مهارتهاي اجتماعي
مقدمه:
مهارتهاي اجتماعي
اين كتاب چاپ مجدد و اصلاح شده كتابي است كه اول بار در سال 1980 انتشار يافت. در اين كتاب مطالب اصلي با واقعيتهاي روز منطبق شده و براي بالا بردن كاربرد عملي آن توسط گروهي كه مسئوليت اجتماعي كردن كودكان و نوجوانان بهنجار و نابهنجار را بر عهده دارند.
در اين كتاب، ضمن بحث از آن دسته رفتارهاي اجتماعي كه عموماً مهارتهاي مناسب آموزش به شمار مي آيند، آنچه كه مورد تأكيد قرار گرفته تشكيل رفتارهاي جامعه پسند سازشي و جديد است نه از بين رفتارهاي مشكل ساز يا ايجاد نظام هاي انگيزشي براي افزايش عملكرد رفتارهايي كه پيش از اين تجربه كودك وجود داشته است. امتياز عمده ي نگرش رشد مهارتهاي اجتماعي در درمان كودكان مسأله دار ديدگاه اساساً مثبت آن است كه مي گويد مي توان با آموزش مهارتهاي لازم به كودكان رفتار آنها را دگرگون و به رفتارهاي قابل قبول تري مبدل ساخت.
گاه در مراكز درماني، در زمينه آموزش مهارتهاي اجتماعي به كودكان، براي جلوگيري از اختلال رواني، ممكن است فردي را مورد مطالعه قرار دهند. شواهد نشان مي دهد بسياري از بزرگسالاني كه دچار عوارض رواني - خاصه تشويق، افسردگي هاي واكنشي و اختلالات شخصيت- هستند از نظر اجتماعي نيز بي كفايت به نظر مي رسند.
آگاهي از نياز به آموزش مهارتهاي اجتماعي غالباً از طريق بررسي ارتباط ميان رفتار اجتماعي و پيشرفت تحصيلي عايد مي شود.
به نظر متخصصان اين آموزش همواره، حتي زماني كه معلم قصد انجام آن را ندارد، به شكل «برنامه درس پنهان» انجام مي گيرد. معلم، همچون پدر يا مادر، بر زندگي كودك تسلط دارد و به همين دليل الگويي براي رفتارهاي اجتماعي به شمار مي آيد. او خواسته يا ناخواسته از راه فرآيند تقويت به رفتارهاي اجتماعي كودك نيز شكل مي دهد. مطالعه طرز برخورد و رفتار معلم نشان مي دهد كه رفتارهاي اجتماعي شاگرد تا چه اندازه در روابط متقابل معلم و شاگرد تأثير مي گذارد.
دانش آموزاني كه رفتارهاي اجتماعي مثبت دارند عموماً توجه معلم را بيشتر جلب خود مي كنند و ميزان توفيق تحصيلي آنها بيشتر است. در بررسي هاي كاب و همكارانش به مهارتهاي اجتماعي خاصي به نام «مهارتهاي بقا» اشاره شده است كه توسط آن ميزان پيشرفت در زمينه هاي مختلف تحصيلي قابل پيش بيني است. به نظر آنها به كمك آموزش مهارتهاي بقا مي توان ميزان پيشرفت تحصيلي را بالا برد.
از آنجا كه بهبود پيشرفت تحصيلي در برخي جمعيتها به بهسازي مهارتهاي اجتماعي، و به عكس، منجر مي شود در مركز پژوهشي، بررسي اين مسأله اختلاف نظر وجود دارد كه فعاليتهاي تحصيلي يا رفتارهاي اجتماعي كدام يك مؤثرترين هدف در تلاش براي تغيير رفتار كلاسي محسوب مي شود.
گويي ميان برنامه درسي اصلاح شده، تقويت فعاليتهاي تحصيلي و رشد رفتارهاي اجتماعي مربوط به آن نوعي رابطه است. رفتار اجتماعي و رفتار تحصيلي آن چنان به هم پيوسته اند كه تقويت فعاليتهاي تحصيلي را ممكن مي سازند.
