انتخاب همسر        

سنگ زیرین و بنیادی ترین شرط خانواده موفق ، انتخاب همسر است . خانواده ها باید در انتخاب همسر ، جوانان خود را یاری کنند و با با کمال دقت و رعایت جوانب مختلف ، زمینه را طوری فراهم آورند که بتوانند همسری خوب و مناسب برگزینند .

از مجموعه روایات و راه و روش زندگی پیامبر خدا و معصومان (ع) استفاده می شود که نجابت ، خردورزی ، ایمان و تقوا ، عفت و پاک دامنی ، اصالت خانواده ، تربیت صحیح و شایسته ، دانش و کمالات معنوی از مهمترین معیارهایی است که در ازدواج ها باید به عنوان معیار در نظر گرفته شود .

زیبایی زن امر نکوهیده نیست و اگر زن وفادار باشد و تقوای مناسب برای حفاظت از خود داشته باشد ، بسیار مطلوب خواهد بود و زیبا دوستی و زیبا گروی در فطرت انسان نهاده شده است و از روایاتی که در باره باکره بودن و میان قد بودن زن و ... آمده است می توان استفاده کرد اسلام به زیبایی همسر توجه دارد . امام علی در این باره می فرمایند : هر گاه یکی از شما قصد ازدواج با زنی را داشت درباره موی او هم تحقیق و سوال کند همانطور که از چهره او می پرسد ، زیرا مو یکی از دو رکن زیبایی است .

ثروت مندی خانواده زن و ثروت زن نیز ضد ارزش به حساب نمی آید و چه مانعی دارد که خانواده همسر انسان دارای جاه و مال و مقام باشد ولی آنچه نکوهیده و ضد ارزش است آن که انسان نجابت ، ایمان ، تقوا ، اصالت خانوادگی و ... را در آستانه مال و جمال همسر قربانی کند .

امام صادق می فرمایند :

مردی که با زنی برای دارایی یا زیبایی اش ازدواج کند ، به همان هدف واگذار می شود (رحمت خدا از او گرفته می شود) و اگر برای دین زن با وی ازدواج کند ، خداوند دارایی و زیبایی روزی او کند .

رسول خدا می فرمایند :

 زن را نباید برای دارایی و زیبایی اش به همسری گرفت ، زیرا زیبایی شاید سرنگونش کند و دارایی شاید به طغیانش وادارد .

آن چه آوردیم مربوط به مرحله قبل از ازدواج و مرحله انتخاب همسر بود . به همان میزان که انتخاب همسر اهمیت دارد چگونه معاشرت با او و با فرزندان مهم است ، چه انتخاب همسر خوب در واقع ، گام نخست و نکته آغاز راه است و ادامه آن با استوار سازی اخلاق در خانواده به فرجام می رسد .

 

محبت متقابل

از موثر ترین وظایف اخلاقی زن و مرد نسبت به یکدیگر محبت به همدیگر است ، زن مسلمان باید این نکته را به خوبی در یابد محبت چه تاثیر شگرفی بر قلب همسرش می گذارد و چه معجزه وار وی را در اعماق دل جای می دهد خداوند متعال در قرآن می فرماید :

 از نشانه های خداوند این است که برای شما همسرانی از نفس خودتان آفرید که به سبب آنها آرامش پیدا کنید و میان شما دوستی و مهربانی قرار داد .

این آیه شریفه به روشنی نشان می دهد که زنان می باید مهربانی و محبت به شوهرانشان را سرلوحه اهداف و برنامه های خود قرار دهند . چه اینکه محبت میان زن و مرد اصلی ترین محور رفتار میان آن دو به شمار می رود .

حضرت علی در این باره می فرمایند :

بهترین زنان شما زنانی هستند که دارای فرزند بیشتر و عشق و محبت اند .

 در باره محبت زن به اعضای خانواده نکته های زیر مهم است :

- از وظایف مهم زن در برخورد با اعضای خانواده ، محبت به آنهاست

- این محبت باید به گونه ای باشد که به طور کامل بروز و ظهور یابد که دو جلوه دارد

نخست با زبان و آشکارا و بی پرده به همسرش اظهار محبت کند امام صادق می فرمایند :

 هر گاه کسی را دوست داری به او اعلام کن .

دوم جلوه عملی محبت است . بدین سان که گفتار ، رفتار و اعمال زن نسبت به همسرش به خوبی نشان از عشق و محبت عمیق به او دارد .

- زن باید توجه داشته باشد که محبت به همسرش به تدریج قلب او را تسخیر می کند و او نیز به همسرش عشق خواهد ورزید .

- این روش نباید مقطعی و زود گذر و برخی وقت ها باشد ، بلکه باید مستمر و دائمی باشد و هرگز از اهمیت آن کاسته نشود .

-  به هنگام روی آوردن رخداد های ناگوار و مشکلات باید بر محبت بیفزاید و چونان بازو و یار غم خوار و محرم اسرار همسرش باشد .

 

انصاف

انصاف آن است که چون می خواهی با کسی بر خوردی داشته باشی خود را به جای او بگذار و او را به جای خود فرض کن و نظر کن که اگر او با تو چنین بگوید یا این گونه رفتار کند چگونه قضاوت خواهد کرد . پس از این سنجس و بررسی با او به گونه ای رفتار کن که اگر به جای او بودی از وی انتظار داشتی . به نظر می رسد مراعات انصاف در خانواده و با شوهر و زن ضروری تر از انصاف با دیگر آدمیان است .

 

عذر خواهی

پوزش طلبی آن که دچار خطا شده است شایسته و نشانگر حق مداری است . هر گاه زن یا شوهر نسبت به یکدیگر مرتکب جسارت ، گناه یا خطایی شوند ، عذر خواهی صمیمانه می تواند پی آمد های آن را از بین ببرد و کدورت برآمده از آن را از میان بر دارد .

البته باید در نظر داشته که پرهیز از جرم و لغزش و دامن به خطا نیالودن بهتر و آسان تر است از پوزش خواهی از لغزش ها . به دیگر سخن عذر خواهی ، درمان است و دوری از جرم و خطا ، پیشگیری و بهداشت است که به روشنی بر درمان ترجیح دارد . امام علی می فرمایند :

بی نیازی از عذر خواهی ، بهتر است از عذر آوردن از روی راستی و به جا و صحیح .

