شیخ بزرگوار مشرف الدین مصلح بن عبدالله سعدی شیرازی در نخستین دهه ی قرن هفتم در خانواده ای از عالمان دین در شیراز به دنیا آمد.

او علوم مقدماتی را در شیراز فرا گرفت و برای تحصیل به مدرسه نظامیه ی بغداد رفت و سعدی در کشورهای اسلامی به سیر و سیاحت پرداخت و تجربه اندوخت. سعدی از شاعران نیک بختی است که در زمان حیات خود شهرت فراوان یافته است . او در سال 655 بوستان را به نام اتبک ابوبکر بن سعد بن زنگی به نظم کشیده و گلستان را در سال 656 به نام ولیعهدا و سعد بن اتابک بن ابوبکر بن زنگی گرد آورد.

سعدی در سال 691یا 694 جهان را بدرود گفت و در سعدیه ی شیراز در محل خانقاه خود به خاک سپرده شد.

 

«غزليات سعدی»

1- ای گل خوشبوی ! اگر صد قرن باز آید بهار    (22- ب ) بیت 8

مثل من دیگری نبینی ،بلبل خوش گوی

2-وقتی دل سودایی می رفت به بوستان ها (24- ط ، ق) بیت 1

بی خویشتنم کرد ی ،بوی گل وزبانها

3-گه نعره زدی بلبل گه جامه درید ی گل (24 – ط ،ق ) بیت دوم 2

به یاد تو افتادم ،از یاد برفت ازآنها

4-عود می سوزد یاگل می دمد در بوستان (59 – ط) بیت 3

دوستان !یا کاروان مشک تاتار آمده است

5-خواب از خمارباده ی نوشین بامداد(69 – ب) بیت 3

بر بستر شقایق خودروی خوش تر است

6-به لاله زار گلستان نمی رود دل من  (83 – ب ،خ ) بیت 8

که یاد دوست،گلستان ولاله زارمن است

7-درمن این هست که صبرم زنکو رویان نیست (123 – خ) بیت 1

از گل ولاله گزیر است وزگل رویان نیست

8-به پای سرو در افتادند لاله و گل (171 – ب )بیت 2

مگر شمایل قدّ نگار من دارد

9-سرمست زکاشانه به گلزار بر آید (214 – ط ) بیت 1

غلغل زگل ولاله به یک بار بر آمد

10-گل بر چینند روز به روزاز درخت گل (225- ب)بیت 8

ز این گل بان هنوز مگر گل نچیده اند

11-هرگز اندیشه ی یار از دل دیوانه ی عشق (264 – ط )بیت4

به تماشای گل و سبزه و صحرا نرود

12-گر شرت مست کند بو ی حقیقت روزی (265 – ط )بیت 5

اندرونت به گل ولاله و ریحان نرود

13-جز دیده هیچ دوست ندیدم که سعی کرد(270 –خ)بیت 7

تا زعفران چهره ی من ،لاله گون شود

14-آن را مسلم است تماشای نو بهار (271 – ط )بیت 3

کز عشق بوستان ،گل و خارش یکی شود

15-زرنگ لاله ،مرا روی دلبر آید یاد (282- خ)بیت3

زشکل سبزه مرا یاد خط یار آید

16-به کوی لاله رخان هر که عشق باز آید  (284- ق)بیت 1

امید نیست که دیگربه عقل باز آید

17- خیز و غنیمت شمار جنبش با د ربیع (296 – ط)بیت5

ناله ی موزون مرغ ،بو ی خوش لاله زار

18-به تولای تو در آتش محنت چو خلیل (379 –ط) بیت 5

گوییا درچمن لاله وریحان بودم

19-بر گل روی تو چون بلبل مست ام واله (388 –ق)بیت 4

به رخ لا له و نسرین چه تمنا دارم

20- که نه برناله ی مرغان چمن شیفته ام (388 – ق)بیت 3

که نه سودای رخ لاله ی حمرا دارم

21- چو بلبل آمدمت تا چو گل ثنا گویم (424 – ط) بیت 9

چو لاله ،لال بکردی زبان تحسینم

22- با غبا ن راگو اگر در گلستان آلاله ای است (433 –ب)بیت 6

دیگری را ده که ما با دل ستان آسوده ایم

23-خم دو زلف تو بر لاله ،حلقه درحلقه (465 - ب )بیت 3

به سنگ خاره درآموخت عشق ورزید ن

24-گر بهار و لاله و نسرین نروید گومروی (472-ب)بیت4

پره بردار ای بهار و لاله و نسرین من

25-خارتا کی بر لاله ای در باغ امیدم نشان (472 –ب)بیت 6

زخم تا کی بر مرهمی بر جان درد آگین من

26- شوخی شکر الفاظ و ؛ مهی لاله بنا گوش

سروی سمن اندام و،بت حور سرشتی

27- تو با چنین قد وبالا و صورت زیبا (576- ط)بیت 3

به سرو و لاله  وشمشاد و گل نپردازی

28-کزروی به لاله می دهی رنگ (626 –ب)بیت 11

وز زلف ،به مشک می دهی بوی

29- خیز وغنیمت شمار جنبش باد ربیع

ناله ی موزون مرغ ،بوی خوش لاله زار