دستورالعمل تفكيك، جمع آوري، حمل و دفع پسماندهاي پزشكي

ماده1- تعاريف:

الف- مركز بهداشتي و درماني: عبارتند از كليه بيمارستانها، درمانگاهها، مراكز بهداشت، آزمايشگاهها، مراكز تزريق يا پانسمان مطبها ، راديولوژيها، دندانپزشكي و فيزيوتراپي ، مراكز تحقيقات پزشكي و ساير مراكز مشابه كه به نوعي خدمات بهداشتي و درماني ارايه مي نمايند.

ب- پسماندهاي پزشكي عبارتند از: پسماندهاي حاصل از فعاليت كليه مراكز بهداشتي و درماني مورد اشاره در بند الف كه داراي دسته بندي هاي ذيل مي باشند:

1- پسماندهاي معمولي يا شبه خانگي: شامل پسماندهاي قسمتهاي اداري و مالي، ،آشپزخانه، آبدارخانه، استراحتگاه كاركنان كه از نظر تركيب و نوع مواد مشابه پسماندهاي خانگي مي باشد.

2- پسماندهاي ويژه كه خود داراي سه نوع زباله مي باشد:

2-1- زباله تيز و برنده: شامل انواع تيغها، كليه سوزنهاي تزريقي و غير تزريقي، قيچي، پنس، چاقو، ظروف فلزي و شيشه اي داروها، مواد شيميايي سموم و گندزداها و نظاير آن كه به واسطه  نوك يا لبه هاي تيز قابليت ايجاد جراحت در بدن انسان و انتقال عوامل بيماري زا را دارا مي باشند.

2-2- پسماندهاي عفوني و شيميايي از قبيل: پسماندهاي اتاق عمل، اطاق زايمان، بخش اورژانس، اطاق درمان، ايستگاه پرستاري، بخش آي- سي- يو، بخش تزريقات ، بخش پاتولوژي، آزمايشگاهها، بخش عفوني، بخش اتوپسي، اطاق پانسمان، بخش دياليز ، اطاق ايزوله، بانك خون، بخش سوانح سوختگي، داروهاي تاريخ گذشته ، ته مانده داروها و مواد شيميايي، سموم و گندزداها، كليه پارچه ها و البسه آلوده به خون، گاز و پنبه مصرف شده براي پانسمان، نمونه هاي آزمايشگاهي محيطهاي كشت، اقلام پلاستيكي مانند سوند، دستكش، كيسه ادرار، سرنگ فيلترهاي دياليز، كليه ظروف يك بار مصرف مورد استفاده بيماران و پسماندهاي غذايي بيماران و ساير لوازمي كه به نوعي با عوامل بيماري زا در ارتباط بوده و عمل پخش يا انتقال عوامل بيماري زا در محيط مي باشند.

ماده2- جدا سازي و نگهداري موقت پسماندهاي پزشكي در مراكز توليد

كليه مراكز درماني موظفند كه پسماندهاي معمولي و پسماندهاي ويژه خود را به ترتيب ذيل از يكديگر تفكيك و به طور جداگانه نگهداري نمايند:

1-   پسماندهاي معمولي يا شبه خانگي بايستي در كيسه زباله مقاوم مشكي رنگ جمع آوري و در مخزن آبي رنگ قابل شستشو نگهداري گردد.

2-   پسماندهاي برنده در محفظه قرمز رنگ مقاوم با علامت مخصوص به طوري كه مانع تماس مستقيم اين پسماندها با بدن اشخاص گردد، جمع آوري گردد. اين محفظه ها بايستي پس از پر شدن در محفظه هاي فلزي مشبك قرمز رنگ و قابل شستشو نگهداري شود.

3-   پسماندهاي عفوني و شيميايي بايد در كيسه زباله مقاوم و زرد رنگ جمع آوري و در محفظه پلاستيكي درب دار زرد رنگ داراي علامت مخصوص قابل شستشو و ضد عفوني نگهداري شود.

4-   پسماندهاي پرتوزا و راديو اكتيو بر اساس دستورالعملهاي سازمان انرژي اتمي و زير نظر مسئول بهداشت پرتوها ( فيزيك بهداشت) بخش مربوطه جمع آوري نگهداري و دفع گردند.

ماده3- شرايط محل نگهداري موقت پسماندهاي ويژه تفكيك شده

1-   مكان انتخابي قابل دسترس براي همه بخش هاي مختلف و مناسب براي حمل و نقل باشد.

2-   درب دار غير قابل نفوذ و عاري از آلودگي باشد.

3-   حتي الامكان از بخشهاي مختلف و آشپزخانه دور باشد.

4-   قابل شستشو و ضدعفوني كردن باشد.

5-   تحت نظارت بهداشتي و ايمني كامل قرار داشته باشد.

6-   محل مورد نظر بايد محصور و مسقف بوده و به وسيله علامت با تابلوي مخصوص هشدار دهنده مشخص شده باشد.

ماده4- كليه مراكز بهداشتي و درماني موظفند آمار ميزان توليد انواع پسماندهاي پزشكي خود را به صورت تفكيك شده بر مبناي دسته بندي موضوع ماده(1) به طور روزانه جمع آوري و در دفاتر ساليانه ثبت نمايند.

ماده6- كليه مراكز بهداشتي درماني موظفند پسماندهاي ويژه خود را با يك يا تركيبي از روشهاي ذيل دفع نمايند:

1-   زباله سوزي: تا زمان تعيين استانداردهاي خروجي توسط سازمان حفاظت محيط سزيست رعايت استانداردهاي سازمان بهداشت جهاني براي كشورهاي شرق مديترانه                  الزامي است.

2-   روشهاي تصفيه و بي خطر سازي: با رعايت ضوابط بهداشتي و زيست محيطي

3-    دفن بهداشتي: بر اساس رعايت مفاد اين دستورالعمل ( مواد9 و 11 )

ماده7 خاكستر حاصل از زباله سوزي ( موضوع بند 1 ماده6 ) و پسماندهاي تصفيه و بي خطر شده (وفق بند 2 ماده6 ) بايد از سوي مراكز بهداشتي و درماني در كيسه هاي مربوط به پسماندهاي معمولي نگهداري شوند.

ماده8 به بيمارستانهاي داراي سيستم زباله سوزي فعال يا هر سيستم تصفيه و بي خطر سازي ( موضوع بندهاي 1 و 2 ماده6 ) اجازه داده مي شود بسته به ظرفيت روزانه سيستم مورد اشاره و در صورت عدم استفاده از حداكثر ظرفيت ممكن پسماندهاي عفوني و شيميايي ساير مراكز بهداشتي و درماني فاقد هر سيستم امحاي ديگر را مورد قرار دادي كه بين دو مركز منعقد مي گردد. با دريافت هزينه توافقي امحاء نمايند. براي مراكز بهداشتي و درماني كه بدين روش اقدام به امحاي پسماندهاي عفوني و شيميايي خود مي نمايند. ارائه نسخه اي از قراداد ياد شده به مركز بهداشت شهرستانها ضروري است و بيمارستانهاي دريافت كننده پسماندهاي عفوني و شيميايي ساير مراكز بهداشتي و درماني موظفند آمار مربوط به اين گونه پسماندها را در دفاتر جداگانه اي كه در آن تاريخ دريافت، زمان امحاء، ميزان پسماند دريافتي و نام مركز بهداشتي و درماني تحويل دهنده پسماند قيد مي گردد، ثبت نمايد. همچنين طرفين قراداد موظفند ذر صورت فسخ يا عدم تمديد قرار داد مراتب را ظرف 3 روز به مركز بهداشت مربوطه اطلاع دهند.

توضيح: قرارداد تنظيمي بايد داراي حداقل موارد مذكور در پيوست 2 باشد.

ماده 9- مراكز بهداشتي و درماني در اجراي بند 3 ماده 6 موظفند پسماندهاي ويژه خود را در جهت پردازش و دفع بهداشتي بر اساس قرار دادي كه بين مركز بهداشتي و درماني و شهرداري يا متوليان مديريت پسماندهاي شهري منعقد گرددبا پرداخت هزينه هاي مصوب جمع آوري حمل و دفع به مامورين مربوطه تحويل نمايند. كليه شرايط و موارد ذكر شده در خصوص قرارداد پيوست 2 اين دستورالعمل در مورد اين ماده لازم الاجرا است.

ماده10 خودروهاي جمع آوري و حمل كننده پسماندهاي ويژه پزشكي بايد داراي علامت مخصوص ( با هماهنگي ادارات راهنمايي و رانندگي )‌(پيوست 1 ) تانكر جمع آوري شيرابه و آب بندي شده به گونه اي كه از ريزش پسماند و شيرابه در سطح معابر جلوگيري شود، بوده و براي مقاصد ديگر استفاده نگردد.

ماده11-  شهرداريها يا متوليان مديريت پسماندهاي شهري با توجه به قرارداد موضوع ماده 9 اين دستورالعمل موظفند پسماندهاي ويژه پزشكي را در مكانهايي مجزا از مكان دفن پسماندهاي خانگي و غير خطرناك با رعايت اصول كامل بهداشتي دفن نمايند.

تبصره: خاكستر حاصل از زباله سوزي هاي بيمارستاني يا پسماندهاي عفوني و شيميايي تصفيه و بي خطر سازي شده در محل دفن پسماندهاي خانگي و غير خطرناك قابل دفن مي باشند.

ماده12- اعضاء و اندامهاي قطع شده بدن يا جنين سقط شده بايستي مجزا توسط مراكز بهداشتي درماني جمع آوري و به گورستانهاي محل حمل شده خاص خود دفن گردد.

ماده13- كليه سيستم امحاء و پردازش پسماندهاي عفوني و شيميايي پزشكي از قبيل زباله سوزها يا هر تصفيه و بي خطر سازي ( موضوع بند 1و2 ماده 6 ) بايد داراي مجوز فعاليت و كنترل كيفيت از كميته نظارت كه متشكل از نمايندگان مركز بهداشت اداره كل حفاظت محيط زيست سازمان صنايع و معادن و شهرداري ( يا متوليان مديريت پسماندهاي شهري) هستند، مي باشند.

ماده14- وظيفه نظارت بر حسن انجام اين دستورالعمل و مسئوليت تشكيل كميته موضوع ماده 13 بر عهده مراكز بهداشت مي باشد.  

اهميت خانواده


خانواده

  اهميت خانواده

نگاه اجمالي خانواده به عنوان اولين کانوني که فرد در آن قرار مي‌گيرد داراي اهميت شايان توجهي است. اولين تأثيرات محيطي که فرد دريافت مي‌کند از محيط خانواده است و حتي تأثيرپذيري فرد از ساير محيطها مي‌تواند نشأت گرفته از همين محيط خانواده باشد. خانواده پايه گذار بخش مهمي از سرنوشت انسان است و در تعيين سبک و خط مشي زندگي آينده ، اخلاق ، سلامت و عملکرد فرد در آينده نقش بزرگي بر عهده دارد. عواملي چون شخصيت والدين ، سلامت رواني و جسماني آنها ، شيوه‌هاي تربيتي اعمال شده در داخل خانواده ، شغل و تحصيلات والدين به وضعيت اقتصادي و فرهنگي خانواده ، محل سکونت خانواده ، حجم و جمعيت خانواده ، روابط اجتماعي خانواده و بي‌نهايت متغير ديگر در خانواده وجود دارند، شخصيت فرزند ، سلامت رواني و جسماني او ، آينده شغلي ، تحصيلي ، اقتصادي ، سازگاري اجتماعي و فرهنگي ، تشکيل خانواده او و غيره را تحت تاثير قرار مي‌دهند. خانواده و اهميت آن در دوره کودکي نوزاد در خانواده به دنيا مي‌آيد و اولين تعاملات خود را با محيط آغاز مي‌کند. در اين کانون اوليه اولين تأثير و تأثرات متقابل آغاز مي‌شود و کودک کم کم در فرآيند رشد و اجتماعي قرار مي‌گيرد. همانطور که روان شناسان معتقدند سالهاي اوليه کودکي نقش بسزايي در رشد شخصيت و آينده او دارد. بيشتر طرحواره‌ها و شناختهاي کودک از خود ، اطرافيان و محيط در اين دوران شکل مي‌گيرد. ميزان سلامت جسماني و رواني کودک بسته به ارتباطي است که خانواده با وي دارد و تا چه حد تلاش مي‌کند نيازهاي او را برآورده سازد. کودکاني که در اين سنين از لحاظ عاطفي و امنيتي در خانواده تأمين نمي‌شوند به انواع مشکلات مبتلا مي‌شوند. مشکلات اين کودکان اغلب با شيطنتها ، دروغگوييها و حرف نشنيدنهاي ساده شروع مي‌شود و با توجه به وضع نابسامان خانواده به بزهکاريها و جنايات بزرگسالي منتهي مي‌شود. سخت گيري زياد والدين يا بي‌توجهي آنها ، يا ننر و لوس بار آوردن کودک و برآورده ساختن کليه نيازهاي منطقي و غير منطقي او ، شخصيت سالمي را به بار نخواهد آورد. سلامت خود خانواده ، تعادل شخصيتي والدين و آشنايي آنها به اصولي که مي‌تواند محيط خانواده را سالمتر سازد، بسيار حائز اهميت است. اهميت خانواده در دوران نوجواني  نيازهاي مرحله نوجواني دوران حساس است. بطوري که در کنار ساير تحولات و تغييراتي که از جنبه‌هاي جسماني و رواني در فرد اتفاق مي‌افتد، ويژگي مشترک و مهم ديگر آن دوران ، استقلال طلبي نوجوان در خانواده است. نوجوان مي‌خواهد به طريقي رشد استقلال خود را به خانواده ثابت کند و بر اين اساس شروع به ايجاد فاصله بين خود و خانواده مي‌کند و به گروه همسالان نزديک مي‌شود. در صورتي که خانواده در اين دوران به کارکردهاي اساسي خود آشنايي نداشته باشد و همچنين با ويژگيهاي دوران نوجواني آشنا نباشد، نخواهد توانست عملکرد تربيتي خود را به نحو احسن ايفا نمايد. و چه بسا که اقدامات نادرست از سوي خانواده ، فضاي نامناسب موجود در خانواده و غيره ، بيشتر و بيشتر نوجوان را از محيط خانواده دور ساخته و در صورتي که خانواده در گذشته نيز کارکرد تربيتي خود را به شيوه درست اعمال نکرده باشد و فرد از پختگي فکري کاملي برخوردار نباشد با گرايش به زمينه‌هاي ناسازگارانه مثل عضويت در گروههاي افراطي و ساير زمينه‌ها مشکلات فردي و اجتماعي زيادي را به بار خواهد آورد. سخت گيري زياد والدين و خانواده در اين دوران و همچنين سهل‌ گيري و آزاد گذاري آنها فرزند را موجودي سرکش ، طغيانگر و متزلزل بار خواهند آورد. از اين گذشته اين دوران ، دوران الگو گيري و همانند سازي و لازم است خانواده الگوهاي مناسبي را براي نوجوان خود فراهم سازند. ميزان حضور خانواده در اجتماع نيز در اين اهميت بسزايي دارد. هابز معتقد است که بسياري از نوجوانان پريشان حال و آشفته به خانواده‌هايي تعلق دارند که از زندگي اجتماعي مجزا و بيگانه‌اند. خانواده در عين حال که کوچکترين واحد اجتماعي است، مبنا و پايه هر اجتماع بزرگ است. افراد سالم جامعه ، افراد موفق و افراد فعال اجتماعي از داخل خانواده‌هاي سالم بيرون آمده‌اند و افراد ناسالم پرورش يافته خانواده‌هاي ناسالم هستند.   اهميت خانواده = سلامت خانواده   انحرافات خانواده ، عدم سلامت رواني خانواده ، مشکلات اقتصادي و اجتماعي خانواده از لحاظ تأثيري که روي اعضاء خود دارد جامعه را تحت تأثير قرار مي‌دهد. افراد پيوند ميان خانواده و اجتماع هستند. افراد پرورش يافته در خانواده وارد اجتماع مي‌شوند و ويژگيهاي سالم يا ناسالم خود را که در خانواده دريافت کرده وارد اجتماع مي‌کنند. از اين لحاظ سلامت يک جامعه به سلامت خانواده‌هاي آن وابسته است. لامارک و لوپله و ديگران ، خانواده را مهمترين کانوني مي‌دانند که جامعه از آن تغذيه مي‌کنند. به اين ترتيب فرد در کنار تأثيري که از اجتماع خود مي‌پذيرد با توشه‌اي که از خانواده خود دريافت کرده است محيط پيرامون خود را تحت تأثير قرار مي‌دهد. چنين تأثيراتي علاوه بر مسائل پيراموني جزئي بلکه بر مسائل کلان اقتصادي - اجتماعي و سياسي يک جامعه نيز نقش دارند. به اين ترتيب به نظر مي‌رسد که اصلاح يک جامعه ، پيشرفت و ترقي آن از جنبه‌هاي مختلف تأثير اصلاح خانواده ، توجه افراد به اهميت خانواده و آموزش آنهاست.  خانواده درماني تاريخچه خانواده درماني تخصص و حرفه خانواده درماني نسبتا جديد است و ظهور رسمي آن به دهه‌هاي 1940 ، 1950 و 1960 برمي‌گردد. در سال 1938 شوراي ملي روابط خانوادگي شروع بکار کرد. در سال 1948 اولين اثر درباره زناشوئي درماني توسط « بلامتيل من » منتشر شد و مطالعه خانواده‌هاي اسکيزوفرنيک توسط « لايمن » صورت گرفت. در خلال سالهاي 1950 تا 1959 « ناتان آکرمن » رويکرد روان تحليلي را براي کار کردن با خانواده‌ها مطرح کرد و « بيتسون » مطالعه الگوهاي ارتباط را در خانواده آغاز کرد و « کارل ويته » اولين کنفرانس را درباره خانواده درماني در سي ايسلند ايالت جورجيا برگزار کرد. اولين نشريه در خانواده درماني در سال 1961 منتشر شد و شبکه ساز خانواده درماني در سال 1976 و انجمن خانواده درماني (AFTA) در سال 1977 شروع به کار کرد. در خلال سالهاي 1980 تا 1989 شيوه‌هاي تحقيق در خانواده درماني متداول شد و رهبران جديدي در خانواده درماني ظهور کردند که بسياري از آنان زن بودند. از سال 1990 به بعد رشد عضويت متخصصان در انجمنهاي خانواده درماني چشمگير شد. خانواده درماني‌هاي متمرکز بر راه حل فراگير شدند و بطور کلي جايگاه عميق‌تري بين فنون درماني حوزه روان شناسي پيدا کرد.   انواع نظريه‌هاي خانواده درماني رويکردهاي نظري اصلي در حيطه خانواده درماني عبارتند از: خانواده درماني روان تحليلي ، خانواده درماني تجربياتي ، خانواده درماني شناختي رفتاري ، خانواده درماني ساختي ، خانواده درماني استراتژيک و خانواده درماني متمرکز بر راه حل.   خانواده درماني مبتني بر روان تحليلي صاحبنظران اصلي آن ناتان آکرمن ، ويليامسون ، لايمن واين و تئودور کيدز هستند که شيوه درمان آنها ريشه در نظريه فرويد دارد. در اين شيوه فرايندهاي ناهشيار اعضاي خانواده به يکديگر مرتبط دانسته مي‌شوند و اعتقاد بر اين است که بايستي روي نيروهاي ناهشيار که آسيب را بوجود آورده‌اند، کار کرد. نقش درمانگر يک معلم يا والد يا مفسر تجربه است. فنون درماني عبارتند از: تحليل رويا ، انتقال ، رويارويي ، تاريخچه زندگي ، تمرکز بر نقاط قوت. خانواده درماني تجربياتي   نظريه پردازان عمده آن ويرجينيا سيتر ، کارل ويته کر ، فرد دوهل و ... هستند که معتقدند مشکلات خانواده از سرکوب احساسات ، خشکي و انعطاف ناپديري ، فقدان آگاهي ، مرگ عاطفي و استفاده بيش از حد از مکانيزمهاي دفاعي ريشه مي‌گيرد. در اين رويکرد خانواده درمانگر تلاش مي‌کند انعطاف پذيري ، صميميت ، عزت نفس ، پتانسيل براي تجربه را در خانواده افزايش دهد و از فنون مجسمه سازي ، صحنه آرايي خانوادگي ، شوخي ، مصاحبه با عروسکهاي خانواده ، هنردرماني خانواده ، بازي نقش ، بازسازي خانواده و ... استفاده مي‌شود.   خانواده درماني‌هاي رفتاري و شناختي _ رفتاري نظريه پردازان عمده آن ويليام مسترز ، ويرجنيا جانسون ، جوزف ولپه ، بندورا و ... هستند. اين شيوه درماني بر اساس نظريه‌هاي رفتاري و شناختي معتقد است، رفتار از طريق پيامدها ابقا يا حذف مي‌شود. رفتارهاي نامناسب را مي‌توان اصلاح کرد. همينطور شناختهاي غير منطقي را مي‌توان اصلاح کرده و در نتيجه در تعامدات و رفتارهاي زوجي يا خانوادگي تغيير ايجاد کرد. درمانگر نقش يک معلم و متخصص تقويت کننده رفتارهاي مناسب را بازي مي‌کند. در اين رويکرد از فنون درماني تقويت منفي ، تعميم ، خاموش سازي ، اقتصاد پته‌اي ، گريز ذهني ، عبارات مقابله‌اي منطقي ، سرمشق دهي و ... استفاده مي‌شود. خانواده درماني ساختي   سالوادور مينوچين ، مونتالوو ، فيشمن ، روزمن و ... نظريه پردازان اصلي اين شيوه از خانواده درماني هستند که کارکرد خانواده را متضمن ساخت خانواده ، زير منظومه‌ها و مرزها مي‌دانند. درمانگران نقشه خانواده را بطور ذهني ترسيم مي‌کنند و در پياده کردن ساخت مناسب خانواده تلاش مي‌کنند و در واقع همچون کارگردان تئاتر عمل مي‌کنند. فنون درماني عبارتند از: بازسازي ، الحاق ، تشديد پيامها ، مرزسازي و ... .   خانواده درماني‌هاي استراتژيک ، سيستمي و متمرکز بر راه حل   اين سه رويکرد روش‌مدار و کوتاه مدت هستند که هر سه مرهون کار ميلتون اريکسون مي‌باشند و از ميراث مشترکي برخوردارند. هدف ، شيوه کار و فنون مورد استفاده در اين سه رويکرد مشابه يکديگر است و از فنوني چون باز تعبير ، کمرنگ کردن تعبير و تفسير ، تعيين تکاليف شاق ، تکيه بر فرايند سوالات حلقوي ، تمرکز روي راه حلهاي فرضي ، تعيين کردن تشريفات و ... استفاده مي‌شود. از نظريه پردازان استراتژيک جي هي لي ، ريچارد فيش و از نظريه پردازان سيستمي بوسکلو ، کارل تام و از نظريه پردازان متمرکز بر راه حل ايمسوبرگ و ديويس را مي‌توان نام برد. خانواده‌هاي نيازمند خانواده درماني خانواده‌هايي که از فرايند خانواده درماني بهره مي‌برند، عبارتند از: خانواده‌هاي داراي عضو معتاد يا بيمار رواني و همچنين خانواده‌هاي داراي عضو مبتلا به اختلالات جسمي که به نحوي روي کارکرد خانواده تاثير گذاشته است ، خانواده‌هاي طلاق گرفته ، ازدواج مجدد کرده ، فوت يکي از اعضا ، خانواده‌هاي داراي مشکلات اقتصادي ، فرهنگي و ... . خانواده‌هاي داراي مشکل اغلب به صورت غير مستقيم مثلا مشکلات تربيتي کودکان ، ناراحتي‌هاي روحي يکي از اعضا و يا تصميم گيريها و کمک براي حل مشکلات سطحي‌تر به متخصصان مشاوره و روان شناسي مراجعه مي‌کنند و در طول مشاوره‌هاي فردي نياز به توجه به نقش خانواده در بروز مشکل شکل مي‌گيرد و برحسب رويکرد درمانگر ، روند درمان تداوم مي‌يابد.     کارکردهاي خانواده مقدمه خانواده با وجود اينکه به عنوان اولين واحد اجتماعي شناخته مي‌شود، ولي داراي پيچيدگيهاي فراواني است. بطوري که شناخت آن ، اهميت آن و تأثيرات و کارکردهاي آن بسيار مورد توجه صاحب‌نظران مختلف بوده است. بر اين اساس همچنان که تعاريف متعددي از آن ارائه شده است و به اهميت آن در زمينه‌هاي مختلف فردي ، اجتماعي و غيره تأکيد شده است، کارکردهاي متفاوتي نيز براي آن ارائه شده است. بطوري که بسيار ساده انگارانه خواهد بود، تنها يک يا دو کارکرد براي آن معرفي مي‌شود.   کارکرد زيستي و توليد مثل خانواده وجود فرزندان در خانواده موجب استحکام خانواده مي‌شود. شايد اين کارکرد از جمله کارکردهايي است که تمام افراد چه صاحب‌نظر و غيره با آن آشنايي دارند. زن و شوهري که ازدواج مي‌کنند، دير يا زود منتظر تولد فرزند خواهند بود. هر چند ممکن است تفاوتهايي بين افراد مختلف ، فرهنگها و جوامع مختلف از لحاظ زمان بچه‌دار شدن و تعداد فرزندان و فاصله سني آنها تفاوتهايي وجود داشته باشد. اما تولد فرزند بطور مشترک در تمامي فرهنگها ، جوامع ، طبقات مختلف اقتصادي و اجتماعي مورد توجه است. امروزه در برخي جوامع به دلايل متعدد از جمله تعليم و تربيت ، اقتصاد ، بهداشت و ... محدود کردن تعداد افراد خانواده را مورد تأکيد قرار مي‌دهند. در جامعه ما موضوع کنترل مواليد و تنظيم خانواده مورد توجه قرار گرفته و وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکي به کمک وزارتخانه‌ها و سازمانهاي مختلف به تهيه و اجراي طرحهاي مناسب در اين راستا اقدام کرده‌اند.   کارکردهاي تربيتي و آموزشي خانواده   يکي از وظايف اساسي خانواده علاوه بر دنيا آوردن فرزندان ، توجه به مسائل تربيتي آنهاست. خانواده با فراهم کردن محيط مساعد ، امکانات و شرايط مناسب و نظارت بر تربيت و آموزش فرزندان چنين کارکردي را مهيا مي‌سازد. در گذشته و قبل از تأسيس مکاتب و مدارس تمام وظايف تعليمي و تربيتي و ايجاد مهارتهاي شغلي بر عهده خانواده بوده است. و کودکان و نوجوانان از طريق آموزشهاي غير رسمي و نزد پدران و مادران و افراد بزرگسال خانواده با آداب اخلاقي اجتماعي و همچنين حرف و مشاغل مختلف جامعه ، آشنا مي‌شدند. با توجه به شرايط فعلي زندگي بخصوص در جوامع پيشرفته و پيچيده مقداري از اين کارکرد بر عهده مهد کودکها ، مدارس و ديگر مؤسسات آموزشي و تربيتي گذاشته شده است. با اينحال توجه به اين نکته ضروريست که هيچ يک از اين مؤسسات قادر نخواهند بود تأثيرات خانواده را به صورتي کامل داشته باشند. بر اين اساس ضروريست خانواده‌ها سهم خود را در اين وظيفه بخوبي رعايت نموده و بر اهميت آن ازعان داشته باشند. ارضاء و اقناع نيازهاي جنسي به عنوان کارکرد خانواده در هر جامعه‌اي تلاش مي‌شود که مسائل و احتياجات جنسي به علت نيروي کششي زيادي که دارند به صورتي تحت نظارت قرار گيرند، هر چند شيوه‌هاي متفاوتي را مي‌توان از بين جوامع مختلف براي چنين کنترلي مي‌توان مشاهده کرد. در هر حال در تمامي جوامع نقش اساسي و عميق تشکيل خانواده در تأمين نيازهاي جنسي به شيوه‌اي سالم مورد تأييد است. خانواده با تأمين محيط سالم و مساعد و روابط مناسب ، چنين نقشي را ايفا مي‌کند و از بروز مشکلات مرتبط با نياز طبيعي جنسي جلوگيري مي‌نمايد.   کارکرد خانواده به عنوان تأمين کننده سلامت جسمي و رواني اعضاء از وظايف مهم خانواده تأمين امنيت جسمي و روحي براي هر يک از اعضاء خانواده است. تا از اين طريق سلامت و روحي آنها تضمين کند. تأمين غذا ، بهداشت و جو مناسب عاطفي و رواني شرايط را بر رشد و شکوفايي افراد فراهم مي‌سازد. بديهي است در خانوادهايي که اين کارکرد با مشکل روبروست، عدم تأمين نيازهاي تغذيه‌اي ، عدم رسيدگي به وضعيت بهداشتي و جسمي ، زمينه را براي ابتلا به انواع بيماريها فراهم مي‌سازد. از سوي ديگر عدم توجه به مسائل عاطفي افراد خانواده ، از جمله تأمين نيازهاي رواني آنها ، اعمال شيوه‌هاي ارتباطي مناسب ، آموزش شيوه‌هاي مواجهه با مشکلات افرادي که از لحاظ رواني در وضع نامناسبي قرار گرفته‌اند، تحويل جامعه خواهد داد. به اين جهت لازم است تک تک افراد ابتدا در زمان تشکيل خانواده و بعد از آن در طول زندگي مشترک به نيازهاي عاطفي رواني خود و بقيه افراد خانواده توجه داشته و به آموزش و کسب اطلاعات لازم در اين زمينه‌ها رغبت نشان دهند. تحقيقات نشان مي‌دهد زوجهايي که سلامت رواني کافي ندارند، اغلب فرزنداني ناسازگار و ناسالم پرورش مي‌دهند. مادران افسرده اغلب فرزندان افسرده دارند و افراد افسرده چه از لحاظ فردي و چه از لحاظ اجتماعي مواجه با مشکلات زيادي هستند. اين مسأله تنها به افسردگي ختم نمي‌شود، کليه ناراحتيهاي روحي چه ضعيف و چه خفيف در جو عاطفي خانواده انعکاس نامطلوبي دارد. خانواده مشکل‌دار در علت شناسي آسيبهاي اجتماعي بسيار حائز اهميت است.   کارکردهاي اقتصادي و اجتماعي خانواده در اجتماعات سنتي خانواده اين کارکرد خود را با کار و فعاليت اقتصادي مستقيم و آموزش و انتقال مستقيم مشاغل از والدين به فرزندان انجام مي‌داد. امروزه با صنعتي شدن جوامع ، وضع به گونه‌اي تغيير يافته است و عمدتا چنين کارکردي به صورت غير مستقيم اعمال مي‌شود. امروزه ديگر کمتر به چشم مي‌خورد که مشاغل به صورت موروثي منتقل شوند، اما خانواده از لحاظ تأمين شرايط و امکانات لازم براي جوانان خود به شيوه فعاليت اقتصادي آنها و گزينش شغل آنها را تحت تأثير قرار مي‌دهد. همچنين خانواده با آموزشهاي مستقيم و غير مستقيم فرآيند اجتماعي شدن فرزندان را فراهم ساخته ، ميزان موفقيت در امور اجتماعي را تحت تأثير قرار مي‌دهد. خانواده‌هاي سالم معمولا فرزنداني دارند که روابط اجتماعي مناسب‌تري دارند، فعاليتهاي مختلف اجتماعي دارند.      قانون حمايت خانواده ماده 1 : به كليه اختلافات مدني ناشي از امر زناشويي و دعاوي خانوادگي و امور مربوط به صغار از قبيل نصب و عزل قيم و ضم و امين در دادگاههاي شهرستان و در نقاطي كه دادگاه شهرستان نباشد در دادگاه بخش رسيدگي مي شود رسيدگي به امور مذكور در تمام مراحل دادرسي بدون رعايت تشريفات آيين دادرسي مدني خواهد بود. ماده 2 :  منظور از دعاوي خانوادگي دعاوي مدني بين هر يك از زن و شوهر و فرزندان وجد پدري و وصي و قيم است كه از حقوق و تكاليف مقرر در كتاب هفتم در نكاح و طلاق (منجمله دعاوي مربوط به جهيزيه و مهر زن ) و كتاب هشتم در اولاد و كتاب نهم در خانواده و كتاب دهم در حجر و قيمومت قانوني مدني همچنين از مواد 1005 و 1006 و 1028 و 1029 و 1030 قانون مذكور و مواد مربوط در قانون امور حسبي ناشي شده باشد. ماده 3 :  دادگاه مي تواند هر نوع تحقيق و اقدامي را كه براي روشن شدن استمداد از مددكاران اجتماعي و غيره به هر طريق كه مقتضي باشد انجام دهد. ماده 4 : دادگاه هر يك از طرفين را كه بي بضاعت تشخيص دهد از پرداخت هزينه دادرسي و حق كارشناسي و حق داوري و ساير هزينه ها معاف مي نمايد همچنين در صورت لزوم راسا وكيل معاضدتي براي او تعيين خواهد كرد. در صورتي كه طرف بي بضاعت محكوم له شود محكوم عليه اگر بضاعت داشته باشد به موجب راي دادگاه ملزم به پرداخت هزينه هاي مذكور و حق الوكاله وكيل معاضدتي خواهد گرديد. وكلا و كارشناسان مذكور مكلف به انجام دستور دادگاه مي باشند. ماده 5 :  دادگاه در صورت تقاضاي هر يك از طرفين مكلف است موضوع دعوي را به استناد رسيدگي به اصل نكاح و طلاق به يك تا سه داور ارجاع نمايد همچنين دادگاه در صورتي كه مقتضي بداند راسا نيز دعوي را به داور ارجاع خواهد كرد. داوري در اين قانون تابع شرايط داوري مندرج در قانون آيين نامه دادرسي نمي باشد. مدت اعلام نظر داوران از طرف دادگاه تعيين خواهد شد. در صورت عدم وصول نظر مذكور تا پايان مدت مقرر دادگاه راسا رسيدگي خواهد كرد مگر اين كه طرفين به تمديد مدت تراضي نمايند يا دادگاه تمديد مدت را مقتضي تشخيص دهد. تبصره : در صورتي كه طرفين به تعيين داور تراضي نكرده يا داور خود را معرفي ننمايند دادگاه داور يا داوران را به ترتيب از اقربا يا دوستان يا آشنايان آنان انتخاب خواهد كرد هرگاه اشخاص مذكور از قبول داوري امتناع كرده يا انتخاب آنان از جهت عدم حضور در محل يا جهات ديگر ميسر نباشد افراد ديگري به داوري انتخاب مي شوند. ماده 6 :  داور يا داوران سعي در سازش بين طرفين خواهند كرد و در صورتي كه موفق به اصلاح نشوند نظر خود را در ماهيت دعوي ظرف مدت مقرر كتبا به دادگاه اعلام مي نمايند. اين نظر به طرفين ابلاغ مي شود تا ظرف مدت ده روز نظر خود را به دادگاه اعلام نمايند در صورتي كه طرفين با نظر داور موافق باشند دادگاه دستور اجراي نظر داور را صادر مي نمايد مگر اين كه راي داور مغاير قوانين موجد حق باشد كه در اين صورت ملغي الاثر مي شود. هرگاه يكي از طرفين به نظر داور معترض بوده يا در موعد مقرر جوابي ندهد يا راي داور مغاير قوانين موجد حق باشد دادگاه به موضوع رسيدگي نموده حسب مورد راي مقتضي يا گواهي عدم امكان سازش صادر خواهد كرد. ماده 7 :  هرگاه زن و شوهر دعاوي ناشي از اختلاف خانوادگي را عليه يكديگر طرح نمايند دادگاهي كه دادخواست مقدم به آن داده شده صلاحيت رسيدگي خواهد داشت و هرگاه دو يا چند دادخواست در يك روز به دادگاه تسليم شده باشد دادگاه حوزه محل اقامت زن صالح به رسيدگي خواهد بود. در صورتي كه يكي از زوجين مقيم خارج از كشور باشد دادگاه محل اقامت طرفي كه در ايران مقيم خارج از كشور باشد دادگاه محل اقامت طرفي را كه در ايران است صلاحيت رسيدگي دارد و اگر طرفين مقيم خارج باشند دادگاه شهرستان تهران صلاحيت رسيدگي خواهد داشت . تبصره : در مورد مذكور در اين قانون اگر طرفين اختلاف ، مقيم خارج از كشور باشند مي توانند به دادگاه يا مرجع صلاحيتدار محل اقامت خود نيز مراجعه نمايند. در اين مورد هرگاه ذينفع نسبت به احكام و تصميمات دادگاهها و مراجع خارجي معترض و مدعي عدم رعايت مقررات و قوانين ايران باشد مي تواند ظرف يك ماه از تاريخ ابلاغ حكم يا تصميم قطعي اعتراض خود را با ذكر دلايل و پيوست نمودن مدارك و مستندات آن از طريق كنسولگري ايران در كشور محل توقف به دادگاه شهرستان تهران ارسال نمايد دادگاه به موضوع رسيدگي كرده و راي مقتضي صادر مي كند و به دستور دادگاه رونوشت راي براي اقدام قانوني به كنسولگري مربوط ارسال مي گردد. ثبت احكام و تصميمات دادگاهها و مراجع خارجي در مواردي كه قانونا بايد در اسناد سهلي يا دفتر كنسولگري ثبت شود و در صورت توافق طرفين يا در صورت عدم وصول اعتراض در مهلت مقرر بلااشكال است والا موكول به اعلام راي قطعي دادگاه شهرستان تهران خواهد بود. ماده 8 :  در موارد زير زن يا شوهر حسب مورد مي تواند از دادگاه تقاضاي صدور گواهي عدم امكان سازش نمايد و دادگاه در صورت احراز آن موارد گواهي عدم امكان سازش صادر خواهد كرد. 1 - توافق زوجين براي طلاق . 2 - استنكاف شوهر از دادن نفقه زن و عدم امكان الزام او به تاديه نفقه همچنين در موردي كه شوهر ساير حقوق واجبه زن را وفا نكند و اجبار او به ايفا هم ممكن نباشد. 3 - عدم تمكين زن از شوهر. 4 - سو رفتار و يا سو معاشرت هر يك از زوجين به حدي كه ادامه زندگي را براي طرف ديگر غير قابل تحمل نمايد. 5 - ابتلا هر يك از زوجين به امراض صعب العلاج به نحوي كه دوام زناشويي براي طرف ديگر در مخاطره باشد. 6 - جنون هر يك از زوجين در مواردي كه فسخ نكاح ممكن نباشد. 7 - عدم رعايت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال به كار يا حرفه اي كه منافي با مصالح خانوادگي يا حيثيات شوهر يا زن باشد. 8 - محكوميت زن يا شوهر به حكم قطعي به مجازات پنج سال حبس يا بيشتر يا به جزاي نقدي كه بر اثر عجز از پرداخت منجر به پنج سال بازداشت شود يا به حبس و جزاي نقدي كه مجموعا منتهي به پنج سال يا بيشتر و بازداشت شود و حكم مجازات در حال اجرا باشد.  9 - ابتلا به هر گونه اعتياد مضري كه به تشخيص دادگاه به اساس زندگي خانوادگي خلل وارد آورد و ادامه زندگي زناشويي را غير ممكن سازد. 10 - هرگاه زوج همسر ديگري اختيار كند يا تشخيص دادگاه نسبت به همسران خود اجراي عدالت ننمايد. 11 - هر يك از زوجين زندگي خانوادگي را ترك كند. تشخيص ترك زندگي با دادگاه است . 12 - محكوميت قطعي هر يك از زوجين در اثر ارتكاب جرمي كه مغاير با حيثيت خانوادگي و شئون طرف ديگر باشد. تشخيص اين كه جرمي مغاير با حيثيت و شئون خانوادگي است با توجه به وضع و موقع طرفين و عرف و موازين ديگر با دادگاه است . 13 - در صورت عقيم بودن يكي از زوجين به تقاضاي طرف ديگر همچنين در صورتي كه زوجين از جهت عوارض و خصوصيات جسمي نتوانند از يكديگر صاحب اولاد شوند. 14 - در مورد غايب مفقودالاثر با رعايت مقررات ماده 1029 قانون مدني . تبصره : طلاقي كه به موجب اين قانون و بر اساس گواهي عدم امكان سازش واقع مي شود فقط در صورت توافق كتبي طرفين در زمان عده قابل رجوع است . ماده 9 :  در مورد ماده 4 قانون ازدواج هرگاه يكي از طرفين عقد بخواهد از وكالت خود در طلاق استفاده نمايد بايد طبق ماده قبل به دادگاه مراجعه كند و دادگاه در صورت احراز تخلف از شرط گواهي عدم امكان سازش صادر خواهد كرد. ماده 10 :  اجراي صيغه طلاق و ثبت آن پس از رسيدگي دادگاه و صدور گواهي عدم امكان سازش صورت خواهد گرفت . متقاضي گواهي عدم امكان سازش بايد تقاضانامه اي به دادگاه تسليم نمايد كه در آن علل تقاضا به طور موجه قيد گردد. پس از وصول تقاضانامه دادگاه راسا يا به وسيله داور يا داوران سعي در اصلاح بين زن و شوهر و جلوگيري از وقوع طلاق خواهد كرد. هرگاه مساعي دادگاه براي حصول سازش نتيجه نرسد با توجه به ماده 8 اين قانون گواهي عدم امكان سازش صادر خواهد كرد. دفتر طلاق پس از دريافت گواهي مذكور به اجراي صيغه طلاق و ثبت آن اقدام خواهد نمود. هر يك از طرفين عقد بدون تحصيل گواهي عدم امكان سازش مبادرت به طلاق نمايد به حبس جنحه اي از شش ماه تا يك سال محكوم خواهد شد. همين مجازات مقرر است براي سردفتري كه طلاق را ثبت نمايد. ماده 11 :  دادگاه مي تواند به تقاضاي هر يك از طرفين در صورتي كه صدور گواهي عدم امكان سازش مستند به سو رفتار و قصور طرف ديگر باشد او را با توجه به وضع و سن طرفين و مدت زناشويي به پرداخت مقرري ماهانه متناسبي در حق طرف ديگر محكوم نمايد مشروط به اين كه عدم بضاعت متقاضي و استطاعت طرف ديگر محرز باشد. پرداخت مقرري مذكور در صورت ازدواج مجدد محكوم له يا ايجاد درآمد كافي براي او كاهش درآمد يا عسرت محكوم عليه يا فوت محكوم له به حكم همان دادگاه حسب مورد تقليل يافته يا قطع خواهد شد. در موردي كه گواهي عدم امكان سازش به جهات مندرج در بندهاي 5 و 6 ماده 8 صادر شده باشد مقرري ماهانه با رعايت شرايط مذكور به مريض يا مجنون نيز تعلق خواهد گرفت مشروط به اين كه مرض يا جنون بعد از عقد ازدواج حادث شده باشد و در صورت اعاده سلامت به حكم دادگاه قطع خواهد شد.     ماده 12 :  در كليه مواردي كه گواهي عدم امكان سازش صادر مي شود دادگاه ترتيب نگاهداري اطفال و ميزان نفقه ايام عده را با توجه به وضع اخلاقي و مالي طرفين و مصلحت اطفال و معين مي كند و اگر قرار شود فرزندان نزد مادر يا شخص ديگري بمانند ترتيب نگاهداري و ميزان هزينه آنان را مشخص مي نمايد و نفقه زوجه از عوايد و دارايي مرد و نفقه اولاد و مبلغ ماهانه مقرر در ماده 11 از نفقه زوجه از عوايد و دارايي مرد يا زن يا هر دو و حتي از حقوق بازنشستگي استيفا خواهد گرديد. دادگاه مبلغي را كه بايد از عوايد يا دارايي مرد يا زن يا هر دو براي هر فرزند استيفا گردد تعيين وطريقه اطمينان بخشي براي پرداخت آن مقررمي كنددادگاه همچنين ترتيب ملاقات اطفال را براي طرفين معين مي كند حق ملاقات با طفل در صورت غيبت يا فوت پدر يا مادر به تشخيص دادگاه با ساير اقربا خواهد بود. تبصره 1 : اطفالي كه والدين آنان قبل از تصويب اين قانون از يكديگر جدا شده اند در صورتي كه به طريق اطمينان بخشي ترتيب هزينه و نگاهداري و حضانت آنان داده نشده باشد مشمول مقررات اين قانون خواهند بود. تبصره 2 : پرداخت نفقه قانوني زوجه و اولاد بر ساير ديون مقدم است .     ماده 13 :  در هر مورد حسب اعلام يكي از والدين يا اقرباي طفل يا دادستان يا اشخاص ديگر تشخيص شود كه تغيير در وضع حضانت طفل ضرورت دارد (اعم از اين كه قبلا تصميمي در اين مورد اتخاذ شده يا نشده باشد) و يا به طريق اطمينان بخشي ترتيب نگاهداري و حضانت طفل داده نشده باشد دادگاه پس از رسيدگي حضانت طفل به هر كسي كه مقتضي بداند محول مي كند و هزينه حضانت به عهده كسي است كه به موجب تصميم دادگاه به پرداخت آن مي شود. ماده 14 :  هرگاه دادگاه خانواده تشخيص دهد كسي كه حضانت طفل به او محول شده از انجام تكاليف مربوط به حضانت خودداري كرده يا مانع ملاقات طفل با اشخاص ذيحق شود او را براي هر بار تخلف به پرداخت مبلغي از هزار ريال تا ده هزار ريال و در صورت تكرار به حداكثر مبلغ مذكور محكوم خواهد كرد. دادگاه در صورت اقتضا مي تواند علاوه بر محكوميت مزبور حضانت طفل را به شخص ديگري واگذار نمايد. در هر صورت حكم اين ماده مانع از تعقيب متهم چنانچه عمل او طبق قوانين جزايي جرم شناخته شده باشد نخواهد بود.