انتخاب مهارتهاي اجتماعي
مهارتهاي اجتماعي كدامند؟
تعريف اوليه از مهارتهاي اجتماعي چنين است: «توانايي هاي پيچيده اي براي ظاهر ساختن رفتارهايي كه به طور مثبت يا منفي تقويت مي شوند، و ظاهر نساختن رفتارهايي كه توسط ديگران مورد تنبيه يا خاموشي قرار مي گيرند». تعريف ديگري بارها نقل شده اين است كه: «توانايي ايجاد ارتباط متقابل با ديگران در زمينه اجتماعي خاص، به طرقي خاص كه در عرف جامعه قابل قبول يا ارزشمند باشد و در عين حال براي شخص سودمند افتد، بهره اي دو جانبه داشته باشد يا نخست براي ديگران نافع باشد».
به طور كلي، مهارتهاي اجتماعي به رفتارهاي آموخته شده و مقبول جامعه اطلاق مي شود، رفتارهايي كه شخص مي تواند با ديگران به نحوي ارتباط متقابل برقرار كند كه به بروز پاسخهاي مثبت و پرهيز از پاسخهاي شخص انجامد. يكي از دانشمندان به اين نكته اشاره دارد كه مهارتهاي اجتماعي نه تنها امكان شروع و تداوم روابط متقابل و مثبت را با ديگران فراهم مي آورد بلكه توانايي نيل به اهداف ارتباط با ديگران را نيز در شخص ايجاد مي كند. «هراندازه انسان در ارتباط با ديگران بيشتر و همه جانبه تر بتواند به هدفهاي خويش برسد، ما او را در زمينه هاي اجتماعي ماهر تر مي دانيم».
معيارهاي اجتماعي در انتخاب مهارت
در انتخاب مهارتها براي يك كودك به خصوص يا چند كودك علاوه بر رشد آنها بايد به خواص ديگر نيز توجه داشت.
در بخش هاي مختلف حتي در خانواده هاي مختلف و نيز در مقاطع گوناگون زماني درباره ي نحوه ي رفتار كودكان اختلاف نظر به چشم مي خورد. بر خلاف ميل گذشته كه كودك بايد در سكوت خاص بنشيند و توجه كند امروزه كودكان در قاطعيت خاص حرف مي زنند و با صداي بلند سخن مي كنند و با نگاه، تداوم سخن و نحوه ي طرح خواسته ها را مي آموزند.
ديدگاههاي همسـالان كودك منبع اطلاعاتي مناسبي براي اطلاع از مهارتهاي اجتماعي ؟؟ محسوب مي شود. روابط همسالان در زندگي كودك اهميت فوق العاده دارد و به آموزش اجتماعي كودك مربوط مي شود. مهارتهاي اجتماعي در پذيرش كودك ؟؟ همسالان او بسيار مؤثر است.
گاه ميان برداشت بزرگسالان از مهارتهاي اجتماعي مورد نياز كودكان تفاوتهاي بسيار به چشم مي خورد و مهارتها بر حسب موقعيت متفاوت به نظر مي رسند. مثلاً معلمان در كلاس درس، آن دسته از رفتار اجتماعي را كه به آموزش مهارتهاي تحصيلي كمك مي كنند ارزشمند مي دانند. در يك تحقيق، عده اي از معلمان مهارتهايي را كه به نظم، تعاون در رفتار، پذيرش نتايج منطقي، پيروي از ضوابط و رهنمودها، پرهيز از ستيزه جويي و رفتار خودياري پايه مربوط مي شود مهارتهاي مهمتر دانسته اند. براي مهارتهايي نظير برقراري تماس اوليه با ديگران ارزش نسبتاً كمتري قايل بوده اند. منتقدان كاربرد روشهاي تعديل رفتار بر اين باورند كه از شيوه ها بر ميزان زيادي استفاده مي شود تا كودك الگو، يعني كودكي كه ساكت، مطيع و سر به راه و رفتارهايش كنترل شده است، به وجود آيد، كودكي كه تمام ساعات را به صندلي خود مي چسبد، مدام به معلم يا كتاب يا دفتر تمرين خود، چشم مي دوزد، با ساير كودكان صحبت يا به آنها نگاه نمي كند، حرف نمي زند و ... اين كودك در تحصيل موفق است.
