيار دارد در حقيقت در كارهاي باري‌تعالي دخالت كرده‌ايم در حالي كه دخالت در كارهاي خداوند در شأن انسان نيست و هرچه خداوند بخواهد همان مي شود.

معتزله مي گويند اگر همه كارها و شرايط ايجاد شده براي انسانها را به خداوند نسبت دهيم در حقيقت كارهاي زشت و ظلمها و غارتگري‌ها و جنايات را نيز به خداوند نسبت داده‌ايم كه اين در شأن باري‌تعالي نيست پس بعضي كارها به دست انسانها انجام مي شود.

از اين بحث‌ها كه بگذريم مي توانيم بگوئيم شيعه راهي غير از اشاعره و معتزله دارد از نظر شيعه نه جبر است و نه اختيار بلكه راهي بين آن دو مي باشد. بعضي كارها جبر است مانند به دنيا آمدن ، دوران شيرخوارگي، پشت سر گذاشتن دوران كودكي، رسيدن به دوران جواني ، گذشت زمان، رسيدن به دوران پيري و مسائلي شبيه اينها، ولي بسياري از كارها اختياري است كه به اختيار خودمان انجام مي دهيم كه در آينده هم احتمالا كارهاي بيشتري به اختيار خودمان انجام خواهيم داد كه بايد دقت كنيم اين اختيار، ما راه به گمراهي و ضلالت نكشاند. و همين اختيار است كه ما را سعادتمند و خوشبخت مي گرداند آنچه را كه به عنوان جبر قبول كرديم نبايد سبب ناراحتي و نا اميدي ما شود و آنچه را كه به اختيار مي توانيم انجام دهيم با كمال قدرت و با شجاعت و سرعت در آن راه گام بر مي داريم. انشاء ا . . .

تحصيل علم اختياري است يك نفر مي تواند با وجود همه شرايطِ مساعد و حتي بر خلاف خواسته هاي خانوادگيش درس نخواند و به كارهاي ديگر مشغول شود و ديگري مي تواند در شرايط سخت بدون امكانات ، تحصيل علم كند و به مدارج عالي برسد حال شما كدام را انتخاب مي كنيد اختيار با شماست. مي گويند براي ما گرفتاري پيش آمد ناراحتي خانوادگي داشتيم مسائلي داشتيم درس نخوانديم ، ما مي گوييم اراده شما ضعيف بوده است تحصيل علم در نظر شما خيلي مهم نبوده و براي علم ارزش قائل نبوديد و از اين جهت از لحاظ علمي به جايي نرسيديد وگرنه مي توانستيد فقط راه تحصيل علم و مطالعه و تحقيق را در پيش بگيريد و فعلا هر موضوع غير درسي را كنار بگذاريد و خود را از قيد آن آزاد نمائيد. بيشتر پادشاهان، سلاطين و ظالمان و استعمارگران، حتي بيشتر افراد بزرگسال از لحاظ فكري پشتيبان جبر هستند خواستار ادامه وضع موجودند مي گويند خداوند اين وضع را ايجاد كرده است همه بايد مطيع و تابع باشند خانواده‌هاي فقير و تهي‌دست، با فقر سازش داشته باشند انسانهاي مظلوم در شرايط موجود سخني نگويند تا ما بهتر بتوانيم غارت كنيم بيشتر سو د ببريم، بهتر زندگي كنيم. اما پيامبران و پيشوايان و انسانهاي با ايمان و انقلابيون و بيشتر جوانان و مظلومان آگاه ، طالب استقرار عدالت ، رفع ظلم، نابودي استعمار و استثمار هستند اينها عقيده دارند هيچ شرايطي براي انسانها عوض نمي‌شود مگر آنكه خودشان با سعي و كوشش و فداكاري و ايثار آن شرايط را عوض كنند و اين نشانه اختيار كامل بشر بر اوضاع و شرايط خودش مي باشد.

ايرادها و اشكالها:

مي گويند اگر خداوند عادل است اين همه تبعيض‌ها، فقرها، نابسامانيها و اختلافات طبقاتي براي چيست؟

ما مي گوييم تفاوت و تنوع را قبول داريم حتي موجوديت اشياء را از تركيب اضداد مي‌دانيم مثلا، نر و ماده بار مثبت و بار منفي جاذبه و دافعه سبب بقاء طبيعت هستند.

پستي و بلندي‌ها كوير و جنگلها درياها و خشكيها سبب زيبايي در طبيعت هستند تنوع گلها و حيوانات و جانداران طبيعت را دلپذير نموده‌اند كه همه اينها ساخته اراده حق تعالي مي باشند ولي تبعيض‌ها، فقرها، نابسامانيها ساخته دست انسانهاي شرور و ظالم است كه وظيفه ما قدرت گرفتن از طبيعت و مبارزه با اين آفات اجتماعي است.

مي گويند اگر خداوند عادل است بلاهاي طبيعي از قبيل سيل طوفان زلزله كه سبب نابودي افراد و انسانها مي شود و خسارت هاي گوناگوني به وجود مي‌آورد براي چيست؟

ما مي گوئيم هر معلولي علتي دارد يعني هر حركت و هر واقعه‌اي در طبيعت تابع علتي است ما مي توانيم علت‌ها و گاه معلولها را تغيير دهيم مثلا مي توانيم با ايجاد سدها و درختكاري و ساختمان سازي در جاهاي امن، از سيل و خسارتهاي آن جلوگيري كنيم با ساختمان هاي محكم و علمي مي توانيم از خسارات طوفان و زلزله جلوگيري نمائيم چنانچه خداوند مي فرمايد ما زمين و آسمان و تمام موجودات را مسخر شما قرار داديم تا از آن استفاده نماييد.

