بخش دو

انحرافات جنسى

 

1- جوانان و انحرافات جنسى

 فريادهاى دردآلودى كه از هر سو بلند است!

مى دانيم جوانى دوران «بحران» غرائز مخصوصاً «غريزه جنسى» است.

اين غريزه اگر به صورت صحيحى رهبرى نگردد خرد كننده ترين ضربت را بر پايه خوشبختى و سعادت جوانان خواهد زد، و سرنوشت آنها را به كلى دگرگون خواهد ساخت.

نيروهاى خلاّق آنها، همچون غنچه هاى ناشكفته پرپر شده نابود خواهند شد، و «نبوغ» و «ابتكار» آنان كه ممكن است سرچشمه افتخارات فراوانى براى خودشان يا اجتماع گردد مسلّماً به هدر خواهد رفت.

تعداد قربانيان اين راه در ميان جوانان كم نيستند و تعداد كسانى كه پس از بيدارى از خواب گران خود، دردناك ترين تأسف و ندامت را بر روح خود احساس مى كنند نيز فراوانند.

و بسيارند كسانى كه با آثار شوم اين عدم رهبرى صحيح تا پايان عمر خويش دست به گريبان مى باشند!

* * *

 

نامه هاى فراوانى كه تا كنون از عدّه اى از قربانيان اين راه به دست ما رسيده مى تواند پرده از گوشه اى از اين راز وحشتناك بردارد، و ما را در جريان اين موضوع حساس و پر خطر بگذارد.

اين «نامه ها» شامل اسرار ناگفتنى، وقايع دردناك و بهت آور است، و نويسندگان آنها همه، استمداد كرده و راه چاره خواسته اند.

حقيقت اين است كه ما هم تا اين اندازه از توسعه و اهميّت اين خطر آگاه نبوديم، ولى با اطلاعاتى كه به دست ما رسيده چاره اى جز اين نداريم تا آن جا كه از ما ساخته است و در قدرت داريم در راه بيدار ساختن جوانان و آگاه نمودن آنها به نقاط اصلى خطر از هيچ كوششى فروگذار نكنيم و از خداى بزرگ مى خواهيم كه به ما و آنها در اين راه كمك فرمايد.

نخست اجازه بدهيد گوشه اى از اين نامه ها را كه مى توان آن را درج نمود «عيناً» در اختيار شما بگذاريم:

* نامه اوّل

«... چون شما در نوشته هاى خود يادآور شده ايد كه: جوانان مشكلات خود را در موضوعات مختلف تشريح كنند به فرستادن اين نامه مبادرت ورزيدم:

... مشكلى كه من از آن رنج مى برم و نزديك است مرا هلاك كند راجع به امور جنسى و تمايلاتى است كه ذيلا برايتان تشريح مى كنم.

جوانى هستم 23 ساله و محصل، از روزى كه پا به دايره بلوغ گذاشتم بر اثر نداشتن تربيت صحيح و عدم مراقبت و بى اطلاعى به «يك نوع انحراف جنسى» مبتلا شده ام و «بدبختانه» هفت سال آن را ادامه داده ام!

اكنون به اين بلاى خانمانسوز مبتلا هستم و هر چه در ترك آن كوشيده ام نتيجه اى نگرفته ام، ضررهاى آن را علاوه بر اين كه در كتاب هاى فارسى مطالعه نموده ام در بدن خود نيز مشاهده مى كنم: چشمم ضعيف شده، ضعف اعصاب، كم خونى، لرزش بدن، لاغرى و پژمردگى مرا بيچاره كرده است!

وقتى قلم به دست مى گيرم قدرت نوشتن ندارم، ناچار قلم را بر زمين مى گذارم تا وقتى كمى دستم قدرت پيدا مى كند دوباره مى نويسم!

ايمان ضعيفى در من وجود دارد، و با وجدانم دست به دست هم داده مرا سرزنش مى كنند.

ناچار در گوشه اى مى نشينم و تا مى توانم گريه مى كنم كه چشمانم سرخ مى شود، خلاصه بيچاره و بدبختم و دادرس و فريادرسى ندارم!!...

شايد مايل باشيد بدانيد چرا با اين كه ضررهاى آن را مشاهده مى كنم آن را ترك نمى نمايم؟

در جواب خواهم گفت امروز ترك اين كار (تقريباً) از نظر من محال است. هنگام تحريك شدن، اراده از من سلب مى شود بعد كه به خود مى آيم كارم گريه است!...

گاهى به خدا التماس مى كنم و به درگاه امامان(عليهم السلام)متوسّل مى شوم... امّا هر چه التماس مى كنم كمتر نتيجه مى گيرم.

گاهى با خود فكر مى كنم مگر خدا و ائمه اطهار به افراد ناپاكى چون من توجّه ندارند؟!... ما درماندگانى، كه حتّى به نزديك ترين خويشان نمى توانيم درد دل خود را بگوييم دامن چه كسى را بايد بگيريم؟

كاسه صبرم لبريز، و جانم به لب رسيده، به من رحم كنيد و راه نجاتى به من معرّفى نماييد اگر دستور طبى در نظر داريد به من اطّلاع دهيد. و مسلّم بدانيد (و مى دانيد) احتياج به قدردانى امثال من نداريد اجتماع بايد از شما قدردانى كند و پاداش شما با خداى بزرگ است.

* * *

 

* نامه ديگر

«... شما را به خاطر جهاد مقدّسى كه براى هدايت جوانان آغاز كرده ايد مى ستايم... چه براى من واضح است كه ايده شما بر خلاف عدّه زيادى از نويسندگان مطبوعات (اگر بشود به آنها نويسنده گفت) خوشبختى جوانان است.

بارى جوانى هستم 17 ساله و محصل سال سوم دبيرستان كه در تمام دوران ابتدايى شاگرد ممتاز بوده ام، ولى به عللى كه خودتان خيلى خوب مى دانيد به محض رسيدن به دوران پرآشوب بلوغ به يك دام افتادم.

البتّه اين منحصر به من نيست عدّه اى از همسالان من نيز به اين دام افتاده اند.

در كلاس اوّل دبيرستان مبتلا به «يك نوع انحراف» شدم در عرض اين چهار سال مقدار فراوانى از قواى فكرى خود را از دست داده ام. ده ها بار توبه كردم. ولى روز به روز ضعف نفس من زيادتر شده.

اكنون به طورى كه خودم حس مى كنم قسمت هاى عمده

بدن من يعنى قلب و اعصابم دچار خلل شده، و بدتر از همه اراده ام را نيز به مقدار زيادى از دست داده ام، دائماً احساس حقارت مى كنم، خيلى كم حرف مى زنم، ورزش نمى توانم بكنم و حتّى به ميهمانى هاى خانوادگى نيز نمى روم!...

به خوبى مى دانم كه آينده خوبى نخواهم داشت... اين قدر بى اراده شده ام كه ترك اين «عمل خطرناك» برايم كارى مشكل شده است...

علت چيست؟

علت اين است كه عكس هاى زنان برهنه در دست همسالانم زياد ديده مى شود.

فيلم هاى منحرف كننده و سكسى تنها سرگرمى ماست و كتاب هاى مزخرف با نازل ترين قيمت در دسترس ما قرار دارد.

مرا راهنمايى كنيد. به من بگوييد چطور مى توانم از اين درد «كشنده» خلاص شوم؟!...».

* * *

 * نامه سوّم

«... آيا از وضع جوانان و درد دل هاى ما آگاهى داريد؟...

آيا مى دانيد عدّه اى از جوانان دست به جنايت بزرگى مى زنند و گرفتار انحرافاتى هستند؟...

چندى پيش در خيابان ثرياى «يزد» مى گذشتم ناگهان چشمم به جوانى افتاد كه سن او در حدود 25 سال بود، بدنى بى حس و چشمانى نابينا داشت در حالى كه دست او در دست براد كوچكش بود، از خيابان مى گذشت.

من از چرخ پياده شدم و از برادرش كه با هم آشنا بوديم پرسيديم اين كيست؟ گفت اين برادرم است، مات و مبهوت انگشت بر دهان گذاشتم...

گفتم چرا برادرت به اين روز افتاده؟ گفت تا 20 سالگى هيچ عيبى نداشت، ولى بر اثر اعتياد به «يك نوع انحراف جنسى» چند سال است كه چشمش نابينا شده...