انتخاب رفتار شناختي و روابط عاطفي
از آن جا كه در حال حاضر فرايندهاي شناختي و عاطفي در تعيين عملكرد اجتماعي نقش بسيار پراهميتي دارند، اين دو فرآيند را در رشد و به كارگيري مهارتهاي اجتماعي دو عنصر ضروري مي شناسند. ولي در حال حاضر پيوستگي اين فرآيند كاملاً شناخته شده است.
به اعتقاد عده اي، بروز عواطف منبعث از فرآيندهاي شناختي است. و به عقيده ي برخي ديگر، عكس العملهاي عاطفي مستقل عمل مي كنند و مبناي شناختي ندارند.
پرورش مهارتهاي اجتماعي شناختي و عاطفي به رفتار صرفاً اجتماعي و مشهود مربوط نمي شوند بلكه با فرآيندهاي دروني ارتباط دارند و غالب برنامه هاي آموزشي در زمينه اين دو بعد داراي عناصري شناختي و عاطفي هستند. كودكاني كه اغلب نيازمند چنين آموزشي به نظر مي رسند خويشتن دار نيستند، تحرك پذير و پرخاشگرنده نسبت به خود ارزيابي منفي دارند و ارتباط آني با همسالان اندك است.
مهارتهاي اجتماعي مربوط به شناخت
آموزش شيوه هاي تغيير شناخت در كنترل عواطف و رفتار مؤثر است. بسياري از برنامه هاي آموزشي كه ذكر آنها گذشت نيز روش هايي را براي آموزش مهارتهاي جهت دار به مدد شناخت ارائه مي دهند. برخي از مهارتهاي اجتماعي به شمار مي آيند عبارتند از:
ادراك اجتماعي، حل مسأله، خودآموزي، بازسازي شناختي و خودآزمايي.
خلاصه
قبل از شروع آموزش مهارتهاي اجتماعي، بايد اين امر روشن شود كه چه مهارتهايي براي آموزش به كودكان حايز اهميت است. در تعيين اين مهارتها بايد چند نكته را مشخص كرد.
از جمله مرحله رشد كودك كه در سرعت بخشيدن يا به تأخير انداختن آموزش و كسب مهارت مؤثر است، بافت فرهنگي و موقعيتي، و نيز ديدگاههاي كساني كه در محيط پيرامون كودك هستند، و اين احتمال كه مهارتهاي اجتماعي آموخته شده، بعد از پايان آموزش مورد احترام و تشويق ديگران قرار مي گيرند.
انتخاب مهارتهاي اجتماعي مناسب آموزش را مي توان بر اساس فهرست هايي از رفتار اجتماعي كه بسياري از آنها در برنامه هاي آموزش مهارتهاي اجتماعي منظور مي شوند قرار داد.
اين فهرستها اغلب شامل تلفيقي از مهارتهاي رفتاري، عاطفي و شناختي مناسب براي آموزش هستند.
انتخاب مهارت را مي توان بر مبناي ارزيابي هر يك از نارساييهاي مهارتهاي اجتماعي نيز در نظر گرفت. درمانگر يا معلم مي تواند، از طريق ارائه اهداف مثبت و تبديل آنها به اجزاي خاص به كمك فرآيند تجزيه، مشكلات رفتاري كودك را به موقعيتهاي آموزشي مناسب براي آموزش مهارتهاي اجتماعي تبديل كند.
فرآيند آموزش
بعد از مشخص شدن مهارتهاي اجتماعي مناسب آموزش، و شناسايي توان كودك در اجراي آن مهارتها از طريق ارزيابي كارورز براي آموزش رفتارهايي كه در پيشينه كودك وجود ندارد يا كودك در انجام آنها ضعيف است آماده مي شود. يادگيري ابتدا با مشاهده ي تقليد و بازخورد از محيط پيرامون كودك صورت مي گيرد؛ كودكان مهارتهاي اجتماعي را بيشتر به طريقي كه مفاهيم علمي را مي آموزند ياد مي گيرند. مراحل تدريس نخست شامل ارائه انگيزه؛ دوم دريافت واكنش براي آن انگيزه؛ و سوم اظهار نظر درباره ي صحت آن واكنش و به دنبال آن پالايش بيشتر پاسخها و به كاربندي پاسخهاي درست خواهد بود. در آموزش بيشتر مهارتهاي اجتماعي مرحله اول را نمايش توضيح كلاس يك تصوير يا نمودار، يا هر انگيزه اي از ميان انگيزه هاي متعدد رفتار تشكيل مي دهد. واكنش مطلوب كودك عبارت از تلاش او در ايجاد مجدد انگيزه به كمك تقليد است. بازخورد پاسخها اشكال مختلف دارد ولي در وهله اول بايد اطلاعاتي را ارائه دهد. در مراحل بعد ضروري است كه فرصتهايي براي تقليد بيشتر، بازخورد بيشتر و تمرين و تجربه كافي فراهم آيد.
