مددكاري اجتماعي در كارگاه
مددكاري اجتماعي در كارگاه
دكتر عزت الله سام آرام
(عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي)
تاريخچه مددكاري اجتماعي در كارگاه:
مددكاري اجتماعي سنتي از دير باز در جوامع مختلف و به عنوان يك
وظيفه مذهبي وجود داشته است، ولي مددكاري اجتماعي جديد كه به عنوان يك
حرفه و براي حل مشكلات ناشي از صنعتي شدن بوجود آمده محصول پس از جنگ
جهاني اول است.
مددكاري اجتماعي در كارگاه به عنوان حرفهاي كه به مشكلات شخصي و
اجتماعي كارگران عنايت دارد در جهان سابقه نسبتاً طولاني دارد. گسترش
كارخانجات در اروپا و مهاجرت روستائيان براي كسب شغل در صنايع جديد موجب
شد كه قشر جديدي به نام كارگر صنعتي در شهرهاي اروپا بوجود آيد كه ويژگي
خاص خود را داشت و چون پديدهاي جديد بود، لذا در آن زمان قواعد و هنجارهاي
مربوط به خود را نيافته بود و به همين دليل آثار منفي تغييرات ناشي از
صنعت و در همان زمان دور شدن جامعه اروپايي از مذهب در درجه اول فشارهايي
را به اين قشر جديد وارد كرد كه سالها ادامه داشت.
جنگ جهاني اول بسياري از ساختارهاي جهان صنعتي را در هم ريخت و متفكران
را بر آن داشت كه نگاهي دوباره به جامعه بيافكند. سيل عظيم زنان و
كودكان بي سرپرست باقيمانده از جنگ و شرايط عاطفي خاصي كه بعد از جنگ در
كشورهاي درگير به ويژه در كشورهاي اروپايي بوجود آمده بود موجب شد كه قدمهاي
اوليه براي بوجود آمدن حرفه مددكاري اجتماعي مبتني بر علوم اجتماعي و
روانشناسي برداشته شود.
نتيجه اين شرايط آن شد كه از همان سالهاي بعد ازجنگ، برنامههاي
رفاهي زيادي بهويژه براي كارگران بهوجود آيد از جمله مشخصشدن ساعت كار،
مرخصي، درمان كارگران بيمار و... .
در طول سالهاي بين دو جنگ جهاني و به ويژه بعد از جنگ جهاني دوم
برنامههاي رفاه اجتماعي در جامعه صنعتي با سرعت قابل توجهي گسترش يافت
و در بسياري از موارد به ساير نقاط جهان نفوذ كرد. بطوري كه امروزه هيچ
كشوري در جهان نيست كه توجهي به برنامههاي رفاهي نداشته باشد.
از سوي ديگر، اجراي برنامههاي رفاهي به ويژه براي كارگران و
خانواده آنها نياز به كار كارشناسي كساني داشت كه دانش و مهارت لازم را
براي اجراي اين برنامهها داشته باشند و در اين رابطه، از همان ابتدا
مددكاران اجتماعي براي انجام وظايف خاصي تربيت شدند كه به مرور اين
وظايف و دورههاي آموزشي مددكاران گسترش يافت بطوري كه اكنون در بسياري
از دانشگاههاي جهان رشته مددكاري اجتماعي در سطوح ليسانس، فوق ليسانس و
دكتراي تخصصي بر قرار است.
دركشورما،ايران،مددكارياجتماعيجديددرسال1337 شمسي و با تأسيس آموزشگاه خدمات اجتماعي تهران آغاز
شد.
در اين آموزشگاه كه بعد از انقلاب اسلامي ايران به دانشكده خدمات
اجتماعي تغيير نام داد و سپس در دانشگاه علامه طباطبايي ادغام شد تاكنون
حدود دو هزار و پانصد مددكار اجتماعي در سطوح ليسانس و فوق ليسانس تربيت شدهاند
كه در مؤسسات مختلف مشغول خدمت هستند.
بعلاوه، دانشگاههاي ديگري مثل دانشگاه شاهد، دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي و دانشگاه آزاد اسلامي نيز به
تربيت مددكار اجتماعي مشغول هستند و همه ساله حدود 160 مددكار اجتماعي از اين دانشگاهها فارغ التحصيل ميشوند.
مددكاري اجتماعي در صنعت ايران نيز از
سال 1339 شمسي و با استخدام دو نفر مددكار اجتماعي فوق ديپلم در شركت نفت
آغاز شد و بعدها در همه شركتهاي وابسته به وزارت نفت مددكاران اجتماعي
مشغول خدمت شدند.
