ماریتیغال

معرفی ماریتیغال: 

نام علمی: Silybum Marianumنام انگلیسی: Milk thistle, Ladies's thistle, Blessed-thistle's (10.1) نام ایتالیایی: Cardo Mariano (10)نام آلمانی: Silberdistel, Frauendistel , Echte Mariendisted (10) نام عربی: عکوب، حرشف برنی، شوک النصاری (10.1) نام فارسی: ماریتیغال خار علیص، خار هریم، خارسه، خرشجف، تیغ پنبه، شیشه مور، غاغاسره. (1) شمال شرقی اهواز (انگز) (1) جنوب استان فارس (کلرگو) از خانواده: کاسنی (Asteraceae) (2) از راسته: Asterals        گیاهشناسی:   ماریتیغال، گیاهی است یکساله، که در آب و هوای گرم با خاک سبک شنی می روید. ریشة این گیاه مستقیم، به رنگ روشن و دارای انشعابهای زیادی  می باشد. ساقه آن نیز مستقیم است و انشعابهای زیادی دارد. ارتفاع ساقه متفاوت بوده و بین 150 تا 250 سانتی متر است. برگها پهن و شکننده اند و اوایل رویش به شکل روزت روی زمین قرار می گیرند. دمبرگها بلند، بیضی شکل و خاردار می باشند. وجود لکه های سبزرنگ کلروفیل دار و سفید رنگ که بر اثر ایجاد فاصله بین غشاء و سلولهای کلروفیل دارمزوفیل ایجاد شده به ظاهر برگ حالتی شبیه به سنگ مرمر می دهد. حاشیه برگها خاردار بوده و کاپیتولها به شکل بیضی و تا حدودی تخم مرغی شکل هستند. قطر آنها بین 5 تا 8 سانتی متر است. گلهای لوله ای به رنگ بنفش تیره بوده و به ندرت سفیدرنگ می باشند. قسمت خارجی کاپیتولها برجسته و پولک مانند است و از تعداد زیادی زواید خار مانند تشکیل شده اند. میوه (دانه) به شکل تخم مرغ، به طول 8 میلی متر و ضخامت 4 میلی متر است. رنگ آن عموماً قهوه ای تیره است، اما قسمت تحتانی آن به رنگ قهوه ای روشن مشاهده می شود. وزن هزاردانه آن 23 تا 31 گرم است (30). وزن مزبور حدود 22 میلی گرم است. (1) (21) این گیاه به حالت خودرو در کنار جاده های متروک، اراضی بایر و حدود خارجی زمینهای زراعی می روید. برگهای این گیاه بزرگ با کناره های منقسم، دندانه دار، خاردار و به رنگ سبز شفاف است. خارهای نازک و ظریف راس دندانه های برگ این گیاه، رنگ زرد و ظاهر مشخص در مقابل رنگ سبز پهنک نشان می دهد ضمناً چون کناره رگبرگهای آن لکه های سفید وجود دارد، مجموعاً باعث می شود که توجه به مشخصات برگ، باعث سهولت تشخیص آن از گیاهان دیگر این تیره گردد. (10)هر کاپیتول حدود 100 دانه دارد و هر گیاه بین 10 تا 50 کاپیتول ایجاد می نماید. زنگ پوشش غشایی بذر بستگی به وضعیت آب و هوایی در مرحله گلدهی دارد. وقتی هوا سرد و بارانی باشد ممکن است دانه ها بدون رنگ شوند. برگهای تازه روییده از بذر (لپه) از یک دوم تا سه چهارم اینچ پهنا و سه چهارم تا یک اینچ درازا دارند. (1) علی رغم اینکه دانه این گیاه حاوی روغن زیادی است و معمولاً قوه نامیه دانه های روغنی کم است ولی برجستن بعضی از گزارشها بذر ماریتیغال می تواند تا 9 سال در خاک باقی بماند هرچند درصد جوانه زنی از هر سال تا سال دیگر حدود 50% کاهش می یابد.    پراکندگی جغرافیایی و منشأ:   این گیاه در بعضی از مناطق ایران بصورت خودرو می روید. اطراف مزارع و جاده ها و کنار زمینهای بایر در جنوب کشور بیشتر وجود دارد.منشأ این گیاه نواحی شرقی مدیترانه گزارش شده است و امروزه نیز در جلگه های هموار این نواحی (صفحات دارای اقلیم معتدل شبه مدیترانه ای در فلات ایران) کشت می شود.ماریتیغال در مناطق مختلف کشور ایران مانند چالوس، رودبار، گنبد کاووس و نوده (ارتفاعات 150 تا 200 متری) و در مازندران در مناطق کلاردشت و بابل (ارتفاعات 45 متری) امارت در دره هراز (ارتفاعات 500 متری)، مغرب ایران، آذربایجان در منطقه دشت مرغان. کرمانشان در منطقه کوه نوه و لرستان در باغ سهراب در ارتفاعات 85 متری و خوزستان در مناطق حمیدیه، شوس و رامهرمز و در استان فارس در مناطق فارس در مناطق کازرون، بوشهر و برازجان، ممنی، جهرم و زرین دشت، بصورت خودرو می رویند (9.10).این گیاه در سطوح وسیعی همه ساله در کشورهای آلمان، اطریش، رمانی و غرب آفریقا کشت می شود. آلمان یکی از تولیدکنندگان عمدة دارو از این گیاه است. (2.30)   توانمندی منطقه کاشان در زراعت گیاه دارویی خارمریم:    در این تحقیق به منظور مطالعه زراعت این گیاه در منطقه کاشان، به دو روش کرتی و نواری، بذرهای گیاه به صورت مستقیم کشت شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که مناسب ترین زمان کشت مستقیم بذر در مزرعه، اوائل فصل پاییز می باشد. کشت نواری (ردیفی) که فواصل بوته ها 30 تا 50 سانتیمتر و فواصل ردیفها 2 تا 5/2 متر از یکدیگر، بهترین بازده تولید محصول را نشان داد. چرخة رویشی گیاه، هفت ماه و دوره زایشی سه ماه می باشد. میانگین عملکرد بازده تولید بذر در هکتار، بین 1200 تا 1500 کیلوگرم برآورد شد. همچنین متوسط تولید سالیانه علوفه خشک گیاه، 4 تا 5 تن در هکتار می باشد. تنها آفت مشاهده شده در روی گیاه، کرم برگ خوار می باشد که در صورت مبارزه شیمیایی، قابل کنترل می باشد. (5)    ترکیبات شیمیایی:   اعضای مختلف این گیاه دارای تانن، نوعی ماده تلخ، یک نوع زرین و دانه آن نیز دارای یک ماده روغنی، آمیدن و مواد آلبومینوئیدی می باشد. مواد مذکور در آلبومن دانه، واقع در زیر پوسته خارجی آن وجود دارد. از این نظر برای درمان بیماریها مصرف دانه آن توصیه گردیده است.طبق بررسیهای انجام شده برگ های این گیاه دارای ماده ای به نام کنی سین cnicine است و دانه های آن دارای ماده ای به نام تیرامین (tyramine) است.تیرامین (تیروزامین Tyrosamine، اوته رامین Uteramine ، توکوزین Tocosine، سیستوژن Systogene) به فرمول C18H11NO و به وزن مولکولی 18/137 است. تیرامین از تیروزین، بر اثر جدا کردن کربوکسیل (Carboxyl) از آن بدست می آید. علاوه بر Silybum marianum  در اعضای گیاه دیگری به نام Viscum albun و در بافتهای حیوانی که پوسیدگی و عفونت حاصل کرده باشند، همچنین در پنیر کهنه وارگو (ergot) یافت می شود.تیرامین به حالت متبلور در بنزن یا الکل بدست می آید. در گرمای 145 درجه ذوب می شود. هر گرم آن در 95 میلی لیتر آب 15 درجه و 10 میلی لیتر آب جوش محلول است. در بنزن و گزیلن نیز به مقدار کم حل می شود. کلریدرات آن به فرمول C18H11No.Hcl در مخلوط الکل و اتر به حالت متبلور بدست می آید. نقطه ذوب آن گرمای 269 درجه است در آب حل می شود و محلول حاصل، واکنش خنثی دارد.از میوه Silybum marianum ماده ای به نام سیلی مارین (Silymarin) به فرمول C25H22O10 و به وزن مولکولی 43/482 (شامل سه ایزومر اصلی به نام های سیلی بین (Silibin) سیلی دیانین (Silydianin) و سیلی کریستین (Silychristin) استخراج گردیده است. (10) سیلی مارین نیز ممکن است در تمام اعضای گیاه یافت شود اما غلظت آن در میوه بذور بیتر است. سلی مارین غیرقابل حل در آب می باشد بنابراین نمی توان آنرا به عنوان یک داروی خوردنی تجویز کرد به همین خاطر آنرا به فرمهای مختلف از کپسول درآورده اند. در صورتی که از راه زبانی خورده شود جذب فعال آن کم بوده و حدود 23 تا 47% است. در انسانها و حیوانات بیشترین سطوح بلاسمایی از یک دوز خوردنی بین 4 تا 6 ساعت انجام می گیرد. سیلی مارین بیشتر از راه صفرا جذب و میزان کمتری از راه ادراری جذب می شود. میانگین دوام و پایداری آن 6 تا 8 ساعت است. (32) سیلی بین، سیلی کریستین، سیلی دیانیت دارای فرمول و ترکیب شیمیایی، شکل زیر هستند. (31)   ترکیب شیمیایی:   دانه این گیاه معمولاً دارای 25-20 درصد چربی می باشد که شامل 60-50 درصد اسیداولئیک است که هر دو مصرف خوراکی دارند و لذا از فرآورده های جانبی کارخانه های داروسازی که اقدام به تولید دارو از سیلیمارین می نمایند تهیه مقدار زیادی از روغن خوراکی می باشد که می تواند مستقیماً برای تغذیه مصرف شود. در برخی از کشورها از روغن آن در صنایع آرایشی و بهداشتی استفاده می کنند. (1) برای تعیین میزان فلاوونئیدها و استخراج روغنها، از یک دستگاه سوکسله به همراه 100 میلی گرم اتر به مدت چهار ساعت استخراج شدند.در یک آزمایش طی سالهای 1999.1998 جهت اندازه گیری میزان سیلیمارین از گیاه ماریتیغال از چهار نوع کاپیتول در این گیاه استفاه کردند. زودرسها، متوسط رسها، دیررسها گلهای زودرس دارای 50 میلی گرم بذر، متوسط رس دارای 13 میلی گرم و دیررس ها دارای 21 میلی گرم بذر بودند. در این بررسی نشان داده شد که در سال 1999 که دمای هوای کانادا از سال 1998 گرمتر بوده است (کاشت تحت شرایط دیم) میزان بذر و همچنین میزان سیلی مارلن در کاپیتولها بیشتر بوده است که در گلهایی که دیرتر می رسند و گرمای بیشتری دریافت کرده اند دارای عملکرد بیشتری هستند. (22)         خواص درمانی:    استفاده از این گیاه، مدتها به علت عدم تشخیص آن از گونه های مشابه، بین مردم معلوم نبوده است. از قرن 16 میلادی به بعد، مصرف آن در تغذیه و درمان بیماریها بین مردم رایج گردید بطوریکه از برگهای سبز آن بصورت خام در تهیه سالاد استفاده بعمل آمد و ریشه آن نیز در تهیه اغذیه (راگو) و مربا بکار برده شد.ریشه و اعضای هوای این گیاه، طعم تلخ و اثر اشتهاآور، مقوی و مقوی معده و مدر دارند. از این جهت در طب عوام از آنها پیوسته در مداوای بیماریهای طهال و کبد، درمان یرقان، یبوستهای مزمن، دفع رسوبات و سنگهای صفراوی، اشکال وقوع حالت قاعدگی و غیره استفاده بعمل آمده است. در معالجه تشمع کبدی و بطور کلی نارسانی اعمال کبد مفید واقع می شود.بررسیهای W.Bohn در سال 1927 نشان داد که مصرف فرآورده های این گیاه در درمان بیماریهای کبدی که بصورت یرقان بروز نموده باشد و همچنین در رفع دردهای مربوط به طهال (Sptenalgie) اثر مفید ظاهر می کند.Dr. H. Leclere و همکارانش در سالهای 1939.1938 میلادی نشان دادند که فرآورده های دانه این گیاه در درمان پایین بودن دائم فشارخون، رفع سردردهای یکطرفه (Migraines) و کهیر ناشی از آنافیلاکسی، بیماریهای کبدی و عدم ترشح و دفع صفرا یا خستگی های ناشی از کار زیاد، سل ریوی مخصوصاً در مرحله پیشرفته بیماری، اختلالات هضمی، فراخ شدن مرفی سیاهرگهای یک عضوی، انبساط و کشیدگی دردناک سیاهرگهای درون جمجمه، دریا گرفتگی و بروز عوارض ناشی  از مسافرت با قطار یا اتومبیل و یا نظیر آن، اثرات مفید ظاهر می نماید.از محاسن فرآورده های این گیاه آن است که هیچگونه مسمومیتی ندارد و می تواند بطور مداوم مصرف شود.بررسی های مختلف نشان داده است که جوشانده و تنطور حاصلی از دانه این گیاه اثر بندآورنده خون ظاهر می نماید. (10) همان طور که گفته شد دانه های ماریتیغال حاوی فلاونوئیدهای ارزشمندی مانند سیلی بین، سیلی کریستین و سیلی دیانین است که مجموع آنها تحت عنوان سیلیمارین شناخته می شود. این مواد نقش عمده در درمان بیماریهایی چون سیروز کبدی دارند و محافظت کننده کبد در مقابل بعضی از عوامل مسموم کننده مانند الفا- آمانتین (Amantin- ) و فلوئیدین (Phelloidin) نیز می باشد. (2) در یک پژوهش، اثر تحریک کنندگی سیلی بینین و سیلی کریستین از بذور گیاه ماریتیغال بر روی بعضی از سلولهای کبدی انجام گرفت. در این بررسی، تعداد از سلولهای کشیده و مقام کبدی در یک نوع میمون آفریقایی را انتخاب کردند که در این سلولها، بیوسنتز پروتئین، DNA و آنزیم لاکتاک دی هیدروژناز به عنوان پارامترهایی که فلاوونئیدها می توانستند بر آنها تأثیرگذار باشند انتخاب شدند.تأثیر تحریک کنندگی فوق العاده سیلی بین روی این پارامترها بیشتر در سلولهای Vore اتفاق افتاد که ایزوسیلی بین سیلی دیانین در این سلولها غیرفعال ظاهر شدند.و نیز در این آزمایش ثابت شد که اگر سلولهای کبدی بوسیله Vincristin, Cisplatin, Paracetamol صدمه ببینند، دادن سیلی بین قبل و بعد از صدمه شیمیایی بوسیله این مواد در سلولهای کلیوی می تواند از تأثیر مسموم ضدکلیوی خودداری کند پس سیلی بین برای سلولهای کلیوی نیز می تواند به عنوان یک محافظت کننده عمل کند. (28)    پژوهش دیگر در مورد خواص درمانی و داروهای گیاه ماریتیغال:   در گیاه ماریتیغال ترکیبات فعال بیولوژیکی بی نظیری کشف شده است. حدود 60 سال است که از این بررسیها می گذرد و در طی این مدت، بسیاری از بیماریها درمان شده اند.داروهایی که هم اکنون در بازار وجود دارد شامل Silymarin, Legalon Carsyl, Silymar, Silybor است که این داروها اکثراً برای تنظیم محافظت کننده های کبدی تجویز می شوند. فراورده های ذکر شده در بسیاری از جاهها نیز به عنوان مراقبت کننده های کبدی، سیروز کبدی، بیماریهای دیگر کبدی و سیستم هاضمه تجویز می شود. مواد موثر برای تنظیم کردن کبد (سیلی مارین) بیشتر خرج فعالیتهای سم زدایی و حالت ضداکسیدشدگی می شود که مواد اضافه را به سمت غشای تثبیت کننده کیسه صفراوی هدایت می کنند و باعث می شوند متابولیسم کبدی به حالت نرمال درآید.در این بررسی که روی موش موردآزمایش قرار گرفت، جهت آزمایش داروی جدید که از گیاه ماریتیغال بدست آمده است به نام های Extractun silybifludum (عصاره آیکی) و Silybochol را به مرحله اجرا درآورد. ccl4 در موشها باعث مسموم شدن کبد شده و باعث نقص کبدی می شود.با دادن عصاره آبکی، فعالیت سموم ضدکبدی در کبد افزایش یافت و باعث طولانی تر شدن خواب موشها گردید و تغییر محافظت کنندگی از Silbochol روی کبد موشهایی کم با ccl4 تحت تأثیر قرار گرفته شده بود بوسیله افزایش چربی Proxidation به مرحله اثبات درآمد و باعث بهبود کبد و دفع سموم کبدی گردید. در این بررسی آمده شده که اصلی ترین فلاوونئید سیلی مارین است، آشکارترین خاصیت آن اثر ضداکسیدکنندگی LDL را دارد و همچنین سیلی کریستین و سیلی دیانین بیشتر به عنوان Proxidant هستند و نمی توانند به طور قابل ملاحظه ای در کاهش ضداکسیدکنندگی LDL نقش داشته باشند. در داروهای حاضر بیشتر غلظت مواد موثره که بیشتر به نام سیلی مارین مطرح می شوند 40% است که برای تهیه این داروها دوز 25-20 mg/kg از سیلی بین دوآن وجود دارد. (25) در یک بررسی موارد استفاده از سیلی مارین بصورت زیر ذکر شده است:    1- رفع مسمویتهای ناشی از قارچ Amanita phalloide این جنس بصورت گسترده ای در اروپا و امریکای شمالی پخش شده است. این قارچ حاوی دو نوع سم کبدی خیلی قوی هستند. Phaloidin, Amantina بلعیدن یا خوردن اتفاقی این قارچ که تقریباً سالیانه 60 نفر در آمریکا و اروپا گزارش شده است نزدیک به 30% تلفات دارند. در موش بعد از خوردن این سم اگر در دقایق اولیه به آنها سیلمارین بدهند 100% موثر است. این بررسی روی گروهی سگ که این قارچ را خورده بودند نیز انجام شد و دیده شد که سگهایی که سیلیمارین دریافت نکردند با مسمومیت کبدی روبرو شدند و مردند و آنهایی که از 5 تا 24 ساعت بعد از خوردن این سم به آنها سیلیمارین داده شده با مرگ و میر 30 درصدی روبرو شدند و در زمان 36 ساعت بعد از خوردن سم مرگ و میر در آنها 50% افزایش یافت.تأثیر حفاظت کنندگی کبدی در انسان بعد از بلعیدن Amanita با بررسیهایی نشان داده شده است. در یک مطالعه از هر 18 نفر فرد مسموم همگی بعد از دریافت سیلی مارین زنده ماندند. نویسندگان این بررسی عقیده دارند که غلظتهایی از سیلیمارین در 48 ساعت بعد از خوردن Amanita تأثیر زیادی روی جلوگیری از صدمه کبدی دارد.در سال 1995 یک جمعیت 41 نفره که Amanita خورده بودند به علت دریافت نکردن سیلی مارین همگی مردند. در یک گزارش در سال 1996 یک خانواده چهار نفره که Amanita خورده بودند، هر چهار نفر با وجودی که در روز سوم سیلی مارین دریافت کردند زنده ماندند پس گزارش .. بیان کرده است که در مورد مسمومیت ناشی از قارچ جنس Amanita در انسان تا چهار روز بعد از مسموم شدن اگر سیلی مارین دریافت شود، مسمومیت رفع می شود.    2- بعنوان محافظت کننده کبدی    Hepatoprotection:A . هپاتیت (التهاب کبدی) Hepatitisطبق این بررسی، سیلی مارین بعنوان درمان کننده هپاتیت های حاد و مزمن موثر اعلام شده است. در هپاتیهای حاد ویروسی، سیلی مارین زمان گسترش ویروس را کمتر کرده است و همچنین میزان بیلی روبین (رنگدانه ای است که از انحطاط هموگلوبین ایجاد می شود) و ترانس امیناسوس (آنزیمهای کالیزکننده انتقال گروه آمین از یک مونتدال دیگر) را کمتر کرده است.در بیمارانی که هپاتیت مزمن داشتند مقدار 420 میلی گرم از سیلین مارین در روز به مدت 6 ماه بهبود آنزیمهای هپاتیت را نشان داد.در یک بررسی در ایتالیا روی 20 بیمار که هپاتیت حاد فعال داشتند میزان 420 میلی گرم در روز از سیلی بین فسفاتیدیل کولیل به مدت 7 روز به بیماران داده شد و طی آن آنزیمهای هپاتیت (AST, ALT, GGT) فسفاتهای آلکالین و تمام بیلی روبینها کاهش یافتند .   B . بیماریهای کبدی و سیروز الکلیک Alcoholic hepatopathy and Cirrhosisدر یک بررسی در یکی از بیمارستانهای فنلاند، یک بیمار با مقدار آنزیمهای هپاتیت بالا (به علت مصرف زیاد الکل) mg/day420 از سیلی مارین را دریافت کرد که آنزیمهای کبدی (ALT, AST, GGT) بعد از چهار هفته در او کاهش یافت.در یک بررسی در مجارستان، 36 بیمار که بیماریهای کبدی الکیکی قدیمی داشتند با دادن 420 میلی گرم در روز از سیلی مارین، آنزیمهای کبدی (ALT, AST, GGT) و تمام بیلی روبین در این بیماران کاهش یافت و در بافت برداری از بافتهای کبدی بعد از 6 ماه از درمان، پتپیداز (دیاستازی است که به عنوان کاتالیزور در هیدرولیز کردن پروتئین ها موثر است) و پروکولاژن III (از بافتهای فیبری فعال) در آنها کاهش یافت و باعث بهبود بافتهای کبدی این بیماران شد.   C . افزایش کلسترول خون Hypercholesterolemiaدر یک بررسی روی رژیم غذایی حیوانات، سیلی مارین همراه با یک رژیم غذایی افزایش دهندة کلسترول خون، باعث افزایش سطح HDL کلسترول خون و کاهش کلسترول صفرا وافزایش کل کلسترول شد.    D . درمان سیروز Psoriasis سیلی مارین در کبد اجازه دفع اندوتوکسین را میدهد بنابراین می تواند جلوی AMP phosphodisterase و سنتز leukotriens را بگیرد پس در درمان سیروز کبدی بسیار موثر است.    E . درمان سرطان پروستات Prostate cancerبرسیها نشان داه اند که سیلی مارین قابلیت تکثیر سلولها را کاهش می دهد و سطح های (PSA)  آنتی ژن پروستات و تفاوت سلولها را افزایش می دهد. از angiogenesis (ایجاد عروق در دوران رشد جنینی) و رشد تومورهای پروستات انسانی را کم می کند. (23) (30) (32)   یک بررسی جهت تعیین ترکیب اسیدهای چرب در دانه های گیاه خار مریم (Silybum mariannm) :   گیاه خارمریم (Silybum marianum (L.) Gaertn) از گذشته های دور در درمان بیماریهای کبدی استفاده می شده و دانه های این گیاه حاوی گروهی از ترکیبات فلاونوئیدی می باشند که تحت عنوان سیلیمارین نامبرده می شوند و سیلی بین از مهمترین این ترکیبات می باشد. این دانه ها حاوی مقادیر بالایی از روغن می باشند که پیش از استخراج سیلیمارین از دانه ها جدا می گردد. روغن های گیاهی امروزه منابع مهم تأمین کننده روغن می باشند. نسبت اسیدهای چرب اشباع و غیراشباع در رژیم غذایی افراد با توجه به نقش آنها در حفظ سلامتی خانواده ها حائز اهمیت می باشد. به منظور استخراج روغن مقدار 3 گرم از دانه های خشک شده گیاه خار مریم ساییده شدند و به مدت 10 ساعت در حلال پترولئوم اتر در سوکسله قرار گرفتند. تعیین انواع اسیدهای چرب در روغن متیله شده به روش کروماتوگرافی گازی (GC، شیمادسو 17A) با استفاده از ستون CP-Sil 88 با برنامه دمایی C ْ170 در 5 دقیقه و C ْ190 تا 22 دقیقه انجام شد. مقدار کل روغن استخراج شده 25 درصد بود و 8 نوع اسید چرب شناسایی شدند که عبارتند از پالمیتیک اسید (%25/8)، پالمئوتیک اسید (98/7)، استئاریک اسید (67/6)، اولئیک اسید (58/31)، لینولئیک اسید (36/45)، لینولنیک اسید (9/0)، آراشیدونیک اسید (11/4) و ایکوزانتوئیک اسید (08/0) بودند. 72 درصد از اسیدهای چرب غیراشباع به عنوان یک محصول جانبی در مسیر تولید سیلیمارین می باشند. (6)   بررسی و پژوهش دیگر از خصوصیات فیزیکی و شیمیایی روغن دانه خارمریم:   با وجود سازگاری این گیاه به شرایط آب و هوایی ایران بخصوص مقاومت به خشکی، اطلاع چندانی در مورد میزان روغن بذر و کیفیت آن در دسترس نمی باشد. در این مقاله، ابتدا درصد چربی دانه گیاه به روش سوکسله تعیین گشت که این درصد، تقریباً مشابه میزان روغن دانه های سویا و تخم پنبه بوده و 7/22 درصد است. سپس شاخص های فیزیکی از جمله ضریب شکست، وزن مخصوص، رنگ و اندیس های شیمیایی عدد یدی، پراکسید، صابونی و اسیدی در روغن خارمریم بررسی شد که از لحاظ این خصوصیات این روغن بیشتر به روغن بادام زمینی شباهت دارد. نوع و میزان اسیدهای چرب موجود در روغن نیز با دستگاه GC تعیین و مشخص شد که میزان اسید لینولئیک (2/51%) و اولئیک (8/28%) بیش از اسیدهای چرب دیگر است. با توجه به درصد قابل توجه روغن در دانه این گیاه و بالا بودن ارزش تغذیه ای آن (حاوی اسید لینولئیک بالا)، کشت و توسعه این دانه روغنی جدید و ارزشمند، امری ضروری و مفید است. (18) هدف از انجام تحقیق حاضر، بررسی کمی و کیفی ترکیبات سیلیمارین در بذور مختلف الهویه ماریتیغال و کشت این بذور در وضعیت اقلیمی کاملاً یکسان به منظور تعیین و شناسایی تأثیر یکسانی اقلیم بر کمیت و کیفیت مواد موثره محصول است.   بررسی تولید سیلیمارین و سیلیبین در گیاه ماریتیغال باز کشت بذور وحشی و زراعی آن:    بذور اصلاح شدة این گیاه (بوداکالازی) در سال 1372 از کشور مجارستان به ایران آورده شد. در همین سال از کشور آلمان هم بذور طبیعی این گیاه تهیه شد و از اطراف چالوس نیز بذور پایه های وحشی ماریتیغال برداشت گردید. پس از تهیة این بذور، مقدار کلی سیلیمارین آنها و مقدار سیلیبین به شرح زیر استخراج و مورد اندازه گیری قرار گرفت.    1-استخراج سیلیمارین دانه های خشک شدة هر تیمار آسیاب شدند. سپس 20 گرم از هر یک توسط سوکسله (دستگاه استخراج) و با استفاده از 250 تا 300 میلی لیتر حلال اتر نفت (پترولیوم اتر) در حمام آب گرم در دمای 60 درجه سانتی گراد به مدت 16 ساعت روغن گیری شدند. نمونه های روغن گیری شده کاملاً خشک گردیدند. پس از خشک شدن پودرهای فاقد روغن، با استفاده از 300 میلی لیتر متانل در دمای 80 درجه سانتی گراد به مدت 16 ساعت توسط سوکسله فلاونوئیدهای کلی (سیلیمارین) هر تیمار استخراج شدند. با استفاده از دستگاه تبخیر در خلاء متانل از محلول «سیلیمارین- متانل» جدا گردید. پس از بازیافت متانل پودر سیلیمارین به صورت یک لایة نازک بر جدارة بالن دستگاه باقی می ماند. پودر سیلیمارین را به مدت 5 تا 6 ساعت در اون خلاء با دمای 50 درجه سانتی گراد قرار داده تا کاملاً خشک شود. 2- اندازه گیری سیلیبین همانطور که گفته شد سیلیمارین ترکیبی از چندین فلاونوئید است که مهمترین آنها سیلیبین، سیلیکریستین و سیلیدیانین است. در میان این فلاونوئیدها سیلیبین از بقیه اهمیت و ارزش دارویی بیشتری دارد که با استفاده از کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا سیلیبین آ و سیلیبین ب (مجموعاً سیلیبین نامیده می شود) موجود در پودر سیلیمارین هر نمونه اندازه گیری شدند. 2-1 تهیه استاندارد: به منطور تهیة استاندارد محتویات یک کپسول «دوراسیلیمارین» را که حاوی 165/29 میلی گرم سیلیبین می باشد در یک لولة سانتریفوژ ریخته و 10 میلی لیتر آب مقطر به آن اضافه شد. سپس آن را به مدت 20 دقیقه در حمام آب گرم با دمای 45 درجه سانتی گراد قرار داده شد. در این مدت چندین بار مخلوط را با همزن مخصوص لولة آزمایش بهم زده و به مدت 20 دقیقه در دستگاه سانتریفوژ با دور 10000 قرار داده شد. محلول رویی را دور ریخته و باقیمانده را با لولة سانتریفوژ در اون خلاء با دمای 50 درجه سانتیگراد کاملاً خشک شد. سپس 20 میلی لیتر متانل را بر روی پودر خشک شده در لوله ریخته و آن را کاملاً بهم زده و مجدداً در سانتریفوژ با دور 10000 به مدت 20 دقیقه قرار گرفت.محلول حاصله را در یک مزورریخته و حجم آنرا با متانل به 300 میلی لیتر رسید. محلول بدست آمده بعنوان محلول استاندارد برای تزریق در دستگاه اچ. پ. ال.سی و تهیة طیف، مورد استفاده قرار گرفت. 2-2 تهیه نمونه ها: 08/0 گرم از نمونه های پودر سیلیمارین هر تیمار را با ترازوی دارای دقت  گرم توزین کرده و به بالن ژوژه به گنجایش 50 میلی لیتر انتقال داده شد. 30 میلی لیتر متانل بر روی نمونة درون بالن ریخته و آن را با همزن کاملاً به هم زده و بعد به حجم 50 میلی لیتر رسید. از این محلول 5 میکلرولیتر جهت تزریق در دستگاه اچ.پی.ال.سی مورد استفاده قرار گرفت.              شرایط آنالیز اچ.پی.ال.سی: ستون پارتیزیت ا.دی.اس.تو (ODS2)ابعاد ستون: 4/6 Ï250 میلی متر قطر ذرات داخل ستون 10 میکرومتر فاز متحرک : آب + اسید استیک: (5-60) 57% متانل: 43%سرعت جریان: 2 میلی لیتر در دقیقه آشکارساز: اشعة ماورای بنفش با طول موج 280 نانومترحجم تزریق: 5 میکرولیترنتایج بدست آمده از دستگاه را در فرمول زیر قرار داده تا درصد سیلی بین آ و ب در پودر سیلیمارین بدست آید:Í 5/62 = درصد سیلی بین آوب در پودر سیلیمارین با استفاده از درصد سیلی بین آ و ب در پودر سیلیمارین می توان درصد سیلی بین آ و ب را در بذر محاسبه نمود: = درصد سیلیبین آب و ب در بذر پس از استخراج و اندازه گیری مواد موثره بذور مورد تحقیق، بقیة بذور در سال 1373، در شرایط کاملاً یکسان در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در زمین سبک با بافت لوم شنی در منطقه زردبند واقع در شمال تهران در تاریخ 20 اسفندماه کشت شدند. وسعت هر کرت شش متر مربع (2Í3 متر) و در هر کرت پنج ردیف گیاه با فاصله 50 سانتی متر به صورت خشکه کاری کشت شدند. عمق بذر هنگام کاشت سه سانتی متر و بذور به صورت کپه ای (3 تا 5 بذر در هر گودال) به فاصله 20 سانتی متر (در طول ردیف) از یکدیگر کشت و بلافاصله زمین آبیاری شد. گیاهان در مرحله سه تا چهاربرگی تنک شده به طوریکه در هر نقطه فقط یک بوته قرار گرفت. برای تمام تیمارها وجین علفهای هرز به طور منظم و با دست انجام گرفت. گیاهان، با توجه به شرایط اقلیمی محل، در زمان مناسب به طور یکسان آبیاری شدند. در این تحقیق ارتفاع گیاهان، تعداد کاپیتولها در هر بوته و قطر کاپیتولها در مرحلة گلدهی اندازه گیری شدند. کاپیتولهای رسیده به تدریج طی چند مرحله برداشت و پس از تمیز کردن دانه ها، عملکرد آن محاسبه شد. مقدار سیلیمارین و سیلیبین هر یک از تیمارها نیز مورد بررسی و اندازه گیری قرار گرفتند. بذور حاصل از این تحقیق مجدداً در سال 1374 کشت و تحقیق قبلی مجدداً در مورد آنها تکرار شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار مینی تب و برای مقایسه میانگین های بدست آمده از روش آزمون چند دامنه ای دانکن استفاده شد. نتایج این بررسی بصورت زیر بیان شد: مقایسة میانگین های ارتفاع گیاه تعداد کاپیتول در بوته و قطر کاپیتول نشان میدهد که روند رشد ارقام و پروره های ماریتیغال، در سطح آماری 5 درصد به شرح زیر انجام می شود: تأثیر بر ارتفاع، بلندترین گیاه مربوط به رقم وحشی جمع آوری شده از اطراف چالوس و کوتاهترین آن مربوط به پرورة اصلاح شدة مجاری (بوداکالازی) است. ارتفاع بوته ها، در رقم چالوس 7/17 درصد بیش از ارتفاع پرورة اصلاح شدة مجاری است، ولی نسبت به رقم آورده شده از آلمان اختلاف معنی داری را نشان نمی دهد. تأثیر بر تعداد کاپیتول در بوته: براساس نتایج حاصل بیشترین تعداد کاپیتول در بوته عبارت است از: 5/12 کاپیتول در بوته در پرورة مجاری، که 92 درصد از رقم آلمان بیشتر است، ولی رقم اخیر نسبت به رقم چالوس تفاوت معنی داری را نشان نمی دهد.تأثیر بر قطر کاپیتول: مقایسه میانگین تیمارها (جدول زیر) نشان می دهد. جدول – مقایسة میانگین های ارتفاع، تعداد کاپیتول در بوته و قطر کاپیتول در سطح 5 درصد   که پرورة مجاری بزرگترین قطر کاپیتول را دارد (80 میلی متر). قطر کاپیتول در رقم آلمانی 55 میلی متر، و در رقم چالوس 65 میلی متر است. قطر کاپیتول پرورة مجاری نسبت به رقم چالوس دارای اختلاف معنی داری نیست، ولی نسبت به رقم آلمانی در سطح 5 درصد معنی دار می باشد. به طوریکه قطر کاپیتول پرورة مجاری 45 درصد بیش از آن در رقم آلمان است. تغییرات مذکور (به ویژه در رابطه با پرورة اصلاح شده)، با اظهارات محققین دربارة تأثیر اوضاع اقلیمی بر روند رشدی و مقدار مواد موثره گیاه مطابقت دارد. تأثیر بر وضعیت میوه: طبق مشاهدات، میوه های ماریتیغال اصلاح شده (بوداکالازی) به صورتی هماهنگ تر و یکسان تر می رسند و ریزش دانه های رسیده آن در مقایسه با دو رقم دیگر همواره با تأخیر 10 تا 15 روزه صورت می گیرد. تأثیر (جدول زیر) بر عملکرد دانه: نتایج نشان می دهد که عملکرد محصول در کشت بذور مختلف الهویه مربوط به این تحقیق متفاوت است. به طوریکه عملکرد محصول پرورة مجاری دوبرابر عملکرد دو رقم دیگر است.   جدول- مقدار عملکرد محصول در کشت بذور مختلف الهویه ماریتیغال منشأ بذر   عملکرد دانه (تن در هکتار) مجارستان (اصلاح شده)         ۱/۸ آلمان  ۰/۸ چالوس ۰/۹       تأثیر بر مواد موثره قبل از کاشت:تأثیر بر سیلیمارین: مقایسه میانگین ها نشان می دهد که مقادیر سیلیمارین رقم آلمانی و پروره مجاری در سطح 5 درصد اختلاف معنی داری را نشان نمی دهد. ولی مقدار سیلیمارین این دو با رقم جمع آوری شده از چالوس در سطح 5 درصد به طور معنی داری اختلاف دارند. مقدار سیلیمارین رقم آلمانی و پروره مجاری به ترتیب 3 و 5/2 برابر مقدار آن در رقم چالوس است.- تأثیر بر سیلیبین: مقایسة میانیگن ها نشان می دهد که مقدار سیلیبین موجود در ماریتیغال های مورد تحقیق، در سطح 5 درصد به طور معنی داری اختلاف دارند. مقدار سیلیبین رقم آلمانی و پروره مجاری به ترتیب 8/3 و 2/2 برابر مقدار آن در رقم چالوس است.     مقایسه میانگین مقدار سیلیمارین در بذور مختلف الهویه ماریتیغال قبل از کشت     مقایسه میانگین مقدار سیلیبین در بذور مختلف الهویه ماریتیغال قبل از کشت   تأثیر بر موارد موثره پس از کاشت: تاثیر بر سیلیمارین: نتایج تجزیه واریانس نشان می دهد که مقدار سیلیمارین در بین بذور مورد مطالعه در سطح 1/0 درصد تفاوت بسیار معنی داری وجود دارد. مقایسه میانگین ها نشان می دهد که سیلیمارین در پروره مجاری و رقم چالوس در سطح 5 درصد اختلاف معنی داری نشان  نمی دهد. ولی مقادیر سیلیمارین این دو با مقدار آن در رقم آلمانی تفاوت معنی داری را دارد. مقدار سیلیمارین پرورة مجاری و رقم چالوس به ترتیب 8/5 و 5/4 برابر مقدار آن در رقم آلمانی است.         جدول- مقایسه میانگین های سیلیبین در بذور مختلف الهویه ماریتیغال پس از کاشت در سطح 5 درصد منشأ بذر          سیلیمارین     گروه بندی مجارستان (اصلاح شده)         14/0 08/3   a آلمان  10/0 53/0    b چالوس 23/0 41/2    a        جدول- مقایسه میانگین های سیلیبین موجود در سیلیمارین  در بذور مختلف الهویه ماریتیغال منشأ بذر          سیلیمارین     گروه بندی مجارستان (اصلاح شده)         13/1 84/31 a آلمان  31/0 53/9   b چالوس 34/0 49/4 a       - تأثیر بر سیلیبین: نتایج تجزیه واریانس نشان می دهد که مقدار سیلیبین موجود در سیلیمارین در بین بذور موردمطالعه در سطح 1/0 درصد تفاوت بسیار معنی داری وجود دارد. مقایسه میانگین ها نشان می دهد مقدار سیلیبین بذور مورد مطالعه در سطح 5 درصد اختلاف معنی داری دارند. به طوریکه مقدار سیلیبین پرورة مجاری 09/7 برابر مقدار آن در رقم چالوس است.   مقایسه مواد موثره قبل و پس از کاشت:   - مقدار سیلیمارین: مقایسه میانگین ها نشان می دهد مقدار سیلیمارین پس از کاشت در پرورة مجاری و رقم آلمانی در سطح 5 درصد کاهش معنی داری نسبت به مقدار آنها قبل از کاشت داشته است. مقدار سیلیمارین رقم آلمانی در مقایسه با قبل از کاشت 89 درصد کاهش نشان می دهد. عکس این مطلب برای رقم چالوس صادق است. یعنی مقدار سیلیمارین این رقم افزایش معنی داری (5/1 برابر) نسبت به قبل از کاشت نشان می دهد.  - مقدار سیلیبین: مقایسة میانگین ها نشان می دهد که مقدار سیلیبین موجود در سیلیمارین رقم چالوس قبل و بعد از کاشت هیچگونه تغییری نداشته است.ولی مقدار آن ماده در پرورة مجاری پس از کاشت به بیش از سه برابر مقدار آن قبل از کاشت افزایش یافته است. برخلاف این دو، مقدار سیلیبین رقم آورده شده از آلمان در مقایسه با مقدار آن قبل از کاشت 46 درصد کاهش نشان می دهد. نتایج حاصل از این تحقیق با نظرات محققین مختلف مبنی بر اینکه «کیفیت مواد موثره گیاهان اصلاح شده و وحشی متفاوت است» کاملاً منطبق می باشد.     مقایسه میانگین مقدار سیلیمارین در بذور مختلف الهویه ماریتیغال قبل و پس از کاشت        مقایسه میانگین مقدار سیلیبین در بذور مختلف الهویه ماریتیغال قبل و پس از کاشت از آنجائیکه برداشت ماریتیغال در سطوح وسیع کشت تنها توسط ماشین برداشت امکان پذیر است، لذا کاهش ارتفاع پایه های گیاه اصلاح شده مجاری سبب تسریع و سهولت در برداشت مکانیزة محصول می شود. تأخیر در ریزش دانه های رسیده پرورة اصلاح شده مجاری نه تنها فرصت کافی برای برداشت محصول را می دهد بلکه سبب کاهش ضایعات محصول هنگام برداشت نیز می شود. به منظور تولید انبوه این گیاه و استحصال مواد موثره آن جهت تولید دارو نباید از بذور نامناسب (و همچنین ناشناخته) استفاده نمود. زیرا کمیت و کیفیت مواد موثره محصول، در کشتهای بعدی، به شدت کاهش می یابد که در این صورت از نظر اقتصادی یعنی در روند عرضه به صنایع دارویی و پذیرش لازم توسط این صنایع، به هیچ عنوان مقرون به صرفه نخواهد بود. تحقیقات انجام شده بر روی عملکرد سه دسته بذور مذکور اهمیت پرورة اصلاح شده را در مقایسه با ارقام اصلاح نشده از نظر عرضه به صنایع داروسازی نشان می دهد. به طوریکه ملاحظه می شود، برای تهیة یک کپسول استاندارد (حاوی 165/29 میلی گرم سیلیبین) باید از مقادیر بعید الفاصله پودر سیلیمارین (مربوط به سه دسته مذکور) استفاده نمود. نتایج حاصل در جدول زیر آمده است. (2)     جدول – تفوق پروره های اصلاح شده ماریتیغال در روند تهیه داروی استاندارد منشأ بذر    قبل از کاشت پس از کاشت میلی گرمسیلیمارین برای تهیه یک کپسول  تندانه موردنیاز برای تهیه یک میلیون کپسول         میلی گرمسیلیمارین برای تهیه یک کپسول تندانه موردنیاز برای تهیه یک میلیون کپسول مجارستان (اصلاح شده)         56/169        62/3 6/91   47/2 آلمان  62/289        84/4 8/311          6/48 چالوس 28/515        76/25         5/649         43/22         تولید سیلیمارین با استفاده از سیستم ریشه های مویین در گیاه خار مریم (Silybium marianum) نیز بررسی شده است که به شرح زیر است:   ریشه های مویینه حاصل از تراریختی ژنتیکی گیاهان با استفاده از Agrobacterium rhizogenes به عنوان یک روش جایگزین مهم برای گیاهان و همچنین کشتهای سلولی در تولید متابولیتهای ثانوی، امروزه توجه زیادی را به خود جلب کرده اند. گزارش شده است که ریشه های مویین نسبت به کشتهای سلولی و حتی در برخی موارد نسبت به گیاهان کامل تولید متابولیتهای ثانوی بیشتری می نمایند. در تحقیق حاضر تولید ریشه های مویین در گیاه خارمریم با استفاده از اگروباکتریوم رایزوژنز (سویه AR15834) و همچنین تولید ترکیبات فلاونوئیدی در آنها مورد مطالعه قرار گرفته است. بدین منظور ابتدا برگ های لپه ای و معمولی و ساقه گیاهچه های استریل به قطعات کوچکی برش داده شده و سپس با سوسپانسیون باکتریایی آلوده شدند. پس از سه روز هم کشتی در محیط MS بدون هورمون، جهت حذف آلودگی نمونه ها به محیط حاوی آنتی بیوتیک سفوتاکسیم (250 میلی گرم در لیتر) منتقل گردیدند. ریشه های مویین پس از یک هفته ظاهر شدند. پس از یک ماه ریشه های مویین از نمونه های جدا کشت قطع و در ظروف ارلن حاوی محیط مایع منتقل گردیده و بر روی شیکر انکوباتور با 150 دور در دقیقه و در تاریکی قرار داده شدند. ریشه های مویین با استفاده از پرایمرهای اختصاصی ژن rolB با PCR شناسایی و تأیید شدند. مقدار فلاولیگنانهای ریشه ها با استفاده از HPLC مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل بیانگر وجود پنج ترکیب: تاکیس فولین، سیلی کریستین، سیلی دیانین، ایزوسیلی بین و سیلی بینین به ترتیب 004/0، 064/0، 103/0، 044/0 و 14/0 میلی گرم در گرم ماده تر بود. عمده ترین فلاولیگنان موجود در این ریشه ها سیلیبین بود که تاکنون گزارشی در این مورد منتشر نشده است. تولید موفق این فلاولیگنان می تواند سیستم مفیدی برای تولید یا مطالعه بیوسنتز سیلیمارین باشد. (8)    نیازهای اکولوژیکی و تاریخ کاشت و برداشت:   ماریتیغال گیاهی است مدیترانه ای که در طول رویش به هوای گرم و آفتاب فراوان نیاز دارد. بذرها در دمای 8 تا 10 درجه سانتی گراد جوانه می زنند، ولی درجه حرارت مطلوب برای جوانه زنی بذر، بین 18 تا 20 درجه سانتی گراد است. ماریتیغال را در هر نوع خاک می توان کشت کرد. خاکهای کاملاً شنی و عمقی از مواد و عناصر غذایی، برای کشت این گیاه مناسب نیستند و باعث کاهش عملکرد می شوند. (3) بذور ماریتیغال تا 9 سال می تواند در زیر خاک زنده بماند. اپتیمم جوانه زنی زمانی اتفاق می افتد که بصورت متناوب دانه یک دوره 16 ساعته را در دمای 15-2 درجه سانتی گراد و سپس یک دوره 8 ساعته را تحت دمای 30-10 درجه سانتی گراد بگذراند. پراکنده شدن بذر بیشتر به واسطه وجود زائده کرک مانند بر روی بذر توسط باد صورت می یگرد. بذر این گیاه از طریق مخلوط شدن با بذرهای دیگر گیاهان و به کمک آب و گل فراورده های کشاورزی، وسایل نقلیه و نیز حیوانات پراکنده می شوند. شروع جوانه زنی این گیاه همزمان با شروع بارندگی در آبان و آذر می باشد. و در اواخر اردیبهشت تقریباً تمام بوته ها دانه ها را تولید نموده و خشک می شوند. (1) در جنوب استان فارس نیز این گیاه بصورت خودرو بوده و تا اواخر بهار یا اوایل تابستان دانه ها رسیده و خشک می شوند. نیاز غذایی این گیاه نسبت به دیگر گیاهان زراعی که بوده و با بارندگی اندک (حدود 240 میلی متر) چرخه زندگی خود را به پایان می رسانند بنابراین می توان این گیاه را به صورت دیم در مناطقی مثل خوزستان، فارس، اهواز مناطقی که شرایط آب هوایی مانند مناطق یاد شده دارند امکان پذیر است.این گیاه یکی از گیاهان مهم تأمین کننده دانه گرده برای زنبورعسل است. در مناطق سردسیر بهترین تاریخ کاشت اوایل بهار می باشد و تیرماه امکان برداشت دانه وجود دارد.یکی از نکات مهم در ارتباط با این گیاه زمان برداشت است زیر اگر برداشت به موقع صورت نگیرد دانه ها به علت داشتن پاپوس توسط باد پراکنده می شوند. (1) دوره رویش ماریتیغال، بین 110 تا 140 روز ا ست، چنانچه بذرها اوایل بهار کاشته شوند پس از 8 تا 10 روز جوانه می زنند. در ایران، اولین گلها 75 تا 80 روز پس از سبز شدن دانه یعنی اواخر بهار ظاهر می شود.70 تا 80% کاپیتولها روی شاخه های فرعی این گیاه بوجود می آیند. (3)    فاصله کاشت و عملکرد:    Flodesi و همکاران، طی یک آزمایش نشان دادند که اگر تاریخ کاشت ماریتیغال اواسط فروردین باشد، فاصله کاشت 40Í70 سانتی متر بهترین نتیجه را می دهد. همچنین پی بردند که تعداد 6 بوته در مترمربع (کشت در فاصله 30Í50 سانتی متر) بهترین عملکرد را دارا است. (1) Omer و همکاران بر روی ردیفهای کاشت با فاصله یکسان کشت در فاصله همان 50 و 25 سانتی متر را مورد بررسی قرار دادند و نتیجه گرفتند که فاصله کاشت 50  سانتیمتر هرچند عملکرد دانه به خاطر کاهش تراکم بوته در واحد سطح به میزان 4/7 تا 8/7 درصد کاهش می یابد ولی به علت دریافت نور بیشتر توسط گیاه در این فاصله کاشت، میزان مواد موثره دارویی در دانه افزایش می یابد. (3.29)با افزایش تراکم عملکرد بتدریج افزایش و پس از عبور از تراکم مناسب  کاهش می یابد. نوبخت طی یک آزمایش در ایران اثر سطوح مختلف کود نیتروژن بر عملکرد کمی و کیفی ماریتیغال را مورد بررسی قرار داد و مشاهده نمود که با افزایش مقدار کودنیتروژن مقدار سیلی مارین دانه اندکی کاهش پیدا می کند، ولی افزایش عملکرد دانه ناشی از کاربرد کود نیتروژن بقدری بود که براحتی کاهش سیلیمارین دانه جبران گردید و عملکرد سیلی مارین در واحد سطح نیز افزایش یافت. در این آزمایش حداکثر مقدار سیلی مارین در واحد سطح از بکار بردن 200kg نیتروژن در هکتار بدست آمده بود. (1)   بررسی مراحل فنولوژیکی گیاه دارویی ماریتیغال (Silybum marianum L.) و اثر تراکم بر عملکرد و اجزاء آن در شرایط آب و هوایی کرمانشاه:   آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی بر روی سه تیمار فاصله بین بوته 25.20.15 سانتیمتر در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی در سال 1381 به اجرا درآمد. در این آزمایش مراحل مختلف فنولوژیکی گیاه مشخص وعملکرد محصول، اجزاء عملکرد، شاخص برداشت، درصد روغن و ماده موثر سیلی مارین (Silymarin) اندازه گیری  و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج نشان داد که عملکرد دانه در تیمار 15 سانتیمتر نسبت به تیمار 25 سانتیمتر در سطح 1% دارای تفاوت معنی دار می باشد. متوسط عملکرد 865 کیلوگرم و طول دوره رشد گیاه در شرایط آب و هوایی کرمانشاه از کاشت تا برداشت 130 روز برآورد گردید. (19)    اثر تراکم بر عملکرد و اجزاء عملکرد گیاه دارویی خار مریم (Silybum marianum L.)   به منظور بررسی اثر تراکم (تراکم های زیاد (15Í50) متوسط (20Í15) و کم (25Í50) سانتی متر) بر عملکرد و اجزاء عملکرد گیاه دارویی خار مریم Silybum marianum ، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه رازی در سال 82-1381 در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با 4 تکرار انجام گرفت. تجزیه واریانس اختلاف معنی داری را بین تیمارها برای صفات عملکرد بذر و تعداد کاپیتول در گیاه نشان داد. بالاترین و پایین ترین عملکرد بذر به ترتیب 6/998 و 2/671 کیلوگرم در هکتار در تراکم های زیاد و کم حاصل شد. روند مشابهی برای صفت تعداد کاپیتول در گیاه مشاهده شد. نتایج مضافاً حاکی از عدم اختلاف معنی بین تراکم های مختلف برای صفات وزن هزار دانه، تعداد بذر در کاپیتول، شاخص برداشت و ارتفاع گیاه بود.   بررسی تأثیر سطوح مختلف تراکم و کود ازته بر ضریب استهلاک و کارایی مصرف نور در گیاه دارویی ماریتیغال (Silybum marianum)   به منظور مطالعه تأثیر تراکم و کود ازته برروی ضریب استهلاک و کارآیی مصرف نور در گیاه مذکور، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در بهار سال 1384 در مرکز تحقیقات منابع طبیعی همند آبسرد دماوند به اجراء درآمد. تیمارهای مورداستفاده شامل تراکم در سه سطح (50Í40-50Í30-50Í20 سانتمتر به ترتیب معادل 50000؛ 66666 و 100000 بوته در هکتار) و کود ازته در چهار سطح (صفر- 50-100 و 150 کیلوگرم در هکتار) در نظر گرفته شد. صفات موردبررسی شامل شاخص سطح برگ، ماده خشک اندام هوایی گیاه و نور نفوذیافته به درون کانوپی به منظور محاسبه ضریب استهلاک و کارایی مصرف نور بود. نتایج با کمک نرم افزار SAS تجزیه واریانس گردید و مقایسه میانگین ها با کمک آزمون دانکن صورت گرفت. همچنین به منظور رسم نمودارها از نرم افزار Excel استفاده شد. انجام عملیات نورسنجی در مزرعه در 5 نوبت صورت گرفت و نتایج نشان داد که با افزایش تراکم میزان ضریب استهلاک نور کاهش یافته و کارایی مصرف نور افزایش می یابد ولی سطوح مختلف کود ازته هیچ تأثیر معنی داری بر روی ضریب استهلاک و کارایی مصرف نور ایجاد ننمود. (16)   بررسی اثر سطوح مختلف تراکم بر عملکرد و میزان روغن دانه گیاه دارویی ماریتیغال در شرایط آب و هوایی اهواز:   این آزمایش در سال زراعی 1375 در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی رامین واقع در 30 کیلومتری شمال شرقی اهواز در عرض جغرافیایی 31 درجه و 36 دقیقه و طول جغرافیایی 48 درجه و 53 دقیقه و ارتافع 50 متری از سطح دریا صورت پذیرفت. خاک مزرعه از لحاظ کلاس بافتی سیلتی- رسی از نظر شوری شیرین و دارای 89/0 درصد مواد آلی و 7/4=PH بود. میزان نیترات، فسفر و پتاسیم قابل جذب خاک به ترتیب برابر 12/23، 2/8 و 134 میلی گرم در کیلوگرم کشت سال قبل از آزمایش ذرت بود. عملیات تهیه زمین شامل شخم با گاوآهن برگردان دار تا عمق 25 سانتمتری، دوبار دیسک و ایجاد جوی و پشته بوسیله فارور بود. آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در چهار تکرار انجام پذیرفت. تیمارهای مورد آزمایش شامل تراکم های 40000 ، 60000 و 80000 بوته در هکتار بود. فاصله ردیف های کاشت 75 سانتیمتر و فاصله بوته ها بر روی ردیف با توجه به تراکم های 40000، 60000 و 80000 به ترتیب برابر 33/33، 22/22 و 66/16 درنظر گرفته شد. بذر مورد استفاده از نوع اصلاح شده و ارسالی از کشور مجارستان بود. هر واحد آزمایشی مرکب از 6 ردیف کاشت بطول 5 متر بود. دو ردیف کاشت 6.1 برای حاشیه در نظر گرفته شد. فاصله واحدهای آزمایشی از یکدیگر 75 سانتیمتر و فاصله بلوکها از هم 5/2 متر بود. برای محاسبه عملکرد از چهار ردیف میانی استفاده شد و از وسط هر ردیف کاشت به طور 130 سانتیمتر برداشت شد. چون در ابتدای رشد این گیاه برگها به حالت رزت و پهن می باشند و بعلت سرعت رشد سریع برگها در اندک مدتی سطح زمین بوسیله برگها پوشیده شد و مجالی برای رشد علفهای هرز پیدا نگردید و بخاطر رقابت خوب ماریتیغال تعداد کمی از علفهای هرز فرصت رشد و نمو یافتند که آنها نز با وجین دستی حذف شدند و عملاً از هیچگونه علف کشی استفاده نشد. همچنین چون تاکنون در سطح استان خوزستان هیچگونه ازمایش کودی بر روی این گیاه انجام نشده بود در این آزمایش از دادن کود به مزرعه خودداری گردید و با توجه به اینکه ماریتیغال گیاه کم نیازی می باشد هیچگونه علائم کمبود عناصر غذایی و یا بیماری گیاهی مشاهده نگردید. از سوی دیگر چون آفتی که بتواند خسارت قابل ملاحظه ای بزند مشاهده نگردید از هیچ حشره کشی استفاه نشد. عمق کاشت 3 سانتیمتر در نظر گرفته شد در هر حفره کاشت برای اطمینان جهت سبز یکنواخت دو بذر در هر حفره کاشت قرار داده شد که بعد  از مدت یک هفته پس  از سبز شدن بوته اضافی حذف گردیده. بنیه و قدرت جوانه زنی بسیار خوب بود و در عمل تعداد محدودی واکاری انجام پذیرفت. اولین آبیاری در تاریخ 17 آذر صورت پذیرفت که با توجه به پراکنش مناسب بارندگی در سال 75 فقط یک آبیاری دیگر در نیمه فروردین انجام گرفت. عملیات برداشت در اواخر اردیبهشت صورت پذیرفت. میزان روغن دانه با استفاده از روش سوکسله انداره گیری شد. برای مقایسه بین میزان روغن دانه در بوته های اصلاح شده و بوته های وحشی ماریتیغال، همزمان چهار نمونه بذر از بوته های وحشی موجود در منطقه تهیه و میزان روغن دانه آنها نیز اندازه گیری شد. البته به خاطر اینکه تراکم بوته های وحشی در نقاط مختلف متفاوت بود و تراکم یکسانی نداشتند از وارد کردن داده های مربوط به آنها در عملیات تجزیه واریانس خودداری گردید و از نتایج آنها صرفاً بعنوان یک شاخص استفاده شد. برای اندازه گیری وزن هزاردانه، از دانه های برداشت شده از هر واحد آزمایشی، بصورت تصادفی دو نمونه با مقدار کافی بذر برداشت گردید و سپس با استفاده از دستگاه بذر شمار، تعداد 500 دانه از هر نمونه شمارش شد، در صورتیکه اختلاف وزن دو نمونه پانصدتایی مربوط به هر واحد آزمایشی کمتر از 6% بود وزن دو نمونه پانصدتایی را با هم جمع کره و به عنوان وزن هزاردانه واحد آزمایشی درنظر گرفته شد. عملیات تجزیه واریانس با کمک نرم افزار آماری MSTAT و مقایسه میانگین ها از طریق آزمون چند دامنه ای دانکن صورت گرفت.   نتایج و بحث:   از نتایج تجزیه واریانس در جدول 1 چنین برمی آید که عامل تراکم اثر معنی داری بر روی عملکرد دانه ماریتیغال دارد. بطور کلی اجزاء عملکرد ماریتیغال از چهاربخش شامل تعداد بوته در هکتار، تعداد کاپیتول در هر بوته، تعداد دانه در هر کاپیتول و متوسط وزن دانه تشکیل شده است. بجز تعداد بوته در هکتار سایر اجزاء عملکرد تحت تأثیر عوامل ژنتیکی، آب و هوایی، عوامل وابسته و مستقل از تراکم بوته در واحد سطح قرار می گیرند. ماریتیغال در تراکم های کم ممکن است تا حدودی از طریق افزایش تعداد کاپیتول و یاافزایش وزن دانه و نیز تعداد دانه در کاپیتول خود را با شرایط جمعیتی هماهنگ و منطبق ساخته باشد. البته با توجه به جداول 2.1 مشخص می شود که حداقل در سال اجرای آزمایش تفاوت معنی داری بین وزن هزاردانه ماریتیغال در تراکم های مختلف وجود ندارد، بنابراین گیاه احتمالاً از طریق تغییر در تعداد دانه در کاپیتول و یا تعداد کاپیتول در هر بوته خود را با شرایط جمعیتی سازگار نموده است. در هر حال تراکم 80000 با تولید 1876 کیلوگرم دانه در هکتار بیشترین عملکرد را دارا بود و سپس تراکم های 60000 و 40000 بوته در هکتار به ترتیب با تولید 1628 و 1575 کیلوگرم در هکتار تفاوت معنی داری را نشان داد ولی بین تراکم های شصت و چهل هزاربوته در هکتار تفاوت معنی داری مشاهده نشد که این امر می توان نشان دهنده آن باشد که تفاوت تراکم بوته بین تیمار 80000 با دو تیمار 60000 و 40000 بوته در هکتار بقدری زیاد است که بوته ها در تراکم های پایین تر نتوانستند از طریق افزایش دانه در کاپیتول و یا تعداد کاپیتول در بوته عملکردی در حد تراکم 80000 بوته در هکتار داشته باشند به عبارت دیگر این افزایش شدید بوته در واحد سطح بوده که عملکرد را افزایش داده است. البته آزمایشهای مجدد بهتر می تواند این موضوع را مشخص سازد. چنین حالتهایی در سایر گیاهان روغنی خانواده کمپوزیته مانند گلرنگ و آفتابگردان می شود. در بسیاری از آزمایشها که تفاوت تراکم تأثیر زیادی ندارد، عملکردهای پایین نشان دهندة این است که عواملی غیر از تراکم، عملکرد را محدود ساخته است، از اینرو حتی کمترین تراکم ها توانسته اند محصول بالایی را تولید کنند (8). هرچند در بعضی از آزمایشها در مورد گیاهان خانواده کمپوزیته دیده شده است که در تراکم های متوسط و بالا دانه هایی با درصد روغن بیشتری از آنچه در تراکم های پایین حاصل می شود. بدست می آید (21.7.2). ولی در این آزمایش تراکم های مختلف اثر معنی داری بروی درصد روغن دانه نداشتند. درصد روغن از تراکم های کم به زیاد بهترتیب برابر 45/30، 04/28 و 66/31 بود. همچنین میانگین درصد روغن موجود در چهارنمونه از دانه های ارقام وحشی منطقه نیز 30% تعیین گردید ولی در کل تولید دانه در تراکم های مختلف با میانگین محتوای 05/30 درصد روغن نتیجه امیدبخشی می باشد زیرا با توجه به اینکه در این آزمایش از بکاربردن کود خودداری گردید، به احتمال زیاد با اعمال تیمارهای کودی در آزمایشهای بعدی عملکرد هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی افزایش خواهد یافت. گزارش هایی نیز در تأیید این مطلب ارائه شده است (21). در حالیکه در نقاطی مانند تهران ارتفاع این گیاه تحت تأثیر تیمار کود نیتروژن حداکثر به 59/83 سانتیمتر می رسد (9). در این بررسی ارتفاع این گیاه بدون استفاده از کود در آزمایش بطور متوسط به حدود 250 سانتیمتر رسید که این خود نشانه پتانسیل خوب این گیاه برای رشد و نمو در خوزستان می باشد هرچند ارتفاع زیاد می تواند در برداشت مکانیزه تولید اشکال نماید.در ارتباط با آب مود رنیاز گیاه همانطور که در بخش مواد و روشها ذکر گردید. در این ازمایش که در منطقه ای گرمسیر اجرا گردید  بنا به نیاز فقط دوبار عمل آبیاری صورت پذیرفت در حالیکه بنا به گزارشات در نقاطی سردسیر مانند تهران و کرج تا حدود 8 بار نیاز به آبیاری می باشد (9). علت این امر آن است که این گیاه در خوزستان در پاییز کشت شده و در بهار برداشت می شود و عملاً دوره رشد و نمو اصلی آن در دمای پایین پاییز و زمستان طی می شود ولی برعکس در نقاطی مانند تهران این گیاه در بهار کشت شده و در نیمه تابستان برداشت می گردد لذا چون دوره رشد و نمو آن با گرما و تبخیر بیشتری روبروست به تعداد آبیاری بیشتری نسبت به خوزستان نیاز دارد (1).      پیشنهادات:   1-ترویج و توسعه کشت آبی این گیاه به عنوان یک گیاه دارویی و روغنی کم نیاز در اراضی کم بازده خوستان   2- بررسی امکان کشت دیم این گیاه با توجه به سازگاری بسیار خوبی که با اقلیم خوزستان دارد   3- انجام فعالیتهای اصلاحی بر روی ارقام وحشی خوزستان.   تناوب کاشت:   اگرچه ماریتیغال را می توان با بیشتر گیاهان به تناوب کاشت ولی گیاهان وجینی برای این کار مناسبترند این گیاهان نه تنها خاک را فقیر نمی سازند بلکه چنانچه بقایای گیاهی آنها به خاک برگردانده شود مقدار زیادی مواد آلی به خاک افزوده می شود. مزرعه پس از برداشت گیاهان وجینی معمولاً عاری از علفهای هرز می شود و چون ماریتیغال به اکثر علفکشها حساس است نیازی به مبارزه شیمیایی با علف هرز نخواهد بود.همچنین بعد از برداشت گیاهان وجینی، برای آماده ساختن زمین فرصت کافی خواهد بود. باقی ماندن ماریتیغال برای مدت نسبتاً طولانی در زمینهایی که در آنها کشت می گردد، آنها را به علف هرز منطقه مبدل می کند. این گیاه را می توان حداقل 2تا 3 سال در یک زمین کاشت (3).   روش کاشت:   کاشت ماریتیغال از طریق بذر و به صورت ردیفی (به وسیله ردیف کار غلات) در زمین اصلی انجام می گیرد. برای هر هکتار زمین، 10 تا 12 کیلوگرم بذر نیاز است. تعداد 10 تا 12 بذر در هر متر طولی مناسب است.برای سهولت در برداشت مکانیکی، بهتر است گیاهان به صورت نواری کشت شوند؛ یعنی پس از هر 4 تا 5 ردیف در فاصله ای به اندازة 120 تا 150 سانتی متر خالی بماند و در تمام زمین به همین شکل عمل شود.پس از کشت، انجام غلتک مناسب و آبیاری کافی، باعث تسریع و هماهنگی در رویش بذر می شود. (3)   مراقبت و نگهداری :   بذرها پس از 8 تا 10 روز سبز می شوند. وقتی  گیاهان 4 تا 5 برگی شدند، علفهای هرز بین ردیفها و گیاهان را باید با دست (در سطوح کوچک) یا به وسیلة ماشین (کولتیواتور) وجین کرد. وقتی ارتفاع گیاهان به 30 تا 40 سانتی متر رسید، باید وجین علفهای هرز را تکرار کرد و پس از 3 تا 4 هفته سومین و آخرین برداشت علفهای هرز را انجام داد. پس از آن نیازی به وجین علفهای هرز نیست، زیرا گیاهان به سرعت رشد می کنند و مانع گسترش علفهای هرز می شوند.چنانکه گفته شد، ماریتیغال به بسیاری از علف کشها حساس است، از این رو مبارزة شیمیایی با علفهای هرز این گیاه باید با دقت کامل انجام گیرد و در انتخاب نوع علف کش، غلظت و زمان کاربرد آن باید دقت نمود.تحقیقات اخیر نشان می دهد که استفاده از علف کش اولیترف به مقدار 5/2 تا 4 لیتر در هکتار و فلوبالکس به مقدار 5/2 تا 3 کیلوگرم در هکتار قبل از کاشت بذر، نتایج مطلوبی در از بین بردن علفهای هرز دارد. پس از کاشت و قبل از رویش آنها نیز می توان از علف کش بوویلان به مقدار 3 تا 4 لیتر در هکتار استفاده کرد. این علف کشها را به هیچ عنوان نباید پس از رویش گیاه به کار برد.آفات در طول رویش گیاهان ممکن است صدمات زیادی به محصول وارد کنند. از این آفات می تواند از نوعی سرخرطومی گرده خوار نام برد. برای از بین بردن این آفات، می توان از آفت کش وفاتوکس به مقدار 3 تا 5/3 کیلوگرم در هکتار استفاده نمود (9).سفیدک سطحی یا پودری، از بیماریهایی است  که در آن قارچ عامل سفیدک به صورت لکه های سفیدرنگی در سطح ساقه و برگ ظاهر می شود و اواخر فصل به صورت لکه های قهوه ای دیده می شود. میوه گیاهان مبتلا به این قارچ، پوک می شوند. می توان از قارچ کش سولفوره یا قارچ کشهای مناسب مانند آفاگون یا تریفمین در زمان مناسب، برضد این بیماری استفاده نمود (3).   برداشت محصول :   تحقیقات انجام شده در ایران، نشان می دهد در کشت بهاره میوه ها از اوایل تابستان بتدریج می رسند. هنگام رسیدن میوه ها، گلچه ها خشک می شوند و تارهای بلند و سفید رنگ (پاپوسها) ظاهر می گردند. رنگ میوه های رسیده، قهوه ای و براق است. میوه های رسیده به سهولت از گیاه جدا و به اطراف پراکنده می شوند. کاپیتولها معمولاً در یک مرحله برداشت می شوند. اواخر تیر- اوایل مرداد، زمان مناسبی برای برداشت محصول است. چون ماریتیغال برگهای بزرگ و انبوهی دارد و اطراف برگها را تیغهای فراوانی پوشانده است، کار برداشت کاپیتولها با دست، بسیار مشکل ساز است. در سطوح کوچک، کاپیتولها را می توان با داس برداشت کرد، اما در سطوح وسیع کشت، برداشت محصول فقط با ماشینهای مخصوص امکان پذیر می باشد. پس از جمع آوری میوه، آنها را خشک و تمیز و در مکان مناسب نگهداری می کنند. (3) عملکرد ممکن است بین 2/1 تا 2 تن در هکتار باشد.     تأثیر شوری بر میزان سیلیبین بذر ماریتیغال    تحقیقات نشان داده اند که تنش های محیطی مانند شوری بر تولید مواد موثره گیاهان دارویی موثر است. برای روشن شدن موضوع، آزمایشی در گروه باغبانی دانشکده شهید چمران اهواز انجام شد. این آزمایش بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 6 سطح شوری (09/1، 3، 6، 9، 12 و 15 دسی زیمنس بر متر) و دو رقم ماریتیغال (آلمانی و رقم بومی اهواز) انجام شده است. نتایج نشان داد که با افزایش شوری میزان مواد موثره در هر دو رقم نسبت به تیمارهای شاهد افزایش داشته است. عملکرد سیلیبین در شوریهای بالاتر از 3.9 دسی زیمنس بر متر، به ترتیب در رقم بومی اهواز و آلمانی کاهش یافته است. بطور کلی میزان سیلیبین در رقم بومی اهواز نسبت به رقم آلمانی (وارداتی) در همه تیمارهای شوری بالاتر بوده است.دو رقم خودروی اهواز (گل بنفش) و رقم آلمانی در گلدانهای بزرگ کاشته شده و با تیمارهای شوری شامل تیمار شاهد (آب رودخانه کارون با ds/m 09/1=EC) و شوریهای 12.9.6.3 و 15 دسی زیمنس بر متر آبیاری شدند. بذور هر تیمار بطور جداگانه جمع آوری شده و عملکرد کاپیتولهای رسیده اندازه گیری شد. برای استخراج و اندازه گیری مقدار کلی سیلیمارین و سیلیبین، ابتدا دانه های خشک شده هر تیمار آسیاب شده و توسط دستگاه سوکسله (دستگاه استخراج) و با استفاده از حلال اتر نفت روغنگیری شدند. نمونه های روغن گیری شده کاملاً خشک شدند. فلاونوئیدهای کلی (سیلیمارین) نمونه های روغنگیری شده، با استفاده متانول استخراج گردید. برای اندازه گیری سیلیبین، از محلول بدست آمده در مرحله قبل مقدار مشخصی جهت تزریق به دستگاه اچ پی ال سی برداشته شد. نتایج جدول تجزیه واریانس در این تحقیق نشان داد که اثر شوری، رقم و اثر متقابل شوری و رقم بر مواد موثره بذر گیاه ماریتیغال بسیار معنی داری (P<0.01) است و تنش شوری باعث افزایش میزان مواد موثره در هر دو رقم شده است. بطور کلی نظر بر این است که تولید متابولیتهای ثانویه برای تنظیم سازگاری گیاه نسبت به عوامل نامساعد و تنش های محیطی صورت گرفته و به منزله بکار افتادن یک نوع جریان دفاعی در جهت استمرار تعادل فعالیتهای حیاتی درگیاه به حساب می آید (1). همانگونه که در شکل (مقایسه میانگین ها) ملاحظه می شود بیشترین میزان سیلیمارین (مواد موثره کل) در رقم آلمانی و شوری ds/m 15 و کمترین میزان آن در تیمار شاهد (ds/m09/1) و رقم اهواز اندازه گیری شده است. مقایسه میانگینها نشان می دهد هرچند میزان سیلی بین بذر با افزایش شوری، روند صعودی دارد، اما بدلیل کاهش عملکرد بذر در شوریهای بالاتر، میزان عملکرد سیلی بین کاهش می یابد. بطوریکه بیشترین عملکرد سیلیبین در رقم خودروی اهواز در تیمار 9 دسی زیمنس بر متر و در رقم آلمانی در تیمار 3 مشاهده شد. تفاوت در میزان مواد موثره دو رقم کاشته شده نقش مثبت رقم و شرایط اقلیمی را بر میزان مواد موثره اثبات می کند. نتیجه این تحقیق، اهمیت رقم بومی را از نظر عرضه به صنایع داروسازی و امکان استفاده از زمینهای با شوری متوسط و نیز ضرورت توجه به اصلاح این گیاه ارزشمند را نشان می دهد (17).   بررسی اثرات شوری بر شاخص های جوانه زنی ارقام ماریتیغال (Silybum marianum)   شوری یکی از مهمترین فاکتورهایی است که رشد و نمو وعملکرد گیاهان را تحت تأثیر قرار می دهد. استرس شوری و مبارزه با آن از جمله عواملی است که بشر از هزاران سال پیش با آن دست به گریبان بوده است. در کشور ما بیش از 15 میلیون هکتار از اراضی مشکل شوری دارند. در این راستا به منظور بررسی تأثیر این تنش بر شاخص های جوانه زنی ارقام ماریتیغال آزمایشی با استفاده از سه ژنوتیپ ماریتیغال (CN-seed, Babak, Majar)  و چهار سطح شوری (50.250.0 و 100 میلی مولارNacl ) به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی اجرا گردید. نتایج نشان داد که شوری اثر معنی داری روی درصد جوانه زنی و یکنواختی جوانه زنی داشت. میانگین درصد جوانه زنی در تنش های مختلف شوری یعنی صفر و 50.25 میلی مولار نسبت به شاهد (آب معمولی) به ترتیب 2/17 و 43 درصد کاهش یافت. با افزایش شوری در تمامی ارقام یکنواختی جوانه زنی کاهش یافت. در میان ارقام مورد بررسی، تحت شرایط شوری رقم CN-ssed طول ریشه چه و ساقه چه و از نسبت بالای ریشه چه به ساقه چه برخوردار بود. به نظر می رسد این رقم مقاوم به شوری باشد. (7.11)   ارزیابی تأثیر سطوح شوری و خشکی بر برخی صفات گیاهچه ماریتیغال   ماریتیغال (Silybum marianum L.) یکی از گیاهان دارویی مهم در صنایع داروسازی کشور می باشد، که بیشتر در شرایط نامساعد محیطی به خصوص از نظر شوری و خشکی بصورت خودرو رشد می کند. به همین منظور دو آزمایش بصورت جداگانه برای ارزیابی تأثیر سطوح مختلف شوری (0 ، 3/0- ، 6/0- ، 9/0- و 2/1- مگا پاسکال) و خشکی (0 ، 3/0- ، 6/0- ، 9/0- و 2/1- مگا پاسکال) بر روی جوانه زنی این گیاه و برخی صفات گیاهچه آن، در قالب طرح کاملاً تصادفی در 4 تکرار و در آزمایشگاه تکنولوژی بذر دانشکده کشاورزی دانشگاه اراک اجرا گردید. نتایج بدست آمده از این آزمایش نشان داد که کلیه صفات مورد بررسی از جمله رشد گیاهچه، وزن ذخایر پویا شده، درصد تخلیه ذخایر بذر، راندمان پویایی ذخایر بذر، یکنواختی جوانه زنی هر دو آزمایش تحت تأثیر تنش های شوری و خشکی قرار گرفتند که رابطه ی آن بصورت معکوس و منفی بود، ولیکن حداکثر جوانه زنی در هر دو آزمایش تحت تأثیر سطوح مختلف شوری و خشکی قرار نگرفت که دلیل آن را می توان به سختی پوسته بذر در مرحله جذب آب نسبت داد. از طرف دیگر زمان رسیدن تا مرحله 10% جوانه زنی و سرعت جوانه زنی از شوری تأثیر پذیرفتند، اما تنش خشکی از نظر آماری تأثیر معنی داری بر این دو صفت نداشت. افزایش پتانسیل اسمزی، موجب کاهش تدریجی کلیه صفات فوق شد و نسبت به شاهد اختلاف معنی داری (در سطح 01/0 و 001/0 درصد) ایجاد کرده بود. (12)   اثر تنش شوری بر جوانه زنی گیاهان دارویی    شوری آب و خاک از مشکلات در حال افزایش جهان است. مطالعه تحمل به شوری در گیاهان دارویی برای کشت در زمینهای شور اهمیت زیادی دارد. به منظور بررسی اثر سطوح مختلف شوری بر روی مریم گلی (Salvia officinalis)  سنای هندی (Cassia aculata)، ماریتیغال (Silybum marianum) ، خاکشیر (Sisymbrium Sophia) شاهدانه (Cannabis sativa) بابونه آلمانی (Matricaria chmaomilla) و بابونه رومی (Anthemis nobills) آزمایشی در مرحله جوانه زنی در قالب طرح فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. سطوح شوری شامل سطوح صفر (شاهد)، 150.100.50 و 200 میلی مولار کلرید سدیم بود. نتایج نشان داد که با افزایش غلظت شوری درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، طول ریشه چه، طول ساقه چه، وزن خشک، شاخص ویگور و نسبت طول ساقه چه به ریشه چه کاهش یافت. تجزیه واریانس نشان داد که اختلاف معنی داری بین گیاهان دارویی برای تمامی صفات مورد بررسی وجود دارد. وزن خشک و شاخص ویگور بیشترین ضریب تغییرات، نسبت طول ساقه چه به ریشه چه و درصد جوانه زنی کمترین ضریب تغییرات را دارا بودند. شاهدانه بیشترین مقدار را برای درصد جوانه زنی، طول ساقه چه، شاخص ویگور و نسبت طول ساقه چه به ریشه چه داشت در حالیکه خاکشیر بالاترین سرعت جوانه زنی، مریم گلی بیشترین طول ریشه چه و ماریتیغال بیشترین وزن خشک را دارا بودند. (20)   اثرات شوری بر مولفه های رشد گیاهچه 10 گیاه دارویی   کشور ایران دارای شرایط متنوع آب و هوایی می باشد که این امر خود موجب تنوع رشد گیاهان گوناگون از جمله گیاهان دارویی شده است. در بسیاری از نقاط دنیا به ویژه مناطق خشک ونیمه خشک، شوری یکی از موانع اصلی در تولید محصولات زراعی و باغی است. بیش از 13 درصد از زمین های زیرکشت جهان و حدود 30 تا 50 درصد از اراضی فاریاب دنیا تحت شوری قرار دارد. این مطالعه به منظور بررسی اثر تنش شوری (0، 2- ، 4- ، 6- ئو 8- بار) بر مولفه های رشد گیاهچه 10 گیاه دارویی ماریتیغال (Silybum marianum) اسفرزه (Plantago psylium) هندوانه ابوجهل (Citrullis colocynthis) سیاهدانه (Nigella sativa) کتان (Linum usitatissinum) رازیانه (Foeniculum vulgare) گلرنگ (Carthamsus tinctorius) ریحان (Ocimum basilicum) آرتیشو (Cynarpa scolymus)  و زوفا (Hyssopus officinalis) به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در 3 تکرار انجام شد. با افزایش شوری در گلیه گیاهان درصد گیاهچه نرمال، طول گیاهچه و وزن خشک گیاهچه کاهش یافت؛ اما شیب کاهش این صفات در بین گیاهان متفاوت بود. طول گیاهچه در گیاهان هندوانه ابوجهل، رازیانه، زوفا و کتان از شوری شاهد به صورت خطی کاهش یافت؛ در صورتی که در گیاهان ماریتیغال، آرتیشو، کتان، سیاه دانه و ریحان از شوری 2- بار به آهستگی شروع به کاهش کرد و در گیاه گلرنگ از شوری 4- بار طول گیاهچه کاهش یافت. وزن خشک گیاهچه نیز در گیاه هندوانه ابوجهل از شوری شاهد شروع به کاهش کرد و در 6- بار به صفر رسید. وزن خشک گیاهچه سیاه دانه و کتاب به ترتیب از شوری 2- و 4- بار شروع به کاهش کرد و در ماریتیغال و آرتیشو از شوری 6- بار شروع به کاهش کرد. وزن خشک گیاه گلرنگ تحت تأثیر شوری قرار نگرفت. از نتایج این تحقیق می توان نتیجه گرفت که در بین این گیاهان دارویی، گلرنگ، ماریتیغال و آرتیشو دارای مقاومت بالایی به شوری در مولفه های رشد گیاهچه می باشد و گیاهان هندوانه بوجهل و سیاه دانه جزء گیاهان حساس به شوری در این مرحله می باشند. (4)   بررسی تنوع ژنتیکی گیاه دارویی ماریتیغال (Silybum marianum L.) با استفاده از نشانگرهای AFLP   در این مطالعه تنوع ژنتیکی درون و بین 32 اکوتیپ ماریتیغال جمع آوری شده از نواحی مختلف کشور به همراه دو رقم خارجی بوداکالازی و Cnseeds با استفاده از نشانگرهای AFLP موردمطالعه قرار گرفتند. 27 ترکیب آغازگر مورد استفاده، 415 نشانگر چند شکل در اکوتیپ های موردمطالعه تولید کردند. تعداد کل نوارهای چندشکل در درون اکوتیپ ها از 96 تا 339 نوار به ترتیب در اکوتیپ های گنبد و قره قیه متغیر ود. میانگین PIC (میزان اطلاعات چندشکلی) و MI (شاخص نشانگر) به عنوان شاخص های تنوع نشانگر برای کلیه ترکیب های آغازگر به ترتیب 35/0 و 37/5 بدست آمد که حاکی از کارایی نشانگرهای AFLP در مطالعات ژنتیکی بویژه تنوع ژنتیکی می باشد. میانگین درجه تمایز ژنی (44/0) نشان داد که درصد بالایی از تنوع کل مربوط به تنوع درون اکوتیپ های موردمطالعه بود. براساس تنوع ژنی و شاخص شانون بیشترین و کمترین تنوع ژنتیکی درون اکوتیپ ها به ترتیب مربوط به اکوتیپ های ساری و گنبد بود. براساس تجزیه واریانس مولکولی تنوع ژنتیکی درون و بین اکوتیپ ها معنی دار بدست آمد و تنوع درون (31/72 درصد) حدود سه برابر تنوع بین اکوتیپ ها (96/27 درصد) بود. تجزیه خوشه ای داده های AFLP با استفاده از فاصله ژنتیکی، اکوتیپ ها را به سه گروه منتسب کرد. این گروهبندی تا حدی با الگوی جغرافیایی محل رویش اکوتیپ ها مطابقت داشت. در تجزیه به مولفه های هماهنگ اصلی، سه مولفه اول 7/76 درصد تغییرات کل را توجیه کردند. گروهبندی اکوتبپ ها براساس این مولفه ها، گروه بندی حاصل از تجزیه خوشه ای را تأیید کرد. در مجموع، نتایج این مطالعه نشان داد که AFLP یک تکنیک مولکولی توانمند برای مطالعه ساختار ژنتیکی جمعیت های ماریتیغال است و قابلیت کاربرد برای اهداف مختلف از جمله گزینش ژنوتیپ های والدی دور به منظور ایجاد جوامع در حال تفرق با تنوع ژنتیکی زیاد یا گزینش به کمک نشانگر را دارد. (13)    بررسی رابطه بین نشانگرهای مورفولوژیک، فیتوشیمیایی با نشانگرهای AFLP در تعدادی از اکوتیپ های ماریتیغال (Silybum marianum L.)   به منظور بررسی رابطه بین نشانگرهای مورفولوژیک، فیتوشیمیایی و مولکولی در ماریتیغال، 32 اکوتیپ جمع آوری شده از نواحی مختلف کشور به همراه دو رقم خارجی بوداکالازی و CNseeds ارزیابی شدند. تجزیه همبستگی کانونیک بین 8 صفت مورفولوژیک و 7 ترکیب فلاونولیگنانی تشکیل دهنده سیلیمارین نشان داد که دو متغیر اول کانونیک دارای همبستگی کانونیک قابل توجه و معنی دار بودند. ضرایب همبستگی های کانونیک نشان داد که اکوتیپ های دارای وزن هزار دانه بیشتر و تاریخ گلدهی، ارتفاع بوته، قطر کاپیتول و عملکرد دانه کمتر دارای سیلیکریستین و سیلیبین بیشتر و سیلیدیانین کمتری بودند. به عبارت دیگر، دانه های درشتر سیلیبین بیشتر و سیلیدیانین کمتری داشتند. برای تجزیه ارتباط بین نشانگرهای AFLP و فلاونولیگنان ها و نیز بین نشانگرهای AFLPو صفات مورفولوژیک از تجزیه رگرسیون چندگانه گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد که 415 نشانگر AFLP 37 نشانگر مثبت با فلاونولیگنان ها و 29 نشانگر مثبت با صفات مورفولوژیک دارای باطه معنی دار بودند. بیشترین تغییرات تبیین شده توسط نشانگرهای مثبت مربوط به تاکسیفولین (54/%) و سیلیدیانین (45%) بود. بیش از 40 درصد تغییرات مربوط به وزن هزاردانه، ارتفاع بوته و تاریخ گلدهی توسط نشانگرهای مثبت شناسایی شده توجیه گردید. نتایج این مطالعه حاکی از آنست که می توان براساس خصوصیات مورفولوژیک و نیز داده های مولکولی به خوبی برخی از خصوصیات کیفی و کمی مواد موثره را در ماریتیغال مورد پیش بینی قرار داد (13).   آت اکولوژی گونه Silymum marianum در منطقه بهدشت نور.   هدف اصلی مطالعه پی بردن به خصوصیات رویشگاهی و بررسی چگونگی عمل و رفتار این گونه در اکوسیستم منطقه بهداشت نور می باشد. برای تعیین پوشش تاجی، تراکم و فراوانی از روش سیستماتیک- تصادفی استفاده شد. فنولوژی، وضعیت ریشه دوانی در خاک، وزن هزاردانه، میزان موادموثر از جمله مواردی بودند که بررسی شدند. نتایج نشان داد که این گونه در منطقه موردمطالعه بارندگی متوسط سالانه 880 میلیمتر، دمای متوسط سالانه 16 درجة سانتیگراد رویش مناسبی دارد. آزمایشهای خاکشناسی نشان داد که ماریتیغال خاک با بافت لومی رسی را ترجیح می دهد و میانگین اسیدیته و هدایت الکتریکی خاک هایی که در آن رویش دارد به ترتیب 3/8 و 16/0 میلی موس بر سانتیمتر می باشد. میانگین پوشش تاجی و تراکم گونه در منطقه به ترتیب 2/33 درصد و 31500 بوته در هکتار بود. مطالعات فنولوژیک نیز نشان داد که شروع رشد از اوایل مهرماه بوده و مرحلة رویشی تا اواخر اسفندماه ادامه دارد. زمان بذردهی در اوایل خرداد می باشد. مقدار سیلی مارین و سیلی بین موجود در دانه های این گیاه به ترتیب 63/1 و 17/6 درصد بود. (9)

گوجه فرنگي

     نام مترادف SOLANUM LYCOPERSICUM و در زبان هاي فرانسوي و آلماني TOMATE، انگليسي TOMATO و عربي طماطم گفته مي شود. ميوه اين گياه كه قسمت اصلي آن است به صورت خام يا پخته در سالاد، انواع سس ها، سوپ و انواع موادغذايي به طور وسيع در جهان مورد استفاده قرار مي گيرد. اكثراً گوجه فرنگي را در زماني كه به رنگ قرمز است استفاده مي كنند و كمتر از ميوه سبز آن استفاده مي شود. مهمترين تركيبات گوجه فرنگي شامل حدود ۹۰ درصد و يا كمي بيشتر آب مي باشد و بقيه درصد آن، را پرتئين، چربي، قندهاي مختلف از جمله گلوكز و فروكتوز، ويتامين هاي A، C و K،تيامين ، ريبوفلاوين، پانتوتنيك اسيد، اسيد فوليك، ويتامين E، اسيد آمينه هاي ضروري، املاح معدني از جمله كلسيم، فسفر، آهن، سديم، پتاسيم، منزيوم، مس، منگنز، كبالت، روي و راسنيك مي باشد و به تازگي وجود يد نيز در گوجه فرنگي گزارش شده است

 

گوجه فرنگي از هزاران سال پيش وجود داشته است ولي البته باندازه يک گيلاس بوده است و کم کم در اثر پرورش درشت تر شده است.

خاستگاه اصلي اين گياه آمريکاي جنوبي است. در سده شانزدهم در کشور پرو به مقدر زياد کشت مي‌‌شده است. در قرن هفدهم گوجه فرنگي به انگلستان و هلند راه يافت و چون بسيار گران بود فقط مردم ثروتمند مي‌‌توانستند از آن استفاده کنند و بنام سيب عشق معروف شد.

گوجه فرنگي امروزه در تمام مناطق دنيا کشت مي‌‌شود و تقريبا در تمام فصول سال وجود دارد گوجه فرنگي انواع مختلف درد و در حدود شانزده نوع آن در بازار بفروش مي‌‌رسد. يک نوع آن گوجه فرنگي سفيد است که داراي اسيد نمي‌باشد. گوجه فرنگي را بايد هنگاميکه کاملا رسيده استداز بوته چيد و مصرف کرد زيرا گوجه فرنگي نارس و سبز است و براي بدن مخصوصا کليه ها مضر است البته در کشورهاي صنعتي گوجه فرنگي را کال مي‌‌چينند تا هنگاميکه به مقصد مي‌‌رسد و يا در انبار مي‌‌رسد و قرمز مي‌‌شود. اگر گوجه فرنگي کاملا قرمز باشد ولي هنگاميکه آنرا باز مي‌کنند تخم آن سبز باشد نشانه اين است که گوجه فرنگي را کال چيده‌اند و بعدا رسيده است.

گوجه فرنگي گياهي است يکساله داراي شاخه‌هاي زياد که ارتفاع آن تا حدود يک متر مي‌‌رسد.

گلهاي آن زرد رنگ است که از کنار شاخه ها و يا ساقه آن بيرون مي‌‌آيد. مويه آن گرد و يا تخم مرغي و برنگ زرد و يا قرمز ديده مي‌‌شود.

ترکيبات شيميايي

گوجه فرنگي که در برخي مناطق جنوبي و غربي ايران آن را به نام «تماته» مي‌‌شناسند از هزاران سال پيش وجود داشته است ولي البته باندازه يک گيلاس بوده است و کم کم در اثر پرورش درشت تر شده است.

وطن اصلي اين گياه آمريکاي جنوبي است. در سده شانزدهم در کشور پرو به مقدر زياد کشت مي‌‌شده است. در قرن هفدهم گوجه فرنگي به انگلستان و هلند راه يافت و چون بسيار گران بود فقط مردم ثروتمند مي‌‌توانستند از آن استفاده کنند و بنام سيب عشق معروف شد.

گوجه فرنگي امروزه در تمام مناطق دنيا کشت مي‌‌شود و تقريبا در تمام فصول سال وجود دارد گوجه فرنگي انواع مختلف درد و در حدود شانزده نوع آن در بازار بفروش مي‌‌رسد.

يک گونه آن گوجه فرنگي سفيد است که داراي اسيد نمي‌باشد.

گوجه فرنگي را بايد هنگاميکه کاملا رسيده استداز بوته چيد و مصرف کرد زيرا گوجه فرنگي نارس و سبز است و براي بدن بويژه کليه ها زيان‌آور است البته در کشورهاي صنعتي گوجه فرنگي را کال مي‌‌چينند تا هنگاميکه به مقصد مي‌‌رسد و يا در انبار مي‌‌رسد و قرمز مي‌‌شود. اگر گوجه فرنگي کاملا قرمز باشد ولي هنگاميکه آنرا باز مي‌کنند تخم آن سبز باشد نشانه اين است که گوجه فرنگي را کال چيده‌اند و بعدا رسيده است.

گوجه فرنگي گياهي است يکساله داراي شاخه‌هاي زياد که ارتفاع آن تا حدود يک متر مي‌‌رسد.

گلهاي آن زرد رنگ است که از کنار شاخه ها و يا ساقه آن بيرون مي‌‌آيد. ميوه آن گرد و يا تخم مرغي و برنگ زرد و يا قرمز ديده مي‌‌شود.

خواص داروئي

·         گوجه فرنگي گرچه داراي اسيد سيتريک است اما بدن را قليايي مي‌‌کند.

·  گوجه فرنگي درجه قليايي بودن خون را بالا برده و به دفع مواد سمي خون کمک مي‌‌کند بطور کلي تصفيه کننده خون است.

·         به دفع اسيد اوريک کمک مي‌‌کند.

·         گوجه فرنگي ملين است.

·         براي درمان ورم ملتحمه چشم مفيد است.

·         سنگ کليه را دفع مي‌‌کند.

·  آقايان با خوردن مرتب گوجه فرنگي مي‌‌توانند خود را در مقابل سرطان پروستات بيمه کنند.

·         گوجه فرنگي از ورم آپانديس جلوگيري مي‌‌کند.

·  براي رفع دندان درد، ريشه و شاخه برگهاي گوجه فرنگي را با آب بجوشانيد و اين جوشانده را مزمزه کنيد.

·  از جوشانده برگ گوجه فرنگي براي دفع شته و حشرات مي‌‌توانيد استفاده کنيد. بدين منظور بايد يک کيلو گرم برگ تازه گوجه فرنگي را در يک ليتر سرکه خيس کرده و در داخل ظرفي که 2 ليتر آب جوش دارد بريزيد و ظرف را روي چراغ قرار داده وبمدت 15 دقيقه بجوشانيد ظرف را از روي چراغ برداشته بگذاريد تا مدت دو روز بماند و گاهگاهي آنرا هم بزندي سپس آنرا با فشار صاف کنيد.

·         گوجه فرنگي براي مبتلايان به نقرس و رماتيسم مفيد است.

·         گوجه فرنگي ورم مفاصل را برطرف مي‌‌کند.

·         از تصلب شرائين جلوگيري مي‌‌کند و حتي مصرف آن براي اين مرض مفيد است.

·         اوره خون را پائين مي‌‌آورد.

·         ورم مخاط روده را رفع مي‌‌کند.

·  براي تميز کردن خون بايد از آب گوجه فرنگي و کرفس به نسبت مساوي و بمقدار سه فنجان در روز قبل از غذا و بمدت سه هفته استفاده کنيد.

·  براي تميز کردن لکه جوهر بر روي لباس يک تکه پنبه را در داخل آب گوجه فرنگي برده و لکه جوهر را با آن مالش دهيد و سپس آنرا بشوئيد.

·  اگر پوست شما کک و مک دارد هر روز آنرا با آب گوجه فرنگي تميز کنيد کم کم کک و مکک ها را از بين مي‌‌برد.

زيان‌ها

در بعضي از اشخاص گوارش گوجه فرنگي با اشکال صورت مي‌‌گيرد آنهائيکه معده حساس دارند نبايد درخوردن گوجه فرنگي افراط کنند .بعضي از افراد نسبت به گوجه فرنگي حساسيت دارند اينگونه افراد نيز نبايد گوجه فرنگي بخورند .

