با وجود يک عمر تلاش و مبارزه و پس از گذشت قرن ها هنوز هم زنان در چنگال سنت و قوانين اسلامي سنتي ، عشيره و مرد سالاراسير اند.در بسياري از کشور ها قانون خانواده ومناسبات زن و مرد همواره تا کنون تحت تاثير شريعت و سنت قرار دارد . گر چه بسياري از  قوانين بدلايل ضروريات و نياز هاي جديد اجتماعي تغييرنموده اند ولي قانون مربوط به خانواده و حقوق مدني زنا ن هم چنان دست نخورده و ابتدائي باقي مانده است.     

 معاملات خريد و فروش با لاي جسم انسان زير نام مهريه يا شير بها و جهيز يه از تبارزات جامعه مرد سالار بوده که توسط سنت ،عرف و مذ هب مهر تائيد خورده و در داخل خانواده هاي سنتي در معرض ا جرا قرار مي گيرد.

گر چه اين سنت شوم از قبل در درون جامعه انساني شکل گرفته است بدين تر تيب که اگر مردي ميخواست با زني ازدواج کند بايد يک مدت را در خدمت ما لک يا دارنده زن يا دختر مذکور مي گذشتاند که اين خدمت به شکل کار هاي جسمي يا شعباني ويا خدمت در مز رعه وغيره بود،که بعدآ با انکشاف جامعه و شنا خت ارزش ها و کالا ها به عوض خدمت کردن و عمر قيد کردن آن را با پر دا خت کا لا يا ارزش تبرئه مي کردند که بعدآ اين سنت  به شکل ملايمتري در آمد بد ين منعي که دادن تحفه ها به صورت سمبوليک به والدين دختران وزنان تغيرنمود. ولي امروز اين وجه شکل يک تجارت را در بين جوامع عقب مانده گرفته است.چنا نچه در اکثر کشور هاي خاور ميا نه چون پا کستان،هند،بنگلديش سريلانکا، افغانستان ،ايران،و هم کشور هاي افريقائي چون سوماليا ،اوگاندا،تانزانيا وغيره اين معاملات قربا ني هاي زيادي را بهمر اه داشته  است.

 

طبق آماري در سال 2001 که به صورت رسمي منتشر گرديده تعداد قتل هاي جهيز يه را در هندوستان به  7000 نفر اعلام داشت در حا ليکه ارقام اصلي آن به بيشتر از 25000نفر تخمين زده شده است.

در کشور هاي افريقائي نيز خريد زنان در مقابل شيربها يک رسم است که بعدآ مردان خودشان را ما لک مطلق زنان شان ميدانند.ا ين مهريه يا شير بهاوسيله استثمار زنان و مانع در مقابل دستيابي به برابري ميباشد.

شير بها و جهيز يه هر د وپد يده ايست که ريشه در سنت و مذهب دارد.

از نظر مذهب اسلام مهر را چنين تعريف مي کنند: «به نقل از کتاب ازدواج مکتب انسان سازي صفحه253فصل مهريه»

ًمهر يک کلمه انتخابي قران است که آنرا صدقه ياصدق نيز تعبيرميکنند واين کلمه رابيشتر چنين تفسيرمي کنند که مردان بخاطر جلب رضايت زنان حالت فرو تني اختيار نموده و اين امريست بر صداقت مرد، که بر زنان صدق يا مهر را پيشنهاد ميکند ً

در جاي ديگري چنين تبصره شده که«به نقل از کتاب ازدواج مکتب انسان سازي صفحه253فصل مهريه»  

 ً اين مهر يکنوع پشتوانه ائست براي زن و بهتر بگوئيم نوع بيمه کردن براي زن است و بدين دليل اگر دختري خودش بدون دخالت ولي اش  عاشق  مي شود و ازدواج  مي کند و  مهر را نا ديده مي گيرد پس از بر داشت هاي تمتعي از همسرش و به خاموشي گرائيدن غرائز جنسي و بر گشتن عقل از دستگاه تناسلي به مغزش! مي فهمد که اشتباه کرده است.ً

بنا بر همين قوانين اسلامي است که هزاران دختر جوان که در خانواده هاي مسلمان بدنيا مي آيند با مصيبت ازدواج اجباري از جانب خانواده هاي شان دست وپنجه نرم مکنند. اين ازدواج ها اکثرآ در مقابل گرفتن پول،مال وجايداد از جانب به اصطلاح ولي ايشان که  عبارتند از پدر،پدر کلان، برادر، کا کا،ماما.... صورت ميگيرد.دخترانيکه قرباني اينگونه ازدواج ها ميگردد به صورت يک کالا به ملکيت مرد درآمده و معرض

 معاملات غير انساني قرار ميگيرند.

            مردان کالا وار در بدل دادن پول به والدين زنان را به تملک خود در آورده و در حقيقت براي حفظ اين مالکيت زنان بايد مطيع ،پاکدامن،با حيا، امين و خد متگذار شو هر باشد و اين صفات از مشخصات زن مسلمان و مومن ميباشدو از جانب جامعه مرد سالار هم قبول شده است.مطيع بودن زن بدين معني که نبايد زن سر کش باشد ،زيرا زن سر کش نمي تواند يک ملکيت خوب باشد و پاکدامني هم تضمين اين ملکيت است که مبادااين ملکيت مرد، دست مردديگري بفتد .