مددكاري در كارخانجات نيز از سال 1345 با استخدام دو نفر مددكار اجتماعي
در كارخانههاي ارج و روغن نباتي شاهپسند آغاز شد و پس از آن در سال 1346
كارخانجات جيپ و ايران ناسيونال در تهران و كارخانه ذوب آهن اصفهان اقدام
به استخدام مددكار اجتماعي كردند و خدمات مددكاري اجتماعي را به كاركنان
ارائه دادند.
وزارت كار و امور اجتماعي نيز از مؤسساتي بود كه از همان ابتداي
فعاليت مددكاري اجتماعي جديد در كشور و با ايجاد اداره كل خدمات اجتماعي به
ارائه خدمات مددكاري اجتماعي در زمينههاي بيمه اجتماعي و خدمات اجتماعي
به كارگران كشور پرداخت .
با جدا شدن سازمان بيمههاي اجتماعي از وزارت كار و امور اجتماعي و
تأسيس سازمان تامين اجتماعي، اين سازمان نيز اقدام به استخدام مددكار
اجتماعي كرد بطوري كه هم اكنون دهها مددكار اجتماعي متخصص در شعب مختلف
سازمان تامين اجتماعي، مراكز مشاوره سازمان و بيمارستانهاي تابع سازمان
تامين اجتماعي مشغول ارائه خدمات مددكاري به كارگران تحت پوشش سازمان
تامين اجتماعي هستند.
تعريف مددكاري اجتماعي در كارگاه:
قبل از اينكه تعريف مددكاري اجتماعي در كارگاه را ارائه كنيم ابتدا
تعريف كلاسيك مددكاري اجتماعي را مطرح ميكنيم. بنابه اين تعريف «مددكاري
اجتماعي خدمتي است حرفهاي كه بر پايه دانش و مهارتهاي خاص قرار گرفته
است، هدف آن، كمك به افراد، گروهها و يا جامعه است تا بتوانند استقلال
شخصي، اجتماعي و رضايت خاطر فردي و اجتماعي به دست آورند.»(1)
روش اصلي مددكار اجتماعي، مددكار فردي است كه به اين صورت تعريف
ميشود: «مددكاري فردي، هنري است كه دانش و معلومات مربوط به علم
روابط انساني و مهارت در ايجاد رابطه را به كار ميگيرد تا استعدادهاي نهفته
و مكنون افراد را بر انگيزد و همچنين منابع اجتماعي متناسب و مربوط را به
حركت در ميآورد تا سازگاري بهتري بين مددجو و محيط وي ايجاد نمايد.»
(2)
مددكاري اجتماعي ميتواند در مؤسسات مختلفي ارائه شود از جمله در يك
كارخانه يا يك كارگاه و در اين صورت منظور از مددجو در تعريف مددكاري
اجتماعي يكي از كاركنان كارگاه يا كارخانه است كه به دليل مشكلات فردي
(روحي رواني) يا خانوادگي (اختلافات خانوادگي) يا حقوقي (مسائل دادگاهي...)
يا مشكلات ارتباطي (ارتباط با همكاران، ارتباط با مديريت، ارتباط با فضاي
كار...) دچار عدم سازگاري با محيط شده است و براي كاهش آثار منفي اين
مشكلات و در نهايت حل آنها نياز به راهنمايي، حمايت و كمك حرفهاي دارد و
اين در شرايطي است كه فرد داراي مشكل در حد امكاناتش تلاش كرده تا مشكلات
خود به مرور حل كند ولي موفقيت چنداني نداشته است.
حال اگر با روشهاي حرفهاي مددكاري اجتماعي به اين كارگر كمك شود تا
مشكلاتش را حل كند، در مورد مشكلات بعدي كه احتمالا" براي او پيش ميآيد،
ظرفيت كافي و تجربه لازم براي حل آنها را بدون كمك گرفتن از ديگران در
اختيار خواهد داشت.
در برخي از زمينهها ممكن است يك روانشناس، باليني يا يك پزشك يا يك حقوقدان
بتواند براي حل مشكل مربوطه كمك كند ولي با توجه به اينكه ويژگي مشترك
در مشكلات مربوط به اينگونه مددجويان، اجتماعي بودن مشكل آنها است لذا
مناسبترين فرد براي كمك به اين افراد مددكار اجتماعي است كه خدمات حرفهاي
خودش را به كاركنان داراي مشكل در كارگاه ارائه مينمايد و در موارد لزوم
از مشورت و همكاري ساير متخصصها مثل روانشناس، پزشك، حقوقدان، جامعه شناس
و غيره نيز استفاده مينمايد.