آخرین نکته در این باره این است که کرامت انسانی طلب می کند هر گاه کسی از انسان پوزش خواست ، عذر وی پذیرفته شود و نپذرفتن عذر در روایات نکوهیده است

امام علی می فرمایند :

بد ترین مردم کسی است که معذرت خواهی دیگران را نپذیرد و از گناهش نگذرد .

 

حجاب زن

حضرت علی (ع) در وصیتی به امام حسن (ع) در باره حفظ ناموس و غیرتمندی مردان فرمودند :

با پرده نشینی ، نگاه آلوده شان را راه ببند ، که سخت گیری در پرده نشینی آنان ماندگاریشان را افزون می کند بیرون شدنشان کم خطر تر از آن نیست که مرد غیر قابل اعتمادی را بدیشان راهی دهی . اگر بتوانی چنان کنی که جز تو را نشناسند ، چنان کن .

استاد شهید مطهری در ترجمه و توضیح این گفتار نوشته است :

یعنی تا می توانی کاری کن که زن تو با مردان بیگانه معاشرت نداشته باشد . هیچ چیز بهتر از خانه ، زن را حفظ نمی کند . همان طور که بیرون رفتن آنان از خانه و معاشرت با مردان بیگانه در خارج خانه برایشان مضر و خطر ناک است ، وارد کردن مرد بیگانه بر او در داخل خانه و اجازه معاشرت در داخل خانه نیز مضر و خطر ناک است . اگر بتوانی کاری کنی که جز تو مرد دیگری را نشناسد چنین کن .

روزی رسول خدا از مردم پرسید :

 چه چیزی برای زن از هر چیز بهتر است ؟ کسی نتوانست پاسخ دهد . امام حسن (ع) کودک و در مجلس حاضر بود قصه را برای مادرش زهرا (سلام الله علیها) نقل کرد . زهرا فرمود : از همه چیز بهتر برای زن این است که مرد بیگانه را نبیند و مرد بیگانه او را نبیند .

 

گرایش غریزی زن به آرایش

امام علی (ع) در قسمتی از نهج البلاغه با این واقعیت اشاره کرده که وجهه همت بانوان در آرایش ، نهفته است . وقتی آرایش زن از محیط خانه و اختصاص به شوهر فراتر رفت بی گمان منشاً تباهی و فساد بنیان خانواده و جامعه می شود . قرآن کریم با تعبیری فراگیر تر ، از این آرایش گستری نهی فرموده است : زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان

 

الگوی اخلاقی در نگاه علی (ع)

یکی از راههای موثر و خلاق یاد گیری در آموزش های اخلاقی الگو پذیری است . امام (ع) الگویی را با مشخصات زیر ارائه کرده و تاسی به آن را توصیه کرده است :

1 –  دنیا در نظر او خرد و کوچک باشد و توجهی به مال و .... نکند .

2 -  توجه به لذت های دنیا نداشته و شکم و شهوت بر او چیرگی نداشت باشد .

3 -  از بسیار سخن ( بیهوده ) گفتن پرهیز کند و بیشتر اوقات را به سکوت و تامل بگذراند .

4 -  جز سخن حق نگوید و اگر سخن می گوید سود مند باشد ، و باعث سیرابی پرسشگران باشد .

5 -  بر روی زمین با فروتنی را برود و در ظاهر ضعیف تصور شود ، و در هنگام برخورد جدی و به سان شیری شجاع بخروشد  و همچون ماری بیابانی بر دشمن بپیچد .

 

فهرستی از ضد ارزشهای اخلاق های

مردی به حضور امام (ع) رسید و از حضرت درخواست پندی کرد امام در پاسخ به ، و در پندی جامع ، فهرستی از ضد ارزشهای اخلاقی را مطرح نمود و وی را چنین موعظت و نصیحت نمود :

-  بدون انجام عمل شایسته ، امید به آخرت نیکو نداشته باش .

-  با آرزوی دور و دراز ، توبه را به تاخیر نینداز .

-  پنان مباش که در گفتار همچون زاهدان باشی ولی در عمل دنیا گرا محسوب شوی .

-  چنان مباش که اگر نعمتی به او داده شود سیر نشود و اگر خداوند از دادن نعمت دریغ ورزد قناعت (به انچه دارد) نداشته باشد .

-  مبادا دیگران را به کار نیک امر کنی یا از کارهای زشت نهی نمایی ولی خود امر و نهی خداوند را نپذیری .

-  مبادا به شایستگان و بندگان خوب ابراز دوستی کنی ولی در عمل پیروی آنان نباشی یا در ظاهر با گنهکاران دشمنی کنی ولی در واقع یکی از آنان باشی .

-  مبادا از بسیاری گناه از مرگ بهراسی ولی بر انجام گناه پای فشاری کنی .

-  مبادا به هنگام بیماری از رفتار بد خویش پشیمان شوی ولی به محض بهبودی انجام اعمال بیهوده را از سر بگیری .

-  مبادا به هنگام عافیت دچار خود شگفتی شوی و به گاه گرفتاری یا نومیدی خود را ببازی .

-  مبادا به هنگام روبرو شدن با مشکلات و دشواریها دست به دعا برداری ولی چون آسودگی پیدا کنی رخ (از دعا) برتابی .

-  مبادا گناه دیگران را از گناه خود بزرگتر شماری و عبادات و اطاعت های را بزرگتر و مهم تر از عبادات دیگران بدانی .

-  مبادا به محض رسیدن به درد و رنج به تمامی از دین و راه و رسمت دوری گزینی .

-  مبادا به دیگران اندز دهی و خود پذیرای اندز دیگران نباشی .

-  مبادا به دنبال اموری باشی که باقی نمی مانند ولی در مورد اموری که جاویدان هستند سستی کنی .

 

فهرستی از ارزشهای عالی اخلاقی

امام علی در بستر شهادت ، خطاب به امام حسن و امام حسین (ع) فهرستی فشرده از ارزشهای عالی اخلاقی را بدین گونه ارائه کرده است :

-  تقوای الهی را پیشه خود سازد .

 -  در پی دنیا نباشید حتی اگر دنیا به شما روی آورد .

 -  بر هر چه از دنیاست و از دست می دهید تاسف نخورید .

-  به حق سخن بگویید .

-  برای اجرای الهی کار کنید .

-  ستم گر را دشمن و ستم دیده را یار باش

-  در کارهایتان نظم داشته باشید

-  برای ایجاد صلح و آشتی بین مردم بکوشید .

-  رعایت حال یتیمان را نموده و مگذارید ضایع شود .

-  همسایگان را مراعات کنید .