با توجه به تركيبات ياد شده كه فقط قسمتي از تركيبات گوجه فرنگي راتشكيل مي دهند مي توان به خواص كم نظير آن پي برد. به همين دليل در سالهاي ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ حدود ۶۰۰۰ مقاله تحقيقاتي در مورد تجزيه و شناسايي مواد ارزشمند اين گياه به چاپ رسيده است. با وجود اين كه مسلم است هنوز تحقيقات درباره گوجه فرنگي به پايان نرسيده و بسياري از مواد و عناصر آن كشف نشده اند ولي تحقيقات امروز حاكي از وجود مجموعه اي از عناصر و مواد بسيار ارزشمند براي انسان در اين گياه مي باشد كه كمتر كسي از آن آگاه بوده و به همين دليل به ارزش آن واقف نميباشند. املاح معدني موجود در اين گياه با ارزش وظايف مهمي در بدن ايفا مي كند كه بسياري از آنها در تحقيقات جديد پزشكي درحال بررسي است. گوجه فرنگي در بعضي افراد ايجاد حساسيت مي كند كه بايد به آن توجه كرد. دانه هاي گوجه فرنگي داراي روغن مي باشند كه براي تهيه مارگارين، سالاد و صابون مصرف مي شود. در طب سنتي نقاط مختلف جهان براي گوجه فرنگي اثراتي در جهت تسكين و بهبود بعضي بيماري ها نظير آسم، سرفه، آنفلوانزا، امراض چشم، گوش درد، حصبه، برص و تب زرد قائل مي باشند. در مراجع جديد علمي خاصيت هاي ضد ميكروب، ضد اسهال، هضم كننده و ادرار آور را براي آن ذكر كرده اند. گرچه شباهت هايي بين تركيبات گوجه فرنگي قرمز و سبز (نرسيده) وجود دارد ولي رنگ هاي گياهي موجود در گوجه فرنگي رسيده (قرمز) در سبز وجود ندارد و ممكن است گاهي در گوجه فرنگي سبز، مواد سمي وجود داشته باشد. قابل ذكر است كه تهيه پروژسترون و تستوسترون كه از هورمون هاي بسيار با اهميت مي باشداز مهمترين مواد گوجه فرنگي به نام TOMATIDINE در حال مطالعه و تحقيق است. همين جسم خاصيت جالب رسوب دادن كلسترول را داشته و داراي خاصيت ضد قارچ مي باشد. با توجه به ارزش غذايي و اثرات جالب دارويي آن، استفاده روزمره و يا ممتد آن در رژيم غذايي توصيه مي شود.شايد به همين دليل است كه در سالهاي اخير ، آب گوجه فرنگي همراه با آب ميوه ها در ظروف بسته بندي شده نسبتاً بزرگ به فراواني در مغازه ها به همراه مواد غذايي با ارزش ديگر عرضه و هر روزه از آن استفاده مي كنند.
يكي ديگر از استفاده هاي باارزش گوجه فرنگي استفاده از ماسك آن براي خانم هاست. اين مورد به خصوص براي كساني كه به گوجه فرنگي حساسيت ندارند مفيد است. براي استفاده از اين ماسك مي توان پس از استحمام كه منافذ پوست بازتر مي باشند يك يا دو گوجه فرنگي تازه را له كرده و براي مدت ۲۰ تا ۱۵ دقيقه روي پوست صورت پهن كرده و سپس با آب شستشو داد.
اين ماسك به علت داشتن مواد ارزشمند مي تواند در طراوت و شادابي پوست موثر واقع شود. البته بايد ذكر كرد كه استفاده از ماسكهاي ميوه ها احتياج به زمان طولاني دارد و بايد هفته اي دو يا سه بار از آنها استفاده كرد چرا كه غلظت مواد موثر آنها نسبتاً پايين بوده و اثرات آنها بطئي است و در مقايسه با ماسك هاي شيميايي كه غلظت مواد آنها بيش از ۲۰ برابر مواد طبيعي مي باشند، احتياج به مصرف مداوم و طولاني دارند ولي در عوض عوارض جانبي محصولات شيميايي را به دنبال ندارد. با توجه به اين كه خوردن سبزي هاي تازه و انواع ميوه ها براي سلامتي و جلوگيري از چاقي بي رويه خانم ها داراي اهميت است، خوردن گوجه فرنگي به عنوان يك ميوه با ارزش در رژيم غذايي روزانه يا هفتگي توصيه مي شود.

نتايج يک تحقيق نشان ميدهد نوعي مکمل غذايي گرفته شده از گوجه فرنگي به درمان فشار خون نسبتا بالا کمک مي کند.

به گزارش مدلاين پلاس محققان در مطالعه اي در يافته اند يک دز روزانه عصاره گوجه فرنگي باعث کاهش فشار خون در ميان 31 مرد وزن دچار هايپرتنشن خفيف شد.

اين مکمل که تحت نام Lyc-Mato عرضه مي شود حاوي ترکيبات گياهي متعدد موجود در گوجه فرنگي است. در ميان اين ترکيبات ليکوپن نيز وجود دارد ، آنتي اکسيداني که بر اساس برخي مطالعات انجام شده احتمال بيماري قلبي عروقي را کاهش مي دهد.

آنتي اکسيدان هايي مانند ليکوپن و ويتامين C و E به خنثي کردن راديکال هاي آزاد اکسيژن ، ملکول هايي که محصول جانبي متابوليسم هستند و با گذشت زمان به سلولهاي بدن آسيب مي رسانند ، کمک ميکنند. اين استرس اکسيداتيو در طيف وسيعي از بيماري هاي مزمن مانند بيماري هاي قلبي دخالت دارد.
اثرات آنتي اکسيداني عصاره گوجه فرنگي شايد تاثير آشکار آن را بر فشار خون شرح دهد.
افرادي که فشار خون نسبتا بالايي دارند يا فشار خون آنها نرمال و لي بالاست گزينه هاي مناسبي براي درمان با اين عصاره هستند. بهر حال کساني که تحت درمان هايپر تنشن قرار دارند بايد در مورد مصرف اين مکمل با پزشک خود مشورت کنند.

 

 

منابع :

http://www.tici.info/default.aspx?dir=Learn_mnn&file=khavas82-7.htm

 

http://www.myisfahan.com/articles/isfahan_articles19.html

 

http://fa.wikipedia.org

عروج‌ روح‌

مقدمه

انديشه‌ مرگ‌

«مرگ‌انديشي‌» يكي‌ از دغدغه‌هاي‌ پايا و ديرپا در زندگي‌ آدمي‌ بوده‌و هست‌. نگاهي‌ به‌ تاريخ‌ زندگي‌ انسان‌ و جستجو در اذهان‌ ـ از گذشته‌تاكنون‌ـ گواه‌ صادقي‌ است‌ بر اين‌ مدعا. چگونگي‌ برخورد با اموات‌حكايتگر اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ انسان‌ها همواره‌، اين‌ پديده‌ را مهم‌ تلقي‌كرده‌ و از آن‌ غافل‌ نبوده‌اند، هر چند نوع‌ برداشت‌ و فهمشان‌ از آن‌متفاوت‌ بوده‌ است‌. يكي‌ از دلايل‌ عمده‌ تفسيرهاي‌ گوناگون‌ از مرگ‌، نوع‌ نگرش‌ انسان‌ به‌عالم‌ هستي‌، نفس‌ خويش‌ و نحوه‌ ارتباط‌ روح‌ با جهان‌ هستي‌ و جايگاه‌آدمي‌ در آن‌ است‌. اين‌ دليل‌ مهم‌ نيز ريشه‌ در اين‌ واقعيت‌ دارد كه‌خوب‌ و بدپنداشتن‌، خوش‌آيند و بدآيند بودن‌ موضوعات‌ و مسائل‌پيرامون‌ ما، ناشي‌ از نوع‌ آگاهي‌ از حقيقت‌ خود و در نهايت‌ نحوه‌نگرش‌ ما به‌ رخدادهايي‌ است‌ كه‌ در زندگي‌ با آن‌ روبرو مي‌شويم‌. ازاين‌ رو، اگر مبتني‌ بر شناخت‌ و درك‌ صحيح‌ از خود، عينك‌ نيك‌بيني‌و نوربيني‌ بر چشم‌ داشته‌ باشيم‌، همه‌ چيز را آنچنان‌ كه‌ هست‌ مي‌بينيم‌ نه‌آن‌ چنان‌ كه‌ ما با پندار غلط‌ براي‌ خود ساخته‌ايم‌ و اگر مبتني‌ بر عدم‌آگاهي‌ درست‌ از حقيقت‌ خود، عينك‌ بدبيني‌ و شر بيني‌ بر چشم‌ داشته‌باشيم‌، همه‌ چيز را آن‌ چنان‌ كه‌ خود مي‌پنداريم‌ خواهيم‌ ديد، نه‌آنچنان‌ كه‌ هست‌. تلقي‌ متفاوت‌ انسان‌ از مرگ‌ ـ كه‌ فرصت‌ طرح‌ تفصيلي‌ آن‌ نيست‌ ـ نيزبه‌ همين‌ دليل‌ مهم‌ است‌ كه‌ متأسفانه‌ از آن‌ غافليم‌. از خداوند متعال‌ ـ كه‌آفريننده‌ مرگ‌ است‌ ـ بخواهيم‌ تا پرده‌ها را از جلوي‌ چشم‌ و ذهن‌حقيقت‌ جوي‌ ما كنار بزند كه‌ اين‌ پرده‌ها مانع‌ از ديدن‌ و فهم‌ درست‌ وصحيح‌ از نظام‌ هستي‌ است‌، و با ريختن‌ آب‌ طهور بر جانمان‌، عالم‌ راپرنور و آنچنان‌ كه‌ هست‌ شناخته‌ و دريابيم‌. پيش‌ چشمت‌ داشتي‌ شيشه‌ كبود زآن‌ سبب‌ عالَم‌ كبودت‌ مي‌نمود گرنه‌ كوري‌ اين‌ كبودي‌ دان‌ زخويش ‌خويش‌ را بدگو مگو كس‌ را تو بيش‌ مؤمن‌ از ينظر بنورالله‌ نبود غيب‌ مؤمن‌ را برهنه‌ چون‌ نمود چونكه‌ تو ينظر بنارالله‌ بُدي ‌نيكوي‌ را وانديدي‌ از بَدي‌ اندك‌ اندك‌ آب‌ برآتش‌ بزن ‌تا شود نار تو نور اي‌ بوالحزن‌ تو بزن‌ يا ربنا آب‌ طهور تا شود اين‌ نار عالم‌ جمله‌ نور براي‌ آشنايي‌ اجمالي‌ با برخي‌ از ابعاد اين‌ حقيقت‌ رازآلود يعني‌«مرگ‌»، به‌ طرح‌ مباحثي‌ در اين‌ باب‌ پرداخته‌ و سعي‌ مي‌كنيم‌ دربرداشت‌ و بيان‌ مطالب‌ از آيات‌ قران‌ كريم‌ و سخنان‌ گرانقدر معصومان‌«عليهم‌السلام‌» مدد جوييم‌، چرا كه‌ خالق‌ جهان‌ بر حقايق‌ هستي‌ آگاه‌بوده‌ و معصومان‌ (صلوات‌الله‌ عليهم‌ اجمعين‌) به‌ دليل‌ وقوف‌ به‌ باطن‌عالم‌ وسيطره‌ وجودي‌ بر عوالم‌ هستي‌، نشانه‌هاي‌ الهي‌ از جمله‌ مرگ‌ راآن‌ چنان‌ كه‌ هستند دريافته‌ و انسان‌ها را به‌ فهم‌ درست‌ از آنها هدايت‌مي‌كنند. حقيقت‌ مرگ‌ حقيقت‌ مرگ‌ كه‌ پايان‌ مدت‌، برهم‌ زننده‌ لذت‌ها و شادماني‌ دنيوي‌و تيره‌كننده‌ خواهش‌هاي‌ نفساني‌ و دوركننده‌ از مقصدهاي‌ اين‌ جهاني‌بوده‌ و با آمدنش‌ كاري‌ بزرگ‌ پيش‌آمده‌ و حادثي‌ سترگ‌ را به‌همراه‌ دارد چيست‌؟ آيا مرگ‌ انهدام‌ و نيستي‌ است‌ يا سرفصلي‌براي‌ بازگشت‌ به‌ سوي‌ خدا؟ قرآن‌ كريم‌ از مرگ‌ باعنوان‌ «توّفي‌»ياد كرده‌ است‌؟ اين‌ واژه‌ در لغت‌ به‌ معناي‌ گرفتن‌ چيزي‌ است‌ به‌طور تمام‌ و كمال‌. به‌ عبارت‌ ديگر، در زبان‌ عربي‌، هرگاه‌ كسي‌ چيزي‌را به‌ كمال‌ و تمام‌ و بدون‌ هيچ‌ كم‌ و كاستي‌ دريافت‌ كند، اين‌ كلمه‌استفاده‌ مي‌شود. به‌ اين‌ آيه‌ توجه‌ كنيد: «اَللّه‌ُ يَتَوفَّي‌ الانْفُس‌ حين‌َ مَوِتها وَالَّتي‌ لَم‌ تَمُت‌ في‌ مَنامِها فَيُسمِك‌َ الَّتي‌قَضي‌ عَلَيها المَوت‌ُ وَيُرسِل‌ُ الاُخري‌ اِلي‌ أَجَل‌ٍ مُسَّمي‌» «خدا روح‌ مردم‌ را هنگام‌ مرگشان‌ به‌ تمامي‌ باز مي‌ستاند، و (نيز)روحي‌ را كه‌ در (موقع‌) خوابش‌ نمرده‌ است‌ مي‌گيرد، پس‌ آن‌(نفسي‌) كه‌ مرگ‌ را بر او واجب‌ كرده‌ نگاه‌ مي‌دارد و آن‌ ديگر(نفس‌ها) را تا هنگامي‌ معين‌ (به‌ سوي‌ زندگي‌ دنيا) باز پس‌مي‌فرستد.» دراين‌ آيه‌ هم‌ مرگ‌ و هم‌ خواب‌ كه‌ شباهتي‌ به‌ مرگ‌ دارد به‌«توفي‌» و سپس‌ به‌ «امساك‌» تعبير شده‌، نه‌ به‌ «قبض‌». علاوه‌ برآنكه‌موت‌ را وصفي‌ براي‌ روح‌ شمرده‌ يعني‌ روح‌ به‌ وسيله‌ موت‌ بدن‌ مادي‌را ترك‌ كرده‌ و وفات‌ مي‌كند. به‌ بيان‌ ديگر، آنچه‌ از اين‌ آيه‌ و مشابه‌آن‌ استفاده‌ مي‌شود آن‌ است‌ كه‌ مرگ‌، تحويل‌ گرفتن‌ است‌، يعني‌آدمي‌ هنگام‌ مرگ‌ با تمام‌ شخصيتش‌ ـ كه‌ همان‌ روح‌ اوست‌ ـ دراختيار مأموران‌ الهي‌ قرار گرفته‌ و آنان‌ انسان‌ را دريافت‌ مي‌كنند.بنابراين‌: اولاً، مرگ‌ از ديدگاه‌ اسلام‌، نيستي‌ و نابودي‌ نيست‌ بلكه‌ انتقال‌ ازعالمي‌ به‌ عالم‌ ديگر بوده‌ و در حقيقت‌ روز مرگ‌، روز بازگشت‌ به‌ خداو سوق‌ به‌ سوي‌ اوست‌. ثانياً، از آنجا كه‌ روح‌ از عالَم‌ مجردات‌ بوده‌ و از موطن‌ اصلي‌خود به‌ نظام‌ مادي‌ و دنياي‌ خاكي‌ هبوط‌ كرده‌ است‌، با مرگ‌، روح‌ به‌سوي‌ عالمي‌ كه‌ از سنخ‌ عالم‌ روح‌ و موطن‌ اصلي‌اش‌ بوده‌ قدمي‌ بزرگ‌برداشته‌ و به‌ آن‌ جهت‌ با تحولي‌ عظيم‌ حركت‌ مي‌كند. به‌ بيان‌ دقيق‌تر،انسان‌ ممزوج‌ از يك‌ اصل‌ و يك‌ فرع‌ مي‌باشد. اصل‌، روح‌ و فرع‌ بدن‌آدمي‌ است‌، روح‌ كه‌ حقيقت‌ اصلي‌ انسان‌ است‌ از عالم‌ مجردات‌ بوده‌و به‌ عالم‌ مادي‌ هبوط‌ كرده‌ است‌، اما بدن‌ خاكي‌ از عالم‌ طبيعت‌ و ماده‌بوده‌ و با حقيقت‌ روح‌ كه‌ از عالم‌ مجردات‌ است‌، بيگانه‌ است‌. از آنجاكه‌ انسان‌ از ابتداي‌ خلقتش‌ در روي‌ زمين‌ به‌ سوي‌ خداوند در حركت‌است‌، با مرگ‌، سر فصل‌ خاصي‌ از اين‌ حركت‌ را در سير به‌ سوي‌خداوند شروع‌ مي‌كند و براساس‌ آن‌، تفريق‌ و جدايي‌ ميان‌ روح‌ مجردو بدن‌ خاكي‌ افتاده‌ و با مرگ‌، روح‌ به‌ منزلي‌ از منزل‌هايي‌ ـ كه‌ در مسيرحركتش‌ به‌ سوي‌ موطن‌ اصلي‌ و اولي‌ خود وجود دارد ـ برمي‌گردد.امام‌ صادق‌ (عليه‌السلام‌) اين‌ حقيقت‌ را چنين‌ توضيح‌ مي‌دهند: «... و به‌ اين‌ ترتيب‌ انسان‌ از دو شأن‌ دنيا و آخرت‌ خلق‌ شده‌ است‌.هنگامي‌ كه‌ خداوند اين‌ دو شأن‌ را با هم‌ گردآورد، حيات‌ انسان‌ درزمين‌ مستقر مي‌شود، زيرا حيات‌ از شأن‌ آسمان‌ به‌ شأن‌ دنيا نزول‌كرده‌ است‌ و هنگامي‌كه‌ خداوند ميان‌ آن‌ دو شأن‌ مفارقت‌ ايجاد كند،آن‌ مفارقت‌، «مرگ‌» است‌ و در آن‌ حال‌، شأن‌ آخرت‌ به‌ آسمان‌بازخواهد گشت‌، بنابراين‌ حيات‌ در زمين‌ است‌ و مرگ‌ در آسمان‌،و اين‌ بدين‌ خاطر است‌ كه‌ در هنگام‌ مرگ‌ ميان‌ روح‌ و جسد (مادي‌)تفرقه‌ ايجاد مي‌شود، روح‌ به‌ قدس‌ اولي‌ بازگردانده‌ مي‌شود و جسددر همان‌ زمين‌ باقي‌ مي‌ماند، زيرا كه‌ از شأن‌ دنياست‌» بنابراين‌، مرگ‌ «بازگشت‌ فرع‌ به‌ اصل‌ و سرآغاز صعود و عروج‌روح‌ است‌ نه‌ انهدام‌، نابودي‌ و نيستي‌» آنكه‌ مردن‌ پيش‌ چشمش‌ تهلكه‌ ست ‌امرلاتلقوا بگيرد او به‌ دست‌ وآنكه‌ مردن‌ پيش‌ او شد فتح‌ باب ‌سارعوا آيد مر او را در خطاب‌ الحذر اي‌ مرگ‌بينان‌ بارعوا العجل‌ اي‌ حشربينان‌ سارعوا الصلا اي‌ لطف‌بينان‌ افرحوا البلا اي‌ قهربينان‌ اترحوا هر كه‌ يوسف‌ ديد جان‌ كردش‌ فدي ‌هركه‌ گرگش‌ ديد برگشت‌ ازهدي‌ مرگ‌ و اقسام‌ آن‌ با توجه‌ به‌ تحليلي‌ كه‌ از حقيقت‌ مرگ‌ ارائه‌ شد، صرف‌ نظر ازمرگ‌ اضطراري‌ كه‌ يا به‌ دليل‌ مختل‌ شدن‌ نظام‌ عضوي‌ از اعضاي‌ بدن‌مادي‌، روي‌ داده‌ و موجب‌ از دست‌ دادن‌ حالت‌ اعتدال‌ قابليت‌ تصرف‌نفس‌ در آن‌ مي‌شود و يا به‌ جهت‌ شدت‌ و قوت‌ نفس‌ و تخريب‌ بدن‌ رخ‌مي‌دهد. مرگ‌ به‌ دو نوع‌ طبيعي‌ و ارادي‌ تقسيم‌ مي‌شود. مرگ‌طبيعي‌، همان‌ تحول‌ از نقصان‌ به‌ خروج‌، توجه‌ هر سافل‌ به‌ عالي‌ ورجوع‌ هر چيزي‌ به‌ اصل‌ خودش‌ است‌. براساس‌ اين‌ تقسيم‌ و اين‌تعريف‌ از مرگ‌ طبيعي‌، مرگ‌ براي‌ تمام‌ موجودات‌ و حتي‌ ملائكه‌ نيزرخ‌ خواهد داد چرا كه‌ همه‌ موجودات‌ نشانه‌هاي‌ خداوند متعال‌ بوده‌ وهمه‌ آنها براساس‌ عموميت‌ و كليت‌ اصل‌ بازگشت‌ به‌ سوي‌ خدا، درحال‌ سير و حركت‌ به‌ سوي‌ او هستند و از اين‌ رو، با مرگ‌ سرفصلي‌ ازاين‌ مسير را طي‌ مي‌كنند: آيه‌ ذيل‌ به‌ خوبي‌ به‌ اين‌ نوع‌ مرگ‌ اشاره‌دارد: «كُل‌ُّ نَفس‌ٍ ذائِقَه‌ُ الْمُوت‌ِ ثُم‌َّ أِلَيْنَا تُرجعُون‌َ» «هر نفسي‌ چشنده‌ مرگ‌ است‌، آنگاه‌ به‌ سوي‌ ما بازگردانيده‌ خواهدشد.» آب‌ از بالا به‌ پستي‌ در رود آنگه‌ از پستي‌ به‌ بالا بر رود گندم‌ از بالا به‌ زير خاك‌ شد بعد از آن‌ او خوشه‌ و چالاك‌ شد دانه‌ هر ميوه‌ آمد در زمين‌ بعد از آن‌ سرها برآورد از دفين‌ اصل‌ نعمتها زگردون‌ تا به‌ خاك ‌زير آمد شد غذاي‌ جان‌ِ پاك‌ از تواضع‌ چون‌ ز گردون‌ شد به‌ زير گشت‌ جزو آدمي‌ حي‌ّ دلير پس‌ صفات‌ آدمي‌ شد آن‌ جماد بر فراز عرش‌ پرّان‌ گشت‌ شاد كه‌ از جهان‌ زنده‌ ز اول‌ آمديم‌ باز از پستي‌ سوي‌ بالا شديم‌ جمله‌ اجزا در تحرك‌ و در سكون ‌ناطقان‌ كاِنّا اليه‌ راجعون‌ ذكر و تسبيحات‌ اجزاي‌ نهان ‌غلغلي‌ افكند اندر آسمان‌ مرگ‌ ارادي‌، اين‌ مرگ‌ تنها و فقط‌ مخصوص‌ انسان‌ بوده‌ و مقصوداز آن‌، عروج‌ روح‌ به‌ باطن‌ و بواطن‌ عوالم‌ برتر در همين‌ دنياست‌.انساني‌ كه‌ از اوصاف‌، اخلاق‌، عقايد و افكار پليد رهيده‌ و از رنگ‌ها،هيئت‌ها و تعلقات‌ مادي‌ و داني‌ خود را تطهير كرده‌ و از مخلوق‌ به‌خالق‌ رو كرده‌ و فاني‌ وجه‌ حضرت‌ حق‌ گشته‌، و به‌ اين‌ حقيقت‌ لطيف‌ وعميق‌ رسيده‌ كه‌ چيزي‌ در دنيا جز ذات‌ اقدس‌ اله‌ حقيقت‌ ندارد، درهمين‌ دنيا از برزخ‌ و برزخ‌ها گذشته‌ و هم‌اكنون‌ به‌ جهت‌ برخورداري‌از حيات‌، علم‌ و اراده‌ بالاتر، عالم‌ برزخ‌ اهل‌ برزخ‌ و حالات‌ آنان‌ راشاهدند، بلكه‌ با مجاهداتي‌ كه‌ دارند و با عشق‌ و انجذابي‌ كه‌ به‌ لقا وجه‌كريم‌ حضرت‌ حق‌ دارند همه‌ عوالم‌ را گذشته‌ و همه‌ حجاب‌ها را كنارزده‌ و به‌ عز قدس‌ رسيده‌ و فاني‌ در حق‌ شده‌ و بعد از فنا، باقي‌ به‌ بقاي‌حق‌ مي‌شوند و به‌ آنچه‌ اندر وهم‌ نيايد، نايل‌ مي‌شوند. در واقع‌ مراتب‌و مراحلي‌ كه‌ براي‌ عامه‌ مردم‌ با مرگ‌ طبيعي‌ پيش‌ مي‌آيد، براي‌ اينان‌قبل‌ از مرگ‌ طبيعي‌ با مرگ‌ ارادي‌ ـ كه‌ مرگ‌ قبل‌ از مرگ‌ مي‌باشد ـپيش‌ آمده‌ است‌. آيات‌ ذيل‌ به‌ خوبي‌ بيانگر اين‌ نوع‌ مرگ‌ يعني‌ مرگ‌ارادي‌ و اختياري‌ است‌: «اَلهيكُم‌ التَكاثُر، حتي‌ زُرتُم‌ُ المَقابِر كلاّ سَوف‌َ تَعلَمون‌ ثُم‌َّ كلا سَوف‌َتَعلَمون‌َ، كَلاّ لَو تَعلَمون‌َ عِلم‌َ اليقين‌، لَتروُن‌َّ الجحيم‌َ ثُم‌َّ لَتَروُنَّهَاعَين‌اليَقين‌ ثُم‌َّ لَتُسئَلُن‌َّ يِومئذٍ عَن‌ِ النَّعيم‌ِ» يعني‌ «تفاخر به‌ بيشتر داشتن‌، شما را غافل‌ داشت‌ تا كارتان‌ و(پايتان‌) به‌ گورستان‌ رسيد. نه‌ چنين‌ است‌، زودا كه‌ بدانيد. باز هم‌ نه‌چنين‌ است‌، زودا كه‌ بدانيد هرگز چنين‌ نيست‌، اگر علم‌ اليقين‌داشتيد! به‌ يقين‌ دوزخ‌ را مي‌بينيد سپس‌ آن‌ را قطعاً به‌ عين‌اليقين‌در مي‌يابيد، سپس‌ در همان‌ روز است‌ كه‌ از نعمت‌ِ (روي‌ زمين‌)پرسيده‌ خواهيد شد.» از آيه‌ 6 و 7 اين‌ سوره‌ به‌ روشني‌ استنباط‌ مي‌شود كه‌ انسان‌ درزندگي‌ دنيوي‌ مي‌تواند حجاب‌ها را كنار زده‌ و به‌ پشت‌ حجاب‌ نايل‌آمده‌ و حقايق‌ اخروي‌ را بيابد، اين‌ دريافت‌ همان‌ شهود، احاطه‌ خاص‌و علم‌ و ادراك‌ برتر و همان‌ «علم‌اليقين‌» است‌ كه‌ قبل‌ از مشاهده‌ عيني‌برزخ‌ (عين‌اليقين‌) براي‌ انسان‌هاي‌ِ كامل‌ رخ‌ خواهد داد. اين‌ فراز از كلمات‌ علي‌بن‌ابي‌طالب‌ سلام‌ الله‌ عليه‌ نيز به‌ حقيقت‌مرگ‌ ارادي‌، كه‌ مشاهده‌ بواطن‌ عالم‌ و سير در عوالم‌ برتر در همين‌دنياست‌، اشارت‌ دقيقي‌ دارد: «(اهل‌ ذكر و ياد خدا و مردان‌ الهي‌ درمقامي‌ هستند كه‌) گويا دنيا را به‌ آخر رسانيده‌ و پشت‌ سر گذاشته‌ ووارد آخرت‌ شده‌اند و در آنجا مي‌باشند، و آنچه‌ را كه‌ در آنجاست‌مي‌بينند، مثل‌ اينكه‌ به‌ حقايق‌ پنهان‌ و محجوب‌ برزخ‌ در طول‌ اقامت‌خود در آن‌ آگاه‌ شده‌اند و قيامت‌، وعده‌هاي‌ خود را براي‌ آنان‌ تحقق‌بخشيده‌ است‌. پس‌ براي‌ اهل‌ دنيا از آنچه‌ مي‌بينند پرده‌ برداشته‌ و خبرمي‌دهند، به‌ نحوي‌ كه‌ گويا آنان‌ مي‌بينند چيزي‌ را كه‌ مردم‌ نمي‌بينند ومي‌شنوند چيزي‌ را كه‌ مردم‌ نمي‌شنوند.» گوارا باد بر كساني‌ كه‌ قبل‌ از مرگ‌ مي‌ميرند و با مرگ‌ طبيعي‌ به‌عوالم‌ بالاتر از برزخ‌ و برزخ‌ها صعود مي‌كنند. بي‌ حجابت‌ بايد آن‌ اي‌ ذولباب ‌مرگ‌ را بگزين‌ و بر دَرّ آن‌ حجاب‌ نه‌ چنان‌ مرگي‌ كه‌ در گوري‌ روي ‌مرگ‌ِ تبديلي‌ كه‌ در نوري‌ روي‌ مصطفي‌ زين‌ گفت‌ كه‌اي‌ اسرارجو مرده‌ را خواهي‌ كه‌ بيني‌ زنده‌ تو مي‌رود چون‌ زندگان‌ بر خاكدان ‌مرده‌ و جانش‌ شده‌ بر آسمان‌ جانش‌ را اين‌ دم‌ به‌ بالا مسكنيست ‌گر بميرد روح‌ او را نقل‌ نيست‌ ز آنكه‌ پيش‌ از مرگ‌ او كردست‌ نقل ‌اين‌ بمردن‌ فهم‌ آيد نه‌ به‌ عقل‌ نقل‌ باشد نه‌ چو نقل‌ جان‌ِ عام ‌همچو نقلي‌ از مقامي‌ تا مقام‌ مرگ‌ از جهت‌هاي‌ گوناگون‌ ديگري‌ نيز، اقسامي‌ دارد كه‌ مجال‌طرح‌ آن‌ در اين‌ نوشتار نيست‌. انسان‌ و مرگ‌ فرهنگ‌ قرآني‌، مرگ‌ را براي‌ همه‌ انسان‌ها امري‌ ضروري‌ و حتمي‌تلقي‌ كرده‌ است‌. به‌ صورتي‌ كه‌ گويا مرگ‌ نقش‌ فاعلي‌ داشته‌ وانسان‌ها نقش‌ انفعالي‌ دارند. اين‌ نشان‌ دهنده‌ ميزان‌ سيطره‌ و تسلط‌مرگ‌ است‌ و ناتواني‌ و عجز انسان‌ها در برابر مرگ‌ را خاطرنشان‌مي‌سازد. اما انسان‌ها با رويكردهاي‌ گوناگون‌ به‌ مرگ‌ نگاه‌ مي‌كنند. باصرف‌ نظر از نوع‌ نگرش‌ و طرز تفكر و انديشه‌ انسان‌ها نسبت‌ به‌ مرگ‌،در يك‌ ديدگاه‌ كلي‌ و به‌ يك‌ نظر از نظرگاه‌ معارف‌ قرآني‌ و روايي‌،انسان‌ها در مجموع‌ دوگونه‌ با مرگ‌ برخورد مي‌كنند: عده‌اي‌ در زندگي‌ دنيا غوطه‌ور شده‌ و آن‌ را نهايت‌ آمال‌ وآرزوي‌ خود پنداشته‌ و هدفي‌ جز رسيدن‌ به‌ متاع‌ آن‌ ندارند. اينان‌ ازياد مرگ‌ غافل‌اند و از مرگ‌ ديگران‌ عبرت‌ نمي‌گيرند و از اين‌ روهمواره‌ از مرگ‌ گريزانند و از آن‌ مي‌ترسند و هيچ‌گاه‌ آن‌ را آرزونمي‌كنند. آيات‌ ذيل‌ به‌ روشني‌ اين‌ حقيقت‌ را با بيان‌هاي‌ گوناگون‌خاطرنشان‌ مي‌سازد. 1ـ «بگو: اگر در نزد خدا، سراي‌ بازپسين‌ يك‌ سر به‌ شما(ستمگران‌) اختصاص‌ دارد، نه‌ ديگر مردم‌، پس‌ اگر راست‌مي‌گوييد آرزوي‌ مرگ‌ كنيد» 2ـ «بگو: آن‌ مرگي‌ كه‌ از آن‌ (شما ستمگران‌) مي‌گريزيد، قطعاً به‌سراغ‌ شما مي‌آيد.» 3ـ «وسكرات‌ مرگ‌؛ به‌ راستي‌ در رسيد؛ اين‌ همان‌ است‌ كه‌ از آن‌مي‌گريختي‌!» اما برخي‌ از انسان‌ها مرگ‌ را چون‌ شادي‌، عامل‌ خروج‌ ازتاريكي‌ها و تنگي‌ها و فشارها به‌ فضايي‌ روشن‌ و گسترده‌، نوشيدن‌شربت‌ خنك‌ و گوارا در روز بسيار گرم‌ دانسته‌ و همواره‌ با ياد آن‌ درقلبشان‌ خشيت‌ از خداوند ايجاد شده‌ و خويش‌ را براي‌ آن‌ آماده‌مي‌كنند، اينان‌ با ياد مرگ‌ مشتاق‌ ديدار روي‌ محبوب‌ و رهايي‌ اززندان‌ تن‌ و قفس‌ دنياي‌ مادي‌اند. اين‌ عده‌ همچون‌ ابراهيم‌خليل‌(عليه‌السلام‌) هم‌ زندگي‌ را براي‌ خدا مي‌خواهند و هم‌ مرگ‌ را. به‌آيات‌ و روايات‌ ذيل‌ ـ كه‌ در توصيف‌ چنين‌ انسان‌هاي‌ وارسته‌اي‌داراي‌ نكات‌ دقيقي‌ است‌ ـ توجه‌ كنيد: 1ـ «بگو: در حقيقت‌، نماز من‌ و (ساير) عبادات‌ من‌ و زندگي‌ ومرگ‌ من‌، براي‌ خدا، پروردگار جهانيان‌ است‌» 2ـ «بگو: اي‌ كساني‌ كه‌ يهودي‌ شده‌ايد، اگر پنداريد كه‌ شمادوستان‌ خداييد نه‌ مردم‌ ديگر، پس‌ اگر راست‌ مي‌گوييددرخواست‌ مرگ‌ كنيد» يعني‌ دوستداران‌ خدا و صادقان‌آرزوي‌ مرگ‌ دارند. 3ـ علي‌(عليه‌السلام‌) فرمود: «اگر خاموش‌ باشم‌، گويند از مرگ‌ هراسان‌ است‌، هرگز! من‌ و ازمرگ‌ ترسيدن‌؟ پس‌ از آن‌ همه‌ ستيزه‌ و جنگيدن‌. به‌ خدا سوگند،انس‌ پسر ابوطالب‌ به‌ مرگ‌ بيش‌تر است‌ از انس‌ طفل‌ به‌ پستان‌مادرش‌» 4ـ رسول‌ اكرم‌ (صلي‌الله‌ عليه‌ و آله‌) فرمودند: «مرگ‌ در ديدگاه‌ من‌ مانند نوشيدن‌ شربت‌ خنكي‌ است‌ كه‌ انسان‌تشنه‌ در روز بسيار گرم‌ ميل‌ مي‌كند» عاشقم‌ من‌ كشته‌ قربان‌ لا جان‌ من‌ نوبتگه‌ طبل‌ بلا من‌ چو اسماعيليانم‌ بي‌حذربل‌ چون‌ اسماعيل‌ آزادم‌ زسر فارغم‌ از طمطراق‌ و از ريا قل‌ تعالوا گفت‌ جانم‌ را بيا هر كه‌ بيند مر عطا را صد عوض ‌زود دربازد عطا را زين‌ غرض‌ جمله‌ در بازار از آن‌ گشتند بندتا چو سود افتاد مال‌ خود دهند. با توجه‌ به‌ نگاه‌ و رويكرد انسان‌ به‌ مرگ‌، مرگ‌ نيز با چهره‌گوناگوني‌ به‌ انسان‌ رخ‌ مي‌نمايد، گويا نتيجه‌ نوع‌ نگرش‌ و تلقي‌ انسان‌ ازمرگ‌، در چهره‌ مرگ‌ براي‌ او ظاهر مي‌شود. با توجه‌ به‌ برخورد دوگانه‌انسان‌ها با مرگ‌ در يك‌ نظر عام‌ و كلي‌، مرگ‌ نيز با دو چهره‌ كلي‌ برآدمي‌ ظاهر و نمايان‌ مي‌شود. به‌ آيات‌ و روايت‌ ذيل‌ توجه‌ كرده‌ وتأمل‌ كنيد كه‌ خداوند متعال‌ و معصومان‌ (عليهم‌السلام‌) چگونه‌ اين‌حقيقت‌ را در حد ادراك‌ و فهم‌ ما بازگو كرده‌اند. 1ـ «آيا كساني‌ كه‌ مرتكب‌ كارهاي‌ بد شده‌اند پنداشته‌اند كه‌ آنان‌ رامانند كساني‌ قرار مي‌دهيم‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ و كارهاي‌ شايسته‌كرده‌اند (به‌ طوري‌ كه‌) زندگي‌ آنها و مرگشان‌ يكسان‌ باشد؟چه‌ بد داوري‌ مي‌كنند» 2ـ «همان‌ كساني‌ كه‌ فرشتگان‌ جانشان‌ را ـ در حالي‌ كه‌ پاكندـمي‌ستانند و (به‌ آنان‌) مي‌گويند: «درود بر شما باد» (به‌ پاداش‌)آنچه‌ انجام‌ مي‌داديد به‌ بهشت‌ درآييد.» 3ـ «و اگر بيني‌ آنگاه‌ كه‌ فرشتگان‌ جان‌ كافران‌ را مي‌ستانند، برچهره‌ و پشت‌ آنان‌ مي‌زنند و (گويند:) عذاب‌ سوزان‌ رابچشيد» 4ـ «امام‌ محمدباقر(عليه‌السلام‌) فرمودند: از علي‌بن‌ الحسين‌ امام‌زين‌العابدين‌(عليهماالسلام‌) سئوال‌ شد: مرگ‌ چيست‌؟حضرت‌ (درپاسخ‌) فرمود: «مرگ‌ براي‌ مؤمن‌ همچون‌ دورافكندن‌ لباس‌ چركين‌ و برداشتن‌ بندها و زنجيرهاي‌ سنگين‌ وتبديل‌ آنها به‌ بهترين‌ لباس‌ها و خوشبوترين‌ بوها و راحت‌ترين‌مركب‌ها و مأنوس‌ترين‌ خانه‌ها است‌. و مرگ‌ براي‌ كافرهمچون‌ دور افكندن‌ لباس‌هاي‌ فاخر و نقل‌ مكان‌ كردن‌ ازمنزل‌هاي‌ بي‌ترس‌ و مأنوس‌ و تبديل‌ آنها به‌ چرك‌ترين‌ وخشن‌ترين‌ لباس‌ها و ( دورافتاده‌ترين‌) و وحشتناك‌ترين‌منزل‌ها و بزرگترين‌ عذاب‌ها است‌.» چون‌ نمردي‌ گشت‌ جان‌ كندن‌ دراز مات‌ شو در صبح‌ اي‌ شمع‌ طراز تا نگشتند اختران‌ ما نهان‌دان كه‌ پنهان‌ است‌ خورشيد جهان‌ گرز برخودزن‌ مني‌ درهم‌ شكن ‌زانكه‌ پنبه‌ گوش‌ آمد چشم‌ تن‌ گرز برخود مي‌زني‌ خود اي‌ دني ‌عكس‌ تست‌ اندر فعالم‌ اين‌ مني‌ ترس‌ از مرگ‌ فكر مرگ‌ و تصور مرگ‌ وحشتناك‌ترين‌ تصورات‌ است‌. آدمي‌ ازهيچ‌ چيزي‌ به‌ اندازه‌ مرگ‌ نمي‌ترسد بلكه‌ از هر چيز ديگر كه‌ مي‌ترسدبه‌خاطر مرگ‌ است‌، گاهي‌ مشاهده‌ يك‌ منظره‌ وحشتناك‌ بدون‌ آن‌ كه‌منتهي‌ به‌ مرگ‌ شود افكار انسان‌ را عوض‌ مي‌كند و پس‌ از آن‌ واقعه‌،خاطره‌ آن‌ رويداد هراس‌انگيز را در ذهن‌ خود داشته‌ و هيچ‌گاه‌ از آن‌محو نمي‌شود. مثلاً هواپيما سقوط‌ مي‌كند و او به‌ طرز معجزه‌آسايي‌سالم‌ مي‌ماند يا آن‌ كه‌ كشتي‌ گرفتار طوفان‌ مي‌شود و او به‌ نحو عجيبي‌به‌ سلامت‌ پا به‌ ساحل‌ مي‌گذارد. انديشه‌ مرگ‌ به‌ حدي‌ براي‌ آدمي‌هراس‌انگيز است‌ كه‌ برخي‌ ترس‌ از مرگ‌ و عوامل‌ آن‌ را منشا اعتقاد به‌خدا و دينداري‌ دانسته‌اند. حال‌ پرسش‌ اصلي‌ آن‌ است‌ كه‌ سبب‌ تكويني‌ ترس‌ از مرگ‌چيست‌؟ بسياري‌ از انديشمندان‌ چه‌ مسلمان‌ و چه‌ غيرمسلمان‌كوشيده‌اند تا پاسخي‌ معقول‌ و موجهي‌ به‌ اين‌ پرسش‌ اساسي‌ بدهند كه‌فرصت‌ طرح‌ و بررسي‌ آن‌ در اينجا نيست‌. ما تنها به‌ نظر ابن‌ سينا دراين‌ باب‌ اشاره‌ كرده‌ و به‌ تحليل‌ آيات‌ و روايات‌ در پاسخ‌ به‌ اين‌ سؤال‌مي‌پردازيم‌. در ديدگاه‌ ابن‌سينا موجبات‌ ترس‌ از مرگ‌ يكي‌ از امور ذيل‌ است‌:1ـ با مرگ‌، حقيقت‌ و زندگي‌ (ظاهري‌ دنيوي‌) آدمي‌ برچيده‌ مي‌شود.2ـ اينكه‌ نمي‌دانيم‌ چه‌ وقت‌ مي‌ميريم‌. 3ـ مرگ‌ پديده‌اي‌ ناشناخته‌است‌ و از آن‌ تجربه‌اي‌ نداريم‌ و برايمان‌ امري‌ مبهم‌ است‌. 4ـ تجربه‌مرگ‌ انفرادي‌ و فردي‌ است‌ نه‌ جمعي‌ 5ـ مرگ‌ موجب‌ جدايي‌ انسان‌از متعلقات‌ و دوستان‌ و خويشاوندان‌ مي‌شود. 6ـ با رسيدن‌ مرگ‌، همه‌آرزوها و آمال‌ بشري‌ بر باد مي‌رود. ترس‌ از مرگ‌ در فرهنگ‌ قرآني‌ و روايي‌ به‌ اعتبار و از جهت‌تفاوت‌ انسان‌ها، علت‌هاي‌ گوناگون‌ دارد. در يك‌ منظر كلي‌ مي‌توان‌انسان‌ها را از اين‌ جهت‌ به‌ تعبير حضرت‌ امام‌ (رضوان‌الله‌ تعالي‌ عليه‌)به‌ سه‌ گروه‌: ناقصان‌، متوسطان‌ و كاملان‌ تقسيم‌ كرد. اما دليل‌وحشت‌ از مرگ‌ در انسان‌هاي‌ ناقص‌ اين‌ نكته‌ ظريف‌ است‌ كه‌ انسان‌ به‌حكم‌ فطرت‌ خود حب‌ به‌ بقا و ميل‌ به‌ جاودانگي‌ داشته‌ و از فنا، زوال‌ ونيستي‌ متنفر مي‌باشد، از اين‌رو به‌ عالمي‌ كه‌ عالم‌ حيات‌ تلقي‌ مي‌شود،عشق‌ ورزيده‌ و از عالمي‌ كه‌ به‌ پندار خود عالم‌ نيستي‌ است‌، تنفر دارد.بنابراين‌ چنين‌ افرادي‌ به‌ دليل‌ آنكه‌ ايمان‌ به‌ عالم‌ آخرت‌ نداشته‌ وقلوبشان‌ به‌ حيات‌ ازلي‌ و بقاي‌ سرمدي‌ اطمينان‌ نيافته‌ است‌، به‌ اين‌ دنياعلاقمند و به‌ حسب‌ آن‌ فطرت‌؛ از مرگ‌ هراسان‌ و گريزانند. خداوندمتعال‌ عقيده‌ اين‌ گروه‌ از انسان‌ها را چنين‌ بيان‌ مي‌كند: «جز اين‌ زندگاني‌ دنياي‌ ما چيزي‌ نيست‌، مي‌ميريم‌ و زندگي‌ مي‌كنيم‌و ديگر برانگيخته‌ نخواهيم‌ شد.» از اين‌رو كافران‌ كه‌ ايمان‌ به‌ حيات‌ و عالم‌آخرت‌ ندارند از مرگ‌وحشت‌ دارند. عامل‌ ترس‌ از مرگ‌ در انسان‌هاي‌ متوسط‌ چيز ديگري‌ است‌،متوسطان‌ كه‌ ايمانشان‌ به‌ عالم‌ آخرت‌ و حيات‌ قيامت‌ كامل‌ نيست‌. به‌دليل‌ غفلت‌ از آخرت‌ و عالم‌ برتر و بالاتر و توجه‌ به‌ امور دنيوي‌ وتلاش‌ در آباداني‌ آنها از مرگ‌ مي‌ترسند. امام‌ صادق‌(عليه‌السلام‌) مي‌فرمايند: «(روزي‌) مردي‌ به‌سوي‌ ابوذر آمده‌ و پرسيد: چرا ما از مرگ‌كراهت‌ داريم‌؟ (ابوذر در پاسخ‌) فرمود: به‌ دليل‌ آنكه‌ شما دنيا راتعمير كرديد و آخرت‌ را خراب‌، پس‌ كراهت‌(و ترس‌) داريد كه‌ ازآباداني‌ به‌ سوي‌ خرابي‌ انتقال‌ يابيد» ريشه‌ اين‌ غفلت‌ هم‌ يا متابعت‌ از خواسته‌هاي‌ نفساني‌ و مخالفت‌ باحضرت‌ حق‌ است‌، يا آرزوهاي‌ دراز. در اين‌ كلام‌گران‌سنگ‌ علي‌ (ع‌)دقت‌ و تأمل‌ كنيد: «... آيا كسي‌ نيست‌ كه‌ از گناه‌ توبه‌ كند پيش‌ از آنكه‌ مرگش‌ سررسد؟... بدانيد كه‌ شما در روزهايي‌ به‌سر مي‌بريد كه‌ فرصت‌ ساختن‌برگ‌ است‌، و از پس‌ اين‌، روزهاي‌ مرگ‌ است‌... شما را فرموده‌اندكه‌ بار بربنديد و توشه‌ برگيريد. من‌ بر شما از دو چيز بيشترمي‌ترسم‌: دنبال‌ هواي‌ نفس‌ رفتن‌، و آرزوي‌ دراز در سر پختن‌» به‌ فرموده‌ خداوند متعال‌ اين‌ گروه‌، از زندگي‌ دنيا، ظاهري‌مي‌شناسند و حال‌ آنكه‌ از آخرت‌ غافلند. استن‌ اين‌ عالم‌ اي‌ جان‌ غفلت‌ است‌هوشياري‌ اين‌ جهان‌ را آفت‌ است‌ هوشياري‌ زان‌ جهان‌ است‌ و چوآن‌غالب‌ آيد پست‌ گردد اين‌ جهان‌ اين‌ متوسطان‌ و غافلان‌ به‌ حدي‌ از مرگ‌ غافلند كه‌ به‌ تعبيرحضرت‌علي‌(عليه‌السلام‌): «گويا مرگ‌ را در دنيا به‌ جز ما نوشته‌اند و گويا حق‌ را در آن‌برعهده‌ جز ما هشته‌اند و گويي‌ آنچه‌ از مردگان‌ مي‌بينيم‌، مسافرانندكه‌ به‌ زودي‌ نزد ما باز مي‌آيند، و آنان‌ را در گورهاشان‌ جاي‌مي‌دهيم‌ و ميراثشان‌ را مي‌خوريم‌، پنداري‌؛ ما پس‌ از آنان‌ جاودان‌به‌سر مي‌بريم‌» اما گروه‌ سوم‌ كه‌ انسان‌هاي‌ كامل‌ و مؤمنان‌ مطمئن‌ هستند از مرگ‌كراهت‌ ندارند ولي‌ از آن‌ وحشت‌ و خوف‌ دارند، اما ترس‌ آنها يك‌ ترس‌مثبت‌ و ارزشي‌ است‌، چرا كه‌ خوف‌ آنها از عظمت‌ خداوند متعال‌ بوده‌، نه‌مثل‌ وحشت‌ ما وابستگان‌ به‌ دنياي‌ مادي‌ و دل‌دادگان‌ به‌ تعلقات‌ آن‌.حضرت‌ حق‌ در قلب‌ اولياي‌ الهي‌ تجلي‌ كرده‌ و موجب‌ هيبت‌ مشوب‌ به‌شوق‌ مي‌شود و در حقيقت‌ هيبت‌ و بزرگي‌ خوف‌، از تجلي‌ عظمت‌ وادراك‌ آن‌ است‌. دل‌ عاشقان‌ خداوند متعال‌ در هنگام‌ ملاقات‌ با حضرت‌حق‌ ـ كه‌ با مرگ‌ سر فصلي‌ از آن‌ آغاز مي‌شود ـ مي‌تپد و وحشتناك‌ وترسناك‌ مي‌شود ولي‌ اين‌ خوف‌ غير از ترس‌هاي‌ معمولي‌ است‌. ترس‌انسان‌هاي‌ آن‌ سويي‌ از طول‌ سفر، توشه‌ كم‌ و بزرگي‌ و عظمت‌ مقصداست‌. اينان‌ مرگ‌ را چون‌ زندگي‌ امتحان‌ بزرگ‌ الهي‌ مي‌دانند ومي‌ترسند كه‌ از اين‌ آزمون‌ سربلند بيرون‌ نيايند. با توضيحات‌ اجمالي‌ و مختصر فوق‌ مشخص‌ شد كه‌ اولاً هر ترس‌و وحشت‌ از مرگي‌ بد و منفي‌ و هر خوفي‌ از آن‌ هم‌ خوب‌ و مثبت‌نيست‌. اگر ترس‌ از مرگ‌ براثر غفلت‌ و محدوديت‌ نظر وانديشه‌ به‌دنياي‌ مادي‌ باشد وحشتي‌ منفي‌ و نابخردانه‌ است‌ اما اگر وحشت‌ ازمرگ‌ بر اساس‌ خوف‌ از عظمت‌ حق‌ تعالي‌ و ترس‌ از چگونگي‌رويارويي‌ با خدا باشد، ترسي‌ مثبت‌ و از سر شوق‌ و عشق‌ است‌. ثانياً باتفاوت‌ انسان‌ها و نوع‌ نگرش‌ها، عوامل‌ ترس‌ از مرگ‌ متفاوت‌ وگوناگون‌ خواهد بود. اما اينكه‌ گاهي‌ گفته‌ مي‌شود عده‌اي‌ از مرگ‌ نمي‌هراسند ونترسيدن‌ آنها هم‌ از سر عشق‌ به‌ لقاي‌ خداوند متعال‌ نيست‌، سخني‌ است‌كه‌ به‌نظر نگارنده‌ خالي‌ و دور از حقيقت‌ است‌. چراكه‌ هرگاه‌ انساني‌ درخلوتگاه‌ خود، به‌ نسبت‌ خود و مرگ‌ بينديشد خالي‌ از سه‌ نوع‌ ترس‌پيش‌ گفته‌، نخواهد بود. اگر چنين‌ فردي‌ را ـ كه‌ مدعي‌ عدم‌ وحشت‌ ازمرگ‌ است‌ ـ در معرض‌ خطر جدي‌ قرار دهيد به‌ صورتي‌ كه‌ او درشرف‌ مرگ‌ قرار گيرد، قطعاً از خود عكس‌العمل‌ نشان‌ خواهد داد واين‌ نيست‌ مگر به‌ دليل‌ هراس‌ از مرگ‌ كه‌ از سنخ‌ سبب‌هاي‌روان‌شناختي‌ است‌. اين‌ نكته‌ نيز نبايد مورد غفلت‌ قرار گيرد كه‌ توضيحات‌ فوق‌ درباب‌ ترس‌ از مرگ‌ و همچنين‌ تفاوت‌ روي‌ آوردن‌ چهره‌ مرگ‌ به‌مؤمنان‌ و كافران‌، نشانگر آن‌ است‌ كه‌ از ديدگاه‌ معارف‌ قرآني‌ وروايي‌، انسان‌ و اعمال‌، افكار، كردار و اوصافش‌ نقش‌ بسزايي‌ در اين‌مسأله‌ مهم‌ دارد به‌نحوي‌ كه‌ سعادت‌ و شقاوت‌ بشر از درون‌ اومي‌جوشد و در واقع‌ آدمي‌ بايد از خود و كرده‌هايش‌ هراسان‌ باشد.آموزه‌هاي‌ ديني‌ نيز با ارائه‌ حقيقت‌ مرگ‌ و توصيف‌ ابعاد آن‌مي‌خواهند نگرش‌ انسان‌ را به‌ خود تغيير داده‌ و تصحيح‌ كنند، يعني‌ به‌او ياد دهند كه‌ در عين‌ زندگي‌ در جهان‌ مادي‌ و كوشش‌ براي‌ برطرف‌ساختن‌ نيازهاي‌ خود دلبستگي‌ و وابستگي‌ به‌ آنها نداشته‌ باشد. ازاين‌رو ترس‌ از مرگ‌ دراين‌ حد و چارچوب‌ امري‌ ارزشي‌ و مثبت‌خواهد بود. پس‌ هر كس‌ طبيب‌ خويش‌ است‌ و با نوع‌ نگرش‌ و عملكردخود مي‌تواند ترسي‌ از مرگ‌ را كه‌ بر اثر غفلت‌ و تنگ‌نظري‌ و محدودنگري‌ به‌ عالم‌ مادي‌ در او پديدار شده‌ به‌ ترس‌ از مرگي‌ كه‌ راه‌ راطولاني‌ ديده‌ و رويارويي‌ با خداوند متعال‌ را سخت‌ مي‌بيند، مبدل‌سازد. ترس‌ اول‌ اگر بر جان‌ آدمي‌ سيطره‌ پيدا كند، همين‌ زندگي‌دنيوي‌ را براي‌ آدمي‌ تيره‌ و تار مي‌سازد اما ترس‌ دوم‌ موجب‌ تقويت‌و تهذيب‌ نفس‌ شده‌ و انسان‌ را به‌ انجام‌ اعمال‌ نيك‌ و صالح‌ كه‌ ازديدگاه‌ شريعت‌ اسلامي‌ گستره‌اي‌ بس‌ عظيم‌ دارد، سوق‌ مي‌دهد. پس‌چه‌ خوب‌ است‌ دوباره‌ در اين‌ حديث‌ شريف‌ تأمل‌ كنيم‌: امام‌ صادق‌ عليه‌السلام‌ به‌ مردي‌ فرمود: «همانا تو، طبيب‌ نفس‌ خويش‌ قرار داده‌ شده‌ايي‌، براي‌ تو درد بيان‌شده‌ و نشانه‌ صحت‌ و سلامتي‌ معرفي‌ و به‌ دوا (و درمان‌) راهنمايي‌شده‌اي‌. پس‌ بنگر كه‌ چگونه‌ در(اصلاح‌) نفس‌ خود قيام‌ مي‌كني‌»

مدرنيته و تاثير آن بر دينداري ، اخلاق  و معنويت با تكيه بر شهرهاي اسلامي

مقد مه :

قبل از صنعتي شدن شهرها ، نگرش كلاسيك به جوامع روستايي درچهارچوب پايداري و استحكام اعتقادات و ارزشهاي فرهنگي آنها قرار داشت ، بدين سان كه از ميان مشخصات جوامع روستايي ، احترام به سنتها و اعتقادات ديني مورد توجه قرار مي گرفت . مذهب و احترام به باورهاي مذهبي از طرف جوامع روستايي پذيرفته مي شود . بر اساس اعتقاد به مفاهيم و دستورات مذهبي ، دلايل مرگ ، زمان كشت محصول ، كيفيت روابط ميان والدين و فرزندان و ديگر ويژگيهاي زندگي اجتماعي مشخص مي گردد . به دليل پايداري و استحكام اين سنتها و اعتقادات ، مي توان گفت اين دو عامل در زندگي اجتماعي و روزمره مردم روستايي تاثيرات بسياري داشته و نوعي امنيت در جامعه به وجود آورده است .


زماني كه شهرنشيني و صنعتي شدن بر جوامع انساني تسلط يافت ، در غرب ، فرهنگ جامعه شهري به سرعت به سوي دنيا پرستي و شرايط غير معنوي متمايل گشت و در بسياري موارد ، مشاهدات تجربي و منطقي و علم ، جانشين معتقدات سنتي و معنوي گرديد و نظامهاي فرهنگي و باورها ناپايدار گرديد و اين مفهوم در اذهان ملتها جاي گرفت كه واقعيتهاي امروز ، فردا خطاي محض است و اغلب نيز چنين است ، زيرا با پيشرفت علم و تكنولوژي ، بسياري از باورهاي فرهنگي ، اعتبار و ارزش خود را از دست داده اند (1 ). بر اين اساس در اين تحقيق سعي شده است تا حدودي به مساله مدرنيته كه سومين مرحله تحولات فكري بعد از سنت ، سنت و مدرن كه بر اساس تقسيم بندي الوين تافلر به موج اول مشهور اند و بر اساس تقسيم بندي مراحل توسعه اقتصادي از نظر روستو به چارچوب سنتي بيان گرديده پرداخته شود . بر طبق تقسيم بندي تافلر به موج دوم و مرحله خيزش اقتصادي و نيل به بلوغ صنعتي معروف شده است (6) . همچنين به تاثير اين پديده در كشورهاي اسلامي و نقش آن در چگونگي برنامه ريزيهاي شهري و اعتقادات اسلامي توجه شده است .


كلمات كليدي : مدرنيته ، رنسانس ، قرون وسطي ، تجدد ، بلوغ صنعتي ، موج اول ودوم
مدرنيته:

مدرنيته پس از تحولات قرون وسطي و رنسانس در عصر روشنگري پديدار شد و دستورالعمل جديد زندگي را براي جهان به ارمغان آورد (4) . به عبارت ديگر مدرنيته را مي توان مجموعه فرهنگ و تمدن اروپايي از رنسانس به اين سو دانست (2 ) .دوره ايي كه در تعريف آدم ، عالم و مبدا عالم تفاوت عظيمي نسبت به گذشته پيدا كرده است . مفاهيمي در تفكر بشر وارد شده كه مثل و مانند نداشته است . چنانچه بخواهيم اين دوره (‌مدرنيته ) را از نظر لغوي ترجمه نماييم از ريشه كلمه modernug اخذ شده است و در لغت به معناي هم اكنون و هم الان است و Renaissance نيز در لغت به معناي تولد دوباره مطرح گرديده است . تولد آدم و عالم مدرن . بر خلاف تصور رايج كه عالم جديد را كمال عالم قديم مي دانند ،‌ عالم مدرن ( جديد ) ماهيتا متفاوت از عالم قديم است (5) .
مدرنيته( تجدد – امروزي شدن )، به نوعي از جامعه اطلاق مي شود كه در عصر روشنگري غرب به وجود آمده است . بسياري باور دارند كه تجدد يعني روزگار پيروزي خرد انساني بر باورهاي سنتي ( اسطوره ايي ، اخلاقي ، ديني ، فلسفي ) ، رشد انديشه علمي و خرد باوري ، افزون شدن اعتبار ديدگاه فلسفه نقادانه ( داوري اثر فكري يا پديده اجتماعي ) كه همه همراهند با سازمان يابي تازه توليد و تجارت ، شكل گيري قوانين مبادله و بتدريج سلطه جامعه مدني بر دولت ( پيدايش دولتهاي دمكراتيك ) .در واقع ، تجدد انتقادي مداوم است از سنت و از خودش ، نوخواهي و امروزگي است . مدام در حال تازه شدن و خود را نفي كردن و به قلمرو تازگيها گام نهادن است . به سخن روشن تجدد يعني جامعه بخردانه كه در آن خرد ، يگانه اصل سازماندهي زندگي اجتماعي فردي ، توسعه علمي و تكنولوژيك ، توسعه اقتصادي در پي دگرگونيهاي اجتماعي ، پشت سر نهادن بسياري از سنتهاو باورهاي كهنه فرهنگي . به گفته هگل ، آنچه عقلاني است واقعي و آنچه واقعي است عقلاني است .(2)

مدرنيسم به دوره ايي اطلاق مي شود كه در آن آرمانهاي بورژوايي ، جهان انديشي ، علم باوري ، كلي گرايي ، سلسله مراتب ، فشار و نظامي گري ، شهرنشيني ، و …. حوزه هاي گسترده ايي را در جهان ما و پهنه زندگي تشكيل مي داد (2) .
مدرنيسم ( تجدد گرايي ) هدف هاي علم را در جهت گيري به سوي حقيقت روشن ، آشكار ساختن حقيقت و حمايت از حقيقت مي شناسد . مدرنيسم با پروژه روشنگري يا عقلانيت پيوند دارد . و بر مسائلي چون آزادي ، تجربه ، علم و تكنولوژي ، نفي اقتدار و سلطه سنتي كليسا و در نهايت نجات بشر از تاريكي ، خرافات و …. مهر تاييد مي گذارد . به گونه ايي كه استعمار سرزمين ها ، اكتشافات جغرافيايي ، تسلط انسان بر طبيعت و كنترل آن را از طريق به كارگيري علم و تكنولوژي سبب گرديده و تخريب محيط زيست را شدت بخشيده است (3) .

به طور كلي مدرنيته مرجعي براي بازتاب انديشه هاي نو در عصر روشنگري مطرح شده است و شامل يك نگرش فلسفي – سياسي و اجتماعي به انسان و محيط مي باشد . در چارچوب مفهوم محوري انسان ، فارغ از الگوهاي ماوراء الطبيعي تعريف شده و عقلانيت وي در زمينه شناخت نوين از خود و محيط پيرامون است (4) .

 

شاخصها و اصول مدرنيسم

1-انسان گرايي

2- عقل گرايي

 3- مطلوبيت طلبي

در اصل انسان گرايي ، در فلسفه مدرن انسان از مقام و منزلت والايي برخوردار است و معتقد بودند كه هر چيزي كه رضايت و سعادت انسان را تامين نكند در واقع خارج از اين انديشه قرار مي گيرد و قابل تقبيح است . در اصل عقل گرايي ، فلاسفه عصر روشنگري نيل به عقل گرايي را در فرهنگ بشري مد نظر داشتند و معتقد بودند كه قدرت عقل انساني به عنوان يك واقعيت است كه به واسطه آن انسان توان رفع نيازهايش را به مطلوبترين شكل دارا مي باشد . بناي اساسي اصل مطلوبيت طلبي بر پايه فرد گرايي قرار دارد . به گونه ايي كه هر چيزي كه خرسندي انسان ها را مهيا كند ، مي تواند در تكامل و همچنين كاهش مشكلات آدميان مؤثر باشد . در حقيقت خرسندي ذهني ، عرفاني و اخلاقي كه در گذشته معيار سعادت تلقي مي شد ، از حوزه فكري انسان مدرن خارج شده است . در مدرنيته ، راه حل تمامي مسائل ممكن ، چه در حوزه شناسايي و چه عمل اخلاقي و عالم رفتاري ، عقل انسان هاست . و اين اميد وجود آمد كه انسان مي تواند با شناسايي عقلاني از جبر طبيعت و تاريخ رهايي يابد و به آرمان شهر كمال انساني خود دست يابد (4) .

مناديان عصر جديد ، انسان را خالق تاريخ دانسته . “ويكو” فيلسوف تاريخ مي گفت ما فقط علم كامل به آنچه مخلوق و مصنوع خودمان است داريم و علت اينكه انسان امروز پشت به سنت مي كند و از آن مي گريزد آنست كه خودش را خالق تاريخ مي داند . اما در ادوار گذشته ، انسان هيچگاه خود را خالق تاريخ به معناي امروزي اش نمي دانست . لاف انسان متجدد در ساختن تاريخ كه ما اكنون آن را از مسلمات و بديهيات مي انگاريم در مخيله انسان قبل از مدرن خطور نمي كرد . انسان امروز حتي سعي دارد بر زمان و مكان چيره شود و جايش از روزگار برتر رود و ماءوا در جاودانگي گزيند . و اينان حوادثي چون : عيد ، مراسم حج ، قرباني ، عيد غدير و ايام محرم را حاكي از تذكر حوادثي مقدس اعم از شادي آور و حزن انگيز در گذشته مي پندارند كه موجب گذشت از روزمرگي حوادث جزئي يوميه و غوطه ور نشدن در آن است . در حاليكه انسان مدرن همه اعمال و افعالش معطوف به وقايع و حوادث يوميه است زيرا خود را خالق آن مي داند . چون نزد او گذشته امري منسوخ و بلا استفاده و بدون معني است ، رجوع و تذكر آن فاقد هرگونه ارزش و اعتبار مي باشد (5).تشخيص و تمايز ميان انسان كهن و انسان جديد از زماني موضوع مورد بحث فلسفه گرديد كه مسئله تجدد و نوخواهي مفهوم پيدا كرد .(2)

 

تاثير مدرنيته بر دينداري، اخلاق و معنويت :


حال چنانچه بخواهيم به تاثير مدرنيته بر دينداري و معنويت بپردازيم مي توان اشاره نمود كه در اسلام ، همواره براي حريم زندگي خانوادگي و ارزشهاي آن اهميت قائل بوده است از اين رو همه دستورات و قوانين به گونه ايي برنامه ريزي شهري و ساخت شهرهاي اسلامي را تحت تاثير قرار داده و به مورفولوژي شهرهاي اسلامي هويت ويژه ايي بخشيده است كه با شهرهاي نواحي ديگر دنيا متفاوت است . تا قرنها پيش بيشتر فعاليتهاي شهرهاي اسلامي بر مدار يك مسجد با موقعيت مركزي انجام مي گرفت و مساجد ، بويژه مسجد جامع به شهرهاي اسلامي چهره ايي كاملا مشخص مي بخشيد . اين نقش كانوني ( مسجد جامع و بازار با محله هايش ) همواره منشا تحركهاي اجتماعي ، سياسي و اقتصادي در اسلام و نيز روابط نزديك دانشمندان با طبقه متوسط شهري بوده است . (شكل يابي شهرها بعد از سال 622 ميلادي كه آيين حضرت محمد ( ص) در مدينه مطرح شد ، شروع مي شود ).

ايدئولوژي اسلامي هرگز سيستم كاست ، طبقه گرايي ، نژاد گرايي و قوم گرايي را نپذيرفته است . در جامعه اسلام ، به وجود آمدن مكتبهاي فكري در مدارس نظاميه يا مساجد كه بيشتر در مجاورت بازار فعاليت فلسفي علمي داشتند به نحوي فرهنگ شهري را تحت تاثير قرار داده است . اين مكتبهاي مذهبي – فلسفي با نفوذ در فرهنگ شهري احساسات و تعصبات وابستگي به قوم و قبيله و خاندان را بسيار تعديل كرده است . در مساجد كه محل عبادت مسلمانان محسوب مي شود همه مردم برابرند و هيچ نوع امتيازي از لحاظ طبقه ، رنگ پوست و قوم بين مردم وجود ندارد .

در حالي كه در پنجاه سال گذشته ، توسعه علم و تكنولوژي ، دگرگوني در اقتصاد ، نگرشهاي سياسي و پويايي فرهنگها ، در برنامه ريزي شهري كشورهاي اسلامي مؤثر بوده است و در بيشتر مواردر ، برنامه ريزي و نوسازي شهرها تحت تاثير فرهنگ غربي ، ساخت و بافت تازه ايي به شهرهاي اسلامي بخشيده كه تا نيم قرن پيش سابقه نداشته است (5) . به گونه ايي كه در شهرها ميراث مدرنيسم به صورت برجهاي شيشه ايي ، بلوكهاي موزون و قطعات فولادي نمايان گرديد (3) .


جدايي گزيني و خلوت گزيني دوره هاي گذشته به صورت زندگي در مجتمعهاي مسكوني شانزده يا بيست طبقه در آمد . سنت چند سال گذشته كه دانشگاهها و مراكز عالي آموزشي به بخش مركزي شهرهاي اسلامي ، كاركرد فرهنگي خاصي مي بخشيد به سبب نياز به فضاي بيشتر از بين رفت و اين قبيل مراكز از بخش مركزي شهرها به حاشيه شهرها منتقل شدند . برادري و اخوت اسلامي كه دين اسلام بر آن بسيار تاكيد دارد و توجه نكردن به رنگ پوست و بركنار بودن از وابستگيهاي طبقاتي كه از مشخصات شهرهاي اسلامي سنتي است در برابر برنامه ريزيهاي جديد شهري شدن تضعيف مي شود (1 ) . با توجه به سبك ساختمان سازي و خارج نمودن منازل از حالت سنتي خود ( يك طبقه بودن ساختمانها و محفوظ بودن اعضاي خانواده از ديد نامحرمان همسايه ) و تبديل آنها به برجهاي سر به فلك رسيده و از بين رفتن آن حجابها و موانع كه اسلام موافق آن بوده منجر به بروز انواع مسائل اجتماعي و اخلاقي گرديده كه بدنبال آن ناهنجاريهاي شديد اجتماعي و فرهنگي در جوامع بروز نموده است .


نتيجه گيري :


بر اساس تحقيقات به عمل آمده در ارتباط با مسئله مطرح گرديده اين نتيجه حاصل مي گردد كه : پيوند استوار و پايدار اجتماعي و مذهبي و معتقد بودن به سنتها و آرمانها كه نگاهدارنده ستون جوامع انساني بوده ( البته در حد مورد قبول اسلام ) اصل غير قابل انكاري است .

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ

شكوهي ، حسين . ديدگاههاي نو در جغرافياي شهري ، جلد اول ، انتشارات سمت ، زمستان 1374 ، صص 185 –193 – 498 .
شكوهي ، حسين . انديشه هاي نو در فلسفه جعرافيا ، جلد اول ، موسسه جغرافيايي و كارتو گرافي ، پاييز 1381 ، صص 134-135 .
شكوهي ، حسين . جعرافيا و پست مدرنيسم ، دانشگاه تربيت مدرس ، شماره مقاله : 526 ،‌ ص 63 .
روزنامه همشهري ،‌ مدرنيسم و پست مدرنيسم ، شماره 1525 3ارديبهشت 1377 ، ص 6 .
روزنامه همشهري ، تاملي در معناي گذشته و حال مدرنيته ، شماره 1656 ، 9 مهر 1377 ، ص 6 .
نور بخش آقبلاغ ، عسگر . پست مدرنيسم و سازمانهاي فراصنعتي ، فصلنامه مصباح ، سال دهم ، شماره 40 ، ص 27 .

اثر گروههای خونی بررفتار افراد

در پي اعلام نظر دانشمندان زيست شناس كه خصلت ، منش، رفتار، توان، كارائي، خلاقيت و خلق و خوي هر فرد بستگي به گروه خون وي دارد. در كشورهاي صنعتي غرب به ويژه ژاپن هنگام استخدام و انتصاب توجه به گروه خون فرد در اولويت است. توجه به گروه خون در مورد ازدواج هم اينك بيش از هر زمان ديگر شده است و براي جلو گيري از طلاق و ناسازگاري، دختر و پسر نه تنها لازم است از بيماري هاي ارثي دو خانواده آگاه شوند و دختر ، رفتار خانواده مادر پسر را با همسرانشان مورد مطالعه قرار دهد بلكه از گروه خوني يكديگر با خبر شوند. توشينا كانومي (toshinakanomi ) پژوهشگر ژاپني در رساله اي كه شش ميليون نسخه آن توسط افراد و شركتها خريداري شدهو همزمان ، توسط الكساندر بشر (besher ) به انگليسي ترجمه گرديده و به صورت يك دستورالعمل و راهنما در آمده است خصلتهاي گروههاي خوني را به اين شرح مشخص ساخته است .

گروه خوني A : افرادي آرام ، منظم ، مطيع قانون و قاعده و بدون اعمال خشونت هستند ، اما انعطاف ناپذير، تودار، خود خواه و مشكل پسندند . اين افراد در كارهاي حسابداري و هر گونه امور اقتصادي، مالي، كامپيوتر و مهندسي شايستگي بيشتري دارند .

 گروه خوني : B افرادي انعطاف پذير، مستقل، عاطفي، صريح اللهجه، حساس و در عين حال با پشتكار هستند، ولي ناشكيبا، غير قابل پيش بيني و در كارها يي كه مورد علاقه اشان نيست تنبل هستند و دهانشان چفت و بست ندارد و نمي شود اسرار و كارهاي محرمانه را با آنها در ميان گذارد . اين افراد شايسته روزنامه نگاري ، نويسندگي ، هنر و كارهاي فكري هستند .

 گروه خوني : AB افرادي منطقي ، حسابگر ، امين و روراست ، سازمان دهنده ، مطيع و در عين حال نيرومند هستند. اين افراد به آساني كسي را نمي بخشند ، گاهي خشمگين مي شوند ، اغماض را دوست ندارند ، محافظه كار هستند و نمي شود آنها را به آساني شناخت و دستشان را خواند . اينان براي مديريت ، قضاوت ، نمايندگي ، كارگري و كار فرمايي ( هر دو ) مناسبترند.

گروه خوني O : افرادي سالمتر ، داراي هدف مشخص آ ينده نگر و انديشمند هستند ولي در عين حال بيش از ديگران حسود و مقام طلب هستند و پرحرفي مي كنند . افراد اين گروه سياستمداران ، وزيران و همچنين ورزشكاران خوبي مي توانند بشوند .

 گروه خون يك فرد نشان دهنده نوع آنتي ژن ( نوعي پروتئين ) است كه در گلبول قرمز آن فرد وجود دارد . افراد داراي آنتي ژن A از گروه خوني A ومردمان داراي آنتي ژن B از گروه خوني B وافراد داراي هر دو نوع آنتي ژن از گروه خوني AB هستند و كساني كه داراي آنتي ژن A و B نيستند از گروه خوني O هستند.

ازدواج وبهداشت روان

ازدواج

خبرگزاري فارس: هدف ما از اين مطالعه درباره خانواده، بيان ارزش و اهميت آن، خانواده در اديان الهى به ويژه اسلام، مشكلات و نابسامانى‌هاى خانواده در جهان امروز، ازدواج نخستين سنگ بناى ايجاد خانواده، و تأثير ازدواج بر رفع ناهنجارى هاى روانى و كمك مؤثر در بهداشت جسمى و روانى است.

 

چكيده

خانواده اولين واحد تشكيل دهنده اجتماع است. خداوند اولين انسان سميع و بصير را، كه به عنوان پيامبر و پدر همه انسان ها در زمين تمكّن داد، برايش همسرى تعيين كرد. آن ها نخستين هسته اصلى خانواده را به وجود آوردند و به تدريج زمين را آباد ساختند و مردان و زنان بسيارى در زمين پراكنده شده، كارها را تقسيم كردند. خانواده اصالت پيدا كرد و هر فرد براى بقاى خود و نوع، وظايف خاصى عهده دار گرديد. هرقدر جمعيت كره زمين زيادتر شد، شكل زندگى و خانواده تغييرات عميق ترى پيدا كرد و نيازهاى انسان بيش تر و متنوع تر شد. نياز غريزى و گرايش به سوى جنس مخالف هميشه و در تمام موجودات وجود داشته است. اما اديان الهى و در نهايت، اسلام به اين نياز تقدّس بخشيدند. انسان علاوه بر بيمارى هاى جسمى، ناراحتى هاى روانى هم دارد. يكى از راه هاى يافتن آرامش و سلامت بهتر روان، اقدام به يافتن همسر و تشكيل خانواده است.

خانواده

ساده ترين، كوچك ترين و قديمى ترين شكل جامعه انسانى «خانواده» است.1 خانواده كوچك ترين واحد بنيادى جامعه نوين است.2 «خانواده» در لغت از دو جزء «خان» به معناى منزل و سرا و «واده» به معناى اهل منزل تشكيل شده است. پس در جمع، همه كسانى كه در خانه هستند، عضو خانواده مى باشند. در تعريفى ديگر، مى گويند: خانواده عبارت از روابط جنسى معيّن و بادوامى است كه توليد اطفال و پرورش آن ها را به عهده دارد. بحث در اين زمينه گسترده است، اما آنچه مسلّم است اين كه خانواده از مجموعه اى افراد تشكيل مى شود و قسمتى از شبكه بزرگ تر به نام جامعه است.3
خانواده از ابتداى پيدايش حيات انسان در زمين تا امروز تحولاتى عميق يافته و عوامل گوناگون دينى، اقتصادى، سياسى و زيست محيطى موجب اين تغييرات و دگرگونى ها شده اند. هدف ما در اين مقاله تجزيه و تحليل و كنجكاوى در اين تحولات نيست، كه اين مقوله نياز به تحقيق عميق جامعه شناسى دارد، بلكه هدف ما از اين مطالعه درباره خانواده، بيان ارزش و اهميت آن، خانواده در اديان الهى به ويژه اسلام، مشكلات و نابسامانى هاى خانواده در جهان امروز، ازدواج نخستين سنگ بناى ايجاد خانواده، و تأثير ازدواج بر رفع ناهنجارى هاى روانى و كمك مؤثر در بهداشت جسمى و روانى است.

ارزش و اهميت خانواده

هزاران سال كره زمين زيستگاه جانداران بسيار بود و شايد جاندارانى شبيه انسان در زمين بودند كه حياتشان چندان تفاوتى با ساير جانداران زمين نداشت، تا اين كه خداوند مخلوقى به نام آدم در زمين مستقر ساخت و براى رفع تنهايى و آسايش و آرامش او، همسرى به او داد و از ازدواج اين دو موجود انسان هاى بسيارى در زمين پراكنده شدند.4 جامعه شناختى و زيست شناختى و تشريح مقايسه اى (تطبيقى) و پيوستگى انواع و خلقت تدريجى و نظرات موافق و مخالف و كلام درباره كينونيّة الانسان الاولى5 فرصتى ديگر مى طلبد و هر نظريه اى درباره خلقت انسان و تداوم آن تا به امروز اثبات شود، موجوديت بحث حاضر را دچار مخاطره نمى كند و ارزش و اهميت آن را تغيير نمى دهد.
انسان موجودى است اجتماعى، در بهترين قوام آفريده شده (تين: 14)، خليفه خدا در زمين (بقره: 30)، مسجود ملائكه (اعراف: 11)، مخلوق برتر (بقره: 30ـ33)، مشرّف به تشريف روح الهى (حجر: 29)، واجد عقل، فكر، استعداد، هوش، عواطف، احساسات، ادراك، حافظه، تخيّل و ده ها امتياز ديگر و در نهايت، اراده و قدرت اخذ تصميم و نيز قوّه نطق و بيان به او عنايت شده (الرحمن: 3) و از مسؤوليت هاى مهم او اقدام به عمران و آبادى زمين است. (هود: 61) مخلوقى به اين عظمت بيهوده رها نشده و براى هدايت و ارشاد او، افرادى مأموريت يافته اند كه آنان را «نبى» و «رسول» ناميده اند. اين مأموران الهى وظايف گوناگونى داشته اند. تعداد كمى با كتاب و كلام وحى و سلاح اعجاز، مأمور هدايت گروه هاى بزرگ از مردم بودند و شمار كثيرى مأمور ناحيه يا بخش يا گروهى كوچك بودند و نام معدودى از آنان در كتاب هاى مقدّس و از جمله قرآن كريم ذكر شده است. همه انبيا بشر را به تشكيل خانواده و انتخاب همسر راهنمايى كرده اند. در جاى جاى كتاب مقدّس (تورات و انجيل)، عناوين احترام به ازدواج توسط والدين، ازدواج فاميلى، تأسيس ازدواج، ترغيب به ازدواج، جشن ازدواج، جشن عروسى و عناوينى مانند اين در فصل هايى مانند رساله اول تيموتائوس، امثال سليمان، رساله به عبرانيان و رساله اول به قرنتيان و ده ها مورد ديگر درباره عفّت زنان و موارد اخلاقى ديگر اشاره شده است.6
در آثار باقى مانده از زرتشت درباره پاك دامنى و درباره زنان پير و جوان سخن گفته شده و خانواده و عفّت و شرافت به بزرگى ياد شده است.7

آثار موجود از عرفان هند و هندوان از جمله گزيده اوپه نيشدها در جاى جاى، به زوجيت و خانواده عزّت نهاده، در بخش نخستين «تقديس خواندن سامه ويدا» از علاقه زوجيت سخن گفته و در بخش چهارم «مناجات و مراسم براى تناسل»، درباره مراسم ازدواج و داشتن فرزند نيكويى كه بتواند ويدا را بخواند و به سن كمال برسد سخن گفته است.8
در مجموعه جوگ باسشت، داشتن فرزند و حسب و نسب پسنديده موجب افتخار دانسته شده است.9
آنچه در كتاب آسمانى خودمان، قرآن، آمده در بحث اهميت و ارزش ازدواج در اسلام مطرح خواهد شد.
مباحث مربوط به خانواده بيش از همه، در جامعه شناسى مطرح شده و بيش تر مؤلّفان كتاب هاى جامعه شناسى فصل يا فصل هايى به خانواده اختصاص داده اند. كتاب هاى اخلاقى هم خانواده را ارج نهاده، آن را سنگ بناى جامعه خوب و منظم و «مدينه فاضله» ناميده اند. جامعه شناسان خانواده را از مهم ترين نهادهاى اجتماعى مى دانند و نقش خانواده را در بروز يا بهبود و يا عدم ظهور بيمارى هاى روانى، در مرتبه اول مى دانند اصولا نهادهاى اساسى اجتماعى، كه مقام برتر را دارند، عبارتند از: خانواده، اشتغال، دين و سياست. معمولا اين مفاهيم ذيل مقوله «فرهنگ و ارزش ها» مطرح مى شوند.
همه اين عناوين و مطالب دليل بر آن هستند كه خانواده در صعود و سقوط ملت ها و ساخت هاى اجتماعى نقش درجه اول دارد. خانواده در متعادل ساختن رفتار افراد و رشد استعدادها و رشد جسمى و عقلى افراد خود، سازگارى اجتماعى، رشد شخصيت و اجتماعى نمودن افراد خود، وظيفه سنگينى دارد و در يك كلمه، موجب بقا يا فناى جامعه مى شود.
اولين مؤسسه اى كه فرزند را به زندگى اجتماعى آشنا مى كند خانواده است. تغييرات خانوادگى، شكل خانواده و ارتباط اعضا با يكديگر، جوّ عاطفى خانواده، موقعيت اجتماعى خانواده (ارزش ها، تمايلات و طرز تفكرها)، عادات چه زشت و چه زيبا، همه از خانواده نشأت مى گيرند. يكى از اركان سه گانه تعليم و تربيت خانواده است.10 بحث درباره خانواده و تعليم و تربيت، همانندسازى بچه ها، تلقين پذيرى و ساير مسائل تربيتى هر يك به مقالات مستقلى نياز دارد.

ازدواج و خانواده در اسلام

ازدواج يك سنّت لايتغيّر الهى است. ازدواج نه تنها در بين انسان ها، بلكه تمام در موجودات جاندار به شكل هاى گوناگون وجود دارد. گياهان (با عمل لقاح و گرده افشانى)، حيوانات از كوچك ترين آن ها تا حيواناتى بزرگ مانند كرگدن، فيل، شتر; پرندگان، آبزيان، نهنگ ها; حيواناتى كه نزديك ترين جانداران به انسان هستند مانند ميمون ها، همه توالد و تناسل و تكثيرشان حاصل رابطه جنسى نر و ماده است. به قول جلال الدين رومى:

بهر آن ميل است از ماده ز نر *** تا بود تكميل كار همدگر
ميل اندر مرد و زن حق زان نهاد *** تا بقا يابد جهان زين اتحاد

مطالعه تاريخ اجتماعى ملت ها و تاريخ اديان، تحولات و تغييرات خانواده و همسرگزينى را براى ما شرح مى دهد، كه اين امر مقدّس همسرگزينى چگونه دچار دگرگونى هاى نفرت انگيز شده، زنان غالباً به عنوان وسيله اى در دست مردان يا همچون كالا خريد و فروش شده اند. حال زن نزد اقوام و ملل گوناگون، در آثار باقى مانده از مورّخان و جامعه شناسان و مردم شناسان جاى تأمّل و تفكر دارد. داشتن چند همسر به وسيله مردان و داشتن چند شوهر ـ كه به ندرت ديده مى شود و سابقاً در بعضى نقاط دنيا جريان داشته است ـ تا برسد به تك همسرى، سير مسأله ازدواج را روشن مى كند.

آثار و فوايد ازدواج

ازدواج امرى فطرى است. در اين مختصر، به فوايد ازدواج از ديد اجتماعى، اقتصادى و موارد مشابه اشاره مى شود و فايده ازدواج از ديد روانى و بهداشت روانى مستقلا ذكر خواهد شد.
علّامه طباطبائى در زمينه حقوق زن در ملل گوناگون و از جمله تمدن غرب، بحث مفصّلى در جلد چهارم تفسير شريف الميزان (دوره چهل جلدى) دارند كه به اختصار به آن اشاره مى شود:
عمل ازدواج از اصول كارهاى اجتماعى است و ازدواج از بدو پيدايش بشر بوده و هريك از دو انسان (مرد وزن) مجهّز به دستگاه هاى خاص خلقت براى ازدواج هستند و تمام احكام مربوط به حقوق مرد و زن و ارث و مهريه و طلاق بر اساس همين اصول است.11

اديان و حكومت ها و در نهايت، سازمان ملل اساس ازدواج را بر تشريك مساعى زن و مرد قرار داده اند. اگرچه همه اديان الهى اصول اخلاقى را محترم شمرده اند، اما آنچه را اسلام بيش از همه تأكيد نموده، فراموش كرده اند. فطرت انسان مايل به ازدواج است. اصول انسانى و مسلّم ازدواج نزد همه ملت ها محترم است. ازدواج موجب جلوگيرى از زنا و فحشا مى شود. مسأله ازدواج و تشكيل خانواده آن قدر اهميت دارد كه علماى مذاهب، جامعه شناسان، حقوقدانان، روان شناسان و علماى تعليم و تربيت، زيست شناسان و كسانى كه در زمينه فرهنگ جهانى و فرهنگ قومى و ملّى و قبيله اى و علوم اقتصادى و سياسى مطالعه و تحقيق مى كنند، بخش مهمى از مطالعات و تحقيقاتشان، مستقيم يا غيرمستقيم، به امور ازدواج و جوانان اختصاص دارد. اكنون جهان شاهد بروز و ظهور بيمارى مهلك و كشنده و نابودكننده نسل و حرث آدميان، به نام «ايدز» است و پزشكان به شدت مشغول مطالعه راه هاى مبارزه با بيمارى هاى ناشى از مقاربت هاى غيرصحيح جنسى و فحشا هستند و هنوز نتوانسته اند آثار شوم سوزاك و سفليس را برطرف كنند. اين بيمارى بدون آن كه مرز و تمدن بشناسد بشريت و خانواده ها را به مخاطره افكنده اند. همه خيرخواهان انسان و پزشكان متفق القول اند كه غرق شدن در منجلاب بى عفّتى و آزادى هاى جنسى موجب پيدايش اين بيمارى ها شده است. اگر وضع ارتباطات جنسى به ويژه آميختن با مواد مخدر و پشتوانه ملى جنايت كاران مافيايى همچنان ادامه پيدا كند، نتيجه اى جز نابودى در انتظارمان نخواهد بود.

ازدواج پيوستگى عقل و روح و جسم مرد و زن با يكديگر است. تمايلات جنسى جزو اساسى يك ازدواج كامل هستند و ضرورت دارند، ولى بى نهايت مهم نيستند.12 امروزه روان شناسان عقيده دارند در مسأله زناشويى تملّك يا مورد تملّك قرار گرفتن مخالف شؤون انسان هاست و بايد هرفرد چه مرد و چه زن، خود را از آنِ كسى بداند و جزئى از وجود او شود تا براى هر دو طرف شور و شعف ايجاد گردد. اگرچه اين بحث دامنه گسترده اى دارد، اما به همين مختصر اكتفا مى شود.


آثار و فوايد ازدواج در اسلام

اسلام براى ازدواج تقدّس قايل است; مقررات و تشريفات خاصى براى آن در نظر گرفته شده است. ازدواج راهى براى رسيدن به كمال است. براى احتراز از تكرار مطالب، اهميت ازدواج و اصل همسرگزينى در اسلام به شرح ذيل تقسيم بندى مى شود:


الف. ازدواج در اسلام از ديد اجتماعى و سياسى

هريك از افراد جامعه شؤون و وظايفى دارند; در جامعه اى كه زندگى مى كنند داراى حقوقى هستند كه بايد محترم شمرده شوند و متقابلا مسؤوليت هايى (فردى و اجتماعى) به عهده دارند. يكى از اهداف مهم انبياى الهى آشنا كردن افراد به وظايف و مسؤوليت هاى خودشان بوده است. مردم امّت واحدى بودند، خداوند انبيا را برانگيخت با بشارت و انذار، و همراه آنان كتاب (مجموعه قوانين) نازل نمود تا در ميان مردم به حق قيام كنند. (بقره: 213)

اسلام در تمام شؤون اجتماعى، به زن و مرد حقوق برابر داده است. هرگاه مرد يا زن عمل صالح همراه با ايمان انجام دهند به حيات طيبّه مى رسند. (نحل: 97) و خداوند انسان را از دو جنس زن و مرد آفريده و آنان را به شعوب و قبايل تقسيم كرده است تا از يكديگر باز شناخته شوند. (حجرات: 13) كلام الهى قريب 240 مرتبه در قرآن كلمه «ناس» را به كار برده كه در تمام موارد، زنان و مردان را شامل است.

در قضيه «مباهله» با نصاراى نجران، مقرّر شد زنى از مسلمانان به همراه بچه هايش و مردى كه به منزله نفس رسول الله باشد به همراه رسول خدا و در مقابل نيز همين تركيب از نصارا يكديگر را نفرين كنند كه قضيه به نفع مسلمانان پايان يافت (آل عمران: 61) و روحانى مسيحى حقّانيت رسول الله(صلى الله عليه وآله)را پذيرفت.

خداوند به وسيله يك زن و يك مرد انسان هاى بسيارى در زمين پراكند. (نساء: 1)

كسانى كه در زمينه ارث انتقاد مى كنند، متأسفانه عميقاً مسأله را بررسى و مطالعه نكرده اند. به قول علّامه طباطبائى مهم استفاده از ارث است كه پسر و دختر برابر استفاده مى كنند. ملاك برترى مرد يا زن تقواست. خداوند عمل هيچ عاملى را، چه مرد باشد و چه زن، ضايع نخواهد كرد. (آل عمران: 195)

اسلام لباس زواج را براى بندگان لباس افتخار دانسته، تصريح دارد كه كانون گرم خانوادگى موجب آسايش و زدودن غبار اندوه از سيماى زندگى است.13

همان گونه كه ملاحظه مى شود، اسلام زن و مرد را از لحاظ تدبير شؤون زندگى به وسيله اراده و كار، مساوى مى داند، هر دو در تأمين نيازمندى ها و استفاده از امكانات مساوى اند. آنچه مسلّم است اين كه در بعضى از امور اجتماعى، اهميت زن و مرد هركدام شكل خاصى دارد; زن فرزند به دنيا مى آورد و لطافت و حساسيت دارد و مرد داراى قدرت بدنى و استحكام عقلانى بيش تر است. ملاك برترى هريك از زن و مرد كارهايى است كه از نظر ساختمان وجودى (فيزيولوژى) و موقعيت اجتماعى و صنفى بايد انجام دهند. (نساء: 32)14

عمل ازدواج از اصول كارهاى اجتماعى است كه در اسلام، پايه و اساس آن بر فطرت و تأمين نيازهاى جسمى و تكميل يكديگر نهاده شده، منظور اصلى از آن بقاى نوع و دوام آن است. ساير احكامْ فرع بر اصل مذكورند. قوانين كنونى بشر و سازمان ملل دايره محدودى دارند و اساس آن ها بر تشريك مساعى زن و مرد قرار دارد و متعرّض ساير احكام مانند حجاب و عفّت نشده اند. اين ادعاها دعوت به اجتماع مى كنند، اما به اجتماع هر فرد با فرد ديگر به هر صورتى كه باشد، نه آن گونه همبستگى كه براساس فطرت است، بخصوص رابطه عميق عاطفى ميان مرد و زن كه در نهايت منجر به توليد مثل و داشتن فرزند مى شود.


ب. ازدواج در اسلام از نظر قرآن و حديث

ابتدا آيات قرآن: اول. احياى حقوق فطرى زنان با توجه به آياتى كه ذكر شد، ارث، عمل صالح، يافتن حيات طيبّه، آزادى در استفاده از اموال شخصى حتى مهريه، مشخص ساختن حقوق، وظايف و مسؤوليت هاى هر كدام از زن و مرد; (نساء: 124 / مؤمن: 40 / آل عمران: 195)

دوم. جلوگيرى از قتل، خفّت، خوارى و تحقير زنان (نساء: 32)، سرزنش از خوار شمردن دختران (نحل: 59) زن مانند مرد عضوى است از خانواده كه فرزند مى آورد. (نساء: 1)

سوم. زن باعث روشن شدن خانه و آوردن فرزند مى شود. (بقره: 222)

چهارم. زن كالاى خريد و فروش نيست، اين مرد است كه به خواستگارى مى رود و مهريه مى پردازد و معيشت و مسكن زن را تأمين مى كند و زن حق دخالت در آنچه را به دست آورده است، دارد. (نساء: 32)

پنجم. حرمت ساختمان وجودى زن رعايت شده; در ايام عادت ناراحت است و نبايد اذيت شود. اگر همسرش بميرد، پس از ايام عده مى تواند ازدواج كند. در همه حال، بايد فطرت رعايت شود.

ششم. زن در شؤون زندگى فردى و اجتماعى، مانند مرد داراى حرمت و استقلال است،15 با اين تفاوت كه غالباً اسلام امور عاطفى و پرورشى و تربيتى را به زنان، و جنگ و جهاد و قضاوت را به مردان واگذار كرده است.

هفتم. به رعايت حقوق زنان، به ويژه در رابطه با عفّت و پوشش و پرهيزگارى سفارش شده است; زيرا مصالح اجتماع ايجاب مى كند كه زنان پوشيده باشند. در غير اين صورت، زشتى ها و فساد فراوان مى شوند. قرآن «حجاب» را به صراحت سفارش كرده16 و حتى در مواردى مردان را نيز به پوشش توصيه كرده است.

اما احاديث، احاديث نيز درباره زنان و مسائل آنان از قبيل ارث، حالات خاص جسمى (حيض و نفاس و استحاضه) و ازدواج موقت (متعه) و دايم و تمام مسائلى كه حول زندگى زناشويى است، در كتب مهم شيعه و ساير مذاهب اسلامى نقل شده، در ميان شيعه دوازده امامى كتاب هايى همچون جواهر الكلام، محجّة البيضاء، فروغ كافى، وسائل الشيعه، شرح مرحوم مجلسى بر من لا يحضره الفقيه و بحارالانوار و در كتب اهل تسنّن، صحاح ستّه كليه احاديث را نقل نموده اند. در ذيل، به چند حديث مهم اشاره مى شود:

در حديثى پيامبر مى فرمايد: «خداوند هيچ بنيانى را بيش تر از بنيان ازدواج دوست ندارد.17

همچنين مى فرمايد: «كسى كه ازدواج كند، نيمى از دينش را حفظ كرده است.»18

امام صادق(عليه السلام) از پدر بزرگوارش نقل مى كند: «دو ركعت نماز متأهّل از هفتاد ركعت فرد نماز مجرّد بهتر است.»19

امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد: «جهاد زنان خوب شوهردارى كردن است.»20

امام صادق(عليه السلام) نيز به زنان سفارش مى فرمايد كه با همسران خود نيكى كنيد و به مردان نيز مى فرمايد: خدا رحمت كند كسى را كه رابطه اش را با همسرش نيكو گرداند.21

رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) در حديثى مى فرمايد: «خوبان شما كسانى هستند كه با همسرانشان نيكى كنند و من براى همسرانم بهترين شما هستم.»22

امام رضا(عليه السلام) هم مى فرمايد: «بر آن كه بدو نعمت داده شده لازم است به زندگى خانواده اش توسعه ببخشد.»23

سلمان و ابن عباس به نقل از رسول اللّه نقل كرده اند كه «از ثمرات ازدواج به دست آوردن فرزندى است كه دوستدار حضرت على(عليه السلام)و اهل بيت او باشد.»24


بهداشت روان و ازدواج

انسان تركيبى از جسم و روان است. جسم بيمار مى شود و براى بهبود آن همواره دانشمندان به مطالعه و تحقيق پرداخته اند، حتى براى اجزاى بدن، مانند گوش و دندان و بينى و حلق، افرادى متخصص و فوق تخصص هستند. بيمارى جسم ترحّم آور است; به محض اين كه كسى آسيب ببيند، غالباً همه افراد تلاش مى كنند تا او را به مركز درمانى منتقل كنند، اما بيمارى روان تمسخرآور است و افراد نامطلع اين بيماران را «ديوانه» مى نامند و حركات و رفتارشان را مى نگرند و مى خندند. علاوه بر اين، در سوابق فرد هم منعكس مى شود و در امورى مانند اشتغال، ازدواج و موارد ديگر تأثير مى گذارد، در حالى كه بايد به بهداشت و سلامت روان توجه بيش تر كرد.

