مقدمه
در عصر حاضر باتوجه به وجود برخي از محدوديتهاي زيست محيطي به ويژه در تجــارت جهـاني و تنگ شدن عرصه رقابت، به ناچار بعضي شركتهاي انتفاعي از يك سو براي رفع اين محدوديتها و دستيابي به درآمد بيشتر و يا كسب محبوبيت تجاري، مجبور به تحمل هزينه هاي زيست محيطي بوده و ازسوي ديگر براي ارزيابي مثبت عملكرد خاص حفاظت ازمحيط زيست، ناچار به كاهش هزينه هاي مزبور هستند.

همگام با رشد اقتصادي فشار بر سيستم هاي طبيعي و منابع کره زمين شدت ميگيرد .

مديران واحد تجاري تحت فشار هستند تا نه تنها بايد هزينه هاي عملياتي را کاهش دهند بلکه بايد تاثيرات زيست محيطي حاصل از فعاليت هاي عملياتي را کاهش دهند.

سيستم حسابداري سنتي اطلاعات مربوطي را درارتباط با هزينه هاي محيط زيست در اختيار مديران قرار نميدهد.

دو مقوله توسعه پايدار و حفاظت و بهسازي محيط زيست موضوعاتي هستند که در سراسر جهان بر چگونگي رشد اقتصادي و رفاه اجتماعي تاثير ميگذارند.

 

 

پيشينه و جايگاه حسابداري محيط زيست:

 

فاصله زماني سال هاي 1980-1971 را زمان شروع اوليه طرح مبحث حسابداري محيط زيست در قالب حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي ميدانند.

در حوزه مسايل محيط زيست در ايالات متحده قوانين و استانداردهايي وضع شد که مهمترين آنها عبارتند از:

سال1975 نشريه شماره 5 با عنوان حسابداري رويدادهاي احتمالي

سال1976 تفسير شماره14با عنوان براورد مبلغ يک زيان

سال1976 قانون بازيافت منابع محيط زيست

سال1980 قانون فدرال تحت عنوان قانون جامع مسئوليت ، غرامت و بدهي محيط زيست(super fund)

سال 1986 اصلاح قانون super fund

سال 1990 نشريه شماره 8-9 تحت عنوان سرمايه اي کردن هزينه هاي آلودگي محيط زيست

يکي از مهمترين و برجسته ترين قوانين مصوب در حوزه مسايل زيست محيطي مي باشد و بذر اساس اين قانون 6/1 ميليارد دلار وجوه سپرده براي هزينه هاي پاکسازي مکانهايي که به محيط زيست خسارت وارد مي کنند اختصاص داده شد. مفهوم حسابداري محيط زيست و دلايل سودمندي آن:

حسابداري محيط زيست شاخه هايي از حسابداري است که به جمع آوري اطلاعات هزينه هاي زيست محيطي وبه کارگيري اين اطلاعات در انجام محاسبات مربوط به قيمت تمام شده کالاها و خدمات ميپردازد.

حسابداري محيط زيست شامل مجموعه فعاليت هايي است که به موجب افزايش توان سيستم هاي حسابداري در جهت شناسايي ، ثبت و گزارشگري آثار ناشي از تخريب و آلودگي زيست محيطي ميشود.

هدف حسابداري زيست محيطي فراهم آوردن اطلاعاتي است براي ارزيابي عملکرد، تصميم گيري، کنترل و گزارشگري به مديران است.

هزينه ها و عملکرد زيست محيطي شرکت به دلايل زير قابل توجه خاص مديريت هستند:

1- بسياري از هزينه هاي محيط زيست را ميتوان با استفاده از تصميم گيري هاي تجاري بهتر ، سرمايه گذاري در فن آوري هاي سازگارتر با زيست محيطي ( صنايع سبز) و طراحي دوباره فرآيندها و محصولات توليدي به طور قابل ملاحظه اي کاهش داد و يا اصلا آنها را حذف کرد ، زيرا برخي از اين هزينه ها ممکن است هيچ ارزش افزوده اي براي سيستم يا محصول ايجاد نکنند.

2- مديريت بهتر هزينه هاي زيست محيطي ميتواند عملکرد زيست محيطي شرکت را نيز بهبود بخشيده ( از طريق کاهش آلودگي و حفظ سلامت عمومي) و مزاياي قابل ملاحظه اي را براي جامعه به همراه داشته باشد.

3- درک درست هزينه هاي زيست محيطي و اطلاع از عملکرد زيست محيطي فرآيندها و محصولات توليدي مي تواند بهايابي درست و صحيح و همچنين قيمت گذاري محصولات را بهبود بخشيده و به شرکت ها در طراحي فرآيندها و محصولات سازگارتر با زيست محيطي ياري رساند

4- ثابت شده است با توجه به فرآيندها و محصولات توليدي منطبق با شرايط زيست محيطي بهتر، مزاياي رقابتي براي محصولات شرکت در ميان مشتريان ايجاد ميکند.


براي مديريت بر هزينه هاي زيست محيطي اولين نياز لزوم شناسايي آنها است و همين طور هزينه يابي محيطي فعاليتي است كه مي تواند موجب افزايش ارزش شركت گردد. استاندارد بين المللي ايزو سري 14000 يك سيستم كنترل مديريتي است كه عملكرد زيست محيطي شركت را به گونه اي تعريف مي كند كه نيازمنديهاي اين استاندارد را پوشش دهد و درمجموع براي اين هدف است كه شركت بتواند فرايندها، ارتباطات و فعاليتهاي خود را بدون ضرر به محيط زيست به انجام برساند. برخي شركتهاي تجاري ايراني ازجمله شركتهاي فعال در بورس اوراق بهادار تهران، به ايجاد سيستم مديريت زيست محيطي اقدام كرده و اگرچه در اين راستا هزينه هاي واقعي به شركت تحميـل مـي شود، ليكن در مقابل هزينه ها، منافع و ارزش افزوده اي را به دنبال خواهد داشت. موضوع حسابداري فعاليتهاي زيست محيطي در قالب يك فعاليت مستقل قابل ارزيابي است و از يك طرف بنابه دليل پيروي از يك الگوي بهبود مستمر در فرايند اجراي مميزي زيست محيطي، بازخورد لازم سيستم اطلاعاتي حسابداري، تكميل كننده مميزي مزبور بوده، امكان ارزيابي عملكرد مديران را در راستاي بهبود مستمــر عملــي مي سازد. ازطرف ديگر، گزارشگري مالي برون سازماني، درخصوص عملكرد زيست محيطي، مي تواند هزينه و منفعت برنامه هاي زيست محيطي و اهــداف مــديــريت را براي استفاده كنندگان خارجي فراهم سازد و اگرچه برخي از منافع ناشي از تحمل هزينه هاي زيست محيطــي صرفاً كيفي است و قابل اندازه گيري عيني نيست، ليكن با افشاي مناسب در گزارشگري مالي مي توان ديدگاه مثبتي در ميان سهامداران و بازار سرمايه ايجاد كرد و به تبع آن ازطريق افزايش PRICE/EARNING PERSHARE)P/E) و نهايتاً افزايش ارزش روز سهام، موجب افزايش ثروت سهامداران گرديد.

باتوجه به مشكل عدم وجود اطلاعات حسابداري با صحت و دقت بيشتر در شركتهايي كه در كنار فعاليت اصلي خود، فعاليتهــاي زيست محيطــي را هم مديريت مي كننــد، ضــرورت وجود يك سيستم هزينه يابي مناسب احساس مي شود.