بدبختانه باز دست بردار نيست... تقاضا مى كنم هر چه زودتر زيان هاى اين جنايت و راه علاج آن را براى ما «جوانان» تشريح كنيد، چه كنيم كه ما هم آلوده اين كارها نشويم؟...».

* * *

اين بود قسمتى از نامه هايى كه از شهرستان هاى مختلف به دست ما رسيده و غالباً به عين عبارت (با حذف نام نويسندگان و عباراتى كه قابل درج نبود) در بالا آورديم.

اين نامه ها و مانند آنها «تابلوى زنده و گويايى» از وضع جوانان ما و آينده آنهاست، البتّه انكار نمى توان كرد كه افراد پاك و غير آلوده به هيچ نوع انحراف اخلاقى، در ميان جوانان فراوانند ولى تعداد قربانيان هم بسيار زياد است.

اگر دست روى دست گذارده و تماشاگر اين صحنه ها باشيم، هم اين افراد پاك در معرض خطر آلودگى قرار خواهند گرفت، و هم افرادى كه آلوده شده اند به كلى از دست خواهند رفت و يا همچون قربانيان ديگر، افرادى ناتوان، قابل ترحم، شكست خورده، بينوا و احياناً جنايتكار خواهند شد.

ولى ما اميدواريم با طرقى كه ارائه خواهيم داد حتى آلوده ترين افراد (اگر بخواهند) نجات پيدا كنند، و افراد پاك با

توجه و مراقبت بيشترى به اين مسائل نگريسته و راه پيشگيرى از هر گونه انحراف جنسى را دريابند.

قلب ما از شنيدن ناله اين قربانيان به شدت مى لرزد، و نيش قلم هاى آنها كه به طرز تضرّع آميزى استمداد مى كند روح هر انسانى را مى خراشد و جريحه دار مى سازد.

بدبختانه «مسأله جنسى جوانان» در زمانى كه بر اثر بدآموزى هاى فراوانى كه به وسيله پاره اى از مطبوعات بازارى و فيلم هاى سكسى، و پخش عكس هاى شهوت انگيز، و اعمال سوداگران ديگرى از اين قماش، وارد مرحله بسيار خطرناكى شده است، و سوء استفاده از آزادى نيز مزيد بر اين علت گشته است، و اگر جهاد پى گيرى براى نجات جوانان نشود آينده شوم و مرگبارى در پيش خواهد بود.

گرچه تصوّر مى كنيم مشاهده وضع قربانيان اين راه، كه نمونه هاى آن در بالا ذكر شد (گرچه هنوز نمى توان اسم آنها را قربانى گذاشت) و نمونه هاى ديگر كه كم و بيش خود شما خوانندگان عزيز ديده ايد، به تنهايى معلّم گويايى است كه بسيار چيزها مى تواند به همه بياموزد.

امّا اهميّت موضوع ايجاب مى كند كه آنچه گفتنى است در اين زمينه گفته شود و از پرتگاه هايى كه از اين رهگذر در مسير زندگى جوانان قرار دارد همگان آگاه شوند، و راه نجات «در دام افتادگان» نيز تشريح گردد.

ما همه شما و دوستان را به مطالعه دقيق اين سلسله بحث ها دعوت مى كنيم، و به شما اطمينان مى دهيم كه اگر دل خود را در اختيار ما بگذاريد و آنچه ما در اختيار شما مى گذاريم، مو به مو اجرا كنيد از هر گونه خطرى رهايى خواهيد يافت.


2- عواقب مرگبار انحرافات جنسى

 

   يكى از مهمترين مسائلى كه جوانان با آن    روبه رو هستند، و راه پيشگيرى افراد غير آلوده، و درمان آلوده ها!

 در بحث گذشته با ذكر چند نمونه زنده ديديم كه چگونه انحرافات جنسى و اعتياد به پاره اى از آنها مى تواند جوانان را به صورت موجودى زبون، ناتوان، مأيوس عقب مانده، و بيمار درآورد، و تا سرحدّ «جنون» و «مرگ» پيش ببرد.

بدبختانه در عصر ما كه بعضى آن را «عصر مسائل سكسى» نام نهاده اند، بسيارى از نويسندگان بى هدف سعى دارند انحرافات جنسى جوانان را كوچك و كم اهميّت جلوه دهند، و گاهى براى خوشايند بعضى از منحرفان آن را يك ضرورت زندگى و از لوازم دوران جوانى معرّفى نمايند!!

دسته اى هم كه مى دانيم و مى دانيد دامن زدن به اين مسأله را وسيله «كاسبى نامشروع» خود ساخته، و براى پيدا كردن سوژه هاى داغ جنسى و تهيه عكس هاى تحريك آميز، زمين و زمان را زير پا گذارده، و از هيچ دروغى هم پروا ندارند!

مثلا در يكى از مجلاتى كه به نام «زنان» انتشار مى يابد اخيراً خبر به اصطلاح تكان دهنده اى كه به قول نويسنده مجلّه سراسر اروپا را در بهت و حيرت فرو برده بود (و شايد دامنه آن نيز به زودى به كرات ديگر كشيده شود!) درج شده بود و آن اين كه اخيراً زنى در يكى از جرايد اعلان كرده است كه براى شوهرش معشوقه پيدا مى كند!!...

آنهاامثال اين خبر را كه به احتمال قوى ساخته و پرداخته خود يا همكارانشان است به عنوان يك وسيله مؤثّر تبليغاتى براى بالا بردن تيراژ مجله خود انتخاب مى كنند، حال نشر اين گونه اخبار آن هم با آن آب و تاب، چه اثرى جز ننگ و فساد مى تواند براى اجتماع داشته باشد، اصلا براى آنها مطرح نيست.

بدبختى منحصر به اينها نيست، حتى بعضى از به اصطلاح جامعه شناسان و روانشناسان و پزشكان هم از اين «موج جنسى»! بر كنار نمانده و كوشش دارند آن را طبيعى و بى ضرر جلوه دهند.

عدّه اى هم كه معتقد به عواقب شوم و دردناك اين بى بندوبارى هستند در طرح اين مسائل كه به منظور پيشگيرى صورت مى گيرد طورى مسأله را طرح مى كنند كه نه تنها كمكى به حل مشكل و درمان مبتلايان نمى كند بلكه راه هايى را هم كه بلد نبودند به منحرفين مى آموزد و انحرافى بر انحراف آنان مى افزايد!

مجموع اين عوامل است كه مسأله انحراف جنسى را در ميان جوانان به صورت فوق العاده پيچيده و وحشتناكى درآورده كه ريشه كن نمودن آن به اين آسانى ممكن نيست و نياز به صرف وقت و بودجه و طرح هاى دقيق فراوانى دارد.

* * *

 زيان هاى استمنا

در هر حال جوانان بايد با سرپنجه عقل و فكر خودشان، اين پرده هاى جهل و جنايت را كه بر وى حساسترين حقايق مربوط به آنان انداخته شده پاره كنند، و به جاى فرار از درك حقيقت و پناه بردن به مطالبى كه اثرى جز تخدير و گمراه ساختن افكار آنها ندارد، بنشينند و حقايق حسى و روشنى را كه «حساب دو دو تا چهار تا» را دارد بررسى نمايند و سرانجام اين انحرافات مرگبار را با چشم خود ببينند.

ما نخست در اين جا گواهى بعضى از پزشكان و محقّقانى را كه سال ها از عمر خود را صرف مطالعه در پيرامون اين گونه مسائل كرده اند نقل نموده، و سپس به تجزيه و تحليل علل روانى و اجتماعى انحرافات جنسى پرداخته، و پس از آن راه مبارزه با اين اعتيادهاى ننگين را شرح مى دهيم.

يكى از اطباى معروف در كتاب خود كه درباره زيان هاى عادت ننگين «استمنا» نوشته، مشاهدات جمعى از پزشكان را به اين شرح نقل مى كند:

«هوفمان» مى گويد: «جوانى را ديدم كه از پانزده سالگى گرفتار اين اعتياد شوم شده بود و تا سن 23 سالگى آن را ادامه داده بود.

او چنان دچار ضعف قواى جسمانى گرديد كه هنگامى كه مى خواست كتابى را بخواند چشمهايش سياهى رفته سرش درد مى گرفت، حالتى شبيه سرسام به او دست داده بود، مانند افراد مست دچار سرگيجه شده بود، حدقه هاى چشم او بيش از حد معمولى گشاد و باز شده، و در قعر چشمهاى خود درد شديدى احساس مى كرد».