-  مبادا در عمل به قرآن دیگرا ن بر شما پیشی گیرند .

-  همواره مراقب نماز باشید .

-  هرگز امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که در آن صورت بدان بر شما مسلط شده و دعایتان مستجاب نگردد .

-  بر شما باد به همبستگی و بپرهیزید از پشت کردن به یکدیگر

ازرشهای عالی اخلاقی ارائه شده در نهج البلاغه منحصر به این وصیت نامه نیست

حضرت فرمودند : به پنج چیز توصیه تان می کنم که سزاوار است در راه آن ، اشتران را هر چه پرشتاب تر برانید (در راه یاد گرفتن آنها تن به مسافرت های طاقت فرسایی بدهید)

-  جز به خدا امید نداشته باشید .

-  جز از گناه خود نهراسید .

-  اگر از شما چیزی پرسیدند که جواب آن را نمی دانستید از اینکه که بگویید نمی دانم شرم نکنید .

-  اگر چیزی را نمی دانید از آموختن آن خجالت نکشید .

-  بر شما باد به صبر و حوصله که ایمان بدون صبر همچون تن بی سر است .

 

سلام چراغ سبز آشنایی .

وقتی دو نفر به هم می رسند ، نگاهها که به هم می افتد ، چهره ها که رو در رو قرار میگیرد ، نخستین علامت صداقت و مودت و برادری ، سلام دادن است و در پی آن ، دست دادن و مصافحه .سلام ، اطمینان دادن به طرف مقابل است که : هم سلامتی و تندرستی تر را خواستارم ، هم از جانب من آسوده باش و مطمئن که گزندی به تو نخواهد رسید من خیر خواه تو هستم ، نه بد خواه و کینه توز و دشمن و این معنای شعار اسلامی است

دست دادن و دست هم را صادقانه به گرمی فشردن ، نشان دیگری از محبت و صمیمیت و خیر خواهی است . دلها را به هم نزدیکتر و محبت ها را بیشتر می سازد . تماس دو دوست ، قلبها را نیز به هم نزدیکتر می کند ، اگر منافقانه و دروغ و فریب نباشد .

سفارش پیامبر است و امامان . تا آنجا که فرموده اند : اگرکسی پیش از سلام ، شروع به سخن کرد ، جواب ندهید . در حدیث دیگری از امام صادق از قول خداوند نقل می کند که : بخیل ، کسی است که از سلام کردن به دیگری بخل ورزد

سلام کردن به دیگری نه تنها چیزی از قدر و جایگاه انسان نمی کاهد و هیچ گونه ضرر و زیانی مادی ، آبرویی و ... ندارد . بلکه محبت آور و صفا بخش است و خدا پسند و سیره پیامبر و روش و منش اولیاء الهی است . امام صادق فرمودند : از نشانه های فروتنی این است که به کسی بر خوردی ، سلام دهی .

ابو عبیده نقل می کند : با امام باقر (ع) بودم . اول من سوار مرکب می شدم ، سپس آن حضرت . چون بر مرکب خویش استوار می شدیم سلام می داد و احوالپرسی می کرد . هر گاه هم از مرکب فرود می آمدیم و روی زمین قرار می گرفتیم ، باز هم به همان صورت ، سلام می کرد و دست می داد و احوالپرسی می کرد و می فرمود : با دست دادن دو مومن ، گناهنشان همچون برگ درختان فرو می ریزد و نظر لطف خدا با آنان است .

 

خوشرویی و خوشخویی

شاید گیرا تر از حُسن خلق ، واژهای نباشد که ترسیم کننده روحی زلال و طبعی بلند و رفتاری جاذبه دار باشد. چیزی که عنوان بر جسته رفتار یک مسلمان است و معیار کمالِ ایمان یک مومن ، آنگونه که رسول خدا (ص) نیز به این فضیلت متعالی آراسته بود . بخشی از اخلاق نیکو ، در خوشرویی متجلی است ، بخشی در خوشخویی و بخشی هم در خشگویی . و چه خوش است که به این سه « خوش » مبارک و مقدس بپردازیم و از آنها کلیدی برای گشودن قلعه دلها و عاملی برای تحکیم رابطه ها بسازیم .

 

خوشرویی

 وقتی با چهره شکفته و باز با کسی روبرو می شوید ، در واقع کلید محبت و دوستی را به دست ِ او داده ایم چهره اخمو و ابروهای گره خورده و صورت در هم و بسته ، دریچه ارتباط و دوستی را می بندد . اگر با خوشرویی بتوانید بار سنگین غم دوستان را سبک کنید ، کارتان عبادت است و اگر با یک تبسم ، بتوانید خاطری را شاد کنید ، به خدا نزدیک تر شده .

وقتی می توان با کلماتی و چهره و برخوردی خوش و دلپذیر ، خاطری را خرسند ساخت ، چرا باید با گفتن کلماتی ناخوشایند و اندوه آفرین ، غم بر چهره دیگری نشاند . هنرمند کسی است که بتواند غبار غم از خاطر ها بزداید .  

امام صادق فرمو د :

 لبخند انسان به چهره برادر دینی اش حسنه است .

 

خوشگویی

 ارزش انسان و جوهره وجودش را زبان و بیان روشن می سازد . گفتار شایسته و زیبا غذای روح است . کسانی هستند که جان می دهند اما حاضر نمی شوند یک کلام محبت آمیز بر زبان جاری کنند .

رسول خدا فرمودند :

 هر کس برادر با ایمانش را با گفتن کلامی ملاطفت آمیز و غم زدا ، مورد تکریم قرار دهد تا وقتی او شادمان است گوینده آن سخن همواره در سایه رحمت گسترده الهی به سر می برد .

غیر از پاداش الهی ، تاثیرات اجتماعی خوشگویی در نرم ساختن دلها و جلب عاطفه ها و استوار ساختن رابطه ها مشهور است . آنکه خوش سخن باشد از دیگران کلام نیکو می شنود و البته حرف و سخن ما در کوهستان زندگیمان انعکاس دارد و خوب و بد آن به خودمان منعکس می شود . کسی که گفتار مودبانه داشته باشد ، دیگران نیز با او مودبانه سخن خواهند گفت و گرنه...

حضرت علی می فرمایند :

زیبا خطاب کنید ، تا جواب زیبا بشنوید .

