اهداف پژوهش:

تحقيق مورد نظر طلاق و بررسي علل و عوامل مؤثر در امر طلاق است كه روي 30 نفر از افراد مطلقه در دادگاه شهيد بهشتي صورت گرفته است و اهداف اين پژوهش بررسي علل و عوامل مؤثر در امر طلاق و افزايش روز افزون آن در كشور ماست. 1- آيا سن افراد در ميزان تمايل آنها به طلاق مؤثر است؟ 2- آيا تحصيلات فرد درميزان طلاق مؤثر است؟ 3- آبا درآمد فرد در ميزان طلاق مؤثر است؟ 4- آيا وضعيت اقتصادي خانواده در امر طلاق مؤثر است؟ 5- آيا شاغل بودن زنان در امر طلاق تأثيري دارد؟ 6- آيا ميزان عاطفه در محيط خانوادگي در ايجاد انگيزه طلاق مؤثر است؟ 7- آيا عدم شناخت كافي در امر تأثيري دارد؟ 8- آيا ميزان تقوا و ايمان در امر طلاق مؤثر است؟ 9-  آيا عدم آشنايي قبل از ازدواج در امر طلاق مؤثر است؟فصل پنجم محدوديتهاي پژوهش در اين پژوهش من با محدوديتهايي رو به رو بودم كه چند مورد را بيان مي كنم: كمبود وقت: به علت عدم آگاهي به حجم كار اين پژوهش در اين ترم تحصيلي دچار كمبود وقت شديم و نتوانستيم با وجود زمان محدود حجم زياد كار را به صورت جامع تري ارائه دهيم. عدم همكاري دادگاه خانواده: براي پر كردن پرسش نامه ها به دادگاه خانواده شهيد بهشتي شعبه رضائيه مراجعه نموديم امام به اين دليل كه پرونده هاي خانوادگي در دادگاه غير علني رسيدگي مي شد از پذيرفتن و حضور ما در دادگاه جلوگيري به عمل آمد و خيلي از افراد مايل به پاسخگويي و بيان مسائل خانوادگي خود نبودند. پيشنهاد و كاربردهاي پژوهش: اين واحد درسي در چند مرحله انجام مي شود تا كيفيت كار بهبود يابد و بهتر شود به عنوان مثال مي توان اين واحد عملي را در دو ترم گذراند. دانشگاه بايد با اين ارگان ها و مراكز همكاري نمايد و اين فرصت را براي دانشجويان فراهم آورد كه در اين مراكز حضور يه عمل آورند و استفاده هاي لازم را در اين مراكز ببرند.   فصل سوم: تعريف جامعه آماري: جامعه آماري اين پژوهش بني زنان و مردان در سنين 14 تا 33 سال كه در طي 6 ماه دوم سال به دادگاه براي درخواست طلاق مراجعه نمودند. نمونه آماري و روش نمونه گيري: نمونه آماري اين پژوهش زنان و مرداني كه براي امر طلاق به دادگاه خانواده شعبه شهيد بهشتي مراجعه نمودند و جامعه آماري به تعداد 300 نفر نمونه گيري به صورت تصادفي ساده و به تعداد 30 نفر گزينش شد. روش و محاسبه حجم نمونه: طبق فرمول گرجسي و مورگان در برآورد حجم نمونه داريم:       طبق محاسبات حجم نمونه 300 نفر برآورد گرديد كه با مشورت استاد به 30 نفر به عنوان نمونه برگزيده شده. ابزار اندازه گيري در پژوهش: ابزار اين پژوهش مطالعات كتابخانه اي و اينترنتي پايان نامه پرسشنامه و روش پژوهشي پيمايشي مي باشد. طرح پژوهش و روش تجزيه و تحليل: طرح پژوهش پيمايشي و تجزيه و تحليل در اين تحقيق تحليلي مي باشد.   فرضيه ها 1- بيكار بودن مردان ميزان و درصد طلاق را بالا مي برد.  با توجه به جدول شماره 1 مشاهده مي شود كه 7/76% از افراد كه اقدام به جدايي نمودند بيكار بودند و مابقي شاغل بودند و به اين نتيجه مي رسيم كه فرضيه ي شماره 2 قابل قبول است. 2-  نزديكي شغل پدر و همسر به ميزان كاهش طلاق كمك مي كند. با توجه به جدول شماره 5 و 3 مشاهده مي شود كه 50% از افراد شغل پدرشان آزاد و 60% شغل همسرشان نيز آزاد بوده است و 40% افراد شغل پدرشان دولتي و شغل همسرشان نيز دولتي بوده است پس نتيجه مي گيريم فرضيه ي شماره 2 قابل قبول نيست. 3- فاصله زيادي اقتصادي بين خانواده ي قبلي فرد كه در آن زندگي مي كرده و خانواده ي كنوني فرد باعث تفاوت در سطح توقعات شده و مي تواند عامل مؤثري در امر طلاق باشد.  