مشاهدات دكتر هوچين سون (HUOTCHINSON) ثابت مى كند عموم ناراحتى هاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار «استمنا» و ناراحتى هاى شبكيه چشم و مشيميه از آن سرچشمه مى گيرد (دقت كنيد).

نويسنده مزبور اضافه مى كند:

«نخستين نتيجه عادت به اين كار شنيع اين است كه قوت و شفافيت چشم ها زايل مى گردد، صورت رنگ اصلى خود را از دست مى دهد و پژمرده مى شود، در نگاه هاى مبتلايان به اين كار هوش و ذكاوت اوّلى ديده نشده حالت گرفتگى در سيماى آنها ظاهر مى گردد، چشم هاى آنها با حلقه هاى كبودرنگى احاطه مى شود. بعد از آن سستى و تنبلى در اعضاى مختلف مشاهده مى شود.

نقصان حافظه، خرابى اشتها، مشكل شدن هضم، تنگى نفس، تغيير اخلاق و مزاج به طور غير قابل توضيح، حسادت، غم و كدورت، ماليخوليا، فكر گوشه گيرى و تنهايى از نتايج شوم ابتلاى به اين انحراف جنسى است.

اين طبيب در جاى ديگر از كتاب خود اضافه مى كند اين عمل موجب فقرالدم (كم خونى) و ضايع شدن قواى جسمى و روحى مى گردد و باعث دوران سر، صداى گوش ها، كمردرد، سختى تنفس، كم شدن حافظه، لاغرى، ضعف و سستى و خلاصه عدم اقتدار كلى در بدن مى شود، و بر اثر رابطه نزديكى كه با حواس پنجگانه دارد مخصوصاً در چشم و گوش اثر مى گذارد». (دقّت كنيد).

عادت به اين انحراف شوم جنسى مخصوصاً نيروى مقاومت بدن را در برابر بيمارى ها كم مى كند و به طورى كه پزشك مزبور تصريح مى نمايد:

«اشخاصى كه به اين عادت مذموم مبتلا هستند به محض

گرفتارى به يكى از بيمارى هاى وخيم به آسانى نمى توانند گريبان خود را از چنگال مرگ نجات دهند».

او سپس از قول يكى از نويسندگان نقل مى كند كه:

«جوانى را مى شناختم كه مبتلا به اين عادت شوم بود او گرفتار يكى از «بيمارى هاى تب دار» شد در روز ششم بيمارى كه كاملا ضعيف شده بود باز نتوانست دست از عمل خود بردارد لذا مرگ با تمام وحشت خود بر او ظاهر گشت و او را در كام خود فرو كشيد»!

و نيز نقل مى كند:

«يكى از مبتلايانى كه به يك نوع از اين عادت شوم، مداومت مى نمود رفته رفته ضعف شديدى در خود احساس كرد، بدن او رو به لاغرى گذاشت ساق پا و ران هاى او به طور محسوسى ضمور (كم گوشت) شد و كمردرد او را آزار مى داد ادامه اين عمل منتهى به فلج عمومى بدنى او گرديد و پس از شش ماه بسترى شدن كه با وضع قابل ترحمى با مرگ دست به گريبان بود در آغوش مرگ فرو رفت»!

مخصوصاً ابتلاى به اين عادت شوم براى مجروحين و آنهايى كه عمل جراحى در بدنشان شده فوق العاده خطرناك مى باشد.

كوتاه سخن اين كه به گفته همان «پزشكى» و هم از نظر «مذهبى» منفور است موجب خرابى و نابودى وجود انسان و تزلزل روح مى گردد!

* * *

 

استمنا قابل كنترل نيست

به هر حال زيان هاى اين گونه انحراف بيش از آن است كه در اين مختصر شرح داده شود.

و يكى از هولناك ترين خطرات آن اين است كه اين عادت شوم به هيچ وجه قابل كنترل نيست و با توسعه روزافزون خود، اراده را تضعيف مى كند و به صورت افراطى عجيبى گسترش يافته هر گونه محدوديت را در هم مى شكند.

درست است كه هر گونه افراط در امور جنسى حتى از طريق مشروع (از طريق ازدواج) نيز ممكن است خطرات

فراوانى در بر داشته باشد. ولى گذشته از تفاوت هاى اصولى كه ميان اشباع طبيعى اين غريزه و اشباع از طرق غير طبيعى وجود دارد (و بعداً تشريح خواهد شد) فراهم شدن شرايط اشباع مشروع و طبيعى آن در همه حال ممكن نيست در حالى كه اين عادت شوم نياز به فراهم شدن شرايط خاصى ندارد و لذا به صورت خطرناكى در زندگى مبتلايان رخنه كرده و ريشه مى دواند.

با توجه به حقايق فوق و با توجه به اهميّت فوق العاده اى كه اين مسأله در سرنوشت جوانان از نظر جسمى، فكرى، اخلاقى و اجتماعى و مذهبى دارد لازم است همه جوانان به دقت نكاتى را كه براى «پيشگيرى» از اين عادات شوم اعلام مى كنيم به كار بندند.

مبتلايان نيز بايد بدانند كه براى ترك اين عادت هيچ موقعى دير نيست. قبل از هر چيز «تصميم» و سپس به كار بستن دقيق دستورهايى كه در صفحات آينده اين كتاب ذكر خواهد شد لازم است و با انجام اين برنامه ترك اين عادات مشكل نخواهد بود.


3- يك اشتباه بزرگ در مورد
انحرافات جنسى

«مى خواهم خون گريه كنم امّا قطره اشكى مژگان مرا مرطوب نمى كند؟

مى خواهم فرياد بكشم امّا آه هم از سينه بر نمى خيزد.

مى خواهم بينديشم امّا به چه چيز؟ به كدام بدبختى و نافرجامى؟ مگر مغز انديشمندى هم در برابر اين ناملايمات برجا مى ماند؟!

بيچاره و تنها، ويلان و سرگردان، هراسان و بيمناك از آنچه هستم و خواهم بود، متنفر از همه كس و همه چيز و از اين محيط آلوده و ننگين!

21 ساله هستم، ده سال تمام از حساس ترين ايّام عمرم را «تنهاى تنها» گذراندم، ناملايمات زندگى و رنگ هاى زننده چهره اجتماع مرا فوق العاده رنج مى دهد...

نفهميدم چه شد چند سال قبل كه هنگام مطالعه كتابى بى اراده به يك عادت شوم جنسى آشنا شدم، آن موقع گذشت و كسى به من نگفت كه جوانى چه دوران حساس و خطرناكى است؟ اندام هاى برهنه زنان و دخترانى كه در آتش شهوت و هوس مى سوختند به هيجان درونى من دامن مى زد.

بلى من عادت كردم و اكنون مريض جسمى هستم و روحم نيز بيمار شده است، دارم به ورطه جنون پا مى گذارم آن قدر ناراحتم كه در انديشه نمى گنجد...

مرا از طول دادن نامه ببخشيد اين ناله ها و استغاثه ها از من نيست كه به گوش شما مى رسد مى دانم بسيارى از جوانان مثل من بيچاره اند.

ناگفته نماند در اوان جوانى در سنين 16 يا 17 سالگى بود ه دو مرتبه به خودكشى دست زده ام. امّا اجازه مردن هم به ما بيچاره ها نمى دهند! اكنون خيلى ضعيف شده ام و مدّت كوتاهى است كه با كمال معذرت بى اراده از من قطرات... دفع مى گردد! اكنون در ميان طوفان مرگبارى به اين سو و آن سو مى روم، شايد هم يك سويش نابودى باشد!...

استدعا دارم مرا نجات دهيد، خواهش مى كنم جوابم را خيلى سريع لطف كنيد اگر ممكن شود به وسيله پست، حتّى اگر در مجله نسل جوان خواستيد جواب بدهيد. هر چه زودتر، پيشرفت شما سروران پاكدل و گردانندگان آن نشريه محبوب را كه براى ارشاد امثال من آلوده و پيشگيرى ديگران مى كوشيد از خداى يكتا خواهانم.

«س - ب» از مشهد

* * *

 مسأله مهم اين جاست

به اين ترتيب نامه دردآلود و غم انگيز ديگرى را كه مربوط به جوان گرفتارى است كه از ذكر نام صريح او خوددارى مى شود، ورق زديم و صحنه ديگرى از صحنه هاى اندوهبار اين اجتماع آلوده را از نظر گذرانديم.

اكنون اجازه دهيد رشته سخن را درباره عادت شوم و خطرناك «استمنا» يا MASTURDATION و چگونگى مبارزه با آن را دنبال كنيم، شايد بتوانيم اين سيلاب خطرناك را تا حدودى مهار كنيم.