تفاوت نه تبعيض:

مي گويند اگر خداوند عادل است چرا بعضي افراد سياه، بعضي ها سفيد هستند چرا بعضي ها زيبا و بعضي ها زشت روي مي باشند. ما مي گوئيم نژادپرستي نتيجه تبليغات سوء ظالمان و استعمارگران است وگرنه هيچ انساني به خاطر رنگ پوستش نبايد مورد اذيت و آزار قرار گيرد اگر يك انسان سياه رنج مي برد به خاطر اين است كه يك عده سفيدپوست استعمارگر او را به بردگي كشيده‌اند و جلوي ترقي و تعالي او را گرفته‌اند و از نيروي كار و فكر او به نفع خود استفاده مي كنند. امكانات طبيعي و مالي و فكري او را ربوده و نابودش ساخته‌اند پس باز هم انسانهاي جنايتكار هستند كه تبعيض ايجاد مي نماييد و اما در مورد زشتي و زيبايي ما بايد در هر حال خودمان را زيبا بدانيم و به نظافت و ظاهر خودمان توجه داشته باشيم اصولا زشتي و زيبايي در مقابل فعاليت‌ها، كوشش ها و فداكاريها عاملي بي‌اثر است. مثلا اگر ساختماني مجلل را ببينيد كه مهندساني در ساختن آن همكاري داشته‌اند بيشتر توجه شما به علم و كار آنهاست يا به زشتي و زيبايي مهندسين يا اگر به پزشك خوب و حاذق مراجعه مي‌كنيد به دارو و دستور او توجه داريد يا به زشتي و زيبايي او؟

اصولا زشتي و زيبايي در مقابل علم و دانش و سعي و كوشش فرد، يك عامل بي‌اثر است و ساخته فكر انسانهاست. اگر افكار انسانها را اصلاح كنيم اين تبعيض در جامعه وجود نخواهد داشت و ما با فعاليت و كوشش مي توانيم افكار غلط در مورد زشتي و زيبايي را از بين ببريم انشاء ا . . .

عدل چيست؟

ما عدالت را به معني تساوي در نظر نمي‌گيريم بلكه معني عدالت موزون بودن و هر چيزي جاي خودش قرار داشتن و رعايت استحقاق‌ها مي باشد. عدالت اين نيست كه همه در كلاس از يك درس نمره 20 بگيرند بلكه عدالت آنست كه هر كدام به اندازه سعي و كوشش خودش نمره بگيرد در خانواده عدالت اين نيست كه همه فرزندان به يك اندازه از لحاظ مالي تأمين شوند بلكه براي فردي كه مطالعه را دوست دارد بايد شرايطي مهيا كنيم تا بتواند بهتر و بيشتر مطالعه كند ولي فرزندي كه از درس خواندن بيزار است بايد مشغول كاري شود و درآمدي داشته باشد چون نخواسته درس بخواند و مطالعه كند و نخواسته زحمت بكشد و نمرات عالي كسب نمايد اصولا  اعتقاد به قادر بودن و حكمت داشتن خداوند متعال، وجود عدالت در ذات او را ايجاب مي كند. به علاوه عدالت باري تعالي را در ساختمان طبيعت به وضوح مي توان ديد نظم و قوانين جاري در طبيعت و همچنين ساختمان بدن حيوانات و انسانها خودگوياي عدالت الهي است كه اثبات عدالت الهي از اين طريق نياز به مطالعه علوم نجوم-زيست‌شناسي-پزشكي و فلسفه دارد كه اگر اين طريق را براي اثبات عدل الهي  انتخاب كنيم مي توانيم وجود روز معاد و قيامت را از آن نتيجه بگيريم.

تفاوتهاي دو جهان:

مي گويند اگر خداوند عادل است چرا بعضي انسانها به عنوان كافر و مشرك در روز قيامت تا ابد عذاب مي شوند در حالتي كه زمان محدودي در دنيا بوده‌اند.

ما مي گوييم مجازات هاي دنيوي و اخروي با هم متفاوت هستند اگر گناهكاران و مجرمان در دنيا مجازات مي شوند براي جلوگيري از جرائم و عبرت گرفتن خود او و ديگران است ما مي خواهيم در اجتماع ظلم و جور و فساد نباشد براي اين منظور ظالم و مجرم و انسان فاسد بايد مجازات گردد تا هم خود او تربيت شود و هم اجتماع با ديدن اين مجازات از فساد تهي گردد ولي در مجازات هاي اخروي چنين هدفي دنبال نمي گردد مجازاتهاي اخروي براي تربيت افراد يا اصلاح جامعه نيست اينجا تجسم اعمال است.

يعني در مجازاتهاي دنيوي احتمال اشتباه و كم و زياد شدن وجود دارد ولي در قيامت خود عمل و كردار انسان است كه ما را اذيت و آزار مي دهد و يا احتمالاً شادان و خوشحال مي نمايد انسان موجودي ابدي است در نتيجه اين اعمال هم تا ابد با او خواهند بود كه به طرق مختلف روي او اثر مي گذارند.

 

جزاي عمل:

كفر يعني پوشاندن حقيقت، كافر كسي است كه حقيقت را فهميده ولي آنرا انكار مي كند و با آن مبارزه مي نمايد چون احساس مي كند اين مبارزه براي او نفع مادي يا ترفيع مقام دارد كه نتيجه عمل او گمراهي براي  ديگران است و حتي سبب انحراف جامعه از مسير حقيقت مي گردد و حال اگر فرض كنيم انحرافات اجتماعي به خاطر اعمال غلط او تا چند سالي طول بكشد و عده زيادي به انحراف كشيده شوند مجازات او چه خواهد بود اگر بخواهيم اين عمل ناپاك و نتايج آن را به خود او عرضه كنيم چه خواهد شد به علاوه در نظر بگيريد چه جنايات و خونريزيهايي به خاطر كفران او انجام مي شود و چه محروميتهايي در اجتماع پديد مي آيد كه جبران آن تقريبا غير ممكن به نظر مي رسد به اين جهت است كه مجازات كفار و مشركين آنچنان سنگين به نظر مي آيد.

ما نمي توانيم حساب اشخاص را رسيدگي كنيم:

مي گويند تحقيقات و اكتشافات و اختراعات دانشمندان غير مسلمان چه مي‌شود؟ آيا در روز قيامت اجر و مزدي دارند يا نه؟

مي گوييم اجر و مزد هر عملي نزد باري تعالي بستگي به فكر و انديشه فرد اجرا كننده دارد هدف از اكتشاف و اختراع چيست؟ آيا نفع مادي مطرح است؟ هدف شهرت‌طلبي است؟ يا اينكه هدف خدمت به مردم و كسب ثواب آخرت بو ده؟ عدل الهي ايجاب مي كند كه اجر و مزد هر كس كه كار خيري انجام داده باشد بدهد ولي چون از افكار و رفتار دانشمندان بي‌اطلاع هستيم نمي توانيم اجر و مزد اين افراد را تعيين نماييم به علاوه بايد به خاطر داشته باشيم ما اجر و مزد اخروي هيچ كس را نمي توانيم تشخيص دهيم چه مسلمان باشد و چه غير مسلمان چون اين محاسبه مخصوص كارهاي الهي مي باشد و براي بشر آشكار نمي گردد.

