حسابرسي چيست؟
حسابرسي چيست
گرچه قرنها است که حسابرسي داخلي در عمل انجام ميشود اما تنها 50 تا 60 سال است که بعنوان يک حرفه نوين در سطح جهان شناخته شده است. شالوده حسابرسي داخلي بر شناخت مديريت سازماني مبتني است . بنابراين حسابرسي داخلي جايگاه والا در سيستم کنترلهاي داخلي دارد ( کنترلهاي داخلي : مجموعه سياستها و روشهايي است که توسط مديريت وضع ميگردد) و مديريت واحدهاي اقتصادي را در انجام دادن مسئوليتها و وظايف خود از طريق تقويت کنترلها ياري مي نمايد از آنجا که مديريت هر دستگاه اجرائي ، اقتصادي مسئوليت سيستم هاي کنترل داخلي را به عهده دارد، بنابر اين براي ارزيابي عملکرد سيستم کنترل داخلي، به گونه اي فزاينده از خدمات حسابرسي داخلي به عنوان يک ابزار مديريت استفاده مي نماين
حسابرسي داخلي يکي از گيراترين، پرچالش ترين و پوياترين فرصتهاي شغلي است که امروزه وجود دارد. حرفه حسابرسي داخلي پاسخگوي نيازهاي روزافزون بالاترين رده هاي مديريت شرکتها، دولت و موسسه هاي غيرانتفاعي همانند شهرداري تهران ميباشد. مديريت اينگونه سازمانها به دنبال اطلاعات درست درباره فعاليتهاي سازمان، به ويژه کنترل عمليات و کارائي و اثربخشي آن فعاليتها ميباشد. در نتيجه، حسابرسان داخلي عموماً درگير عمليات اساسي سازمان ميباشند و اغلب مورد توجه تصميم گيرندگان رده بالاي سازمان خود هستند و اطلاعات گرانبها و مهمي را براي مديريت فراهم ميکنند و از موقعيت شغلي بسيار خوبي برخوردارند. حسابرسي داخلي به دليل داشتن تخصص حرفه اي بالاو استقلال نسبي از ديگر واحدهاي سازماني و همچنين ماهيت مسئوليتها محوله ، همواره جزئي لاينفک از شغلهاي رده بالاي پيشروترين سازمانها و موسسات غيرانتفاعي مي باشند.
- حسابرسي داخلي مجموعه اي است از افراد متخصص و با دانش کار که وظيفه اجراي ارزيابي، کارايي کنترلهاي داخلي، دستورالعملها، فعاليتها، قابليت اعتماد اسناد و مدارک و اطلاعات حسابداري را به منظور جلوگيري از تقلب ، سوء جريانات مالي و برآورد نهايي خطر عهده دار ميباشند.
حسابرسان داخلي جزء کارکنان سازمان محسوب شده و به منظور ايفاء هرچه بهتر مسئوليت خود بايد در رشته حسابداري و حسابرسي و يا ساير رشته هاي مشابه از تحصيلات لازم و تجربه کافي برخوردار باشند. حسابرسي داخلي بايد در رسيدگيهاي که انجام ميدهد همواره استقلال و بيطرفي خود را حفظ نمايد.
حسابرسي داخلي
کنترل داخلي
هر سيستم يا مجموعه اي از کنترل ها اعم از مالي و غير مالي که براي دستيابي به اطميناني منطقي از تحقق موارد زير بر قرار مي شود...
1- اثر بخش و کارآمد بودن عمليات
2- قابل اتکا بودن اطلاعات مالي و گزارشگري آن
3- رعايت قوانين و مقررات
دلائل استفاده از سيستم کنترل داخلي
1- واحد هاي اقتصادي هم از لحاظ اندازه و هم از لحاظ پيچيدگي فعاليت چنان رشد ميکنند که کنترل مستقيم و انفرادي آنها نا ممکن ميشود. از اين رو کنترل هاي داخلي براي اعمال مديريت و سرپرستي در راستاي برنامه هاي استراتژيک ضروري است .
2- واحد هاي اقتصادي داراي الزامات قانوني ميباشند که بايد به آنها عمل شود . از اين رو بايد کنترل هاي داخلي لازم را براي شناسايي و کنترل ميزان رعايت اين گونه الزامات قانوني برقرار نمايند .
عناصر تشکيل دهنده کنترل داخلي
1- بررسي موثر و کارآمد توسط مديريت غير اجرايي
2- وجود سيستم کنترل مديريتي شامل تعيين و تدوين هدف ها و برنامه ها – نظارت و سرپرستي يا کنترل مسائل مالي و همچنين اقدامات پيشگيرانه و اصلاحي
3- وجود سيستم ها و روشهاي کنترل مالي و عملياتي شامل محافظت از دارايي ها – تفکيک وظايف – روش هاي صدور مجوز و تصويب و سيستم هاي اطلاعاتي
4- وجود يک واحد حسابرسي داخلي که طبق اصول و استاندارد هاي حسابرسي داخلي فعاليت کند
هدفهاي کنترل داخلي و حسابرسي داخلي
سيستم کنترل داخلي به منظور اطمينان يافتن از موارد زير استقرار مي يابد :
1- اعمال شدن سياست ها و خط مشي هاي سازمان
2- شناسايي و شناساندن اصول و ارزشهاي سازمان
3- رعايت قوانين و مقررات
4- دقيق و قابل اعتماد بودن صورت هاي مالي و ساير اطلاعات منتشر شده
5- مديريت کارآمد و اثر بخش نيروي انساني و ساير منابع
هدف حسابرسي داخلي کمک به مديريت است تا اطمينان يابد کليه موارد بالا به همان گونه که بايد اجرا يا رعايت ميشود .