يكى از اشتباهات بزرگ در اين مسأله حساس اين است كه عده اى از پزشكان، در برابر متخصصانى كه سال ها در اين باره مطالعه نموده و آثار شوم اين عادت زشت را در كتاب هاى خود نوشته اند (و نمونه آن در بحث هاى گذشته از نظر خوانندگان گرامى گذشت) چنين اظهار نظر مى كنند كه:

«ما در پزشكى زيانى براى اين عمل نديده ايم بلكه ترسانيدن افراد از آثار شوم و مرگبار اين عمل ممكن است آثار نامطلوبى در روح آنها بگذارد!».

گاهى مى گويند: اين عمل با آميزش جنسى چندان تفاوت ندارد.

متأسفانه همين اظهار نظرهاى بدون مطالعه در تمام جوانب مسأله، سبب سقوط عدّه اى از جوانان در دام اين عادت شوم شده است.

پاسخ اين سخن را پزشكان مطّلع و وارد چنين مى دهند:

اين آقايان از يك نكته اساسى در اين مسأله غفلت دارند كه: به شهادت «مشاهدات فراوان» و «اعتراف صريح بسيارى از مبتلايان» اين عمل، اعتيادآور است، اعتيادى شديد و مرگبار كه افراد را به دنبال خود مى كشاند و به اين آسانى دست بردار نيست.

ممكن است يك مرتبه استعمال فلان مادّه مخدّر ضرر زيادى نداشته باشد، ولى بايد توجّه داشت خطر اعتياد در پيش است، اعتيادى كه همه چيز انسان ممكن است در آن دفن شود.

همان طور كه گفتيم متخصّصان اين فن در كتاب هايى كه در اين زمينه نوشته اند موضوع اعتيادآور بودن اين عمل شوم را صريحاً يادآور شده و جوانان را از آن برحذر داشته اند. (دقّت كنيد)

نكته ديگرى كه بايد به اين موضوع اضافه كرد اين است كه وسايل آلوده شدن به اين عمل بسيار ساده است، يعنى در حقيقت وسايلى نمى خواهد و در هر گونه شرايطى و در همه حال امكان آن هست و كنترلى هم در آن نيست و بدبختانه

چون در دوران «طغيان غريزه جنسى» مخصوصاً ميان سال هاى 16 تا 20 به سراغ جوانان مى آيد خيلى زود ممكن است به صورت يك عادت ريشه دار درآيد، در حالى كه آميزش جنسى هرگز چنين ساده نيست و زن و مردى كه همسر يكديگرند در شرايط خاصى چنين امكانى را پيدا مى كنند.

كسانى كه زيان هاى آن را دست كم گرفته اند حتماً توجّه به مسأله «اعتياد» به آن، و ساير اوضاع و احوال خاص اين مسأله ننموده اند.

وگرنه چگونه مى توان اين حقيقت حسى را انكار كرد كه بسيارى از جوانان آلوده تا سرحدّ مرگ و جنون و ناتوانى مطلق و فلج و از دست دادن همه چيز خود پيش مى روند مگر مشاهدات حسى را مى توان منكر شد؟!

اتفاقاً در ميان اين دسته بسيارند كسانى كه مى گويند هرگز به زيان اين عادت شوم هم آشنا نبوديم و از ضررهاى آن آگاهى نداشتيم بنابراين، مسأله تلقين هم در اين جا منتفى است.

* * *

راه ها و دستورهاى پيشگيرى

اكنون كه اين حقايق روشن شد توجه عميق همه جوانان عزيز را به نكات زير جلب مى كنيم، براى پيشگيرى از بروز اين عادت و اگر خداى نكرده آلوده شده اند براى درمان آن:

 

گام نخست

1- نخستين مطلبى كه مبتلايان بايد به آن توجّه كنند اين است كه اين عادت شوم جنسى با تمام آثار مرگبارى كه دارد قابل معالجه و درمان است، و به گواهى پزشكان و بسيارى از افرادى كه آلوده بوده اند اگر از طريق صحيحى وارد شوند مانند هر عادت و اعتياد غلط ديگر به طور حتم برطرف خواهد گرديد.

قابل توجّه اين كه بيشتر آثار شومى كه به واسطه آن به وجود آمده در مدت نسبتاً كوتاهى پس از قطع آن برطرف خواهد گرديد، زيرا نشاط و نيروى جوانى مى تواند بيشتر ضايعات گذشته را جبران نمايد (نمى گوييم همه آن را، مى گوييم، بيشتر آن را) و همان طور كه زخم هاى تن كودكان و جوانان خيلى زود التيام پيدا مى كند آثار سوء اين عمل نيز پس از بيدارى (در صورتى كه به موقع متوجّه شوند) در مدّت نسبتاً كمى برچيده خواهد شد.

آن دسته از جوانان مبتلا كه از بهبودى خود مأيوس و يا در ترديدند سخت در اشتباه هستند، و همين يأس و ترديد بزرگ ترين سد راه آنهاست (دقت كنيد).

بنابراين نخستين و لازم ترين موضوعى كه آنها بايد به آن توجه و ايمان داشته باشند همان امكان سريع ترك اين عادت شوم و ننگين و رهايى يافتن از بسيارى عواقب آن است.

اكنون كه گام نخستين برداشته شد و با ايمان و اميدوارى كامل به سوى درمان اين مبتلايان پيش مى رويم بايد خود را براى به كار بستن نخستين دستور آماده كنند.

* * *

 مهمتر از آنچه تصوّر شود

2- پزشكان عموماً معتقدند براى ترك هر نوع اعتياد قبل از هر چيز اراده و تصميم لازم است، تصميمى قاطع و جدى و محكم.

ممكن است شما اين موضوع را يك موضوع ساده و معمولى تلقى كنيد امّا ما به شما مى گوييم بيش از آنچه تصوّر نماييد اين موضوع مهم و مؤثّر است.

براى گرفتن تصميم بايد نخست به زيان هاى ادامه اين عمل خطرناك انديشيد و آنچه از زيان هاى آن در بحث هاى گذشته يادآور شديم با دقت چندين مرتبه از نظر گذراند. و عواقب شومى كه در انتظار معتادان است در نظر مجسم ساخت، و با توجّه به شخصيت و قدرت فوق العاده اى كه در هر انسانى نهفته شده - مخصوصاً در جوانان - بايد تصميم گرفت، تصميمى آهنين و خلل ناپذير.

حتماً مى دانم در اين جا بعضى از جوانان مبتلا، به من ايراد مى كنند كه «ما قادر به تصميم گرفتن هم نيستيم و

نيروى تصميم از ما سلب شده، بارها تصميم گرفته ايم و باز هم شكسته ايم»!

ما به اين ايراد شما كاملا توجّه داريم امّا شما هم به پاسخ ما كاملا توجّه و دقّت كنيد:

من از اين گونه افراد مى پرسم: «آيا هرگز شده در پيش روى پدر و مادر و برادر، دبير و يا شخص محترم ديگرى آشكارا دست به اين كار بيالاييد هر قدر هم (مثلا) ناراحت باشيد؟...

حتماً خواهيد گفت: نه.

مى پرسم چرا؟

مى گوييد آخر چنين كارى شرم آور است!

مى گوييم: معناى سخن شما اين است چون اين كار شرم آور است ما تصميم گرفته ايم در پيش روى آنها انجام ندهيم!

اين موضوع به خوبى ثابت مى كند كه شما هرگز آن طور كه خيال مى كنيد بى اراده و بى اختيار به سوى اين عمل كشانده

نمى شويد، اگر بى اختيار و فاقد اراده بوديد براى شما حضور اين افراد و عدم آن كوچك ترين تفاوتى نداشت!

شما بايد بكوشيد اين «اراده نيرومند خود» را كه در چنين مواردى به كار مى اندازيد به همه جا گسترش دهيد، اين سرمايه در وجود شما هست پس چرا از آن استفاده نمى كنيد؟

اين را هم فراموش نكنيد كه خدا در همه جا حاضر و ناظر اعمال شماست و شما در همه جا در حضور او هستيد آيا شايسته است در حضور چنين پروردگارى دست به چنين آلودگى بزنيد؟!

جالب توجّه اين كه در يكى از سخنان پيشوايان بزرگ اسلام امام صادق(عليه السلام)مى خوانيم: روزى يك نفر به خدمتش عرض نمود: بيچاره فلان كس مبتلا به «يك نوع انحراف جنسى» شده (نوع ديگرى غير از اين عادت) و از خود هيچ گونه اراده اى ندارد!