درحال حاضر نگرش تازه اي نسبت به آثار زيست محيطي ناشي از فعاليت صنعتي موسسات انتفاعي بروز كرده است كه اين موضوع نگاه موسسات انتفاعي را از طراحي محصول و فرايندها تا خدمات پس از فروش دچار تغييرات عمده اي كرده است. اين درحالي است كه ارزش واقعي منابع طبيعي ازجمله هوا، زمين، آب و غيرو كه براي توليد محصولات مختلف صرف مي شود، در بهاي تمام شده محصولات توليدي به درستي منعكس نمي شود و صنايع سبز علي رغم تحمل هزينه هاي محيطي داخلي نسبت به صنايع غيرسبز مشابه، محصولاتي با كاربرد يكسان توليد مي كنند. از اين رو مديريت نه تنها درخصوص كارآيي و اثربخشي فعاليت موسسه تحت سرپرستي خود مسئول است بلكه در مقابل هر آنچه كه در قبال فعاليت انتفاعي، درمورد مشكلات محيطي بروز مي كند، نيز مسئول است. يك واحد انتفاعي دركنار مسئوليتهاي اقتصادي ناچار است مسئوليت محيطي و يا اجتماعي را نيز بپذيرد.


 

 

 

هدف از حسابداري زيست محيطي

 

 

هدف از حسابداري زيست محيطي  تهيه اطلاعاتي  جهت كمك به مديران در امر ارزيابي عملكرد، كنترل، تصميم گيري و گزارشگري براي يك سازمان يا منطقه مي باشد.

حسابداري زيست محيطي بر اساس مفاهيم ، معيارها و ارزش هاي زيست محيطي واقتصادي بنا شده است . براي دستيابي به اين هدف نياز به تغييري در فرهنگ احساس مي شود، كه بخشي از اين تغيير از طريق حسابداري وگزارشگري زيست محيطي حاصل مي شود .

حسابداري زست محيطي  از انجايي كه از ارزشهايي استفاده مي كند كه كه از بازار ناشي نمي شوند، استفاده از ان مستلزم ايجاد تغيير در فرهنگ است .

حسابداري زيست محيطي، بخشي از اين تغييرات را در سازمان و وسيع تر از ان در جامعه ارائه مي كند . وبا ارائه شناخت اساسي بيشتر و مشاركت در فعاليتهاي كاري روزانه ، به تعيين هدف توسعه مستمر به عنوان رويكردي خاص كمك مي كند .

دو مقوله توسعه پايدار و حفاظت و بهسازي در محيط زيست موضوعاتي اصلي هستند كه در سراسر جهان بر چگونگي رشد اقتصادي فشار بر سيستم هاي طبيعي و منابع كره زمين شدت مي گيرد.

واقعيت تاسف بار اينست كه اقتصاد به رشد خود ادامه مي دهد !

اما محيط زيست كه اقتصاد به ان وابسته است رشد نمي كند . اگرچه نمايه اي اقتصادي از قبيل سرمايه گذاري ، توليد و تجارت همه و همه مثبت نشان مي دهند ، اما نمايه هاي اقتصادي اساسي شرايط زيست محيطي هر روز منفي تر مي شوند .مثلا" جنگلها كوچكتر مي شوند ، خاكها فرسوده تر مي شوند ، و دماي هوا افزايش مي يابد.

همانگونه كه رشد مداوم سرطان نهايتا" با ازبين بردن ميزبانش به انهدام سيستم حمايتي حيات خويش  مي انجامد  .اقتصاد جهاني نيز با رشد مداومش،  ميزبانش ، محيط زيست را به اهستگي نابود مي كند . در جهان امروز برنامه ريزي اقتصادي در راستاي اهداف توسعه ،امريست لازم و اجتناب ناپذير.

امروزه كشورهاي پيشرفته محصول برنامه ريزيهاي دقيق و صحيح، و كشورهاي جهان سوم محصول بي برنامگيشان را درو مي كنند.

خوشبختانه در تمام جهان ضرورت حفاظت از محيط زيست به صورت اصلي مسلم و انكارناپذير پذيرفته شده است در حال حاضر دو مقوله توسعه پايدار وحفاظت وبهسازي محيط زيست موضوعاتي اصلي هستند كه در سراسر جهان بر چگونگي رشد اقتصادي ورفاه اجتماعي به منظور فقرزدايي تاثير مي گذارند .

توسعه اي پايدار است كه بتواند با حفظ محيط زيست رشد اقتصادي كشور را به گونه اي تضمين كند كه ضمن افزايش رفاه نسل حاضر منابع لازم را براي تامين رفاه نسلهاي اينده باقي بگذارد.

 

حسابداري زيست محيطي
حسابداري محيط زيست كاربردهاي متفاوتي دارد كه ازجمله مي توان حسابداري درآمد ملي، حسابداري مالي و يا حسابداري مديريت را نام برد، درحالي كه حسابداري درآمد ملي از ديدگاه يك مقياس اقتصاد ملي به منابع و مصارف طبيعي نگاه مي كند ليكن حسابداري مالي از نگاه استفاده كنندگان گزارشهاي مالي به جهت تصميم گيري و ارائه مسئوليتهاي عمومي موضوع را بررسي مي كند و بالاخره حسابداري مديريت به عنوان يك سيستم اطلاعاتي با هدف پشتيباني تصميمات مديريتي به موضوع نگاه مي كند.

به جهت حساسيت موضوع زيست محيطي چه به عنوان يك الزام برون سازماني و يا درون سازماني، حسابداري زيست محيطي با قصد هزينــه يابي فعاليتهاي زيست محيطي پيوند مي يابد و موضوع هزينه به جهت واقعي بودن آن و تاثيري كه برعملكرد اقتصادي بنگاه انتفــاعي مي گذارد بسيار حائزاهميت است. آثار هزينه هاي زيست محيطي در فعاليت اقتصادي زماني قابل توجيه خواهدبود كه نكات مثبتي در عملكرد آتي بنگاه انتفاعي به همراه داشته باشد.


 

 

 

 

هزينه يابي زيست محيطي
حسابداري مديريت به عنوان يك سيستم پشتيباني تصميم در برخورد با هزينه هاي واقعي متحمله توسط بنگاه تجاري به ناچار هزينه هاي زيست محيطي را از ساير هزينه ها تفكيك كرده و با نگاهي متفاوت به ارائه اطلاعات مالي در اين خصوص مي پردازد. مديريت بر هزينه از يك سو با عوامل خارجي و از سوي ديگر با عوامل داخلي بنگاه اقتصادي درگير است. اگر عامل خارجي را رضايتمندي مشتري تلقي كرده، آنگاه كاهش هزينه ازطريق شناسايي عوامل آن با هدف حذف فعاليتهاي بدون ارزش افزوده مواجه است و طيف آن عوامل از طراحي محصول تا خدمات پس از فروش را شامل مي گردد. درحالي كه عامل خارجي، رضايتمندي زيست محيطي باشد، آنگاه كاهش هزينه از طريق شناسايي عوامل آن با هدف حذف فعاليتهاي بدون ارزش اقتصادي مشكل خواهدشد. به عبارتي هزينه هاي زيست محيطي گاهي فاقد ارزش افزوده قابل تقويم بوده و بنگاه اقتصادي بنابه اين محدوديت تمايلي به حذف فعاليتهاي مخرب زيست محيطي نــدارد،ليكـن كنترل و كاهش هزينه اين گونه فعاليتها را برنامه ريزي مي كند و اين به آن معنــا است كــه مديريت بر هزينه زيست محيطي با هدف رضايت محيطي عملي است و براي انجام آن ناگزير به تفكيك هزينه و انتخاب شاخصهاي مناسب است.




 

گزارشگري زيست محيطي
از آنجايي كه حسابداري زيست محيطي گزارشگري زيست محيطي را نيز دربردارد و عملكرد زيست محيطي از ديد استفاده كنندگان گزارشهاي مالي حائزاهميت است، ليكن اهداف گزارشگري عملكرد اقتصادي با اهداف گزارشگري زيست محيطي كاملاً انطباق نداشته، لذا به جهت محدوديت موجود در علائق استفاده كنندگان، نياز به الزامات گزارشگري ويژه احساس مي گردد.

از آن جهت كه بنگاههاي انتفاعي مخارجي را تحت مــوضــوع زيست محيطي متحمل مي شوند، لذا ارائه يك تصوير از عملكرد زيست محيطي كه حاوي منافع حاصل از تحمل هزينه هاي مزبور باشد، باتوجه به ساختار موجود حسابداري، دشوار است، به اين جهت بسياري ازبنگاههاي انتفاعي هزينه فعاليتهاي زيست محيطي را بدون مقابله با منافع آن، تنها به عنوان اقلام هزينه اي منظور كرده و در گزارشگري مالي به گونه اي موثر آنها را افشاء نمي كنند.