شفاعت:

مي گويند بعضي ها هستند كه در دنيا گناه و معصيت مي كنند سپس توقع دارند كه پيامبر اسلام (ص) يا ائمه طاهرين آنها را شفاعت كنند كه اين خود سبب بيشتر شدن گناهكاران و معصيت‌كاران مي شود اگر اين چنين باشد عدالت از خداوند سلب مي گردد.

ما مي گوييم شفاعت در اين دنيا مجرمين را به دو گروه تقسيم مي كند يك عده به خاطر اينكه پارتي دارند از چنگال كيفر مي گريزند و عده‌اي ديگر به جرم اينكه پارتي ندارند گرفتار كيفر مي گردند.

ما در ميان جوامع بشري، جامعه هايي را كه قانون در آن دستخوش پارتي‌بازي است فاسد و فاقد عدالت مي دانيم چگونه ممكن است در دستگاه الهي معتقد به پارتي‌بازي شويم؟ در حقيقت اين نوع شفاعت بر هم زننده قانون و ضد آن است در حاليكه شفاعت تأييد كننده قانون است. در شفاعت غلط، مجرم بر خلاف خواست قانونگزار و بر خلاف هدف قوانين اقدام مي كند و از راه توسل به پارتي بر اراده قانونگزار و هدف قانون چيره مي گردد كه اين شفاعت در دنيا ظلم و در آخرت غير ممكن است ولي شفاعت صحيح نوعي ديگر از شفاعت است كه در آن نه استثناء و نه تبعيض وجود دارد و نه نقض قانون، در حقيقت شفاعت در قيامت از طرف خداوند است و هيچكس ديگري حق شفاعت در قيامت ندارد در دنيا طلب شفاعت از طرف مجرم است كه دنبال واسطه و پارتي مي گردد نه از طرف دادگاه ولي در آخرت شفاعت از طرف باري تعالي مي باشد نبايد گمان كنيم كه پيامبران و ائمه اطهار به خاطر گناهان يك فرد از درگاه خداوند تقاضا مي كنند كه گناهان اين شخص بخشيده شود بلكه شفاعت از طرف خداوند است كه دستور مي دهد تا يك نفر شفيع اين فرد گردد حال اگر خداوند متعال دستور شفاعت دهد ديگر پارتي‌بازي . سود جوئي و كلاه برداري نمي شود بلكه شفاعت خود يك نوع راهنمايي و راه نشان دادن است مانند اينست كه قانونگزار در دادگاه ما را از قوانين كه به سود ماست آگاه كند. پس انسان بايد كارهاي خير و خوب داشته باشد تا مشمول شفاعت قرار گيرد.

‹‹ والسلام ››

 

طنز*** جوك*** SMS*** سركاري

جوكها ولطيفه ها از شما با نام شما

به اميد اين كه همه ايرانيا هر جا كه باشن شاد و خوشحال باشن

خبرنگار: برای محرم امسال چه برنامه ای دارید ؟
حیف نون: ما امسال 10 تا کتل اضافه می کنیم، 15 تا پرچم، 150 تا زنجیر، 12 تا قمه، با 40 نفر زنجیرزن جدید. در مجموع انشاالله امسال دیگه پدر یزید در میاد!

صبح زود مادری برای بیدار کردن پسرش رفت. مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است. پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم مدرسه. مادر: دو دلیل به من بگو که چرا نمی خوای بری مدرسه. پسر: 1- همه بچه ها از من بدشون می یاد. 2- همه معلم ها از من بدشون می یاد. مادر: اُه خدای من! این که دلیل نمی شه. زود باش تو باید بری به مدرسه. پسر: مامان دو دلیل برام بیار که چرا من باید برم مدرسه؟ مادر: 1- تو الآن پنجاه و دو سالته. 2- تو مدیر مدرسه هستی!

حیف نون رفته بوده چتربازی. موقع پرش از هواپیما، فرمانده بهش می گه: وقتی پریدی بیرون دکمه سبز می زنی چترت باز می شه، یک درصد اگر باز نشد، دگمه قرمز رو می زنی که حتما چترت باز می شه. بعد وقتی رسیدی پایین یک جیپ هم پایین منتظرته که می بردت پادگان. حالا بپر. حیف نون می پره، دگمه سبز رو میزنه چتر باز نمی شه، دگمه قرمز رو می زنه چتر باز نمی شه، می گه: "اگه شانس ماست، حالا وقتی برسیم پایین جیپه هم رفته!"

حیف نون یه پول سیاهی می اندازه تو تلفن، می گه: الو آفریقا؟
حیف نون 25 تومنی می اندازه توی صندوق صدقات، سوارش می شه!
حیف نون بچه اش می ره بالای دیوار می گه بچه بیا پائین می افتی مریض می شی!
به حیف نون می گن با ماهیچه جمله بساز. می گه: خر در برابره ما هیچه!
فرستنده جوک: 0935xxxx792

شب اول قبر حیف نون ازش می پرسن من ربک؟ می گه می تونم از فرصت مقایسه استفاده کنم؟!
فرستندگان: محبوبه و 0937xxxx365 و 0936xxxx020

اگه گفتی پس از مرگ مدیر عامل گوگل (البته بعد از صد و بیست سال!) به فرزندش چی می‌رسه؟ گوگل ارث!

به حیف نون می گن: بابات مرد.
حیف نون می گه: دروغ می گین! یه اتفاقی افتاده، شما می خواین به من نگین!
فرستنده: 0936xxxx365

به حیف نون می گن صبحانه چی می خوری؟ می گه: تـیـلـیـد
می گن ظهر ناهار چی می خوری؟ می گه: تـیـلـیـد.
می گن شام چی می خوری؟ می گه: تـیـلـیـد.
می گن اصلا ولش كن... اوقات فراغتت رو چی كار می كنی؟ می گه نون خورد می كنم واسه تـیـلـیـد!