با توجه به جدول شماره 4 و 6 مشاهده مي شود كه 50% از افرادي كه درآمد پدرشان خوب بوده و 3/33% درآمد همسرشان خوب بوده  و از 7/16% از كساني كه درآمد پدرشان عالي بوده تنها 10% درآمد همسرشان عالي بوده و بنابراين فرضيه شماره 3 قابل قبول است. 4-ظاهر شدن مشكلات مالي باعث افزايش ميزان طلاق مي شود. با توجه به جدول شماره 7 مشاهده مي شود كه 6/36 % افراد به تأثير مشكلات مالي روي امر طلاق تأكيد مي كنند پس نتيجه مي گيريم فرضيه ي شماره ي 4 قابل قبول نيست. 5-شاغل بودن زنان در افزايش ميزان طلاق مؤثر است. با توجه به جدول شماره 8 مشاهده مي شود 4/60% افراد شاغل بودن زنان را عامل مؤثري در امر طلاق نمي دانند پس نتيجه مي گيريم فرضيه 5 قابل قبول نيست. 6-هر چه تحصيلات كمتر ميزان طلاق بيشتر. با توجه به جدول شماره 9 و 10 و 11 مشاهده مي شود كه 3/36% افراد تأثير عامل سن را نسبي دانسته اما تحصيلات زير ديپلم حدود درصد بالايي را در جدول هاي شماره 9 و 10 به خود اختصاص داده است كه به ترتيب تحصيلات افراد زير ديپلم 60/16 % تحصيلات همسران آنها كه زير ديپلم است 3/43 % را به خود اختصاص داده است. پس نتيجه مي گيريم كه فرضيه شماره 6 قابل قبول است. 7-عـدم تفـاهم زن و شوهر نسبت به ايفاي نقشها و وظايف خود و همسرشان ميزان طلاق را بالا مي برد. با توجه به جدول شماره 12 مشاهده مي شود كه 3/33% از پاسخگويان عدم تفاهم خودشان را نسبت به ايفاي نقشها و وظايف مربوط به امور خانواده را علت اين امر مي دانستند و 3/33% پاسخگويان هيچكدام از گزينه هاي ذكر شده علت امر طلاق خود نمي دانستند و اين نشان دهنده ي اين است كه عدم تفاهم زوجين نسبت به ايفاي نقشها عامل مؤثر در امر طلاق آنها نبوده است. به اين نتيجه مي رسيم كه فرضيه شماره 7 قابل قبول نيست. 8-عدم تأييد ازدواج توسط خانواده، خويشاوندان و دوستان باعث افزايش طلاق مي شود. با توجه به جدول شماره 13 مشاهده مي شود كه 7/76% از پاسخگويان با رضايت خانواده اقدام به ازدواج نموده وليكن اين امر درصد طلاق را در اين افراد كاهش نداده است و 7/16% از افراد بدون رضايت خانواده اقدام به ازدواج نموده اند پس به اين نتيجه مي رسيم كه فرضيه ي شماره 8 قابل قبول نيست. 9-كوتاه بودن مدت آشنايي قبل از ازدواج احتمال طلاق را بالا مي برد. با توجه به جدول شماره 14 مشاهده مي شود كه 7/26% از افراد هيچگونه آشنايي قبل از ازدواج نـداشتند و بقيه ي پاسخگويان آشنايي قبل از ازدواج داشته اند پس به اين نتيجه مي رسيم كه فرضيه ي شماره 9 قابل قبول نيست. 10-اگر آشنايي قبل از ازدواج با نظارت خانواده نباشد ميزان طلاق افزايش مي يابد. با توجه به جدول شماره 15 مشاهده مي شود كه 40% از پاسخگويان كه با نظارت خانواده ازدواج كردند اقدام به طلاق نموده اند و 60% از افراد كه خارج از نظارت خانواده ازدواج كردند اقدام به طلاق نمودند پس نتيجه مي گيريم فرضيه ي شماره 10 قابل قبول است. 11-هر چه ازدواج در سنين پايين تر در مناطق شهري بيشتر باشد ميزان طلاق بيشتر مي شود. با توجه به جدول شماره 16 و 17 مشاهده مي شود كه 6/56% از افراد كه در گروه