تعريف حسابرسي داخلي
وظيفه ارزيابي مستقلي است که توسط مديريت سازمان براي بررسي سيستم کنترل داخلي ايجاد ميشود . حسابرسي داخلي کفايت سيستم کنترل داخلي را از لحاظ اثر بخش و کارآمد بودن استفاده از منابع سازمان آزمون ارزيابي و گزارش ميکند .
حسابرسي داخلي چگونه سازمان را ياري ميکند :
حسابرسي داخلي مديريت را در انجام دادن مسئوليت ها و وظايف خود از طريق تقويت کنترل هاي داخلي ياري ميکند.
حسابرسي داخلي ميتواند :
1- نقش بازدارنده را در برابر سوء استفاده کنندگان احتمالي داشته باشد
2- کنترل را در جهت پيشگيري يا آشکار کردن تقلب و اشتباه بهبود بخشد
3- با انجام دادن حسابرسي داخلي تقلب ها را کشف کند
4- با شناسايي موارد اتلاف منابع و عدم کارايي سبب صرفه جويي شود
تفاوت حسابرس داخلي و حسابرس مستقل
1- تفاوت در رابطه با استفاده از حسابرسي داخلي و مستقل
حسابرسي مستقل معمولاً يک ضرورت قانوني است و مديريت سازمان آن را بوجود نمي آورد ولي حسابرسي داخلي ارزيابي مستقلي است که توسط مديران سازمان ( احتمالاً در اجراي يک الزام قانوني ) بوجود مي آيد.
2- تفاوت از نظر هدف هاي اصلي
هدف اصلي حسابرسي مستقل اظهار نظر در اين مورد است که صورتهاي مالي به درستي تنظيم شده است و وضعيت سازمان را به نحوي مطلوب نشان ميدهد و داراي اشتباه و تحريف با اهميت نيست . هدف اصلي حسابرسي داخلي بررسي تمامي سيستم کنترل داخلي ميباشد .
3- تفاوت در رابطه با بررسي کنترل هاي داخلي
حسابرسي مستقل ممکن است در مورد سيستم کنترل داخلي نيز اظهار نظر کند اما اين اظهار نظر به کنترلهايي محدود ميشود که حسابرسان آن را به عنوان بخشي از کار خود مورد ارزيابي قرار داده اند ولي حسابرسي جامع کنترل هاي داخلي از وظايف حسابرسان داخلي ميباشد .
4- تفاوت در رابطه با نوع همکاري با موسسه
حسابرسي داخلي در استخدام شرکت بوده و مستمراً با مديريت همکاري دارد در حالي که حسابرسي مستقل فقط به موجب قرارداد وارد شرکت ميشود .
5-فاوت در رابطه با مسئوليت
مسئوليت حسابرسي مستقل عموماً در برابر اعضاء مجمع عمومي يا صاحبان سهام بوده در حالي که حسابرسي داخلي در برابر دستگاه مديريت جوابگو ميباشد .
6- تفاوت دامنه بررسي ها
حسابرسي مستقل تحقيق خود را صرفاً از نظر مالي انجام داده و رضايت وي از درستي سود و زيان و اصالت و صحت اسناد و مدارک مالي و سيستم کنترل هاي داخلي عموماً وي را قانع ساخته و به ابراز عقيده حرفه اي در باب حساب هاي نهايي اکتفا ميکند در حالي که حسابرسي داخلي خط و مشي و سياست مديريت را در تمام جنبه هاي سازمان اعم از مالي و غير مالي دنبال مينمايد .
7- تفاوت در نحوه رسيدگي
نحوه رسيدگي حسابرسان مستقل به عمليات شرکت هاي بزرگ بخصوص با توجه به زمان محدود متکي بر تست و چک بوده و عملاً نميتوانند آنچنان که حسابرسان داخلي به آزمايش و بررسي حسابها و مدارک و اطلاعات مي پردازند در جزئيات وارد شوند .
استقلال حسابرس داخلي
عامل اصلي براي توانمند بودن حسابرسي داخلي استقلال آن است . مديريت بايد اين عامل را به رسميت بشناسد و با تامين جايگاه مناسب حسابرسي داخلي در ساختار سازماني نسبت به استقلال واحد حسابرسي داخلي اطمينان دهد.