از حیف نون می پرسن خواهرت دختر زائیده یا پسر؟
می گه به من اطلاع ندادن. هنوز نمی دونم دایی شدم یا خاله!

به حیف نون می گن: نفت، طلای سیاه است. حیف نون فرداش یه 5 لیتری می اندازه گردنش!

حیف نون مست می كنه، شنگول می شه، گرگه میاد می خورتش!

جعبه سیاه سی130 پیدا شد: توش حیف نون به خلبان می گه آقا سه راه آذری پیاده می شم!

راستي اگه مي خواين لطيفه جوك اس ام اس و... به نام خودتون بفرستين در قسمت نظردهيد جوكهاتون بفرستين .ممنون

طنز*** جوك*** SMS*** سركاري

حیف نون یه پتو می خره که عکس دو تا پلنگ روش بوده. شب با تفنگ دولول می ره زیر پتو!

به اصفهانیه می گن دو دو تا؟
می گه: می خوای بخری یا می خوای بفروشی؟

معلم: چرا عشایر کوچ می کنند؟
شاگرد: از بس که دور چادرهایشان مى ری...!
فرستنده: مرتضی از مرودشت
توضیح مترجم: راست می گه ها! اصلا به این موضوع فکر نکرده بودم!


درد دل یه بزاز اصفهانی: خانوم اومدس پارچه خریدس بردس بریدس دادس دوختن رفتس باش تو عروسی کلی رقصیدس قر دادس و پز دادس آ بعدی رفتس پارچه را شیکافتس پس اووردس می گد از رنگش خوشم نیومدس...

آقای دست و دل باز به مهمونش می گه اگه گرسنه ای مرغ هست... بگم تخم کنه؟

پسر حیف نون به باباش می گه امروز به جای سوار شدن، دنبال اتوبوس دویدم و 25 تومان کاسب شدم!
حیف نون می زنه تو گوشش و می گه: اگه دنبال سواری می دویدی بیشتر تو جیبت می موند!

از حیف نون می پرسن: می دونی پل رو برای چی ساخته اند؟ می گه: برای اینکه کشتیها از زیرش رد بشن!

یه نفر می خواسته از ایتالیا به رفیقش توی ایران زنگ بزنه. ولی عوضی می افته خونه لره. ساعت هم 5.5 صبح بوده... لره با عصبانیت گوشی رو بر می داره.
ایتالیاییه می گه آنتونی؟
لره فریاد می زنه: اَن تونی که 5 صبح زنگ می زنی خونه مردم!

حیف نون شب عروسیش باد صدادار می ده، می گه بیا! فشار زندگی از همین الان شروع شد!

حیف نون تصمیم می گیره همه ی نگرانی هاشو به دریا بسپاره… هرکاری می کنه زنش سوار قایق نمی شه!

از حیف نون می پرسن چرا امشب اخبار طولانی شد؟ می گه فکر کنم امشب قسمت آخرش بود.
فرستنده: ستاره ى سربى

اولی: چرا گریه می کنی؟
دومی: چون اگر یک دقیه زودتر رسیده بودم از اتوبوس جا نمی ماندم.
اولی: ولی طوری گریه می کنی که انگار اتوبوس دو ساعت پیش رفته!

از یه آقای خارجی می پرسن شما که زندگی زناشویی موفقی دارید، رمز موفقیتتان چیست؟
آقاهه می گه: من و زنم از اول ازدواج قراری گذاشتیم که تا به امروز هم اونو انجام می دیم و اون اینه که هفته ای دو شب بریم به یک رستوران خوب با غذای خوب، رقص و موزیک عاشقانه... زنم شب های دوشنبه می ره و من شب های جمعه!

دوست حیف نون ازش می پرسه: کجا بودی که تمام لباست و کفشهات خاکیه؟
حیف نون می گه: با بابام رفته بودیم استخر.
طرف می گه: اگر استخر رفتی، پس چرا خاکی هستی؟
حیف نون می گه: رفتیم استخر، بابامو هل دادم تو آب، شنا بلد نبود، غرق شد، بردیم خاکش کردیم دیگه!

خشم حیف نون از خدا:
حالا که ابر می فرستی، بارون نمیاد، من هم وضو می گیرم نماز نمی خونم!
فرستنده: امیرمهدی

یکی از جاهل‌های قدیمی دبش تهرون به اسم آق اسمال تصمیم می گیره بره آمریکا. دوستاش می گن نرو آمریکا مگه نشنیدی تو آمریکا پرونده همه را پیشاپیش دارن، تکون بخوری «سیا» بالا سرته.
آق اسمال فکری می کنه و می گه: نه بابا... اینا همش شایعه است... آخه از کجا منو می شناسن؟
به هر صورت آق اسمال می ره آمریکا. هنوز دو سه روز نگذشته که رفقاش تو قهوه خونه می بینندش!
ازش می پرسن: هان... چطور شد؟ تو که هنوز نرفته برگشتی!
آق اسمال می گه: وای! از آمریکا نگو که هر چه راجع به «سیا» می گن راسته! هنوز نرسیدی مشخصاتتو به همه می دن. من وقتی رسیدم فرودگاه نیویورک تشنه‌ ام شد، رفتم توی یه قهوه خونه‌ که توی فرودگاه بود، توی صف که بودم نفر جلوم یه آمریکائی بور و زاغ بود، همین که رسید به صندوقدار، برگشت عقب... تا منو دید به صندوقدار گفت «اسمال لاته»! آقا تا اینو شنیدم زدم بیرون و از ترسم با اولین پرواز برگشتم!


طنز*** جوك*** SMS*** سركاري

حیف نون آزمايش ادرارش گم مي شه، مي گه بله! مملکت بخور بخوره!

به حیف نون می گن متاهلی یا مجرد؟ می گه: به نام خدا، کشاورزم!

حیف نون دست می اندازه دور گردن نامزدش، بلد نیست چی بگه، می گه گردنتو بشکونم؟!

مردی با افتخار گفت: زن من یك فرشته است مرد دیگری جواب داد: خوش به حالت، زن من هنوز زنده است!

حیف نون زن ژاپنى می گیره، هر وقت بهش نگاه می كنه می گه اگه خوابت میاد بخواب!