ازدواج امرى است كه فوق العاده بر بهداشت جسم و روان تأثير مى گذارد. اگرچه مطالعات و تحقيقات روان درمانى و بهداشت روانى موارد متعددى را بيان مى كند، اما در اين جا فقط به آنچه در قرآن و احاديث ذكر شده است بسنده مى شود:

1. تأمين محبت: عدم تأمين اين نيازها در رفتار اختلال ايجاد مى كنند كه از جمله آن ها نيازها محبت است. محبت نمودن و مورد محبت واقع شدن (تحابّ) يكديگر را دوست داشتن است. مُحابّه هم كسى را به دوستى گرفتن است. محبت سه وجه دارد:

الف.خرسند شدن و لذت بردن; مثل محبت مرد نسبت به زن;

ب. بهره مندى معنوى;

ج. محبت براى فضيلت و بزرگى.

خداوند مى فرمايد: «و مِن آياته اَنْ خَلَقَ لَكُم مِنْ انفُسكم ازواجاً لِتَسكنوا اليها وَ جَعَل بينكُم موّدةً و رحمة انَّ فى ذلك لآيات لقوم يتفكرون.» (روم: 21); از نمونه آيات پروردگار آن است كه براى شما از جنس خودتان (از نفوس خودتان) همسرانى آفريد تا آرامش بيابيد و بين شما مودّت و رحمت قرار داد. براى افرادى كه صاحب انديشه اند در اين امر نشانه هايى است.

پيش از شرح كلمه «ودّ» و تسكين و رحمت به يكى دو حديث اشاره مى شود:

«قولُ الّرَجل للمراءَ انّى اُحبكَ لا يذهب مِن قلبها ابداً.»25

در فصل مستقلى از وسايل الشيعه تحت عنوان «استحباب حب النساء» دوازده حديث آمده كه ترجمه آزاد بعضى از آن ها ذكر مى شود: ازدياد ايمان مؤمن، علاقه او به زنان (خود) است. از اخلاق انبيا، دوست داشتن زنان بود. رسول الله(صلى الله عليه وآله) فرمود: از دنياى شما بوى خوش و زنان را مى خواهم. نور چشم من در نماز و دوست داشتن همسرانم است. امام صادق(عليه السلام) فرمود: هرقدر زنان (همسر و محرم) را بيش تر دوست بدارى، در ازدياد ايمان كوشيده اى. البته اسراف و افراط در محبت هم ناپسند است.

«وُدّ» به معناى تمنّا، آرزو داشتن، دوستى از روى عشق و محبت از صفات پروردگار ودود است.

خداوند پاداش عمل صالح همراه با ايمان را «وُدّ» قرار داده است. (مريم: 96) محبّت و مودّت آن قدر مهم است كه خداوند فرمود: «بگو مزد رسالت از شما نمى خواهم، مگر اين كه نسبت به اهل بيت مودّت داشته باشيد.» (شورى: 23)

«سكن» هم آرامش يافتن است; مانند آن كه درباره نماز فرمود: «اِنَّ صلاتَك سَكن لهم.» (نحل: 80) شب را هم براى تسكين و آرامش آفريد. سكينه، كه آرامش قلب و دل است، در قرآن آمده و نياز به بحث مستقل دارد.

«رحمت» نرمى و نرم خويى و نيكى كردن به طرف مقابل است.26 احسان و نيكى معانى بيش ترى دارند و به قدرى مهم هستند كه خداوند هم «رحمن» (براى همه مخلوقات در دنيا) و هم «رحيم» (در آخرت) است. توجه عميق به اين سه مفهوم در زندگى خانوادگى عظمت «آيه» بودن آن براى افراد صاحب فكر و انديشمندان را روشن مى سازد. كافى است در همين يك آيه دقت كنيم و به عظمت بهداشت روانى و ازدواج پى ببريم. محبت منشأ عفاف و پاك دامنى هم هست و موجب ثبات خانواده و اجتماع مى شود.

2. توسعه اقتصادى: معمولا بخشى از پريشانى ها و ناراحتى ها به سبب فقر و نداشتن امكانات مادى هستند. خداوند مى فرمايد: «انْ يكونوا فُقراءَ يُغنِهِم اللّهُ مِن فضلِه.» (نور: 32) حسن تدبير در اداره منزل، صرفه جويى و جلوگيرى از اسراف و تبذير موجب اعتدال در امور زندگى و در نهايت، ايجاد سازگارى و تعادل شخصيت است.

3. تأمين بهداشت تن: نياز به ازدواج امرى تكوينى است. هر دختر و پسر بالغ نياز به ازدواج دارد. احاديث در اين باب بسيارند. سركوبى غرايز و يا اطفاى آن، بخصوص غريزه جنسى از راه هاى غير مشروع از قبيل زنا، لواط و استمنا، موجب بروز انواع بيمارى هاى جسمى و روانى و فساد در اجتماع مى شود. هرگاه آز و حرص و شهوت و تمايل به هوس آدمى را گرفتار سازد، به شخصيتى نامتعادل و ناموزون و ناهماهنگ مبتلا مى گردد.

بوى كبر و بوى حرص و بوى آز *** در سخن گفتن بيايد چون پياز (مولوى)

اين وضعيت را اسلام با كلماتى مانند فاسق، تبه كار، منحرف، مجرم، بدخواه و بدكار نام برده و اسلام براى اصلاح روانى اين چنين ناسالم، توبه و اصلاح رفتار ناسازگار را پيشنهاد كرده و «وقايه» در برابر شحّ نفس را سفارش مى كند. «وَمَن يوق شحَّ نفسه فاولئك هُمُ المفلحون» (تغابن: 16). مُسكّن اين دردها و عقده ها و راه مبارزه با تمايلات هوسناك «ازدواج» است.

4. تأمين بهداشت روان: روان شناسان ثابت كرده اند كه اختلالات روانى و روان نژندى ها همه اختلال در جنبه هاى گوناگون شخصيت هستند. امام على(عليه السلام)رفتارها را به كفر، نفاق و ايمان تقسيم مى كنند، سپس كفر را بر چهار پايه (اربعة دعائم) و هر يك از پايه ها را نيز تقسيم مى نمايند.27 امام صادق(عليه السلام)نيز 75 رفتار بهنجار را در مقابل رفتارهاى مرضى نام برده اند.28 و هنگامى كه روان شناسان اسلامى از راه هاى تنظيم رفتار بهنجار صحبت مى كنند، پاسخ آن را در داشتن همسر و فرزند و خانواده با محبت مى يابند. اگر تبادل محبت نباشد، انسان غريب است. امام على(عليه السلام) مى فرمايند: «فقدَ المحبّة غُربه.»29

5. مبارزه با تمنيات نفس امّاره: ازدواج اولين مرحله خروج از فردگرايى است. احاديث فراوانى در زمينه نهى از عزوبت (بدون دليل شرعى) وارد شده اند; از جمله آن كه دو ركعت نماز متأهّل از هفتاد ركعت عزب افضل است و در حديث ديگرى، دو ركعت نماز متأهّل از نماز خواندن عزب در شب و روزه دارى در روز برتر دانسته شده است.30 مفهوم مخالف آن اين است كه تجرّد و تنها زيستن پسنديده نيست.

در هر آن چيزى كه تو ناظر شوى *** مى كند با جنس سير، اى معنوى
در جهان هر چيز چيزى جذب كرد *** گرم گرمى را كشيد و سرد، سرد. (مولوى)

برخى آيات كريمه الهى به اين موضوع اشاره دارند:

ـ «انّه خلَق الزّوجين الّذكر و الانثى» (نجم: 45);

ـ «فجعل منهُ الزوجين الذّكر والانثى» (قيامه: 39);

ـ «وما خلقَ الذكرُ و الانثى» (ليل: 3);

ـ «لَقد ارسلنا رُسُلا مِن قلبك و جعلنا لهم ازواجاً و ذريّة» (رعد: 3);

ـ «فجعلهُ نسباً و صهرا.» (فرقان: 54)

مفاهيم الفت، نفرت، جذب و دفع، متابعت و تعلّق، همه مفاهيمى هستند كه در جريان رشد اتفاق مى افتند و رشد شامل وجدان و شخصيت و صفات و عادات و اخلاق و مبانى رفتار و محيط و اشتغال و هماهنگى با ارضاى حوايج و ديگر خصوصيات هم هست. در نتيجه، ازدواج در رابطه با امور ارزشى و اخلاقيات مانند بقاى نوع، رفع ترس و دلهره، تأليف قلوب، تعديل روان و شخصيت سالم و سازگارى اجتماعى، اعتقاد و اعتماد بر فضل عمومى پروردگار بر بندگان، بخشش، هديه، نحله الهى، بركت براى مرد و زن و حتى دو فاميل، يافتن معرفت بيش ترى براى زندگى در رابطه با حقوق زن يا مرد، روش صحيح تربيت فرزند، گزاردن حقوق والدين و كمك به روان سالم مطرح مى شود.


مسائل شهوى و تمايلات نفسانى

اين موضوع نياز به مقاله اى مستقل دارد، به ويژه از زمانى كه نظريه «ميل جنسى» فرويد به عنوان يك اصل وارد موضوعات روان شناختى و روان كاوى شد. براى رعايت اختصار، تنها به چند نكته در اين زمينه اشاره مى شود، اگرچه آدلر و يونگ، دو تن از شاگردان فرويد در حيات او به نظريه «ميل جنسى» وى پاسخ گفتند.

شهوت جنسى عامل مهمى براى ادامه حيات، تلاش و كوشش و كسب و كار و درآمد، به ويژه براى افراد متأهل، است. مطالعه شرح حال كسانى كه تمايلات شهوى و جنسى شان را نابود كرده اند و يا از نظر خلقت ناقص بوده اند، بسيارى از انحرافات رفتارى شان را بر محققان ثابت مى كند. شهوت و ميل جنسى انگيزه ذاتى رفتار انسان است و اگر به شيوه صحيح ارضا نشود، ممكن است بر فطرت و عقل و كل شخصيت تسلط پيدا كند و ـ همان گونه كه اشاره شد ـ اگر شهوات بر انسان مسلّط شوند و از راه صحيح ارضا نگردند، موجب هتك حرمت و حدود الهى و نيز بيمارى هاى روانى خطرناك مى شوند. در سوره «نساء» پس از اشاره به روش هاى سوء گذشتگان، غرض از تشريع احكام گذشته و مصالح آن ها را ياداورى مى كند و مردم را به روش زندگى انبيا و اوليا و حذف ناهنجارى ها رهنمون مى شود و اشاره مى كند: كسانى كه از شهوات پى روى مى كنند، مى خواهند كه شما بلغزيد (به انحرافى عظيم مبتلا شويد) و منظور آنان هتك حرمت حدود الهى است; مثل زنا و ارتباط با زنانى كه اسلام ازدواج با آنان را براى هميشه حرام كرده است.31

جلال الدين رومى مطالب جالبى درباره ميل ها دارد:

ميل و شهوت كر كند دل را و كور *** تا نمايد گرگ يوسف شهد شور
ميل ها همچون سگان خفته اند *** اندر ايشان خير و شر بنهفته اند
چون كه قدرت نيست خفتند اين رده *** همچون هيزم پاره ها و تن زده
تا كه مردارى درآيد در ميان *** نفخ صور حرص كوبد بر سگان
چون در آن كوچه سگى مردار شد *** صد سگ خفته بدان بيدار شد.

*************

ميل تن در سبزه و آب روان *** زان بود كه اصل او آمد ز آن
ميل جان اندر حيات و درحى است *** زان كه جانِ لامكان اصل وى است
ميل جان در حكمت است و در علوم *** ميل تن در باغ و راغ است و كروم
ميل جان اندر ترقّى و شرف *** ميل تن در كسب اسباب و علف
ميل و عشق آن شرف هم سوى جان *** زين يُحِّبُ و يُحبّون را بدان

*************

ميل و رغبت كان زمان آدمى است *** جنبش آن رام امر آن غنى است
شهوت از خوردن بود كم كن زخور *** يا نكاحى كن گريز از شور و شر
ميل تو سوى مغيلان است و ريگ *** تا چه گل چينى زخاك مرده ريگ

بهداشت روان مطالب و عناوين بسيارى را شامل مى شود كه در اين مختصر نمى گنجند; مانند اضطراب، ترس، نااميدى و يأس و نكات مشابه كه از آن ها بحث نشد. ازدواج اضطراب را به تدريج به صورت كامل برطرف مى كند، البته شرط مهم آن اشتغال است. بيكارى افراد متديّن را هم دچار آشوب فكرى، رنج و خودخورى مى كند. اميد به زندگى و اميد به رستگارى و حيات جاويدان موجب تلاش و كار و كوشش براى تأمين زندگى همسر و فرزندان مى شود. اقدام به ارضاى ناصحيح و خلاف شرع در تمايلات جنسى، موجب ترس، دلهره، اختلال در گردش خون، ترس از گناه، ترس از عقوبت، ترس از ابتلا به بيمارى هاى مقاربتى يا ايدز، ايجاد اسهال و يبوست مى گردد و حافظه و يادگيرى را دچار اختلال مى كند و گاهى افراد براى فرار از گناه، به مواد مخدر پناه مى برند.
--------------------------------------------------------------------------------
پى نوشت ها
1ـ محمدحسين بهشتى و ديگران، شناخت اسلام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ص 95.
2ـ ر.ك.به: مندراس، مبانى جامعه شناسى، ترجمه باقر پرهام، چاپ چهارم، سيمرغ، 1356.
3ـ ر.ك: جى. گود ويليام، خانواده و جامعه، ترجمه ويدانا صحى (بهنام)، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1353.
4ـ جزوه اى مستقل تأليف علّامه طباطبائى صاحب الميزان كه ظاهراً در پاسخ به كتاب خلقت انسان يدالله سحابى نگاشته اند.
5ـ فردريك ويلهلم نيچه، چنين گفت زرتشت، ترجمه حميد نيّر نورى، تهران، ابن سينا، 1351، ص 77 و 98
6ـ دهر: 1
7ـ كشف الآيات كتاب مقدّس، ص 3و4
8ـ ر.ك: گزيده اوپه نيشدها، ترجمه رضازاده شفق، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1345.
9ـ ر.ك: جوگ باسشت (در فلسفه و عرفان هند)، ترجمه نظام پانى پتى، تصحيح محمدرضا جلالى نائينى و شوكلا، تهران، اقبال، 1360.
10ـ ر.ك: شريعتمدارى، روان شناسى تربيتى، اصفهان، شهريار، 1342.
11ـ سيدمحمدحسين طباطبائى،الميزان،(دوره40جلدى)،ص79.
12ـ ر.ك: اسوالد شوارتز، روان شناسى جنسى، ترجمه صمد نورى نژاد، تهران، سپهر، 1364.
13ـ ر.ك: محسن شفايى، نفقه و آثار حقوقى و اجتماعى آن.
14ـ سيد محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 4، ص 73
15ـ همان، ج 4، ص 86
16ـ رجوع كنيدبه سوره هاى نور،نساء،بقره درذيل موضوعات مذكور.
17و18ـ محمد حر عاملى، وسايل الشيعه، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1384 ق، ج 15، ص 3
19ـ محمدباقر مجلسى، شرح من لا يحضره الفقيه، ص 85
20ـ همان، ص 365
21ـ همان، ص 377.
22ـ همان، ج 8، ص 379
23ـ همان، ص 380
24ـ همان، ص 646
25ـ محمد حر عاملى، پيشين، ج 14، ص 10
26ـ راغب اصفهانى، مفردات فى الفاظ القرآن، ذيل واژه «رحم»
27و28ـ ر.ك: محمود بستانى، اسلام و روان شناسى، ترجمه محمود هويشم، مشهد، آستان قدس رضوى، 1372.
29ـ نهج البلاغه، كلمات قصار.
30ـ محمد حر عاملى، پيشين، ج 14، ص 6 و 7
31ـ سيد محمدحسين طباطبائى، پيشين، ذيل آيات 23 ـ 27 سوره نساء

--------------------------------------------------------------------------------
ساير منابع
ـ سيدكاظم ارفع، خانواده در مكتب قرآن و اهل بيت، تهران، انتشارات انجمن اولياء و مربيان، 1369.
ـ حسين اديبى، زمينه انسان شناسى، چ دوم، تهران، لوح، 1356.
ـ محمد شرقاوى، روان شناسى اسلامى يا بهداشت روانى و اخلاق در اسلام، ترجمه و تأليف سيد محمدباقر حجتى، چ دوم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1365.
ـ حسين مظاهرى، خانواده در اسلام، قم، شفق، 1364.
ـ آبراهام اچ. مازلو، به سوى روان شناسى بودن، ترجمه احمد رضوانى، مشهد، آستان قدس رضوى، 1371.
ـ سيد ابوالقاسم حسينى، اصول بهداشت روانى، مشهد، آستان قدس رضوى، 1379.
ـ منوچهر محسنى، جامعه شناسى عمومى، چ چهارم، تهران، طهورى، 1357.
ـ مولانا جلال الدين رومى (بلخى)، مثنوى شريف، تهران، اسلاميه، 1

 

گرمازدگي

شرح بيماري

گرمازدگي‌ عبارت‌ است‌ از بيماري‌ ناشي‌ از قرار گرفتن‌ طولاني‌مدت‌ در معرض‌ حرارت‌ زياد، نخوردن‌ مايعات‌ به‌ حد کافي‌، يا خوب‌ کار نکردن‌ مکانيسم‌هاي‌ تنظيم‌ حرارت‌ در مغز. اين‌ حالت‌ مي‌تواند در هر سني‌ رخ‌ دهد، اما در سالمندان‌ شايع‌تر است‌.

علايم‌ شايع‌

·         خستگي‌ گرمايي‌:

o        منگي‌، خستگي‌، غش‌، سردرد

o        رنگ‌ پريدگي‌ و مرطوب‌ بودن‌ پوست‌

o        تند و ضعيف‌ بودن‌ نبض

o        تند و سطحي‌ بودن‌ تنفس‌

o        گرفتگي‌ عضلاني‌

·         تنشگي‌ زياد گرمازدگي‌:

o  غالباً قبل‌ از اين‌ مرحله‌، خستگي‌ گرمايي‌ و علايم‌ آن‌ وجود دارد.

o        داغ‌، خشک‌ و بر افروخته‌ بودن‌ پوست‌

o        تعريق‌ وجود ندارد.

o        بالا بودن‌ درجه‌ حرارت‌ بدن‌

o        تند بودن‌ ضربان‌ قلب

o        گيجي‌

o        از دست‌ دادن‌ هوشياري‌

علل‌

·         خستگي‌ گرمايي‌ به‌ علت‌ نوشيدن‌ آب‌ به‌ مقدار ناکافي‌، خوردن‌ نمکبه‌ مقدار ناکافي‌، و کمبود توليد عرق‌ به‌ وجود مي‌آيد. (بدن‌ به‌ کمک‌ عرق‌ کردن‌ و بخار شدن‌ عرق‌ خنک‌ مي‌شود.

·  گرمازدگي‌ در اثر قرار گرفتن‌ بيش‌ اندازه‌ در حرارت‌ شديد و کار نکردن‌ مکانيسم‌هاي‌ تنظيم‌ حرارت‌ بدن‌ ايجاد مي‌شود. در اين‌ حالت‌ دماي‌ بدن‌ تا حد خطرناکي‌ بالا مي‌رود (حتي‌ تا حدود 5/41 درجه‌).

عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر

·         اثرات‌ عمومي‌ بالا رفتن‌ سن‌

·         نوشيدن‌ الکل يا سوءمصرف‌ ساير مواد

·         بيماري‌ مزمن‌ مثل‌ ديابت‌ يا بيماري‌ عروق‌

·  بيماري‌ اخير که‌ باعث‌ از دست‌ رفتن‌ مايع‌ در اثر استفراغ‌ يا اسهال‌ شده‌ باشد.

·         هواي‌ داغ‌ و پر رطوبت‌ (شرجي‌)

·         کارکردن‌ در محيط‌ بسيار گرم‌

·  از دست‌دادن‌ مايعات‌ بدن‌ در اثر تعريق‌ و ننوشيدن‌ مايعات‌ کافي‌ براي‌ جايگزيني‌ آب‌ از دست‌ رفته‌

·         پوشيدن‌ لباس‌ زياد، خصوصاً لباس‌ تنگ‌

·         تببالا

·  فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري بدني‌ يا ورزش‌ شديد در هواي‌ داغ‌ و پر رطوبت‌

 

پيشگيري‌

·         در هواي‌ داغ‌، لباس‌ سبک‌ و گشاد بپوشيد.

·         مرتب‌ آب‌ بنوشيد و صبر نکنيد تا تشنه‌ شويد و سپس‌ آب بنوشيد.

·  اگر تعريق‌ زياد داريد، آب‌ بيشتر بنوشيد. اگر مقدار ادرار کم‌ شود، ميزان‌ آب‌ دريافتي‌ را زيادتر کنيد.

·  اگر زيادي‌ گرمتان‌ شده‌ است‌، پنجره‌ را باز کنيد، يا از فن‌ يا تهويه‌ مطبوع‌ استفاده‌ کنيد. اين‌ کارها باعث‌ راحت‌تر تبخير شدن‌ عرق‌ و در نتيجه‌ خنک‌ شدن‌ پوست‌ مي‌شوند.

·         سعي‌ کنيد به‌ هواي‌ داغ‌ عادت‌ کنيد.

عواقب‌ مورد انتظار

معمولاً با درمان‌ سريع‌ بهبودي‌ کامل‌ در عرض‌ 2-1 روز حاصل‌ مي‌شود.

عوارض‌ احتمالي‌

ممکن‌ است‌ هر کدام‌ از اعضاي‌ مهم‌ بدن‌ دچار مشکل‌ شوند ( قلب، ريه ها، کليه ها، مغز )

با مدت‌ زمان‌ قرار گرفتن‌ در معرض‌ گرما و شدت‌ آن‌، و نيز سرعت‌ و اثربخشي‌ درمان‌ ارتباط‌ دارد.

 

 

 

 

 

درمان‌

اصول‌ کلي‌

·         اگر فردي‌ علايم‌ گرمازدگي‌ را دارد و عرق‌ نمي‌کند:

وي‌ را سريعاً خنک‌ کنيد. لباس‌هاي‌ وي‌ را در آوريد و او را در آب‌ سرد قرار دهيد، يا دور او ملحفه‌ مرطوب‌ بپيچيد. ترتيب‌ انتقال‌ او را به‌ نزديکترين‌ بيمارستان‌ بدهيد. اين‌ يک‌ اورژانس‌ است‌!

·         اگر فردي‌ ضعيف‌ و خسته‌ است‌ اما عرق‌ مي‌کند:

وي‌ را در يک‌ جاي‌ خنک‌ بخوابانيد، مايعات‌ خنک‌ به‌ او بدهيد (آب‌، آب‌ ميوه‌، يا ساير نوشيدني‌هاي‌ خنک‌). ترتيب‌ انتقال‌ او را به‌ نزديکترين‌ بيمارستان‌ بدهيد، مگر در موارد خفيف‌. توصيه‌هاي‌ پزشکي‌ براي‌ مراقبت‌ مناسب‌ از فرد را به‌ وي‌ يا همراهان‌ وي‌ ارايه‌ دهيد.

داروها

براي‌ اين‌ اختلالات‌ معمولاً دارويي‌ مورد نياز نيست‌.

فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري

·  وقتي‌ که‌ علايم‌ وجود دارند، در حالتي‌ که‌ پاهايتان‌ بالا باشد استراحت‌ کنيد.

·  با روبه‌ بهبود گذاشتن‌ علايم‌ مي‌توان‌ کارهاي‌ روزمره‌ را تدريجاً از سر گرفت‌.



رژيم‌ غذايي‌

رژيم‌ خاصي‌ توصيه‌ نمي‌شود.

درچه شرايطي بايد به پزشک مراجعه نمود؟

اگر شما يا يکي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان‌ علايم‌ گرمازدگي‌ يا خستگي‌ گرمايي‌ را داريد، يا اين‌ که‌ علايم‌ را در فردي‌ ديگر مشاهده‌ نموده‌ايد. بلافاصله‌ اورژانس‌ را خبر کنيد! اين‌ اختلالات‌ ممکن‌ است‌ جدي‌ يا مرگبار باشند.

 

http://daneshnameh.roshd.ir

هپاتیت

هپاتیت به معنی التهاب کبد است و انواع مختلفی دارد که بعضی از آنها قابل سرایت هستند و برخی مسری نیستند. بیشتر مبتلایان به هپاتیت آنهم از نوع C و B علائمی ندارد. برخی از این بیماران علائم عمومی عفونت ویروسی را نشان می‌‌دهند از قبیل خستگی، دل درد، درد عضلانی و تهوع و بی اشتهایی، ولی در موارد پیشرفته علائم نارسایی کبدی بروز می‌کند که شامل تورم شکم، اندامها، یرقان و خونریزی‌های گوارشی و ... است .

عامل بیماری هپاتیت یک ویروس است و در ابتدا می‌تواند مثل یک سرماخوردگی بروز نماید. ولی بیماری مزمن هپاتیت "C" بر عکس سرماخوردگی معمولی به دلیل از کار افتادن کبد و مشکل بودن درمان می‌تواند حیات بیمار را تهدید کند .

در ایران بالغ بر ۲۰۰ هزار نفر آلوده به این ویروس می‌‌باشند. این ویروس عمدتاً از طریق تماس با خون افراد آلوده منتقل می‌شود .

همچنین روشهای زیر می‌تواند باعث عدم انتقال این ویروس گردد :

·      استفاده از سوزن‌های آلوده که به عنوان سرنگ استفاده می‌شود، به ویژه در افراد معتاد به مواد مخدر تزریقی و همچنین سوراخ شدن بدن با هر وسیلهٔ تیز یا سوزن آلوده (مثل خالکوبی غیر بهداشتی)

·         استفاده از لوازم شخصی به صورت اشتراکی

·      دریافت فرآورده‌های خون و پلاسمای آلوده که در ایران بیشتر در بیماران تالاسمی و هموفیلی دیده می‌شود.

·         زخمی شدن پوست بدن در یک بخش آلودهٔ بیمارستانی .

از دیگر نکات مهم در مورد این ویروس این است که به تدریج به کبد آسیب می‌‌رساند. یک کبد سالم مواد شیمیایی مورد نیاز بدن را می‌‌سازد و مواد سمی را از خون خارج می‌کند. وقتی شما به این بیماری مبتلا می‌‌شوید کبد شما ملهتب می‌شود و بافت طبیعی تخریب شده به جای آن بافت فیبری و فرسوده می‌‌ماند .

هپاتیت ویروسی


شرح بیماری


هپاتیت‌ ویروسی‌ عبارت‌ است‌ از التهاب‌ کبد در اثر یک‌ ویروس. هپاتیت‌ ویروسی‌ انواع‌ مختلفی‌ دارد. شایع‌ترین‌ انواع‌ آن‌ هپاتیت A و
B هستند. سایر انواع‌ آن‌ عبارتند از هپاتیت‌ C ، D ، E ، G .

علایم‌ شایع‌


مراحل‌ اولیه‌:


علایم‌ شبیه‌ آنفلوانزا، مثل‌ تب، خستگی‌، تهوع‌، استفراغ‌، اسهال بی‌اشتهایی‌


چندین‌ روز بعد:

  • زردی‌ چشم ها و پوست در اثر تجمع‌ بیلی روبین در خون
  • تیره‌ شدن‌ رنگ‌ ادرار در اثر وارد شدن‌ بیلی‌روبین‌ اضافی‌ به‌ ادرار
  • اجابت‌ مزاج‌ روشن‌، به‌ رنگ‌ خاک رس، یا سفید

 

علل‌ :

 

  • هپاتیت‌ A و E : ویروس معمولاً از راه‌ آب یا غذا وارد بدن‌ می‌شود، خصوصاً صدف‌ خام‌ که‌ توسط‌ فاضلاب‌ آلوده‌ شده‌ باشد.

 

  • هپاتیت B : معمولاً از راه‌ آمیزشی‌، تزریق‌ خون، و تزریق‌ یا سرنگ‌ آلوده‌ انتقال‌ می‌یابد. مادری‌ که‌ هپاتیت B دارد ممکن‌ است‌ عفونت را به‌ نوازش‌ انتقال‌ دهد. بعضی‌ از موارد هم‌ بدون‌ دلیل‌ مشخص‌ و راه‌ شناخته‌ شده‌ای‌ برای‌ انتقال‌ عفونت‌ رخ‌ داده‌اند.

 

اطلاعات اولیه

هپاتیت B بوسیله ویروس HBV بوجود می‌آید. می‌توان افراد را علیه این بیماری واکسینه کرد. این ویروس در خون ، منی و مایعات واژینال وجود دارد و از طریق تماس جنسی ، وسایل آلوده تزریق دارو منتقل می‌شود. زنان باردار آلوده می‌توانند از طریق جفت یا در موقع زایمان ، ویروس را منتقل کنند. میزان HBV در خون نسبت ویروس هپاتیت Aبیشتر است و همین باعث انتقال راحت‌تر آن می‌شود. هپاتیت B منتقل شده از مادر به نوزاد در موقع تولد می‌تواند به دو شکل مزمن و حاد دیده شود. مزمن یعنی دستگاه ایمنی بدن تا 6 ماه نمی‌تواند ویروس را شناسایی و نابود کند، در حالی که ویروس برای ماهها و سالها در کبد باقی مانده و به فعالیت و تکثیر ادامه می‌دهد.

تصویر




این باعث سرطان کبد و آسیب آن می‌شود. کمتر از 10 درصد بزرگسالان بیماری را به شکل مزمن نشان می‌دهند، در حالی که این رقم در کودکانی که در موقع تولد آلوده شده‌اند به 90 درصد و در نوجوانان به 30 - 25 درصد می‌رسد. خطر ابتلا به ویروس در بزرگسالان بستگی به سلامتی دستگاه ایمنی دارد.

 

 برای مثال افرادی که دستگاه ایمنی آنها به دلایلی مانند پیوند عضو ، دیالیز و مشکلات کلیوی ، شیمیوتراپی و ایدز تضعیف شده است بیشتر از افراد سالم مبتلا می‌شوند. گزارشها نشان داده است که 90 درصد افراد مبتلا به ایدز به هپاتیت آلوده شده‌اند و از این تعداد 15 درصد ، آن را به شکل مزمن نشان می‌دهند.

 

نشا نه‌های بیماری

تمام افراد آلوده شده با این ویروس علایم بیماری حاد را نشان نمی‌دهند. 40 - 30 درصد افراد آلوده شده علامت خاصی را نشان نمی‌دهند. معمولا علایم حدود 6 - 4 هفته بعد از ورود ویروس بروز می‌کند. مانند هپاتیت A افراد آلوده شده با ویروس هپاتت B حاد احساس بیماری می‌کنند و قادر به انجام کاری نیستند. کمتر از یک درصد افراد آلوده این بیماری را به شکل خیلی شدید و سریع نشان می‌دهند که منجر به از کار افتادن کبد و مرگ می‌شود.

اگر دستگاه ایمنی نتواند بیماری را تا 6 ماه مراقبت کند، شخص علایم هپاتیت مزمن را نشان می‌دهد. نشانه‌های هپاتیت مزمن مشابه هپاتیت حاد باشد. معمولا در افرادی که چندین سال است مبتلا به بیماری هستند گروهی از علایم اضافی را نشان می‌دهند. این علایم شامل کهیر ، جوشهای پوستی ، آرتریت ، سوزش یا مورمور کردن در بازوها و پاها (
Polyneuropathy) می‌باشد.


تصویر

 

چگونگی تشخیص هپاتیت B

اولین راه تشخیص استفاده از آزمایش خون است که آنتی ژنها و آنتی بادیها که بوسیله دستگاه ایمنی در مقابل ویروس ساخته می‌شود را مشخص می‌کند. آزمایشهای ضروری برای تشخیص آلودگی ، تشخیص آنتی ژن HBSAg (آنتی ژن سطحی B) و دو آنتی بادی HBS ( آنتی بادی مربوط به آنتی ژن سطحی) و آنتی بادی HBC ( آنتی بادی مربوط به آنتی ژن مرکزیB) می‌باشد.

 

 

 

آزمایش با ویروس HBV

بوسیله آزمایش بار ویروسی می‌توان تعداد ویروس را در خون مشخص کرد. اگر بار ویروسی بیشتر از صد هزار نمونه در میلی‌لیتر باشد نشان دهنده فعالیت ویروس در کبد می‌باشد. وقتی بار ویروس از این مقدار بالاتر رود و آنزیمهای کبدی نیز افزایش یابد درمان باید شروع شود. اگر تعداد کمتر از این مقدار باشد و HBe Anti مثبت و HBeAg منفی باشد باید دستگاه ایمنی را کنترل کرد. در این حال نیز ویروس می‌تواند منتقل شود.

 

آزمایش آنزیمی کبدی

آزمایش آنزیم کبدی میزان آنزیمهای کبد مانند آلانین آمینو ترانسفراز (ALT) و آسپارتات آمینو ترانسفراز (AST) را مشخص می‌کند. افزایش این آنزیمها نشانه آسیب کبد است. در هپاتیت حاد این آنزیمها افزایش پیدا می‌کند ولی موقتی است و ندرتا مشکلات دراز مدت کبدی بوجود می‌آورد. در هپاتیت مزمن مقدار ALT کبد به شکل دوره‌ای یا دائمی افزایش می‌یابد و خطر آسیبهای کبدی دراز مدت را افزایش می‌دهد.

 

بیوپسی کبد

این روشها میزان آسیب کبدی را مشخص نمی‌کنند به همین دلیل از بیوپسی کبد استفاده می‌شود. بیوپسی برای افرادی که بار ویروسی خیلی بالاتر از صد هزار دارند و آنزیمهای کبد در آنها افزایش پیدا کرده است استفاده می‌شود.

ارتباط هپاتیت B و ایدز

بزرگسالانی که به ویروس هپاتت B آلوده شده‌اند کمتر از 10 درصد احتمال دارد آلودگی را به شکل مزمن نشان دهند ولی اگر شخص به ایدز مبتلا باشد این احتمال به 25 درصد می‌رسد. زیرا این افراد دستگاه ایمنی ضعیفی دارند. در افراد مبتلا به ویروس ، پاسخ به هپاتیت ضعیف شده یا از بین می‌رود. این موضوع باعث فعال شدن ویروس می‌شود و در نتیجه خطر آسیب کبد را افزایش می‌دهد. ارتباط بین ایدز شدت هپاتیت کاملا معلوم نیست ولی گزارشها نشان داده است که در افراد آلوده با هر دو ویروس خطر ابتلا به سیروز کبدی بیشتر می‌شود و بار ویروسی بالاتر می‌رود. همچنین در این افراد خطر از کار افتادگی کبد دو برابر می‌شود.

درمان هپاتیت B

فرد مبتلا به نوع حاد بیماری احتیاج به درمان ندارد و می‌تواند با استراحت و قرصهای ایبوپروفن و نوشیدن مایعات بیماری را تحت نظر قرار دهد. درمان فقط برای افراد مبتلا به هپاتیت مزمن تجویز می‌شود. هدف از درمان ، کاهش بار ویروسی و سطح آنزیمهای کبد می‌باشد. اگر آنتی ژنهای HBSAg و HBeAg از خون پاک شوند درمان متوقف می‌شود.


تصویر

 

واکسن هپاتیت B

دو نوع واکسن هپاتیت B که محتوی HBSAg می‌باشد در دسترس است. واکسنهای بدست آمده از پلاسمای خون و واکسنهای نوترکیبی. هر دو نوع واکسن حتی اگر پس از تولد تلقیح شوند مطمئن ، ایمنی‌زا و اثر بخش هستند. (آنتی بادی مادری تاثیری بر پاسخ به واکسن نمی‌گذارد) بیش از 90 درصد کودکان حساس پس از سه دوز واکسن ، آنتی بادی محافظت کننده را تولید می‌کنند و در اکثر مطالعاتی که بر کودکان هم گروه برای بیش از 10 سال انجام شده است اثر بخشی واکسن جهت جلوگیری از حامل مزمن شدن از 90 درصد تجاوز می‌کند.

 

  • هپاتیت C : معمولاً از راه‌ تزریق‌ موادمخدر داخل‌ رگ‌، تزریق‌ خون‌ و سایر انواع‌ مواجهه‌ با خون‌ یا محصولات‌ خونی‌ آلوده‌ انتقال‌ می‌یابد. البته‌ در 40% از موارد، راه‌ انتقال‌ معلوم‌ نیست‌.
  • هپاتیت D : به‌طور جداگانه‌ از هپاتیت B نمی‌تواند رخ‌ دهد.

 

  • هپاتیت G : الگوی‌ انتقال‌ مشابهی‌ مثل‌ هپاتیت C دارد؛ معمولاً از راه‌ خون‌ انتقال‌ می‌یابد.



عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطر

  • مسافرت‌ به‌ مناطقی‌ که‌ بهداشت‌ نامناسبی‌ دارند.
  • بی‌بندوباری‌
  • تزریق‌ موادمخدر داخل‌ رگ‌
  • مصرف‌ الکل
  • تزریق‌ خون
  • کارکنان‌ پزشکی‌ و سایر حرفه‌های‌ خطرزا
  • مهد کودک‌ها یا مراکز نگهداری‌
  • دیالیز
  • تغذیه‌ نامناسب‌
  • وجود بیماری‌ که‌ باعث‌ کاهش‌ مقاومت‌ بدن‌ شده‌ باشد.

پیشگیری‌

  • از خطرات‌ ذکر شده‌ در بالا دوری‌ کنید.
  • اگر با فرد هپاتیتی‌ در تماس‌ بوده‌اید، با پزشک‌ خود در رابطه‌ با تزریق‌ گاما گلوبولین برای‌ پیشگیری‌ یا کاهش‌ خطر هپاتیت‌ مشورت‌ کنید.
  • اگر در زمره‌ افرادی‌ هستید که‌ خطر هپاتیت‌ آنها را تهدید می‌کند، مثل‌ کارکنان‌ بیمارستان‌ها، دندانپزشکان‌ و غیره‌، واکسن‌ هپاتیت‌ A و B را دریافت‌ کنید. واکسن‌ سایر انواع‌ هپاتیت‌ ویروسی‌ در دست‌ بررسی‌ است‌. گاهی‌ ممکن‌ است‌ ایمونوگلوبولین‌ نیز لازم‌ شود.
  • واکسیناسیون هپاتیت‌ B برای‌ همه‌ نوزادان‌ و شیرخواران‌

عواقب‌ مورد انتظار


زردی‌ و سایر علایم‌ به‌ حداکثر خود می‌رسند و سپس‌ در عرض‌ 16-3 هفته‌ تدریجاً ناپدید می‌شوند. اکثر افرادی‌ که‌ وضعیت‌ سلامتی‌ خوبی‌ دارند در عرض‌ 4-1 ماه‌ کاملاً بهبود می‌یابند. در درصد کمی‌ از افراد، دچار هپاتیت‌ مزمن‌ می‌شود. با بهبود از هپاتیت‌ ویروسی‌ معمولاً ایمنی‌ دایمی‌ نسبت‌ به‌ آن‌ ایجاد می‌شود.


عوارض‌ احتمالی‌

 

  • نارسایی کبد، سیروز کبد، سرطان کبد، حتی‌ مرگ‌
  • هپاتیت‌ مزمن‌. این‌ بیماران‌ معمولاً حامل‌ ویروس هستند و عامل‌ بالقوه‌ای‌ برای‌ انتقال‌ عفونت‌ به‌ افراد خانواده‌ و همسر هستند. این‌ افراد امکان‌ دارد ظاهراً خوب‌ و سرحال‌ باشند و متوجه‌ عفونت خود نشوند.

 

درمان‌


اصول‌ کلی‌ :

  • بررسی‌های‌ تشخیصی‌ عبارتند از آزمایش‌ خون‌ برای‌ شناسایی‌ عفونت‌، بررسی‌های‌ مربوط‌ به‌ کار کبد، و نمونه‌برداری‌ از کبد در موارد شدید یا مزمن‌
  • اکثر بیماران‌ هپاتیتی‌ را می‌توان‌ بدون‌ خطر زیاد در منزل‌ تحت‌ مراقبت‌ قرار داد. جداسازی‌ کامل‌ بیمار ضروری‌ نیست‌، اما فرد بیمار باید وسایل‌ جداگانه‌ای‌ برای‌ خوردن‌ و آشامیدن‌ داشته‌ باشد یا از وسایل‌ یک‌ بار مصرف‌ استفاده‌ کند.
  • اگر هپاتیت‌ دارید یا مراقبت‌ از یک‌ فرد هپاتیتی‌ را به‌ عهده‌ دارید، دستان‌ خود را مرتباً و به‌ دقت‌ بشویید، خصوصاً پس‌ از اجابت‌ مزاج‌
  •  


داروها :

  • برای‌ درمان‌ هپاتیت‌ تعداد کمی‌ داروی‌ اختصاصی‌ وجود دارد.
  • امکان‌ دارد داروی‌ ضد التهاب‌ کورتیزونی‌ در موارد شدید تجویز شود تا التهاب‌ کبد کاهش‌ یابد و علایم‌ بهتر شوند.
  • برای‌ هپاتیت‌ B و C مزمن‌ ممکن‌ است‌ آلفا ـ اینترفرون‌ مورد استفاده‌ قرار گیرد.



فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری

 

  • توصیه‌ می‌شود تا زمان‌ رفع‌ زردی‌ و بازگشت‌ اشتها استراحت‌ در رختخواب‌ انجام‌ گیرد. زمان‌ بازگشت‌ به‌ کارهای‌ روزمره‌ در افراد مختلف‌ بسیار متفاوت‌ است‌.

 

رژیم‌ غذایی‌


علی‌رغم‌ نداشتن‌ اشتها، خوردن‌ وعده‌های‌ غذایی‌ کوچک‌ و متعادل‌ به‌ بهبود بیماری‌ کمک‌ خواهد کرد. روزانه‌ حداقل‌ 8 لیوان‌ آب بنوشید. هرگز الکل ننوشید.

درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟

 

  • اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌تان‌ علایم‌ هپاتیت‌ را دارید یا با فردی‌ که‌ این‌ علایم‌ را داشته‌ است‌ تماس‌ داشته‌اید.
  • در صورتی‌ که‌ علایم‌ زیر به‌ هنگام‌ درمان‌ رخ‌ دهند:
    • بیشتر کم‌ شدن‌ اشتها
    • خواب‌آلودگی‌ زیاد یا گیجی‌
    • استفراغ‌، اسهال‌، یا درد شکمی‌
    • بیشتر شدن‌ زردی‌؛ به‌ وجود آمدن‌ بثور پوستی‌ یا خارش‌

 

پوكي استخوان و روش هاي مبارزه با آن

مردم خيال مي كنند استخوان هايشان سخت و غيرقابل تغيير است و از اندام هاي داخلي و ماهيچه ها محافظت مي كند. ولي بافت استخوان از سلول هاي زنده و مواد در حال تغيير است. ساختار استخوان هاي بدن، تحت تأثير تعادل بين مواد معدني و هورمون هايي است كه جذب مواد معدني را كنترل مي كنند.
نام عـــلمي پـوكي استخوان، استئوپروزيس (
osteoporosis) است و به آن درد خاموش هم مي گويند. اين بيماري اي است كه در آن مواد معدني استخوان ها از بين مي روند و استخوان ها پوك مي شوند. اين بيشتر، بيماري خانم هاي مسن است. با روش هاي آساني مي توان از سن 35 سالگي راحت جلوي اين بيماري را گرفت و عوارض پوكي استخوان را در بيماران بسيار كاست. مطالعات آماري نشان مي دهند بيش از 75درصد خانم هاي بين 45 تا 75 ساله هرگز چيزي در مورد پوكي استخوان از پزشكي نپرسيده اند. دانستن اطلاعات كافي در مورد علل اين بيماري، در پيشگيري و درمان آن بسيار مؤثر است. بهترين زمان پيشگيري از اين بيماري، بعد از يائسگي است.
وقتي مقداري از مواد معدني استخوان از دست مي رود و سلول هاي استخواني در نيمه فرآيند طبيعي پرشدن، كلسيم كمي جذب مي كنند، استخوان متخلخل مي شود و راحت مي شكند. شكستگي هايي كه گاه چنان كوچكند كه بيمار هيچ وقت متوجهشان نمي شود. هرچه بيماري بيشتر پيشرفت كند، احتمال بروز شكستگي در لگن، ستون فقرات و مچ دست بيشتر مي شود. تا شكستگي ايجاد نشود، از بين رفتن استخوان ها معمولا بدون درد است. در جوان ها، شكستگي استخوان، يكي دو ماهه درمان مي شود، ولي در افراد مسن روند بهبود كندتر است و ممكن است شكستگي هرگز درمان نشود.


تأثير هورمون هاي مختلف بر تراكم استخوان
هورمون ها در بدن، بين حذف استخوان هاي قديمي و ساختن استخوان جديد تعادل برقرار مي كنند. استروژن در متابوليسم استخوان نقش دوگانه اي دارد. اين هورمون، جذب كلسيم استخوان را افزايش مي دهد و از دست رفتن كلسيم استخوان را محدود مي كند. بيشترين ميزان تراكم استخوان در خانم ها در حدود 35 سالگي است. بعد از اين، و خاصه وقتي استروژن كم شود، از بين رفتن استخوان از تشكيل استخوان جديد، بيشتر مي شود. وقتي استروژن خون پايين مي آيد، كلسيم خون هم كم مي شود و هورمون
PTH از غده پاراتيروئيد ترشح مي شود كه كلسيم خون را با جذب كلسيم از استخوان بالا مي برد و كلسيم استخوان كم مي شود. بعد از يائسگي جذب كلسيم در استخوان تحت تأثير هورمون هاي مختلفي است. ممكن است در يك سال بين 6 تا 50 درصد استخوان هاي يك خانم يائسه از ميان برود.

شما در معرض پوكي استخوان هستيد؟
عوامل بيماري مختلف اند. معمولا استخوان زن ها ظريف تر و سبك تر از مردها است. در 35 سالگي تراكم استخوان مردها 30درصد بيشتر از زن ها است و سرعت پوك شدن استخوان مردها هم كمتر است و با توجه به اين كه بعد از يائسگي ميزان استروژن پايين مي آيد، صرفا زن بودن، آدم را در گروه افرادي مي گذارد كه در معرض خطرند. تراكم استخوان زنان سفيد و زرد، از زنان سياه كمتر است و نژاد نيز در اين مورد مؤثر است.
يائسگي زودرس كه بر اثر مصرف دارو يا عمل جراحي پديد مي آيد، احتمال پوكي استخوان را بيشتر مي كند. در مطالعه اي مشخص شده 69 درصد زناني كه تخمدانشان را با عمل جراحي خارج كرده اند، در دو سال پوكي استخوان گرفته اند. پزشكان در شرايطي كه عمل هيستركتومي (خارج كردن رحم) لازم است، توصيه مي كنند اگر از نظر پزشكي امكان پذير است، تخمدان ها خارج شوند تا سطح استروژن پايين نيايد. اگر مادر يا مادربزرگ و يا خواهر كسي پوكي استخوان داشته، احتمالش بيشتر از معمول است كه او نيز پوكي استخوان بگيرد.
معمولا تراكم استخوان كسي كه مرتب ورزش مي كند بالا است. ورزش باعث افزايش تراكم استخوان مي شود. چاق ها نيز كمتر پوكي استخوان مي گيرند، زيرا بافت چربي ساير هورمون ها را به استروژن تبديل مي كند. سيگار نيز تراكم استخوان را پايين مي آورد و جذب كلسيم را كم مي كند.


علائم هشداردهنده پوكي استخوان
معمولا اين بيماري عوارض خاصي ندارد، مگر شكستگي هايي كه بر اثر زمين خوردن هاي خيلي ساده ايجاد مي شوند. گاه درد پشت و ستون فقرات كه نشان از شكستگي هاي ظريفي در ستون فقرات هستند هم نشانه اي است. كاهش قد نيز مي تواند نشان پوكي استخوان باشد. خميدگي پشت نيز از عوارض پوكي استخوان و حاصل شكستن مهره هاي ستون فقرات است.

تشخيص پوكي استخوان
اين بيماري معمولا با عكس هاي معمول راديولوژي مشخص نمي شود، مگر اين كه بيش از 30 درصد از استخوان از بين رفته باشد. بهترين روش تشخيص، روش(
DXA dual xray absorptiometry) است كه تراكم استخوان را در لگن، ستون فقرات يا كل بدن اندازه مي گيرند.


جلوگيري از بروز پوكي استخوان
احتمال ابتلا به اين بيماري با اندازه گيري تراكم استخوان در 35سالگي مشخص مي شود و با اطلاع از ميزان تراكم استخوان و دوري از عوامل ايجادكننده بيماري مي توان جلوي بروزش را گرفت. خانم هاي بين 50 تا 60 ساله نيز مي توانند با رژيم غذايي مناسب، ورزش و مصرف كلسيم، جلوي پيشرفت بيماري را بگيرند. در حالت معمول براي خانم ها مصرف روزانه
mg650 كلسيم كافي است و براي خانم هاي بالاي 40 سال مصرف
۱۰۰۰ تا 1500 mg و خانم هايي كه بعد از يائسگي، هورمون درماني نكرده اند روزانه mg1500 كلسيم كافي است. مواد غذايي اي مثل ماست، شير، ماهي آزاد و آجيل و انواع كلم، كلسيم دارند. البته كلسيم زياد باعث تشكيل سنگ هاي ادراري و سفت شدن عروق مي شود و مضر است. نكته مهم ديگر نوع كلسيم است. كلسيم بايد زود در معده حل شود تا راحت تر جذب شود. براي امتحان مرغوبيت كلسيم يك قرص كلسيم را در يك ليوان كه 50 تا 100 گرم سركه دارد بيندازيد. اگر بعد از 30 دقيقه قرص كاملا حل شد، كلسيم مرغوب است و خوب جذب مي شود. مصرف ويتامين D نيز همراه كلسيم بسيار مهم است.
هورمون درماني بعد از يائسگي نيز مي تواند جلوي بيماري را بگيرد. معمولا هورمون درماني را 8 تا 10 سال بعد از يائسگي توصيه مي كنند. در اين روند اغلب قرص هايي را كه علاوه بر مواد شبه استروژن ويتامين
D و منيزيم نيز دارند، تجويز مي كنند.

 

چطور با بيماري مقابله كنيم
معمولا شش ماه ورزش مرتب مي تواند جلوي شكستن خود به خود استخوان را بگيرد. براي اين كه زمين نخوريد كفش هاي پاشنه تخت و طبي بپوشيد، سيم هاي اضافي و قاليچه هايي را كه ليز مي خورند از زمين جمع كنيد، خانه را روشن نگه داريد، شب ها هم در اتاق خواب و حمام چراغ هاي كم نور را روشن بگذاريد و وقتي از جاهاي خيس رد مي شويد بيشتر احتياط كنيد.

 

عوامل بروز آرتروز

·         میزان بروز آرتروز با مسائل ژنتیکی و نژادی ارتباط دارد. بررسیها نشان می‌دهد که احتمال ابتلا به این بیماری در خانمها بیشتر است.

·         سن بالا: بزرگترین عامل خطرساز برای استئوآرتریت سن می‌باشد. بطوریکه در زنان با سن کمتر از 45 سال فقط 2% و در سنین بین 64-45 سال میزان شیوع 30% بوده است. و بالای 65 سال این میزان 68% بوده است.

·         ضربه: ضربه‌های شدید و استفاده مکرر ازمفصل نیز از عوامل خطر ساز مهم جهت آرتروز هستند بی‌کفایتی رباط متقاطع قدامی و آسیب منیسک منجر به استئوآرتریت زانو می‌شود. اگرچه آسیب غضروف مفصل ممکن است در هر زمان طی آسیب یا بعد از آن بوجود آید، در صورت استفاده از مفصل مبتلا (مثلا از قبل شکسته) حتی غضروف طبیعی نیز در صورت ناپایدار بودن مفصل از بین می‌رود.

·         چاقی: چاقی از عوامل خطر آرتروز در زانو و دست است. تحقیقات نشان داده که کاهش وزن به میزان 5 کیلوگرم احتمال بوجود آمدن آرتروز علامتدار زانو را 50% کاهش می‌دهد.

علت آرتروز

ویژگی اصلی پاتولوژی آرتروز از بین رفتن پیشرونده غضروف مفصلی است. با وجود این آرتروز تنها بیماری بافت غضروفی نیست بلکه بیماری یک عضو (مفصل) است که درآن همه بافتها شامل استخوان زیر غضروف ، منیسک ، رباطها و قسمت عصبی- عضلانی و غضروف گرفتار می‌شوند.

علایم آرتروز

استئوآرتریت غالبا به صورت دردی عمقی در مفصل مبتلا توصیف می‌شود که این درد با کارکرد مفصل تشدید می‌یابد و با استراحت برطرف می‌شود، اما با پیشرفت بیماری ممکن است درد دائمی باشد. سفتی و خشکی مفصل مبتلا در هنگام بیدار شدن از خواب یا بعد از مدتی دوره بی‌فعالیتی و بی‌تحرکی ممکن است بارز باشد. اما پس از تقریبا 30 دقیقه تسکین پیدا می‌کند. بیمار ممکن است برای حرکت مفاصل خود با مشکل مواجه شود و قادر نباشد آنها را خم و راست کند.

آرتروز در مفاصل غیر معمول

الگوی گرفتاری مفاصل دیگر که به ندرت دچار آرتروز می‌شوند، تحت تاثیر پرکاری شغلی یا غیر شغلی قبلی قرار دارد. بنابراین ، آرتروز مچ پا در رقاصان باله ، آرتروز آرنج در پرتاپ کنندگان بیس‌بال و مفصل انگشتان دست در مشت‌زنان شایع است. با اینکه آرتروز در هریک از این مفاصل ، در میان جمعیت عمومی چندان شایع نیست. ولی با این حال ثابت نشده است که دویدن یا پیاده‌روی با مسافت طولانی ، سبب آرتروز شود. ولی در مقابل ، افراد شاغل در برخی از فعالیتهای شغلی مانند افراد به کار برنده مته دستی ، کارگران نخ ریسی و کشتی سازی و ... ممکن است دچار آرتروز در مفاصلی شوند که مورد استفاده مکر شغلی قرار می‌گیرند.

تشخیص

تشخیص آرتروز معمولا بر اساس ویژگیهای بالینی (علایم) و رادیوگرافی (عکس) صورت می‌گیرد در مراحل اولیه ، رادیوگرافی ممکن است طبیعی باشد، اما با از بین رفتن غضروف مفصل ، تنگ شدگی فضای مفصل و سایر تغییرات آشکار می‌گردد.

پیشگیری

·         از خوردن غذاهای چرب پرهیز کنید و به جای آن مصرف فراوان میوه و سبزی را در برنامه غذایی خود بگنجانید.

·         از اضطراب و استرس دوری کنید.

 

·         هنگام کار با کامپیوتر سعی کنید گردن خود را راست نگهداشته و شانه را عقب بدهید. قوز کردن هنگام کار طولانی با کامپیوتر سبب دردهای گردن و شانه ها می شود. کاملا پشت خود را به صندلی بچسبانید. همچنین ارتفاع صندلی خود را طوری تنظیم کنید که کف پاها روی زمین قرار داشته و زانوی شما در زاویه ۹۰ درجه قرار داشته باشد. Keybآرتروزrd و Mouse باید پایینتر از آرنج و نزدیک دستان شما قرار داشته باشد.

درمان

درمان آرتروز در جهت کاهش درد ، حفظ تحرک و به حداقل رساندن ناتوانی بیمار صورت می‌گیرد.

اقدامات غیر دارویی

·         کاهش بار مفصل: آرتروز ممکن است به علت وضعیت نادرست بدن بوجود آمده یا تشدید یابد. اصلاح وضعیت غلط بدن و تصحیح انحنای بیش از حد کمر (لوردوز) ، ممکن است مفید باشد. باید از تحمیل بار اضافی به مفصل مبتلا ، خودداری شود. بیماران مبتلا به آرتروز زانو یا مفصل ران ، باید از ایستادن طولانی ، زانو زدن و چمباتمه زدن خودداری کنند. بیماران چاق باید وزن خود را کاهش دهند. استفاده از کف گوه‌ای در بعضی انواع آرتروز زانو ممکن است درد را کاهش دهد. رعایت دوره‌هایی از استراحت در طول روز ممکن است مفید باشد. اما بی‌حرکت کردن کامل مفصل دردناک لازم نیست. در بیماران مبتلا به آرتروز یک طرفه مفصل ران یا زانو گرفتن عصا در دست طرف مقابل و در بیماری دو طرفه استفاده از چوب زیر بغل (یا Walker) کمک کننده است.

·         فیزیوتراپی و ورزش: گرم کردن مفصل ممکن است درد و سفتی را کاهش دهد. در بیماران باید برنامه ورزشی در جهت حفظ دامنه حرکت مفصل ، تقویت عضلات دور مفصل و بهبود وضعیت فیزیکی باید طراحی گردد. استفاده نادرست از مفصل مبتلا به علت ترس از ایجاد درد منجر به آتروفی (از بین رفتن و تحلیل) عضله می‌شود. چون عضلات اطراف مفصل نقش مهمی در حفاظت از غضروف مفصلی در برابر استرس فیزیکی دارند، تقویت آنها حائز اهمیت است.


در افراد مبتلا به آرتروز زانو ، تقویت عضلات دور مفصل در عرض چند هفته ، ممکن است به اندازه داروهای مسکن منجر به کاهش درد شود. ناتوانی در افراد مبتلا به آرتروز زانو با ضعف عضله چهار سر ران ارتباط خیلی زیادی دارد و افراد فعال درد خیلی کمتری نسبت به افراد بازنشسته دارند.

بطور خلاصه اقدامات غیر دارویی که زیر بنای درمان آرتروز هستند عبارتند از: آموزش اصول مراقبت از مفصل ، روشهای حرارتی ، تمرینهایی برای تقویت عضلات اطراف مفصل ، کاهش وزن در افراد چاق ، پرهیز از اعمال بار اضافی به مفصل ران یا زانو با استفاده از کفهایی که بالشتک دارند و نیز با کمک عصا یا Walker.

 

·         همچنینی عوامل روانی- اجتماعی به عنوان تعیین کننده‌های درد از اهمیت زیادی برخوردار هستند. بطوری که در افراد مبتلا که حمایت اجتماعی اندکی دارند، مشاوره دوره‌ای توسط مصاحبه‌گران ماهر به اندازه داروهای مسکن ضد التهابی در کاهش درد مفصل موثر است.

درمان دارویی

امروزه درمان آرتروز جنبه تسکینی دارد و داروها سبب پیشگیری یا به تاخیر افتادن تخریب غضروف و ... نمی‌شود. برای درمان درد آرتروز ، عوامل دارویی باید به عنوان روشی کمکی برای اقدامات غیر دارویی مورد استفاده قرار گیرند.

·         داروهایی مانند استامینوفن ، ایبوپروفن و ناپروکسن و سایر NSAIDها برای کاهش التهاب و کاهش درد استفاده می‌شوند. البته داروهای مسکن به علت خطر خونریزی معده باید با احتیاط مصرف شوند. استفاده از این داروها همراه یک ماده محافظ معده مانند امپرازول و همچنین مصرف وسط غذا می‌تواند خطر این عوارض را کم کند.

·         تزریق کورتون داخل مفصلی می‌تواند سبب تسکین درد به مدت چند هفته شود (در موارد درد حاد شدید). ولی نباید در فواصل کمتر از 6-4 ماه یک بار تکرار شود.

جراحی ارتوپدی

جراحی جایگزین مفصل در آن دسته از بیماران که مبتلا به آرتروز پیشرفته هستند و درمان دارویی فراگیر با شکست مواجه شده است، انجام می شود. همچنین جراحیهای ساده‌تر در بعضی بیماران می‌تواند سبب تسکین درد شود.