افشاي هزينه هاي زيست محيطي در راستاي حفظ ثروت سهامداران موجبات افزايش ارزش بنگاه انتفاعي را فراهم مي سازد. و اگرچه منافع اينگونه هزينه ها قابل تقويم به ريال نيست، ولي درعين حال ايجاد تمايز در بنگاه انتفاعي به عنوان يك صنعت سبز را موجب مي گردد و علي رغم وجود مزيتها در حفظ بــازار رقابتي در ميان صنايع مشابه غيرسبز، از طـــريق ايجاد محبوبيت اجتماعي، آثار مفيد و مـــوثري بر قيمت سهام اينگونه بنگاهها در بازار بــورس اوراق بهادار خواهد داشت، لذا گزارشگري زيست محيطي با نگــاه دقيق تري بايد موردتوجه مديران واحدهاي اقتصادي باشد، به ويـــژه واحدهايي كه در زمينه زيست محيطي متحمــل مخارج زيادي مي گردند.

 

 

محيط زيست و رشد اقتصادي

 

 

 

در اكثر كشورها يكي از مهمترين مشكلات محيط زيست ، كمرنگي ملاحظات زيست محيطي در سياستها وبرنامه هاي كلان است .

علت اصلي اين موضوع لحاظ نكردن ان در توليد ناخالص داخلي كشورها است .سرمايه گذاري در سطح برنامه ريزيهاي كلان اقتصادي معمولا"به سمت بخشهايي سوق پيدا مي كند كه سهم عمده اي در توليد ناخالص داخلي دارند . لذا چنانچه ارزش گذاري مناسبي از منابع زيست محيطي به عمل نيايد سرمايه گذاري در اين بخش متناسب با ارزش واقعي اين منابع در توليد ناخالص داخلي به وجود نمي ايد و باعث تضعيف منابع زيست محيطي مي شود.

 

يك ضرورت كليدي ساختن منابع، سودها و زيان هاي زيست محيطي به معادله اقتصادي است . حسابداري زيست محيطي نقش مهمي در ارائه ي اطلاعات محيط زيست به استفاده كنندگان مختلف در تمام سطوح بازي مي كند . كانون توجه حسابداري جنبه هاي اقتصادي محيط زيست است.

 

 

 

رابطه حسابداري و محيط زيست

 

 

 

علاقه وافري به حفاظت محيط زيست در تمام سطوح وجود دارد كه اين امر با صدور مقررات زيست محيطي در بسياري از كشورها نمود يافته است . دولتها براي جلوگيري از انحطاط محيط زيست در جست وجوي راه حل هاي جديد اند. واضح است كه حفاظت محيط زيست به يك سيستم اطلاعات حسابداري نيز به عنوان يكي از بخش هاي مهم سيستم اطلاعات مديريت مي تواند نقش بسزايي در ارائه اطلاعات زيست محيطي ايفا نمايد.

حرفه حسابداري مي تواند اطلاعات مناسبي را با افشاي مناسب چگونگي ارائه ي دارايي ها و بدهي هاي زيست محيطي و چگونگي انعكاس مخارج مصرف شده براي محيط زيست به مديريت ارائه كند.

ورود محيط زيست به سيستم حسابداري به اصلاح شاخص هاي اقتصادي مي انجامد و استفاده كنندگان مختفل را قادر مي سازد تا تصميماتي بگيرند كه پشتوانه توسعه پايدار است . هم چنين حسابداري محيط زيست داراي مضامين مختلف و استفاده هاي زيادي است . حسابداري محيط زيست مي تواند پشتوانه حسابداري منابع طبيعي در سطحي گسترده ، حسابداري بوم شناسي در سطح ادارات محلي، و حسابداري مالي ، حسابداري صنعتي يا حسابداري مديريت در سطح كوچك باشد.

 

 

 

 

مزاياي حسابداري محيط زيست

 

 

مزاياي اصلي حسابداري محيط زيست را به طور خلاصه مي توان به شرح زير بيان نمود:

 

سيستم حسابداري محيط زيست ، يك معيار حمايت كننده براي دست يابي به توسعه پايدار است كه تا اندازه اي ابزار اصلي براي اندازه گيري ، كنترل و تصميم گيري مي باشد . خارج زيست محيطي چه هزينه ي سرمايه اي چه هزينه جاري به طور چشمگيري روزبه روز افزايش مي يابد .

 

مديريت نياز به اطلاعات مالي درباره مخارج زيست محيطي دارد . برنامه ريزي هزينه هاي اساسي نياز به اطلاعات مالي دارد . هزينه هاي محيط زيست ممكن است در حساب هاي سربار پنهان شوند يا به گونه اي ديگر ناديده گرفته شوند . نياز بهره مندان(دولت،سرمايه گذاران،وام دهندگان،بانكها،سازمانهاي غيردولتي و …) به اطلاعات مالي در زمينه ي عملكرد زيست محيطي سازمان هاي مختلف روبه افزايش است .

 

بسياري از فعاليتهاي زيست محيطي كمي است ، و ماهيت مالي دارند بنابراين تاثير به سزايي بر هزينه ها ،دارايي ها وبدهي هاي سازمانها دارند. بديهي است هر واحد تجاري يك ستاده اصلي و يك ستاده ثانوي دارد كه الودگي محيط زيست از ان جملخ است . اگر واحد تجاري جهت تعديل يا جلوگيري از ان هزينه اي نپردازد انگاه اشخاص جامعه مي بايست متحمل ان شود.

 

خطرات زيست محيطي ممكن است منجر به بدهي هاي زيست محيطي هنگفتي شوند ومتعاقبا" سازمان يا واحد تجاري ممكن است متحمل پرداخت هاي زيادي شود كه به طور جدي بر موقعيت نقدينگي و مالي اش اثر مي گذارد.

 

مديريت صحيح منابع در يك نگرش دوستانه به محيط زيطت منجر به فوايد مستقيمي همچون صرفه جويي يا كاهش هزينه ها ،يا فوايد غيرمستقيمي ،همچون ايجاد سرقفلي بالاتر يا تصويري بهتر از سازمان ،مي شود.

 

وجود يك نگرش دوستانه به محيط زيست مزيت رقابتي براي سازمان ها ايجاد مي كند .حسابداري هزينه ها وعملكرد محيط زيست مي تواند پشتيبان توسعه سازمان واجراي سيستم مديريت محيط زيست واعتبارنامه ي ايزو 14000 باشد.

 

به دلايل فوق اين باور وجود دارد كه حسابداري بايد نسبت به اندازه گيري –ارزيابي وافشا عملكرد زيست محيطي در صورت هاي مالي مسئول باشد . شكي نيست كه اندازه عملكرد زيست محيطي به سيستم هاي حسابداري بستگي دارد اما براي  اين منظور اطلاعات بيشتري در مقايسه با اطلاعات مرسوم حسابداري نياز است.

 

كانون توجه روش هاي حسابداري تنها به جنبه هاي اقتصادي است . جنبه هاي زيست محيطي سيستم حسابداري  خصوصا" دارايي هاي (منابع) طبيعي ونقصان پذير به عنوان حسابداري سبز ناميده مي شود.

واژه سبز در 30 سال گذشته در ارتباط با مسائل زيست محيطي مختلف  خيلي زياد استفاده شده است. در بسياري موارد از اين واژه براي ناميدن سازمانها و اداران استفاده مي شود .

حسابداري سبز واژه ي كلي است كه دربرگيرنده ي حسابداري محيط زيست  زيست بوم هاي منابع طبيعي است . اما افزون بر اين حسابداري محيط زيست نيز يك واژه كلي است زيرا به معني هماهنگي ابعاد مختلف محيط زيست در سطوح بزرگ و كوچك مي باشد كه در سطح كوچك قابليت اجرايي بيشتري دارد.