از یه روانپزشک پرسیدم: شما چه طور متوجه می شید که یه فرد روانی به بستری شدن احتیاج داره؟ گفت: ما وان حمام را پر از آب می کنیم، یه قاشق چایخوری، یه فنجان، و یک سطل جلوی روانی می گذاریم و ازش می خواهیم وان را خالی کند.
من گفتم: آدم سالم سطل رو انتخاب می کنه، چون بزرگ تره.
روانپزشک گفت: نه! آدم سالم درپوش چاه وان رو بر می داره... شما دوست داری تختت زیر پنجره باشه؟

نصیحت حیف نون به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش... بی توجه از بغلش رد شو... این کار از صدتا فحش براش بدتره!

به حیف نون می گن: خیلى آقایى.
می گه:عمرا!

به آقای دست و دل باز می گن بیا بریم روضه. می گه مرسی، من شام خوردم!

حیف نون پاش خواب می ره، کفشاشو می دزدن!

یه اصفهانی یک خوشه انگور را به خانه برد و به زن و فرزندانش هرکدام یک دانه داد. بچه ها گفتند: بابا جان چرا یک دانه؟ مرد جواب داد: عزیزانم! بقیه اش هم همین مزه را می دهد!

حیف نون به دنبال جنازه‌ی یكی از ثروتمندان می‌رفت و با صدای بلند گریه می‌كرد. یكی به او دالداری داد و گفت: "این مرحوم چه نسبتی با شما داشت؟"
حیف نون جواب داد: "هیچ! علت گریه‌ی من هم همین است!"

روزی حیف نون ادعای كرامت كرد.
گفتند "دلیلت چیست؟"
گفت: "می‌توانم بگویم الساعه در ضمیر شما چه می‌گذرد؟"
گفتند: "اگر راست می‌گویی بگو."
گفت: "همه‌ی شما در این فكر هستید كه آیا من می‌توانم ادعایم را ثابت كنم یا نه!"

حیف نون تو دادگاه محاکمه می‌شد. وکیل مدافع هنگام دفاع ازش گفت: «آقای قاضی! مردی که شما محاکمه‌اش می‌کنید پدری مهربان، انسانی شریف، آدمی‌با وقار، مردی درست کار و پاکدامن و شهروندی با انضباط و مطیع قانون است.» حیف نون در این هنگام به وکیلش اعتراض کرد و گفت: «آقای وکیل! تو از من پول گرفته‌ای، حالا داری از یک نفر دیگر دفاع می‌کنی؟»

حیف نون می ره دکتر، می گه آقای دکتر من چشمام ضعیفه. دکتر می گه تا چه حد ضعیفه؟ حیف نون می گه شما اون مگسی رو که روی دیواره می بینین؟ من نمی بینمش!
فرستنده: سمانه

معلم: فعل کشیدن را صرف کن.
شاگرد: کشیدم کشیدی پاره شد!
فرستنده جوک: احمد رضا

حیف نون سوار مترو می شه، تفنگ در میاره به راننده مترو می گه یالا برو دوبی!

حیف نون می ره دستشویی، می زنه آفتابه رو لتو پار می کنه.
بهش می گن: چرا آفتابه رو این جوری کردی؟
می گه: برام ژست گرفته بود!
فرستنده: پگاه

به بزه می گن چرا زنگولت صدا نمی کنه؟ می گه گذاشتمش رو ویبره!
فرستنده: سید محمود

حیف نون می گو...ه سرش می خوره به دیوار دستشویی، می گه لامسب تو دنده بود!
فرستنده: 0914xxxx876

حیف نون می افته توی چاه، می گه خدا رو شکر تهش سوراخ نبود!
فرستنده: سمانه

دانش آموزی داشت سر کلاس چیزی می خورد، معلم پرسید چی می خوری؟ گفت: نمی خورم! آلو خشک رو گذاشم توی دهانم تا خیس شه زنگ تفریح بخورم!
فرستنده جوک: 0935xxxx286

تومراسم ختم بلندگو می گه: مرحوم وصیت کرده سیاه نپوشین. حیف نون داد میزنه: مرحوم غلط کرده! ما به احترامش می پوشیم!
فرستنده: 0917xxxx263

دو باجناق به نام های کافی ونعمت سوار یک خر بودند.
نعمت گفت اگر یک خر دیگر بود، کافی بود.
کافی گفت همین هم که هست نعمت است!
فرستنده: 0935xxxx034

اصفهانیه آب معدنی می خره، به زنش می گه حاج خانم آب بریز توش، این خیلی غلیظه!
فرستنده: خبرنگار غرغرو

دو تا آبادانی به هم می رسن. اولی می گه: جات خالی... دیروز رفتم شکار، هفت تا خرگوش، چهار تا آهو و سه تا شیر شکار کردم.
دومی می گه: همش همین؟
اولی می گه: بابا! آخه با یک تیر مگه بیشتر از اینم می شه؟
دومی می گه: تازه تفنگ هم داشتی؟

طنز*** جوك*** SMS*** سركاري

حیف نون کارت عابر بانکش رو می اندازه توی حرم امام رضا، می گه: حاجتم رو بده تا رمزش رو بگم!

به حیف نون می گن دوست داشتی جای خدا بودی؟ می گه: نه. می گن: چرا؟ می گه: چون جای پیشرفت نداره!

حیف نون چند روز پشت سر هم می رفت گچ سوسک کش می خرید. مغازه دار ازش می پرسه چرا اینقدر گچ سوسک کش می خری؟ حیف نون می گه: آخه هرچی اینا رو پرت می کنم به سوسکها نمی خوره!

حیف نون آرپیجی رو بر عکس گذاشته بوده روی شونش. شلیک می کنه، بر می گرده می بینه همه ی خودی ها مُردن! می گه ببین خودی ها رو که این جوری کرده با دشمن چه کار کرده!

حیف نون سوار تاکسی میشه در رو نمی بنده. راننده می گه: در رو ببند. حیف نون می گه: زرنگی؟ می خوای دربست حساب کنی؟

دیوانه اولی: کی اومدی؟
دیوانه دومی: پس فردا.
دیوانه اولی: پس فردا که هنوز نیومده.
دیوانه دومی: می دونم چون کار داشتم، زودتر اومدم.