فرآيند آموزش و روشهاي مهم تدريس مهارتهاي اجتماعي مطرح مي شود.
ارائه آموزش
آماده سازي زيربنا
در مراحل اوليه آموزش، شناساندن هدف يا زيربناي مهارتها به كودك ضروري به نظر مي رسد. به خصوص در مواردي كه كودك يا افراد مورد نظر نوعاً در محيط خود به ارزش رفتار تحت آموزش پي نبرده باشند. يك هدف از ارهئه هر مهارت اجتماعي نشان دادن سودمندي و مزاياي بالقوه آن است نه صرفاً ارائه آن در حكم مهارتي كه انجام آن از شخص انتظار مي رود. كودكاني كه نقص مهارتي دارند غالباً بر واكنشهاي نامناسب خود اسرار مي ورزند زيرا از درك اين كه چنين رفتارهايي پيامدهاي ناگوار دارد عاجزند يا نمي توانند رفتارهايي را كه نتايج مطلوب تري به بار مي آورند بشناسند و به اجرا درآورند. بنابراين در اين مورد، مبناي آموزش بايد بر شناسايي رفتار مبتني بر پيامدهاي بالقوه و سودمند آن به كودك باشد. براي نيل به چنين هدفي مي توان از داستان و فيلم بهره جست. براي مثال، كودك با خواندن يا شنيدن يك داستان با اين واقيعت آشنا مي شود كه در دوست يابي مي توان به مدد همياري رقابت را دلپذير ساخت. آن روشهاي آموزش كه براي افزايش شناخت پيامدهاي رفتار و ارزش رفتارهاي اجتماعي مناسب تدوين يافته است.
ارائه الگو
نمونه هايي از نمونه ي اجراي رفتار مركب را بايد در اين مرحله از آموزش به يادگيرنده نشان داد. يك راه ارائه الگوي رفتار است. عوامل مهمي كه لازم است در ارائه الگو در نظر گرفته شوند عبارتند از:
1-ويژگي هاي الگو؟
2-توجه به الگو؟
3-شناسايي واكنشهاي خاص الگو؟
4-حالت ارائه؟
تجربه نشان مي دهد كه ويژگي هاي مدل مي تواند تمايل مشاهده گر را به تقليد رفتار مورد نظر بالا ببرد يا از آن بكاهد. اگر مشاهده گر احساس كند الگوي انتخاب شده فردي با اهميت و موفق است و مي تواند با وي ارتباط برقرار كند، ارزش الگوسازي بيشتر مي شود. جاي ترديد نيست كه اگر مشاهده گر بخواهد موقعيتها را با حداكثر كارايي الگو برداري كند بايد كاملاً دقت داشته باشد و ميزان دقت گاه به نقش ويژگي هاي الگو و تقويت كيفيت ارائه بستگي دارد. از طريق «برپا كردن صحنه» به شكل اهميت دادن به رفتار اجتماعي خاص و ايجاد تقويت كننده ها يا بالا بردن احتمال وقوع رفتار نيز مي توان ميزان دقت را افزايش داد.
علاوه بر عوامل فوق، شيوه ي ارائه الگوسازي نيز به سهولت يادگيري كمك مي كند. يكي از دانشمندان با ارائه رهنمودهايي در مورد «نمايش الگوسازي» معتقدند رفتارها بايد:
الف- به شيوه اي روشن و دقيق ارائه شود،
ب- به ترتيب از ساده ترين تا مشكل ترين رفتار قرار گيرد،
ج- با تكرار زياد همراه باشد تا به يادگيري كامل انجامد،
هـ - از چند الگوي متفاوت، و نه يك الگو، استفاده شود.