مددكار اجتماعي كارگاه كسي است كه به كاركنان داراي مشكل و خانوادههاي
آنها يا كاركناني كه تحت «فشارهاي رواني»(3) هستند و خود به تنهايي
قادر به مبارزه با آن نيستند، كمك ميكند تا بتوانند با استفاده از نيروهاي
خودشان و كمكهاي ديگران، مشكلات خود را كاهش دهند.
زندگي اجتماعي يك كارگر همانند ديگر افراد جامعه، بسيار سازمان يافته و
پيچيده است. بسياري از كارگران امور خود را به طريقي ميگذرانند و با مشكلات
زندگي كنار ميآيند؛ ولي هستند كارگراني كه براي فائق آمدن بر دشواريها، به
كمك نياز دارند و اگر كمكلازم در زمان مناسب به آنان نرسد دچار صدمات جبران
ناپذيري ميشوند. اين مسأله، به خصوص در مورد كارگراني كه از نظر مالي،
جسمي، رواني يا به هر علت ديگري در گذران زندگي دچار ضعف هستند و يا در
مورد كساني كه از پشتيباني خانواده و دوستان دلسوز محرومند، بيشتر صدق ميكند.
برخي از كارگران گاه با مشكلاتي روبرو ميشوند كه زندگي آنان را به
فروپاشي تهديد ميكند. مشكلاتي چون «بيماري، داغديدگي ناشي از مرگ عزيزان و
ضررهاي مالي كه گاهي غير قابل تحمل به نظر ميرسد».(4)
در چنين مواردي، بسياري از كارگران فعال اعم از زن و يا مرد همانند
ساير مردم ممكن است به طور موقت دچار ناتواني بشوند و مشكلاتي را تجربه
كنند ولي چون دوست دارند كه مستقل باشند لذا ميكوشند قبل از تقاضاي كمك
از ديگران، مسائل خود را تا آنجا كه ميتوانند خود به تنهايي حل كنند.
در اين ميان برخي از آنها در تلاش خود با شكست مواجه ميشوند و پس از آن سعي
ميكنند مسائلشان را با ديگران مثل مددكار اجتماعي در كارگاه در ميان
بگذارند. مثلا" وقتي همسر يك كارگر بيمار ميشود و به بيمارستان ميرود،
كارگر نميداند فرزندان خردسالش را چگونه اداره كند و اين در شرايطي است كه
مرخصي كافي ندارد و لازم است به كارخانه برود و كار كند، در حالي كه
فرزندان خردسالش در خانه تنها هستند.
در گذشته و در جوامع سنتي، ساخت خانواده به صورتي بود كه در اين
شرايط به كمك كارگر ميآمد ولي به مرور اين ساخت تغيير يافته، كارگر به
شهري ديگر كوچ كرده و در اين شهر يا شهرك كارگري، كسي را ندارد، در اين
صورت به مددكار اجتماعي كارگاه مراجعه ميكند تا براي حل مشكل خودش
راهنمائي بگيرد.
يا وقتي يك كارگر دچار يك مشكل حقوقي ميشود كه خودش قادر به اداره
آن نيست، در آن صورت اگر با نظام حقوقي و دادگستري كشور آشنا نباشد نيازمند
مشورت با يك وكيل است و اگر راه و روش مراجعه به وكيل را نداند ميتواند
از مددكار اجتماعي راهنمايي بگيرد.
يا در زماني كه كارگر خود يا يكي از اعضاي خانوادهاش دچار بيماري ميشود كه
نيازمند بستري شدن در بيمارستان است، اگر با نظام بيمارستانهاي تخصصي
سازمان تامين اجتماعي آشنا باشد خودش به بيمارستان مناسب مراجعه ميكند و
از خدمات آن بيمارستان استفاده ميكند ولي اگر با اين نظام آشنا نباشد ميتواند
از كمك مددكار اجتماعي كارگاه برخوردار گردد.