 

حسابداري محيط زيست سيستمي است كه از توسعه ي پايدار يعني كسب سود بيشتر، به ويژه از شركتهاي انرژي چند مليتي پشتيباني مي كند .

حسابداري محيط زست داراي معاني وكاربردهاي زيادي است . حسابداري محيط زيست مي تواند از حسابداري درامد ملي ،حسابداري زيست بومها در سطح ادارات محلي ودر سطح كوچك وابسته و حسابداري مالي ،حسابداري صنعتي يا حسابداري مديريت داخلي شركت پشتيباني  كند.

 

در ادامه اصطلاحات مختلف حسابداري سبز تشريح مي گردد.

 

حسابداري محيط زيست در سطوح پايين به معني واردكردن به حوزه بحث حسابداري شامل حسابداري مالي،حسابرسي گزارشها ،وحسابداري محيط زيست است .

 

حسابداري مديريت محيط زيست به معني مديريت محيط زيست وعملكرد اقتصادي از طريق اجزا و توسعه ي سيستم ها وروش هاي مناسب مربوط به محيط زيست مي باشد كه ممكن است شامل گزارشگري وحسابرسي در بعضي از شركتها شود .

 

حسابداري محيط زيست به بحث درباره رفتار هزينه هاي محيط زيست مي پردازد ا به حسابداري بهاي تمام شده  كامل شامل شناسايي ،ارزيابي و تخصيص هزينه ي قرارداد ها ،هزينه هاي زيست محيطي و هزينه هاي اجتماعي مربوط به دادرسي ها ،توليدات ، فعاليتها و يا بودجه هاست.

 

 

 

واژه ي هزينه هاي زيست محيطي حداقل به دو جنبه مهم اشاره دارد:

 

 

1- به تنهايي به هزينه هايي كه مستقيما" بر هزينه هاي خصوصي اثر مي گذارد اشاره مي كند.

 

2- همچنين مي تواند شامل هزينه هايي براي افراد ،جامعه و محيط زيست در مواقعي باشد كه يك شركت پاسخگي هزينه ي اجتماعي نيست .

 

 

 

اصطلاحات حسابداري زيست محيطي

 

 

 

حسابداري زيست بومها

 

 

در موارد فراواني  واژه ي حسابداري زيست بومها براي اشاره به گزارشهاي  مبتني بر داده هي طبيعي استفاده شده است . به علاوه حسابداري زيست بومها نوعي از حسابداري محيط زيست است . از اين لحاظ اساسا" براي تدارك طرح هاي مديريت دارايي ها در سطح ادارات محلي استفاده شده است . چنين طرح هايي ابزاري جهت ارزيابي شرايط و چرخه ي عمر هر دارايي طبيعي خاص ارائه مي كند.

 

 

 

حسابداري منابع طبيعي

 

 

بعداز وارد كردن جنبه هاي زيست محيطي در سيستم حساب هاي ملي مطرح مي شود . جايي كه تاكيد بر دارايي هاي طبيعي،زوال در كيفيت ان و … به علت رسيدن به شاخص هاي اقتصادي تعديل شده به محيط زيست مانند درامد ملي ناخالص مي باشد.

 

 

حسابداري درآمد ملي:

در سطح اقتصاد کلان از حسابداري محيط زيست به منظور انجام محاسبات مربوط به هزينه هاي منابع زيرزميني و جريان هاي حاصل از اين منابع استفاده مي شود.

 

 

 

 

حسابداري مالي:

در سطح اقتصاد خرد يا واحد تجاري ، حسابداري محيط زيست ميتواند در حسابداري مالي مورد استفاده قرار گيرد و الزاماتي را جهت افشاي بدهي ها و هزينه هاي زيست محيطي مقرر کرده است.

 

 

 

 

حسابداري مديريت:

کاربرد حسابداري محيط زيست در حسابداري مديريت اين است که واحد تجاري بر اساس قواعد حاکم برآن مي توانند بهاي مواد و هزينه هاي زيست محيطي استفاده شده براي انجام عمليات خود را اندازه گيري کنند.

 

 

 

رويكرد طبيعي در مقابل رويكرد پولي

 

 

بيان دو رويكرد مطرح به حسابداري محيط زيست بارازش مي باشد.

 

نخستين رويكرد طبيعي  را سازمان ملل متحد پيشنهاد كردند. بر طبق اين رويكرد عملكردهاي زيست محيطي برحسب اطلاعات فيزيكي وطبيعي ، اخرين بقاياي منابع و به علاوه تغييرات ايجاد شده در اين منابع ارائه مي شوند.

هيچ نوع ارزش ريالي بر طبق اين رويكرد تعيين نمي شود . انگاه رويكرد پولي به اين دليل پديدار شد كه داده هاي رويكرد طبيعي نيازمنديها را برطرف نمي كرد .

با اين وجود رويكرد طبيعي از ان نظر اهميت دارد كه اطلاعات اماري زيست محيطي فراهم مي كند . اين اطلاعات اولين گام رويكرد پولي تلقي مي شود . به رغم مشكلات رويكرد پولي، ان مزاياي فراواني دارد كه افراد را قادر مي سازد تا در مورد سود يا زيان ان اگاهي يابند و به شاخص هاي اقتصادي تعديل شده از لحاظ محيط زيست برسند .

 

 

 

هزينه هاي زيست محيطي:

 

واژه بهايابي زيست محيطي حداقل به دو جنبه مهم اشاره دارد:

 

1- هزينه هايي که به طور مستقيم فعاليت هاي مالي شرکت را تحت تاثير قرار ميدهند. اين هزينه ها ، هزينه هاي خصوصي ، خاص شرکت يا داخلي ناميده مي شود.

 

2- هزينه هاي منحصر به فرد زيست محيطي که شرکت ها مسئول آن نيستند و هيچ پيامد اقتصادي مستقيمي براي فعاليت هاي مالي شرکت ندارند.

 

چگونگي تعريف شرکت از هزينه هاي زيست محيطي به اين موضوع بستگي دارد که مي خواهد از اين اطلاعات در چه زمينه اي ( تسهيم هزينه ها، بودجه بندي سرمايه اي، طراحي محصول و فرآيند توليد و يا ديگر تصميم هاي مديريتي) استفاده کند.

 

همچنين به ميزان و وسعت اين کاربرد نيز بستگي دارد. علاوه بر اين، همواره به وضوح مشخص نيست که يک هزينه ، جزيي از هزينه هاي زيست محيطي محسوب مي شود يا نه.

در سيستم هاي معمول حسابداري ، طبقه بندي هاي مختلفي براي هزينه ها صورت گرفته است در يک نوع از اين طبقه بندي ، هزينه ها را به هزينه هاي موادخام، دستمزد مستقيم، سربار ساخت عمومي و اداري، توزيع و فروش و تحقيق و توسعه دسته بندي ميکنند.

 

 

 

هزينه هاي عادي

 

 

هزينه هاي ايجاد شده بر اثر استفاده از مواد خام ، آب ، برق ، سوخت و.... ، کالاهاي سرمايه اي و ملزومات هستند که در حسابداري صنعتي و بودجه بندي سرمايه اي مورد توجه قرار مي گيرند اما در گروه هزينه هاي زيست محيطي منظور نمي شوند . با اين وجود استفاده و اتلاف کمتر مواد خام ، آب ، برق، سوخت، و ... کالاهاي سرمايه اي و ملزومات اداري مزيت زيست محيطي بوده و موجب کاهش فرسايش و مصرف منابع طبيعي تجديد ناپذير مي شود .

از طرف ديگر ، خواه اين هزينه ها به عنوان هزينه هاي زيست محيطي در نظر گرفته شود يا نه، ضروري است هزينه هاي مزبور را در تصميم گيري هاي مديريت واحد تجاري موثر بدانيم . خط چين هاي اطراف اين هزينه ها در نمايشگر بيانگر احتمال عدم توجه به هزينه هاي مزبور در تصميم گيري هاي واحد تجاري است .