روشهاي شناختي و عاطفي
بعد ديگر آموزش مهارتهاي اجتماعي به تفكر دروني و حالات عاطفي مربوط مي شود. چنين به نظر مي رسد كه فرآيندهاي واسطه اي (تفكر)، كه ميان بروز رويدادهاي محيط (محركها) و واكنشهاي شخصي در برابر اين حوادث قرار دارند، رفتارها را هدايت مي كنند. از اين رو با آموزش مهارتهاي اجتماعي تا حد زيادي از طريق نحوه درك موقعيت اجتماعي شكل مي گيرد.
احساسات و افكار با يكديگر ارتباط دارند و نمي توان آنها را به راحتي تفكيك كرد. هدف از آموزش مهارتهاي اجتماعي به كودك آن است كه افكار و احساسات او را به او بشناسانيم و آن شيوه هايي را كه به سهولت ارتباط متقابل اجتماعي كمك مي كند اعمال كنيم.
همدلي
طريق ديگر آموزش ادارك اجتماعي، آموزش ابعاد عواطف و نيز آشنايي با اين مسأله است كه چگونه مي توان از درك عواطف در تفسير رفتار انسان استفاده كرد. همدلي را ادامه مهارت ايفاي نقش مي دانند. در اين جا تأكيد بر رفتار عاطفي است؛ يعني حدي كه نظاره گر ميتواند احساسات ديگري را بشناسد و درك كند، از ديگري تجسم ذهني داشته باشد و از حال وضع او به طور عاطفي متأثر شود. همدلي معمولاً عبارت است از پاسخ شخص به عواطف شخص ديگر. مثلاً كودكي كه دوست خود را ناراحت مي بيند او هم اندوهگين مي شود و از خود همدلي نشان داده است.
در عين حال، پاسخ ممكن است به ميزان تشخيص احساس ديگران يا تجربه احساس مشابه ديگران بستگي داشته باشد. هر چند هر دو فرآيند به عواطف مربوط مي شوند ولي جنبه شناختي فرآيند اول بيش از جنبه عاطفي آن است. بنابراين مهارت ابراز پاسخ عاطفي به اين مهم وابسته است كه شخص بتواند عواطف يا احساسات خود و ديگران را تشخيص دهد.
رفتار عاطفي
مؤثرترين برنامه هاي آموزشي از آن جا آغاز مي شود كه به كودك بياموزيم، به كمك انواع شاخصهاي مشهود؛ يعني حالات چهره، زبان جسم، آهنگ صدا و محتواي كلامي، عواطف ديگران را تشخيص دهد و طبقه بندي كند.
شيوه هايي كه در مراحل اوليه براي آموزش تشخيص احساس به كودكان مناسب است عبارتند از:
نشان دادن عواطف به صورتهاي مختلف به آنها كه هر عاطفه را نامگذاري كنند و به نمايش درآورند. نمونه هاي مورد نظر شامل فعاليتهاي زيرند:
1-عكس هايي كه از چهره هاي مختلف كتاب يا مجله انتخاب شده و به كودك نشان دهيد.
2-از يك الگوي بزرگسال بخواهيد هيجانهاي مختلف را با چهره نشان دهد و كودكان نام هر هيجان را بگويند.
3-از كودكان بخواهيد كارتهايي بكشند، نام هيجانها را روي آنها بنويسند، هيجانها را به شكل نمايش براي هم اجرا كنند يا در بازي حدس بزن تشخيص دهند.
در روش مشابه ديگر، كودك مي تواند با حالات چهره، زبان جسم، آهنگ صدا يا واژه هيجانهاي مختلف را نمايش دهد.
پاسخگويي عاطفي، يعني توانايي شناخت و شراكت در تجربه هاي عاطفي ديگران، بر پايه درك شخصي از عواطف خود استوار است. كودك علاوه بر ديدن آموزش هاي مختلف بايد فرصتي براي يادگيري نحوه ي پاسخ به احساسات ديگران را نيز داشته باشد. هدف نهايي از آموزش درك احساسات خود و ديگران آن است كه كودك بتواند با شيوه هاي سازنده احساسهاي خود را هنگام ارتباط با ديگران ابراز دارد. مسأله اخير نيازمند ارتباط سه جانبه اي ميان عاطفه، شناخت و فعاليتهاي حركتي است.
گاه كارورزي در فرآيندهاي ارتباط همدلي؛ و ايفاي نقش در افزايش درك اجتماعي كودك مؤثر است.