مشكل ديگر اينكه گاهي يك كارگر براي مراجعه به مؤسسه دچار سردرگمي
ميشود چون آدرس مؤسسه را نميداند يا با مقررات آن آشنايي ندارد، روش پر
كردن فرمهاي مؤسسه را نميداند. مثلا" براي گرفتن وام از يك بانك،
عدم آشنايي كارگر با مقررات بانك و نحوه مراجعه و غيره ميتواند از مشكلات
او باشد كه براي حل آن لازم است با يك فرد واجد شرايط در بانك مربوطه
مشورت كند و مشكل خودش را حل كند و يافتن چنين فردي كه فرصت اين كار را
داشته باشد نيز از مشكلات كارگر است و در اين صورت مددكار اجتماعي مستقر در
بانك مربوطه يا مددكار اجتماعي كارگاه ميتواند به او كمك كند.
يك كارگر كارخانه همانند بسياري از مردم، فقط با مقررات مؤسسه محل
كار خودش آشنايي دارد و با ساير مؤسسات چندان آشنا نيست. لذا وقتي براي
اولين بار به يك مؤسسه غير از محل كارش مراجعه ميكند به دليل عدم
آشنايي و ندانستن مقررات آن مؤسسه ممكن است دچار اضطراب و نگراني شود و
هر عملي كه انجام دهد اطمينان ندارد كه راه و رسم آن مؤسسه را درست طي
ميكند يا خير. در اينگونه موارد قسمت راهنمايي مراجعين يا بخش مشاوره آن
مؤسسه ميتواند به چنين فردي كمك كند ولي در مراجعات بعدي چنين مشكلي
وجود ندارد و با اطمينان به آن مؤسسه مراجعه ميكند و ممكن است ساير
كارگران مراجعه كننده را هم راهنمايي كند.نقش مددكار اجتماعي كارگاه در
اين زمينه آشنا كردن كاركنان با مؤسساتي است كه ممكن است كاركنان كارگاه
به دلايلي به آن مؤسسات مراجعه كنند از جمله اين مؤسسات ميتوان
بيمارستانهاي تخصصي سازمان تامين اجتماعي را نام برد كه هر كدام از آنها
در چه زمينهاي تخصص دارند و نحوه مراجعه به آنها چگونه است يا در مورد
بانك رفاه كارگران و خدمات مختلفي كه به كارگران ارائه ميدهد و نحوه
استفاده از اين خدمات يا امكانات ورزشي، رفاهي كه براي استفاده كارگران
تهيه شده و نحوه استفاده از آنها و بسياري مؤسسات ديگر كه بر حسب مورد
براي كاركنان كارگاه مطرح ميشود.
بسياري از مشكلاتي كه براي كارگران پيش ميآيد در بين زنان و مردان
كارگر مشترك است ولي زنان كارگر داراي مسائلي هستند كه خاص آنها است مثل
مشكلات بين خانه و محل كار، رابطه با همسر، انجام وظايف خاص خانمها و
برخي مشكلات فرهنگي كه ممكن است براي آنها پيش آيد. در اين مورد، خانمهاي
مددكار اجتماعي ميتوانند در بسياري از موارد آنها را راهنمايي كنند و براي حل
مشكل آنها از طريق شبكه مددكاري اجتماعي اقدام نمايند. البته كمك
مددكار اجتماعي به يك خانم كارگر به صورتي است كه او را قادر ميسازد تا
ضمن حل مشكل فعلي خوددر موارد بعدي بتواند بدون مراجعه به مددكار اجتماعي
كارگاه، خودش مستقلا" مشكلاتش را حل كند.
اكنون كه با برخي از ويژگيهاي مددكار
اجتماعي در كارگاه آشنا شديم، ميتوانيم تعريف آن را ارائه نمائيم:
«مددكاري اجتماعي در كارگاه، مجموعه خدمات حرفهاي است كه از سوي مددكار
اجتماعي شاغل در كارگاه به كاركنان داراي مشكل يا آسيبپذير ارائه ميشود
تا بتوانند مشكلات شخصي، خانوادگي و اجتماعي خودشان را بطور مستقل حل كنند
كه نتيجه آن افزايش بهرهوري در كارگاه است».
مددكار اجتماعي داراي سه روش مستقيم و سه روش غير مستقيم است.
روشهاي مستقيم در مددكاري اجتماعي عبارتند:
1 - مددكاري فردي يا مددكاري اجتماعي كار با فرد،(5)
2 - مددكاري گروهي يا مددكاري اجتماعي كار با گروه (6)
3 - مددكاري جامعهاي يا مددكاري اجتماعي كار با جامعه. (7)
در مددكاري اجتماعي در كارگاه روش فردي براي يك كارگر و خانواده
اوست. روش گروهي براي مسائل گروهي تعدادي از كارگران است و روش جامعهاي
براي كل كارگاه يا بخشي از يك كارخانه است كه به دلايل ساختاري يا
مديريتي دچار مشكلات خاصي براي كارگران شده است و يا بخشي از كارگران كه
دچار مشكل مشترك شدهاند.