منابع

health square.com

http://www.roshd.ir

اضطراب‌ Anxiety

اضطراب‌ عبارت‌ است‌ از يك‌ احساس‌ ناراحت‌كننده‌ و مبهم‌ ترس‌، وحشت‌، يا خطر با منشاي‌ ناشناخته‌ كه‌ بر فرد مستولي‌ مي‌گردد. براي‌ بعضي‌ از افراد اين‌ حالت‌ ممكن‌ است‌ ناگهاني‌ روي‌ دهد و بر طرف‌ شود، اما براي‌ بعضي‌ ديگر اين‌ حالت‌ به‌ صورت‌ مزمن‌ در مي‌آيد. اضطراب‌ از نظر علمي‌ چندين‌ نوع‌ دارد: اضطراب‌ حاد ناشي‌ از موقعيتي‌ خاص‌، اختلال‌ در تطابق‌ يافتن‌ با شرايط‌ تازه‌، اختلال‌ اضطرابي‌ عمومي‌ شده‌، اختلال‌ هراس‌، اختلال‌ تنش‌زاي‌ پس‌ از حادثه‌، ترس‌ مرض‌گونه‌ و اختلال‌ وسواسي‌ ـ جبري‌.     علايم‌ شايع‌ احساس‌ اينكه‌ يك‌ اتفاق‌ نامطلوب‌ يا زيانبار به‌ زودي‌ رخ‌ خواهد داد. خشك‌ شدن‌ دهان‌، مشكل‌ در بلع‌، يا خشونت‌ صدا تندشدن‌ تنفس‌ و ضربان‌ قلب‌، تپش‌ قلب‌ حالت‌ لرزش‌ يا پرش‌ عضلات‌ انقباض‌ عضلات‌، سردرد، كمردرد عرق‌ كردن‌ مشكل‌ در تمركز منگي‌ يا غش‌ تهوع‌، اسهال‌، كاهش‌ وزن‌ خواب‌آلودگي‌ تحريك‌پذيري‌ خستگي‌ كابوس‌ مشكل‌ در حافظه‌ ناتواني‌ جنسي‌    علل‌ فعال‌ شدن‌ مكانيسم‌هاي‌ دفاعي‌ بدن‌ براي‌ مبارزه‌ يا فرار. ترشح‌ آدرنالين‌ از غدد فوق‌كليوي‌ افزايش‌ مي‌يابد، و موادي‌ كه‌ از تجزيه‌ آدرنالين‌ در بدن‌ جمع‌ مي‌شوند (كاتكول‌ آمين‌ها) نهايتاً بخش‌هاي‌ مختلف‌ بدن‌ را تحت‌تأثير قرار مي‌دهند. تلاش‌ براي‌ پرهيز از اضطراب‌ خود موجب‌ اضطراب‌ بيشتر مي‌شود.    عوامل تشديد كننده بيماري استرس‌ با هر منشاء (مثلاً مشكلات‌ اجتماعي‌ يا مالي‌) سابقه‌ خانوادگي‌ اضطراب‌ خستگي‌ يا كار زياد وقوع‌ مجدد موقعيت‌هايي‌ كه‌ قبلاً استرس‌زا بوده‌اند يا طي‌ آنها به‌ فرد آسيب‌ رسيده‌ است‌. بيماري‌ جسماني‌ تكامل‌طلبي‌ غيرمنطقي‌ ترك‌ اعتياد يا الكل‌     پيشگيري‌ از روش‌هاي‌ كسب‌ آرامش‌ يا مراقبه‌ براي‌ كاهش‌ استرس‌ بهره‌ بگيريد. به‌ فكر تغيير شيوه‌ زندگي‌ خود باشيد تا استرس‌ كاهش‌ يابد.    عواقب‌ مورد انتظار اضطراب‌ عمومي‌ شده‌ را مي‌توان‌ با درمان‌ كنترل‌ كرد. غلبه‌ كردن‌ بر اضطراب‌ اغلب‌ موجبات‌ زندگي‌ بهتر و رضايت‌ بخش‌تري‌ را فراهم‌ مي‌آورد.     عوارض‌ احتمالي‌ بروز اختلال‌ در روابط‌ اجتماعي‌ و شغلي‌ افزايش‌ ناگهاني‌ ميزان‌ اضطراب‌ ممكن‌ است‌ موجب‌ بروز حمله‌ هراس‌ و فرار از موقعيت‌ شود. وابستگي‌ به‌ داروها نامنظمي‌ ضربان‌ قلب‌     درمان      اصول‌ كلي‌ بهتر است‌ تحت‌ بررسي‌ و درمان‌ از نظر موارد خاص‌ تهديدكننده‌ يا منشاء استرس‌ كه‌ در ناخودآگاه‌ شما است‌ ولي‌ وجود دارد، قرار بگيريد. به‌ فراگيري‌ روش‌هاي‌ كاهش‌ انقباض‌ ناخودآگاه‌ عضلاني‌ مثل‌ بازخورد زيستي‌ و روش‌هاي‌ كسب‌ آرامش‌ بپردازيد. به‌ ورزش‌ هوازي‌ (آئروبيك‌) به‌ طور منظم‌ بپردازيد تا روح‌ و جسمي‌ آماده‌ داشته‌ باشيد.    داروها امكان‌ دارد داروهاي‌ ضداضطراب‌ مثل‌ بنزوديازپين‌ها براي‌ مدتي‌ كوتاه‌ تجويز شوند. امكان‌ دارد از داروهاي‌ ضدافسردگي‌ براي‌ اختلال‌ هراس‌ استفاده‌ شود.    فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري خود را حفظ‌ كنيد. فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري بدني‌ به‌ كاهش‌ اضطراب‌ كمك‌ مي‌كند.    رژيم‌ غذايي‌ هيچ‌ نوع‌ رژيم‌ خاصي‌ توصيه‌ نمي‌شود. تنها بايد از كافئين‌ و ساير مواد تحريك‌كننده‌، و نيز الكل‌ پرهيز كرد.     درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟ اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ تان علايم‌ اضطراب‌ را داريد و خوددرماني‌ نتيجه‌اي‌ نداده‌ است‌. اگر شما دچار احساس‌ ناگهاني‌ هراس‌ بيش‌ از حد شده‌ايد. اگر دچار علايم‌ جديد و بدون‌ توجيه‌. داروهاي‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممكن‌ است‌ عوارض‌ جانبي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.     http://www.irteb.com/bimariha/conditions-step.asp-t=27.htm         اضطراب چيست همة انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه مي‌کنند و طبيعى است که مردم هنگام مواجهه با موقعيتهاى تهديدکننده و تنش‌زا مضطرب مي‌شوند، اما احساس اضطراب شديد و مزمن در غياب علت واضح، امرى غيرعادى است. اضطراب شامل احساس عدم اطمينان، درماندگى و برانگيختگى فيزيولوژيکى است. به‌طور کلى اضطراب يک احساس منتشر، بسيار ناخوشايند و اغلب مبهم دلواپسى است که با يک يا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل، تنگى قفسه سينه، طپش قلب، تعريق، سردرد و غيره همراه است. بررسيها نشان مي‌دهد که اضطراب در مردها، طبقات اقتصادى مرفه و جوانان کمتر است و در زنان، افراد کم‌درآمد و سالمندان بيشتر شايع مي‌باشد.   علائم و نشانه هاي اضطراب عصبى بودن، آرام و قرار نداشتن ـ تنش ـ احساس خستگى ـ سرگيجه ـ تکرر ادرار ـ طپش قلب ـ بي‌حالى ـ تنگى نفس ـ تعريق ـ لرزش ـ نگرانى و دلهره ـ بي‌خوابى ـ اشکال در تمرکز حواس ـ گوش به زنگ بودن   اضطراب در کودکان و نوجوانان   بسيارى از کودکان هنگام قرارگيرى در وضعيت جديد مثل روبرو شدن با افراد جديد، احساس اضطراب کرده و به‌طور خجالت‌آورى به مادر و پدر، افراد فاميل و يا وابستگان به اصطلاح «آويزان» مي‌شوند. معمولاً والدين مي‌توانند آنها را تشويق به خروج از «منطقه امن» بکنند. هر چند بعضى از کودکان در مقابل اين شرايط مقاومت کرده و آنها را نمي‌پذيرند. به‌منظور کمک به کودکان در اين موقعيت بايد صبر و حوصله کافى داشت به‌طوريکه آنها احساس اعتماد به نفس کافى جهت مقابله با مسائلى که به نظرشان مشکل مى آيد، را کسب کنند. بسيارى از والدين از اين احساس کودکانشان آگاه نيستند تا روزى که آنان به مشکلى برخورد مي‌کنند مثل روز رفتن به مدرسه و ... منشاء اين اضطراب در کودکان ناشناخته مي‌باشد. اغلب ترکيبى از يک ترس ناشناخته و فقدان کنترل همراه با يک طبيعت ناشى از شرم و خجالت زمينة بسيارى از اضطراب کودکان را تشکيل مي‌دهد. بسيارى از شکايتهاى کودکان در دوران ابتدائى مدرسه همچون درد معده يا سوزش سر دل و يا دردهاى پراکنده ديگر، ناشى از وجود يک اضطراب نهفته در کودکان است که وجود اختلاف در خانواده و نگرانى در پدر و مادر مي‌تواند از علل آن باشد که اين نگرانى مستقيماً به کودک انتقال يافته و با اين شکايات بروز مى کند. شايعترين اختلالات اضطرابى در کودکان و نوجوانان عبارتند از: ـ اضطراب جدايى (Separation Anxiety) ـ اضطراب امتحان (Exam Anxiety) ـ اضطراب اجتماعى (Social Anxiety) ـ ترس از مدرسه (School Phobia   عوامل موثردر اضطراب نوجوانان و مقابله با آن سرچشمه بسياري از ناراحتيهاي ظاهراً غير منطقي نوجوانان اضطرابي است که از عوامل گوناگون از جمله عوامل زير ناشي مي شود : تغييرات جسماني از قبيل نگراني از ديررسي بلوغ به خصوص در پسرها، نگراني از زود رسي بلوغ به خصوص در دخترها، ترس و احساس خجالت از تغيير جسماني و رنج ناشي از عدم پذيرش تغييرات جسماني، عدم پذيرش از جانب همسالان، مستقل شدن، بروز رفتار پرخاشگرانه، غير منطقي بودن، نداشتن مهارتهاي لازم براي زندگي، تمايلات جنسي و آشفتگي در نقش. در اينجا به طور مختصر بعضي از اين عوامل مورد بررسي قرار مي گيرند:   نحوه رويارويي با رنج ناشي از تغييرات جسماني تغييرات ناشي از دوران بلوغ را نوجوان بتدريج مي پذيرد. علت اصلي نگراني در مورد نکات ديگري همچون زودرسي و ديررسي بلوغ و احساس خجالت در مواجهه با تغييرات جسماني، عدم آگاهي، آگاهي ناقص يا محدود و يا اطلاعات نادرست نوجوان در زمينه هاي مختلف بلوغ و تغييرات جسماني ناشي از آن است، که بهترين راه پيشگيري نيز فراهم آوردن آگاهي و بينش دقيق، صحيح و به موقع است. والدين بايد قبل از پيدايش علايم ثانويه بلوغ فرد را بطور مناسب و با مراعات شئون اخلاقي، در جريان مسائلي از جمله سن بلوغ، عوامل موثر در پيدايش بلوغ و تغييرات جسماني و آثار رواني آن بگذارند. والدين و مربيان با فراهم آوردن جوي آزاد و سالم بايد اين امکان را به نوجوان بدهد که سوالات، افکار، احساسات و احياناً نگرانيهاي خود را صادقانه مطرح و جوابهاي مناسب دريافت کند و نبايد بگذارند تا نوجوانان براي يافتن پاسخ سوالات خود کساني که صلاحيت ندارند از جمله همسالان مراجعه و دچار انحراف و اضطراب شود. در مواردي که نوجوان نمي تواند مسائل را حضوري با والدين مطرح کند، بايد مربيان و اولياي مطلع و متعهد مدرسه در حد مجاز نوجوان را راهنمايي کنند و با ارائه کتابهاي مناسب و بحثهاي مفيد، زمينه بدست آوردن اطلاعات سالم را فراهم آورند. رويارويي با اضطراب ناشي از عدم پذيرش از جانب همسالان   نتايج پژوهشي نشان داده است که ناامني، وابستگي شديد و ناسالم نوجوان به والدين، ناتواني يا نداشتن مهارتهاي لازم در برقرار کردن روابط عاطفي، اجتماعي و اخلاقي سالم، تفاوت در فرهنگ خانواده ها و بخصوص عدم پذيرش ارزشها و آداب و رسوم گوناگون، موجب اضطراب بسياري از نوجوانان مي شود. براي اينکه نوجواني که تجربه هاي ذکر شده را نداشته است دچار اضطراب شديد نشود و يا اضطراب او ادامه پيدا نکند اقدامات زير مفيد است : والدين بايد گرايش فرزند خود به همسالان را بدرستي درک کنند، زيرا اين يک نياز طبيعي است که بخواهد مورد توجه و حمايت همسالان قرار گيرد. والدين با نوجوان در مورد گزينش دوست توافق نمايند تا دچار تعارض نشود و پنهان کاري نيز نکند. بايد سعي کنند به طور منطقي با نوجوان روبرو شوند و در وقت مناسب، با گفتگوي ملايم و استدلال، او را متوجه نتايج نامطلوب بعضي از معاشرتها کنند. والدين و مربيان براي دوستان نوجوان بايد اعتبار و احترام قايل باشند. والدين و مربيان و... بايد در همه مواقع بخصوص در برابر همسالان، احترام و شخصيت نوجوان را حفظ کنند. رويارويي با اضطراب ناشي از دوگانگي و ترس از مستقل شدن يکي از عمومي ترين نيازهاي نوجوان کسب استقلال از افراد خانواده و ديگران است. مطالعات نشان داده که اضطراب در کساني بيشتر ديده مي شود که دچار ناامني شديد، عدم اعتماد به نفس، وابستگي ناسالم به والدين بخصوص مادر هستند. کسب استقلال در بسياري از نوجوانان اضطراب ايجاد مي کند. از جمله حالاتي که در زمينه مستقل شدن ديده مي شود، تضاد و دوگانگي است، يعني نوجوان در حاليکه مي خواهد و مي داند که بايد مستقل شود از استقلال نيز مي ترسد. براي جلوگيري از اين دوگانگي والدين بايد وضعيتي فرآهم آورند تا نوجوان با بدست آوردن اعتماد بنفس، امنيت رواني و جرات تجربه کردن، بتدريج درصدد کسب استقلال برآيند. يکي از دلايل اساسي در اضطراب ناشي از مستقل شدن، عدم آگاهي از وضعيتي است که نوجوان بعد از مستقل شدن پيدا خواهد کرد. به نوجوان بايد مسئوليت و فرصت داد که در بسياري از امور مربوط به خود اظهار عقيده کنند و تصميم بگيرند، ولو اينکه اشتباه کنند. و نبايد نوجوانان را به خاطر اشتباهاتشان مورد تنبيه يا تحقير قرار داد بلکه بايد به آنها اين فلسفه را آموخت که زندگي سراسر تلاش و مبارزه است و آنها مي توانند از خطاهاي خود درسهاي مفيد بياموزند. در نياز نوجوانان به کسب استقلال تفاوتهاي فردي وجود دارد به همين دليل نبايد آنها را مقايسه ملامت آميز کرد زيرا گاهي باعث دلسردي، احساس نا امني و اضطراب مي شود. رويارويي با اضطراب ناشي از بروز رفتار پرخاشگرانه يکي از خصوصيات بعضي از نوجوانان مخالفت با افراد مختلف در خانه و خارج از آن است که گاه بصورت پرخاشگري کلامي يا غير کلامي بروز مي کند. عدم توانايي در کنترل رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب بسياري از نوجوانان است. بطور خلاصه بالا بردن ميزان مقاومت و تحمل کودک در برابر ناکامي و سختيها، ارضاء صحيح نيازهاي کودک، ايجاد امنيت رواني و بوجود آوردن الگوهاي رفتار مناسب مي تواند در پيشگيري رفتار پرخاشگرانه موثر باشد. اگر اين اقدامات بموقع انجام نشود بايد در زمان حال امکاناتي فراهم آوريم که نوجوان کمتر پرخاشگري کند و با اضطراب کمتري روبه رو شود. توصيه هاي زير در اين زمينه مفيد است: والدين و ديگران بايد تا حد ممکن از امر و نهي هاي زياد، بي مورد و غير اصولي خودداري کنند. از ايجاد ممنوعيت و محدوديتهاي بي مورد که مغاير با نياز نوجوان به کسب آزادي و استقلال است خود داري کرد. با تقويت روحيه نوجوان بخصوص تکيه بر مهارتها و تواناييهاي مثبت او، بايد روشهاي مناسب مواجهه با ناکامي را به او آموخت. به نوجوان بايد آموخت که در مقابله با خشم به جاي اينکه بدون تفکر خشمي کنترل نشده ابراز دارند منطقي برخورد کنند و بدون توهين و تحقير به ديگران ابراز وجود کنند و عواطف خود را بيان کنند. بايد به او فهماند که نحوه برخورد ديگران با او تا حدي نتيجه رفتار خود اوست. در برابر پرخاشگري نوجوان نبايد از تنبيه يا تحقير استفاده کرد، زيرا اين رفتارها خود باعث تشديد پرخاشگري مي شوند بهتر است به عمل پرخاشگرانه او، پاسخ نداد، منتها بايد به نوجوان فهماند که بي اعتنايي ظاهري به پرخاشگري او حمل بر تائيد يا قبول آن نيست.         انواع اضطراب اضطراب انواع مختلف و متنوعى دارد که هر فردى ممکن است به يک يا چند نوع از اين اختلالات مبتلا باشد: ۱ـ اختلال اضطراب فراگير يا منتشر (Generalized Anxiety Disorder) ترکيبى از علائم زير در اين اختلال وجود دارد: طپش قلب، تنگى نفس، اسهال، بي‌اشتهايى، سستى، سرگيجه، تعريق، بي‌خوابى، تکرر ادرار، لرزش، فقدان آرامش، مرطوب بودن کف دست، احساس گرفتگى گلو، نگرانى نسبت به آينده، گوش به زنگ بودن نسبت به محيط. در اضطراب فراگير خطر واقعى وجود ندارد. ۲ـ اختلال هراس (Panic Disorder) اين افراد دچار حملات اضطرابى پيش‌بينى نشده‌اى مي‌شوند که ممکن است ظرف چند ثانيه تا چند ساعت و حتى چند روز نوسان کند. مبتلايان به اين اختلال مي‌ترسند مبادا بميرند، ديوانه شوند يا بي‌اختيار دست به کارهايى بزنند و يا علائم روانى ـ حسى غيرمعمول نشان دهند. ساير علائم اختلال اضطراب فراگير نيز در اين اختلال مشاهده مي‌گردد. ۳ـ ترسهاى اختصاصى يا ساده (Simple Phobia) شايعترين نوع ترس است. در خانمها بيشتر وجود دارد. يک نوع ترس غيرمنطقى است که طى آن فرد از مواجهه با اشياء، فعاليتها و موقعيتهاى خاص همچون ترس از حيوانات، طوفان، بلندى، جراحت، خون و مرگ اجتناب مي‌کند. در اين موارد خود فرد متوجه افراطى و غيرمنطقى بودن ترس خويش است. ۴ـ ترس از مکانهاى باز (Agorophobia) افراد مبتلا به اين اختلال از وارد شدن به موقعيتهاى ناآشنا هراس دارند. مثلاً از رفتن به فضاى باز، مسافرت و حضور در ازدحام امتناع مي‌کنند. اين افراد از ترک کردن محيط منزل دچار ترس شديد هستند. اين اختلال در نوجوانى شروع مي‌شود و معمولاً اين افراد تجربة اضطراب جدايى را در دوران کودکى داشته‌اند. ۵ـ ترسهاى اجتماعى (Social Phobia) اين نوع ترس از اواخر دوران کودکى يا اوائل نوجوانى شروع مي‌شود. اين افراد در مواجهه با ديگران احساس شرمسارى مي‌کنند، نگران هستند که دستها و صدايشان نلرزد و سرخ نشود. معمولاً از صحبت کردن و غذا خوردن در حضور جمع، ابراز وجود کردن، انتقاد کردن، اظهارنظر کردن و اشتباه کردن مي‌ترسند. ۶ـ اختلال وسواس (Obsessive-compulsive Disorder) عبارت است از وسواس شدن افکار يا اعمال غير ارادى، تکرارى و غيرمنطقى که فرد برخلاف ميل خود آن را تکرار مي‌کند. اين بيمارى مي‌تواند به‌صورت وسواس فکرى، وسواس عملى و يا وسواس فکرى و عملى توأم با هم باشد. در وسواس فکرى، فرد نمي‌تواند فکرى را از ذهنش خارج کند (مثل افکار پرخاشگرى يا جنسي)، يعنى يک فکر، عقيده، احساس مزاحم و تکرار شونده وجود دارد. در وسواس عملى فرد براى اجراى تکرارى عملى خاص يا سلسله اعمالى خاص احساس اجبار مي‌کند مثل شستن مکرر دستها. فکر وسواسى موجب افزايش اضطراب شخص مي‌گردد درحالي‌که عمل وسواسى اضطراب شخص را کاهش مي‌دهد. ۷ـ اختلال استرس پس از سانحه (PTSD: Post Troumatic Stress Disorder) اين اختلال قبلاً «سندرم موج انفجار» ناميده مي‌شد. معمولاً با يک استرس شديد هيجانى که شدت آن مي‌تواند براى هرکس آسيب‌رسان باشد همراه است از قبيل جنگ، بلا يا سوانح طبيعى مثل زلزله، مورد حمله يا تجاوز به عنف واقع شدن و تصادفات شديد.     علل اضطراب اضطراب مي‌تواند ناشى از يک وضعيت روحيـاجتماعى، فيزيکى، زيست‌شناختى، اختلالات طبى، اثرات جانبى داروها و يا ترکيبى از اين موارد باشد. هنر يک پزشک در اين است که اضطراب شما را در مجموعه‌اى از اين عوامل تشخيص و راهنمايى کند.   فاکتورهاى روانى ـ اجتماعى   ـ حالات درونى فرد و انگيزه‌هاى ناخودآگاه ـ ناتوانى فرد در مقابله با فشارهاى محيطى مانند کار، ازدواج و مبادلات بازرگانى ـ احساس جدايى يا طرد شدن ـ احساس فقدان يا از دست دادن حمايتهاى عاطفى مثل مرگ همسر ـ تغييرات ناگهانى محيطى يا حوادث غيرمنتظره و خطرناک از قبيل: ٭ حوادث طبيعى مثل زلزله ٭ استرس ناشى از يک بيمارى طبى ٭ استرس ناشى از داروها ٭ استرس ناشى از مصرف مواد مخدر مثل کوکايين ـ يادگيرى در منزل و محيط مثل يادگيرى اضطرابها و ترسهاى والدين ـ افکار و عقايد غيرمنطقى، غلط و اغراق‌آميز در مورد خطرات موجود در موقعيتها مثل اضطراب امتحان که همراه با افکار و عقايد غلوآميز مي‌باشد.     عوامل جسمانى و زيست‌شناختى   ـ ژنتيک اضطراب اغلب از زمان کودکى و طفوليت شروع مي‌شود. بنابراين تشخيص علائم زود هنگام اين اختلالات از اهميت خاص کلينيکى برخوردار است. مطالعات در اين زمينه روى دو قلوهايى که پدر و مادر مضطرب داشتند شروع شده و ثابت شده است که اختلالات اضطرابى به شدت در فرزندان دوقلوى والدين مصطرب، حتى آنانکه در محيطهاى مختلف بزرگ شده‌اند، بيشتر است. در اين زمينه ژنهاى مخصوصى که واسطه‌هاى شيميايى مجزايى را توليد مي‌کنند شناخته شده است .ـ فعل و انفعالات شيمياى مغز     علل طبى و اثرات داروها   نواع و اقسام بيماريهاى طبى مي‌توانند علائمى شبيه علائم اختلالات اضطرابى ايجاد کنند. ـ اثرات مصرف داروهاى روانگردان و مواد مخدر ـ پرکارى تيروئيد، کم‌کارى تيروئيد و کمبود ويتامين ب١٢ ـ وجود غده‌اى در غدة فوق کليوى به‌نام فئوکروموستيوم، هورمون اپينفرين (Epinephrin) توليد مي‌کنند که مي‌تواند موجب علائم اضطرابى به‌صورت حمله‌اى شود. ـ برخى ضايعه‌هاى مغزى علائمى ايجاد مي‌کنند که شبيه علائم اختلال وسواس عملى است. ـ بي‌نظيمهاى قلبى علائم جسمى اختلال هراس (پانيک) را ايجاد مي‌کند. ـ کمبود قند خون (هيپوگلسيمي) مي‌تواند علائمى شبيه علائم اختلال اضطرابى توليد کند. ـ و بسيارى موارد ديگر.             ارتباط اضطراب با بيماريهاي ديگر   اضطراب و کاهش قند خون   کاهش قند خون در هر شرايطى با علائم اضطراب هماهنگى کامل دارد. يعنى در هر اضطراب قند خون کاهش پيدا مي‌کند و اين مطلبى است که تحقيقات جديد را به‌سوى خود منعطف کرده است. اين واقعيت ما را به اين مهم راهنمايى مى کند که شايد با کنترل قند خون بتوان علائم اضطراب را در افراد کاهش داد.       درمان اضطراب در بعضى از موارد اضطراب بدون نياز به درگيرى پزشک در اين ماجرا مي‌تواند درمان گردد. اين موارد اضطراب طبيعى نام دارند که طى آن اضطراب به خوبى توسط بيمار کنترل شده و برطرف مي‌شود مثل ترس ناشى از امتحان نهايى و يا ترس ناشى از مصاحبه. در چنين شرايطى استرس مي‌تواند توسط اعمال و روشهاى زير تحت کنترل درآيد: ـ صحبت با شخص مورد اعتماد ـ روشهاى ايجاد تمرکز ـ حمام گرفتن طولانى ـ استراحت در يک اتاق تاريک ـ ورزشهاى تنفس عميق     درمان دارويى   در گذشته داروهايى از خانوادة بنزوديازپانها مانند ديازپام (واليوم)، آلپرازولام (زانکس)، لورازپام (آتيوان) و باسپيرون در درمان اختلالات اضطرابى مورد استفاده قرار مي‌گرفت. در حال حاضر استفاده از داروهاى ضدافسردگى مانندSertaline (Zoloft)، Paroxctine (Paxil)، Fluxetin (Prozac) و Venlafaxineکاربرد بيشترى دارد. تجويز داروهاى ضد اضطراب يک پديده مشخص در تمام دنيا است. تخمين زده مي‌شود که بين ١٠ تا ٢٠% از مردم در نيمکره غربى تقريباً به‌طور مرتب از اين داروها استفاده مي‌کنند. طبق اظهار نظر رسمى FDA (سازمان غذا و دارويى آمريکا) در سال ١٩٧٨، ده ميليون آمريکايى از داروهاى دسته بنزوديازپينها استفاده مي‌کرده‌اند. عده‌اى معتقدند که اين آرام‌بخشها روش مؤثر و کم هزينه‌اى در مقايسه با ساير طرق درمانى است. عده‌اى نيز بر اثرات مؤثر درمانهاى غيردارويى تأکيد دارند.     درمان غيردارويى   درمان غيردارويى شامل تکنيکهاى متعددى مي‌باشد. در تمام اين روشها به بيمار آموزشهاى کلاسيک کسب آرامش ياد داده مي‌شود و بدين‌وسيله بدن خود به مقابلة مؤثر و مستقيم با عوامل تنش‌زا برمى خيزد. ـ تن‌آرامى يا آرام‌سازى (Relaxation) ـ مواجه‌سازى (exposure) ـ غرقه‌سازى (Flooding) ـ حساسيت‌زدايي((Desensitization ـ سرمشق‌دهى (Modeling) ـ توقف فکر (Thought Stopping) ـ و موارد ديگر     پيشگيري از اضطراب پيشگيرى شامل: ۱-رژيم غذايى رژيم غذايى فاکتور بسيار مهمى است براى آنکه از تغذيه سالم برخوردار باشيد توصيه مى شود : ١- متنوع بخوريد . ٢- مصرف غذاهاى پرچرب و يا شيرين را محدود کنيد . ٣- از مصرف مقادير زياد نمک و کافئين پرهيز کنيد . ٤- ويـتامـينهاى A، D، E و K را بيش از مقادير مجاز مصرف نکنيد زيرا بدن اين ويتامينها را ذخيره مى کند و اگر مقادير زيادى از آنها در بافتهاى بدن تجمع يابند ممکن است اثرات سمى داشته باشد. ٥- در روز چندين بار غلات و به اندازه کافى سيب زمينى بخوريد. ٦- در مورد سبزيجات و ميوه اصل پنج بار در روز را فراموش نکنيد. ٧- روزانه به اندازه کافى لبنيات و حداقل يک بار در هفته ماهى بخوريد، گوشت و تخم مرغ به اندازه مصرف کنيد. ٨- به اندازه بنوشيد، مصرف آب در زندگى حياتى است و بايد روزانه ٨ ليوان (٢ ليتر) آب بنوشيد. ٩- خوشمزه و سالم بپزيد ، با آب کم ، با چربى کم و حرارت کم. ١٠- آهسته بخوريد و لذت ببريد. ١١- بطور مرتب خود را وزن کنيد و پر تحرک باشيد. ١٢- نمايه توده بدن را با استفاده از فرمول زير محاسبه و با استاندارد مقايسه کنيد:   يعنى اينکه وزن بدن بر حسب کيلو گرم را بر مربع قد بر حسب متر تقسيم نمائيد حال : - اگر نمايه بدنتان کمتر از ٥/١٨ کيلو گرم باشد کم وزن مى باشيد. - اگر نمايه توده بدنتان ٥/١٨ تا ٩/٢٤ کيلو گرم باشد وزنتان در محدوده طبيعى است. - اگر نمايه توده بدنتان ٢٥ تا ٩/٢٩ کيلو گرم باشد دچار افزايش وزن مى باشيد. - اگر نمايه تودة بدنتان بيشتر يا مساوى با ٣٠ کيلو گرم باشد مبتلا به چاقى مى باشيد. هميشه سعى نماييد با تغذيه صحيح و فعاليت بدنى، نمايه توده بدن خود را در محدوده طبيعى نگهداريد. ۲-ورزش منظم ورزش نکردن خصوصاً ورزش منظم به‌گونه‌اى تمام مراحل درمان اضطراب را تحت تأثير قرار مي‌دهد. هنگامى که علت اضطراب مشخص شود و يک برنامه درمانى مشخص تدوين گردد، به‌راحتى درمان‌پذير بوده و سريعاً شخص به زندگى عادى بر مي‌گردد ولى در صورت فقدان علت تشخيص، احساس اضطراب در يک پريود طولانى شخص را آزار داده و از فعاليتهاى اجتماعى دور مي‌سازد پژوهشگران دريافته‌اند که پياده‌روى تند و سريع به مدت ٤٠ دقيقه ميزان اضطراب را به‌طور متوسط تا ١٤ درصد کاهش مي‌دهد. ۳-مديتيشن ( Meditation) ٤ـ اجتماعى باشيد. هنگامى که تحت فشار روانى هستيم غالباً به‌طور غريزى تمايل پيدا مي‌کنيم که خود را از صحنه عمل کنار کشيده و به گوشه‌اى پناه ببريم. کارى بدتر از اين وجود ندارد؟!!! گوشه‌گيرى به تشديد استرس کمک مي‌کند. در اين زمان بايد سعى کنيم که با دوستان خود ارتباط بيشترى داشته باشيم. بايد ترتيبى دهيم که عده‌اى بچه کوچک کنار ما باشند، کودکان مي‌دانند که چگونه مارا مجبور به خنده کنند تا نگرانيمان را از ياد ببريم. ۵ـ هيجانات سرکوب شده خود را روى کاغذ بياوريد. متخصصان معتقدند که نوشتن ساده هيجانات بر روى کاغذ موجب تسکين روحى و روانى شخص مي‌شود. نوشتن احساساتان در دفترچه کمک مي‌کند تا فشار روانى ناشى از رويدادهايى مثل از دست دادن شغل، رنج بردن از مشکلات زناشوئى و ... را تسکين دهد. ۶ـ بخنديد و شوخ‌طبع باشيد. مطالعات زيادى نشان داده که خنده مي‌تواند يکى از سالمترين پادزهرهاى فشار روانى باشد. هنگامى که مي‌خنديم يا حتى طبق برخى تحقيقات موقعى که ما لبخند مي‌زنيم جريان خون به مغز افزايش مي‌يابد و موادى بنام اندروفين (هورمانهاى ضد دردى که در شخص احساس خوش و سلامت ايجاد مي‌کند) در مغز آزاد مي‌شود و سطح هورمونهاى استرس‌زا را در خون پايين مي‌آورد. ۷ـ ذهن خود را متمرکز زمان حال کنيد. اگر بتوانيد ذهن خود را چنان پرورش دهيد که اميدها و آمال خود را به کنارى نهاده و موقع مناسب و مقتضى به سراغ تک تک آنان برويد،به آرامش ذهنى دست خواهيد يافت. جاده‌اى که به آرامش ذهنى منتهى مي‌گردد از راهى موسوم به توجه مي‌گذرد.اين توجه به خود در هنگام عمل کردن به کارهاى ساده نظير ظرف شستن و ... باعث مي‌شود که به هيچ وجه بى هدف و سرگردان همچون بطرى بر امواج دريا شناور نشويم. ٨ـ گوش دادن به موسيقى ملايم: برخى مطالعات اخير نشان داده است که موسيقى آرام باعث آهسته کردن ضربان قلب و افزايش آندروفينها و کاهش اضطراب مي‌شود. ٩ـ افزايش اعتماد به نفس: با داشتن اعتماد به نفس بالا حداکثر استفاده را از تواناييهاى خود در مواجهه با استرس خواهيد برد و درنتيجه کمتر دچار مشکل مي‌شويد. اما افرادى با اعتماد به نفس پايين نه تنها از شيوة مناسبى جهت مقابله استفاده نمي‌کنند بلکه آسيب بيشترى نيز به آنان وارد مي‌شود. ١٠ـ حمايت اجتماعى وجود حمايت اجتماعى در زندگى هر فرد سبب مي‌شود که در مقابل بحرانهاى زندگى همانند سپر از وى دفاع کند. به همين دليل ما بايد شبکهٔ اجتماعى و روابط اجتماعى خود را گسترش دهيم تا بتوانيم به آنها تکيه کنيم و فکر کنيم که افرادى هستند که ما را دوست بدارند و ما نيز آنها را دوست بداريم. با کسب حمايت اجتماعى در سطح بالاتر، احساس امنيت و اعتماد به خود افزايش مي‌يابد و در مقابل استرس و فشار روانى کمتر آسيب مي‌بينيم. ١١ـ آمادگى براى موقعيتهاى تنش‌زا بايد ياد گرفت که در شرايط استرس‌زا فکر خود را از ترس و نگرانى دور کرد و در جهت مفيد قرار داد. مثلاً بايد به کارى که در حال انجام است تمرکز نمود و به زمينه‌هاى اضطراب‌زا آن فکر نکرد. مثلاً بازيکنان فوتبال به جاى فکر کردن به اينکه زير نظر عدة زيادى از تماشاگران هستند به فعاليت و نقش خود در هنگام بازى متمرکز شوند. ١٢ـ كسب اطلاعات در مورد موقعيت عدم اطلاع از موقعيت فشارآور سبب استرس و اضطراب بالاترى در افراد مي‌گردد بنابراين کسب آگاهى و اطلاعات در مورد موقعيتها و مواردى که مواجه خواهند شد سبب مي‌شود که از پيامد موقعيت مطلع شده و کمتر دچار نگرانى و دلواپسى شوند. مثلاً اگر بيماران قبل از عمل جراحى آگاهى يابند که عمل چگونه انجام خواهد شد و ميزان درد پس از عمل را بدانند و سير بهبودى برايشان روشن شود، کمتر دچار اضطراب مي‌گردند. ١٣ـ تن‌آرامى (Relaxation) طى آن عضلات بدن براى مدتى کوتاه به‌طور ارادى منقبض گرديده و سپس به حالت آرامش برمي‌گردند. اين کار طى مراحل و سلسله مراتبى انجام مي‌گيرد. با اين روش که به تنهايى و يا همراه با تکنيکهاى ديگر به‌کار مي‌رود نشانه‌هاى اضطراب کاهش مي‌يابد.     ١٤ـ راه‌حلهاى ديگر راههاى ديگرى که مي‌توانيد در چنين موقعيتى انجام دهيد مورد توجه قرار داده و آنها را بيازماييد و مناسبترين راه را انتخاب نموده و استفاده نماييد. ٭ اجتناب از موقعيتهاى تنش‌زا نه تنها حضور و مشارکت کمتر در موقعيتهاى ناراحت‌کننده و استرس‌زا سبب کاهش اضطراب مي‌شود بلکه بايد سعى شود که در محيط خانوادگى و ارتباطهاى بين فردى آرامش برقرار باشد. ٭ خودت باش سعى کنيد در موقعيتهاى فشارزا طبيعى رفتار نماييد و از نقش بازى کردن پرهيز نماييد. ٭ انتظارات، ترسها، مهارتها و اميدهايتان را بشناسيد. لازم به ذکر است که يک برنامه دارويى مناسب و قابل دسترس و يا انجام درمانهاى غيردارويى و البته ترکيب آن دو، بهترين نوع درمان مي‌باشد   http://www.ravanyar.com/Stress.asp اضطراب بخشي از زندگي هر انساني است. و در حد اعتدال پاسخي سازش يافته تلقي مي‌شود به گونه‌اي كه مي‌توان گفت: اگر اضطراب نبود، همة ما پشت ميزهايمان به خواب مي‌رفتيم. اضطراب است كه ما را به تلاش وا مي‌دارد . همة قدمهايي كه انسان را به جلو مي‌برد و همة كشفهاي علمي، هنري و ادبي بر اساس اضطراب انجام مي‌گيرد.[1][1] فقدان اضطراب ما را با مشكلات و خطرات قابل ملاحظه‌اي مواجه مي‌كند؛ زيرا با وجود اضطراب است كه براي معاينه‌اي كلي به پزشك مراجعه مي‌كنيم و در يك جادة لغزنده با احتياط رانندگي مي‌كنيم و زندگي طولاني تر، سازنده‌تر و بارورتري خواهيم داشت. اضطراب   بنابراين اضطراب يكي از مؤلفه‌هاي ساختار شخصيت وي را تشكيل مي‌دهد و از اين زاويه است كه پاره‌اي از اضطرابهاي دوران كودكي، نوجواني و جواني را مي‌توان بهنجار دانست و تأثير مثبت آنها را بر فرآيند تحول، پذيرفت؛ چرا كه اين فرصت را براي افراد فراهم مي‌آورد تا مكانيزمهاي سازشي خود را براي مواجهه با منابع تنيدگي‌زا و اضطراب‌انگيز  گسترش دهند. به عبارت ديگر مي‌توان گفت اضطراب در پاره‌اي از مواقع، سازندگي و خلاقيت را در فرد ايجاد مي‌كند و امكان تجسم و سلطه بر آنها را فراهم مي‌آورد و يا اينكه وي را بر مي‌انگيزد تا بطور جدي با مسؤوليت مهمي مانند آماده شدن براي امتحان يا پذيرفتن وظيفة اجتماعي مواجه شود. اما گاهي اضطراب مزمن و مداوم مي‌شود كه در اينصورت نه تنها نمي‌توان پاسخ را سازش يافته دانست بلكه بايد آن‌را منبع شكست،سازش نايافتگي و استيصال  گسترده‌اي تلقي كرد كه فرد را از بخش عمده امكاناتش محروم مي‌كند.[i][1] پيش از آنكه شيوه‌هاي بيان و تظاهرات باليني و شاخصهاي فيزيولوژيكي اضطراب در جريان تحول را بررسي كنيم، تعاريف عمده‌اي را كه در اين باب آورده شده ارائه مي‌دهيم: الف) اضطراب ، عموماً يك انتظار به ستوه آورنده است كه ممكن است در تنشي گسترده و موحش و اغلب بي‌نام، اتفاق افتد. اين حالت كه به شكل احساس و تجربه‌هاي كنوني مانند هر اغتشاش هيجاني در دو سطح همبستة رواني و بدني در فرد پديد مي‌آيد، ممكن است به يك تهديد عيني «اضطراب‌آور» (تهديد مستقيم يا غير مستقيم مرگ، حادثة‌شوم شخصي يا مجازات) نيز وابسته باشد.(لافون، 1973) ب) ناراحتي رواني و بدني كه بر اثر ترسي مبهم و احساس نا امني و تيره‌روزي قريب الوقوع در فرد به‌وجود مي‌آيد. (پيه رون، 1985 ) ج) اضطراب حالت هيجاني توأم با هشياري مستقيم نسبت به بي‌معنايي، نقص و نابساماني جهاني است‌كه در آن زندگي مي‌كنيم. (ربر، 1985) د ) نگراني پيشاپيش نسبت به خطرها يا بدبختيهاي آينده ، توأم با احساس بي لذتي يا نشانه‌هاي بدني تنش منبع خطر پيش بيني شده مي‌تواند دروني يا بيروني‌باشد.[ii][2] (DSMIV1994) ـ اعصاب ما و زندگي امروز:  تهيه و ترجمه دكتر هوشمند ويژه، ـ تمركز فكر : علي اكبر محمدزاده ، ـ چگونه اراده خود را تقويت كنيم؟ : ـ رفتارهاي بهنجار و نابهنجار: دكتر شكوه نوابي نژاد  ـ روانشناسي تصوير ذهني : دكتر ماكسول مالتز، ترجمة مهدي قراچه داغي ـ زمينه روانشناسي : دكتر محمد پارسا، ـ فرهنگ عميد: حسن عميد ـفرهنگ فارسي : دكتر محمد معين ـ لغت نامه دهخدا: علي اكبر دهخدا ـ معجزه اراده: وجيهه آرزمي ـ وسواس:  جاناتان ب گرسيون، ادنا، ب ، فوآ ، گيل استكسن ، ترجمة امير هوشنگ مهريار   منشأ اضطراب : فرد مضطرب اغلب از علت و منشأ اضطراب خويش آگاهي ندارد و نمي‌داند كه اضطراب، ناشي از احساس نا امني دروني است يا از موقعيت خارجي است كه ترسش را در آن مي‌افكند. اضطراب مانند نگراني بيشتر معمول تخيل است ولي از دو جهت با نگراني تفاوت دارد: 1ـ نگراني مربوط به موقعيتهاي خاص مي‌شود مانند امتحانات و مشكل مالي و غيره، در حالي كه اضطراب يك حالت عاطفي تعميم يافته است. 2ـ نگراني در مورد مشكلات عيني است ؛ حال آن كه اضطراب ناشي از يك مشكل ذهني است.[iii][3] اضطراب نوعي نگرش‌و تشويش دروني است كه منبع آن معلوم نيست. بايستي توجه داشت كه اضطراب با ترس فرق دارد؛ زيرا در ترس منشأ ناراحتي‌معلوم مي‌باشدولي‌در اضطراب‌چنين نيست. اضطراب شامل احساس عدم اطمينان، درماندگي‌و برانگيختگي فيزيولوژيكي‌مي‌شود‌و شخص از تنش و عصبي بودن و بيقراري شكايت دارد.[iv][4] شيوه‌هاي بيان اضطراب در جوانان: در بيشتر مواقع جوانان ادراك جسماني خود را از اضطراب با استفاده از اصطلاحاتي مانند «دلشوره» يا بالعكس «بيحالي و وارفتگي»‌توصيف مي‌كنند. احساس گناهكاري، احساس درست انجام ندادن يا بد انجام دادن كار، احساس تأييد نشدن توسط ديگران نيز از شيوه‌هاي معمول بيان اضطراب در افراد مي‌باشد. خشم نيز به عنوان يك شيوة ‌بيان اضطراب بسيار فراوان است و در اكثر مواقع وجود يك اضطراب شديد نه تنها فرد را دچار ناپايداري هيجاني شديد مي‌كند بلكه موجب مي‌شود تا در برابر جزئي‌ترين سرزنشها يا تذكرها، حساسيت نشان دهد و بصورت مكرّر دچار خشم شود. [v][5]   شاخصهاي فيزيولوژيكي اضطراب: نخست بايد بر اين نكته تأكيد شود كه اضطراب بر حسب تعريف، مستلزم وجود پاره‌اي از علايم جسماني است چرا كه هر حالت هيجاني داراي يك مؤلفه رواني و يك مؤلفه بدني است. تحقيقاتي كه به بررسي شاخصهاي فيزيولوژيكي اختلالهاي اضطرابي پرداخته‌اند، نشان مي‌دهد كه تغيير ضربان قلب، افزايش فشار خون و بحرانهاي تنفسي از علائم عمدة اضطراب در سطح بدن مي‌باشد. همچنين تنگ شدن عروق موجب خشك شدن دهان و انقباضهاي مري، احساس وجود گلوله‌اي را در گلو ايجاد مي‌كند. اختلالهاي خواب نيزدر حالات اضطرابي، فراوان به چشم مي‌خورد.[vi][6]   تبيينهاي مبتني بر عوامل فرهنگي ـ اجتماعي : از ديدگاه نظريه پردازان فرهنگي ـ اجتماعي  اختلالهاي هراسي و اضطرابي بيشتر در كساني مشاهده مي‌شوند كه با فشارها و موقعيتهاي خطرناك اجتماعي مواجه هستند. در افرادي كه در محيطهاي تهديدآميز زندگي مي‌كنند احساس تنش گسترده ، نگراني ، بيقراري و همچنين اختلالهاي خواب كه مشخص كنندة اضطراب تعميم يافته‌اند، بيشتر است. پژوهشها نشان داده‌اند كه فراواني هراسها و اختلالهاي اضطرابي در طبقة اجتماعي غير مرفّه بيشتر است ؛ به عنوان مثال فراواني هراسها در كساني كه درآمد سالانة آنها كمتر از ده هزار دلار در سال است دو برابر بيش از آنهايي است كه در آمد سالانة آنها از اين رقم فراتر مي‌رود. در واقع مي‌توان گفت كه كاهش درآمد با افزايش فراواني اضطراب رابطة مستقيم دارد.[vii][7]  افراد ناموفق تر و نا امن تر كه احساس مي‌كنند توان مواجه با مشكلات را ندارند بيش از بقيه دچار اضطراب مي‌شوند و طبق تحقيقات انجام شده دختران بيش از پسران اضطراب را تجربه مي‌كنند. [viii][8] اگر در حين كار دچار اضطراب مي‌شويد اين روشها را در پيش بگيريد: 1ـ خود را رها سازيد؛ اگر زماني كنترل برنامه‌هايتان از دستتان خارج شد در عين حال اتفاقات ناگواري براي شما پيش آمد، به خود سخت نگيريد بلكه خود را رها كنيد؛ چرا كه قرار نيست هميشه كامل باشيد و ممكن نيست همه چيز براي همه در هر زماني وجود داشته باشد. 2ـ فاصلة بين خطها را نخوانيد؛ يعني پيش‌داوري نكنيد؛ مثلاً فرضياتي در مورد مسأله‌اي از ذهن داريم وقتي با واقعيت روبرو مي‌شويم، متوجه مي‌شويم اشتباه كرده‌ايم. مهم آن است كه هر روز و هر پيشامدي را به محض آنكه واقع شد دريابيد.[ix][9] 3ـ بنويسيد! مي‌توانيد با نوشتن افكار گيج كنندة‌خود به آن عينيت بيشتري ببخشيد. ما اغلب فهرستهاي مختلفي براي كارهاي خود درست مي‌كنيم فهرست خريد از بقالي، فهرست هدية تولد يا كارهايي كه بايد بكنيم. اگر با مشكل دشواري روبرو شديم و يك پاي همة راه حلها ظاهراً مي‌لنگيد ، تهية فهرستي تطبيقي مي‌تواند بسيار مفيد باشد. [x][10]  4ـ از دنيا هيچ نمي‌توان برد؛ يادآوري اين مسأله كه نمي‌توانيد پس از مرگ چيزي از دنيا با خود ببريد بسيار مفيد است؛ چرا كه در تعيين اولويت‌ها به شما كمك مي‌كند. مي‌توانيد بفهميد كه عشقي كه توانسته‌ايد ابراز كنيد يا محبت در محيط خانواده، ماندگـارتر از توجه به مسائل جزئي است.[xi][11]                                         راههاي كاهش اضطراب در دانش‌آموزان  و جوانان هنگام امتحان 26م فروردين 1385 @ 19:03 - بازديد:282 يك روانشناس باليني گفت:تنفس عميق براي كاهش اضطراب‌و نگراني دانش‌آموزان در روزهاي امتحان مفيد است. دكتر”سيروس عالي‌پور” شنبه در گفت و گو با ايرنا افزود: تنفس عميق با رساندن اكسيژن به مغز باعث آرام شدن سيستم عصبي شده و حافظه را تقويت مي‌كند. وي اضافه كرد: تنفس عميق پيش از درس خواندن، امتحان و در بين ساعات درسي براي دانش‌آموزان بسيار مفيد است و عادت به تكرار آن يكي از راههاي درمان اضطراب و نگراني است. عالي‌پور اظهار داشت: چنانچه دانش‌آموز پيش از امتحان چشمها را بسته و چند نفس عميق بكشد و خود را آرام نمايد، حتي اگر سوالي را بلد نباشد مي‌تواند در مورد آن بنويسد زيرا حافظه توان آن را پيدا مي‌كند كه تمام اطلاعات قبلي را در اختيار قرار دهد. وي در مورد ديگر راههاي غلبه بر اضطراب در روزهاي امتحان گفت: نوع غذا در اين زمينه موثر است، خوردن غذاهاي تند و نوشابه گازدار باعث تحريك معده شده و استرس را تشديد مي‌كند و در مقابل خوردن دوغ و عرقيات بويژه عرق نعناع، بيدمشك و كاسني توصيه مي‌شود. اين روانشناس افزود: دانش‌آموزان بهتر است بازيهاي رايانه‌اي را در روزهاي امتحان كنار بگذارند زيرا اين بازيها نگراني فكري و اضطراب آنها را تشديد مي‌كند. عالي‌پور اضافه كرد: هر نوع رقابت و مسابقه حتي رقابتهاي ورزشي به دليل استرس‌زا بودن در روزهاي امتحان براي دانش‌آموزان مضر است اما برخي ورزشها بويژه شنا به‌دليل آرامشي كه به سيستم عصبي مي‌دهد دراين ايام توصيه مي‌شود. وي گفت: يك ساعت خواب در بعد ازظهرها و به موقع خوابيدن در شب، در كاهش اضطراب و نگراني دانش‌آموزان اثر مطلوب دارد. اين روانشناس، موسيقي آرام و بدون كلام در هنگام مطالعه و نور كافي اتاق را از ديگر عوامل موثر در كاهش اضطراب و تقويت حافظه دانش‌آموزان ذكر كرد و افزود: نور اتاق دانش‌آموز بهتر است تلفيقي از دو رنگ سفيد و زرد باشد.             كليدهاي طلايي براي  براي جوانان وكنكوري ها با اضطراب چه كنيم؟ اضطراب! مشكل همه انسان ها در كارهاي سخت؛ و حتي مشكل بسياري از انسان ها در شرايط عادي زندگي است. اضطراب مشكل رايج بشر امروزي و عصر امروزي است.اضطراب به خودي خود، بد نيست و حتي وجود آن براي زندگي لازم است. انسان بدون اضطراب، انسان بي خيال و شايد بي تفاوتي خواهد بود. اضطراب زماني مشكل محسوب مي شود كه روند زندگي را با دشواري همراه سازد و در فعاليت انسان مانع ايجاد كند. اضطراب زياد موجب كاهش عملكرد مي شود و در اين صورت بايد با آن مقابله كرد. راههاي مقابله با اضطراب چيست؟با اضطراب چه كنيم؟ ۱۲ روش مؤثر براي مقابله با اضطراب را توضيح مي دهيم. ۱. ياد خدا- گفتيم كه كنكور با فلسفه زندگي ارتباط دارد. ياد خدا اگر همراه با يك فلسفه زندگي روشن و آگاهانه باشد، به طور حتم در آرامش مؤثر خواهد بود. انسان خدامدار، افق زندگي بسيار گسترده و وسيعي دارد و اهداف زندگي را در امور كوچك و گذرا خلاصه نمي كند. براي او هم شكست و هم پيروزي معناي خاصي دارد. «و آنان كه ايمان آورده اند و دل هايشان به ياد خدا آرام مي گيرد، آگاه باشيد كه ياد خدا آرام بخش دلهاست.»(سوره رعد- آيه ۲۸) كليد هفتاد وسوم- ايمان و اعتقاد قلبي به خداوند، آرامش بيشتر را در همه مراحل زندگي از جمله كنكور به ارمغان خواهد آورد. ۲. شناسايي تيپ شخصيتي- در هر آدمي در طول زندگي، روش هاي گوناگوني براي كنار آمدن با موقعيت هاي اضطراب زا تكوين مي يابد. براي كنار آمدن با اضطراب، دو خط مشي كلي وجود دارد: در يكي از آنها خود مسأله مورد توجه قرار مي گيرد(مشي مسأله مدار)؛ يعني شخص موقعيت اضطراب زا را ارزيابي مي كند و سپس دست به كاري مي زند تا آن موقعيت را تغيير دهد. در خط مشي  هيجان مدار، خود هيجان  در مدار توجه قرار مي گيرد؛ يعني شخص به جاي درگيري مستقيم با مسأله مي كوشد تا از راه هاي گوناگون از احساس اضطراب خود بكاهد. در اغلب موارد خط مشي مسأله مدار گرايش سالم تري براي مقابله با اضطراب است.(۱) شما كدام خط مشي يا در واقع كدام تيپ شخصيتي را داريد؟ روي سخن بيشتر با كساني است كه هيجان مدار هستند. چرا كه اينان بيشتر دچار اضطراب مي شوند. شناسايي تيپ شخصيتي، حداقل به شما كمك مي كند اولاً خودتان را بهتر بشناسيد و ثانياً آمادگي خود را براي مقابله با اضطراب واقع بينانه ارزيابي كنيد. افراد هيجان مدار، بايد توجه داشته باشند كه آنها بيش از آن كه از خود مسأله نگران و مضطرب شوند، از نگراني خودشان نگران مي شوند! به جاي اين كه فكر كنند چگونه با مشكل مواجه شوند، به دنبال اين مي روند كه چگونه بتوانند نگراني خود را كنترل كنند، يا كاهش دهند و خود اين فكر، اضطراب بيشتري توليد مي كند. كليد هفتادوچهارم- با شناسايي تيپ شخصيتي، آمادگي هاي خود را براي مقابله با اضطراب ارزيابي كنيد. ۳. اعتماد به نفس و خودباوري- درباره نقش باورها صحبت كرديم.محكم، قوي، مسلط، شجاع، با حوصله و جدي باشيد تا اضطراب از شما دور شود. اگر هر كاري را كه مي توانستيد انجام دهيد، انجام داده ايد و با اين همه باز مضطرب هستيد، بگذاريد بدون تعارف بگوييم: ترسوييد! اگر هم مي دانيد كه فعاليت هايتان كمي ها و كاستي هايي داشته، ولي مي پذيريد كه بايد توقعي منطقي از خودتان داشته باشيد، باز جاي نگراني و اضطراب نيست. به هر حال يادتان باشد انسان هاي مسلط و منطقي، كمتر مضطرب مي شوند. كليد هفتاد و پنجم- براي كاهش اضطراب، اعتماد به نفس خود را تقويت كنيد. ۴.ورزش  و تحرك جسمي- يكنواختي و ركودجسمي از نظر رواني هم انسان را خسته مي كند. خستگي رواني هم، موجب اغتشاش فكري و در نهايت اضطراب مي شود. كسالت، تنبلي و بي تحركي را از خود دور كنيد. كسي كه لميده، دراز كش و يا درحالتي كه به استراحت شبيه است درس مي خواند يا خيلي بي خيال است و يا براي افكار اضطرابي كه در آينده به سراغش خواهد آمد فكري نكرده است. به خصوص در ماهها و هفته ها و روزهاي آخر سعي كنيد با ورزش و تحرك جسماني، به نشاط و شادابي خودكمك نماييد. به قول فردوسي: به نيرو بود مرد را راستي/ زسستي كژي زايد و كاستي. ساعات و زمان هاي معيني را براي ورزش و نرمش اختصاص دهيد، حتي اگر شده براي چند دقيقه.(۲) كليد هفتاد و ششم- ورزش و تحرك جسماني، شادابي و نشاط و آمادگي هاي رواني را افزايش مي دهد. ۵- شوخ طبعي- گفتيم جدي و در روزهاي آخر سخت گير باشيد، اما اين به معناي عبوس بودن نيست. معمولا ً ديده ايد آدم هاي شاد و خنده رو بهتر با مسائل زندگي كنار مي آيند. اگرچه خود اين يك مسأله شخصيتي است، ولي مي توان آن را آموخت. بياموزيم كه شوخ طبعي و بذله گويي بجا و به اندازه خود بد نيست و هم در روحيه خودمان و هم روحيه اطرافيان  تأثير مثبت دارد. كليد هفتادو هفتم- خاصيت شوخ بودن و بذله گويي را در كاهش اضطراب ناديده نگيريد. ۶. تصويرسازي ذهني- گاهي مي توان با به تصوير كشيدن ذهني آنچه كه ممكن است برايمان پيش بيايد، هم موقعيت را بهتر درك كرد و هم پيش بيني هاي لازم را انجام داد. تصور كنيدامروز جلسه كنكور برگزار مي شود، شما به محل برگزاري كنكور رسيده ايد، از در ورودي عبور كرده ايد، وارد سالن يا مكان آزمون شده ايد، سر جاي خود نشسته ايد، پاسخنامه ها و دفترچه سوالات را كنار صندلي شما و روي زمين گذاشته اند، الان اعلام مي كنند كه «شروع كنيد» نيم ساعت از وقت آزمون مي گذرد، يك ساعت، دو ساعت و...، دفترچه دوم را هم تمام مي كنيد و كنار مي گذاريد، جلسه به پايان مي رسد. از جاي خود بلند مي شويد و... مي توانيد نمونه هايي از اين تصويرسازي ذهني را چند بار انجام دهيد. در واقع جلسه آزمون واقعي براي شما يادآور و تداعي كننده تمرين هاي تصويرسازي ذهني خواهد بود. كليد هفتادوهشتم- با تصويرسازي ذهني، موقعيت واقعي جلسه كنكور را تجربه كنيد. پي نوشت ها: ۱- زمينه روان شناسي هيلگارد، جلد دوم، ص ۱۵۴. ۲- اگر حوصله و وقتش را داريد براي كسب اطلاع بيشتر به فصل ۹ كتاب به سوي كاميابي ،تأليف آنتوني رابينز مراجعه كنيد.       http://www2.hamshahri.net/hamnews/1382/820306/news/amozesh.htm     جوانان افسرده نمى توانند در راه سازندگى كشور قدم بردارند ضرورت شاد بودن جوانان در حالى از سوى مسئولان در تريبون هاى مختلف تاكيد مى شود كه هنوز مولفه هاى شاد بودن از سوى آنان تعريف و مشخص نشده است و چه بسا برخى عوامل شادى جوانان با واكنش هاى منفى آنان نيز روبه رو مى شود. مولفه هاى سرگردان و مبهم جوانان در حداقل دو دهه اخير در حالى است كه هيچ يك از رسانه ها نيز به بازنگرى و روشن شدن اين عامل هيچ مددى نرسانده اند. حاصل اين سردرگمى نيز محصولى جز تفريحات زيرزمينى و گاه انحراف آن و ترويج شادى هاى محدود در حد نوحه خوانى ها ى مداحان نه با سينه زنى كه با دست زدن شده است. ۲۱ ميليون جوان در رده سنى ۱۵ تا ۲۹ سال هنوز كنجكاوانه در پى بازتعريف و روشن شدن تكليف مرز هاى شاديشان از سوى مسئولان هستند اما پس از دو دهه هنوز مسئولان نيز در ارائه اين تعريف خود هنوز به اتفاق نظر نرسيده اند. آغاز ماه رمضان اگرچه امسال با تغيير چهره شهر با سال هاى ديگر متفاوت بود اما آغاز اين ماه كه ماه ميهمانى خدا نيز محسوب مى شود با كشور هاى اسلامى ديگر تفاوتى در شكلى ديگر دارد. يكى از مواردى كه امروزه در جامعه ما مورد غفلت سياستگزاران و حتى مردان دين واقع شده چگونگى برپايى مراسم مذهبى در كشور است. چنانچه در اين آئين مذهب نه در شكل جلال و جماليت آن كه غالباً به گونه اى برگزار مى شود كه هميشه آميخته با غم و اندوه است و چه بسا اين عامل موجب شده است كه جوانان از اين مراسم دور شوند. على افضلى استاد دانشگاه تهران در اين باره به سينا گفت: شايد يكى از مهم ترين راه هايى كه مى توان جوانان را به اين گونه مراسم آورد از بين بردن اين تفكر در جوانان است و چه بسا مى توان اعياد را با شادى و نشاط برگزار كرد تا جوانان وقتى به مجالس مذهبى قدم مى گذارند آن مكان را با خاطره خوش ترك كنند و اين ميسر نمى شود مگر آن كه در اين گونه مراسم جوانان تشويق شوند. اگرچه هنوز تكليف موسيقى در كشور مشخص نشده است و حتى مقبوليت آن در سياستگزارى هاى مختلف سازمان ها و دستگاه هاى مربوط به سياستگزارى جوانان همچنان دچار افت و خيز هاى فراوانى است اما كارشناسان در ميان تمامى هياهوى سياسى و تاكيد بر مهار و كنترل جوانان اظهار مى دارند كه اگرچه مرزى براى موسيقى هاى مجاز و غير مجاز وجود ندارد اما حتى مى توان با اجراى موسيقى هايى كه در حد اين مجالس باشد نيز جوانان را به حضور در اين گونه مجالس ترغيب كرد. محمد دولتى نيز از استادان دانشگاه تهران با تاكيد بر ترويج شادى براى جوانان مى گويد: همواره ديده شده است كه جوانان بيشتر به چيز هايى توجه مى كنند كه اكثر مردم به آن اهميت مى دهند. دولتى اضافه كرد: اگربه برپايى اين گونه مراسم در مكان هاى شاد و زيبا توجه شود جوانان نيز به اين گونه مراسم توجه خاصى نشان خواهند داد. وى معتقد است اگر جوانان در جاهايى كه دعوت مى شوند و حضور پيدا مى كنند به صورت آگاهانه باشد نقش بسيار مهمى در حضور مستمر جوانان خواهد داشت. اين استاد دانشگاه مى گويد: اگر جوانان با آگاهى به يك مراسم مذهبى قدم بگذارند به طور طبيعى برپايى اين مراسم را نيز با آگاهى بيشترى انجام خواهند داد حتى اگر به صورت امروزى هم باشد. وى معتقد است: به دليل آنكه نسل جديد با نسل گذشته متفاوت است به طور طبيعى برگزارى اين گونه مراسم هم براى آنها بايد متفاوت باشد. به گفته دولتى امروزه از جوانان جامعه نمى توان توقع داشت مانند نسل گذشته رفتار كنند حتى اگر در برخى از مواقع نيز نتوانند فرق ميان خوب و بد را در برپايى جشن هاى خود تشخيص دهند مى توانند از والدين و يا حتى بزرگان مجالس راهنمايى بگيرند. • يك قاشق آندروفين ۷۰ درصد از جوانان در رده سنى ۱۵ تا ۲۹ ساله گوش دادن به موسيقى را يكى از نشانه هاى آزادى مى دانند. بسيارى از روانپزشكان شادى را موجب ترشح ماده اى به نام آندروفين در سيستم عصبى عنوان مى كنند و معتقدند: اين ماده موجب گشاد شدن عروق قلبى، از بين رفتن اضطراب و افسردگى، افزايش فعاليت غده تيروئيد و در نتيجه ترشح هورمون مى شود. به گفته آنان ترشح مواد شادى زا مانند ايندرفين، آندروفين، آنكفالين موجب از بين رفتن اضطراب در افراد مى شود. اگرچه بر همه واضح و مبرهن است كه روحيه شاد موجب افزايش اميد به زندگى است اما اين اصل در بسيارى از قوانين و سياستگزارى هاى كشور در حد تئورى مدفون مانده است اما در كشور هاى جهان اگر كارفرما متوجه روحيه افسرده و مضطرب كارمند خود شود وى را به باشگاه ورزشى و محيط آرام هدايت مى كنند زيرا آنها به فكر آرام و خلاق كارمندان خود نياز مبرم دارند. شادى بايد محدوده مشخصى داشته باشد به همين دليل به جوانان نمى توان گفت شاد بوده ولى موسيقى گوش نكنند از سوى ديگر نمى توان از آنها خواست مرتباً موسيقى نوحه و عزادارى گوش كنند. اگرچه اين روش عيناً به ويژه در جوانان صورت عملياتى پيدا كرده است. شادى و شاد زيستن اگر چه براى جوانان و به طور منفك براى اين قشر توصيه مى شود اما بايد اين نكته نيز از نظر بسيارى از سياستگزاران دور نماند كه جوانان در تمام بخش ها مشاركت دارند. معلمان ما جوان هستند، نيروهاى پليس ما جوان هستند و پرستاران ما هم جوان هستند. اين جوانان هستند كه عزت و افتخار براى كشورشان به ارمغان مى آورند. جوانان به المپيك رفته و مدال مى آورند. جوانان فرهنگ و موسيقى خلق مى كنند اما با اين حال اين پندار كه جوانان براى هيچ كارى مفيد نيستند و آنان افرادى غيرقابل اطمينان هستند بر تفكر بسيارى از مسئولان غالب است. • كمبود شادى هاى اجتماعى سردرگمى در چگونه شاد بودن جامعه به ويژه جوانان كشور براساس اين اصل استوار است كه سياستگزاران شادى را قرين غفلت و غم را قرين بيدارى دانسته اند. در ايران نماد ها و مراسم متعددى براى شادى وجود دارد كه به ويژه پس از انقلاب به آنها كمتر توجه شده است و احياى اين نماد ها ضرورى به نظر مى رسد. عيد نوروز در اول سال، جشن مهرگان در ميانه سال و مراسم و مناسبت هاى متعددى كه براى هر يك وجود دارد مانند چهار شنبه سورى و حاجى فيروز و امثال آن همچنين اعياد مذهبى و جشن هاى سنتى عقد و عروسى از جمله مراسم و نماد هايى هستند كه مى توان به تقويت و تحكيم آنها در جامعه كمك كرد. دكتر سعيد معيد فر، جامعه شناس در اين باره مى گويد: اگر بخواهيم مشكلى به نام فقدان يا كمبود شادى هاى اجتماعى در جامعه ايران را در ارتباط با تعاريف مسئله اجتماعى بررسى كنيم و مسئله اجتماعى بودن يا نبودن آن را ارزيابى كنيم، با اين سه دسته تعريف مواجه هستيم. اگر دسته اول از تعاريف را بپذيريم، به نظر مى رسد اين مشكل، يك مسئله اجتماعى باشد. شواهد متعددى كه در طرح مسئله مطرح شد حاكى از ابعاد گسترده اين مشكل و شايع بودن آن در جامعه امروز ماست. آمار و ارقامى كه درباره ميزان شيوع افسردگى، روحيه بدبينى، فقدان وجدان كار، رواج خشونت، نابهنجارى هاى اجتماعى، انزوا طلبى، اعتياد، گرايش به فرهنگ غربى و نيز نااميدى نسبت به زندگى و آينده كشور وجود دارد نشان دهنده جامعه اى ناشاد و مايوس است. جامعه اى كه طى سال هاى متمادى به واسطه مشكلات فراوانى مانند جنگ و ستيزه هاى اجتماعى و بحران هاى سياسى، اجتماعى و اقتصادى روحيه شادابى و نشاط خود را از دست داده است و يا از اين نظر كمبود دارد. وى افزود: اما اينكه چقدر در جامعه و در نزد رهبران اجتماعى و سياسى نسبت به اين مشكل خودآگاهى وجود دارد، مشكل ديگرى است كه توجه به آن ما را در دسته دوم اين تعاريف مسئله اجتماعى قرار مى دهد. به راستى اين سئوال وجود دارد كه مردم و رهبران سياسى، اجتماعى جامعه چقدر نسبت به اين مشكل خودآگاهى دارند و آن را يك مسئله اجتماعى مى دانند؟ به نظر مى رسد در اين زمينه مشكل جدى وجود دارد. طيف وسيع مشكلات سياسى و اقتصادى و ناهنجارى هاى اجتماعى مانع از آن است كه توجهى درخور به مسئله فقدان يا كمبود شادى ها در جامعه بشود.   در سال هاى گذشته اگر چه در برخى از مقاطع زمانى و در هنگام بروز خشونت هاى گسترده توجهى به اين مشكل شده است اما پس از چندى به فراموشى سپرده شد و مسائل مهم ديگرى در صدر توجه مردم، رهبران سياسى اجتماعى و رسانه ها قرار گرفته است. علاوه بر اين عزمى جدى نيز براى حل اين مشكل وجود ندارد و جز اقدامات مقطعى كارى صورت نگرفته است. بنابراين، تنها در دسته اول تعاريف مى توان به مسئله اجتماعى بودن فقدان يا كمبود شادى ها در جامعه اذعان كرد و بنابر تعاريف دسته دوم و سوم، فقدان شادى ها در جامعه، مسئله اجتماعى جامعه ما محسوب نمى شود. با اين وصف، يكى از مهم ترين راه حل هايى كه مى توان براى مواجهه با اين مشكل ارائه كرد تلاش براى ايجاد ذهنيت عمومى در مردم، رسانه ها و رهبران سياسى اجتماعى است. از منظر نگرش سازه گرايانه اجتماعى چنانچه همه وجوه يك مسئله اجتماعى محقق شود، تلويحاً به سوى حل آن مسئله نيز گام برداشته شده است.   http://www.sharghnewspaper.com/830802/ppl.htm       نقش اضطراب در افزايش ريزش مو   دكتر " فائزه كشكولي " متخصص پوست، مو و زيبايي در گفت و گو با خبرنگار ايسنا، واحد علوم پزشكي ايران ضمن اعلام اين خبر، اظهار داشت : ريزش موي ناشي از اضطراب تنها مختص جوانان و بالغين نيست بلكه در كودكاني كه به هر دليل از جمله  ترس از مدرسه، امتحان و ... دچار نگراني مي شوند نيز به طور مقطعي مشاهده مي شود. اين متخصص پوست و مو داشتن ذهن آرام و روحيه شاد را جزء موثرترين تكنيكهاي غلبه بر ريزش مو خواند و ادامه داد : اگر ريزش مو ناشي از كمبود مواد مغذي و يا اختلالات هورموني خاص نباشد به سادگي مي توان بر آن غلبه كرد. وي ماساژ پوست نيمه خشك سر با حوله را در تقويت پوست سر و فوليكولهاي سازنده مو بسيار كاربردي دانست و گفت: اين تكنيك نوعي ورزش پوست مو بوده و به بهيود جريان يافتن خون در پوست مو كمك مي كند. دكتر كشكولي همچنين خاطر نشان كرد : اكثر افراد در يك دوره مهم زندگي خود، ريزش مو را تجربه مي كنند و اين امر كاملا طبيعي و ناشي از استرس دوره اي است. اما ادامه يافتن ريزش مو، حتي پس از گذر از آن دوران خاص، طبيعي محسوب نشده و نياز به بررسي هاي بيشتر توسط پزشك متخصص دارد. وي در نهايت، تفكر بيش از حد را نيز يكي از علل شايع ريزش مو عنوان كرده و تصريح كرد: فكر كردن به مدت طولاني باعث انقباض رگهاي خوني شده و در نتيجه خون به پوست سر نمي رسد؛ به همين جهت به افرادي كه به اقتضاي شغل يا موقعيت خانوادگي و اجتماعي مجبور به انجام كارهاي ذهني هستند توصيه مي شود حتما از روشهاي آرام سازي بدن مثل تجسم ذهني مثبت و مديتيشن استفاده كنند.   http://www.medisna.ir/viewNewsDetail.asp?id=2609   کشمکش هاي رواني جوانان : از مشکلاتي که درزندگي جوانان سايه گسترده است بلکه بسياري آنها با آن بيماري ها دست وگريبان هستند کشمکش هاي رواني است. جوانان ما در تناقض واقع هستند. اضطراب رواني وپريشاني هاي نفسي سراسر وجودشان را درهم پيچانده است. جوانا ن ما نسبت به آينده نا اميد هستند ، به هر چيز به نگاه بد بينانه مي نگرند، حس بدگماني در آنان به مراتب قويتر از حس خوشبيني است، به شخصيت وتوانايي خود اعتماد ندارند. خودرادر مقابل ديگران ناچيز واندک مي شمارند، حس حقارت وخود کم بيني درميانشان به اوج خود رسيده است. همين خوف وهراس باعث مي گردد که اقدام به هيچ کاري نکنندومنتظربمانند که ديگران بيايند برايشان کارهارا رو به راه کنند.دراثر اضطرابهاي رواني است که کيش شخصيت وفرد محوري به قيمت جمع محوري درزندگي مردم ما سايه گستر باشد.ازاين رو است که ما به پشت رهبران خودکامه خود حرکت مي کنيم وهر اندازه که اشتباه هم مرتکب مي شوند با آن هم چشم ها مان را به پايين افگنده همچنان هي ميدان تي ميدان ، به دنبال شان به پيش ميرويم!! جوانان ما نسبت قضايا باسطحي نگري نگاه مي کنند، اگر نسبت به کسي خوشبين شدند ديگر هيچ عيبي را دروي عيب تلقي نمي کنند وهمه کار او درنگاه آنان نيکو جلوه مي نمايد ودر دفاع از آو تا سرحد تعصب وبرمي خيزند، اما اگر شخص ديگري را بد ديدند، آنگاه ازبدگويي شان نپرس!! بدترين الفاظ را به سويش حواله خواهند داد واز برچسب زدن هيچ نوع تهمت به وي دريغ نخواهند کرد.ازسوي ديگر درجوانان ما چيزي به نام مسؤليت شناسي وجود ندارد.همين عدم شناخت مسؤليت سبب گرديده که هيچ جواني به ساختن زندگي وآينده خويش نظر نداشته باشد ودر نتيجه داراي شخصيت ضعيف به بار آيد وهميشه به دست خارجي ها نگاه کند که چه مي کند وبرايش چگونه رهنمايي مي نمايد. واو هم افتخار نمايد که با يکتن خارجي به انگليسي صحبت نمود. اينکه همه مقدرات کشور به دست بيگانه نبايد قرار گيرد مفکوره اي پوچ وبي معنا شده است. ما اگرتاريخ اسلام را در نظر بگيريم که پيامبر اسلام اسامه بن زيد را در آخرين روزهاي زندگي خود به سرلشکري ارتشي گماشت که آن لشکر در مقابل قيصر مي جنگيد وهنوز عمر اسامه از هجده سال تجاوز نمي کرد. همچنان محمد بن قاسم، فاتح هندستان جواني هفده ساله بود.درتاريخ کشور خودمان احمدشاه ابدالي درعمر بيست وسه سالگي به کرسي پادشاهي افغانستان دست يافت. ازاين قبيل امور مادرتاريخ بشر به ويژه تاريخ اسلام بسيار داريم.دراثر همين مسؤليتي ها جمع بسياري از جوانان ما در حال بيکاري به سر مي برند وتوان وابتکار هيچ کاري را ندارند. لذا به قطع راه ها ودزدي ها وغيره کارهاي خلاف دست مي برند. مشکلات اجتماعي جوانان : ازلحاظ اجتماعي حالت جوانان ما درحالتي بد تر از هر عرصه ديگر به سر مي برند. جوانان ما در خانواره هايي به سر مي برند که افراد آن هر کدام شان مفکوره خاص خودش را دارد. وممکن است که در ميان يک خانه چندين انديشه وجود داشته باشد وهر کدام به فکر خودش مي باشد ودرپي حذف مفکوره جانب مقابل ،دراين حال ووضع جوان درحال اضطراب قرار گرفته نمي داند که حق با کدام يکي است واو از کدام شخصي پيروي نمايد.حتي دراکثرحالات ميان زن وشوهر در بسياري مسايل از جمله مسايل تربيت فرزندان اختلاف وجود دارد وهرکدام به روش وطريقه خود وانديشه اي که دارد پسر را تربيت مي نمايد دراثر اين اختلاف فکري حيات فرزند دچار اضطراب وتناقض مي گردد. وچيز ديگري که زندگي مردم را به بد بختي کشانده است، رابطه نامطلوب پسرودختر است. امروز زير نام آزادي سدها بد اخلاقي صورت مي گيرد ومتأسفانه دراين اواخر به شهر هاي بزرگ کشورماهم به طور بي شرمانه اي انتشار يافته است. نظام تعليمي مختلطي که در جامعه ما حاکم شده فضا را براي همه بد اخلاقي ها آماده نموده است.به سبب تعليم يکجايي وانتشار فساد جامعه ما از مسؤليت هاي خود باز خواهند ماندووقت گران بهاي خود را در رابطه هاي نامشروع به سر خواهند کرد. همچنان رسانه هاي بي ضابطه اي که در کشورما رواج پيداکرده است وفيلم ها وموسيقي هاي بي ضابطه خارجي را روي آنتن آوردن چقدر به فساد واضطراب اجتماعي در کشور ما افزوده است. دريک شبانه روز ساعت ها وقت جوانان ما صرف شنيدن موسقي هندي وايراني واروپايي مي شود. برنامه هاي موسيقي درتمام رسانه هاي ديداري وشنيداري کشور محور قرار گرفته است. درحقيقت مي گويند که موسقي نمک برنامه هاي تصويري وشنيداري است به اين مفهوم که اندازه آن نبايد از پنج فيصد تجاوزنمايد ولي دررسانه هاي ما نود فيصد ازبرنامه را موسقي تشکيل داده است. ببينيد اگردريک کاسه نود درسد نمک باشد وده درسد چيزهاي ديگر درآن حال برسر تناول کننده چنين غذايي چه خواهد آمد؟!!!...البته همه اينها در ازدياد مشکلات اجتماعي ما اثر گذار مي باشدونمي توان تأثير زشت ومنفي آن را ناديده انگاشت. مع الاسف هميشه شکار اول همه بد بختي ها جوانان قرار مي گيرند ؛ زيرا سن آنها ايجاب مي نمايدکه درحال گرفتن واخذ نمودن مي باشند ودراين سن وسال انسان مي خواهد که خود را به زودي اشباع نمايد وظرف خالي خود را پر سازد. چه درمارکيت که مال خوب نباشد مردم از مال بد هم استفاده خواهند نمود وآن راخريداري خواهند کرد به ويژه که از عيبهاي آن هم آگاهي نداشته باشندوبه ضرر آن پي نبرند. گذشته از آنچه بيان داشتيم مسايل ومشکلات گوناگون زيادي دست به دست هم داده اند که جوانان مارابه شکل خصوص ومردم مارابه طورعموم زير رگبار هجوم قرار داده است واسباب بد بختي ملت مارا فراهم آورده است. وما بخاطر آنکه از اطالت کلام جلوگيري کرده باشيم از بيان آنها خود داري ورزيديم وبه اين سطور بسنده نموديم. درآينده ، درمقاله اي مستقل،ان شاء الله به بررسي راه هاي حل وروش درمان اين بيماري ها خواهيم پرداخت.   http://www.sarnavesht.com/index.php/weblog/extended/fakhri_2/  
ادامه نوشته

خود ارضایی بعد از ازدواج

خود ارضايي در بعد از ازدواج :

خود ارضايي در بعد از ازدواج بدليل عدم رفتار جنسي مناسب زوجين صورت مي گيرد و مي بايست فرد را با ايجاد رويه درست زناشويي به روال عادي بازگرداند.البته در زمان بارداري و در هفته هاي آخر بارداري نيز خود ارضايي در مردان ديده مي شود.

حالات روحي افراد بعد از خود ارضايي:

فرد پس از خود ارضايي خود را آدم ضعيف النفسي مي يابد و تا حدودي خود را مريض و متفاوت از ديگران احساس ميكند.پس از خود ارضايي بارها به خود قول مي دهد كه ديگر اين كار را نكند ولي مجدداً تکرار مي گردد! اين امر باعث مي شود كه فرد فكر كند اراده نداشته و خود را ضعيف احساس كند.بعضي افراد بعد از خودارضايي بستگي به نوع تربيت و اخلاقيات خود دچار عذاب وجدان نيز مي گردند.

بررسي خود ارضايي از نظر علمي :

?-افراط در هر چيز نتيجه اي جز ضرر ندارد.مورديكه اشكال خود ارضايي ميباشد اين است كه شما صرفاً از نظر جنسي ارضا ميشويد و ساير حواس شما مثل لامسه و غيره همچنان تشنه ميباشند.به همين دليل خود ارضايي شما را مانند يك رابطه واقعي ارضا نميكند و حالت آرامش روحي بعد از رابطه واقعي را به شما القا نميكند.پس افراط در آن مي تواند باعث بهم ريختگي توازن شما گردد.

?-در زمان حالت جنسي شما براي انزال كالري زيادي ميسوزانيد . پس سعي كنيد كه حتماً بعد از آن مواد مقوي و همچنين غذاي گرم بخوريد

?-قبل از خواب سعي كنيد براي عدم تحريك جهاز جنسي خود را با آب سرد بشوييد.

?-هيچگاه در حالت ايستاده مبادرت به انجام اين كار نكنيد

?-مواد شوينده از قبيل شامپو و صابون باعث خشكي پوست و سائيدگي ميشوند و همچنين ايجاد سوزش مينمايند.از اينها استفاده نكنيد.

?-خود را تحريك به انجام اين كار نكنيد و سعي كنيد تا زمانيكه غدد شما ترشح طبيعي نكرده و امكان برون ريزي طبيعي بوجود نيامده دست به اين كار نزنيد.

?-غذاهاي سرد در كم كردن التهاب شما موثرند.

?-بعد از انزال سعي كنيد حتماً ادرار كنيد.

[لينک ها فقط براي اعضا قابل نمايش هستند. براي عضويت کليک کنيد]

 [لينک ها فقط براي اعضا قابل نمايش هستند. براي عضويت کليک کنيد]

??- در شناخت بهتر فتيش (fetish) به‌افراد کمک مي‌کند و‌تقريباً نقش حياتي‌را بازي مي‌نمايد.

??- به‌راحتي مي‌توانند زمان سکس‌را در اختيار بگيرند و‌ميزان، شدت، وضعيت، حالت ارگاسم خود‌را طراحي نمايند تا به‌سادگي بهترين آن‌را دريافته و‌در روابط مشترک براي شکل دهي به آن اقدام نمايند.

??-به‌راحتي مي‌توانند نگراني و‌مشکلاتي‌را که در طول يک رابطه جسمي‌ براي آنان احتمال دارد، به‌وجود بيايد‌را بازسازي نمايند.

??- به‌راحتي تشخيص مي‌دهند که چه فردي با چه خصوصياتي از نظر فتيش (fetish) در زندگي آنان نقش بنيادين دارد. معناي زنانه‌گي و‌مردانه‌گي، برده و‌آقا، مازوخيست و‌ساديسم، هم‌جنس‌گرايي و‌بسياري از واکنش‌ها و‌رفتارهاي پنهان که در حالت عادي در پشت کلمات بي‌مزه عاميانه قايم شده اند را، بروز مي‌دهد و‌معناي واقعي آنان‌را براي خود در مي‌يابد.

??- در ادامه‌ي مورد قبل، بايد ذکر کرد که در طول زمان انجام اين مساله، فرد شريکي‌را براي خود تصور مي‌کند که اين فرد براي وي شخصيت خاصي‌را دارا مي‌باشد و‌به‌راحتي مي‌تواند بياموزد که در برابر افراد مختلف چگونه شخصيتي‌را دارد و‌چه رفتاري‌را در برابر آنان از نظر آقايي و‌بردگي دارا مي‌باشد. تا بتواند دريابد که چه ميزان، و‌تحت تاثير چه جور شخصيتي، و‌به چه صورت قرار مي‌گيرد.

??- به‌راحتي در مي‌يابند که بدون گرم شدن و‌تخليه فوري چگونه مي‌تواند آن‌ها‌را دچار ناراحتي نمايد. نتيجه اين مي‌شود که خود‌را ملزم به برنامه ريزي براي زندگي جنسي خود مي‌نمايند، که اين يکي از مهم‌ترين حرکات فردي مي‌باشد.

??- به‌خاطر اين‌که افراد خودارضايي‌را راحت، در دسترس، بدون جواب‌گويي مي‌يابند به‌راحتي مي‌توانند ميزان درخواست جنسي خود‌را بالا برند. بالابردن ميزان درخواست جنسي، درصورت پاسخ‌گويي براي بدن ممانعتي ايجاد نمي‌کند.

??- تنها مکان و‌محلي که مي‌توانند به‌طورکلي خجالت و‌عدم آسودگي خود‌را در مقابل جنس مخالف نابود سازند، آن‌هم بدون تمرين حضوري ديگران، همين خودارضايي مي‌باشد.

[لينک ها فقط براي اعضا قابل نمايش هستند. براي عضويت کليک کنيد]

??- بدون نگراني از بيماري‌ها يا مرزهاي موجود در روابط جنسي، مي‌توانند به‌راحتي توسط خودارضايي. خود‌را به مرز تخليه برسانند.

??- زماني که به‌خاطر شرايط يا دوره‌هاي زندگي، تحت فشار قرار‌مي‌گيرند که تنها بمانند، و‌اين مساله با خواسته و‌نياز آن‌ها مغايرت دارد، از طريق اين راه براي خود مي‌توانند سوپاپ اطميناني فراهم‌سازند. در زماني که شرايط لذت‌را از فرد مي‌گيرد اين امکان وجود دارد که فرد لذت‌را براي خود بسازد.

??- در زماني که افراد تحت فشارهاي جنسي قرار‌دارند وراهي براي پاسخ‌گويي ندارند، به‌سادگي به‌سوي دنياي پورن کشيده مي‌شوند. عدم‌پاسخ‌گويي در اين وضعيت آن‌ها‌را تشنه‌تر خواهد‌کرد. به‌راحتي مي‌توانند دچار موارد احساسي خود نابودي، فرو ريزي شخصيتي، توهم، خودمريض يا ديوانه‌بيني، دوگانه‌گي شخصيتي و‌بحران‌هاي ديگر شوند. خودارضايي اين موارد‌را نمي‌تواند حل کند. اما مي‌تواند به‌راحتي مانند ترمزي باشد که براي لحظاتي به افراد فرصتي براي نفس‌کشيدن بدهد. البته متاسفانه به‌دليل همواره محکوم قلمداد کردن اين مهم، اکنون ارتکاب به اين عمل توام با احساس ترس، ‌گناه و‌بيماري همراه مي‌گردد.

??- خودارضايي مي‌تواند يک تمرين براي مبارزه با مشکلات خود‌متهم‌بيني و‌خجالت تلقي گردد. در حقيقت به‌اين صورت که افراد توسط ارتکاب به اين عمل جلوي فشار مي‌ايستند و‌مي‌گويند که اين‌کار‌را انجام مي‌دهم، چراکه ناچار هستم. به همين سادگي کم کم در مي‌يابند که مسئوليت همه‌ي چيزها با آنان نيست و‌اتفاقات زيادي خواهد افتاد. ديگر خود‌را نگران برخورد ديگران يا قضاوت آن‌ها نمي‌يابند؛ چرا که حس مي‌کنند چيزي ندارند که از دست بدهند. به‌سادگي قيام مي‌کنند و‌اعلام نظر.

??- افراد با استفاده از خودارضايي مي‌توانند براي خود اعتماد‌به‌نفس در مقابل شخصيت‌هاي گوناگون، بسازند. درحقيقت، رفتاري‌را که مي‌خواهند انجام بدهند اما توان اجراي آن‌را ندارند را، در حريم شخصي به‌سادگي اعمال مي‌کنند و‌اين باعث مي‌شود تا در ساخت و‌شکل‌گيري شخصيت و‌اعتماد بنفس فردي تسريع صورت بگيرد.

??- خودارضايي راهي براي خود‌شناسي و شناخت بدن خود تلقي مي‌گردد. اين‌که کشف کنند و‌بشناسند چه چيزي‌را دوست دارند و‌چه‌چيزي آن‌ها‌را مي‌رنجاند. در حقيقت براي ديگر ارضايي، ابتدا شناخت کامل خود لازم است و‌بدون آن ممکن نيست.

??- خودارضايي براي افراد آرامشي‌ براي استراحت فراهم مي‌کند و‌به‌سادگي خواب آرام و‌عميقي‌را براي‌شان فراهم مي‌سازد. اين آرامش صد البته بعد از سکس نيز احساس مي‌گردد اما به هر جهت به‌دليل عدم‌وجود رابطه اين مورد مي‌تواند نتيجه‌اي يکسان داشته باشد.

??- در خودارضايي ديگر ترسي از بيماري‌هاي مقاربتي و‌يا احتمالات حاملگي وجود ندارد.

??- رابطه جنسي و‌هم‌چنين خودارضايي بدن‌را براي تلاشي ديگر، در جهت جذب ويتامين‌ها و‌پروتئين استارت مي‌زند و‌تمام بدن‌را براي فعاليت دوباره آماده مي‌کند. عروق بدن‌را باز مي‌کند و‌اين مساله باعث دفع بعضي از مشکلات مانند ويروس‌ها مي‌گردد. اين هردو، مانند ورزشي سبک براي بدن و‌تنظيم هورمون‌هاي بدن عمل مي‌کنند. هردو براي کنترل وزن و‌سوختن چربي‌هاي آزاد نشده بسيار مفيد عمل مي‌کنند.

??- افراد با استفاده از قابليت‌هاي جسمي‌خود، براي به‌دست آوردن وضعيت ثابت جنسي و‌ادراک جنسي قدم بر‌مي‌دارند و‌نيازي به تحت کنترل قرار‌گرفتن و‌يا سوق داده شدن از جانب کسي ندارند. تحقيقات نشان داده‌اند زناني که بدون خودارضايي و‌هم‌چنين رابطه جنسي ازدواج نموده‌اند، بيشتر از بقيه‌ي زن‌ها دچار سردي جنسي و‌سکس‌زدگي هستند. بيشتر از افراد ديگر حساس و‌زودرنج هستند و‌زندگي با آنان مشکلات فراواني‌را براي شريک به‌همراه آورده‌است. بسياري از خواسته‌ها و‌فتيش (fetish) شريک به‌دليل اين‌که مال زن نيست، از جانب زن هم قابل پذيرش و‌اجرا نيست. به‌سادگي با اين مساله افراد دچار عدم‌هم‌خواني جنسي و‌هم‌چنين عدم ارضا مي‌گردد. مشاهده شده که اين زنان، بيشتر از سايرين دچار اختلافات و‌درگيري‌هاي خانوادگي هستند. اين افراد بيشتر خود‌را شکست خورده ومظلوم مي‌يابند.

??- زن‌ها از طريق خودارضايي به‌راحتي مي‌توانند تا حد قابل درکي از شدت، عدم تطبيق، نا‌منظم بودن و‌فشار دوران عادت‌ماهانه‌ي خود بکاهند. تا حد قابل درکي مي‌توانند وضعيت مناسبي‌را براي خود ايجاد کنند و‌از تنش مربوطه بکاهند.

??- در صورت دچار بودن به شرايط خاص و‌يا بيماري‌هاي مختلف که امکان ايجاد کورس‌هاي مشترک جنسي وجود ندارد خودارضايي به‌راحتي افراد‌را به وضعيت سلامتي جنسي باز مي‌گرداند و‌فشار‌را از بين مي‌برد. از طرف ديگر اين عمل به‌راحتي هم‌چون ابزاري در اختيار زناني است که به‌دلايلي در وضعيت ايجاد رابطه جنسي قرار ندارند و‌از سوي همسر براي ايجاد آن تحت فشارند. يا حتي يکي از افراد خواهان روابط جنسي بيشتري‌است که اجراي آن براي رکن ديگر ممکن نيست. آن‌ها به‌راحتي مي‌توانند با اقدام به انجام اين مساله براي وي هم شب اروتيکي‌را فراهم سازند، هم پاسخگوي کاملي بوده باشند و‌هم در رژيم جنسي خود تغييري ايجاد نکرده باشند. در شرايط بارداري نيز به همين صورت خودارضايي اروتيک‌سازي خوبي تلقي مي‌گردد. بارداري و‌حاملگي ممانعتي براي سکس ايجاد نمي‌کند. چراکه جنين کاملاً در بدن مادر محافظت مي‌گردد؛ اما بسياري از والدين مي‌ترسند و‌از ايجاد رابطه جلوگيري مي‌کنند. از طرف ديگر زنان به‌دليل فرم بدني زياد تمايل به لخت شدن ندارند و‌اين‌ها مشکلاتي‌را در روابط جنسي ايجاد مي‌کند. روابط اروتيک در خودارضايي به همان شيوه‌اي که ذکر گرديد مي‌تواند به‌سادگي پاسخگوي تمامي‌اين‌ها گردد.

[لينک ها فقط براي اعضا قابل نمايش هستند. براي عضويت کليک کنيد]

??- به‌دليل اين‌که بعضي ازافراد يا از رفتارهاي فتيش (fetish) جنسي همسرشان با خبر نيستند و‌يا اصلاً آن‌ها‌را نمي‌شناسند، يا حتي حاضر به انجام آن نيستند به‌راحتي شرايطي‌را براي شريک ايجاد مي‌کنند که مي‌توان آن‌را « سکس‌زدگي» ناميد. چون روابط جنسي پاسخ‌گوي رواني و‌تخليه کننده‌ي رفتارهاي منفي آنان نيست. بايد ذکر کنم که همه‌ي آدم‌ها از سوي جهان اطراف، زندگي، مشکلات و‌خيلي چيزهاي ديگر تحت‌فشار و‌ذخيره کردن بارهاي منفي هستند. اين بارهاي منفي بايد تخليه گردد و‌تخليه آن‌ها توسط سکس و‌فتيش در سکس امکان پذير مي‌گردد. براي همين افراد شديداً خواهان حرکاتي هستند که حتي بعضي از آن‌ها هم مي‌تواند عجيب تلقي گردد. دلايل رفتاري سکس‌هاي خشن، توام با شکنجه، مازوخيست، ساديسم و‌غيره نيز همين مساله است. به‌راحتي مي‌توانيد مدير شرکتي‌را مشاهده کنيد که آن‌قدر درگيري‌هاي فکري دارد که در حال انفجار است. او اکنون در وضعيت ناهنجار روحي به‌سر مي‌برد. انسان زماني‌را لازم دارد که بنشيند و‌از نظر روحي استفراغ کند. متاسفانه اخلاقيات اين امکان‌را نمي‌دهند و‌در نتيجه اين آقا بايد بنشيند و‌باز خود‌را لجام بزند و‌کنترل کند! دليل اين‌که مي‌بينيد افراد بزرگ و‌صاحب انديشه، چقدر کارها انجام داده اند که بسياري از آنان شرم‌آور، غير‌انساني و‌يا عجيب است نيز همين است. فرد به‌راحتي احتياج به رفتاري دارد تا به حالت تعادل برگردد و‌اين، با محبت قطعاً حل نمي‌گردد. هميشه جمله اي‌را به دوستانم ذکر کرده‌ام: “براي داشتن رفتاري متعادل و‌سنجيده و‌پسنديده در زندگي حتماً بايد در لحظاتي شديداً خارج از کنترل و‌ناسنجيده و‌تهوع آور رفتار کنيد”. (fight club - secretary ). به هرجهت اين مورد افراد‌را به خودارضايي بعد از ازدواج مي‌کشاند که تنها دليلش عملکرد بسيار غلط شريک‌جنسي است. خودارضايي راه پاسخگويي براي افراد است. که البته در دراز مدت راه بدي بايد آن‌را تلقي کرد.

??- خودارضايي بسيار کمتر از يک رابطه کامل جنسي انرژي و‌زمان و‌هزينه صرف مي‌کند. فضا و‌احتياجات اجراي آن بسيار در دسترس و‌قابل فراهم‌سازي است و‌امتياز بيشتري‌را در اين مورد مي‌گيرد، وقتي که آن‌را با رابطه جنسي از اين لحاظ مقايسه مي‌کنيم.

??- در حالت معمولي خيلي سريع‌تر از رابطه جنسي فرد‌را از حالت فشار جنسي بر مي‌گرداند. البته اگر ريتم آن به هم خورده باشد مانند آب شور بدتر فرد‌را تشنه مي‌سازد و‌برعکس عمل مي‌کند. در نتيجه به‌سادگي فرد چندين بار مبادرت به انجام آن مي‌نمايد.

 

[لينک ها فقط براي اعضا قابل نمايش هستند. براي عضويت کليک کنيد]

چرا کودکان خود را تحريم اطلاعاتي کرده ايم؟

کودک در حين بزرگ شدن شديداٌ تحت تاثير تحريم آگاهي هاي جنسي قرار مي گيرد و در نتيجه هر اطلاعاتي را که پيدا مي کند جذب مي کند و بسته به اقتضاي سن خود و همچنين شکل خانواده و علايق و مسائل اعتقادي آنها را باور ، جمع بندي و يا مردود و غير عملي مي پندارد . بسته به ميزان قدرت و بزرگي منبعي که آنها را در مي يابد تاثير حرفها در وي تشديد و يا تضعيف مي گردد. اطلاعات صحيح به هيچ وجه به وي نمي رسد و حتي اظهار توجه و يا سوال مستقيم آنها نيز به چشم قره يا جوابهاي پرت و پلا يا کوتاه و مزخرفي که والدين به خاطر پنهان کردن ساده ترين و کلي ترين اصل زيست شناسي از فرزند انجام مي دهند ، ختم مي گردد. کودک ناچاراٌ زير فيلتر اطلاعاتي چيزهايي را دنبال مي کند و مي خواند . چيزهايي که مسلماٌ تحت اين شرايط مي تواند بسيار غير واقعي تر از حقيقت باشد . از سوي ديگر چون اين اعمال غير معمول همواره بشدت مورد شماتت قرار گرفته کلاٌ اين قبيل کارها شکل قابل ارائه اي ندارند . حال با نفوذ تربيت هاي اخلاقي و چيزهاي ديگر هيولايي از مشکل براي فرد ترسيم مي گردد که حذف آن از مغز غير ممکن است . هميشه گاهي در بحث ها از افراد مي پرسم آيا حاضريد در يک دشت ، در شب ، در زير باران و رعد و برق خود ارضايي کنيد؟ افراد ترجيحاٌ بخاطر اينکه فکر مي کنند ، اين يک کار کثيف و غير اخلاقي است ، احتمالي از مجازات و اصابت يک صاعقه آسماني را نيز در ذهن خود بررسي مي کنند!! در حاليکه همه گزينه ها اصلاٌ هيچ ربطي به هم ندارند که بخواهند دلايل هم تلقي گردند! افراد همواره هر چيزي که صورت مشخصي ندارد را با درستي و نادرستي مقايسه مي کنند و طبيعتاٌ اين مسئله با خوب و بد و عذاب و پاداش نيز جوش مي خورد و نتيجه معلوم است!

احساس گناه ، اينکه من با ديگران فرق دارم ، حس اينکه فرد از خودش بدش بيايد ، اينکه خود را ضعيف احساس کند و همه جور حس نا مربوط ديگري به وي هجوم خواهد آورد و روحيه نرم آدميزاد را همچون سيلابي از نابسامانيها مورد تاخت و تاز قرار مي دهد .. پس به اعتقاد من اثرات مخرب رواني که اکنون افراد ممکن است در خودارضايي بيايند تنها و تنها به تصاويري که فرد در ذهنش از هستي خود کشيده بر ميگردد و کلاٌ موردي فيزيکي نيست . اين اشکالات در حقيقت درست است که منطبق بر خود ارضايي مي باشد اما قائم به آن نيست و دليل نمي شود که خود ارضايي را دليل تشکيل آن بدانيم . اما چه مي توان کرد که فعلاٌ فرد تحت تاثير اين افکار دچار چنين تخيلاتي مي گردد . به هر جهت گريزي از آن بخاطر نحوه رشد انسان نيست اما حداقل مي توان فعلاٌ در اولين قدم چنين احساس هاي بي مورد و مخربي را از خود دور کرد

مسائل فيزيکي.

اينکه خود ارضايي شديداًٌ براي بدن مضر است! و حالا سوال اين است که آيا پرخوري براي بدن بيشتر از خود ارضايي ضرر ندارد؟ انواع اقسام داروهاي شيميايي که ورزشکاران و بدنسازان عزيز مصرف مي کنند کمتر از خود ارضايي ضرر دارد؟ آيا سرسري گرفتن درمان سرماخوردگي ساده اي که مي تواند عفوني گردد و قلب را نابود کند از خودارضايي کمتر صدمه ميزند؟ آيا کلاٌ فقط خود ارضايي است که اينچنين وحشتناک و نابخشودني مورد شماتت قرار مي گيرد ؟

آيا بخاطر تحريمهاي آگاهي هاي جنسي ما کمي در موارد مربوط به سکس بي رحمانه و عجولانه قضاوت نمي کنيم؟ مسئله اينجاست که هر چيزي که خارج از مسير طبيعي آن رفتار شود مي تواند به شما آسيب برساند . حتماٌ بارها و بارها انگشت خود را بخاطر تيغ صورت تراشي زخمي کرده ايد. حال راه بيفتيم کتاب بنويسيم که تيغ چيز بدي است! بدن آقايان بصورت طبيعي بعد از دوران بلوغ شروع به ساختن اسپرم مي کند . اين اسپرم بايد بصورتي از بدن خارج گردد و در بدن باقي نماند . چون اسپرم مناسب براي توليد بچه به اصطلاح بايد ناقص نباشد . اين مخزن اسپرم در مردان بطور مرتب بايد جايگزين گردد تا در لحظه مقتضي بهترين فرآورده را از خود خارج نمايد . اسپرم بعد از اينکه به اصطلاح تاريخ مصرفش با طل گرديد به رنگ زرد و يا تا حدي قهوه‌اي در مي آيد . غليظتر مي شود و اکنون زمان خارج شدن آن فرا رسيده . بطور اتوماتيک بدن زمان اينکار را حدس زده و در طول شب و در هنگام خواب آن را خالي مي کند .( اينکه بعضيها کم اين مورد را داريد و يا نداريد به ميزان تستسترون توليدي بدنتون ، فعاليت ، تغذيه ، تحريکات و هزارتا چيز ديگه ربط داره و بيماري نيست . چرا در خواب جواب قطعي نيست ولي بهترين جواب موجود اينه که بخاطر اينکه انرژي کمتري بسوزونيد وکالري حروم نکنيد . )

در دختران اسپرمي توليد نمي شود اما در اثر تحريکاتي که ممکن است به هر دليلي بشوند ، خون بطور مداوم به جهاز جنسي آنها هجوم مياره و در نتيجه بدن آنها مدام تحت آماده شدن براي رابطه جنسي قرار مي گيره و هي ترشحات مربوطه رو انجام ميده . اين ميزان تحريک به بالاتر بودن سن، آمادگي بدن براي ازدواج و سکس ، تحريکات بلوغي (که من برخلاف همه افرادبلوغ فيزيکي دختران را ? مرحله اي مي دانم . ? مرحله در ? سالگي براي تکميل پروسه فيزيکي جنسيتي و مرحله دوم و پاياني آنها در حدود ?? تا ?? سالگي براي شکل گيري جنسيت) ارتباط مستقيم دارد . به هر جهت برا ي خروج اين مواد ترشح شده و بدون استفاده مانده دختران از عروق و عادات ماهيانه کمک مي گيرند که آقايان چنين امکاني ندارند . براي همين دختران نياز به تخليه در خواب ندارند . اگرچه اين اتفاق بندرت و با فواصل طولاني گاهي بدلايل اختلالاتي که در موارد ياد شده گفته شد نيز، براي آنها اتفاق مي افتد و آنها هم قابليت تخليه در خواب را دارند .

اعتياد به خود ارضايي :

حال اگر خودارضايي در فرد خارج از کنترل گردد و مثل بعضي افراد مدام مشغول انجام اين عمل باشيد ، مسلماٌ اين سيکل محاسبه شده توسط بدن به هم خواهد خورد. آسيبهايي که بشما ميزند بخاطر عدم دريافت کالري و از سوي ديگر سوزاندن کالري ذخيره شده بدن ، مي تواند شديد باشد . لاغري و حتي چاقي مزمن براي شما به ارمغان بياورد . يا کلاٌ هر اختلالي را در بدن شما توليد کند . به اندامهاي تناسلي ضربه وارد کند . آنها را تحليل ببخشد . خروج مني در آقايان و عدم ادرار و در نتيجه باقي ماندن بخشي در لوله خروجي آلت باعث عفونت در دراز مدت گردد . تخليه عروقي بدن و شدت گرمايي بالاي آن در صورتي که شستشو را رعايت نکنيد مي تواند باعث ناراحتي هاي پوستي گردد . مسئله زود انزالي را براي شما به ارمغان بياورد که توضيح لازمه آن را اينجا دادم . مي توانيد مطالعه کنيد . به پروستات شما ضربه بزند . دچار ضعف بدني گرديد . (ضعف بدني بخاطر کالري سوخته شده) و کالري لازمه به سلولهاي ضعيف و حساس از قبيل آنهايي که در چشم وجود دارند نمي رسد و به آنها آسيب برساند . بسادگي دچار دردهاي کمر گرديد . فاصله بين مهره ها را از ماده لازمه و نرم کننده خالي کنيد از طرف ديگر سکس امري رواني و لازم براي شرکت تمام اعضاي بدن ميباشد: در خود ارضايي بطور مثال بخش لامسه چندان مورد توجه قرار نمي گيرد . در نتيجه نمي تواند به هيچ عنوان جايگزين سکس گردد . اشکال اين مسئله اين است که زماني که تمام اعضاي بدن شما ( مثل زمان سکس ) مورد تخليه قرار نگيرد ، شما آنها را تشنه کرديد و به آن پاسخ نداديد! مانند آب شور به فرد تشنه . در نتيجه تخليه شده ايد اما کامل خير! در مواقع بحراني از تحريک تخليه به اين صورت همانطور که در قسمت بالا مقاله گفتم داراي مزايا مي باشد اما در حالت معمول که فرد از روي بيکاري يا يک تحريک قابل کنترل و يا هر مورد ديگري ، بي جهت بدن خود را فعال مي کند، باعث مي گردد که ااقدام به انجام به اين عمل را بالا ببرد و در روز به چندين دفعه برساند . در نتيجه آسيبها کاملاٌ تشديد شده و مشخص است .

[لينک ها فقط براي اعضا قابل نمايش هستند. براي عضويت کليک کنيد]

 

پيامدهاي خودارضايي که بصورت اعتياد و بيش از حد باشد:

 

?. مرحله مشكل ساز (Problematic)

در افرادي كه مدتي است گرفتار خودارضايي بيمارگونه و به شکل اعتياد شده اند(روزانه بيش از ?تا ?بار) ، زودرس ترين عوارض ناشي‏از خودارضايي بسيار زياد عبارت است از:

الف. خستگي و كوفتگي (Fatigues/Tiredness

ب. عدم تمركز حواس (Lack of concentration

ج. ضعف حافظه (Poor memory

د. استرس و اضطراب (Stress/Anxiety).

 

?. مرحله گرفتاري شديد (Severe)

بروز علايم زير در فرد گرفتار، نشان دهنده آن است كه شدت ابتلاي وي يا مدت آن بيش از مرحله اول است و فرد حتي در روز ? تا ? بار استمناء مي کند و در نتيجه عوارض شديدتري ظاهر شده است:

الف. خستگي و كوفتگي (Fatigues/Tiredness

ب. نوسان خلق يا تغييرات سريع خلقي (Mood swings

ج. حساسيت بيش از حد و زودرنجي ( Irritability

د. كمردرد (Lower back pain

ه. نازك شدن موها (Thinning hair

و. ناتواني جنسي زودرس در جواني (Youth impotence

ز. بي‏خوابي يا بدخوابي و مشكلات مشابه (Insomnia/Sleep problem).

[لينک ها فقط براي اعضا قابل نمايش هستند. براي عضويت کليک کنيد]

 

?. مرحله گرفتاري بسيار شديد يا حالت اعتياد (Addictive)

بروز علايم زير در فرد گرفتار، نشان دهنده آن است كه شدت ابتلاي وي يا مدت آن بيش از مرحله دوم است و فرد حتي در روز ? بار استمناء مي کند و در نتيجه عوارض بسيار شديدتري ظاهر شده است:

الف. خستگي و كوفتگي (Fatigues/Tiredness

ب. ريزش شديد موها (Severe hair loss

ج. تارشدن ديد چشم‏ها (Blurred vision

د. وز وز گوش (Buzzing in the ears

ه. انزال زودرس و غيرارادي يا خروج مني به صورت قطره قطره ( prematurelyEjaculation

و. درد كشاله ران و ناحيه تناسلي (Groin/Testicular pain

ز. دردهاي قولنجي در ناحيه لگن و استخوان دنبالچه ( the pelvic cavity or tail bonePain or cramps in).

 

در دانش پزشكي، روند پيدايش علايم يك بيماري و چگونگي بروز عوارض و نشانه‏هاي كلينيكي، در شناخت هر چه بيشتر يك بيماري بسيار مهم است و مي‏تواند پزشك را در تشخيص و درمان بهتر بيماري و مريض را در پيشگيري كمك كند. به اين دليل مناسب است درباره نحوه پيدايش برخي از عوارض خود ارضايي كه در به آن اشاره شد بيشتر به آن توضيح داده شود تا خواننده عزيز با روند پيدايش اين عوارض، يا به اصطلاح پاتوفيزيولوژي (Pathophysiology) آن آشنا شود.

?. خستگي و كوفتگي:

انقباض شديد و يك مرتبه تمام عضلات بدن در جريان انزال (ارگاسم يا اوج لذت جنسي)، باعث مصرف سريع مواد غذايي ذخيره شده در عضلات و به طور عمده كاهش گليكوژن (ماده اصلي لازم براي توليد انرژي عضلاني) مي‏شود. خستگي عضلاني تقريبا با سرعت تهي شدن عضلات از گليكوژن رابطه مستقيم دارد و هرچه اين سرعت بيشتر باشد، خستگي بيشتر است .در خودارضاييبسيار زياد و بيمار گونه، به علت انقباض‏هاي مكرر عضلات بدن، ذخاير گليكوژن عضلات به سرعت تمام مي‏شود و خستگي و كوفتگي هميشه از عوارض بديهي آن است.

[لينک ها فقط براي اعضا قابل نمايش هستند. براي عضويت کليک کنيد]

?. ريزش مو:

خودارضايي شديد و بيمارگونه به تدريج با تغييرات هورموني و شيميايي كه در بدن ايجاد مي‏كند، باعث افزايش هورمون جنسي مردانه؛ يعني، تستوسترون به دي هيدرو تستوسترون (DHT=Dihydrotestosterone) مي‏شود كه از عواقب بالا بودن ماده DHTدر خون، ريزش موها و تاسي و بزرگ شدن پروستات و عوارض ناشي از آن در پيري است.

?. خود ارضايي مكرر و بيمار گونه و اعتيادي باعث تحريك بيش از حد سيستم عصبي پاراسمپاتيك و افزايش تخليه اَسِتيل كولين (Acetyle Choline) از انتهاي اين رشته ها در مغز مي‏گردد كه اين خود باعث پاره‏اي از عوارض جسماني و رواني، چون حواس‏پرتي (Absentmilndedness)، كمي حافظه (Memory)، عدم تمركز حواس، سياهي رفتن چشم و در نهايت تاري ديد مي‏شود. تمام اين علامت‏ها ناشي از تغيير تعادل ميزان مواد شيميايي موجود در مغز است كه بين سلول‏هاي عصبي رد و بدل مي‏شود و انتقال پيام‏هاي مختلف را بر عهده دارد.

برخي نيز بر اين عقيده‏اند كه علت بروز اختلالات مغزي (مانند حواس پرتي، عدم تمركز حواس و كاهش حافظه) ناشي از ظرفيت عظيمي از انرژي بدن است كه در انزال هاي مکرر در يک روز ، تخليه شده و هدر مي‏رود؛ زيرا مايع مني حاوي مقدار بسيار زيادي DNA (هسته ???-???، اسپرمي كه در هر انزال خارج مي‏شود)، RNA آنزيم‏ها، پروتئين‏ها، مواد قندي، لسيتين (Lecithin)، كلسيم، فسفر، نمك‏هاي بيولوژيك، تستوسترون و… است. اين ذخاير عظيم انرژي - كه بايد در بدن براي رشد و تقويت بخش‏هاي مختلف مورد استفاده قرار گيرد - بيهوده و به طور مكرر از بدن خارج مي‏شود و هر كدام عوارضي را به دنبال مي‏آورند.

براي مثال از آنجا كه سلول‏هاي خوني و پلاكت‏ها در مغز استخوان‏ها توليد مي‏شود و به تكامل نهايي مي‏رسد و براي توليد آنها نيز انرژي بسيار زيادي مورد نياز است؛ در افراد گرفتار خودارضايي، تكامل مغز استخوان و در نتيجه توليد سلول‏هاي خوني با مشكل مواجه شده و منشأ كم خوني، ضعف و خستگي در اين افراد است. نيز دفع فسفر و ليستين بيش از حد از طريق انزال‏هاي مكرر، باعث كاهش ذخاير اين مواد مي‏شود كه مواد حياتي براي سلامتي سلول‏هاي عصبي هستند و در نتيجه اختلال عملكرد سيستم عصبي، مانند حواس پرتي، عدم تمركز حواس و… بروز خواهد كرد.

آسيب‏هاي روحي و رواني‏

ضعف حافظه و حواس‏پرتي، اضطراب، منزوي شدن و گوشه‏گيري، افسردگي، بي‏نشاطي و لذت نبردن از زندگي، پرخاشگري، بداخلاقي و تندخويي، كسالت دائمي و ضعف اراده، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه و عذاب وجدان بروندادهاي رواني و روحي خودارضايي بيمارگونه و به شکل اعتيادي است. شرح پاره‏اي از اين موارد در مباحث گذشته روشن شد.

آسيب‏هاي اجتماعي‏ :

ناسازگاري خانوادگي، بي‏ميل شدن به همسر و ازدواج ، ناتواني در ارتباط با جنس مخالف و همسر(استمناء بعد از ازدواج )، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزّت، پاكي، شرافت و جايگاه اجتماعي، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگي مشترك‏ جهت آگاهي بيشتر

[لينک ها فقط براي اعضا قابل نمايش هستند. براي عضويت کليک کنيد]

راه‏هاي درمان‏ براي اعتياد به خود ارضايي بيمار گونه :

?. نخستين گام براي درمان خود ارضايي بيمار گونه، اعتقاد و ايمان به درمان‏پذيري آن و دوري از يأس و نااميدي است. اما رسيدن به نتيجه و ايجاد هرگونه تغيير و دگرگوني نيازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحيح و به كارگيري دقيق دستورها است. البته ترك اعتياد و عادتِ نامطلوب، در زمانِ كوتاه بدون راهنماي كارآزموده و دلسوز، امكان ندارد. از همه اينها مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش كليدي و محوري را ايفا مي‏كند. درمان و چاره جويي بايد منطبق بر خواست فرد باشد؛ زيرا تا وقتي كه او نخواهد، مي‏توان با قاطعيت گفت كه درمان نخواهد شد.

بنابراين بيمار اگر بخواهد، مي‏تواند بر بيماري اش غلبه كند و جمله معروف «خواستن توانستن است»، عين حقيقت است. اراده همچون نهالي است كه بايد آن را پرورش داد تا به مرحله خودشكوفايي و ثمردهي برسد؛ به عبارت ديگر، اراده تقويت شدني و پرورش يافتني است و راه پرورش و تقويت آن اين است كه برخلاف ميل خود، اندك اندك به مقابله با ايک اعتياد برخيزد تا پس از مدتي لذت توانستن را بچشد

?. تلاش براي تقويت اراده از گام‏هاي مهم در امر بهبود است. نگوييد اراده از ما سلب شده است! ممكن است اراده انسان ضعيف شود؛ ولي هيچ گاه از بين نمي‏رود. نشانه اينكه هنوز اراده باقي است، اين است كه شخص اين عمل را در حضور ديگران و در هر شرايطي انجام نمي‏دهد. براي تقويت اراده، راه‏هاي زيادي پيشنهاد شده كه از جمله آنها تلقين به خود است‏

ويكتور پوشه - روان شناسِ فرانسوي - مي‏گويد: افراد مبتلا به اين استمناء بيمار گونه و اعتيادي ، هر روز به دفعات مختلف با تمركز فكر به خود بگويند: «من به خوبي قادرم اين اعتياد را از خود دور كنم، من قادرم». تكرار اين عبارت ساده، اثر عجيبي در تقويت اراده و روحيه دارد.

[لينک ها فقط براي اعضا قابل نمايش هستند. براي عضويت کليک کنيد]

پل ژاگو بر آن است كه: «تلقين، قبل از خواب نيز مؤثر است»

?. سعي شود شكم به هنگام خواب، بيش از حد معمول پر نباشد.

?. از پوشيدن لباس‏هاي تنگ و چسبان اجتناب گردد.

?. از نگاه كردن به مناظر، فيلم‏ها و تصاوير تحريك كننده، خودداري شود

?. از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسي و حتي شوخي‏هاي تحريك‏كننده و فكر كردن در اين امور، دوري شود.

?. از خوردن مواد غذايي محرك، مانند خرما، پياز، فلفل، تخم‏مرغ، گوشت قرمز و غذاهاي پرچرب - اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا شود.

?. قبل از خواب مثانه تخليه شود.

?. از نوشيدن افراط گونه آب و مايعات پرهيز شود (به خصوص شب‏ها و قبل از خوابيدن).

??. از دست‏ورزي با اندام جنسي، بايد اجتناب نمود و در هيچ شرايطي، نبايد دست‏ورزي كرد!

??. هرگز نبايد به رو خوابيد.

??. به منظور تخليه انرژي - زايد بدن، به طور منظم و زياد بايد ورزش كرد.

??. براي اوقات فراغت خود، برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه، ورزش، زيارت، عبادت و … پر كند.

??.سعي کنيد کمتر در مكاني خلوت و تنها و دور از نظر ديگران باشيد.

??. هرگاه مورد هجوم افكار جنسي واقع شديد، بايد بلافاصله از مكان خلوت و دور از نظر ديگران خارج شود و خود را به كاري سرگرم كند. در اين زمينه گفت و گو با دوستان، مشاركت در برنامه هاي جمعي بسيار مفيد است.