تبصره 1 : پدر يا مادر يا كساني كه حضانت طفل به آنها واگذار شده نمي توانند طفل را به شهرستاني غير از محل اقامت مقرر در بين طرفين و يا غير از محل اقامت قبل از وقوع طلاق و يا به خارج از كشور بدون رضايت والدين به فرستند مگر در صورت ضرورت با كسب اجازه از دادگاه . تبصره 2 : وجوه موضوع اين ماده و ماده 11 به صندوق حمايت خانواده كه از طرح دولت تاسيس مي شود پرداخت خواهد شد. نحوه پرداخت وجوه مذكور به اشخاص ذينفع طبق آيين نامه اي است كه به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.

ماده 15 :  طفل صغير تحت ولايت قهري پدر خود مي باشد در صورت ثبوت حجر يا خيانت يا عدم و لياقت او در اداره امور صغير يا فوت پدر به تقاضاي دادستان و تصويب دادگاه شهرستان حق ولايت به هر يك از جد پدري يا مادر تعلق مي گيرد مگر اين كه عدم صلاحيت آنان احراز شود كه در اين صورت حسب مقررات اقدام به نصب قيم يا ضم امين خواهد شد. دادگاه در صورت اقتضا اداره امور صغير را از طرف جد پدري يا مادر تحت نظارت دادستان قرار خواهد داد. در صورتي كه مادر صغير شوهر اختيار كند حق ولايت او ساقط خواهد شد در اين صورت اگر صغير جد پدري نداشته يا جد پدري صالح براي اداره امور صغير نباشد دادگاه به پيشنهاد دادستان حسب مورد مادر صغير يا شخص صالح ديگري را به عنوان امين يا قيم تعيين خواهد كرد. امين به تشخيص دادگاه مستقلا يا تحت نظر دادستان امور صغير را اداره خواهد كرد. ماده 16 :  مرد نمي تواند با داشتن زن همسر دوم اختيار كند مگر در موارد زير :

1 - رضايت همسر اول. 2 - عدم قدرت همسر اول به ايفاي وظايف زناشويي. 3 - عدم تمكين زن از شوهر. 4 - ابتلا زن به جنون يا امراض صعب العلاج موضوع بندهاي 5 و 6 ماده 8. 5 - محكوميت زن وفق بند 8 ماده 8. 6 - ابتلا زن به هر گونه اعتياد مضر برابر بند 9 ماده 8. 7 - ترك زندگي خانوادگي از طرف زن. 8 - عقيم بودن زن. 9 - غايب مفقودالاثر شدن زن برابر بند 14 ماده 8.

ماده 17 :  متقاضي بايد تقاضانامه اي در دو نسخه به دادگاه تسليم و علل و دلايل تقاضاي خود را در آن قيد نمايد. يك نسخه از تقاضانامه ضمن تعيين وقت رسيدگي به همسر او ابلاغ خواهد شد. دادگاه با انجام اقدامات ضروري و در صورت امكان تحقيق از زن فعلي و احراز توانايي مالي مرد و اجراي عدالت در مورد بند يك ماده 16 اجازه اختيار همسر جديد خواهد داد. به هر حال در تمام موارد مذكور اين حق براي همسر اول باقي است كه اگر به خواهد گواهي عدم امكان سازش از دادگاه به نمايد. هرگاه مردي با داشتن همسر بدون تحصيل اجازه از دادگاه مبادرت به ازدواج نمايد به حبس جنحه اي از شش ماه تا يك سال محكوم خواهد شد همين مجازات مقرر است براي عاقد و سردفتر ازدواج و زن جديد كه عالم به ازدواج سابق مرد باشند. در صورت گذشت همسر اولي تعقيب كيفري يا اجراي مجازات فقط درباره مرد و زن جديد موقوف خواهد شد. ماده 18 :  شوهر مي تواند با تاييد دادگاه زن خود را از اشتغال به هر شغلي كه منافي مصالح خانوادگي يا حيثيت خود با زن باشد منع كند. زن نيز مي تواند از دادگاه چنين تقاضايي را به نمايد. دادگاه در صورتي كه اختلالي در امر معيشت خانواده ايجاد نشود مرد را از اشتغال به شغل مذكور منع مي كند. ماده 19 : تصميم دادگاه در موارد زير قطعي است و در ساير موارد فقط پژوهش پذير مي باشد. 1 - صدور گواهي عدم امكان سازش . 2 - تعيين نفقه ايام عده و هزينه نگاهداري اطفال . 3 - حضانت اطفال . 4 - حق ملاقات با اطفال . 5 - اجازه مقرر در ماده 16 . تبصره : در مورد بندهاي 2 و 3 و 4 اين ماده هرگاه در وضع طفل يا والدين يا سرپرستي كه از طرف دادگاه معين شده تغييري حاصل شود كه تجديد نظر در ميزان نفقه يا هزينه نگاهداري يا حضانت يا حق ملاقات با اطفال را ايجاب كند دادگاه مي تواند در تصميم قبلي خود تجديد نظر نمايد. ماده 20 :  طرفين دعوي يا هر يك از آنها مي توانند از دادگاه تقاضا كنند قبل از ورود به ماهيت دعوي مسئله حضانت و هزينه نگاهداري اطفال يا نفقه زن را مورد رسيدگي فوري قرار دهد و قراري در اين باره صادر كند دستور موقت دادگاه فورا به مورد اجرا گذاشته مي شود. ماده 21 :  مدت اعتبار گواهي عدم امكان سازش سه ماه از تاريخ صدور است در صورتي كه ظرف مدت گواهي مذكور به دفتر طلاق تسليم نشود از درجه اعتبار ساقط مي گردد. دفاتر طلاق پس از ارائه گواهي عدم امكان سازش از ناحيه هر يك از زوجين به طرف ديگر اخطار مي نمايد ظرف مهلتي كه از يك ماه تجاوز ننمايد براي اجراي صيغه طلاق و ثبت آن حاضر شود. در صورتي كه ظرف مهلت مقرر حاضر نشود دفتر طلاق مكلف است حسب تقاضاي يكي از طرفين طلاق را جاري و ثبت نمايد. ماده 22 :  هر كس با داشتن استطاعت نفقه زن خود را در صورت تمكين او ندهد يا از تاديه نفقه ساير اشخاص واجب النفقه امتناع نمايد به حبس جنحه اي از سه ماه تا يك سال محكوم خواهد شد. تعقيب كيفري منوط به شكايت شاكي خصوصي است و در صورت استرداد شكايت يا وقوع طلاق در مورد زوجه تعقيب جزايي يا اجراي مجازات موقوف خواهد شد. ماده 23 :  ازدواج زن قبل از رسيدن به سن 18 سال تمام و مرد قبل از رسيدن به سن 20 سال تمام ممنوع است معذلك در مواردي كه مصالحي اقتضا كند استثنائا در مورد زني كه سن او از 15 سال تمام كمتر نباشد و براي زندگي زناشويي استعداد جسمي و رواني داشته باشد به پيشنهاد دادستان و تصويب دادگاه شهرستان ممكن است معافيت از شرط سن اعطا شود. زن يا مردي كه بر خلاف مقررات اين ماده با كسي كه هنوز به سن قانوني براي ازدواج نرسيده مزاوجت كند حسب مورد به مجازاتهاي مقرر در ماده 3 قانون ازدواج مصوب 1316 محكوم خواهد شد. تبصره : در نقاطي كه وزارت دادگستري اعلام مي كند دفاتر ازدواج مكلفند علاوه بر مطالبه گواهينامه مذكور در ماده 2 قانون گواهينامه ازدواج مصوب سال 1317 گواهي صحت مزاج نسبت به عوامل يا بيماريهاي ديگري كه موجب بروز بيماري يا عوارض سو در اولاد و يا زوجين خواهد شد نيز مطالبه نمايد. نوع عوامل و بيماري هاي مذكور را وزارت بهداري و وزارت دادگستري تعيين خواهند نمود. ماده 24 :  رسيدگي به امور خانوادگي در دادگاه بدون حضور تماشاچي انجام خواهد گرفت .   ماده 25 : اجراي احكام دادگاه به موجب آيين نامه اي است كه از طرف وزارت دادگستري تهيه خواهد شد. تبصره : در مورد وجوهي كه به موجب حكم دادگاه بايد ماهانه و مستمرا از محكوميت عليه وصول شود يك بار تقاضاي صدور اجراييه كافي است و مامورين اجرا مكلفند عمليات اجرايي را مادام كه دستور ديگري از دادگاه صادر نشده است ادامه دهند. ماده 26 :  مقررات اين ماده در مورد پرونده هايي كه تا كنون منتهي به صدور حكم نهايي نشده است قابل اجرا خواهد بود. ماده 27 :  آيين نامه اجرايي اين قانون را وزارت دادگستري تهيه و پس از تصويب هيات وزيران به مورد اجرا خواهد گذاشت . ماده 28 :  قانون حمايت خانواده مصوب سال 1346 و ساير مقرراتي كه مغاير با اين قانون است همچنين ماده 214 قانون مجازات عمومي از تاريخ اجرا اين قانون ملغي است .   چگونه در خانواده احساسات خود را ابراز كنيم   انسان هاي زيادي در اين دنيا وجود دارند كه مشتاق آن هستند كه به شما عشق بورزند و عشق شما را نيز به نوبه خود دريافت كنند. چرا كسي را انتخاب كنيم كه به سادگي نمي تواند عواطف خود را بروز دهد و چرا وقتمان را روي كسي تلف كنيم كه مدام مجبور باشيم به زور قلب او را باز كنيم و احساسات و عواطفش را از زير زبانش بيرون بكشيم؟ غيرقابل دسترس بودن از لحاظ روحي، درجات متفاوتي دارد. همهٌ ما ديوارهايي دور خود بنا كرده ايم كه ازنشان دادن قسمت هايي از وجودمان جلوگيري مي كند. بخشي از ماموريت و هدف يك رابطه سالم نيز اين است كه بياموزيم چگونه هر چه بيشتر از نظر روحي و احساسي باز و گشاده باشيم و بيشتر نيز اعتماد كنيم؛ اما واقعيتي كه وجود دارد، اين است كه برخي از مردم آمادگي اين را كه با كسي ارتباط داشته باشند ندارند؛ زيرا از لحاظ روحي بيش از حد بسته اند. اين دسته از مردم مي بايستي به طورجدي التيام يابند؛ قبل از آن كه توانايي و قابليت آن را داشته باشند كه عشق بورزند و عشق نيز دريافت كنند. اين نشانه هاي هشدار را در شناسايي فردي كه از لحاظ روحي غيرقابل دسترس است، مدنظر داشته باشيد. 1. نامزد يا همسرتان نمي تواند احساسات و عواطف خود رانشان دهد. فايده رابطه با كسي كه اصولاً نمي تواند احساسات خود را نشان دهد، چيست؟ چرا اصلاً آدم تنها نماند؟ اصولاً بر طبق تعريف، رابطه به معناي تاثير و رفتار متقابلي است كه بين دو انسان وجود دارد نه سعي و تلاش ازجانب يك فرد به منظور كنش متقابل با ديگري و كم كاري يا بي تفاوتي و عدم همكاري از جانب فرد ديگر. اگر نامزد يا همسرتان نمي تواند احساساتش را با شما در ميان بگذارد، رابطه تان سطحي و در نهايت مايوس كننده خواهد بود و شما ناگزير يك كنسروبازكن انسان خواهيد شد كه همواره سعي درباز كردن احساسات نامزد يا همسر خود داريد! اين كار، وظيفه شما نيست بلكه وظيفه خود اوست. اين حق مسلم شماست كه از نامزد يا همسر خود توقع داشته باشيد كه بتواند احساسات و عواطف پايه اي و زيربنايي نظير: خوشحالي، غم، ياس، هيجان و عشق را از خود بروزدهد. چنان چه او اين قابليت را نداشته باشد، بنابراين آمادگي برقراري رابطه با هيچ كس را ندارد. به خاطر داشته باشيد كه: چيزي به نام فرد غيراحساسي وجود ندارد. همگي ما روزي كودكاني احساسي بوديم. آيا تا به حال كودكي را ديده ايد كه نتواند احساسات خود را بروزدهد؟ اين امكان وجود دارد كه فردي در كودكي از لحاظ احساسي تخريب شده باشد و قابليت حس كردن و بروز عواطفش را از دست داده باشد؛ اما فرد غيرعاطفي اصولاً وجود ندارد. 2. نامزد يا همسرتان نمي تواند يا نمي خواهد كه درباره احساساتش صحبت كند. منظور از يك رابطه، فقط مجاورت با يك فرد نيست، بلكه مصاحبت و برقراري ارتباط نيز هست و اين به معناي در ميان گذاشتن احساسات، نظرات و نگرش هاي مختلف با نامزد يا همسرتان است و براي اين مهم بايد بتوانيد با يكديگر صحبت كنيد. هيچ چيز برايم غم انگيزتر از اين نيست كه از كسي بشنوم: شوهرم نمي تواند احساسات خود را بيان كند. معمولاً دوست دارم در پاسخ به چنين افرادي بگويم كه: پس چرا وانمود مي كني كه رابطه اي دركار است. تنها واقعيتي كه وجود دارد، اين است كه شما در يك خانه مشترك زندگي مي كنيد. اما هيچگونه ارتباطي با يكديگر نداريد. وقتي نامزد يا همسرتان از احساساتش با شما گفتگو نمي كند، به اين معنا است كه هيچ رابطه اي بين شما وجودندارد. تنها واقعيتي كه وجود دارد، اين است كه شما فقط يك قرارداد زندگي مشترك داريد نه يك ارتباط. همگي بارها شاهد بوده ايم كه براي بسياري ازمردم صحبت از احساسات، امري مشكل است. به خصوص اگر در كودكي به آنان آموزش داده شده باشد كه احساسات خود را بروز ندهند؛ اما اگر نامزد يا همسرتان از اين كه حتي بياموزد چگونه احساسات خود رابيان كند، امتناع مي ورزد و يا اصولاً بسته است، رابطه تان دردناك خواهد بود. تنها با گفتگو و ارتباط است كه زن و شوهر مي توانند رابطه خود را به راستي متحول كنند. كتاب خواندن، كلاس رفتن، دوره ديدن ومشاوره ازدواج همه و همه روش هاي موثري هستند جهت آموختن اين كه چگونه با يكديگر گفتگو كنيم. نكته اي كه در اين جا حايز اهميت است، اين است كه مي بايستي زن و شوهر هر دو روي اين مشكل كار كنند. 3. نامزد يا همسرتان نمي تواند خود را رها كرده و به راحتي اعتماد كند. برخي از مردم آمادگي و قابليت داشتن يك رابطه سالم را ندارند، زيرا احساسات و عواطفشان كرخت است. اين دسته از افراد ممكن است حتي سعي كنند تا اين حالتشان را كنار بگذارند، اما نمي دانند چطور بايد اين كار را بكنند، ممكن است اين قبيل افراد قبل از آن كه شما را به درونشان راه دهند، لازم باشد كه عميقاً التيام يابند. هنگامي كه صحبت از رابطه اي پردوام مي رود، حسن نيت به تنهايي كاري از پيش خواهد برد. به اين معني كه شما مي بايست كسي را پيدا كنيد كه آمادگي و از همه مهم تر، تمايل همكاري جهت فروريختن ديوارها و حصارهاي دفاعي خود را داشته باشد. در غير اين صورت، به يك مسابقه طناب كشي روحي كشيده خواهيد شد كه درآن همواره نامزد يا همسرتان را به سمت خود مي كشيد و او نيز شما را مدام پس مي زند. http://www.ettelaat.com/     پارادوکسهاي سنت ومدرنيزم :          ۲. ازديدگاه اچتماعي نهاد خانواده ، سازوکار عيني پايش وزايش مرد سالاري وهژموني مرد بر زن مي باشد .تنفيذ وراهبري کارکردهاي مردخواهانه اي همچون شوهرداري ، کودک آوري وکودک پروري ، وخانه داري از مهمترين وجوه تقسيم کارسه گانه خانوادگي است که همواره از سوي مردان مسلط بر جامعه وخانواده دنبال شده است .الگوهاي مرد خواهانه اي نظير تعداد وجنسيت فرزند خواهي، نوع پوشش کامل سر وروي زنان، نوع آموزش زنان وفرزندان، نحوه انتخاب همسر براي قرزندان دختر وپسر ، نحوه صرف اوقات فراغت ، احترام به بزرگان وشيوخ خانواده وعشيره .جامعه وانتخاب طرز تفکر ديني وشدت وحدت رعايت سلوک ديني و... از زمره خدماتي بود که تقدس خانواده را دوچندان ميساخت .    3 . از ديدگاه اقتصادي نيز کميت وتعداد خانواده از يکسو وکيفيت يا پسرزايي آنم از سوي ديگر دراقتصاد معيشتي وبسته داراي کارکردهاي مطلوبي بود .ميل به ازدواج زودهنگام وهمزمان با ورود به سن بلوغ اولين زمينه تشکيل خانواده وبهره گيري از حداکثر توان باروري وقرزند زايي است که موجبات قوام نسل واصل عشيره، افزايش نيروي کارجديد وتقويت قدرت اقتصادي واجتماعي در زيست بوم هاي کوچک عشيره اي وروستايي را فراهم مي آورد .بر همين اساس مردان يا زنان نازا يا باصطلاح اجاق کورفاقد ارج وقرب لازم بوده وبر خلاف آن افراد داراي فرزند بويژه پسرزا  ازقرب و اقتدارو تقدس بيشتري برخورداربودند .   4. از منظر ديني نيز خانواده علاوه بر اهميت کمي در ايجاد فرصت افزايش تعداد لشکر مسلمين درمقابل کفار فرضي دردفاع از کيان وبيضه اسلام ، داراي اهميت کيفي درافرايش فرصت براي تکثير وگسترش انديشه اسلامي نيز بود .به عبارت ديگرتضمين نمايش اقتدار ديني روحانيت ومتوليان ديني موکول به حفظ وگسترش خانواده بوده و در عين حال وجود آن زمينه عيني لازم براي پيشبرد هژموني ديني وضرورت وجودي صاحبان دين واقتدار ديني بوده است .   خانواده نيمه مدرن: خانواده پاردوکسيکال!    با ظهور پديده مدرنيزم وارداتي درکشور که از سالهاي واپسين حکومت قاجار ودر دوران زايمان خود درعصر مشروطه ودر اوج آن با روي کار آمدن پهلوي اول رو به توسعه گذارد، بسياري از نهادها ونماد هاي مدرنيزم بتدريج با نهادهاي سنتي وديني جامعه به چالش نشست ويکي ،ديگري را بر نمي تابيد . با شکل گيري تاسيسات مدني نويني همچون مدارس ( که در تعقيب نخستين الگوي مدرسه نوين رشديه بود) ، دانشگاهها ، دادگاههاي مدني و تصويب قوانين کيفري وجزايي نوين، سازمان هاي اداري وبروکراسي ، شناسنايي هويت هاي فردي با صدور شناسنامه ها وثبت ازدواج وطلاق بيرون از يد اقتدار سنتي دين و متوليان ديني، نهاد خانواده نيز دستخوش تغييرات اساسي گرديد. بطوريکه وظايفي همچون آموزش، اشتغال ، تربيت ، همسر گزيني، هويت يابي و جامعه پذيري افراد خانواده از زير سيطره پدر خارج وبه ساير نهاد هاي اجتماعي واگذار شد .در اين شرايط به دليل مقاومت متوليان سنت ودين از يکسو وناتواني متوليان نوگرايي در پيشبرد موفق اين فرايند ودرنتيجه فرسايشي شدن اين روند ،يسياري از نهادها وکارکردهاي آن با شرايط پارادوکسيکالي روبرو گرديد که بيشترين ناهنجاري هارا ميتوان در نهاد خانواده رديابي کرد .   1. الگوي ازدواج بعنوان خاستگاه اصلي تشکيل خانواده دستخوش تغييرات مهمي شده است .اولين تغيير مربوط به الگوي همسر گزيني است. امروزه ميان ارزشهاي والدين وفرزندان براي انتخاب همسر تفاوت وگاه تضاد هاي آشتي ناپذيري بروز کرده است .بطوريکه جوانان ديگر تن به ازدواج هاي فاميلي نمي دهند واز درون همسري يا ازدواج با خويشاوندان وعشيره مشترک سرباز ميزنند . متغيير سن نيز اشکال متفاوتي بخود گرفته است .از طرفي جوانان در سنين جواني (از نظر روانشناختي تا 24) به ازدواج روي نمي آورندومتوسط سن ازدواج به حدود 27 سال رسيده است واز طرف ديگر با افرادي ازدواج مي کنند که کمترين فاصله سني را با او دارند .عامل سن وفزوني سن شوهر نسبت به زن در ساختار سنتي مبين ومقوم اطاعت پذيري زنان واستحکام نسبي خانواده بوده است . علاوه بر اين هويت فردي نيز در انتخاب همسر نقش تعيين کننده اي بدست آورده است چنانکه همسر گزيني به اقتداي هويت خانوادگي افراد صورت نمي گيرد .عواملي نظير تحصيل، شغل، ثروت ودارايي، زيبايي وقابليتهاي فردي نسبت به عواملي چون آبروي خانوادگي، اسم ورسم ، تبار ومنزلت اجتماعي، تدين واخلاق ديني وسنتي از اهميت بيشتري برخوردار گرديده است . امروزه بخصوص در اجتماعات نيمه سنتي- مدرن وشهرهاي بزرگ، موضوع تعيين مهريه وچگونگي احقاق حقوق زن درصورت جدايي از شوهر از مهمترين مراحل فرايند همسر گزيني بشمار ميرود .شکل افراطي ومرض گونه اين فاکتور چنان است که همچون الگوي کليدي اقتصاد سياسي نظام سرمايه داري " پول- کالا- پول " زن همچنان بعنوان کالا در معادله" جهيزيه- دختر- مهريه " قرار گرفته وسنجيده ميشود.   2. همسرگزيني سنتي با همه محدوديت هايش، در ساختار بسته مناسبات دختروپسر داراي کارکردي بود که درشکل نيمه مدرن آن ، فاقداين کارکرد شده وبه دليل عدم شناخت کافي ولازم دختر وپسر از يکديگر از يکسو واهميت عوامل اقتصادي در سنجش وگزينش همسر از سوي ديگر نرخ طلاق وگسيختگي پيمان ازدواج بطورروزافزونيزياد شده است . شناخت سطحي وبسنده کردن بسياري از الگوهاي ازدواج به زيبايي، پول وامکانات رفاهي همسر وهمچنين نبود امکان همنشيني هنجارمند وفارغ از انگها وتهمت هاي اجتماعي در ايجاد رابطه آشنايي ومراوده آزاد ميان دختروپسر به صورتي آشکار وقانونمند به دليل مقاومت ساختارهاي ديني وسنتي در اين نوع از مناسبات انساني، منجر به تشکيل خانواده هايي مي گردد که تنها تضمين پايداري آن گاه مهريه سنگين و ترس از عواقب اجتماعي واقتصادي براي زن ويا فرزندان حاصل طلاق ميباشد .   3. همسرگزيني از عروسي تا گور با شکل نمادين لباس سفيد عروسي در شروع وتن پوش سفيد مرگ در پايان که بازمانده از ساختار کهنه وسنتي خانواده ايراني است ، با مذموم شمردن واحتراز فراگير از طلاق، چنان به انسداد وبن بست هاي خانواده اي به عنوان يک سيستم باز منجر شده است که ديگر کمتر خانواده اي در ايران امروز ميتوان يافت که درمعرض نابساماني، تشتت وستيز وستيزه جويي نباشد .شواهد مربوط به نرخ بالاي طلاق در بين مهاجران ايراني در ساير کشورها که زمينه هاي امنيت اقتصادي واجتماعي زنان را قراهم مي آورند، گوياي اين مهم است که درصورتيکه امنيت اقتصادي واجتماعي زنان متاهل افزايش يابد، ميل به جدايي در بين زنان وحتي مردان متاهل نيزبيشتر ميشود .   4. ناهمساني هاي ببار آمده در ميان زن وشوهر در ساختار سنتي، راه بديلي نيز پيش بيني کرده بود تادر صورت وقوع هر اشکالي در کارآمدي زن در خانواده براي حفظ منزلت وتقدس آن بجاي طلاق ، همزمان با حفظ خانواده نخست ، باازدواج مجدد مرد وبه اصطلاح آوردن "هوو" کارکردهاي خانواده قبلي زمينه تحقق مي يافت . در اينجا اصل حفظ کيان وتقدس خانواده است که مجري آن مردان بوده اند. اين الگوي جايگزين باوجوديکه ديگر امکان بروز ندارد وبه دلايل اقتصادي وفرهنگي بسياري از مردان توان بهره گيري از آن را ندارند، در عين حال زمينه ذهني وعيني حل بحرانهاي دامنگير وچاره ناپذير خانواده هاي امروزين را نيز بدست نياورده وبه دليل اينکه هنوز به لحاظ فرهنگي، اقتصادي واجتماعي امکان طلاق براي همه خانواده هاي بحران زده وجود ندارد، امروزه خانواده ايراني با مسايل عديده اي روبرو است . 4.1. تقاضاي روسپيگران در ميان مردان متاهل رو به تزايد استوحداکثر مجازات اين کار براي آنان انگ هاي اجتماعي نه چندان پر رنگ ولعابي است که بسياري آنرا تجورز هم ميکنند! 4.2. برخي از زنان ناراضي از شوهرانشان به اشکال مختلف به تامين نيازهاي جنسي خود روي آورده واغلب به دليل حکم سنگين مجازات آن بصورت سنگسار،به شکل پنهاني چنين مي کنند . 4.3. فضاي نامساعد تعامل وارتباط انساني وعاطفي ضعيف ميان اين قسم ازهمسران، منجر به گسيخته شدن اهرم نظارتي خانواده ووالدين بر فرزندان شده وبسياري از پديده ها وآسيب هاي اجتماعي از قبيل  فرارازخانواده، افت تحصيلي، کارکودکان، استعمال دخانيات در سنين نوجواني، افسردگي هاي مزمن مادران ونوجوانان وجوانان اين دست از خانواده هاو.. محصول عدم تناسب  کارکردهاي نوين مورد نياز جامعه در ساختارهاي سنتي خانواده ايراني است .    5. خانواده امروزين ايران ديگر به الگوهاي نسل پيش از خود وفادار نبوده وفرايند جامعه پذيري راعمدتا درميان همسالان خود، رسانه هاي نويني چون ماهواره ، اينترنت والگوهاي زيست جوان امروزي در گستره جهاني جستجو کرده وبي تدبير مسوولان امور آموزشي وتربيتي با نگاه گذشته گرا، با نگاهي به آينده بدنبال فروپاشي ساختارهاي کهن اجتماعي، فرهنگي،فکري وسياسي هستند .       بي سبب نيست که امروزه ميتوان چنين ادعا کرد که نهاد خانواده ديگر نمي تواند کارکرد پاسداري از ساختارهاي کهنه را ايفا کرده وياريگر وفاداري براي متوليان دين وسنت باشد . از همين روست که بسياري از صاحبنظران امور اجتماعي نيز که درصد د توجيه وحفظ ساختارهاي سنتي هستند  به دنبال احياي ساختار کهن وکارکردهاي مالوف خانواده بوده وخانواده امروزين جامعه ايران را " مقدس" نمي شمارند . والبته به همين دليل نيز بايد اذعان کرد که "خانواده مقدس" مورد نظر متوليان دين وسنت در ايران در کوران گذار از سنت به مدرنيزم به يکي از بحراني ترين نهاد هاي اجتماعي مبدل شده است .!    از اينرو به نظر ميرسد تاتشکيل يک دولت مدرن با دو خصيصه مهم دولت رفاه وسکولار براي تضمين مناسبات آزادانه پسران ودختران وتامين حقوق انساني برابر فارغ ازارزشگذاري هاي ديني وسنتي ازيکسووتضمين امنيت فردي؛ اجتماعي واقتصادي با ايجاد نظام تامين اجتماعي فراگير ازسوي ديگر خانواده مقدس ايراني درصدر مهمترين چالشهاي سنت گرايان ونو گرايان کشور قرار گيرد . خانواده ايراني،                  خانواده مقدس!؟                                                                                         خانواده سنتي:از ضرورت تا تقدس!  به روايت تاريخ اجتماعي انسان نهاد خانواده اولين نهاد اجتماعي است که برخي از جامعه شناسان ريشه پيدايش آن را همزمان با ظهورمالکيت فردي مي دانند (مورگان ومارکس) .درجامعه ايران نيز ازديربازنهاد خانواده اولين ومهمترين بستراجتماعي شدن فرد و فراگيري آموزه ها ، ارزشها و هنجارهاي اجتماعي بوده  وهست . اين ساختار بازمانده از سده هاي گذشته همواره داراي کارکردهاي بسياري بوده که منجربه قوام ودوام آن درايران نيز گرديده وبه آن سيماو کارکردي " مقدس " داده است . بطوريکه مي توان اززواياي مختلفي به اين کارکردها پرداخت .    1. ازديدگاه سياسي ،نهاد خانواده مهمترين ابزار نگهداشت وتوسعه ساختار پاتريمونياليزم يا سلطه موروثي سلطان در جامعه و حفظ دولت مطلقه مردسالار و پدرسالارانه است . بطوريکه "ولي" کوچک درسطح خانواده (پدر) داراي همان اقتدار بي حد وحصري است  که" ولي" کبير درسطح جامعه با عناويني همچون والي ده يا شهر، سلطان و ولي فقيه داراست . ازاينرو خانواده براي نه تنها مردان مسلط برزنان ، بلکه براي مردان سياسي ود يني مسلط بر جامعه نيز داراي تقد س وارزش ويژه اي است که بدون آن ضمانتي بر پايداري ساختارهاي پيش گفته وجود نخواهد داشت . اطاعت وتسليم پذيري ، ترس وتقليد ازرهبران سياسي وديني وتبعيت وفرمانپرستي کورکورانه از صاحبان حوزه قدرت وسياست از گذشته تا کنون همواره آويز گردن ودستاويز بردگي مردم بوده است .بن مايه اين زور آشکاروپنهان چنان با سياست يگانه شده است که در ادبيات ايراني سياسيت به معناي تنبيه وادب کردن مردمان نااهل تعبير شده است . http://daneshnameh.roshd.ir