روشهاي غير مستقيم شامل مديريت امور رفاهي كارگاه است(8) و همچنين
تحقيق در رفاه اجتماعي كارگاه است(9) كه در مورد مشكلات فردي،
خانوادگي و رفاهي كارگران به پژوهش ميپردازد و نتيجه آن را به مديريت
كارگاه ارائه ميكند. و در نهايت روش اقدام اجتماعي(10) در رابطه با
حقوق كارگران است، مثل همكاري با سنديكاهاي كارگري، كمك به وزارت كار و
امور اجتماعي براي گذراندن قوانين مورد نياز امور رفاهي كارگران.
اقداماتي مثل همكاري با شوراهاي كارگري و تلاش براي بهبود وضع
بهداشت و رفاه داخل كارگاه و يا شهركهاي محل زندگي خانواده كارگران نيز
از جمله موارد مددكاري اجتماعي با روش اقدام اجتماعي است. مددكاري
اجتماعي در كارگاه از تمام روشهاي مددكاري اجتماعي به ويژه روش مددكاري
فردي استفاده ميكند كه در زمينههاي مختلف به مسائل كارگران و خانوادههاي
آنها رسيدگي نمايد. چند مورد از خدمات مددكاري كه توسط مددكاران
اجتماعي در كارخانجات گزارش شده است به صورت زير است:
1- همكاري با سازمان تامين اجتماعي براي پيگيري مسائل مربوط به
كاركنان كارگاه مثل كسب حقوق دوران بستري شدن كاركنان و ديگر اعضاي
خانواده آنها و ساير مواردي كه مربوط به سازمان تامين اجتماعي است.
2- همكاري با مديريت خدمات اجتماعي وزارت كار از جمله امور آموزشي
كاركنان كارگاه و ديگر برنامههاي آن مديريت.
3- همكاري با بيمارستانهاي عمومي و تخصصي كه كاركنان كارگاه در آن
بيمارستانها بستري هستند، به ويژه بيمارستانهاي تامين اجتماعي.
4- همكاري با دادسراها به ويژه در مواردي كه كاركنان كارگاه در آن
دادسرا مسائلشان مطرح ميباشد.
5- همكاري با مهدكودك كارخانه يا ديگر مؤسسات مشابه و كمك در گرفتن فرجه
شير دادن براي مادران كارگر.
6- همكاري با خانواده كاركناني كه داراي بيماريهاي خاص هستند مثل
هموفيلي، تالاسمي و نارسايي كليه (دياليز)، ديابت و مشابه آنها و راهنمايي
آنها براي استفاده از سازمانهاي مسئول و پيگيري امور مربوط به فرزندان
آنها در اين سازمانها.
7- همكاري با خانوادههاي كاركناني كه داراي فرزند معلول يا سالمند
معلول هستند براي راهنمايي آنها به سازمانهاي مسئول مثل سازمان بهزيستي
و پيگيري امور مربوط به آنها در آن سازمانها.
8- حمايت از خانوادههاي بي سرپرست و رسيدگي به اطفال يتيم (بازماندگان
كاركناني كه در حوادث ناشي از كار فوت ميكنند.)
9- همكاري در برنامههاي توانبخشي و حمايت از معلولين، نابينايان،
ناشنوايان، آموزش و حمايت كودكان عقب مانده ذهني مربوط به كاركناني كه
خود يا عضوي از خانوادهشان دچار اينگونه معلوليتها هستند.
10- ارتباط حرفهاي با مؤسسات اصلاح تربيت و حمايت از كودكان و نوجوانان
بزهكار كه احتمالاً از فرزندان كاركنان كارگاه هستند.
11- ارتباط حرفهاي با مؤسسات بازپروري و درمان معتادان به مواد مخدر كه
احتمالا" از كاركنان كارگاه يا فرزندان آنها هستند. 12- ارتباط حرفهاي
با انجمنهاي حمايت از زندانيان و خانواده آنها در مواردي كه احتمالا"
از كاركنان كارگاه يا فرزندان آنها زنداني هستند.
13- ارتباط با بازنشستگان كارخانه و كاركنان سالمند در محل زندگي آنها.
14- ارتباط با باشگاههاي ورزشي كاركنان، اردوگاهها، مراكز فرهنگي، مراكز
گذران اوقات فراغت، سازمانهاي سياحتي - زيارتي و غيره در جهت جذب خدمات
مربوط به آنها براي ارائه به كاركنان و خانوادههاي آنها.