کودکان خیابانی

  مقدمه يكي از آسيب هاي جدي كه جامعة‌ ما را تهديد مي كند گسترش روزافزون كودكان خياباني است كه به دلايل گوناگون بخشي يا همة‌اوقات خود را در خيابان ها سپري و عمدتاً  از طريق تكدي ، بزهكاري و شغل هاي كاذب و فصلي امار معاش مي كنند . گرچه آمار دقيقي از تعداد اين كودكان در دسترس نيست ، آماري كه براساس جمع آوري بخشي از اين كودكان تهيه شده بيانگر اهميت و عمق اين فاجعة عظيم ملي است كه صرف نظر از مشكلات و مسائلي كه در حال حاضر ايجاد مي كند ، پيامدهاي ناگوارتري در آينده اي نه چندان دور براي جامعه در پي خواهد داشت. طبق آمار رسمي فقط در سال 78 و نيمة‌ اول سال 79 حدود 7 هزار كودك خياباني را يكي از مراكز جمع آوري اين كودكان پذيرفته و نگهداري كرده است ، كودكاني كه از يك روز تا شش سال را در خيابان ها سپري كرده اند و حداقل سن آن ها 3 سال بوده است .                       طبقه بندي كودكان خياباني : كودكان خياباني را از جهات گوناگون مي توان طبقه بندي كرد : الف : وضعيت سرپرستي 1.            كودكان داراي خانوادة‌كامل ( پدرو مادر ) 2.            كودكان تك سرپرست تحت تكفل پدر 3.            كودكان تك سرپرست تحت تكفل مادر 4.            كودكان تك سرپرست تحت تكفل پدر داراي نامادري 5.            كودكان تك سرپرست تحت تكفل مادر داراي ناپدري 6.            كودكان بي سرپرست داراي قيم 7.            كودكان بي سرپرست فاقد قيم 8.            كودكان بد سرپرست   در طبقه بندي فوق هر كدام از گروه ها تعاريف خاص خود را دارند و علل خياباني شدن آن قابل بررسي است . درگروه 1- عواملي همچون نبود ارتباط منطقي و عاطفي بين كودكان و والدين مؤثرند : -       جمعيت زياد خانوار ( نكتة قابل توجه : ميانگين جمعيت خانوار در كشور 6/4 نفر است ؛ لكن بررسي هاي انجام شده بيانگر آن است كه ميانگين جمعيت د ربين كودكان خياباني 6/7 نفر ، حداقل 4 نفر و حداكثر 21 نفر است ) . -                فقر عاطفي موجود در خانواده -                تعداد زوجات پدر -                ترس از تنبيه و مجازات به دست بزرگ ترها به دليل انجام دادن عمل ضداجتماعي و اخلاقي -                مشكل درسي -                داشتن نقص عضو و مورد استهزا و تمسخر قرارگرفتن توسط ساير افراد خانواده -                تجديد يا مردود شدن در دروس -       فشار خانواده و اعمال نگرش هاي متعصبانه در قبول آن چه در بين طوايف و اقوام رسم و سنت ناميده مي شود -                عدم آستانة مقاومت كودكان در برابر اين فشارها -                اعتياد يكي از والدين -                تمايل به استقلال فردي و تلاش براي اشتغال -                و …   در گروه كودكان تك سرپرست تحت تكفل پدر يا مادر ، 30% از كودكان علت تك سرپرستي شان فوت يكي از والدين به علت هاي گوناگون بوده است كه شوك ناشي از خلا ايجاد شده به خودي خود موجب تغيير رفتار كودك در آستانة‌ رشد مي شود در اين گروه عواملي همچون : -                عدم تسلط سرپرست به هدايت و حمايت كودك -                فقر اقتصادي -                فشار رواني ناشي از بروز پديدة  طلاق و خلأ ايجاد شده -                همسر گزيني سريع و بدون مطالعه و مشورت سرپرست -       عواملي همچون بدرفتاري و از سوي ديگر وجود بدبيني در اجتماع نسبت به ناپدري و نامادري كه خود موجب تشديد بحرانهاي رفتاري مي شود . در گروه كودكان تحت تكفل پدر داراي نامادري ، فشارهاي مضاعف سرپرستان سببي يا نسبي داراي حق حضانت ،‌احساس حقارت كودك در جمع شبه خانواة‌ موجود ، همچنين فاش شدن راز كودك در بين اهالي محل و گروه همسالان و تشديد احساس حقارت موجود ، موجب خانه گريزي و خياباني شدن كود ك مي شود . همچنين كودكان فاقد قيم كه بر اثر داشتن نابهنجاريهاي موروثي و همچنين عدم شناخت اين نابهنجاري هاتوسط متوليان امور سرپرستي كودكان ، همچون مراكز شبانه روزي و تقابل و برخورد معترضانه همراه با اعمال تنبيهات گوناگون نيز موجب گريز اين كودكان از مراكز ياد شده است .   ب. طبقه بندي از حيث نوع زندگي خياباني  1. كاسبان خياباني : اين گروه به دسته هاي زير تقسيم مي شود : 1-1-                 شاغل در مراكز خدماتي ( پادويي ) 1-2-                 دستفروشان 1-3-                 دوره گردها 1-4-                 واكسي ها 2. گروه ولگردان 3. گروه تلكه گيران 4. بزهكاران . اين گروه به دسته هاي زير تقسيم مي شود : 4-1- حضور در گروه هاي بزهكاري سارقان اعم از شب روها ، جيب برها ، خانه روها ، دخل زن ها ،                 كيف قاپ ها و … 4-2- حضور در گروه هاي بزهكاري توزيع كنندة مواد مخدر كه بيش از 60% اين گروه حين فعاليت به مصرف مواد نيز آلوده مي شوند . 4-3- حضور در گروه هاي ضداخلاقي كه در تعميم و اشاعة‌ فحشاء  و سوء استفاده هاي جنسي از كودكان فعاليت دارند . 4-4- حضور در باندهاي حمل و جابه جايي مواد مخدر كه معمولاً  به عنوان طعمه و انباري ( جاسازي جنس ) در بدن كودك مورد استفاده قرار مي گيرد . 5. حضور در باندهاي سوإ استفاده كنندة‌ سودجو و فرصت طلب كه معمولاً  اين باندها همه نوع سوء استفاده از كودكان را به عمل مي آورند . 6. متكديان شامل : 6-1- تكدي فردي به شيوة‌ تحريك احساسات عاطفي مردم 6-2- تكدي گروهي به شيوه هاي گوناگون كه توسط افراد حرفه اي آموزش داده مي شوند .   ج . طبقه بندي كودكان از لحاظ وضعيت سكونت خياباني 1. كارتن خوابها : اين گروه يا به صورت انفرادي و يا به صورت گروهي معمولاً  در پارك ها ، كناره هاي ميدان ها ، همچنين در نقاط كور و غير قابل رؤيت محلات با زير انداز كارتن نياز خود را برطرف مي كنند . گروه هاي داراي اسباب و پتو سرويس خواب خود را د رداخل بشكه يا سطل زباله درگوشه اي از پارك ها مخفي مي كنند و اموال سرقتي خود را لاله لاي گياهان و درختان و زير پل هاجاسازي مي كنند .     2.اتوبوس خواب و قطارخواب : اتوبوس خواب ها و قطار خواب ها با تهية  بليط وگاه با التماس و خواهش از رانندة‌ اتوبوس يا نگهبان قطار و يا قاچاق سورا قطار مي شوند و نياز به خواب خود را تأمين مي كنند . در بسياري از موارد با جيب بري و سرقت اموال نيازهاي خود را برطرف مي كنند . در يك بررسي كه به صورت سرشماري و پرسش و پاسخ از كاركنان قطار و كودكان قطار خواب صورت گرفته به طور متوسط در هر قطار 20 كودك زير 16 سال به تنهايي مسافرت مي كنند كه حداقل يك چهارم آنها قطار خواب هستند . برخي قطار خوابها با كاركنان قطار . « بوفه داران » ، طرح دوستي مي ريزند و گاه در انجام دادن وظايف مربوط آنان را ياري مي كنند . 3. هتل خوابها : اصطلاح يا عبارت هتل خواب به گروهي اطلاق مي شود كه نسبت به كارتن خواب ها و اتوبوس خواب ها وضعيت مطلوب تري دارند و حداقل تا زمان به دام قانون افتادن و گرفتار زندان شدن با برنامه حركت مي كنند . اين گروه ها در خانه هاي مجردي و يا ساختمان هاي قديمي بلاصاحب در محلات قديمي دراراي طرح ، سكونت دارند . قسمت هايي از دروازه ري ، شوش ،‌مولوي از جملة اين محلات هستند . اعضاي گروه لوازم مورد نياز زندگي را به تناسب ازميان لوازم سرقت شده از خانه ها و مغازه ها تأمين مي كنند . ازويژگي هاي اين گروه داشتن نظم خاص وبرنامة‌مراقبتي است كه تا نسبت به آستانة  مقاومت فرد اعتماد نيابند ، او را نامحرم پنداشته و بين خود راه نمي دهند و درميان اين گروه فداكاري ، مروت ، مردانگي ، شهامت و مرام خواهي تعريف خاص خود را دارد ؛ به نحوي كه هيچ يك از اعضا نمي تواند نسبت به اعمال نابهنجار و خواست نامشروع طرف ديگر اعتراض نمايد . قاعدة  بازي را رئيس گروه كه از عناوين خشن برخوردار است تعيين مي كند و بقيه ( نوچه ها ) از او تبعيت مي كنند . پيمان خوني برادري( دونفره با تيزي – تيغ و يا چاقو – قسمتي از ساعد دست را خراش داده و براي لحظاتي قسمت خراش خورده را روي هم قرار مي دهند و بدين وسيله پيمان برادري – خوني مي بندند ) اين نوع عهد و پيمان از مقدمات پيوستن به اين گروه هاست و كسي كه چنين پيماني بست هرگز به ديگري خيانت نخواهد كرد و افرادي كه پشيمان شوند و قصد جدايي از گروه را داشته باشند لزوماً‌ بايد تاوان سنگيني را بپردازند . انجام دادن اعمال مجرمانه و عمل قبيح جنسي در بين افراد اين گروه فاقد قباحت بوده و جزئي از روند عادي زندگي آنان است . د: گروه هاي سني كودكان خياباني 1.            گروه سني زير 10 سال اين گروه توسط باندهاي مختلف درامورتكدي و گاهي نيز در امر حمل مواد مخدر و بعضاً‌ به عنوان عامل پوششي در امر فحشا مورد سوء استفاده قرار مي گيرند . 2.            گروه 10 تا 15 سال اين گروه با روند رشد جسماني و قرار گرفتن د رآستانة‌ بلوغ رفته رفته از گروه هاي قبلي جدا مي شوند و به دامن ساير گروه ها كه آزادي عمل بيشتري دارند پناهنده مي شوند . 3.            گروه سني بالاي 15 سال اين گروه پس از كسب تجربه در دامن گروه هاي سوء‌استفاده كنندة‌ اول و دوم رفته رفته با احساس استقلال طلبي از گروه هاي جدا مي شوند و به خودي خود به فعاليت مستقلانه مي پردازند و ياخود تشكيل باندو گروه جديدي را مي دهند . تشكيل باند و گرفتن القاب از سوي ديگران براي كودكان يك نوع موفقيت محسوب مي شود . خالكوبي ، خودزني ، وجود جاي زخم هاي ناشي از تيغه چاقو در بدن و يا اعمال خارق العاده و كسب موفقيت در عمليات ضد اجتماعي از مقدمات كسب القاب آمريكايي ، تايلندي ، تايسون ، قرقي ، سوخته ، پلنگ ، خوش دست ، تردست ، ريزه ، طوفان است . همچنين به گروهي از كودكان داشته اند ، القابي مثل قلمبه ، چمباتمه ،پاگنده داده مي شود و گاه اين القاب با عبارات مستهجن همراه است. پديدة‌ كودكان خياباني پيش از آن كه ناشي از خانوادة ناسالم و تربيت ناهنجار باشد متأثر از ساخت بيمارگونة‌ جامعه است . زيرا اثرات منفي تحولات سريع و نظام نيافته اجتماعي – اقتصادي در مرحلة  اول گريبانگير نهادهاي اجتماعي است كه خانواده كوچك ترين واحد آن است و سپس از طريق خانواده به فرد منتقل مي شود.   وضعيت كودكان خياباني در ايران و جهان در پيمان جهاني حقوق كودك كه نمايندگان 191 كشور جهان در مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سال 1988  آن را پذيرفته اند و ايران نيز در سال 1373 به صورت مشروط آن را پذيرفته ، كودك كسي است كه كمتر از 18 سال داشته باشد ، مگر اين كه بر اساس قانون ملي قابل اعمال سن قانوني كمتر تعيين شده باشد ( پيمان جهاني حقوق كودك ، 1989 ). بدين خاطر مي توان گفت ، « كودكان خياباني »  معمولاً  به كودكان و نوجوانان زير 18 سال كه به طرق گوناگون در خيابان ها مشغول زندگي هستند گفته مي شود .تعداد تخميني كودكان و نوجوانان خياباني در جهان از 30 تا 170 ميليون نفر در نوسان است . بر اساس نتايج آماري ديگي در اين خصوص در حال حاضر 100 ميليون كودك خياباني در جهان وجود دارد كه نيمي از آن ها دركشورهاي آمريكاي لاتين و بقيه عمدتاً‌ در كشورهاي آفريقايي و آسيايي به سر مي برند . تنها در آنكارا  و استانبول دو شهر تركيه نزديك به 10 هزار كودك خياباني وجود دارد و د ركنيا اين ميزان در حدود  160هزار نفر است ( زارع ، 1377). طبق تعريف يونيسف ، واژة‌ كودك خياباني به كلية  افراد زير 18 سال اطلاق مي شود كه د رخيابان ها از طريق گدايي ، بزهكاري و اشتغال به شغل هاي كاذب فصلي ادامة‌ زندگي مي دهند و بسياري از آنان بي سرپناه نيز محسوب مي شوند ، يعني خانه اي براي سكونت ، خواب و نظافت ندارند .( يونيسف ) گرچه آمار نسبتاً‌ دقيقي از تعداد كودكان خياباني در دسترس نيست ، گزارش هاي موجود حكايت از افزايش نسبي اين معضل اجتماعي در جهان دارد . نبود امكان دستيابي به تعداد دقيق كودكان خياباني عمدتاً  به دليل زندگي پنهاني ، جابه جايي آنان و متغير بودن تعداد آنان در زمان هاي گوناگون است . در ايران نيز متأسفانه آمار دقيقي در دست نيست ، لكن بنابه گزارش هاي غير رسمي فقط در تهران برآورد شده كه 20هزار كودك خياباني با سرپرست يا بدون سرپرست زندگي مي كنند (رسالت ، 14/7/80). به طور كلي ، يونيسف كودكان خياباني را به دو دسته طبقه بندي مي كند : دستة‌ اول كودكان و نوجواناني كه غالباً‌ در طول روز مشغول به كارند و شب ها نزد خانواده هايشان بر مي گردند . اين كودكان و نوجوانان ممكن است از خدمات و امكانات اجتماعي مانند مدرسه ، كليسا و ارتباط با گروه هاي ديگر اجتماعي نيز بهره مند باشند ، دستة دوم كودكان و نوجواناني كه هم در خيابان ها كار مي كنند و هم احتمالاً  ارتباطاتي با خانواده شان دارند . براساس برآوردها 75% از كودكان و نوجوانان خياباني از گروه اول و 20% از گروه دوم اند . 5% باقيمانده نيز آن هايي هستند كه معمولاً‌ در خيابان ها به سر مي برند و هيچ گونه ارتباطي با خانواده هايشان ندارند ( سايت اينترنتي كودكان فراري و بي خانمان ) . براين اساس ، در برخي كشورها مانند برزيل جواناني كه در خيابان به سر مي برند 7 ميليون نفر از جمعيت راتشكيل مي دهند ، در هند كودكان بي خانمان را 44 ميليون نفر تخمين زده اند كه البته شامل كودكان كارگر نيز مي شود . درآمريكاي لاتين حدود 40 ميليون نوجوان و جوان رها شده وجود دارند كه بدون هيچ گونه حمايت اجـتماعي در خيابان ها سرگردانند و دست به تشكيل گروه ها و باندهايي مي زنند كه پديد آورنـدة‌ سـاختاري اجــتماعي براي بقـاي فـردي و جـمعي آنان است ( همان ) . دركشور ما نيز مسئلة كودكان خياباني امر جديدي نيست ، لكن افزايش چشمگير آن درسالهاي اخير باعث جلب توجه خاص مسئولان شده است و صرف نظر از منظرة  نامناسبي كه د رشهر ها ايجاد كرده ، تبعاتي دارد و دست هاي پنهان و منفوري كه پشت اين پديده قرار گرفته زندگي و آيندة  اين كودكان و نوجوانان را به طور جدي به مخاطره انداخته است . سازمان تأمين اجتماعي براي تعريف كودكان خياباني معيارهاي خاصي دارد . از نظر اين سازمان كودكان خياباني ، كودكاني 7 تا 15 ساله ، ايراني الاصل ، داراي شغل كاذب و بي بهره از آموزش هستند ( همبستگي ، 20/6/80 ). در حاليكه در بررسي اي كه اخيراً‌ انجام شده از 200 كودك خياباني ، فقط 90 نفر آن ها ايراني  و 110 نفر ديگر مهاجران خارجي بوده اند .ضمن اين كه با توجه به تعريف سازمان تأمين اجتماعي فقط 45 نفر از آن ها كودك خياباني قلمداد مي شوند (همان ) . افزايش كودكان خياباني در سال هاي اخير منحصر به تهران نبوده و درشهرهاي ديگر از جمله شهرهاي زيارتي نيز رخ داده است . تعداد كودكان خياباني در استان خراسان در سال 1380 نسبت به سال 1379 ، 39 درصد افزايش داشته است . طبق همين گزارش 11 درصد كودكان خياباني در اين استان بي سرپرست اند . 34 درصد آن ها به كار اشتغال دارند و 55 درصد آنان به صورت عادي در كنار والدين خود در خيابان ها كار مي كنند Shahrvand.com/655) ). از سوي ديگر ، آمار نشان مي دهد كه پس از تهران به ترتيب مشهد و قم بيشترين تعداد كودكان خياباني را دارد كه علت اصلي آن زيارتي بودن اين شهرهاست . زندگي در خيابان ها مشكلاتي براي كودكان ايجاد مي كند كه از زواياي گوناگون قابل بررسي است . از جملة‌ اين مشكلات مي توان به موارد ذيل اشاره كرد: الف . مشكلات بهداشتي : درميان مشكلات بهداشتي ، سوء‌تغذيه مهم ترين عامل بيماري كودكان خياباني است اين كودكان به دليل محروميت از مواد مغذي و ويتامين ها و ساير ملزومات غذايي عمدتاً  به مشكل سوء تغذيه دچار هستند ( همبستگي ، 20/6/80 ) . پس از آن بيماري هاي مزمن گوارشي است به دليل استفاده از مواد غذايي ناسالم و غير بهداشتي ايجاد مي شود . كودكان خياباني به بيماري هاي پوستي نيز مبتلامي شوند . شيوع اين بيماريها بيشتر به دليل آلودگي محل زندگي و خواب كودكان است و واگيردار بودن اين بيماريها باعث مي شود كه سايران نيز در معرض ابتلابه آن قرارگيرند . مشكل امرار معاش و نبود امكان دسترسي به مشاغل ثابت كودكان خياباني و بيش از پيش در معرض استثمار شدن و نهايتاً‌ درگير شدن در فعاليتها و موقعيت هاي خطرناك و غيرقانوني قرار مي دهد كه استثمار جنسي ونيز اعتياد به مواد مخدر به منظور ايجاد وابستگي هرچه بيشتر به رهبران گروه هاي قاچاق مواد مخدر از آن جمله است . پيامد اين وابستگي ابتلا به بيماري هاي جنسي به خصوص بيماري ايدز و قرارگيري در معرض ويروس HIV  است . شايان ذكر است كه معمولاً 15 درصد كساني كه در معرض ويروس HIV  قرار مي گيرند به بيماري ايدز مبتلا خواهند شد . استفاده از مواد تزريقي نيز دركنار ساير مواد مخدر نه فقط آن ها را به اعتياد مبتلا مي سازد بلكه احتمال آلودگي آن ها را به ساير بيماري هاي مسري بيشتر مي كند . ب. مشكلات رفتاري و اخلاقي : يادگيري فرهنگ خشن خياباني از ويژگي هاي رفتاري و اخلاقي كودكان خياباني است كه باعث مي شود به دليل نقصان در فرآيندهاي جامعه پذيري و فرهنگ پذيري نمي توانند رفتاري همسان ساير گروه هاي سني خود داشته باشند . قطعاً‌ كودكاني كه در محيط خانوادگي ناسالم و بيمار رشد مي كنند و بيشتر وقت خود را در خيابان هاو ميادين درميان افراد بزهكار و مجرم مي گذرانند نمي توانند از تربيت صحيحي برخوردار شوند و بالطبق درايجاد ارتباط اجتماعي مناسب باديگران نيز ناتوان اند . گروه هاي خياباني فرهنگ خاص درون گروهي دارند . استفاده از اصطلاحات خاص و غير متعارف زاييدة‌ همين فرهنگ است . همراهي و همزيستي با بزهكاران و مجرمان در گروه هاي خياباني و زندگي مشترك با آن ها در سرپناه هاي خياباني و حداكثر زندگي در خانواده هايي با مشكلات اقتصادي ،‌از هم گسيختگي و محيطي پرآشوب و بحراني از جمله زمينه هايي است كه بستر مناسب و مساعدي را براي شكل گيري شخصيتي ناسازگار و نامتعادل مهيا مي سازد و در چنين بستري قطعاً  نمي توان به شكل گيري شخصيت سالم اجتماعي اميدوار بود . مشكل كسب درآمد ازسويي وافزايش تعداد كودكان خياباني از سوي ديگر آن ها را به رقابتي هرچه بيشتر با يكديگرترغيب مي كند و اين رقابت تحقير آميز به همراه استفاده از روش هايي براي جلب ترحم ديگران و كسب درآمد بيشتر از سايران وضعيتي رقت انگيز براي آنان به وجود مي آورد . ج . آسيب هاي اجتماعي : بسياري از كودكان خياباني به دليل افتادن در دام قاچاقچيان و خلافكاران مورد سوء استفاده هاي جنسي قرار مي گيرند . اينكودكان كه عمدتاً  منبع درآمد خانواده هستند ممكن است به دلايل گوناگون به دست نيروهاي انتظامي بازداشت شوند كه در اين صورت خانواده هايشان براي رهايي آن ها اقدام مي كنند و با وجود اين پس از آزادي مجدداً‌ خانواده هايشان آن ها را براي ادامة‌ امرار معاش از طريق تكدي و … به خيابانها مي فرستند . در واقع ، گذران زندگي و امرار معاش راهي جز پيوستن به گروههاي تبهكار و قاچاقچي پيش روي اين كودكان قرار نمي دهند . اين كودكان از همان اوايل شروع كا ردر دام گروه هاي قاچاقچي و خالفكار گرفتار مي شوند و تحت آموزش هاي نامناسبي براي استثمار و بهره گيري هاي جنسي قرار مي گيرند كه از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد : -       آموزش كودكان براي استفاده از آن ها در حمل و توزيع مواد مخدر ،‌مشروبات الكلي و مواد غيرقانوني ديگر . -                آموزش كودكان و به كارگيري آنها براي تكدي گري -                آموزش و به كارگيري كودكان براي انواع سرقت ، جيب بري ، كيف زني ، كيف قاپي و … -                بهره كشي و سوء‌استفاده هاي جنسي از آنان -                فروش كودكان براي تجارت اعضاي بدن آنان -       آموزش و به كارگيري در اماكن فساد ، قمارخانه ها ، عشرت كده ها براي خدمات رساني و يا سوؤ‌ استفادة‌ جنسي ؛ ففروش يا اجارة‌ كودكان به منازل مجردي براي بهره كشي جنسي -                به كارگيري در مشاغل دستفروشي و كارهايي از اين قبيل ( مهرجردي ، سال هفتم ، 26 ) د . اشتغال كودكان : درتمامي جوامع كودكان و نوجوانان خياباني براي ادامة‌ زندگي ناگزيرند شغلي درآمدزا بيابند . اين مشاغل عمدتاً‌ موقت و غير رسمي اند و از حمل و نقل زباله ، شستن اتومبيل، مراقبت ازاتومبيل ، سيگار فروشي و … گرفته تا مشاغل غير قانوني ولي درآمدزا مثل فروش مواد مخدر را در برمي گيرد . درمفهوم بين المللي مشاغل كودكان و نوجوانان خياباني رابه دو دسته تقسيم مي كنند كه شامل مشاغل موقت غير رسمي و حرف حاشيه اي غير رسمي مي شود. بخش غير رسمي عبارت است از گروه هاي كوچك خانوادگي و مراكز و خرده فروشاني كه قوانين نيروي كار كودكان را دور مي زنند و يا زير پا مي گذارند كه به مواردي از آن ها اشاره كرديم . كودكان و نوجوانان خياباني بعضاً‌ به دليل دسترسي نداشتن به مشاغل رسمي به اين گونه مشاغل روي مي آورند . ه . آموزش كودكان : كودكان خياباني كمتر به مدرسه مي روند و كمتر به مراحل تحصيلي بالاتر مي رسند . مشكلات خانوادگي و نابساماني زندگي عمدتاً‌ آنانرا از ادامه تحصيل باز مي دارد و اين معضل معمولاً در اولين سالهاي خيابان گردي گريبان گير اين كودكان مي شود . گرچه امكان ادامة‌ تحصيل وياموفقيت آنان با وجود اين مشكلات نيز عملاً  متصور نيست . آمار موجود درخصوص تعداد كودكان واجب التعليمي كه به مدرسه نمي روند بيانگر اين است كه حدود 30 درصد كودكان واجب التعليم در مقطع دورة‌ ابتدايي به مدرسه نرفته اند . اين ميزان در پاكستان 25 ميليون نفر از كودكان را در بر مي گيرد . همچمنين 80 درصد كودكان بنگلادشي ، 31 درصد كودكان مكزيكي و 33 درصد از كودكان پاكستاني در دوره ابتدايي ترك تحصيل كرده اند ( سرور ، شماره 176 ) عوامل مؤثر در گسترش پديدة كودكان خياباني درميان عوامل گوناگوني كه در خصوص گسترش پديده كودكان خياباني مطرح شده مي توان به موارد ذيل اشاره كرد . گرچه برخي از اين موارد درقالب مشكلات خانواده بيان شده ،بايد توجه كنيم كه اين مشكلات محيط خانواده نيز متأثر از اثرات جامعة‌ بزرگتري است . 1.            بدرفتاري پدر و مادر يا پدريا مادر خوانده با كودكان و نوجوانان . 2.      مهاجرت دسته جمعي خانواده ها از روستاها يا شهر هاي كوچك به شهرهاي بزرگ كه موجب آوارگي ، سرگرداني روحي و معنوي اطفال در محيط هاي بزرگ و نامأنوس مي شود . 3.            منطبق نبودن وضع زندگي و عادات و اخلاق روستاييان با تمدن شهري . 4.     افزايش سرسام آور هزينه هاي زندگي خانواده ها درمركز شهرهاي بزرگ و برآورده نشدن نيازهاي اوليه مثل غذا و مسكن و پوشاك . 5.     كمبود فرصت هاي شغلي در جامعه و اشتغال كودكان و نوجوانان به مشاغل كاذبي نظير واكس زدن ، سيگار فروشي ، دستفروشي ، روزنامه فروشي و پاك كردن اتومبيل ها در چهارراه ها . 6.     وجود اختلافات خانوادگي و نبود احساس آرامش و امنيت در محيط خانوادگي .( سامبياتي ، 1379 :157 ) درعين حال بايد توجه كنيم كه براي آگاهي دقيق تر از علل گسترش پديدة  كودكان خياباني بايد به برسي و پژوهشي جدي در اين خصوص همت گماشت .   سياست هاي موجود و نقدي برآن تا كنون ساست هاي متفاوتي در رويارويي با يان پديده اتخاذ شده است . ايجاد خانه هاي سبز براي نگهداري از پسران خياباني و ريحانه براي نگهداري از دختران فراري و خياباني از اين دسته است . اينمركز از نظر سازماني و تشكيلاتي به معاونت اجتماعي شهرداري وابستهاست . ازديگر مراكزي كه در اين خصوص فعاليت دارد مي توان از مركز ساماندهي كودكان و نوجوانان خياباني نام برد كه كانون اصلاح و تربيت احداث كرده است و همچنين مراكز وابسته به سازمان بهزيستي ، كميته امداد ، شهرداري و برخي سازمان هاي خيريه ( غير دولتي ) . يكي زا سياست هايي كه مرداد سال گذشته اجراي آن آغاز شده ، اجراي طرح گستردة‌ ستاد ويژه اي است كه در وزارت كشور مستقر شده و نهادهاي مسئول در آن عضويت دارند . اين طرح با بودجة‌ 19 ميليارد ريالي به صورت خاص براي جمع آوري كودكان خياباني در نظر گرفته شده كه 10 ميليارد آن براي كارهاي تخصيصي و رفع نيازهاي متكديان و كودكان خياباني و 9 ميليارد آن به مننظور تأمين نيازهاي اجرايي اين طرح پيش بيني شده است . هدف از اجراي اين طرح ايجاد اشتغل براي متكديان ، بازپروري افراد ، بازگرداندن آنان به خانواده ، بازپروري غير متمركز ، كارآموزي و حرفه آموزي كودكان خياباني است . براين اساس وزارت كشور افراد جمع آوري شده را در اردوگاه هاي  تعيين شده سكني مي دهد تا پس از طبقه بندي به سازمان هاي مربوط تحويل شوند . سياست هاي در پيش گرفته شده صرفاً  در راستاي بازگرداندن كودكان خياباني به چرخة‌ طبيعي زندگي خانوادگي مؤثر خواهد بود و به عبارتي مسكني است پس از ابتلا به درد . در حاليكه هجوم سيل فزايندة‌ كودكان بي سرپناه به خيابان ها به خصوص در تهران ، مشهد و قم همچنان ادامه دارد . راهكارها همانگونه كه اشاره كرديم يكي از علل ايجاد مسائل اجتماعي بي سازماني اجتماعي است . براساس اين رويكرد به علت تضاد فرهنگي ، بي هنجاري و ضعف قوانين ، نهادها و مناسبات اجتماعي ناموزون مي شود . افراد احساس ناكامي مي كنند ، كنترل اجتماعي درهم مي شكند و مشكلات اجتماعي زيادي پديدار مي شود . اينوضعيت تا حدود زيادي  نتيجة تغييرات اجتماعي سريع و كنترل نشده اي است كه تعادل همة‌ امور را برهم مي زند . براين اساس ، حل مسائل اجتماعي نيازمند ايجاد مجموعه اي از قوانين كارآمد ، روشن و باثبات است تا از سرعت تغييرات اجتماعي كاسته شود و نظام اجتماعي ، هماهنگي پيشين خود را بازيابد ( رابينگتن ، 107: 1377 ) ايجاد خانه هاي سبز و ريحانه از جمله سياست هايي است كه برخي از متوليان اين امر براي جمع آوري كودكان خياباني در پيش گرفته اند كه در واقع مراكزي هستند براي پناه دهي به اين كودكان . ليكن متأسفانه ايجاد اين مراكز نيز نتوانسته تأثير چنداني بر افزايش روزافزون اين پديدة‌ ناگوار اجتماعي بگذارد و هنوز بسياري از اين كودكان در خيابانها ، ميادين و چهاراه ها شب و روز خود را سپري مي كنند و هر روز بر تعدا د آن ها افزوده مي شود . در حال حاضر ، تهران بيشترين تعداد كودكان خياباني رادر خود جاي داده است ، ولي زمينة‌ گسترش اين معضل در شهرهاي ديگر از جمله دو مركز مهم مذهبي يعني مشهد و قم نيز وجود دارد . درعين حال مركز استان هاي گلستان ، لرستان ، فارس و خوزستان نيز تعداد زيادي از كودكان خياباني را در خود جاي داده اند . با توجه به آن چه گفتيم ، به نظر مي رسد پرداختن به اين پديده اجتماعي و شناخت علل و عوامل آن ضرورتي است كه بايد در مباحث اجتماعي درنظر گرفته شود ؛ لذا در اين مقاله تلاش شده با عنايت به اطلاعات و مستندات مسئلة‌ كودكان خياباني در ايران و علل و عوامل مؤثر بر آن بررسي و راهكارهايي براي پيشگيري از اين معضل اجتماعي ياكاهش آن پيشنهاد شود . تحولات سياسي ، اجتماعي و اقتصادي به رغم تبعات مثبت براي نظام ها و جوامع گوناگون منشإ برخي مسائل و مشكلات اجتماعي نيز هست . اين مشكلات كه عمدتاً‌ در كشورهاي درحال توسعه به دليل تطابق نداشتن بافت اجتماعي – اقتصادي با تحولات ايجاد شده به وجود مي آيد ، شكاف عميقي ميان اقشار مختلف جامعه ايجاد مي كند . بالطبع دراين ميان زنان و كودكان آسيب پذير ترند و لذا سريع تر و در حوزة‌ گسترده تري دچار مشكلات و مصائب آسيب زا مي شوند . به اين دليل به نظرمي رسد نه فقط در برنامه هاي كلان و درازمدت توسعه بلكه در ساير برنامه هاي توسعة‌ اقتصادي واجتماعي نيز بايد اين قشر مدنظر قرار گيرد . بر اساس آمار سرشماري سال 1375 ، بيش از 30 ميليون نفر يعني حدود 51 درصد كل جمعيت در گروه سني 18 سال و كمتر قرارداشته اند . بنابراين با كسر معادلات كاهش دهنده جمعيتي همچون مهاجرت و مرگ و مير از سويي و با توجه به افزايش مواليد طي 5 سال اخير از سوي ديگر به جرئت ميتوان گفت كه جمعيتي چنين جوان در صورت نبود برنامه ريزي مناسب و صحيح موجد بحران هايي عظمي و غير قابل كنترل در جامعه مي شود . بحران هايي كه صرف نظر از ضايعات فكر ي و معنوي ، آسيب هايي جدي به پيكره اقتصادي و اجتماعي جامعه واردخواهند آورد . پديدة‌ كودكان خياباني نيز از جملة‌ اين آسيب هاست ، كه گرچه در چند سال اخير به طور چشمگيري در ايران رو به فزوني نهاده ، سابقه اي طولاني در ايران و ساير كشورهاي جهان دارد ؛ بنابراين ازديدگاه « بي سازماني اجتماعي » به يكي از اثرات تحولات ايجاد شده در كشور يعني پديدة  « كودكان خياباني» مي پردازيم و ضمن بررسي علل آن ، برخي از مسائل اين كودكان همچون مسئلة‌ آموزش ، بهداشت و اشتغال را به طور اجمالي بررسي مي كنيم . مسائل و مشكلات اجتماعي از مناظر گوناگون بررسي و تبيين شده اند ، لكن به نظر مي رسد رويكرد « بي سازماني اجتماعي » براي طرح و بررسي مشكلات اجتماعي كارآتر است . اين رويكرد پس از جنگ جهاني اول ، به تدريج جايگزين نظرية  « آسيب شناسي اجتماعي » در تبيين مسائل اجتماعي شد . توجه به موارد ذيل تا حدي از عوارض ناخواسته تا دستيابي به اهداف نهايي مي كاهد . اين اهداف عبارت است از : 1.     آموزش درك و شناخت صحيح رفتار كودكان و نوجوانان در سنين گوناگون و نحوة‌ رويارويي با مشكلات و رفتارهاي خاص كودكان و نوجوانان به خانواده ها . 2.     گسترش چتر آموزش كودكان در مناطق محروم واتخاذ سياست هاي مناسب براي ايجاد عزم ملي در اين زمينه و ايجاد زمينه هاي مناسب براي امكان ادامه تحصيل كودكان شاغل . 3.     ادغام فعاليتهاي رفاهي برخي سازمان هاي حمايت كننده در زمينة رفاه اجتماعي همچون سازمان بهزيستي و كميتة  امداد و هماهنگ كردن فعاليت آن ها تادستيابي به اين هدف . 4.            تدوين قوانين مناسب براي حمايت از حقوق كودكان . 5.     سپردن كودكان رهاشده ، بدسرپرست يا بدون سرپرست به خانواده هاي مناسب و نظارت برنحوة  آموزش و تربيت آن ها . با اميد به روزي كه پديدة  كودكان خياباني به كمك سياست هاي اجتماعي و حمايت خانواده به سرمنزل موفقيت برسد و كودكان ايران عزيز در راه آباداني آن به موفقيتهايي روز افزون نايل آيند .   منابع و مأخذ مقالات اولين همايش ملي آسيب هاي اجتماعي در ايران . خرداد 81 -         روسپيگري و كودكان خياباني و تكدي گري نگاهي به وضعيت كودكان خياباني در ايران و علل و عوامل  آن  -  انجمن جامعه شناسي ايران بررسي وضعيت كودكان خياباني و شبانه روزيهاي تهران . نوشته علي رضا صالح . مؤسسه نشر آگاه . بهار 83 سايت                                                                                                   WWWgoggal . come wwshahrvand  . come  % 2520  new  . htm                                                                                          

ونزوئلا:
زلزله می‌آید. ایران ضمن همدردی با ملت فهیم ونزوئلا، برای آن‌ها حدود دو میلیون خانه‌ی پیش‌ساخته و مقادیر خفنی بیسکویت و کلوچه‌ی لاهیجان و کنسرو ارسال می ‎کند. قرار می‌شود تمام مردم ایران یا یک لقمه از غذایشان را به آن‌ها بدهند یا دولت خودش به زور یک لقمه از غذای ملت بزند و به آن‌ها بدهد. رئیس جمهور ونزوئلا هم لبخند می‌زند و با اوباما دست می‌دهد!
اسپانیا:
زلزله می‌آید. هیچ‌کس بر اثر آن کشته و زخمی نمی‌شود و فقط چند تا گاو به خیابان می‌آیند. مردم پارچه‌ی قرمز نشان می‌دهند و برای تفریح می‌دوند. گاوها صد و هشتاد نفر را کشته و دو هزار نفر را زخمی می‌کنند!
افغانستان:
زلزله می‌آید. سیصد هزار نفر کشته می‌شوند. القاعده مسئولیت زلزله را بر عهده می‌گیرد. نیروهای آمریکایی تمام کوهستان‌های افغانستان را بمباران می‌کنند و سیصد هزار نفر دیگر از جمله بن‌لادن را در این درگیری‌ها از بین می‌برند. بعد از چهار ساعت پس‌لرزه‌ی فسقلی دیگری می‌آید و بن‌لادن مسئولیت آن را هم بر عهده می‌گیرد!  
ژاپن:
اخبار ژاپن اعلام می‌کند که از امروز به مدت یک ماه، هر روز زلزله‌ای به بزرگی هشت و نیم ریشتر، توکیو را خواهد لرزاند. ساکنان توکیو زیر لب می‌گویند سوسکی بابا و برای امتحان کردن مقاومت ساختمان‌ها، سه ریشتر هم خودشان به صورت دستی به زلزله اضافه می‌کنند. یک دستگاه هم درست می‌کنند که جو را تبدیل به آب‌جو کند و موقع زلزله بیشتر سر حالشان بیاورد!
امارات:
زلزله می‌آید. نیمی از کشور نابود می‌شود. دور ساختمان‌های مخروبه نوار زرد می‌کشند و آن‌ها را به مکان توریستی تبدیل می‌کنند. ایرانی‌ها از این مکان‌ها دیدن می‌کنند و اماراتی‌ها با پول حاصل از صنعت توریسم، یک کشور دیگر درست می‌کنند!
فرانسه:
زلزله قرار است تا چند روز دیگر بیاید. تمام مردم اعتصاب می‌کنند و خواستار منع وقوع زلزله در کشورشان می‌شوند. حمل و نقل عمومی مختل می‌شود. در نهایت زلزله تسلیم خواست مردم می‌شود و دیگر نمی‌آید! 
آمریکا:
زلزله می‌آید. هیچ‌کس کشته و زخمی نمی‌شود اما دو نفر و نصفی بی‌خانمان می‌شوند. تلویریون ایران ده بار این خبر را پخش می‌کند و سیاست‌های باراک اوباما، جرج بوش، کلینتون و ... و کریستف کلمب مورد انتقاد شدید قرار می‌گیرد! وزیر خارجه‌ی آمریکا خطر تروریسم را گوشزد می‌کند و دوباره افغانستان را بمباران می‌کنند!
فلسطین:
زلزله می‌آید. کسی خانه ندارد تا بی‌خانمان شود! یازده هزار نفر از نیروهای غیرنظامی کشته می‌شوند. قطعنامه‌ای توسط تمام کشورهای جهان با امضای ایران صادر شده و کشتار غیرنظامیان محکوم می‌گردد. در انتهای این قطعنامه تأکید می‌شود که در صورت تکرار زلزله، عواقب بسیار بدی در انتظار رژیم صهیونیستی خواهد بود! ششصد میلیون دلار کمک مالی هم توسط همان تمام کشورهای جهان صورت می‌گیرد!  
سوئیس:
زلزله می‌آید. دسته‌ی عینک چهار نفر از ساکنان می‌شکند. از سوی دولت به تمام شهروندان سوئیس مبلغ سه میلیون یورو وام بلاعوض پرداخت می‌شود. کل کابینه از مردم عذرخواهی کرده و ضمن پذیرش مسئولیت تمام اتفاقات، دسته‌جمعی استعفا می‌دهند!  
کلمبیا:
زلزله می‌آید. تمام جمعیت کشور به جز نود و یک نفر کشته می‌شوند. درگیری مسلحانه رخ می‌دهد. یک نوجوان 14 ساله با آر.پی.جی نود نفر دیگر را می‌کشد. بعد به خودش هم مظنون می‌شود و آر.پی.جی را توی حلقش فرو می‌کند!
هند:
زلزله می‌آید. تمام خانه‌ها خراب می‌شود. مردم آواره‌ی کوچه و خیابان می‌شوند و از گرسنگی در آستانه‌ی مرگ قرار می‌گیرند. بعد در یک اقدام همگانی مرتاض می‌شوند و از مرگ حتمی نجات پیدا می‌کنند!  
ایران:
زلزله می‌آید. شصت هزار نفر کشته و زخمی می‌شوند. آمار آسیب‌دیدگان زلزله در این دولت با آمار دولت‌های قبلی مقایسه و از عدم افزایش آن به عنوان یکی از مفاخر دولت یاد می‌شود. مخالفان دولت هم به شدت سرکوب می‎شوند ... در نهایت تمام ماجرای زلزله و سرکوب تکذیب می‎شود، ابطحی به فریب‌خورده بودن خود اعتراف می‌کند و ریشتر را هم رمز آشوب می‌داند!

هدفمند کردن یارانه ها و ...

در واقع با اجرای این طرح بزرگ اقتصاد ایران وبسوی شفاقیت گام برمی دارد و بصورت غیر مستقیم تصدی دولت را هم کاهش می دهد . با کاهش تصدیهای دولت شان نظارتی و راهبردی دستگاه اداری کشور ارتقاء می یابد و مسولین بجای درگیر شدن در پیچ وخمهای هزار توی اجراء فرصت رسیدگی بیشتر به نقاط آسیب پذیر جامعه را پیدا می کنند ، وقتی اکثر قیمتها آزاد شد و به ساز وکار بازار سپرده شد شفافیت و خلاقیت اقتصاد از راه می رسد ، در چنین اقتصادی بنگا ه های تولیدی بسته به توان و ظرفیت و میزان اراده و هوشمندی خود حرکت می کنند و رانت خواری که یکی از معضلات اساسی کشور است به حداقل خود می رسد ، دیگر سیل یارانه های دولتی بسوی اقشار مرفه تر روان نمی شود ومی توان برای این یارانه ها هدفهای مشخص و عدالت مندانه در نظر گرفت ، در کنار این طرح مهم اجرای اصل 44 قانون اساسی گامهای بلند حل معضلات دیر پای اقتصادی برداشته می شود و به درد های اقتصاد به صور ریشه ای رسیدگی خواهد شد ، اما درکنار آزادشدن قیمتها و خارج شدن بسیاری از کالاها خصوصا کالاهای اساسی از شمول مساعدت دولت بزرگترین چالش محتمل که افزایش تورم است خود را نشان خواهد داد ، در چنین شرایطی اقشار آسیب پذیر جامعه در معرض فشار جدی اقتصادی قرار می گیرند و نگرانی از افزایش مشکلات اجتماعی هم یک نگرانی جدی خواهد بود. چه باید کرد؟ ازطرفی هیچ کارشناس و اقتصاد دانی در ضرورت اجرای این طرح تردید ندارد و از طرفی دغدغه مشکلات مستضعفین که در دولت عدالت محور یک اصل است وجود دارد و همه دلسوزان را به خود متوجه کرده است .
بنظر می رسد در کنار اجرای طرح یاد شده باید بیش از گذشته مستضعفین و محرومان جامعه در اولویت و توجه قرار گیرند ، روشن است که این توجه نمی تواند یک توجه صرفا شعاری باشد و باید در تمام تصمیمگیریها و سیاستگذاریها لحاظ شود ، شناسایی دهکهای پایین جامعه که البته کاری دشواراست اولین گام درکمک به محرومان ومستضعفان است ، بکار بردن مکانیزمهای کارآمد و مدرن برای امداد رسانی گام دوم اجرای عدالت در بعد اقتصادی است ، پس از آن خودکفا کردن محرومان از طریق ایجاد اشتغال و خصوصا پیاده کردن یک نظام قوی تامین اجتماعی خواهد توانست اقشار پایین جامعه را در یک رفاه نسبی و پایدار قرار دهد. مسلما در راه جهتگیری جانب دارانه دولت بنفع مستضعفین و محرومان به سرعت دستهای پیدا و پنهان رانت خوار و اشراف زده مانعتراش و مخرب خواهند بود ولی با اراده قاطعی که در این زمینه از دولت سراغ داریم این موانع بسرعت قابل مرتفع شدن هستند و در این راه باید از تمام ظرفیتهای نظاو وکشور سود جست ، رسیدگی اساسی به وضع محرومان جامعه یک پزسیاسی نیست که بشود بسادگی از کنار آن عبور کرد این یک آرمان بزرگ واستراتژیک است که اگر قبلا بدرستی مورد توجه قرار نگرفته است دیگر جای درنگی برای اجرا ندارد. دولت اصولگرا ی عدالت محور باید محروم نوازی و رفاه سازی برای مردم کوچه وبازار را باقاطعیت به پیش برد و در این راه ملاحظه هیچ مصلحت و اولویت دیگری را ننماید ، مردمی که این روزها نگران اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها هستند وبرخی رسانه ها در نمایش تبعات آن بزرگنمایی می کنند باید دولت را باتمام توانش در کنار خود احساس کنند تا با سلامت از گردنه سخت در پیش عبور کنیم.
چالش مهم هدفمند كردن يارانه‌ها چاپ

۲۷ مهر ۱۳۸۸

كارشناسان اقتصادي چالش‌هاي بلاتكليف هدفمند كردن يارانه‌ها را به 4 دسته عمده تقسيم مي‌كنند، چالش وارد شدن شوك منفي بر نرخ تورم، چالش توليدكنندگان و توليد ناخالص داخلي، چالش آمار و اطلاعات پشتيبان و سرانجام چالش مكانيسم‌هاي حمايتي.

جام جم آنلاين: در حالي كه مجلس با تصويب و عبور از كليات لايحه طرح تحول اقتصادي بررسي جزئيات آن را آغاز كرده و تصويب نهايي آن قريب‌الوقوع است، هنوز برخي چالش‌هاي اين لايحه، بي‌پاسخ مانده است.

 طبق پيش‌بيني برخي نمايندگان مجلس، كار بررسي لايحه طرح تحول اقتصادي يا هدفمند كردن يارانه‌ها تا پايان اين هفته در صحن علني به اتمام مي‌رسد و اين امر قابليت اجرا مي‌يابد. با اين حال، هنوز پرسش‌ها و ابهاماتي در اين زمينه وجود دارد كه يا درباره آن، سكوت اختيار شده يا درباره آن با تناقض، سخن گفته شده است.

كارشناسان اقتصادي در عين حال كه اثرات مثبت هدفمند كردن يارانه‌ها و برداشتن بار سنگين يارانه‌ها و اصلاح توزيع ناعادلانه فعلي يارانه‌ها را كاملا مي‌پذيرند و بر‌اجراي آن تاكيد دارند، نسبت به چالش‌هاي اساسي پيش روي طرح تحول اقتصادي و بويژه بي‌پاسخ ماندن آن ابراز نگراني مي‌كنند. به‌زعم آنان تناقض‌گويي درباره اثرات اجراي طرح تحول اقتصادي بر زندگي شهروندان و شاخص‌هاي اقتصادي كشور بويژه توليد ناخالص داخلي و نرخ تورم از يك سو و سكوت درباره كيفيت و كميت مكانيسم‌هاي جبراني آن، مي‌تواند جامعه را نسبت به اجراي آن نگران كند و مشكلاتي پديد آورد، لذا دولت و مجلس مي‌بايست قبل از اجرا، توضيحات كافي و قانع‌كننده‌اي را در اين باره به مردم ارائه كنند و آنان را نسبت به قوي بودن مكانيسم‌هاي جبراني و كاهنده اثرات منفي مطمئن سازند.

اين گزارش مي‌افزايد: كارشناسان اقتصادي چالش‌هاي بلاتكليف هدفمند كردن يارانه‌ها را به 4 دسته عمده تقسيم مي‌كنند، چالش وارد شدن شوك منفي بر نرخ تورم، چالش توليدكنندگان و توليد ناخالص داخلي، چالش آمار و اطلاعات پشتيبان و سرانجام چالش مكانيسم‌هاي حمايتي.
 
دكتر مهدي تقوي، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي در اين باره به خبرنگار ما مي‌گويد: شوك منفي و سكته خوردن نرخ تورم را مي‌بايست بزرگ‌ترين چالش اجراي طرح تحول اقتصادي دانست كه هنوز موضعگيري رسمي روشني درباره آن صورت نگرفته است. در حالي كه همه مقامات دولتي و نمايندگان مجلس و كارشناسان متفق‌القولند سكته تورمي وجود خواهد داشت، اما درباره ارقام آن، اختلاف دارند. لذا ارقامي بين 11 تا 50 درصد براي آن اعلام شده است.
وي افزود: وقتي دقيقا مقدار سكته تورمي روشن نشده است، چگونه برنامه‌هايي براي مهار آن وجود دارد؟ روشن است شما بايد با توجه به ريشه سكته تورمي، ارقام كاهنده يارانه‌ها در بخش‌هاي مختلف را محاسبه و بتدريج اجرا كنيد. چگونه است شما سكته تورمي را محاسبه نكرده، ارقام بالادست آن را محاسبه مي‌كنيد؟ به نظر من، اين اشتباه بزرگي است.

وي اظهار كرد: مي‌دانيم عمده عامل سكته تورمي هدفمند كردن يارانه‌ها، ريشه در اثرات رواني تورم دارد. به اين صورت كه حذف يارانه‌ها از سوخت، آب، برق و گاز و برخي ديگر از كالاها و خدمات اساسي علاوه بر بالا بردن طبيعي هزينه‌هاي توليد كالا يا ارائه خدمات، اثرات بزرگي بر نرخ ساير كالاهاي غيرمرتبط دارد و اين همان اثرات رواني تورم است. اين اثرات بايد محاسبه شود كه مثلا با حذف 30 درصد يارانه‌ها در سال اول، 20 درصد سكته تورمي خواهيم داشت كه مثلا 10 درصد آن را مكانيسم‌هاي حمايتي جبران سازند و شهروندان بايد براي 10 درصد باقيمانده برنامه‌ريزي كنند. اما تاكنون اين اطلاعات به جامعه داده نشده و معلوم هم نيست كه توافقي داخلي روي رقم اين سكته تورمي صورت گرفته باشد.

اين استاد دانشگاه گفت: اگر اين اطلاعات اعلام نشود يا ارائه آن به طور متناقض و قطره‌اي باشد، شاهد رشد تورم پله‌پله خواهيم بود كه اثراتش چندين برابر تورم حالت عادي است. بنابراين دولت در اين بحث بايد ارقام كاهش يارانه‌ها در سال اول، رشته‌هايي كه يارانه‌ از دست مي‌دهند و مكانيسم‌هاي حمايتي را به طور جزئي و نه كلي اعلام كند تا افكار عمومي از بلاتكليفي درآمده، به آرامش اطلاعاتي رسيده و سرانجام خودش را پيدا كرده، برنامه‌ريزي كند.

چالش آمار پشتيبان

دومين چالشي كه كارشناسان از آن به عنوان چالش بلاتكليف هدفمند كردن يارانه‌ها نام مي‌برند، چالش آمار و اطلاعات پشتيبان است.

موسي‌الرضا ثروتي، عضو كميسيون اجتماعي مجلس در اين‌باره به خبرنگار ما مي‌گويد: دولت آمار و ارقامي را درباره جمعيت زير پوشش يارانه‌ها و جمعيتي كه در دهك‌هاي اولويت‌دار دريافت يارانه قرار دارند، به مجلس ارائه كرده اما اين آمار ناقص است و كاربردي نيست، مثلا ما نمي‌دانيم پراكندگي جمعيت متقاضي يارانه چگونه است، تناسب امكانات توزيع يارانه با جمعيت متقاضي دريافت چقدر است، چه تعداد از اين جمعيت واقعا شناسايي شده‌اند، نتايج راستي‌آزمايي اطلاعات دريافتي از خانوارها چه شد، چه تعداد از جمعيت، هنوز موفق به پر كردن فرم‌هاي يارانه نشده‌اند، چرا هنوز براي جمعيت تحت پوشش، كارت مخصوص دريافت يارانه نقدي صادر نشده است و غيره.

وي افزود: ما به اطلاعات ارائه شده از سوي دولت اعتماد كرده‌ايم. در نتيجه سررشته كار در دست دولت است، اما بارها اين نگراني ابراز شده كه نقص اطلاعات حياتي ممكن است باعث بيرون ماندن تعداد زيادي از شهروندان از چتر حمايتي شود و به اجراي طرح آسيب بزند. روشن است كه اقدامات مربوط به رفع اين نواقص بايد قبل از تصويب و اجرايي شدن صورت گيرد، اما تاكنون گزارشي از كميت و كيفيت رفع اين نواقص اطلاعاتي به مجلس نرسيده است.

تعيين تكليف مكانيسم هاي حمايتي

خبرنگار ما مي‌نويسد: چالش مهم ديگري كه هنوز در بلاتكليفي به سر مي‌برد، تعيين تكليف مكانيسم‌هاي حمايتي طرح تحول اقتصادي است، آن‌گونه كه در خبرها و اظهارنظرها آمده است، طرح تحول اقتصادي مشتمل بر چند مكانيسم حمايتي مستقيم و غيرمستقيم است؛ نخستين و اصلي‌ترين مكانيسم، پرداخت يارانه نقدي براي جبران بخشي از يارانه حذف شده است. ظاهرا رقم اين يارانه ميان 5 دهك توزيع خواهد شد. اما تاكنون نه رقم يارانه نقدي و حتي حدود آن اعلام شده ونه مكانيسم توزيع آن. البته اخباري درباره صدور كارت بانكي براي واريز يارانه نقدي به گوش مي‌رسد اما هنوز فراخواني درباره مراجعه و تحويل مدارك براي دريافت آن اعلام نشده است.

اين گزارش مي افزايد: مكانيسم بعدي، طرح‌هاي تنظيم بازار با همكاري بخش خصوصي است كه بنا به اعلام وزير بازرگاني قرار است به تدريج انجام شود اما كميت و كيفيت اين طرح‌ها از نظر دربرگيري جمعيتي و منطقه‌اي، نوع كالاها، شيوه تنظيم بازار كه مثلا قيمت كالاها از طريق عرضه مستقيم يا روش‌هاي ديگر كنترل شود و ساير نكات ضروري اعلام نشده و صحبت‌ها در حد كلياتي دلگرم‌كننده باقي مانده است.

يك طرح اقتصادي و اجتماعي

دكتر بهمن آرمان در اين باره به خبرنگار ما مي‌گويد: طرح هدفمند كردن يارانه‌ها بيش از آن كه طرحي اقتصادي باشد، جنبه اجتماعي و انساني دارد. بنابراين شما بايد قبل از اجرا، تكليف انسان‌هايي كه از اين طرح تاثير مي‌پذيرند و نوع حمايت از آنها در برابر آسيب‌هاي احتمالي را روشن كنيد تا آنها با فراغ بال به خلق ابتكاراتي براي هضم مساله بپردازند. در تمام كشورها براي كاستن از اثرات اجتماعي طرح‌هاي اقتصادي به مطالعات روان‌شناسي اجتماعي روي مي‌آورند تا افكار عمومي را اقناع كنند كه از اجراي آن طرح آسيب نديده يا آسيب ديدگي محدود خواهد بود. اما تا جايي كه اطلاع دارم درباره طرح مهمي چون هدفمند كردن يارانه‌ها چنين پيش‌زمينه‌هايي فراهم نشده است؛ لذا افكار عمومي نگران است كه مكانيسم‌هاي حمايتي چون يارانه نقدي اگر هم باشد، آنقدر نباشد كه ضررها را پوشش دهد و اين نگراني‌ از جنبه‌هاي مختلف به موقعيت اجراي طرح اثر مي‌گذارد.

وي افزود: لذا وقتي اطلاعات روشن نداريد كه آينده اقتصادي شما و خانواده‌تان در ماه‌هاي پيش رو چه خواهد شد، قبض برق يا آب يا گاز منزلتان چقدر مي‌شود و آيا مي‌توانيد آن را بپردازيد يا خير و يا كرايه تاكسي چقدر خواهد بود و سرجمع اين هزينه‌هاي اضافي شما چقدر است، واكنش شما نگراني همراه، با نارضايتي است و اين نكته‌اي است كه تصميم‌گيران به آن توجه كافي ندارند؛ لذا به نظر من بايد به فوريت درباره آن اقناع اطلاعات صورت گيرد.

اين كارشناس اقتصاد صنعتي درباره اثر هدفمند كردن يارانه‌ها بر بخش صنعت و توليد و ارزيابي تمهيدات موجود براي كاهش آن، گفت: حذف يارانه‌ها از 2 جهت اثر منفي بر صنعت دارد؛ نخست اين كه رشد هزينه‌هاي شهروندان با حذف يارانه‌ها، تقاضا براي خريد كالا را كم مي‌كند كه اين تنزل تقاضا باعث كاهش قيمت شده و با توجه به بالا بودن هزينه‌هاي توليد در ايران به غيراقتصادي شدن توليد و كاهش توليد كالا در كشور منجر شده و به بخش صنعت و توليد آسيب مي‌زند. دومين اثر اين است كه حذف يارانه‌ها شامل خود توليدكنندگان هم مي‌شود. يعني هزينه‌هايي چون آب، برق، انرژي و حتي مواد اوليه رشد خواهد يافت كه جبران آن بسيار مشكل است. بنابراين توليد و صنعت از اين جهت در خطر قرار مي‌گيرد.

وي تصريح كرد: تا به حال نشنيده‌ام طرح روشني براي جبران اين هزينه ها براي توليدكنندگان اعلام شود. حتي آنها جزو دريافت‌كنندگان يارانه مستقيم نيز محسوب نشده‌اند؛ لذا معلوم نيست وضعيت چه خواهد شد. توجه داشته باشيد كه كاهش توليد كشور و افت صنعت هم به رشد توليد ناخالص داخلي و هم به اشتغال موجود ضربه مي‌زند، لذا دولت بايد با حساسيت به آن نگاه كند. وي گفت: واقعا مي‌گويم، كارشناسي را در ايران و جهان پيدا نمي‌كنيد كه به شيوه فعلي توزيع يارانه‌ها انتقاد نداشته باشد؛ اما حذف شيوه فعلي بايد همه‌جانبه و تدريجي و با احتياط كامل باشد و مطالعات جامعي روي آسيب‌هاي آن صورت گرفته باشد. البته از اين مطالعات چيزي تاكنون اعلام نشده است؛ اما اميدواريم وجود داشته باشد و در موقع خودش اجرايي شود و مشكلات را تخفيف دهد.

دانلود فیلم - بازی ونرم افزار



Saw VI - 2009 TS XVID

http://img98.com/images/9jvjndk65q6s2evhc6.jpg

نگاهی به کارنامه این فیلم در سایت IMDB
اسم فیلمSaw VI
کیفیت TS
سبک فیلم  ترسناک ، هیجانی ، جنایی
کارگردان   Marcus Dunstan و Patrick Melton
زمان فیلم   90 دقیقه
محصولCanada  | USA  | UK  | Australia
تاریخ انتشار 23October 2009
بازیگران 
برای دیدن همه ی بازیگران اینجا کلیک کنید
خلاصه داستان : داستان ادامه ی سری قبل است جایی که مامور Strahm کشته شده است . و هافمن همچنان در حال ادامهی راه جیگساو است و نقشه های او را اجرا می کند. اما  پلیس در حال تنگ کردن حلقه است و در حال پی بردن به راز هافمن و ادامه دهنده ی راه جیگسا است. و این هافمن نقشه ای را که جیسگا به او اعلام کرده است راه انجام می دهد...
برای دانلود از لینک رپیدشیر  به ادامهمتن بروید .

 



 

نسخه جدید فرهنگ لغت بابیلون Babylon 8.0.0.38


http://img98.com/images/c9b02pk91cbjwenp0xb.jpg

Babylon نام معروفترین مترجم دنیاست که همه نام آن را بارها شنیده و از آن استفاده کرده ایم. سرعت بالای آن و قدرتمند بودن در ترجمه متون و کلمات باعث شده بیش از 30 میلیون کاربر ثبت شده از این نرم افزار بهره بگیرند این نرم افزار که از بیش از 17 زبان زنده دنیا به صورت کامل پشتیبانی می کند قادر است تا با چشم بهم زدنی کلمات را ترجمه و یا به صورت آنلاین متون را هم ترجمه و تحویل دهد. Babylon که از محیط کاربری فوق العاده جذابی بهره می برد عملکرد بسیار آسانی هم دارد که تنها با یک کلیک ساده می توان ترجمه متن یا کلمه را به دست آورد بدون این که کوچکترین خطایی رخ دهد. جالب است که Babylon از زبان شیرین فارسی هم پشتیبانی کاملی به عمل می آورد به صورتی که هم می تواند کلمات را با قدرت ترجمه کند و هم این که می توان جملاتی که به زبان های دیگر هستند را به زبان فاسی تبدیل نماید. چندسالی است که این نرم افزار به محبوب ترین مترجم تبدیل شده است و نسخه 8 که به تازگی ارائه شده می تواند بر قدرت و محبوبیت این نرم افزار بیفزاید زیرا با محیط زیباتر و امکاناتی جدیدتر ارائه شده است ، تغییرات ظاهری ، افزایش سرعت عملکرد ترجمه، دسترسی سریعتر به بخش های مختلف نرم افزار، سازگاری بهتر با زبان های زنده دنیا در ترجمه و بسیاری موارد دیگر در این نسخه به چشم می آیند. این نسخه که همانند نسل های قبلی بیش از 75 زبان زنده دنیا را به صورت پیش فرض پشتیبانی می کند قادر است تا علاوه بر تلفظ کلمات به زبان های مختلف متون را هم ترجمه کند. در نسخه جدید یک قابلیت کلیدی اضافه شده و آن هم امکان ترجمه یک صفحه وب است ، به سادگی آدرس صفحه وارد می شود و پس از طی چند ثانیه ترجمه آن دوباره ظاهر خواهد شد. پیشنهاد می کنیم این نسخه متفاوت را یک بار امتحان کنید .

 

برای دانلود اینجا کلیک کنید

--------------------------------------------------------------------------------

Mobile Advanced Blocker 2.14 مزاحمان تلفنی را ناکام کنید


http://img98.com/images/jtq0g71zrx77xkyhyuu0.jpg

از دیر باز و با پیدایش ابزار آلات ساخت دست بشر، سوء استفاده هایی از آنها نیز صورت می پذیرفت و وسیله هایی که می بایست در جهت رفاه و آسایش انسان مورد استفاده قرار می گرفتند، گاهی در جهت عکس و به سبب آزار رساندن استفاده می شدند. ابزار مربوطه شامل تعداد خاصی از آنها نبود و هر چیزی که ممکن است جهت آسایش بشر باشد می تواند در جهت عکس آن نیز عمل کند.

وسایل الکترونیکی از جمله موبایل و خطوط ارتباط تلفنی نیز این قاعده مستثنی نبوده و آنها نیز به نوعی هر کدام مزایا و معایبی از این قبیل را دارا می باشند. معمول ترین نوع این سوء استفاده ها در تلفن های همراه، مزاحمت های تلفنی و یا گاها پیامکی می باشد که تا جایی پیش می رود که صاحب خط مجبور به عوض کردن شماره تلفن و تماس خود می شود. اما باز هم با به وجود آمدن گوشی های هوشمند و برنامه های وابسته، از این مشکلات تا حدودی کاسته شد.

برنامه ای که ما امروز قصد معرفی آن را داریم، نرم افزاری است که به شما کمک می کند تا جلوی این مزاحمت ها رو گرفته و خود را از شر این مسائل راحت سازید. قابل ذکر است که این برنامه مخصوص گوشی های دارای سیستم عامل سیمبین S60V3 و S60V5 می باشد. اما دارندگان گوشی های دیگر با سیستم عامل مرتبط نیز نگران نباشند، چون از این شکل نرم افزار برای تمامی سیستم عامل ها به وفور یافت می شود. پس اگر توضیحات این برنامه توانست رضایت خاطر شما را جلب کند، کافیست معادل فارسی آن را به همراه نام و نگارش سیستم عامل خود را در یکی از موتور های جستجو وارد کرده تا چندین برنامه از این قشر را به شما معرفی کند.

برای دانلود اینجا کلیک کنید

--------------------------------------------------------------------------------

 

اسکن بلوتوث با SpyScan v3.4 J2ME جاوا


http://img98.com/images/hivmqmf06zpccr01q6.png

با استفاده از برنامه جالب SpyScan که به صورت جاوا ارایه شده شما با اسکن محیط خود قادر هستید تا علاوه بر شناسایی افراد از مدل گوشی های آنها هم آگاه شوید که دربسیاری مواقع بسیار کار آمد هست . این برنامه کم حجم در ادامه آماده دانلود میباشد.


برای دانلود اینجا کلیک کنید

--------------------------------------------------------------------------------

قدرتمندترین مرورگر موبایل Opera Mobile 10 Beta نوکیا

 


بالاخره ورژن جدید و فوق العاده قدرتمندترین مرورگر موبایل با امکانات بینظیر مخصوص گوشی های نوکیا ارائه شد . Opera Mobile 10 beta در این ورژن دست به نوآوری های بسیاری زده که در بین تمامی مرورگر های موبایل ارائه شده بهترین میباشد.


برای دانلود اینجا کلیک کنید

--------------------------------------------------------------------------------

20 کلیپ زیبا و گلچین شده برای موبایل


http://img98.com/images/iuw23u6vwc8ix79cts.jpg

20 کلیپ زیبا و گلچین شده با فرمت 3GP و MP4 برای موبایل : این کلیپ ها از سایت MoB30T گلچین شده اند . برای مشاهده کلیپ ها در کامپیوتر از نرم افزار K-Lite Codec Pack استفاده کنید .


برای دانلود اینجا کلیک کنید

--------------------------------------------------------------------------------

مرورگر قدرتمند Mozilla Firefox 3.5.5 Final


http://img98.com/images/iki0zvupjytshn2bjw6e.png

برای جستجو در اینترنت و مشاهده وب سایت ها از برنامه های مرورگر ( Browser ) استفاده می شود. از معروفترین مرورگرهای دنیا می توان به Internet Explorer که محصول کمپانی بزرگ Microsoft می باشد و به همراه سیستم عامل ویندوز در اختیار کاربران قرار می گیرد و همچنین Mozilla FireFox اشاره نمود . در بازار رقابت مرورگرهای اینترنتی دیگر نرم افزارهایی را می توان یافت که آن ها نیز دارای محبوبیت بین طرفداران خود می باشند. از این دسته می توان به Acoo , Opera اشاره نمود. مرورگرهایی که توسط شرکت های نرم افزاری ساخته می شوند هر یک دارای ویژگی و ابزاری می باشند که برای جذب کاربران بیشتر در آنها قرار داده می شود. FireFox که یکی از پرطرفدارترین نرم افزارهای مرورگر وب می باشد امروزه توجه بسیاری از کاربران را به خود جلب کرده و در بازار داغ رقابت با مرورگر شرکت مایکروسافت نیز در بسیاری موارد پیشی گرفته است.
Firefox همان طور که در بالا اشاره شد یکی از پرطرفدارترین مرورگرهای موجود می باشد. استفاده از این مرورگر و قابلیت های موجود بر روی آن باعث شده تا روزانه به تعداد کاربرانی که به دسته طرفداران firefox افزوده می شوند اضافه شود. از ویژگی های موجود در این مرورگر می توان به مواردی همچون باز کردن چندین صفحه وب در یک پنجره از برنامه در برگه های مختلف ، قابلیت فیلتر نمودن و جلوگیری از اجرای تصاویر فلش ، دارای ابزاری برای جلوگیری از باز شدن پنجره های کوچک تبلیغاتی ( Pop-up )، قابلیت نمایش صفحات سایت وب به صورت Full Screen ، دارای ابزار امنیتی برای حفاظت از پسورد های اینترنتی شما ، ابزار کنترل پنجره های Pop-up و ... اشاره نمود. قابلیت نصب Add-on های متنوع و فراوانی پلاگین های کمکی این مرورگر به علت Open Source بودن این نرم افزار از دیگر مزیت های این مرورگر می باشد.


برای دانلود اینجا کلیک کنید

--------------------------------------------------------------------------------

Call of Duty: Modern Warfare 2 - 2009 PC

http://img98.com/images/lk6i1n8e4r5hdntnxo96.jpg

Call of Duty: Modern Warfare 2 | PC Game | Razor1911
کارنامه این بازی در سایت Gamespot



برای دانلود اینجا کلیک کنید

--------------------------------------------------------------------------------


ESET NOD32 Antivirus 4.0.468 + Crack

http://img98.com/images/3zmemnq3v1fxc7b5vxqx.jpg

و سرانجام پس از مدت ها انتظار کمپانی Eset نسخه 4 و فاینال آنتی ویروس و فایروال محبوب خود را روانه بازار کرد و بازهم همانند همیشه برای اولین بار این نسخه از نرم افزار محبوب توسط تک سافت معرفی و تقدیم ایرانیان گردیده است. نرم افزار NOD32 آنتی ویروسی قدرتمند، محصولی از كمپانی Eset است كه از سیستم قدرتمندی برخوردار بوده كه نهایت سعی خود را برای جلوگیری از نفوذ ویروس ها به رایانه شما میكند. شركت Eset، این محصول را بیشتر برای كاربران حرفه ای در نظر گرفته است، در واقع این نرم افزار برای كاربرانی كه قصد دارند مسائل حفاظتی رایانه خود را تا بالاترین سطح ممكن تنظیم كنند ایده آل است.Nod32 از روش های مختلفی برای تشخیص ویروس ها استفاده میكند و عمدتاً بر پایه دو روش اكتشافی (Heuristic) (یعنی پیش بینی هوشمندانه نسبت به فایل هایی مشكوك به آلودگی هستند) و تشخیص امضاء كار میكند، این امضاء ها به صورت خودكار در قالب فایل های نسبتاً كوچك به سرعت از اینترنت دریافت شده و برنامه را در كمترین زمان ممكن (حتی برای كاربران DialUp)  به روز رسانی میكند.زیبایی این برنامه بیشتر در این امر است كه توانسته كارایی عالی را با حجم كوچك و ساختار ساده و بدون كمترین اختلال، در هم آمیزد. Nod32 برای آن دسته از كاربرانی كه از نصب نرم افزار های امنیتی بزرگ (كه عملا از قدرت و كارایی سیستم می كاهند و كاربر را سوال پیچ می كنند) خسته شده اند، انتخابی ایده آل است، چراكه این برنامه كار خود را به آرامی در پس زمینه سیستم انجام داده و هیچ مزاحمتی برای شما ایجاد نخواهد كرد. این برنامه قادر است تك تك درایو ها یا پوشه های انتخابی شما را ویروس یابی كرده و حتی در حین مرور  اطلاعات كامپیوتر، در صورت مواجه شدن با ویروس، این موضوع را  بصورت خودكار به اطلاع شما برساند.


برای دانلود اینجا کلیک کنید

--------------------------------------------------------------------------------

آنتی ویروس موبایل DrWeb Antivirus v5.00.0 Beta

 

http://img98.com/images/jcz6230nzi5hxe9khf.jpg

آخرین ورژن از آنتی ویروس قدرتمند موبایل DrWeb Antivirus به همراه سریال و قابلیت آپدیت :  با استفاده از این آنتی ویروس قدرتمند موبایل خود را از شر ویروس های احتمالی نجات دهید . سریال مورد نظر تا تاریخ 16-12-2009 اعتبار دارد .



برای دانلود اینجا کلیک کنید

--------------------------------------------------------------------------------

Pro Evolution Soccer 2010 - 2009 PC Game

http://img98.com/images/27mev4me4p5dvk9ug13g.jpg

Pro Evolution Soccer 2010 | PC Game | RS Linx By Reloaded
کارنامه این بازی در سایت Gamespot
نقد و بررسی این بازی


برای دانلود اینجا کلیک کنید

--------------------------------------------------------------------------------

Grey Wallpapers 7 - 8

http://img98.com/images/hp7r31zs6mbop2m8tdkg.jpg

مجموعه های 7 و 8  از مجموعه والپیپر های Grey Wallpapers : این مجموعه ها شامل 35 والپیپر در اندازه 1600x1200 و فرمت JPEG می باشد . این مجموعه والپیپیر ها با حجم 15 مگابایت در ادامه آماده دریافت هستند .



برای دانلود اینجا کلیک کنید

--------------------------------------------------------------------------------

Assassins Creed 2 - Java

http://img98.com/images/elriwje1vb2z0kxkq3f.jpg

بازی مهیج و بسیار جذاب Assassins Creed 2 با فرمت جاوا : بازی Assassins Creed 2 یکی از جذاب ترین و سرگرم کننده ترین بازی های موبایل می باشد که این بار با فرمت جاوا و با ابعاد 320�240 و 220�176  تهیه و آماده دانلود شده است .


برای دانلود اینجا کلیک کنید

--------------------------------------------------------------------------------

Nokia Adobe PDF Reader LE v2.5.195 - Nokia s60 v3

http://img98.com/images/msgm4gclxu7k4l6sjgzg.jpg

نرم افزار فوق العاده Nokia Adobe PDF Reader LE مخصوص گوشی های نوکیا سری 60 ورژن 3 برای اجرای و نمایش فایل های PDF در موبایل بدون هیچ محدودیتی کرک شده به صورت کامل . . . .


برای دانلود اینجا کلیک کنید

زندگي پروين اعتصامي

زندگي پروين اعتصامي

 اختر چرخ ادب ،پروين اعتصامي در 25 اسفند ماه 1285 شمسي در تبريز چشم به جهان گشود. ما در پروين اهل آذربايجان و پدرش يوسف اعتصم الملك آشتياني اهل آشتيان بود(1). پروين آموختن ونوشتن زبان فارسي و عربي را در داماد خانواده آموخت. تا اين كه پدرش در سال 1291 شمسي تصميم گرفت از تبريز به تهران بيايد. بنابراين پروين به همراه پدر به  تهران آمد.پدر پروين انساني روشنفكر و تحصيل كرده بود و اين امر، نقش مهمي در پيشرفت پروين داشت. به پيشنهاد پدر، پروين براي يادگيري زبان انگليسي وارد كالج آمريكايي تهران شد(1) و به اين طريق توانست به زبان انگليسي تسلّط كامل يابد كه اين امر بعدها در سرودن اشعارش تأثير به سزايي داشت. در سال 1303 شمسي ، پروين از مدرسه ي دختران آمريكايي فارغ التحصيل شد. براي جشن فارغ التحصيل، پروين قطعه ي زير را سرود و براي آناني كه درجشن شركت داشتند، اين شعر را خواند:

اي نهال آرزو،خوش زي كه بارآورده اي

غنچه بي باد صبا ، گل بي بهار آورده اي

 باغبانان تو را، امسال سال خرّمي است

زين همايون ميوه، كز هرشاخسار آورده اي

شاخ و برگ ات نيكنامي ، بيخ و بارت سعي و علم

اين هنرها، جمله از آموزگار آورده اي

غنچه اي زين شاخه ، ما را زيب (2) دست و دامن است

همّتي اي خواهران تا فرصت كوشيدن است

پستي نسوان (3) ايران جمله از بي دانشي است

مرديا زن، برتري و رُتبت از دانستن است

به كه هر دختر بداند قدر علم آموختن

تا نگويد كس ، پسر هشيارو دختر كودن است

از چه نسوان از حقوق خويشتن بي بهره اند

نام اين قوم از چه ، دور افتاده از هر دفتري

دامن مادر، نخست آموزگار كودك است

طفل دانشور، كجا پرورده نادان مادري

(( ديوان پروين اعتصامي ، صص 288-289))

پروين از همان آغاز زندگي به شعر و ادب علاقه ي زيادي  داشت و محيط مناسب خانه او را در شكوفايي استعدادهايش ياري مي كرد. اعتصام الملك، پدر پروين ، سردبيرمجله ي بهار بود (1) پروين از سنِّ هشت سالگي شعر مي سرود. پدرنيز تعدادي از سروده هايش را در مجله ي بهار به چاپ  مي رساند و اين تشويق برزگي براي پروين بود تا در سرودن اشعارش سعي و تلاش بيش تر نمايد. (( از عوامل ديگري كه موجب تقويت ذوق و پرورش استعداد شعري پروين شد، رفت و آمد او به محافل ادبي آن روزگار بود كه پدرش با آن ها سر و كار داشت (2)

يكي از اين محفل ها پروين با شاعر و روشنفكر زمان خود، ملك الشّعراي بهار آشنا مي شود. بهار با ديدن سروده هاي پروين بسيار تعجّب كرد. به طوري كه در ابتدا باورش نمي شد شاعر جواني چون پروين بتواند چنين شعرهاي زيبايي بسرايد. به خصوص كه پروين ، زني با حُجب و حيا بود و زنان درآن زمان  كمتر اجاره  داشتند در ميدان علم و ادب اظهار نظري كنند و ذوق و هنر وجودي خود را به ظهور برسانند. بهار  خود در مقدّمه اي كه بر ديوان پروين اعتصامي نوشته از شيوه ي شاعري پروين اين گونه مي گويد: ((ملاحظه ي چند صفحه از اين ديوان و مشاهده ي سبك متين و شيوه ي استوار و شيوايي بيان و لطافت معاني آن، چنانم بفريفت كه تنها اين كتاب را پيش روي نهاده و هر مشغله كه بود ، پسِ پُشت افكندم و تمامت آن را خوانده ، لذّتي موفور بردم(1). ))

هر چند بهار در آغاز كار به سروده هاي پروين به چشم ترديد مي نگريست ، امّا كم كم به خاطر نشست و برخاستي كه در محافل ادبي با پروين داشت ، متوجّه شد كه تمام آن اشعار از پروين بوده و واقعاً استعداد شاعري در وجودش نهفته است . با اين وجود اكثر مردم آن زمان اين سروده ها را از پروين باور نداشتند و آن را به اعتصام الملك آشتياني، پدر پروين ، نسبت   مي دادند. با تمام اين مسايل پروين دست از تلاش خود برنداشت و با وجود تمام محدوديت هايي كه سراسر زندگي اش را احاطه كرده بود، به سرودن ادامه داد و حقيقت وجودي خود را به تماشا گذاشت. امّا چرا مردم آن زمان سروده هاي ناب و زيباي پروين را از او نمي دانستند و اصلاً به فكرشان خطور نمي كرد كه شايد زني بتواند چنين زيبا ، سخنان خود را به نظم در آورد و از انديشه و آرزوهاي نهفته اش سخن بگويد. تا آن زمان به علّت حاكميّت انديشه هايي كه زن را در چهار ديواري خانه محدود مي كرد و به او اجاره نمي داد كه وارد اجتماع شود و در امور سياسي ، فرهنگي، اجتماعي و... دخالت كند، هيچ زني نتوانسته بود از استعداد دروني خود سخني بگويد و جرأت نداشت كه حتّي نوشته ها سروده هايخود را به كسي نشان دهد. زيرا خواه نا خواه همانند پروين ، او را مورد اتّهام خود قرار مي دادند و چنين هنري را از او باور نداشتند.

براي مثال در زماني كه پروين به پيشتيباني پدر خود در محافل ادبي آن روز شركت مي كرد و در جمع بزرگاني  چون بهار، دهخدا، محمّد قزويني، نفيسي

و... شعر خود را مي خواند و مورد تشويق آنان قرار مي گرفت، شاعر ديگري به اسم عالمتاج قائم مقامي ، متخلّص به ((ژاله)) زندگي مي كرد. امّا هيچ گاه به خاطر محيط و فرهنگ حاكم برزمان نتوانست سروده هاي خود را براي كسي بخواند براي كسي بخوانيد و يا احيا نا ان را در مجله و يا روزنامه ها به چاپ برساند شايد  به اين سبب از انتساب به شعر و   شاعري نيز تبرا مي جست و ديوان غزل هايش را به اتش سپرده بود

به اتش سپرده سرودها نشان دهند ه ي  محدوديت ها يي است كه سال هاي سال بر زنان حاكم  بوده و همين امر باعث شده است كه سال هاي سال بر زنان حاكم بوده و همين امر باعث شده است كه ما شاهد پيشرفت جدئي در زمينه هاي مختلف زندگي از سوي زنان نباشيم .با اين وجود پروين به خاطر حمايت هاي بي دريغ پدر و عشق و علاقه ي فراواني كه در وجودش قرار داشت ، توانست موانعي كه بر سر راهش بود را كنار بزند و به هدف خود دست يابد .پروين در سال1313 شمسي با پسر عموي پدرش ازدواج كرد. بعد از ازدواج به كرمان شاه رفت.اما پروين زني تحصيل كرده و با فرهنگ بود و نمي توانست با كسي كه هيچ بويي از ادبيات و فرهنگ نبرده، در يك خانه به سر كند . بنابراين هنوز دو ماه از ازدواجشان نگذ شته بود كه به خاطر عدم تفاهم از همسرش جدا شدو به تهران بازگشت . پروين خود در ديوانش به دوران تلخ زندگي مشترك خود اشاره مي كند و چنين مي گويد :

اي گل تو ز جمعيت گلزار چه ديدي؟

جز سر ز نش و بد سري خار چه ديدي؟

اي لعل دل افروز تو با اين همه تو پرتو

جز مشتري سفله به بازار چه ديدي؟

 

رفتي به چمن ليك قفس گشت نصيب ات

غير از قفس اي مرغ گرفتار چه ديدي؟

«ديوان پروين اعتصامي ،ص 435»

اين نا كامي در ازدواج بعدها در شعر پروين تا ثير خاصي داشت .در سروده هايي كه رده پاي از عطوفت و دلسوزي هاي عميق او نسبت به پير زنان ، بيچارگان، كودكان،و در ماندگان وجود دارد،مي توان اين تأثير را به راحتي مشاهده كرد.كم كم سروده هاي پروين در ميان مردم راه يافت و مردم با شوق علاقه ي خاصي آن اشعار را مي خواندند واز آن لذت مي بردند.

در سال 1314 شمسي براي اولين بارديوان اشعار پروين به چاب رسيد و اين امر باعث شهرت پروين شد .به محض چاپ شدن ديوان پروين ،محمد قزويني،دانشمند و عالم آن زمان پس از خواندن آن ديوان در نامه اي به پدر پروين ، اين گونه از سروده هاي پروين تعريف كرد:«چيزي كه مخصوصا بيش تر مايه ي تعجب و استغراب است و نه چندان جنبه ي معنوي اين اشعار است،..... بلكه موضوع تعجب ،جنبه ي لفظي و فني اشعار خانم پروين اعتصامي است كه عبارت باشد از نهايت حسن انتخاب الفاظ و كلمات و جمل و تعبيرات و اصطلا حات ...كهاين فقرات چنان كه همه كس ميداند موهبتي و فطي نيست ، بلكه فقط و فقط اكتسابي است لا غير ؛ و نتيجه ي سال هاي تحصيل ودرس و بحث و اعمال و ممارست ومعاشرت با فضلا و علما وادبا و ارباب فن است»دهخدا ، استاد و اديب معروف ادبيات فارسي نيز شعر پروين را داراي مقام بلندي دانسته وبا توجه به سن كم پروين ، اورا در رديف شاعران بزرگ ايران قرار داده و سروده هايش را ستوده است . پروين مدتي در كتابخانه دانش سراي عالي تهران به كار كتاب داري مشغول بود . تا اين كه سرانجام در شب شنبه 16 فروردين 1320به خاط بيماري حصبه به سن 35 سا لگي در تهران در گذشت . اورا در قم در مقبره ي خانوادگي اش دفن كردند

بر سر مزار پروين ، شعر زير نوشته شده است:

اين كه خاك سيه اش بالين است

اختر چرج ادب ،پروين است

گر چه جز تلخي از ايم ند يد

هر چه خواهي سخن اش شيرين است

صاحب آن همه گفتار امروز

سا ئل فاتحه و ياسين است

دوستان به كه زوي ياد كنند

دل بي دوست ،دل غمگين است

خاك در ديده بسي جان فر ساست

سنگ بر سينه بسي سنگين است

بيند اين بستر و عبرت گيرد

هر كه را چشم حقيقت بين است

هر كه باشي و ز هر جا برسي

آخرين منزل هستي اين است      

 

 

* ارزش زن در نگاه پروين اعتصامي

 

زن هماره در گذر تاريخ در پرده اي  از ابهام و ترديد قرار داشت و به بهانه هاي مختلف از حضور در اجتماع منع مي شد و مجبور بود كه انديشه ها ، آرزوها و خواسته هايش را در چهار ديواري خانه به فراموشي بسپارد و براي گذراندن لحظه ها به امور جزيي و به نظر كم اهميّت بپردازد. نه تنها انسان هاي عامي و بي سواد زنان را به چشم يك انسان بي اراده و بي اختيار مي نگريستند كه حتّي انديشمندان و متفكّران زمانه نيز براي زن هيچ گونه حقّ و حقوقي قائل نبودند و همواره آنان را در پشت ميله هاي انديشه هاي غلط خود به اسارت مي كشيدند.

پروين كه در زمان خود شاهد اين بي عدالتي ها نسبت به زنان بود ، بارها اعتراض خود را در مورد اين مسأله نشان داده و سعي مي كرد كه با سرودن اشعاري، ارزش واقعي زنان را به آن ها نشان دهد و به زنان مي آموخت تا با انجام كارهاي بيهوده و دلبستگي هاي سطحي اجاره ندهند كه ديگران سر نوشت شان را رقم بزنند و به دلخواه خود قانون وضع كنند.

در روزگاري كه پروين زندگي مي كرد، زناني وجود داشتند كه براي آزادي و رهايي خود از قيد و بندهايي كه توسّط ديگران  براي شان به وجود آمده بود، تلاش مي كردند. امّا فضاي سنگيني كه بر جامعه ي آن روز حاكم بود و مانع هر گونه فعاليّت زنان مش شد، باعث گشت تا بيشتر اين زنان به خاطر اين فعاليّت ها از جامعه طرد شوند و يا حتّي جان شان را از دست بدهند(1).

هر چند پروين يك شاعر سياسي نيست و به صراحت از اين مسأله در ديوانش سخن به ميان نياورده است، امّا با اين وجود او تحت تأثير جنبش ها و تحوّلات فكري زمان خود قرار گرفته بود و سعي مي كرد با دگرگوني هايي كه در اجتماع رخ مي داد، همراه شود و سهمي در آن داشته باشد. امّا حكومت مستبد آن زمان به او اجاره نمي داد كه به صورت علني تمام سخن خود را بيان كند. زيرا (( آنان كه به مبارزه براي آزادي و عليه اختناق سياسي پرداختند سرنوشتي ديگر گونه انتظار شان را كشيد. عارف، شاعر ملّي به انزواي تبعيد پناه برد، سيّد اشرف الدّين حسيني، شاعر مردم را مجنون معرّفي كردند و به تيمارستان شهر نو بردند، عشقي را در خانه اش ترور كردند، دهان فرّخي يزدي را به چرم وصف آزادي دوختند، لاهوتي روزگار خود را در مهاجرت اجباري گذراند، بهار پس از مبارزات سياسي ، تبعيد و زندان، سرگرم نشر روزنامه و خبر داشت ، چاره اي نداشت جز اين كه به صورت غير مستقيم و در پرده اي از ابهام به دفاع از حقوق زن بپردازد و زير كانه قصد داشت كه به هم جنسان خود بفهماند تا دست از مبارزه بر ندارند و در برابر جور و ظلم ديگران سكوت نكنند.

مهم ترين و مشهورترين شعري كه پروين در آن به دفاع از حقوق زن بر

مي خيزد و اورا با مرد برابر مي داند، شعر (( فرشته ي انس )) از نگاه پروين زن سر منشاي محبّت و مهرباني است و بدون او روان انسان ها خواهد پژمرد.  ركن خانه ي هستي )) صفتي است كه پروين به زن داده و به اين وسيله او را مورد ستايش قرار مي دهد:

در آن سراي كه زن نيست، انس و و شفقت نسيت

در آن وجود كه دل مرده، است روان

به هيچ مبحث و ديبا چه اي قضا ننوشت

براي مرد كمال و براي زن نقصان

زن از نخست بُوَد ركن خانه ي هستي

كه ساخت خانه ي بي پاي بست و بي بنيان

زن ار به راه متاعب(1) نمي گداخت چو شمع

نمي شناخت كس اين راه تيره را پايان

(( ديوان پروين اعتصامي ، ص 275))

 

     از نگاه پروين، آناني كه مرد را برتر و كامل تر از زن مي دانند و به نقص و ناتواني وجود زن اتقاد دارند، تحت تأثير باورهاي غلطي هستند كه همين باورهاي غلط سال هاي است دست و پاي زن را بسته و او اجازه نمي دهد كه حتّي از طبيعي ترين حقّ خود دفاع كند. حقّ زندگي كردن ، آزاد بودن ، آزادانديشيدن.....وحتي در كتاب آسماني، قرآن كريم نيز چنين سخني گفته نشده است كه مرد كامل تر از زن است و زن به علت كم خردي مي بايست از مرد اطاعت كند و يا احيا نا توسط آن ها مورد ظلم و ستم و تعدي قرار گيرد.

عده اي هم بر اين باورند كه حضرت حوا از شيطان فريب خورده و بنا به وسو سه هاي شيطان از ميوه اي خورد كه خداوند استفاده از آن را بر حضرت آدم و حوا منع كرده بود .حضرت حوا بعد از اين كه از دستو خداوند سر پيچي كرد،حضرت آدم را هم وسوسه كرد تا از ميوه ممنوعه بخورد . 

بنا براين حضرت حوا «زن» شيطاني بود كه حضرت آدم «مرد»را به گمراهي

كشاند و او را از بهشت جايگا ه اوليه انسانها دور كرد .اگر به آقران كريم برگرديم متوجه خواهيم شد كه چنين باوري در كتاب آسماني ما بيان نشده و حتي خداوند حضرت آدم را نشانه ي عصيان و طغيان معرفي مي كند «بر اساس آيات قرآني زن ومرد هر دو فريب خوردندو لغز دند .در آيين اسلام اگر آدم اغوا شد، اغواي او ناشي ازاغوا گري حوا نبود ،بلكه هر دوي آن ها با هم لغزيدند .........

نكته ي مهم تر كه كمتر مد نظر قرار گرفته اين است كه در قرآن ، خداي تعالي،عصيان را به آدم نسبت داده است و (عصي آدم ربه فغوي)سوره ي طه آيه 35 »پروين در ادامه شعر « فرشته ي انس»زن را فرشته صفتي مي داند كه چون شياطين روزگار چشم ديدن را ندادند ، بي دليل به او طعنه مي زنند و سعي مي كنندتابا دروغ اين فرشته صفتان را در نظر همگان بد جلوه دهند .به نظر پروين تمام انسان هاي بزرگ به خاطر محبت و توجه زني به اين مقام رسيدهاند واگر مادر نبود آن ها نيز بي شك اين گونه نمي ناليدند ودر عرصه ي علم وهنر و دانش نمي درخشيدند :

فرشته بود زن آن ساعتي كه چهره نمود

فرشته بين كه برو طعنه مي زند شيطان

اگر فلاطن و سقراط بوده اند بزرگ

بزرگ بوده پرستار خردي ايشان

به گاهواره ي مادر به كودكي خفت

سپس به مكتب حكمت حكيم شد لقمان

چه پهلوان و چه سالك، چه زاهد و چه فقيه

شدند يكسره شاگرد اين دبيرستان

« ديوان پروين اعتصامي ، ص279»

هر چند در اجتماع به زن بي اعتنايي شود و از رشد فكري ممانعت  به عمل آيد ، حاصل اين بدرفتاري ها ، خواه نا خواه بعدها در جامعه ديده خواهد شد. زيرا زن همان مادري خواهد شد كه قرار است فردا فرزندش را تربيت كند و براي خدمت به هم نوعان خود آن ها را پرورش دهد. اما راستي زني كه حق هيچ دخالتي در امور سياسي و اجتماعي ندارد و حتي قادر به خواندن و نوشتن نيست ، آيا مي تواند فرزندان آگاه پرورش دهد؟ هرگز . در نگاه پروين زن ومرد لازم و ملزون يكديگر هستند. زندگي بدون هيچ كدام از آنها شكل نمي گيرد و هر دوي آنها به طور برابر بار سنگين زندگي را بدوش مي كشند . در درياي مواج روزگار ، يكي كشتي است و ديگري كشتيبان.كشتي بدون كشتي بان سرانجام نابود مي شود و كشتي باني كه كشتي نداشته ،قادر به انجام هيچ كاري نيست . پس چرا مي بايست در اين ورطه وظيفه ي زن كوچك شمرده وحق وحقو قش پايمال گردد :

وظيفه ي زن و مرد، اي حكيم داني چيست

يكي ستكشتي و آن يكي ديگري ست كشتي بان

چو نا خداست خردمند و كشتي اش محكم

دگر چه باك ز امواج و ورطه و توفان

به روز حادثه اندر يم حوادث دهر

اميد سعي و عمل هاست هم از اين هم از آن

هميشه دختر امروزمادر فرداست

ما درست ميسر بزرگي پسران

«ديوان پروين اعتصامي ،ص 279»

پروين در حالي از حقوق زن دفاع مي كند كه بارها خود در حين مطالعه ي آثار شاعران و نو يسندگان پيشين،با نوشته هاو سروده هايي رو به رو شده بود كه سخنان نارواي در مورد زن مي گفتند و به مقام و شخصيت او توهين مي كردند . براي نمونه سعدي در كتاب بو ستان در مورد زن اين گونه مي سرايد:

در خرمي بر سرايي ببند

كه بانگ زن از وي برآيد بلند

چون زن راه بازار گيرد بزن

وگرنه تو در خانه بنشين چو زن

چو بيني كه زن پاي بر جاي نيست

ثتات از خردمندي و راي نيست

گريز از كفش در دهان نهنگ

كه مردن به از زندگي به ننگ

در اين جاست پروين با خواندن اين سخنان دردناك در مورد زن تصميم مي گيرد تا كاري كند و صورت حقيقي زن را كه به خاطر باورهاي غلط در پردهاي از ابهام وترديد قرار گرفته بود،به همگان نشان دهد و او را ركن خانه ي هستي معرفي كند:

زن نكوي نه بانوي خانه تنها بود

طيب بود و پرستار شحنه و دربان

به روزگار سلامت رفيق ويار شفشق

به روز سانحه تيمار خوار و پشتيبان

«ديوان پروين اعتصامي ،صص 279-280 »

 

سخن مي گويد و اورا شايسته هر گونه تمجيد و تعريف ميداند ،رو به زنان زمانه خود ميكند واز آن ها مي خواهد مواظب رفتار و كردار خود باشند. سخنانه بيهوده نگويند و به فكر امور سطحي و جزئي نباشند .

ز بيش وكم ،زن دانا نكرد روي ترش

به حرف زشت نيالود نيك مرد دهان

چه زن چه مرد كسي شد بزرگ و كامروا

كه داشت ميوه اي از باغ علم در دامان

«ديوان پروين اعتصامي،ص 280»

فراگيري علم ودانش توسط زنان تنها راهي است كه ميتوان با آن باورها و عقيدها ي نادرستي كه در مورد زنان وجود دارد را از بين برد .ساده زيستن يكي ديگر از نكاتي است كه پروين به آن توجه دارد و از زنان مي خواهد كه به خاطر مشتي پول و طلا و زر ، ازادي خود را نفروشند و اسير خواسته هاي ديگران نگردند :

نه بانوست كه خود را بزرگ مي شمرد

به گو شواره و طوق و به ياري مرجان

چو آب و رنگ فضيلت به چهره نيست چه سود

ز رنگ جامه ي زربفت و زيور رخشان

«ديوان پروين اعتصامي ،ص 281 »

البته پروين در جاي جاي سروده هايش از زن و علت عدم دخالت او در امور مختلف زندگي سخن گفته است و هميشه تاكيد داشته كه اگر زنان ما اينگونه اسير خواسته هاي ديگران شده اندو از حق خود محروم گشته اند ،مقصر اصلي خودشان هستنند .زيرا به جاي اينكه به علم و دانش رو آورند و كسب فضيلت نمايند ،به مسايل پيش پا افتاده ي زندگي دل بسته و به ديگران اجازه داده اند كه از ناداني و ناآگاهي ها ي شان سوء استفاده نمايند و هر قانوني كه به نفع خودشان است ،وضع كنند .و اين رسالت پروين است كه به جاي ديگران سخن بگويد،از حق آنها دفاع كند وراه درست را به آنها نشان دهد .او شاعري است كه فقط به فكر سرودن و خود نشان دادن نبود .اوبا درد و غم مردم جامعه ي خود زندگي ميكرد واين درد وغم ،اورا براي لحظه اي آرام نمي گذاشت .وقتي از زن مي گفت و رنج آن هارا در سروده هايش به تصوير مي كشيد ،اميدوار بود كه روزي زنانه سرزمين اش از جهل و ناداني دست بردارند وبه تمام امور سطحي و  بيهوده  ي  زندگي  خود پشت پا زنند و  با  كسب  علم  و دانش  به  بلنداي وجودي خود دست يابند .  از نظر  پروين  چه  مرد و  چه  زن  ، تنها ملاك  برتري شان  ايمان  و  تقوا  است  و  هر  كس  اين  صفت  پسنديده  را  نداشت  ، هميشه  مورد  سر زنش  او  قرار  مي  گرفت .  پس  چرا  زنان  مي  بايست  ارزش  واقعي  خود را  ندانند ؟  و  به  خاطر باورهاي  غلط  در حصاري  از  حسرت و ندامت  زندگي  كنند  . به راستي « چه  دردناك  و  سخت  است  تحمل دردها و  سختي  هاي  ديگران. چه طاقت  فرساست ديدن عقب  ماندگي  و ناآگاهي وآلودگي همنوعان ! پروين  زنان و مردان  جامعه اش  را به دقت  ديده و آنها را شناخته و با اين  ديد  و شناخت  درست  با  ما  سخن  گفته  است . او از كساني  گفته است  كه در زمان  حيات خود ، بي  هنر  و درمانده ، و خوار و به دور  از هر فضل و ادب و بزرگواريهاي  انساني  ، روزگارمي گذرانيده اند » 

از چه  نسوان از  حقوق  خويشتن بي بهره اند

                                   نام اين  قوم  از  چه  دور افتاده از  هر  دفتري

دامن  مادر  ، نخست آموزگار  كودك  است 

                              طفل دانشور كجا پرورده نادان مادري

با  چنين درماندگي ،از ماه و پروين  بگذريم

                                  گر كه ما را  باشد از  فضل  و ادب ، بال وپري

«ديوان پروين  اعتصامي ، ص 289 »

 

موشک ها

نگاهى به تاريخچه پيدايش و ساخت موشك

مقدمه

حداقل ۷۰۰ سال از عمر موشك مى گذرد. در قرن سيزدهم بود كه چينى ها نخستين تيرهاى آتشين ضبط شده در تاريخ را پرتاب كردند و مغول هاى مهاجم را به وحشت افكندند. چينى ها در جنگ پين كينگ در سال ۱۲۳۲ ميلادى سلاح هاى آتشين را كه بر سر خود آتش داشتند عليه تاتارها به كار گرفتند. در اين سال ها توسط يك نفر ايتاليايى به نام فونتانا راكتى اختراع شد كه داراى محرك بود. اين راكت در آن زمان چندان عملى نبود و تخريب چندانى نداشت و بيشتر اثر روانى آن در ايجاد ترس در دشمن مورد نظر بود.
اولين راكت به مفهوم امروزى توسط شاهزاده حيدرعلى در هندوستان ابداع شد كه اين راكت در نيمه دوم قرن ۱۷ عليه انگليسى ها به كار گرفته شد. اين راكت ها لوله هايى از آهن و ماده اصلى آن را باروت تشكيل مى داد و وزن اين راكت ۳ تا ۵ كيلوگرم و طول آن ۲۰ و قطر آن ۵ سانتى متر با برد حدود ۵/۲ كيلومتر بود كه طول راكت در مجموع با قطعات چوبى به ۳ متر مى رسيد. همچنين پايدارى اين راكت ها در پرواز توسط قطعاتى از چوب بامبو كه به بدنه آن متصل بود تامين مى شد كه اين قطعات چوبى عملى شبيه بالك هاى كنترلى در موشك هاى امروزى را انجام مى دادند. در جنگى كه در هندوستان بين ارتش انگليس و حيدرعلى اتفاق افتاد، ارتش حيدرعلى با به كارگيرى ۵ هزار راكت انداز ابداعى خود شكست سختى بر ارتش انگليس تحميل كرد و انگليس و غرب به رغم داشتن زمينه هاى مساعد در تهيه اسلحه فعاليت چشمگيرى در تحقيقات موشكى نداشتند. اما در اين جنگ تعدادى از راكت هاى سالم به وسيله يكى از افسران انگليسى به نام ويليام كنگرو جهت تجزيه و بررسى به انگلستان ارسال شد. اين افسر پس از بازگشت به انگليس در سال ۱۸۰۴ به رياست كارخانه موشك سازى كه تازه در ولويچ تاسيس شده بود انتخاب شد و نتيجه فعاليت وى موجب پيدايش راكتى به نام خود او شد كه طول بدنه فلزى كنگرو ۱۰۷ سانتى متر بود و قطر آن ۱۰ سانتى متر كه با سر دوكى شكل به چوبى به طول ۶/۴ متر و قطر ۸/۳ سانتى متر وصل شده و وزن آن در حدود ۵/۱۴ كيلوگرم بوده و برد آن ۸/۱ كيلومتر بود كه با تغييرات انجام شده به ۷/۳ كيلومتر افزايش يافته است و با استفاده از اين راكت ها ارتش انگليس در سال ۱۸۰۵ شهر بولونى فرانسه را با پرتاب ۲۰ هزار راكت و در سپتامبر سال بعد شهر كپنهاگ را با پرتاب ۴۰ هزار راكت به ويرانه تبديل كرد.

 ● پيشتازان صنعت موشك

۱-كنستانتين، ادوارد ويچ و تسيولكوفسكى

تسيولكوفسكى در ۱۷ سپتامبر ۱۸۵۷ در دهكده ايزوسك در شهر كوچك كالوگا، ۱۶۰ كيلومترى مسكو در جنوب غربى روسيه به دنيا آمد. اين دانشمند ضمن اينكه در روسيه پدر راكت شناخته شده، به علت ارائه نظريات و تئورى هاى باارزش نسبت به گذشتگان خود در زمينه چگونگى دسترسى به ستارگان، پدر غيرقابل انكار كيهان نوردى نيز است.
او از سنين نوجوانى به علوم فيزيك و هوانوردى اشتياق فراوان داشت و در ۱۶ سالگى براى شركت در سمينارى در مورد علوم و رياضيات به مسكو رفت و در راستاى علاقه مندى به اين دو رشته بود كه در مدرسه دهكده بوروسك در ۹۰ كيلومترى جنوب شرقى مسكو شغل معلمى رياضيات و فيزيك را قبول كرد و در اين شغل مطالعات جدى و فراوانى در مورد كيهان شناسى نمود و محل سكونت خود را به مركز تحقيقات نسبتاً بزرگى تبديل و مدل هاى مختلف راكت را جمع آورى كرد. او از جمله نخستين انسان هايى بود كه دريافت موشك وسيله اى براى گريز از زمين است.

فعاليت هاى تسيولكوفسكى

تسيولكوفسكى در سال ۱۸۹۷ اصول موتورهاى كنترلى را تعريف و در سال بعد كتابى تحت عنوان ورود به مدارات ماهواره اى از زمين و سپس كتاب ديگرى با نام كيهان نوردى با استفاده از موتورهاى عكس العملى به رشته تحرير درآورد. در اين زمان با مندليف نيز تماس هايى داشت ولى مندليف به او گفت كه كارهايش اتلاف وقت است و به عنوان انجمن شيمى از او خواست كه از محاسبات آينده مطلع شود ولى تسيولكوفسكى دست از فعاليت هاى خود برنداشت و در سال ۱۸۹۸ ديگر قانون هاى رياضى حركت موشكى كه اساس طرح همه سفينه هاى فضايى است را به دست آورده بود و در سال ،۱۹۰۳ سال اولين پرواز هواپيماى برادران رايت نتايج اصلى كار خود را منتشر كرد و پايه هاى دانش فضانوردى را بنا نهاد كه شامل بررسى نظرى از مسئله سوخت موشك ها، كارايى موتور موشك و استفاده از هيدروژن و اكسيژن مايع به عنوان ماده محرك موشكى است كه طبق محاسبات او امكان مسافرت بين سيارات و يا استفاده از ماهواره و ايستگاه هاى فضايى در مدارات مختلف زمين امكان پذير است و ثابت كرد براى ورود به مدار زمين رسيدن به سرعت ۸ كيلومتر در ثانيه ضرورى است. در سال ۱۹۰۳ دستگاه كاملى را معرفى كرد كه قادر به حمل انسان به فضا بود و نيروى محركه آن را اكسيژن مايع و هيدروژن تشكيل مى داد. وى با درك مشكلات نيروى محركه موتورهاى چندمرحله اى را پيشنهاد و فرمول هاى قوانين حركت در فضا را ارائه كرد و در سال ۱۸۸۱ اولين تونل باد روسيه را ساخت كه شايد در دنيا اولين باشد. اين دانشمند نابغه كه نتيجه تحقيقاتش براى ساختن موشك V1 آلمانى مورد استفاده قرار گرفت و به رغم داشتن محدوديت، تلاش هاى ارزنده اى در ساخت موتور راكت و مطالعات كيهان نوردى داشت، در ۱۱ سپتامبر ۱۹۳۵ در سن ۷۸ سالگى در كالوگا در حالى كه نزديك به ۵۰۰ اثر علمى به صورت مقاله و كتاب از خود بر جاى گذاشت چشم از جهان فرو بست.
-۲ رابرت هاچگينز گادارد
مردى كه همه موشك ها مرهون او هستند. گادارد كه در سال ۱۸۸۲ در شهر ووستر در ايالت ماساچوست به دنيا آمده بود، مبتكر تك رويى بود كه در جوانى از حمله مكرر بيمارى جان به در برده بود. اين شخص به راستى يك پيشاهنگ واقعى بود، همانند تسيولكوفسكى در شوروى سابق و هرمان ابرت در آلمان به محاسبات موشكى و پرواز فضايى پرداخت ولى بعداً كارش را با پرداختن به مسائل عملى طرح دستگاه ها و وسايل آزمايش سوخت ها و ساختن و پرواز دادن موشك ها دنبال كرد و سال ها پس از مرگ او روشن شد كه موشك هاى او نه تنها از محركه دگرگونى فناورى سالم بيرون آمده اند بلكه خود سهمى در به وجود آوردن آن دگرگونى ها داشته كه در اين رابطه يك كارشناس موشكى به نام جروم هان ساكر گفته است هر موشك مايع سوزى كه پرواز مى كند يك موشك گادارد است. در واقع اگر تسيولكوفسكى را پدر علم راكت بدانيم، بدون شك گادارد را بايد پدر مهندسى راكت خطاب كنيم. اگر چه اين دو نابغه چندين دهه بدون اطلاع از هم بودند ولى تحقيقاتشان عملاً به موازات يكديگر بوده است.
 ●هدف گيرى به سوى ماه در سال هاى ۱۹۲۰
رابرت گادارد روزى كه به صورت جدى به فكر موشك بازى و پرواز فضايى افتاد فقط ۱۷ سال داشت. وقتى كه در دانشگاه كلارك در ووستر در رشته فيزيك درس مى خواند يكه و تنها به بررسى سوخت هاى احتمالى موشك ها پرداخت. پس از توجه به سوخت هاى جامد گوناگون به اين نتيجه رسيد كه تركيبى از ئيدروژن و اكسيژن مايع از همه بهتر خواهد بود اما در آن تاريخ هيچ يك از اين دو گاز مايع به صورت تجارتى براى فروش موجود نبود. او پس از پايان دوره دبيرستان به دانشگاه كلارك در ووستر رفت و در سال ۱۹۱۱ وقتى كه ۲۸ ساله بود در رشته فيزيك دكترا گرفت و يك سال بعد هم معلم دانشگاه كلارك شد و سر كلاس مباحث خارج برنامه اى چون راه هاى مسافرت به ماه را نيز شرح مى داد. او در حقيقت پايه گذار راكت هايى است كه هم اكنون به شكل فعلى در قرن بيستم شناخته شده است و در سال ۱۹۱۶ گادارد به قصد تهيه بودجه پژوهشى از انجمن اسميتسونى تقاضا كرد تا موشك هاى آزمايشى بسازد و اين انجمن نيز پنج هزار دلار به او اعطا كرد و در سال ۱۹۱۹ كتابى تحت عنوان روش هاى رسيدن به ارتفاعات فوق العاده بالا منتشر ساخت.
 ●ناكامى ها و كاميابى ها
در جنگ جهانى اول رسته مخابرات ارتش آمريكا گادارد را مامور طرح سلاح سبك و در عين حال پرقدرتى كرد. او هم موشك كوچك جامدسوزى را كه از درون يك لوله پرتاب مى شد براى اين كار به وجود آورد و در سال ۱۹۲۰ انجمن اسميتسونى واشينگتن رساله اى كه نخستين بورس تحقيقاتى گادارد را نصيب او ساخته بود منتشر ساخت و پيشنهاد او درباره سفر موشكى به ماه هياهوى بسيار بزرگى داشت و گادارد انسان ماه موشكى لقب گرفت و سرانجام در سال ۱۹۲۶ راكت با سوخت مايع و نفت را آزمايش كرد. اين راكت با سرعت ۶۰۰ مايل در ساعت تا ارتفاع ۱۸۴ پا صعود كرده و سپس توجه خود را به جاى افزايش در ارتفاع، انعطاف پذيرى در برد معطوف كرد و سرانجام طى آزمايش هاى متعدد سرعت مافوق صوت را در راكت به دست آورد و او كه از استفاده زمين هاى ايالتى براى آزمايش هاى موشكى منع شده بود به ناچار عمليات خود را به هل پاند (بركه دوزخ)، باتلاق برهوتى در وسط ميدان تير فدرال نزديك اردوگاه ديونز منتقل ساخت و اعلام كرد كه با به كارگيرى شكل خاصى از نازل مى توان با سوخت ثابت سرعت پرتاب را هشت برابر بالا برد و برد راكت نيز ۶۴ برابر افزايش پيدا مى كند. و او دريافت كه براى رسيدن به سرعت مافوق صوت، موتور هاى سوخت مايع بر موتور هاى با سوخت باروتى ارجحيت دارند.
 ●دره بهشت بعد از بركه دوزخ
در سال ۱۹۲۹ شخص مهمى كه از كار گادارد تحت تاثير قرار گرفته و شور آينده فضانوردى در وجودش رفته بود، به قصد كمك به گادارد قدم پيش نهاد. اين شخص سرهنگ چارلز ليندبرگ قهرمان هوانوردى آمريكا بود و به زودى بورس دوساله اى به مبلغ ۵۰ هزار دلار نصيب گادارد شد و او كه بودجه كافى به دست آورده بود رهسپار غرب گرديد و به شهر راس ول در ايالت نيومكزيكو رفت، جايى كه آب و هوا و طبيعت از هر لحاظ براى كار او مناسب بود. گادارد مركز كار خود را نزديك راسل ول در محلى به نام دره بهشت قرار داد. گادارد در طول تمامى سال هاى آزمايش خود با كارشناسان موشكى در سراسر دنيا مكاتبه داشت و از دريافت گزارش موشك سازى  آلمان ها روز به روز نگران تر مى شد. او حتى ترسيد كه آلمان برخلاف ايالات متحده خيلى زود به امكانات نظامى موشكى پى ببرد.