راه های جلوگیری از بارداری

جلوگیری از بارداری شامل وسایل و روش های متعددی است که فرد می تواند برای پیشگیری از حاملگی از آنها استفاده کند. پزشکان، مأمورین بهداشت و سلامت، ماماها، و پرستاران می توانند اطلاعات مفیدی را راجع به جلوگیری از بارداری در اختیار شما قرار دهند. کلیه افرادی که در مطب پزشکان، درمانگاه های عمومی، یا بیمارستان ها کار می کنند موظف به حفظ اسرار مراجعین هستند.     

  • کاندوم
  • دیافراگم/سر پوش
  • اسپرم کش ها      
  • قرص های ضد بارداری فاقد استروژن
  • قرص های ضد بارداری
  • حلقه های ضد بارداری
  • چسب های ضد بارداری
  • قرص های کوچک
  • حلقه های هورمونی
  • کپسول های ضد بارداری قابل کاشت
  • حلقه های مسی
  • نابارور سازی
  • ضدبارداری اضطراری
  • روش های ضد بارداری نامطمئن

کاندوم

کاندوم یک پوشش لاستیکی نازک است که روی آلت در حال نعوظ کشیده می شود. کاندوم باید طی کل مدتی که مقاربت جنسی انجام می شود مورد استفاده قرار گیرد. چنانچه همراه کاندوم از یک کرم یا کف اسپرم کش استفاده شود، اطمینان آن افزایش می یابد. همچنین کاندوم در برابر بیماری های مقاربتی و عفونت HIV مصونیت ایجاد می کند. کاندوم همه جا به فروش می رسد: فروشگاه های مواد غذایی، داروخانه ها، پمپ بنزین ها، و غیره. چنانچه از کاندوم درست استفاده شود، می تواند وسیله بسیاری مطمئنی برای جلوگیری از بارداری باشد.  

دیافراگم/سرپوش

دیافراگم/سرپوش، پوششی از جنس لاستیک و با خاصیت کشسانی است که زن آن را در مهبل خود قرار می دهد تا گردن رحم، دهانه رحم/زهدان، او را بپوشاند. دیافراگم/سرپوش در اندازه های مختلف عرضه می شود و اندازه آن باید توسط پزشک تعیین شود. دیافراگم/سرپوش باید به همراه کرم اسپرم کش مورد استفاده قرار گیرد. دیافراگم/سرپوش را می توان هر زمان قبل از انجام مقاربت جنسی در مهبل قرار داد و باید حداقل شش ساعت بعد از انجام مقاربت در مهبل بماند. اکثر خانم ها می توانند از دیافراگم/سرپوش استفاده کنند. چنانچه دیافراگم/سرپوش و کرم اسپرم کش به نحو صحیح در مهبل قرار داده شود، می تواند وسیله بسیاری مطمئنی برای جلوگیری از بارداری باشد.

اسپرم کش ها

اسپرم کش ها به همراه کاندوم یا دافراگم/سرپوش مورد استفاده قرار می گیرند و به خودی خود وسیله مناسبی برای جلوگیری از بارداری نیستند. آنها به شکل کرم، کف، ژل، یا شیاف تولید و عرضه می شوند. اسپرم کش ها را می توان بدون نسخه پزشک از داروخانه ها تهیه نمود. آنها عوارض جانبی بسیار کمی دارند.

قرص های ضد بارداری فاقد استروژن

فقط یک نوع قرص ضد بارداری فاقد استروژن در بازار نروژ وجود دارد. این قرص مانع از تخمک گذاری (تولید تخمک توسط زن) می گردد. برای اینکه این قرص مؤثر باشد، لازم است هر روز رأس ساعت معین مصرف گردد. همچنین خانم های شیرده نیز می توانند از این قرص استفاده کنند. چنانچه از قرص درست استفاده شود، تقریباً ٪١٠٠ قابل اطمینان است. برای خرید قرص های ضدبارداری فاقد استروژن نسخه پزشک لازم است.

قرص های ضد بارداری

قرص های ضد بارداری معمولی بیش از ٣٠ سال است که به بازار عرضه شده اند. آنها حاوی دو نوع هورمون ترکیبی مختلف می باشند: استروژن و پروژستوژن. این دو هورمون انسانی از هورمون هایی که توسط تخمدان ساخته می شود تقلید می کنند. قرص های ضد بارداری مختلف ترکیبات گوناگونی دارند. پزشک شما در انتخاب نوع مناسب قرص ضد بارداری شما را راهنمایی و برای شما نسخه ای تجویز می کند. قرص های ضد بارداری مانع از تخمک گذاری و چسبیدن تخمک به بافت سطحی رحم می شوند. چنانچه از قرص های ضد بارداری به نحو صحیح استفاده گردد، می توانند وسیله ای مطمئن برای جلوگیری از بارداری باشند. برای خرید قرص های ضدبارداری نسخه پزشک لازم است.

زنان سیگاری بالای ٣٥ سال نباید قرص های ضد بارداری مصرف کنند. این توصیه شامل زنان مبتلا به لخته خون، سرطان سینه، حمله قلبی یا سایر بیماری های قلبی، یا بیماری های کبدی شدید نیز می گردد.

حلقه های ضد بارداری

حلقه ضد بارداری یک حلقه نرم و انعطاف پذیر است که توسط خود زن در مهبل قرار می گیرد. حلقه حاوی استروژن و پروژستوژن، البته در دوزهای کمتری نسبت به قرص های ضد بارداری، است. حلقه این هورمون ها را به تدریج آزاد می کند. حلقه های ضد بارداری باید به مدت سه هفته در مهبل باقی بمانند. سپس حلقه بیرون آورده می شود و یک حلقه نو بعد از یک هفته در مهبل قرار داده می شود. حلقه مانع از تخمک گذاری می گردد و استفاده از آن آسان است. حلقه های ضد بارداری را می توان با تجویز پزشک از داروخانه ها خریداری کرد. آنها بسیار مطمئن هستند. زنانی که مجاز به استفاده از قرص های ضد بارداری نیستند، نمی توانند از حلقه ضد بارداری نیز استفاده کنند.

چسب های ضد بارداری

چسب ضد بارداری حاوی همان مقدار استروژن و پروژستوژن است که در قرص های ضد بارداری با دوز پایین موجود می باشد. هورمون ها از طریق پوست وارد بدن می شوند. چسب ها طی سه هفته متوالی همان روز هفته تعویض می شود. بعد از آنکه طی سه هفته متوالی از سه وصله استفاده کردید، قبل از استفاده از یک چسب جدید در همان روز هفته، یک هفته وقفه بیاندازید. وصله مانع از تخمک گذاری می شود و می توان آن را با تجویز پزشک از داروخانه ها خریداری کرد. آنها درست به اندازه قرص های ضد بارداری قابل اطمینان هستند.

قرص های کوچک

قرص های کوچک فقط حاوی یک نوع هورمون ترکیبی است. پروژستوژنها. قرص های کوچک را باید هر روز رأس ساعت معین مصرف کرد. اگر فراموش کنید که قرص را مصرف کنید و بیش از ٢٧ساعت از زمان مصرف قرص قبلی گذشته باشد، در آن صورت باید طی ١٤ روز آینده از روش های ضد بارداری مضاعف استفاده کنید. قرص باید به صورت عادی مصرف شود. برای خرید قرص های کوچک نسخه پزشک لازم است.

حلقه های هورمونی

حلقه هورمونی (که به سیستم درون رحمی (IUS) یا دستگاه درون رحمی (IUD) نیز معروف است) شیء کوچکی است که توسط پزشک در رحم زن قرار داده می شود. قرار دادن حلقه ممکن است کمی ناراحت کننده باشد، اما ناراحتی معمولاً زود تسکین می یابد. چنانچه درد و ناراحتی ناشی از آن ادامه یابد، باید با پزشک خود مشورت کنید. حلقه هورمونی مانع از رشد بافت فوقانی رحم و نفوذ اسپرم به آن می گردد. همچنین مانع از حرکت اسپرم در رحم می گردد. حلقه هورمونی به مدت چندین سال مؤثر است و وسیله ای بسیار مطمئن برای جلوگیری از بارداری می باشد.

کپسول های ضد بارداری قابل کاشت

دو نوع کپسول ضدبارداری قابل کاشت در بازار نروژ وجود دارد. این نوع کپسول ها تقریباً اندازه چوب کبریت و حاوی هورمون پروژستوژن ترکیبی هستند. آنها زیر پوست بازوی زن کاشته می شوند و بسته به نوع کپسول بین سه الی پنج سال باقی می مانند. این کار در مطب پزشک انجام می گیرد. کپسول های کاشته شده مانع از تخمک گذاری می شوند و با تأثیر بر مخاط گردن رحم از رسیدن اسپرم به لوله های فالوپ (مجاری عبور تخم) جلوگیری می کنند. کپسول های ضد بارداری قابل کاشت وسیله مطمئنی برای جلوگیری از بارداری می باشند.

حلقه های مسی

حلقه مسی (که به سیستم درون رحمی (IUS) یا دستگاه درون رحمی (IUD) نیز معروف است) مانند حلقه هورمونی در رحم زن قرار داده می شود. حلقه مانع از چسبیدن اسپرم به رحم می گردد. همچنین مانع از حرکت اسپرم در رحم می گردد. حلقه هورمونی به مدت پنج تا ده سال مؤثر است و وسیله ای بسیار مطمئن برای جلوگیری از بارداری می باشد. حلقه های مسی ممکن است به پریود های شدیدتر و بعضاً توأم با درد منجر شوند.

نابارور سازی

نابارور سازی آخرین وسیله جلوگیری از بارداری است. مرد یا زنی که نابارور شده است دیگر نمی تواند بچه دار شود. این عمل به ندرت برگشت پذیر است. بنابراین قبل از اقدام به نابارور سازی، لازم است کاملاً در مورد آن فکر کنید.

ضد بارداری اضطراری

اگر مقاربت تقریباً زمانی صورت گیرد که زن در دوره تخمک گذاری باشد، احتمال بارداری ٪٢٠ است. اگر در چنین زمانی بدون استفاده از وسایل ضد بارداری اقدام به مقاربت کرده باشید، می توانید قرص های ضد بارداری اضطراری را بدون نسخه پزشک از داروخانه تهیه کنید. این قرص ها حاوی دوزهای بالایی از هورمون های مخصوص هستند که باید ظرف ٧٢ ساعت از زمان مقاربت مصرف شوند. لازم است سه یا چهار هفته بعد به پزشک خود مراجعه و از بارداری یا عدم بارداری خود اطمینان حاصل کنید. اگر بارداری ادامه یابد، مصرف این قرص ها می تواند برای جنین مضر باشد. همچنین می توان با قرار دادن یک حلقه ظرف پنج روز بعد از مقاربت جنسی، از بارداری جلوگیری نمود.

روش های ضد بارداری نامطمئن

دوره های ایمن تر

اصولاً با اجتناب از مقاربت طی دورانی که زن تخمک گذاری می کند، می توان از بارداری جلوگیری کرد. این روش بسیار نامطمئن است زیرا هم طول چرخه و هم زمان تخمک گذاری از زنی به زن دیگر بسیار متفاوت است.

روش بیرون ریختن اسپرم

اگر مقاربت جنسی قبل از آنکه انزال صورت گیرد قطع شود، ممکن است از بارداری جلوگیری شود. اما، این روش بسیار نامطمئن است. بعضی از اسپرم ها می توانند قبل از آنکه انزال صورت گیرد وارد مهبل شوند و اسپرم موجود روی پوست اطراف مهبل می تواند وارد مهبل شود. انتخاب روشهای پیشگیری از بارداری بستگی به عواملی مانند سلامتی فرد، تواتر فعالیت جنسی، تعداد شرکای جنسی و میل به فرزند دار شدن در آینده دارد. میزان اثربخشی بر اساس تخمین های آماری، نکته کلیدی دیگری است.

روشـــهای ایجاد کننده مانــــع :

کاندوم مردانه

          کاندوم مردانه غلافی است که روی آلت نعوظ یافته پیش از دخول قرار می گیرد. و به وسیله ایجاد مانع در برابر عبور اسپرم از حاملگی پیشگیری می کند.

          کاندوم فقط می تواند یکبار استفاده شود. به بعضی از انواع آن ماده شیمیایی برای از بین بردن اسپرم اضافه شده است. اضافه نمودن این ماده اسپرم کش، از نظر علمی نشان نداده است که می تواند اثر مضاعفی در جلوگیری از بارداری نسبت به کاندوم تنها داشته باشد. از آنجا که این وسیله به عنوان یک مانع مکانیکی عمل می کند از تماس مستقیم با اسپرم، ترشحات تناسلی، عفونی و چرک و زخمهای تناسلی جلوگیری می کند.

          بیشتر کاندومها از سمغ لاتکس و درصد کمی از آنها از روده گوسفند (که به نام پوست گوسفندی خطاب می شوند) ساخته شده اند. کاندومهای ساخته شده از پلاستیکی به نام پلی اورتان از سال ۱۹۹۴ در آمریکا به فروش می رسند.

          کاندومهای لاتکسی از موثرترین روشها برای کاهش خطر عفونت ناشی از ویروسهایی که باعث ایجاد ایدز، سایر بیماریهای وابسته به ایدز و دیگر بیماریهای منتقله از راه جنسی می شوند، هستند.برای افرادی که به لاتکس حساس هستند کاندومهای پلس اورتان جایگزین مناسبی هستند.

          بعضی کاندومها لغزنده شده هستند. این مواد لغزنده حفاظت علیه بارداری یا بیماریهای منتقله از راه جنسی را افزایش نمی دهند. مواد لغزنده بدون چربی مانند ژل آبکی یا ژل K-Y، می توانند در همراهی با کاندومهای لاتکسی یا پوست گوسفندی استفاده شوند. اما مواد لغزنده چرب مانند ژل پترولیوم (وازلین) لوسیونها یا روغن بچه یا روغن ماساژ نباید استفاده شوند چرا که باعث ضعیف شدن و پاره شدن کاندوم می گردند.

کاندوم زنانه

          کاندوم زنانه که در سال ۱۹۹۳ توسط اداره دارو و غذا تأیید شد، حاوی یک غلاف لغزنده پلی اورتان که از نظر ظاهری کاملاً مشابه کاندوم مردانه است می باشد. انتهای بسته آن که یک حلقه انعطاف پذیر دارد در داخل مهبل قرار داده می شود در حالیکه انتهای باز آن بیرون قرار داده می شود و تا اندازه ای لب ها را می پوشاند. 

          کاندوم زنانه هم مانند کاندوم مردانه بدون نسخه در دسترس است و فقط برای یکبار مصرف می باشد و نباید در همراهی با کاندوم مردانه استفاده شود چرا که باعث لغزیدن و خروج از محل می شود.

دیافراگم

          این روش فقط با نسخه در دسترس است و توسط یک کارشناس برای آنکه اندازه مناسب داشته باشد، اندازه گیری می شود. دیافراگم یک صفحه سمغی گنبدی شکل است که یک حاشیه انعطاف پذیر دارد که از دو طریق از بارداری جلوگیری می کند. دیافراگم دهانه رحم ار می پوشاند وبنابراین اسپرم نمی تواند به رحم دست یابد در حالیکه کرم یا ژل اسپرم کشی که پیش از کارگذاری در دیافراگم به کار رفته است اسپرم ها را می کشد.

          دیافراگم تا ۶ ساعت پس از کارگزاری حفاظت کننده است. برای ارتباط جنسی پس از ۶ ساعت یا برای ارتباط مکرر در طی این ۶ ساعت باید اسپرم کش تازه در داخل مهبل در حالیکه دیافراگم هنوز در جای خود باقی است به کار برود. دیافراگم حداقل ۶ ساعت پس از آخرین ارتباط جنسی باید، در مکان خود باقی بماند. اما این زمان نباید بیش از ۲۴ ساعت طول بکشد چرا که خطر سندرم شوک توکسیک  که یک عفونت نادر اما بالقوه کشنده است را افزایش می دهد. علائم و نشانه های سندرم شوک توکسیک شامل تب ناگهانی، ناراحتی معده، دانه های خورشیدی شکل و افت فشار خون است.

روشهای هورمونی

قرصهای خوراکی پیشگیری از بارداری ترکیبی

          قرصهای خوراکی پیشگیری از بارداری ترکیبی که به صورت خاص به آن قرص گفته می شود ۴۰ سال در بازار به فروش می رسیده است و یکی از عمومی ترین روشهای پیشگیری از بارداری بر گشت پذیر در آمریکا هستند. این شکل از روشهای جلوگیری تخمک گذاری ( آزاد شدن ماهیانه یک تخمک از تخمدانها) را به وسیله اثر مرکب هورمونهای استروژن و پروژسترون مهار می کند. 

          اگر زنی به یاد آورد که هر روز دقیقاً در یک ساعت معین قرص را مصرف کند، شانس بسیار کمی برای باردار شدن دارد. اما اگر این زن بعضی داروها مانند آنتی بیوتیکهای خاصی را مصرف کند اثر بخشی قرصها کم می شود.

          در کنار پیشگیری از بارداری قرصها مزایای دیگری نیز دارند. همانگونه که در ابتدا توضیح داده شد، قرص می تواند عادت ماهانه را منظم تر و سبکتر کند. در ضمن اثر حفاظتی علیه بیماریهای التهابی لگن (عفونت لوله های فالوپی  یا رحم که علت عمده ناباروری در زنان است) و علیه سرطانهای تخمدان و لایه داخلی رحم دارد.

          تصمیم به استفاده از قرص باید با مشاوره با یک کارشناس بهداشتی گرفته شود. قرصهای پیشگیری از بارداری برای بسیاری زنان ایمن است حتی بسیار کم خطر تر از به دنیا آوردن کودک، اما در عین حال برخی خطرات را نیز به همراه دارند.

          قرصهای کم هورمون فعلی خطرات کمتری نسبت به انواع ابتدایی تر دارند. اما زنان بالای ۳۵ سال سیگاری و زنانی که وضعیتهای پزشکی خاص مثل سابقه ایجاد لخته خونی یا سرطان رحم یا سرطان لایه داخلی رحم دارند، ممکن است توصیه به عدم دریافت این قرصها شوند. قرص ممکن است با بیماری قلبی عروقی شامل فشار خون بالا و انسداد رگها مربوط باشد.

          یکی از بزرگترین سوالات این است که آیا قرص خطر سرطان سینه را در مصرف کنندگان قدیم و جدید قرص افزایش می دهد یا خیر. یک مطالعه بین المللی که در سپتامبر ۱۹۹۶ در مجله پیشگیری از بارداری به چاپ رسید استنتاج کرد که خطر سرطان سینه در زنان ۱۰ سال پس از قطع مصرف قرص بیشتر از زنانی که هرگز قرص استفاده کرده اند نیست. در طی مصرف قرص و ۱۰ سال پس از توقف استفاده از قرص خطر سرطان سینه درزنان فقط کمی بیش از زنانی است که از قرص استفاده نمی کنند.  زنانی که سرطان سینه داشته یا دارند، نباید از قرص استفاده کنند چرا که استروژن درون قرص ممکن است وضعیت آنها را بدتر کند.