 

خوشخویی

 از رموز موفقیت حضرت رسول (ص) در دعوت و رسالت خویش ، اخلاق نیکو و بر خورد شایسته و جذاب با مردم بود . حسن خلق آن حضرت ، امتیاز بارز آن مظهر رافت و رحمت بود . با همین اکسیر اعظم دلهل را جذب می کرد ، دشمنان را دوست می ساخت ، کینه ها را به مهربانی مبدل می ساخت ، الفت می آفرید و پیوند می داد ، دلها را با دلها ، دستها را با دستها و به همین سبب مدال « اِنَّک لَعَلی خُلُق عَظیم  » از خدای عظیم دریافت کرد .

کلام نرم ، رفتار شایسته ، گفتار مودبانه و جاذبه دار ، تحمل فراوان و حلم و بردباری و چهره گشاده و بشاش ، از مظاهر و جلوه های حسن خلق است وقتی محبت خود را به دیگران ببخشید ، در حوادث ، صبور  و شکیبا باشید ، خشم خود را فرو خورده ، خوشتن داری کنید ، بدی را با خوبی پاسخ دهید و از خشونت و عصبانیت و بد زبانی و تحقیر و توهین و تکبر به دور باشید ، دارای حسن خلق هستید .

حسن خلق کمندی است که دیگران را در دام محبت اسیر می کند ، کیست که از برخورد شایسته خوشش نیاید و جذب  چنین انسانی نشود . از امام صادق پرسیدند : حد و مرز اخلاق نیک ، چیست ؟ حضرت فرمودند : آن است که اخلاقت را نرم کنی ، کلامت را پاکیزه سازی ، و با چهره ای باز و گشاده با برادران دینی ات روبرو شوی

پیامبر اکرم فرمود :

گاهی انسان در سایه خوشخویی ، به مقام و رتبه روزه داران شب زنده دار می رسد .  و همچنین می فرمایند :  ایمان کسی کاملتر است که اخلاقش بهتر باشد ، کسی به پیامبر شبیه و به او نزدیکتر است که خوش خلق تر باشد .

 

مردم داری

یکی از ضرورتهای اخلاق مسلمانی و معاشرت مکتبی ، مردم داری است . یعنی با مردم بودن ، برای مردم بودن ، در خدمت مردم بودن ، شریک درد و غم و رنج دیگران بودن . و خود را خدمتگذار و غمخوار دیگران دیدن و دانستن . ماهی به آب زنده است و یک مسلمان اجتماعی ، به حسن سلوک با دیگران .

 

عفو و گذشت

کینه توزی و لجاجت ، ویژه روحهای حقیر و همتهای پایین است . عفو و گذشت و چشم پوشی و نادیده گرفتن لغزش های دیگران ، دانه های جلب محبت است و دیگران را خوشبین ، وفادار و با محبت نگاه می دارد . امام سجاد در دعای بلند مکارم الاخلاق از خدا این گونه می طلبد : خداوندا ...  مرا ثابت قدم و استوار بدار ، تا با ناخالصان و دغلها ، خیر خواهانه بر خورد کنم و هر کس از من دوری گزید ، من به او نیکی کنم ، و هر کسی که مرا محروم کرده ، بذل و عطا کنم ، و با آن که با من قطع رابطه کرده ، بپیوندم ، و کسی را که غیبت مرا کرده ، به خوبی یاد کنم ، توفیقم ده که نیکی را سپاسگزار باشم ، و ... از بدی ، چشم پوشم و در گذرم

 

بخشش و محبت

آدمیزاد بنده احسان است . به هر کس که نیکی کنی ، او را رام و مطیع خویش می سازی و به هر کس محبت و لطف کنی ، قلعه دلش را فتح کرده ای                                                                                                                بنده حلقه بگوش ، ار ننوازی برود             لطف کن لطف ، که بیگانه شود حلقه بگوش              این تعلیم حضرت رسول است که :

 ای مردم می دانم که نمی توانید با اموالتان همه مردم را راضی کنید ، ولی با چهره باز و گشاده رویی و خوش اخلاقی ، می توانید   

و حضرت علی چنین فرمود :  آزاد مردان ، با ایثار ، بنده و غلام می شوند .

 

صله رحم

خویشاوندان ، ارتباط خونی با هم دارند . شاخ و برگ های یک درختند و گلهای یک بوستان . پس ، ارتباطشان هم طبیعی است و قطع رابطه و رفت آمد میان اقوام ، عارظه ای ثانوی و یک بیماری اجتماعی و آفت خانوادگی به حساب می آید . اگر بی دلیل باشد ، زشت و نارواست . اگر دلیلی هم داشته باشد ، قابل رفع و شایسته تجدید رابطه است .

حضرت علی می فرمایند :

پیوند با خویشاوندان محبت می آورد .

روشن است که قطع رابطه هم ، سردی و کدورت و جدایی دلهل را در پی دارد در احادیث ، از صله رحم به عنوان محبوب کننده انسان میان بستگان یاد شده است . سفارش دین ، بر این است که حتی با آنان که با شما قطع رابطه کرده اند ، صله رحم و تجدید رابطه کنید . که این ، نوعی ایثار و گذشت فوق العاده می طلبد .

امام صادق می فرمایند :

 صله رحم کنید ، هر چند در حد خورن جرعه ای آب باشد .

آنچه گاهی مانع رفت  و آمد های خانوادگی و دیدارهای خویشاوندان یا دوستان می شود ، توقعات بالا ، هزینه و مخارج ، معطلی رفت و بر گشت و... است . اما اگر به حداقل هم راضی باشیم و لحظه ای نشستن و حالی پرسیدن و آبی و چایی خوردن و برخاستن ، یا از همان دم در ، سلام کردن و جویای حال شدن و برگشتن باشد صله رحم ها بیشتر و ارتباط ها قویتر خواهد شد .

امام باقر فرمودند :

صله رحم اعمال را پاک ، اموال را افزون ، بلاها را دفع ، حساب را آسان ، و اجل را به تاخیر می اندازد .

امام صادق می فرمایند :

 صله رحم ، اخلاق را نیکو ، دست را بخشنده ، دل و جان را خوش می سازد .

 و همچنین می فرمایند :

 ما چیزی را جز صله رحم سراغ نداریم که عمر را زیادکند ، تا آنجا که گاهی تا زمان مرگ یک نفر ، سه سال مانده است ، ولی او اهل صله رحم می شود . آنگاه خداوند ، سی سال بر عمرش می افزاید . و گاهی اجل کسی سی و سه سال است ، به خاطر قطح صله رحم ، عمرش کاهش می یابد و اجلش سر سه سال فرا می رسد .