پسرى براى هديه تولدش از پدرش تقاضاى يك هفت تير واقعى داشت.
پدر: چى؟ عقل از سرت پريده؟
پسر: من يك هفت تير درست و حسابى واقعى مى‏خواهم كه بتوانم با آن خوب شليك كنم.
پدر: ديگه بسه، حرف حرفه منه يا حرف تو؟
پسر: البته تو پدر، اما اگر يك هفت تير واقعى داشتم…

حیف نون تلویزیونشو می ذاره زیر آفتاب تا برفک هاش آب شه.

حیف نون باباش می میره. بهش می گن مراسم نمی گیری؟
می گه نه، به جاش می ریم مشهد!

برنده جایزه نوبل ادبیات در زمان تقدیم جایزه خود به همسرش گفت:
"این جایزه را به همسر عزیزم تقدیم می کنم که با نبودش باعث شد من بتوانم این کتاب را تمام کنم!"

یک اختراع نام ببرید برای جبران اشتباهات بشر: محضر طلاق!

بچه ای که گم شده بود می ره پیش پلیس می گه: ببخشید شما خانومی رو ندیدید که من پیشش نباشم؟

حیف نون به اتاق رئیسش رفت و گفت: آقای رئیس! من برای ازدواج دو روز مرخصی می خوام.
رئیس گفت: شما که یک هفته تعطیلی داشتین چرا ازدواج نکردین؟
حیف نون گفت: آخه نمی خواستم تعطیلاتم رو خراب کنم!

حیف نون می ره دستشویی عمومی، طولش می ده وقتی بیرون میاد بیرون بهش می گن خسته نباشید، حیف نون می گه شیرین کام باشید!

حیف نون تو ماشینش آهنگ عربی گذاشته بود با صدای بلند. بهش گیر می دن می گه: ای بابا! نمی ذارید تو این ماه محرم یه قرآن شاد گوش بدیم!

پسر كوچكى از مادرش پرسيد: وقتى كه من به دنيا آمدم تو كجا بودى؟
در بيمارستان عزيزم.
پدرم كجا بود؟
البته در دفتر كارش.
پدربزرگ و مادر بزرگ؟
خانه خودشان، كجا مى‏خواستى باشند؟
پسر بچه غرغر كنان گفت: هميشه همين طور است، هر وقت به خانه مى‏آيم، كسى نيست.

به حیف نون می گن به زنبورهایی که از کندو محافظت می کنن چی می گن؟
حیف نون می گه: خسته نباشید!

مشتری: آقا خواهش می کنم برای من یک خوراک جوجه بیاورید.
پیشخدمت که تازه کار بود رفت و با یک بشقاب گندم برگشت!

به حیف نون می گن با آش جمله بساز. می گه: محمدی آش صلوات!

گدايى با حالت گريان و نزار به خانمى گفت: شما بايد موقعيت مرا درك كنيد. خيلى بدبختم، پدر معتاد، مادر مريض، بچه‏هاى گرسنه.
خانم دلش به رحم آمد و پول خوبى به او داد و سپس گفت: شما كى هستيد؟
من پدر خانواده‏ام.

كشيشى سر كلاس درس از بچه‏ها پرسيد: بايد چه كار كنيد تا گناهان شما بخشوده شود؟
پسركى از ته كلاس: بايد گناه بكنيم آقاى كشيش.

یه مرد لنگ و یه مرد کور داشتن می رفتن که متوجه می شن یه دزد داره ماشینشون رو می بره. کوره به لنگه می گه من شماره شو یادداشت می کنم تو هم بدو دنبالش!


حیف نون که سرش رو برای خودکشی روی ریل گذاشته بود پس از واژگونی قطار از محل حادثه گریخت !

مادر: علی بیا اسفناج بخور آهن دارد.
علی: آخر مادر جان الان آب خوردم می ترسم زنگ بزنم!

حیف نون می ره تو جنگل می گه من شیر و پلنگ می خورم!
یک دفعه شیره نعره می کشه. حیف نون می گه: من گاهی وقتا گ... زیادی هم می خورم.

زن از شوهرش می‌پرسه: عزیزم، تو منو دوست داری؟
مرد می گه: خوب معلومه عزیزم، اگه دوست نداشتم، چطور می تونستم هر شب بیام خونه پیشت، وقت و عمرم رو تلف کنم؟

حیف نون شبها زود می خوابیده، دوستش ازش می پرسه: چرا زود می خوابی؟ می گه: دیدم من که نمی تونم صبحها زود بیدار شم، گفتم اقلا شبها زود بخوابم!

یک روشنفکره از نویسنده می پرسه: شما از اصطلاح خلاء دردناک زیاد استفاده می کنید، مگه ممکنه چیزی هم خالی باشه هم درد کنه؟
نویسنده می گه: عجیبه! مگه شما تا حالا سردرد نگرفتید؟

آقای خوش غیرت فردای عروسی یه بلیط هواپیما می ده دست زنش، می گه برو اروپا ماه عسل!

مهمان: آقا تشریف دارند؟
مستخدم: نه خیر، رفته ‌اند مسافرت.
مهمان: برای تفریح؟
مستخدم: نه خیر، با خانم رفته ‌اند!

حیف نون يه 200 تومانی پیدا می کنه که وسطش سوراخ بوده... مي گه: ای بابا! اینم از شانس من وسطش گوشه نداره!

حیف نون از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. حیف نون می گه: آهان فهمیدم، شلنگ!

استاد اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند، رسید به اسم «بارانه». شخص مورد نظر را که پیدا کرد پرسید: واسه چی بارانه؟ دختر جواب داد: واسه این که روز تولدم بارون میومده. برادر اهل دلی از ته کلاس گفت: خوبه اون روز آفتابی نبوده!

حیف نون عینک دودی می زنه می ره از خونه بیرون بعد پسرشو می بینه می زنه تو گوشش. می گه تو این وقت شب بیرون چی کارمی کنی؟
پسره می گه بابا شب نیست، عینکتو بردار.
حیف نون عینکشو بر می داره دوباره می زنه زیر گوش پسره. می گه تو از دیشب تا حالا اینجا چه کار می کردی؟

دو تا دیوونه از تیمارستان فرار می کنن. ریل راه آهن و می گیرن و راه می افتن طرف شهر.
اولی می پرسه: کی می رسیم به شهر؟
دومیه یه نقطه رو اون دورا نشون می ده و می گه: هر وقت این دو تا خط به هم برسن.
می رن و می رن… تا اولیه خسته می شه. می گه: پس چرا نمی رسیم؟
دومیه برمی گرده، عقب رو نگاه می کنه و می گه: فکر کنم ردش کردیم!