عملکرد حسابرسي داخلي بايد چنان باشد که به روشني نشان دهد حسابرسي داخلي تحت تاثير هيچگونه اعمال نفوذ غير مسئولانه نيست که بتواند دامنه رسيدگي يا کار آن را محدود يا تغيير دهد يا بتواند در تصميم گيري آن درباره ي محتواي گزارشهايي که به مديريت ارائه ميشود بطور قابل ملاحظه اي اثر گذارد .
اگر حسابرسي داخلي در سيستم يا روشي حضور نداشته باشد و آن سيستم يا روش بدون هرگونه خللي به فعاليت خود ادامه دهد آزموني است براي تشخيص استقلال واحد حسابرسي داخلي . در حالي که اگر حسابرسي داخلي بطور روزمره درگير سيستم يا روش باشد جزئي از سيستم محسوب ميشود و نسبت به آن سيستم استقلال نخواهد داشت .
استقلال حسابرسي داخلي به شکل هاي زير محقق ميشود :
1- استقلال از لحاظ دسترسي
رئيس حسابرسي داخلي بايد به مديريت ارشد سازمان شامل مدير عامل و هيئت مديره و بررسي کنندگان غير اجرايي سازمان دسترسي مستقيم داشته باشد و بتواند آزادانه به آنان گزارش دهد .
2- استقلال از لحاظ گزارشگري
رئيس حسابرسي داخلي بايد بتواند گزارشهاي خود را بدون حذف مطلبي و با نام و امضاء خود ارائه دهد .
3- استقلال از لحاظ فعاليت هاي سازماني
حسابرسي داخلي بايد نسبت به کليه سيستم هاي مالي و اداري سازمان استقلال کامل داشته باشد . درگير شدن حسابرسي داخلي در سيستم هاي اجرائي و برنامه هاي سازمان بايد به موارد زير محدود شود :
1- ارائه پيشنهاد در ارتباط با ايجاد کنترل هاي داخلي براي موارد تجديد نظر در سيستم ها يا پروژه هاي موجود يا طراحي سيستم هاي جديد يا ايجاد پروژه هاي جديد .
2- ارزيابي کنترل هاي پيشنهادي براي پروژه هاي خاص
3- ارزيابي کنترل هاي موجود سيستم ها و فرايند تصميم گيري .
واحد حسابرسي داخلي نبايد مسئول استقرار سيستم هاي جديد باشد يا درگير کارهايي شود که معمولاً ملزم به بررسي آنهاست .
4- استقلال از لحاظ راي
حسابرسي داخلي بايد بدون هرگونه جانب داري با مسائل برخورد کند و از چنان جايگاه سازماني برخوردار باشد که بتواند بيطرفانه تصميم گيري و نظر و پيشنهاد هاي خود را ارائه کند .
دامنه حسابرسي داخلي
دامنه حسابرسي داخلي اغلب به اشتباه منحصر به موضوعات مالي تصور ميشود . اما با توجه به هدف حسابرسي داخلي دامنه حسابرسي داخلي همه ي جنبه هاي کنترل داخلي را اعم از مالي و غير مالي در بر ميگيرد.
تاکيد حسابرسي داخلي بر هر کنترل خاص نشانه ي ميزان خطر و زياني است که متوجه سازمان ميشود . زيان هاي مالي ميتوانند از ضايعات – سهل انگاري – کلاه برداري يا موارد ديگر ناشي شود . با اينکه خطر زيان مالي بسيار با اهميت است اما اين تنها خطري نيست که حسابرسي داخلي به آن توجه دارد براي مثال خطر تبليغات منفي ميتواند خسارت هاي جبران ناپذيري به سازمان وارد کند .
برخي از سيستم هاي اصلي که زير پوشش حسابرسي داخلي قرار ميگيرد به شرح زير است :
1- سيستم هاي مالي : 2- سيستم هاي مديريت :
- حسابداري مالي - برنامه ريزي استراتژيک
- حسابداري مديريت و بودجه - کنترل عمليات
- پيش بيني ها و برنامه ريزي تجاري - ارزيابي سرمايه گذاري ها
- حقوق و دستمزد - مديريت سيستم هاي اطلاعاتي
- روشهاي پرداخت هاي نقدي - کارکنان و سيستم هاي منابع انساني
3- سيستم هاي عملياتي :
- استخدام کارکنان
- اجاره محل
- مديريت برگزاري سخنراني ها و سمينار ها
وظايف حسابرس داخلي
هر سيستم کنترل داخلي ميتواند از بخش هاي زير تشکيل شده باشد :
کنترل داخلي صندوق و بانک
کنترل داخلي بودجه و هزينه
کنترل داخلي خريد
کنترل داخلي حقوق و دستمزد
کنترل داخلي انبار داري
وظيفه حسابرسي داخلي ارزيابي و کنترل کفايت سيستم کنترل داخلي است . لذا براي هريک از قسمت هاي کنترل داخلي برنامه رسيدگي براي حسابرسي داخلي نيز وجود دارد .
براي مثال کنترل داخلي صندوق و بانک و برنامه رسيدگي آن به صورت زير ميباشد :