هاي سني 19 تا 23 سال قرار داشتند اقدام به جدايي نمودند و همسران آنها نيز در همين گروه سني با آمار 7/46% قرار داشتند. پس مي توان نتيجه گرفت كه فرضيه شماره 11 قابل قبول است. 12-تقابل عقايد و ديدگاهها از نظر مذهبي نسبت به (نماز، روزه و مراسم آييني و ديني) ميزان طلاق را بالا مي برد. با توجه به جدول شماره 18 مشاهده مي شود كه 7/46% از افراد اعتقاد دارند كه تقابل ديدگاهها تأثير نسبي در امر افزايش طلاق دارد و همچنين 3/43% از افراد موافق با تأثير تقابل ديدگاهها با امر طلاق هستند پس يه اين نتيجه مي رسيم كه فرضيه ي شماره 12 قابل قبول است. بيان مسأله پژوهش: ازدواج يكي از اركان مهم بهبود نسل و به طور كلي تربيت انسانهاست، وسيله اي براي تحقق پاكدامني و زندگي شرافتمندانه زيرا زناشويي رابطه اي است كه طرفين را از بي بند و باري و روابط نامشروع باز مي دارد و از انحرافات اخلاقي و جنسي مصون مي دارد. با توجه به اين كه خانواده هسته ي اوليه تشكيل جامعه و تمدن كوچكي است كه با پيوند دو نفر شكل مي گيرد و اولين گام براي خروج از فرديت و خود محوري و حركت به سوي توجه به ديگران مي باشد طلاق مهمترين عامل از هم گسيختگي ساختار بنيادي ترين بخش جامعه يعني خانواده است و با بيان اين مسأله كه درصد طلاق در سال هاي اخير در جامعه ي ما افزايش پيدا كرده و اين عاملي شد براي گسترش انحـرافات اجـتماعي و نابسـاماني هاي موجود در جامعه به پايه و اساس جامعه آسيب مي رساند. اگر به بحث انتخاب درست در ازدواج و مشكلات اصلي موجود در خانواده ها توجه بيشتري شود و ارزش و قداست اين نهاد مهم اجتماعي به همگان شناسانده شود ديگر شاهد از هم پاشيدگي خانواده ها و نابهنجاري ها و نابساماني هاي ناشي از امر طلاق نخواهيم بود. اهميت و ضرورت يكي از مسائل پيچيده و ناراحت كننده فعلي كه توجه بسياري از جامعه شناسان خانواده و روانشناسان و متخصصين اين امر را به خود معطوف داشته موضوع طلاق است كه روز به روز در حال گسترش است و مخصوصاً در كشور اسلامي ايران كه دين اسلام طلاق را به عنوان يكي از منفورترين اعمال شمرده مي شود. بنابراين عقايد متفاوت و حتي متضادي درباره ي آن وجود دارد و در هر حال چون مقررات طلاق در ايران از حقوق فرنگي مقتبس نيست و طبقه اي كه خود را منورالفكر مي داند چاره همه دردها را ايجاد مؤسسات اجتماعي غرب مي انگارد، گرچه از آنها نيز به درستي مطلع نباشد در اين مورد هم مشتاق اقتباس مقرران فرنگي شده است. در ايران نيز مانند ديگر جهان طلاق سابقه اي طولاني دارد و مي توان گفت كه سابقه ي اين امر به تخستين روزهاي تشكيل خانواده و ايجاد جوامع انساني باز مي گردد اسلام بيش از هر آئيني براي حفظ خانواده ها از «تزلزل» اهميت فوق العاده قائل شده و راههاي مختلفي براي جلوگيري از توسعه ي آن پيشنهاد كرده، دستورهاي اكيدي براي تحقق آنها داده است. انسن ها بر اساس مصالح رابطه برقرار مي كنند و در تغيير آن نيز درنگ نمي نمايند. در چنين جامعه اي، ازدواج پيوندي مقدس نيست رابطه اي است مانند همه ي روابط ديگر اجتماعي و قطع آن نيز به سادگي صورت پذير است زماني كه جامعه اي طلاق را زشت نمي پندارد باز به يقين دربهاي خروجي خانواده را باز مي سازد. انسانها به سادگي پيوند زوجيت برقرار مي كنند و به سادگي نيز آن را قطع مي كنند. بسياري را عقيده بر اين است كه جامعه جديد صنعتي از نظر ساخت طلاق زا، است در چنين جامعه اي تحرك جغرافيايي به اوج خود مي رسد، ثبات روابط رو به كاستي مي گذارد و ارتباطات انساني آسيب پذير مي شود.   