          عوارض قرص که معمولاً چند ماه پس از مصرف قرص از بین می روند شامل تهوع، سردرد، درد پستانها، اضافه وزن، خونریزی نامنظم و افسردگی است.

مینی پیل (قرص شیر دهی)

          گرچه مینی پیل هم مانند قرصهای ترکیبی خوراکی به صورت روزانه مصرف می شود، فقط حاوی هورمون پروژسترون بوده و استروژن ندارد. این قرصها از طریق افزایش ضخامت مخاط ناحیه دهانه رحم از رسیدن اسپرم به تخمک جلوگیری می کنند. در ضمن این قرصها لایه داخلی رحم را از ضخامت محافظت می کنند که باعث می شود، تخمک بارور شده نتواند در رحم جایگزین شود. این قرصها مختصری کم اثرتر از قرصهای ترکیبی خوراکی هستند.

          قرص شیردهی نیز مانند قرص های ترکیبی می تواند، خونریزی قاعدگی و گرفتگی های ماهیچه ها را کم کند و خطر سرطان تخمدان و رحم و نیز بیماریهای التهابی لگن را کاهش دهد. از آنجا که این قرصها حاوی استروژن نیستند خطر ایجاد لخته خونی که در همراهی با قرصهای ترکیبی اتفاق می افتد، را ندارند.  این قرصها انتخابهای خوبی برای تازه مادرانی است که به کودک خود شیر می دهند چرا که قرصهای ترکیبی خوراکی ممکن است کیفیت و کیت شیر مادر را کاهش دهند. در ضمن این قرصها انتخابهای خوبی برای افرادی هستند که با قرصهای ترکیبی خوراکی دچار سردرد شدید و فشار خون بالا می شوند.

          عوارض جانبی قرصهای شیردهی شامل تغییر چرخه قاعدگی، اضافه وزن و دردهای پستانی است.

روش اورژانس پیشگیری از بارداری

          دو نوع قرص پیشگیری ازبارداری اورژانس توسط اداره دارو و غذا برای پیشگیری از بارداری پس از ارتباط جنسی، زمانی که روش پیشگیری از بارداری استانداردی استفاده نمی شده یا دچار شکست شده است، به تأیید رسیده.یکی از این محصولات حاوی ترکیب استروژن و پروژسترون و دیگری فقط پروژسترون است.

          هر دو نوع محصول که فقط با نسخه پزشک در دسترس هستند، از طریق به تآخیر نداختن یا مهار تخمک گذاری یا جلوگیری از لانه گزینی تخمک بارور شده در رحم عمل می کنند. این قرصها در صورتی که تخمک بارور شده جایگزین شده باشد دیگر اثری ندارند.

          روشهای اورژانس حدود ۷۵ درصد موثر هستند که به معنای این است که تعداد زنانی که انتظار می رود پس از ارتباط جنسی حفاظت نشده، حامله شدند از ۸ به ۲ در زنانی که از این روش استفاده می کنند، کاهش می یابند.

          عوارض جانبی شامل تهوع و استفراغ است که هر دو مورد در زنانی که فقط از قرصهای پروژسترونی استفاده کرده اند کمتر گزارش شده است.

پروژسترون تزریقی

          آمپول دپوورا که در سال ۱۹۹۲ توسط اداره دارو و غذا تأیید شد به وسیله یک کارشناس بهداشتی هر دو ماه یکبار در بازو یا باسن تزریق می شود.  دپو ورا از سه طریق از بارداری پیشگیری می کند: تخمک گذاری را مهار میکند، مخاط دهانه رحم را برای جلوگیری از دستیابی اسپرم به تخمک تغییر داده و آستر رحم را برای جلوگیری از لانه گزینی تخمک بارور شده، تغییر میدهد. تزریق پروژسترون در جلوگیری از بارداری بسیار مؤثر است، چرا که نیاز به تلاش بسیار کمی از سوی زن برای جلوگیری از حاملگی را بردارد. « زنی که از این روش استفاده می کند به راحتی هر سه ماه یکبار یک تزریق توسط پزشک دریافت می کند».

          مزایای این روش مشابه مینی پیل و دیگر روش پروژسترونی پیشگیری از بارداری (نورپلانت) است. عوارض جانبی هم مشابه است و شامل قاعدگی های نامنظم یا فقدان قاعدگی (که آسیب زننده نبوده و به معنای این نیست که این روش درست عمل نمی کند)، اضافه وزن و دردهای پستانی می باشد.

پروژسترون کاشتنی

          نورپلانت که در سال ۱۹۹۰ و نوع جدیدتر آن نورپلانت ۲ در سال ۱۹۹۶ به وسیله اداره دارو و غذا تأیید شدند نوع سوم روشهای پیشگیری از بارداری پروژسترونی هستند. این روش پیشگیری از بارداری که به شکل استفاده از استوانه ها ی رزینی در اندازه چوب کبریت است، به روش جراحی در زیر پوست بازو جایی که به طور مداوم هورمون استروییدی لوونورژسترل را آزاد می کند، کار گذاشته می شود.

          ۶ استوانه نورپلانت به مدت ۵ سال (یا تا زمانی که برداشته شوند) در برابر حاملگی ایجاد حفاظت می کنند.  در حالیکه دو استوانه نورپلانت ۲ به مدت سه سال از حاملگی پیشگیری می کنند. شکست نورپلانت بسیار نادر است اما با افزایش وزن این احتمال بیشتر می شود.

          بعضی زنان ممکن است دچار عفونت یا التهاب در محل کاشته شدن نورپلانت شوند. سایر عوارض جانبی آن شامل تغییرات چرخه قاعدگی، اضافه وزن و درد پستانی است.

وسایل داخل رحمی

          IUD وسیله ای مکانیکی است که توسط یک کارشناس بهداشتی در داخل رحم جاگذاری می شود. دو نوع آی یو دی در آمریکا در دسترس هستند. آی یو دی مسی و آی یو دی پروژسترونی. آی یو دی مسی می تواند به مدت ۱۰ سال باقی بماند. در حالیکه آی یو دی پروژسترونی هر سال باید جایگزین شود.

          به طور کامل مشخص نیست که آی یو دی چطور از حاملگی پیشگیری می کند. به نظر می رسد که این وسایل از طریق بی حرکت کردن اسپرم در مسیرش به سمت لوله های فالوپی از ملاقات اسپرم و تخمک جلوگیری می کنند یا با تغییر لایه داخلی رحم از لانه گزینی تخمک بارور شده جلوگیری می نمایند.

          آی یو دی ها یکی از کمترین میزانهای شکست را در بین روشهای پیشگیری از بارداری دارند. وقتی آی یو دی برای فرد مناسب باشد (وقتی هر دو زوج دارای یک شریک جنسی باشند و ارتباطات آنها با ثبات باشد که در خطر عفونت نباشند) آی یو دی یک روش پیشگیری از بارداری بسیار امن و موثر است.

روشهای سنتی

آگاهی از باروری

          به این روش، روش طبیعی پیشگیری از بارداری یا پرهیز دوره ای هم گفته می شود. آگاهی از باروی مستلزم پرهیز از ارتباط جنسی یا استفاده از روشهای سد کننده پیشگیری از بارداری در روزهایی از چرخه قاعدگی زن است که احتمال بیشتری برای حاملگی اش وجود دارد.

          از آنجا که اسپرم تا حدود ۷ روز می تواند در راههای تناسلی زنانه باقی بماند و تخمک تا ۲۴ ساعت پس از آزاد شدن قابل بارور شدن است، یک زن می توند از رابطه جنسی ۷ روز پیش از تخمک گذاری تا ۲۴ ساعت پس از آن باردار شود. روشهایی که تخمین می زنند چه زمانی یک زن بارور است بستگی به چرخه قاعدگی، تغییرات مخاط دهانه رحم یا تغییر در درجه حرارت بدن دارد. این روش می تواند اثر بخش باشد ولی احتیاج به یک زوج بسیار با انگیزه و هوشمند برای اثر بخشی این روش است.

روش صرفنظر کردن (withdrawal)

در این روش که قطع رابطه جنسی هم خوانده می شود، مرد آلت تناسلی خود را قبل از انزال از مهبل خارج می کند. در صورتیکه اسپرم وارد مهبل نشود از بارداری پیشگیری می شود.

اثر بخشی این روش بستگی به توانایی مرد برای صرفنظر کردن پیش از انزال دارد. این روش هیچ حفاظتی علیه عفونتهای منتقله از راه جنسی مانند ایدز ندارد. بیماریهای عفونی به وسیله تماس مستقیم با ضایعات سطحی و مایع پیش انزالی قابل انتقال است.

عقیم سازی به روش جراحی

عقیم سازی به روش جراحی برای افرادی به کار گرفته می شود که تصمیم ندارند در آینده بچه دار شوند. این روش دائمی تلقی می شود، چرا که برگشت پذیری آن منوط به جراحی بزرگی است که اغلب نیز ناموفق است.

عقیم سازی زنان

در روش عقیم سازی زنان لوله های فالوپی بسته می شوند و بنابراین تخمک نمی تواند به درون رحم مهاجرت کند. عقیم سازی با تکنیکهای مختلف جراحی و معمولاً زیر بیهوشی عمومی انجام می گیرد.

عوارض این جراحی ها نادر است و شامل عفونت، حاملگی خارج رحمی، خونریزی و مشکلات مربوط به استفاده از بیهوشی عمومی است.

عقیم سازی مردان

این روش که وازکتومی هم نامیده می شود از طریق دوختن، گره زدن یا بریدن مجاری انتقال دهنده اسپرم که اسپرم را از بیضه ها به آلت تناسلی منتقل می کند عمل می کند.

وازکتومی یک جراحی سریع است که معمولاً کمتر از ۳۰ دقیقه طول می کشد و عوارض پس از جراحی اندکی مانند خونریزی یا عفونت دارد.

تحقیقات بر روی روشهای پیشگیری از بارداری که عوارض را کمتر می کنند ادامه دارد.

تقسيم بندي قرصهاي ضد حاملگي   

۱- پروژسترون(ميني پيل): در ايـن قـرصها تنها هورمون پـروژستـرون وجـود دارد- ويژه خانمهاي شيرده و يا مبتلا به فشار خون بالا مي باشد. خانمهاي شيرده مي بايست ۶ هفته پس از زايمان شروع بمصرف اين قرصها كنند. بـسـته اين قرصها ۲۸ عددي مي بـاشد. نحوه مصرف آنها روزي يك قــرص سر ساعت معين  از روز نخست قاعدگي ميباشـد و پـس از اتـمـام بسـتـه مـصرف قرص بسته جديد بدون وقفه آغـاز ميــگردد. در صورتي كه مصرف قرص كمتر از ۳ ساعت از زمان مقرر فراموش گردد بلافاصله پس از يادآوري آن قرص مصرف و مابقي قرصها نيز طبق روال مصرف ميگردد اما هرگاه مصرف قرص بيش از ۳ ساعت به تاخير افتاد بلافاصله پس از يادآوري قرص فراموش شده مصرف گرديده و تا يك هفته ميبايد از يك روش ضد بارداري ديگر استفاده نمود. اثر اين قرصها از قرصهاي تركيبي پايين تر ميباشد.

۲- تركيبي: اين قرصها تركيبي از دو هورمون استروژن و پروژسترون ميباشد. اين قرصها خود به سه دسته تقسيم بندي ميگردند: *

منو فازيك(تك مرحله اي): ميزان هورمونهاي استروژن و پروژسترون در تمام قرصها يكسان ميباشد.ق رصهاي LD وHD در اين گروه قرار دارند.

 * دي فازيك(دو مرحله اي): ميزان هورمونهاي استروژن و پروژسترون در دو مرحله تغيير ميكند.

* تري فازيك(سه مرحله اي): ميزان هورمونهاي استروژن و پروژسترون در سه مرحله به تدريج افزايش مي يابد. بسته بندي قرصهاي تركيبي نيز دو گونه ميباشد: ۱- بسته هاي ۲۱ عددي: اين بسته ها حاوي ۲۱ عدد قرص موثر ميباشد. ۲- بسته هاي ۲۸ عددي: اين بسته ها حاوي ۲۸ عدد قرص بوده كه ۲۱ عدد آن موثر بوده و ۷ عدد آن را قرصهاي خنثي تشكيل ميدهند. ۷ قرص آخر تنها براي كمك به حافظه مصرف كننده ميباشد.

 نحوه مصرف قرصهاي LD و HD

ــقرصهاي LD كرم رنگ بوده و دوز پايين دارند. قرصهاي HD سفيد رنگ بوده و دوز بالا دارند. نحوه مصرف: از روز ۵ قاعدگي مصرف قرصها آغاز ميگردد (خواه خونريزي قطع و يا ادامه داشته باشد). ۲۱ روز قرصها سر ساعت معين مصرف گرديده و پس از اتمام بسته يك هفته (۷ روز) مصرف قرص قطع گرديده و از روز هشتم مصرف بسته جديد قرص آغاز ميگردد. (خواه خونريزي قطع و يا ادامه داشته باشد) در صورت فراموشي مصرف قرص: ۱- هرگاه مصرف يك قرص فراموش گردد: به محض يادآوري قرص را مصرف كرده و قرصهاي بعدي را نيز در زمان مقرر مصرف كنيد. ۲- هرگاه مصرف دو قرص متوالي فراموش گردد: به محض يادآوري ۲ قرص را همزمان مصرف كرده و ۲ قرص ديگر را همزمان روز بعد مصرف كنيد.مابقي قرصها را در زمان مقرر مصرف كنيد.تا يك هفته نيز از يك روش ديگر پيشگيري از بارداري استفاده كنيد. ۳- هرگاه مصرف ۳ قرص متوالي فراموش گردد: در اين صورت مابقي بسته قرص را بدور انداخته و همان روز مصرف قرصهاي بسته جديدي را آغاز كنيد. تا يك هفته نيز از يك روش ديگر پيشگيري از بارداري استفاده كنيد. * معمولا پس از دو هفته از مصرف قرصهاي LD وHD ديگر حاملگي صورت نخواهد گرفت اما بهتر است ماه نخست مصرف اينگونه قرصها از يك روش ديگر پيشگيري از بارداري استفاده كنيد.

 

مهريه و جهيزيه

با وجود يک عمر تلاش و مبارزه و پس از گذشت قرن ها هنوز هم زنان در چنگال سنت و قوانين اسلامي سنتي ، عشيره و مرد سالاراسير اند.در بسياري از کشور ها قانون خانواده ومناسبات زن و مرد همواره تا کنون تحت تاثير شريعت و سنت قرار دارد . گر چه بسياري از  قوانين بدلايل ضروريات و نياز هاي جديد اجتماعي تغييرنموده اند ولي قانون مربوط به خانواده و حقوق مدني زنا ن هم چنان دست نخورده و ابتدائي باقي مانده است.     

 معاملات خريد و فروش با لاي جسم انسان زير نام مهريه يا شير بها و جهيز يه از تبارزات جامعه مرد سالار بوده که توسط سنت ،عرف و مذ هب مهر تائيد خورده و در داخل خانواده هاي سنتي در معرض ا جرا قرار مي گيرد.

گر چه اين سنت شوم از قبل در درون جامعه انساني شکل گرفته است بدين تر تيب که اگر مردي ميخواست با زني ازدواج کند بايد يک مدت را در خدمت ما لک يا دارنده زن يا دختر مذکور مي گذشتاند که اين خدمت به شکل کار هاي جسمي يا شعباني ويا خدمت در مز رعه وغيره بود،که بعدآ با انکشاف جامعه و شنا خت ارزش ها و کالا ها به عوض خدمت کردن و عمر قيد کردن آن را با پر دا خت کا لا يا ارزش تبرئه مي کردند که بعدآ اين سنت  به شکل ملايمتري در آمد بد ين منعي که دادن تحفه ها به صورت سمبوليک به والدين دختران وزنان تغيرنمود. ولي امروز اين وجه شکل يک تجارت را در بين جوامع عقب مانده گرفته است.چنا نچه در اکثر کشور هاي خاور ميا نه چون پا کستان،هند،بنگلديش سريلانکا، افغانستان ،ايران،و هم کشور هاي افريقائي چون سوماليا ،اوگاندا،تانزانيا وغيره اين معاملات قربا ني هاي زيادي را بهمر اه داشته  است.

 

طبق آماري در سال 2001 که به صورت رسمي منتشر گرديده تعداد قتل هاي جهيز يه را در هندوستان به  7000 نفر اعلام داشت در حا ليکه ارقام اصلي آن به بيشتر از 25000نفر تخمين زده شده است.

در کشور هاي افريقائي نيز خريد زنان در مقابل شيربها يک رسم است که بعدآ مردان خودشان را ما لک مطلق زنان شان ميدانند.ا ين مهريه يا شير بهاوسيله استثمار زنان و مانع در مقابل دستيابي به برابري ميباشد.

شير بها و جهيز يه هر د وپد يده ايست که ريشه در سنت و مذهب دارد.

از نظر مذهب اسلام مهر را چنين تعريف مي کنند: «به نقل از کتاب ازدواج مکتب انسان سازي صفحه253فصل مهريه»

ًمهر يک کلمه انتخابي قران است که آنرا صدقه ياصدق نيز تعبيرميکنند واين کلمه رابيشتر چنين تفسيرمي کنند که مردان بخاطر جلب رضايت زنان حالت فرو تني اختيار نموده و اين امريست بر صداقت مرد، که بر زنان صدق يا مهر را پيشنهاد ميکند ً

در جاي ديگري چنين تبصره شده که«به نقل از کتاب ازدواج مکتب انسان سازي صفحه253فصل مهريه»  

 ً اين مهر يکنوع پشتوانه ائست براي زن و بهتر بگوئيم نوع بيمه کردن براي زن است و بدين دليل اگر دختري خودش بدون دخالت ولي اش  عاشق  مي شود و ازدواج  مي کند و  مهر را نا ديده مي گيرد پس از بر داشت هاي تمتعي از همسرش و به خاموشي گرائيدن غرائز جنسي و بر گشتن عقل از دستگاه تناسلي به مغزش! مي فهمد که اشتباه کرده است.ً

بنا بر همين قوانين اسلامي است که هزاران دختر جوان که در خانواده هاي مسلمان بدنيا مي آيند با مصيبت ازدواج اجباري از جانب خانواده هاي شان دست وپنجه نرم مکنند. اين ازدواج ها اکثرآ در مقابل گرفتن پول،مال وجايداد از جانب به اصطلاح ولي ايشان که  عبارتند از پدر،پدر کلان، برادر، کا کا،ماما.... صورت ميگيرد.دخترانيکه قرباني اينگونه ازدواج ها ميگردد به صورت يک کالا به ملکيت مرد درآمده و معرض

 معاملات غير انساني قرار ميگيرند.

            مردان کالا وار در بدل دادن پول به والدين زنان را به تملک خود در آورده و در حقيقت براي حفظ اين مالکيت زنان بايد مطيع ،پاکدامن،با حيا، امين و خد متگذار شو هر باشد و اين صفات از مشخصات زن مسلمان و مومن ميباشدو از جانب جامعه مرد سالار هم قبول شده است.مطيع بودن زن بدين معني که نبايد زن سر کش باشد ،زيرا زن سر کش نمي تواند يک ملکيت خوب باشد و پاکدامني هم تضمين اين ملکيت است که مبادااين ملکيت مرد، دست مردديگري بفتد .

 در تمام جوامعيکه اين نوع   جنايات درمقابل زنان صورت ميگيرد ، مجازات نا پذيري اين جنايات هم واقعيت مبرم است. در تمام قوانين اين کشور ها به نحوي دست مردان را براي اعمال اينگونه جنا يات باز گذاشته اند و قوانين با تمام آن سنت ها که تشويق کننده اين رفتار هاست کنار ميايد.

چنانچه «به نقل از مجله تاس چاپ آلمان» آنه موند زن دهقان و مادر 4 فرزند از شرق اوگاندا با چنگک دروگري بطور وحشتناکي از شوهرش لت و کوب خورده ومورد تجاوز قرارگرفته که دو هفته به حالت کوما در شفاخانه بستري شد . شوهرش بعد از دستگيري و باز جوئي کوتاه آزاد شد، زيرابا پرداخت مهر يه خودش را مالک همسرش دانسته و خواسته او را تجديد تربيت کند قانون و پوليس هم درين امر با اوهمنوا بوده و آن را يک امر خصوصي قلمداد کرد.

امروزدر جوامع عقب مانده و سنتي ازجمله افغانستان مردان کهن سال با پرداخت مهريه وپول گزاف به والدين با دختران جوان وحتي دختران خورد سال ازدواج مي کنند.واين باعث ايجاد خشونت هاي شديد خانوادگي ميگردد.اين خشونت ها به شکلي است که مردان بعد از پرداخت شيربهاي گزاف زنان را در ملکيت شان در آورده و بعدآ به ايشان ديکته ميکنند که چه بپوشند ،چگونه بااطرافيانش بر خورد داشته باشد،باکي ها در تماس باشد و با لا خره تمام حرکاتش زير کنترول  گرفته شده وهرگاه زني دست از پا خطا کند خشونت خانوادگي آغاز شده و آن مردانيکه بيرون از محدوده خانه افراد آزاد ليبرال و محترمي هستند در داخل خانه بيک زندانبان وحشي در مقابل همسران شان تبديل ميگردند.

اين سنت عقب مانده نه تنها زنان راذليل و تهي دست ميسازد بلکه مردان جوانيکه خواهان ازدواج هستند و توانائي پرداخت شيربهاي گزاف را ندارند واداربه کار هاي شاقه و غير انساني سا خته ودر صورت عدم داشتن امکانات براي براي پرداخت شيربها دست به اعمال جنون آميز زده که در نتيجه آمار تجوزات جنسي بالا رفته و دختران و زنان يکبار ديگر به شکل مضاعف دچار خشونت جنسي چه درداخل خانواده و ياچه در اجتماع شده که در نتيجه اين عمل سبب خود سوزي ها،خود کشي ها،قتل هاي ناموسي و سنگسار شدن ها ميگردد.

به ازهمين مجله «تاس»مشکل بزرگ ديگريکه زنان جوامع کشورهاي افريقائي را بيشتر تحت  شعاع قرار داده اينست که  مهريه دخترانيکه ختنه شده اندو مکتب نرفته اند بيشتر ازدخترانيست که مکتب ميروند و ختنه نشده ان،بدينترتيب اين امر  باعث بيسوادي و عقب ماندگي زنان و دختران گرديده و  از سوي    ديگر باعث ناقص سازي جنسي و صدمات فاجعه آميز روحي و جسمي آنها ميگردد.

در جامعه هندوستان و پاکستان د ختران ز يادي سالانه بخاطر ندادن جهيزيه از جانب فاميل هاي شوهرانشان  سوختانده ميشوند لت و کوب ميخورند و به قتل ميرسند ،زيرادر صورت طلاق بايستي تمام جهيزيه دوباره به خانواده عروس مسترد گردد بنابرين در صورت بروز اختلافات و طرح مسله طلاق مردان زنان شان را به قتل ميرسانند و اکثرآ قتل هارا تصادفي جلوه ميدهند.زيادي زنان و ددختران هندي وپاکستا ني بين مدرنيته و سنت در گير ما نده اند.

                    

            گر چه اين رسم قانونآ از سال1961 ممنوع گرديده است ولي پوليس و قانون نمي خواهند درين مسله دخالت کنند وبنام مشکلات خصوصي داخل فاميلي احترام ميگذارند.

به صورت خلاصه چنين استنباط ميگرددکه: زن ستيزي مذاهب و سنت هاي عقب مانده زن ر ا در تملک مرد و کم ارزش ،ضعيف و قابل ستم کرده است . زنان دراخل خانه، خانواده، مکتب، کارخانه، دادگاه،قانون ، خدا ، کليسا ، مسجد  و پوليس بطور سيستماتيک بي ارزش شمرده شده و قرباني جنايات ميشوند.بنآ بدون يک تحول اساسي در ساختار اجتماعي هيچگونه حمايتي ولو به عنوان حافظ امنيت آنها هم باشد کافي نيست.و قانون در صورتي در وضعيت و موقعيت زنان تحول جدي ايجاد ميکند که با رفاه اجتماعي و اقتصادي براي تعداد وسيع از زنان همراه باشد.لذا چنن ميتوان گفت که تامين دراز مدت امنيت جاني و رواني در عرصه زندگي خصوصي براي زنان نيز نميتواند جدا از تغيرات مادي و تحولات اقتصادي باشد.

تمام آمار گرفته شده درين بحث:

    _  کتاب ازدواج مکتب آدم سازي فصل مهريه از دکتر سيد رضا پاکنژاد

                   _  مجله تاس چاپ آلمان7جولاي 2001و20 ماي 2003

http://www.mashal.org/home/main/hejtemahi.php?id=00047

 