حضرت با عصبانيت فرمود: چه مى گويى؟! آيا حاضر است اين عمل را پيش روى مردم هم انجام دهد؟!

عرض كردند: نه.

فرمود: پس معلوم مى شود به اراده و اختيار خود اوست...

و امّا اين كه بعضى مى گويند: «بارها تصميم گرفته ايم و شكسته ايم» ما به اين افراد صريحاً اعلام مى كنيم: شكستن تصميم به معناى از بين رفتن همه آثار آن در وجود انسان نيست، همين تصميم شكسته شده رسوباتى در اعماق دل و روح انسان باقى مى گذارد و زمينه را براى تصميم نهايى بيش از گذشته، آماده مى سازد (دقت كنيد).

اجازه بدهيد مثالى براى شما بيان كنم:

بسيارى از اوقات انسان مى كوشد با پاى خود از كوهى بالا رود و يا با اتومبيل از يك سر بالايى تند بگذرد، دفعه اوّل و دوّم و گاهى دفعه دهم عقب گرد مى كند و نمى تواند، ولى آخرين بار موفق مى شود و از آن مى گذرد، اين سخن به اين معنا نيست كه در دفعات اوّل هيچ كارى انجام نداده بلكه هر دفعه كه براى عبور از اين راه دشوار اقدام نموده و عقب رفته به طور ناخودآگاه يك مقدار آمادگى آموخته و ذخيره كرده و بالاخره در پايان پيروز شده است.

دانشمندان مى گويند براى حفظ يك قطعه شعر يا نثر ممكن است در نخستين بار 5 مرتبه تكرار آن لازم باشد، و پس از مدّتى ممكن است فراموش گردد امّا براى حفظ آن در دفعه آينده مسلّماً 5 مرتبه تكرار لازم نيست ممكن است سه مرتبه هم كافى باشد. يعنى رسوبات تصميم ها و يادگيرى هاى گذشته همواره در روح انسان باقى مى ماند. مسائل مربوط به روان انسان همه از اين قبيل است.

بنابراين اگر ده بار هم تا كنون تصميم گرفته ايد و شكسته ايد هم اكنون آماده يك تصميم قاطع و جدّى و آهنين براى ترك هر نوع اعتياد غلط شويد و تمام نيروهاى معنوى خود - مخصوصاً ايمان به خدا - را بسيج كنيد و اين گفتار پيشواى بزرگ ما على(عليه السلام) را فراموش نكنيد آن جا كه مى فرمود: «افراد با ايمان همچون كوه سرسخت و با استقامتند».

اكنون كه تصميم نهايى خود را گرفتيد دستورات ديگر آينده را دقيقاً به كار بنديد.


4-  دستورهاى ده گانه

گفتيم خطر و زيان انحرافات جنسى مخصوصاً «استمنا» MASTURDATIONكه گاهى به تناسب يك افسانه تاريخى «اونانيسم» نيز ناميده مى شود. اگر چه غير قابل انكار است، زيرا به زودى شكل «اعتياد» به خود مى گيرد، اعتيادى ريشه دار و كشنده تا آن جا كه گاه در يك روز چندين بار دامان مرتكبين خود را آلوده مى سازد،و حتّى طبق اعتراف صريح بعضى از مبتلايان گاهى كارشان به جايى مى رسد كه تنها با «تصوّر و فكر»! بدون هيچ گونه عمل ديگر مايع مخصوص از آنها دفع مى گردد.

ولى از آن خطرناك تر يأس و نوميدى از مبارزه با اين اعتياد است، زيرا اين نوميدى بزرگ ترين سدّ راه نجات مبتلايان خواهد شد و واكنش هاى فوق العاده نامطلوب روحى در آنها ايجاد خودهد كرد.

مبتلايان بايد اطمينان كامل داشته باشند كه اگر بخواهند مى توانند در مبارزه با اين عادت شوم پيروز گردند، و حتّى عمده آثار آن را از وجود خود برچينند، خواه دوران اين مبارزه كوتاه يا طولانى باشد.

آنها هرگز نبايد به خود تلقين كنند كه اين اعتياد تا آخر عمر از آنها دست بردار نيست و يا آثار آن همچنان باقى خواهد ماند.

منتها بايد با هوشيارى كامل و تصميم قاطع و به كار بستن «دستورهاى آينده» به مبارزه پى گيرى برخيزند.

كسانى كه از چنگال اين عادات شوم نجات يافته اند بايد قدر پاكى خود را بدانند، و در حفظ آن نهايت مراقبت را بنمايند، از هر گونه وسوسه شيطانى در اين راه بپرهيزند، و با هيچ قيمتى سرنوشت خود را به دست افراد گمراه و معاشران منحرف نسپارند.

همان طور كه سابقاً هم اشاره كرديم شرط پيروزى قطعى در مبارزه با هر نوع اعتياد غلط - اعم از اعتيادهاى خطرناك جنسى يا اعتيادهاى ديگر - پس از «اميدوارى و اطمينان به پيروزى» داشتن تصميم قاطع است.

تصميمى آهنين و محكم و متّكى به ايمان و شخصيت و شرافت و وجدان.

تصميمى راسخ و غير قابل عدول.

حتّى اگر به عللى اين تصميم ده بار هم شكسته شد مجدداً، بلكه قاطع تر و راسخ تر بايد تصميم بگيرند و با همان اميدوارى و ايمان تصميم خود را تجديد كنند.

زيرا سرانجام آثار اين تصميم ها در ناخودآگاه آنها اثر گذارده و هنگامى كه روى هم متراكم شد تأثير خود را خواهد بخشيد.

امّا مسلّماً و بدون ترديد اگر اين تصميم شكسته نشود خيلى زودتر آثار اين عادات شوم از روح و جسم آنها برچيده خواهد شد.

بديهى است اين گونه افراد اگر رابطه و پيوند نزديكى با خداى خود برقرار سازند و با تمام ذرات وجود خود از ساحت مقدّس او استمداد جويند، و به لطف او اميدوار و دلگرم باشند در پرتو اين ايمان مذهبى خيلى زودتر نتيجه خواهند گرفت.

* * *

 

اكنون كه اين مراحل پيموده شد بايد امور زير را دقيقاً به كار بندند.ممكن است اين امور در نظر بعضى ساده جلوه كند، ولى هنگام عمل روشن مى شود كه اثر معجزه آسايى دارد.

 

1- اجتناب از هر گونه تحريك مصنوعى

اگر جوانان انتظار داشته باشند كه هر شب در سينما يا در برابر تلويزيون ناظر صحنه هاى هوس آلود «فيلم هاى سكسى» باشند، و همه روز قسمت مهمى از وقت گران بهاى خود را به مطالعه «رمان هاى عشقى» و تماشاى «عكس هاى شهوت انگيز» مجلات فاسد و مبتذل بگذرانند، و در كوچه و خيابان با ولع تمام اندام برهنه زنان و دختران را ورانداز كنند، و با اين همه باز هيچ گونه آلودگى پيدا نكنند سخت در اشتباهند.

اين گونه «تحريكات مصنوعى» كه هيچ گونه ضرورتى هم ندارد، مسير فكر هر جوانى را از مسائل اصولى زندگى تغيير مى دهد و به سوى مسائل جنسى، آن هم به صورت حاد و طغيانگر، مى كشاند.

شب و روز، آنها را در يك حال اضطراب دائمى عصبى كه آثار نامطلوب آن بر تمام وجود آنان سايه خواهد افكند نگه مى دارد.

همه جوانان عزيز - مخصوصاً آنهايى كه داراى پاره اى از عادت هاى غلط جنسى هستند - بايد به شدت از اين گونه امور بپرهيزند، از ديدن اين فيلم ها، و مطالعه آن رمان ها و هر گونه چشم چرانى عمدى اجتناب ورزند، آرامش فكرى خود رابى جهت بر هم نزنند، و اعصاب نيرومند خود را با هيجان هاى دائمى تضعيف نكنند.

براى موفقيت در اين قسمت لازم است سرگرمى هاى سالم و مناسبى براى اوقات فراغت خود انتخاب نمايند و به كمك دوستان خود برنامه هاى صحيحى براى اين اوقات تنظيم كنند.