 

 

هزينه هاي بالقوه پنهان

 

هزينه هاي بالقوه پنهان هزينه هايي هستند که احتمال دارد از ديد مديريت پنهان بمانند.

 

 

هزينه هاي زيست محيطي اوليه

 

 

اولين گروه هزينه ها هستند که قبل از شروع فرآيند توليد و انجام عمليات ، طراحي سيستم يا استفاده از امکانات در اختيار ايجاد شده اند.

 

اين هزينه ها شامل هزينه هاي مکان يابي، طراحي محصولات سازگار با محيط زيست ، انتخاب گروه هاي صلاحيت دار ارائه دهنده کالاها و خدمات ، ارزيابي تجهيزات کنترل آلودگي محيط زيست و ... مي باشد. با احتساب اين هزينه ها به عنوان سربار با هزينه هاي تحقيق و توسعه اين امکان وجود دارد که در هنگام تمرکز مديران و تحليلگران بر روي هزينه هاي انجام عمليات توليد ، طراحي سيستم يا تهيه امکانات مورد نياز اين هزينه ها فراموش شوند.

 

 

هزينه هاي الزامي يا قانوني

 

هزينه هايي هستند که به خاطر پذيرفتن قوانين و مقررات دولتي مربوط به زيست محيطي به شرکت تحميل مي شوند.

 

 

هزينه هاي زيست محيطي اختياري

 

 

هزينه هايي هستند که وقوع آنها در واحد اقتصادي به خاطر رعايت الزمات قانوني زيست محيطي نيست بلکه خود واحد اقتصادي براي اصلاح زيست محيطي و يا افزايش اعتبار زيست محيطي شرکت در ميان مشتريان ، آنها را متحمل مي شود.

 

 

هزينه هاي زيست محيطي قانوني و اختياري

 

هنگام بهره برداري و اداره فرآيند توليد و يا يک سري از تجهيزات رخ مي دهند. به دليل اينکه اغلب شرکت ها به طور سنتي هزينه هاي زيست محيطي قانوني و اختياري را به عنوان سربار تلقي مي کنند در نتيجه اين هزينه ها معمولاً هنگام گرفتن تصميمات تجاري و عملياتي مورد توجه مناسب مديران و تحليلگران قرار نميگيرند.

 

 

هزينه هاي احتمالي

 

هزينه هاي ترميم يا جبران خسارات ناشي از رهاسازي تصادفي آلاينده هاي زيست محيطي مانند نفت در محيط زيست ، جرائم نقض مقررات زيست محيطي و هزينه هاي ناشي از پيامدهاي غير منتظره ، نمونه هايي از هزينه هاي احتمالي هستند . اين هزينه ها تحت عنوان بدهي هاي احتمالي يا هزينه هاي ايجاد کننده بدهي هاي احتمالي شناسايي مي کنند. در شرايط موجود ناتواني در شناسايي اين هزينه ها موجب شده است که نتوان هزينه هاي مزبور را در سيستم حسابداري مديريت و تصميم گيري هاي آتي مورد توجه قرارداد.

 

 

هزينه هاي تصوري- ارتباطي

 

برخي از هزينه هاي زيست محيطي را تحت عنوان هزينه هاي نامشهود يا کمتر مشهود معرفي مي کنند. اين شيوه تعريف به مفهوم نامشهود بودن ماهيت هزينه هاي مزبور نيست بلکه به اين مفهوم است منافع مستقيم حاصل هزينه هاي نامشهود است . اين هزينه ها جهت اثرگذاري به روي تفکر مديريت ، مشتريان، کارمندان، جامعه و قانونگذاران تحمل و تحت عنوان هزينه هاي تصوري- ارتباطي بيان مي شوند و هزينه هايي همچون هزينه هاي تهيه گزارش هاي سالانه زيست محيطي ، فعاليت هاي روابط عمومي و هزينه هاي اختياري جهت فعاليت هاي زيست محيطي مانند درختکاري را شامل مي شوند.

 

 

 

1- کاربرد حسابداري محيط زيست در هزينه يابي:

 

 

عموماً موسسات جهت ارزيابي تقاضا براي محصول و قيمتي که بازار مايل به پرداخت آن محصول است، شرايط حاکم بر بازار را مدنظر قرار مي دهند. جهت تعيين سود آوري کافي و توجيه قيمت فروش محصول بايد بهاي تمام شده را با قيمت بازار مقايسه کرد. توليد کنندگان هنگام تصميم گيري جهت تعيين نوع، مقدار وقيمت محصولات خود به عواملي از قبيل شرايط بازار ، حفظ مشتري و رشد بلند مدت صنعت توجه مي کنند . مهمترين عامل قابل بررسي در ارتباط با محصول ، هزينه يابي صحيح آن است. در شرايطي که نتوان هزينه هاي زيست محيطي را به نحو مطلوب تخصيص داد، بين محصولات توليدي نوعي يارانه متقاطع حادث خواهد شد . در بيشتر موارد، محصولات مختلف به شکل فرآيندهاي توليدي متفاوت توليد مي شوند و هر فرآيندي هزينه زيست محيطي مربوط به خود را دارد.

 

2- کاربرد حسابداري محيط زيست در تصميمات سرمايه گذاري

 

 

واحدهاي تجاري، دامنه فعاليت خود را از طريق سرمايه گذاري در منابع فيزيکي و انساني توسعه مي دهند.مي توان گفت که دوام و حيات مالي بلند مدت واحد تجاري به قدرت سرمايه گذاري هاي آن بستگي دارد.

به اين صورت که سهامداران واحد تجاري انتظار حداقل بازده سرمايه گذاري معادل بازده سرمايه گذاري هاي رقيب را دارند؛ اين امر موجب ايجاد فشار بر واحدهاي تجاري جهت سرمايه گذاري وجوه خود در سرمايه گذاري هاي با بازده مطلوب شده است.

از آنجا که هزينه هاي زيست محيطي اغلب ، بخش عمده اي از هزينه هاي عملياتي و سرمايه اي واحدهاي تجاري که بتوانند اين هزينه ها را کاهش دهند از بازده مالي قابل ملاحظه اي برخوردارند. چنانچه هزينه هاي زيست محيطي به درستي محاسبه شوند، تحليل هاي سرمايه گذاري در زمينه بهبود عملکرد زيست محيطي ،اطلاعات مفيدي را براي مديريت جهت تعيين اندازه فزوني منافع اين سرمايه گذاري ها نسبت به هزينه هاي آن فراهم مي کنند. جهت محاسبه اين نتايج نخستين وظيفه مديريت واحد تجاري ، شناسايي و اندازه گيري هزينه هاي زيست محيطي با روشي سيستماتيک و پايدار است.

يکي از کاربردهاي خاص حسابداري محيط زيست براي تحليل هاي سرمايه گذاري ارزيابي هزينه کل مي باشد. اين روش ارزيابي به وسيله سرمايه گذاران به ويژه سرمايه گذاران محيط زيست جهت ارزيابي دقيق تر سودآوري بالقوه سرمايه گذاري هاي انجام شده مورد استفاده قرار مي گيرد. چهار عنصر اساسي اين روش ارزيابي که باعث ارائه اطلاعات مفيدتري نسبت به ديگر مدل هاي ارزيابي شده است عبارتند از:

 

 

1- ارائه صورت جامع تري از هزينه ها که شامل هزينه هاي غير مستقيم و نامشهود نيز باشد.

 

2- تخصيص مطلوب هزينه هايي که معمولاً به حسابهاي سربار تسهيم مي شوند يا بر مبناي محرک هزينه نامناسب تخصيص داده شده يا اينکه اصلاً تخصيص پيدا نکرده اند.

 

3- ارزيابي پروژه هاي بلند مدت به منظور کسب منافع بيشتر از سرمايه گذاري که معمولاً بعد از طي يک دوره زماني 2 الي 3 ساله بازيافت مي باشد.