عوامل مستعد كننده اعتياد

اعتياد يك بيماري زيست شناختي، روانشناختي و اجتماعي است عوامل متعددي در اتيولوژي سوء مصرف و اعتياد موثر هستند كه در تعامل با يكديگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتياد مي شوند. عوامل موثر بر فرد، محيط فرد و كليه علل و عوامل درهم بافته اي هستند كه بر يكديگر تاثير مي گذارند. درك كليه علل و عوامل زمينه اي موجب مي شود تا روند پيشگيري، شناسايي، درمان و پيگيري به طور هدفمند طرح ريزي شود. بنابراين، آشنايي با عوامل زمينه ساز مستعد كننده در مقابل آن از دو جهت ضرورت دارد: 1- شناسايي افراد در معرض خطر اعتياد و اقدامهاي پيشگيرانه لازم براي آنان؛ 2- انتخاب نوع درمان و اقدامهاي خدماتي، حمايتي و مشاوره اي لازم براي معتادان. عوامل مخاطره آميز عوامل مخاطره آميز مصرف مواد شامل عوامل فردي، عوامل بين فردي و محيطي و عوامل اجتماعي است. عوامل مخاطره آميز فردي □ دوره نوجواني       □ استعداد ارثي       □ صفات شخصيتي:       ● صفات ضد اجتماعي   ● پرخاشگري     ● اعتماد به نفس پايين     □ اختلالهاي رواني: ● افسردگي اساسي      ● فوبي □ نگرش مثبت به مواد □ موقعيتهاي مخاطره آميز: ● ترك تحصيل     ● بي سرپرستي □ تاثير مثبت مواد بر فرد در اينجا به شرح هر يك از عوامل فوق مي پردازيم: دوره نوجواني مخاطره آميز ترين دوران زندگي از نظر شروع به مصرف مواد دوره نوجواني است. نوجواني دوره انتقال از كودكي به بزرگسالي و كسب هويت فردي و اجتماعي است. در اين دوره، ميل به استقلال و مخالفت با والدين به اوج مي رسد و نوجوان براي اثبات بلوغ و فرديت خود ارزشهاي خانواده را زير سوال مي برد و سعي در ايجاد و تحليل ارزشهاي جديد خود دارد. مجموعه اين عوامل، علاوه بر حس كنجكاوي و نياز به تحرك، تنوع و هيجان، فرد را مستعد مصرف مواد مي نمايد. ژنتيك شواهد مختلفي از استعداد ارثي اعتياد به الكل و مواد وجود دارد. تاثير مستقيم عوامل ژنتيكي عمدتاً از طريق اثرات فارماكوكينتيك و فاركوديناميك مواد در بدن مي باشد كه تعيين كننده تاثير ماده بر فرد است. برخي از عوامل مخاطره آميز ديگر نيز تحت نفوذ عوامل ژنتيكي هستند مانند برخي اختلالهاي شخصيتي و رواني و عملكرد نامناسب تحصيلي ناشي از اختلالهاي يادگيري.   صفات شخصيتي عوامل مختلف شخصيتي با مصرف مواد ارتباط دارند. از اين ميان، برخي از صفات بيشتر پيش بيني كننده احتمال اعتياد هستند و به طور كلي فردي را تصوير مي كنند كه با ارزشها يا ساختارهاي اجتماعي مانند خانواده، مدرسه و مذهب پيوندي ندارد و يا از عهده انطباق، كنترل يا ابراز احساسهاي دردناكي مثل احساس گناه، خشم و اضطراب بر نمي آيد. اين صفات عبارتند از: عدم پذيرش ارزشهاي سنتي و رايج، مقاومت در مقابل منابع قدرت، نياز شديد، احساس فقدان كنترل بر زندگي خود، اعتماد به نفس پايين، فقدان مهارت در برابر پيشنهادهاي خلاف ديگران، فقدان مهارتهاي اجتماعي و انطباقي. از آنجا كه اولين مصرف مواد، معمولاً از محيطهاي اجتماعي شروع مي شود هر قدر فرد قدرت تصميم گيري و مهارت ارتباطي بيشتري داشته باشد، بهتر مي تواند در مقابل فشار همسالان مقاومت كند. اختلالهاي رواني در حدود 70 درصد موارد، همراه با اعتياد اختلالهاي ديگر روانپزشكي نيز وجود دارد. شايع ترين تشخيصها عبارتند از: افسردگي اساسي، اختلال شخصيت ضد اجتماعي، فوبي، ديس تايمي، اختلال وسواسي- جبري، اختلال پانيك، مانيا، اسكيزوفرني. نگرش مثبت به مواد افرادي كه نگرشها و باورهاي مثبت و يا خنثي به مواد مخدر دارند، احتمال مصرف و اعتيادشان بيش از كساني است كه نگرشهاي منفي دارند. اين نگرشهاي مثبت معمولاً عبارتند از: كسب بزرگي و تشخص، رفع دردهاي جسمي و خستگي، كسب آرامش رواني، توانايي مصرف مواد بدون ابتلا به اعتياد. موقعيتهاي مخاطره آميز فردي بعضي از نوجوانان و جوانان در موقعيتها يا شرايطي قرار دارند كه آنان را در معرض خطر مصرف مواد قرار مي دهد. مهمترين اين موقعيتها عبارتند از: در معرض خشونت قرار گرفتن در دوران كودكي و نوجواني، ترك تحصيل، بي سرپرستي يا بي خانماني، فرار از خانه، معلوليت جسمي، ابتلا به بيماريها يا دردهاي مزمن. حوادثي مانند از دست دادن نزديكان يا بلاياي طبيعي ناگهاني نيز ممكن است منجر به واكنشهاي حاد رواني شوند. در اين حالت فرد براي كاهش درد و رنج و انطباق با آن از مواد استفاده مي كند. تاثير مواد بر فرد اين متغير وقتي وارد عمل مي شود كه ماده حداقل يك بار مصرف شده باشد. چگونگي تاثير يك ماده بر فرد، تابع خواص ذاتي ماده مصرفي و تعامل آن با فرد و موقعيت فرد مصرف كننده است. تاثير مواد بر فرد مصرف كننده، به ميزان قابل توجهي، به مشخصات او بستگي دارد. اين مشخصات عبارتند از: شرايط جسمي فرد، انتظار فرد از مواد، تجربيات قبلي تاثير مواد و مواد ديگري كه هم زمان مصرف شده اند. مواد مختلف نيز تاثيرهاي متفاوتي بر وضعيت فيزيولوژيك و رواني فرد دارند، مثلاً: هروئين و كوكائين سرخوشي شديد، الكل آرامش و نيكوتين مختصري هشياري و آرامش ايجاد مي كند. عوامل مخاطره آميز بين فردي و محيطي □ عوامل مربوط به خانواده: ● غفلت از فرزندان    ● وجود الگوي نامناسب در خانواده    ● خانواده آشفته     □ عوامل مربوط به دوستان: ● دوستان مصرف كننده مواد □ عوامل مربوط به مدرسه: ● فقدان محدوديت    ● فقدان حمايت     □ عوامل مربوط به محل سكونت: ● شيوع خشونت و اعمال خلاف عوامل مربوط به خانواده خانواده اولين مكان رشد شخصيت، باورها و الگوهاي رفتاري فرد است. خانواده علاوه بر اينكه، محل حفظ و رشد افراد و كمك به حل استرس و پاتولوژي است، منبعي براي تنش، شكل و اختلال نيز مي باشد. نا آگاهي والدين، ارتباط ضعيف والدين و كودك، فقدان انضباط در خانواده، خانواده متشنج يا آشفته و از هم گسيخته، احتمال ارتكاب به انواع بزهكاريها مانند سوء مصرف مواد را افزايش مي دهد. همچنين والديني كه مصرف كننده مواد هستند باعث مي شوند فرزندان با الگوبرداري از رفتار آنان مصرف مواد را يك رفتار بهنجار تلقي و رفتار مشابهي پيشه كنند. تاثير دوستان تقريباً در 60 درصد موارد، اولين مصرف مواد به دنبال تعارف دوستان رخ مي دهد. ارتباط و دوستي با همسالان مبتلا به سوء مصرف مواد، عامل مستعد كننده قوي براي ابتلاي نوجوانان به اعتياد است. مصرف كنندگان مواد، براي گرفتن تاييد رفتار خود از دوستان، سعي مي كنند آنان را وادار به همراهي با خود نمايند. گروه«همسالان» به خصوص، در شروع شروع مصرف سيگار و حشيش بسيار موثر هستند. بعضي از دوستيها، صرفاً حول محور مصرف مواد شكل مي گيرد. نوجوانان به تعلق به يك گروه نيازمندند و اغلب پيوستن به گروههايي كه مواد مصرف مي كنند، بسيار آسان است. هر چند پيوند فرد با خانواده، مدرسه و اجتماعات سالم كمتر باشد، احتمال پيوند او با اين قبيل گروهها بيشتر مي شود. عوامل مربوط به مدرسه از آنجا كه مدرسه بعد از خانواده، مهم ترين نهاد آموزشي و تربيتي است، مي تواند از راههايي زير زمينه ساز مصرف مواد در نوجوانان باشد: بي توجهي به مصرف مواد و فقدان محدوديت يا مقررات جدي منع مصرف در مدرسه، استرسهاي شديد تحصيلي و محيطي، فقدان حمايت معلمان و مسئولان از نيازهاي عاطفي و رواني به خصوص به هنگام بروز مشكلات و طرد شدن از طرف آنان. عوامل مربوط به محل سكونت عوامل متعددي در محيط مسكوني مي تواند موجب گرايش افراد به مصرف مواد شود: فقدان ارزشهاي مذهبي و اخلاقي، شيوع خشونت و اعمال خلاف، وفور مشاغل كاذب، آشفتگي و ضعف همبستگي بين افراد محل و حاشيه نشيني از جمله اين عوامل هستند. عوامل مخاطره آميز اجتماعي □ فقدان قوانين و مقررات جدي ضد مواد مخدر □ بازار مواد □ مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعي □ كمبود فعاليتهاي جايگزين □ كمبود امكانات حمايتي، مشاوره اي و درماني □ توسعه صنعتي، محروميت اجتماعي- اقتصادي مشخصات فردي و عوامل محيطي بخشي از علل اعتياد هستند و بخش ديگر را بازارهاي بين المللي مواد و عوامل اجتماعي- اقتصادي حاكم بر جامعه تشكيل مي دهند. اين عوامل عبارتند از: قوانين فقدان قوانين جدي منع توليد، خريد و فروش، حمل و مصرف مواد، موجب وفور و ارزاني آن مي شود. بازار مواد ميزان مصرف مواد، با قيمت آن نسبت معكوس دارد. هر چه قيمت مواد كاهش يابد، تعداد افرادي كه بتوانند آن را تهيه كنند افزايش مي يابد. همچنين سهل الوصول بودن مواد به تعداد مصرف كنندگان آن مي افزايد. مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعي در جوامعي كه مصرف مواد نه تنها ضد ارزش تلقي نمي شود، بلكه جزيي از آداب و سنن جامعه و يا نشان تمدن و تشخيص و وسيله احترام و پذيرايي است، مقاومتي براي مصرف مواد وجود ندارد و سوء مصرف و اعتياد شيوع بيشتري دارد.   كمبود امكانات فرهنگي، ورزشي، تفريحي كمبود امكانات لازم براي ارضاي نيازهاي طبيعي رواني و اجتماعي نوجوانان و جوانان از قبيل كنجكاوي، تنوع طلبي، هيجان، ماجراجويي، مورد تاييد و پذيرش قرار گرفتن و كسب موفقيت بين همسالان، موجب گرايش آنان به كسب لذت و تفنن از طريق مصرف مواد و عضويت در گروههاي غير سالم مي شود. عدم دسترسي به سيستمهاي خدماتي، حمايتي، مشاوره اي و درماني در زندگي افراد، موقعيتها و مشكلاتي پيش مي آيد كه آنان را از جهات مختلف در معرض خطر قرار مي دهد. فقدان امكانات لازم يا عدم دسترسي به خدماتي كه در چنين مواقعي بتواند فرد را از نظر رواني، مالي، شعلي، بهداشتي، اجتماعي حمايت نمايد، فرد را تنها و بي پناه، بدون وجود سطح مقاومت اجتماعي رها مي كند. توسعه صنعتي جامعه، مهاجرت، كمبود فرصتهاي شغلي و محروميت اقتصادي- اجتماعي توسعه صنعتي، جوامع را به سمت شهري شدن و مهاجرت از روستاها به شهرها سوق مي دهد. مهاجرت باعث مي شود تا فرد، براي اولين بار، با موانع جديدي برخورد نمايد. جدايي از خانواده، ارزشهاي سنتي و ساختار حمايتي قبلي به تنهايي، به انزوا و نااميدي فرد مي انجامد. كم سوادي، فقدان مهارتهاي شغلي، عدم دسترسي به مشاغل مناسب و به دنبال آن محدوديت در تامين نيازهاي حياتي و اساسي زندگي و تلاش براي بقا، فرد را به مشاغل كاذب يا خريد و فروش مواد مي كشاند و يا براي انطباق با زندگي سخت روزمره و شيوه جديد زندگي به استفاده از شيوه هاي مصنوعي مانند مصرف مواد سوق مي دهد( رحيمي موقر، آفرين؛ و همكاران، 1376). انواع مواد مخدر :اين مواد كند كننده فعاليتهاي سيستم اعصاب مركزي، جزو گروه مواد سستي زا، مسكن درد و شديدا اعتياد آور مي باشند. معمولا ايجاد حالت سرخوشي و نشاط مي كنند. برخي از اين مواد به صورت طبيعي وجود دارند، مانند ترياك كه از بوته خشخاش بدست مي آيد. بقيه به طور مصنوعي و شيميايي در آزمايشگاهها ساخته مي شود. برخي از مخدرها مانند كديين ارزش استفاده پزشكي و درماني دارند، ولي مصرف بي رويه و نابجاي آنها بدون تجويز پزشك، خطراتي را به دنبال دارد. به علت اينكه مصرف اين گونه مواد مشكلات جدي فردي و اجتماعي را موجب مي گردد، اين داروها تحت كنترل شديد قانوني مي باشند. مواد مخدر افيوني و تركيبات آن عبارتند از: الف- تريـــاك  ب- كديين  پ- مرفين  ت- هروئين   ث- متادون  ج- پتيدين (دمرول)    چ- پيركدان  ح- ديلاوديد   خ- دارون   د- ديفن اكسيلات (لوموتيل)   ذ- هيدرو مرفين ر- هيدرو كديين و كليه داروهايي كه هيدرو كديين دارند هروئين هروئين كه نام شيميايي آن "دي استيل ـ مورفين" است و در سال 1900 به عنوان وسيله‌اي براي درمان مؤثر اعتياد به مورفين ارائه شد. اما افسوس كه اين اميد واهي خيلي زود به يأس مبدل گشت. زيرا متوجه شدند، گرچه هروئين خواب‌آوري كمتري دارد، اما قدرت مسموم كنندگي آن پنج برابر مورفين است. هروئين با عمل تقطير از مرفين استخراج مي‌شود. هروئين پودر كريستالي سفيد رنگي است كه در سال 1874 توسط دانشمند انگليسي در بيمارستان سنت مري كشف شد. دانشمند قوي اين ماده را تترااستيل مرفين خواند تا اينكه در حدود سال 1890 دانشمند آلماني بنام درسر و چند دانشمند ديگر مطالعات بيشتري روي آن انجام دادند و دريافتند كه اين مشتق دي استيله است و آن را براي معالجه اشخاص مبتلا به سل و ساير بيماريهاي جهاز تنفسي و همچنين براي ترك اعتياد به مرفين پيشنهاد و عمل كردند. كارخانه باير آلمان دست به تهيه تجارتي آن زد و به آن نام هروئين داد شايد باير كلمه هروئين را از كلمه كه در زبان آلماني به معني‌ عامل بسيار قوي و بسيار موثر كه مقدار كم آن اثر زياد دارد، اقتباس كرده است. از طرفي شايد چون مصرف هروئين مي‌تواند اثر اعتياد مرفين را از بين ببرد (چون يك مخدر قوي‌تر مي‌تواند اثرارت فيزيولوژيكي داروي مخدر قبلي را از بين ببرد و خود جانشين آن بشود)در ضمن چون پس از مصرف هروئين البته فقط در شروع و اوايل مصرف آن اعمال رواني و جسماني به شدت تقويت مي‌شود و شخص مي‌تواند كار چند روزه را در يك روز تمام كند به اين ماده نام هروئين مشتق از كلمه به معني قهرمان دادند. پودر هروئين در رنگ سفيد                                                                             پودر هروئين در رنگ قهوه اي هروئين اعتياد شديد فيزيكي را در كمتر از 21 روز در 97 درصد اشخاصي كه آن را مورد مصرف قرار داده بودند، به وجود آورد. هروئين ماده مخدري قوي است، كه آخرين پله نردبان اعتياد را در مصرف مواد مخدر به خود اختصاص داده است و شخص را به سفري مي برد كه كمتر كسي از آن به سلامت بازگشته است! فردي كه پس از سير در مصرف انواع مواد مخدر به هروئين روي مي‌آورد. ابتدا آن را استنشاق مي‌كند، اما كمي بعد جهت تأثير فوري و افزايش دادن اثر آن، به سرنگ روي مي‌آورد و در رگ تزريق مي‌كند. هروئين تزريق شده احساس لذت عمومي و سريع و شديد را توليد مي‌كند. متخصصان اين حالت را شبيه اوج در جماع توصيف نموده ولي در اصطلاح، معتادان آنرا فلش (Flash) يعني چيزي شديد و آني همانند نور فلش دوربين عكاسي مي‌نامند. فلش عكس‌العملي است ناگهاني، زنده و عميق كه ارگانيسم نسبت به ورود ماده نشان مي‌دهد. اين حالت كه حداكثر در حدود 10 ثانيه طول مي‌كشد براي معتاد هميشه عالي است. هروئين كه قدرت خواب‌آوري كمتري دارد، توليد برانگيختگي‌هاي شديد و خشني مي‌كند، ليكن سهولت تفكر و تصور ترياك را توليد نمي‌نمايد،شايد به همين علت است که مصرف اين ماده بيشتر در بين مردها متداول است. بررسي‌هاي آماري نشان مي‌دهد كه در برابر هر 5 مرد معتاد فقط يك زن معتاد وجود دارد. هروئين از مورفين مستبدتر است و كمبود آن زودتر احساس مي شود. به طوريكه معتاد را مجبور مي‌سازد در فواصل زماني مشخص ( 3 تا 5 ساعت براي هروئين و 8 تا 12 ساعت براي ترياك) از اين ماده استفاده كند، تا اضطراب غيرقابل تحمل ناشي از كمبود را از بين ببرد. مضافا اينكه پس از مدتي، مصرف هروئين به جز رفع احتياج، اثر ديگري ندارد و مكانيسم وابستگي، ريتم تزريق و مقدار مصرف را رفته رفته افزايش مي‌دهد و زوال و نابودي فرد را سرعت مي‌بخشد. اعتياد به هروئين بندگي مطلق است و معتاد فقط براي هروئين و توسط آن زنده است. شخص معتاد به علت آگاهي از اعتياد خود رنج فراوان مي‌برد، اما ظاهرا كاري از دستش بر نمي‌آيد. بايد دانست هروئين برخلاف الكل كه بعضي از رفتارهاي سركوب شده را آزاد مي‌سازد، تعدادي از رفتارهاي پايه، مانند رفتارهاي جنسي، خشونتي و تهاجمي و حتي رفتارهاي رفع گرسنگي را سركوب كرده و از قدرت اصلي آن مي‌كاهد. ايجاد حالت كرخي در معتاد باعث مي گردد كه فشار مختلف و دردهاي جسماني خصوصا دلواپسي و اضطراب وي بهبود يابد. وابستگي فيزيكي بسيار شديد است، معتاد مي‌بايست حداقل هر 8 تا 12 ساعت يكبار از اين ماده مصرف كند تا از بروز علائم كمبود جلوگيري نمايد. تجربيات حاصله نشان مي‌دهد كه مصرف روزانه 60 ميلي‌گرم هروئين مي‌تواند در مدت دو هفته فرد را كاملا معتاد سازد. زيرا در اين مدت ارگانيسم بدن خود را با ماده مخدر وفق داده و با آن سازگار مي‌گردد، و وقتي شخص از نظر فيزيكي كاملا معتاد شد، كمبود مصرف يا عدم دستيابي باعث بروز علائمي ‌مي‌شود. تقريبا 12 ساعت بعد از آخرين مصرف، معتاد خود را بدحال حس مي‌كند، احساس ضعفي به او دست داده و خميازه مي‌كشد، مي‌لرزد و عرق مي‌كند، از بيني و چشمهايش ترشحات زيادي خارج مي‌شود. اين علائم توام با حالت آشفتگي به مدت چند ساعت ادامه يافته و پس از آن معتاد به خوبي ناآرام فرو مي‌رود. در موقع بيداري يعني 18 تا 24 ساعت بعد از آخرين تزريق فرد معتاد وارد عمق جهنم زندگيش مي‌شود. خميازه ها آنچنان شديد مي گردد كه مي‌توانند فكهايش را از هم جدا سازند. ترشحات بيني همچنان ادامه مي‌يابد، موهاي بدن سيخ مي‌شود و انقباضات شديدي در معده و روده‌ها پديد مي‌آيد، كه باعث ايجاد اسهال و استفراغ شديد مي‌شود. حدود 36 ساعت بعد از آخرين تزريق، معتاد خود را با پتوهاي متعدد مي‌پوشاند. زيرا بدنش به شدت مي‌لرزد و پاهايش بي‌اختياد دچار لرزشهاي شديدي مي گردد. به طوري كه قادر به خوابيدن نيست، بلند مي‌شود، راه مي‌رود، روي زمين دراز مي‌كشد و فرياد مي‌زند. ريزش ترشحات از بيني همچنان ادامه مي‌يابد و سرعت و ميزان آن باور نكردني است، زيرا فقط تعريق او باعث خيس شدن دائم لباسها و رختخوابش مي‌شود. در اين مرحله ضعف جسماني به حدي است كه فرد قادر به بلند كردن سر از روي بالش نمي‌باشد و گاهي متخصصان از بيم جان بيمار به هراس مي‌افتد و مقداري هروئين به وي تزريق مي‌كنند. تزريق مقدار كمي هروئين تقريبا تمام علائم را به سرعت از بين مي‌برد. هاريس ايزبل در اين مورد مي‌نويسد "منظره شگفت انگيزي است، زيرا شخصي كه به شدت مريض است، نيم ساعت پس از تزريق به صورت آدمي سالم، خنده رو، خوشحال و مرتب در مي‌آيد." البته اگر تزريق انجام نگيرد تمام علائم فوق پس از 6 تا 7 روز از بين مي‌رود، زيرا بدن پس از اين مدت دوباره قابليت عدم نياز به هروئين را باز مي‌يابد. حشيش چيست؟ حشيش صمغ چسبناك از بوته كانابيس است كه معمولا به صورت تكه هاي جامد مكعبي شكل فروخته مي شود و در رنگهاي مختلف از قهوه اي كم رنگ تا سياه ديده شده، در ساختمان تركيبي اش به صورت انواع مختلف از خشك و سخت گرفته تا نرم و شكننده ديده مي شود. معمولا آن را خرد و ريز كرده و در پيپ و يا سيگارهايي كه با دست درست مي كنند، مي پيچند و با ماري جوانا يا توتون مصرف مي كنند. حشيش به صورت خشت پخته مي شود. نامهاي خياباني آن (Pot, Smoke, grass, Hash) مي باشد. از نظر طبقه بندي فارماكولوژي، تضعيف كننده يا محرك سيستم اعصاب مركزي است. مصرف پزشكي: حشيش به عنوان مسكن و ماده رفع بي خوابي كه ايجاد آرامش مي كند و THC و ديگر مشتقات براي درمان برخي از بيماريها از جمله آسم و صرع مي تواند مورد استفاده قرار گيرد، ولي در حال حاضر فقط در درمان حالت تهوع و استفراغ ناشي از شيمي تراپي در درمان سرطان، استفاده مي شود. اثرات كوتاه مدت: بايد دانست كه اثرات حشيش با توجه به مقدار و نوع استفاده (كشيدن يا خوردن) متفاوت است. وضعيت جسمي و سلامت فرد از جمله وزن، اندازه، خلق و خوي فرد، درجه تحمل و ... فرق مي كند. اثرات كشيدن حشيش در عرض چند دقيقه پس از مصرف ظاهر مي شود و 2 تا 4 ساعت باقي مي ماند. در صورت خوردن هضم آن به طور بطي و كند صورت مي گيرد. لذا اثر آن به تدريج و طولاني تر مي گردد، معمولا فرد پس از مصرف حشيش احساس آرامش و راحتي مي كند، قوه درك و احساس او افزايش مي يابد، رنگها به نظرش شفاف تر و روشن تر مي آيند، صدها به نظر از فاصله دورتر به گوش مي رسد. به هر حال در ادراكات حسي به خصوص بينايي و شنوايي تحريف به وجود مي آيد، اشتها افزايش مي يابد، مخصوصا در مورد غذاهاي شيرين. حشيش                                           روغن حشيش:        از اثرات كوتاه مدت ديگر مصرف حشيش عبارتند از: خواب آلودگي ، قرمز شدن چشمها، افزايش ضربان قلب، خشكي دهان و گلو، گشادگي مردمك چشم، مختل شدن قوه حافظه و تمركز فكري به طور موقت، اختلال درك زمان و مكان، اضطراب، افسردگي، هيجان، تحرك زياد، تحريك پذيري، تند مزاجي، بي قراري، پر حرفي، خنده هاي بي دليل، احساس طرد شدگي، ترس و وحشت، دگرگوني و تغيير شكل فضا و زمان – اختلال در هماهنگي و تعادل در راه رفتن، احتمالا اوهام كه اغلب توام با حالت پارانويايي به خصوص در مصرف مقدار زياد آن همراه است. دوز معمولي آن، مهارتهاي كاربردهاي ماشيني را لطمه مي زند، از اين رو به خصوص رانندگي در حين مصرف حشيش بسيار خطرناك است ، ماده T. H. C. كه تركيب فعال حشيش است در بدن افرادي كه تصادفات شديد رانندگي داشته اند و منجر به جراحات سختي گرديده، ديده شده است. اثرات عمده بلند مدت: تحقيقات نشان مي دهد كه اثرات سوء مصرف حشيش به خصوص در بين جوانان و بزرگسالان حتمي است از جمله: از دست دادن انگيزه و علايق، آسيب به حافظه و تمركز فكر، عدم قابليت رانندگي، كاهش قواي دفاعي بدن در برابر عفونتها و بيماريها، گيجي و سردرگمي، فقدان انرژي و ... در اثر استفاده مرتب و مداوم حشيش پيش مي آيد. هم چنين خطر ابتلا به برونشيت مزمن، سرطان ريه و بيماريهاي دستگاه تنفسي در مصرف كنندگان منظم حشيش بيش از ديگر گروههاست. كشيدن سيگار ماري جوانا و حشيش آسيب شديدي به دستگاه تنفسي مي زند، زيرا تار موجود در آن، دو برابر قوي تر از تار موجود در سيگار معمولي است. هم جنين عوامل ايجاد كننده سرطان در تار موجود در حشيش خيلي بيش از سيگارهاي معمولي است. مطالعات و تحقيقات نشان مي دهد كه رشد طبيعي بك نوزاد به وسيله مصرف مرتب حشيش يا ماري جوانا به وسيله مادر، در دوران بارداري مي تواند به طور جدي آسيب ببيند. آزمايشات بر روي حيوانات نشان داد كه نوزادان حيوانات آزمايشگاهي كه در دوران بارداري تحت مصرف اين ماده قرار گرفته بودند، داراي برخي از ناهنجاريها و رفتار غير عادي بودند، در اثر مصرف مداوم وابستگي رواني و تحمل ايجاد مي شود، نشانه هاي ترك شامل اضطراب، عصبانيت، از دست دادن اشتها و بي خواب و بد خوابي است. روغــــن غليظ سبزه تيره يا قهوه اي مايـــــل به قرمز است كه از تصفيه حشيش با يك ماده محلل ارگانيك بدست مي آيد و معمولا آن را به توتون داخــــل سيگار ماليده و به صورت دود كردني مصرف مي شود. تي. اچ. سي. (T. H. C.) يك تركيب حلال در حشيش است و به طور خالص، يك تركيب شيميايي است. THC به ندرت در خيابان قابل دسترسي و خريد و فروش است و آنچه كه به نام THC فروخته مي شود، معمولا پي. سي. پي يا ال. اس. دي است. THC مخفف (Tetra Hydro Cannabinol) يكي از عناصر فعال شاهدانه است. THC يك ماده قوي توهم زاست، و اثرات شيميايي آن شباهتهايي به L. S. D. دارد كه عبارتند از تغييرات در رفتار، اختلال در حس زمان و حواس بينايي و شنوايي، از خود بي خود شدن. با اين همه شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد احتمالا اين دو دارو از طريق مكانيسم هاي بيوشيميايي مختلفي عمل مي كنند و اثرات آنها روي عملكرد مغز متفاوت است.     آيا تا بحال نام اکستاسي را شنيده ايد؟ آيا تا به حال در ميهمانيهائي موسوم به اکس پارتي شرکت کرده ايد؟ احتمالاً در بين دوستان شما کساني هستند که اسم اين ماده را شنيده اند يا آنرا مصرف کرده اند ؟! اکستاسي در قالب قرص هاي شادي بخش به طاعون خفتۀ عصر ما تبديل مي شود. ايدۀ ابتدائي نوشتار اين مطالب نگراني جمعي از دانشجويان پزشکي است که با توجه به شيوع مصرف اين ماده در بين جوانان بر آن شدند تا تحقيقي جامع در اين زمينه از بررسي عوارض مصرف تا بررسي ميزان مصرف انجام دهند. آنچه در اين نوشتار مشاهده مي کنيد نتيجۀ تحقيقات اين جمع است که به منظور اطلاع رساني عمومي خدمتتان عرضه مي شود. ● آيا مي دانيد در صورت دستگيري فرد مصرف کننده يا توزيع کننده قرصهاي اکس اين فرد به دادگاه انقلاب ارجاع مي شود و در اين موارد حکم تعزيري صادر مي شود ؟ قرص اكس اکستاسي چيست ؟ تركيب MDMA يا 3 و 4 متيلن دي اكسي مت امفتامين كه به نامهاي اكستاسي، اكستازي، XTC ، E (اي) ،X (اکس) هم معروف است. در ايران به نام قرص شادي هم شناخته مي‌شود. اين ماده در 1914 در آلمان به عنوان كم كننده اشتها مورد استفاده قرار گرفت كه به علت اثرات آن از رده مصرف خارج شد. در دهه 70 ميلادي اين دارو كاربرد مجدد يافت و در روان درماني براي كمك به بيان احساسات بيماران استفاده شد كه در 1984 با اثبات اثرات آن روي مغز حيوانات آزمايشگاهي، از رده خارج شد. در 1985 در آمريكا، مصرف آن ممنوع اعلام شد. در سالهاي اخير مصرف آن در آمريكا، در پارتي‌هاي شبانه موسوم به Raves به شدت افزايش يافته است كه باعث نگراني دولت امريكا شده است. در دوره زماني خاصي در اروپا، مصرف اين مواد انرژي زا و شادي‌بخش براي كاهش مصرف ساير مواد مخدر مثل هروئين تشويق شده است بطوري كه مصرف آن در اروپا در 1995 از 500 هزار قرص در سال به 30 ميليون قرص در دو سال بعد رسيده است. 2 درصد مردم امريكا حداقل يكبار اين تركيب را مصرف كرده‌اند. حداقل يازده و هفت دهم درصد دانش‌اموزان كلاس آخر دبيرستان در آمريكا يكبار “اكس” مصرف كرده‌اند مصرف اين قرصها در ايران به خصوص در يكسال اخير در پارتي‌هاي شبانه به شدت افزايش يافته است. جوانان تحصيل كرده و مرفه مصرفكنندگان اصلي اين داروها هستند. لازم است عموم مردم و پزشكان با اثرات سوء مصرف اين دارو آشنا شوند ميزان مراجعه به اورژانس‌ها در امريكا در اثر سوء مصرف اين دارو به شدت افزايش يافته است. (از 1143 مورد در 1998 به 4511 مورد در سال 2000) همچنانكه ذكر خواهد شد مشكل اصلي در مصرف اين مواد عوارض مزمن آن مي‌باشد. عوارض حاد مصرف بيشتر در مرتبه اول مصرف و در صورت تداخل با بعضي داروهاي ضدافسردگي پيش مي‌آيد. ترکيب شيميائي 3 , 4 MethylendioxyMethAmphetamine يا N, Alpha, DiMethyl 1,3 Benzodiazoxide 5 Ethamine با فرمول C11H15N2O که بنامهاي MDMA يا اکستاسي معروف است. اشکال رايج داروئي دارو در امريكا بصورت قرصهاي خوراكي و جويدني، كپسول و مواد تدخيني و تزريقي موجود است. قيمت هر قرص بين 10 تا 30 دلار است در ايران قيمت قرص بين 4 تا 20 هزار تومان (متوسط 10 هزار تومان) است كه با ماركهاي مرسدس بنز و ميستوبيشي، $ ، KO ، صليب، موجود است و به علت قابليت ساخت آن كه براحتي انجام مي‌شود در لابراتورهاي داخلي هم ساخته مي‌شود كه خطر وجود مواد اضافي در آن و عوارض آن است. هر قرص خوراكي حاوي 80 تا 160 ميليگرم MDMA است. پس از بلعيدن اثرات قرص پس از 20 تا 90 دقيقه بعد ظاهر شده و حدود 2 تا 3 ساعت اثرات آن در يك حد حفظ شده و بعد افت مي کند و از 3 تا 24 ساعت اثرات آن باقيست. اپيدميولوژي ميزان مصرف اين قرص‌ها در آمريكا به شدت ميان جوانان و نوجوانان در حال افزايش است طبق آخرين آمار تعداد كساني كه براي حداقل يكبار از اين ماده استفاده كرده‌اند بين دانش‌آموزان كلاس آخر دبيرستان در آمريکا از نه درصد به دوازده درصد افزايش يافته است. دو درصد از کل حمعيت ايالات متحده حداقل يکبار اکستاسي مصرف کرده اند. نحوۀ اثر در مغز آمين‌هاي مغز – بويژه نوراپي نفرين و سرتونين نوروترانسيمترهاي مسيرهايي هستند كه كارشان بروز خلق است. با توجه به فرضيه آميني، كاهش عملكرد اين آمين‌ها باعث افسردگي خواهد شد و افزايش فعاليت‌ آنها باعث بالا رفتن خلق مي‌شود. MDMA از طرقي كه ذكر خواهد شد باعث افزايش خلق و احساس نشاط مي‌شود. فرضيه تاثير MDMA (اکستاسي) بر مغز: 1 - افزايش آزادسازي سروتونين در سيناپس‌هاي مغزي       2 - بلوك بازجذب سروتونين 3 - افت ميزان سروتونين مغز         4 - اثرات غيرمستقيم بر ميزان دوپاين مغز عوارض پس از مصرف اكستاسي: ●● اثرات مثبت: ● افزايش شديد احساس خوب بودن در فرد   ● افزايش انرژي در فرد ● احساس تمايل براي ارتباط با ديگران و احساس تعلق و نزديكي به ديگران ● احساس عشق و سرخوشي   ● دست و دلبازي   ● افزايش هوشياري و درك موسيقي ● افزايش حسهاي بويايي و چشايي   ● احساس تجربيات و حالات روحي جديد در زندگي ● احساس روشنايي   ● تمايل براي آغوش گرفتن و بوسيدن ديگران ● به علت افزايش انرژي در افراد مصرف كنندگان تمايل براي فعاليت شديد و رقصهاي طولاني دارند. ● يك تجربه: الكساندر شوگيلين بيوشيميت آمريكايي كه براي اولين بار روي عوارض اين دارو كار مي‌كرد پس از يكبار مصرف اكستاسي مينويسد كوهي كه نزديك منزلم بود و هر روز آنرا مي‌ديدم پس از مصرف اكستاسي طوري به نظرم مي‌آمد كه دوست داشتم ساعتها آنرا تماشا كنم؟! ●● اثرات منفي: ● كاهش اشتها     ● تغييرات بينايي ● گشاد شدن مردمكها (ميدرياز) افراد مصرف كننده در محل‌هاي مصرف مثل پارتي‌ها با وجود كم بودن نور مجبور به استفاده از عينكهاي آفتابي در شب هستند كه علت آن تحريك‌پذيري با نور است. ● حركات غيرطبيعي چشم (نيستاگموس) ● توهم بينايي (هالوسيناسيون) ● افزايش ضربان قلب و فشار خون (تاكي‌كاردي و هيپرتانسيون) ● تغيير در نظم حفظ دماي بدن ● فك زدنهاي طولاني (افراد مصرف كننده براي جلوگيري از حالت قفل شدن فك مجبور به مصرف آدامس هستند، تا ساعتها پس از مصرف اين حالت فك زدنهاي غير طبيعي موجود است). ● لرزيدن، عصبي شدن، عدم تمايل براي استراحت ● تمايل شديد براي مصرف مجدد اين ماده پس از افت تاثير اوليه ●● اثرات منفي شديد: ● اثرات شديد احساسي، اختلال خواب، كابوسهاي شبانه حملات ناگهاني اضطراب (Panic Attack)، ديوانگي (Psychosis) ● انقباض شديد فك و پارگي زبان در اثر فك زدنهاي طولاني (Trisma){در صورت بروز اين حالت بايد از آمپول ديازپام و يا قرصهاي خوراکي آن استفاده کرد. ● عدم تمركز، فراموشي، اختلال در يادگيري (Confusion) ● افزايش دماي بدن و كاهش آب بدن (در پارتي‌هايي كه اين دارو مصرف مي‌شود افراد مجبور به مصرف آب فراوان و مكرر هستند و اين مساله خطرات خاص خود را به دنبال دارد). ● اختلال در مكانيسم نعوظ و نرسيدن به اوج لذت جنسي (ارگاسم) ● تهوع و استفراغ      ● كاهش سديم خون در اثر مصرف زياد مايعات (هيپوناترمي) ● سردرد و سرگيجه و تشنج    ● آنمي آپلاستيک (سرکوب شديد خونسازي مغز استخوان) ● افت شديد خلق در روزهاي پس از مصرف   ● خستگي و افسردگي شديد تا يك هفته پس از مصرف ● احتمال اعتياد جسمي كم است ولي احتمال اعتياد رواني بسيار زياد است. ● احتمال سميت كبدي   ● صدمه به اعصاب مغزي ● بزرگ شدن پستان در آقايان (ژنيكوماستي)    ● احتباس ادراري (Retension) ● تخريب عضلات مخطط (رابدوميوليز) که در نتيجۀ افزايش دماي بدن رخ مي دهد و مي تواند بعلت رسوب مواد حاصل از اين تخريب در کليه باعث آسيب به اين ارگان شود. ● ميزان بروز مرگ در اثر مصرف اكستاسي 2 در 100000 مصرف كننده است. ●● دختران جوان بعلت اثرات هورمونهاي جنسي زنانه، در صورت مصرف اكستاسي در معرض خطر بيشتري براي ابتلا به افت سديم خون و بدنبال آن تشنج هستند. (ميزان بروز SIADH در ارتباط با استروژن خون افزايش مي‌يابد). ●● موارد منع مصرف: با توجه به اثرات اكستاسي در افزايش فشار خون و تعداد نبض و با توجه به اينكه گروهي از مردم پاسخ و واكنش بيشتري نسبت به اين ماده نشان مي‌دهند افراد با سابقه فشار خون بالا، مشكلات قلبي (اختلالات ضربان قلب و…) يا افراد با سابقه سكته قلبي نبايد از اين ماده استفاده كنند. افراد با سابقه مشكل كبدي و كليوي نيز منع مصرف قطعي دارند. كساني كه از داروهاي ضد افسردگي مثل فنلزين، ترانيل سيپرومين و ضد افسردگي‌هايي مثل پروزاك و زولوفت (Zoloft) هم استفاده مي‌كنند به هيچ‌وجه نبايد از اكستاسي استفاده كننده موارد مرگ ناشي از مصرف همزمان اين داروها با اكستاسي گزارش شده است. علائم مسموميت با اكستاسي (مربوط به بالا رفتن بيش از حد غلظت دارو در خون) به شكل افزايش شديد ضربان قلب، فشارخون، خستگي، گرفتگي عضلاني يا حملات حاد ترس (Panic Attack) مي‌باشد. در صورت بروز علائم فوق شخص بايد فعاليت را كنار گذاشته، بنشيند و مايعات (آب و آب ميوه) به ميزان كافي مصرف كند. در صورت بروز علائم مثل تشنج، كاهش سطح هوشياري و … هرچه سريعتر به مراكز درماني مراجعه شود. در صورت مصرف همزمان قرص‌هاي اكستاسي با الكل عوارض ناشي از دهيدراتاسيون و كاهش آب بدن تشديد مي‌‌شود و در عين حال عوارض اكستاسي بر خلق كاهش مي‌يابد ●● نتايج آخرين تحقيقات: در يك بررسي انجام شده يا كمك اسكن(PET (Positron Emission Tomography كه روي 2 گروه 14 نفري از مصرف كنندگان اكستاسي (حداقل 3 هفته مصرف) كه هيچ داروي روان‌گردان ديگري مصرف نكرده‌اند و 15 نفر كه هيچ دارويي مصرف نمي‌كنند نشان داده شد كه ميزان سروتونين در مغز بشدت كاهش يافته است و سلولهاي عصبي حاوي سروتونين آسيب ديده‌اند. لازم به ذكر است كه افراد مورد مطالعه از لحاظ سن و تعداد زن و مرد مشابه بوده‌اند. ●●  در مقاله اي که در مجله نوروساينس در 15 ژوئن 1999 به چاپ رسيد، نتايج يك تحقيق بر روي ميمونها به چاپ رسيد. در بررسي اين ميمونها كه براي مدت 4 روز و روزي 2 بار قرص Ecstasy محلول در مايعي را مصرف كرده بودند و ميمونهاي كه فقط همين مايع را استفاده كرده بودند و پس از 7 سال كالبد شكافي شده بودند مشاهده شد كه تغييراتي در سلولهاي سروتونيني مغز ايجاد شده است كه در لوب فرونتال و نواحي مربوط به فكر كردن، ناحيه هيپوكامپ و نقاط عمقي مغز مربوط به حافظه بوده است. پس مشاهده مي‌شود كه مصرف اكستاسي در دراز مدت باعث ايجاد اختلال در قوه تفكر و حافظه و قابليت يادگيري در فرد مي‌شود. در تحقيقي ديگر مشاهده شد كه پس از مصرف دارو، ميزان سروتونين در مغز به ميزان بيست تا شصت درصد كاهش مي‌يابد و مشاهده شد كه اثرات مخرب مغزي غيرقابل بازگشت است و تغييراتي در نورونهاي دوپامينرژيك مشاهده شد. درمان اعتياد: شامل پرهيز از مصرف و حمايت رواني فرد مي‌باشد.از داروهاي ضد اضطراب و ضدافسردگي نيز استفاده مي‌شود. کوکائين و کراک چيستند؟ كوكايين، آلكالوئيد اصلي برگ كوكا است كه از برگهاي بوته اي به نام (Ergthroxglom Coca) بدست مي آيد، كه مركز اصلي رويش آن آمريكاي جنوبي است. كوكايين به عنوان ماده موثر در سالهاي 60- 1859 م. از برگ كوكا (تصوير 1) مجزا و استحصال شد. كراك را نيز از كوكايين تهيه و در اواخر تابستان و اوايل پاييز سال 1985 م. به بازار شهر نيويورك عرضه كردند. كراك خطرناكترين ماده اعتياد آوري است كه تا كنون به بازار آمده و به حدي وابستگي آور است كه يك بار مصرف آن، فرد را معتاد مي كند. از نظر طبقه بندي فارماكولوژي، محرك سيستم اعصاب مركزي است. كوكايين پودر سفيد نرم شفاف كريستالي با طعمي تلخ است كه اغلب با پودر تالك، يا ملين ها يا شكر مخلوط مي شود و معمولا به صورت استنشاق، تزريقي، خوراكي يا دود كردن و گاهي هم به طريق پاشيدن روي دستگاه تناسلي مصرف مي كنند. دود معمولي آن براي انفيه و استنشاق 30 تا 100 ميلي گرم است و 10 تا 25 ميلي گرم آن براي تزريق استفاده مي گردد. كوكايين بي حس كننده موضعي است و به ندرت براي برخي از اعمال جراحي استفاده مي شود. نامهاي خياباني آن Coke مخفف كلمه كوكايين (Cocaine)، Candy (شيريني) ، Nose (بيني) ،Snow (برف) ، Happy (خوشحال، خوشبخت) و Dust (مواد گردي، گرد و خاك) مي باشد.                                                         تصوير1- گياه کوکا استعمال كوكا قرنها است در كشورهاي هند، پرو و بوليوي معمول بوده، برگهاي رنگ كوكا را براي لذت و خوش بودن مي جوند، مردم اين كشورها براي قادر شدن به انجام كارهاي سخت و جدي و راه رفتن و تحمل گرسنگي و تشنگي از جويدن كوكا ياري مي گيرند. تا آنجا كه به تاريخچه كوكا مربوط مي شود، اين عادت در ميان ساكنان كوه هاي آند رايج بوده است. در تابوت هاي (Huacas) باستاني پرو، مجسمه هاي در حال استعمال كوكا كشف شده اند. روشن ترين علامتي كه بر چهره معتادان كوكا ديده مي شود فرو رفتگي گونه هاست كه در اثر مكيدن برگ كوكا به وجود مي آيد. پودر کوکائين                                                                                         کراک اثرات كوتاه مدت: اثرات كوتاه مدت آن مشابه آمفتامين است ولي با مدت زمان كوتاهتر، احساس افزايش انرژي، چابكي و سرخوشي زياد مي كند، از جمله اثرات آن پس از مصرف عبارت است از: افزايش ضربان قلب، نبض، تنفس، درجه حرارت بدن، فشار خون، گشادگي مردمك چشم، پريدگي رنگ، كاهش اشتها، تعرق شديد، تحريك و هيجان، بي قراري، لرزش به خصوص در دستها، توهمات شديد حسي، عدم هماهنگي حركات، اغتشاش دماغي، گيجي، درد پا، فشار قفسه سينه، تهوع، تيرگي بينايي، تب، اسپاسم عضله، تشنج و مرگ. در حالت قطع ماده نيز افسردگي شديد حادث مي شود. ناخالصي كوكايين خيابان اغلب موجب حساسيت و آلرژي شديد مي شود كه معمولا با آب ريزش بيني و بي خوابي شديد همراه است. در مسموميت حاد با كوكايين، فرد مصرف كننده دچار بي قراري و تشويش، هيجان، شوريدگي فكر و اختلال تنفسي مي گردد. ضربان، تنفس و فشار خون فرد افزايش مي يابد. اثرات دراز مدت: از جمله اثرات بلند مدت آن از دست دادن وزن بدن، يبوست، بي خواب، ضعف جنسي، دپرسيون تنفسي، اشكال در ادرار كردن، تهوع، كم خوني، رنگ پريدگي، تعرق شديد، دردهاي شكمي و اسهال، اختلالات در هضم و دستگاه گوارشي، سردرد، لرزش دست ها، لرزش و تشنج، پريدن عضلات و سفتي آنها، هپاتيت، آب ريزش دائمي بيني، ايجاد زخم، آماس و جوشهاي پوستي به خصوص اطراف مخاط گوش و بيني، زخم مخاط بيني (در مصرف به صورت انفيه)، اضطراب، بي قراري، تشنج پذيري شديد، سوء ظن، گيجي، اختلالات درك زمان و مكان، رفتار تهاجمي، تحريك پذيري شديد، افسردگي، پرخاشگري، تمايل به خود كشي، توهمات و اختلال در حواس (به خصوص بينايي، شنوايي، و لامسه)، افكار هذياني، و گاهي اشتهاي كاذب و سرانجام ناراحتي جدي دماغي و رواني به نام سايكوز و كوكايين. تحمل و ايجاد وابستگي كوكايين مشابه آمفتامين است وابستگي شديد رواني ايجاد مي كند كه اين وابستگي در عصاره كوكايين يعني كراك شديدتر مي باشد. در آزمايشاتي كه براي تحقيق پيرامون اثر كوكايين بر روي موش و ميمون انجام شده، پس از قطع مصرف آن، نشانه هاي ترك از جمله ضعف شديد، بد خوابي، افسردگي، تحريك پذيري، گرسنگي زياد ديده شده است. مصرف كننده، كراك را چه به طريق استنشاق يا پاشيدن روي توتون و ماري جوانا و چه از راه كشيدن با پيپ استعمال كند، ديگر نمي تواند از مصرف آن خودداري كند و بايد پي در پي آن را استعمال نمايد. خيلي سريع جذب ريه گشته و به مغز مي رسد و حالت تهاجمي به مصرف كننده دست داده، باعث بزرگ شدن قلب، افزايش فشار خون مي شود، به گونه اي شديدتر از كراك پديدار مي گردد. اصولا فردي كه كراك مصرف مي كند، ديگر بر خود تسلط ندارد و گويا خودي خود را گم كرده است.