مردی خدمت رسول خدا (ص) آمد وعرض کرد : یا رسول الله من خوشاوندانی دارم که من با آنان رابطه دارم ، اما آنها آزارم می دهند . تصمیم گرفته ام آنان را ترک کنم . حضرت فرمود : آنگاه ، خدا تو را ترک می کند گفت : پس چه کنم ؟ رسول خدا فرمود :

 به کسی که محرومت کرده ، عطا کن ، با کسی که از تو بریده ، رابطه برقرار کن ، کسی که بر تو ستم کرده ، از او بگذر . هر گاه چنین کنی  ، خداوند پشتیبان تو خواهد بود .

 

آداب مهمانی

از بر جسته ترین خصلتهای نیکمردان و آزادگان ، کرم و سخاوت است ضیافت و داشتن دستی باز و سفره ای گشوده و عطایی پیوسته و مهمان داری و مهمان نوازی ، از نشانه ها و جلوه های این روحیه فتوت و جوانمردی است . بعضی از مهمان گریزانند ، برخی هم مهمان دوست . حضرت علی را اندوهگین دیدند . پرسیدند : یا علی سبب اندوه شما چیست ؟ حضرت فرمود :

یک هفته است که مهمان برایم نیامده است . برکت خانه ، در آمد و شد مهمان است . مهمان رحمت الهی است و پذیرایی از مهمان ، توفیقی ارجمند است . که نصیب هر کس نمی شود . مهمان حبیب خداست از رسول خدا روایت است که :

مهمان روزی خود را نازل می کند البته اضافه بر این ، گناهان صاحبخانه را هم می زداید .

موارد مهمانی : از توصیه های حضرت محمد به حضرت علی – یا علی ! جز در این پنج مورد ، مهمانی نیست : ازدواج و عروسی ، تولد نوزاد ، ختنه کردن کودک ، ساختن یا خریدن خانه ، بازگشت ازسفر حج . در زندگی اولیاء دین و پیشوایان معصوم نیز ، نمونه های فراوانی از این گونه ضیافتها دیده می شود . از جمله : حضرت کاظم (ع) برای تولد یکی از فرزندانش ولیمه و اطعام داد و به مدت سه روز در مسجد ها و کوچه ها ، در ظرفهایی به مردم فالوده داده شد .

هر عمل خیر و شایسته ای ، گاهی دچار برخی آفتها می شود . با همه ستایشی که از پذیرایی شایسته از مهمان شده ، اگر جنبه تعادل رعایت نشود و به مرز اسراف و ولخرجیهای برسد که اغلب ، روی چشم و هم چشمی است ، یا ریشه در خود نمایی و تفاخر دارد . ناپسند است و همین کار مقدس و خدا پسند ، از قداست و محبوبیت نزد خدا می افتد

امام باقر فرمودند :

مهمانی در حد یکی دو روز ، کرامت و بزرگواری است ، بیشتر از آن ریا است .

و همچنین رسول خدا فرمودند :

هر کس طعامی را از روی ریا و خودنمایی مهمانی دهد ، در روز قیامت ، همانند آن را خداوند از طعامهای دوزخی به او می خوراند .                    

 

مزاحمت

حتما شما افرادی را می شناسید که وجودشان ، رفتارشان و زبانشان ، برای شما دردسر تولید می کند و شما از دست و زبان آنها آسوده نیستید . آسایش در محیط کار و خانه ، آسایش هر انسان است . آنکه آسایش دیگران را به هم بزند ، مزاحم است و مزاحم از دایره اسلام بیرون است . این کلام از صاحب شریعت است ، که به اصحاب خویش فرمودند : آیا شما خبر دهم که مسلمان کیست ؟ مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبانش آسوده باشند .

فرقی نمی کند که این سلب آسایش با حرف باشد یا عمل ، مادی باشد یا روحی ، برای فرد باشد یا جامعه ، از سوی فرد باشد یا جمع ، شخصی باشد یا دولتی ، آگاهانه باشد یا غافلانه .

شاید به تعداد انسانها بتوان مزاحمت بر شمرد . هر کس به نحوی ، در هر جا به گونه ای می تواند مزاحمت ایجاد کند . نوع ایجاد مزاحمت و زحمت هم بی شمار و رنگارنگ است . نمونه هایی از ایجاد مزاحمت : به جای زنگ زدن ، با بوق زدن اعلام اینکه منم . این کار برای همسایه ها ایجاد مزاحمت می کند . ریختن شن و ماسه بنایی در مسیر رفت و آمد مردم . ریختن آب فاضلاب به کوچه . صدای رایو یا ضبط را در مراسم شادی و عزا تا حدی بلند کردن که سلب آسایش از دیگران کند و ...

گاهی باید خود را محدود ساخت تا سلب آزادی از دیگران نشود . و گاهی باید خویشتن را به زحمت انداخت ، تا سبب مزاحمت برای دیگران نشد . این نیز از اخلاقیات اسلام و نشانه های مومن است .

حضرت علی در این باره می فرمایند :

مومن کسی است که خودش از دست خودش در سختی و رنج است ، ولی مردم از دست او در آسایشند .

خدا را بر آن بنده بخشایش است             که خلق از وجودش در آسایش است

فداکاری به صورت های مختلف است . اینکه انسان خود سوز باشد ، تا مردم ساز گردد . سعدی می گوید :

من آن مورم که در پایم بمالند                     نه زنبورم که از دستم بنالند        

کجا خود شکر این نعمت گذارم                  که زور مردم آزاری ندارم                                            

البته نباید به زیر دست و پا بودن افتخار کرد  و زور را هم تحمل کرد . اما اینکه انسان با زوری که دارد ، به دیگران آزار نرساند و با دست و زبان ، زحمت برای دیگران پیش نیاورد ، اصل مهم در ادب اسلامی است . هر چیز مالیاتی دارد . مالیات قدرت و نفوذ ، پرهیز از مردم آزاری است . در نهایت سود این خویشتنداری هم به خود انسان بر می گردد .

رسول اکرم فرمودند :

آزار خویش را از مردم باز دارداین صدقه ای است که بر خویشتن انفاق و تصدق می کنی . و در حدیث دیگر فرمودند : بدترین مردم کسی است که مردم به خاطر او در اذیت باشند . بدتر از او کسی است که مردم به خطر ترس از شر او ، احترامش کنند .