 

4- شاخص هاي سودآوري که ارزش زماني پول را در نظر مي گيرند

 

 

کاربرد حسابداري محيط زيست در طراحي برنامه هاي راهبردي:

 

درک ماهيت و اندازه هزينه هاي عملياتي بلند مدت هر واحد تجاري جهت موفقيت آن امري حياتي است. واحدهاي تجاري هنگام طراحي برنامه هاي راهبردي، به بازاري که در آن کالاها و خدمات خود را ارائه و نيز به منابعي که در کنترل دارند نگريسته و در مرحله بعد در موقعيتي قرار مي گيرند تا در مورد تعيين اين موضوع تصميم گيري کنند بهترين سود بالقوه در کجا قرار دارد و چه راهبردهايي جهت به دست آوردن اين سود مورد نياز است .

سود بالقوه به طور قابل ملاحظه اي مي تواند از طريق هزينه هاي زيست محيطي و چگونگي مديريت اين هزينه ها تحت تاثير قرار گيرد . از اين رو، حسابداري محيط زيست را عنصر راهبردي موفقيت بلند مدت واحد تجاري قلمداد مي کنند

 

 

فرآيند تسهيم هزينه در حسابداري زيست محيطي

 

1- تعيين مقياس و چارچوب مناسب براي اين هزينه ها

 

2- مشخص کردن هزينه هاي زيست محيطي

 

3- مشخص کردن مقدار اين هزينه ها

 

4- تسهيم هزينه هاي زيست محيطي به فرآيندها و محصولات محرک هزينه هاي مزبور

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در اخر يك تحقيق در مورد نقش حسابداري در كمك به محيط زيست  ارائه مي شود .

 

 

 

    مقدمه
با توجه به رشد روزافزون جمعيت و محدود بودن منابع طبيعي در دسترس، امروزه مسئله حفاظت از محيط زيست به‌عنوان يكي از مهمترين مسائل جامعه بشري مطرح شده است. نكته حائز اهميت اين است كه حفظ محيط زيست محدود به مرزهاي سياسي و جغرافيايي نيست و اهتمام جمعي همه ساكنان كره زمين را مي‌طلبد. با نگرش سيستمي، مسئله حفظ محيط زيست نيازمند يك سيستم مديريت زيست‌محيطي است كه به‌صورت يكپارچه با ساير سيستمهاي مديريتي به اجرا درآيد. سيستم اطلاعات حسابداري به‌عنوان جزء مهمي از سيستم اطلاعات مديريت مي‌تواند نقش بسزايي در كمك به حفاظت از محيط زيست از سوي شركتهاي توليدي آلاينده برعهده بگيرد. اينكه مخارج مصرف شده براي محيط زيست از سوي شركت چگونه در حسابها منعكس شود يا نحوه افشاي آنها چگونه باشد مسائلي است كه حسابداري مي‌تواند با پرداختن به آنها رويه و اطلاعات مناسبي براي مديريت ارائه كند. اما لازمه چنين كمكي مستلزم وجود قوانين و مقررات جهت حفاظت محيط زيست براي شركتهاي توليدي و همچنين ايجاد رهنمودهاي حسابداري لازم از سوي مجامع حرفه‌اي حسابداري است. از سوي ديگر آگاهي و اهميت دادن مديران به سيستمهاي كنترلي محيط زيست در شركت مي‌تواند موجب كاهش آلودگي شود.
    

 

با توجه به اينكه در طي سالهاي اخير وضعيت آلودگي كشورمان روند افزايشي داشته است و شركتهاي توليدي در اين زمينه سهم زيادي دارند بر آن شديم تا با نشان دادن نقش حسابداري در جهت كمك به كاهش آلودگي از طريق تاثير مخارج و افشاي مالي و ارائه اطلاعات مناسب به مديريت، قدمي هر چند ناچيز در اين زمينه برداريم.
   

 “بحران آلودگي هوا بويژه در تهران به‌حدي رسيده است كه كارشناسان مي‌گويند براي نجات جان هزاران سالخورده و بيمار بايد چاره‌اي اساسي انديشيده شود. هنوز آماري از قربانيان آلودگي هوا در تهران منتشر نشده است، اما مي‌توان حدس زد آلودگي هوا، عامل مرگ انبوهي از 19000 قرباني سكته‌هاي قلبي و مغزي در سال 1371 بوده است” .
   

 “حدود 60 درصد صنايع كشور، در تهران و پيرامون آن متمركز شده است. اين تراكم غيراصولي و بي‌رويه فيزيكي از علل اصلي آلودگي شديد هوا و محيط زيست است” .
   

 روابط نزديك اقتصادي، سياسي، بازرگاني، صنعتي، فرهنگي و آموزشي ايران با برخي از كشورهاي پيشرفته جهان سبب شده است كه دامنه پيشرفت و توسعه تكنولوژي كشور ما را نيز دربر بگيرد.
    

نياز به نوعي سيستم مقدماتي براي تدوين و رسميت بخشيدن به مسائل، بخصوص با توجه به كيفيت موجود اطلاعات زيست‌محيطي، در درجه اول اهميت قراردارد. گرايش هواداري از محيط زيست به‌عنوان يك فلسفه، طرفداران فراواني يافته است. با اين حال هنوز جاي حسابداري در ايفاي نقش در كمك به حفاظت محيط زيست از طريق ارائه و افشاي اطلاعات در اين زمينه به استفاده‌كنندگان داخلي و خارجي، خالي است. دستيابي به گزارشهاي حسابداري محيط زيست در كنار ساير گزارشها مي‌تواند جامعه را به‌طور كامل در جريان پيشرفت رسيدگيها به خطرات زيست‌محيطي موجود و آينده قرار دهد.
   

 عوامل موثر در توسعه محيط زيست
    

در تحقيقي كه براي بيان عوامل بازدارنده توسعه حسابداري محيط زيست در ايران صورت گرفت سه فرضيه به شرح زير تدوين شده است:
    

فرضيه اول‌ـ بين استقرار ضوابط و استانداردهاي زيست‌محيطي و توسعه حسابداري محيط زيست رابطه معنيداري وجود دارد.
   

 فرضيه دوم‌ـ بين وجود مجامع و گروههاي متخصص زيست‌محيطي و توسعه حسابداري محيط زيست رابطه معنيداري وجود دارد.
   

 فرضيه سوم‌ـ بين آگاهي مديران از اهميت و اثرات استفاده از سيستمهاي كنترلي محيط زيست و توسعه حسابداري محيط زيست رابطه معنيداري وجود دارد.
    

از روش تحقيق زمينه‌يابي، براي شناخت ديدگاههاي افراد صاحبنظر و ذينفع استفاده شده است و در اين روش از پرسشنامه براي تعيين نظرات موافق و مخالف با طرح يا الگوي جديد استفاده مي‌شود.
    

در سه فرضيه اين تحقيق، متغير وابسته«توسعه حسابداري محيط زيست» بوده كه مي‌خواهيم تاثير متغير مستقل را برآن معلوم و مشخص سازيم و متغيرهاي مستقل شامل «ضوابط و استانداردهاي زيست‌محيطي» در فرضيه اول و «وجود مجامع و گروههاي متخصص زيست‌محيطي» در فرضيه دوم و «آگاهي مديران از اهميت و اثرات استفاده از سيستمهاي كنترلي محيط زيست» در فرضيه سوم هستند.
    

اين تحقيق شامل شركتهايي است كه سهم چشمگيري در آلودگي محيط زيست دارند اما تعداد درخور توجهي از صنايع آلاينده عمدتاً دولتي و نظامي‌اند و از شمول گزارشگري برون‌سازماني معافند و از نظام حسابداري بازرگاني پيروي نمي‌كنند و برخي هزينه‌ها از جمله هزينه‌هاي محيط زيست را درنظر نمي‌گيرند؛ لذا اين شركتها مشمول جامعه آماري اين تحقيق نيستند. از طرفي ديگر چون 60 درصد صنايع كشور در اطراف تهران تمركز يافته‌اند لذا جامعه آماري اين تحقيق تمامي شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را كه آلاينده محيط زيست هستند و در محدوده استان تهران قرار گرفته‌اند، دربر مي‌گيرد.
   