●  گادارد و دستيارانش
ميدان موشك آزمايى (دره بهشت) بيش از هفت كارمند نداشت. پنج مكانيك و از جمله برادر همسر گادارد و همسرش در نقش عكاس رسمى و خاموش كننده حريق هاى ايجاد شده از گاز هاى خروجى موشكى بودند. موشك ها در واقع همه سرهم بندى شده بودند. گادارد قسمتى از مصالح خود را از طريق سفارش پستى از عمده فروشى هاى ابزار و ادوات تهيه مى كرد و قسمتى ديگر را دستياران او ضمن شكار در ابزارفروشى ها، فروشگاه هاى وسايل ورزشى و مراكز فروش قطعات يدكى اتومبيل مى خريدند و هنگامى كه چيزى پيدا مى كردند كه به درد مى خورد مثلاً يك ساعت مچى بچه، يك تكه سيم پيانو يا شمع اتومبيل آن را جهت مصرفى به كار مى بردند كه سازندگان آن قطعات حتى در خواب هم نديده بودند. همچنين بيشتر وقت كارگاه صرف دست چين كردن قطعات قابل استفاده از موشك هاى ناموفق مى شد يعنى موشك هايى كه پرواز مى كردند و ناكام در جايگاه پرتاب باقى مى ماند باعث تاسف بود اما در عوض معمولاً سالم مى ماند. به هر حال يك پرواز موفق شادى بخش بود اما در عين حال مترادف بود با برگرداندن توده اى فلز اسقاط به كارگاه يعنى آنچه معمولاً از موشك بعد از سقوط باقى مى ماند. موشك هاى له شده را به ندرت مى شد تعمير كرد. از اين رو گادارد سيستمى براى سالم بازگرداندن موشك ها به زمين به كمك چتر نجات طرح كرد كه فرود موشك ها را آرام تر مى ساخت. اين سيستم به صورتى بود كه پوزه مخروطى موشك خود به خود جدا مى شد و چتر كوچك پيشاهنگى اول بيرون مى آمد و به نوبه خود چتر اصلى را كه سه متر قطر داشت بيرون مى كشيد و موشك را آرام به زمين مى رسانيد.
سه سال پيش از ساخت V2
در سال ۱۹۳۹ سال آغاز جنگ جهانى دوم هزاران آلمانى سرگرم كار روى طرحى بودند كه موشك V2 را به وجود مى آورد و نخستين پرواز آن در سال ۱۹۴۲ انجام شد ولى سه سال زودتر از آن گادارد و تيم كوچك او به كار پرواز دادن موشك اشتغال داشتند.
پس از ورود آمريكا به جنگ جهانى دوم گادارد به آناپوليس رفت تا به خدمت دولت آمريكا درآيد و در آنجا به تقاضاى نيروى دريايى به طرح سيستمى براى به پرواز درآوردن هواپيما هاى معمولى به كمك موشك پرداخت و در مارس ۱۹۴۵ گادارد يك موشك V2به غنيمت گرفته را از نزديك مشاهده كرد كه از هر لحاظ شبيه به موشك هاى خود او بودند كه آلمانى ها از كشف بى علاقگى دولت آمريكا به كار گادارد مبهوت ماندند. هنگامى كه بعد از خاتمه جنگ جهانى دوم از كارشناسان موشكى آلمان كه به آمريكا انتقال داده شده بودند پرسيده شد چه اطلاعاتى پايه و اساس توسعه موشك در آلمان قرار گرفت؟ آنها گفتند: بهتر است اين را از گادارد بپرسيد. ما هر چه اطلاعات داريم از اوست و وقتى كه ورنهرفن براون در سال ۱۹۵۰ نوآورى هاى به ثبت رسيده اش را بررسى مى كرد اعلام داشت گادارد از همه ما جلو بود.
گادارد براى كنترل جريان سوخت به محفظه احتراق يك شير كنترل طراحى و نصب نمود. از اين طريق موشك  قادر بود به طور اتوماتيك خاموش شود. او براى هدايت و كنترل پره هاى متحركش را در خروجى اگزوز نصب كرد. در واقع اين دانشمند اولين كسى بود كه تفكر راكت هاى چند مرحله اى را به ثبت رسانيد. گادارد سرانجام با استفاده از ژيروسكوپ دستگاهى ساخت كه پرواز موشك ها را در مسير تعيين شده ثابت مى كرد و از ژيروسكوپ براى هدايت خودكار مسير موشك ها استفاده كرد. سرانجام در ۲۸ مارس ۱۹۳۵ اولين موشك مجهز به ژيروسكوپ گادارد، ۴۸۰۰ پا به صورت عمودى پرواز كرد و سپس با كمك گرفتن از كنترل هاى سطحى _ افقى با سرعت حدود ۵۵۰ مايل در ساعت ۱۳۰۰ پا پرواز كرد. او ضمن كار در نيروى دريايى آمريكا در مورد بهسازى سيستم هاى هدايتى موشك در سال ۱۹۴۵ به عضويت هيات مديره مجمع راكتى آمريكا درآمد. او روى هم رفته امتياز ۲۱۴ ابتكار و اختراع را كه عملاً شامل تمامى جنبه هاى موشك هاى مايع سوز مى گرديد به ثبت رسانده بود. در سال ۱۹۶۰ دولت آمريكا با پرداخت يك ميليون دلار به ورثه گادارد در ازاى استفاده از ابتكار هاى به ثبت رسيده از وى به سهمش در تحول موشكى صحه گذارد.
چنانچه دولت آمريكا بودجه تحقيقاتى گادارد را تامين مى نمود چه بسا اولين كشور در توسعه و طراحى در كار هاى موشكى مى شد. اما سرانجام در ماه اوت ۱۹۴۵ در سن ۶۲ سالگى، پس از ۴۲ سال تلاش تحقيقى از دنيا رفت و با فوت اين دانشمند دنيا مخترع بزرگى را كه كشورش قادر به تشخيص نبوغ او نشد از دست داد.

تاريخچه مختصري از موشك هاي كروز

موشك كروز با تعريف امروزي اولين بار توسط آلمان ها درجنگ جهاني دوم عليه مناطقي در جنوب شرقي انگليس به كارگرفته شد كه از سايتهاي واقع درفرانسه به سمت هدف پرتاب مي‌شد. اين موشك با عنوان (V-1) در مدت زمان بسيار كوتاهي در حين جنگ دوم جهاني توسعه يافته و به توليد انبوه رسيد. آلمان ها در طي چند ماه با بيش از 5000 فروند ازاين موشك ها لندن را مورد هدف قرار دادند. اين موشك در آن زمان ازيك موتور پالس جت براي پيشرانش بهره مي گرفت و سيستم هدايت و ناوبري ضعيفي داشت كه دليل اصلي در پايين آمدن احتمال برخود اين موشك با هدف بود، به طوري كه طبق برخي گزارش ها تنها حدود سي درصد از اين موشك ها در محدوده هدف فرود مي آمدند.

 از زمان پرتاب اين موشك ها توسط آلمان‌ها، آمريكايي‌ها تحقيقاتي را براي شناسايي اين سيستم تسليحاتي آغاز نمودند تا اينكه دراواسط سال 1944، ‌نيروي هوايي موفق به دستيابي به بقاياي يكي از اين موشك ها شد كه ظاهرا سقوط كرده و عمل نكرده بود. طي مدت بسيار كوتاهي (17روز) با استفاده از مهندسي معكوس، نمونه اي از اين موشك در امريكا ساخته شد.

در اواخردهه 40 ونيز دهه 50 برنامه موشك هاي كروز به عنوان يك سلاح تاكتيكي در ايالات متحده دنبال مي‌شد. در اين دوره با توسعه موشك هايي نظير Regulus ,Matador ,Mace ,Snark، موشك‌هاي كروز به خصوص در زمينه هدايت و ‌پرتاب به تدريج توسعه يافتند. ولي همچنان علي رغم پيشرفت هاي صورت گرفته، مساله هدايت به عنوان يك عامل محدود كننده در اين موشك ها مطرح بود. در دهه 60تمركز بر روي موشك هاي بالستيك، موشك هاي كروز را به حاشيه برد و اين موضوع به طور مضاعف توسعه موشك هاي كروز را تحت الشعاع قرار داد. البته بايد توجه داشت كه آنچه در موشكهاي كروز اوليه مطرح بود، ساخت يك هواپيماي بدون سرنشين بود كه بتواند صرفا يك سرجنگي (غالباَ يك كلاهك هسته اي) را تا نقطه هدف حمل نمايد و قابليت هايي كه امروزه از يك موشك كروز انتظار مي‌رود در اين دوره زماني مطرح نبود.

موشك هاي كروز توسعه يافته تا پيش از دهه 50 ميلادي، عمدتا شباهت زيادي به هواپيماهاي هم دوره خود داشته و داراي ابعاد بزرگي بودند و همانگونه كه پيش‌تر نيز گفته شد در زمينه هدايت با مشكلات اساسي مواجه بودند. اين مشكلات در كنار ساير موانع تكنولوژيك در راه توسعه اين نوع موشك‌ها منجر به وقفه‌اي حدودا ده ساله درتوسعه آنها گرديد. اين امر كه به ويژه در تاريخچه رشد و توسعه موشك هاي كروز در ايالات متحده به خوبي نمايان است، مقارن با دهه‌ شصت و اوايل دهه هفتاد ميلادي بود. در اين دوره زماني سرمايه گذاري سيستم‌هاي تسليحاتي بر روي موشك‌هاي بالستيك قاره پيما متمركز گرديد.

در اين مقطع زماني (اوايل دهه هفتاد)، مزاياي موشك هاي كروز نظير پنهانكاري و قابليت نفوذ تا عمق خاك دشمن، در كنار هزينه هاي نسبتا كم تحقيقات و توسعه و پايين بودن قيمت نهايي هر فروند (در مقايسه با سيستم هاي تسليحاتي جايگزين) و... آنچنان مورد توجه قرار گرفت كه باعث شد در آن مقطع پروژه‌هايي نظير بمب افكن دور برد و پنهانكار 1- B به نفع پروژه موشك هاي كروز كنار گذاشته شوند.

توسعه اين موشك‌ها در دهه 80 نيز ادامه يافت، اما ابتداي دهه 90 نقطه عطفي در تاريخ موشك هاي كروز به شمار مي رود. استفاده از اين موشك هادر چندين عمليات نظامي كه عليه عراق صورت گرفت، باعث شد تا اين موشك ها از طرف ساير كشورها به شدت مورد توجه قرار گيرند. و شايد همين موضوع يكي از علل كشيده شدن كشورهايي نظير چين، آلمان، سوئد، ايتاليا، اسرائيل، آفريقاي جنوبي و انگلستان به سمت توسعه چنين سيستم هاي آفندي بوده باشد.

تاريخچه مختصري از موشك هاي بالستيك

تا قبل از جنگ جهاني دوم- بنا به مقتضيات جنگ- فقط چندين كشور كه در حال جنگ بودند ابرقدرت موشكي محسوب مي شدند (مانند روسيه و آلمان). در واقع جنگ براي اينها مانند كاتاليزوري در جهت پيشرفت صنايع موشكي بود؛ همچنان قدرتمند و قدرتمندتر مي شدند و اين امر موجب رعب و وحشت كشورهاي ديگر شد، چرا كه از همان ابتدا هم پيش بيني مي شد اگر فقط چند ابرقدرت خاص، اين تكنولوژي را به دست مي گرفتند، ديگر پاسخ ندادن به درخواست هاي آنها كار مشكلي بود.
پس از فروكش كردن التهابات جنگ جهاني دوم، بسياري از كشورها دست به كار شدند و شروع به ساخت يا حداقل خريد موشك كردند زيرا مي دانستند اگر سيستم موشكي قوي داشته باشند، پشتوانه خوبي براي حفظ امنيت دارند. هرروزه انواع موشك ساخته و آماده مي شد و در اين ميان يك فناوري، توجه همگان را بيش از ديگر شاخه ها به خود جلب كرد و آن، تكنولوژي ساخت موشك هاي بالستيك بود.

تكنولوژي موشك هاي بالستيك هم پس از جنگ جهاني دوم نمو پيدا كرد و از دهه ۱۹۵۰ ابرقدرت هايي موشكي به وجود آمدند كه تهديدي براي كشورهاي ديگر محسوب مي شدند. در اين عرصه، اتحاد جماهير شوروي يك سر و گردن از رقباي خود بالاتر بود. با گذشت زمان، قدرتش بيشتر و بيشتر مي شد و همواره حرف اول را در اين زمينه مي زد. اين مسئله، كشورهاي ديگر- مخصوصاً رقيب سرسختش يعني ايالات متحده آمريكا- را آزار مي داد.
موشك هاي بالستيك همواره باعث ايجاد تنش بين كشورها بود؛ براي نمونه، بحران موشك هاي بالستيك كوبا در سال ۱۹۶۲ كه با تحويل موشك هاي دوربرد شوروي به كوبا، جنگ سرد را گرم تر كرد. يا بحران تايوان در سال ۱۹۹۶ پس از انتخابات دموكراتيك چين چندين موشك بالستيك به خطوط كشتيراني نزديك تايوان شليك كرد و در اواخر بحران تائپودونگ در سال ۱۹۹۸ كه كره شمالي يك موشك بالستيك را به طور غيرمنتظره اي روي محدوده هوايي ژاپن آزمايش كرد كه باعث اعتراض كشورهاي غربي شد.
هنگامي كه آمريكا و شوروي پيمان منع گسترش موشك هاي بالستيك را امضا كردند، فقط ۹ كشور موشك بالستيك داشتند، ولي امروز بيش از ۳۰ كشور، موشك بالستيك دارند و ۱۴ كشور در توليد يا صادرات موشك بالستيك و تكنولوژي مربوط به آن دست دارند. پس هميشه تهديد شليك يك موشك بالستيك از طرف اين كشورها وجود دارد و بايد جوابي در قبال آن موجود باشد.
در پي نگراني هاي جهاني براي جلوگيري از اين امر، موافقت نامه بين المللي كنترل تكنولوژي موشكي (MICR) -كه موافقت نامه اي داوطلبانه است- در سال ۱۹۸۷ بين ملل مختلف براي كنترل جابه جايي و خريد و فروش موشك ها و تكنولوژي هاي مربوطه كه قابليت حمل سلاح هاي كشتار جمعي (WMD) را ايجاد مي كند، بسته شده است.

موشک ها چگونه كار می‌كند؟

همه موشك‌ها بر اساس این اصل كار می‌كنند كه هر عملی عكس العملی در یك جهت ، سبب ایجاد واكنش برابر با آن اما در جهت مخالف می‌باشد ، یعنی همان قانون سوم نیوتن . در یك موشك بر اثر احتراق سوخت ، گازهای داغی حاصل می‌شود كه در هنگام خروج از یك نازل (شیپوره) نیرویی ایجاد می‌كند كه می‌تواند موشك را از زمین بلند كند. اگر چه این نیرو ثابت می‌ماند ، اما شتاب موشك افزایش می‌یابد چون بر اثر مصرف سوخت ، موشك سبكتر می‌شود.
موشك به همان آسانی كه در جو كار می‌كند ، در فضای ماورای جو هم كار می‌كند اما در ماورای جو ، پیشرانش موشك به علت فشار گاز‌های داغ در برخورد با جو نیست ، بلكه بر اثر واكنش در برابر كنش است. وضعیت موشك در این حالت مانند وضعیت كسی است كه در وسط یك زمین یخ زده بسیار لغزنده قرار گرفته است. او هر چقدر هم كه دست و پا بزند ، از جایش تكان نخواهد خورد. اما اگر بر حسب اتفاق تعدادی كیف یا چمدان كوچك به همراه داشته باشد می‌تواند برای حركت كردن از آنها استفاده كند. اگر او كیف ها را یكی پس از دیگری در جهت معینی پرتاب كند ، به آهستگی در جهت مخالف شروع به حركت خواهد كرد.
در موشك‌های ابتدایی ، مانند آنهایی كه چینیان ابداع كرده بودند ، از سوخت جامد _ باروت _ استفاده می‌شده است. هنگامی كه جرقه‌ای به باروت زده شود ، این سوخت جامد انرژی خود را به صورت یك انفجار آزاد می‌كند. پیشرفت در طرح و ساخت موشك‌های قرن حاضر ، بیشتر معطوف به استفاده از سوخت‌های مایع بوده است. از این نوع سوخت‌ها در مقایسه با وزن مساوی از سوخت جامد نه تنها انرژی بیشتری آزاد می‌كنند ، بلكه بهتر هم قابل كنترل هستند.
در موشكی كه با سوخت مایع كار می‌كند ، سوخت نخواهد سوخت مگر اینكه با یك اكسید‌كننده مخلوط شود. برخلاف یك هواپیمای جت موشك نمی‌تواند همیشه اكسیژن مورد نیاز سوختش را از جو تامین كند (چون به ارتفاع‌های خیلی بالایی می‌رود كه غلظت اكسیژن حتی به صفر می‌رسد) ، بنابراین باید اكسیژن مورد نیاز را با خو ببرد. سوخت و اكسید‌كننده را در مخازن جداگانه ذخیره و حمل می‌كنند و در هنگام احتراق آنها را در محفظه احتراق تلمبه می‌كنند ، كه در آنجا سوخت می‌سوزد (در واقع منفجر می‌شود). گازهای حاصل از راه شیپوره با سرعت زیادی خارج می‌شوند. و مقدار نیروی پیشرانش موشك ، از طریق زیاد یا كم كردن میزان سوخت و اكسید‌كننده ورودی به محفظه احتراق ، كنترل می‌شود.
آلمانی در جنگ جهانی دوم ، نفت سفید و اكسیژن بود. امروزه V۲سوخت موشك‌های اولیه ، از جمله در موشك‌ هیدرازین (یكی دیگر از هیدروكربن‌های مایع) یا سوخت‌های سرما‌زا _ از قبیل هیدروژن مایع و اكسیژن مایع_استفاده می‌كنند.
هیدرازین یك سوخت هایپر‌گولیك است ، یعنی در صورت وجود اكسید‌كننده‌ای مانند دی‌نیتروژن تتروكسید به طور خودبه‌خودی محترق (منفجر) می‌شود. بازده هیدرازین در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد كمتر از سوخت‌های سرما‌زا است ، اما كاربرد آن ساده‌تر و مطمئن‌تر است.
سوخت‌های سرما‌زا را برای اینكه مایع باقی بمانند ، باید تا دمای پایینی سرد كنند. بنابراین موتور باید سیستم پیچیده‌ای از لوله‌ها برای عبور سوخت سرد شده داشته باشد. این سوخت‌ها نیز به یك محترق كننده نیاز دارند.
درست در طی پرتاب موشك است كه سوخت‌های سرما‌زا برتری خود را نشان می‌دهند ، یعنی زمانی كه حداكثر بازده ممكن برای بلند كردن موشك و بار‌های آن از زمین لازم است. برای پرتاب موشك‌های متوالی در مدار (مثلاً به منظور قرار دادن ماهواره در مداری با ارتفاع معین) ، موتور ساده هیدرازینی انتخاب بهتری است. برای مثال ماهواره‌هایی كه در مدار ژئوسنكرون حركت می‌كنند ، موتورهای هیدرازینی كوچكی دارند كه هر از گاهی روشن می‌شوند تا مسیر ماهواره را تصحیح كرده و آن را در موقعیت درست حفظ كنند
.
H۱ به رغم پیچیدگی موتور‌هایی كه با سوخت‌های سرما‌زا كار می‌كنند ، ژاپن موتوری از این نوع برای موشكهای خودش را در سال ۱۹۹۸ساخته است.

موشك Fateh-110 يا NP-110  يك موشك بالستيك استراتژيك با برد كوتاه است.اين موشك از يك موتور تك مرحله اي كه با سوخت جامد كار ميكند بهر ميبرد,فاتح 110 موشكي سطح به سطح است كه با استفاده از سوخت جامد توانايي هدف قرار دادن اهدافي در 200 كيلومتري(به گفته برخي منابع 170 كيلومتري)را داراست.فاتح 110 يكي از طرحهايي است كه در صنايع هوا و فضای ايران براي ساخت موشك هاي سوخت جامد و مايع دنبال ميشود.اين موشك در سپتامبر سال 2002 تست نهايي خود را با موفقيت انجام داد.برد ابتدايي اين موشك 200 كيلومتر بود اما در سپتامبر سال 2004 اعلام شد برد آن به 250 كيلومتر افزايش داده شده است و توانايي افزايش دوباره ان در صورت نياز وجود دارد.

طبق برخي گزارش ها Fateh-110A بر پايه موشك چيني DF-11A ساخته شده است كه بردي برابر با 300 يا 400 كيلومتر را دارست و توانايي حمل كلاهك هسته اي را دارد.

موشك فاتح 110 از راداري داخلي و الكترو اپتيكالي براي هدايت خود استفاده ميكند كه به آن دقتي بسيار دقيق بخشيده محدوده خطاي اين موشك((CPE فقط 10 متر است.فاتح 110 موشكي فوق مدرن است كه توانايي حمل كلاهكي به وزن 500 كيلوگرم را داراست.طراحي اوليه اين موشك در سال 1997 شروع شد و در سال 2002 وارد خدمت گرديد.

تقسیم بندی موشک ها و انواع ایرانی آنها

موشک های هوا به هوا یا AAM ( Air to Air Missile )
توسط هواپیما حمل می شود و بر علیه هواپیماهای دشمن یا یک هدف پرنده به کار گرفته می شود . این نوع از موشک ها عموما از لحاظ ابعاد نسبت به سایر موشک ها کوچکتر هستند زیرا ظرفیت هواپیماهایی که آنها را حمل می کنند محدود است و این موشک ها با توجه به ماموریتشان دارای برد نسبتا کوتاهی می باشند و به این علت به آنها Boost Glide می گویند یعنی به محض روشن شدن موتور یک سرعت اولیه به موشک داده می شود و بعد از این مرحله به سمت هدف گلاید می کند . از موتور راکت با سوخت جامد در این نوع موشک ها استفاده می شود . زیرا ماهیتی ساده دارند و قابل اعتماد هستند . در بعضی موارد جهت اصلاح خصوصیات عملکردی موشک از موتور با کار کرد مدوام در طول پرواز استفاده می کنند .
بعلت اینکه این موشک ها مستقیما در زیر هواپیما حمل می شوند مشکلات آیرودینامیکی نسبتا ساده ای ایجاد می شود که شامل اثرات تداخل جریان بین موشک و هواپیما می باشد . این مسایل تداخلی بویژه در سرعت های بالا در بالهای به عقب بر گشته جنگنده هایی که موشک حمل می کنند بحرانی است . بعنوان یک قانون خاص برای هواپیمای جنگنده بمب افکن هر موشکی که شلیک می گردد خواه عمود بر مسیر حرکت و خواه به سمت عقب باید آنالیز همان وضعیت خاص انجام پذیرد . قابلیت مانور پذیری موشک های AAM به دلایل زیر در مقایسه با سایر موشک ها بیشتر می باشد :
1- سرعت های زیاد پرتاب
2- سرعت زیاد هدف و مانور پذیری بالای آن
3- زمان کوتاه پرواز جهت اصلاح مسیر.
محبوب ترين موشك هوا به هواي ايراني:

مجبوب ترين موشك ايراني كه از طرفدارن زيادي برخوردار است موشك AIM-54  فینیکس است كه توسط جنگنده اف-14 نيروي هوايي حمل مي شود.

ليستي از موشك هاي هوا به هواي ايراني:

● AIM-7

● AIM-9

● AIM-54

● AA-8

● AA-10

● AA-11

● PL-2A

● PL-7

●سجيل

●فاطر

نكته مهم:

به دليل حفاظت اطلاعات شديد در مورد تسليحات هوايي در ايران اطلاعات دقيقي از موشك هاي موجود و تعداد انها در دسترس نيست.در سال هاي گذشته گزارشاتي در مورد ساخت موشك فاطر به دست ايران كه از بدنه AIM-9 و سيستم ايونيك جديدي بهره ميبرد شنيده شد كه اطلاعاتی از ان در دسترس نيست.همچنين اخرين پروژه موشكي هوا به هواي ايران موشك سجيل است كه نمونه هوا به هوا شده موشك هاوك ميباشد كه بر روي جنگنده  اف-14 مورد استفاده قرار ميگيرد.

موشک زمین به هوا یا SAM ( Surace to Air Missile )
معمولا از این نوع موشک ها برای پدافند زمینی در برابر حمله هواپیماهای دشمن استفاده می شود . طراحی آیرودینامیکی این نوع موشک ها بستگی به برد آنها دارد که این برد از چند کیلو متر تا چند صد کیلو متر می تواند باشد . معمولا برای برد های کوتاه از موشک های یک مرحله ای با موتور سوخت جامد یا مایع استفاده می شود و همچنین به منظور به منظور کاهش وزن در برد های بلند از سیستم های چند مرحله ای استفاده می کنند . اثبات شده است که موتور های رم جت و سایر موتور های مکنده هوا از نظر اقتصادی و از دیدگاه وزنی با صرفه تر می باشد . همچنین یکی از معایب استفاده از موتور رم جت این است که برای استارت این موتور ها نیازمند به یک موتور کمکی قوی دارد . سیستم هدایت این نوع موشک ها نیز متنوع است . برای برد های کوتاه سیستم هدایت با اشعه راداری و یا حتی ملدون قرمز دقت بالایی را برای انجام ماموریت موشک ها به همراه دارد .
برای برد های بلند از سیستم های هدایتی هدف یاب و یا ترمینال استفاده می کنند که باعث از بین بردن موثر هدف با دقت زیادی می شود . برای انجام ماموریت در برابر هدف های سریعی که در ارتفاع پایین پرواز می کنند قابلیت مانور مورد نیاز برای این کلاس از موشک ها می بایست در رنج بالایی باشد . عموما این نوع موشک ها بطور عمودی پرتاپ و یا از یک ارتفاع بلند برای حداکثر تاثیر تخریب پرتاب می گردند .

جديد ترين عضو گروه پدافندي:

جديدترين عضو گروه موشك هاي پدافندي ايران موشكTor-M  ميباشد .ايران در سال 2006 يك محموله 29 تايي از اين موشك را از روسيه تحويل گرفت.

ليستي از موشك هاي پدافند ايراني:

SA-10

SA-5

SA-2 / HQ-2J

SA-6

SA-15

I HAWK

Rapier

● Tigercat

SA-16

SA-7

HQ-7 / FM-80

Stinger

نكته مهم:

ايران در بخش پدافندي دست به توليد موشك هاي صياد1و2 و شهاب ثاقب و S-250 زده است كه مهندسي معكوس شده موشك هاي چيني و روسي هستند.

در بخش موشك هاي شانه پرتاب هم ايران علاوه بر استينگر موشك هاي ميثاق1و2 را توليد ميكند و از موشك هاي دوش پرتاب روسي همانند ايگلا بهره ميبرد.
از این موشک ها معمولا برای حمله به سلاح های تاکتیکی و نابود کردن نیرو های زمینی یا هدف های زمینی نظیر انبار سلاح ها مخازن کشتی ها یا فرودگاه ها استفاده می شود . مشکلات پرتابی این موشک ها شبیه موشک های AAM است و برد آنها نیز از چند کیلومتر تا چند صد کیلو متر متغیر است . در نوع برد کوتاه این موشک ها عموما به دلیل سبکی از نگهدارنده ثابت در آنها استفاده می شود و در نوع برد بلند از نگهدارنده جدا شونده بهره می برند . در مرحله بعد وضعیتهای بدست آمده متعادل می شوند و به تدریج برای رسیدن به سرعت مورد نظر تقویت می گردند . اگر برد قابل توجهی مورد نظر باشد چند مرحله ای کردن موشک سود مند است . در نصب بر روی هواپیما برای تنزل نکردن خصوصیات عملکرد هواپیما های حامل دقت زیادی باید به خرج داد . مانور پذیری موشک های ASM به دلیل سرعت پایین آنها خیلی کمتر از موشک های AAM است و همچنین چون این موشک ها را بر علیه هدف های زمینی به کار می گیرند واضح است که نیازی به قابلیت مانوری کمتری دارند .

ليست موشك هاي هوا به زمين ايراني:

● GBU-67/9A Qadr

● AGM-379/2

● Zoobin

● AGM-65A

●AS-10
● AS-11

● AS-14
موشک زمین به زمین یا SSM ( Surface to Surface Missile )
این موشک ها به دو دلیل در جنگ بکار گرفته می شود :
۱- حمله به هدف هایی که در مسافت های بسیار دوری واقع هستند .
2- استفاده از آن به عنوان یک سلاح تلافی جویانه
از دیگر علت های استفاده از این نوع موشک ها می توان پشتیبانی پیاده نظام در عوض آتش توپخانه را نام برد . این جنگ افزار دارای برد موثری از هزار کیلو متر تا چندین هزار کیلو متر می باشد . معمولا مسیر حرکت این موشک ها بصورت کروز و یا پرتابه ای می باشد . موشک های برد بلند بالستیک معمولا چند مرحله ای هستند زیرا با این روش ابعاد موتور کوچکتر شده و در نتیجه وزن کلی موشک به حداقل می رسد .
این موشک ها چون به صورت عمودی پرتاب می شود کل وزن موشک بر روی لانچر پرتاب قرار می گیرد پس واضح است که هر چه وزن موشک کمتر شود فشار کمتری بر لانچر پرتاب وارد می شود .
قابلیت مانور این نوع موشک ها خیلی کمتر از بقیه است و عمده کنترل در طول فاز صعود مسیر در هنگام وزش باد جانبی انجام می پذیرد . این نوع موشک معمولا مانند یک سلاح توپخانه ای از یک سکوی پرتاب ثابت زمینی شلیک شده و سپس بر روی هدف نشانه می رود و برای این منظور نیاز به درجه بهینه ای از مانور پذیری موشک داریم . در نوع بدون سیستم هدایت این موشک ها پایداری مورد نیاز با استفاده از ملاحظات انحراف مسیر در پرتاب بر موشک اعمال می گردد . نوع بخصوصی از این موشک ها از زیر آب شلیک می شوند .

ايران و موشك هاي زمين به زمين:

ايران عزيزمان دراين قسمت به پيشرفت هاي شگرفي دست يافته است كه باعث حيرت جهانيان گشته است.صنايع موشكي ايران با ساخت موشك بالستيك شهاب 3 كه داراي بردي 2500 كيلومتري است ايران را در زمينه موشكي در جهان مطرح ساخت.ايران در رزمايش پيامبر اعظم موشك بالستيك فجر3 را ازمايش كرد كه از كلاهكي تقسيم شونده بهره ميبرد.اين تكنولوژي در اختيار كشورهاي معدودي است كه دستيابي به اين فناوري توسط متخصصان ايراني باعث بهت و حيرت جهانيان گشت.

منابع غربي از موشك هاي شهاب 4و5و6 با برد 4000 تا 10000 هزار كيلومتر سخن ميگويند كه ايران همواره اين موارد را تكذيب كرده است.در حال حاضر ايران در حال كار بر روي موشك شهاب3 است تا ان را به يك حمل كننده ماهواره تبديل نمايد.

ليستي از موشك هاي زمين به زمين ايراني:

● Arash

Fajr

● Hadid

Haseb

Nazeat

Noor

Oghab

Shahin

● Kosar

● Nafez

● Ra'ad

● Saghegh

● Zelzal1/2/3

 Shahab1/2/2/3●

منبع:

Moshaki-nezami.blogfa.com

زندگی نامه رنه دکارت

برخی آثار

·         گفتار در روش به‌کاربردن عقل

·         اصول فلسفه

·         تفکرات

رنه دکارت( Rene Decartes)، فیلسوف، ریاضیدان و فیزیکدان بزرگ عصر رنسانس در روز 31 ماه مارس 1596 میلادی، در شهرک لاهه از ایالت تورنِ(Touraine) فرانسه متولد شد. مادرش در سیزده ماهگی وی درگذشت و پدرش قاضی و مستشار پارلمان انگلستان بود.

دکارت در سال 1606 میلادی، هنگامیکه پسر ده ساله ای بود، وارد مدرسه لافلش(La Fleche) شد. این مدرسه را فرقه ای از مسیحیان به نام ژزوئیتها یا یسوعیان تاسیس کرده بودند و در آن علوم جدید را همراه با تعالیم مسیحیت تدریس می کردند. دکارت طی هشت سال تحصیل در این مدرسه، ادبیات، منطق، اخلاق، ریاضیات و مابعدالطبیعه را فرا گرفت. در سال 1611 میلتدی، دکارت در یک جلسه سخنرانی تحت عنوان اکتشاف چند سیاره سرگردان در اطراف مشتری، از اکتشافات گالیله اطلاع حاصل کرد. این سخنرانی در روح او که تاثیر فراوان گذاشت.

پس از اتمام دوره و خروج از لافلش، مدتی به تحصیل علم حقوق و پزشکی مشغول گردید، اما در نهایت تصمیم گرفت به جهانگردی پرداخته و آن گونه دانشی را که برای زندگی سودمند باشد، فرا بگیرد. به همین منظور، مدتی به خدمت ارتش هلند درآمد؛ چرا که فرماندهی آن را شاهزاده ای به نام موریس بر عهده داشت که در فنون جنگ و نیز فلسفه و علوم، مهارتی به سزا داشت و بسیاری از اشراف فرانسه دوست داشتند تحت فرمان او فنون رزمی را فرا بگیرند. دکارت در مدتی که در قشون ارتش هلند بود، به علم مورد علاقه خود، یعنی ریاضیات می پرداخت.

در بهار سال 1619 میلادی از هلند به دانمارک و آلمان رفت و به خدمت سرداری به نام ماکسیمیلیان درآمد. اما زمستان فرا رسید و در دهکده نوبرگ(Neuberg) در حوالی رود دانوب، بی دغدغه خاطر و با فراغت تمام، به تحقیق در ریاضیات پرداخت و براهین تازه ای کشف کرد که بسیار مهم و بدیع بود و در پیشرفت ریاضیات، تاثیر به سزایی گذاشت.

پس از مدتی، به فکر یکی ساختن همه علوم افتاد و در شب دهم نوابر 1619 سه رویای امید بخش دید و آن ها را چنین تعبیر کرد که: روح حقیقت او را برگزیده و از او خواسته تا همه دانش ها را به صورت علم واحدی در آورد. این رویاها به قدری او را مشعوف ساخت که نذر کرد تا مقبره حضرت مریم را در ایتالیا زیارت نماید. وی چهار سال بعد به نذر خود وفا کرد.

از 1619 به بعد، چند سالی در اروپا به سیاحت پرداخت و چند سالی هم در پاریس اقامت کرد، اما زندگی در آن جا را که مزاحم فراغت خاطر خود می دید، نپسندید و در سال 1628 میلادی بار دیگر به هلند بازگشت و در آن دیار، تا سال 1649 میلادی، مجرد ، تنها و دور از هر گونه غوغای سیاسی و اجتماعی تمام اوقات خود را صرف پژوهش های علمی و فلسفی نمود. تحقیقات وی، بیشتر تجربه و تفکر شخصی بود و کمتر از کتاب استفاده می کرد.

در سپتامبر 1649 به دعوت کریستین، ملکه سوئد برای تعلیم فلسفه خویش به دربار وی در استکهلم رفت. اما زمستان سرد این کشور اسکاندیناوی از یک سو و ضرورت سحرخیزی در ساعت پنج بامداد برای تعلیم ملکه از سوی دیگر، دکارت را که به این نوع آب و هوا و سحرخیزی عادت نداشت، به بیماری ذات الریه مبتلا ساخت. دکارت از دانشمندان و فیلسوفان بزرگ تاریخ به حساب می آید. او قانون شکست نور را در علم فیزیک کشف کرد و هندسه تحلیلی را در ریاضیات و هندسه بنا نهاد.

آراء و افکار فلسفی دکارت


همگان دکارت را بنیان گذار فلسفه جدید می دانند. او اولین فیلسوف بزرگ بعد از قرون وسطی است که به همراه اسپینوزا و لایب نیتس به مکتب اصالت عقل تعلق دارند؛ مکتبی که عقیده اش این بود که: به آنچه که حواس ارائه می دهند نمی توان اطمینان کامل داشت و شناخت حقیقی و یقین آور تنها از راه عقل صورت می گیرد.


مسائل اصلی دکارت

دکارت در آغاز با دو مسئله اساسی روبرو بود :


معرفت یقینی دکارت در آغاز جوانیش بسیار دلبسته ریاضیات بود. این به خاطر آن بود که می دید ریاضیات دارای نظامی کاملا یقینی است‎، در حالی که سایر رشته های علمی و مخصوصا فلسفه این گونه نیست. فکر او بیشتر از هر چیزی متوجه فلسفه بود، زیرا فلسفه را بنیاد معرفت بشری می دانست و اگر فلسفه به یقین نمی رسید، به هیچ دانشی نمی شد اعتماد کرد.

در آن زمان، بسیاری از اندیشمندان به شکاکیت مطلق فلسفی گرویده بودند و می گفتند: در هیچ موضوعی نمی توان به یقین، رسید. دکارت این امر را قبول نداشت و می خواست به هر صورتی که شده، یقین را داخل در فلسفه و دانش کند.

به همین خاطر به این فکر افتاد تا فلسفه و تمام دانشهای انسانی را به روشی ویژه با هم درآمیزد و طوری آن را بنا کند که مانند ریاضیات کاملا یقینی باشد.

رابطه جسم و روح در دوره دکارت (قرن هفدهم میلادی) فیزیک و به دنبال آن مکانیک تا حد زیادی پیشرفت کرده بود. یکی از مسائل عمده این فیزیک جدید، آن بود که ماهیت ماده چیست؟ چه چیزی باعث فرایندهای مادی و طبیعی می شود؟ یعنی چه چیزی موجب می شود حرکات و حوادث مختلف طبیعی (مثل باریدن باران، گردش سیارات، روییدن گیاهان، زلزله و غیره...) اتفاق بیفتند؟

در آن زمان نگرش مکانیکی و مادی به طبیعت، نفوذ زیادی بین مردم و دانشمندان داشت. نگرشی که دلیل همه حرکات و حوادث جهان را در خود جهان و ماده آن می دانست،نه امور غیر مادی و ماوراء طبیعت. یعنی می گفت: همه چیز در عالم، به طور خودکار و طبق قوانین فیزیکی کار می کند. اما در اینجا پرسشی اساسی وجود داشت که با تبیین مادی از طبیعت جور در نمی آمد:

علت اعمال و حرکات ما انسانها چیست ؟ این علت، از دو حال خارج نیست: یا جسم و بدنمان است یا چیز دیگری غیر از آن. ما به طور واضح درک می کنیم که جسم ما که ماده ما است تحت فرمان ما قرار دارد و ما خودمان علت اعمال و رفتارمان هستیم؛ اما این خود چه چیزی است؟ آیا منظور از این خود، روح ما است؟ اماروح انسانی چیست؟ چه رابطه ای میان روح و جسم انسان وجود دارد؟ روح انسان به طور مسلم امری مادی نیست؛ بنابراین، آیا امری غیر مادی در ماده اثر می گذارد؟ این امر چگونه ممکن است؟

این پرسش ها فکر دکارت را به خود مشغول کرده بود.


روش شک دکارت

دکارت در ابتدا برای دستیابی به معرفت یقینی، از خود پرسید:

آیا اصل بنیادینی وجود دارد تا بتوانیم تمام دانش و فلسفه را بر آن بناکنیم و نتوان در آن شک کرد؟

راهی که برای این مقصود به نظر دکارت می رسید، این بود که به همه چیزشک کند. او می خواست همه چیز را از اول شروع کند و به همین خاطر لازم می دانست که در همه دانسته های خود (اعم از محسوسات و معقولات و شنیده ها) تجدید نظر نماید.

بدین ترتیب شک معروف خود را که بعدها به شک روشی دکارت معروف شد، آغاز کرد. او این شک را به همه چیز تسری داد؛ تا جایی که در وجود جهان خارج نیز شک کرد و گفت: از کجا معلوم که من در خواب نباشم؟ شاید این طور که من حس می کنم یا فکر می نمایم یا به من گفته اند، نباشد و همه اینها مانند آنچه در عالم خواب بر من حاضر می شود، خیالات محض باشد. اصلا شاید شیطانِ پلیدی در حال فریب دادن من است و جهان را به این صورت برای من نمایش می دهد؟

دکارت به این صورت به همه چیز شک کرد و هیچ پایه مطمئنی را باقی نگذاشت. اما سر انجام به اصل تردید ناپذیری که به دنبالش بود، رسید. این اصل این بود که:

من می توانم در همه چیز شک کنم، اما در این واقعیت که شک می کنم، نمی توانم تردیدی داشته باشم. بنابراین شک کردن من امری است یقینی. و از آنجا که شک، یک نحوه از حالات اندیشه و فکر است، پس واقعیت این است که من می اندیشم. چون شک می کنم،پس فکر دارم و چون می اندیشم، پس کسی هستم که می اندیشم.

بدین ترتیب یک اصل تردید ناپذیر کشف شد که به هیچ وجه نمی شد در آن تردید کرد. دکارت این اصل را به این صورت بیان کرد:

می اندیشم ، پس هستم. «اصل کوژیتو)

دکارت به هدف خود رسیده بود و فلسفه اش را بر اساس همین اصل بنیادین بنا کرد.


فلسفه دکارت


وجود خدا دکارت پس از این نتیجه گیری، از خود پرسید: آیا چیز دیگری هم هست که به این اندازه یقینی باشد و بتوان آنرا با این یقین شهودی درک کرد؟

پاسخ وی به این پرسش مثبت بود. دکارت بیان کردکه تصور روشن و واضحی از یک وجود کامل در ذهن دارد که همان خداوند است و این تصور را همیشه داشته است. وی به این نتیجه رسید که تصور وجود کامل و قادر مطلق، نمی تواند ساخته و پرداخته ذهن او باشد؛ زیرا او موجودی محدود و ناقص است و ممکن نیست وجود کامل و نامتناهی از موجود محدود و ناقص سرچشمه گرفته باشد. در واقع اگر وجود کاملی وجود نداشت، ما نیز تصوری از آن نداشتیم. پس تصور وجود کامل باید از خود آن وجود و به سخن دیگر از خداوند برآمده باشد. بنابراین خداوند وجود دارد.

به علاوه، دلیل دیگر برای وجود داشتن خدا این است که: تصور همه ما از این موجود کامل، این طور است که او از هر جهت کامل است. لازمه چنین تصوری آن است که این موجود، وجود خارجی داشته باشد.چرا؟ زیرا تصور ما این است که این موجود از هر جهت دارای کمال مطلق است و یکی از کمالات نیز، وجود داشتن است ؛ بنابراین اگر این موجود کامل وجود نداشته باشد، کامل نخواهد بود؛ یعنی موجود کامل، باید موجود ناکامل باشد و با این حساب به تناقض می رسیم.

به این ترتیب، دکارت وجود خدا را به دو دلیل، اثبات می کند.(البته برخی از فیلسوفان بعد از وی، اشکالات زیادی به این براهین گرفته اند.) به گفته دکارت،تصور خدا در ذات ماست؛خدا خودش این تصور را قبل از اینکه به این دنیا بیاییم، در ما قرار داده است.

وجود جهان خارج دکارت، بقیه فلسفه اش را بر پایه این دو اصل، یعنی وجود خود و وجود خدا بنا کرد. او گفت:

من در عالم خارج، اموری را ادراک می کنم که مادی نیستنند و بنابراین با عقل ادراک شده اند نه با حس. مانند امتداد(عرض، طول و عمق) . هر شئ مادی امتداد دارد. چنین صفاتی که با عقل ادراک می شوند، به اندازه این واقعیت که من وجود دارم، روشن و بدیهی هستند. پس این امور هم یقینی هستند.

در ادامه، دکارت در اثبات اینکه جهان خارج وجود دارد و خواب و خیال نیست، از تصور موجود کامل یعنی خدا کمک می گیرد. به این صورت که:

وقتی عقل چیزی را به طور واضح و متمایز شناخت، این شناخت باید ضرورتا درست باشد؛ چرا که خداوند نه من را فریب میدهد و نه روا نمی دارد که من در باره جهان و چیستی آن فریب بخورم. فریب کاری از عجز و نقص سرچشمه می گیرد.

بنابراین هرچه را با عقل خود درک کنیم، حتما صحیح است و یکی از اموری را که با عقل می یابیم، وجود واقعی جهان خارج می باشد.

جوهرهای سه گانه پس تا این جا دکارت به سه امر کاملا یقینی رسیده است که به گفته او، به هیچ وجه نمی توان در آن ها شک روا داشت:

1) این که موجودی اندیشنده است و وجود دارد.

2) این که خدا وجود دارد.

3) و این که عالم خارج واقعا وجود دارد. به اعتقاد وی، اساس تمام موجودات و آنچه را که در عالم است، می توان به دو امر بنیادین رساند. همه چیز از این دو جوهر قائم به ذات تشکیل شده است. به عبارت دیگر، دو گونه هستی کاملا متفاوت وجود داردکه هر کدام از این دو گونه هستی، صفات مخصوص به خود را دارند:

1 ) جوهر بعد و امتداد که همان ماده است. (هستی خارجی)

2 ) جوهر اندیشه و فکر.(هستی درونی) نفس و اندیشه، آگاهی محض است، جایی در فضا اشغال نمی کند، و نمی توان آن را به اجزای کوچک تر تقسیم کرد. ولی ماده، بعد یا امتداد محض است، در مکان جای می گیرد و به همین خاطر می توان آن را به اجزای کوچک تر تقسیم نمود؛ به علاوه ماده آگاهی ندارد. بدین ترتیب، در نظر وی، هستی و آفرینش به دوقسمت کاملا متفاوت و مستقل از هم تقسیم گردید و به همین خاطر، دکارت را دوگانه انگار(dualist) می نامند؛ یعنی کسی که قائل به شکاف عمیق بین هستی اندیشه و هستی ماده است.

البته باید توجه داشت که بنا به اعتقاد او، میان این دو جوهر در بدن انسان،از راه عضو خاصی در سر،که آن را غده صنوبری می نامد، ارتباط عمیقی برقرار است.

بنابراین ،در نظر او به طور کلی سه جوهر وجود دارد: نفس، جسم، و خداوند. دکارت، این سه را جوهر می نامد، زیرا هر یک قائم به ذات خود بوده و هر کدام یک صفات اساسی دارند که مخصوص به خودشان است. به این صورت که: صفت نفس، فکر، صفت جسم بعد و صفت خداوند کمال است.

سرویس وایمکس چیست؟

وایمکس چیست؟

فناوری اطلاعات، علیرغم این واقعیت که عضوی جدید در خانواده  فناوری هاست، اما در طول سالهای اخیر تحولات زیادی را در خود شاهد بوده است. همه به یاد داریم که تا چندي پیش، اتصال به اینترنت و استفاده از آن تنها از طریق خطوط تلفن و مودمهای Dial-Up امکان پذیر بود، اما با ورود اینترنت پهن باند و پر سرعت، دنیای تبادل اطلاعات متحول شد. نیاز به تبادل سریع اطلاعات موجب شده است تا فناوریهای مرتبط با آن، در طول دهه های اخیر پیشرفت چشمگیری داشته باشد. اینترنت هاي XDSL و نیز فناوری وای-فای (WI-FI) و اینترنت بی سیم سهم عمده اي در ايجاد تغییرات عظیم در این بعد از دنیای اطلاعات ایجاد کرده و اکنون نیز با ورود وایمکس، جهان در آستانه تجربه ای نو در دنیای اینترنت قرار دارد.


وایمکس، سیستم دیجیتال ارتباط بی سیم بوده و جایگزینی مناسب برای شبکه‌های ADSL وحتي شبكه هاي بی سیم کوتاه برد در نواحی شهری محسوب می شود. از بزرگترين نقاط قوت اين تكنولوژي نسبت به ديگر تكنولوژي هاي بي سيم، برد بالای امواج آن و امکان دسترسی به آن در مسافتهای بسيار طولانی است.
در زمانی نه چندان دور،‌ اکثر خریداران رایانه خوشحال بودند که دستگاه جدیدشان یک مودم داخلي دارد که در آن نصب شده و از طريق آن مي توانند به اينترنت متصل شده و فايلي با حجم حدود یک مگابایت را در زماني نزديك به 5 دقیقه (بسته به سرعت ارتباط و اتصال) دانلود کنند. با ورود اینترنتهاي پهن باند، همین کاربران می‌توانستند با سرعتهايي به مراتب بالاتر به اينترنت متصل شده و همان فايل را در مدت یک ثانیه دانلود کنند. وایمکس قادر است سرعتها يی حتی فراتر از این مقياسها را پوشش داده و خدمات تكميلي پيشرفته تري را در حوزه هايي گسترده‌تر ارایه ‌دهد.


تا پایان سال 2008، بیش از 200 اپراتور در سطح جهان خدمات وایمکس را عرضه ‌کرده اند و پیش‌بینی می‌شود تا سال 2012، این رقم به 538 اپراتور در سطح جهان برسد. در این بین، منطقه خاور میانه سهمی 4 درصدی از کل پیاده سازی ها و توسعه های جهانی وایمکس داشته است. پیش بینی ها همچنین نشان می دهد که تا سال 2012 تعداد کشورهایی که تحت پوشش این شبکه ها خواهند بود به 201 کشور از مجموع 234 کشور برسد که این خود حکایت از گسترش وسیع این فناوری در دنیا و اقبال عموم نسبت به آن دارد. بررسی های صورت گرفته بر روی عوامل مؤثر بر رشد تعداد مشترکان در مناطق مختلف دنیا نشان می دهد که کاربران جهانی وایمکس از 300 هزار مشترک در سال 2006 به 131 میلیون نفر در سال 2011 خواهد رسید و میزان سرمایه گذاری انجام‌شده برای این فناوری در این سال به 26 میلیادر دلار می رسد که رقم قابل توجهی به حساب می‌آید. تولیدکنندگان تجهیزات وایمکس نیز از رشد بالایی برخوردار بوده و تنوع محصول و قابلیت ارائه سرویس‌های متنوع در رأس برنامه های آنان قرار گرفته است.


 اتحادیه وایمکس (WiMAX Forum) که به عنوان مرجع مجوزدهی و تست دستگاه ها و تجهیزات وایمکس شناخته مي شود، اعلام کرده تا اواخر سال 2008، 62 شرکت در حال توسعه تراشه‌های وایمکس و دستگاه های کاربران نهایی بوده و 37 شرکت نیز در حال ساخت تجهیزات زیرساختی بوده اند و محصولات این شرکت ها تاکنون در توسعه شبکه های وایمکس توسط 407 اپراتور در 133 کشور جهان بکار رفته است. پیش‌بینی می شود که وایمکس در آینده بسیار نزدیک، اینترنت را در کنار شبکه مخابراتى قرار خواهد داد و چنان انقلابى را در این زمینه به‌ وجود خواهد آورد که روشن کردن اکثر کامپیوترهاى قابل حمل، خانگى و یا خاص، مساوى با اتصال آنها به اینترنت باشد.

اطلاعات فني وايمكس

وایمکس، نسل دوم پروتکل های ارتباط بي سيم است که استفاده موثرتر از پهنای باند را امکان پذیر ساخته و در ضمن از تداخل امواج جلوگیری می کند و از این طریق، امکان افزایش سرعت‌ انتقال داده ها را درمسافت‌های طولانی تر ممکن می‌سازد.


پروتکل‌های ارتباطی وایمکس تحت استاندارد 802.16، که توسط موسسه IEEE تعیین شده و به تصویب رسیده‌است عمل مي كنند. این استاندارد دارای زير مجموعه هاي گوناگوني است كه 2 زیر مجموعه آن تا كنون به صورت گسترده مورد استفاده قرار گرفته است:
 802.16d، که استاندارد ویژه وایمکس ثابت بوده و هیچگونه پشتیبانی از تجهیزات موبایل ارائه نمی کند، همچنین استاندارد 802.16e، که علاوه بر سایر ویژگیهای وایمکس ثابت، از تجهیزات موبایل نیز پشتیبانی كرده و از این رو به نام "موبایل وایمکس (Mobile WiMAX)" نیز شناخته می شود.


 گروهی تحت عنوان WiMAX Forum، متشکل از اپراتورها و تولیدکنندگان تجهیزات وایمکس، ایجاد استاندارد واحد برای آزمایش تجهیزات تولید کنندگان محصولات وایمکس را پیشنهاد داده و هدف آن تلاش برای ايجاد حداكثر سازگاري بين تجهيزات مختلف توليد شده توسط توليدكنندگان مختلف از يك سو و اپراتورها از سوي ديگر مي باشد، درست همان گونه که برای یک گروه محصولات صنعتی، استانداردهایی مشابه برای تولید محصولات تعیین می شود.


فناوري نوظهور وايمكس به دليل داشتن مزيت هاي تخصصي ويژه از اقبال روز افزوني برخوردار گشته است. از جمله اين مزايا مي توان به موارد زير اشاره كرد:


- عدم وجود محدوديت مكاني: يكي از مزاياي وایمکس نسبت به فناوری‌های قدیمی‌تر از خود (نظیر وای-فای) این است که وایمکس می‌تواند ورودی‌ای باشد که به کاربران اجازه می‌دهد بدون محدودیت در سراسر منطقه تحت پوشش اپراتور از سرويس خود استفاده کنند. با این ویژگی، اینترنت قابل جابجایی و حمل و نقل خواهد شد که این امر سرعت روآوردن صاحبان کسب و کار به استفاده از مزیت‌هایی که اینترنت برای آن‌ها فراهم می‌کند را، بیشتر از پیش خواهد نمود.

 

- امنيت بالا: امنیت بالای انتقال داده‌ها که در این شبکه وجود دارد، موجب می‌شود تا داده‌ها به صورت رمز گذاری شده منتقل شوند و دسترسی به داده‌ها صرفا با داشتن مجوز مربوطه امکان پذیر باشد و مشتركين يك شبكه، علی الخصوص مشتركين سیار، بتوانند در هر نقطه‌ای با داشتن اجازه‌ اتصال، به شبکه متصل شده و از امکانات ویژهٔ آن برخوردار گردند.

 

- خدمات ارزش افزوده: علاوه بر این، در این تکنولوژی، استفاده از خدمات ارزش افزوده اي همچون VoIP (تلفن اينترنتي)، VPN (شبكه اختصاصي مجازي)، Content Providing (موسيقي، فيلم، تصويرو ...) و بسياري ديگر نیز گنجانده شده‌است که این تکنولوژی را به یکی از رقبای جدي سیستم هاي تلفن ثابت، موبایل و ديگر فناوريهاي ارتباطي تبدیل كرده است.
كمك به ایجاد و گسترش شهرها یا شهرک هاي الکترونیکی نیز از جمله اهداف این تکنولوژی می‌باشد که امید است بدین وسیله بتوان موجبات آماده سازی چنین بستری را فراهم ساخت.


کشور ما نیز با داشتن جمعیتی جوان و صنعتی روبه رشد، از جمله کشورهای در حال توسعه به شمار می رود که به دلیل نقش مهم ارتباطات در توسعه ، برنامه‌ریزی منسجم جهت حرکت به سمت توسعه همه‌جانبه ارتباطات پهن باند‌ در کشور را به امری ضروری بدل می‌سازد.


در تابستان 86، سازمان تنظیم مقررات اعلام کرد که در حال مطالعات اولیه جهت صدور مجوز وایمکس در کشور است. پس از اتمام مطالعات اولیه، تهیه متن پروانه، اسناد مزایده و  تصویب این امر در کمیسیون تنظیم مقررات، انجام روال قانونی برای برگ‍زاری مزایده و واگذاری مجوز، در دستور کار قرار گرفت و سرانجام در هشتم تیرماه 87، با انتشار متن پروانه رسماً فراخوان خرید اسناد مزایده از سوی سازمان تنظیم مقررات انجام شد؛ هم‌اکنون، پس از انجام مراحل برگزاری مزایده، اپراتورهای ارائه دهندة این سرویس در تمامی استانهای کشور مشخص شده و پروانه فعالیت آنها صادر شده است.


این پروانه‌ها، به دارندگان آن ها این امکان را می دهد تا خدمات وایمکس را همراه با خدمات VoIP (تلفن اینترنتی) به کاربران خانگی و تجاری ارائه دهند.


در راستای گسترش سهم بازار و توسعه سبد محصولات و خدمات، شرکت خدمات ارتباطی ایرانسل، به عنوان یکی از اپراتورهای تلفن همراه در ایران، برنده مناقصه ارائه این خدمات شده و در تاريخ 10 اسفند 1387 موفق به دريافت پروانه فعاليت شد. بر اساس پروانه فعالیت دریافتی، ایرانسل در فاز نخست، این خدمات را در 7 کلانشهر تهران، اصفهان، شیراز، تبریز، مشهد، اهواز و کرج ارائه خواهد داد.

ورزش

ورزش شامل فعالیت هر کس با یک منظور و در محیطی متفاوت از محیط روزانه برای مسابقه، لذت بردن ، برای کسب برتری، برای پیشرفت مهارت یا ترکیبی از تعدادی از این هاست. تفاوت منظور همراه با در نظر گرفتن مهارت فرد یا گروه یا دلیری علامت مشخصه ورزش است.

بنابر این پریدن از روی یک مانع در مقابل دیدگان هزاران نفر در یک میدان سر پوشیده ورزش است در حالی که پریدن از روی یک چشمه هنگام پیاده روی در روستا فقط تلاش برای خیس نشدن پای فرد است.

انواع مختلفی از ورزش وجود دارند و انسان ها قسمت مهمی از وقت، پولو دلبستگی خود را نه فقط به عنوان شرکت کننده بلکه به عنوان تماشاگر به آن ها اختصاص می دهند .
ورزش امروزه در جهان به وسیله ای مبدل شده که انسان ها را با هم متحد و آشنا کرده و بین آن ها پیوند اخوت و برادری برقرار می کند و مهمترین هدف و وظیفه ورزش همین است ایجاد مودت و دوستی بین ورزش کاران که هر چند در میدان رقیب هم هستند اما در خارج از میدان به عنوان رفیق همدیگر می باشند .
ورزش ترکیبی از فعالیت های فیزیکی عادی و معمول و مهارت های شخصی و به عنوان تفریح و یک سری از قوانین که برای مسابقه ، لذت بردن و رسیدن به برتری است. ترکیب شخصیت هایی با مهارت های متفاوت در یک ملت، شجاعت و دلاوری آن ملت را افزایش می دهد .

به فعالیتها یا مهارتهای عادی جسمانی‌ای گفته می‌شود که بر پایه یک رشته قوانین مورد توافق همگانی و با اهداف تفریحی، یا برای مسابقه، نشاط شخصی، دستیابی به ورزیدگی، مهارت جویی یا آمیزه‌ای از این اهداف انجام می‌گیرد. تعریف ورزش به هدف و منظور از انجام آن بستگی دارد. برای نمونه پیکارهای شنا که در برابر هزاران نفر در یک استخر سرپوشیده مسابقاتی انجام می‌گیرد یک گونه از ورزش بشمار می‌رود در حالیکه شنا در یک استخر معمولی یا در دریا یک تفریح شمرده می‌شود. رشته‌های فراوانی در ورزش وجود دارند و مردم زمان و هزینه زیادی را چه به عنوان شرکت کننده و چه به عنوان تماشاگر صرف ورزش می‌کنند. ورزش و ورزش کردن طی سالیان طولانی از قالب یک تفریح و سرگرمی به قالب یک حرفه و فعالیت درآمده است و تعداد بیشماری از ورزشکاران حرفه‌ای در سراسر جهان از طریق ورزش به ثروت و زندگی رسیده اند. این یکی دیگر از خصوصیات ورزش به شمار می‌آید.

امروزه ورزش زنان نيز جايگاه خاصي در مجامع بين المللي پيدا کرده است.

واژه‌ ورزش‌ که از دیرباز معنای تمرین و ممارست داشت به هنگام‌ تصويب‌ «قانون‌ ورزش‌ اجباري‌ در مدارس‌» در 16 شهريور ماه‌ 1306 خ‌ به طور رسمی به معنای امروزی وارد قاموس‌ واژگان‌ دولتي‌ ايران‌ شده‌ است‌.

 

تاریخچه ورزش

تمدن ها در ورزش سراسر تاریخ ، توانستند یک معامله بزرگ که تغییر اجتماع و ماهیت در ورزش است را آموزش بدهند . آن ها چیزهای بسیار جدیدی از هنر را در فرانسه ، آفریقا و استرالیا ی ما قبل تاریخ که مدرک آن در مراسمات رسمی تهیه شد را کشف کنند .

این کسب مهارت ها وابسته به سفارش مردم است که برای یافتن معانی فعالیت ها در ورزش به صورت یک مروارید گران بها می درخشد . مثلا ورزش ژیمناستیک در میان چینی ها پیشینه‌ی زیادی دارد .

ورزش های دیگر شامل : پرتاب نیزه ، پرتاب دیسک و پرش بلند و کشتی است. رسوم سنت گرایی ورزش باستانی ایرانی ، هنر زورخانه ای بود که اکنون با این روش تماس اندکی دارند . در میان دیگر ورزش های ایرانی چوگان و پرتاب نیزه هم وجود داشت. دسترسی به ورزش های عمومی با تاسیس یونان قدیم ، ایجاد شد . کشتی ، دومیدانی ، بوکس ، پرتاب نیزه ، پرتاب دیسک و مسابقه ارابه سواری نیز در آن زمان متداول بود.
بازی های المپیک هر چهار سال یک بار در دهکده‌های کوچک مثل یونان باستانبرگزار می شد و مردم سراسر جهان به این المپیک ها فرا خوانده می شدند.
وجود ورزش های منظم برای موجودات زنده مطابق المپیک قرن قدیمی و قرن حاضر است. فعال شدن موجودات برای تنظیم غذا و خوراک خود موجب منظم انجام شدن فعالیت ها برای لذت بیشتر مسابقات و فعالیت هایی مثل ماهیگیری و باغبانی است . انقلاب صنعتی موجب زیاد شدن آلودگی و فرصت نداشتن تماشاگر ورزشی برای دسترسی و تمایل به بازی های جهانی شده است. محبوبیت و تمایل داشتن مانند ماشین افزایش گر، موجب ترقی‌های حرفه ای متداول ورزشی می شود .

 اهمیت ورزش

امروزه ورزش یکی از اموری است که به عناوین مختلف در جهان مطرح شده و گروه زیادی به اشکال گوناگون با آن سرو کار دارند. برخی از مردم، ورزشکار حرفه ای اند و گروهی ورزشکار آماتور . گروهی طرفدار و علاقه مند به ورزش و دیدن برنامه ها، مسابقات و نمایش های ورزشی بوده، وعده ای نیز از راه ورزش امور زندگی خویش را می گذرانند.

وزارتخانه ها و ادارات ورزشی فراوانی تاسیس شده و مخارج زیادی صرف ورزش ، ساختن استادیوم ها، مجتمع ها و باشگاه های ورزشی و نیز تهیه وسائل و لباس های ورزشی و یا تماشای مسابقات ورزشی می شود. بخش های قابل توجهی از برنامه های تلویزیون ، رادیو، مجلات و سایر رسانه های گروهی، به ورزشی و اخبار ورزشی اختصاص دارد و خلاصه ورزش یکی از اموری است که در جهان به صورت جدّی مطرح بوده و از جهات مختلف دارای اهمیت می باشد، از جمله:


رده بندی ورزش

دانستن یک روش برای یک گروه ورزشی هدف بسیار مهمی است و نشان دهنده ی یک نامزد جامع برای ورزش است :

مسابقه

 

·         اسب دوانی

·         نیروی انسانی: ( دویدن، شنا کردن

·         کمکی انسان: ( دوچرخه سواری ، قایق پارویی ، قایق سواری و ...

·         منبع فعال خارجی: (موتور سواری، قایق رانی ، قایق سواری و…


رقابتی

 

·  رزمی: (جودو ، کاراته ، بوکس ، تکواندو ، ووشو ، کونگ فو ، شمشیر بازی و ...

·         میدانی: (تنیس ، بدمینتون ، والیبال ، اسکواش ، تنیس روی میز )

·  تیمی: (بیس بال و فوتبال شهرت بسیاری در جهان دارند . بیس بال معروفیت زیادی در آمریکا و ژاپن دارد و فوتبال معروفیت بیشتری در سر تا سر جهان .

·  مثال های دیگری مثل : ( راگبی ، هاکی روی یخ ، هاکی روی چمن و ...) می باشد .

 
مهارتی

 ·         هدف: ( تیراندازی با کمان ، تیراندازی با تفنگ و ...)

·         نمایشی: ( ژیمناستیک ، اسب سواری ، شیرجه و ...)

·         استقامت: ( وزنه برداری ، پرش سه گام ، پرتاب وزنه و ...)

 

ورزش هائی که در چند طبقه بندی قرار می گیرند

 ·         (پینتبال ،بای اتلون…


جوانمردی در ورزش

عامل اصلی در ورزش که بیشتر اوقات همه را به سوی خود جلب می کند انگیزه و سود در آن است . برای مثال ، قایق رانی و اسب دوانی نیاز به مهارت زیاد دارند . علت بروز حرکات جوانمردانه در یک فعالیت به وسیله ی یک آرزو و یا روحیه خوب ، تمایل به کسب لذت برای خود است . اما تحمل فشار در بیشتر اوقات به صورت انفرادی ، کار بزرگی است و مقدمه ای برای یک تکنولوژی به نظر می رسد و این کار لذت بیبشتری دارد .
فرصت مردم برای فعالیت ها و مسئولیتشان در بیشتر اوقات ، برای جستجو و احترام گذاشتن در ورزش است که با پیوستن فدراسیون ورزشی به IOC ، هر انسان برای خود فرصتی را برای ورزش کردن تنظیم می کند . در این راه ، تکمیل کردن فرصت ها در فعالیت های ورزشی رسمی بیشتر است . بیشتر فعالیت های عمومی ، مشهور و معروف اند و تعقیب کردن فعالیت های گوناگون زمان زیادی می خواهد .
جوانمردی در یک بازی معین باید به گونه ای باشد که هر رقیب چه بعد از مسابقه و چه قبل از مسابقه آن را رعایت کند . جوانمردی نباید در بردن اجرا شود بلکه باید در باختن هم باشد . برای مثال در فوتبال یک ورزشکار نباید خارج از رفتار ورزشی در مقابل دیگران بازی کند و توپ را خارج از زمین لگد بزند . هم چنین از تیم های دیگر هم در پرتاب اوت انتظار صحیح می رود و ...

 ورزش و تدبیر

ورزشکاران بزرگ برای وضعیت های خیلی دشوار در ورزش ، زمینه ی تدبیر را در نظر می گیرند . برخی احساسات در تخریب احتمالی تدابیر ، نقش موثری دارند و ممکن است احساسات دیگران به طور طولانی ، موجب تقویت تیم شده و موثر واقع شود .

در المپیک برلین تابستان 1936 نگاه داشتن تصاویر شاید موجب شناسایی بهتر تمدن ها و تقویت تبلیغ در سراسر رویداد ها می شد . در تاریخ ورزش اسکاتلند و ایرلند نیز ورزش ، به صورت برتر است که برای مثال ، مطابق علامت های تخصصی در فوتبال اسکاتلند ، بازی فوتبال انجام می شود که نشات گرفته از فوتبال انگلستان است .


هنر و ورزش

ورزش به هنر خیلی وابسته است .

اسکی روی یخ و تای چی ورزش های هنری است برای رسیدن به یک منظره ی تماشایی ، و موجب حادثه و تجربه ای برای تماشاچی می شود . همین طور وجود تماشاگران عامل اصلی این فعالیت های ورزشی و هم چنین به اجرا در آوردن هنر شان است و چنین هنری مثل اجرای هنر ژیمناستیک و غیره است .

حقیقت هنر ورزش ، در برخی مواقع احتمالی ، به ماهیت آن ورزش بستگی دارد.
در تعاریف خارج از ورزش ،

جایگاه ورزش در ایران باستان

دکتر گریشمن، باستان شناس فرانسوی درباره ورود آریانها هزار سال قبل از میلاد می‌‌گوید: این سواران ایرانی با زن، بچه و گله وارد شدند و مزیت تقسیم ناحیه را بمالک کوچک متعدد بدست آوردند و بیشتر آنان همره گروه سواران خود وارد خدمت امرای محلی گردیدند.


آریانها یکی از شعب مردمان هند و اروپایی بودند که شعبه اولی آنها بحساب می‌‌آمدند. برخی از باستان شناسان معتقد هستند که ساکنین اولیه آریانها یا آریاییها در قسمت شرقی و جنوب شرقی دریار خزر بوده و برخی دیگر آنها را به مردمان قفقازیه که به قسمت‌های جنوبی خزر آمده‌اند نسبت می‌‌دهند.

اینان مردانی بودند که از راه شمشیر و به‌عنوان سرباز مزدود زندگی می‌‌کردند ایشان سربازانی را تشکیل می‌‌دادند که می‌‌بایست یک روز جانشین امرائی بشوند که خود در خدمت ایشان بودند.

تاریخ مهاجرت آنها نیز بدرستی روشن نیست ولی بین دو هزار سال تا پانصد سال قبل از میلاد این قوم به سرزمین ایران آمده و افراد بومی و محلی را به جنوب برده اند.

بنابراین آریانها مردمانی قوی، سلحشور و صحرا گرد بوده و کار عمده شان پرورش حیوانات اهلی و شکار و سواری و تیراندازی بوده است.

ورزش و تقویت قوای بدنی و مهارت در جنگ و سواری و تیراندازی و راهپیمائی از اصول متداول این مردم بوده است قومی که دائما در حال کوچیدن و منازعه با بومی‌های محلی بوده و بقهر و غلبه زمینها و کشتزارها را تصاحب می‌‌کرده قطعا باید چالاک و سلحشور و بردبار و قوی اندام باشند.

این مردم بتدریج شهر نشین شده و ده و شهر و قصبه بوجود آورده‌اند از وقتیکه آریانها شهر نشین شدند همیشه مورد هجوم شعبه دیگر آریائیها – سکاها واقع شدند.

قبل از تشکیل دولت ماد، آریانها بشکل ملوک الطوایفی می‌‌زیسته و رئیس هر خانواده با قدرت کامل خانواده را اداره می‌‌کرد، و در مواقع جنگ یکی از رؤسای این خانواده فرماندهی لشکر را بعهده می‌‌گرفتند که بعدا مقام سلطنت از همین اختیارات بوجود آمد. در آن زمان هیچیک از امراء و سلاطین قدرت رئیس خانواده را تهدید نمی‌کردند.

از قرن نهم قبل از میلاد سه تیره بزرگ آریائی در سرزمین ایران به حکومت رسیدند، در مشرق باختری ها، در مغرب مادها و در جنوب پارسها.

آنچه از اخلاق و آداب این زمان روشن است حالت آماده گی قوم آریائی برای حرکت و جنگ و دفاع بوده و در این عصر کشت غلات کاملاً مرسوم شده و در دهات و قصبات مزارع رونق بیشتری یافتند.

تربیت حیوانات اهلی را عملی ساخته و اسب و سگ از نظر فوایدی که در جنگ و سفر و حضر و نگهبانی رمه و گله داشتند بیشتر اهمیت داند.

ارزش عدالت

تعلیمات مقدس اسلام اولین تاثیری که گذاشت روی اندیشه ها و تفکرات گروندگان بود. نه تنها تعلیمات جدیدی در زمینه جهان وانسان واجتماع آورد بلکه طرز تفکر ونحوه اندیشیدنها را عوض کرد .هر معلمی معلومات تازه ای به شاگردان خود می دهد وهر مکتبی اطلاعات جدیدی در اختیار پیروان خود می گذارد، اما تنها برخی از معلمان وبرخی از مکتبها است که منطق جدیدی به شاگردان وپیروان خود می دهند وطرز تفکر آنان را تغییر داده نحوه اندیشیدنشان را دگرگون می سازند . این مطلب نیازمند توضیح است . چگونه است که منطقها عوض می شود؟ طرز تفکر ونحوه اندیشیدنها دگرگون می گردد ؟

انسان چه در مسائل علمی وچه در مسائل اجتماعی از آن جهت که یک موجود متفکر است استدلال می کند ودر استدلاهای خود ، خواه نا خواه بر برخی اصول ومبادی تکیه می نماید وبا تکیه به همان اصول ومبادی است که استنتاج می نماید وقضاوت می کند. تفاوت منطقها وطرز تفکر ها در همان اصول و مبادی اولی است که در استدلاها واستنتاجها به کار می رود ، در اینست که چه نوع اصول ومبادی نقطه اتکا وپایه استدلال واستنتاج قرار گرفته باشد این جا است که تفکرات و استنتاجات متفاوت می گردد . در مسائل علمی تقریبا طرز تفکر ها در هر زمانی میان آشنایان با روح علمی زمان یکسان است ، اگر اختلافی است میان تفکرات ، عصرهای مختلف است ولی در مسائل اجتماعی حتی مردمان همزمان نیز همسان وهم شکل نیستند واین خود راضی دارد که اکنون مجال بحث در آن نیست. بشر در برخورد با مسائل اجتماعی واخلاقی خواه خواه نا خواه به نوعی ارزیابی می پردازد . در ارزیابی خود برای آن مسائل درجات ومراتب یعنی ارزشهای مختلف قائل می شود وبر اساس همین درجه بندیها وطبقه بندیها است که نوع اصول ومبادئی که به کار میبرد با آنچه دیگری عرض یابی می کند متفاوت می شود و در نتیجه طرز تفکرها مختلف می گردد.مثلا عفاف ، خصوصا برای زن ، یک مسئله اجتماعی است ، آیا همه مردم در ارزیابی خود در باره این موضوع یک نوع فکر می کنند؟ البته نه ، بی نهایت اختلاف است، برخی از مردم ارزش این موضوع را به حد صفر رسانده اند . پس این موضوع در اندیشه وتفکرات آنان هیچ نقش موثری ندارد وبعضی بی نهایت ارزش قائل اند وبا نفی این ارزش برای حیات وزندگی ارزش قائل نیستند .

اسلام که طرز تفکر ها را عوض کرد به این معنی است که ارزشها را بالا وپایین آورد ، ارزشهایی که در حد صفر بود ، مانند تقوا در درجه اعلی قرار داد و بهای فوق العاده سنگین برای آنها تعیین کرده و ارزشهای خیلی بالا را از قبیل خون ونژاد وغیر آن را پایین آورده تا سر حد صفر رساند.

عدالت یکی از مسائلی است که به وسیله اسلام حیات وزندگی را از سر گرفت و ارزش فوق العاده یافت اسلام به عدالت تنها توصیه نکرد و یا تنها به اجرای آن قناعت نکرد بلکه عمده این است که ارزش آن را بالا برد ، بهتر است این مطلب را از زبان علی (ع) در نهج البلاغه بشنویم.

فرد با هوش ونکته سنجی از امیر المومنین علیه السلام سوال می کند

العدل افضل ام الجود؟

آیا عدالت شریفتر وبالاتر است یا بخشندگی ؟

مورد سوال دو خصیصه انسانی است ، بشر همواره از ستم ، گریزان بوده است و همواره احساس ونیکی دیگری را که بدون چشم داشت پاداش انجام می داده مورد تحسین وستایش قرار داده است .

پاسخ پرسش بالا خیلی آسان به نظر می رسد: جود وبخشندگی از عدالت بالاتر است زیرا عدالت حقوق دیگران و تجاوز نکردن به حدود وحقوق آنهاست ، اما جود اینست که آدمی با دست خود حقوق مسلم خو را نثار غیر می کند ، آن که عدالت می کند به حقوق دیگران تجاوز نمی کند و یا حافظ حقوق دیگران است از تجاوز و متجاوزان ، و اما آنکه جود می کند فداکاری می کند وحق مسلم خود را به دیگری تفویض می کند پس جود بالاتر است .

واقعا هم اگر تنها با معیارهای اخلاقی و فردی بسنجیم مطلب از این قرار است ، یعنی جود بیشتر از عدالت معرف و نشانه کمال نفس و رقاء روح انسان است . اما......

ولی علی علیه السلام بر عکس نظر بالا جواب می دهد . علی علیه السلام به دو دلیل می گوید عدل ازجودبالاتر است ، یکی این که :

 

 

العدل یضع الامور مواضعها والجود یخر جها من جهتها.

 

یعنی عدل جریانها را در مجرای طبیعی خود قرار می دهد. اما جود جریانها را از مجراهای طبیعی خود خارج می سازد زیرا مفهموم عدالت این است که استحقاقهای طبیعی و واقعی در نظر گرفته شود و به هر کس مطابق آنچه به حسب کار واستعداد ، لیاقت دارد داده شود: اجتماع حکم ماشینی را پیدا می کند که هر جزء آن در جای خود قرار گرفته است . و اما جود درست است که از نظر شخص جود کننده که مایملک مشروع خویش را به دیگری می بخشد فوق العاده با ارزش است اما باید توجه داشت که یک جریان غیر طبیعی است ، مانند بدنی است که عضوی از آن بدن بیمار است وسایر اعضاء موقتا برای اینکه آن عضو را نجات دهند فعالیت خویش را متوجه اصلاح وضع او می کنند. از نظر اجتماعی چه بهتر که اجتماع چنین اعضاء بیماریی را نداشته باشد تا توجه اعضای اجتماع به جای اینکه به طرف اصلاح و کمک به یک عضو خاص معطوف شود ، بسو ی تکامل عمومی اجتماع معطوف گردد . دیگر اینکه :

العدل سائس عام والجود عارض خاص.

عدالت قانونی  است عام ومدیر ومدبری است که کلی وشامل ، که همه اجتماع را در بر می گیرد وبزرگ راهی است که همه باید از آن بروند ، اما جود وبخشش یک حالت استسنائی وغیر کلی است که نمی شود رویش حساب کرد : اساسا جود اگر جنبه قانونی وعمومی پیدا کند وکلیت یابد دیگر جود نیست علی علیه السلام آنگاه نتیجه گرفت:

فالعدل اشرفهما وافضلهما

یعنی پس از میان عدالت وجود ، آن که اشرف وافضل است عدالت است .

اینگون تفکر در باره انسان ومسائل انسانی نوعی خاص از اندیشه است بر اساس ارزیابی خاصی ریشه این ارزیابی اهمیت واصالت اجتماع است. ریشه این ارزیابی اینست که اصول ومبادی اجتماعی بر اصول ومبادی اخلاقی تقدم دارد، آن یکی اصل است و این یکی فرع است، وآن یکی تنه است واین یکی شاخه ، آن یکی رکن است واین یکی زینت وزیور  از نظر علی علیه السلام آن اصلی که می تواند تعادل اجتماع را حفظ کند وهمه را راضی نگه دارد  به پیکر اجتماع سلامت وبه روح اجتماع آرامش بدهد عدالت است ظلم وجور و تبعیض قادر نیست حتی روح خود ستمگر و روح آن کسی که به نفع او ستمگری میشود راضی و آرام نگه دارد تا چه رسد به ستمدیدگان و پایمال شدگان  ،عدالت بزرگراهی است عمومی که همه را میتواند در خود بگنجاند و بدون مشکلی عبور دهد ،اما ظلم و جور کوره راهی است که حتی فرد ستمگر را به مقصد نمی رساند .

میدانیم که عثمان بن عفان قسمتی از اموال عمومی مسلمین را در دوره خلافتش تیول خویشاوندان و نزدیکانش قرار داد، بعد از عثمان علی علیه السلام زمام امور را به دست گرفت.از آن حضرت خواستند که عطف به ماسبق نکند و کاری به گذشته نداشته باشد. کوشش خود را محدود کند به حوادثی که از این به بعد در زمان خلافت خودش پیش می آید،اما او جواب داد که :

الحق القدیم لا یبطله شیء

حق کهن به هیچ وجه باطل نمی شود .

فرمود به خدا قسم اگر با آن اموال برای خود زن گرفته باشند و یا کنیزکان خریده باشند باز هم آن را به بیت المال برمی گردانم .

فان فی العدل سعه و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق .

یعنی همانا در عدالت گنجایش خاصی است،عدالت می تواند همه را در بر گیرد و در خود جای دهد ،و آن کس که بیمار است اندامش آماس کرده در عدالت نمی گنجد باید بداند که جایگاه ظلم و جور تنگتر است،یعنی عدالت چیزی است که می توان به آن به عنوان یک مرز ایمان داشت و به حدود آن راضی و قانع بود ،اما اگر این مرز شکسته و این ایمان گرفته شود و پای بشر به آن طرف مرز برسد دیگر حدی برای خود نمی شناسد ،به هر حدی که برسد به مقتضای طبیعت و شهوت سیری ناپذیر خود تشنه حد دیگر می گردد و بیشتر احساس نارضائی می نماید .

 

 

 

 

نتوان تماشاچی صحنه های بیعدالتی بود

 

علی علیه السلام عدالت را یک تکلیف و وظیفه الهی بلکه یک ناموس الهی می داند ، هرگز روا نمی شمارد که یک مسلمان آگاه به تعلیمات اسلامی، تماشاچی صحنه های تبعیض و بی عدالتی باشد . در خطبه شقشقیه ، پس از آنکه ماجراهای غم انگیز سیاسی گذشته را شرح می دهد ، بدانجا می رسد که مردم پس از قتل عثمان به سوی او هجوم آوردند وبا اصرار و ابرام از او می خواستند که زمام داری مسلمین را بپذیرد واو پس از آن ماجراهای درد ناک گذشته و با خرابی اوضاع حاضر دیگر مایل نبود این مسئولیت سنگین را بپذیرد، اما به حکم اینکه اگر نمی پذیرفت حقیقت لوث شده بود وگفته می شد علی از اول علاقه ای به این کار نداشت وبرای این مسائل اهمیتی قائل نیست، وبه حکم اینکه اسلام اجازه نمی دهد که آنجا که اجتماع به دو طبقه ستمگر وستم کش ، یکی پر خور ناراحت از پر خوری، ودیگری گرسنه ناراحت از گرسنگی ، تقسیم می شود ، دست روی دست بگذارد وتماشاچی صحنه باشد ، این وظیفه سنگین را بر عهده گرفت :

لولا حضور الحاضر وقیام الحجه بوجود الناصر وما اخذ الله علی العلما ء ان لا یقاروا علی کظه ظالم ولا سغب مظلوم لا لقیت حبلها علی غاربها ولسقیت آخرها بکاس اولها.

اگر آن اجتماع عظیم نبود و اگر تمام شدن حجت و بسته شدن راه عذر بر من نبود واگر پیمان خدا از دانش مندان نبود که در مقابل پر خوری ستمگر وگرسنگی ستم کش ساکت ننشینند ودست روی دسن نگذارند همانا افسار خلافت را روی شانه اش می انداختم ومانند روز اول کنار می نشستم.

عدالت نباید فدای مصلحت بشود:

تبعیض ورفیق بازی و باند سازی ودها نها را با لقمه های بزرگ بستن ودوختن، همواره ابزار لازم سیاست قلمداد شده است اکنون مردی زمام دار وکشتی سایست را ناخدا شده است که دشمن این ابزار است هدف وایده اش مبارزه با این نوع سیاست بازی است . طبعا از همان روز اول ارباب توقع ، یعنی همان رجال سیاست ، رنجش پیدا می کنند : رنجش منجر به خراب کاری می شود ودردسرهائی فراهم می آورد ، دوستان خیر اندیش به حضور علی علیه السلام آمدن وبا نهایت خلوص وخیر خواهی تقاضا کردند که به خاطر مصلحت مهمتر ، انعطافی در سیاست خود پدید آورد ، پیشنهاد کردند که خودت را از دردسر این هوچی ها راحت کن (( دهن سگ به لقمه دوخته به)) اینها افراد متنفذی هستند ، بعضی از اینها از شخصیتهای صدر اولند ، تو فعلا در مقابل دشمنی مانند معاویه قرار داری که ایالتی زر خیز مانند شام را در اختیار دارد ، چه مانعی دارد که به خاطر (مصلحت)! فعلا موضوع مساوات وبرابری را مسکوت العنه بگذاری ؟.

علی علیه السلام جواب داد:

اتا مرونی ان اطلب النصر بالجود والله ما اطور به ما سمر سمیر و ام نجم فی السماء نجما ، لو کان المال لی لسویت بینهم فکیف وانما المال مال الله.

شما از من می خواهید که پیروزی را به قیمت تبعیض وستمگری را بدست آورم؟ از من می خواهید که عدالت را به پای سیاست وسیادت قربانی کنم؟ خیر سوگند به ذات خدا که تا دنیا است چنین کاری نخواهم کرد وبگرد چنین کاری نخواهم گشت ، من وتبعیض ؟ من وپایمال کردن عدالت ؟ اگر همه این اموال عموی که در اختیار من است مال شخص خودم ومحصول دسترنج خودم بود و می خواستم میان مردم تقسیم کنم هر گز تبعیض روا نمی داشتم ، تا چه رسد که مال مال خدا است ومن امانت دار خدایم. این بود نمونه ای از ارزیابی علی علیه السلام در باره عدالت ، واینست ارزش عدالت در نظر حضرت علی علیه السلام .

چگونگي به اجرا گذاشتن چك در مراجع ثبتي

نويسنده : برگرفته از بروشورهاي معاونت آموزش قوه قضائيه
 مقدمه :

قانونگذار در وضع و تصويب مقررات جزائي راجع به صدور چك تنها به بيان انواع چكهاي صادره از سوي اشخاص يا بانكها بسنده نموده و در قوانين مختلف مربوط به صدور چك كه بعد از تصويب قانون تجارت در سالهاي 1331 – 1337 – 1344 و 1355 و اصلاحيه قانون اخير در سال 1372 وضع گرديده تعريف جامعي از چك ارائه نداده است. لذا ناگزير هستيم كه براي دستيابي به تعريف چك به قانون تجارت مراجعه و از آن بعنوان قانون مادر استفاده نمائيم .

« تعريف چك »

در ماده 310 قانون تجارت از چك بعنوان نوشته اي ياد شده كه به موجب آن صادر كننده چك وجوهي را كه نزد بانك محال عليه (بانكي كه بايد وجه را بپردازد) دارد . كلاً يا بعضاً مسترد يا به ديگري واگذار مي نمايد و در ماده 311 همان قانون مرقوم است كه درچك بايد محل و تاريخ صدور قيد شده و به امضاء صادر كننده برسد و پرداخت چك نبايد وعده داشته باشد و ماده 313 قانون تجارت اشعار داشته كه وجه چك بايد به محض ارائه كارسازي شود و نيز به موجب مواد ديگري ازاين قانون قيد گرديده كه صدور چك ذاتاً عمل تجاري محسوب نمي گردد.

اگر چك بايستي در همان مكاني كه صادر شده تأديه گردد ،‌دارنده چك ظرف مدت15 روز از تاريخ صدور بايد وجه آنرا مطالبه كند و اگر از يك نقطه به نقطه ديگر صادر شده باشد بايد ظرف مدت 45 روز مطالبه گردد و چنانچه در مواعد مذكوره وجه آنرا مطالبه نكند دعوي دارنده عليه ظهرنويسي مسموع نخواهد بود.

چك در عرف بازار

درحال حاضر در بازار و عرف معاملات و داد و ستد از چك بعنوان وعده دار يا مشروط يا تضميني و يا بدون تاريخ و سفيد امضاء استفاده مي شود و ما در واقع از تعريف واقعي چك دور شده ايم و بلحاظ ارزان بودن اوراق چك (در قياس باسفته و برات) از سند مزبور سوء استفاده مي گردد و به همين جهت است كه گفته مي شود مي بايستي از تعريف قانون چك پيروي نمود و در وضع و تصويب مقررات قانوني آتي به چكهاي موضوع ماده 13 قانون صدور چك اصلاحيه سال 1372 اعتبار كيفري داده نشود.

رأي شماره 536 – 12/7/69 هيأت عمومي ديوان عالي كشور كه با تبعيت از مواد 310 الي 315 قانون تجارت ، مبني بر مهلت مراجعه به بانك صادر گرديده و گواهي هاي عدم پرداخت صادره در مهلت هاي 15 روز و45 روزه را به منزله داخواست براي مراجعه به ظهرنويس تلقي كرده درحقيقت تبعيت از همين تعريف است كه چك مي بايستي بصورت نقدي صادر شده و وسيله پرداخت باشد.

( بعد از بيان مقدمه فوق نحوه وصول چك از طريق اجراي ثبت را مورد بررسي قرار ميدهيم : )

طبق قانون صدور چك ، چك هاي صادر در عهده بانكها در حكم اسناد لازم الاجراء مي باشد لذا دارنده چك در صورت مراجعه به بانك و عدم دريافت تمام يا قسمتي از وجه آن بعلت نبودن محل و يا به هر علت ديگري كه منتهي به برگشت چك وعدم پرداخت گردد مي تواند طبق قوانين و آئين نامه هاي مربوط با اجراي اسناد رسمي (كه ذيلاً اين قوانين و آئين نامه بررسي خواهد شد.) وجه آنرا از صادر كننده وصول نمايد .

براي صدور اجرائيه دارنده چك بايد عين چك و گواهينامه مذكور در قانون كه همان گواهي عدم پرداخت مي باشد را به اجراي ثبت اسناد محل تسليم نمايد. اجراي ثبت در صورتي دستور اجراء صادر مي كند كه مطابقت امضاي چك با نمونه امضاي صادر كننده در بانك از طرف بانك گواهي شده باشد [1] (مستفاد از ماده 1 قانون صدور چك)

بنابراين براي به اجراء گذاشتن چك در مراجع ثبتي بايد مراحلي از نظر قانون چك و نيز قانون ثبتي رعايت گردد كه ذيلاً به آنها اشاره مي شود:

طبق ماده يك قانون چك ، دارنده چك بايد در مرحله نخست به بانك محال عليه (يعني بانكي كه بايد وجه را بپردازد) مراجعه در صورت عدم دريافت وجه قدم در مرحله دوم نهد يعني :

هرگاه وجه چك بعلتي از علل قانوني پرداخت نگردد بانك مكلف است در برگ مخصوص كه مشخصات چك و هويت و نشاني كامل صادر كننده در آن ذكر شده است با ذكر علت يا علل عدم پرداخت وجه ، آنرا امضاء و مهر نموده و به دارنده چك تسليم نمايد ، پس در مرحله دوم دارنده چك بايد گواهي عدم پرداخت وجه چك را از بانك بگيرد . همانگونه كه فوقاً اشاره شد در اينجا دارنده 2 اقدام مي تواند انجام دهد 1 – وصول وجه چك از طريق مراجعه به دادگستري 2 – وصول وجه چك از طريق اجراي ثبت اسناد كه ما فقط شق دوم يعني مراجعه به اجراي ثبت را بررسي مي كنيم : [2]

مطابق ماده يك آئين نامه اجراي مفاد اسناد رسمي لازم الاجراء و طرز رسيدگي به شكايت از عمليات اجرائي درخواست اجراء مفاد اسناد رسمي ، از مراجع ذيل به عمل مي آيد :

ماده 1 – درخواست اجراء مفاد اسناد رسمي از مراجع ذيل بعمل مي آيد :

الف ) در مورد اسناد رسمي لازم الاجراء نسبت به ديون و اموال منقول و املاك ثبت شده و نيز املاك مورد وثيقه و اجاره اعم از اينكه ملك مورد وثيقه و اجاره ثبت شده يا نشده باشد از «دفترخانه اي كه سند را ثبت كرده است» در مورد ساير اسناد راجع به املاكي كه ثبت در دفتر املاك نشده است براي اجرائ مفاد سند ذينفع بايد به دادگاه صالحه مراجعه كند.

ب) در مورد وجه يا مال موضوع قبوض اقساطي از ثبت محل ، و در اين مورد بايد رونوشت يا فتوكپي گواهي شده قبوض اقساطي و سند پيوست درخواست نامه به ثبت محل داده شود و عين قبوض اقساطي و سند نيز ارائه گردد. در تهران درخواست نامه اجراي قبوض اقساطي به اجراء داده مي شود و …

بنابراين طبق بند ب ، براي وصول وجه چك از ثبت محل درخواست صدور اجرائيه مي شود . در صورتي كه بدهكار ظرف مدت مقرر در سند بدهي خود را نپردازد بستانكار (دارنده چك) مي تواند وصول طلب خود را توسط دفترخانه تنظيم كننده سند درخواست كند.

دفترخانه بنا به تقاضاي بستانكار اجرائيه براي وصول طلب و اجور و خسارت ديركرد صادر خواهد كرد. وبه اداره ثبت ارسال خواهد داشت . بدهكار از تاريخ ابلاغ اجرائيه 8 ماه مهلت خواهد داشت كه نسبت به پرداخت بدهي خود اقدام كند.