15- آمادگي همكاري در حوادث غير مترقبه مثل زلزله، سيل، آتش سوزي، جنگ و
غيره از جهت كمك در نجات كاركنان و اعضاي خانواده آنها و برنامه ريزي
براي عبور از شرايط خاص بعد از حادثه با كمترين خسارات.
مددكاري اجتماعي در كارگاه شامل زمينههاي وسيعي از خدمات حرفهاي
دررفاه اجتماعي براي پيگيري و حل مشكلات كاركنان كارگاه است ولي هر
مددكار اجتماعي ممكن است در يك يا چند زمينه خاص فعاليت كند و در آن زمينهها
مهارت لازم را كسب كند. مثلا" در يك كارخانه بزرگ كه چند مددكار
اجتماعي مشغول كار هستند اگر تعداد زنان كارگر در آن كارخانه زياد باشد
معمولا" يكي از خانمهاي مددكار اجتماعي بطور تمام وقت براي امور زنان
كارگر خدمت ميكند و مسائلي مثل مرخصيهاي زايمان، فرجه شيردادن، بازنشستگي،
ساعت كار، ايمني و بهداشت كار و ديگر موارد مربوط به زنان كارگر را در رابطه
با سازمانهاي مسئول مثل تامين اجتماعي، بهزيستي و همچنين مديريت كارخانه
پيگيري مينمايد و براي پيشگيري از حوادث و آشنايي با حقوق كارگران زن
برنامههاي آموزشي و ترويجي مناسب براي كارگران زن تهيه و اجرا كند و در
اين رابطه با اداره كل خدمات اجتماعي وزارت كار و امور اجتماعي همكاري مينمايد. مددكار
اجتماعي ويژه زنان كارگر لازم است كه كليه مقررات و قوانين مربوط به
زنان كارگر را بداند تا در مواقع لزوم مورد استفاده قرار دهد.
نكات مهم براي مددكاري اجتماعي در
كارگاه:
براي مددكاري اجتماعي در كارگاه علاوه بر اصول مددكاري اجتماعي كه در اين
مقاله مطرح شد، نكات ديگري هم مطرح ميباشد كه خاص مسئوليتهاي او در
كارگاه است از جمله :
1- آزادي كار:
مددكاري اجتماعي در كارگاه معتقد است كه «كار كالا نيست» و كار اجباري
مغاير با آزادي و ارزش انسان است. منظور از كار اجباري «به كار يا خدماتي
اطلاق ميشود كه با تهديد به مجازات و بدون ميل و رضاي شخصي به وي تحميل
شود»(11) لازم به تذكر است كه اين نكته از مقاوله نامههاي 29، 35 و
36 مصوب سال 1930 و 1933 و مقاوله نامة شماره 105 مصوب سال 1957 سازمان بينالمللي
كار گرفته شده و عمدتاً مربوط به مسائلي است كه در سرزمينهاي مستعمره
وجود داشته است و البته به نوعي به تمام كشورهاي جهان نيز مربوط ميشود.
2- عدمتبعيض دراستخدام و شرايط كار:
مددكار اجتماعي با توجه به اصل «پذيرش مددجو» معتقد است كه در فرايند
استخدام كارگر و در شرايط كار اعم از ساعت كار، ميزان دستمزد، مرخصيها، بهرهمندي
از تامين اجتماعي، چگونگي ارتقاء، شرايط فيزيكي و فرهنگي محيط كار، درباره
گروههاي مختلف كارگري مانند زن و مرد، شهري و روستايي، مسلمان و غير مسلمان،
سالم و معلول، سياه و سفيد، نبايد هيچ گونه تبعيضي وجود داشته باشد. هر
كارگر در شرايط مساوي و كار مساوي با كارگر ديگر بايد از دستمزد و شرايط كاري
برابر بهره مند گردد.
اين نكته از مفاد مقاوله نامه شماره 111 مصوب 1958 و توصيه نامه مكمل آن
گرفته شده است كه در تاريخ 17/2/1343 به تصويب قوه مقننه ايران رسيده
است. در اين مقاوله نامه تبعيض به صورت زير تعريف شده است: «تبعيض
عبارت است از هر گونه تفاوت، محروميت يا تقدم بر پايه نژاد، رنگ پوست،
مذهب، عقيده سياسي يا سابقه مليت آباء و اجدادي و طبقه اجتماعي كه در امر
استخدام و اشتغال برابري احتمال موفقيت و رفتار با كارگر را زائل يا محدود
نمايد. البته تفاوت يا محروميت يا حق تقدمي كه بر پايه صلاحيت حرفهاي
جهت اشتغال به حرفه معيني لازم شناخته شده باشد تبعيض محسوب نخواهد شد.»