هر چند چنين به نظر مي رسد كه در متون علمي؛ ادراك اجتماعي و مهارت اجتماعي معادل هم شناخته شده اند ولي به نظر مي رسد ادراك اجتماعي مقدم بر مهارت اجتماعي است.
بنابراين، به مربي هاي مهارتهاي اجتماعي توصيه مي شود كه آموزش درك نشانه هاي محيطي را با آموزش مبتني بر تظاهر رفتاري مهارتهاي اجتماعي خاص تلفيق كند.
روش هاي شناختي
روشهاي شناختي آموزش مهارتهاي اجتماعي، در كمك به كودك براي كسب الگوهاي فكري مؤثر در صلاحيت اجتماعي متمركز مي شوند. هر چند الگوهاي موجود متنوعند ولي مي توان آنها را مطابق دو هدف اصلي دسته بندي كرد:
تغيير تغييراتي كه كودك پيش خود دارد؛ با رشد مهارتهاي شناختي حل مسأله. عنصر متداول همه الگوها همان موضوع نظري است كه مي گويد شناخت، نقش عمده اي در هدايت رفتار دارد، در نتيجه رفتار ناسازگار ممكن است نشانه تفكر نادرست باشد.
خلاصه
بسياري از روش هايي كه در آموزش مفاهيم تحصيلي به كار مي روند براي آموزش مهارتهاي اجتماعي نيز مناسبند؛ يعني الگو به كودك براي تقليد، دريافت پاسخ تقليدي، بازخورد براي درك صحت پاسخ و ايجاد فرصتهايي براي تمرين افكار و احساسات نيز با آموزش مهارتهاي اجتماعي در ارتباط است. براي آموزش مهارتهاي ادراك اجتماعي و رفتار عاطفي و شناختي روشهاي مختلفي عرضه شده است. در شيوه هايي كه در آموزش مهارتهاي اجتماعي مربوط به عواطف به كار مي رود، كودك را با نحوه ي شناخت و نام گذاري احساسات خود و ديگران و راههاي جامعه پسند بيان عواطف آشنا مي كند.
زيرا حالت توأم با آرامش در كاهش تنش، اضطراب و خشم مؤثر است. استفاده از انواع شناختها در آموزش مهارتهاي اجتماعي، بر تلاش براي ايجاد سبكهاي فكري مؤثر در جهت بخش به رفتارهاي اجتماعي تأكيد دارد. يك زمينه تأكيد، از ميان برداشتن الگوهاي فكري غيرمنطقي، متناقضي يا غلط، و جايگزين كردن الگوهاي منطقي و سازنده است. تأكيد دوم، رشد الگوهاي فكري سازمان يافته براي استفاده دو شرايط خاص يا براي رفتارهاي خاصي است، يعني آنچه ؟؟؟ تأكيد بر آموزش از طريق اعمال فشار و آموزش مبتني بر پاسخها و نتايج موجود مؤثرند.
هر چند الگوهاي شناختي با هم تفاوت دارند ولي همه آنها در زبان، برخي مهارتهاي پيش نياز فرد فراگير، و آموزش فشرده و دراز مدت وجه اشتراك دارند.
تربيت معلم در برنامه كلاسي «بيان فكر»
بيان فكر برنامه اي است براي رشد مهارتهاي شناختي و اجتماعي حل مسأله در كودكان دبستاني. تحقيقات نشان داده است كه پسران در سن ده سالگي پرخاشگر بوده اند و علي رغم هوش كافي كلامي، نمي توانستند مهارتهاي كلامي خود را براي تفكر درباره ي مسائل پيچيده به كار ببرند. و به علاوه، تاكنون توانايي فكركردن درباره ي انواع راه حلها براي هر مسأله با معيارهاي خلاقيت ارتباط داشته است.
و در بحث هاي حل موفقيت آميز مسأله از اهميتي ويژه برخوردار بوده است. توفيق و ناكامي ما در تجربه با پسران پرخاشگر ما را بر آن داشت كه ارزش بالقوه گسترش اين برنامه را در كلاس عادي بررسي كنيم.
براي رسيدن به بهترين نتيجه مي بايست كودكان كاربرد مهارت «بيان فكر» را با شرايط زندگي واقعي در كلاس تجربه مي كردند. اقدامات اوليه براي فهرست كردن همكاري معلمان كلاس انجام شد.