بدهكار مي تواند ظرف 6 ماه از تاريخ ابلاغ اجرائيه درخواست نمايدكه ملك از طريق حراج بفروش برسد در اين صورت اجراي ثبت محل پس از انقضاي مدت6 ماه به حراج ملك اقدام خواهد كرد.

در مورد اموال منقول اعم از اينكه اجرائيه نسبت به تمام يا باقيمانده طلب صادر شده باشد بدهكار ظرف مدت 4 ماه از تاريخ ابلاغ اجرائيه نسبت به پرداخت بدهي خود اقدام ننمايد مال مورد معامله بوسيله اجراي ثبت بحراج گذاشته مي شود و از اين طريق وصول وجه آنرا ميسر مي كند.

در پايان لازم مي دانيم يادآوري كنيم كه اين طريق نسبت به مراجعه به دادگستري داراي معايبي به شرح ذيل است :

اجرا ثبت در صورتي دستور اجرا صادر مي كند كه مطابقت امضاء چك با نمونه امضاء صادر كننده در بانك گواهي شده باشد ، تشخيص مطابقت يا عدم مطابقت امضاء از مسائل فني قضائي است و تفويض آن به متصديان بانك با اصول كلي حقوقي موافق نيست و چه بسا موجب تضييع حق دارنده چك مي شود. [3]

ديگر اينكه متقاضي اجرائيه بايد قبل از صدور اجرائيه 10% مبلغ مورد درخواست را در صندوق اجراء توديع نمايد و اگر صادر كننده مالي غير از يك باب خانه و يك دستگاه اتومبيل و يك شماره تلفن داشته باشد قابل بازداشت مي باشد زيرا برابر بخشنامه هائي كه در سال 59 و 60 از طرف شوراي عالي قضائي صادر گرديد اموال سه گانه فوق از مستثنيات دين شناخته شده و قابل توقيف و بازداشت نمي باشد و افراد كمي در جامعه هستند كه غير از

اموال مذكور اموال قابل توجه ديگري دارا هستند بنابراين صدور اجرائيه در چنين مواقعي عملاً بي نتيجه
مي ماند در صورتي كه در طريق تعقيب كيفري شاكي با همان هزينه مختصر طرح شكايت خود مي تواند تقاضاي تأمين اموال صادر كننده را نموده و در توقيف اموال مفاد بخش نامه هاي فوق الذكر شوراي عالي قضايي قابل اجرا نبوده و اموال بلامعارض صادر كننده هر قدر كه باشد مورد توقيف قرار مي گيرد . [4] لذا مي توان گفت با توجه به معايبي كه فوقاً ذكر شده شق نخست يعني مراجعه به دادگستري مفيدتر باشد.

سؤال و جواب

سؤال 1 – با توجه به ماده 20 قانون صدور چك شرايط لازم اوليه و اساسي براي صدور اجرائيه از طريق اجراي ثبت بر عليه صادر كننده چك بلامحل كدامند؟

ج – از نظر ماده مذكور دو شرط لازمست :

1 – چك برعهده يكي از بانكهاي مجاز كشور صادر شده باشد.

2 – بانك محال عليه مطابقت امضاي صادر كننده تا چك بلامحل با نمونه امضاي موجود وي در بانك را تصديق كرده باشد.

سؤال 2 – كسي كه چكي را از صادر كننده اي دريافت مي كند آيا مي تواند تشخيص دهد كه امضاي صادر كننده با نمونه امضاي بانكي وي مطابقت دارد يا خير؟

ج – به طور معمول خير ، لذا اين قضيه بستگي به حسن نيت صادر كننده در مقابل دارنده دارد.

سؤال 3 – مراجعه به اجراي ثبت براي صدور اجرائيه بر عليه صادر كننده چك بلامحل چه امتيازي را براي دارنده آن در بردارد؟

ج – دارنده چك مذكور از مراجعه به دادگاه و طي مراحل دادرسي و صدور اجرائيه بعد از قطعيت حكم معاف
مي شود.

سؤال 4 – در مورد چك بلامحل ، آيا نتيجه صدور اجرائيه از طريق اجراي ثبت با طرح دعواي حقوقي در دادگاه يكسان است؟ به عبارت ديگر آيا از صدور اجرائيه از طريق اجراي ثبت همان نتايجي حاصل مي شود كه از صدور اجرائيه از طريق دادگاه پس از صدور حكم قطعي عايد متقاضي مي شود؟

ج – جواب به اين سؤال منفي است زيرا :

اولاً – اجرائيه ثبتي فقط بر عليه صادر كننده چك بلامحل قابل صدور است مگر در مورد ماده 19 ق.ص.چ 72 كه استثنائاً صدور اجرائيه به نحو تضامن بر عليه صادر كننده و صاحب حسابي كه صادر كننده به وكالت و يا به نمايندگي از طرف او چك بلامحل صادر كرده است امكان پذير است. لذا صدور اجرائيه از طريق اجراي ثبت برعليه ظهرنويس و ضامن چك ميسر نيست و حال آنكه در مورد دعواي حقوقي در دادگاه طرح دعوي برعليه كليه مسؤولين پرداخت چك ، و در صورت صدور حكم بر محكوميت آنها ، امكان صدور اجرائيه برعليه محكوم عليهم – بنابر اصل مسؤوليت تضامني در اسناد تجارتي (مواد 314 و 249 ق.ت) – وجود دارد.

ثانياً – حوزه عمل در مورد اجراي مفاد اجرائيه ثبتي با حوزه عمل در مورد اجراي مفاد اجرائيه صادره از طرف دادگاه متفاوت است به طوري كه حوزه عمل اجرائيه دادگاه ، به نسبت اجرائيه ثبتي وسيع تر است. مقايسه قانون اجراي احكام مصوب 1356 با آئين نامه اجراي ثبت ، خصوصاً مقايسه آن با ماده 69 اصلاحي آئين نامه اجراي ثبت مصوب 16/9/1370 ، تفاوت را آشكار مي سازد.

سؤال 5 – اجراي ثبت كدام محل صالح براي صدور اجرائيه راجع به چك بلامحل مي باشد؟

ج – متقاضي صدور اجرائيه ثبتي بايد با در دست داشتن مدارك لازم به اداره ثبتي كه بانك محال عليه در آنجا قرار دارد مراجعه كند.

دکترسيد محمود حسابي

سيد محمود حسابي در سال 1281 (ه.ش), از پدر و مادري تفرشي در تهران زاده شدند. پس از سپري نمودن چهار سال از دوران كودكي در تهران, به همراه خانواده (پدر, مادر, برادر) عازم شامات گرديدند. در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت, با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز كردند و همزمان, توسط مادر فداكار, متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) , تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفتند. استاد, قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند. ديوان حافظ را نيز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي, شاهنامه فردوسي, مثنوي مولوي, منشات قائم مقام اشراف كامل داشتند.

 شروع تحصيلات متوسطه ايشان مصادف با آغاز جنگ جهاني اول, و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو, پس از دو سال تحصيل در منزل براي ادامه به كالج آمريكايي بيروت رفتند و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات, در سن نوزده سالگي, ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ نمودند. در آن زمان با نقشه كشي و راهسازي, به امرار معاش خانواده كمك مي كردند. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي, رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداختند.

شركت راهسازي فرانسوي كه استاد در آن مشغول به كار بودند, به پاس قدرداني از زحماتشان, ايشان را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال1924 (م) به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصيل شدند.

همزمان با تحصيل در رشته معدن, در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار گرديدند و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت "سار" آغاز كردند. سپس به دليل وجود روحيه علمي, به تحصيل و تحقيق, در دانشگاه سوربن, در رشته فيزيك پرداختند و در سال 1927 (م) در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را , با ارائه رساله اي تحت عنوان "حساسيت سلول هاي فتوالكتريك", با درجه عالي دريافت كردند.

استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشتند وايشان در چند رشته ورزشي موفقيت هايي كسب نمودند كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته شنا اشاره نمود.

پروفسور حسابي به دليل عشق به ميهن و با وجود امكان ادامه تحقيقات در خارج از كشور به ايران بازگشت و با ايمان و تعهد, به خدمتي خستگي ناپذير پرداخت تا جوانان ايراني را با علوم نوين آشنا سازد. پايه گذاري علوم نوين و تاسيس دارالمعلمين و دانشسراي عالي, دانشكده هاي فني و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازي و پايه گذاري فيزيك و مهندسي نوين, ايشان را به نام پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران در كشور معروف كرد. حدود هفتاد سال خدمت علمي ايشان در گسترش علوم روز و واژه گزيني علمي در برابر هجوم لغات خارجي و نيز پايه گذاري مراكز آموزشي, پژوهشي, تخصصي, علمي و ..., از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار مي رود كه براي نمونه به مواردي اشاره مي كنيم:

_ اولين نقشه برداري فني و تخصصي كشور (راه بندرلنگه به بوشهر) 

_ اولين راهسازي مدرن و علمي ايران (راه تهران به شمشك) 

_ پايه گذاري اولين مدارس عشايري كشور 

_ پايه گذاري دارالمعلمين عالي 

_ پايه گذاري دانشسراي عالي 

_ ساخت اولين راديو در كشور 

_ راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور 

_ راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي كشور 

_ راه اندازي اولين رآكتور اتمي سازمان انرژي اتمي كشور 

_ راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران 

_ تعيين ساعت ايران 

_ پايه گذاري اولين بيمارستان خصوصي در ايران, به نام بيمارستان "گوهرشاد" 

_ شركت در پايه گذاري فرهنگستان ايران و ايجاد انجمن زبان فارسي 

_تدوين اساسنامه طرح تاسيس دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري دانشكده فني دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري دانشكده علوم دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري شوراي عالي معارف 

_ پايه گذاري مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري بخش آكوستيك در دانشگاه و اندازه گيري فواصل گام هاي موسيقي ايراني به روش علمي 

_ پايه گذاري و برنامه ريزي آموزش نوين ابتدايي و دبيرستاني 

_ پايه گذاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي دانشگاه تهران  

_ پايه گذاري اولين رصدخانه نوين در ايران 

_ پايه گذاري مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز 

_ پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان 

_ پايه گذاري انجمن موسيقي ايران و مركز پژوهش هاي موسيقي 

_ پايه گذاري كميته پژوهشي فضاي ايران 

_ ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي كشور (در ساختمان دانشسراي عالي در نگارستان دانشگاه تهران) 

_ تدوين اساسنامه و تاسيس موسسه ملي ستاندارد 

_ تدوين آيين نامه كارخانجات نساجي كشور و رساله چگونگي حمايت دولت در رشد اين صنعت 

_ پايه گذاري واحد تحقيقاتي صنعتي سغدايي (پژوهش و صنعت در الكترونيك, فيزيك, فيزيك اپتيك, هوش مصنوعي) 

_ راه اندازي اولين آسياب آبي توليد برق (ژنراتور) در كشور 

_ ايجاد اولين كارگاه هاي تجربي در علوم كاربردي در ايران 

_ ايجاد اولين آزمايشگاه علوم پايه در كشور

 

مدارک تحصیلی

  • - لیسانس ادبیات از دانشگاه آمریکایی بیروت ( در هفده سالگی )
  • - لیسانس مهندسی راه و ساختمان از دانشکده فرانسوی مهندسی در بیروت
  • - لیسانس ریاضیات و ستاره شناسی و زیست شناسی از دانشگاه آمریکایی بیروت
  • - لیسانس مهندسی برق از دانشگاه برق پاریس
  • - لیسانس مهندسی معدن از مدرسه ی عالی معدن پاریس
  • - گذراندن دوسال اول رشته حقوق ( در طی یک سال ) در دانشگاه سوربن
  • - گذارندن رشته پزشکی
  • - دکترای فیزیک از دانشگاه سوربن فرانسه

 مقالات علمی منتشر شده

چنانچه از جستجوی مجلات علمی آن زمان به دست می‌آید٬ ایشان صاحب شش مقاله علمی در زمینه فیزیک هستند که هیچکدام از نظر علمی قابل توجه به نظر نرسیده‌اند. مطابق داده‌های سایت [گوگل علمی] بیشترین ارجاع به مقالات ایشان یک ارجاع می‌باشد.

نظریه پروفسور حسابی((بی‌نهایت بودن ذرات))

این فرضیه را ایشان در سال ۱۳۲۶ طی مقاله‌ای منتشر کردند که در این آدرس قابل دسترسی می‌باشد.

داستانهای افسانه‌گونه‌ای در مورد این نظریه متداول است که صدق آنها توسط فرزند ایشان تایید می‌شود:

خلاصه ای از تئوری معروف وی:


دكتر حسابی يكبار تابستان برای مدت كوتاهی به ايران بازگشت و در خانه ای متعلق به آقای جماراني تابستان را سپری می كرد و در همين ايام در حين مطالعات به اين فكر افتادند كه علت وجود خاصيتهای ذرات اصلی بايد در اين باشد كه اين ذرات بی نهايت گسترده اند و هر ذره ای در تمام فضا پخش است و نيز هر ذره ای بر ذرات ديگر تاثير می گذارد. به اين ترتيب به فكر آزمايشی افتاد كه اين نظريه را اثبات و يا نفی كند. او با خود فكر كرد اگر اين تئوری صحيح باشد بايد چگالی يك ذره مادی به تدريج با فاصله از آن كم شود و نه اينكه يك مرتبه به صفر برسد و نبايد ذره مادی شعاع معينی داشته باشد. پس در اينصورت نور اگر از نزديكی جسمی عبور كند بايد منحرف شود و پس از اينكه محاسبات مربوط به قسمت تئوری اين نظريه را به پايان رسانيد پس از بازگشت به امريكا به راهنمايی پرفسور انيشتين در دانشگاه پرنيستون به تحقيقات در اين زمينه پرداخت. پرفسور انيشتين قسمت نظري تئوري را مطالعه كرد و دكتر حسابي را به ادامه كار تشويق كرد. دكتر حسابی به راهنمايی پرفسور انيشتين به تكميل نظريه پرداخت سپس يك سال ديگر در دانشگاه شيكاگو به كار پرداخت و آزمايشهايی در اين زمينه انجام داد. وی با داشتن يك انتر فرومتر دقيق توانست فاصله نوری را در عبور از مجاورت يك ميله اندازه بگيرد و چون نتيجه مثبت بود آكادمی علوم آمريكا نظريه دكتر حسابی را به چاپ رسانيد. برخی همكاران از نامأنوس بودن و جديد بودن اين فكر متعجب شدند و برخی از اين نظريه استقبال كردند.

 

شرح آزمايشهای انجام شده و نتيجه آن:


در اثبات اين نظريه اگر در آزمايش، نور باريك ليزر از مجاورت يك ميله وزين چگال عبور داده شود، سرعت نور كم می شود. در نتيجه پرتو ليزر منحرف ميگردد. هرگاه پرتو ليزر بطور مناسبی از ميان دو جسم سنگين كه در فاصله ای از هم قرار دارند عبور داده شود انحراف آن هنگام عبور از مجاورت جسم اول و سپس از مجاورت جسم دوم به خوبی معلوم ميشود و اين انحراف قابل عكسبرداری است. اين آزمايش گسترده بودن ذره را نشان می دهد. بر طبق اين آزمايش انحراف زياد پرتو ليزر فقط در اثر پراش نبوده بلكه مربوط به جسم است. بر حسب اين نظريه هر ذره، مثلاً الكترون، كوارك يا گلويون نقطه شكل نيست بلكه بی نهايت گسترده است و در مركز آن چگالی بسيار زياد بوده و هر چه از مركز فاصله بيشتر شود آن چگالی بتدريج كم می شود. بنابراين يك پرتو نور از يك فضای چگالی عبور كرده و شكست پيدا ميكند و انحراف می يابد.


اختلاف تئوری بی نهايت بودن ذرات با تئوريهای قبلی:


در تئوريهای قبلی هر ذره قسمت كوچكی از فضا را در بر دارد يعنی دارای شعاع معينی است و خارج از آن اين ذره وجود ندارد ولی در اين تئوری ذره تا بی نهايت گسترده است و قسمتی از آن در همه جا وجود دارد. در تئوريهای جاری نيروی بين دو ذره از تبادل ذرات ديگر ناشی می شود و اين نيرو مانند توپی در ورزش بين دو بازيكن رد و بدل می شود و اين همان ارتباطی است كه بين آنها حاكم است و در تئوريهای جاری تبادل ذرات ديگری اين ارتباط ميان دو ذره را ايجاد ميكند. مثلاً نوترون كه بين دو ذره مبادله می شود, اما در تئوری دكتر حسابی ارتباط بين دو ذره همان ارتباط گسترده ايست كه در همه جا به علت موجوديت آنها در تمام فضا بين آنها وجود دارد.


ارتباط اين تئوری با تئوری نسبيت انيشتين:


تئوری انيشتين می گويد: خواص فضا در حضور ماده با خواص آن در نبود ماده فرق دارد، به عبارت رياضی يعنی در نبود ماده، فضا تخت است ولی در مجاورت ماده فضا انحنا دارد. اگر بگوييم يك ذره در تمام فضا گسترده است در هر نقطه از فضا چگالی ماده وجود دارد و سرعت نور به آن چگالی بستگی دارد به زبان رياضی به اين چگالی می توان انحنای فضا گفت.


ارتباط فلسفی اين تئوری با فلسفه وحدت وجود:


در اين نگرش همه ذرات جهان بهم مرتبط هستند. زيرا فرض بر اين است كه هر ذره تا بی نهايت گسترده است و همه ذرات جهان در نقاط مختلف جهان با هم وجود دارند. يعنی در واقع قسمت كوچكی از تمام جهان در هر نقطه ای وجود دارد.

 موزه دکتر حسابی

اندک زمانی پس از مرگ دکتر حسابی در سال ۱۳۷۲، خانه او تبدیل به موزه‌ای شد که در آن وسایل شخصی، مدارک علمی و تحصیلی، نشانها و تقدیر نامه‌ها و عکسهای قدیمی و متن نطقها و نوشته‌ها، از جمله پژوهش‌های مربوط به بی نهایت بودن ذرات، در آن به نمایش گذاشته شده‌است. این موزه در خیابان تجریش – خیابان مقصودبیک قرار دارد.

چه كسي مي‌تواند نقش «غضب» را در حيات انسان انكار كند؟

آيا هنگامي كه حقوق فردي مورد تجاوز قرار مي‌گيرد اگر تمام قدرت‌هاي ذخيره وجود او در پرتو غضب بر افروخته نگردد چگونه ممكن است در حال خونسردي از حقوق خويش دفاع كند؟ اما همين خشم و غضب اگر از محورهاي اصلي خود منحرف گردد و مهار آن از دست عقل رها شود انسان را به صورت حيوان درنده‌اي بيرون مي‌آورد كه حد و مرزي نمي‌شناسد. پس از اين كه ويژگي اخلاق را مورد بررسي قرار داديم اينك به گفتارهاي رسول اكرم در اين خصوص توجه فرماييد:

1- بعثت لا تمم حسن الخلق؛ من براي تكميل خوبي‌هاي اخلاق مبعوث شده‌ام.
2- اكمل المومنين ايماناً احسنهم خُلُقاً؛ كامل‌ترين مومنان از نظر ايمان كسي استكه اخلاقش از همه بهتر باشد.

3- إن اثقل شي يوضع في ميزان المومن يوم القيامه خلق حسنٌ؛ روز قيامت سنگين‌ترين چيز در ترازوي مومن اخلاق خوب خواهد بود.
4- إنّ من خياركم احسنكم اخلاقاً؛ بهترين شما كسي است كه داراي بهترين اخلاق باشد.

5- عن رجل من مزينه قال: قالوا يا رسول الله! ما خير ما اُعطي الانسان؟ قال: الخُلق الحَنَنُ؛ مردي از قبيله مزينه روايت مي‌كند كه بعضي از اصحاب اظهار داشتند: اي رسول خدا! بهترين چيزي كه به الانسان عطا شده چيست؟فرمودند: اخلاق نيكو.از عائشه روايت شده كه از رسول اكرم شنيدم كه فرمودند:انسان مومن، با اخلاق خوب خود، به مرتبه و مقام كساني مي‌رسد كه شب‌ها نماز نافله مي‌خوانند و روزها هميشه روزه مي‌گيرند.
6- عن عائشه قالت: سمعت رسول الله صلي الله عليه يقول: إنّ المومن ليُدركُ بحسن خُلُقه درجه قائم اليل و صائم الانهار. از عائشه روايت شده كه از رسول اكرم شنيدم كه فرمودند:انسان مومن، با اخلاق خوب خود، به مرتبه و مقام كساني
مي‌رسد كه شب‌ها نماز نافله مي‌خوانند و روزها هميشه روزه مي‌گيرند.
7- عن معاذٍ قال: كان آخر ما وصّاني به رسول الله صلي الله عليه حين وضعت رِجلي في الغَوْزِ أن قال: يا معاذ! أحسن خلقك للناس؛ از حضرت معاذ بن جبل روايت است كه آخرين وصيت آن حضرت هنگامي كه پا در ركاب اسب گذاشته بودم اين بود كه اخلاق خود را براي مردم نيك بگردان. در پرتو اين احاديث، به خوبي مي‌توان درك كرد كه اخلاق از ديدگاه اسلام چه ارزشي دارد ولي متاسفانه امروز عموم مسلمانان به جاي خود، افراد متدين و كساني كه به عبادت نوعي اهميّت قايل‌اند، آنان نيز درباره اخلاق بسيار بي‌تفاوت به نظر مي‌رسند، بعضي چنين مي‌پندارند كه عمل كردن به تمام احكام فقط براي كساني لازم است كه مي‌خواهند خيلي به درجه كمال دست يابند اما براي نجات، نماز و روزه كافي‌اند، در صورتي كه اين پندار اشتباه است زيرا همچنان كه نماز و روزه باعث نجات از عذاب الهي هستند. اختيار نمودن اخلاق خوب و دوري از اخلاق بد نيز براي اين هدف ضروري است. تربيت اخلاقي از چنان حساسيتي برخوردار است كه نبي مكرم اسلام مجاهد واقعي شخصي را معرفي مي‌كند كه با رذايل اخلاقي به مبارزه برمي‌خيزد.
«المجاهد من جاهد نفسه.»مولاي روم دراين باره چه زيبا مي‌سرايد:اي شهان كشتيم ما خصم برونماند خصمي زوبتر در اندرون كشتن اين، كار عقل و هوش نيست
شير باطن سخره خرگوش نيست قد رجعنا من جهاد الاصغريم
با نبي اندر جهاد اكبريم سهل شيري دان كه صنم را بشكند
شير آن را دان كه خود را بشكند آري! مواجه با رذايل اخلاقي يك جهاد ابدي و پايان ناپذير است، يك مرد داخلي كه به مراتب از نبرد خارجي خطرناك‌تر مي‌باشد و شكست در آن ذلت و زبوني با خود به همراه دارد.لازم به ياد آوري است كه بدون ايمان، اخلاق يا هر عمل ديگر، هيچ گونه ارزش و اعتباري ندارند. ايمان براي هر عمل به منزله روح و جان است اگر شخصي بدون اين كه بر ادّله و رسول او ايمان داشته باشد؛ اما از اخلاق خوب برخوردار بود اين اخلاق، اخلاق حقيقي نيست بلكه صورت اخلاق است كه فاقد هر گونه ارزشي به نزد خداوند است.اخلاق بد نوعي بيماري است
وجود انسان مركب از نيروهاي متضادي است از سويي هوس‌هاي سركش و غرايز و اميال حيواني او را به طغيان، تعدي نسبت به حق همنوعان، هوسبازي دروغ و خيانت دعوت مي‌كنند و از طرفي نيروي عقل و ادراك، عواطف انساني و وجدان او را به عدالت، نوع دوستي، پاكدامني، درستكاري و تقوي فرامي‌خوانند. همانطور كه در ساختمان جسم انسان يك عضو بي‌مصرف و بي‌كار آفريده نشده در ساختمان روح و جان او نيز هر غريزه و انگيزه‌اي نقش حياتي دارد و تنها در صورت انحراف از وضع طبيعي و بر هم خوردن تعادل به صورت‌هاي خطرناك و كشنده بيرون مي‌آيند.

كشمكش اين نيروها در همه انسان‌ها وجود دارد و پيروزي نسبي يكي از اين عوامل موجب مي‌شود كه افراد از نظر ارزش‌هاي انساني در سطوح كاملاً مختلفي باشند، گاهي از مقرب‌ترين فرشتگان بالاتر و زماني از خطرناك‌ترين درندگان پست مي‌شود.
ولي نكته‌اي كه در اينجا لازم است به آن توجه شود اين است كه غرايز و اميال و شهوات به صورت اصلي و طبيعي و متعادل نه تنها زيانبخش نيستند، بلكه وسايل ضروري ادامه حيات خواهند بود.به عبارت ديگر، همانطور كه در ساختمان جسم انسان يك عضو بي‌مصرف و بي‌كار آفريده نشده در ساختمان روح و جان او نيز هر غريزه و انگيزه‌اي نقش حياتي دارد و تنها در صورت انحراف از وضع طبيعي و بر هم خوردن تعادل به صورت‌هاي خطرناك و كشنده بيرون مي‌آيند.مثلاً چه كسي مي‌تواند نقش «غضب» را در حيات انسان انكار كند؟ آيا هنگامي كه حقوق فردي مورد تجاوز قرار مي‌گيرد اگر تمام قدرت‌هاي ذخيره وجود او در پرتو غضب برافروخته و بسيج نگردد چگونه ممكن است در حال خونسردي از حقوق خويش دفاع كند؟ اما همين خشم و غضب اگر از محورهاي اصلي خود منحرف گردد و مهار آن از دست عقل رها شود انسان را به صورت حيوان درنده‌اي بيرون مي‌آورد كه هيچگونه حد و مرزي را به رسميت نمي‌شناسد .
بنابراين همان طور كه به هم خوردن تعادل جسمي هميشه با عوارض ناگواري همراه است كه نام بيماري به آن مي‌دهند، به هم خوردن تعادل قواي روحي و غرايز و اميال نيز يك نوع «بيماري روحي» محسوب مي‌گردد كه علماي اخلاقي به آن «بيماري قلب» مي‌گويند.هشدار قرآن و حديث از اخلاق بددر قرآن مجيد و احاديث نبوي مانند نماز و روزه بر اخلاق خوب بسيار تاكيد شده است و همان طور كه متخلفين از عبادات به عذاب تهديد شده‌اند به آدم‌هاي بداخلاق نيز به شدت هشدار داده شده است. مثلاً بخل يك بيماري اخلاقي است، خداوند درباره آن مي‌فرمايند: "ولا يحسبن الذين يبخلون بماء آتاهم ادلما من فضله هو خيراًَ لهم بل هو شر لهم سيطوقون ما بخلوا به يوم القيامة" (آل عمران/ 180) ؛ آنان كه نسبت بدانچه خداوند از فضل خود بديشان عطا كرده است بخل مي‌ورزند گمان نكنند كه اين كار براي آنان خوب است و به سود ايشان مي‌باشد، بلكه اين كار براي آنان بد است و به زيان ايشان تمام مي‌شود. در روز قيامت همان چيزي كه بدان بخل ورزيده‌اند طوق (سنگين اسارت بر گردن) ايشان مي‌گردد.
همين طور در سوره همزه كساني كه مال را بيش از حد دوست مي‌دارند و بر ديگران طعنه جويي و عيب ورزي مي‌كنند به عذاب دوزخ تهديد شده‌اند!
پيامبر اكرم در حديثي درباره همسايه سه بار قسم خورده چنين فرموده‌اند: «والله لايومن، و الله يومن و الله يومن، قيل من يا رسول الله؛ قال الذي لا يامن جاره بوائقه»؛ قسم به خدا مومن نيست، قسم به خدا مومن نيست، قسم به خدا مومن نيست، پرسيده شد چه كسي اي رسول خدا؟ فرمودند: كسي كه همسايه‌اش از اذيت و آزار او در امان نباشد.
"ويل لكل همزة لمزة. الذي جمع مالاً و عدّده. يحسب انّ ما له اخلده. كلاً لينبذن في الحطمه" ؛ واي به حال هر كه عيب‌جو و طعنه زن باشد، همان كسي كه دارائي فراواني را گرد مي‌آورد و آن را بارها و بارها مي‌شمارد، آخر گمان مي‌برد كه دارايي‌اش به او جاودانگي مي‌بخشد، هرگز چنين نيست او بدون شك به خرد كنند ه و درهم شكننده پرت مي‌گردد و فرو انداخته مي‌شود.
ملاحظه بفرماييد در آيات فوق فقط به خاطر اخلاق سوء وعيد دوزخ بيان شده است. همين طور در احاديث نبوي، راجع به بعضي اخلاق سوء وعيد بسيار شديد ذكر شده است مثلاً درباره تكبر فرموده است: « ولا يدخل الجنة من في قلبه مثقال ذرة من كبر» ؛ كسي كه ذره‌اي تكبر در دلش باشد، وارد بهشت نخواهد شد.
در باره دورويي ارشاد رسول گرامي اين است: «تجدون شر الناس يوم القيامة ذا الوجهين ياتي هولاء بوجه و هولاء بوجه»؛ بدترين انسان روز قيامت آدم دو رو خواهد بود كسي كه در برخورد با افراد تغيير چهره مي‌دهد.
درباره عدم ترحم مي‌فرمايد: «لا يرحم الله من لا يرحم الناس» خداوند بر شخصي كه بر مردم رحم نمي‌كند، رحم نكند، در اين حديث كلمه «الناس» به صورت عام ذكر شده كه شامل مومن، كافر، متقي و فاجر مي‌شود. بدون ترديد، رحم و كرم حق همه انسان‌هاست، البته براي كافر و فاسق عطوفت راستين فقط در اين است كه از انجام كفر و فسق آنان ناراحت و نگران نبوده و در تلاش حفاظت آنان- دفع كفرو فسق - باشيم.
در پاره‌اي از روايات آدم بداخلاق غير مومن خوانده شده است.
رسول مكرم اسلام سوگند خورده و مي‌فرمايد: «و الذي نفس بيده لا يومن عبد حتي عيب لاخيه ما يحب نفسه»؛ قسم به ذاتي كه جانم در دست اوست انسان مومن نمي‌شود مگر اين كه براي برادرش چيز را بپسندد كه براي خود مي‌پسندد .
در حديثي درباره همسايه سه بار قسم خورده چنين فرموده‌اند: «والله لايومن، و الله يومن و الله يومن، قيل من يا رسول الله؛ قال الذي لا يامن جاره بوائقه»؛ قسم به خدا مومن نيست، قسم به خدا مومن نيست، قسم به خدا مومن نيست، پرسيده شد چه كسي اي رسول خدا؟ فرمودند: كسي كه همسايه‌اش از اذيت و آزار او در امان نباشد.
در محتواي اين احاديث بايد فكر نمود گناهاني كه درباره آنان تهديد بيان شده و مرتكب آن محكوم به بي‌ايماني شده از قبيل اخلاق بد هستند. اخلاقيات از چيزهاي اضافي نيستند كه فقط براي تحصيل ثواب بيشتر لازم باشند. بلكه موجب نجات از عذاب جهنم و از شرايط مسلمان بودن هستند به ويژه آن دسته از اخلاق كه در قرآن كريم درباره آنها زياد تاكيد شده است مانند:
صبر، توكل، راستگويي، امانتداري، وفا به عهد، اخلاص، محبت كامل به خدا و پيامبر، خير خواهي نسبت به ديگران، حسن ظن به ديگران، عيب پوشي، رحم ، عفو و گذشت ، فرو بردن خشم، سخاوت، عدل و انصاف، تواضع و فروتني ...

ریزش مو

  شروع ریزش مو با وجود تعدادی مو در شانه و وان حمام آغاز می شود. اما هم اکنون شما بدون توجه به موی سرتان نمی توانید در آینه پوست سرتان را نگاه کنید. طاسی به کاهش موی شدید اطلاق می شود که می تواند در نتیجه وراثت، برخی داروها یا شرایط طبی ویژه ای باشد. هرکس     از مرد، زن، بچه،  ممکن است ریزش مو را تجربه نماید. واژه طبی ریزش مو « آلوپسی »
می باشد. شایعترین نوع طاسی با الگوی آندروژیک ( هورمونی ) می باشد. این نوع در حدود 95% از ریزش مو را شامل می شود، دائمی است و با وراثت در ارتباط است. اگر نوع ریزش موی ناحیه ای است که موقتی رخ می دهد، این نوع ریزش مو در پوست سر یا بدن فرد رخ داده و علت اختصاصی آن ناشناخته است.
  برخی افراد ترجیح می دهند با عدم درمان یا مخفی نکردن ریزش مو این حالت سیر خود را طی نماید. برخی افراد نیز ریزش مو را با کلاه ، نحوه آرایش یا ژل می پوشانند . شما می توانید یکی از داروها یا روش های جراحی موجود را در درمان ریزش موی خود به کار برید. قبل از انتخاب هر یک از گزینه های درمانی موجود با پزشک خود راجع به علت و بهترین روش درمانی ریزش مو مشاوره نمائید.
•  علائم و نشانه ها
  وجود ریزش مو با الگوی هورمونی بدین معنا است که شما ممکن است طاسی را به زودی در دوران جوانی خود تجربه نمائید. این نوع از ریزش مو در شقیقه ها و فرق سر آغاز می شود. نتیجه نهائی، طاسی کف سر یا طاسی کامل می باشد.در زنان مبتلا به ریزش موی هورمونی، ریزش مو محدود به ناحیه پیشانی،کناره ها و فرق سر می باشد. طاسی کامل به ندرت در زنان اتفاق می افتد.
  در ریزش موی ناحیه ای، ریزش در حد یک لکه صاف ، گرد و کوچک اتفاق می افتد. حدود 90 درصد از موی افراد در یک مرحله رشد 6-2 ساله ( آناژن ) قرار دارد. 10 درصد باقیمانده در یک فاز استراحت 3-2 ماهه ( تلوژن ) قرار دارند.
  اکثر افراد روزانه ریزش موی بین 150-50 رشته مو را تجربه می کنند. با ریزش یک مو مرحله رشد دوباره شروع می شود و یک موی جدید در فولیکل جایگزین موی ریخته شده می گردد.
  رشد جدید به میزان تقریباً 2/1 اینچ در هر ماه می باشد. هنگامی که میزان ریزش مو بیشتر از میزان رشد مجدد باشد و یا موی جدید نازک تر از موی ریخته شده باشد طاسی ایجاد می گردد.
  ریزش موی هورمونی دارای علل وراثتی می باشد. اگر چه در مردان شایع است ولی زنان را نیز مبتلا می نماید. وجود تاریخچه مثبت از ریزش موی هورمونی در هر یک از اعضای خانواده احتمال ریزش مو را افزایش می دهد. وراثت هم چنین سن شروع در ریزش مو، سرعت پیشرفت ، الگو و میزان ریزش مو را نیز تحت تأثیر قرار می دهد.
  ریزش موی ناحیه ای در طیف بیماری های خود ایمنی قرار می گیرد اما علت آن ناشناخته است. فرد مبتلا به این بیماری به طور عمومی سالم می باشد. دانشمندان معتقدند که برخی افراد به صورت ژنتیکی مستعد پیشرفت این بیماری هستند و با یک عامل تشدید کننده نظیر عفونت ویروسی روند آغاز می گردد.
  بر خلاف ریزش موی هورمونی موها اکثراً دوباره رشد می نمایند ولی ممکن است چندین بار موها را از دست بدهید و درباره رشد نمایند.
•  دیگر علل ریزش موی موقتی :
-    بیماریها : دیابت ، لوپوس، بیماری تیروئید.
-    سوء تغذیه : پروتئین و آهن ناکافی رژیم غذایی، رژیم غذایی متغییر، بیماریهای ویژه نظیر
اختلالات غذا خوردن
-    داروها : داروهای مؤثر در درمان نقرس، التهاب مفاصل، افسردگی، مشکلات قلبی و فشار خون بالا و مصرف قرص ضدبارداری
-    درمانهای طبی : شیمی درمانی و رادیوتراپی ( پس از پایان درمان موها مجدداً رشد
می نماید(.
-    تب شدید، آنفولانزای شدید، جراحی : 4-3 ماه بعد از حوادثی نظیر بیماری یا جراحی ریشه مو رخ می دهد. این شرایط منجر به ورود سریع موها به فاز استراحت می گردد و رشد موهای جدید را کاهش می یابد. با بازگشت مو به فاز رشد، این موها افزایش
می یابند.
-    خردسالی نوزادان اغلب طی چند ماه اول زندگی موهای خود را از دست می دهند. این موها توسط موهای پایدارتر جایگزین می شوند. هم چنین به صورت گسترده ای نوزادن موی پشت سر خود را بدنبال کشیده شدن بر تشک و صندلی ماشین از دست
می دهند.
هنگامیکه کودک شروع به نشستن می کند رشد موها دوباره شروع می شود.
•  تولد بچه
  برخی خانمها ریزش موی شدیدی را چند ماه پس از زایمان تجربه می نمایند. علت این است که در طی بارداری موها وارد رشد فعال می شوند و بعد از زایمان به سرعت به وضعیت طبیعی باز می گردند.
 
•  درمان مو
  عدم کاربرد صحیح مواد شیمیایی در آرایش مو باعث صدمه به موها می گردد. مصرف زیاد ژل و حالت دهنده های مو باعث نازک شدن و افزایش ریزش مو می گردد. کشش موها در آرایش مو منجر به یک نوع ریزش مو به نام ریزش موی کششی می گردد.
•  عفونت پوست سر
  عفونت های پوست سر نظیر کچلی قارچی با آسیب به پوست و مو منجر به ریزش موها
می شود. با درمان عفونت موها دوباره رشد می کنند.
•  درمان
  طاسی موقت یا دائمی قابل درمان نیست اما درمان به رشد موها کمک کرده و از این طریق ریزش مو را مخفی می نماید. در برخی انواع ریزش مو، موها بدون هیچگونه درمانی دوباره رشد
می نماید.
1.                مامینوکسیدیل یا روگین : این دارو بدون نسخه جهت درمان ریزش موی هورمونی و ناحیه ای توصیه می شود. مامینوکسیدیل مایعی است که روزانه دو بار بر پوست سر مالیده می شود و از این طریق باعث رشد مجدد مو و جلوگیری از ریزش بیشتر مو می گردد. مامینوکسیدیل به صورت
محلول های 2 و 5 درصد در دسترس می باشد. موهای ناشی از مصرف مامینوکسیدیل ممکن است نازک تر و کوتاهتر از موهای قبلی باشند ولی به اندازه ای رشد می کنند تا ریزش مو و طاسی فرد را مخفی نمایند.
 در صورت توقف مصرف دارو به زودی رشد موهای تازه متوقف می شود. در صورت عدم رشد موها طی مدت 6 ماه پس از مصرف دارو، بهتر است دارو قطع شود. عوارض جانبی دارو عبارت است از تحریک پوست سر .
2.                فناسترید : این دارو جهت درمان طاسی با الگوی مردانه به صورت قرص و روزانه باعث کاهش ریزش مو و یا در برخی افراد رشد موهای تازه می گردد. این نتایج مثبت به دنبال چندین ماه مصرف دارو حاصل می شوند.
فناسترید باعث مهار تبدیل تستوسترون به دی هیدروتستوسترون می شود. دی هیدروتستوسترون باعث از بین رفتن فولیکول مو بوده و یک عامل مهم در ریزش موی مردان می باشد. همانند
مامینو کسیدیل اثرات دارو با قطع مصرف از بین می رود.
مصرف فناسترید در زنان توصیه نمی شود زیرا دارو در سنین باروری زنان دارای عوارض خطرناکی می باشد. مصرف دارو توسط زنان باردار باعث ایجاد نقایص شدیدی در جنین مذکر می گردد.
3.                کورتیکواستروئید : تزریق کورتیزون به پوست سر ، ریزش موی ناحیه ای را درمان می نماید. اغلب درمان ماهانه تکرار می گردد. در موارد ریزش موی شدید پزشک قرص کورتیکواستروئیدی تجویز می نماید. کارایی پماد و کرم های کورتیکواستروئیدی در درمان موی ناحیه ای کمتر از نوع تزریقی می باشد.
4.                آنترالین : به صورت کرم و پماد در دسترس می باشد. این داروی مصنوعی روزانه بر پوست سر مالیده و سپس شسته می شود. این دارو جهت درمان داءالصدف یا پسوریازیس به کار می رود ولی پزشکان در درمان سایر مشکلات پوستی نیز از این دارو استفاده نمایند. آنترالین رشد موهای جدید را در بیماران ریزش موی ناحیه ای تحریک می نماید.
•  روش های جراحی
  پیوند مو و کاهش پوست سر روش های موجود جراحی در درمان ریزش موی هورمونی
می باشند. طی پیوند متخصص پوست یا جراح زیبایی، یک پلاک پوستی حاوی مو را از عقب یا دو طرف پوست جدا نموده و به نواحی طاس شده وسط سر پیوند می نماید. روش جراحی کاهش پوست سر همانطور که از نامش مشخص است عبارت است از کاهش نواحی پوستی فاقد مو در پوست سر. بعد از برداشتن پوست سر فاقد مو، این فضا توسط پوست مودار پوشیده می شود. کاربرد این دو روش جراحی به صورت همزمان از نظر ظاهری بسیار مفید می باشد.
  روش های جراحی در درمان طاسی گران و دردناک می باشند. خطرهای احتمالی آن عبارتند از عفونت و باقی ماندن اثر زخم . اگر شما به استفاده از این روش ها تمایل دارید حتماً به یک درماتولوژیست،جراح زیبائی و یا جراح پلاستیک مراجعه نمائید.در صورت جستجوی روش های جایگزین و یا شکست روش های طبی می توان از کلاه گیس استفاده نمود.

معنى معجزه

به نظر من بهترين معنى معجزه همان چيزى است كه خداى تعالى در قرآن در آيات 23 سوره بقره و 38 سوره يونس و 13 سوره هود و آيه 88 سوره اسرى به آن اشاره فرموده و مى گويد: اگر جن و انس پشت به پشت هم بدهند و بخواهند مانند اين قرآن را به كمك يكديگر بياورند, نمى توانند زيرا مـعـجـزه از عـجـز گرفته شده و عجزبه معنى ناتوانى است پس معجزه پديده اى است كه تمام عـوامـل طـبـيـعـى از ايـجـادش نـاتـوان باشند و عقل هر عاقلى اين چنين پديده اى را مربوط به طبيعت نداند.  و به عبارت علمى معجزه فاعل است و از عجز گرفته شده يعنى غير فاعلش كه خداى تعالى باشد ديگران عاجزند از انجامش .
 بنابر اين اگر جن و انس كه دو گروه عاقل و متفكر عالم خلقت اند نتوانند مثل قرآن رابياورند به طريق اولى بقيه موجودات عالم خلقت كه مادون اين دو نوع ازمخلوقاتند و اهل علم و فكر و عقل نيستند نمى توانند كتابى مثل قرآن را بياورند.                                     
پـس قـرآن بـا اين بيان و اين آيات كه آنها را مفسرين , آيات تحدى مى نامند معنى اعجاز را براى خود ثابت كرده و مى گويد: كه من معجزه ام و كسى غير از خدانمى تواند مثل مرا بوجود آورد.

فائده اثبات اعجاز قرآن

اگر ما بتوانيم معجزه بودن قرآن را همان گونه كه خود قرآن مدعى است ثابت كنيم ,طبعا خدا را ثـابـت نـموده و يكى از دلائل محكم اثبات وجود خدا را بيان كرده ايم .                               
زيرا اگر ثابت شود كه هيچ نـيـروئى در عـالـم خـلقت نمى تواند اين پديده را بوجودآورد و حال آنكه بوجود آمده , پس بايد به نـيـروى مـافـوق طـبـيعت كه دانا و حكيم است و مى تواند قرآنى را كه دانشمندان جن و انس از آوردنش عاجزند ايجاد كندمعتقد شد و آن قدرت دانا و توانا جز خداى تعالى نمى تواند چيز ديگرى باشد.                     
بـه علاوه به اين وسيله رسالت حضرت رسول اكرم (ص ) كه آورنده اين معجزه ازجانب خدا است اثـبـات نـمـوده ايم زيرا ممكن نيست كه خداى تعالى يك چنين قدرت نمائى فوق العاده اى را در اختيار كسى بگذارد كه او به دروغ ادعاى رسالت كرده باشد.                           
و سوم آنكه محتوا و علوم قرآن مجيد به طور كلى حجيت پيدا مى كند و باب علوم واقعى به روى ما باز مى شود و با توجه به آنكه قرآن بيان كننده همه علوم و معارف وحقايق است طبعا ثروت علمى بى نهايت خوبى و باب معارف قرآن مجيد از همين جا به روى ما باز مى شود.

 

اثبات اعجاز قرآن

بـعـضى از مفسرين در تفسير آيه شريفه 23 سوره بقره كه مى فرمايد: وان كنتم فى ريب مما نزلنا على عبدنا فاتوا بسوره من مثله و ادعوا شهدائكم من دون اللّه ان كنتم صادقين .
(اگـر دربـاره نـزول قـرآن از جـانب خدا بر پيامبر در شك هستيد يك سوره از مثل اوبياوريد.) گـفـته اند: كه ضمير مثله (مثل او) ممكن است هم به پيامبراكرم (ص )برگردد و هم ممكن است به قرآن برگردد و هم ممكن است به هر دوى آنها برگردد.                     
يعنى اگر جن و انس پشت به پشت هم بدهند و بخواهند مثل قرآن را بياورندنمى توانند و هم اگر بخواهند مدعى شوند كه يك سوره قرآن را روى جريان طبيعى از مثل پيامبرى كه درس نخوانده و از جـائى و كـسـى مطلبى استفاده نكرده آورده شودممكن نخواهد بود و برخلاف طبيعت است بـنـابـر ايـن تـفكر تحدى قرآن كه به معنى خصم را به پيش خواندن و او را عاجز كردن است , هم دربـاره آوردن قـرآن از مثل پيامبر اكرم (ص ) و هم درباره محتواى آن از نظر مطالب اعجازآميز قرآن مى باشد.
به عبارت واضحتر قرآن از دو نظر معجزه است .            
اول : از جـهـت خـصـوصياتى كه در آورنده آن يعنى پيامبر اسلام (ص ) بوده كه دنخوانده و مـطـلبى از كسى و يا از جائى استفاده نكرده مى باشد زيرا در اين آيه بخصوص با كلمه (من مثله ) ذكـر شـده كـه بطور وضوح منظور از مثل پيامبرى كه درس نخوانده و از كسى چيزى ياد نگرفته مى باشد.
دوم : از جهت آنكه وقتى به اعماق و مطالب علمى و تحقيق و پيشگوئى ها وفصاحت و بلاغت قرآن تـوجـه مـى شـود كـامـلا روشـن مى گردد كه اگر جن و انس بخواهند پشت به پشت هم بدهند نمى توانند مثلش را بياورند, مى باشد زيرا درسوره يونس مى فرمايد: فاتوا بسوره مثله (بدون من ) كه در اينجا منظور سوره اى ازقرآن است .                     
شـهـر مكه مثل امروز نمى توانسته جاى بزرگى بوده باشد زيرا زندگى هر اجتماعى بخصوص در آن روزگار مربوط به مقدار آبى بوده كه در سرزمين محل زندگى آنان وجود داشته است .
و تـرديـدى نـيست كه در آن زمان و حتى امروز تنها آبى كه در مكه وجود داشته و دارديك حلقه چاهى بوده كه اسمش چاه زمزم است .                                                    
از اين چاه در آن روزگار تنها با سطل و ريسمان آب مى كشيدند و از اين طريق در آن هواى گرم و سوزان زندگى خود و حيواناتشان را ادامه مى دادند آنان در آن روزگارمثل امروز نمى توانستند از وسائل موتورى و لوله كشى و برق و يا لااقل از همان چاه بوسيله موتور آب زيادى در اختيار مردمى كـه مـى خـواهـنـد در آنجا زندگى كنندبگذارند به علاوه سرزمين مكه چون از كوههاى سنگى تشكيل شده و جز همان محلى كه چاه زمزم در آنجا وجود دارد جاى ديگرى قابل براى چاه زدن نبوده ومردم مكه نمى توانستند در جاهاى ديگر چاهى براى استفاده خود حفر كنند حتى بعضى از دانـشـمـنـدان زمـيـن شـنـاس مـعـتقدند كه چاه زمزم هم از نظر زمين شناسى غيرعادى حفر شده است .                                
 ايـن مـقـدمه براى آن بود كه بگوئيم : جمعيت مكه در آن زمان خيلى زياد نبوده و بلكه نهايت از يكصدخانوار تجاوز نمى كرده است .                                    
زيـرا اطـراف ايـن مـقـدار از آب در آن اراضـى سـوزان بـيـشـتـر از ايـن جـمـعـيـت نمى توانسته اندزندگى كنند.
پـيـغـمبراسلام (ص ) از معروفترين مردم مكه بوده است , زيرا خانواده آنها كليددار كعبه و مالك چـاه زمـزم و پـدر و جدش رئيس و بزرگتر قريش بوده اند اين موضوع به قدرى در تاريخ واضح است كه احتياج به شرح و بيان زيادترى ندارد.
 ايـن مـقـدمه براى آن بود كه بگوئيم : شكى نيست كه اگر خانواده معروف و مشخص در قريه اى كـه حـدودا صد خانوار بيشتر ندارد وجود داشته باشد قطعا تمام اعمال و رفتار آنها كاملا زير نظر اهـل آن مـحـل بـوده و نمى توانند كارهائى از قبيل مدرسه رفتن و مدارك علمى گرفتن خود و فرزندانشان را ازاهل آن قريه بالاخص اقوام نزديكشان مخفى كنند.
در مـكـه و بـلـكـه در جـزيـره العرب , مردم باسواد و متمدنى وجود نداشته و بلكه داراى تعصبات جاهلانه فوق العاده زشتى بوده اند.
حضرت على بن ابيطالب (ع ) فرموده : وقـتـى كـه خداى تعالى پيغمبراسلام را مبعوث فرمود حتى يك نفر از عربها خواندن و نوشتن رانمى دانست .
 و اين مطلب در تاريخ و نهج البلاغه بسيار تكرار شده است .
بـكـلـه آنچه در بين مردم آن سامان بيش از هر چيز شايع بوده خرافات و اعمال وحشيانه و دور از اخلاق و امتيازات نژادى و خونريزى ها و فرضيات غير علمى بوده است .
قـرآن دربـاره آنـهـا فـرمـوده : و كنتم على شفا حفره من النار فانقذكم منها
 يعنى : شما مـردم عرب لب گودى آتش جهل و بدبختى بسر مى برديد خدا شما را بوسيله بعثت پيغمبراكرم (ص ) نجات داد.
و بـالاخـره وضـع اخـلاقى و فرهنگى مردم جزيره العرب بخصوص مردم مكه به قدرى بد بوده كه بـعـدهـا نـام آن زمان را جاهليت و اسم مردم آن عهد را مردم زمان جاهليت گذارده اند و بدترين عـقوبت كسى كه عمل زشتى را انجام مى داد, اين بود كه بگوينداو با مردم زمان جاهليت محشور مى شود.
آنـهـا فـرزنـدان خـود را زنـده به گور مى كردند و به هيچ وجه در رسومات و روشهاى غلط خود تـوجـهى به عقل و وجدان نمى نمودند و نادانى آنها به حدى بود كه درهيچ زمان هيچ جمعيتى تا آن حد نادان نبوده اند.
 ايـن مقدمه را بخاطر اين جهت عنوان كرديم كه بگوئيم : پيغمبراسلام (ص ) نمى توانسته از هر كسى سخنى ياد بگيرد و از مردم مكه مطالب علمى قرآن را افواها بياموزد.
مقدمه چهارم : اطـراف مـكـه در آن زمان شهر و يا قريه آبادى كه اوضاعش بهتر از مكه باشد وجودنداشته و شهر يثرب كه آن روز و امروز آن را مدينه مى نامند متجاوز از چهارصدكيلومتر با مكه فاصله داشته اسـت و از شهر جده در آن زمان اثرى نبوده و آبادى اين شهر از زمانى كه كشتيها و هواپيماها كنار آن لـنگر انداخته و فرود آمده اند, آغاز شده و در عين حال در آن زمان با مكه متجاوز از دو روز راه بوده است .
ايـن مـقـدمـه را از ايـن جـهـت آورديـم كه بگوئيم : پيغمبراسلام (ص ) نمى توانسته مخفى به شهرهاى نزديك براى تحصيل علم و دانش , دور از چشم اهل مكه بخصوص اقوام و خويشاوندانش برود وآنچه مى دانسته از آنها ياد بگيرد, زيرا شهر نزديكى وجود نداشته است .
مقدمه پنجم : در آن زمـان اگر كسى مى خواست مسافرتى به شهرهاى ديگرى بكند ناگزير بوده كه با قافله و با همشهريان و آشنايان انجام دهد و به تنهائى به هيچ وجه مسافرت برايش امكان نداشت .
و لـذا هـر زمان پيغمبراسلام (ص ) قبل از بعثت مى خواسته مسافرتى بكند جمعى ازقريش و هم محليها همراه او بوده اند و او را تنها نمى گذاشته اند.
ايـن مـقدمه را متذكر شديم كه بگوئيم : پيغمبراسلام (ص ) نمى توانسته به شهرهاى دور بدون اطلاع اهل محل برود و از علما آنجا چيزى ياد بگيرد.
و بـه عـلاوه حـضـرت رسـول اكـرم (ص ) غـيـر از دو مـسافرت كه يكى قبل از بلوغ با عمويش حـضـرت ابـوطالب با قافله مكه , به شام رفت و ديگرى با غلام خديجه با قافله مكه در بيست و پنج سالگى بوده سفر ديگرى نرفته است .
 مقدمه ششم : بدون ترديد وقتى پيغمبراسلام (ص ) كه مبعوث شد و عبادت بتها را تحريم كرد مردم مكه حتى اقـوام بـسـيار نزديكش (مانند عموهايش ) با او دشمن شدند و كمر قتلش رابستند و به حدى با او سرسختانه عمل كردند كه منجر به حبس او در شعب ابيطالب واخراج و يا فرار او از مكه به سوى مـديـنه گرديد و حتى در مدينه هم او را راحت نگذاشتند و به سوى او مكرر لشكر كشيدند و با او جنگ كردند.
تاريخ يعقوبى مى نويسد: قريش رسول خدا (ص ) را مسخره و استهزا كردند و مى گفتند: به راستى برادرزاده مان خدايان مـا رابد گفته است و خردهاى ما را سبك شمرده و گذشتگان ما را گمراه دانسته است و قريش به سخت ترين وجهى به آزار او پرداختند و آزاردهندگان او گروهى بودند از جمله ابولهب و حكم بن عاص , و عقبه بن ابى معيط و .
و اما آزار ابولهب از هميشه بيشتر بود و بعضى گفته اند در بازار عـكاظرسول خدا بپا خاست  و مردم را به اسلام فرا خواند كه عمويش در ميان حرفهاى او دويد و اورا دروغگو قلمداد كرد.
گروهى از قريش غلامان و كودكان خود را وا مى داشتند تا رسول خدا را استهزا كنند.
و قـضـيـه خالى كردن سرگين شتر بر سر و شانه پيامبر در حال سجده , معروفتر از آن است كه بـيـان شـود و قـريش به ابوطالب پيشنهاد كردند كه بهترين جوان و زيباترين جوان قريش را به تو مى دهيم تافرزندت باشد و تو پيامبر را به ما واگذار تا او را بكشيم .
و نـيـز مى گويد: مسلمانان در شكنجه زيادى به دست قريش در مكه بسر مى بردند براى اينكه از ديـن اسـلام بـرگـردنـد حـتـى بدين خاطر گروهى به حبشه مهاجرت كردند و چند نفر كشته شدند.
 و نيز مى گويد: رسول خدا از قبيله ثقيف در طائف آزار و اذيت بسيار زيادى ديد.  و نيز مى گويد: پيامبر اكرم از شدت اذيت قريش به شعب ابيطالب رفتند. و نيز مى گويد: (قريش ) از هيچ نوع بى رحمى ابا نداشتند.  ايـنـها مطالبى است كه در كتب تاريخ و حتى قرآن به صراحت ثبت است و ما دراينجا بيش از اين مقتضى نمى دانيم كه به آنها اشاره كنيم
ايـن مـقـدمه براى اين است كه كسى نگويد ممكن است پيامبر اكرم (ص ) د خوانده باشد و اهل محل و فاميلش آن را به نفع او مخفى كرده و اظهارنكرده باشند.
مقدمه هفتم : قـرآن در چـنـد آيـه تصريح كرده كه پيامبر د نخوانده و كسى در مطالب علمى به او كمك نـكـرده و حتى در مقام دفاع از او برآمده و كسانى را كه اين چنين نسبتى به آن حضرت مى دهند نادان و بى اطلاع و ظالم و كلامشان را باطل دانسته است .
در سـوره عنكبوت كه در مكه نازل شده و آن حضرت آن سوره را در ميان همان مردم مكه مطرح كرده مى فرمايد: و نـبودى كه قبل از اين كتابى خوانده باشى و نه خطى با دستت نوشته باشى زيرا اگر اين چنين بودآنهائى كه بر باطل بودند يعنى كفار در دين تو شك مى كردند.
 و در آيه 105 سوره انعام در مقام دفاع از آن حضرت برآمده و جمعى نادان را كه گفته اند او درس خوانده , رد كرده و مى گويد: يـك عده اى مى گويند: تو د خوانده اى ما براى كسانى كه اهل علم و دانش اند بيان مى كنيم كه تود نخوانده اى .
 و در آيـه 5 سـوره فرقان در مقام رد كفار كه مى گويند: ديگران در تدوين قرآن به پيغمبراسلام كمك كرده اند .
فرموده : كـسـانى كه كافرند (و مى خواهند حق را بپوشانند) مى گويند اين قرآن جز مطالبى دروغ كه بر خدا بسته است چيزى نيست و ديگران به او در تدوينش كمك كرده اند آنها كلام باطلى را گفته و به تو در اين سخن ظلم كرده اند.
 كتاب تاريخ عرب جلد يك صفحه 154 مى گويد: مـحـمـد (ص ) از كـسـى تـعليم نگرفت معذالك كتابى بر او نازل شد كه يك پنجم مردم جهان هنوزآن راجامع همه علوم و حكمت و حاوى جميع مطالب دينى مى دانند.
بـنـابراين بدون ترديد پيغمبراسلام (ص ) مدعى د نخواندن و تحصيل علم نكردن و از كسى كمك در تدوين قرآن نگرفتن بوده است .
نتيجه گفتار و مقدمات فوق ادعـا مـا در اين فصل اين است كه پيغمبراسلام (ص ) د نخوانده و از كسى چيزى ياد نگرفته پـس او وقـتى كتابى با اين همه عظمت مى آورد حتما از جانب خدا است و محال است كه بتواند از جـانـب خود آن را تدوين كرده باشد, پس معجزه است ومعجزه را نيروئى كه مافوق طبيعت است ايـجـاد كـرده و آن خدا است , اين ادعا مااست حالا با يك گفتگو با طرف هم صحبت خيالى خود مطلب فوق را توضيح مى دهم .
ما گفتيم : او درس نخوانده , طرف هم صحبت ما مى گويد: از كجا معلوم مى شود كه او درس نخوانده .
و از كسى چيزى ياد نگرفته است .
مـا مى گوئيم : اگر در مكه درس خوانده بود همه مردم مكه متوجه مى شدند كه اودرس خوانده اسـت , زيـرا در مـحـل كـوچـكـى كـه حداكثر صد خانوار بيشتر جمعيت ندارد, همه كارهاى يك خـانـواده اى كه در آن قريه معروف و مشخص اند زير نظردقيق اهالى آن قريه است و آنها از اعمال اين خانواده اطلاع كامل دارند پس اگردرس خوانده بود و مى گفت من درس نخوانده ام يقينا به او اعتراض مى كردند و او رادروغگو معرفى مى نمودند و با اين سوژه نمى گذاشتند كه كسى به او اعتماد كند وكسانى را كه به او درس داده بودند به مردم مى شناساندند و او را مفتضح مى كردند.
او مـى گـويد: ممكن است پيغمبراسلام (ص ) مرد با استعدادى بوده كه در ميان همان جمعيت كـم ازهر كسى , جمله اى ياد گرفته و آنها را تدوين كرده و به صورت كتابى در آورده و به عنوان قرآن بدست مردم داده است
مـا مـى گـوئيم : مردم مكه بلكه مردم جزيره العرب علاوه بر آنكه سواد نداشتند به قدرى مبتلا به خـرافـات و عـادات جـاهلانه بودند كه آنها را مردم جاهل و زمان آنها رازمان جاهليت مى ناميدند بنابراين چگونه ممكن است آن حضرت از آنها چيزى يادبگيرد و حال آنكه گفته اند.
ذات نايافته از هستى بخش ----- كى تواند كه شود هستى بخش او مـى گـويد: شايد پيغمبراسلام (ص ) در شهرهاى اطراف مكه مى رفته و از دانشمندان آنها به طورى كه كسى از اهالى مكه مطلع نشود درس مى گرفته و بر مى گشته است .
مـا مى گوئيم : در گذشته متذكر شديم كه در اطراف مكه شهر نزديكى نبوده و در آن زمان اگر كسى مى خواسته به مسافرتهاى دور برود حتما مى بايست با قافله وهمراهانى از اهالى همان محل باشد.
بنابراين , اين تصور به طور كلى غلط و مردود است .
او مـى گـويـد: ممكن است پيغمبراسلام (ص ) د خوانده باشد ولى مردم مكه كه اكثرا اقوام وخـويـشـاوندان او بوده اند بخاطر آنكه او را در اين دروغ رسوا نكرده باشند به كسى اظهار نكرده ونگفته اند كه او درس خوانده و اين مطلب را كاملا مخفى نگاه داشته اند.
مـا مـى گـوئيم : به تواتر ثابت است و به هيچ وجه قابل انكار نيست كه مردم مكه بخصوص اقوام و خـويـشاوندان آن حضرت دشمنان سرسخت او بوده اند تا جائى كه سالهائى او را در شعب ابيطالب مـحـبـوس نـمـوده و بعد هم بسوى او لشكر كشيدنددر عين حال حتى براى يك مرتبه هم به او نگفتند تو كه در فلان مكان نزد فلان كس درس خوانده اى چه اصرارى دارى كه بگوئى من درس نخوانده و از كسى چيزى يادنگرفته ام .
بـا اين مقدمات ثابت شد كه آن حضرت نمى توانسته درس بخواند و به هيچ وجه راهى براى درس خواندن نداشته است .
بـنـابـرايـن , چگونه ممكن است بگوئيم آوردن قرآن از يك چنين فردى عمل عادى بوده و معجزه نبوده است
آيـا مـى شـود فـردى كـه اين چنين باشد قرآنى را كه حاوى جميع قوانين سعادت بخش و مطالب عميق علمى و مطابق با آخرين نظرات دانشمندان علوم فيزيك و شيمى وهيئت و غيره است (كه مـا بـعـضى از آنها را شرح خواهيم داد) از نزد خود بياورد وعلاوه آن را در معرض افكار عموم قرار دهـد و اصـرار داشته باشد در مطالب عميق علمى آن فرو رويد و سعات دنيا و آخرت خود را از آن تامين نمائيد و بدانيد كه كسى جز خداى تعالى نمى تواند مثل اين قرآن را بياورد.
با اين مقدمه عقل سليم گواه است كسى كه درس نخوانده و هميشه زيرنظر مردم كارهايش انجام مـى شده و در محيط كوچكى مثل مكه آن زمان با مردم بى سوادزندگى مى كرده و با صداى بلند در مـيـان دشـمـنان سرسختش مى گفته من درس نخوانده ام و آنها منتظر مشاهده كوچكترين نقطه ضعفى از او بوده اند كه او رابى دريغ بكوبند و مى بينيم كه آنان در اين خصوص به هيچ وجه عـكـس الـعملى ازخود نشان نداده اند, ثابت مى شود كه او اين قرآن را از جانب خداى تعالى آورده وخداى تعالى آن را فرو فرستاده و تدوينش كرده و به شخص رسول اكرم (ص ) به تنهائى و بدون ارتباط با خداى تعالى مربوط نمى شود.
(اين بود اعجاز قرآن با توجه به خصوصيات آورنده آن , يعنى حضرت رسول اكرم (ص )).

اعجاز قرآن با توجه به محتواى آن

ما در اين فصل به آورنده قرآن هر كه باشد به هيچ وجه كارى نداريم حالا اومى خواهد مرد تحصيل نـكرده و معلم نديده اى باشد يا اول دانشمند و نابغه جهان بشريت بوده و يا تمام دانشمندان جهان بـاشند, فرقى نمى كند .
ادعا ما در اين فصل اين است كه : اگر جن و انس پشت به پشت هم بدهند نـمى توانند مانند مطالب قرآن را بياورند اين كار و اين عمل تنها از خداى تعالى كه قدرتش مافوق هـمـه قدرتهااست ممكن است , لذا آن را معجزه مى ناميم و معنى معجزه جز اين چيزى نيست ,در حقيقت معجزه اين است كه كليه عوامل طبيعى از انجامش ناتوان و عاجزباشند.
ابوبكر باقلانى در كتاب اعجاز قرآن معتقد است كه : چون قرآن خود راحجت مى داند پس بايد معجزه هم باشد زيرا تا معجزه نباشد حجت نيست .
حالا بر ما است كه با نشان دادن چند نمونه از وجوه اعجاز قرآن اين مطالب را اثبات كنيم .
مقدمتا بايد دانست در روزى كه پيغمبر اسلام (ص ) اعلام كردكه : ايـن قـرآن از جـانـب خدا است و فرمود: اگر مى گوئيد من اين قرآن را از نزد خود آورده ام و به خـداتـهـمت زده ام شما هم ده سوره و يا يك سوره مثل آن را بياوريد و به خدا نسبت بدهيد اگر راست مى گوئيد.
قـطـعا اين تحدى تنها در مقابل اعجاز قرآن در خصوص پيشگوئيها و مطالب علمى آن نبوده بلكه بـايد معتقد شد كه نسبت به مردم صدر اسلام بيشتر در مقابل فصاحت و بلاغت آن بوده است زيرا پيشگوئيهاى قرآن در آن زمان هنوز تحقق پيدانكرده بود تا صحت و سقم آن معلوم شود و مطالب علمى قرآن هم در خور فكر آنهادر آن زمان نبوده است .
بـنابراين , مردم عربى كه در آن زمان اظهار عجز در مقابل قرآن كرده اند بخاطرفصاحت و بلاغت قـرآن بـوده و آنـهـا در مقابل اين فصاحت و بلاغت خود را كوچك و ناتوان مى ديدند و به آن ايمان مى آوردند.

فصاحت و بلاغت

اكـثـر دانشمندان ادبيات عرب معتقدند كه فصاحت صنعتى است مربوط به الفاظ وبلاغت هنرى اسـت مـربـوط به معانى , مركز فصاحت دهان و دندان و زبان است ولى مركز بلاغت عقل و نفس و فكر است .
قرآن از جهت فصاحت اگر چه مانند سائر نوشتجات محدود به حروف معينى است ولى فصاحت و تنظيم الفاظ قرآن به حدى اعجازآميز است كه شبلى شميل رهبرمكتب مادى در ضمن قصيده مفصلى كه در عظمت فصاحت و بلاغت و حقايق قرآن گفته و معروف است مى گويد: رب الفصاحه مصطفى الكلمات .
قرآن خداى فصاحت و برگزيده ترين كلمات است .
عـلامـه سـيـد هـبـه الـدين شهرستانى در كتاب تنزيه تنزيل از علامه شريف مدنى در كتاب انـوارالـربيع تنها براى آيه 44 سوره هود يا ارض ابلعى ماك (تا آخر سوره سى ) نوع از صنايع علم بديع را نقل مى كند و اعجاز فصاحت قرآن را ثابت مى نمايد.
دانـشـمند مذكور در كتاب سبع المثانى تنها براى سوره حمد هفتاد مزيت از اسرابلاغت را بيان كرده است .
مـرحوم شيخ طوسى در كتاب جمع الجوامع تنها براى سوره كوثر شانزده نكته بديعى را يادآور شده كه براى بشر عادى محال است بتواند در سوره اى با اين همه اختصاراين همه وجوه بلاغت را بگنجاند.
و بـالاخـره چون ما در اين جلسه بناى اختصار را داريم و نمى خواهيم مطالبمان كسل كننده باشد شـما را به كتاب مجمع البيان و تفسير تبيان و سائر كتبى كه در تفسيرو فصاحت و بلاغت قرآن چـيـزى نـوشـته اند ارجاع مى دهيم ولى براى نمونه دو آيه ازقرآن را كه يكى مربوط به فصاحت و ديگرى مربوط به بلاغت قرآن مى باشد روى ميز كالبد شكافى علمى و ادبى قرار مى دهيم تا صدق گفتارمان روشن گردد.
اول : آيه 6 سوره قصص آنجا كه مى فرمايد: و اوحـيـنا الى ام موسى ان ارضعيه فاذا خفت عليه فالقيه فى اليم و لاتخافى و لاتحزنى انا رادوه اليك وجاعلوه من المرسلين .
مـا وحـى كـرديـم به مادر موسى كه به او شير بده و وقتى بر جان او ترسيدى او را به دريا بيانداز نترس ومحزون مشو ما او را به تو بر مى گردانيم و از پيامبرانش قرارمى دهيم .
اين آيه با كوتاهى عبارت دو خبر از آينده به مادر حضرت موسى (ع ) داده است .
اول آنكه : فرموده موسى را به مادرش بر مى گرداند.
دوم آنكه : او را از پيامبران قرارش مى دهد.
لـذا بـه مـنـاسبت جفت بودن اين خبرها يازده كلمه و معنى را در اين آيه يك سطرى جفت جفت آورده است .
توضيح آنكه در اين آيه دو فعل ماضى , يكى اوحينا و ديگرى خفت و دو فعل امر,يكى ارضعيه و ديگرى القيه دو فعل نهى , يكى لاتخافى و ديگرى لاتحزنى دو وزن اسم فاعل , يكى رادوه و ديـگـرى جاعلوه دو خبر و دو امر و دو وعده و دو فا جواب و دو الى و دو ماده خوف را در يك جا جمع كرده و به اين وسيله فصاحت را به حدنهائى رسانده است .
دوم : آيه 21 سوره انبيا آنجا كه مى فرمايد:لو كان فيهما الهه الا اللّه لفسدتا.
اگر در زمين و آسمان خدايانى غير ازخداى واحد متعال مى بود زمين و آسمان فاسدمى شد.
دانـشـمـنـدان و فلاسفه مى دانند كه قرآن از نظر بلاغت در اين نيم سطر از آيه 21 سوره انبيا چه كرده است .
به عبارت واضح , اگر بزرگترين فلاسفه و دانشمندان دنيا بخواهند آنچه قرآن در اين جمله كوتاه بـيان فرموده در چندين صفحه از كتاب با عبارات علمى و فلسفى بيان كنند نمى توانند آن گونه كه با اين آيه با كمال سادگى بيان كرده , انجام دهند.
و اگر بخواهيم در توضيح آيه فوق چيزى بنويسيم و شرح دهيم كه چگونه اين آيه شريفه بلاغت را كامل كرده اين جزوه , بسيار مفصل خواهدشد.
و بـالاخـره تـقـريبا هزار و چهارصد سال است كه قرآن با آيات تحدى دشمنان خود رابه مبارزه خواسته و آنان را مورد عتاب قرار داده و مى گويد: اگـر مـعـتـقـديـد قرآن را پيامبر (ص ) از نزد خود آورده شما هم مثل او بشريد مانند اين قرآن رابياوريد مسلم نخواهيد توانست , آنجا كه مى فرمايد: قـل لـئن اجـتـمـعـت الانـس و الـجـن عـلـى ان ياءتوا بمثل هذا القران لاياءتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهيرا.
 بـگو اى پيامبر اگر انس و جن جمع شوند و بخواهند مانند قرآن را بياورند نمى توانند .
اگر چه تمام آنها پشت به پشت يكديگر بدهند.
ايـنـكـه مـحـال اسـت و تمام قرآن براى شما زياداست شما فقط ده سوره مثل سوره هاى قرآن را بياوريد.
ام يـقـولـون افـتـريـه قـل فـاتـوا بعشر سور مثله مفتريات و ادعوا من استطعتم من دون اللّه ان كنتم صادقين .
 مـى گـويـنـد افـترا است , بگو ده سوره مثل قرآن را بياوريد و به خدا افترابزنيد و غير خدا هر كه رامى خواهيد به كمك خود بخوانيد اگر راست مى گوئيد.
ايـن هـم مـحـال اسـت نـه , ده سوره هم زياد است شما يك سوره مثل سوره هاى قرآن را بياوريد كه حاوى تمام خصوصيات سوره اى از سوره هاى قرآن باشد.
ام يـقـولـون افـتـريـه قـل فـاتـوا بـسـوره مـثـلـه و ادعـوا مـن استطعتم من دون اللّه ان كنتم صـادقين .
 مى گويند افترا است بگو شما هم يك سوره مثل قرآن را بياوريد و به خدا افترا بزنيد و هر كسى رامى خواهيد غير خدا به كمك خود دعوت كنيد اگر راست مى گوئيد.
اگر يك سوره را هم نمى توانيد با فصاحت و بلاغت قرآن بياوريد آن هم از مثل پيامبر اسلام (ص ) كـه در محيط مناسبى زندگى نمى كرده و درس نخوانده است پس متنبه شويد و بدانيد كه قادر براين عمل نيستيد و هيچگاه نمى توانيد چنين كارى را بكنيد پس از عذاب الهى بترسيد.
و ان كـنـتـم فى ريب مما نزلنا على عبدنا فاتوا بسوره من مثله و ادعوا شهدائكم من دون اللّه ان كـنـتـم صـادقـيـن فـان لـم تـفـعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار التى وقودها الناس و الحجاره اعدت للكافرين .
 اگـر دربـاره نـزول قـرآن بـر پـيامبر اسلام (ص ) شكى داريد شما هم سوره اى از مثل پيامبر مـانـنـدقـرآن را بـياوريد و شهود خود را غير از خدا دعوت كنيد اگر راست مى گوئيد پس اگر نتوانستيد وهرگز هم نخواهيد توانست پس از آتشى كه شعله هايش از بدنهاى انسان و سنگها است و آماده شده است براى كفار بترسيد.
ايـن معنى تحدى قرآن است و به دلائلى عجز و ناتوانى عرب از آوردن مثل قرآن ازنظر فصاحت و بلاغت بوده است زيرا اخبار غيبى و نظرات علمى بعدها درستيش كشف شده است .
مـمـكن است سوال شود: آيا ممكن است در اين مدت دشمنان بتوانند چنين عملى را براى از بين بردن نور خاتم انبيا (ص ) انجام دهند و اين كار را نكنند.
در جواب مى گوئيم : مسلما خير و بلكه به قول مستر كرنيكوى انگليسى استاددانشكده ادبيات و زبانهاى انگليسى و عربى وقتى اساتيد دانشگاه از او سوال كردندكه درباره فصاحت و بلاغت قرآن چه مى گوئى .
گفت : قـرآن را بـرادر كـوچـكـى اسـت , كـه نـهج البلاغه نام دارد آيا براى كسى امكان دارد مانند اين بـرادركـوچـكـتـر را بـيـاورد تـا مـا را مجال بحث از برادر بزرگ يعنى قرآن و امكان آوردن نظير آن باشد. آنها علاوه بر آنكه اين عمل را انجام ندادند به عظمت قرآن هم اقرار كردن و به حقايق آن هم ايمان آوردند.
دكتر موريس فرانسوى درباره فصاحت قرآن مى گويد: قرآن برترين و با عظمت ترين كتابى است كه دست صنعت ازلى براى بشريت بيرون داده است .
و وقـتـى از نظر تاريخ به زمان خلافت بنى اميه يعنى آنهائى كه مى خواستند به هروسيله كه شده اسـلام را نابود كنند دقيق مى شويم مى بينيم جمعى از جيره خواران خود را تحريك كرده و آنها را وادار مـى نـمـودنـد كـه بـا قـرآن مبارزه كنند و به آنها تلقين مى كردند اگر بتوانيد مثل قرآن را بـيـاوريـد, كـار تمام است .
زيرا خود قرآن اين راه رابراى ابطال خود پيشنهاد كرده است و آنها هم مكرر به اين انديشه فرو رفته اند ولى هيچگاه كوچكترين موفقيتى نصيبشان نشد.
هشام بن حكم مى گويد: چهار نفر از مشاهير و فلاسفه مادى به نام عبدالكريم ابن ابى العوجاع و ابـوشاكر عبدالملك ديصانى و عبداللّه ابن مقفع و عبدالملك البصرى در مكه , درخانه خدا اجـتماع كرده و در مساله حج و پيغمبر اسلام (ص ) و تمسك مسلمانان به شعائر آن و فشارهائى كه مسلمين به قوت ايمان بر خود وارد مى سازند فكرمى كردند تا بالاخره نظر آنها بر اين شد كه در مقام معارضه با قرآن كه اساس اين دين است برآيند و هر يك از آن چهار نفر به عهده بگيرند كه يك قـسـمـت از چهار قسمت قرآن را از بين ببرند و با خود مى گفتند كه وقتى پايه و اساس اسلام كه قرآن است ازبين رفت تمام قوانين دين اسلام موهوم و بى پروپا خواهد گشت .
پـس از اين قرارداد از يكديگر جدا شدند تا در سال آينده همين موسم گرد هم آيند واز كرده هاى خـود يـكـديـگـر را مـطـلـع سازند و چون سال بعد موسم حج اجتماع نمودند تعهد خود را از هم خواستند.
و از كيفيت كار يكديگر جويا شدند ابن ابى العوجاع معذرت خواست وگفت : چـون من به آيه لو كان فيهما الهه الا اللّه لفسدتا
 برخورد نمودم , بلاغت و عظمت علمى آن به قدرى مرا به دهشت انداخت كه از تعرض به آيات ديگر منصرف گرديدم .
ديصانى نيز عذر خواست و گفت : آيه يا ايها الناس ضرب مثل فاستمعوا له ان الذين تدعون من دون اللّه لن يخلقوا ذبابا و لو اجتمعوا له و ان يسلبهم الذباب شيئا لايستنقذوه منه ضعف الطالب و المطلوب  مرا متحير ساخته و از كارى كه درنظر داشتم منصرف كرد.
عبدالملك گفت : بـلاغـت و فـصـاحت اين آيه فلما استياسوا منه خلصوا نجيا
 مرا مدهوش كرد و نگذاشت كه هدف خود را تعقيب كنم .
ابن مقفع گفت : اين آيه يا ارض ابلعى ماك  مرا نگذاشت كه درباره سائر آيات قرآن فكرى كنم .
هشام بن حكم مى گويد: در ايـن موقع امام صادق (ع ) بر آنها مى گذشت و گوئى مى دانست آنها به چه امرى مشغولند و بـر چـه مى انديشند اين آيات را آن حضرت تلاوت فرمود: قل لئن اجتمعت الانس و الجن على ان ياتوا بمثل هذا القران لاياتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهيرا.
 

 

 

عدم اختلاف در معانى و الفاظ قرآن

و بـاز مـوضوع ديگرى كه به احتمال قوى براى مردم صدر اسلام و سائر مردم ازوجوه اعجاز قرآن بوده و آنها هم مثل سائرين در اين موضوع مشمول تحدى قرآن شده اند در مساله عدم اختلاف در معانى و الفاظ قرآن بوده است .
زيـرا يـكـى از دلائل اعـجـاز قرآن كه خود قرآن نيز به آن اشاره فرموده اعجاز او است ازنظر عدم اختلاف در عبارات و معانى قرآن كه در سوره نسا آيه 81 مى فرمايد: افلا يتدبرون القران و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافا كثيرا.
آيـا مـردم در قـرآن تـامـل و فـكـر نـمـى كـنند اگر از جانب غير خداوند تدوين شده بود در آن اختلاف زيادى مى ديدند.
ترديدى نيست كه تمام قرآن (طبق آيات سوره قدر و آيه دوم و سوم سوره دخان ) درشب قدر نازل شده و چنانكه در آيه 113 سوره طه مى فرمايد: و لاتعجل بالقران من قبل ان يقضى اليك وحيه و قل رب زدنى علما.
عـجله نكن در بيان الفاظ قرآن قبل از آنكه آن ارتباط مخصوص بين تو و خالقت برقرار گردد .
و به تو اجازه بيان آيات قرآن داده شود و به تو وحى گردد.
و آمـدن جـبـرئيـل براى صدور اجازه بيان آيات از جانب خدا بوده است .
اين از نظراعتقاد اسلامى است .
ولـى مـا بـراى اثبات اعجاز قرآن و اينكه قرآن مصنوع خود پيامبر اسلام (ص ) نبوده بايد بگوئيم اگـر قرآن ساخته شده خود پيامبراسلام (ص ) مى بود طبعا مى خواست اختلاف زيادى در الفاظ آن پيدا شود زيرا ممكن نيست كه شخصى در ظرف بيست و سه سال هر روز چند جمله از مطالبى را بگويد و خود او در دفترى آن راجمع آورى نكند و در يكجا ننويسد, در عين حال از اول تا به آخر از نظر الفاظ ومعانى هيچ گونه عدم توازن و اختلافى در آن وجود نداشته باشد.
اهل دانش و ادب مى دانند كه يك نويسنده و اديب و يا شاعرى كه بيست و سه سال شعر گفته و يا نثر ادبى نوشته , در هر سال كتابى منتشر كرده مسلم اشعار و يا نوشته سال اول او با سالهاى دهم و سال دهم او با سال بيست و سوم كلى فرق دارد.
حتى ديده نشده كه حالات نويسنده و شاعر در نوشته و شعرش اثرى نگذاشته باشد, در تاريخ شعرا و حالات آنها زياد به چشم مى خورد كه گاهى شاعرى قصيده اى را مى سازد كه از نظر ارزش ادبى بـه پايه قصيده ديگرش نمى رسد وقتى ازاساتيد ادب , سر اين مطلب را سوال مى كنند مى گويند: شاعر در اينجا ناراحتى روحى داشته و نتوانسته كاملا ذوقش را به كار بياندازد ولى در قصيده ديگر از نظرروحى در نشاط و راحتى كامل بوده است .
فـراموش نمى كنم شبى با يكى از نوابغ نويسندگان نشسته بودم و او از اهميت قلم ونويسندگى سـخـن مـى گـفـت و قـسمتى از نوشته هاى ادبى خود را مى خواند ومى گفت : هر وقت من اين مـطالب را مى خوانم در خود احساس غرور عجيبى مى كنم و آنچنان تشويق مى شوم كه حتما بايد چند صفحه از نكات علمى و ادبى رادوباره روى كاغذ بياورم تا آرام بگيرم .
در ايـن موقع كه چند سطرى هم از آنچه به فكرش رسيده بود مى نوشت كودكش ازدو پله راهرو منزل سقوط كرد و صداى گريه كودك فكر او را به خود جلب نمودخدمتكارش كودك را از زمين برداشت و گفت : چيزى نشده , بخير گذشت ولى اوديگر رشته افكارش از هم گسيخته بود و از آن وقت تا مدتى هر چه به مغزش فشارآورد حتى نتوانست يك سطر از آن مطالب رابنويسد.
مـى گـويـنـد: فـرزدق شاعر معروف زمان عبدالملك مروان شعرى را كه در مدح حضرت امام سـجـاد (ع ) گـفـتـه , در كـمـال فـصـاحت و بلاغت بوده است ولى همان شاعر در مدح عـبـدالـمـلـك مـروان شـعـرى گـفـت كه از نظر اهل ادب ارزشى نداشت وقتى علتش را بيان مـى كـنـنـدمـى گـويند: كه مدح امام سجاد (ع ) را روى ايمان و نشاط واقعى گفته ولى اشعار مدح عبدالملك مروان را در اثر اجبار و فشار دستگاه جبار عبدالملك سروده است .
بنابر اين وقتى يك شاعر و يا يك نويسنده با آنكه اشعار و نوشته هاى خود را ضبطمى كند و همه را در مقابل ديدگان خود نگه مى دارد در عين حال نمى تواند درحالات مختلف و زمانهاى متفاوت اشـعار و قلم يك نواختى داشته باشد و در همه حال رعايت فصاحت و بلاغت كامل را بنمايد و بلكه هـر مـقـدار ايـن نويسنده و شاعرنبوغ هم بخرج دهد بخصوص اگر مطالب را خودش جمع آورى نكرده باشد براى اوغير ممكن است كه بتواند چنين عملى را انجام دهد.
چـگـونـه مـمكن است حضرت محمد مصطفى (ص ) كه خط نمى نويسد مطالب قرآن راخودش جمع نمى كند بيست و سه سال دوران نزول قرآن طول كشيده در حالات مختلف از قبيل جنگها و فشارها, هجوم دشمنان , در ميان غار, در شعب ابيطالب ,در وقت كسالت و مرض , در موقع وفات و سـائر احـوال واقع شده است ولى درالفاظ قرآن هيچ گونه تغييرى ديده نمى شود و بلكه در تمام احوال رعايت فصاحت و بلاغت اعجازآميز قرآن شده است .
آيا اين خود دليل بزرگى بر اعجاز قرآن از نظرعدم اختلاف در الفاظ آن نيست .
و عـجـيـب تر آنكه در مدت طولانى (زمان نزول قرآن ) و عدم ضبط اين كتاب عظيم بوسيله خود پـيـامـبر اسلام (ص ) و متفرق بودن اجزا قصص قرآن كوچكترين اختلافى در معانى آن نيز ديده نـمـى شود و از ضد و نقيض و عدم توازن و تكرار بى معنى محفوظ بوده است اين خود دليل بارزى است كه قرآن با اين توازن و عدم اختلاف در الفاظ و معانى آن از پيامبر اسلام (ص ) معجزه و غير طبيعى است .

اعجاز قرآن از نظر علوم روز

بـا آنـكـه مـردم عـرب در زمـان پـيـامـبـر اسلام (ص ) حتى از علوم زمان خود بى بهره بودندو دانشمندان آن زمان نيز در اثر نداشتن وسائل علمى امروز به خرافات عجيبى مبتلا بوده اند.
مثلا اعتقاد آنها درباره كره زمين اين بود كه زمين در مركز معينى ايستاده و افلاك هفتگانه گرد او مـى چـرخـنـد و يا زمين غير كروى است و هيچ گونه حركت وضعى وانتقالى ندارد, در چنين شـرائطى اگـر پـيامبر اسلام (ص ) مى خواست قرآن را از جانب خود تدوين كند طبعا بايد طبق آنـچـه در مـيـان مـردم معمولى يا نهايت دانشمندان آن زمان شايع بوده بنويسد نه آنكه مطالبى بـرخـلاف دانشمندان آن روز و موافق علم امروز در كلمات و عبارات قرآن بياورد كه دانشمندان امروز انگشت حيرت به دهان بگيرند.
ما در اينجا نمى خواهيم كتابهاى قرآن و اكتشافات جديد يا قرآن از نظر علوم روز و يا علم روز و قـرآن و يا قرآن برفراز اعصار و يا كتاب عذرتقصير به پيشگاه محمد (ص ) و قرآن و دههاكتاب ديگر از اين قبيل رارونويس كنيم زيرا به قول معروف در اين صورت مثنوى هفتاد من كاغذشود.
ولـى بـه يـارى پروردگار مى خواهيم چند نمونه از آنچه در بين مردم آن زمان شايع بوده و قرآن برخلاف آنها و طبق علم روز سخن گفته است براى اثبات اعجاز قرآن بيان نمائيم .

اول : مساله آهن

در روزگارى كه مردم از آهن جز براى شمشير و چاقو و نهايت چند آلت ديگراستفاده نمى كردند.
در زمـانـى كـه از نـظـر مردم آهن بيشتر از مواد ديگر مورد استفاده نبود بلكه طلا و نقره از نظر اقتصادى در آن زمان اهميت زيادترى داشت .
در عـيـن حال قرآن آنچنان به مساله آهن و استفاده عجيبى كه از آن در اين زمانهامى شود توجه داشـته كه يك سوره به نام حديد آهن در قرآن ديده مى شود و در آيه24 همين سوره مى گويد: و انـزلـنا الحديد فيه باس شديد و منافع للناس و ما آهن را كه در آن صلابت و محكمى شديد و منافعى براى مردمان در آن است نازل نموديم .
دانشمند معروف آقاى نوفل در كتاب القرآن و العلم الحديث مى گويد: تـا قـرن هيجدهم يعنى دوازده قرن پس از نزول قرآن هنوز كارهاى فلزى در نهايت ضعف بود و نه تنها ارزش آن شناخته نشده بود بلكه اساسا مهم و قابل توجه تلقى نمى شد تا آنكه ناگهان چشم دنـيـا به آهن دوخته شد و رقابت عجيبى در ميان دانشمندان براى استخراج و استفاده بهتر از آن بـوجـود آمـد تـاآنجا كه به اين دو قرن دوران نهضت و پيشرفت و عصر فلز اطلاق شده و دنيا حقا مـنـافع آن راآنچنانكه بايد دريافته و صدق يكى ديگر از حقايق قرآن , نقاب از صورت به يكسو زده است , امروزمنافع آهن آنچنان براى مردم دنيا روشن شده كه احتياج به توضيح ندارد.
و قـرآن تقريبا در هزار و چهارصد سال قبل برخلاف نظريه مردم آن روز و موافق علم امروز سخن در اهميت آهن گفته و از اين راه اعجاز خود را اثبات كرده است .

دوم : مساله حركت زمين

در روزگارى كه نظريه بطلميوس به عنوان بهترين فرضيه در موضوع افلاك شناخته شده بود.
در زمانى كه جز سكون زمين و حركت افلاك به دور آن چيز ديگرى براى افراد بشرمفهوم نداشت .

 

اعجاز قرآن از جنبه علمی و فکری

·         مثلاً قرآن درباره توحيد و خدا بحث كرده، مسائلي كه مربوط به خدا و ماوراء طبيعت است در قرآن آمده است. حالا اگر ما در همين مساله رسيديم به اين مطلب كه بيان قرآني بياني است مافوق عصر و زمان خودش و حتي خيلي مقدم بر ازمنه اي كه هست الي يومنا هذا، آن گاه با توجه به اينكه كسي كه اين سخنان را گفته يك مرد عرب امي بوده است، اين خودش اعجاز است.

 

·         از مساله توحيد اگر بگذريم و وارد مسائل ديگر بشويم مسائلي كه ما خودمان مي توانيم در اطراف آنها تجزيه و تحليلي بكنيم، مثلاً اخلاق و تربيت در قرآن و به طور كلي هدايت و راهنمايي بشر، باز اين هم عين همان مطلب: اگر اين را در يك سطحي ببينيم كه هيچ امكان ندارد كه مردمي كه در آن عصر و زمان بوده اند به فكر شخصي و فردي به اين گونه معاني و مفاهيم برسند و حتي بعد مقايسه كنيم و ببينيم مردمي هم كه بعد از او آمده اند هرگز به پاي او نرسيده اند، اين خودش اعجاز است.

 

·         مرحله ديگر، مقررات و قوانين است، چون قرآن در عين حال واضح يك سلسله مقررات و قوانين است چه در باب عبادات چه در باب مسائل اجتماعي كه اصطلاحاً در فقه آنها را معاملات مي گويند. در باب حقوق اجتماعي، در باب حقوق خانوادگي. قرآن متواتر است يعني كلام خداست كه عين همان كلام به ما رسيده، انگار واسطه اي نخورده است، ولي روايات نقل كرده اند، احتمال اينكه يك كلمه زيادتر يا كمتر و يا همه آن را به كلي جعل كرده باشند هست.

·         از اينها كه بگذريم يك سلسله مسائل ديگر پيش مي آيد كه در آنها بايد از متخصصين ديگر استمداد كرد و آنها در اين زمينه ها بحثهايي كرده اند البته مي دانيد كه قرآن اين جور مسائل را به مناسبت مسائل ديگر مي آورد. مسائلي كه قرآن در باب طبيعت و به اصطلاح در طبيعات آورده است، درباره باد بحث كرده، درباره باران بحث كرده، درباره زمين و … اما قدر مسلم هست كه يك منطقي است غير از منطقي كه در آن عصر و زمان به كلي وجود داشته و تازه آنچه هم كه امروز مي گويند همه فرضيات است، شايد در آينده اينها را بهتر كشف كنند و انظباتش را بهتر درك نمايند. اين كه عرض مي كنم " منطبق بودني" براي اين است كه بعضي مسائل در حد فرضيه است. مثلاً ما در نهج البلاغه راجع به خلقت زمين و آسمان يك سلسله مسائل مي بينيم كه ممكن است همه آنها را نتوانيم با فرضياتي كه علوم جديد آورده است صد در صد منطبق كنيم.

 

اعجاز رنگها در قرآن

زندگی بشر از بدو خلقت تحت تاثیر دو عامل مهم شب و روز بوده است. انسان با مشاهده علامت شب (تاریکی) به سر پناه خود روی می‌آورد و با آشکار شدن صبح و روشنایی به سوی تلاش و فعالیت می‌شتابد.

خدای متعال از دو عامل فوق به عنوان نعمتی بزرگ یاد می‌کند و در کنار سایر نعمتهایش می‌فرماید:"و جعلنا اللیل لباسا و جعلنا النهار معاشا" (یعنی شب را برای شما پوششی قرار دادیم و روز را برای معاش شما قرار دادیم.) این عملکرد فطری در انسان بیانگر این است که انسان ناخودآگاه تحت تاثیر رنگها قرار می‌گیرد و با کشیده شدن پرده آبی تیره بر آسمان احساس نیاز به استراحت و آرامش در او به وجود می‌آید؛ و با طلوع صبح و آشکار شدن نور و روشنایی زرد رنگ به انسان نیروی تکاپو و فعالیت دست می‌دهد. بنابراین پیشینه شناخت رنگها و احساس نیاز به آنها به صورت تکوینی در خلقت وجود داشته است.

از این رو خداوند رنگها را صفت مشترک بین موجودات اعم از زنده و غیر زنده قرار داده و می‌فرماید: "آیا ندیدی که خدا باران را از آسمان فرود آورد و با آن انواع میوه‌های گوناگون و رنگارنگ پدید آورد و در زمین کوهها و طرق زیاد و اصناف و رنگهای مختلف سفید، سرخ، سیاه خلق فرمود و از اصناف انسان (مرد و زن) و اجناس حیوانات نیز به همین گونه مختلف آفرید".

خداوند متعادل در آیه مذکور به وسیله رنگها و تنواع موجودات جاندار و بی‌جان توجه انسان را به مساله توحید جلب می‌کند تا نشانگر این باشد که چگونه از آب بی‌رنگ صدها هزاران رنگ پدید آورده و از عناصر محدود و معین موجودات کاملا متنوع و زیبا را آفریده است. جهت تبیین شگفتی رنگها، به خواص آنها از منظر آیات و روایات اشاره می‌کنیم.

خواص رنگ سبز

در قرآن کریم، از میان همه رنگها به رنگ سبز به عنوان رنگ لباس بهشتیان معرفی شده است: "ویلبسون شباباًَ خضراً من سندس و استبرق" لباسهای سبز حریر و دیبا بپوشند.

·         مسرّت بخشی و شادآورد بودن

اگر آب مایه حیات است، رنگ سبز نشانگر طراوت و زندگی می‌باشد چرا که طبیعت با این رنگ لباس حیات به تن می‌کند. خداوند متعال این شگفتی را به صورت زیبا ترسیم کرده و می‌فرماید:
"و جعلنا من الماء کل شیء حی"یعنی به وسیله آب هر چیزی را زنده قرار دادیم.
"فاخرجنا به نبات کل شیء فاخرجنا منه حقیراء" ‌
به وسیله آب هر گونه گیاه برآوردیم و از آن گیاه جوانه سبزی خارج ساختیم.

رنگ سبز، رنگ گیاهان وطبیعت است و خداوند آنها را مظهر مسرت و شادی معرفی می‌کند: "فأنبتنا به حدائق ذات بهجة" پس به وسیله آب باغهای بهجت انگیز رویانیدیم. در تعریف بهجت آورده که البهجة حسن اللون و ظهور السرور فیه" بهجت بهترین رنگ است و شادی و نشاط در آن ظهور دارد.
امام صادق علیه السلام در بیان خاصیت رنگ سبز می‌فرماید:"سه چیز غم و غصه را از بین می برد 1- آب 2- رنگ سبز 3- خوشرویی.
* تقویت تحمل پذیری و صبر
امروزه علم با گذشت قرنهای متمادی خاصیت تقویت تحمل پذیری این رنگ را اثبات کرده است. دانشمندان جهت اثبات این امر آزمایشی را به شرح زیر بر روی کارگران انجام دادند.