 در اين تحقيق از آزمونهاي زير استفاده شده است:
   

 • آزمون اعتمادپذيري كرن‌باخ،
 • آزمون t استيودنت،
 • آزمون نسبت موفقيت در جامعه.
    

يافته‌هاي تحقيق

 

 براساس بررسيهاي انجام گرفته برروي اطلاعات به‌دست آمده از پرسشنامه، بيشتر پاسخ‌دهندگان اعتقاد دارند كه قوانين و مقررات محيط زيست مربوط به شركتهاي توليدي از نظر تئوري و عملي داراي ضعف و نقص است و اين قوانين توانايي وادار كردن شركتها به‌رعايت موارد حفاظت محيط زيست ندارد زيرا اولاً بيشتر انها قديمي است و مجازاتهاي وضع شده در آنها با وضعيت امروز جامعه تناسب ندارد و ثانياً از ضمانت اجرايي كافي برخوردار نيست، لذا نياز به اصلاح يا تدوين قوانين جديد براي جلوگيري يا كاهش خسارات زيست‌محيطي شركتهاي آلاينده بسيار ضروري است. همچنين به‌نظر پاسخ‌دهندگان وجود استانداردي درخصوص نحوه برخورد با مسائل زيست‌محيطي و انعكاس آن درحسابها و افشاي اطلاعات مربوطه لازم است و اين رهنمود را مي‌توان توسط مجامع حرفه‌اي حسابداري مانند هيئت تدوين استانداردهاي حسابداري ارائه كرد زيرا اين مجامع مي‌توانند شركتها را به رعايت اين رويه‌ها ملزم كنند و اطلاعات افشا شده بر اين اساس ممكن است بر تصميمات استفاده‌كنندگان صورتهاي مالي تاثير بگذارد.
   

 در نظرسنجي انجام گرفته در اين تحقيق، مشخص شد كه از 72 شركت حاضر در نمونه، 63 شركت داراي آلودگي هوا بوده‌اند و 5/85 درصد اين شركتها اعلام داشته‌اند كه از فيلتر يا ابزار مناسب ديگري براي كاهش يا جلوگيري آلودگي استفاده مي‌كنند و بقيه شركتها فاقد اين سيستمهاي جلوگيرنده آلودگي هستند. 80 درصد شركتهايي كه از ابزارهاي كنترلي محيط زيست استفاده مي‌كنند هر سال اقدام به مرمت اين ابزارها مي‌كنند و بيش از نيمي از آنها اعلام داشته‌اند كه اين مخارج براي شركتها سنگين نيست و تحت عنوان مناسبي در حسابها منعكس نمي‌شود و در مقايسه با ساير هزينه‌ها نيز اهميت چنداني ندارد. با توجه به اين كه آلاينده‌هاي اين شركتها براي جامعه مضر است و هر روز خبرهاي متعدد درباره خسارات آن به اشخاص و محيط مي‌شنويم مي‌توان نتيجه گرفت كه اين شركتها به‌علت نبود قوانين و مقررات، اهميت چنداني به صرف مخارجي براي جلوگيري يا كاهش آلاينده‌هاي خود نمي‌دهند.
    

از طرف ديگر از 72 شركت حاضر در نمونه، 70 شركت داراي ضايعات بوده‌اند و 5/85 درصد آنان اعلام كرده‌اند كه ضايعات آنان از فرايند توليدي شركت ناشي مي‌شود و از اين عده، 3/85 درصد گفته‌اند كه در شركتهاي مولد ضايعات، امكان بازيافت ضايعات وجود دارد، اما اطلاعات به‌دست آمده نشان مي‌دهد كه فقط 4/44 درصد آنان مي‌توانند ضايعات را بازيافت كنند و بقيه اين كار را انجام نمي‌دهند. جالب اينجاست كه از ميان شركتهايي كه ضايعات را بازيافت نمي‌كنند 1/66 درصد گفته‌اند كه براي جابه‌جايي ضايعات مخارجي را متحمل مي‌شوند و مابقي خرجي در اين زمينه ندارند! پس بايد ديد چگونه ضايعات بازيافت نشده بدون هيچ هزينه‌اي دفع مي‌گردند!
    

همچنين شركتهايي كه داراي آلودگي ضايعات هستند براي مخارج اين آلودگي غالباً سرفصل مشخصي ندارند و ميزان مخارج اين آلودگي نيز برايشان با اهميت نيست.
   

 از ميان شركتهاي حاضر در نمونه، 60 درصد اعلام كرده‌اند كه اقداماتي براي كاهش آلاينده‌هاي خود انجام داده‌اند و 83 درصد همين شركتها ابراز داشته‌اند نتيجه اين اقدامات، ثمربخش بوده است و سرانجام بايد گفت كه در بين شركتها، 58 درصد اظهار داشته‌اند توانايي لازم براي اطلاع‌رساني به افراد جامعه را دارند. از همين تعداد 6/58 درصد نتيجه اين كار را ثمربخش دانسته‌اند.
    نتيجه گيري
   

 

 در اين تحقيق كوشيده‌ايم عواملي را كه موجب توسعه نيافتن حسابداري محيط زيست در ايران شده است بررسي و بيان كنيم و با ايجاد توجه از ديدگاه حسابداري به محيط زيست، تلاشي در جهت حفاظت از محيط زيست انجام داده باشيم. به‌عبارت ديگر به‌دنبال اين بوديم كه براي حفاظت از محيط زيست راه‌حلي از ديد حسابداري ارائه كنيم و از طرف ديگر جايگاه حسابداري محيط زيست را نيز تبيين نماييم و براي پرسشهاي زير پاسخهايي بيابيم:
    

• آيا شركتهاي آلاينده محيط زيست مجبور به انجام مخارج زيست‌محيطي در جهت كاهش يا جبران آلاينده‌هاي خود هستند؟
   

 • آيا شركتها رهنمود يا رويه مناسبي براي برخورد و انعكاس مخارج محيط زيست دارند؟
   

 • آيا مديران براي جامعه و محيط زيست اهميت قائل هستند و در جهت حفاظت از آن تلاش مي‌كنند؟
  

  • آيا مديران مي‌توانند به جامعه اطلاعات مناسبي درباره مخارج زيست‌محيطي سازمان و همچنين سيستمهاي كنترلي آن ارائه دهند؟
  

  در پاسخ به مسائل و مشكلات، نياز به قوانين و مقررات مناسب و بهنگام و لزوم توجه مجامع حرفه‌اي حسابداري به موضوع حسابداري محيط زيست و همچنين توجه و آگاهي مديران به سيستمهاي كنترلي حفاظت از محيط زيست و سعي در انجام مخارجي در جهت جبران آلودگي را مطرح كرديم.
    

به‌طور مشخص مي‌توان نتايج اين تحقيق را به‌شرح زير بيان كرد:
    

1ـ ملاحظات زيست‌محيطي در نتيجه استفاده نامتناسب از منابع طبيعي به‌وجود آمده است. اين امر مفهوم توسعه‌اي ناپايدار را پديد آورده كه هدف آن شناسايي هزينه‌هاي استفاده از منابع طبيعي و ارتقاي برابري بين‌نسلي است. همزمان با تخريب محيط زيست كه اخيراً از حدود آستانه گذشته، شرايط لازم براي حسابداري منظم محيط زيست جهت ارتقاي سطح شفافيت و پاسخگويي شركتها و موسسه‌ها به‌وجود آمده است.
    

حسابداري محيط زيست نه‌تنها بايد يك سيستم هشداردهنده كافي را براي حوادث زيست‌محيطي فراهم آورد، بلكه در نهايت ملاحظات اكولوژيك را در حاكميت نيز ارتقا بخشد. در حالي‌كه مي‌توان با برجسته كردن توجه فوري و متمركز، آغازي مقدماتي را در اين زمينه پديد آورد نياز به يك قانون جامع جهت پرداختن به مسئله لوازم افشا و حسابداري آنها در يك حالت نظام‌مند همچنان وجود خواهد داشت.
   