آنها مايل بودند برنامه كلاس مرجع را به طور كامل اجرا كنند ولي شيوه ي كار را نمي دانستند. به عبارت ديگر، اگر مي خواستيم معلمان مهارتهاي حل مسأله را در كودكان تقويت كنند لازم بود يك دوره ي كارورزي ببينند. علاوه بر آن، تنظيم يك برنامه در كلاس امر آموزش با تعداد بيشتري از كودكان را ميسر مي ساخت، كودكاني كه شايد اغلب در مرز نارسايي و بهنجاري قرار داشتند و نيازمند اندكي كمك بودند.
نوع فعاليت و تركيب همسالان
Ø شركت:
وارد بازي شويد.
بازي را شروع كنيد.
به بازي يا فعاليت توجه كنيد.
از نيروي خود به بهترين وجه استفاده كنيد.
Ø همكاري:
نوبت را رعايت كنيد.
در بازي يا وسايل بازي شريك شويد.
اگر در بازي با مشكلي روبرو شديد آن را مطرح كنيد.
Ø ارتباط:
يك مخاطب براي صحبت انتخاب كنيد.
درباره ي بازي يا خودتان حرف بزنيد.
درباره ي بازي يك سؤال طرح كنيد.
به او و طريقه سخن گفتن او توجه كنيد.
روشهاي آموزش همكاري
براي ايجاد همكاري به شكلي نظام يافته در رفتار دانش آموزان شيوه هاي متعددي وجود دارد كه در شكل رسمي آنها (طرح ريزي مجدد يك برنامه كامل آموزشي در مقابل ابداع يك فعاليت مجدد) و تشابه آنها با نمونه هاي سازمان و فعاليتهاي كلاس تفاوتهايي به چشم مي خورد. روشهايي نه چندان رسمي و فشرده نيز براي طرح فعاليتهايي در كلاس كه به رشد حس همكاري كمك كند ارائه شده است. دو نمونه از اين نوع روشها يكي كاربرد بازيهاي آموزنده و ديگري استفاده از كتابهاي كودكان در زمينه همكاري است كه با انتخاب آنها معلمان مي توانند فعاليتهايي را براي پرورش حس همكاري در برنامه روزانه بگنجانند. امتياز اين گونه روشها سادگي آنهاست كه به شكل محدود با حداقل آموزش و تهيه مقدمات و بدون تغيير ساختار موجود كلاس اجرا مي شود.
توضيحات كلي
هر چند تمامي روشهاي ياد شده از بعد همكاري گروهي وجه اشتراك دارند ولي تفاوتهاي عمده اي ميان آنها وجود دارد كه عبارتند از:
حدودي كه حس رقابت نيز به كار گرفته مي شود، و گسترده اي كه معلم بر فرآيندهاي واقعي گروهي نظارت مي كند، و شيوه هايي كه نتايج كار گروه اندازه گير مي شود. در پژوهشهاي جديدتر به دو مورد توجه بيشتري شده است:
تشريح ماهيت دقيق ارتباط متقابل اجتماعي ميان گروههاي كوچك و پاسخ به برخي سؤالات كليدي بر جاي مانده درباره ي اين كه آيا برابر دانستن نتايج كار گروهي و يادگيري فردي درست است يا نه و نيز پاسخ به پرسشهاي درباره ي اثرات تقسيم مسئوليت روي مسؤوليت و يادگيري فردي.
خلاصه
تحقيق اين فصل حمايت از اين مفهوم بود كه جلوگيري از پرخاشگري كافي نيست. كودكان بايد براي مقابله با موقعيتهاي آميخته با تعارض و فشار كه به طور قطع در محيط هاي اجتماعي بروز مي كنند تجربه هاي خاصي بيندوزند. هر چند نهايت مطلوب آن است كه كودكان بتوانند دلايل انواع رفتارهاي اجتماعي را بيان كنند، در عين حال، نمايش آن نوع رفتارها را مي توان به آنها حتي در سنيني آموزش داد كه محدود بودن مهارتهاي كلاسي امكان بهره گيري از قدرت بيان را به آنها نمي دهد. بنابراين نيازي نيست قبل از آموزش شيوه ي عذرخواهي از فرد يا مشاركت با افراد را بيان كند. بهتر است فعاليتهايي كه مستقيماً بيانگر رفتارهاي اجتماعي قابل عرضه هستند به كودكان، در هر سني، آموزش داده شود. مانند: نوازش يك كودك و تشويق كودك ديگر.