تعاريف و مفاهيم: تعريف ازدواج: ازدواج عملي است كه پيوند دو جنس مخالف را بر پايه ي روابط پاياي جنسي، موجب مي شود. بنابراين رابطه ي دو فرد از يك جنس چه به طور دائم و چه به طور موقت ازدواج خوانده مي شود. (باقر ساروخاني – 1381- ص 23) تعريف خانواده: از ديد ملك آيور از خانواده: خانواده گروهي است داراي روابط جنسي چنان پايا و مشخصي كه به توليد مثل و تربيت فرزندان منجر مي شود. (R.M.M acIver 1937.196) طلاق در لغت به معني رها شدن از عقد نكاح و مشخص كردن عقد نكاح بوده و پديده اي است قراردادي كه به زن و مرد امكان مي دهد تا تحت شرايطي پيوند زناشويي خود را گسيخته و از يكديگر جدا شوند. (هدايت الله ستوده- 1376- ص 1) طلاق در لغت جدا شدن زن از مرد، رها شدن از قيد نكاح رهائي از زناشويي است (فرهنگ عميد) و به بيان برخي رها شدن از قيد نكاح است (باقر ساروخاني – 1372- ص 15) مشكل: كار سخت و دشوار و درهم (عميد- 1371) افسردگي: بيماري است كه با علايمي مانند گريه و غم و اندوه همراه است و بيماران مبتلا به افسردگي شديد مي توانند به دليل قطع رابطه با محيط شرايطي براي بروز حادثه و نهايتاً مرگ بيمار را فراهم آورد. (شايان- مهر 1377) مطلق: طلاق دهنده (محقق داماد – 1374- ص 38) مطلقه: طلاق داده شده (محقق داماد- 1374- ص 38) اشهاد: حضور دو شاهد عادل در مجلس طلاق (محقق داماد- 1374- ص 38) صيغه طلاق: الفاظ و كلماتي كه دلالت بر جدايي كند مثل انت طلاقُ و يا معني فراق و جدايي دهد. عده: زمان خاصي است كه زن در خلال آن حق ازدواج با مرد ديگر را ندارد عده طلاق سه ماه و ده روز و عده وفات يا مفقودالاثر بودن شوهر 4 ماه و ده روز است. (رساله نوين- جلد 3- 1364) طلاق رجعي: آن است كه بعد از طلاق و قبل آن كه مدت عده سرآيد مرد بتواند بدون عقد به زن خود رجوع كند. طلاق بائن: طلاقي است كه مرد بعد از طلاق حق رجوع به زن خود بدون عقد مجدد را ندارد. طلاق خلع: به طلاقي گويند كه زن به شوهرش مايل نيست و با گرفتن مال يا بخشيدن كابين خود از شوهر مي خواهد تا او را طلاق بدهد. طلاق مبارات: آن است كه زن و شوهر از يكديگر بيزار شده اند و در نتيجه قرار مي گذارند كه زن قسمتي از مهر و كابين خود را به مرد ببخشد و طلاق بگيرد. (هدايت الله ستوده- 1376- ص 209) كابين و مهريه: مالي است كه مرد به زن به علت بستن عقد ازدواج به عنوان هديه مي دهد. چكيده مطالب: امروزه طلاق به عنوان يك معضل اجتماعي و خانوادگي و فردي مطرح است و طلاق داراي ابعاد چند گانه اي است همچون عوامل فردي و فرهنگي، اجتماعي، خانوادگي، اقتصادي و … كه در بروز طلاق  تأثير مي گذارد. تحقيقي را كه در پيش روي داريد بررسي علل و عوامل طلاق است و هدف آن بـررسي زنان و مـرداني است كه قصـد طلاق و جدايي دارند و يا طلاق گرفته و جدا شده اند.   