اگه یه فیل لباس خواب آبی بپوشه بهش چی می گن؟
می گن: هه هه هه! این فیل لباس خواب آبی پوشیده!
حالا اگه یه فیل لباس خواب صورتی بپوشه بهش چی می گن؟
می گن چقدر لباس خواب صورتی بهت میاد!
حالا اگه یه فیل لباس خواب سفید بپوشه بهش چی می گن؟
می گن این هم خوبه، ولی صورتیه بیشتر بهت میومد!
حالا اگه یه فیل لباس خواب سبز بپوشه بهش چی می گن؟
می گن: ااااااااااااااااااااه برو بکپ دیگه! چقدر لباس خواب عوض می کنی!

مرد: وقتى من مُردم، هیچ مرد دیگه ای مثل من پیدا نخواهى کرد.
زن: حالا چرا فکر مى کنى که بعد از تو باز هم دنبال کسى «مثل تو» خواهم گشت؟

بچه: بابا! من کی آنقدر بزرگ می شم که هر کاری دلم خواست بکنم؟
بابا: پسرم، تا حالا کسی این قدر بزرگ نشده!

از حیف نون می پرسن امام رضا چرا رفته بود مشهد؟ می گه: رفته بود زیارت!

حیف نون می ره ثبت احوال می گه یه شناسنامه واسه بچه ام می خوام. می گن اسمش چیه؟ می گه "شورلت". می گن این که اسم ماشینه! یه اسمی بذار که به نام پدر و مادر بیاد. می گه خوب به اسم ما میاد دیگه... من "بیوک" آقا هستم، همسرم هم "خاور" خانم!

حیف نون داشته دعا می کرده:
"خدا را شکر از صبح تا حالا نه عصبانی شدم، نه حرص داشتم، نه حرف بد زدم، نه مال مردم رو خوردم... ولی خدایا! از یکی دو دقیقه آینده که از تخت میام بیرون تو کمکم کن!"

طنز*** جوك*** SMS*** سركاري

اصفهانیه می خواسته خودکشی کنه، دو تا قرص آسپرین می خوره!

دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو پاهم جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟
دیوانه دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالی نیستند!!!

ترکه می ره نون سنگک بگیره، نانوا می گه: اینجا چیکار می کنی؟
ترکه می گه: تو ترکم!

بچه از باباش می پرسه: بابا! تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی می کنند یا با هم هستن؟
باباهه می گه: بچه جون! اگه زنها با شوهراشون یک جا باشن که اونجا دیگه بهشت نمی شه!

حیف نون زنگ می زنه ثبت احوال، می گه: ببخشید، اونجا ثبت احواله؟ من امروز احوالم خیلی خوبه، می خواستم ثبت كنم!

توی یک مهمانی، یک خانمی رو می کنه به حیف نون، می گه: به نظر شما من چند سالمه؟ حیف نون می گه: گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم که دقیق می شم می بینم اصلا بهتون نمی یاد!

حیف نون می ره کارخانه چوب بری استخدام بشه، آقاهه می پرسه: سابقه ای تو کار چوب بری داره؟
حیف نون می گه: من می تونم درختای گردو به قطر یک متر رو در مدت یک دقیقه با تبر قطع کنم!
آقاهه خیلی تحت تاثیر قرار می گیره، می گه: این همه تجربه رو از کجا آوردی؟
حیف نون می گه: از کویر لوت!
آقاهه می گه: مرد حسابی! کویر لوت درخت گردوش کجا بود؟!
حیف نون می گه: پس فکر کردی واسه چی دیگه اونجا درخت گردو پیدا نمی شه؟!

معلم: کی می دونه چرا هواپیما پروانه داره؟
رضا: آقا اجازه؟ برای اینکه خلبان عرق نکنه!
معلم: از کجا فهمیدی؟
رضا: آقا اجازه؟ یه دفعه که ما داشتیم فیلم تماشا می کردیم، دیدیم که وقتی پروانه هواپیما از کار افتاد، خلبانه خیس عرق شد!

اولی: من از روی قیافه ات می تونم بگم، امروز صبحانه چی خوردی!
دومی: خب، چی خوردم؟
اولی: تخم مرغ!
دومی: دیدی اشتباه کردی؟ این لکه روی پیراهنم مال دیروزه!

به آقای خوش غیرت می گن: بابا چه نشستی که هر روز که تو می ری سر کار، بیست نفر می ریزن تو خونت پیش زنت.
آقای خوش غیرت می گه: خدا رو شکر اقلاً وقتی میان که من نیستم، چون من اصلاً حوصله بیست نفر آدم رو تو اون خونه کوچولو ندارم!

یارو می رسه به دوستش می گه: حیف نون چی شده؟ خیلی به نظر ناراحتی؟
حیف نون می گه: آخه این هفته بدترین هفته برام بود، شنبه طلبکاره اومد در خونمون، یکشنبه ماشینم رو دزدیدند، دوشنبه خونه مون آتیش گرفت، سه شنبه سکته ناقص کردم، چهارشنبه بابام فوت کرد، پنج شنبه زنم گم شد و از همه بدتر جمعه... زنم پیدا شد!

 

 

از حیف نون پرسیدند رحلت چیست؟ گفت خیلی خطرناکه! امام خمینی گرفت، مُرد!
فرستنده: یلدا

حیف نون پول نداشته دماغش رو عمل کنه، سر دماغش رو می گیره بالا، بهش تافت می زنه!
فرستنده: آنیسا

تو مراسم ختم یه بنده خدایی می گن: مرحوم وصیت کرده سیاه نپوشین. یکی داد می زنه: مرحوم غلط کرده! ما به احترامش می پوشیم!
فرستنده لطیفه: حسین

حیف نون داشته توالت می ساخته، آجر کم میاره
open می سازه!
فرستنده: ابوالفضل

حیف نون داشته تلویزیون فیلم تماشا می کرده، وسط فیلم چند بار پیام های بازرگانی پخش می شه. حیف نون می گه: حالا اینقدر پیام بازرگانی نشون می ده تا فیلم تموم شه!