(12)
3- آزادي تشكلصنفي (آزاديسنديكايي):
سازمان بينالمللي كار در اولين متن اساسنامه سازمان بيان ميدارد كه «حق
تشكيل انجمن در همه اموري كه با قانون مغايرت نداشته باشد براي مزدبگيران
و كارفرمايان به رسميت شناخته ميشود، اين سازمان در مقاوله نامه شماره
87 مورخ 1948 چنين بيان ميكند كه: كارگران و كارفرمايان حق دارند تا
بدون هرگونه تمايزي، به انتخاب خود و براي پيشبرد منابع خويش تشكيل
سازمان داده و به آن ملحق شوند. اين حق در مقاوله نامه شماره 135 مصوب
1971 كارگران روستايي شاغل در كار كشاورزي اعم از كارگر، اجارهدار و مزرعهدار
را نيز شامل شده است.»(13)
براي حرفه مددكاري اجتماعي در كارگاه اين نكته قابل توجه است كه
كارگران بتوانند از طريق مشاركت در تشكلهاي صنفي از حقوق خودشان دفاع
نمايند. يك نفر كارگر تنها يا تعدادي كارگر كه داراي تشكل صنفي نيستند
همواره احساس ناامني ميكنند و ممكن است بوسيله كارفرما يا ديگر سازمانها
مورد استثمار قرار گيرند. ولي وقتي اين كارگر تنها در يك سنديكاي كارگري
يا در يك تشكل صنفي عضويت داشته باشد همواره احساس امنيت ميكند و در
مواقع لازم براي دفاع از حقوق خودش به سنديكا يا تشكل صنفي خودش مراجعه
ميكند. در جامعه جديد و شهري كه نقش حمايتي خانواده از اعضاي خودش
به حداقل رسيده است، تشكلهاي صنفي جانشين حمايتهاي خانوادگي ميشوند
و از اعضاي خود دفاع ميكنند، به اين دليل و دلايل بسياري كه جاي آن در
اين نوشته نيست، آزادي تشكل صنفي براي كارگران و كارفرمايان از نكات مهم
و مورد حمايت مددكاري اجتماعي در كارگاه است. معمولاً سنديكاهاي كارگري رابطه
بين كارگر، كارفرما و دولت را برقرار ميكنند.
4- بهرهمندي از تامين اجتماعي:
يكي از نكات مهم كه مورد توجه مددكاري اجتماعي در كارگاه ميباشد،
بهرهمندي كاركنان كارگاه از خدمات تامين اجتماعي است. حوادث ناشي از
كار، بيماري، از كار افتادگي و بيكاري ناخواسته از مسائلي هستند كه براي هر
يك از كاركنان در هر كارگاه ممكن است اتفاق بيافتد و مشكلاتي را براي كارگر
و خانواده او ايجاد كند. در اين شرايط اگر به كارگر و خانواده او كمك نشود
ممكن است در فرايند رشد و تعالي او و اعضاي خانوادهاش خلل جبران ناپذيري
ايجاد شود و يا مورد استثمار قرار گيرد و يا از بين برود. پيري و
بازنشستگي دوراني هستند كه در آن دوران كارگر قادر به ادامه كار نيست و
لازم است زندگي او مورد حمايت قرار گيرد. وضعيت زندگي اعضاي خانواده و
بازماندگان بعد از مرگ كارگر نيز از نكات مهم و مورد توجه مددكاري اجتماعي
در كارگاه است. بهرهمندي كاركنان كارگاه از خدمات تامين اجتماعي ميتواند
در همه اين موارد، شرايط قابل قبولي را براي كارگر و خانواده او فراهم
نمايد تا ضمن پيشگيري از عوارض منفي، امكاناتي را براي ايجاد تعادل مجدد در
خانواده كاركنان مورد نظر فراهم نمايد. در جامعه سنتي كه نهاد خانواده
داراي كاركردهاي حمايتي براي اعضاي خانواده بود در شرايطي كه يكي از
اعضاي خانواده دچار مشكل ميشد و نيازمند خدمات حمايتي بود بسياري از اين
خدمات توسط نهاد خانواده به عضو حادثه ديده ارائه ميشد ولي در جامعه
شهري و صنعتي كه نقشهاي خانواده تعديل شده است، سازمان تامين اجتماعي