طلاق و عوامل موثر بر آن

  اهداف پژوهش:

تحقيق مورد نظر طلاق و بررسي علل و عوامل مؤثر در امر طلاق است كه روي 30 نفر از افراد مطلقه در دادگاه شهيد بهشتي صورت گرفته است و اهداف اين پژوهش بررسي علل و عوامل مؤثر در امر طلاق و افزايش روز افزون آن در كشور ماست. 1- آيا سن افراد در ميزان تمايل آنها به طلاق مؤثر است؟ 2- آيا تحصيلات فرد درميزان طلاق مؤثر است؟ 3- آبا درآمد فرد در ميزان طلاق مؤثر است؟ 4- آيا وضعيت اقتصادي خانواده در امر طلاق مؤثر است؟ 5- آيا شاغل بودن زنان در امر طلاق تأثيري دارد؟ 6- آيا ميزان عاطفه در محيط خانوادگي در ايجاد انگيزه طلاق مؤثر است؟ 7- آيا عدم شناخت كافي در امر تأثيري دارد؟ 8- آيا ميزان تقوا و ايمان در امر طلاق مؤثر است؟ 9-  آيا عدم آشنايي قبل از ازدواج در امر طلاق مؤثر است؟فصل پنجم محدوديتهاي پژوهش در اين پژوهش من با محدوديتهايي رو به رو بودم كه چند مورد را بيان مي كنم: كمبود وقت: به علت عدم آگاهي به حجم كار اين پژوهش در اين ترم تحصيلي دچار كمبود وقت شديم و نتوانستيم با وجود زمان محدود حجم زياد كار را به صورت جامع تري ارائه دهيم. عدم همكاري دادگاه خانواده: براي پر كردن پرسش نامه ها به دادگاه خانواده شهيد بهشتي شعبه رضائيه مراجعه نموديم امام به اين دليل كه پرونده هاي خانوادگي در دادگاه غير علني رسيدگي مي شد از پذيرفتن و حضور ما در دادگاه جلوگيري به عمل آمد و خيلي از افراد مايل به پاسخگويي و بيان مسائل خانوادگي خود نبودند. پيشنهاد و كاربردهاي پژوهش: اين واحد درسي در چند مرحله انجام مي شود تا كيفيت كار بهبود يابد و بهتر شود به عنوان مثال مي توان اين واحد عملي را در دو ترم گذراند. دانشگاه بايد با اين ارگان ها و مراكز همكاري نمايد و اين فرصت را براي دانشجويان فراهم آورد كه در اين مراكز حضور يه عمل آورند و استفاده هاي لازم را در اين مراكز ببرند.   فصل سوم: تعريف جامعه آماري: جامعه آماري اين پژوهش بني زنان و مردان در سنين 14 تا 33 سال كه در طي 6 ماه دوم سال به دادگاه براي درخواست طلاق مراجعه نمودند. نمونه آماري و روش نمونه گيري: نمونه آماري اين پژوهش زنان و مرداني كه براي امر طلاق به دادگاه خانواده شعبه شهيد بهشتي مراجعه نمودند و جامعه آماري به تعداد 300 نفر نمونه گيري به صورت تصادفي ساده و به تعداد 30 نفر گزينش شد. روش و محاسبه حجم نمونه: طبق فرمول گرجسي و مورگان در برآورد حجم نمونه داريم:       طبق محاسبات حجم نمونه 300 نفر برآورد گرديد كه با مشورت استاد به 30 نفر به عنوان نمونه برگزيده شده. ابزار اندازه گيري در پژوهش: ابزار اين پژوهش مطالعات كتابخانه اي و اينترنتي پايان نامه پرسشنامه و روش پژوهشي پيمايشي مي باشد. طرح پژوهش و روش تجزيه و تحليل: طرح پژوهش پيمايشي و تجزيه و تحليل در اين تحقيق تحليلي مي باشد.   فرضيه ها 1- بيكار بودن مردان ميزان و درصد طلاق را بالا مي برد.  با توجه به جدول شماره 1 مشاهده مي شود كه 7/76% از افراد كه اقدام به جدايي نمودند بيكار بودند و مابقي شاغل بودند و به اين نتيجه مي رسيم كه فرضيه ي شماره 2 قابل قبول است. 2-  نزديكي شغل پدر و همسر به ميزان كاهش طلاق كمك مي كند. با توجه به جدول شماره 5 و 3 مشاهده مي شود كه 50% از افراد شغل پدرشان آزاد و 60% شغل همسرشان نيز آزاد بوده است و 40% افراد شغل پدرشان دولتي و شغل همسرشان نيز دولتي بوده است پس نتيجه مي گيريم فرضيه ي شماره 2 قابل قبول نيست. 3- فاصله زيادي اقتصادي بين خانواده ي قبلي فرد كه در آن زندگي مي كرده و خانواده ي كنوني فرد باعث تفاوت در سطح توقعات شده و مي تواند عامل مؤثري در امر طلاق باشد.  با توجه به جدول شماره 4 و 6 مشاهده مي شود كه 50% از افرادي كه درآمد پدرشان خوب بوده و 3/33% درآمد همسرشان خوب بوده  و از 7/16% از كساني كه درآمد پدرشان عالي بوده تنها 10% درآمد همسرشان عالي بوده و بنابراين فرضيه شماره 3 قابل قبول است. 4-ظاهر شدن مشكلات مالي باعث افزايش ميزان طلاق مي شود. با توجه به جدول شماره 7 مشاهده مي شود كه 6/36 % افراد به تأثير مشكلات مالي روي امر طلاق تأكيد مي كنند پس نتيجه مي گيريم فرضيه ي شماره ي 4 قابل قبول نيست. 5-شاغل بودن زنان در افزايش ميزان طلاق مؤثر است. با توجه به جدول شماره 8 مشاهده مي شود 4/60% افراد شاغل بودن زنان را عامل مؤثري در امر طلاق نمي دانند پس نتيجه مي گيريم فرضيه 5 قابل قبول نيست. 6-هر چه تحصيلات كمتر ميزان طلاق بيشتر. با توجه به جدول شماره 9 و 10 و 11 مشاهده مي شود كه 3/36% افراد تأثير عامل سن را نسبي دانسته اما تحصيلات زير ديپلم حدود درصد بالايي را در جدول هاي شماره 9 و 10 به خود اختصاص داده است كه به ترتيب تحصيلات افراد زير ديپلم 60/16 % تحصيلات همسران آنها كه زير ديپلم است 3/43 % را به خود اختصاص داده است. پس نتيجه مي گيريم كه فرضيه شماره 6 قابل قبول است. 7-عـدم تفـاهم زن و شوهر نسبت به ايفاي نقشها و وظايف خود و همسرشان ميزان طلاق را بالا مي برد. با توجه به جدول شماره 12 مشاهده مي شود كه 3/33% از پاسخگويان عدم تفاهم خودشان را نسبت به ايفاي نقشها و وظايف مربوط به امور خانواده را علت اين امر مي دانستند و 3/33% پاسخگويان هيچكدام از گزينه هاي ذكر شده علت امر طلاق خود نمي دانستند و اين نشان دهنده ي اين است كه عدم تفاهم زوجين نسبت به ايفاي نقشها عامل مؤثر در امر طلاق آنها نبوده است. به اين نتيجه مي رسيم كه فرضيه شماره 7 قابل قبول نيست. 8-عدم تأييد ازدواج توسط خانواده، خويشاوندان و دوستان باعث افزايش طلاق مي شود. با توجه به جدول شماره 13 مشاهده مي شود كه 7/76% از پاسخگويان با رضايت خانواده اقدام به ازدواج نموده وليكن اين امر درصد طلاق را در اين افراد كاهش نداده است و 7/16% از افراد بدون رضايت خانواده اقدام به ازدواج نموده اند پس به اين نتيجه مي رسيم كه فرضيه ي شماره 8 قابل قبول نيست. 9-كوتاه بودن مدت آشنايي قبل از ازدواج احتمال طلاق را بالا مي برد. با توجه به جدول شماره 14 مشاهده مي شود كه 7/26% از افراد هيچگونه آشنايي قبل از ازدواج نـداشتند و بقيه ي پاسخگويان آشنايي قبل از ازدواج داشته اند پس به اين نتيجه مي رسيم كه فرضيه ي شماره 9 قابل قبول نيست. 10-اگر آشنايي قبل از ازدواج با نظارت خانواده نباشد ميزان طلاق افزايش مي يابد. با توجه به جدول شماره 15 مشاهده مي شود كه 40% از پاسخگويان كه با نظارت خانواده ازدواج كردند اقدام به طلاق نموده اند و 60% از افراد كه خارج از نظارت خانواده ازدواج كردند اقدام به طلاق نمودند پس نتيجه مي گيريم فرضيه ي شماره 10 قابل قبول است. 11-هر چه ازدواج در سنين پايين تر در مناطق شهري بيشتر باشد ميزان طلاق بيشتر مي شود. با توجه به جدول شماره 16 و 17 مشاهده مي شود كه 6/56% از افراد كه در گروه هاي سني 19 تا 23 سال قرار داشتند اقدام به جدايي نمودند و همسران آنها نيز در همين گروه سني با آمار 7/46% قرار داشتند. پس مي توان نتيجه گرفت كه فرضيه شماره 11 قابل قبول است. 12-تقابل عقايد و ديدگاهها از نظر مذهبي نسبت به (نماز، روزه و مراسم آييني و ديني) ميزان طلاق را بالا مي برد. با توجه به جدول شماره 18 مشاهده مي شود كه 7/46% از افراد اعتقاد دارند كه تقابل ديدگاهها تأثير نسبي در امر افزايش طلاق دارد و همچنين 3/43% از افراد موافق با تأثير تقابل ديدگاهها با امر طلاق هستند پس يه اين نتيجه مي رسيم كه فرضيه ي شماره 12 قابل قبول است. بيان مسأله پژوهش: ازدواج يكي از اركان مهم بهبود نسل و به طور كلي تربيت انسانهاست، وسيله اي براي تحقق پاكدامني و زندگي شرافتمندانه زيرا زناشويي رابطه اي است كه طرفين را از بي بند و باري و روابط نامشروع باز مي دارد و از انحرافات اخلاقي و جنسي مصون مي دارد. با توجه به اين كه خانواده هسته ي اوليه تشكيل جامعه و تمدن كوچكي است كه با پيوند دو نفر شكل مي گيرد و اولين گام براي خروج از فرديت و خود محوري و حركت به سوي توجه به ديگران مي باشد طلاق مهمترين عامل از هم گسيختگي ساختار بنيادي ترين بخش جامعه يعني خانواده است و با بيان اين مسأله كه درصد طلاق در سال هاي اخير در جامعه ي ما افزايش پيدا كرده و اين عاملي شد براي گسترش انحـرافات اجـتماعي و نابسـاماني هاي موجود در جامعه به پايه و اساس جامعه آسيب مي رساند. اگر به بحث انتخاب درست در ازدواج و مشكلات اصلي موجود در خانواده ها توجه بيشتري شود و ارزش و قداست اين نهاد مهم اجتماعي به همگان شناسانده شود ديگر شاهد از هم پاشيدگي خانواده ها و نابهنجاري ها و نابساماني هاي ناشي از امر طلاق نخواهيم بود. اهميت و ضرورت يكي از مسائل پيچيده و ناراحت كننده فعلي كه توجه بسياري از جامعه شناسان خانواده و روانشناسان و متخصصين اين امر را به خود معطوف داشته موضوع طلاق است كه روز به روز در حال گسترش است و مخصوصاً در كشور اسلامي ايران كه دين اسلام طلاق را به عنوان يكي از منفورترين اعمال شمرده مي شود. بنابراين عقايد متفاوت و حتي متضادي درباره ي آن وجود دارد و در هر حال چون مقررات طلاق در ايران از حقوق فرنگي مقتبس نيست و طبقه اي كه خود را منورالفكر مي داند چاره همه دردها را ايجاد مؤسسات اجتماعي غرب مي انگارد، گرچه از آنها نيز به درستي مطلع نباشد در اين مورد هم مشتاق اقتباس مقرران فرنگي شده است. در ايران نيز مانند ديگر جهان طلاق سابقه اي طولاني دارد و مي توان گفت كه سابقه ي اين امر به تخستين روزهاي تشكيل خانواده و ايجاد جوامع انساني باز مي گردد اسلام بيش از هر آئيني براي حفظ خانواده ها از «تزلزل» اهميت فوق العاده قائل شده و راههاي مختلفي براي جلوگيري از توسعه ي آن پيشنهاد كرده، دستورهاي اكيدي براي تحقق آنها داده است. انسن ها بر اساس مصالح رابطه برقرار مي كنند و در تغيير آن نيز درنگ نمي نمايند. در چنين جامعه اي، ازدواج پيوندي مقدس نيست رابطه اي است مانند همه ي روابط ديگر اجتماعي و قطع آن نيز به سادگي صورت پذير است زماني كه جامعه اي طلاق را زشت نمي پندارد باز به يقين دربهاي خروجي خانواده را باز مي سازد. انسانها به سادگي پيوند زوجيت برقرار مي كنند و به سادگي نيز آن را قطع مي كنند. بسياري را عقيده بر اين است كه جامعه جديد صنعتي از نظر ساخت طلاق زا، است در چنين جامعه اي تحرك جغرافيايي به اوج خود مي رسد، ثبات روابط رو به كاستي مي گذارد و ارتباطات انساني آسيب پذير مي شود.   تعاريف و مفاهيم: تعريف ازدواج: ازدواج عملي است كه پيوند دو جنس مخالف را بر پايه ي روابط پاياي جنسي، موجب مي شود. بنابراين رابطه ي دو فرد از يك جنس چه به طور دائم و چه به طور موقت ازدواج خوانده مي شود. (باقر ساروخاني – 1381- ص 23) تعريف خانواده: از ديد ملك آيور از خانواده: خانواده گروهي است داراي روابط جنسي چنان پايا و مشخصي كه به توليد مثل و تربيت فرزندان منجر مي شود. (R.M.M acIver 1937.196) طلاق در لغت به معني رها شدن از عقد نكاح و مشخص كردن عقد نكاح بوده و پديده اي است قراردادي كه به زن و مرد امكان مي دهد تا تحت شرايطي پيوند زناشويي خود را گسيخته و از يكديگر جدا شوند. (هدايت الله ستوده- 1376- ص 1) طلاق در لغت جدا شدن زن از مرد، رها شدن از قيد نكاح رهائي از زناشويي است (فرهنگ عميد) و به بيان برخي رها شدن از قيد نكاح است (باقر ساروخاني – 1372- ص 15) مشكل: كار سخت و دشوار و درهم (عميد- 1371) افسردگي: بيماري است كه با علايمي مانند گريه و غم و اندوه همراه است و بيماران مبتلا به افسردگي شديد مي توانند به دليل قطع رابطه با محيط شرايطي براي بروز حادثه و نهايتاً مرگ بيمار را فراهم آورد. (شايان- مهر 1377) مطلق: طلاق دهنده (محقق داماد – 1374- ص 38) مطلقه: طلاق داده شده (محقق داماد- 1374- ص 38) اشهاد: حضور دو شاهد عادل در مجلس طلاق (محقق داماد- 1374- ص 38) صيغه طلاق: الفاظ و كلماتي كه دلالت بر جدايي كند مثل انت طلاقُ و يا معني فراق و جدايي دهد. عده: زمان خاصي است كه زن در خلال آن حق ازدواج با مرد ديگر را ندارد عده طلاق سه ماه و ده روز و عده وفات يا مفقودالاثر بودن شوهر 4 ماه و ده روز است. (رساله نوين- جلد 3- 1364) طلاق رجعي: آن است كه بعد از طلاق و قبل آن كه مدت عده سرآيد مرد بتواند بدون عقد به زن خود رجوع كند. طلاق بائن: طلاقي است كه مرد بعد از طلاق حق رجوع به زن خود بدون عقد مجدد را ندارد. طلاق خلع: به طلاقي گويند كه زن به شوهرش مايل نيست و با گرفتن مال يا بخشيدن كابين خود از شوهر مي خواهد تا او را طلاق بدهد. طلاق مبارات: آن است كه زن و شوهر از يكديگر بيزار شده اند و در نتيجه قرار مي گذارند كه زن قسمتي از مهر و كابين خود را به مرد ببخشد و طلاق بگيرد. (هدايت الله ستوده- 1376- ص 209) كابين و مهريه: مالي است كه مرد به زن به علت بستن عقد ازدواج به عنوان هديه مي دهد. چكيده مطالب: امروزه طلاق به عنوان يك معضل اجتماعي و خانوادگي و فردي مطرح است و طلاق داراي ابعاد چند گانه اي است همچون عوامل فردي و فرهنگي، اجتماعي، خانوادگي، اقتصادي و … كه در بروز طلاق  تأثير مي گذارد. تحقيقي را كه در پيش روي داريد بررسي علل و عوامل طلاق است و هدف آن بـررسي زنان و مـرداني است كه قصـد طلاق و جدايي دارند و يا طلاق گرفته و جدا شده اند.   جامعه آماري اين تحقيق: زنان و مرداني كه در 6 ماهه دوم سال دادخواست طلاق به شعبه شهيد بهشتي ارائه كرده بودند در گروه هاي سني 19 تا 23 سال بيشترين درصد را به خود اختصاص داده بودند. تحقيق حاضر با استفاده از ابزار مطالعات كتابخانه اي و مصاحبه و پرسشنامه و منابع اينترنتي و پايان نامه است و طرح پژوهش پيمايشي و تجزيه و تحليل اين تحقيق توصيفي است. در اين تحقيق به اين نتايج رسيديم كه ميزان طلاق در گروه هاي سني           بيشتر است و عواملي از قبيل تحصيلات، سن، تقابل ديدگاه ها، مشكلات مالي، نابرابري و شكاف فرهنگي بين زوجين و شغل پدر و عدم مشورت با خانواده و رضايت آنها و عدم مشورت زوجها با ديگران از عوامل مؤثر در امر طلاق بوده است و البه مسائل ديگري همچون شاغل بودن زنان و عدم توجه به نيازهاي خانواده و هزاران دليل ديگر كه فرصت و امكانات محدود ما امكان بررسي همه ي عوامل را به ما نمي داد در امر طلاق مؤثر است، در اين تحقيق متوجه شديم از علل و عوامل مؤثر و مهم در امر طلاق مي توان: 1- مسائل اقتصادي      2- ناسازگاري هاي جنسي زوجين 3- دخالت ديگران به ويژه خانواده 4- عدم علاقه و احتمالاً كراهت طرفين از يكديگر بعد از مدتي كه علت اصلي آن عدم شناخت و ناكافي بودن شناخت بوده است. 5- سوء ظن، عدم تمكين،‌عدم پايبندي به مذهب و اعتياد و زياده طلبي و زياده خواهي و ناآگاهي، ازدواج مجدد و بيكاري، نداشتن مسكن و هزاران دليل ديگر كه اين تحقيق گنجايش مطرح كردن همه ي اين مفصلات و امكان بررسي دقيق و آماري همه ي آنها را نداشته است. معرفي انواع متغيرهاي پژوهش متغير وابسته: طلاق در اين پژوهش متغير وابسته طلاق زوجين است. متغير مستقل: علل و عوامل مؤثر در طلاق از علل فردي و اجتماعي تشكيل مي شود و عبارتند از: علل فردي: سن، تحصيلات، درآمد فرد، عدم شناخت طرفين، شغل علل اجتماعي: خانواده، مذهب و ديدگاهها، عدم آگاهي فرضيه ها: 1- بيكار بودن مردان ميزان و درصد طلاق را بالا مي برد 2- نزديكي شغل پدر و همسر به ميزان كاهش طلاق كمك مي كند. 3- فاصله زياد اقتصادي بين خانواده ي قبلي فرد كه در آن زندگي مي كرده و خانواده كنوني فرد باعث تفاوت در سطح توقعات شده و مي تواند عامل مؤثري در امر طلاق باشد. 4- ظاهر شدن مشكلات مالي باعث افزايش ميزان طلاق مي شود. 5- شاغل بودن زنان در افزايش ميزان طلاق مؤثر است. 6- هر چه تحصيلات كمتر ميزان طلاق بيشتر 7- عدم تفاهم زن و شوهر نسبت به ايفاي نقش ها و وظايف خود و همسرشان ميزان طلاق را بالا مي برد. 8- عدم تأييد ازدواج توسط خانواده، خويشاوندان و دوستان باعث افزايش طلاق مي شود. 9- كوتاه بودن مدت آشنايي قبل از ازدواج احتمال طلاق را بالا مي برد 10-  اگر آشنايي قبل از ازدواج با نظارت خانواده نباشد ميزان طلاق كاهش مي يابد. 11-  هر چه ازدواج در سنين پايين تر در مناطق شهري بيشتر باشد ميزان طلاق بيشتر مي شود. 12-  تقابل عقايد و ديدگاه ها از نظر مذهبي نسبت به (نماز، روزه و مراسم آييني و ديني) ميزان طلاق را بالا مي برد.   جدول شماره 1  توزيع فراواني درصدي جنس   جنسيت فراواني درصد فراواني مرد 6 20% زن 24 80% جمع 30 100%     تفسير جدول شماره 1: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 20% از پاسخگويان جنس مرد و 80% از آنان جنس زن هستند.    جدول شماره 2  توزيع فراواني درصدي وضعيت اشتغال   اشتغال فراواني درصد فراواني شاغل 7 3/23% بيكار 23 7/76% جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 2: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 3/23% از پاسخگويان شاغل و 6/76% بيكار هستند.جدول شماره 3  توزيع فراواني درصدي شغل همسر   شغل همسر فراواني درصد فراواني آزاد 18 60% دولتي 12 40% جمع 30 100%     تفسير جدول شماره 3: هـمانطور كه در جـدول فـوق مـشاهده مي شـود 60% از افراد شغل همسرانشان آزاد و 40%‌دولتي مي باشد.جدول شماره 4  توزيع فراواني درصدي درآمد همسر   درآمد همسر فراواني درصد فراواني عالي 3 10% خوب 10 3/33% متوسط 12 40% ضعيف 2 7/6% بي جواب 3 10% جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 4: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 3/43 % از پاسخگويان درآمد همسرشان را خوب يا عالي بوده و 40% از افراد درآمد همسرشان معمولي و 7/6% از افراد ضعيف است و 10% به اين سؤال پاسخي نداده اند.   جدول شماره 5  توزيع فراواني درصدي وضعيت شغل پدر   شغل پدر فراواني درصد فراواني آزاد 15 50% دولتي 12 40% بي جواب 3 10% جمع 30 100%  تفسير جدول شماره 5: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 50% از پاسخگويان پدرشان داراي مشاغل آزاد و 40% از افراد داراي مشاغل دولتي مي باشد و 10% از افراد به اين سؤال جواب نداده اند.    جدول شماره 6  توزيع فراواني درصدي درآمد پدر   درآمد پدر فراواني درصد فراواني عالي 5 7/16% خوب 15 50% متوسط 9 30% ضعيف 1 3/3% جمع 30 100%     تفسير جدول شماره 6: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 7/66% از پاسخگويان درآمد پدرشان خوب يا عالي بوده و 30% از افراد متوسط و 3/3% ضعيف است.  جدول شماره 7  توزيع فراواني درصدي ميزان درآمد بر طلاق   ميزان درآمد فراواني درصد فراواني كاملاً موافقم 4 3/13% موافقم 7 3/23% متوسط 9 30% مخالفم 8 7/26% كاملاً مخالفم 2 7/6% جمع 30 100%     تفسير جدول شماره 7: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 6/36% از پاسخگويان موافق تأثير ميزان درآمد پايين بر طلاق مي دانند و 30% از افراد به طور نسبي آن را مؤثر مي دانند  4/33% از افراد با اين مسأله مخالف هستند.     جدول شماره 8  توزيع فراواني درصدي تأثير شاغل بودن زنان در امر طلاق   شاغل بودن زنان فراواني درصد فراواني كاملاً موافقم 1 4/3% موافقم 1 2/3% متوسط 10 33% مخالفم 18 4/60% كاملاً مخالفم - - جمع 30 100%  تفسير جدول شماره 8: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 6/9% از افراد پاسخگو شاغل بودن زنان را در امر طلاق مؤثر مي دانند و 33% از افراد اين امر را به طور نسبي مؤثر مي دانند و 4/60% از افراد با اين مسأله مخالفند.   جدول شماره 9  توزيع فراواني درصدي تحصيلات فرد   تحصيلات فرد فراواني درصد فراواني بيسواد - - ابتدايي 1 3/3% راهنمايي 4 3/13% ديپلم 6 20% تحصيلات عالي 19 3/63% جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 9: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 6/16% از افراد پاسخگو تحصيلاتشان در مقطع راهنمايي يا ابتدايي بوده است و 20% از افراد مقطع ديپلم بوده اند و 3/63% از افراد پاسخگو در هنگام طلاق تحصيلات عالي داشته اند.     جدول شماره 10  توزيع فراواني درصدي تحصيلات همسر   تحصيلات همسر فراواني درصد فراواني بيسواد - - ابتدايي - - راهنمايي 5 6/16% ديپلم 8 7/26% تحصيلات عالي 14 7/46% بي جواب 3 10% جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 10: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 3/43% از افراد تحصيلات همسرشان در هنگام طلاق ديپلم يا در سطح راهنمايي بوده و 7/46% از افراد پاسخگو تحصيلات عالي داشته اند و 10% از افراد به اين سؤال پاسخي ندادند. جدول شماره 11  توزيع فراواني درصدي تأثير تفاوت تحصيلات زوجين در امر طلاق     تفاوت تحصيلات فراواني درصد فراواني كاملاً موافقم 5 7/16% موافقم 9 30% متوسط 11 6/36% مخالفم 5 7/16% كاملاً مخالفم - - جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 11: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 7/46 % از افراد پاسخگو با تأثير تفاوت تحصيلات زوجين در امر طلاق موافق هستند و 6/36% از افراد اين مسأله را به طور نسبي مؤثر مي دانند و 7/16% از افراد تحصيلات زوجين را در امر طلاق مؤثر نمي دانند و مخالف هستند.   جدول شماره 12  توزيع فراواني درصدي تأثير عدم تفاهم نسبت به ايفاي نقشها   عدم تفاهم فراواني درصد فراواني كوتاهي در انجام نقشهاي همسر 5 7/16% عدم تفاهم ما نسبت به ايفاي وظايف 10 3/33% كوتاهي در انجام نقشها از جانب خودم - - هيچكدام 10 3/33% بي جواب 5 7/16% جمع 30 100% تفسير جدول شماره 12: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 7/16% از افراد پاسخگو كوتاهي در انجام نقشهاي همسر را در طلاق مؤثر و 3/33% از افراد عدم تفاهم نسبت به ايفاي وظايف را مؤثر مي دانند و 3/33% از افراد هيچكدام از اين دو مسأله بيان شده را مؤثر نمي دانند و 7/16% از افراد به اين سؤال پاسخي ندادند. جدول شماره 13  توزيع فراواني درصدي تأثير مخالفت والدين در امر ازدواج   تأثير والدين فراواني درصد فراواني بلي 5 7/16% خير 23 7/76% بي جواب 2 6/6% جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 13: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 7/16% از افراد مخالفت والدين يا يكي از خويشان درجه يك و نزديك را با ازدواج مؤثر در امر طلاق مي دانند و 7/76% از افراد پاسخگو با اين مسأله مخالف هستند و 6/6% از افراد به اين سؤال پاسخي ندادند.    جدول شماره 14  توزيع فراواني درصدي تأثير مدت آشنايي   مدت آشنايي فراواني درصد فراواني كمتر از 6 ماه 6 20% بين 6 ماه تا 1 سال 8 7/26% بين 1 تا 2 سال 2 6/6% بيش از 2 سال 6 20% هيچكدام 8 7/26% جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 14: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 20% از افراد پاسخگو در هنگام طلاق مدت آشناييشان كمتر از 6 ماه و 7/26% از افراد بين 6 ماه تا يك سال بوده و 6/6% از افراد بين 1 تا 2 سال و 20% از افراد بيش از 2 سال و 7/26% از افراد قبل از ازدواج هيچگونه آشنايي نداشتند.   جدول شماره 15  توزيع فراواني درصدي تأثير نظارت خانواده بر آشنايي افراد   نظارت خانواده فراواني درصد فراواني بلي 12 40% خير 18 60% جمع 30 100%     تفسير جدول شماره 15: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 40% از افراد پاسخگو با نظارت خانواده ها اقدام به ازدواج نموده اند و 60% از آنها بدون نظارت خانواده ها اقدام به ازدواج نموده اند كه منجر به طلاق شده است.جدول شماره 16  توزيع فراواني درصدي سن فرد   عامل سن فرد فراواني درصد فراواني 14 تا 18 سالگي 7 3/23% 19 تا 23 سال 17 6/56% 24 تا 28 سال 5 6/16% 29 سال به بالا 1 3/3% جمع 30 100% تفسير جدول شماره 16: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 3/23% از افراد هنگام طلاق بين 14 تا 18 سال و 6/56% از افراد بين 19 تا 23 سال و 6/16% از افراد 24 تا 28 سال مي باشند و 3/3% از افراد در هنگام طلاق 29 سال به بالا داشتند.  جدول شماره 17  توزيع فراواني درصدي سن همسر   سن همسر فراواني درصد فراواني 14 تا 18 سالگي 3 10% 19 تا 23 سال 14 7/46% 24 تا 28 سال 12 40% 29 سال به بالا 1 3/3% جمع 30 100%  تفسير جدول شماره 17: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 7/56% از افراد پاسخگو سن همسرشان در هنگام ازدواج 14 تا 23 سال بوده و 40% از افراد 24 تا 28 سال و 3/3% از افراد سن همسرشان در هنگام ازدواج 29 سال به بالا بوده است.  جدول شماره 18  توزيع فراواني درصدي تقابل ديدگاههاي   تقابل ديدگاه هاي فراواني درصد فراواني كاملاً موافقم 3 10% موافقم 10 3/33% متوسط 14 7/46% مخالفم 3 10% كاملاً مخالفم - - جمع 30 100%  تفسير جدول شماره 18: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 3/43% از افراد پاسخگو تقابل ديدگاه هاي مذهبي را عامل مؤثري در امر طلاق مي دانند و موافق هستند و 7/46 % از افراد آن را به طور نسبي مؤثر مي دانند و 10% از افراد پاسخگو مخالف با اين مسأله هستند. انگيزه هاي طلاق شايد مهمترين عاملي كه باعث افزايش ميزان طلاق در قرن بيستم شده است، پذيرش اجتماعي روز افزون وقوع طلاق است. اين تحمل فزاينده در نتيجه كاهش نگرش هاي منفي نسبت به طلاق در كشورهاي مختلف است. اگر چه طلاق همچنان به صورت يك امر نامطلوب و غير خوشايند به نظر مي رسد اما در بين بيشتر اخلاقيون ديگر گناهي غير قابل بخشش جلوه داده نمي شود. در ضمن، شرايط نامساعد ازدواج و تشكيل زندگي مشترك بر اساس موارد غير معقول و غير منطقي از آغاز طلاق «را در بطن خود دارد» كه به نحوي وقوع آن از همان ابتدا قابل پيش بيني است و حتي اگر به عللي زندگي زناشوئي تداوم يابد و به انحلال خانواده منجر نشود مصداق «سوختن و ساختن» را دربردارد. به طور كلي علل افزايش طلاق را مي توان به شرح زير خلاصه كرد: 1- ظاهر شدن تدريجي مشكلات مالي كه ممكن است قسمتي از آن هزينه هاي جشن و مراسم ازدواج باشد. 2-  عدم توافق اخلاقي و ناسازگاري هاي جنسي. 3- عدم علاقه و احتمالاً كراهت طرفين از همديگر، مثل ازدواج هاي فاميلي، مصلحتي و تحميلي كه به تدريج ظاهر مي شود. 4- دخالت ديگران به ويژه خانواده ها كه هر چند معمولاً نوعي مصلحت انديشي است، زيرا نسل مسنتر به دليل نگرش ها و ارزش هاي خود ناچار از راهنمايي نسل جوان تر است اما معمولاً برچسب هاي «مادر زن»، «مادر شوهر»، «پدر زن»، «پدر شوهر» و مانند آن اين راهنمايي ها را به لباس مبدل نشان مي دهد و مايه بخشش زن و شوهرهاي جوان مي شود كه گاه طلاق از پيامدهاي آن است. 5- سوء ظن، عدم تمكين، عدم پايبندي به مذهب، اعتياد، زياده طلبي و فزون خواهي، انتخاب نادرست اوليه، كمي سن ازدواج، ناآگاهي و بيسوادي، تفاوت فرهنگي، ازدواج مجدد، بيكاري، نداشتن مسكن، اختلاف در تعيين محل زندگي نيز ممكن است و در افزايش طلاق مؤثر مي باشد. عواقب و پيامدهاي ناشي از طلاق، به ويژه اثرات شديد رواني آن بر كودكان اين نكته را هشدار مي دهد كه ازدواج ها با بصيرت، شناسايي و آگاهي عميق تر از ويژگي هاي اخلاقي و رواني طرفين صورت مي گيرد. در غير اين صورت بايد ناظر جدايي و از هم گسيختگي خانواده يود. (هدايت الله ستوده- 1376- ص 212 و 213)