جامعه آماري اين تحقيق: زنان و مرداني كه در 6 ماهه دوم سال دادخواست طلاق به شعبه شهيد بهشتي ارائه كرده بودند در گروه هاي سني 19 تا 23 سال بيشترين درصد را به خود اختصاص داده بودند. تحقيق حاضر با استفاده از ابزار مطالعات كتابخانه اي و مصاحبه و پرسشنامه و منابع اينترنتي و پايان نامه است و طرح پژوهش پيمايشي و تجزيه و تحليل اين تحقيق توصيفي است. در اين تحقيق به اين نتايج رسيديم كه ميزان طلاق در گروه هاي سني           بيشتر است و عواملي از قبيل تحصيلات، سن، تقابل ديدگاه ها، مشكلات مالي، نابرابري و شكاف فرهنگي بين زوجين و شغل پدر و عدم مشورت با خانواده و رضايت آنها و عدم مشورت زوجها با ديگران از عوامل مؤثر در امر طلاق بوده است و البه مسائل ديگري همچون شاغل بودن زنان و عدم توجه به نيازهاي خانواده و هزاران دليل ديگر كه فرصت و امكانات محدود ما امكان بررسي همه ي عوامل را به ما نمي داد در امر طلاق مؤثر است، در اين تحقيق متوجه شديم از علل و عوامل مؤثر و مهم در امر طلاق مي توان: 1- مسائل اقتصادي      2- ناسازگاري هاي جنسي زوجين 3- دخالت ديگران به ويژه خانواده 4- عدم علاقه و احتمالاً كراهت طرفين از يكديگر بعد از مدتي كه علت اصلي آن عدم شناخت و ناكافي بودن شناخت بوده است. 5- سوء ظن، عدم تمكين،‌عدم پايبندي به مذهب و اعتياد و زياده طلبي و زياده خواهي و ناآگاهي، ازدواج مجدد و بيكاري، نداشتن مسكن و هزاران دليل ديگر كه اين تحقيق گنجايش مطرح كردن همه ي اين مفصلات و امكان بررسي دقيق و آماري همه ي آنها را نداشته است. معرفي انواع متغيرهاي پژوهش متغير وابسته: طلاق در اين پژوهش متغير وابسته طلاق زوجين است. متغير مستقل: علل و عوامل مؤثر در طلاق از علل فردي و اجتماعي تشكيل مي شود و عبارتند از: علل فردي: سن، تحصيلات، درآمد فرد، عدم شناخت طرفين، شغل علل اجتماعي: خانواده، مذهب و ديدگاهها، عدم آگاهي فرضيه ها: 1- بيكار بودن مردان ميزان و درصد طلاق را بالا مي برد 2- نزديكي شغل پدر و همسر به ميزان كاهش طلاق كمك مي كند. 3- فاصله زياد اقتصادي بين خانواده ي قبلي فرد كه در آن زندگي مي كرده و خانواده كنوني فرد باعث تفاوت در سطح توقعات شده و مي تواند عامل مؤثري در امر طلاق باشد. 4- ظاهر شدن مشكلات مالي باعث افزايش ميزان طلاق مي شود. 5- شاغل بودن زنان در افزايش ميزان طلاق مؤثر است. 6- هر چه تحصيلات كمتر ميزان طلاق بيشتر 7- عدم تفاهم زن و شوهر نسبت به ايفاي نقش ها و وظايف خود و همسرشان ميزان طلاق را بالا مي برد. 8- عدم تأييد ازدواج توسط خانواده، خويشاوندان و دوستان باعث افزايش طلاق مي شود. 9- كوتاه بودن مدت آشنايي قبل از ازدواج احتمال طلاق را بالا مي برد 10-  اگر آشنايي قبل از ازدواج با نظارت خانواده نباشد ميزان طلاق كاهش مي يابد. 11-  هر چه ازدواج در سنين پايين تر در مناطق شهري بيشتر باشد ميزان طلاق بيشتر مي شود. 12-  تقابل عقايد و ديدگاه ها از نظر مذهبي نسبت به (نماز، روزه و مراسم آييني و ديني) ميزان طلاق را بالا مي برد.   جدول شماره 1  توزيع فراواني درصدي جنس   جنسيت فراواني درصد فراواني مرد 6 20% زن 24 80% جمع 30 100%     تفسير جدول شماره 1: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 20% از پاسخگويان جنس مرد و 80% از آنان جنس زن هستند.    جدول شماره 2  توزيع فراواني درصدي وضعيت اشتغال   اشتغال فراواني درصد فراواني شاغل 7 3/23% بيكار 23 7/76% جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 2: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 3/23% از پاسخگويان شاغل و 6/76% بيكار هستند.