اين سرگرمى ها ممكن است:

ورزش هاى فردى و دسته جمعى

پياده روى در هواى آزاد

مطالعه كتب سودمند و مفيد

پرورش گل در منزل و به طور كلى كارهاى كشاورزى،

كارهاى دستى

جمع آورى اشعار

تهيه كلكسيون هاى عكس و تمبر و مانند اينها.

شركت در انجمن هاى گوناگون و كنفرانس هاى علمى يا اخلاقى، باشد.

* * *

 

2- تهيه برنامه فشرده و تمام وقت

جوانان بايد بطور حتم براى تمام شبانه روز خود برنامه تنظيم كنند به طورى كه يك ساعت وقت بيكار و بدون برنامه نداشته باشند.

نمى گوييم مرتباً درس بخوانند يا كار كنند، بلكه مى گوييم اگر تفريح يا ورزش هم دارند برنامه داشته باشند، و يك ساعت خالى از برنامه نباشد.

جوانان بايد بدانند بزرگ ترين بدبختى براى يك جوان اين است كه وقت هاى خالى از هر گونه برنامه داشته باشد.

ممكن است جوانى بيكار باشد و جوياى كار، امّا در عين حال براى شب و روز خود برنامه اى تهيه كند، اعم از مطالعه و تفريح و استراحت و مانند آن.

حتى اگر جوانان بتوانند برنامه روزانه خود را كمى بيش از مقدار وقتشان تنظيم كنند به طورى كه فكر آنها حتى يك لحظه بيكار به معناى واقعى نباشد بهتر است، زيرا اشتغالات فراوان فكرى، اثر عميقى در انصراف فكر از آن عادات شوم دارد.

بسيار ديده شده كه افراد معتاد به سيگار در روزهاى تعطيلى چند برابر روزهايى كه مشغول كار هستند سيگار دود مى كنند، اين تفاوت فاحش، اثر همان اشتغال فكر و اعصاب و بدن به كارهاى مثبت و انصراف از كارهاى بيهوده يا زيان آور در ايّام غير تعطيلى است.

خلاصه افرادى كه گرفتار اعتيادهاى غلط جنسى هستند اگر برنامه مشغول كننده اى براى تمام وقت خود نداشته باشند به آسانى نمى توانند اين عادت را از سر خود دور كنند، و تهيه چنين برنامه اى از مؤثرترين عوامل ترك اعتياد است، و مطمئناً با تهيه چنين برنامه اى قسمت مهمى از مشكلات ترك اين اعتياد را پشت سر خود خواهند گذاشت.

3- توجّه مخصوص به ورزش

معروف است ورزشكاران نسبت به مسائل جنسى كم علاقه هستند، چون ورزش مقدار فراوانى از انرژى هاى بدنى و فكرى آنها را به خود اختصاص مى دهد و طبعاً از مسائل ديگر كم مى كند.

به همين دليل براى جلوگيرى از تحريكات زياد جنسى لازم است جوانان برنامه هاى وسيع و متنوع ورزشى انتخاب كنند.

مبتلايان به اين عادت شوم غالباً افرادى گوشه گير، منزوى كم تحرك و خمود هستند و همين گوشه گيرى و انزوا و عدم تحرك وضع آنها را تشديد مى كند، و اگر از اين وضع به كلى در آيند و زندگى خود را با تحرك زياد بياميزند اثر عميقى در بهبود حال آنها و ترك عادتشان خواهد بخشيد.

اين گونه افراد معمولا اعصاب ضعيف و ناتوانى دارند، و ورزش هاى متنوع و مناسب در تقويت اعصاب آنها فوق العاده مؤثّر است.

اين افراد هر چه وقت اضافى و خالى از برنامه دارند بايد به بازى هاى گوناگون ورزشى و يا پياده روى در هواى آزاد تخصيص دهند تا هم سلامت از دست رفته خود را باز يابند و هم قسمتى از انرژى هاى جسمى و فكرى آنها متوجه اين قسمت گردد.

به همان اندازه كه تحرّك و ورزش هاى فردى و دسته جمعى براى آنها مفيد است، انزوا و به گوشه اى خزيدن و در فكر فرو رفتن براى اين قبيل افراد سم مهلك است كه بايد به هر قيمتى شده از آن دورى گزينند.

اين توصيه را فراموش نكنيد و آثار معجزه آساى آن را ببينيد، در روز آن قدر ورزش كنيد كه خسته شويد و شب هنگام به محض اين كه در بستر آرميديد در خواب عميقى فرو خواهيد رفت و از شر بسيارى از خيالات و افكار مضر و كشنده كه در اين موقع به سراغ جوانان مى آيد در امان خواهيد بود!

* * *

4- بايد عادتى جانشين عادتى گردد

روانشناسان مى گويند: براى ترك يك عادت بد حتماً بايد به سراغ عادت خوب رفت و آن را جانشين عادت بد نمود.

مثلا كسانى كه عادت به قمار دارند، و با اين كه تمام زيان هاى آن را مى بينند و حس مى كنند، باز حاضر نيستند آن را ترك گويند، و به گفته خودشان وقت قمار كه مى رسد نمى فهمند چه نيرويى آنها را مانند يك اسير و برده به سوى اين عمل كه عقل و وجدانشان آن را محكوم ساخته مى كشاند؟!، چنين كسانى براى اين كه بر اين عادات غلط پيروز شوند حتماً بايد در همان ساعات، بازى صحيحى را (مانند يك مسابقه ورزشى سالم) جانشين بازى قمار كنند تا اين عادت بد به اصطلاح از سر آنها بپرد.

و به عبارت ديگر انرژى خاصى كه تحت تأثير انگيزه عادت در آن حال تحريك مى گردد به اين سمت كشيده شود و مصرف گردد بدون اين كه هيچ گونه واكنش نامطلوبى داشته باشد (دقت كنيد).

در مورد عادات بد جنسى بايد درست در همان ساعاتى كه انگيزه آن در مبتلايان توليد مى شود به سراغ برنامه خاصى براى چنين ساعتى از قبل پيش بينى كرده اند بروند، به سراغ مسابقه علمى، ورزشى، مسابقه هوش، مطالعه يك اثر جالب، يك ورزش مورد علاقه مانند كوهنوردى، اسب سوارى و... اين كار را آن قدر ادامه دهند كه جانشين عادت بد سابق گردد.

* * *

5- پرهيز مطلق از تنهايى

اين گونه افراد بايد حتماً و بدون هيچ گونه قيد و شرط از تنها ماندن به شدت اجتناب كنند.

هرگز تنها نباشند; در خانه تنها نمانند، شب در اطاق تنها نخوابند، تنها براى مطالعه به نقاط خلوت نروند.

و به محض اين كه در محيطى احساس كردند تنها هستنداز آن محيط بيرون بروند.

اين گونه افراد مخصوصاً بايد اين نكته را فراموش نكنند كه به مجرد اين كه نخستين تحريك را در خود حس مى كنند بلافاصله برخيزند و سرگرم كار ديگرى شوند. فراموش كردن اين تذكر غالباً گران تمام مى شود.

تنهايى، محيط كاملا مساعدى است براى پرورش ميكرب اين اعتياد در فكر هر جوان، و تمام جوانانى كه مى خواهند خوشبخت و سالم و از خطرات عظيم استمنا در امان باشند بايد از تنهايى بپرهيزند.

 

6- ازدواج در نخستين فرصت

اين افراد اگر امكاناتشان اجازه مى دهد بايد در نخستين فرصت ازدواج كنند حتى اگر امكانات آنها «تنها» براى انتخاب نامزد (البتّه نامزد مشروع كه عقد شرعى آن اجرا شده باشد) فراهم است بايد اين فرصت را نيز از دست ندهند.

خلاصه ازدواج تأثير قابل توجّهى در مبارزه با اين انحراف جنسى دارد و در صورتى كه دامنهة توقّعات را كوتاه و تشريفات زايد و بيجا را از آن حذف كنند كارى است بسيار سهل و ساده و آسان، ولى متأسفانه يك سلسله اوهام و قيود غلط، دست و پاى غالب طبقات را - اعم از تحصيل كرده و بى سواد - در اين قسمت بسته است.

بعضى از جوانان معتاد از ازدواج وحشت دارند، ولى اين وحشت كاملا بى اساس است زيرا با به كار بستن دستورها هم ترك اين اعتياد آسان است و هم پيروزى در تمام مراحل ازدواج و زناشويى.

 

7- تلقين و تقويت اراده

«تلقين» نيز در مبارزه با اين عادت رُل مهمى را بازى مى كند.