تنظیم خانواده

تنظيم خانواده 

1-    لزوم رعايت تنظيم خانواده را تشريح کنيد؟ الف) جمعيت و تأمين غذا ب ) رشد بي رويه جمعيت و نظام آموزشي ج ) رشد بي رويه جمعيت و نظام اقتصادي د ) رشد جمعيت و مسکن ه) رشد جمعيت و بهداشت و ) رشد جمعيت و محيط زيست ز ) رشد جمعيت و خدمات عمومي ح ) رشد جمعيت و مسؤوليتهاي اجتماعي بانوان 2- تنظيم خانواده را تعريف کنيد؟ فاصله گذاري مناسب بين بارداريها و کنترل تعداد فرزندان با استفاه از روشهاي پيشگيري از بارداري با توجه به امکانات اقتصادي، قدرت جسمي و رواني والدين را تنظيم خانواده گويند. 3- اهداف تنظيم خانواده را بنويسيد؟ 1. کاهش مرگ و مير مادران و نوزادان؛ کاهش معلوليت و ناتوانيهاي ناشي از حاملگيهاي ناخواسته 2. کاهش بيماريهاي مادر زادي با جلوگيري از زايمانهاي ديرهنگام 3. جلوگيري از حاملگيهاي ناخواسته و سقطهاي غيرقانوني 4. جلوگيري از سوء تغذيه مادران و کودکان با فاصله گذاري مناسب بين فرزندان 5. تأمين سلامت جسماني و رواني مادران 6. کمک به خانواده ها در جهت داشتن تعداد فرزندان دلخواه و متناسب با امکانات اقتصادي جسماني و رواني آنها. 4- روشهاي متداول پيشگيري از حاملگي را نام ببريد؟ 1. روشهاي مکانيکي شامل: الف) پوشش براي مرد (کاندوم) ب ) دستگاه داخل رحمي (IUD) 2. روشهاي شيميايي شامل: الف) قرصهاي خوراکي ضد بارداري ب ) هورمونهاي تزريقي ج ) کپسولهاي کاشتني 3. روشهاي جراحي شامل: الف) بستن لوله در مردان (وازکتومي) ب ) بستن لوله در زنان (توبکتومي) 5- مزاياي استفاده از قرصهاي ضد بارداري را بنويسيد؟ 1. مصرف قرصهاي پيشگيري از بارداري نه تنها منجر به سرطان نمي شود، بلکه از برخي انواع سرطان پيشگيري مي کند. 2. استفاده از قرصهاي ضد بارداري منجر به نازايي نمي شود بلکه پس از قطع مصرف قرص در ظرف چند ماه، قدرت باروري بازمي گردد. 3.استفاده از قرصهاي ضد بارداري منجر به تولد نوزادان ناهنجار نمي شود و اگر در زمان حاملگي مصرف نشده باشد نوزادان سالم متولد خواهند شد. 4. قرصها براي اينکه مؤثر واقع شوند بايد به طور مرتب و صحيح مورد استفاده قرار گيرند. هميشه زنان، از اين پس مردان! گروهي از زوج‌ها از لحاظ جنسي فعال و بارور هستند، ولي تمايلي به بچه‌دار شدن ندارند. اين گروه بايد از روش‌هاي مؤثر پيشگيري از بارداري استفاده كنند. تحقيقات نشان داده است كه اگر زوجين از هيچ‌گونه روش پيشگيري از بارداري استفاده نكنند، حدود 90 درصد زنان در طي مدت يك سال حامله مي‌شوند. در كشور ما نيز، با وجود دسترسي آسان به وسايل پيشگيري از بارداري، سالانه حدود 400 تا 500 هزار حاملگي ناخواسته اتفاق مي‌افتد كه به‌طور عمده ناشي از استفاده نكردن از وسايل پيشگيري از حاملگي است. در اينجا تمام كارها در امتداد خطي سبز1 انجام مي‌شود. خواه ناخواه توجهت به افراد حاضر جلب مي‌شود. مردان و زنان در كنار يكديگر خط سبز را دنبال مي‌كنند. صحبت‌هايي مي‌شنوي. آنها از مسائلي حرف مي‌زنند كه هرگز بيرون از اين خط نمي‌توان به آساني بيانشان كرد. ـ شما چند فرزند داريد؟ ـ يك پسر. ـ پس چرا وازكتومي؟ ـ من و همسرم دخترعمو، پسرعمو هستيم، متأسفانه پسر ما تالاسمي دارد. متخصصان توصيه كرده‌اند كه ديگر بچه‌دار نشويم. ما هم آمده‌ايم اينجا. پسر كوچك و رنگ پريده‌اي را مي‌بينم كه به گردن مادرش آويزان است. چشمان گودافتاده و جثة نحيفي دارد. او هم به خط سبز خيره شده است. ـ همسر من مدت‌ها بود كه قرص مي‌خورد. اما هر روز مشكل داشتيم. يا استفراغ مي‌كرد يا خوردن قرص فراموشش مي‌شد. از آي يو دي هم نمي‌توانست استفاده كند تا اين‌كه يكي از همسايه‌ها بخش وازكتومي اين مركز را به ما معرفي كرد. مردان و زنان زيادي اينجا هستند، جوان و پير. آنها آگاهانه تصميم مي‌گيرند روش مناسب‌تري را براي كنترل جمعيت خانوادة خود انتخاب كنند. شايد خط سبز بهترين مسير براي بسياري از اين زوج‌هاي آگاه باشد. اهميت تنظيم خانواده در ايران جمعيت دنيا در سال 1987 به پنج ميليارد نفر رسيد و تنها در طي 157 سال، پنج برابر جمعيت سال 1830 شد. در مقابل، جمعيت ايران فقط در مدت 50 سال (از سال 1320 تا 1370) از دوازده ميليون به شصت ميليون نفر رسيده است. اين افزايش سريع جمعيت، مشكلات و كمبودهاي روزافزوني را در ابعاد مختلف اقتصادي، فرهنگي و تربيتي به دنبال داشته و در آينده مواجهه با معضلات پيچيده‌تري پيش‌بيني مي‌شود. همچنين رشد سريع جمعيت باعث افزايش نابرابري ميان درآمد كشورهاي در حال توسعه و كشورهاي پيشرفته مي‌شود و پديدة مهاجرت را تشديد مي‌كند. آثار منفي افزايش مواليد و بعد خانوار، تنها محدود به خانواده نيست. افزايش بعد خانواده منجر به افزايش جمعيت جوانان، كاهش درآمد سرانه، تورم، بيكاري، نزول سطح آموزش و تخريب منابع محيط زيست خواهد شد. مطالعات انجام‌شده در ايران در سال 1371 نشان مي‌دهد كه در حدود 6/1 درصد از حاملگي‌ها در جمعيت شهري و 1/39 درصد در جمعيت روستايي كشور ما ناخواسته هستند. بررسي ديگري در شهر قزوين بيانگر آن بود كه از هر پنج نفر زن، يك نفر از هيچ وسيلة پيشگيري استفاده نمي‌كند. بر طبق آمار انجمن تنظيم خانوادة جمهوري اسلامي ايران، حاملگي‌هاي بدون برنامه و ناخواسته، در 16 درصد موارد، به سقط‌هاي عمدي منجر مي‌شوند. همچنين روزانه دست كم 80 زن به دليل سقط غيرقانوني جان خود را از دست مي‌دهند. به علاوه، نوزادان حاصل از حاملگي‌هاي ناخواسته غالباً نارس و كم وزن متولد مي‌شوند و دچار اختلالات جسمي و رواني‌اند. از سوي ديگر، زايمان‌هاي مكرر موجب تحليل قواي جسمي مادر مي‌شود و فاصلة زماني كافي براي ترميم ذخاير غذايي از دست رفته در بدن او فراهم نمي‌گردد. حاملگي‌هاي مكرر با فواصل كم، خطر مرگ و مير مادران را افزايش مي‌دهد. اين خطر، بخصوص پس از زايمان سوم، به شدت افزايش مي‌يابد. كدام روش بهترين است؟ دكتر مهدي صدق‌آذر، مربي ارشد كشوري وازكتومي بدون تيغ جراحي و سرپرست مركز آموزشي، بهداشتي و تحقيقاتي شهيد جعفري، مي‌گويد: «براي انتخاب روش پيشگيري از بارداري، هميشه زوجين بايد مشاورة خانوادگي بگيرند. زيرا روش مطلوب پيشگيري از بارداري براي زوج‌هاي مختلف، متفاوت است. هدف از مشاوره، انتخاب و استفادة صحيح از روش پيشگيري از بارداري در افراد مختلف متناسب با شرايط خاص آنان است. بدين منظور، قبل از پيشنهاد يك روش پيشگيري به هر فرد، بايد شرايط خاص وي، نياز او، وضعيت فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي‌اش در نظر گرفته شود. در مشاوره براي پيشنهاد يك يا چند روش پيشگيري از بارداري، بهتر است كه با زوج صحبت شود يا اگر با يكي از آنان صحبت شد، به او فرصت داده شود تا با همسر خود مشورت كند. قبل از شروع مشاوره، بايد نحوة عمل روش‌هاي جلوگيري، ميزان اثربخشي آنها، موارد منع مصرف، عوارض جانبي و نحوة برخورد با آنها و علائم خطري كه نياز به پيگيري دارند به تفصيل بيان شود.» ستاره مددي، كارشناس بهداشت و مسئول بخش تنظيم خانواده در يك پايگاه بهداشتي واقع در غرب تهران، نيز بر اهميت مشاوره قبل از انتخاب تأكيد مي‌كند و مي‌افزايد: «در مشاوره، به فرد آگاهي مي‌دهيم تا خودش شيوة مناسب را انتخاب كند و به دنبال دو هدف عمده هستيم: يكي اصلاح باورهاي غلط عاميانه و ديگري آشنا كردن مردم با عوارض و مشكلات وسايل پيشگيري. در پايگاه بهداشتي، با استفاده از پوسترهاي آموزشي، مزايا و معايب هر روش را به‌طور مجزا بيان مي‌كنيم. موفقيت زماني به دست مي‌آيد كه فرد بتواند به دلخواه شيوة مناسب براي خود را انتخاب كند. به داوطلباني كه روش مورد نظرشان به سلامت آنها لطمه مي‌زند روش ديگري پيشنهاد مي‌كنيم.» علي نيك‌دل، معلم دبيرستان پسرانه‌اي در تهران، به همراه همسر خود به پايگاه بهداشتي مراجعه كرده است. وي در صف انتظار عمل وازكتومي مي‌گويد: «ما دو بچه داريم و ديگر بچه نمي‌خواهيم. مشكل ما هزينة زندگي نيست، بلكه ديگر وقتي براي اختصاص دادن به بچة ديگري نداريم.» كبري امامي، خانه‌دار و ديپلمه، مشكل اصلي را تمايل مردان به داشتن فرزند بيشتر مي‌داند. وي در تأييد گفتة خود شرح مي‌دهد: «مردها، براي زياد كردن نسل خود، تا جايي كه مادر جان دارد بچه مي‌خواهند. مادر تا وقتي كه يائسه نشده، بايد به فكر بچه باشد.» مشاركت مردان در تنظيم خانواده يكي از عوامل مؤثر در موفقيت برنامه‌هاي تنظيم خانواده جلب مشاركت مردان است. مشاركت مردان در برنامه‌هاي تنظيم خانواده به معناي استفادة آنها از روش‌هاي مخصوص مردان نيست. اين مشاركت شامل درك درست مردان از محدوديت‌ها و نيازهايي است كه با استفاده از روش‌هاي پيشگيري از بارداري براي همسرانشان پيش مي‌آيد. دكتر صدق‌آذر زن و مرد را به يك ميزان مسئول جلوگيري از بارداري مي‌داند. وي معتقد است: «اگر عارضه‌اي در نتيجة استفاده از شيوه‌هاي جلوگيري از بارداري در يكي از زوجين مشاهده شود، همسر وي بايد از او حمايت كند. در نظام‌هاي تأمين بهداشت تنظيم ، به جنبة حمايتي مردان توجه بيشتري مي‌شود. در مجموع، مردان علاوه بر استفادة شخصي از روش پيشگيري، نقش‌هاي ديگري را نيز شامل مشورت با همسر در انتخاب و استفاده از يك روش، مشاركت در تعيين بعد خانوار و نيز حمايت از همسر در هنگام استفاده از وسايل پيشگيري برعهده دارند.» تنوع وسايل پيشگيري از بارداري براي زنان، محدود بودن روش‌هاي مخصوص مردان و وجود برخي نگرش‌هاي نادرست، كه تنظيم خانواده را تنها وظيفة زنان مي‌دانند، سبب شده تا مردان مشاركت كمتري در برنامه‌هاي تنظيم خانواده داشته باشند. بر طبق آمار اعلام‌شدة وزارت بهداشت در سال 1376، ميزان مشاركت مردان در استفاده از روش‌هاي تنظيم خانوادة مخصوص آنان 3/7 درصد از كل مردان واجد شرايط را شامل مي‌شود. دكتر صدق‌آذر مشاركت كم مردان را در برنامه‌هاي تنظيم خانواده ناشي از مسائل متعددي مي‌داند. وي معتقد است: «تأثير نگرش منفي افراد جامعه، تأثير برخورد منفي اعضاي خانواده ، ناآگاهي زنان از حقوقشان كه باعث مي‌شود تنها خود را مسئول پيشگيري از بارداري بدانند، كم‌رويي مردان براي مراجعه به مراكز بهداشتي و درماني و درخواست خدمات تنظيم خانواده ، رواج فرهنگ شفاهي بين مردان، غرور مردانه و باورهاي غلط فرهنگي و اعتقادي از جملة مشكلات مردان براي شركت در برنامه‌هاي تنظيم خانواده است. از لحاظ شغلي، عواملي همچون تطبيق نداشتن ساعت كار مراكز بهداشتي تنظيم خانواده با وقت آزاد مردان، مشغلة زياد مردان، اتلاف وقت آنان هنگام مراجعه به مراكز دولتي و محدود بودن خدمات مشاوره‌اي غيرحضوري را بايد در نظر گرفت.» وازكتومي چيست؟ دكتر سيدحبيب‌الله جعفري، جراح و متخصص بيماري‌هاي كليه و مجاري ادرار و عقيمي مردان، با ذكر اين نكته كه سابقة استفاده از روش وازكتومي به يك قرن پيش بازمي‌گردد، در معرفي اين روش مي‌گويد: «بيش از پنجاه سال تحقيقات گسترده‌اي دربارة وازكتومي صورت گرفت. از 1974 تا 1985، يعني به مدت يازده سال، عمل وازكتومي در ايالت سي‌چوان چين انجام شد و در سال 1985، انجمن جلوگيري داوطلبانه از بارداري از طريق جراحي، بي‌عارضه بودن اين روش را اعلام كرد و در سال 1986، وازكتومي به تمام نقاط دنيا معرفي شد. در اوايل ارديبهشت 1372 نيز پروفسور ليسون چان به ايران آمد و اين روش را به محافل علمي ما معرفي كرد.» سازمان بهداشت جهاني وازكتومي را به‌عنوان بهترين، مطمئن‌ترين و راحت‌ترين روش جراحي براي جلوگيري دائمي از باروري تأييد كرده است. وازكتومي را نخستين‌بار در ايران دكتر فريدون فروهري، مدير پلي‌كلينيك شهيد جعفري مركز بهداشت شرق تهران، انجام داد. وي كه پدر وازكتومي ايران شناخته شده است، شاگردان متعددي تربيت كرد و براي ترويج اين روش به تمام نقاط ايران فرستاد. به گفتة دكتر صدق‌آذر، سرپرست كنوني اين پلي‌كلينيك، از آن زمان تاكنون، 775 پزشك دوره‌هاي آموزشي وازكتومي را طي كرده‌اند و در نقاط مختلف كشور در حال خدمت هستند. وي شمار موارد موفق وازكتومي انجام‌شده در مركز مذكور را در حدود 29 هزار مورد ذكر مي‌كند. وازكتومي به دو روش انجام مي‌شود: روش قبلي يا كلاسيك كه جراحي با تيغ بوده است و روش جراحي بدون تيغ. دكتر جعفري در توضيح وازكتومي مي‌گويد: «وازكتومي عبارت است از قطع لولة مني‌بر در مرد كه با عمل جراحي ساده و مطمئني در مدتي كوتاه انجام مي‌شود. اين روش آسان‌ترين و مؤثرترين روش پيشگيري از بارداري است كه به‌تازگي با عملي بسيار ساده و بدون استفاده از تيغ جراحي صورت مي‌گيرد و نيازي به بخيه‌زدن ندارد.» وازكتومي براي چه افرادي مناسب است؟ دكتر صدق‌آذر استفاده از اين روش را توصيه مي‌كند براي افرادي كه: 1. مايلند روشي را انتخاب كنند كه با فعاليت جنسي آنها تداخلي نداشته باشد؛ 2. تصميم به بچه‌دار شدن مجدد ندارند؛ 3. به دلايل پزشكي نمي‌خواهند بچه‌دار شوند؛ 4. احتمال بروز بيماري‌هاي ژنتيكي در فرزند آنها وجود دارد؛ 5. وازكتومي را، به دليل سهولت و نداشتن عوارض، بر لولـه بستن همسرشان ترجيح مي‌دهند. وازكتومي چگونه از حاملگي جلوگيري مي‌كند؟ سلول‌هاي جنسي كه در بيضه ساخته مي‌شوند، از طريق لوله‌هاي مني‌بر راست و چپ، وارد مايع ‌مني مي‌شوند. در وازكتومي، اين دو لولـه را مسدود مي‌كنند و در نتيجه سلول‌هاي جنسي قادر به عبور نيستند. در وازكتومي بدون تيغ جراحي، كه با بي‌حسي موضعي انجام مي‌شود، شكاف كوچكي به طول 2 تا 3 ميلي‌متر بر روي پوست ايجاد مي‌كنند. سپس با وسايل مخصوصي لايه‌هاي سحطي را كنار مي‌زنند و از همين فضاي كوچك لولـه‌هاي مني‌بر را خارج مي‌سازند. پس از انجام عمل، كه بي‌نياز از بخيه است، محل را پانسمان مي‌كنند. سوراخ باقي‌مانده حداكثر ظرف 48 ساعت ترميم و محو مي‌شود. دكتر صدق‌آذر تأكيد مي‌كند: «داوطلب تنها زماني درد مختصري احساس مي‌كند كه مادة بي‌حس‌كننده به او تزريق مي‌شود و پس از تزريق، هيچ دردي احساس نخواهد كرد.» اين عمل، به‌طور متوسط، در مدت 10 الي 12 دقيقه خاتمه مي‌يابد. داوطلب بايد تا مدت 24 ساعت پس از عمل استراحت كند و از انجام دادن كارهاي سنگين تا يك هفته بپرهيزد. اما اگر كار روزمرة او سنگين نباشد، زودتر از اين مدت مي‌تواند به سر كار خود بازگردد. دكتر جعفري در مورد احتمال وقوع بارداري بلافاصله پس از انجام عمل وازكتومي هشدار مي‌دهد و مي‌گويد: «به علت باقي‌ماندن تعدادي از سلول‌هاي جنسي يا اسپرم در لولـه‌هاي تناسلي، خطر حاملگي بلافاصله پس از وازكتومي از ميان نمي‌رود. زوج‌ها بايد به مدت سه تا شش ماه از يك روش مطمئن ديگر پيشگيري از بارداري استفاده كنند. براي حصول اطمينان از حذف سلول‌هاي جنسي از ترشحات دستگاه تناسلي مرد، متقاضي بايد آزمايش شمارش اسپرم انجام دهد. اولين آزمايش دو ماه پس از عمل درخواست مي‌شود. البته براي حصول اطمينان كامل، تكرار آزمايش در چهار و شش ماه پس از عمل نيز ضروري است.» مزايا و معايب وازكتومي وازكتومي يك عمل جراحي ساده است، در حالي‌كه بستن لوله‌هاي زنان نياز به بيهوشي عمومي و دسترسي به حفرة شكم دارد. بنابراين، بستن لولـه‌هاي زنان يك عمل جراحي وسيع محسوب مي‌شود با كلية عوارض بيهوشي عمومي. به علاوه، حاملگي خارج رحمي مرگ‌آورترين عارضة بستن لوله‌ها در زنان محسوب مي‌شود. اما وازكتومي هيچ عارضة ناخواسته‌اي به همراه ندارد. برخلاف باور بسياري از افراد ناآگاه، اين روش نه‌تنها فعاليت جنسي را محدود نمي‌كند بلكه، با حفظ تمام مراحل طبيعي رابطة جنسي، قواي زوجين را افزايش نيز مي‌دهد. دكتر صدق‌آذر مي‌گويد: «افرادي هستند كه چند ماه پس از وازكتومي به مركز مراجعه و از افزايش قواي جنسي خود شكايت مي‌كنند. رفتارهاي جنسي از افكار و عواطف انسان‌ها تأثير مي‌پذيرند. ترس از حاملگي ناخواسته عامل سردمزاجي و بي‌ميلي در روابط زناشويي بسياري از زوج‌هاست. آنچه اهميت دارد اين است كه بايد براي عموم مرز ميان وازكتومي و اخته كردن مردان را روشن كرد. در اخته كردن، بيضه‌ها به‌طور كامل از بين مي‌روند و دو وظيفة طبيعي آنها، يعني توليد هورمون‌هاي جنسي مردانه و ساخت اسپرم، ديگر به انجام نمي‌رسد. با تخريب بيضه‌ها، خصوصيات ظاهري مردانه نيز همزمان با توقف توليد اسپرم از بين مي‌روند. اما در فرد وازكتومي شده، هورمون‌هاي مردانه از راه عروق به بدن مي‌رسد و بيضه سالم است. زوج‌هاي متقاضي وازكتومي بايد بدانند كه پس از اين عمل، مقدار مايع مني مرد همانند پيش از انجام وازكتومي است و از لحاظ خصوصيات ظاهري، يعني رنگ، بو و حجم آب نيز تغييري نخواهد كرد. در طي عمل وازكتومي، دستگاه ادراري آسيبي نخواهد ديد و احتمال ابتلا به سرطان پروستات در داوطلبان افزايش نخواهد يافت.» برخي از مردان پس از وازكتومي دچار ناراحتي و تورم محل عمل مي‌شوند. عده‌اي نيز ممكن است دچار خونريزي، كبودشدگي يا عفونت بشوند. اما به‌ندرت مسئلة جدي و مشكل‌سازي به‌وجود مي‌آيد. توصيه مي‌شود كه داوطلبان در صورت تب در چهار هفتة اول پس از عمل، بخصوص يك هفتة اول، خونريزي يا خروج چرك از محل زخم، درد و تورمي كه قطع نشود يا تصور باردار شدن همسر به پزشك مراجعه كنند. دكتر جعفري رعايت نكاتي را در بهبود سريع‌تر محل جراحي مفيد مي‌داند: «حداقل تا دو روز از بيضه‌بند استفاده شود. محل جراحي در حين جوش خوردن زخم به‌هيچ‌وجه دست‌كاري نشود. در صورتي كه وازكتومي به روش كلاسيك يا قديمي انجام شده است، بايد يك هفته پس از عمل براي كشيدن بخيه‌ها به مركز انجام وازكتومي مراجعه كرد. در روش وازكتومي بدون تيغ جراحي، نيازي به كشيدن بخيه نيست و متقاضي مي‌تواند سه روز بعد از عمل، پانسمان روي زخم را بردارد و پانسمان مجدد هم ضرورتي ندارد.» وازكتومي برگشت‌پذير است مصطفي كاشاني 37 ساله است و همسر و پسر بزرگش را در سانحة رانندگي از دست داده است. او كه به علت اشتغال در كارخانة نساجي قادر به نگهداري دختر كوچكش نيست قصد ازدواج دارد. وي متقاضي عمل بازگشت وازكتومي است. كاشاني در مورد علت درخواست خود چنين توضيح مي‌دهد: «اولين آرزوي هر زن جوان در ‌آغوش گرفتن فرزندش است. اگر اين زن حس مادري را تجربه نكند، هرگز دختر مرا متعلق به خود نخواهد دانست.» دكتر جعفري احتمال باروري دوباره را در چنين مواردي زياد مي‌داند. وي مي‌گويد: «دلايل مختلفي براي تقاضاي برگشت وازكتومي وجود دارد. ميزان بالاي طلاق، ازدواج‌هاي مكرر و مرگ همسر يا فرزند از شايع‌ترين اين علت‌ها هستند. بر طبق مطالعات انجام‌شده، در نهايت، 2 تا 6 درصد از مردان وازكتومي‌شده تقاضاي عمل برگشت را خواهند داشت. هشت سال پس از انجام عمل وازكتومي، احتمال موفقيت در عمل برگشت، يعني وجود مجدد اسپرم در مايع مني، 80 تا 90 درصد و ميزان وقوع بارداري 50 تا 60 درصد است. پيش از پيشرفت تكنيك‌هاي جراحي ميكروسكوپي، احتمال بارداري مجدد بين 15 تا 50 درصد بود. اما امروزه، با استفاده از جراحي ميكروسكوپي، اين احتمال افزايش قابل توجهي يافته است. شكست عمل برگشت به متغيرهاي مختلفي بستگي دارد، مانند وجود آنتي‌بادي ضد اسپرم و تنگي محل عبور. تجربة جراح نيز عامل بسيار مهمي در تعيين نتيجة عمل برگشت است.» در مراكز مشاوره، هرگاه زن يا شوهر تمايل خود را به بچه‌دار شدن در آينده ابراز كند يا ازدواج در شرايط مساعد و ثابتي صورت نگرفته و متزلزل باشد، استفاده از اين روش جلوگيري از بارداري پيشنهاد نمي‌شود. به‌طور كلي، انتخاب وازكتومي از جانب مراجعان به شرايط هر يك از آنها بستگي دارد. به همين دليل استانداردي براي سن و تعداد فرزند متقاضيان تعيين نمي‌شود. اما به شرايطي مانند داشتن حداقل دو فرزند و سن بالاتر از دو سال براي فرزند دوم در مراكز بهداشتي توجه مي‌شود. ممنوعيت انجام وازكتومي به اعتقاد دكتر صدق‌آذر، براي روش وازكتومي بدون تيغ جراحي، هيچ ممنوعيتي وجود ندارد. وي مراجعه‌كنندگان را به چهار گروه تقسيم مي‌كند: «گروه اول مشكلي را ذكر نمي‌كنند و به‌راحتي عمل وازكتومي مي‌شوند. گروه دوم در پروندة پزشكي خود سابقة جراحي دارند، مثلاً براي رفع يك نقص آناتوميكي كوچك. اين افراد را با احتياط وازكتومي مي‌كنيم. گروه سوم دچار عفونت يا يك بيماري مردانه هستند. در مورد اين گروه نيز، پس از درمان كامل، عمل وازكتومي با فاصلة زماني مناسب انجام مي‌شود. گروه چهارم به دليل ابتلا به يك بيماري زمينه‌اي بايد در بيمارستان مجهز و در اتاق عمل وازكتومي شوند. مبتلايان به بيماري هموفيلي در اين گروه طبقه‌بندي مي‌شوند.» جراحي ساده و بي‌خطر وازكتومي، در بسياري از كشورها، شيوه‌اي رايگان و مناسب براي تعداد زيادي از زوج‌هاي ميانسال است. تشخيص شرايط مناسب اقتصادي و خانوادگي براي بچه‌دار شدن و كسب آمادگي رواني ـ عاطفي لازم، تنها از عهدة دو شريك زندگي ساخته است. ترديدي نيست كه كودكانِ ناخواستة امروز مطرودان فرداي جامعة ما هستند حاشيه نشيني و تنظيم خانواده دكتر رضا رسولي[1] چكيده             جمعيت ايران طي چند دهه گذشته، رشد شتاباني داشته است، به طوري كه در طول كمتر از دو دهه به طور باور نكردني جمعيت ايران بيش از دو برابر شد. انفجار جمعيت در ايران همراه با مسائلي همچون افزايش سريع شهرها، افزايش فقر، مشكل مسكن و مهاجرت بي رويه روستاييان به شهرها بوده است.             