جدول شماره 3  توزيع فراواني درصدي شغل همسر   شغل همسر فراواني درصد فراواني آزاد 18 60% دولتي 12 40% جمع 30 100%     تفسير جدول شماره 3: هـمانطور كه در جـدول فـوق مـشاهده مي شـود 60% از افراد شغل همسرانشان آزاد و 40%‌دولتي مي باشد.جدول شماره 4  توزيع فراواني درصدي درآمد همسر   درآمد همسر فراواني درصد فراواني عالي 3 10% خوب 10 3/33% متوسط 12 40% ضعيف 2 7/6% بي جواب 3 10% جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 4: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 3/43 % از پاسخگويان درآمد همسرشان را خوب يا عالي بوده و 40% از افراد درآمد همسرشان معمولي و 7/6% از افراد ضعيف است و 10% به اين سؤال پاسخي نداده اند.   جدول شماره 5  توزيع فراواني درصدي وضعيت شغل پدر   شغل پدر فراواني درصد فراواني آزاد 15 50% دولتي 12 40% بي جواب 3 10% جمع 30 100%  تفسير جدول شماره 5: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 50% از پاسخگويان پدرشان داراي مشاغل آزاد و 40% از افراد داراي مشاغل دولتي مي باشد و 10% از افراد به اين سؤال جواب نداده اند.    جدول شماره 6  توزيع فراواني درصدي درآمد پدر   درآمد پدر فراواني درصد فراواني عالي 5 7/16% خوب 15 50% متوسط 9 30% ضعيف 1 3/3% جمع 30 100%     تفسير جدول شماره 6: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 7/66% از پاسخگويان درآمد پدرشان خوب يا عالي بوده و 30% از افراد متوسط و 3/3% ضعيف است.  جدول شماره 7  توزيع فراواني درصدي ميزان درآمد بر طلاق   ميزان درآمد فراواني درصد فراواني كاملاً موافقم 4 3/13% موافقم 7 3/23% متوسط 9 30% مخالفم 8 7/26% كاملاً مخالفم 2 7/6% جمع 30 100%     تفسير جدول شماره 7: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 6/36% از پاسخگويان موافق تأثير ميزان درآمد پايين بر طلاق مي دانند و 30% از افراد به طور نسبي آن را مؤثر مي دانند  4/33% از افراد با اين مسأله مخالف هستند.     جدول شماره 8  توزيع فراواني درصدي تأثير شاغل بودن زنان در امر طلاق   شاغل بودن زنان فراواني درصد فراواني كاملاً موافقم 1 4/3% موافقم 1 2/3% متوسط 10 33% مخالفم 18 4/60% كاملاً مخالفم - - جمع 30 100%  تفسير جدول شماره 8: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 6/9% از افراد پاسخگو شاغل بودن زنان را در امر طلاق مؤثر مي دانند و 33% از افراد اين امر را به طور نسبي مؤثر مي دانند و 4/60% از افراد با اين مسأله مخالفند.   جدول شماره 9  توزيع فراواني درصدي تحصيلات فرد   تحصيلات فرد فراواني درصد فراواني بيسواد - - ابتدايي 1 3/3% راهنمايي 4 3/13% ديپلم 6 20% تحصيلات عالي 19 3/63% جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 9: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 6/16% از افراد پاسخگو تحصيلاتشان در مقطع راهنمايي يا ابتدايي بوده است و 20% از افراد مقطع ديپلم بوده اند و 3/63% از افراد پاسخگو در هنگام طلاق تحصيلات عالي داشته اند.     