افراد معتاد بايد مرتباً به خود تلقين كنند كه به خوبى قادر هستند اين عادت زشت را ترك گويند.

براى اين كه تلقين در آنها اثر قوى و سريع ببخشد آن طور كه يكى از اطباى روانشناس دكتر «ويكتور پوشه فرانسوى» مى گويد: - بايد تلقين را به صورت زير چندين روز پشت سر هم ادامه دهند - همه روز در محل آرامى كه چيزى فكر آنها را به خود مشغول نسازد، فكر خود را متمركز ساخته و با كلمات شمرده و محكم اين جمله را تكرار كنند: «من به خوبى قادر هستم اين عادت بد را از خود دور كنم، من قادرم»! تكرار اين تلقين ساده اثر عجيبى در تقويت روحيه و ترك اين عادت و هر عادت بدى دارد. (مى توانيد آزمايش كنيد).

علاوه بر اين بايد براى تقويّت اراده از مطالعه كتاب هاى روانى كه براى تحكيم و رشد شخصيت و تقويت اراده نوشته شده است غفلت نورزند، زيرا همان طور كه دانستيم - و همه معتادانى كه موفق به ترك اين عادت بد و ساير اعتيادهاى ناپسند شده اند اعتراف دارند - نخستين گام در اين راه «اراده و تصميم» است.

* * *

 8- پرهيز كامل

از معاشرت و همنشينى با افراد منحرف و مبتلا به اين عادت بد، در همه اوقات مخصوصاً دوران مبارزه، بايد به طور مطلق دورى جست همان طور كه از مبتلايان به «وبا» فرار مى كنند. علاوه بر اين بايد زيان ها و عواقب دردناك و مرگبار اين عمل را هرگز از خاطر خود دور ندارند و هرگز گوش به سخنان وسوسه انگيز اين و آن ندهند.

نقش معاشران بد و فاسد در ابتلاى به اين انحراف، و ادامه آن، بسيار عجيب است آنها براى اين كه كمتر احساس گناه و بدبختى كنند سعى دارند افراد ديگرى را نيز مبتلا سازند و به سرنوشت غم انگيز خود گرفتار نمايند، لذا همواره مى كوشند با سخنان وسوسه انگيز اين عمل شوم و زشت را لذت بخش و كم ضرر جلوه دهند، ولى جوانان بيدار هرگز در دام وسوسه هاى شيطانى آنها نمى افتند.

* * *

 9- تقويت عمومى و رژيم غذايى

داشتن يك رژيم غذايى كامل و سالم كه موجب تقويت عمومى بدن گردد نيز در مبارزه با اين عادت كه در بسيارى از مواقع از ضعف اعصاب سرچشمه مى گيرد و يا خود عامل ضعف اعصاب است تأثير قابل توجّهى دارد.

استحمام با آب سرد (البتّه در مواقعى كه وضع هوا اجازه مى دهد) و سپس ماساژ دادن بدن با حوله نيز كمك مؤثرى به اين گونه افراد مى تواند بنمايد.

همچنين اين گونه افراد بايد به شدت از پوشيدن لباس هاى تنگ و چسبان كه عامل مؤثّرى براى تحريك مصنوعى است بپرهيزند، اين گونه لباس ها اصولا براى همه جوانان زيان بخش و حتى گاهى خطرناك است هم به نمو و رشد طبيعى جسم آنها صدمه مى زند و هم وسوسه انگيز و تحريك آميز است.

* * *

 10- استمداد از نيروى ايمان و عقايد مذهبى

نيروى ايمان و عقيده مذهبى مى تواند بزرگ ترين كمك را به اين مبتلايان كند و آنها را به زودى از چنگال اين عادت بد نجات بخشد.

اين گونه افراد هرگز نبايد خود را يك فرد نفرين شده و مطرود درگاه خداوند بدانند. بلكه بايد به لطف خداوند بزرگ كاملا اميدوار باشند و هنگام نماز و پس از نماز كه سر به سجده گذاشته و با آفريننده مهربان و بخشنده خود راز و نياز مى كنند با تمام دل و جان و با تمام ذرات وجود خويش از او بخواهند كه آنها را در ترك اين عادت زشت يارى كند و از چنگال آن برهاند و مطمئناً هرگاه با جان و دل به او توجّه نمايند، لطف خداوند مهربان به يارى آنها خواهد شتافت و در اين مبارزه حياتى پيروز خواهند شد.

و نيز بايد در همه جا و در همه حال او را حاضر و ناظر بدانند و هرگز به خود اجازه ندهند در پيشگاه مقدّس او دست به چنين كار خلافى بزنند.

ما اطمينان كامل داريم اگر مبتلايان دستورهاى بالا را دقيقاً فقط براى يك ماه به كار بندند از شر اين انحراف رهايى خواهند يافت.

پايان

نمونه اى از قضاوت خوانندگان

 

نامه هاى بسيار زياد و تكان دهنده در مورد اين كتاب به ما رسيده كه فقط يك نمونه آن را بدون هيچ گونه تغيير و حتّى بدون ويرايش در اختيار خوانندگان عزيز قرار مى دهيم.

 

به نام خداوند متعال

به نام خداوندى كه جوانان را آفريد و به نام خداوندى كه تمام انسان ها را پاك آفريد.

اجازه بدهيد همان طور كه قول داده بودم و بدون مقدّمه سرگذشت خود را برايتان ذكر نمايم تا در اختيار جوانان قرار گيرد:

من جوانى هستم 19 ساله. در نوجوانى بسيار علاقه مند به قرآن و امام عزيزمان (ره) بودم و هم اكنون نيز مى باشم. در اين دوران (نوجوانى) از نگاه كردن به نامحرم بسيار نفرت داشتم و آن را گناه فراوان مى پنداشتم و اصلا نگاه بد نمى كردم.

از موقعى كه پا به دوران بلوغ گذاشتم و وارد دبيرستان شدم تغييرى در من ايجاد شد و كم كم شيطان در من نفوذ نموده و مرا از راه راست منحرف كرد به طورى كه نگاه كردن به نامحرم برايم عادى شده بود. با دوستان بد آشنا شدم و آنان نيز مرا به عادتى كه 4 سال دامنگير من بود اُنس دادند. 4 سال دبيرستان اين عادت شوم جنسى را ادامه دادم و اُفت تحصيلى غير قابل انكارى در من به وجود آمد كه كاملا قابل احساس بود. در دوران راهنمايى شاگرد ممتاز كلاس بودم ولى دبيرستان بدون باور تجديدى آوردم. 4 سال از خداوند دور ماندم، 4 سال فرد پستى بودم، 4 سال از خود نيز غافل بودم. در طى اين 4 سال همه چيز خود را از دست دادم و از جمله سلامتى ام را. تمام علائم اين عمل در من ظاهر شد: لاغرى بدن، سستى بدن، كم خونى، كم شدن حافظه، كم شدن هوش، لرزش دست، ضعيف شدن چشم و...

سال چهارم دبيرستان از خواب غفلت بيدار شدم و مى كوشيدم كه اين عمل را ترك نمايم ولى سعى ام بى فايده بود. 2 الى 3 روز تحمّل مى كردم ولى باز نمى توانستم نجات پيدا كنم و دوباره اين عمل شوم را انجام مى دادم. تابستان 70 تمام تلاش خود را براى ترك اين عمل كردم ولى نمى توانستم اين عمل را ترك كنم. به خداوند و امامان معصوم و امامزاده ها پناه آوردم و به تلاوت قرآن قبل از اذان گوش مى دادم و گريه مى كردم. در آن لحظات مى خواستم خون گريه كنم ولى قطره اشكى بر گونه هايم نمى باريد. مى خواستم درد دل كنم امّا با چه كسى؟

در همان لحظه تلاوتِ قرآن با خداوند صحبت مى كردم و از او كمك مى خواستم و تا 2 الى 3 روز اين عمل را انجام نمى دادم ولى بعد از 3 روز به اين عمل دست مى زدم، سپس گريه مى كردم و به حمّام مى رفتم و غسل مى نمودم و دوباره تصميم مى گرفتم اين عمل را انجام ندهم. نمى دانيد در آن لحظاتى كه اين عمل را انجام نمى دادم يا تصميم در ترك اين عمل مى گرفتم چه احساسى داشتم؟ آن قدر خوشحال بودم كه گويا خداوند تمام گناهانم را بخشيده است!؟ ولى لعنت بر شيطان...