سمره بن جندب مردی از اهل مدینه بود و نخلستانی داشت . مردی از انصار ، کنار در ِ باغ او خانه ای داشت که درخت خرمای سمره بن جندب داخل آن قرار گرفته بود . سمره گاه وبیگاه بی خبر و سرزده وارد خانه می شد و سراغ درخت خرمایش را می رفت . و هنگام این آمد و شد ، نگاه به داخل خانه و اوضاع زندگی  آن مرد انصاری می انداخت . و این خانواده از نگاهها و رفت و آمد های او در عذاب بودند و آن مرد از رفتار سمره به رسول خدا شکایت کرد ، چون تذکرهای مکررش به صاحب درخت سودی نبخشید . پیامبر اکرم (ص) کسی را نزد آن مرد فرستاد و شکایت مرد انصاری را به اطلاع او رساند و فرمود : هنگام ورود اجاره بگیر . اما آن مرد ، حاضر به این کار نشد . نه حاضر بود آن درخت خرما را بفروشد ، و نه حتی به پیشنهاد پیامبر حاضر شد با چندین درخت خرما در جای دیگر عوض کند .

رسول اکرم فرمو د :

از آن درخت در گذر ، تا خداوند در بهشت ، سه درخت در مقابل آن به تو عطا کند . آن مرد باز هم حاضر به این معاوضه نشد . آنگاه فرمود : سمره ! می بینم که تو مردی آسیب رسان هستی . سپس به آن مرد انصاری چنین گفت : برو و درخت او را از بیخ بکن و به طرف صاحبش بینداز ، چرا که ( در دین اسلام ) هیچ ضرر و زیانی نیست .

سلب آسایش دیگران ، تعدی به حریم حقوق شخصی آنان است و نارواست .

 

کارگشایی

در روابط اجتماعی ، کسانی بر دلها حکومت می کنند که دلشان را خانه مهر و محبت مردم کرده باشند . بر عکس ، آنان که خود را بیش از همه می پسندند و خود را از بیش از دیگران دارند و آسایش و راحتی خود را بر دیگران ترجیح می دهند ، نه نزد خدا و رسول اعتباری دارند ، نه در دل و جان مردم ، جایی و موقعیتی . گوهر خدمتگزاری به مردم تنها در دلهای وارسته از خود خواهی یافت می شود .   

 

تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن        به دمی یا درمی ، یا قلمی یا قدمی

 

اگر مسائل و مشکلات مسلمانان برایمان اهمیتی نداشته باشد که اصلا مسلمان نیستیم . چون که مسلمانی تنها به اسم و شناسنامه و نماز نیست . بخش عظیمی از محتوای اسلام را نوع دوستی ، ایثار ، خدمت به دیگران ، کمک به درماندگان ، کارگشایی برای مشکلات مردم و قضای حاجت گرفتاران تشکیل می دهد .

کسی که در حالی صبح کند که به امر مسلمانان بی فکر و اهتمام باشد ، بهره ای از اسلام نبرده و هر کس شاهد فریاد خواهی و کمک طلبیدن کسی  باشد که مسلمانان را به یاری می طلبد ، اما پاسخی به او ندهد ، از مسلمانان نیست .

پس باید بخشی از دل ، محبت ، فکر، زندگی ، تلاش ، اهتمام ، عشق ورزیدن و دلسوزی کردن ما نسبت به دیگران باشد که بندگان خدایند و آفریدگار ، از این راه ، بندگان دیگرش را می آزماید . نتیجه این مردم دوستی و همیاری نیز ، محبوبیت و سیادت است . هر که برای مردم کار کند ، مردم نیز او را دوست خواهند داشت . هر که خدمتگزار جامعه باشد ، از حق شناسی مردم بهره مند می شود و هر که به مردم نیکی کند ، در دلها جا می گیرد   

     

      فریدون فرخ ، فرشته نبود                    زمشک و ز عنبر سرشته نبود                   

  به داد و دهش یافت آن نیکویی      تو داد و دهش کن ، فریدون تویی

 

از توفیقات مهم یک انسان آن است که گشایش معظلات مردم به دست او باشد . نعمتی است که هزاران شکر و سپاس می طلبد . کارگشایی ، از مقدس ترین خدماتی است که مورد قبول و امضای آیین خدا و شرع محمدی است .   

     

تو نیکی می کن در دجله انداز          که ایزد در بیابانت دهد باز

شاید از درخشانترین فصلهای زندگی هر یک از پیشوایان دین ، رسیدگی به محرومان و زدودن نیاز نیازمندان بوده است . روایت است که امام زین العابذین (ع) از راهی می گذشت ، هر گاه در میان جاده به کلوخی بر می خورد ، از مرکب خویش پیاده می شد و آن را با دست خود از وسط جاده بر می داشت ، آنگاه سوار شده به راه خود ادامه می داد . سیره نورانی و سازنده یعنی این .

زدودن موانع راه ، پر کردن چاله های خیابانها ، رفع سد معبر ها و دهها کار خدماتی دیگر ، کارهای شایسته است که زیبنده رفتار اجتماعی یک مسلمان است . چه خوش سروده ابن یمین :

 

سود دنیا و دین اگر خواهی                  مایه هر دوشان نکوکاری است

    راحتِ بندگانِ حق جستن                      عین تقوا و زهد و دینداری است

گر درِ خُلد را کلیدی است                    بیش بخشیدن و کم آزاری است

 

کمک به دیگران تنها خرج پول نیست . کسی هم که تهیدست است ، اما آبرومند است ، می تواند از وجهه و آبرویش سرمایه بگذارد و آن را در راه دیگران به کار اندازد . اگر خودمان مقصد نیستیم ، می توانیم فلش و راهنما به سوی مقصد باشیم

امام صادق می فرمایند : به خدا و محمدو علی ایمان نیاورده است کسی که هر گاه برادر دینی اش برای رفع نیازی به او مراجعه کند ، با چهره خندان با او برخورد نکند . اگر رفع حاجتش به دست او است ، باید به انجام آن بشتابد و اگر کار از دست او بیرون است ، سراغ دیگری رود و از طریق دیگران ، مشکل او را حل کند .

 

صدقه

 با شندن صدقه ، ذهنها فوری سراغ کمک مالی به تهیدستان یا انداختن سکه و اسکناس در صندوق صدقات و امثال آن می رود ولی این تنها شکلهای صدقه نیست . می توان اهل صدقه بود بی آنکه پول خرج کرد . البته کمکهای مالی ، جای خاصی دارد که در حال و هر جا خوب است . اما مهم ، توجه به وسعت دایره نیکی است .