کارگران را به دو گروه تقسیم کردند، به گروه اول صندوقهای سبز و به گروه دوم صندوقهای سیاه رنگ جهت حمل دادند. کسانی که صندوقهای سبز را حمل می‌کردند بدون هیچ گونه شکایتی با صبر و حوصله کار خود را به اتمام رسانند، ولی حمل کنندگان صندوقهای سیاه هموزن با صندوقهای سبز از خستگی زیاد، کمردرد، ناراحتی کلیه و ... شکایت می‌کردند. علاوه بر اینکه این رنگ بر سلامتی روح انسان تاثیر دارد، بر رشد و سلامتی جسم نیز موثر است.

یافته‌های دانشمندان

با توجه به یافته‌های دانشمندان می‌توان به موارد زیر به عنوان فواید دیگر سبز اشاره کرد.
تسکین درد میگرن، از بین بردن بی‌خوابی، پایین آوردن فشار خون، درمان یا تسکین بعضی از بیماریهای عصبی، بالابردن ادراک.
خواص مثبت این رنگ تا زمانی است که از 200 لوکس تجاوز نکند، بنابراین رنگ سبز گیاهان بهترین و معتدل ترین نوع این رنگ است، و تمام خواص فوق را دارد.

 

اعجاز صوتي قرآن

به غير از اعجاز بياني، علمي، تشريعي و عددي كه دربارة آنها سخن بسيار گفته شده است با گذر زمان سرچشمه هاي شگفت انگيز و اعجازهاي جديد قرآن كريم بر بشر هويدا مي شود كه همه اينها بيانگر لايتناهي بودن آن است و هر زمان و دوره اي احتمال كشف بُعد و حقيقتي تازه از قرآن مي رود.

يكي از جنبه هاي اعجاز قرآن كه مورد توجه قرار نگرفته است در اصوات و آواي قرآن نهفته است. مقاله حاضربه وجود تاثيرات شگفت انگيز موسيقي و صوت حاصله از قرائت آيات و سور قرآن كه در خواننده و شنوندگان آن بدون در نظر گرفتن معاني و محتواي ارزشمند آن ايجاد مي شود ، پرداخته است اين موسيقي در تار و پود الفاظ و تركيب درون جمله ها نهفته است كه با احساس نا پيدا و قدرت متعال ادراك مي شود.

قرآن كريم، بزرگ معجزة حضرت ختمي مرتبت, گنجي است بي پايان كه با ظهور اسلام بر ايشان نازل شد. با گذر زمان، پياپي سرچشمه هاي شگفت و تازه اي از اين كتاب آسماني كشف مي شود تا بشر تشنة رشد و تعالي از آنها بنوشد. همواره آيه ها و نشانه هاي جديدي كه گواه وجهه آسماني قرآن و تأكيد كنندة لايتناهي بودن اين سروش خداوندي است، رخ مي نمايد.

اگر اين آيات و نشانه ها را اعجاز قرآن بخوانيم تاكنون ابعاد مختلفي از اعجاز قرآن كشف شده است كه اغلب كتاب هاي علوم قرآني بخشي از صفحات خود را به بيان اين اعجاز اختصاص داده اند.

مهمترين ابعاد اعجاز قرآن را به شرح زير مي توان برشمرد:

1ـ اعجاز بياني

الف - گزينش كلمات

ب - سبك و شيوه بيان

ج - نظم آهنگ قرآن

د - وحدت موضوعي يا تناسب معنوي آيات

و - نكته ها و ظرافتها

2ـ اعجاز علمي

الف - چگونگي گردش آسمانها و زمين

ب - نقش كوهها و استواري زمين

ج - دشواري تنفس با افزايش ارتفاع

د - آب؛ منشاء حيات

و - پوشش هوايي حافظ زمين

3ـ اعجاز تشريعي

الف - معارف احكام

ب - صفات جمال و جلال الهي

ج - قدرت مقام انبياء

د - جامعيت احكام اسلامي1

4ـ اعجاز عددي

الف - تساوي در تكرار كلمات دنيا و آخرت

(هر كدام 115 بار)

ب - تساوي در تكرار كلمات حيات و موت

(هر كدام 71 بار)

ج - تكرار كلمه يوم 365 بار (به تعداد روزهاي شمسي)

د - تكرار كلمه سجده و مشتقات آن 34 بار (برابر ربا مجموع سجده هاي 17 ركعت نماز واجب و 34 ركعت نماز مستحب شبانه روزي)2.

پر واضح است كه معجزات كشف شده به صورت يك جا به دست نيامده و گذر زمان، لطف خداوند، نكته سنجي و دقت جمعي از گذشتگان بوده كه موجبات استخراج و ارائه اين رموز را فراهم نموده كه البته در احاديث و روايات بزرگان اسلام نيز به كرات بر لايتناهي بودن اين كتاب آسماني و دامنه هاي شگفتي آن و عدم تعلق آن به دوره و زماني خاص اشاره گرديد.

اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي فرمايند: »قرآن داراي ظاهري زيبا و باطني ژرف و عميق است، شگفتي هاي آن جاودانه است و پرده هاي ظلمت جز با آن كنار نمي رود«

همچنين امام رضا عليه السلام مي فرمايند: »خداوند قرآن را براي زمان خاص و افراد مخصوص قرار نداده است و لذا در هر زماني اين قرآن جديد و تازه خواهد بود«

حال با استناد به اين احاديث و داشته ها اين نتيجه به دست مي آيد كه در هر زمان و دوره اي احتمال برداشته شدن پرده اي ديگر از رموز شگفت آور و انسان ساز اين كتاب آسماني و به بيان ديگر كشف بُعد تازه اي از اعجاز آن وجود دارد.

به نظر مي رسد يكي از ابعاد اعجاز قرآن كه تاكنون مورد توجه بايسته قرار نگرفته است، اعجاز نهفته در اصوات و آواي قرآن است. يعني احتمال وجود تأثيرات پيچيده و شگفت آور ناشي از موسيقي و صوت حاصله از قرائت آيات و سور قرآن كه در خوانندگان و شنوندگان ايجاد مي شود؛ تأثيراتي كه از پس صوت و كلام حاصله از تلاوت آيات قرآن و موسيقي دلنشين حاصل از آن پديد مي آيد و نه از پس معاني و محتواي ارزشمند گنجانيده در آن؛ تأثيراتي از پس ساختار، و نه محتوا.

يك نوع موسيقي دروني در كلام قرآن وجود دارد كه احساس شدني است، اما تن به تشريح نمي دهد. اين موسيقي در تار و پود الفاظ و در تركيب درون جمله ها نهفته است و فقط با احساس ناپيدا و با قدرت متعال ادراك مي شود.

به طور كلي صوت و موسيقي داراي تأثيراتي ظريف در عين حال عميق و شگفت آور بر انسان هاست. اصوات داراي تأثيراتي بر روح و روان و حتي جسم همة مخلوقات از انسان ها گرفته تا حيوانات و گياهان مي باشند و اگر آدمي عالِم به اين تأثيرات باشد با به كارگيري درست اصوات و موسيقي در زندگي خود، آرامش، سلامت روح و جسم، رشد و تعالي خود را از اين سرچشمه بر مي گيرد.

تأثيرات موسيقي نه تنها بر موسيقي دانان و افراد تحصيل كرده در اين زمينه، بلكه بر تمامي افرادي كه در معرض شنيدن آن قرار بگيرند و به آن گوش فرا دهند، ايجاد مي شود.

طبيعت آدمي به طور كلي، مسير آهنگين زندگي را مي پيمايد و موسيقي به نوعي در دل زندگي مستتر است.

شكسپير مي گويد: طلسم نغمه ها، حتي سينه هاي وحشي و دور از احساس را سحر مي كند و به آرامش مي كشد.

امروزه، تأثيرات رواني موسيقي در ايجاد تغيير حالت، بالا بردن ميزان دقت، هماهنگي بخشيدن به رفتار و كردار و تكامل سطح فكر و فرهنگ، ثابت شده است.

موسيقي آنقدر مؤثر است كه مي تواند سلامت را به خطر بياندازد و يا موجب بهبود آن شود، موسيقي باعث تمركز حواس و انديشه مي شود و براي برقراري ارتباط زميني و آسماني بسيار مورد استفاده قرار گرفته و مي گيرد.

انسانها با شنيدن صداي وزش باد كه از لا به لاي درختان مي وزد، شنيدن طنين امواج عظيم دريا، شنيدن صداي جريان آبشارها يا صداي چك چك باران، در اعماق وجود خويش احساس لطيفي را تجربه مي كنند. اين صداها اصوات هستي هستند كه در دل طبيعت نغمه هاي پاك رباني را زمزمه مي كنند و از اين رو است كه در جان انسان چنين نواي روح بخشي دارند. هنگامي كه آواي طبيعت در گوشها طنين مي افكند، در دل سرور عميق همراه با آرامش پديدار مي گردد.

يك موسيقي درست و روح نواز در خدمت عرفان و كمال آدمي است و او را داناتر مي نمايد و بسياري از سؤالات ناخودآگاه او را حل مي كند.

 استفاده از موسيقي براي ايجاد تأثيرات روحي و رواني در جهت تعالي در بسياري از فرقه هاي مختلف يافت مي شود كه از جملة آنان به موبدان چيني، بودائيان هند و قبايل مختلف آفريقايي و... مي توان اشاره نمود.

همچنين فرقه هاي ديگر نيز از جمله صوفيان، دراويش در خانقاه ها و منازل و معابد و موبدان زرتشتي معتقد بودند، از طريق موسيقي و نغمات موزون مي توان سريع تر به خالق رسيد و روح را به آرامش رساند و در اين طريق نيز تا حد زيادي موفق بودند و دراويش و صوفيان در فصول و زمانهاي خاصي به اجراي مراسم و ادعيه مي پرداختند كه اين ادعيه و مناجات با ريتم و آهنگ و صوت و لحن خاصي همراه بود12. سخن در درستي و نادرستي بهره گيري از موسيقي نيست، بلكه ذكر اين نمونه ها نشان دهنده توان تأثيرگذاري موسيقي بر روان آدمي است.

صوت زيبا و لحن نيكو به خودي خود محرك است و از اين حربه در طول تاريخ، به عناوين مختلف انسانها سود جسته اند چه در جهت حسن امور و چه اعمال مقبوح و ناپسند. حتي انسانها از طريق اصوات و آوازهاي خود حيوانات اهلي را به حركت و يا خوردن و آشاميدن وا مي داشتند و اين يك واقعيت انكار ناپذير در تأثير صوت و آواز بر مستمع است.

اصوات انرژي دار غالباً در تركيب با حروف يا كلام تجلي مي يابند و به اوج قدرت مي رسند و در جهت اهداف مد نظر مورد استفاده قرار مي گيرند. همانطور كه در بسياري از فرقه ها، از گذشته هاي دور تاكنون اين صوت كلامهاي ويژه كه به شكلي آهنگين قرائت مي شدند حامل انرژي هاي قدرتمند و شگفت آوري براي آنان بودند. اين در حالي است كه موسيقي تنها و بدون كلام كمتر ظرفيت گنجاندن انرژي ها را در خود داراست و اين تلفيق صوت و كلام است كه به صورتي جادويي تأثيرات مافوق حواس پنجگانه بشر را ايجاد مي كند، و قابليت ايجاد انرژي هاي شگفت آور را داراست. نمونه هايي از تلفيق صوت و كلام و بهره گيري از انرژي هاي قدرتمند آن را در اذكار قبايل آفريقايي، طريقت تاي چي چوان (از چين)، يوگايي ها، زرتشتيان و ذكر آمين مسيحيان و مسلمين و حتي در زندگي روزمره امروزي مثل آرامش ناشي از نغمة لالايي براي كودكان و... مي توان يافت.

براي نمونه، در مطالعاتي كه اخيراً انجام شده و در مجلة پيشگيري (prevention magazine) آمده است، تأثيرات نواي موسيقي را در بهتر شدن آهنگ موسيقي تنفسي نوزادان زودرس نشان داده است. بنابراين تحقيق محققان در بخش مراقبتهاي ويژه نوزادان (ICU)، دو گروه از اين نوزادان زودرس را انتخاب كرده و در گوش ها ي يك گروه از اين نوزادان گوشي هاي كوچكي گذاشتند و از آن زمزمه موسيقيايي لالايي پخش مي كردند. محققان مشاهده كردند كه وقتي موسيقي پخش مي شد. نوزادان ميزان بيشتري از اكسيژن در خونشان داشتند و همين طور ضربان قلب و سرعت تنفسشان به نسبت گروه دوم كه فقط وزوز دائم دستگاههاي كنترل پزشكي را به همراه صداي زمينه اي ديگر كه در بخش وجود داشت مي شنيدند به حد طبيعي نزديك تر بود.

از مثالهايي كه در تأييد تأثيرات شگرف صوت و كلام بر آدمي قابل بيان است بكارگيري آن در تاي چي چوان (يك طريقت چيني) است. آنها معتقدند براي نوراني شدن ابتدا بايد جسم را متعادل (بالانس) نمود تا گردش انرژي به درستي در آن صورت بگيرد و يكي از راه هاي متعادل نمودن ميزان انرژي بدن استفاده از صوت است. آنها براي متعادل نمودن بدن از نرمش ها و تمرين هاي مختلف و خاصي استفاده مي كنند و در مواردي براي سلامت بخشيدن و بهبود عملكرد اعضايي از بدن از تلفيق صوت و كلام و تكرار و قرائت آن استفاده مي نمايند.

عيسي دربارة سرنوشت چه ميگويد

.... چون من زنده ام شما هم خواهيد زيست.       انجيل يوحنا  19 : 14

موضوع مرگ آنقدر ناگوار و دردناك است كه بعضيها نميخواهند دربارة آن فكر كنند. دريك آمارگيري كه اخيرا بعمل آمد، پرسش اين بود: اگر شما به يك بيماري ناعلاج دچار شويد، آيا دوست داريد كه دكتر حقيقت را با صراحت به شما بگويد يا نه؟ قابل توجه است كه پنجاه درصد پاسخ دهندگان نميخواستند حقيقت را بدانند و ترجيح ميدادند كه در جهل باقي بمانند، چون از مرگ اين حقيقت زندگي ميترسيدند!

جاي تعجب است! در دوره اي كه انسانها دم از پيشرفت ميزنند و مدعيند كه به واقعيات علوم دست يافته اند،‌ هنوزازاين حقيقت بزرگ – يعني مرگ-  گريزانند! هنگامي كه يكي از عزيزان ما ميميرد، او را به گورستان برده، دفن ميكنيم و بر سر مزار او گل ميگذاريم. اجازه بدهيد كه دراين مورد سخن گويم، ولي اميدوارم كساني كه ازهر تشريفات ديني خاصي بدون فكر كردن تابعيت ميكنند، از حقير نرنجند.

روزي مردي از شخصي كه شديدا در قيد و بند تشريفات ديني بود پرسيد: " فكر ميكني بعد از مرگ تو چه بر سر تو مي آيد؟" او پاسخ داد: " من بدون شك به سعادت جاوداني ميرسم" و بعد درادامه گفت: " لطفا مرا با اين سئوالات دلخراش آزار نده!"  

شايد جاي تعجب نباشد كه ما انسانها تا اين حد از مرگ گريزان باشيم. مرگ آشتي ناپذير، سرسخت، ستمكار، و آخرين دشمن شكست ناپذير ما انسانهاست. مرگ با قدمهاي آهسته در مسير زندگي ما ظاهر ميشود و ما را از ديارهستي مي ربايد. مرگ به هر خانه اي سر ميزند وعزيزان آن خانه را با خود ميبرد. مرگ دست بي حرارت خود را بر نبضها ميگذارد وآنها را سرد ميكند. آيا هيچ جايي نميتوان جوابي براي مرگ و زندگي و سرنوشت ابدي يافت؟

آيا پول ميتواند آنرا خريداري كند؟ مرگ به خانه هاي اعيان و اشراف همانند خانه هاي فقرا نفوذ ميكند. قدرت و مقام هم نميتواند بر مرگ چيره شود.  كوروش و داريوش كبير، قيصرهاي روم،اسكندر، چنگيز خان، ناپلئون، هيتلر، لنين، استالين و ... افراد قدرتمندي بودند كه ميليونها نفرازمردم جهان را تحت فرمان خود داشتند، اما با آن همه قدرت در برابر مرگ همچون اشخاص ناتوان وعاجزسرفرود آوردند.

علم و دانش بشري هيچ پاسخ مطمئني براي مرگ ندارد و دانش هيچ راه حل نهايي براي اين مقوله پيدا نميكند. دانش بشر فقط براين تاكيد دارد كه همانقدر كه قانون حيات حتمي است، قانون مرگ نيز حتمي ميباشد. هيچ مهندس و زيست شناسي نتوانسته معادلة زندگي و مرگ را حل كند. هيچ شيميداني از آزمايشگاه خود بيرون نيامده تا مغرورانه فرياد بزند: من پاسخ مرگ را يافته ام! هيچ فيزيك داني نتوانسته نيروي هسته اي را به قلمروي مرگ ببرد و حصار گور را منفجر كند. دانش توانسته هنر كشتن دست جمعي را به ارمغان بيآورد، ولي هرگز نتوانسته مرگ را بكشد. علم پزشكي با شيوه هاي امروزي ميتواند عمر انسان را تا حدودي طولاني كند، اما اين دانش هم  در برابر مرگ قد خم كرده است.  

اما سئوال اين است كه چه كسي پاسخ درست و حقيقي براي اين دشمن شكست ناپذيرانسان دارد؟ پاسخ آن بايد از سوي ديگر برسد، يعني از خدا.

 

حال به عيساي مسيح كه به ما درتاريكي مرگ نورعطا فرمود رو منماييم. مسيح سه حقيقت راستين را دربارة سرنوشت زندگي تاييد ميكند. او به ما مي آموزد كه مرگ پايان زندگي نيست. او جان را از طبقه اي كه در آن پنجاه سال يا كم و بيش بسر برده ايم در بر ميگيرد وآنرا در پيشگاه واقعيت قرار ميدهد. مسيح يك تعريف جديد از زندگي به ما ارزاني ميكند وآن ابديت است. بدن روزي به گوشه اي گذاشته خواهد شد، اما شخصيت واقعي تا ابد خواهد زيست. مسيح جا ن و روان را كه به جهان آدمي و جهان خدا  يا بهتر بگويم جهان زمان و جهان ابديت راه پيدا ميكرد، تجربه كرد. اوهر دو را  واضح ديد، به اين دليل كه درهر دوجهان بسر برده بود. پس شخصيت انسان ارزش مهم و بيحسابي دارد. مسيح فرمود: ( براي شما چه فايده اي دارد اگر تمام دنيا را دشته باشيد، ولي زندگي جاويد را از دست بدهيد؟....    « انجيل متي  26: 16 »).

آيا به ورزشكاري كه همه روزه به تمرينات خود ادامه ميدهيد تا درمسابقه اي بزرگ مانند المپيك شركت كند دقت كرده ايد؟ آري، مسيح به دوران زندگي ما بروي اين كرة خاكي مانند دوران تمرين مينگرد. اين دوران دوران آمادگي روحي ما است براي جهاني بزرگتر و پهناورتر كه اساسا ما براي آن آفريده شده ايم. او فرمود در ماوراي اين زندگي خدمتي بزرگتر و ارزشمندترهست كه بايدآن را انجام دهيم. درانجيل ميخوانيم: ( آفرين، آفرين! حال كه در اين مبلغ كم درستكار بودي، مبلغ بيشتري به تو خواهم سپرد. بيا و در شادي من شريك شو.    « انجيل متي  21: 25 » ).

صدوقيان، گروه باصطلاح صاحب دين و خرد در زمان عيسي كه رستاخيز بعد از مرگ را انكار ميكردند، نزد او آمده وسئوال كردند : "ما خانواده اي را ميشناسيم كه هفت برادر بودند. اولي، زن گرفت و بي اولاد فوت كرد. بنابراين همسر او زن برادر دومي شد. اين يكي هم بي اولاد مرد، و آن زن به عقد برادر سومي در آمد، و به همين ترتيب ادامه يافت و او زن هر هفت برادر شد. در آخرآن زن نيز درگذشت. حال در روز قيامت، آن زن،‌ همسر كداميك از اين برادران خواهد بود؟ چون او در واقع زن همة ايشان بوده است؟"

عيسي پاسخ داد: ( سئوال شما نشان ميدهد كه چقدر دراشتباهيد. نه از كلام خدا چيزي ميدانيد، نه از قدرت خدا. زيرا در روز قيامت، انسانها ديگرازدواج نميكنند بلكه مانند فرشتگان آسمان خواهند بود. اما دربارة روز قيامت،‌ مگردر كتاب آسماني نخوانده ايد كه خدا ميفرمايد: من هستم خداي ابراهيم، اسحاق و يعقوب؟ پس خدا، خداي مردگان نيست، بلكه خداي زندگان ميباشد.      « انجيل متي  32- 25: 22 » ). آري مسيح بوضوح به ما مي آموزد كه مرگ پايان زندگي نيست.

حال بپردازيم به حقيقت دوم كه مرگ كالبد انسان است، بهترميبينم كه به جمله اي كه مسيح خداوند درانجيل فرموده اشاره كنم : ( نترسيد از كساني كه ميتوانند فقط بدن شما را بكشند ولي نميتوانند به روحتان صدمه اي بزنند. از خدا بترسيد كه قادراست هم بدن و هم روح شما را در جهنم هلاك كند.    « متي  28: 10 » )‌.  

جدا زيستن دورازپدر آسماني وادامة حيات بدون پرتو محبت وعشقي كه براي آن ساخته شده ايم ، يقينا ميتواند بدترين نوع زندگي باشد. حتي با خواندن سرسري انجيل اين امر بر ما ثابت ميشود كه مسيح آمد تا كساني را كه گمراه شده بودند پيدا كند و نجات بخشد، نه براي چند سال دوران زندگي بلكه براي ابد.

 

حقيقت سوم واز همه مهمتر، عيسي به ما مي‌آموزد كه بر مرگ غالب شده است. درانجيل عهد جديد ازآغاز تا پايان اين مژدة پيروزي به كرات بيان شده و با صدايي بلند طنين انداز است. آري،عيسي بر مرگ و گور چيره شد و بر قلمروي تاريك مرگ شجاعانه تاخت وآنرا تا سرمنزلش دنبال نموده و با چنگالهاي قدرتمند خويش فشرد و با دادن جان و رستاخيزش، آشكارا چيرگي خود را اثبات نموده و نمايش داد.

درانجيل يوحنا ميخوانيم كه مسيح در برابر مرگ با قدرت برخورد كرده وبا اطمينان خاطر به مرتا ميفرمايد: ( مرتا، برادرت حتما از مرگ زنده خواهد شد)، مرتا پاسخ ميدهد: ( ... ميدانم كه برادرم در روز قيامت مانند ديگران زنده خواهد شد)،آنگاه مسيح خداوند در جواب ميفرمايد: ( آن كسي كه مردگان را زنده ميكند و به ايشان حيات ميبخشد، من هستم. هركه به من ايمان داشته باشد، اگر حتي مانند ديگران بميرد، بار ديگر زنده خواهد شد و چون به من ايمان دارد،‌ زندگي جاويد يافته، هرگز هلاك نخواهد شد...  « انجيل يوحنا فصل 11»). لطفا به اين آية اخير توجه كنيد، مسيح خود را شخصي ميداند كه مردگان را زنده ميكند و به آنان زندگي ميبخشد. شناخت، پيوند وايمان به مسيح، همان شريك بودن در زندگي اوست و در اين راه مرگ چيزي نميتواند باشد جز گذشتن از يك دروازه، نه نيستي و فقدان. مرگ براي يك مومن بمنزلة آغاز كار وسپيدة صبح روزي است كه روز خدا نام دارد. مرگ براي يك مسيحي اسير گور شدن نيست، بلكه شكستن حصارهاي فناست براي پيوستن به خداوند و آغاز زندگي باشكوه و كاملتري كه او وعده داده است.

رستاخيز مسيح، خبر خوشي را براي ما به ارمغان مي آورد و خواست پدر آسماني را براي فرزندانش كه پيش از شروع زمان در نظر داشته، به اجرا ميگذارد. پدر رستاخيز يگانه پسرش را در تجربيات ما تحقق ميبخشد.

چگونه ميتوانيم مطمئن شويم كه تعليمات مسيح با حقيقت منطبق است؟ من نميدانم كه شما دربارة او چگونه مي انديشيد،‌ اما من شخصا به سخنان او ايمان دارم. از همة كساني كه تا بحال به جهان آمده اند مسيح معتمدتراست و هيچ وقت تصور نميكنم كه او دروغ بگويد. هر جا كه تعليمات مسيح با زندگي سر و كار پيدا ميكند بر حق بودن او بيشتر آشكار ميشود.

اجازه بدهيد دراين مورد مثالي بياورم. در سال 1876، وقتي مايكل فارادي دانشمند معروف دربستر مرگ بود، يكي از دوستانش از او پرسيد:" مايكل عزيز، حدسيات شما در اين حال چيست"؟ فارادي كه از اين سئوال اندكي متاثر شده بود پاسخ داد: حدسيات من چيست؟ اي دوست، من حدسياتي ندارم. ميدانم به چه كسي ايمان دارم وهرچه بيشتر مسيح خداوند را ميشناسم، بيشتراطمينان پيدا ميكنم كه بر حقيقت تكيه

زده ام.

من ايمان دارم كه مسيح بر مرگ چيره شد. اجازه بدهيد كه مثالي ديگر را دراينجا بيآورم: تاليران مردي بود كه پس از ويرانه هايي كه ناپلئون در جنگهايش بر جاي گذاشت، قصد داشت كه اروپا را بازسازي كند. روزي مرد جواني نزد او آمد و گفت:" والا مقاما، اروپا هم اكنون ديني نو لازم دارد كه مناسب روزگار ما باشد." تاليران به سخنان آن مرد جوان گوش داده و گفت: اي جوان، اگر فكر ميكني كه نياز به دين نويني داري به خيابانها و جادهها برو و تفكراتت را اشاعه بده، ولي آنگونه رفتار كن كه مطمئن شوي كه آن اصول را از خود منعكس نموده اي. پس از آن جان خود را فداي مردم كن و بعد از گذشت سه روز از قبر برخيز و به جهان بازگرد و با پيروان خود اين پيروزي را جشن بگير. اگر موفق شدي، ما آمادة گوش  فرا دادن به خداوندي جديد هستيم!

پس اكنون ما ايمان داريم كه مسيح بر مرگ غلبه نمود، به اين دليل كه او در زندگي روزمرة ما آنرا نمايان ميسازد.

مقدسين بزرگي تا زمان ما به اين جهان آمده اند و رفته اند، اما هيچ كدام با آنكه بسيار مقدس و پاك بوده اند نتوانسته اند بر مرگ و شرير چيره شوند، اما مسيح اين كار را كرد. او مستها و شريرها را  و آنهايي را كه در بند خود خواهي و گناه هستند را در مي يابد و به آنان نيرو ميدهد كه در جامعه پاك و سودمند باشند. مسيح به ناتوانان نيرو ميدهد كه جان خود را وقف انسانها و خدا كنند. خوبها را بهتر ميكند وغرورآنها را به فروتني تبديل ميسازد و آنها را با اميدي استوارآرايش ميدهد. مسيح زندگيهاي پوچ، سرد، بي هدف و درهم شكسته را ميگيرد و به آنها هدف و معني داده و آنها را به ماموريتي جاودانه رهسپار مينمايد. مسيح به ديدار تنهايان وغم زدگان ميرود و با حضور خود - كه همانا گرانبهاترين واقعيت است- به آنها آرامش و تسكين ميبخشد.

به طبع شما هم داستان توما معروف به دوقلو را درانجيل يوحنا فصل بيستم خوانده ايد. به شما پيشنهاد ميكنم كه آن آيات را مجددا مرور نموده و درآنها تفكر كنيد. مسيح خداوند در دومين ملاقات با پيروانش به توما كه رستاخيزش را باور نكرده و گفته بود كه تا انگشت در زخمهاي او نگذارم و دست به پهلوي زخمي اش نزنم  باور نميكنم كه عيسي زنده است، چنين فرمود: ( انگشت درزخمم بگذار. دست به پهلويم بزن وبيش ازاين بي ايمان نباش ...  ) و درادامه فرمود: ( بعد از اينكه مرا ديدي ايمان آوردي. خوشابحال كساني كه نديده به من ايمان مي آورند).

آري، مسيح با رستاخيزش خط بطلاني بر مرگ كشيد و سرنوشت ما انسانها را تغيير داد. كافي است به او ايمان و اعتماد مطلق داشته باشيم. آمين

زندگینامه دکتر علی شریعتی

  انتخاب همسر        

سنگ زیرین و بنیادی ترین شرط خانواده موفق ، انتخاب همسر است . خانواده ها باید در انتخاب همسر ، جوانان خود را یاری کنند و با با کمال دقت و رعایت جوانب مختلف ، زمینه را طوری فراهم آورند که بتوانند همسری خوب و مناسب برگزینند .

از مجموعه روایات و راه و روش زندگی پیامبر خدا و معصومان (ع) استفاده می شود که نجابت ، خردورزی ، ایمان و تقوا ، عفت و پاک دامنی ، اصالت خانواده ، تربیت صحیح و شایسته ، دانش و کمالات معنوی از مهمترین معیارهایی است که در ازدواج ها باید به عنوان معیار در نظر گرفته شود .

زیبایی زن امر نکوهیده نیست و اگر زن وفادار باشد و تقوای مناسب برای حفاظت از خود داشته باشد ، بسیار مطلوب خواهد بود و زیبا دوستی و زیبا گروی در فطرت انسان نهاده شده است و از روایاتی که در باره باکره بودن و میان قد بودن زن و ... آمده است می توان استفاده کرد اسلام به زیبایی همسر توجه دارد . امام علی در این باره می فرمایند : هر گاه یکی از شما قصد ازدواج با زنی را داشت درباره موی او هم تحقیق و سوال کند همانطور که از چهره او می پرسد ، زیرا مو یکی از دو رکن زیبایی است .

ثروت مندی خانواده زن و ثروت زن نیز ضد ارزش به حساب نمی آید و چه مانعی دارد که خانواده همسر انسان دارای جاه و مال و مقام باشد ولی آنچه نکوهیده و ضد ارزش است آن که انسان نجابت ، ایمان ، تقوا ، اصالت خانوادگی و ... را در آستانه مال و جمال همسر قربانی کند .

امام صادق می فرمایند :

مردی که با زنی برای دارایی یا زیبایی اش ازدواج کند ، به همان هدف واگذار می شود (رحمت خدا از او گرفته می شود) و اگر برای دین زن با وی ازدواج کند ، خداوند دارایی و زیبایی روزی او کند .

رسول خدا می فرمایند :

 زن را نباید برای دارایی و زیبایی اش به همسری گرفت ، زیرا زیبایی شاید سرنگونش کند و دارایی شاید به طغیانش وادارد .

آن چه آوردیم مربوط به مرحله قبل از ازدواج و مرحله انتخاب همسر بود . به همان میزان که انتخاب همسر اهمیت دارد چگونه معاشرت با او و با فرزندان مهم است ، چه انتخاب همسر خوب در واقع ، گام نخست و نکته آغاز راه است و ادامه آن با استوار سازی اخلاق در خانواده به فرجام می رسد .

 

محبت متقابل

از موثر ترین وظایف اخلاقی زن و مرد نسبت به یکدیگر محبت به همدیگر است ، زن مسلمان باید این نکته را به خوبی در یابد محبت چه تاثیر شگرفی بر قلب همسرش می گذارد و چه معجزه وار وی را در اعماق دل جای می دهد خداوند متعال در قرآن می فرماید :

 از نشانه های خداوند این است که برای شما همسرانی از نفس خودتان آفرید که به سبب آنها آرامش پیدا کنید و میان شما دوستی و مهربانی قرار داد .

این آیه شریفه به روشنی نشان می دهد که زنان می باید مهربانی و محبت به شوهرانشان را سرلوحه اهداف و برنامه های خود قرار دهند . چه اینکه محبت میان زن و مرد اصلی ترین محور رفتار میان آن دو به شمار می رود .

حضرت علی در این باره می فرمایند :

بهترین زنان شما زنانی هستند که دارای فرزند بیشتر و عشق و محبت اند .

 در باره محبت زن به اعضای خانواده نکته های زیر مهم است :

- از وظایف مهم زن در برخورد با اعضای خانواده ، محبت به آنهاست

- این محبت باید به گونه ای باشد که به طور کامل بروز و ظهور یابد که دو جلوه دارد

نخست با زبان و آشکارا و بی پرده به همسرش اظهار محبت کند امام صادق می فرمایند :

 هر گاه کسی را دوست داری به او اعلام کن .

دوم جلوه عملی محبت است . بدین سان که گفتار ، رفتار و اعمال زن نسبت به همسرش به خوبی نشان از عشق و محبت عمیق به او دارد .

- زن باید توجه داشته باشد که محبت به همسرش به تدریج قلب او را تسخیر می کند و او نیز به همسرش عشق خواهد ورزید .

- این روش نباید مقطعی و زود گذر و برخی وقت ها باشد ، بلکه باید مستمر و دائمی باشد و هرگز از اهمیت آن کاسته نشود .

-  به هنگام روی آوردن رخداد های ناگوار و مشکلات باید بر محبت بیفزاید و چونان بازو و یار غم خوار و محرم اسرار همسرش باشد .

 

انصاف

انصاف آن است که چون می خواهی با کسی بر خوردی داشته باشی خود را به جای او بگذار و او را به جای خود فرض کن و نظر کن که اگر او با تو چنین بگوید یا این گونه رفتار کند چگونه قضاوت خواهد کرد . پس از این سنجس و بررسی با او به گونه ای رفتار کن که اگر به جای او بودی از وی انتظار داشتی . به نظر می رسد مراعات انصاف در خانواده و با شوهر و زن ضروری تر از انصاف با دیگر آدمیان است .

 

عذر خواهی

پوزش طلبی آن که دچار خطا شده است شایسته و نشانگر حق مداری است . هر گاه زن یا شوهر نسبت به یکدیگر مرتکب جسارت ، گناه یا خطایی شوند ، عذر خواهی صمیمانه می تواند پی آمد های آن را از بین ببرد و کدورت برآمده از آن را از میان بر دارد .

البته باید در نظر داشته که پرهیز از جرم و لغزش و دامن به خطا نیالودن بهتر و آسان تر است از پوزش خواهی از لغزش ها . به دیگر سخن عذر خواهی ، درمان است و دوری از جرم و خطا ، پیشگیری و بهداشت است که به روشنی بر درمان ترجیح دارد . امام علی می فرمایند :

بی نیازی از عذر خواهی ، بهتر است از عذر آوردن از روی راستی و به جا و صحیح .

آخرین نکته در این باره این است که کرامت انسانی طلب می کند هر گاه کسی از انسان پوزش خواست ، عذر وی پذیرفته شود و نپذرفتن عذر در روایات نکوهیده است

امام علی می فرمایند :

بد ترین مردم کسی است که معذرت خواهی دیگران را نپذیرد و از گناهش نگذرد .

 

حجاب زن

حضرت علی (ع) در وصیتی به امام حسن (ع) در باره حفظ ناموس و غیرتمندی مردان فرمودند :

با پرده نشینی ، نگاه آلوده شان را راه ببند ، که سخت گیری در پرده نشینی آنان ماندگاریشان را افزون می کند بیرون شدنشان کم خطر تر از آن نیست که مرد غیر قابل اعتمادی را بدیشان راهی دهی . اگر بتوانی چنان کنی که جز تو را نشناسند ، چنان کن .

استاد شهید مطهری در ترجمه و توضیح این گفتار نوشته است :

یعنی تا می توانی کاری کن که زن تو با مردان بیگانه معاشرت نداشته باشد . هیچ چیز بهتر از خانه ، زن را حفظ نمی کند . همان طور که بیرون رفتن آنان از خانه و معاشرت با مردان بیگانه در خارج خانه برایشان مضر و خطر ناک است ، وارد کردن مرد بیگانه بر او در داخل خانه و اجازه معاشرت در داخل خانه نیز مضر و خطر ناک است . اگر بتوانی کاری کنی که جز تو مرد دیگری را نشناسد چنین کن .

روزی رسول خدا از مردم پرسید :

 چه چیزی برای زن از هر چیز بهتر است ؟ کسی نتوانست پاسخ دهد . امام حسن (ع) کودک و در مجلس حاضر بود قصه را برای مادرش زهرا (سلام الله علیها) نقل کرد . زهرا فرمود : از همه چیز بهتر برای زن این است که مرد بیگانه را نبیند و مرد بیگانه او را نبیند .

 

گرایش غریزی زن به آرایش

امام علی (ع) در قسمتی از نهج البلاغه با این واقعیت اشاره کرده که وجهه همت بانوان در آرایش ، نهفته است . وقتی آرایش زن از محیط خانه و اختصاص به شوهر فراتر رفت بی گمان منشاً تباهی و فساد بنیان خانواده و جامعه می شود . قرآن کریم با تعبیری فراگیر تر ، از این آرایش گستری نهی فرموده است : زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان

 

الگوی اخلاقی در نگاه علی (ع)

یکی از راههای موثر و خلاق یاد گیری در آموزش های اخلاقی الگو پذیری است . امام (ع) الگویی را با مشخصات زیر ارائه کرده و تاسی به آن را توصیه کرده است :

1 –  دنیا در نظر او خرد و کوچک باشد و توجهی به مال و .... نکند .

2 -  توجه به لذت های دنیا نداشته و شکم و شهوت بر او چیرگی نداشت باشد .

3 -  از بسیار سخن ( بیهوده ) گفتن پرهیز کند و بیشتر اوقات را به سکوت و تامل بگذراند .

4 -  جز سخن حق نگوید و اگر سخن می گوید سود مند باشد ، و باعث سیرابی پرسشگران باشد .

5 -  بر روی زمین با فروتنی را برود و در ظاهر ضعیف تصور شود ، و در هنگام برخورد جدی و به سان شیری شجاع بخروشد  و همچون ماری بیابانی بر دشمن بپیچد .

 

فهرستی از ضد ارزشهای اخلاق های

مردی به حضور امام (ع) رسید و از حضرت درخواست پندی کرد امام در پاسخ به ، و در پندی جامع ، فهرستی از ضد ارزشهای اخلاقی را مطرح نمود و وی را چنین موعظت و نصیحت نمود :

-  بدون انجام عمل شایسته ، امید به آخرت نیکو نداشته باش .

-  با آرزوی دور و دراز ، توبه را به تاخیر نینداز .

-  پنان مباش که در گفتار همچون زاهدان باشی ولی در عمل دنیا گرا محسوب شوی .

-  چنان مباش که اگر نعمتی به او داده شود سیر نشود و اگر خداوند از دادن نعمت دریغ ورزد قناعت (به انچه دارد) نداشته باشد .

-  مبادا دیگران را به کار نیک امر کنی یا از کارهای زشت نهی نمایی ولی خود امر و نهی خداوند را نپذیری .

-  مبادا به شایستگان و بندگان خوب ابراز دوستی کنی ولی در عمل پیروی آنان نباشی یا در ظاهر با گنهکاران دشمنی کنی ولی در واقع یکی از آنان باشی .

-  مبادا از بسیاری گناه از مرگ بهراسی ولی بر انجام گناه پای فشاری کنی .

-  مبادا به هنگام بیماری از رفتار بد خویش پشیمان شوی ولی به محض بهبودی انجام اعمال بیهوده را از سر بگیری .

-  مبادا به هنگام عافیت دچار خود شگفتی شوی و به گاه گرفتاری یا نومیدی خود را ببازی .

-  مبادا به هنگام روبرو شدن با مشکلات و دشواریها دست به دعا برداری ولی چون آسودگی پیدا کنی رخ (از دعا) برتابی .

-  مبادا گناه دیگران را از گناه خود بزرگتر شماری و عبادات و اطاعت های را بزرگتر و مهم تر از عبادات دیگران بدانی .

-  مبادا به محض رسیدن به درد و رنج به تمامی از دین و راه و رسمت دوری گزینی .

-  مبادا به دیگران اندز دهی و خود پذیرای اندز دیگران نباشی .

-  مبادا به دنبال اموری باشی که باقی نمی مانند ولی در مورد اموری که جاویدان هستند سستی کنی .

 

فهرستی از ارزشهای عالی اخلاقی

امام علی در بستر شهادت ، خطاب به امام حسن و امام حسین (ع) فهرستی فشرده از ارزشهای عالی اخلاقی را بدین گونه ارائه کرده است :

-  تقوای الهی را پیشه خود سازد .

 -  در پی دنیا نباشید حتی اگر دنیا به شما روی آورد .

 -  بر هر چه از دنیاست و از دست می دهید تاسف نخورید .

-  به حق سخن بگویید .

-  برای اجرای الهی کار کنید .

-  ستم گر را دشمن و ستم دیده را یار باش

-  در کارهایتان نظم داشته باشید

-  برای ایجاد صلح و آشتی بین مردم بکوشید .

-  رعایت حال یتیمان را نموده و مگذارید ضایع شود .

-  همسایگان را مراعات کنید .

-  مبادا در عمل به قرآن دیگرا ن بر شما پیشی گیرند .

-  همواره مراقب نماز باشید .

-  هرگز امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که در آن صورت بدان بر شما مسلط شده و دعایتان مستجاب نگردد .

-  بر شما باد به همبستگی و بپرهیزید از پشت کردن به یکدیگر

ازرشهای عالی اخلاقی ارائه شده در نهج البلاغه منحصر به این وصیت نامه نیست

حضرت فرمودند : به پنج چیز توصیه تان می کنم که سزاوار است در راه آن ، اشتران را هر چه پرشتاب تر برانید (در راه یاد گرفتن آنها تن به مسافرت های طاقت فرسایی بدهید)

-  جز به خدا امید نداشته باشید .

-  جز از گناه خود نهراسید .

-  اگر از شما چیزی پرسیدند که جواب آن را نمی دانستید از اینکه که بگویید نمی دانم شرم نکنید .

-  اگر چیزی را نمی دانید از آموختن آن خجالت نکشید .

-  بر شما باد به صبر و حوصله که ایمان بدون صبر همچون تن بی سر است .

 

سلام چراغ سبز آشنایی .

وقتی دو نفر به هم می رسند ، نگاهها که به هم می افتد ، چهره ها که رو در رو قرار میگیرد ، نخستین علامت صداقت و مودت و برادری ، سلام دادن است و در پی آن ، دست دادن و مصافحه .سلام ، اطمینان دادن به طرف مقابل است که : هم سلامتی و تندرستی تر را خواستارم ، هم از جانب من آسوده باش و مطمئن که گزندی به تو نخواهد رسید من خیر خواه تو هستم ، نه بد خواه و کینه توز و دشمن و این معنای شعار اسلامی است

دست دادن و دست هم را صادقانه به گرمی فشردن ، نشان دیگری از محبت و صمیمیت و خیر خواهی است . دلها را به هم نزدیکتر و محبت ها را بیشتر می سازد . تماس دو دوست ، قلبها را نیز به هم نزدیکتر می کند ، اگر منافقانه و دروغ و فریب نباشد .

سفارش پیامبر است و امامان . تا آنجا که فرموده اند : اگرکسی پیش از سلام ، شروع به سخن کرد ، جواب ندهید . در حدیث دیگری از امام صادق از قول خداوند نقل می کند که : بخیل ، کسی است که از سلام کردن به دیگری بخل ورزد

سلام کردن به دیگری نه تنها چیزی از قدر و جایگاه انسان نمی کاهد و هیچ گونه ضرر و زیانی مادی ، آبرویی و ... ندارد . بلکه محبت آور و صفا بخش است و خدا پسند و سیره پیامبر و روش و منش اولیاء الهی است . امام صادق فرمودند : از نشانه های فروتنی این است که به کسی بر خوردی ، سلام دهی .

ابو عبیده نقل می کند : با امام باقر (ع) بودم . اول من سوار مرکب می شدم ، سپس آن حضرت . چون بر مرکب خویش استوار می شدیم سلام می داد و احوالپرسی می کرد . هر گاه هم از مرکب فرود می آمدیم و روی زمین قرار می گرفتیم ، باز هم به همان صورت ، سلام می کرد و دست می داد و احوالپرسی می کرد و می فرمود : با دست دادن دو مومن ، گناهنشان همچون برگ درختان فرو می ریزد و نظر لطف خدا با آنان است .

 

خوشرویی و خوشخویی

شاید گیرا تر از حُسن خلق ، واژهای نباشد که ترسیم کننده روحی زلال و طبعی بلند و رفتاری جاذبه دار باشد. چیزی که عنوان بر جسته رفتار یک مسلمان است و معیار کمالِ ایمان یک مومن ، آنگونه که رسول خدا (ص) نیز به این فضیلت متعالی آراسته بود . بخشی از اخلاق نیکو ، در خوشرویی متجلی است ، بخشی در خوشخویی و بخشی هم در خشگویی . و چه خوش است که به این سه « خوش » مبارک و مقدس بپردازیم و از آنها کلیدی برای گشودن قلعه دلها و عاملی برای تحکیم رابطه ها بسازیم .

 

خوشرویی

 وقتی با چهره شکفته و باز با کسی روبرو می شوید ، در واقع کلید محبت و دوستی را به دست ِ او داده ایم چهره اخمو و ابروهای گره خورده و صورت در هم و بسته ، دریچه ارتباط و دوستی را می بندد . اگر با خوشرویی بتوانید بار سنگین غم دوستان را سبک کنید ، کارتان عبادت است و اگر با یک تبسم ، بتوانید خاطری را شاد کنید ، به خدا نزدیک تر شده .

وقتی می توان با کلماتی و چهره و برخوردی خوش و دلپذیر ، خاطری را خرسند ساخت ، چرا باید با گفتن کلماتی ناخوشایند و اندوه آفرین ، غم بر چهره دیگری نشاند . هنرمند کسی است که بتواند غبار غم از خاطر ها بزداید .  

امام صادق فرمو د :

 لبخند انسان به چهره برادر دینی اش حسنه است .

 

خوشگویی

 ارزش انسان و جوهره وجودش را زبان و بیان روشن می سازد . گفتار شایسته و زیبا غذای روح است . کسانی هستند که جان می دهند اما حاضر نمی شوند یک کلام محبت آمیز بر زبان جاری کنند .

رسول خدا فرمودند :

 هر کس برادر با ایمانش را با گفتن کلامی ملاطفت آمیز و غم زدا ، مورد تکریم قرار دهد تا وقتی او شادمان است گوینده آن سخن همواره در سایه رحمت گسترده الهی به سر می برد .

غیر از پاداش الهی ، تاثیرات اجتماعی خوشگویی در نرم ساختن دلها و جلب عاطفه ها و استوار ساختن رابطه ها مشهور است . آنکه خوش سخن باشد از دیگران کلام نیکو می شنود و البته حرف و سخن ما در کوهستان زندگیمان انعکاس دارد و خوب و بد آن به خودمان منعکس می شود . کسی که گفتار مودبانه داشته باشد ، دیگران نیز با او مودبانه سخن خواهند گفت و گرنه...

حضرت علی می فرمایند :

زیبا خطاب کنید ، تا جواب زیبا بشنوید .

 

خوشخویی

 از رموز موفقیت حضرت رسول (ص) در دعوت و رسالت خویش ، اخلاق نیکو و بر خورد شایسته و جذاب با مردم بود . حسن خلق آن حضرت ، امتیاز بارز آن مظهر رافت و رحمت بود . با همین اکسیر اعظم دلهل را جذب می کرد ، دشمنان را دوست می ساخت ، کینه ها را به مهربانی مبدل می ساخت ، الفت می آفرید و پیوند می داد ، دلها را با دلها ، دستها را با دستها و به همین سبب مدال « اِنَّک لَعَلی خُلُق عَظیم  » از خدای عظیم دریافت کرد .

کلام نرم ، رفتار شایسته ، گفتار مودبانه و جاذبه دار ، تحمل فراوان و حلم و بردباری و چهره گشاده و بشاش ، از مظاهر و جلوه های حسن خلق است وقتی محبت خود را به دیگران ببخشید ، در حوادث ، صبور  و شکیبا باشید ، خشم خود را فرو خورده ، خوشتن داری کنید ، بدی را با خوبی پاسخ دهید و از خشونت و عصبانیت و بد زبانی و تحقیر و توهین و تکبر به دور باشید ، دارای حسن خلق هستید .

حسن خلق کمندی است که دیگران را در دام محبت اسیر می کند ، کیست که از برخورد شایسته خوشش نیاید و جذب  چنین انسانی نشود . از امام صادق پرسیدند : حد و مرز اخلاق نیک ، چیست ؟ حضرت فرمودند : آن است که اخلاقت را نرم کنی ، کلامت را پاکیزه سازی ، و با چهره ای باز و گشاده با برادران دینی ات روبرو شوی

پیامبر اکرم فرمود :

گاهی انسان در سایه خوشخویی ، به مقام و رتبه روزه داران شب زنده دار می رسد .  و همچنین می فرمایند :  ایمان کسی کاملتر است که اخلاقش بهتر باشد ، کسی به پیامبر شبیه و به او نزدیکتر است که خوش خلق تر باشد .

 

مردم داری

یکی از ضرورتهای اخلاق مسلمانی و معاشرت مکتبی ، مردم داری است . یعنی با مردم بودن ، برای مردم بودن ، در خدمت مردم بودن ، شریک درد و غم و رنج دیگران بودن . و خود را خدمتگذار و غمخوار دیگران دیدن و دانستن . ماهی به آب زنده است و یک مسلمان اجتماعی ، به حسن سلوک با دیگران .

 

عفو و گذشت

کینه توزی و لجاجت ، ویژه روحهای حقیر و همتهای پایین است . عفو و گذشت و چشم پوشی و نادیده گرفتن لغزش های دیگران ، دانه های جلب محبت است و دیگران را خوشبین ، وفادار و با محبت نگاه می دارد . امام سجاد در دعای بلند مکارم الاخلاق از خدا این گونه می طلبد : خداوندا ...  مرا ثابت قدم و استوار بدار ، تا با ناخالصان و دغلها ، خیر خواهانه بر خورد کنم و هر کس از من دوری گزید ، من به او نیکی کنم ، و هر کسی که مرا محروم کرده ، بذل و عطا کنم ، و با آن که با من قطع رابطه کرده ، بپیوندم ، و کسی را که غیبت مرا کرده ، به خوبی یاد کنم ، توفیقم ده که نیکی را سپاسگزار باشم ، و ... از بدی ، چشم پوشم و در گذرم

 

بخشش و محبت

آدمیزاد بنده احسان است . به هر کس که نیکی کنی ، او را رام و مطیع خویش می سازی و به هر کس محبت و لطف کنی ، قلعه دلش را فتح کرده ای                                                                                                                بنده حلقه بگوش ، ار ننوازی برود             لطف کن لطف ، که بیگانه شود حلقه بگوش              این تعلیم حضرت رسول است که :

 ای مردم می دانم که نمی توانید با اموالتان همه مردم را راضی کنید ، ولی با چهره باز و گشاده رویی و خوش اخلاقی ، می توانید   

و حضرت علی چنین فرمود :  آزاد مردان ، با ایثار ، بنده و غلام می شوند .

 

صله رحم

خویشاوندان ، ارتباط خونی با هم دارند . شاخ و برگ های یک درختند و گلهای یک بوستان . پس ، ارتباطشان هم طبیعی است و قطع رابطه و رفت آمد میان اقوام ، عارظه ای ثانوی و یک بیماری اجتماعی و آفت خانوادگی به حساب می آید . اگر بی دلیل باشد ، زشت و نارواست . اگر دلیلی هم داشته باشد ، قابل رفع و شایسته تجدید رابطه است .

حضرت علی می فرمایند :

پیوند با خویشاوندان محبت می آورد .

روشن است که قطع رابطه هم ، سردی و کدورت و جدایی دلهل را در پی دارد در احادیث ، از صله رحم به عنوان محبوب کننده انسان میان بستگان یاد شده است . سفارش دین ، بر این است که حتی با آنان که با شما قطع رابطه کرده اند ، صله رحم و تجدید رابطه کنید . که این ، نوعی ایثار و گذشت فوق العاده می طلبد .

امام صادق می فرمایند :

 صله رحم کنید ، هر چند در حد خورن جرعه ای آب باشد .

آنچه گاهی مانع رفت  و آمد های خانوادگی و دیدارهای خویشاوندان یا دوستان می شود ، توقعات بالا ، هزینه و مخارج ، معطلی رفت و بر گشت و... است . اما اگر به حداقل هم راضی باشیم و لحظه ای نشستن و حالی پرسیدن و آبی و چایی خوردن و برخاستن ، یا از همان دم در ، سلام کردن و جویای حال شدن و برگشتن باشد صله رحم ها بیشتر و ارتباط ها قویتر خواهد شد .

امام باقر فرمودند :

صله رحم اعمال را پاک ، اموال را افزون ، بلاها را دفع ، حساب را آسان ، و اجل را به تاخیر می اندازد .

امام صادق می فرمایند :

 صله رحم ، اخلاق را نیکو ، دست را بخشنده ، دل و جان را خوش می سازد .

 و همچنین می فرمایند :

 ما چیزی را جز صله رحم سراغ نداریم که عمر را زیادکند ، تا آنجا که گاهی تا زمان مرگ یک نفر ، سه سال مانده است ، ولی او اهل صله رحم می شود . آنگاه خداوند ، سی سال بر عمرش می افزاید . و گاهی اجل کسی سی و سه سال است ، به خاطر قطح صله رحم ، عمرش کاهش می یابد و اجلش سر سه سال فرا می رسد .

مردی خدمت رسول خدا (ص) آمد وعرض کرد : یا رسول الله من خوشاوندانی دارم که من با آنان رابطه دارم ، اما آنها آزارم می دهند . تصمیم گرفته ام آنان را ترک کنم . حضرت فرمود : آنگاه ، خدا تو را ترک می کند گفت : پس چه کنم ؟ رسول خدا فرمود :

 به کسی که محرومت کرده ، عطا کن ، با کسی که از تو بریده ، رابطه برقرار کن ، کسی که بر تو ستم کرده ، از او بگذر . هر گاه چنین کنی  ، خداوند پشتیبان تو خواهد بود .

 

آداب مهمانی

از بر جسته ترین خصلتهای نیکمردان و آزادگان ، کرم و سخاوت است ضیافت و داشتن دستی باز و سفره ای گشوده و عطایی پیوسته و مهمان داری و مهمان نوازی ، از نشانه ها و جلوه های این روحیه فتوت و جوانمردی است . بعضی از مهمان گریزانند ، برخی هم مهمان دوست . حضرت علی را اندوهگین دیدند . پرسیدند : یا علی سبب اندوه شما چیست ؟ حضرت فرمود :

یک هفته است که مهمان برایم نیامده است . برکت خانه ، در آمد و شد مهمان است . مهمان رحمت الهی است و پذیرایی از مهمان ، توفیقی ارجمند است . که نصیب هر کس نمی شود . مهمان حبیب خداست از رسول خدا روایت است که :

مهمان روزی خود را نازل می کند البته اضافه بر این ، گناهان صاحبخانه را هم می زداید .

موارد مهمانی : از توصیه های حضرت محمد به حضرت علی – یا علی ! جز در این پنج مورد ، مهمانی نیست : ازدواج و عروسی ، تولد نوزاد ، ختنه کردن کودک ، ساختن یا خریدن خانه ، بازگشت ازسفر حج . در زندگی اولیاء دین و پیشوایان معصوم نیز ، نمونه های فراوانی از این گونه ضیافتها دیده می شود . از جمله : حضرت کاظم (ع) برای تولد یکی از فرزندانش ولیمه و اطعام داد و به مدت سه روز در مسجد ها و کوچه ها ، در ظرفهایی به مردم فالوده داده شد .

هر عمل خیر و شایسته ای ، گاهی دچار برخی آفتها می شود . با همه ستایشی که از پذیرایی شایسته از مهمان شده ، اگر جنبه تعادل رعایت نشود و به مرز اسراف و ولخرجیهای برسد که اغلب ، روی چشم و هم چشمی است ، یا ریشه در خود نمایی و تفاخر دارد . ناپسند است و همین کار مقدس و خدا پسند ، از قداست و محبوبیت نزد خدا می افتد

امام باقر فرمودند :

مهمانی در حد یکی دو روز ، کرامت و بزرگواری است ، بیشتر از آن ریا است .

و همچنین رسول خدا فرمودند :

هر کس طعامی را از روی ریا و خودنمایی مهمانی دهد ، در روز قیامت ، همانند آن را خداوند از طعامهای دوزخی به او می خوراند .                    

 

مزاحمت

حتما شما افرادی را می شناسید که وجودشان ، رفتارشان و زبانشان ، برای شما دردسر تولید می کند و شما از دست و زبان آنها آسوده نیستید . آسایش در محیط کار و خانه ، آسایش هر انسان است . آنکه آسایش دیگران را به هم بزند ، مزاحم است و مزاحم از دایره اسلام بیرون است . این کلام از صاحب شریعت است ، که به اصحاب خویش فرمودند : آیا شما خبر دهم که مسلمان کیست ؟ مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبانش آسوده باشند .

فرقی نمی کند که این سلب آسایش با حرف باشد یا عمل ، مادی باشد یا روحی ، برای فرد باشد یا جامعه ، از سوی فرد باشد یا جمع ، شخصی باشد یا دولتی ، آگاهانه باشد یا غافلانه .

شاید به تعداد انسانها بتوان مزاحمت بر شمرد . هر کس به نحوی ، در هر جا به گونه ای می تواند مزاحمت ایجاد کند . نوع ایجاد مزاحمت و زحمت هم بی شمار و رنگارنگ است . نمونه هایی از ایجاد مزاحمت : به جای زنگ زدن ، با بوق زدن اعلام اینکه منم . این کار برای همسایه ها ایجاد مزاحمت می کند . ریختن شن و ماسه بنایی در مسیر رفت و آمد مردم . ریختن آب فاضلاب به کوچه . صدای رایو یا ضبط را در مراسم شادی و عزا تا حدی بلند کردن که سلب آسایش از دیگران کند و ...

گاهی باید خود را محدود ساخت تا سلب آزادی از دیگران نشود . و گاهی باید خویشتن را به زحمت انداخت ، تا سبب مزاحمت برای دیگران نشد . این نیز از اخلاقیات اسلام و نشانه های مومن است .

حضرت علی در این باره می فرمایند :

مومن کسی است که خودش از دست خودش در سختی و رنج است ، ولی مردم از دست او در آسایشند .

خدا را بر آن بنده بخشایش است             که خلق از وجودش در آسایش است

فداکاری به صورت های مختلف است . اینکه انسان خود سوز باشد ، تا مردم ساز گردد . سعدی می گوید :

من آن مورم که در پایم بمالند                     نه زنبورم که از دستم بنالند        

کجا خود شکر این نعمت گذارم                  که زور مردم آزاری ندارم                                            

البته نباید به زیر دست و پا بودن افتخار کرد  و زور را هم تحمل کرد . اما اینکه انسان با زوری که دارد ، به دیگران آزار نرساند و با دست و زبان ، زحمت برای دیگران پیش نیاورد ، اصل مهم در ادب اسلامی است . هر چیز مالیاتی دارد . مالیات قدرت و نفوذ ، پرهیز از مردم آزاری است . در نهایت سود این خویشتنداری هم به خود انسان بر می گردد .

رسول اکرم فرمودند :

آزار خویش را از مردم باز دارداین صدقه ای است که بر خویشتن انفاق و تصدق می کنی . و در حدیث دیگر فرمودند : بدترین مردم کسی است که مردم به خاطر او در اذیت باشند . بدتر از او کسی است که مردم به خطر ترس از شر او ، احترامش کنند .

سمره بن جندب مردی از اهل مدینه بود و نخلستانی داشت . مردی از انصار ، کنار در ِ باغ او خانه ای داشت که درخت خرمای سمره بن جندب داخل آن قرار گرفته بود . سمره گاه وبیگاه بی خبر و سرزده وارد خانه می شد و سراغ درخت خرمایش را می رفت . و هنگام این آمد و شد ، نگاه به داخل خانه و اوضاع زندگی  آن مرد انصاری می انداخت . و این خانواده از نگاهها و رفت و آمد های او در عذاب بودند و آن مرد از رفتار سمره به رسول خدا شکایت کرد ، چون تذکرهای مکررش به صاحب درخت سودی نبخشید . پیامبر اکرم (ص) کسی را نزد آن مرد فرستاد و شکایت مرد انصاری را به اطلاع او رساند و فرمود : هنگام ورود اجاره بگیر . اما آن مرد ، حاضر به این کار نشد . نه حاضر بود آن درخت خرما را بفروشد ، و نه حتی به پیشنهاد پیامبر حاضر شد با چندین درخت خرما در جای دیگر عوض کند .

رسول اکرم فرمو د :

از آن درخت در گذر ، تا خداوند در بهشت ، سه درخت در مقابل آن به تو عطا کند . آن مرد باز هم حاضر به این معاوضه نشد . آنگاه فرمود : سمره ! می بینم که تو مردی آسیب رسان هستی . سپس به آن مرد انصاری چنین گفت : برو و درخت او را از بیخ بکن و به طرف صاحبش بینداز ، چرا که ( در دین اسلام ) هیچ ضرر و زیانی نیست .

سلب آسایش دیگران ، تعدی به حریم حقوق شخصی آنان است و نارواست .

 

کارگشایی

در روابط اجتماعی ، کسانی بر دلها حکومت می کنند که دلشان را خانه مهر و محبت مردم کرده باشند . بر عکس ، آنان که خود را بیش از همه می پسندند و خود را از بیش از دیگران دارند و آسایش و راحتی خود را بر دیگران ترجیح می دهند ، نه نزد خدا و رسول اعتباری دارند ، نه در دل و جان مردم ، جایی و موقعیتی . گوهر خدمتگزاری به مردم تنها در دلهای وارسته از خود خواهی یافت می شود .   

 

تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن        به دمی یا درمی ، یا قلمی یا قدمی

 

اگر مسائل و مشکلات مسلمانان برایمان اهمیتی نداشته باشد که اصلا مسلمان نیستیم . چون که مسلمانی تنها به اسم و شناسنامه و نماز نیست . بخش عظیمی از محتوای اسلام را نوع دوستی ، ایثار ، خدمت به دیگران ، کمک به درماندگان ، کارگشایی برای مشکلات مردم و قضای حاجت گرفتاران تشکیل می دهد .

کسی که در حالی صبح کند که به امر مسلمانان بی فکر و اهتمام باشد ، بهره ای از اسلام نبرده و هر کس شاهد فریاد خواهی و کمک طلبیدن کسی  باشد که مسلمانان را به یاری می طلبد ، اما پاسخی به او ندهد ، از مسلمانان نیست .

پس باید بخشی از دل ، محبت ، فکر، زندگی ، تلاش ، اهتمام ، عشق ورزیدن و دلسوزی کردن ما نسبت به دیگران باشد که بندگان خدایند و آفریدگار ، از این راه ، بندگان دیگرش را می آزماید . نتیجه این مردم دوستی و همیاری نیز ، محبوبیت و سیادت است . هر که برای مردم کار کند ، مردم نیز او را دوست خواهند داشت . هر که خدمتگزار جامعه باشد ، از حق شناسی مردم بهره مند می شود و هر که به مردم نیکی کند ، در دلها جا می گیرد   

     

      فریدون فرخ ، فرشته نبود                    زمشک و ز عنبر سرشته نبود                   

  به داد و دهش یافت آن نیکویی      تو داد و دهش کن ، فریدون تویی

 

از توفیقات مهم یک انسان آن است که گشایش معظلات مردم به دست او باشد . نعمتی است که هزاران شکر و سپاس می طلبد . کارگشایی ، از مقدس ترین خدماتی است که مورد قبول و امضای آیین خدا و شرع محمدی است .   

     

تو نیکی می کن در دجله انداز          که ایزد در بیابانت دهد باز

شاید از درخشانترین فصلهای زندگی هر یک از پیشوایان دین ، رسیدگی به محرومان و زدودن نیاز نیازمندان بوده است . روایت است که امام زین العابذین (ع) از راهی می گذشت ، هر گاه در میان جاده به کلوخی بر می خورد ، از مرکب خویش پیاده می شد و آن را با دست خود از وسط جاده بر می داشت ، آنگاه سوار شده به راه خود ادامه می داد . سیره نورانی و سازنده یعنی این .

زدودن موانع راه ، پر کردن چاله های خیابانها ، رفع سد معبر ها و دهها کار خدماتی دیگر ، کارهای شایسته است که زیبنده رفتار اجتماعی یک مسلمان است . چه خوش سروده ابن یمین :

 

سود دنیا و دین اگر خواهی                  مایه هر دوشان نکوکاری است

    راحتِ بندگانِ حق جستن                      عین تقوا و زهد و دینداری است

گر درِ خُلد را کلیدی است                    بیش بخشیدن و کم آزاری است

 

کمک به دیگران تنها خرج پول نیست . کسی هم که تهیدست است ، اما آبرومند است ، می تواند از وجهه و آبرویش سرمایه بگذارد و آن را در راه دیگران به کار اندازد . اگر خودمان مقصد نیستیم ، می توانیم فلش و راهنما به سوی مقصد باشیم

امام صادق می فرمایند : به خدا و محمدو علی ایمان نیاورده است کسی که هر گاه برادر دینی اش برای رفع نیازی به او مراجعه کند ، با چهره خندان با او برخورد نکند . اگر رفع حاجتش به دست او است ، باید به انجام آن بشتابد و اگر کار از دست او بیرون است ، سراغ دیگری رود و از طریق دیگران ، مشکل او را حل کند .

 

صدقه

 با شندن صدقه ، ذهنها فوری سراغ کمک مالی به تهیدستان یا انداختن سکه و اسکناس در صندوق صدقات و امثال آن می رود ولی این تنها شکلهای صدقه نیست . می توان اهل صدقه بود بی آنکه پول خرج کرد . البته کمکهای مالی ، جای خاصی دارد که در حال و هر جا خوب است . اما مهم ، توجه به وسعت دایره نیکی است .

از رسول خدا نقل شده که فرمود :

 هر مسلمان باید هر روز صدقه بدهد . وقتی پیامبر این چنین فرمود ، برخی از اصحاب ، با شگفتی پرسیدند : یا رسول الله ! چه کسی طاقت و توان این کار را دارد ؟ حضرت برای رفع ابهام و توضیح بیشتر ، و برای اینکه صدقه را تنها در انفاق مالی خلاصه نکنند فرمودند : بر طرف کردن عوامل اذیت از راه مردم ، صدقه است ، راهنمایی کردن جاهل به راه ، صدقه است ، عیادت کردن بیمار ، صدقه است ، نهی از منکر کردن صدقه است ، پاسخ سلام دادن نیز صدقه است و...

 

راز داری

راز به اقتضای حرمتش باید پنهان و پوشیده بماند و گرنه راز نمی شد . راز فاش شده ، مثل یک زندانی گریخته از محبس است که بازگرداندنش به بازداشتگاه بسیار دشوار است . تیری که از کمان رها شد و گلوله ای که از سلاح شلیک شد ، دیگر به سلاح و کمان بر نمی گردد . راز همان زندانی ،تیر وگلوله است و دهان و سینه همچون زندان . به تعبیر زیبای امیر المومنین :

راز تو اسیر توست ، اگر آشکارش کنی ، تو اسیر آن شده ای .      

      

با بیگانه مگو راز دل خویش       بیگانه ، دل راز نگهدار ندارد

 

نگهبانان راز هر چه کمتر باشند ، راز محفوظ تر است بر خلاف نگهداری از چیزهای دیگر که زیادی نگهبانان ، آن را سالم تر نگاه می دارد . هر رازی که از دو نفر فراتر رفت پخش خواهد شد .

علاوه بر رازهای خودمان ، اسرار مردم نیز همان حکم را دارد . همانطور که باید ظرفیت نگهداری از راز خودمان را داشته باشیم و آن را پیش دیگران نگویم ، رازی را هم که کسی با ما درمیان می گذارد ، یا از اسرار به نحوی آگاه شده ایم ، باید نگهبان و امین باشیم . افشای اسرار ، نشانه ضعف نفس و سستی اراده است . به عکس کتمان راز دلیل قوت روح و کرامت نفس است و ظرفیت شایسته و بایسته یک فرد را می رساند . نگهبانی از راز مردم و راز نظام هم یک تکلیف اجتماعی است .

حفظ اسرار را باید از خدا آموخت . خداوند بیش و پیش از هر کسی ، از اعمال و حالات و رفتار و عیوب و گناهان بندگانش با خبر است اما حلم و بردباری و پرده پوشی و راز داری او بیش از همه است . اگر خداوند ، کارهای پشت پرده و پنهانی بندگانش را افشا کند . آیا کسی با کسی دوست می شود ؟ برای چه کسی آبرو و حیثیت باقی می ماند ؟ حضرت رضا (ع) فرمود :

مومن ، هرگز مومن راستین نخواهد بود مگر آنکه سه خصلت داشته باشد : سنتی از پروردگار ، سنتی از پیامبر و سنتی از ولی خدا . آنگاه سنت و روشی را که مومن باید از خدا آموخته و بکار بندد راز داری معرفی می کند .

اسرار نظام : برخی از اسرار ، به یک نظام و حکومت یا تشکیلات مربوط می شود که باید محفوظ بماند . اسراری که مهمتر و حیاتی تر از رازهای شخصی یک فرد است . و فاش شدنش برای دشمن ، ضررهای جبران ناپذیری برای خودی در پی دارد . عملیات موفق در جبهه ، مدیون راز داری در حد اعلاست . پیامبر در جنگها از این شیوه بهره می گرفت و نقشه جنگ و برنامه عملیات و گاهی هدف حرکت نظامی و اعزام نیرو و نفرات را پنهان می داشت .

چه حکیمانه است این سخن از امام صادق :

دوست خود را از اسرار خود ، به اندازه و حدی مطلع ساز که اگر آن اندازه را به دشمن بگویی نتواند به تو زیان برساند ، چرا که گاهی دوست ، ممکن است دشمن است .

انگیزه فاش ساختن راز :

1- پر حرفی                               

 2- خود نمایی   

3- دوستی

 4- وسایل ارتباط جمعی   

  

           گفتن هر سخنی در هر جا                      نبود شیوه مردان خدا

           هر سخن ، جا و مقامی دارد                 مرد حق ، حفظ کلامی دارد

          حاصل کار دهد باد فنا                        گفتن هر سخنی در هر جا

  

آیین دوستی

از قدیم گفته اند : هزار دوست کم است و یک دشمن بسیار . دوست ، همدم تنهایی های انسان ، شریک غم ها و شادی ها ، بازوی یاری رسان در نیازمندیها ، تکیه گاه انسان در مشکلات و گرفتاریها و مشاور خیر خواه در لحظات تردید و ابهام است . بعضی از مردم ، به خاطر خصلتهای خود خواهانه یا

توقعات بالا یا تنگ نظری یا سختگیری یا دلایل دیگر ، نمی توانند برای خود دوستی پیدا کنند . به تعبیر حضرت امیر نوعی ناتوانی و بی دست و پایی است .

هم دوست یافتن هنر است ، هم دوست نگه داشتن ، هم دوستیهای فراموش شده و به هم خورده را دوباره پیوند زدن و برقرار ساختن . حضرت علی می فرماید :

 ناتوانترین مردم کسی است که از دوستیابی ناتوان باشد . ناتوانتر از او کسی است که دوستان یافته را از دست بدهد و قدرت حفظ آنها را نداشته باشد .

دوستان هر کس ، مبنای قضاوت دیگران نسبت به اخلاق و شخصیت و افکار او است . بعلاوه ، تاثیر پذیری انسان از دوستان ، در سنین مختلف ، چه کودکی ، چه جوانی و چه میان سالی بسیار است . از این رو در گزینش دوست ، به سلامت اخلاقی و رفتاری انسان کمک می کند . دوست ، همچون وصله جامه است ، پس آن را هم شکل و هم سان با خودت برگزین

 ار تباط قلبی و درونی میان انسانها ، به پیوندهای اجتماعی و بیرونی می انجامد . روابط اجتماعی هم ، در روحیات و اخلاق افراد ، اثر می گذارد .

         

تو اول بگو با کیان دوستی        پس آنگه بگویم که تو کیستی

 

مَثَل همنشین شایسته و خوب ، مثل عطار است ، که اگر از عطر خودش هم به تو ندهد ، ولی از بوی خوش او به تو می رسد . و مَثَل همنشین بد ، همچون کوره آهنگری است که اگر لباس تو را هم نسوزاند ، ولی بوی کوره به تو می رسد .

در منابع دینی ، در اینکه دوست خوب کیست ؟ و با چه کسی باید دوستی و مودت داشت و از معاشرت و همنشینی چه کسانی باید پرهیز کرد احادیث بسیاری است . امام حسن مجتبی (ع) در بستر بیماری بود . در دیداری که جناده (از اصحاب حضرت) با حضرت داشت ، امام توصیه فرمود :

با کسی همنشینی و مصاحبت و دوستی کن که :

1 -  هر گاه با او همنشین شدی ، مایه آراستگی تو باشد .   

2 – آنگاه که خدمتش کنی ، تو را نگهبان باشد .        

3 -  هر گاه از او یاری خواستی ، کمکت کند .            

4 – اگر سخن گفتی ، تو را تصدیق کند .     

5 – اگر بر دشمن حمله بردی ، قدرت تو را بیفزاید .            

6 -  اگر دستت را به فضل و نیکی دراز کردی ، او هم دست ، پیش آورد . 

7 – اگر در زندگی تو رخنه ای پدید آمد ، آن را بر طرف سازد .

8 -  اگر از تو نیکی دید ، آن را در شمار و حساب آورد .   

9 -  اگر چیزی از او طلبیدی ، عطا کند .  

10 -  اگر تو ساکت بودی و چیزی نخواستی او شروع کند و نیازت را بر طرف سازد .                                                                     

از هر چیزی ، تازه اش را انتخاب کن و از دوست ، قدیمی اش . دوست خود را خیلی سرزنش نکن که کینه می آورد آنچه از دوست می رسد تحمل کنید ، تحمل و بردباری ، عیبها را می پوشاند                    

 

شوخی و مزاح

کمتر جامعه را می توان پیدا کرد که در ارتباطات مردم ، چیزی به نام شوخی وجود نداشته باشد . لازمه زندگی اجتماعی و داشتن ارتباطات سالم و فرح بخش ، مزاح است . البته گاه هم مزاح ، به کدورت و کینه می انجامد و نتیجه معکوس می دهد .

بعضی ها خصلت شوخی و مزاح را چه با گفتار و چه رفتار  ، به عنوان شاخصه خود قرار داده اند و برخی هم میانه خوشی با آن ندارند و اهل شوخی نیستند . از آنجا که این نوع برخورد ، در میان مردم متداول است و نه می توان به کلی آن را مردود دانست و نه می توان بی حد و مرز طرفدار آن بود .

 شوخی کردن ، اگر در حد و مرز مجاز و معقول باشد . شادی آور است و شادکردن مردم پسندیده است .  از محبوبترین کارها نزد خدا متعال ، وارد ساختن شادمانی بر دل مومنان است

            

      ز شوخی بپرهیز ای با خرد            که شوخی تو را آبرو می برد  

 

خوش اخلاقی و بد اخلاقی از نظر امام علی

اخلاق خوب سودمندی های فراوانی دارد و با پدید آوردن تنش زدایی و فضایی آرام زمینه را برای خردورزی ، تفکر و بهره وری از امکانات فراهم می آورد و از این رو ، سلامتی جسم ، روحی و سازندگی فرد ، خانواده و جامعه را در پی دارد ، از این رو ، در آموزش های اخلاقی نهج البلاغه ، اخلاق و ادب بهترین دوست و بهترین میراث شمرده شده است . حضرت می فرماییند  :

هیچ همنشینی چونان نیکویی ، و هیچ میراثی همسنگ ادب نیست . گرامی ترین حسب و نسب ، خلق نیکوست .

نیک خویی و خوش اخلاقی سبب می شود انسان در دلها جای باز کند ، دیگران او را دوست بدارند ، و او دیگران را ، و انس و الفت بر رفتار متقابل مردم سایه اندازد و در چنین فضا و اوضاع و احوالی به یکدیگر احترام می گذارند و در مقابل هم فروتنی ، شکیبایی ، بخشش و گذشت خواهند داشت و بدین سان مدینه فاضله علوی پدید خواهد آمد و توجه به این نکته است که بخشی از اهمیت حسن خلق و متقابلا ویرانگزی سو خلق را در می یابیم . آن حضرت (ع) فرمودند :

 نیکویی خوی منشا همه خوبی هاست و جان مایه ایمان حسن خلق است .

از دیدگاه مولا علی به همان اندازه که اخلاق خوب سودمندی های فراوانی دارد ، بد اخلاقی و بد خویی بسی زیان وار است و ویران گر و سبب می شود انسانها به همگنان خود محبت نورزند و با یکدیگر رفتا ر دوستانه و برادرانه نداشته و به سبب تکرار و انباشته شدن بر خوردهای نا حنجار و رذیلت بار به تدریج کرامت انسانی هم نوعان خود را نادیده بگیرند .

در پایان مناسب بلکه ضرور می نماید در این باره به نکته ای مهم اشاره شود وآن اینکه نیک خلقی و برخورد خوب زنان با افراد خانواده بسی مهم و کار ساز است ، در تفکر و فرهنگ اسلامی زن به دلیل لطافتی که خداوند در جسم و جان او آفریده باید آرامش را در خانواده پدید آورد وبا شادابی ، تبسم ، خوش رویی و برخورد نشاط آمیز و بهجت انگیز خود ، امواج طوفان زای تشنج و دشمنی و نا سازگاری را فرو نشاند و عطر دل آنگیز همدلی و محبت را در فضای خانه بپراکند . خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید :

 برای شما از نوع خودتان ، همسرانی آفرید که با آنان آرام گیرید ، و در میان شما دوستی و مهربانی افکند .

 

                              

 

                           فهرست منابع

اخلاق معاشرت ،  جواد محدثی

زندگی در پر توی اخلاق ، آیه الله العظمی مکارم شیرازی

آیین زندگی ( تفسیر سوره حجرات ) ، مرکز مطالعات و تحقیقات حوزه نمایندگی ولی فقیه

اخلاق و مدیریت در اسلام ، محمدی ری شهری

اخلاق و خانواده از نظر امام علی ، سید ابوالحسن مطلبی

(زندگينامه پيامبر اسلام(ص))

وصيتى كه نوشته نشد

نانوشته‏اى گوياتر از صد نوشته

رويدادهاى پس از غدير تا زمان گسيل سپاه اسامه و رفتارهاى‏مخالفت جويانه عده‏اى نه چندان اندك از صحابيان، حكايت از آن‏داشت كه جمعى با توجه به ناخوشى رسول اكرم(ص)در انتظار مرگ‏پيامبر و در انديشه تصاحب حكومت‏اند و براى اين هدف از هيچ‏مخالفتى دريغ نمى‏ورزند. از همين رو پيامبر با آگاهى از حوادثى‏كه به انتظار مرگ حضرتش كمين كرده بود و با شناختى كه از برخى‏اطرافيان خود داشت، اين آخرين فرصت زندگى بر آن شد تا با بيان‏ساده و روشن مهم‏ترين پيام دوران رسالتش مسيري آيندگان را ترسيم‏نمايد.

در روز پنجشنبه(چهار روز پيش از ارتحال)در آخرين روزها كه‏ارتباط انسانها از آسمان قطع مى‏گرديد، پيامبر اكرم(ص) در حالى‏كه در بستر بود، تقاضاى قلم و كاغذى براى نوشتن وصيت نمود. چندتن از صحابه گرد بستر آن حضرت و زنان و فرزندش فاطمه(س)در پس‏پرده‏اى حاضر بودند..

عمربن‏خطاب ماجرا را براى ابن عباس چنين نقل مى‏كند::

ما نزد پيامبر(ص)حضور داشتيم، بين ما و زنان پرده‏اى آويخته‏شده بود. رسول اكرم(ص)به سخن در آمده، گفت: «نوشت‏افزاربياوريد تا براى شما چيزى بنويسم كه با وجود آن هرگز گمراه‏نشويد.» زنان پيامبر از پس پرده گفتند: خواسته پيامبر(ص)رابرآوريد. من گفتم: ساكت‏باشيد! شما زنان همنشين پيامبر، هرگاه‏او بيمار شود، سيلاب اشك مى‏ريزيد و هرگاه شفا يابد، گريبان اورا مى‏گيريد! در همين حال

بخارى مى‏نويسد: يكى از حاضران، سخن حضرت(ص)را در حضورش رد كرد و گفت: درد براو غلبه كرده و نمى‏داند چه مى‏گويد .... و رو به ديگران گفت:قرآن نزد شماست، همان براى ما كافى است. در ميان حاضران اختلاف‏شد و به يكديگر پرخاش كردند. برخى سخن او را و برخى سخن رسول‏خدا(ص)را تاكيد مى‏كردند. بدين ترتيب از نوشتن نامه جلوگيرى‏شد.

ابن‏عباس مى‏گويد: چه روزى بود روز پنجشنبه! ناخوشى پيامبر(ص)در آن روز شدت‏يافت. فرمود: كاغذ و قلمى بياوريد تا چيزى بنويسم كه پس از آن‏هرگز گمراه نشويد. يكى از افراد حاضر گفت: پيامبر خدا هذيان‏مى‏گويد! به پيامبر گفتند: آيا خواسته‏ات را برآوريم؟ فرمود: آيابعد از آنچه انجام شد!؟ بنابراين، پيامبر(ص)ديگر آن را نطلبيد.

نيز ابن عباس گويد: .... در حضور پيامبر مشاجره‏اى صورت گرفت،گفتند: پيامبر را چه شده است، آيا هذيان مى‏گويد؟ از اوپرسيدند. آنان سخن خود را تكرار كردند. حضرت فرمود: مرا به حال‏خود واگذاريد، زيرا حالت(درد و رنجى)كه من دارم از آنچه شمامرا به آن مى‏خوانيد(و نسبت مى‏دهيد) بهتر است. چون به پيامبرچنين گفتند و با يكديگر به گفتگو پرداختند، رسول اكرم(ص)فرمود: از نزد من بيرون رويد.

با وجود اعتراف عمر به اينكه گوينده آن سخن وى بوده است،همچنان اخبار اين موضوع در كتابها با تقطيع و تحريف نقل مى‏شودو جمله اهانت‏آميز وى يا نام او ذكر نمى‏شود و به توجيه آن‏پرداخته‏اند.

ابن‏ابى‏الحديد پس از پذيرش اخبار آن واقعه مى‏نويسد:

البته(اين رفتار از عمربن‏خطاب چندان دور از انتظار نبود. زيرا)هميشه در سخنان عمر درشتى و زشتى بود و اخلاقش با جفا

رسول خدا گفت:آنان از شما بهتر اند.

وحماقت و تكبر و اظهار بزرگى همراه بود. چون كسى اين سخن او رابشنود تصور مى‏كند او واقعا عقيده داشته است كه پيامبر هذيان‏مى‏گويد. معاذالله كه قصد او ظاهر اين كلمه باشد; لكن جفا وخشونت‏سرشت وى، او را به ذكر اين سخن واداشت كه نتوانست نفس‏خود را مهار كند. بنابراين نبايد بر او خرده گرفت، زيرا خدا اورا چنين آفريده بود و او در اين رفتار خود اختيارى نداشت، چون‏نمى‏توانست طبيعت‏خود را تغيير دهد. بهتر آن بود كه بگويدناخوشى بيمارى بر پيامبر چيره شده است‏يا آنكه در غيرحال طبيعى(بيهوشى)سخن مى‏گويد.

بايد از ابن‏ابى‏الحديد پرسيد: مگر تفاوت اين دو جمله با جمله‏قبل چيست!

به راستى آيا عمربن خطاب معتقد بود كه پيامبر هذيان مى‏گويد؟ آيا نمى‏دانست كه با اين اعتقاد، وى در زمره مشركانى قرار خواهدگرفت كه به رسول خدا جنون و سحر نسبت مى‏دادند؟ آيا وى هيچ يك‏از آيات قرآن كه اين نسبتها را از پيامبر دور مى‏دارد، نشنيده ونخوانده بود؟ آيات سوره نجم و حاقه را نشنيده بود كه(ما ضل صاحبكم و غوى و ما ينطق عن الهوى ان هو الا وحى يوحى‏علمه شديد القوى انه لقول رسول كريم و ما هو بقول شاعر قليلا ماتومنون و لا بقول كاهن قليلا ما تذكرون تنزيل من رب العالمين ولو تقول علينا بعض الاءقاويل لاءخذنا منه باليمين ثم لقطعنامنه الوتين) جز اين آيات، عقل اين ويژگيها را از مقام نبوت دور مى‏داند.زيرا در آن صورت، پيامبر هم همانند ديگران خواهد بود و به‏كمترين سخن او نمى‏توان اعتماد كرد.

هدف او از اظهار اين نسبت چه بود؟ چه بدى داشت كه پيامبرچيزى بنويسد كه جهانيان تا پايان روزگار از گمراهى برهند؟ آياچيزى ارجمندتر از هدايت همه مردم تا پايان جهان وجود دارد؟ مصلحت چه امرى از اين بالاتر بود؟

چرا وقتى ابوبكر وصيت‏به خلافت عمر مى‏كرد، عمر معتقد نبود كه‏او هذيان مى‏گويد! با آنكه مقام و شان پيغمبر را نداشت; حال‏آنكه ابوبكر در ضمن تحرير فرمان خلافت‏بيهوش شد و عثمان از ترس‏آنكه ابوبكر پيش از وصيت‏بميرد، فرمان را بدون آنكه ابوبكربفهمد، به نام عمر تمام كرد و وقتى ابوبكر به هوش آمد، آن راامضاء نمود!

آيا فرمان و تقاضاى رسول گرامى(ص)الزام آور نبود؟ چگونه تنهاعمر بدين نكته پى برد و اهل‏بيت‏حضرت از آن سخن، وجوب و الزام‏دانستند؟

آيا جايز است گفتارهاى الزامى رسول‏اكرم(ص)را بدين گونه ردكرد، با آنكه روا نيست‏به حال بيمارى و احتضار در حضور مردمان‏عادى چنين با بى احترامى بلند سخن گفت؟!

اينك رسول خدا(ص)پس از آن رفتار از نوشتن خوددارى كرد نه‏بدان سبب بود كه فرمان خويش را واجب مى‏دانست‏بلكه علت ديگرى‏داشت كه ذكر خواهيم كرد.

آيا از ميان همه آنچه رسول گرامى اسلام(ص)در مدت زندگى و درروزهاى پايانى عمر فرموده بود تنها همين جمله بود كه از غلبه‏بيمارى و .... صادر مى‏شد؟! چگونه در مورد فرمان بسيج‏سپاه‏اسامه و تاكيد و پيگيرى آن، كسى نسبت هذيان به پيامبر(ص)ندادو اين ماموريت را فقط به تاخير انداختند; چون با تاخير سپاه‏نيز به هدف خود مى‏رسيدند! به همين علت تا آخرين لحظه و حتى‏چهار روز بعد ازدرخواست قلم و كاغذ باز پيامبر(ص)نسبت‏به بسيج لشكر اسامه‏اصرار مى‏ورزيد و سرپيچى كنندگان را مورد لعنت قرار مى‏دهد، امابا چنين نسبتى مواجه نمى‏شود و آنان همچنان فرمان پيامبر(ص)راپا برجا مى‏دانند و بعد از انجام بيعت‏با مردم با قوت و اراده‏تمام، آن را به انجام مى‏رسانند!

وصيت‏شفاهى پيامبر(ص)پس از اين اتهام مورد انكار و مخالفت‏قرار نمى‏گيرد. در آخرين ساعات زندگى نيز چنان كه خود گويند: پيامبر دستور داد ابوبكر برود نماز گزارد و اين دستور را هذيان‏ياد نمى‏كنند!

ابن‏ابى الحديد مى‏گويد: زمانى نزد ابوجعفر نقيب اخبار معتبر وصريح درباره خلافت على بن ابيطالب(ع)را بيان كردم و گفتم: بسياربعيد مى‏دانم كه اصحاب پيامبر همگى يكدست‏بكوشند تا دستورپيامبر را در اين باره ناديده گيرند و از آن جلوگيرى نمايند! چنانكه بعيد مى‏دانم كه براى از بين بردن يكى از اركان دين(مانند نماز و روزه)همدست‏شوند!

نقيب(ضمن پذيرش همدستى اصحاب بر جلوگيرى از به خلافت رسيدن‏على‏بن ابيطالب(ع‏» در پاسخ گفت: آنان معتقد نبودند كه خلافت ازشعاير مذهبى است و همانند ديگر احكام شرعى مثل نماز و روزه‏است. آنها مساله خلافت را همچون مسايل ديگر دنيوى مى‏پنداشتند،مانند فرماندهى فرماندهان و تدبير جنگها و سياست رعيت پرورى. به همين سبب در صورتى كه در آن مسايل مصلحتى مى‏ديدند، ازمخالفت‏با دستورهاى پيامبر اكرم(ص)پروايى نداشتند.... .

واقعيت چنين نشان مى‏دهد كه حاضران در آن مجلس از آن فرمان‏جزالزام و وجوب استنباط نكردند و اگر جز اين بود كارشان به‏اختلاف و دعوا نمى‏انجاميد. هر كس مى‏خواست‏بدان عمل مى‏كرد و هركه نمى‏خواست عمل نمى‏كرد. اما چون گروه ناموافق نمى‏توانستندوجوب و الزام آن را بپذيرند و آنگاه آشكارا از آن سرپيچى‏نمايند در اصل اينكه تقاضاى مورد نظر از روى عقل و حواس سالم‏صادر شده است تشكيك كردند تا اصلا پيگيرى آن لازم نباشد. همان‏طور كه مردم هيچ گاه بهانه‏گيرى مريض بيهوده گو را دنبال‏نمى‏كنند!(دور از مقام نبوت)

مفاد وصيت چه بود؟ چرا از نوشتن آن جلوگيرى كردند؟

اين هر دو پرسش را عمر بن خطاب خود ناخواسته پاسخ داده است. او ضمن گفتگويش با ابن عباس مى‏گويد:

رسول خدا ستايش زيادى از على مى‏نمود كه البته آن گفته‏ها چيزى‏را ثابت نمى‏كند و حجت نمى‏باشد. او(در حقيقت) مى‏خواست‏با ستايش‏از على امت‏خود را بيازمايد(كه تا چه حد پيرو فرمان پيامبرخويش‏اند.)آن حضرت در هنگام بيمارى تصميم داشت در اين موردتصريح نمايد، ولى من از آن جلوگيرى كردم.

و در روايت ديگر: رسول خدا خواست او را نامزد خلافت نمايد و من از ترس بروزفتنه مانع شدم. و پيامبر از درون من آگاه شد و(از اصرار برتقاضاى خود)خوددارى كرد.

«شرح حال سعدی»

شیخ بزرگوار مشرف الدین مصلح بن عبدالله سعدی شیرازی در نخستین دهه ی قرن هفتم در خانواده ای از عالمان دین در شیراز به دنیا آمد.

او علوم مقدماتی را در شیراز فرا گرفت و برای تحصیل به مدرسه نظامیه ی بغداد رفت و سعدی در کشورهای اسلامی به سیر و سیاحت پرداخت و تجربه اندوخت. سعدی از شاعران نیک بختی است که در زمان حیات خود شهرت فراوان یافته است . او در سال 655 بوستان را به نام اتبک ابوبکر بن سعد بن زنگی به نظم کشیده و گلستان را در سال 656 به نام ولیعهدا و سعد بن اتابک بن ابوبکر بن زنگی گرد آورد.

سعدی در سال 691یا 694 جهان را بدرود گفت و در سعدیه ی شیراز در محل خانقاه خود به خاک سپرده شد.

 

«غزليات سعدی»

1- ای گل خوشبوی ! اگر صد قرن باز آید بهار    (22- ب ) بیت 8

مثل من دیگری نبینی ،بلبل خوش گوی

2-وقتی دل سودایی می رفت به بوستان ها (24- ط ، ق) بیت 1

بی خویشتنم کرد ی ،بوی گل وزبانها

3-گه نعره زدی بلبل گه جامه درید ی گل (24 – ط ،ق ) بیت دوم 2

به یاد تو افتادم ،از یاد برفت ازآنها

4-عود می سوزد یاگل می دمد در بوستان (59 – ط) بیت 3

دوستان !یا کاروان مشک تاتار آمده است

5-خواب از خمارباده ی نوشین بامداد(69 – ب) بیت 3

بر بستر شقایق خودروی خوش تر است

6-به لاله زار گلستان نمی رود دل من  (83 – ب ،خ ) بیت 8

که یاد دوست،گلستان ولاله زارمن است

7-درمن این هست که صبرم زنکو رویان نیست (123 – خ) بیت 1

از گل ولاله گزیر است وزگل رویان نیست

8-به پای سرو در افتادند لاله و گل (171 – ب )بیت 2

مگر شمایل قدّ نگار من دارد

9-سرمست زکاشانه به گلزار بر آید (214 – ط ) بیت 1

غلغل زگل ولاله به یک بار بر آمد

10-گل بر چینند روز به روزاز درخت گل (225- ب)بیت 8

ز این گل بان هنوز مگر گل نچیده اند

11-هرگز اندیشه ی یار از دل دیوانه ی عشق (264 – ط )بیت4

به تماشای گل و سبزه و صحرا نرود

12-گر شرت مست کند بو ی حقیقت روزی (265 – ط )بیت 5

اندرونت به گل ولاله و ریحان نرود

13-جز دیده هیچ دوست ندیدم که سعی کرد(270 –خ)بیت 7

تا زعفران چهره ی من ،لاله گون شود

14-آن را مسلم است تماشای نو بهار (271 – ط )بیت 3

کز عشق بوستان ،گل و خارش یکی شود

15-زرنگ لاله ،مرا روی دلبر آید یاد (282- خ)بیت3

زشکل سبزه مرا یاد خط یار آید

16-به کوی لاله رخان هر که عشق باز آید  (284- ق)بیت 1

امید نیست که دیگربه عقل باز آید

17- خیز و غنیمت شمار جنبش با د ربیع (296 – ط)بیت5

ناله ی موزون مرغ ،بو ی خوش لاله زار

18-به تولای تو در آتش محنت چو خلیل (379 –ط) بیت 5

گوییا درچمن لاله وریحان بودم

19-بر گل روی تو چون بلبل مست ام واله (388 –ق)بیت 4

به رخ لا له و نسرین چه تمنا دارم

20- که نه برناله ی مرغان چمن شیفته ام (388 – ق)بیت 3

که نه سودای رخ لاله ی حمرا دارم

21- چو بلبل آمدمت تا چو گل ثنا گویم (424 – ط) بیت 9

چو لاله ،لال بکردی زبان تحسینم

22- با غبا ن راگو اگر در گلستان آلاله ای است (433 –ب)بیت 6

دیگری را ده که ما با دل ستان آسوده ایم

23-خم دو زلف تو بر لاله ،حلقه درحلقه (465 - ب )بیت 3

به سنگ خاره درآموخت عشق ورزید ن

24-گر بهار و لاله و نسرین نروید گومروی (472-ب)بیت4

پره بردار ای بهار و لاله و نسرین من

25-خارتا کی بر لاله ای در باغ امیدم نشان (472 –ب)بیت 6

زخم تا کی بر مرهمی بر جان درد آگین من

26- شوخی شکر الفاظ و ؛ مهی لاله بنا گوش

سروی سمن اندام و،بت حور سرشتی

27- تو با چنین قد وبالا و صورت زیبا (576- ط)بیت 3

به سرو و لاله  وشمشاد و گل نپردازی

28-کزروی به لاله می دهی رنگ (626 –ب)بیت 11

وز زلف ،به مشک می دهی بوی

29- خیز وغنیمت شمار جنبش باد ربیع

ناله ی موزون مرغ ،بوی خوش لاله زار

مطالب جدیدتر مطالب قدیمی‌تر