جدول شماره 10  توزيع فراواني درصدي تحصيلات همسر   تحصيلات همسر فراواني درصد فراواني بيسواد - - ابتدايي - - راهنمايي 5 6/16% ديپلم 8 7/26% تحصيلات عالي 14 7/46% بي جواب 3 10% جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 10: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 3/43% از افراد تحصيلات همسرشان در هنگام طلاق ديپلم يا در سطح راهنمايي بوده و 7/46% از افراد پاسخگو تحصيلات عالي داشته اند و 10% از افراد به اين سؤال پاسخي ندادند. جدول شماره 11  توزيع فراواني درصدي تأثير تفاوت تحصيلات زوجين در امر طلاق     تفاوت تحصيلات فراواني درصد فراواني كاملاً موافقم 5 7/16% موافقم 9 30% متوسط 11 6/36% مخالفم 5 7/16% كاملاً مخالفم - - جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 11: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 7/46 % از افراد پاسخگو با تأثير تفاوت تحصيلات زوجين در امر طلاق موافق هستند و 6/36% از افراد اين مسأله را به طور نسبي مؤثر مي دانند و 7/16% از افراد تحصيلات زوجين را در امر طلاق مؤثر نمي دانند و مخالف هستند.   جدول شماره 12  توزيع فراواني درصدي تأثير عدم تفاهم نسبت به ايفاي نقشها   عدم تفاهم فراواني درصد فراواني كوتاهي در انجام نقشهاي همسر 5 7/16% عدم تفاهم ما نسبت به ايفاي وظايف 10 3/33% كوتاهي در انجام نقشها از جانب خودم - - هيچكدام 10 3/33% بي جواب 5 7/16% جمع 30 100% تفسير جدول شماره 12: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 7/16% از افراد پاسخگو كوتاهي در انجام نقشهاي همسر را در طلاق مؤثر و 3/33% از افراد عدم تفاهم نسبت به ايفاي وظايف را مؤثر مي دانند و 3/33% از افراد هيچكدام از اين دو مسأله بيان شده را مؤثر نمي دانند و 7/16% از افراد به اين سؤال پاسخي ندادند. جدول شماره 13  توزيع فراواني درصدي تأثير مخالفت والدين در امر ازدواج   تأثير والدين فراواني درصد فراواني بلي 5 7/16% خير 23 7/76% بي جواب 2 6/6% جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 13: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 7/16% از افراد مخالفت والدين يا يكي از خويشان درجه يك و نزديك را با ازدواج مؤثر در امر طلاق مي دانند و 7/76% از افراد پاسخگو با اين مسأله مخالف هستند و 6/6% از افراد به اين سؤال پاسخي ندادند.    جدول شماره 14  توزيع فراواني درصدي تأثير مدت آشنايي   مدت آشنايي فراواني درصد فراواني كمتر از 6 ماه 6 20% بين 6 ماه تا 1 سال 8 7/26% بين 1 تا 2 سال 2 6/6% بيش از 2 سال 6 20% هيچكدام 8 7/26% جمع 30 100%   تفسير جدول شماره 14: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 20% از افراد پاسخگو در هنگام طلاق مدت آشناييشان كمتر از 6 ماه و 7/26% از افراد بين 6 ماه تا يك سال بوده و 6/6% از افراد بين 1 تا 2 سال و 20% از افراد بيش از 2 سال و 7/26% از افراد قبل از ازدواج هيچگونه آشنايي نداشتند.   جدول شماره 15  توزيع فراواني درصدي تأثير نظارت خانواده بر آشنايي افراد   نظارت خانواده فراواني درصد فراواني بلي 12 40% خير 18 60% جمع 30 100%     تفسير جدول شماره 15: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 40% از افراد پاسخگو با نظارت خانواده ها اقدام به ازدواج نموده اند و 60% از آنها بدون نظارت خانواده ها اقدام به ازدواج نموده اند كه منجر به طلاق شده است.جدول شماره 16  توزيع فراواني درصدي سن فرد   عامل سن فرد فراواني درصد فراواني 14 تا 18 سالگي 7 3/23% 19 تا 23 سال 17 6/56% 24 تا 28 سال 5 6/16% 29 سال به بالا 1 3/3% جمع 30 100% تفسير جدول شماره 16: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 3/23% از افراد هنگام طلاق بين 14 تا 18 سال و 6/56% از افراد بين 19 تا 23 سال و 6/16% از افراد 24 تا 28 سال مي باشند و 3/3% از افراد در هنگام طلاق 29 سال به بالا داشتند.  