از رسول خدا نقل شده که فرمود :

 هر مسلمان باید هر روز صدقه بدهد . وقتی پیامبر این چنین فرمود ، برخی از اصحاب ، با شگفتی پرسیدند : یا رسول الله ! چه کسی طاقت و توان این کار را دارد ؟ حضرت برای رفع ابهام و توضیح بیشتر ، و برای اینکه صدقه را تنها در انفاق مالی خلاصه نکنند فرمودند : بر طرف کردن عوامل اذیت از راه مردم ، صدقه است ، راهنمایی کردن جاهل به راه ، صدقه است ، عیادت کردن بیمار ، صدقه است ، نهی از منکر کردن صدقه است ، پاسخ سلام دادن نیز صدقه است و...

 

راز داری

راز به اقتضای حرمتش باید پنهان و پوشیده بماند و گرنه راز نمی شد . راز فاش شده ، مثل یک زندانی گریخته از محبس است که بازگرداندنش به بازداشتگاه بسیار دشوار است . تیری که از کمان رها شد و گلوله ای که از سلاح شلیک شد ، دیگر به سلاح و کمان بر نمی گردد . راز همان زندانی ،تیر وگلوله است و دهان و سینه همچون زندان . به تعبیر زیبای امیر المومنین :

راز تو اسیر توست ، اگر آشکارش کنی ، تو اسیر آن شده ای .      

      

با بیگانه مگو راز دل خویش       بیگانه ، دل راز نگهدار ندارد

 

نگهبانان راز هر چه کمتر باشند ، راز محفوظ تر است بر خلاف نگهداری از چیزهای دیگر که زیادی نگهبانان ، آن را سالم تر نگاه می دارد . هر رازی که از دو نفر فراتر رفت پخش خواهد شد .

علاوه بر رازهای خودمان ، اسرار مردم نیز همان حکم را دارد . همانطور که باید ظرفیت نگهداری از راز خودمان را داشته باشیم و آن را پیش دیگران نگویم ، رازی را هم که کسی با ما درمیان می گذارد ، یا از اسرار به نحوی آگاه شده ایم ، باید نگهبان و امین باشیم . افشای اسرار ، نشانه ضعف نفس و سستی اراده است . به عکس کتمان راز دلیل قوت روح و کرامت نفس است و ظرفیت شایسته و بایسته یک فرد را می رساند . نگهبانی از راز مردم و راز نظام هم یک تکلیف اجتماعی است .

حفظ اسرار را باید از خدا آموخت . خداوند بیش و پیش از هر کسی ، از اعمال و حالات و رفتار و عیوب و گناهان بندگانش با خبر است اما حلم و بردباری و پرده پوشی و راز داری او بیش از همه است . اگر خداوند ، کارهای پشت پرده و پنهانی بندگانش را افشا کند . آیا کسی با کسی دوست می شود ؟ برای چه کسی آبرو و حیثیت باقی می ماند ؟ حضرت رضا (ع) فرمود :

مومن ، هرگز مومن راستین نخواهد بود مگر آنکه سه خصلت داشته باشد : سنتی از پروردگار ، سنتی از پیامبر و سنتی از ولی خدا . آنگاه سنت و روشی را که مومن باید از خدا آموخته و بکار بندد راز داری معرفی می کند .

اسرار نظام : برخی از اسرار ، به یک نظام و حکومت یا تشکیلات مربوط می شود که باید محفوظ بماند . اسراری که مهمتر و حیاتی تر از رازهای شخصی یک فرد است . و فاش شدنش برای دشمن ، ضررهای جبران ناپذیری برای خودی در پی دارد . عملیات موفق در جبهه ، مدیون راز داری در حد اعلاست . پیامبر در جنگها از این شیوه بهره می گرفت و نقشه جنگ و برنامه عملیات و گاهی هدف حرکت نظامی و اعزام نیرو و نفرات را پنهان می داشت .

چه حکیمانه است این سخن از امام صادق :

دوست خود را از اسرار خود ، به اندازه و حدی مطلع ساز که اگر آن اندازه را به دشمن بگویی نتواند به تو زیان برساند ، چرا که گاهی دوست ، ممکن است دشمن است .

انگیزه فاش ساختن راز :

1- پر حرفی                               

 2- خود نمایی   

3- دوستی

 4- وسایل ارتباط جمعی   

  

           گفتن هر سخنی در هر جا                      نبود شیوه مردان خدا

           هر سخن ، جا و مقامی دارد                 مرد حق ، حفظ کلامی دارد

          حاصل کار دهد باد فنا                        گفتن هر سخنی در هر جا

  

آیین دوستی

از قدیم گفته اند : هزار دوست کم است و یک دشمن بسیار . دوست ، همدم تنهایی های انسان ، شریک غم ها و شادی ها ، بازوی یاری رسان در نیازمندیها ، تکیه گاه انسان در مشکلات و گرفتاریها و مشاور خیر خواه در لحظات تردید و ابهام است . بعضی از مردم ، به خاطر خصلتهای خود خواهانه یا

توقعات بالا یا تنگ نظری یا سختگیری یا دلایل دیگر ، نمی توانند برای خود دوستی پیدا کنند . به تعبیر حضرت امیر نوعی ناتوانی و بی دست و پایی است .

هم دوست یافتن هنر است ، هم دوست نگه داشتن ، هم دوستیهای فراموش شده و به هم خورده را دوباره پیوند زدن و برقرار ساختن . حضرت علی می فرماید :

 ناتوانترین مردم کسی است که از دوستیابی ناتوان باشد . ناتوانتر از او کسی است که دوستان یافته را از دست بدهد و قدرت حفظ آنها را نداشته باشد .

دوستان هر کس ، مبنای قضاوت دیگران نسبت به اخلاق و شخصیت و افکار او است . بعلاوه ، تاثیر پذیری انسان از دوستان ، در سنین مختلف ، چه کودکی ، چه جوانی و چه میان سالی بسیار است . از این رو در گزینش دوست ، به سلامت اخلاقی و رفتاری انسان کمک می کند . دوست ، همچون وصله جامه است ، پس آن را هم شکل و هم سان با خودت برگزین

 ار تباط قلبی و درونی میان انسانها ، به پیوندهای اجتماعی و بیرونی می انجامد . روابط اجتماعی هم ، در روحیات و اخلاق افراد ، اثر می گذارد .