 در تمام جوامعيکه اين نوع   جنايات درمقابل زنان صورت ميگيرد ، مجازات نا پذيري اين جنايات هم واقعيت مبرم است. در تمام قوانين اين کشور ها به نحوي دست مردان را براي اعمال اينگونه جنا يات باز گذاشته اند و قوانين با تمام آن سنت ها که تشويق کننده اين رفتار هاست کنار ميايد.

چنانچه «به نقل از مجله تاس چاپ آلمان» آنه موند زن دهقان و مادر 4 فرزند از شرق اوگاندا با چنگک دروگري بطور وحشتناکي از شوهرش لت و کوب خورده ومورد تجاوز قرارگرفته که دو هفته به حالت کوما در شفاخانه بستري شد . شوهرش بعد از دستگيري و باز جوئي کوتاه آزاد شد، زيرابا پرداخت مهر يه خودش را مالک همسرش دانسته و خواسته او را تجديد تربيت کند قانون و پوليس هم درين امر با اوهمنوا بوده و آن را يک امر خصوصي قلمداد کرد.

امروزدر جوامع عقب مانده و سنتي ازجمله افغانستان مردان کهن سال با پرداخت مهريه وپول گزاف به والدين با دختران جوان وحتي دختران خورد سال ازدواج مي کنند.واين باعث ايجاد خشونت هاي شديد خانوادگي ميگردد.اين خشونت ها به شکلي است که مردان بعد از پرداخت شيربهاي گزاف زنان را در ملکيت شان در آورده و بعدآ به ايشان ديکته ميکنند که چه بپوشند ،چگونه بااطرافيانش بر خورد داشته باشد،باکي ها در تماس باشد و با لا خره تمام حرکاتش زير کنترول  گرفته شده وهرگاه زني دست از پا خطا کند خشونت خانوادگي آغاز شده و آن مردانيکه بيرون از محدوده خانه افراد آزاد ليبرال و محترمي هستند در داخل خانه بيک زندانبان وحشي در مقابل همسران شان تبديل ميگردند.

اين سنت عقب مانده نه تنها زنان راذليل و تهي دست ميسازد بلکه مردان جوانيکه خواهان ازدواج هستند و توانائي پرداخت شيربهاي گزاف را ندارند واداربه کار هاي شاقه و غير انساني سا خته ودر صورت عدم داشتن امکانات براي براي پرداخت شيربها دست به اعمال جنون آميز زده که در نتيجه آمار تجوزات جنسي بالا رفته و دختران و زنان يکبار ديگر به شکل مضاعف دچار خشونت جنسي چه درداخل خانواده و ياچه در اجتماع شده که در نتيجه اين عمل سبب خود سوزي ها،خود کشي ها،قتل هاي ناموسي و سنگسار شدن ها ميگردد.

به ازهمين مجله «تاس»مشکل بزرگ ديگريکه زنان جوامع کشورهاي افريقائي را بيشتر تحت  شعاع قرار داده اينست که  مهريه دخترانيکه ختنه شده اندو مکتب نرفته اند بيشتر ازدخترانيست که مکتب ميروند و ختنه نشده ان،بدينترتيب اين امر  باعث بيسوادي و عقب ماندگي زنان و دختران گرديده و  از سوي    ديگر باعث ناقص سازي جنسي و صدمات فاجعه آميز روحي و جسمي آنها ميگردد.

در جامعه هندوستان و پاکستان د ختران ز يادي سالانه بخاطر ندادن جهيزيه از جانب فاميل هاي شوهرانشان  سوختانده ميشوند لت و کوب ميخورند و به قتل ميرسند ،زيرادر صورت طلاق بايستي تمام جهيزيه دوباره به خانواده عروس مسترد گردد بنابرين در صورت بروز اختلافات و طرح مسله طلاق مردان زنان شان را به قتل ميرسانند و اکثرآ قتل هارا تصادفي جلوه ميدهند.زيادي زنان و ددختران هندي وپاکستا ني بين مدرنيته و سنت در گير ما نده اند.

                    

            گر چه اين رسم قانونآ از سال1961 ممنوع گرديده است ولي پوليس و قانون نمي خواهند درين مسله دخالت کنند وبنام مشکلات خصوصي داخل فاميلي احترام ميگذارند.

به صورت خلاصه چنين استنباط ميگرددکه: زن ستيزي مذاهب و سنت هاي عقب مانده زن ر ا در تملک مرد و کم ارزش ،ضعيف و قابل ستم کرده است . زنان دراخل خانه، خانواده، مکتب، کارخانه، دادگاه،قانون ، خدا ، کليسا ، مسجد  و پوليس بطور سيستماتيک بي ارزش شمرده شده و قرباني جنايات ميشوند.بنآ بدون يک تحول اساسي در ساختار اجتماعي هيچگونه حمايتي ولو به عنوان حافظ امنيت آنها هم باشد کافي نيست.و قانون در صورتي در وضعيت و موقعيت زنان تحول جدي ايجاد ميکند که با رفاه اجتماعي و اقتصادي براي تعداد وسيع از زنان همراه باشد.لذا چنن ميتوان گفت که تامين دراز مدت امنيت جاني و رواني در عرصه زندگي خصوصي براي زنان نيز نميتواند جدا از تغيرات مادي و تحولات اقتصادي باشد.

تمام آمار گرفته شده درين بحث:

    _  کتاب ازدواج مکتب آدم سازي فصل مهريه از دکتر سيد رضا پاکنژاد

                   _  مجله تاس چاپ آلمان7جولاي 2001و20 ماي 2003

http://www.mashal.org/home/main/hejtemahi.php?id=00047