خلاصه هر روز غروب نزديك اذان به تلاوت قرآن گوش فرا مى دادم و همراه آن گريه مى كردم و از خداوند كمك مى خواستم و به او پناه مى آوردم و بعد از اذان، نماز مى خواندم و دعا مى كردم كه خداوند تمام جوانانى را كه معتاد به اين عمل هستند نجات دهد از جمله خودم.

به دوستان خود نگاه مى كردم كه چه پيشرفت هايى داشتند ولى من بر عكس، سير نزولى را طى مى كردم. در كنكور سال 70 پذيرفته نشدم و علّت را همين اعتياد مى دانستم. لطف خداوند هيچ گاه بر روى بنده اش بسته نمى شود. بله، بالاخره خداوند لطفى در حق من نمود و يك روز در كتابخانه با كتابى به نام «مشكلات جنسى جوانان» آشنا شدم و آن را خريدارى نمودم. اين كتاب، همان كتاب نجات بود، همان كتابى كه مرا از مرگ پستى نجات داد، همان كتابى كه بيشتر جوانان را نجات مى دهد و به طور حتم كتابى كه اگر جوانان به دستورات آن عمل كنند از اين اعتياد نجات پيدا مى كنند. خدا را شكر مى كنم كه لطفى در حق اين بنده پست و حقير نمود و او را از مرگ حتمى و مرگ همراه با پستى نجات داد.

تمام مطالب كتاب را خواندم و دستورات ده گانه آن را موبه مو اجرا كردم و در ضمن اجراى دستورات كتاب، نماز را به موقع و سروقت مى خواندم و بعد از نماز دعا مى كردم كه خداوند تمام جوانان معتاد به اين عمل را نجات دهد و آية الكرسى را آن قدر در روزهاى متوالى تكرار مى كردم كه از حفظ شده و تا فكر گناه به سرم مى آمد آية الكرسى را مى خواندم و تأثير آن را به وضوح و آشكار ملاحظه مى نمودم.

در ضمن دو آيه «وَاِذا فَعَلُوا فاحِشَةً اَوْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ، ذَكَرُو

الله، فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبُ اِلاّ الله، وَلَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ». و «اِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوا اِذا مَسَّهُمْ طائفُ مِنَ الشَّييْطانِ تَذَكَّرُوا فَاِذاهُمْ مُبْصِرُونَ». را در همان موقع مى خواندم و به طور كلّى اين فكرهاى فلاكت بار از ذهنم خارج مى شد. خواندن اين دو آيه بسيار مؤثّر مى باشد.

ابتدا تصميم گرفتم، سپس از نگاه كردن به زنان و دختران چشم پوشيدم (بسيار مهم است) و برنامه اى فشرده در طول روز ترتيب مى دادم كه اصلا وقت براى اين كار نداشته باشم و... كه مو به مو و كامل در كتاب «مشكلات جنسى جوانان» توضيح داده شده است. اوّلين بار ايمانم را قوى كردم و از خداوند كمك خواستم كه مهم تر از بقيه مى باشد. من به آن جمله اى كه در آخر اين كتاب ذكر شده بود ايمان داشتم:

«ما اطمينان كامل داريم جوانان اگر يك ماه دستورات كتاب را اجرا كنند از اين اعتياد نجات پيدا مى كنند».

خلاصه بعد از چند بار تصميم گرفتن موفق شدم كه اين عمل را ترك كنم و نجات يابم و الآن كه اين نامه را مى نويسم

دو ماه از ترك اين عمل مى گذرد. نمى دانيد وقتى يك ماه تمام شد چه احساسى داشتم و چقدر خوشحال بودم، دو ركعت نماز شكر خواندم و تا الان نيز دو ركعت نماز شكر مى خوانم و از خداوند مى خواهم كه اين احساس را در تمام جوانان معتاد جنسى ايجاد كند (ان شاءالله).

جوانانى كه به اين عمل دست مى زنند اگر بدانند كه چه عواقب شوم و تاريكى آنها را دنبال مى كند و آنها را هلاك خواهد كرد، اگر تصميم بگيرند كه آن را ترك كنند و دستورات كتاب نامبرده را اجرا كنند مطمئن باشند كه بعد از يك ماه اجراى دستورات و دست نزدن به اين عمل حتماً نجات پيدا خواهند كرد و آن احساس را به دست خواهند آورد. (ان شاءالله)

دلم مى خواهد فرياد بكشم و به تمام انسان ها بگويم من از مرگ نجات پيدا كردم، نه از مرگِ حق، از مرگ همراه با پَستى و بدبختى.دلم مى خواهد خون گريه كنم، نه گريه حاكى از شكست،گريه خوشحالى و پيروزى كه از ته دل بيرون آيد.

دلم مى خواهد به طبيعت بنگرم، زيرا آن قدر زيبا شده است كه حدّ ندارد.

دلم مى خواهد با خانواده بيشتر حرف بزنم و بخندم، زيرا تا دو ماه پيش چنين خنده اى كه از ته دل است در لبانم ظاهر نشده بود و خيلى كم حرف مى زدم.

خدايا تو را شكر مى كنم كه لطفت را از بنده اى كه از تو دور مى شد، دريغ نداشته اى.

خدايا تو را شكر مى كنم كه حقيقت را به من نشان دادى و كمك كردى به حقيقت بپيوندم.

جوانان عزيز! آينده سازان كشور! بكوشيد اگر پاك هستيد، هميشه پاك باشيد و اگر پاك نيستيد، پاك شويد و كتاب «مشكلات جنسى جوانان» را مطالعه نماييد و دستورات را اجرا كنيد، مطمئن باشيد اگر معتاد هستيد نجات پيدا خواهيد كرد و بايد مطمئن باشيد زيرا در لحظات آخر نجاتم چنان اميدى در من ايجاد شده بود كه مى دانستم حتماً نجات پيدا خواهم كرد.

جوانان عزيز! اگر تصميم گرفتيد كه اين عمل را ترك كنيد و نتوانستيد، دوباره تصميم بگيريد و اصلا نااميد نشويد و نگوييد كار از كار گذشته، نه اگر خيلى هم به اين عمل دست زده ايد ولى با تصميم هاى مكرّر مى توانيد حتماً پيروز شويد. آن قدر تصميمتان را تجديد كنيد تا شاهد پيروزيتان باشيد

ان شاءالله و حتماً شاهد خواهيد بود. تصميم بعدى را محكم تر بگيريد.

در ضمن، مطالعه كتاب «بهترين راه غلبه بر نگرانى ها و نااميدى ها» مفيد و سودمند است. (انتشارات نسل جوان).

* * *

و امّا شما اى مردان پاك! شما كه با چاپ كردن اين كتاب ها، جوانان زيادى را از مرداب هاى خطرناك نجات داديد و نجات مى دهيد مى دانم كه احتياج به سپاسگزارى ما جوانان نداريد ولى اجر و مزدتان را از خداوند منّان دريافت خواهيد كرد.

خدايا، ما جوانان را كمك و مدد كن كه در ترك اين اعتياد پيروز و سربلند بيرون آييم.

خدايا ما جوانان را راهنمايى فرما كه بدانيم آن قدر ارزش داريم كه نبايد تن به كارهاى خلاف بدهيم و نبايد نگاه آلوده به نامحرم بكنيم، زيرا با اين كارها خيلى كوچك و پست مى شويم.

خدايا مى دانم با انجام اين عمل حافظه و هوشم را بسيار از دست داده ام، از تو مى خواهم آن حافظه و هوش قبلى را در من پديدار نمايى و مطمئنم اگر به تو پناه آورم حتماً حافظه و هوش اوّليه ام را به دست خواهم آورد. پس به تو پناه مى آورم اى ارحم الراحمين.

خدايا خودت ما جوانانى كه اين عمل را ترك كرديم كمك كن تا ضررهاى قبلى را به راحتى جبران نماييم.

خدايا توبه اعمال گذشته ام را بپذير و كمكم كن كه ديگر به اين عمل جانسوز مبتلا نشوم و همه جوانانى كه مى خواهند مثل من روزى از زنجير طغيان اين غريزه نجات يابند، نجات ده كه تمام امور به دست خودت است.

خدايا به همه كسانى كه سعى در راهنمايى جوانان دارند مدد رسان و كمك كن كه بهتر بتوانند اين كار خداپسندانه را انجام دهند و آنها را وارد بهشت جاويد بگردان.

خدايا شكر، شكر، شكر، صد هزار مرتبه شكر.

خدانگهدار و التماس دعا

كوچك شما......