با وظايف گوناگون و امكانات وسيع براي ارائه خدمت به كارگران تحت پوشش
ايجاد شده است. مددكار اجتماعي كارگاه تمام امكانات خود را به كار ميگيرد
تا كليه كاركنان شاغل در كارگاه تحت پوشش خدمات تامين اجتماعي قرار گيرند
و پس از آن وظيفه مددكاري اجتماعي كارگاه ارائه اطلاعات و كمك به
افزايش ميزان آگاهي كاركنان كارگاه در مورد مقررات تامين اجتماعي و چگونگي
استفاده از خدمات آن در مواقع ضروري است. تحقيقات نشان داده است كه
اكثريت كارگران و كارفرمايان در كشور ما اطلاعات مناسبي از مقررات سازمان
تامين اجتماعي ندارند. (14) در شرايط معمولي يك كارگر كه تحت پوشش
سازمان تامين اجتماعي است، در مورد بسياري از خدمات تامين اجتماعي در مورد
بيماري، حوادث، بيمارستانهاي تخصصي، بيمه بيكاري، مستمري، مراقبتهاي ويژه،
كمك هزينه بيماري، مستمريهاي مربوط به حوادث ناشي از كار و بيماريهاي
شغلي و غيره، اطلاعات لازم را ندارد. وظيفه مددكاري اجتماعي در كارگاه است
كه نسبت به قوانين، مقررات و آئيننامههاي سازمان تامين اجتماعي تسلط
كافي داشته باشد تا در شرايط خاص همانند يك مشاور، اطلاعات لازم را در
اختيار كارگران قرار دهد. البته در هر يك از بيمارستانهاي تخصصي و شعب
مختلف سازمان تامين اجتماعي ايران تعدادي مددكار اجتماعي با عنوان مددكار
يا مشاور مشغول ارائه اينگونه خدمات به مراجعين هستند كه مددكاران اجتماعي
شاغل در كارخانجات و كارگاهها هم ميتوانند در موارد لزوم با اين افراد مشورت
نمايند.
5- شرايط كار:
مسائلي چون حداقل مزد كاركنان،ساعات كار، تعطيلات و مرخصيها، بهداشت
و ايمني در محيط كار... از نكات مهم مربوط به شرايط كار هستند كه مورد
توجه مددكار اجتماعي در كارگاه ميباشد. مددكار اجتماعي در كارگاه بايد
آخرين اطلاعات در مورد قوانين و مقررات مربوط به حداقل مزد، ساعات كار و ديگر
نكات مهم مربوط به شرايط كاركنان را مطلع باشد تا در صورت لزوم بتواند با
استناد به اين قوانين، اطلاعات لازم را در اختيار كاركنان كارگاه قرار دهد.
6- حداقل سن كار و شرايط كار زنان:
ممنوعيت كار كودكان و عدم اشتغال نوجوانان در كارهاي سخت و ساعات شب، منع
تبعيض در استخدام و اشتغال زنان، توجه به مشكلات كار در شب براي زنان
كارگر، استفاده از مرخصي زايمان و فرجه شير دادن به نوزاد و موارد مشابه آن
از نكات مهمي است كه مورد توجه مددكار اجتماعي در كارگاه ميباشد.
پانوشتها:
1 – قندي، محسن، مددكار اجتماعي، انتشارات عطايي. 1347، تهران، ص 12.
2 – پرلمن، هـ. .هلن، مددكاري اجتماعي، ترجمه منتخب، شركت سهام كتابهاي جيبي،
1353، تهران، ص 53.
3 – Stresses.
4 – Introduction to a Social Worker, N.I.S.W. London. 1967.
5 – Case Work.
6 – Group Work.
7 – Community Work.
8 – Public Welfare administration.
9 – Social Welfare research.
10 – Social action.
11 – اعلاميه فيلادلفيا و مقدمه اساسنامه سازمان بينالمللي كار (I.L.O)، به نقل از سيد مرتضي
واسعي زاده.
12 – عراقي، عزت اله، حقوق بين المللي كار. ص 22، به نقل از واسعي زاده.
13 – همان منبع، ص 44.
14 – براي مطالعه بيشتر در اين زمينه، رجوع كنيد به گزارش تحقيق، ميزان اطلاع
كارگران و كارفرمايان از مقررات تامين اجتماعي، موسسه عالي پژوهش تامين اجتماعي،
1374.