جدول شماره 17  توزيع فراواني درصدي سن همسر   سن همسر فراواني درصد فراواني 14 تا 18 سالگي 3 10% 19 تا 23 سال 14 7/46% 24 تا 28 سال 12 40% 29 سال به بالا 1 3/3% جمع 30 100%  تفسير جدول شماره 17: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 7/56% از افراد پاسخگو سن همسرشان در هنگام ازدواج 14 تا 23 سال بوده و 40% از افراد 24 تا 28 سال و 3/3% از افراد سن همسرشان در هنگام ازدواج 29 سال به بالا بوده است.  جدول شماره 18  توزيع فراواني درصدي تقابل ديدگاههاي   تقابل ديدگاه هاي فراواني درصد فراواني كاملاً موافقم 3 10% موافقم 10 3/33% متوسط 14 7/46% مخالفم 3 10% كاملاً مخالفم - - جمع 30 100%  تفسير جدول شماره 18: همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود 3/43% از افراد پاسخگو تقابل ديدگاه هاي مذهبي را عامل مؤثري در امر طلاق مي دانند و موافق هستند و 7/46 % از افراد آن را به طور نسبي مؤثر مي دانند و 10% از افراد پاسخگو مخالف با اين مسأله هستند. انگيزه هاي طلاق شايد مهمترين عاملي كه باعث افزايش ميزان طلاق در قرن بيستم شده است، پذيرش اجتماعي روز افزون وقوع طلاق است. اين تحمل فزاينده در نتيجه كاهش نگرش هاي منفي نسبت به طلاق در كشورهاي مختلف است. اگر چه طلاق همچنان به صورت يك امر نامطلوب و غير خوشايند به نظر مي رسد اما در بين بيشتر اخلاقيون ديگر گناهي غير قابل بخشش جلوه داده نمي شود. در ضمن، شرايط نامساعد ازدواج و تشكيل زندگي مشترك بر اساس موارد غير معقول و غير منطقي از آغاز طلاق «را در بطن خود دارد» كه به نحوي وقوع آن از همان ابتدا قابل پيش بيني است و حتي اگر به عللي زندگي زناشوئي تداوم يابد و به انحلال خانواده منجر نشود مصداق «سوختن و ساختن» را دربردارد. به طور كلي علل افزايش طلاق را مي توان به شرح زير خلاصه كرد: 1- ظاهر شدن تدريجي مشكلات مالي كه ممكن است قسمتي از آن هزينه هاي جشن و مراسم ازدواج باشد. 2-  عدم توافق اخلاقي و ناسازگاري هاي جنسي. 3- عدم علاقه و احتمالاً كراهت طرفين از همديگر، مثل ازدواج هاي فاميلي، مصلحتي و تحميلي كه به تدريج ظاهر مي شود. 4- دخالت ديگران به ويژه خانواده ها كه هر چند معمولاً نوعي مصلحت انديشي است، زيرا نسل مسنتر به دليل نگرش ها و ارزش هاي خود ناچار از راهنمايي نسل جوان تر است اما معمولاً برچسب هاي «مادر زن»، «مادر شوهر»، «پدر زن»، «پدر شوهر» و مانند آن اين راهنمايي ها را به لباس مبدل نشان مي دهد و مايه بخشش زن و شوهرهاي جوان مي شود كه گاه طلاق از پيامدهاي آن است. 5- سوء ظن، عدم تمكين، عدم پايبندي به مذهب، اعتياد، زياده طلبي و فزون خواهي، انتخاب نادرست اوليه، كمي سن ازدواج، ناآگاهي و بيسوادي، تفاوت فرهنگي، ازدواج مجدد، بيكاري، نداشتن مسكن، اختلاف در تعيين محل زندگي نيز ممكن است و در افزايش طلاق مؤثر مي باشد. عواقب و پيامدهاي ناشي از طلاق، به ويژه اثرات شديد رواني آن بر كودكان اين نكته را هشدار مي دهد كه ازدواج ها با بصيرت، شناسايي و آگاهي عميق تر از ويژگي هاي اخلاقي و رواني طرفين صورت مي گيرد. در غير اين صورت بايد ناظر جدايي و از هم گسيختگي خانواده يود. (هدايت الله ستوده- 1376- ص 212 و 213)