 2ـ يكي از گامهاي اوليه و در عين‌حال اساسي وموثر در جهت مقابله با آلودگي و انهدام محيط زيست و نيز تعقيب و مجازات مرتكبين جرايم عليه محيط زيست، تدوين و تنظيم قوانين و مقررات حوزه‌هاي مختلف محيط زيست است. كشورها به‌منظور موفقيت هرچه بيشتر در جهت حمايت از محيط زيست و جلوگيري از انواع آلودگيها و انهدام مظاهر محيط زيست، تلاش دارند با توجه به توسعه و پيشرفت صنعت و تكنولوژي و ايجاد اشكال جديد آلودگي و نيز تجربياتي كه در رويه قضايي به‌دست مي‌آورند، قوانين و مقررات مترقي و در عين‌حال موثر و مفيد را تصويب و اجرا كنند. در زمينه قوانين و مقررات مربوط به محيط زيست در كشور ما، با توجه به تحولات و رشد صنايع و دگرگوني و بروز انواع آلودگيها، ضروري است قوانين و مقررات زيست‌محيطي مختلفي در زمينه‌هاي گوناگون، بويژه در زمينه‌هايي كه خلاء بيشتري وجود دارد تدوين و تصويب گردد. همچنين برخي از قوانين و مقررات مربوط به شركتهاي آلاينده محيط زيست نيازمند بازبيني و اصلاح است، تا شركتها با توجه به وضعيت امروزي بتوانند مفيد واقع گردند. وضع و اصلاح قوانين، منجر به پيگيري و توجه بيشتر شركتها نسبت به جلوگيري از ايجاد آلاينده‌ها يا كاهش آنها و ارائه گزارش درباره وضعيت عملكردشان درمورد نحوه برخورد با آلاينده‌ها و روشهاي به‌كار گرفته شده براي جلوگيري يا كاهش آلودگي خواهد بود.
   

 3ـ سازمانها براي استفاده و به‌كارگيري اين سيستم حسابداري نياز به آشنايي با آن و داشتن رويه و رهنمود مناسبي، كه از سوي مراجع تدوين‌كننده الزامي شده باشد، دارند. پس لازم است مراجع تدوين‌كنندة رهنمود در زمينه حسابداري، رويه و دستورعمل مناسبي در مورد نحوه برخورد سازمانها با مخارج زيست‌محيطي ارائه دهند تا در نهايت منجر به ايجاد و به‌كارگيري عمومي حسابداري محيط زيست شود.
   

 4ـ سازمان حفاظت محيط زيست علاوه بر مسئوليت تهيه و تدوين و اعلام استانداردهاي لازم و يا تكميل استانداردهاي موجود، لازم است امر هدايت جريان تنوير افكار عمومي و آموزش مديران ارشد در رابطه با استانداردهاي جهاني محيط زيست را به‌دست گيرد. پايه اصلي استانداردهاي سري ايزو 14000 (ISO 14000) تعهد و اعتقاد قلبي مديريت ارشد به لزوم حفظ محيط زيست و مسئوليت در قبال نسل بعدي است و اين مهم تنها از طريق آموزش مديران مسئول در جهت آشنايي با آلودگيهاي ناشي از صنايع، اثرات مخرب آنها بر محيط زيست، راههاي كاهش آلودگي و قوانين و مقررات و استانداردها انجام مي‌گيرد و در صورتي‌كه مديران به نظامهاي جلوگيرنده آلودگي و حفاظت محيط زيست اهميت دهند خواهان انجام مخارجي براي جبران خسارات زيست‌محيطي مي‌شوند و مي‌كوشند بدرستي نحوه برخورد خود را در حفاظت از محيط زيست براي جامعه افشا كنند و اين قدم آخر از طريق سيستم اطلاعات حسابداري به‌عنوان ابزاري مناسب براي كمك به مديريت انجام مي‌گيرد.
   

 

 5ـ حسابداري محيط زيست شامل مجموعه فعاليتهايي است كه موجب افزايش توان سيستمهاي حسابداري در جهت شناسايي و ثبت و گزارشگري آثار ناشي از تخريب و آلودگي محيط زيست مي‌شود. با توجه اينكه در طي سالهاي اخير وضعيت آلودگي كشور ما روند افزايشي داشته و شركتهاي توليدي در اين زمينه سهم زيادي داشته‌اند، توجه به حسابداري محيط زيست بسيار لازم و ضروري است. در ساير كشورها مفهوم گزارشگري مخارج زيست‌محيطي شركتها از چند دهه قبل آغاز شده و تحقيقات بسياري در اين زمينه صورت گرفته است. اما با اينكه اكنون، ما در ايجاد خسارات به محيط زيست و آلودگيهاي مختلف در حال سبقت از بسياري از كشورها هستيم، در اين زمينه تحقيقات مناسبي صورت نگرفته است.
    

 

 

پيشنهاد
   

 با توجه به نتايج اين تحقيق مي‌توان پيشنهادهاي زير را ارائه كرد:
   

 1ـ توسعه نيافتن حسابداري در زمينه برخورد با مخارج محيط زيست در درجه اول به اين علت است كه شركتها الزام و اجباري در اين زمينه ندارند لذا بازبيني و توجه به اصلاح يا تدوين برخي قوانين لازم است.
   

 2ـ‌ نبود دستورعمل اجرايي درباره نحوه برخورد و انعكاس مخارج زيست‌محيطي، شركتها را با مشكل نحوه انعكاس رو به‌رو ساخته و موجب به‌كارگيري رويه‌هاي متفاوت شده است. پس لازم است رهنمود يكنواخت و مناسب تهيه و تدوين گردد تا عملكرد زيست‌محيطي سازمانها نيز به اطلاع استفاده‌كنندگان اطلاعات مالي برسد.
   

 3ـ در آموزش حسابداري، بايد ضمن تدريس پيشرفتهاي حسابداري، نيازهاي جامعه مورد توجه قرار گيرد و يكي از اين نيازها وجود محيطي سالم و پاك براي زيستن است. لذا لازم است توجهي هر چند ناچيز در مباحث حسابداري به محيط زيست و نحوه انعكاس مخارج آن صورت پذيرد.
    

4ـ دانشگاهها بايد با فراهم آوردن منابع مطالعاتي از ساير كشورها، امكان بررسي و تحقيق در هر زمينه از مشكلات جامعه كه با حسابداري مرتبط مي‌باشد را ايجاد نمايند.
   

 به‌علاوه، توجه پژوهشگران به عرصه‌هاي زير مي‌تواند به توسعه حسابداري محيط زيست در ايران كمك كند:
    

1-    تحقيق حاضر درباره عوامل بازدارنده توسعه حسابداري محيط زيست در ايران انجام شده است و به‌طور كلي اين سيستم را معرفي مي‌كند. محققان مي‌توانند براساس جزئيات به تكميل اين تحقيق بپردازند مثلاً روي بدهيهاي محيط زيست يا نحوه برخورد با مخارج محيط زيست يا نحوه افشا و... به تحقيق بپردازند.
   

 2ـ تحقيق حاضر درباره شركتهاي سهامي عام پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار صورت گرفته است. مي‌توان اين تحقيق را در مورد شركتهاي دولتي كه از استانداردهاي خاص خود پيروي مي‌كنند انجام داد.
  

  3ـ مشكلات و خسارات شركتها با محيط در كشور ما روزبه روز افزايش مي‌يابد و در نتيجه نياز به سيستم حسابداري جهت انعكاس مخارج شركتها بيشتر مي‌شود. نياز به تحقيقاتي در زمينه نحوه افشاي گزارشهاي اجتماعي و تاثير آن بر تصميم سرمايه‌گذاران يا قيمت سهام و... را مي‌توان مورد توجه قرار داد.
   

 4ـ براي اينكه از نحوه انعكاس صحيح مخارج زيست‌محيطي در گزارشهاي شركتها مطمئن شويم نياز به اشخاص يا گروههايي داريم تا بر آنها نظارت و اظهارنظر كنند. لذا حسابرسي مخارج زيست‌محيطي شركتها نيز مي‌تواند براي جامعه ما بسيار ضروري باشد.