پرورش مهارتهاي اجتماعي نوجوانان
از طريق آموزش نظم يافته
اولين توضيح درباره ي ماهيت نوجوانان است كه معمولاً به چه ؟؟ شناسايي و طبقه بندي مي شوند، و تاكنون در مورد درمان و ترميم مهارتهاي آنان چه تلاشهايي صورت گرفته است.
نوجواناني كه نقص مهارتهاي اجتماعي دارند
در تدوين نظامهاي طبقه بندي براي توصيف كودكان و نوجواناني كه اختلال رفتاري دارند تلاشهاي زيادي شده است.
عده اي از نوجوانان اختلال رفتاري دارند، به طور همزمان، انواع مختلف اطلاعات را جمع آوري كنند. در اين زمينه، كواي، پيترسن و همكاران، در درجه بنديهاي رفتار مشهود كه توسط معلمان، والدين، كاركنان و كارورزان مراكز تأديب به كار مي آيد استفاده كرده اند.
روان درماني فردي
گاه با توجه به تناسب روشهاي درماني ديگر براي نوجوانان آسيب رسان به خود و ديگران موضعي كاملاً متمايز و قابل مقايسه اتخاذ مي شود.
تجويز يا عدم تجويز درماني خاص، به نوجوانان مورد نظر بستگي دارد. مثلاً، تجربه نشان مي دهد در مورد نوجواناني كه اضطراب شديد دارند؛ نوجواناني كه به انزواطلبي اجتماعي دچارند؛ نوجواناني كه در وخيمترين حالت تنها دچار روان بيماري متوسطي مي شوند؛ و نوجواناني كه ويژگي هاي به قول آدامز «قابل قبول» از خود نشان مي دهند؛ روان درماني فردي مؤثر است. اين نوع درمان در مورد نوجواناني كه دچار روان بيماري شديدترند يا اضطراب خفيف دارند يا به قول آدامز داراي ويژگي هاي «غير قابل قبول» هستند چندان مؤثر نيست. بنابراين، بار ديگر شاهد هستيم كه تجويز يا عدم تجويز يك درمان خاص به نوجوانان مورد نظر بستگي دارد.
خلاصه
مجموعه درمان هاي تجويزي فوق شكل بسيار مختصر انواع مداخله است كه اخيراً براي نوجوانان مورد استفاده قرار مي گيرد.
نگهداري در مراكز، تحت مراقبت قرار گرفتن روان درماني فردي و گروهي، روشهاي گروهي ديگر، و تلاشهايي كه در زمينه تعديل رفتار صورت مي گيرد، همه به يك نتيجه منتهي مي شوند كه بعد از مرور منابع تحقيقي پيرامون وضع نوجوانان «به ويژه نوجوانان پرخاشگر» اصولاً نتيجه گرفته اند كه هيچ روش مؤثر نيست، از نظر ما برداشتي نادرست داشته اند.
آنها به واسطه ي مراجعه به منابع تحقيقي مربوطه، به تأثير مشترك يك فرضيه روشن واقعي ؟؟ تشابه همه بيماران توجه داشته اند. اين كه «هيچ روشي مؤثر نيست» نادرست است. درست آن است كه بگوييم تقريباً هر روش مؤثر است ولي در هر مورد فقط براي نوجوانان خاص كاربرد دارد. با قاطعيت بايد گفت كه مسأله تجويز درمان نوجوانان صرفاً مراحل اوليه تحقيق را طي مي كند.
ولي در حقيقت اين يك آغاز است. از اين رو، ما وظيفه داريم مجموعه پيشنهادهاي درمان را ارائه دهيم، دائماً پالايش كنيم و به مدد انواع پژوهشهاي تجويزي هماهنگي حتي بهتري ميان درمانگران، نوجوانان و روشهاي درماني برقرار سازيم. نحوه طرح، اجرا و ارزيابي مطلوب چنين پژوهشهايي را در جاي ديگر آورده ايم.