حیف نون پاش خواب می ره، کفشاشو می دزدن!

از حیف نون می پرسند تا حالا مربا بالنگ خوردی؟ می گه من که همیشه با دست می خورم!
فرستنده جوک: رز

آقای دست و دلباز برای بچه اش اسمارتیز می خره، روش می نویسه هر 8 ساعت یکی!

به آدامس می گن آرزوت چیه؟ می گه زیر دندون اصفهانی جماعت نیفتم!

اولی: حیف نون چرا دستت شکسته؟
حیف نون: دیروز روی یه دیوار بلند راه می رفتم که یه دفعه دیوار تموم شد!

یه آقایی پنجاه تومان می اندازه توی صندوق صدقات، می بینه حیف نون داره از اون طرف خیابون بهش می خنده، فکر می کنه کم انداخته، یه دویست تومانی می اندازه، می بینه باز داره می خنده، یه پونصد تومانی در میاره، می بینه باز می خنده، خلاصه یه هزاری می اندازه توی صندوق، می بینه حیف نون دلشو گرفته قاه قاه می خنده. می ره اون طرف خیابون بهش می گه: آخه مردک! برای چی می خندی؟ کار من کجاش خنده داره؟حیف نون می گه: ها ها... این که گوشی نداره!

محرم و صفر است که اصفهانی ها را زنده نگه داشته است!
ستاد پخش نذری
فرستنده: محمد آقا

پیرزنه قرص ایکس می خوره می شه پیر اکس!
فرستنده: رومینا

دو تا خانوم داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میومدن. اولی می گه من اونقدر لاغر بودم که وقتی می رفتم حموم مامانم با یه چیزی روی چاه رو می پوشوند تا من توی چاه نیفتم. دومی می گه این که چیزی نیست، من یه بار یه آلبالو رو با هسته قورت دادم، همه ی فامیلامون می گفتن اوا زری خانوم چند ماهه حامله ای؟!
فرستنده جوک: مسعود

طنز*** جوك*** SMS*** سركاري

ازدواج مثل رفتن به رستوران به همراه دوستانه. شما اول هر چی دوست دارید سفارش می دید، ولی بعد که غذای دوستانتون رو می بینید می گید کاش من هم اون غذا رو سفارش داده بودم!

بر اثر قطع برق در شهر حیف نون اینا، ده ها تن از هم شهری های حیف نون، ساعت ها روی پله های برقی گیر کردن!
فرستنده جوک: 09355449428

مردی با اسلحه وارد بانک شد و تقاضای پول کرد. وقتی پولها را دریافت کرد رو به یکی از مشتریان بانک کرد و پرسید: آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟ مرد پاسخ داد: بله قربان من دیدم. سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و او را در جا کشت. سپس مجددا رو به زوجی کرد که نزدیک او ایستاده بودند و از آنها پرسید آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟ مرد پاسخ داد: نه قربان. من ندیدم اما همسرم دید!
نکته اخلاقی: وقتی شانس در خونه شما را می زنه... ازش استفاده کنید!

جیف نون پشه بند می خره، تاصبح نمی خوابه پشه ها رو مسخره می کنه!
فرستنده لطیفه: 0935xxxx028

حیف نون داشت واسه دوستش تعریف می کرد: وقتی من جوون بودم، دوست نداشتم برم جشن های عروسی، چون تمام عمه ها و خاله های پیرم می آمدند پیش من و بهم سیخونک می زدند و می خندیدند و می گفتند «تو نفر بعدی هستی!»، البته بعداً همه شون از این کار دست کشیدن و این درست از وقتی بود که منم همین کار رو عیناً با اونا می کردم، البته در مجالس ختم!

زن جوانی که اولین بچه اش را به دنیا آورده بود، به شوهرش می گه خوبه پوشک عوض کردن بچه رو امتحان کنه!
مرد می گه: من الآن کار دارم، بعدی رو من انجام می دم.
دفعه بعد که بچه خیس می کنه، زنه به شوهرش می گه: الآن می خوای پوشک عوض کردن بچه رو یاد بگیری؟
مرده یه خورده نگاه می کنه بعد به زنش می گه: منظورم پوشک بعدی نبود، منظور بچه بعدی بود!!!

حیف نون می ره اداره پلیس، می گه: اومدم بهتون بگم طوطی ام گم شده.
ماموره با تعجب می گه: ولی فکر نکنم ما بتوانیم طوطی شما را پیدا کنیم.
حیف نون می گه: نه اصلاً دنبالش هم نباشین. من فقط اومدم بهتون بگم که اگر تصادفاً اونو پیدا کردین، بدونین که من با عقاید سیاسیش موافق نیستم!!! به هر کسی که فحش بده، نظر شخصی خودشه!

در مجلس سالگرد ازدواج، شوهر رو کرد به میهمانان و با افتخار گفت: من به جرأت می توانم بگویم که من و همسرم 24 سال با خوشبختی کامل زندگی کردیم.
یکی از میهمانان گفت ولی شما که 4 سال است که با هم ازدواج کرده اید!
مرد گفت: خوب منظور من اون سالهایی است که هر دو مجرد بودیم.

کلفتی که تازه به استخدام آقا و خانم مسنی درآمده بود، می گفت: من آدم خیلی سخت کاری هستم، توی دهمون که بودم هر روز از هشت تا اسب و الاغی که داشتیم نگهداری می کردم، هیچ هم خسته نمی شدم، تازه شما که فقط دو نفرین!

یه روز حیف نون میره مغازه لوازم خونگی چشمش می افته به فلاسک. می پرسه آقا اون چیه؟ مغازه دار می گه اون فلاسکه، هر چیز سردی رو بداری توش سرد نگه می داره، هر چیز گرمی رو هم بذاری توش گرم نگه می داره. حیف نون خوشحال می شه و یکی می خره. فردا که می ره اداره، فلاسک رو با خودش می بره. رئیسش می پرسه ببینم، چی تو اون فلاسکت داری؟ حیف نون می گه آقای رییس! 2 تا آلاسکا دارم با 3 تا فنجون قهوه!

آموزش ورزش بيس بال

جهت دانلود اين فايل به آدرس زير مراجعه نماييد.

http://geologyinfo.persiangig.com/baseball.doc