يكي از پيامدهاي اصلي رشد جمعيت، مهاجرت روستاييان به شهرها و سكونت در حاشيه شهرها در نهايت حاشيه نشيني و زاغه نشيني است و راه اصلي مقابله با رشد بي رويه جمعيت اجراي برنامه هاي تنظيم خانواده مي باشد.             هدف اصلي اين مقاله بررسي رابطه بين حاشيه نشين و تنظيم خانواده است و از آنجا كه بعد از سرشماري سال 1365 و مشاهده رشد 9/3 درصد جمعيت توسط مسئولين، برنامه هاي تنظيم خانواده به اجرا درآمد ولي اين مساله در روستاها و مناطق حاشيه نشين كــه تفكر سنتي در مورد باروري داشتند (هنوز هــم در بعضــي مـناطق مشاهده مي شود) به سختي قابل پذيرش بود. بنابراين هنوز شاهد باروري بالا در ميان حاشيه نشينان هستيم كه دلايل اصلي اين پديده را مي توان در موارد زير حستجو كرد:  ترجيح جنسي: معمولاً فرزند پسر براي خانواده بيشتر قابل قبول است كه اين مساله مي تواند بر تعداد فرزندان خانواده ها بيفزايد.             احترام اجتماعي: معمولاً در مناطق حاشيه نشين مردان از احترام بيشتري برخوردارند ولي زماني كه زني حامله باشد به خاطر فرزندي كه مي خواهد به دنيا بياورد به او احترام مي گذارند، بنابراين زنان از اين مساله به خاطر احترامي كه برايشان در پي دارد استقبالمي كنند.             تأمين اجتماعي در دوران سالخوردگي نيز يكي ديگر از عوامل اصلي افزايش رشد جمعيت و عدم اجراي برنامه هاي تنظيم خانواده در بين خانواده هاي حاشيه نشين به خاطر مسائل اقتصادي مي باشد.             مرگ و مير فرزندان و پايين بودن سطح بهداشت باروري نيز از ديگر دلايل عدم استفاده از روش هاي تنظيم خانواده در بين حاشيه نشينان مي باشد.             از ديگر دلايل مي توان به رابطه بين تحصيلات و باروري اشاره كرد كه معمولاً با بالا رفتن تحصيلات، تعداد فرزندان كاهش مي يابد، ميزان تحصيلات زنان حاشيه نشين معمولاً در سطح پايين مي باشد، همچنين عدم دسترسي به مراكز بهداشتي نيز مي تواند از ديگر دلايل استفاده اندك از روش هاي جلوگيري از بارداري در ميان حاشيه نشينان باشد.             در مجموع، عوامل فوق الذكر باعث مي شود اجراي برنامه هاي تنظيم خانواده در حاشيه نشينان با استقبال كمي روبرو شود و در نتيجه باروري در سطح بالا قرار گيرد.   واژگان كليدي       انفجار جمعيت، افزايش شهرها، مشكل مسكن، مهاجرت روستائيان، مرگ و مير فرزندان   مقدمه جمعيت ايران در طي هشت دهه اخير افزايش يافته، كه در نتيجه آن مسائل و مشكلاتي از قبيل رشد سريع جمعيت شهري، افزايش فقر در شهرها، دسترسي ناكافي به مسكن و خدمات اصلي شهري، شكاف عظيم ميان طبقات اجتماعي، بيگانگي شهروندان از هم توأم با انبوه مهاجرت از مناطق روستايي به مناطق شهري و سكونت در حاشيه شهرها باعث گسترش و تشديد بي رويه شهرنشيني و نهايتا ايجاد زاغه و مسكن غيرقانوني و نارسايي امكانات اصلي شهري در شهرها شده است. طبق مندرجات نشريه جنبه هاي جمعيتي توسعه اجتماعي سازمان ملل متحد » Population aspects of social development«ايران طي سه دهه 60، 50، 40 ميلادي بدليل نرخ رشد 3 درصدي سالانه نيازمند حدود 6 در هزار جمعيت، ساخت و ساز مسكن بوده است در حاليكه طي مدت مذكور در حدود نصف اين تعداد (3/3 در هزار تا 6/3 در هزار) ساخته شده است بدين ترتيب تفاوت بارز بين عرضه و تقاضاي واحدهاي مسكوني موجب بروز مجموعه هاي نامتناسب در حاشيه شهرها گرديد كه حلبي آبادهاو حصيرآبادها نتيجه اين عدم توازن در توليد واحدهاي مسكوني بوده است. مهاجرت از مناطق روستايي به مناطق شهري در ايران تقريبا به صورت مهاجرت درجه اي (مهاجرت از روستا به شهرهاي كوچك يا متوسط و حومه شهرهاي بزرگ و سپس به مراكز شهري بزرگتر) بوده است. بدين طريق كه مهاجرين روستايي در اثر عوامل دافعه مناطق روستائي و جاذبه مناطق شهري به شهرها و سپس شهرهاي بزرگتر و قطب هاي صنعتي و اقتصادي مهاجرت مي نمايند. در نتيجه شهرنشيني به سرعت گسترش مي يابد. نتايج سرشماري هاي انجام يافته در ايران نشان مي دهد كه در سال 1335 جمعيت شهري 4/31 درصد، در سال 1345 به ميزان 7/38 درصد، در سال 1355 به ميزان 47 درصد، در سال 1365 به ميزان 3/54 درصد و در سال 1375 به ميزان 65/61 درصد بوده است. نتايج سرشماري هاي فوق نشانگر آن است كه در طي 40 سال اخير نسبت جمعيت شهري ايران در مقايسه با سال 1335 به طور كلي وارونه شده است. با توجه به هم ارز نبودن حدود تاثير عوامل گوناگون در افزايش جمعيت و گسترش شهرنشيني  مشاهدات علمي حاكي است كه در مناطق شهري به ويژه در شهرهاي بزرگ حاشيه نشينان نقش بسزايي در افزايش جمعيت و مسائل و مشكلات شهري دارند. به عنوان مثال خانم هما آقا در تحقيقي تحت عنوان بررسي باروري در ايران،[2] و رابطه آن با شاخص هاي جمعيتي، اقتصادي و اجتماعي نتيجه گرفت كه مهاجرت روستاييان به شهرها باعث شده كه مناطق شهري ايران نيز از ميزان نسبتاً بالاي باروري برخوردار باشد. به عبارتي ديگر بالا بودن باروري در شهرها پيش از آنكه به خانواده هاي شهري مربوط شود در ارتباط با مهاجرين روستايي است. از طرفي ديگر مهاجرين روستايي به دليل پايين بودن درآمد در شهرها و گراني قيمت زمين حاشيه نشيني را در شهرها گسترش مي دهند. لذا در مقاله سعي شده كه به برخي مسائل و مشكلات تنظيم خانواده در مناطق حاشيه نشين با تاكيد بر برخي متغيرهاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي پرداخته شود.   تعريف مفاهيم حاشيه نشين: شامل تمام كساني است كه در محدوده فضايي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي شهر حضور و سكونت دارند ولي نحوه اسكان ومعيشت آنها از جامعه شهري كاملاً متمايز است و در نتيجه با جامعه  شهري هماهنگ نشده اند. تنظيم خانواده: عبارت از روشهايي است كه به افراد يا زوجها كمك مي كند تا از طريق بكارگيري آنها از حاملگي هاي ناخواسته جلوگيري كنند و فرزندان را در زمان دلخواه بدنيا آورند و فاصله بين حاملگي را تنظيم كنند و تعداد فرزندان خود را به دلخواه تعيين نمايند. باروري طبيعي: عبارت از تعداد فرزنداني است كه زنان در طول دوران بارداريشان به طور بالقوه بتوانند بدنيا بياورند.   ترجيح جنسي  تولد پسر در ايران، بويژه در مناطق روستايي، به دليل تأثير و تأثر خانواده از فرهنگ سنتي، نسبــــت به فرزند دختر مرجح است. نتايج طرح زاد و ولد اجرا شد ه توسط سازمان ثبت احوال كشور نشان داد كه تمايل به داشتن فرزند بيشتر در بين مادراني كه تمام فرزندانشان دختر بوده 92 درصد بوده است در حاليكه اين نسبت در بين مادران داراي فرزند پسر به هفتاد درصد پاسخگويان ذيربط تقليل يافته است. جالب توجه است اگر اضافه كنيم كه طبق نتايج همين بررسي تمايل به داشتن فرزند بيشتر در بين مادراني كه داراي 4 فرزند پسر   بوده اند به 9/22 درصد آنها بالغ شده است در حاليكه در بين مادران داراي 4 فرزند دختر اين رقم 3/49 درصد بالغ شده است و نشان ميدهد كه حدود نصف اين گروه از زنان به اميد داشتن فرزند پسر عليرغم داشتن 4 فرزند باز هم مايل به بچه دار شدن و حاملگي بوده اند. اين بررسي نشان داد كه در عمق گرايش خانواده ها تحسين و رضايت از تولد فرزند پسر وجود دارد. با افزايش شهرنشيني شدت اين امر هر چند كاهش يافته ولي هنوز هم تفاوت هايي قانوني، عملي و نظائر اين ها چون ارث، ديه، گواهي، شهادت و هويت فرزند پسر از مزاياي بيشتري برخوردار است. اين تفاوت هاي اجتماعي به تقويت مباني ترجيح جنسيت در انتخاب فرزند كمك مي كند. بديهي است درمواردي كه والدين داراي فرزند دختر باشند تمايل به افزايش حاملگي وجود خواهد داشت همچنين هنگاميكه افزايش تعداد فرزندان پسر موجب مباهات است اين پديده تقويت مي شود.    احترام اجتماعي  همچنانكه گفته شد عليرغم تلاش ها و مساعي قابل توجهي كه براي حقوق زن و ارتقاء آن به سطح مرد در كشور صورت گرفته است، هنوز هم عدم تعادل بين زن و مرد وجود دارد. اما در مناطق حاشيه نشين به دليل تاثيرپذيري اكثر خانواده ها از مرد سالاري، زنان در هنگام بارداري بطور سنتي از نوعي احترام اجتماعي اطرافيان برخوردار مي باشند آيا اين وضعيت خود مشوق افزايش حاملگي است؟   تامين اجتماعي در دوران سالخوردگي  در مناطق حاشيه نشين به دليل فقر اقتصادي و پايين بودن آگاهي خانواده ها از مشكلات افزايش جمعيت، خانواده ها گرايش و تمايل زيادي به كثرت اولاد به عنوان پشتوانه مالــــي در هنگام پيري والدين و به اصطلاح عصاي دست دوران پيري دارند تا بدينوسيله زمينه تامين اجتماعي دوران سالخوردگي را بزعم خود فراهم آورده باشند. بر اساس نتايج آمار سالمندان[3] هنوز هم بخش قابل ملاحظه اي از مردم كشور فاقد پوشش تامين ايام سالخوردگي هستند (بيش از 47 درصد). اين در حاليست كه برخورداري از مزاياي فعلي تامين ايام سالخوردگي هم در سطحي نيست كه موجب بي نيازي سالمند از تكيه بر اعضاء جوانتر خانواده باشد. نسبت مذكور قطعاً تغيير كرده است ولي بطور حتم باز هم تعداد افراد محروم از حمايت هاي اجتماعي قابل توجه است.   مرگ و مير و حاشيه نشيني در مناطق حاشيه نشين عوامل گوناگوني از قبيل جاري بودن فاضلاب در سطح زمين، بهداشتي نبودن توالت و عدم استفاده از صابون، رطوبت شديد خانه ها، پايين بودن سطح بهداشت، تغذيه نامناسب مادران و كودكان، ازدواج هاي فاميلي، عدم رعايت نكات بهداشتي در دوران بارداري باعث مي گردد كه نسبت مرگ و مير كودكان در قياس با مناطق ديگر بيشتر باشد و مادران براي خنثي كردن اثر عوامل فوق اسلحه بارداري را برگزيده اند تا جاي مرگ و مير كودكان را با زاد و ولد بيشتر پر نمايند. تحقيقات انجام شده به نوعي موارد فوق را تاييد مي نمايد. به عنوان مثال خانم هما آقا در تحقيق خود به اين نتيجه دست يافت كه بالا بودن مرگ و مير در مناطق شهري كه داراي خصوصيات و ساختار روستايي هستند خود عامل موثري براي افزايش بارداري مي باشد چه عدم اطمينان به زنده ماندن بچه ها سبب ميشود كه خانواده ها طالب فرزندان بيشتر به علت مرگ و مير كودكان باشند.   تحصيلات و باروري در مناطق حاشيه نشين به دليل اينكه اكثر زنان از سطح سواد پايين تري نسبت به زنان ساير مناطق شهري برخوردار هستند، لذا پايين بودن آگاهي و دانش نقش مؤثري در افزايش بارداري و مرگ و مير كودكان دارد. از طرفي ديگر در اين مناطق بدليل پايين بودن سطح آگاهي، تنظيم خانواده از شيوع و تداوم برنامه ريزي شده برخوردار نيست، در مقابل زنان تحصيل كرده به صورت انديشيده شده و عقلاني به امر تنظيم خانواده توجه مي كنند. و همين وضعيت موجب بروز تفاوت در سطح باروري آنها مي گردد. جهت بررسي وجود همبستگي بين افزايش سطح تحصيلات مادران و كاهش تعداد فرزندان او ضريب همبستگي بين اين دو متغير در سه مقطع بين سالهاي 1370 و 1373 و 1380 محاسبه گرديد آمار سالهاي 1370 و 1373 به ترتيب  از نتايج طرح زاد و ولد و طرح باروري سازمان ثبت احوال كشور و آمار سال 1380 از نتايج طرح اندازه گيري رشد جمعيت مركز آمار ايران اخذ گرديد. جدول شماره 1: ميانگين تعداد فرزند برحسب سطح سواد مادر در آمارگيري مختلف تحصيلات مادر ميانگين تعداد فرزندان زنده كل كشور ـ 1370 كل كشور ـ 1373 كل كشور ـ 1380 استان تهران ـ 1370 بي سواد (0) 2/5 7/4 4/5 4/4 چهارم ابتدايي (4) 8/3 4/3 ـ 4/3 پنجم ابتدايي (5) 8/2 5/2 8/2 3/2 سيكل (8) 3/2 2/2 0/2 ½ ديپلم (12) 2/1 9/1 6/1 7/1 بالاتر از ديپلم (14) 8/1 7/1 5/1 6/1 ضريب همبستگي 922/0- 919/0- 932/0- 918/0-    در جدول شماره 1 تفاوت ميانگين تعداد فرزندان بر حسب رده تحصيلي مادر در سال 1370 تهران برآورد شده است. مرور اين جدول و نمودارهاي مربوطه (نمودارهاي شماره 1 تا 4) به وضوح وجود ارتباط بين تحصيلات و كاهش تعداد فرزند را نشان مي دهد.   (نمودار شماره 1 تا 4) آزمون وجود همبستگي بين اين دو متغير در مقاطع ياد شده همبستگي منفي بين تحصيلات و تعداد فرزندان را نشان داد كه به ترتيب زير بوده است.     نام طرح آماري   دستگاه مجري   سال اجرا ضريب همبستگي طرح زاد و ولد كل كشور سازمان ثبت احوال كشور 1370 7/91     طرح آمارگيري از خصوصيات اجتماعي خانوارها   سازمان ثبت احوال كشور   1373   0/92 طرح زاد و ولد كل كشور  مركز آمار ايران 1380 2/93 طرح زاد وولد كل كشور تهران سازمان ثبت احوال كشور 1370 9/91   همچنين آزمون T انجام شده در هر مورد معني دار بودن همبستگي را تائيد نمود. اگر مناطقي چون، شهريار، دماوند، ساوجبلاغ و ورامين و نظائر اين ها را در رده مناطق حاشيه اي تهران بزرگ و محل رسوب اصلي حاشيه نشينان در نظر گيريم بر اساس نتايج طرح زاد و ولد سال 1370 سازمان ثبت احوال ميانگين تعداد فرزندان در شهرستان شهريار فعلي يا همان عليشاه و عوض (ال شهباز) قبلي به حدود 43 درصد بالغ مي گردد. به عبارت ديگر زنان شهرياري در مقايسه با زنان تهراني 43 درصد زاد و ولد بيشتر دارند اين در حاليست كه خود تهران نيز يك جامعه همگن محسوب نميشود و سطح باروري در مناطق حاشيه اي آن مانند مناطق 18 و 20 بالاتر از مناطق 1 و 2 است.   عدم دسترسي به مراكز بهداشتي و تنظيم خانواده در مناطق حاشيه نشين به دليل اينكه مناطق حاشيه نشين در شهرهاي بزرگ معمولاً بر روي تپه ها، زمين هاي باتلاقي و نامناسب، ارزان قيمت، كه از لحاظ سكونت انساني مناسب نيستند گسترش يافته اند و همچنين به دليل محقر بودن منازل حاشيه نشينان و قرار گرفتن بر روي تپه، امكان ارائه خدمات آموزشي و بهداشتي بطور عام و تنظيم خانواده را بطور اخص با مشكلاتي مواجه نموده است. از طرفي ديگر در پاره اي موارد زنان حاشيه نشين به دليل محدوديت هاي خانوادگي و حاكميت مردان در خانواده ها، دسترسي زنان را به اين مراكز، تا حدودي با مشكل مواجه نموده است.  همچنين به دليل تفاوت فرهنگي كه بين زنان حاشيه نشين و كاركنان و بهورزان بهداشتي وجود دارد در پاره اي موارد پذيرش وسايل و روشهاي جلوگيري از بارداري در اين مناطق به كندي صورت مي گيرد. در اين مناطق اكثر زنان از قرص استفاده مي نمايند و استفاده از وسايلي مانند بستن لوله زن (توبكتومي) در حد پايين مي باشد.   فاصله گذاري بين مواليد در جمعيت شناسي و مبحث مربوط به جمعيت هر چقدر فاصله بين مواليد طولاني تر باشد تعداد اولاد در خانواده كمتر خواهد بود، در نهايت جامعه با افزايش جمعيت و مشكلات ناشي از آن روبرو نخواهد شد. در مناطق حاشيه اي شهرها بدليل تبعيت از زاد و ولد سنتي فاصله حاملگي ها  كوتاه مي باشد. اين وضعيت در مواردي حتي به فواصل شش ماهه تقليل مي يابد كه در اصطلاح عوام به آن حاملگي شير به شير گفته مي شود بدين معني كه مادر قبل از اينكه فرصت اتمام دوره شيردهي به يك فرزند را پيدا كند حامله ميشود در اين قبيل حاملگي ها بحث تنظيم خانواده بهيچ وجه مطرح نمي شود و زنان از تمام پتانسيل طبيعي باروري خود استفاده مي كنند. پيامدهاي منفي اين رويه  براي مادر و فرزند واضح است و در مواردي تا حد بروز خطر مرگ براي يكي يا هر دو آنها تشديد ميشود، اغلب اين قبيل مادران دچار كم خوني مزمن هستند و خانواده كلاً منكر دخالت و برنامه ريزي خود در تنظيم تعداد عائله است.   آشنايي با وسايل و روشهاي جلوگيري از بارداري در مناطق حاشيه نشين كه غالباً از مهاجرين روستايي تشكيل ميشود، زنان شناخت و آگاهي خود را نسبت به وسايل و روشهاي جلوگيري از بارداري را در وهله اول از طريق همسايگان و خويشاوندان نزديك كسب مي كنند. بر اساس نتايج طرح زاد و ولد از مجموع 19969 فقره زن مشمول نمونه گيري در جامعه روستائي حدود 7714 نفر كه به 6/38 درصد آنها بالغ مي گردد، كه با هيچ يك از روش هاي پيش گيري آشنائي نداشته اند. در ساير موارد نيز اين امر باعث مي شود كه در پاره اي موارد زنان نسبت به وسايل و روشهاي جلوگيري از بارداري شناخت ناقص داشته باشند و شناخت ناقص باعث مي شود كه زنان اين مناطق در صورت بروز يك عارضه خاص ناشي از استفاده از يك وسيله معين پيش گيري از باروري،  از وسايل ديگر استفاده نكند و در نتيجه بارداري زنان در اين مناطق بيشتر مي باشد.   نتيجه گيري مناطق حاشيه نشين در شهرها هر چند كه به صورت بي رويه، كنترل و سازماندهي نشده بوجود آمده است ولي از ديد اجتماعي ضروري است كه با شناخت مسايل و مشكلات حاشيه نشينان به طور عام و كنترل و تنظيم خانواده به طور خاص راه حل اساسي در ارتباط با رفع نيازهاي بهداشتي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي اين قشر عظيم كه بصورت بيمارگونه در شهرها بوجود آمده است جستجو و اعمال گردد. تا ضمن رفع مسايل و مشكلات فردي و خانوادگي به حل مسايل و مشكلات شهري هم تا حدودي مساعدت شود. از طرفي ديگر امروزه هر چند مسئولين به امر تنظيم خانواده دقت و توجه خاصي دارند، اما درمناطق حاشيه نشين به دلايل ساختار فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي هنوز سطح باروري زنان در مقايسه با ساير زنان شهري از ميزان بالاتري برخوردار مي باشد كه اين امر در بلند مدت در گسترش حاشيه نشيني و افزايش مشكلات شهري نقش موثري خواهد داشت. با توجه به موارد فوق ضروري است كه در صورت لزوم جهت حل مشكلات اجرايي تنظيم خانواده در اين مناطق از زنان با تجربه در وهله اول استفاده نمود و ديگر اينكه با كاهش دادن فاصله طبقاتي بين حاشيه نشينان و ساير طبقات شهري از لحاظ اقتصادي، و فرهنگي، اجتماعي بتوان گام موثري در زمينه جذب حاشيه نشينان در جامعه شهري برداشته شود.   پيشنهادات 1ـ تلاش مستمر براي تغيير نگرش والدين نسبت به فرزند دختر از طريق بالا بردن آگاهي و شناخت والدين و كاهش اهميت فرزند پسر در محيط هاي اجتماعي و خانوادگي 2ـ برقراري تساوي و برابري حقوق زن و مرد و حمايت  اساسي و منطقي، قانوني از حقوق زنان 3ـ فعال نمودن خدمات سازمان هاي رفاهي چون سازمان تامين اجتماعي، بهزيستي و كميته امداد امام خميني (ره) براي حمايت از سالمندان و كاهش نقش احتمالي فرزند در برقراري تامين واقعي 4ـ ارائه جدي خدمات شهري و فعال نمودن نقش شهرداري ها در ساماندهي مناطق حاشيه نشين 5ـ فعال نمودن مراكز بهداشتي نسبت به بالا بردن آگاهي حاشيه نشينان به مضرات جاري بودن آب فاضلاب در سطح زمين و انجام اقدامات اساسي براي فاضلاب كشي در مناطق حاشيه نشين. و افزايش تلاش شهرداري ها و سازمان هاي آب وفاضلاب جهت گردآوري و تصفيه فاضلاب. 6ـ آگاه نمودن زنان از طريق رسانه هاي جمعي و بهورزان و كاركنان بهداشت و تنظيم خانواده به اينكه فاصله كوتاه بين حاملگي و بارداري، سلامت كودكان و مادران را به خطر مي اندازد. 7ـ بالا بردن آگاهي  خانواده ها  در مورد خطرات ازدواج و بارداري در سنين زير 18 سال 8ـ شناخت بيشتر عوامل موثر بر باروري (نظير تحصيلات) و استفاده از آن ها در تنظيم خانواده