         

تو اول بگو با کیان دوستی        پس آنگه بگویم که تو کیستی

 

مَثَل همنشین شایسته و خوب ، مثل عطار است ، که اگر از عطر خودش هم به تو ندهد ، ولی از بوی خوش او به تو می رسد . و مَثَل همنشین بد ، همچون کوره آهنگری است که اگر لباس تو را هم نسوزاند ، ولی بوی کوره به تو می رسد .

در منابع دینی ، در اینکه دوست خوب کیست ؟ و با چه کسی باید دوستی و مودت داشت و از معاشرت و همنشینی چه کسانی باید پرهیز کرد احادیث بسیاری است . امام حسن مجتبی (ع) در بستر بیماری بود . در دیداری که جناده (از اصحاب حضرت) با حضرت داشت ، امام توصیه فرمود :

با کسی همنشینی و مصاحبت و دوستی کن که :

1 -  هر گاه با او همنشین شدی ، مایه آراستگی تو باشد .   

2 – آنگاه که خدمتش کنی ، تو را نگهبان باشد .        

3 -  هر گاه از او یاری خواستی ، کمکت کند .            

4 – اگر سخن گفتی ، تو را تصدیق کند .     

5 – اگر بر دشمن حمله بردی ، قدرت تو را بیفزاید .            

6 -  اگر دستت را به فضل و نیکی دراز کردی ، او هم دست ، پیش آورد . 

7 – اگر در زندگی تو رخنه ای پدید آمد ، آن را بر طرف سازد .

8 -  اگر از تو نیکی دید ، آن را در شمار و حساب آورد .   

9 -  اگر چیزی از او طلبیدی ، عطا کند .  

10 -  اگر تو ساکت بودی و چیزی نخواستی او شروع کند و نیازت را بر طرف سازد .                                                                     

از هر چیزی ، تازه اش را انتخاب کن و از دوست ، قدیمی اش . دوست خود را خیلی سرزنش نکن که کینه می آورد آنچه از دوست می رسد تحمل کنید ، تحمل و بردباری ، عیبها را می پوشاند                    

 

شوخی و مزاح

کمتر جامعه را می توان پیدا کرد که در ارتباطات مردم ، چیزی به نام شوخی وجود نداشته باشد . لازمه زندگی اجتماعی و داشتن ارتباطات سالم و فرح بخش ، مزاح است . البته گاه هم مزاح ، به کدورت و کینه می انجامد و نتیجه معکوس می دهد .

بعضی ها خصلت شوخی و مزاح را چه با گفتار و چه رفتار  ، به عنوان شاخصه خود قرار داده اند و برخی هم میانه خوشی با آن ندارند و اهل شوخی نیستند . از آنجا که این نوع برخورد ، در میان مردم متداول است و نه می توان به کلی آن را مردود دانست و نه می توان بی حد و مرز طرفدار آن بود .

 شوخی کردن ، اگر در حد و مرز مجاز و معقول باشد . شادی آور است و شادکردن مردم پسندیده است .  از محبوبترین کارها نزد خدا متعال ، وارد ساختن شادمانی بر دل مومنان است

            

      ز شوخی بپرهیز ای با خرد            که شوخی تو را آبرو می برد  

 

خوش اخلاقی و بد اخلاقی از نظر امام علی

اخلاق خوب سودمندی های فراوانی دارد و با پدید آوردن تنش زدایی و فضایی آرام زمینه را برای خردورزی ، تفکر و بهره وری از امکانات فراهم می آورد و از این رو ، سلامتی جسم ، روحی و سازندگی فرد ، خانواده و جامعه را در پی دارد ، از این رو ، در آموزش های اخلاقی نهج البلاغه ، اخلاق و ادب بهترین دوست و بهترین میراث شمرده شده است . حضرت می فرماییند  :

هیچ همنشینی چونان نیکویی ، و هیچ میراثی همسنگ ادب نیست . گرامی ترین حسب و نسب ، خلق نیکوست .

نیک خویی و خوش اخلاقی سبب می شود انسان در دلها جای باز کند ، دیگران او را دوست بدارند ، و او دیگران را ، و انس و الفت بر رفتار متقابل مردم سایه اندازد و در چنین فضا و اوضاع و احوالی به یکدیگر احترام می گذارند و در مقابل هم فروتنی ، شکیبایی ، بخشش و گذشت خواهند داشت و بدین سان مدینه فاضله علوی پدید خواهد آمد و توجه به این نکته است که بخشی از اهمیت حسن خلق و متقابلا ویرانگزی سو خلق را در می یابیم . آن حضرت (ع) فرمودند :

 نیکویی خوی منشا همه خوبی هاست و جان مایه ایمان حسن خلق است .

از دیدگاه مولا علی به همان اندازه که اخلاق خوب سودمندی های فراوانی دارد ، بد اخلاقی و بد خویی بسی زیان وار است و ویران گر و سبب می شود انسانها به همگنان خود محبت نورزند و با یکدیگر رفتا ر دوستانه و برادرانه نداشته و به سبب تکرار و انباشته شدن بر خوردهای نا حنجار و رذیلت بار به تدریج کرامت انسانی هم نوعان خود را نادیده بگیرند .

در پایان مناسب بلکه ضرور می نماید در این باره به نکته ای مهم اشاره شود وآن اینکه نیک خلقی و برخورد خوب زنان با افراد خانواده بسی مهم و کار ساز است ، در تفکر و فرهنگ اسلامی زن به دلیل لطافتی که خداوند در جسم و جان او آفریده باید آرامش را در خانواده پدید آورد وبا شادابی ، تبسم ، خوش رویی و برخورد نشاط آمیز و بهجت انگیز خود ، امواج طوفان زای تشنج و دشمنی و نا سازگاری را فرو نشاند و عطر دل آنگیز همدلی و محبت را در فضای خانه بپراکند . خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید :

 برای شما از نوع خودتان ، همسرانی آفرید که با آنان آرام گیرید ، و در میان شما دوستی و مهربانی افکند .

 

                              

 

                           فهرست منابع

اخلاق معاشرت ،  جواد محدثی

زندگی در پر توی اخلاق ، آیه الله العظمی مکارم شیرازی

آیین زندگی ( تفسیر سوره حجرات ) ، مرکز مطالعات و تحقیقات حوزه نمایندگی ولی فقیه

اخلاق و مدیریت در اسلام ، محمدی ری شهری

اخلاق و خانواده از نظر امام علی ، سید ابوالحسن مطلبی